﻿1
00:00:45,583 --> 00:00:48,041
‫[این داستان تخیلی می‌باشد.
‫اسامی، شخصیت‌ها...

2
00:00:48,041 --> 00:00:50,500
‫کسب‌وکارها، اماکن و اتفاقات
‫حاصل تصورات نویسنده است.]

3
00:00:52,416 --> 00:00:56,250
« زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in»

4
00:00:56,250 --> 00:00:57,750
‫خیلی قشنگ رقصیدی.

5
00:00:58,375 --> 00:01:00,166
‫اگه پیشنهاد رئیس ما رو قبول کنی

6
00:01:00,500 --> 00:01:04,000
‫و هفته‌ای یه بار بیای مهمانسرای ما،
‫کار بیشتری بهت می‌رسه.

7
00:01:04,041 --> 00:01:05,416
‫[سال 1999، راجاچاندراپورام]

8
00:01:20,583 --> 00:01:22,291
‫- لطفا همینجا نگه دار.
‫- هی! ماشینو نگه دار.

9
00:01:31,416 --> 00:01:32,666
‫تو برو خونه، منم زود میام.

10
00:01:36,833 --> 00:01:38,041
‫برو سمت مهمانسرا!

11
00:02:33,875 --> 00:02:34,875
‫لاچی، بیداری؟

12
00:02:41,875 --> 00:02:42,791
‫هی، لاچی؟

13
00:02:57,708 --> 00:02:58,666
‫لاچی...

14
00:03:26,000 --> 00:03:27,750
‫[پاسگاه پلیس راماچاندراپورام]

15
00:03:27,833 --> 00:03:29,208
‫- آقا؟
‫- هی! برو بیرون!

16
00:03:29,875 --> 00:03:32,708
‫چه مزخرفاتی!
‫باید پولو می‌گرفتی و خفه می‌شدی.

17
00:03:32,708 --> 00:03:34,500
‫- چرا اومدی اینجا؟
‫- حداقل شکایتمو ثبت کن.

18
00:03:34,500 --> 00:03:35,583
‫من هیچی ثبت نمی‌کنم!
‫برو بیرون!

19
00:03:35,750 --> 00:03:38,583
‫احمقا! هیچی تو کله‌شون نمی‌ره.

20
00:04:19,125 --> 00:04:22,958
‫[زمان حال]

21
00:05:57,375 --> 00:05:59,291
‫- صبح بخیر!
‫- صبح بخیر.

22
00:05:59,625 --> 00:06:01,125
‫انگار امروز دیرت شده.

23
00:06:01,250 --> 00:06:02,750
‫آره بابا، امروز حسابی دیر کردم.

24
00:06:02,875 --> 00:06:03,750
‫- فعلا.
‫- خداحافظ.

25
00:06:07,875 --> 00:06:09,916
‫بیا، این پودر مقدس رو بزن.

26
00:06:16,250 --> 00:06:17,000
‫وای خدای من!

27
00:06:17,666 --> 00:06:19,000
‫بازم خورشت؟

28
00:06:19,375 --> 00:06:22,166
‫خسته شدم از بس هی یه چیز تکراری خوردم.

29
00:06:22,250 --> 00:06:27,750
‫آره. تو هیچ وقت از نون خسته نمیشی.
‫اما غذای خونه خیلی خسته‌کننده‌ست.

30
00:06:36,750 --> 00:06:37,375
‫سلام.

31
00:06:43,791 --> 00:06:44,541
‫پخ!

32
00:06:44,625 --> 00:06:45,500
‫چه خبر؟

33
00:06:46,000 --> 00:06:47,500
‫هر روز همین عکس‌العمل رو داری!

34
00:06:47,666 --> 00:06:48,500
‫چطوری؟

35
00:06:48,625 --> 00:06:49,791
‫چقدر باثباتی!

36
00:06:50,125 --> 00:06:52,375
‫چرا دیروز جواب زنگمو ندادی؟
‫سرت شلوغ بود؟

37
00:06:52,625 --> 00:06:56,166
‫آبجی، من یه زندگی پرماجرا دارم.
‫تو نمی‌فهمی.

38
00:06:56,791 --> 00:06:58,041
‫حالا چرا زنگ زده بودی؟

39
00:06:58,541 --> 00:07:00,500
‫اون مطلبی که دیروز فرستادیم رو تایید کردن؟

40
00:07:00,750 --> 00:07:03,500
‫خب چه فرقی می‌کنه آخه؟

41
00:07:03,875 --> 00:07:05,666
‫آخرش همون کاری رو می‌کنیم
‫که اونا می‌خوان.

42
00:07:06,750 --> 00:07:08,625
‫آبجی. بیدار شو!

43
00:07:09,250 --> 00:07:11,666
‫بیا یه پادکست راه بندازیم.
‫رئیس خودمون می‌شیم.

44
00:07:12,250 --> 00:07:13,875
‫می‌تونیم هر جور دوست داریم ضبطش کنیم.

45
00:07:14,375 --> 00:07:16,541
‫من اطلاعات رو جمع می‌کنم، باشه؟

46
00:07:17,375 --> 00:07:18,375
‫همکار هم بشیم؟

47
00:07:21,416 --> 00:07:22,500
‫آبجی!

48
00:07:23,250 --> 00:07:24,375
‫حاضر! ساکت!

49
00:07:25,375 --> 00:07:28,416
‫سه، دو، یک! بریم!

50
00:07:29,791 --> 00:07:31,625
‫به برنامه «وحشت» خوش اومدین!

51
00:07:32,625 --> 00:07:35,166
‫برادرزاده‌ای که خاطرخواه زن‌عموش شده بود،
‫عموش رو کشت.

52
00:07:35,500 --> 00:07:37,541
‫چطور این علاقه به قتل ختم شد؟

53
00:07:38,041 --> 00:07:39,416
‫دلیلش چی بود؟ عشق.

54
00:07:39,750 --> 00:07:42,541
‫طبیعیه که یه برادرزاده
‫زن‌عموش رو دوست داشته باشه.

55
00:07:42,875 --> 00:07:45,291
‫اما اگه این قضیه خیلی پیش بره چی؟

56
00:07:45,666 --> 00:07:47,541
‫اگه از حدش بگذره چی؟

57
00:07:47,666 --> 00:07:50,666
‫اگه این صمیمیت
‫به جاهای باریک کشیده بشه...

58
00:07:51,041 --> 00:07:53,125
‫- آقا، این متن من نیست.
‫- کات، کات!

59
00:07:53,166 --> 00:07:55,791
‫خانم، آقای راویکانث این متن رو تایید کردن.

60
00:07:56,125 --> 00:07:58,125
‫وقت نداریم. ادامه بده.
‫همون چیزی که نوشته شده رو بخون.

61
00:07:58,125 --> 00:08:00,250
‫بعداً به نگرانی‌هات رسیدگی می‌کنیم.
‫لطفاً! ادامه بده.

62
00:08:05,750 --> 00:08:07,583
‫من چهار ساله اینجا کار می‌کنم.

63
00:08:07,583 --> 00:08:09,208
‫من یه روزنامه‌نگار شایسته‌ام، آقا.

64
00:08:09,583 --> 00:08:10,583
‫کی منکرش شد؟

65
00:08:10,958 --> 00:08:12,500
‫پس بذارین کارمو بکنم، آقا.

66
00:08:13,958 --> 00:08:16,708
‫چیزایی که ما روایت می‌کنیم
‫داستان‌های ساده‌ای نیستن!

67
00:08:16,958 --> 00:08:18,875
‫تو هر کدوم از این جنایت‌ها
‫یه نفر جونشو از دست داده.

68
00:08:19,083 --> 00:08:20,625
‫باید مردم رو آگاه کنیم.

69
00:08:20,958 --> 00:08:23,458
‫«عشق پنهانی...»
‫«کار به جاهای باریک ختم شد...»

70
00:08:23,583 --> 00:08:24,708
‫داریم چیکار می‌کنیم؟

71
00:08:25,500 --> 00:08:26,708
‫کافیه، ساندیا.

72
00:08:27,375 --> 00:08:28,583
‫دیگه تحمل نمی‌کنم.

73
00:08:40,375 --> 00:08:42,625
‫[اتاق نویسنده]

74
00:08:47,958 --> 00:08:49,333
‫خانم، قهوه.

75
00:08:50,833 --> 00:08:51,708
‫هی.

76
00:08:52,208 --> 00:08:53,083
‫بخور.

77
00:08:53,125 --> 00:08:54,750
‫دونه‌های مخصوص از بالیه.

78
00:08:57,083 --> 00:08:58,208
‫چرا نگرانی؟

79
00:08:58,625 --> 00:09:01,208
‫کارتو دوست نداشتی و استعفا دادی.
‫چرا اینقدر بهش فکر می‌کنی؟

80
00:09:01,750 --> 00:09:02,958
‫تو انتخابت رو کردی.

81
00:09:03,833 --> 00:09:04,833
‫چند نفر می‌تونن این کارو بکنن؟

82
00:09:05,083 --> 00:09:07,708
‫به من نگاه کن.
‫کار آی‌تی‌مو با یه کافی‌شاپ عوض کردم.

83
00:09:08,083 --> 00:09:11,208
‫می‌دونی، ما آخر ماه که باید
‫قسطامونو بدیم استرس می‌گیریم.

84
00:09:11,250 --> 00:09:12,500
‫و از تو همون اشتیاق...

85
00:09:12,583 --> 00:09:14,458
‫عمار، لطفاً سعی نکن بهم انگیزه بدی.

86
00:09:14,500 --> 00:09:15,458
‫حوصله ندارم.

87
00:09:15,500 --> 00:09:17,083
‫باشه.

88
00:09:18,000 --> 00:09:18,875
‫خوبه.

89
00:09:19,708 --> 00:09:21,083
‫برنامه‌ت برای بعد چیه؟

90
00:09:23,458 --> 00:09:24,958
‫می‌خوام یه پادکست راه بندازم.

91
00:09:26,208 --> 00:09:27,000
‫آره، آره.

92
00:09:27,333 --> 00:09:28,750
‫بالاخره! می‌دونستم.

93
00:09:28,958 --> 00:09:31,833
‫می‌تونم رئیس خودم باشم.
‫رو محتوا کنترل دارم.

94
00:09:32,500 --> 00:09:33,500
‫فکر کنم انجامش بدم.

95
00:09:33,625 --> 00:09:35,333
‫شروع کن! منتظر چی هستی؟

96
00:09:35,333 --> 00:09:36,583
‫تیم می‌خوای یا چی؟

97
00:09:38,250 --> 00:09:43,083
‫فکر نکنم به تیم نیاز داشته باشم.
‫فقط یه میکروفون و یه لپ‌تاپ.

98
00:09:44,833 --> 00:09:47,833
‫ولی یه همکار می‌خوام
‫که اطلاعاتو جمع کنه.

99
00:09:49,333 --> 00:09:51,958
‫در حالت ایده‌آل، کسی که
‫دو سال سابقه کارآموزی داشته باشه.

100
00:09:52,000 --> 00:09:54,208
‫- از کجا یه نفر رو پیدا کنم؟
‫- مرسی، آبجی.

101
00:09:54,375 --> 00:09:56,333
‫تبریک می‌گم بابی! قهوه امروز مهمون تو.

102
00:09:56,708 --> 00:09:58,583
‫آبجی! از حقوقم کم کن.

103
00:09:59,208 --> 00:10:00,083
‫خب. فعلاً، بچه‌ها.

104
00:10:01,458 --> 00:10:02,833
‫هی، گوشواره‌هام یادت نره.

105
00:10:03,208 --> 00:10:04,083
‫کدوم گوشواره‌ها؟

106
00:10:04,333 --> 00:10:06,125
‫هفته پیش گوشواره‌های طلامو
‫بهت دادم دیگه، نه؟

107
00:10:06,250 --> 00:10:07,208
‫عکسشو برات می‌فرستم.

108
00:10:07,250 --> 00:10:08,083
‫باشه، باشه.

109
00:10:08,333 --> 00:10:09,708
‫- خداحافظ، بابی!
‫- خداحافظ.

110
00:10:11,333 --> 00:10:17,375
‫حالا که همکار پادکست ردیف شد،
‫پست منو به عنوان شوهرت تایید کنیم؟

111
00:10:18,333 --> 00:10:21,000
‫نچ! اول مصاحبه رو قبول شو.
‫پس‌فردا تصمیم می‌گیریم.

112
00:10:22,208 --> 00:10:22,833
‫حتماً.

113
00:10:28,875 --> 00:10:32,458
‫الان که دیگه سشوار هست، این چیه؟
‫چشمام داره می‌سوزه.

114
00:10:33,125 --> 00:10:34,958
‫خوب چشماتو ببند.

115
00:10:35,583 --> 00:10:37,333
‫من حرفی در مورد طبقه اجتماعی زدم؟

116
00:10:37,833 --> 00:10:39,083
‫ساکت نموندم؟

117
00:10:39,750 --> 00:10:41,500
‫دو سال هم که کوچیکتره.

118
00:10:41,875 --> 00:10:43,833
‫هیچ‌کس به حرفای من اهمیت نداد!

119
00:10:43,958 --> 00:10:46,458
‫باشه مامان‌بزرگ، بدون تو میریم.

120
00:10:46,500 --> 00:10:48,583
‫اوه! چرا نیام؟

121
00:10:48,708 --> 00:10:50,458
‫مگه پریانکا با نیک جکسون ازدواج نکرد؟

122
00:10:50,875 --> 00:10:52,458
‫مگه تندولکار با آنجلی ازدواج نکرد؟

123
00:10:53,000 --> 00:10:55,458
‫چاره‌ای جز همراه شدن
‫با این دوره زمونه نیست.

124
00:10:55,625 --> 00:10:56,833
‫باید خودمون رو به روز کنیم.

125
00:10:56,833 --> 00:10:59,125
‫- هنوز حاضر نشدی؟
‫- تموم شد.

126
00:10:59,208 --> 00:11:01,125
‫- زود باش، مادرشوهر.
‫- پنج دقیقه دیگه.

127
00:11:01,250 --> 00:11:03,333
‫این النگوها رو بنداز.
‫تو موهاش گل بذار.

128
00:11:03,833 --> 00:11:06,333
‫سعی کن برای یه بارم که شده
‫مثل دخترا رفتار کنی.

129
00:11:09,625 --> 00:11:14,458
‫مگه برات گوشواره‌های بزرگ نگرفتم؟
‫چرا این کوچیکا رو انداختی؟

130
00:11:16,000 --> 00:11:17,500
‫جواب نمیده!

131
00:11:18,125 --> 00:11:19,250
‫- کی؟
‫- بابی.

132
00:11:19,958 --> 00:11:21,833
‫مگه همین نزدیکی‌ها زندگی نمی‌کنه؟
‫برو بیارشون.

133
00:11:21,875 --> 00:11:23,375
‫اون کِی صبح زود بیدار شده آخه!

134
00:11:23,708 --> 00:11:25,000
‫ولش کن. داره دیر میشه.

135
00:11:54,250 --> 00:11:55,750
‫این رفتارای عجیب چیه؟

136
00:11:56,625 --> 00:11:57,875
‫مامانم گفت خجالتی بازی دربیارم.

137
00:11:59,625 --> 00:12:01,750
‫چرا کاری که بهت میاد رو نمی‌کنی؟

138
00:12:02,125 --> 00:12:03,000
‫بی‌خود.

139
00:12:21,916 --> 00:12:23,000
‫خاله، راضی به زحمت نبودیم.

140
00:12:23,625 --> 00:12:27,625
‫عزیزم!
‫این برای خوش‌آمدگویی به خونه ماست.

141
00:12:28,291 --> 00:12:29,416
‫بگیرش. بندازش.

142
00:12:31,500 --> 00:12:32,250
‫خوشت اومد؟

143
00:12:34,500 --> 00:12:36,500
‫میشه باهات بیام سر صحنه؟

144
00:12:37,375 --> 00:12:38,750
‫تا حالا نرفتم سر صحنه.

145
00:12:39,375 --> 00:12:40,750
‫هوم. حتما.

146
00:12:41,250 --> 00:12:42,541
‫می‌تونیم دوستات رو هم دعوت کنیم.

147
00:12:44,791 --> 00:12:46,791
‫دوستی‌های دخترونه بعد از ازدواج کمرنگ میشن.

148
00:12:48,041 --> 00:12:49,791
‫من زود ازدواج کردم،

149
00:12:49,791 --> 00:12:53,791
‫قبل از اینکه واقعاً فرصتی
‫برای پیدا کردن دوستای صمیمی داشته باشم.

150
00:12:54,291 --> 00:12:56,000
‫بعد عمار به دنیا اومد،
‫و من شروع کردم به مراقبت ازش.

151
00:12:57,916 --> 00:12:59,625
‫زمان هم مثل برق و باد گذشت.

152
00:13:00,916 --> 00:13:03,625
‫من بعد از ازدواج با شما زندگی می‌کنم، خب؟
‫پس بیا با هم دوست باشیم.

153
00:13:10,625 --> 00:13:12,000
‫ما با اجازه‌تون مرخص میشیم.

154
00:13:13,875 --> 00:13:15,541
‫نگران بودم که اونا از یه طبقه دیگه باشن.

155
00:13:15,625 --> 00:13:16,875
‫ولی خانواده‌ی خوبین.

156
00:13:17,000 --> 00:13:18,166
‫این انتخاب ساندیاست.

157
00:13:22,416 --> 00:13:23,250
‫آقا...

158
00:13:23,875 --> 00:13:24,625
‫خانم!

159
00:13:24,750 --> 00:13:26,875
‫موضوع بابی‌ـه، خانم!

160
00:13:28,291 --> 00:13:29,500
‫خانم.

161
00:13:29,750 --> 00:13:31,750
‫باید بیاین، فوریه.

162
00:13:33,000 --> 00:13:34,125
‫فوریه، خانم.

163
00:13:34,250 --> 00:13:36,375
‫- تا رسیدم سر کار...
‫- ساندیا، صبر کن.

164
00:13:36,500 --> 00:13:38,000
‫نمی‌فهمم چی شده.

165
00:13:38,041 --> 00:13:39,375
‫- وایسا!
‫- لطفا بیا اینجا!

166
00:13:39,500 --> 00:13:40,666
‫- بفرمایید، خانم.
‫- وایسا.

167
00:13:40,666 --> 00:13:42,250
‫- آلیوِلو.
‫- ساندیا، صبر کن.

168
00:13:43,125 --> 00:13:44,500
‫ساندیا! کجا میری؟

169
00:13:45,375 --> 00:13:46,250
‫ساندیا، صبر کن.

170
00:14:08,291 --> 00:14:09,708
‫[پلیس تلانگانا]

171
00:14:10,541 --> 00:14:13,541
‫دیشب دو نفر تو محله برینداوان کشته شدن.

172
00:14:13,666 --> 00:14:16,791
‫این زوج غرق توی خونه بودن
‫که یه غریبه بهشون حمله می‌کنه.

173
00:14:16,833 --> 00:14:21,083
‫به دختره تعرض می‌کنه و می‌کشتشون.

174
00:14:21,291 --> 00:14:23,166
‫تحقیقات پلیس در جریانه.

175
00:14:25,458 --> 00:14:28,916
‫افسر پرونده اینجاست.
‫بذارین از خودش بشنویم.

176
00:14:29,166 --> 00:14:31,041
‫- جناب، بهمون بگین چی شده؟
‫- یک لحظه.

177
00:14:31,041 --> 00:14:33,333
‫- جناب، مظنونی هم دارین؟
‫- برید کنار، برید کنار.

178
00:14:33,416 --> 00:14:34,166
‫جناب...

179
00:14:37,041 --> 00:14:38,291
‫هی، تو کی هستی؟

180
00:14:38,541 --> 00:14:40,833
‫عرفان! مگه نمی‌دونی
‫نباید صحنه جرم رو آلوده کنی؟

181
00:14:40,916 --> 00:14:41,541
‫آقا.

182
00:14:41,583 --> 00:14:42,458
‫بیرونشون کن.

183
00:14:43,666 --> 00:14:44,708
‫خانم، لطفا.

184
00:14:50,458 --> 00:14:53,583
‫- پلیس داره کارشو می‌کنه...
‫- می‌تونین ببینین که تحقیقات ادامه داره...

185
00:14:53,625 --> 00:14:55,750
‫- همه‌جا رو دقیق بگردین.
‫- حتما، آقا.

186
00:14:56,208 --> 00:14:57,208
‫به خانواده‌ش خبر دادین؟

187
00:14:57,458 --> 00:15:00,000
‫خبر دادیم، آقا.
‫تو راهن.

188
00:15:00,333 --> 00:15:02,083
‫ایشون اولین نفریه
‫که جنایت رو گزارش داده.

189
00:15:03,458 --> 00:15:05,958
‫- شما اول از همه دیدینش؟
‫- نه، خدمتکار دید.

190
00:15:06,583 --> 00:15:07,750
‫پس شما اینجا چیکار می‌کنین؟

191
00:15:08,250 --> 00:15:09,625
‫بابی دوست منه.

192
00:15:10,583 --> 00:15:13,000
‫مجری برنامه تلویزیونی «وحشت»ـه.

193
00:15:15,125 --> 00:15:15,958
‫اوه!

194
00:15:16,708 --> 00:15:18,208
‫جنایت‌های واقعی رو هم پوشش میدین؟

195
00:15:19,833 --> 00:15:21,500
‫ما یه پرونده داریم که باید حلش کنیم.
‫لطفا برید.

196
00:15:21,875 --> 00:15:24,000
‫وگرنه چطور می‌تونین برنامه رو اجرا کنین؟

197
00:15:26,333 --> 00:15:27,125
‫جناب...

198
00:15:27,333 --> 00:15:30,208
‫سرنخی پیدا کردین؟
‫قتل‌ها چطور اتفاق افتادن؟

199
00:15:30,208 --> 00:15:31,333
‫- یکی یکی.
‫- آقا.

200
00:16:10,208 --> 00:16:13,333
‫تاریخ تقویم‌ها عوض شده،
‫ولی طرز فکر پلیس چی؟

201
00:16:14,000 --> 00:16:16,833
‫این همه اتفاق افتاده،
‫ولی انگار عین خیالشون نیست.

202
00:16:16,833 --> 00:16:17,833
‫دارن چیکار می‌کنن؟

203
00:16:17,833 --> 00:16:20,958
‫یعنی این پرونده هم مثل بقیه
‫به دست فراموشی سپرده میشه؟

204
00:16:21,708 --> 00:16:22,583
‫- آقا.
‫- بله؟

205
00:16:23,208 --> 00:16:24,250
‫چه خبره، راجیو؟

206
00:16:24,458 --> 00:16:25,875
‫کی داره اینا رو به رسانه‌ها لو میده؟

207
00:16:26,333 --> 00:16:27,958
‫بهتره همین الان قضیه رو روشن کنی!

208
00:16:28,500 --> 00:16:29,458
‫- چشم، آقا.
‫- برو ببینم.

209
00:16:30,083 --> 00:16:30,875
‫هوم.

210
00:16:32,708 --> 00:16:33,458
‫لعنتی.

211
00:17:05,750 --> 00:17:07,250
‫انتظارشو نداشتم اینطوری بشه.

212
00:17:09,708 --> 00:17:11,833
‫کاش اون روز از شهر بیرون نمی‌رفتیم.

213
00:17:14,708 --> 00:17:15,458
‫عرفان...

214
00:17:16,625 --> 00:17:18,083
‫- دوربینای مداربسته رو چک کن.
‫- چشم، آقا.

215
00:17:34,500 --> 00:17:35,958
‫گزارش‌های پزشکی قانونی زود آماده شدن.

216
00:17:38,583 --> 00:17:39,875
‫- ساندیا، درسته؟
‫- بله، آقا.

217
00:17:40,375 --> 00:17:41,833
‫حل کردن این پرونده زمان می‌بره.

218
00:17:42,458 --> 00:17:45,125
‫اگه انقد من رو تعقیب نکنی،
‫کارمو انجام میدم.

219
00:18:00,083 --> 00:18:02,875
‫آبجی! پادکست بهترین راه
‫برای تعریف کردن داستان‌های جنایی واقعیه.

220
00:18:03,375 --> 00:18:04,458
‫رئیس خودمون می‌شیم.

221
00:18:04,750 --> 00:18:07,208
‫هیچ‌کس نمی‌تونه مثل ما حقیقت رو بگه.

222
00:18:07,583 --> 00:18:09,583
‫پس لطفاً، بیا پادکست رو شروع کنیم.

223
00:18:17,375 --> 00:18:18,750
‫خانم، آقا می‌خوان شما رو ببینن.

224
00:18:20,625 --> 00:18:22,875
‫می‌دونم استعفا دادی.
‫یه تصمیم از روی عصبانیت بود.

225
00:18:23,958 --> 00:18:27,833
‫تو چهره‌ی ستاره‌ی برنامه «وحشت» بودی.

226
00:18:28,458 --> 00:18:29,583
‫این تاثیریه که از خودت به جا گذاشتی.

227
00:18:30,333 --> 00:18:31,375
‫برگرد سر کار، ساندیا.

228
00:18:32,333 --> 00:18:34,458
‫هر مشکلی که داشتی،
‫حلش می‌کنیم.

229
00:18:42,375 --> 00:18:44,083
‫قتل از نوع نسل زد!

230
00:18:44,458 --> 00:18:48,083
‫دو تا جوون جونشون رو
‫توی این راه از دست دادن.

231
00:18:48,375 --> 00:18:52,333
‫اگه بخوایم وارد جزئیات بشیم،

232
00:18:52,458 --> 00:18:59,250
‫اونا از ابزارهایی استفاده کردن که
‫باعث مرگشون شد.

233
00:18:59,583 --> 00:19:00,708
‫یه غریبه...

234
00:19:02,958 --> 00:19:07,833
‫آیا این زوج مقصرن؟
‫یا غریبه‌ای که کنترلش رو از دست داده؟

235
00:19:08,375 --> 00:19:09,583
‫مشکل من همینه!

236
00:19:11,125 --> 00:19:12,833
‫بابی فقط دوست من نبود.

237
00:19:13,250 --> 00:19:15,250
‫چهره‌ای بود که هر روز می‌دیدیش.

238
00:19:16,458 --> 00:19:18,750
‫یعنی برای شما فقط یه مقاله خبری جنجالیه؟

239
00:19:19,208 --> 00:19:21,958
‫ما چه فرقی با این
‫برنامه‌های خبری بی‌احساس داریم؟

240
00:19:22,208 --> 00:19:23,250
‫پس همدردیمون کجاست؟

241
00:19:23,750 --> 00:19:25,583
‫حق با توئه! همش برای آمار بازدیده.

242
00:19:26,208 --> 00:19:27,750
‫اما، ساندیا، بذار یه سوال ازت بپرسم.

243
00:19:28,833 --> 00:19:31,208
‫مردم می‌خوان
‫برنامه‌ای که من پخش می‌کنم رو ببینن؟

244
00:19:31,958 --> 00:19:34,833
‫یا من چون مخاطبمو می‌شناسم
‫دارم نشونش میدم؟

245
00:19:34,958 --> 00:19:35,750
‫کدومش درسته؟

246
00:19:37,458 --> 00:19:39,208
‫برای من، بازدید بیشتر یعنی پول بیشتر.

247
00:19:40,375 --> 00:19:42,208
‫بازدید بیشتر یعنی محبوبیت بیشتر برای تو.

248
00:19:42,958 --> 00:19:44,708
‫و بعد از این برنامه‌ت چیه؟

249
00:19:49,708 --> 00:19:51,083
‫دارم یه پادکست راه میندازم.

250
00:19:51,833 --> 00:19:54,833
‫می‌خوای این برنامه رو ول کنی
‫بری پادکست بسازی؟ کی قراره گوش بده؟

251
00:19:56,000 --> 00:19:59,083
‫آمار و ارقام برام مهم نیست.
‫می‌خوام در مورد جنایت‌های واقعی حرف بزنم.

252
00:19:59,750 --> 00:20:00,583
‫این هدف منه.

253
00:20:55,541 --> 00:20:57,166
‫به برنامه «چیکاتیلو» خوش اومدین
‫(در تاریکی).

254
00:20:58,125 --> 00:21:00,125
‫یه پادکست که
‫داستان‌های جنایی واقعی رو بررسی می‌کنه.

255
00:21:01,125 --> 00:21:02,625
‫بابی کارآموز من بود.

256
00:21:03,541 --> 00:21:05,041
‫اون منو مثل خواهر بزرگترش می‌دونست.

257
00:21:06,041 --> 00:21:07,291
‫پر از انرژی بود.

258
00:21:08,875 --> 00:21:12,000
‫آرزوهای بزرگی داشت.
‫خیلی کارا بود که می‌خواست انجام بده.

259
00:21:12,666 --> 00:21:14,541
‫اون منو تشویق کرد که این پادکست رو بسازم.

260
00:21:15,916 --> 00:21:19,041
‫الان دارم این کارو می‌کنم.
‫ولی خودش نیست که بهش گوش بده.

261
00:21:22,125 --> 00:21:23,791
‫به محض اینکه وارد صحنه جرم شدیم...

262
00:21:23,833 --> 00:21:26,916
‫شوکه شدم و
‫با خودم گفتم کی ممکنه این کارو کرده باشه.

263
00:21:46,750 --> 00:21:48,791
‫فکر می‌کردم خوب می‌شناسمش.

264
00:21:49,208 --> 00:21:53,166
‫اصلاً فکرشم نمی‌کردم داستان عشقشون
‫اینقدر ناگهانی تموم بشه.

265
00:22:46,708 --> 00:22:51,583
‫با بررسی‌هایی که از صحنه جرم داشتم،
‫گردنبند بابی گم شده بود.

266
00:22:52,208 --> 00:22:53,833
‫با پلیس هم چک کردم.

267
00:22:54,500 --> 00:22:56,583
‫این آخرین عکس دونفره ما بود.

268
00:22:57,375 --> 00:23:00,625
‫گوشواره‌ها و گردنبند
‫از روی جسد برداشته شدن.

269
00:23:01,875 --> 00:23:05,250
‫تو خونه یا صحنه جرم پیدا شدن؟

270
00:23:06,708 --> 00:23:07,958
‫آقا، اینو ببینین.

271
00:23:08,458 --> 00:23:10,333
‫هیچ گزارشی مبنی بر گم شدن گردنبند نداریم.

272
00:23:14,708 --> 00:23:16,000
‫به زور وارد شده؟

273
00:23:16,458 --> 00:23:17,708
‫ورودی‌ها رو چک کردیم.

274
00:23:18,833 --> 00:23:19,833
‫به زور وارد نشده.

275
00:23:20,375 --> 00:23:23,625
‫اما، اون همه چیزای باارزش تو خونه بوده.

276
00:23:24,583 --> 00:23:26,125
‫فقط گردنبند رو برداشته؟

277
00:23:26,958 --> 00:23:28,333
‫به نظر میاد تو لحظه آخر تصمیم گرفته.

278
00:23:29,583 --> 00:23:31,083
‫مدرک دیگه‌ای هم پیدا کردین؟

279
00:23:33,583 --> 00:23:34,666
‫اینو از کجا پیدا کردین؟

280
00:23:34,666 --> 00:23:36,583
‫این رد پای گلی
‫روی دیوار پشتی پیدا شد.

281
00:23:37,333 --> 00:23:38,916
‫نمی‌شه مجرم رو بر اساس این شناسایی کرد.

282
00:23:46,250 --> 00:23:47,125
‫نگهبان؟

283
00:23:49,000 --> 00:23:51,875
‫از زن نگهبان جوگولو، در موردش پرسیدیم.

284
00:23:52,583 --> 00:23:55,458
‫فهمیدیم که اون از زمان قتل غیبش زده!

285
00:23:57,208 --> 00:23:59,625
‫این کار یه عاشق طرد شده نیست.

286
00:23:59,833 --> 00:24:01,083
‫قتل از روی احساس هم نیست.

287
00:24:01,375 --> 00:24:05,958
‫این یه قتل با برنامه‌ریزی
‫و اجرای دقیق بوده.

288
00:24:11,250 --> 00:24:14,833
‫مجرم هر چقدر هم که حرفه‌ای باشه،
‫بالاخره اشتباه می‌کنه.

289
00:24:15,375 --> 00:24:17,250
‫و همون اشتباه باعث دستگیریش میشه.

290
00:25:14,083 --> 00:25:14,750
‫آقا!

291
00:25:15,458 --> 00:25:16,458
‫برو تو!

292
00:25:17,500 --> 00:25:21,250
‫آقا، کار من نبود. خواهش می‌کنم ولم کنین.

293
00:25:21,583 --> 00:25:23,750
‫پرونده بابی فقط یه خبر نیست.

294
00:25:24,583 --> 00:25:26,708
‫یه زنگ بیداری برای همه ماست.

295
00:25:27,250 --> 00:25:30,208
‫ساندیا نلوری هستم، خدانگهدارتون باشه.

296
00:25:32,750 --> 00:25:34,625
‫پرونده قتل نسل زد حل شد!

297
00:25:34,958 --> 00:25:39,625
‫پلیس علیه جوگولو،
‫نگهبان بابی، مدارکی پیدا کرده.

298
00:25:40,125 --> 00:25:47,375
‫این پرونده به زودی حل شد،
‫ اما نه به خاطر هوش پلیس....

299
00:25:47,958 --> 00:25:54,625
‫بلکه توسط ساندیا،
‫مجری برنامه‌های جنایی حل شد.

300
00:25:58,083 --> 00:25:59,833
‫تو هر کاری از دستت برمیومد کردی، ساندیا!

301
00:26:00,958 --> 00:26:04,333
‫قاتلش رو پیدا کردی.
‫به زندگیش یه پایان دادی.

302
00:26:06,625 --> 00:26:08,458
‫حرفایی که تو برنامه زدی چرت و پرت بود.

303
00:26:10,333 --> 00:26:11,458
‫اینا دخترای منن.

304
00:26:11,625 --> 00:26:14,250
‫بقیه دانشجوها تو دانشگاهش میگن
‫که اون دخترِ یه قاتله.

305
00:26:14,500 --> 00:26:16,583
‫ازش هی سوال می‌پرسن.

306
00:26:16,708 --> 00:26:19,333
‫ما رو بیرون کردن و گفتن بریم!

307
00:26:19,958 --> 00:26:22,000
‫مگه نگفتی اون قاتله؟

308
00:26:23,583 --> 00:26:24,833
‫کاری که اون کرد اشتباه بود.

309
00:26:25,708 --> 00:26:27,083
‫گردنبند رو دزدید.

310
00:26:27,708 --> 00:26:29,583
‫اشکالی نداره به خاطر دزدی مجازات بشه.

311
00:26:29,958 --> 00:26:33,708
‫اما کل خانواده دارن
‫به خاطر جرمی که اون نکرده مجازات میشن!

312
00:26:35,458 --> 00:26:37,375
‫مامان، بیا بریم!

313
00:26:52,208 --> 00:26:54,833
‫اجداد تو «رائو بهادرها» بودن.

314
00:26:55,208 --> 00:26:59,875
‫اما پدرت همه چیز رو تو شرط بندی باخت
‫و به زور این خونه رو نگه داشت.

315
00:27:00,250 --> 00:27:03,250
‫وقتی تازه عروس بودم...

316
00:27:03,333 --> 00:27:04,958
‫بس کن، مادربزرگ.

317
00:27:05,083 --> 00:27:06,250
‫چرا اینقدر کلافه‌ای؟

318
00:27:11,083 --> 00:27:11,708
‫الو.

319
00:27:14,958 --> 00:27:15,625
‫الو؟

320
00:27:18,750 --> 00:27:21,625
‫اسم‌ها برای آدما خیلی مهمن، مگه نه؟

321
00:27:23,458 --> 00:27:25,375
‫تو کی هستی؟
‫چی می‌خوای؟

322
00:27:25,625 --> 00:27:26,500
‫تو رو!

323
00:27:26,708 --> 00:27:28,583
‫اسم قشنگی داری.

324
00:27:29,083 --> 00:27:33,958
‫اولین پرتویی که آسمون رو روشن می‌کنه.
‫ساندیا.

325
00:27:35,708 --> 00:27:39,458
‫تو توضیح مرگ بابی خیلی خوب کار کردی!

326
00:27:39,708 --> 00:27:41,208
‫داستان خوبیه.

327
00:27:41,583 --> 00:27:44,958
‫اگه واقعی بود خیلی بهتر می‌شد.

328
00:27:45,750 --> 00:27:46,958
‫داستان‌های جنایی واقعی.

329
00:27:47,708 --> 00:27:51,833
‫اگه واقعاً می‌خوای حقیقت رو روشن کنی،
‫یه فرصت دیگه بهت میدم.

330
00:27:53,500 --> 00:27:56,083
‫به زودی یه جون دیگه رو می‌گیرم.
‫تو تاریکی.

331
00:27:56,375 --> 00:27:59,750
‫می‌تونی اسم منو مشخص کنی، ساندیا؟

332
00:28:06,375 --> 00:28:08,208
‫- جلسه دادگاه جوگولو فرداست، درسته؟
‫- آره.

333
00:28:08,208 --> 00:28:09,458
‫- وقتشو گرفتی؟
‫- بله، آقا.

334
00:28:09,583 --> 00:28:10,875
‫- همه چیز رو درست ارائه بده.
‫- چشم، آقا.

335
00:28:11,583 --> 00:28:14,708
‫یه تماس عجیب
‫از یه شماره ناشناس داشتم.

336
00:28:15,333 --> 00:28:17,458
‫تماس رو ضبط کردم.

337
00:28:18,333 --> 00:28:19,125
‫اینو گوش کن.

338
00:28:20,333 --> 00:28:24,333
‫اگه واقعاً می‌خوای حقیقت رو روشن کنی،
‫یه فرصت دیگه بهت میدم.

339
00:28:24,625 --> 00:28:28,000
‫به زودی یه جون دیگه رو می‌گیرم. تو تاریکی.

340
00:28:28,458 --> 00:28:31,625
‫می‌تونی اسم منو مشخص کنی، ساندیا؟

341
00:28:31,958 --> 00:28:34,375
‫- عرفان، تماس رو ردیابی کن.
‫- چشم، آقا.

342
00:28:35,500 --> 00:28:37,041
‫[موقعیت شناسایی شد]

343
00:29:03,083 --> 00:29:03,958
‫آقا، یواش‌تر.

344
00:29:14,583 --> 00:29:16,083
‫موقعیت اینجا تموم میشه.

345
00:29:31,833 --> 00:29:32,958
‫- عرفان.
‫- آقا.

346
00:29:53,583 --> 00:29:55,333
‫تو بودی زنگ زدی؟

347
00:30:03,708 --> 00:30:05,333
‫از گوشی یه پیرزن زنگ زده.

348
00:30:06,500 --> 00:30:08,208
‫اون درست نمی‌بینه.

349
00:30:10,083 --> 00:30:11,500
‫این تصادفی نیست، ساندیا.

350
00:30:12,000 --> 00:30:13,083
‫اون از ما جلوتره.

351
00:30:14,375 --> 00:30:15,500
‫قطعاً احمق نیست.

352
00:30:16,750 --> 00:30:19,000
‫ما با یه مجرم خیلی خطرناک طرفیم.

353
00:30:54,750 --> 00:30:58,875
‫یه غریبه زنگ می‌زنه میگه می‌خواد
‫یکی رو بکشه و تو هم چمدوناتو می‌بندی؟

354
00:31:01,208 --> 00:31:02,125
‫جوابمو بده!

355
00:31:02,458 --> 00:31:04,208
‫قبلاً دو بار بهت گفتم.

356
00:31:04,458 --> 00:31:07,083
‫صد بار بگو.
‫من نفهمیدم چی گفتی.

357
00:31:07,833 --> 00:31:09,833
‫تازه مگه به پلیس خبر ندادی؟

358
00:31:10,500 --> 00:31:12,625
‫حداقل نمی‌تونستی درخواست محافظ کنی؟

359
00:31:12,708 --> 00:31:14,458
‫اینم دو بار توضیح دادم.

360
00:31:15,458 --> 00:31:16,583
‫عمار...

361
00:31:16,750 --> 00:31:18,833
‫پلیس هنوز طرف رو پیدا نکرده.

362
00:31:19,208 --> 00:31:19,958
‫وای خدای من!

363
00:31:19,958 --> 00:31:21,708
‫- ساندیا! وایسا!
‫- ساندیا!

364
00:31:21,875 --> 00:31:23,125
‫اینقدر لجباز نباش.

365
00:31:23,458 --> 00:31:24,458
‫خاله...

366
00:31:24,833 --> 00:31:26,958
‫نگران نباش. من مراقبشم.

367
00:31:27,083 --> 00:31:29,250
‫مرتب بهتون زنگ می‌زنم.
‫حواسم بهش هست.

368
00:31:32,958 --> 00:31:33,833
‫باشه، خداحافظ. مراقب باشین.

369
00:31:37,958 --> 00:31:40,375
‫باباش هیچ وقت وقتی بهش نیاز داریم
‫خونه نیست!

370
00:31:41,125 --> 00:31:42,458
‫داره خیلی لجباز میشه!

371
00:31:46,708 --> 00:31:48,625
‫ببخشید که تو رو هم قاطی این ماجرا کردم.

372
00:31:49,625 --> 00:31:51,500
‫من مشکلی با قاطی شدن توش ندارم.

373
00:31:52,083 --> 00:31:53,333
‫اصلاً داریم کجا میریم؟

374
00:31:55,833 --> 00:31:57,875
‫امروز صبح یه تماس دیگه داشتم.

375
00:32:04,458 --> 00:32:05,583
‫خانم ساندیا هستین؟

376
00:32:05,708 --> 00:32:06,500
‫بفرمایید.

377
00:32:06,833 --> 00:32:09,208
‫اسم من وانیه.
‫دیروز پادکستت رو گوش دادم.

378
00:32:10,458 --> 00:32:13,583
‫منم مثل بابی یه قربانی‌ام.

379
00:32:21,833 --> 00:32:22,875
‫کجا زندگی می‌کنی؟

380
00:32:23,708 --> 00:32:25,333
‫چی؟ داریم میریم وانی رو ببینیم؟

381
00:32:53,625 --> 00:32:55,208
‫رستوران باید همین باشه.

382
00:33:02,500 --> 00:33:03,458
‫دنبال وانی می‌گردم.

383
00:33:04,583 --> 00:33:06,208
‫- مامان!
‫- بله! اومدم.

384
00:33:11,708 --> 00:33:12,458
‫من ساندیا هستم.

385
00:33:16,333 --> 00:33:17,875
‫می‌تونستیم تلفنی هم حرف بزنیم.

386
00:33:18,583 --> 00:33:21,875
‫حس کردم این چیزیه
‫که باید حضوری در موردش حرف بزنیم.

387
00:33:23,125 --> 00:33:25,708
‫ببخشید که ازت خواستم این همه راه بیای.

388
00:33:25,750 --> 00:33:26,750
‫مشکلی نیست.

389
00:33:29,625 --> 00:33:32,083
‫گفتی همون اتفاقی که برای بابی افتاد
‫برای تو هم افتاده.

390
00:33:32,458 --> 00:33:34,000
‫می‌تونی جزئیات بیشتری بهم بدی؟

391
00:33:38,833 --> 00:33:40,125
‫روز جشنواره‌ی «آتلاتادی» بود.

392
00:33:45,458 --> 00:33:51,458
‫بعد از دعا برای طول عمر شوهرم رفتم خونه.

393
00:34:02,000 --> 00:34:04,500
‫وای، بچه‌م! چی شده عزیزم؟

394
00:34:28,750 --> 00:34:30,208
‫هی، تو کی هستی؟ ولم کن!

395
00:34:39,250 --> 00:34:43,458
‫بعد از اینکه بهم تعرض کرد، تو موهام
‫گل یاس گذاشت و می‌خواست منو بکشه.

396
00:34:44,083 --> 00:34:49,208
‫صدای گریه بچه رو شنید، ترسید
‫و فرار کرد.

397
00:34:51,708 --> 00:34:54,083
‫به پلیس شکایت نکردی؟

398
00:34:55,708 --> 00:34:56,583
‫نه.

399
00:34:57,458 --> 00:35:03,833
‫به شوهرم گفتم چی شده...
‫و اون منو از خونه بیرون کرد.

400
00:35:05,208 --> 00:35:10,375
‫وقتی شوهر خودم پشتم واینستاد،
‫چه فایده‌ای داره به پلیس بگم؟

401
00:35:12,250 --> 00:35:15,708
‫اون موقع اینجور اتفاقا
‫تو این منطقه عادی بود.

402
00:35:16,625 --> 00:35:18,208
‫پلیس هیچ وقت جواب نمی‌داد.

403
00:35:20,833 --> 00:35:25,458
‫پسرم دلیل زنده بودن منه.
‫من فقط به خاطر اون زنده‌ام.

404
00:35:25,958 --> 00:35:27,958
‫اون پسرم، بوز هستش.

405
00:35:34,666 --> 00:35:36,333
‫[مهمانسرا]

406
00:35:38,583 --> 00:35:39,208
‫بد نیست.

407
00:35:41,708 --> 00:35:43,083
‫می‌تونیم باهاش سر کنیم.

408
00:35:44,458 --> 00:35:46,208
‫میرم شام بگیرم.
‫چی می‌خوری؟

409
00:35:47,458 --> 00:35:48,333
‫هر چی باشه مشکلی ندارم.

410
00:35:53,958 --> 00:35:54,708
‫بگو، ساندیا.

411
00:35:54,750 --> 00:35:55,958
‫به کمکت نیاز دارم.

412
00:35:56,500 --> 00:35:57,208
‫باشه.

413
00:35:57,750 --> 00:36:02,208
‫پرونده‌های آزار و اذیت بیست سال گذشته
‫منطقه گوداواری رو می‌خوام.

414
00:36:02,750 --> 00:36:05,833
‫می‌تونی با پلیس محلی هماهنگ کنی؟

415
00:36:06,625 --> 00:36:08,833
‫یه شماره برات می‌فرستم.
‫اون کمکت می‌کنه.

416
00:36:09,958 --> 00:36:12,583
‫اما به یه شرط.
‫اسم منو نیار.

417
00:36:13,375 --> 00:36:14,583
‫حتماً. ممنون.

418
00:36:23,458 --> 00:36:24,958
‫راجیو منو فرستاده.
‫اینم پرونده‌ها.

419
00:36:55,208 --> 00:36:56,000
‫هی.

420
00:36:56,333 --> 00:36:58,208
‫- قهوه.
‫- ممنون.

421
00:36:58,208 --> 00:37:00,208
‫- اینو ببین...
‫- یه دقیقه! مامانت داره زنگ می‌زنه.

422
00:37:00,583 --> 00:37:01,333
‫بله خاله، بگو.

423
00:37:18,375 --> 00:37:19,791
‫خونه رانی و لاچی کجاست؟

424
00:37:20,000 --> 00:37:22,916
‫اونا قبلاً اینجا زندگی می‌کردن، ولی رفتن.

425
00:37:55,541 --> 00:37:58,416
‫باشه، باشه. اومدم.

426
00:38:02,250 --> 00:38:04,125
‫ساندیا. باید بریم.

427
00:38:06,666 --> 00:38:07,416
‫ساندیا!

428
00:38:09,291 --> 00:38:10,833
‫ببخشید. چی گفتی؟

429
00:38:10,875 --> 00:38:13,333
‫بابام دوباره حالش بد شده.
‫باید بریم.

430
00:38:13,708 --> 00:38:14,833
‫چش شده؟

431
00:38:15,083 --> 00:38:18,375
‫آزمایشاش خوبه،
‫ولی دکتر می‌خواد ببینتش.

432
00:38:20,708 --> 00:38:23,583
‫عمار، اگه اشکالی نداره،
‫میشه فقط یه روز دیگه بمونم؟

433
00:38:23,833 --> 00:38:25,458
‫تو همیشه همین کارو می‌کنی.

434
00:38:25,958 --> 00:38:28,125
‫یه حسی بهم میگه یه چیزی اینجاست.
‫فقط یه روز.

435
00:38:28,833 --> 00:38:29,583
‫باشه، بمون.

436
00:38:31,208 --> 00:38:33,083
‫ولی مراقب باش.
‫جواب تلفنامو بده.

437
00:38:34,208 --> 00:38:36,083
‫یه جوری خونواده‌ت رو دست به سر می‌کنم.

438
00:39:36,333 --> 00:39:37,833
‫خانم، رسیدیم.

439
00:40:05,083 --> 00:40:06,166
‫دنبال کی می‌گردین؟

440
00:40:06,166 --> 00:40:07,333
‫لالیتا، درسته؟

441
00:40:07,708 --> 00:40:09,458
‫اومدم در مورد پرونده‌ای که
‫تشکیل دادی صحبت کنم.

442
00:40:09,916 --> 00:40:10,916
‫می‌تونم بیام تو؟

443
00:40:11,833 --> 00:40:14,458
‫نمی‌دونم در مورد چی حرف می‌زنی.
‫لطفاً برو.

444
00:40:14,916 --> 00:40:16,166
‫بیست سال پیش...

445
00:40:30,083 --> 00:40:30,958
‫ساندیا؟

446
00:40:33,416 --> 00:40:35,583
‫من چاکراوارثی‌ام،
‫عموی لالیتا.

447
00:40:37,833 --> 00:40:40,291
‫می‌خواستم باهاش در مورد پرونده‌ای
‫که ثبت کرده حرف بزنم،

448
00:40:40,958 --> 00:40:42,291
‫- ولی اون...
‫- می‌دونم.

449
00:40:42,833 --> 00:40:44,541
‫به محض اینکه رفتی لالیتا بهم زنگ زد.

450
00:40:45,416 --> 00:40:48,416
‫این مال گذشته‌ست،
‫اما فراموش کردنش آسون نیست.

451
00:40:49,083 --> 00:40:50,916
‫نمی‌خواستم اذیتش کنم.

452
00:40:51,208 --> 00:40:55,666
‫اگه بدونم واقعاً چی شده،
‫شاید بتونم جون یه نفر دیگه رو نجات بدم.

453
00:40:57,708 --> 00:40:58,708
‫چی شد؟

454
00:41:00,916 --> 00:41:01,916
‫عید دیوالی بود.

455
00:41:12,791 --> 00:41:16,291
‫تو همچین مواردی، تنها گزینه یه زن...

456
00:41:16,333 --> 00:41:20,416
‫اینه که اتفاقی که افتاده رو مخفی کنه
‫و به زندگیش ادامه بده.

457
00:41:56,916 --> 00:41:58,833
‫[عمار]

458
00:42:03,083 --> 00:42:03,916
‫الو؟

459
00:42:04,208 --> 00:42:06,041
‫چرا جواب گوشیتو ندادی؟

460
00:42:06,541 --> 00:42:09,541
‫آنتن نداشت،
‫شارژ گوشیم هم تموم شد.

461
00:42:09,708 --> 00:42:12,958
‫برام بهونه نیار.
‫داری سر این پرونده عقلتو از دست میدی.

462
00:42:14,041 --> 00:42:16,541
‫لجبازی رو بذار کنار و بیا خونه.

463
00:42:17,791 --> 00:42:19,458
‫الو؟ ساندیا؟ الو؟

464
00:42:50,791 --> 00:42:52,041
‫- نترس.
‫- بابا!

465
00:42:52,666 --> 00:42:53,583
‫بابا...

466
00:42:57,666 --> 00:42:59,458
‫چرا روز اول اکران بردیش سینما؟

467
00:43:01,541 --> 00:43:02,833
‫خیلی ذوق داشت.

468
00:43:03,166 --> 00:43:05,166
‫امیدوارم یادت باشه که اون یه دختره!

469
00:43:07,166 --> 00:43:09,416
‫می‌خواد از کلوپ طرفدارا شکایت کنه.

470
00:43:11,166 --> 00:43:13,083
‫دقیقاً از کی؟
‫و چند نفر؟

471
00:43:13,791 --> 00:43:15,791
‫فقط آبرومون میره.

472
00:43:16,291 --> 00:43:17,541
‫این چیزا عادیه.

473
00:43:18,416 --> 00:43:20,916
‫گوش کن چی میگم.
‫من ازش مراقبت می‌کنم.

474
00:43:21,291 --> 00:43:23,666
‫به پرونده فکر نکن.
‫تهش ماییم که ضرر می‌کنیم.

475
00:43:24,958 --> 00:43:25,833
‫ساندیا.

476
00:43:26,916 --> 00:43:30,041
‫بیا، خورشت سبزیجات.
‫برای تو درست کردم.

477
00:43:30,208 --> 00:43:31,333
‫هوم. روغن حیوانی می‌خوای؟

478
00:43:31,583 --> 00:43:33,291
‫بیا بریم شکایت کنیم، مامان.

479
00:43:36,291 --> 00:43:36,958
‫بخور!

480
00:43:37,208 --> 00:43:38,666
‫موندم این لجبازی رو از کی به ارث برده.

481
00:44:38,125 --> 00:44:39,375
‫به چیکاتیلو خوش اومدین.

482
00:44:40,625 --> 00:44:46,500
‫یه پادکست جنایی واقعی
‫که پرونده‌های مختومه رو بررسی می‌کنه.

483
00:44:47,125 --> 00:44:50,250
‫قراره داستان یه مرد بدنام رو
‫براتون تعریف کنم.

484
00:44:51,166 --> 00:44:57,416
‫و داستان یه مجرم که چند نفر رو آزار داد،
‫زندگی‌هاشون رو نابود کرد و غیبش زد.

485
00:44:58,541 --> 00:45:01,625
‫بعد از پادکست پرونده بابی،
‫رفتم منطقه گوداواری.

486
00:45:03,625 --> 00:45:07,250
‫پرونده‌ها رو اونجا جمع کردم
‫و سعی کردم با قربانی‌ها ملاقات کنم.

487
00:45:08,041 --> 00:45:12,375
‫اونا هنوزم از جنایات گذشته
‫تو شوک هستن.

488
00:45:13,625 --> 00:45:17,625
‫فکر می‌کردم تو این تحقیق
‫نتونم به چیزی برسم.

489
00:45:17,750 --> 00:45:21,500
‫و بعد با آقای چاکراوارثی ملاقات کردم.

490
00:45:22,500 --> 00:45:26,250
‫می‌خواستم چند تا از حقایقی که بهم گفت رو
‫با شما در میون بذارم.

491
00:45:27,875 --> 00:45:29,125
‫عید دیوالی بود.

492
00:45:29,791 --> 00:45:31,125
‫لالیتا و راجیش.

493
00:45:33,541 --> 00:45:35,916
‫زندگیشون، که قرار بود
‫با هم تو مسیرش باشن تغییر کرد...

494
00:45:52,541 --> 00:45:53,291
‫وای!

495
00:45:56,416 --> 00:45:57,125
‫لالیتا...

496
00:46:09,000 --> 00:46:11,500
‫لالیتا، کجایی؟

497
00:46:11,916 --> 00:46:12,791
‫لالیتا؟

498
00:46:14,041 --> 00:46:14,875
‫لالیتا؟

499
00:46:15,875 --> 00:46:18,000
‫لالیتا، کجایی؟

500
00:46:20,375 --> 00:46:22,625
‫هی، می‌خوای منو بترسونی؟

501
00:46:24,416 --> 00:46:25,666
‫هی چی شده؟

502
00:46:26,791 --> 00:46:28,416
‫لالیتا، مشکل چیه؟

503
00:46:30,416 --> 00:46:31,500
‫راجیش!

504
00:46:45,250 --> 00:46:46,125
‫راجش!

505
00:46:59,125 --> 00:47:00,125
‫چیزی که متوجه شدم اینه که،

506
00:47:00,916 --> 00:47:04,375
‫دور گردن راجیش زنگوله بود،
‫و تو موهای لالیتا گل یاس.

507
00:47:05,000 --> 00:47:07,375
‫تو پرونده بابی هم همینطور بود.

508
00:47:10,000 --> 00:47:12,875
‫فقط لالیتا نیست.
‫همه قربانی‌ها داستان مشابهی دارن.

509
00:47:13,666 --> 00:47:17,625
‫اون تو تاریکی حمله می‌کنه.
‫می‌دونه اونا کجا زندگی می‌کنن.

510
00:47:18,166 --> 00:47:20,291
‫همینطور می‌دونه کِی تو خونه تنهان.

511
00:47:21,416 --> 00:47:22,250
‫اون کیه؟

512
00:47:28,125 --> 00:47:31,916
‫مجرم فقط تا زمانی که لو نره قدرتمنده.

513
00:47:33,041 --> 00:47:36,916
‫وقتی جرمش فاش بشه،
‫قدرتش از بین میره و ترس وارد میشه.

514
00:47:37,625 --> 00:47:42,375
‫یه جورایی،
‫اون یه شکارچیه که تو تاریکی حرکت می‌کنه.

515
00:47:45,250 --> 00:47:49,541
‫آیا کسی که باهام تماس می‌گیره
‫مسئول قتل‌ها و تعرضات قبلیه؟

516
00:47:51,500 --> 00:47:52,666
‫آیا اون یه قاتل زنجیره‌ایه؟

517
00:47:54,875 --> 00:47:56,375
‫آیا دوباره پیداش شده؟

518
00:47:58,291 --> 00:47:59,625
‫آیا بین ما زندگی می‌کنه؟

519
00:48:01,125 --> 00:48:02,375
‫بیاین آگاهی‌رسانی کنیم.

520
00:48:03,375 --> 00:48:04,875
‫هشتگ چیکاتیلو.

521
00:48:05,875 --> 00:48:07,916
‫ساندیا نلوری هستم، خدانگهدارتون.

522
00:48:30,041 --> 00:48:32,333
‫[#چیکاتیلو]

523
00:48:32,708 --> 00:48:34,708
‫[شوکه شدن مردم در پی آزاد شدن مظنون اصلی
‫قتل بابی راوی؛ قاتل زنجیره‌ای جدید در نگرانی]

524
00:48:52,125 --> 00:48:53,291
‫سلام، آقا. حالتون چطوره؟

525
00:48:53,625 --> 00:48:54,625
‫خوبم، راجیو.

526
00:48:55,041 --> 00:48:56,500
‫آقا، یه سری اطلاعات نیاز دارم...

527
00:48:57,291 --> 00:49:00,125
‫... درباره پرونده منطقه گوداواری
‫سال ۲۰۰۰.

528
00:49:01,500 --> 00:49:06,166
‫آره، خیلی جنجالی بود.
‫هیچ سرنخ، انگیزه و ارتباطی نداشت.

529
00:49:06,416 --> 00:49:07,541
‫موردهای اذیت و آزار تصادفی بودن.

530
00:49:09,625 --> 00:49:11,041
‫آقا، اگه اشکالی نداره...

531
00:49:11,500 --> 00:49:14,791
‫متوجه ارتباطی بین
‫گل‌های یاس و زنگوله‌ها شدین؟

532
00:49:16,000 --> 00:49:19,500
‫آره، ولی اونا تو روستاها کاملا عادی‌ان.

533
00:49:22,625 --> 00:49:24,666
‫- آقا...
‫- یکی یکی.

534
00:49:24,916 --> 00:49:25,500
‫آقا!

535
00:49:25,500 --> 00:49:27,291
‫خبر جدیدی از پرونده بابی دارین؟

536
00:49:27,666 --> 00:49:28,750
‫هنوز در حال تحقیقیم.

537
00:49:29,166 --> 00:49:30,166
‫چند تا سرنخ داریم.

538
00:49:30,875 --> 00:49:34,375
‫داریم نمایه‌ش رو می‌سازیم،
‫قد و سن قاتل رو تخمین می‌زنیم.

539
00:49:34,625 --> 00:49:37,750
‫آیا همون قاتلیه
‫که پشت تمام قتل‌های قبل بوده؟

540
00:49:37,916 --> 00:49:41,125
‫آیا همون شخصی هست
‫که در گذشته پشت چنین جنایاتی بوده؟

541
00:49:41,375 --> 00:49:43,000
‫پادکست ساندیا رو گوش دادین؟

542
00:49:43,125 --> 00:49:45,041
‫بله، گوش دادم! داستان جذاب و گیرایی بود.

543
00:49:45,625 --> 00:49:48,666
‫این روزا همه می‌خوان مشهور بشن.

544
00:49:49,291 --> 00:49:52,000
‫می‌تونن برای ۳۰ ثانیه شهرت هر چیزی بگن.

545
00:49:52,791 --> 00:49:54,875
‫اما حل کردن یه جنایت وظیفه ماست.

546
00:49:55,375 --> 00:49:56,500
‫این مسئولیت ماست.

547
00:49:57,625 --> 00:50:01,291
‫چطور می‌تونیم به تحقیقات الکی اونا
‫اعتماد کنیم؟

548
00:50:03,375 --> 00:50:05,500
‫راجیو! اسم اون گوینده‌ی پادکست چیه؟

549
00:50:05,541 --> 00:50:06,541
‫ساندیا نلوری.

550
00:50:06,750 --> 00:50:07,625
‫ساندیا نلوری.

551
00:50:08,916 --> 00:50:11,250
‫ساندیا نلوری.
‫بذار رک بهت بگم.

552
00:50:12,625 --> 00:50:13,875
‫اولش به یه نفر تهمت زدی.

553
00:50:14,250 --> 00:50:15,500
‫الان میگی اون نیست.

554
00:50:16,250 --> 00:50:18,125
‫میگی چند تا اتفاق افتاده.

555
00:50:18,875 --> 00:50:19,875
‫هدفت چیه؟

556
00:50:20,625 --> 00:50:22,416
‫قربانی‌های تعرض کجان؟

557
00:50:23,250 --> 00:50:25,500
‫چطور می‌تونی اونو به این پرونده ربط بدی؟

558
00:50:26,541 --> 00:50:28,416
‫مدرک محکم و مستدلی داری؟

559
00:50:28,875 --> 00:50:31,000
‫داری به پلیس کمک می‌کنی
‫یا داری گمراهمون می‌کنی؟

560
00:50:31,875 --> 00:50:32,916
‫دوباره می‌پرسم.

561
00:50:33,625 --> 00:50:35,625
‫همه قربانی‌های داستانت کجان؟

562
00:50:41,166 --> 00:50:49,375
‫[اتاق نویسنده]

563
00:50:50,750 --> 00:50:51,500
‫سلام، ساندیا.

564
00:50:52,166 --> 00:50:53,375
‫- هی! سلام، راجیو.
‫- سلام.

565
00:50:53,500 --> 00:50:54,500
‫- چطوری؟
‫- خوبم.

566
00:50:55,750 --> 00:50:57,166
‫ساندیا، می‌تونیم یه گپ کوتاه داشته باشیم؟

567
00:50:57,875 --> 00:50:59,375
‫حتماً. شماها به کارتون برسید!

568
00:50:59,375 --> 00:51:00,625
‫- چیزی لازم داری؟
‫- نه خوبم. ممنون.

569
00:51:05,125 --> 00:51:08,000
‫ساندیا، می‌تونستی قبل از پخش کردن همه اینا
‫بهم پیام بدی!

570
00:51:09,041 --> 00:51:12,125
‫فشار روی پلیس رو تصور کن.
‫می‌دونی مردم چقدر وحشت کردن؟

571
00:51:12,291 --> 00:51:13,416
‫باید بهش فکر می‌کردی!

572
00:51:14,625 --> 00:51:17,291
‫متأسفم.
‫پرونده‌های آزار و اذیت خیلی زیادن، راجیو.

573
00:51:17,375 --> 00:51:18,041
‫خب که چی؟

574
00:51:19,750 --> 00:51:22,625
‫قاتل تو تماسش در مورد اسم حرف می‌زد!

575
00:51:23,375 --> 00:51:24,666
‫به نظر خیلی وسواسی می‌اومد.

576
00:51:25,625 --> 00:51:28,375
‫انگار ما داریم جنایت‌هایی که اون کرده رو
‫به اسم یکی دیگه می‌زنیم.

577
00:51:29,000 --> 00:51:30,875
‫اون داره پادکستم رو گوش میده، راجیو!

578
00:51:31,291 --> 00:51:35,500
‫فقط امیدوارم وقتی بفهمه دارم نقاط رو
‫به هم وصل می‌کنم، دست از این کار برداره.

579
00:51:36,000 --> 00:51:38,916
‫اگه اونی که باهات تماس گرفته،
‫واقعاً داره پادکستت رو گوش میده.

580
00:51:39,375 --> 00:51:40,416
‫یه پیشنهاد برات دارم.

581
00:51:41,416 --> 00:51:45,000
‫همه قربانی‌ها رو جمع کن
‫و یه نشست خبری ترتیب بده.

582
00:51:45,416 --> 00:51:46,625
‫بهشون صدا بده.

583
00:51:47,625 --> 00:51:49,750
‫اینطوری،
‫یه دلیل خوب بهمون بده که پیگیری کنیم.

584
00:51:54,875 --> 00:51:55,750
‫چی میگه؟

585
00:51:56,500 --> 00:51:58,625
‫قدیم مردم دنبال «آگنی‌پاریکشا» بودن.

586
00:51:59,916 --> 00:52:02,875
‫الان داره به قربانی‌ها پیشنهاد میده
‫که در مورد این حمله علنی صحبت کنن.

587
00:52:21,500 --> 00:52:24,625
‫قربان، یه لطفی در حقم می‌کنین؟

588
00:52:32,375 --> 00:52:34,500
‫ممنون از کمکتون، قربان.

589
00:52:35,000 --> 00:52:36,791
‫خیلی تلاش می‌کنی
‫که حقیقت رو روشن کنی.

590
00:52:37,875 --> 00:52:39,625
‫من کمک می‌کنم تا به گوش همه برسه.

591
00:52:43,625 --> 00:52:45,125
‫ممنون که اومدین.

592
00:52:46,541 --> 00:52:49,000
‫این جلسه فقط درباره پرونده بابی نیست.

593
00:52:49,625 --> 00:52:53,541
‫بر اساس پرونده‌هایی که جمع کردم،
‫و صرف نظر از اینکه کی حرفمو باور می‌کنه،

594
00:52:54,041 --> 00:52:56,000
‫یه قاتل زنجیره‌ای
‫اون بیرونه که داره می‌چرخه.

595
00:52:58,375 --> 00:53:01,875
‫من داستان قربانی‌ها رو
‫تو پادکستم براتون گفتم.

596
00:53:02,375 --> 00:53:04,000
‫اما با آوردنشون جلوی شما،

597
00:53:04,375 --> 00:53:07,166
‫امیدوارم که عمق فاجعه رو درک کنین.

598
00:53:09,250 --> 00:53:11,625
‫به زودی می‌بینینشون. ممنون.

599
00:53:17,500 --> 00:53:19,750
‫ساندیا، ببین کجان.

600
00:53:24,500 --> 00:53:26,000
‫الو! آقای چاکراوارثی؟

601
00:53:26,375 --> 00:53:28,666
‫ببخشید ساندیا.
‫لالیتا نمی‌خواد بیاد.

602
00:53:29,375 --> 00:53:30,375
‫چی؟

603
00:53:30,625 --> 00:53:32,875
‫سعی کردم راضیش کنم.
‫ولی تصمیمشو گرفته.

604
00:53:33,250 --> 00:53:34,250
‫لطفاً به دل نگیر.

605
00:53:39,916 --> 00:53:41,291
‫[خانم ساندیا]

606
00:54:04,750 --> 00:54:06,375
‫آقا، داره دیر میشه.

607
00:54:06,666 --> 00:54:07,375
‫بذار ببینم...

608
00:54:11,041 --> 00:54:11,791
‫یه دقیقه.

609
00:54:13,625 --> 00:54:14,916
‫ساندیا، اونا کجان؟

610
00:54:15,500 --> 00:54:17,750
‫آقا، وانی، لالیتا...
‫هیچکدوم جواب نمیدن.

611
00:54:18,125 --> 00:54:19,166
‫شاید نیان.

612
00:54:19,791 --> 00:54:21,625
‫یعنی چی که نمیان؟

613
00:54:22,791 --> 00:54:23,666
‫باورم نمیشه!

614
00:54:24,166 --> 00:54:26,625
‫فقط آبروی تو در میون نیست!

615
00:54:28,000 --> 00:54:30,375
‫من واقعاً بهشون اینجا نیاز دارم.
‫یه کاری بکن.

616
00:54:42,791 --> 00:54:44,291
‫ببخشید، اونا نمی‌تونن بیان.

617
00:54:45,000 --> 00:54:46,250
‫ببخشید که منتظرتون گذاشتم.

618
00:54:48,000 --> 00:54:49,500
‫ما نشست خبری رو لغو می‌کنیم.

619
00:54:51,500 --> 00:54:53,000
‫چرا وقتمون رو تلف می‌کنی!

620
00:54:53,291 --> 00:54:56,666
‫همش برای ۳۰ ثانیه شهرت بود.
‫بیاین بریم.

621
00:54:56,750 --> 00:54:57,875
‫واقعاً وقت تلف کردنه.

622
00:54:58,250 --> 00:54:59,708
‫همه کارامون رو ول کردیم
‫و با عجله اومدیم اینجا.

623
00:54:59,708 --> 00:55:02,625
‫بریم. چیکار می‌تونیم بکنیم؟

624
00:55:09,750 --> 00:55:10,666
‫خانم ساندیا؟

625
00:55:42,750 --> 00:55:46,125
‫ما پادکستت رو گوش دادیم
‫و خیلی دنبالت گشتیم!

626
00:55:48,916 --> 00:55:50,000
‫اینا رو ببین.

627
00:56:08,625 --> 00:56:11,166
‫من لاچی‌ام و این هم رانی‌ـه.

628
00:56:12,250 --> 00:56:13,625
‫ما اهل گانگاوارام هستیم.

629
00:56:14,375 --> 00:56:16,250
‫ما رقصنده هستیم.

630
00:56:17,375 --> 00:56:19,625
‫روستای ما هر سال
‫کارناوال گانگاما رو برگزار می‌کنه.

631
00:56:20,750 --> 00:56:23,375
‫اما اون روز،
‫همه مشغول انتخابات بودن.

632
00:56:24,291 --> 00:56:27,125
‫اونا رقص راه انداختن
‫تا جمعیت رو جذب کنن.

633
00:56:27,541 --> 00:56:30,500
‫گروه ما هم برای اجرا دعوت شده بود.

634
00:56:30,625 --> 00:56:33,416
‫بعد از مراسم، چینا بابو
‫سعی کرد به زور منو با خودش ببره.

635
00:56:34,000 --> 00:56:35,375
‫اما افسر به دادم رسید.

636
00:56:37,208 --> 00:56:39,500
‫من بهش اعتماد کردم و سوار ماشینش شدم.

637
00:56:39,958 --> 00:56:42,333
‫منو رسوند خونه
‫و رانی رو با خودش برد.

638
00:56:43,833 --> 00:56:45,083
‫شب تاریکی بود.

639
00:56:45,583 --> 00:56:46,458
‫همه جا تاریک مطلق بود.

640
00:56:47,958 --> 00:56:51,958
‫رفتم تو اتاقم لباس عوض کنم.
‫که یه صدایی شنیدم.

641
00:57:33,375 --> 00:57:34,750
‫فکر کرد مُردم.

642
00:57:36,125 --> 00:57:38,416
‫تو موهام گل یاس گذاشت و رفت.

643
00:57:39,750 --> 00:57:43,250
‫به زور نفس می‌کشیدم که رانی نجاتم داد.

644
00:57:45,500 --> 00:57:47,791
‫ساندیا، چطور به حرفاشون اعتماد کنیم؟

645
00:57:48,541 --> 00:57:52,000
‫چون قربانی‌ها نیومدن،
‫چند تا بازیگر استخدام کردی؟

646
00:57:53,666 --> 00:57:56,875
‫آقا، خواهش می‌کنم! اونا بازیگر نیستن!
‫چطور بهتون ثابت کنم؟

647
00:57:57,500 --> 00:58:00,500
‫اگه حرفاتون راسته،
‫چرا نرفتین پیش پلیس؟

648
00:58:01,250 --> 00:58:03,625
‫چرا شکایت نکردیم؟

649
00:58:04,625 --> 00:58:06,875
‫انقدر درمورد شکایت و پرونده
‫فیلم بازی نکن.

650
00:58:07,375 --> 00:58:11,041
‫من با چینا بابو حرف می‌زنم.
‫یه پولی بگیرین و از شهر برین.

651
00:58:11,666 --> 00:58:12,375
‫برو.

652
00:58:14,166 --> 00:58:16,250
‫رقصیدن برای پول، شغل ماست.

653
00:58:17,166 --> 00:58:19,000
‫اما ما هدف راحتی
‫برای چشم‌های ناپاک هستیم.

654
00:58:20,791 --> 00:58:22,625
‫این زندگی‌ای نیست که ما انتخاب کرده باشیم!

655
00:58:23,625 --> 00:58:24,750
‫به خاطر نیازمونه!

656
00:58:26,250 --> 00:58:29,416
‫بعد از اون اتفاق،
‫نگران جونمون بودیم.

657
00:58:30,375 --> 00:58:32,625
‫واسه همین چمدونامون رو بستیم،
‫و از روستامون رفتیم.

658
00:58:33,041 --> 00:58:35,875
‫اون افسری که درخواستتون رو رد کرد کی بود؟

659
00:58:38,250 --> 00:58:40,291
‫معاون بازرس کل فعلی‌مون، راجامانی.

660
00:58:48,875 --> 00:58:51,666
‫راجامانی؟ چطور ممکنه؟

661
00:58:51,916 --> 00:58:54,041
‫چرا بهش تهمت می‌زنین؟

662
00:58:54,250 --> 00:58:56,791
‫هر چی دلتون می‌خواد میگین!
‫[بیا به این لوکیشن]

663
01:00:07,291 --> 01:00:10,125
‫چی شده آقای راجامانی؟
‫چرا پای من به این ماجرا کشیده شده؟

664
01:00:14,166 --> 01:00:16,000
‫من خیلی براتون کار کردم!

665
01:00:18,625 --> 01:00:20,625
‫اگه من غرق بشم،
‫تو رو هم با خودم می‌کشم پایین.

666
01:00:21,125 --> 01:00:23,000
‫پرونده رو ببند. زود باش!

667
01:00:31,291 --> 01:00:34,166
‫نشست خبری لاچی و رانی

668
01:00:34,208 --> 01:00:40,666
‫حقیقت شوکه‌کننده‌ای رو
‫درباره معاون بازس کل راجامانی برملا کرد!

669
01:00:40,916 --> 01:00:43,416
‫اون به مرخصی اجباری فرستاده شده.

670
01:00:43,791 --> 01:00:47,458
‫در واکنش به خشم عمومی،
‫یه تیم ویژه تشکیل شده.

671
01:00:48,083 --> 01:00:49,916
‫و رهبری این تیم به عهده خانم آناندیتاست.

672
01:00:50,458 --> 01:00:54,041
‫ما اطلاعاتی داریم که
‫ایشون به صحنه جرم رفتن.

673
01:01:39,833 --> 01:01:43,000
‫خانم... خانم...

674
01:01:43,125 --> 01:01:45,125
‫شما اصلاً به حل پرونده نزدیک هم نیستین.

675
01:01:45,208 --> 01:01:47,458
‫- برنامه‌تون برای رسیدگی به این پرونده چیه؟
‫- برین کنار...

676
01:02:00,708 --> 01:02:03,583
‫مدارک برای تشکیل پرونده کافی نیست! مگه نه؟

677
01:02:05,833 --> 01:02:06,750
‫کاری که میگم رو بکن، راجیو!

678
01:02:33,583 --> 01:02:34,583
‫راجیو، این چیه؟

679
01:02:34,833 --> 01:02:36,875
‫تو بدون اینکه به من بگی وسایلم رو برداشتی!
‫این کار درست نیست.

680
01:02:36,875 --> 01:02:38,500
‫ما اینا رو به صورت قانونی ضبط کردیم.

681
01:02:39,208 --> 01:02:40,583
‫تو برو. من بهت خبر میدم.

682
01:02:42,208 --> 01:02:43,125
‫من پرونده‌هامو پس می‌خوام!

683
01:02:43,208 --> 01:02:44,750
‫- ساندیا، اینجا معرکه نگیر.
‫- عرفان.

684
01:02:44,833 --> 01:02:46,958
‫- ساندیا، لطفاً برو. برو!
‫- جزئیات پرونده رو برام بیار.

685
01:02:48,333 --> 01:02:49,833
‫اسم قربانی کاویا سودا است.

686
01:02:50,708 --> 01:02:52,333
‫پرونده معتبریه. من چک کردم.

687
01:02:53,458 --> 01:02:54,708
‫پرونده‌ی آیناویلی؟

688
01:02:54,833 --> 01:02:55,958
‫اسمش جایاست.

689
01:02:56,125 --> 01:02:57,625
‫قتل تو روز اتفاق افتاده.

690
01:02:57,625 --> 01:02:59,458
‫اون حتی قبل از جنایت هم
‫گل یاس به موهاش زده بود.

691
01:02:59,583 --> 01:03:02,208
‫قاتلی که ما دنبالشیم
‫فقط شبا فعالیت می‌کنه.

692
01:03:02,583 --> 01:03:05,458
‫و قبل از رفتن
‫تو موهاشون گل یاس می‌ذاره.

693
01:03:05,708 --> 01:03:08,083
‫پرونده‌های منو چک کردی، درسته؟
‫یه الگوی واضح وجود داره.

694
01:03:11,708 --> 01:03:12,458
‫آناندیتا.

695
01:03:13,833 --> 01:03:15,500
‫فکر کنم از همون اول بد شروع کردیم.

696
01:03:17,708 --> 01:03:19,750
‫میشه درستش کرد.
‫منو بیار تو تیمت.

697
01:03:22,375 --> 01:03:23,708
‫می‌تونیم به عنوان مشاور بیاریمش.

698
01:03:26,000 --> 01:03:26,750
‫باشه.

699
01:03:26,833 --> 01:03:27,583
‫اما غیررسمی.

700
01:03:28,333 --> 01:03:29,833
‫آره، اینطوری میشه.

701
01:03:29,958 --> 01:03:31,583
‫فقط در صورتی که تو مسئولیتش رو قبول کنی.

702
01:03:32,125 --> 01:03:33,458
‫من تمام مسئولیتش رو قبول می‌کنم.

703
01:03:33,500 --> 01:03:34,125
‫عالیه.

704
01:03:34,208 --> 01:03:36,583
‫خانم، آقای راجامانی اینجان.

705
01:03:39,208 --> 01:03:40,625
‫- میرم می‌بینمش و برمی‌گردم.
‫- حتماً.

706
01:03:43,958 --> 01:03:45,750
‫آقا. بفرمایید.

707
01:03:50,458 --> 01:03:52,333
‫خب، نقش شما
‫تو پرونده لاچی و رانی چیه؟

708
01:03:54,208 --> 01:03:55,625
‫یه جوری می‌پرسین انگار من مجرمم.

709
01:03:55,833 --> 01:03:57,250
‫به این زودی به نتیجه رسیدین؟

710
01:03:57,875 --> 01:03:59,500
‫اینطور نیست. فقط می‌پرسم.

711
01:04:01,333 --> 01:04:03,875
‫اونا برای اجرا اجازه گرفتن.
‫مراسم انجام شد.

712
01:04:04,708 --> 01:04:08,583
‫اتفاقی که برای لاچی افتاد مایه تأسف بود.

713
01:04:09,208 --> 01:04:10,875
‫خودتون می‌دونین... به عنوان یه پلیس

714
01:04:11,625 --> 01:04:14,583
‫ما برای اقدام کردن
‫نیاز به اجازه از مقامات داریم.

715
01:04:15,583 --> 01:04:17,833
‫از طرف چینا بابو
‫و نماینده محلی فشار رومون بود.

716
01:04:18,833 --> 01:04:22,500
‫اگه پرونده تشکیل می‌دادم، حزب مخالف
‫ازش به نفع خودشون استفاده می‌کردن.

717
01:04:23,000 --> 01:04:24,083
‫زمان انتخابات بود.

718
01:04:25,125 --> 01:04:26,208
‫نمی‌تونستم ریسک کنم.

719
01:04:27,583 --> 01:04:28,333
‫برای همین،

720
01:04:28,708 --> 01:04:31,708
‫لاچی و رانی رو
‫به عنوان تلفات جانبی در نظر گرفتم.

721
01:04:33,333 --> 01:04:34,583
‫به این کارم افتخار نمی‌کنم.

722
01:04:42,250 --> 01:04:42,958
‫ساندیا.

723
01:04:46,375 --> 01:04:48,875
‫تو دلیل همه این اتفاقات نیستی؟

724
01:04:50,250 --> 01:04:52,125
‫پسری که داری باهاش ازدواج می‌کنی...

725
01:04:53,875 --> 01:04:56,125
‫عمار.
‫اون پسر دوست منه.

726
01:04:57,958 --> 01:04:58,833
‫موفق باشی.

727
01:05:23,458 --> 01:05:24,458
‫چش شده؟

728
01:05:25,833 --> 01:05:26,875
‫غذا نخوردی؟

729
01:05:30,708 --> 01:05:33,583
‫حاضری به عنوان شاهد همکاری کنی؟

730
01:05:33,583 --> 01:05:35,583
‫آقای راجامانی زنگ زده.

731
01:05:42,500 --> 01:05:44,125
‫- الو؟
‫- راجامانی...

732
01:05:44,625 --> 01:05:46,500
‫- ازم بازجویی کردن.
‫- هوم.

733
01:05:46,583 --> 01:05:47,708
‫نذار بیان سراغ تو.

734
01:05:47,833 --> 01:05:50,708
‫حلش می‌کنم.

735
01:06:00,750 --> 01:06:04,333
‫هیچ اثر انگشتی نیست، رد پایی نیست
‫و ناشناس وارد میشه.

736
01:06:04,833 --> 01:06:05,750
‫درست مثل پرونده بابی.

737
01:06:06,250 --> 01:06:08,583
‫تو هیچکدوم از قتلا
‫سرنخی به جا نذاشته.

738
01:06:09,708 --> 01:06:10,833
‫چطوری این کارو می‌کنه؟

739
01:06:11,500 --> 01:06:13,208
‫خیلی احتیاط می‌کنه.

740
01:06:14,083 --> 01:06:15,958
‫اگه این همون قاتلی باشه که دنبالشیم....

741
01:06:16,833 --> 01:06:17,750
‫۳۰ سال پیش...

742
01:06:19,333 --> 01:06:23,250
‫برای دونستن اینجور اطلاعات،
‫اون قطعاً باید آدم تحصیل‌کرده‌ای باشه.

743
01:06:25,500 --> 01:06:29,250
‫یه آدم تحصیل‌کرده
‫به احتمال زیاد یه کارمنده.

744
01:06:29,708 --> 01:06:33,208
‫اون موقع مردم تو منطقه گوداواری
‫چه شغل‌هایی داشتن؟

745
01:06:33,750 --> 01:06:37,875
‫پیمانکارهای خصوصی، پزشک‌ها،
‫کارمندای دولت...

746
01:06:38,708 --> 01:06:41,958
‫چطوره یه لیست درست کنیم و
‫با محل جنایت تطبیقش بدیم؟

747
01:06:42,458 --> 01:06:44,375
‫هزاران اسم به دست میاریم.

748
01:06:44,958 --> 01:06:45,958
‫عملی نیست.

749
01:06:46,958 --> 01:06:48,375
‫ولی حداقل می‌تونیم امتحان کنیم.

750
01:06:49,333 --> 01:06:50,583
‫چی رو از دست می‌دیم؟

751
01:06:50,958 --> 01:06:53,333
‫خانم، گزارش کالبدشکافی آسمی آماده‌ست.

752
01:06:54,958 --> 01:06:56,250
‫می‌بینیم. بریم.

753
01:07:01,583 --> 01:07:07,458
‫علت مرگ خفگی
‫و خونریزی شدید از ناحیه زخم گلوئه.

754
01:07:10,958 --> 01:07:14,458
‫زمان مرگ بین ۱۱ تا ۱۱:۳۰ شب
‫تخمین زده شده.

755
01:07:18,125 --> 01:07:21,750
‫کبودی‌ها و زخم‌های روی بدن
‫نشون میده که قربانی مقاومت کرده.

756
01:07:24,625 --> 01:07:27,125
‫تو گلوی قربانی مو پیدا کردیم.
‫مال خودش نیست.

757
01:07:27,625 --> 01:07:29,625
‫- خانم.
‫- ممکنه مال نامزدش باشه؟

758
01:07:29,875 --> 01:07:32,125
‫چکش کردیم. مال یه شخص ثالثه.

759
01:07:32,416 --> 01:07:33,125
‫خوبه.

760
01:07:33,500 --> 01:07:35,291
‫بالاخره یه چیزی پیدا کردیم.

761
01:07:37,375 --> 01:07:38,625
‫بیا انجامش بدیم.

762
01:07:38,875 --> 01:07:39,500
‫راجیو.

763
01:07:41,000 --> 01:07:44,875
‫دی‌ان‌ای چینا بابو رو
‫با مال آسمی تطبیق بدیم؟

764
01:07:46,416 --> 01:07:48,625
‫چینا بابو؟
‫عقلت رو از دست دادی؟

765
01:07:49,666 --> 01:07:52,000
‫اون الان یه آدم سرشناسه!

766
01:07:55,000 --> 01:07:56,625
‫بیا کاری که خانم آناندیتا میگه رو بکنیم.

767
01:07:58,125 --> 01:07:59,375
‫خیلی انتظار نداشته باش.

768
01:08:01,041 --> 01:08:02,541
‫باشه، خودم انجامش میدم.

769
01:08:03,916 --> 01:08:04,875
‫هی، ساندیا!

770
01:08:05,250 --> 01:08:06,125
‫هی!

771
01:08:13,125 --> 01:08:14,000
‫بریم؟

772
01:08:33,416 --> 01:08:34,541
‫از اون طرف، خانم.

773
01:08:38,625 --> 01:08:40,041
‫-کافیه.
‫-بیا.

774
01:08:41,875 --> 01:08:43,000
‫شما اینجا چیکار می‌کنین؟

775
01:08:44,541 --> 01:08:48,375
‫می‌خوایم درباره پرونده‌ی تعرض سال ۱۹۹۹
‫که به خاطرش حبس کشیدی حرف بزنیم.

776
01:08:48,541 --> 01:08:49,541
‫- هی!
‫- هی!

777
01:08:50,291 --> 01:08:51,541
‫ما پلیسیم!

778
01:08:51,625 --> 01:08:52,375
‫وایسا.

779
01:08:53,166 --> 01:08:54,750
‫می‌دونی که اونا پلیسن!

780
01:08:58,125 --> 01:08:58,875
‫آره.

781
01:08:59,666 --> 01:09:00,416
‫ولی...

782
01:09:01,375 --> 01:09:03,416
‫اون یه پرونده‌ی شروع جرم بود.

783
01:09:04,125 --> 01:09:06,250
‫رفتم زندان، ولی زود آزاد شدم.

784
01:09:07,541 --> 01:09:08,916
‫چرا نمی‌تونین بی‌خیالش بشین؟

785
01:09:09,875 --> 01:09:12,375
‫امیدوار بودم با حرف زدن با شما
‫چند تا جواب پیدا کنم.

786
01:09:14,375 --> 01:09:17,000
‫خیلی خب. پس تو نشست خبری ازت می‌پرسم.

787
01:09:17,916 --> 01:09:19,625
‫اونجا خودت میگی.

788
01:09:21,125 --> 01:09:22,500
‫تو لجبازی، مگه نه؟

789
01:09:23,500 --> 01:09:24,500
‫درسته.

790
01:09:26,125 --> 01:09:27,125
‫راتناوالی.

791
01:09:29,250 --> 01:09:30,875
‫- راتناوالی!
‫- بله.

792
01:09:35,666 --> 01:09:36,541
‫ایناهاش.

793
01:09:38,041 --> 01:09:39,000
‫اون پرونده رو تشکیل داد.

794
01:09:41,416 --> 01:09:43,250
‫من فقط داشتم اذیتش می‌کردم.

795
01:09:44,166 --> 01:09:45,875
‫عصبانی شد و رفت پیش پلیس!

796
01:09:47,416 --> 01:09:48,375
‫واسه همین باهاش ازدواج کردم.

797
01:09:48,875 --> 01:09:49,875
‫زنم شد.

798
01:09:50,166 --> 01:09:51,250
‫اونم شکایتش رو پس گرفت.

799
01:09:54,000 --> 01:09:58,125
‫اما، چرا آدمی مثل من
‫باید با خانم‌هاا مشکل داشته باشه؟

800
01:09:58,625 --> 01:09:59,375
‫هان؟

801
01:09:59,875 --> 01:10:03,750
‫خیلیا به خاطر پول میان پیشم،
‫و خیلیا برای شهرت.

802
01:10:05,375 --> 01:10:10,250
‫من اون مراسم رو با لاچی و رانی
‫برای منافع سیاسی راه انداختم.

803
01:10:10,291 --> 01:10:14,166
‫اما تا امروز هیچوقت خودم رو
‫به کسی تحمیل نکردم.

804
01:10:18,375 --> 01:10:19,250
‫تا الان!

805
01:10:19,875 --> 01:10:20,666
‫چیه؟

806
01:10:21,791 --> 01:10:23,625
‫ساندیا، بریم.

807
01:10:33,875 --> 01:10:35,166
‫- گوشی رو بده من.
‫- قربان.

808
01:10:43,375 --> 01:10:44,375
‫مورتی!

809
01:10:46,000 --> 01:10:47,125
‫خبر داغ می‌خوای؟

810
01:10:48,791 --> 01:10:50,416
‫اون چیزی که می‌خواستیم رو به دست نیاوردیم.

811
01:10:51,291 --> 01:10:52,916
‫زنش رو دیدی؟

812
01:10:54,750 --> 01:10:58,916
‫اون شکایت کرده بود، اما
‫مجبور شد پسش بگیره و با یارو ازدواج کنه.

813
01:11:01,125 --> 01:11:06,500
‫گذروندن عمر با
‫یه همچین آدم وحشتناکی واقعاً غم‌انگیزه.

814
01:11:10,041 --> 01:11:10,750
‫راجیو.

815
01:11:12,041 --> 01:11:13,416
‫اینو بده واسه آزمایش دی‌ان‌ای.

816
01:11:16,000 --> 01:11:16,625
‫چطوری؟

817
01:11:17,500 --> 01:11:19,541
‫می‌تونم از دستشوییتون استفاده کنم؟

818
01:11:24,250 --> 01:11:27,791
‫یه آدم غیررسمی کارا رو راه میندازه.

819
01:11:40,500 --> 01:11:42,625
‫ساندیا، خوشحالم که این کارو کردیم.

820
01:11:43,375 --> 01:11:45,750
‫عواقبی هم داره.
‫بیا مراقب باشیم. باشه؟

821
01:11:46,750 --> 01:11:48,875
‫- چای؟ داغه.
‫- ممنون.

822
01:11:53,875 --> 01:11:56,375
‫چی شد که خبرنگار حوادث شدی؟

823
01:11:57,791 --> 01:11:58,875
‫من جرم‌شناسی خوندم.

824
01:11:59,625 --> 01:12:01,250
‫تقریباً.

825
01:12:02,166 --> 01:12:03,166
‫اینطوری.

826
01:12:03,250 --> 01:12:04,041
‫تقریباً؟

827
01:12:05,750 --> 01:12:09,375
‫آره، من و استادم در مورد
‫موضوع پایان‌نامه دکترا اختلاف نظر داشتیم.

828
01:12:10,750 --> 01:12:11,791
‫جای تعجب نیست.

829
01:12:15,375 --> 01:12:16,750
‫چیش خنده‌داره؟

830
01:12:17,875 --> 01:12:18,625
‫خنده‌داره دیگه.

831
01:12:19,750 --> 01:12:20,541
‫خیلی خب.

832
01:12:21,666 --> 01:12:23,875
‫چطور می‌تونی بهش بخندی؟

833
01:12:25,125 --> 01:12:27,875
‫- چون خنده‌داره. بیا واردش نشیم.
‫- ساندیا.

834
01:12:29,250 --> 01:12:30,166
‫خنده‌دار نیست.

835
01:12:31,666 --> 01:12:32,416
‫ساندیا...

836
01:12:40,625 --> 01:12:41,791
‫- خداحافظ بچه‌ها.
‫- خداحافظ.

837
01:12:44,791 --> 01:12:46,250
‫باید بعد از کارت زنگ می‌زدی.

838
01:12:48,000 --> 01:12:49,250
‫گوشیم شارژ نداشت.

839
01:12:50,125 --> 01:12:51,541
‫باید با گوشی راجیو زنگ می‌زدی.

840
01:12:53,500 --> 01:12:56,791
‫فکر نمی‌کردم لازم باشه.
‫انتظار نداشتم اینقدر دیر بشه.

841
01:12:57,416 --> 01:13:00,375
‫فکر نمی‌کردی لازم باشه؟
‫می‌دونی چند بار زنگ زدم؟

842
01:13:01,166 --> 01:13:02,750
‫پیش خودت در مورد من چی فکر می‌کنی؟

843
01:13:03,125 --> 01:13:04,875
‫واسه شوخی که خاموشش نکردم!

844
01:13:04,875 --> 01:13:07,041
‫مهمونی که نبودم. می‌دونی، درسته؟

845
01:13:07,041 --> 01:13:10,250
‫می‌دونم مهمونی نبودی،
‫اما اولویت‌ها رو یادت نره!

846
01:13:10,250 --> 01:13:11,375
‫باید اولویت‌بندی کنی!

847
01:13:11,416 --> 01:13:14,000
‫- حالا ما...
‫- چی رو باید اولویت‌بندی کنم!

848
01:13:14,041 --> 01:13:16,750
‫من از قصد این کارو نکردم!
‫باتریش تموم شد.

849
01:13:16,750 --> 01:13:18,541
‫پس، بعد از اینکه همه رفتن یاد من افتادی؟

850
01:13:18,875 --> 01:13:20,875
‫نمیشه حتی یه ذره به من فکر کنی؟
‫تو فقط...

851
01:13:21,500 --> 01:13:22,375
‫هی، مواظب باش!

852
01:13:22,750 --> 01:13:23,500
‫برو کنار!

853
01:13:23,875 --> 01:13:25,000
‫چراغ رو ببین، مرد حسابی!

854
01:13:25,125 --> 01:13:27,500
‫مقصر تویی! چرا سر اون داد می‌زنی؟
‫چراغ قرمزه.

855
01:13:27,666 --> 01:13:29,291
‫چرا تو داد می‌زنی؟
‫می‌دونم قرمزه.

856
01:13:31,125 --> 01:13:32,625
‫من حق ندارم داد بزنم؟

857
01:13:33,250 --> 01:13:35,750
‫باشه. هر چقدر می‌خوای داد بزن!
‫مجبور نیستم به حرفات گوش بدم.

858
01:13:39,375 --> 01:13:40,625
‫- ماردپالی؟
‫- آره، سوار شو.

859
01:13:59,166 --> 01:14:01,375
‫خانم. پیشرفت پرونده در چه حاله؟

860
01:14:01,750 --> 01:14:03,875
‫داریم تحقیق می‌کنیم.
‫به زودی بهتون خبر می‌دیم.

861
01:14:04,375 --> 01:14:08,166
‫خانم، بازجویی از چینا بابو
‫بخشی از تحقیقات بود؟

862
01:14:10,375 --> 01:14:12,416
‫مدرکی علیهش دارین؟

863
01:14:12,750 --> 01:14:18,666
‫یا اینکه دارین افراد بانفوذ رو هدف می‌گیرین
‫تا توجه افکار عمومی رو منحرف کنین؟

864
01:14:18,875 --> 01:14:20,000
‫نه، قصد ما این بود که...

865
01:14:20,000 --> 01:14:22,375
‫لطفاً، م سعی نداریم پرونده رو منحرف کنیم!

866
01:14:23,000 --> 01:14:27,125
‫هدف ما فقط یه قاتل نیست
‫بلکه یه آدم ترسوعه!

867
01:14:28,750 --> 01:14:31,916
‫کی می‌دونه تو کدوم سوراخ موشی
‫قایم شده!

868
01:14:34,041 --> 01:14:36,750
‫ببخشید. اما مطمئنم
‫به زودی می‌گیریمش.

869
01:14:37,125 --> 01:14:39,375
‫- خانم، ما جواب می‌خوایم...
‫- خانم...

870
01:14:39,625 --> 01:14:40,541
‫یکی یکی.

871
01:14:41,416 --> 01:14:43,250
‫به ما یه زمان‌بندی بدین.

872
01:14:43,416 --> 01:14:45,125
‫چقدر طول می‌کشه تا حلش کنین؟

873
01:14:50,500 --> 01:14:52,875
‫- شما هم همون کاری رو می‌کنین که بازرس کرد؟
‫- خانم، ما باید بدونیم.

874
01:14:52,875 --> 01:14:55,250
‫همینه. دیگه سؤالی نپرسین.
‫خانم، باید بریم.

875
01:14:55,375 --> 01:14:57,416
‫- خانم، نرین!
‫- آقا، به ما بگین.

876
01:15:03,875 --> 01:15:05,166
‫این چه وضعشه، راجیو!

877
01:15:05,375 --> 01:15:07,125
‫بهت گفتم پیگیر چینا بابو نشو!

878
01:15:07,250 --> 01:15:08,625
‫اینطوری کارتو انجام میدی؟

879
01:15:09,875 --> 01:15:11,375
‫من مجبورش کردم باهام بیاد.

880
01:15:11,500 --> 01:15:12,500
‫ساکت شو، ساندیا.

881
01:15:13,375 --> 01:15:15,375
‫گزارش دی‌ان‌ای چینا بابو اینجاست.

882
01:15:16,041 --> 01:15:17,291
‫جدی میگی، راجیو؟

883
01:15:17,500 --> 01:15:19,125
‫دی‌ان‌ای چینا بابو رو آزمایش کردی؟

884
01:15:19,541 --> 01:15:21,125
‫لعنتی. این چه وضعیه!

885
01:15:22,250 --> 01:15:23,750
‫از کجا آوردیش؟

886
01:15:27,750 --> 01:15:28,500
‫ببین!

887
01:15:35,125 --> 01:15:38,125
‫از الان به بعد، بدون اینکه به من بگین
‫حق ندارین هیچ کاری بکنین!

888
01:15:38,750 --> 01:15:40,541
‫این آخرین اخطارم به هردوتونه!

889
01:15:41,166 --> 01:15:41,916
‫فهمیدین؟

890
01:15:46,666 --> 01:15:48,250
‫راجیو، یه شماره
‫برای راهنمایی مردمی اعلام کن.

891
01:15:48,750 --> 01:15:49,541
‫به مردم خبر بده.

892
01:15:50,541 --> 01:15:53,125
‫پیرزنه شاید صورت قاتل رو ندیده باشه.

893
01:15:53,375 --> 01:15:54,500
‫ولی قدش رو می‌دونیم.

894
01:15:54,625 --> 01:15:56,125
‫قد تقریبیش رو اعلام کن.

895
01:15:56,500 --> 01:15:59,416
‫فیلم دوربینای مداربسته صحنه جرم رو
‫دوباره چک کنین.

896
01:16:01,125 --> 01:16:05,000
‫و ساندیا. اشکالی نداره
‫که تو حل پرونده کمک نمی‌کنی.

897
01:16:05,625 --> 01:16:07,000
‫حداقل بیشتر از این گند نزن!

898
01:16:27,166 --> 01:16:28,166
‫ساندیا، حالت چطوره؟

899
01:16:30,125 --> 01:16:33,750
‫همین دور و برا بودیم.
‫می‌خواست تو رو ببینه.

900
01:16:34,416 --> 01:16:38,125
‫هر وقت بخواین می‌تونین بیاین.

901
01:16:38,500 --> 01:16:40,291
‫شما حرف بزنین. من قهوه میارم.

902
01:16:43,416 --> 01:16:45,875
‫عمار درباره دعواتون بهمون گفت.

903
01:16:46,375 --> 01:16:49,250
‫چیز مهمی نیست.

904
01:16:50,625 --> 01:16:51,500
‫ساندیا.

905
01:16:52,000 --> 01:16:54,125
‫دعواها شاید یه مدت باعث ناراحتی بشن.

906
01:16:54,916 --> 01:16:59,500
‫ولی تو درازمدت رابطه‌ رو قوی‌تر می‌کنن.

907
01:17:00,375 --> 01:17:03,625
‫کنار اومدن با مرگ آدمای هم‌سن و سال من
‫خیلی سخت نیست.

908
01:17:05,000 --> 01:17:09,125
‫ولی هضم مرگ بهترین دوست تو سن جوونی سخته.

909
01:17:10,125 --> 01:17:12,375
‫می‌فهمم این پرونده چقدر برات مهمه.

910
01:17:13,125 --> 01:17:16,000
‫تا جایی که می‌تونی براش بجنگ.

911
01:17:16,541 --> 01:17:18,375
‫پادما، باهاش حرف بزن و بیا.

912
01:17:18,541 --> 01:17:20,125
‫- من میرم ماشینو بیارم.
‫- باشه.

913
01:17:23,916 --> 01:17:24,625
‫هوم.

914
01:17:25,250 --> 01:17:29,625
‫اگه اذیتت کرد بهم بگو.
‫خودم حسابشو می‌رسم.

915
01:17:31,750 --> 01:17:36,250
‫فردا باید بریم خرید.
‫اونو هم با خودم میارم.

916
01:17:36,875 --> 01:17:39,250
‫هر کاری دوست داری بکن.
‫من جلوتو نمی‌گیرم.

917
01:17:39,875 --> 01:17:40,625
‫باشه؟

918
01:17:41,791 --> 01:17:43,125
‫- ما دیگه رفع زحمت می‌کنیم.
‫- خداحافظ!

919
01:17:46,041 --> 01:17:47,500
‫آدمای خیلی خوبی‌ان!

920
01:17:47,625 --> 01:17:50,250
‫اونا ساندیا رو تشویق کردن
‫که به عمار یه درسی بده.

921
01:17:50,375 --> 01:17:54,416
‫کاش منم شانسشو داشتم.
‫یه فصل باباتو کتک می‌زدم!

922
01:17:54,625 --> 01:17:57,541
‫توروخدا بس کنین، مادرجان.
‫رو دادن بهش فاجعه‌ست.

923
01:17:58,000 --> 01:18:02,041
‫مردا یه چیزایی میگن.
‫ولی یادت نره که تو یه دختری.

924
01:18:02,250 --> 01:18:03,750
‫باید سازش کنی.

925
01:18:04,000 --> 01:18:06,625
‫بیا، خورشت سبزیجات. بخور.

926
01:18:07,166 --> 01:18:07,916
‫هوم.

927
01:18:09,625 --> 01:18:10,750
‫چرا من باید سازش کنم؟

928
01:18:12,500 --> 01:18:14,916
‫باید یادم باشه که یه دخترم؟
‫مگه میشه یادم بره.

929
01:18:16,541 --> 01:18:19,000
‫تو خیابون، تو اداره، تو معبد، تو سینما...

930
01:18:21,750 --> 01:18:24,500
‫دخترا نباید فلان و بیسار کار رو بکنن.

931
01:18:25,000 --> 01:18:28,000
‫اصلاً نمی‌دونیم باید چی‌کار کنیم،
‫یا چرا به دنیا اومدیم! مرگ راحت‌تره.

932
01:18:30,375 --> 01:18:33,625
‫بهم میگی لجباز،
‫ولی من فقط دلم سنگ شده.

933
01:18:34,375 --> 01:18:35,375
‫اونم به لطف شما.

934
01:18:37,000 --> 01:18:38,500
‫- خورشتتونو بخورین.
‫- بخور...

935
01:18:40,791 --> 01:18:41,625
‫خیلی یه دنده‌ست.

936
01:18:42,000 --> 01:18:43,750
‫- خورشت می‌خوای؟
‫- نه.

937
01:18:50,041 --> 01:18:53,375
‫خانم، قاتل پشت خطه.
‫می‌خواد با شما حرف بزنه.

938
01:18:54,375 --> 01:18:55,041
‫چی؟

939
01:19:06,000 --> 01:19:06,625
‫الو؟

940
01:19:06,666 --> 01:19:09,666
‫آناندیتا، فهمیدی آسمی چطوری مرد؟

941
01:19:09,791 --> 01:19:11,541
‫تو کی هستی؟
‫چی می‌خوای؟

942
01:19:12,000 --> 01:19:14,416
‫تو چی می‌تونی بهم بدی؟ هیچی!

943
01:19:14,625 --> 01:19:16,416
‫در عوض، من برات یه کادو فرستادم.

944
01:19:16,750 --> 01:19:20,000
‫یه جعبه قرمز بیرون دفترته.
‫برو چکش کن.

945
01:19:21,125 --> 01:19:22,000
‫- برو.
‫- باشه.

946
01:19:51,875 --> 01:19:52,625
‫خانم.

947
01:20:05,250 --> 01:20:06,750
‫۱۰ نوامبر ۲۰۰۰.

948
01:20:07,250 --> 01:20:10,666
‫دارم خاطره‌مو بهت میدم.
‫لطفا بهش احترام بذار.

949
01:20:12,166 --> 01:20:12,875
‫الو؟

950
01:20:13,125 --> 01:20:15,875
‫الان می‌تونم ترس رو تو صدات حس کنم.

951
01:20:16,625 --> 01:20:17,875
‫من ترسو نیستم.

952
01:20:18,375 --> 01:20:20,125
‫قطعا تو سوراخ موش هم قایم نشدم.

953
01:20:20,500 --> 01:20:23,125
‫دارم بین خودتون زندگی می‌کنم.

954
01:20:24,791 --> 01:20:26,125
‫چرا داری این کارا رو می‌کنی؟

955
01:20:26,125 --> 01:20:28,250
‫اگه همه چیو بهت بگم می‌خوای چی‌کار کنی؟

956
01:20:28,291 --> 01:20:30,875
‫می‌خوای مثل قهرمانا برام دیالوگ بگی؟

957
01:20:31,291 --> 01:20:33,500
‫خوشم نمیاد کسی منو گیر بندازه.

958
01:20:33,875 --> 01:20:36,625
‫حرفای آسمی عصبانیم کرد، برای همین مرد.

959
01:20:37,500 --> 01:20:39,625
‫قبل از قتل به ساندیا گفتم.

960
01:20:40,000 --> 01:20:41,625
‫پلیس جدی نگرفتش.

961
01:20:42,041 --> 01:20:43,041
‫چقدر غم‌انگیز.

962
01:20:43,375 --> 01:20:45,666
‫خونش گردن شماست.

963
01:20:46,416 --> 01:20:50,375
‫آناندیتا، هرچه زودتر منو بگیر.

964
01:20:50,875 --> 01:20:54,875
‫وگرنه، یه قتل دیگه تو تاریکی کمین کرده.

965
01:20:56,541 --> 01:21:00,416
‫مادرشوهرم؟
‫اون از این ساری نخی‌ها نمی‌پوشه.

966
01:21:00,750 --> 01:21:02,000
‫اون ساری ابریشمی می‌خواد.
‫[ببخشید نباید پای پدر و مادرم رو وسط می‌کشیدم]

967
01:21:02,000 --> 01:21:03,041
‫بیاین همینا رو برداریم.
‫[دوست ندارم قهر باشیم.]

968
01:21:03,250 --> 01:21:06,291
‫ساری گادوال یا مانگالگیری بیارین.
‫[می‌دونی که نمی‌تونم بدون حرف زدن باهات دووم بیارم.]

969
01:21:08,166 --> 01:21:08,916
‫باشه.

970
01:21:09,541 --> 01:21:13,458
‫[عذرخواهیت قبول شد.
‫حالا بیا باهام حرف بزن]

971
01:21:13,583 --> 01:21:17,375
‫[میام]

972
01:21:28,250 --> 01:21:30,250
‫به نظر میاد مادرا دارن حسابی کیف می‌کنن!

973
01:21:30,750 --> 01:21:33,250
‫قدرت خریده دیگه!

974
01:21:34,875 --> 01:21:37,291
‫- راجیو، تماس از کجا بود؟
‫- مرکز خرید آیکون.

975
01:21:37,750 --> 01:21:41,041
‫یه تیم بفرست اونجا.
‫فیلم دوربینای مداربسته رو بگیر.

976
01:21:41,041 --> 01:21:41,875
‫حتماً.

977
01:21:42,541 --> 01:21:44,875
‫شماره‌ای که باهاش تماس گرفت
‫به اسم آسمی ثبت شده.

978
01:21:45,041 --> 01:21:45,916
‫این ویدیو رو ببینین.

979
01:21:46,875 --> 01:21:49,166
‫آسمی پشت سرش بد حرف زد.

980
01:21:49,750 --> 01:21:55,125
‫هر متعرضی حس می‌کنه خیلی مَرده!
‫ولی روانشناسی بهشون میگه منحرف.

981
01:21:55,750 --> 01:21:59,500
‫این هشتگ چیکاتیلو یه تلاشه
‫برای رو کردن دست اینجور آدما.

982
01:22:00,166 --> 01:22:01,875
‫فقط به خاطر استفاده از این هشتگ کشتش!

983
01:22:03,250 --> 01:22:05,875
‫پس با سازنده‌ش، ساندیا، چی‌کار می‌کنه؟

984
01:22:08,916 --> 01:22:10,375
‫راجیو، ساندیا کجاست؟

985
01:22:11,750 --> 01:22:12,916
‫- خب...
‫- عمار.

986
01:22:13,916 --> 01:22:15,250
‫- بیا اینجا.
‫- چرا؟

987
01:22:15,666 --> 01:22:17,250
‫بیا اینجا یه ساری انتخاب کن.

988
01:22:17,750 --> 01:22:18,916
‫همینجا بمون. الان برمی‌گردم.

989
01:22:24,125 --> 01:22:24,750
‫الو.

990
01:22:25,000 --> 01:22:25,875
‫کجایی؟

991
01:22:28,000 --> 01:22:28,791
‫مرکز خرید آیکون.

992
01:22:29,250 --> 01:22:30,541
‫قاتل جاتو می‌دونه.

993
01:22:30,875 --> 01:22:32,666
‫وقت نیست. سریع از اونجا برو.

994
01:22:33,291 --> 01:22:36,500
‫دارم نیرو امنیتی می‌فرستم.
‫بجنب و مراقب باش، ساندیا.

995
01:22:42,291 --> 01:22:43,500
‫بگو چی شده آخه!

996
01:22:43,541 --> 01:22:45,291
‫هی راجامانی. تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

997
01:22:45,291 --> 01:22:46,750
‫دارم برای نوه‌م خرید می‌کنم.

998
01:22:53,125 --> 01:22:54,750
‫- خرید نامزدیه.
‫- عمو...

999
01:22:55,125 --> 01:22:56,125
‫عمو، ما باید بریم.

1000
01:22:56,666 --> 01:22:58,125
‫- یه کاری پیش اومده.
‫- خیلی واجبه.

1001
01:22:58,166 --> 01:22:59,250
‫- بعدا می‌بینمتون.
‫- باشه.

1002
01:24:20,791 --> 01:24:21,625
‫ترس!

1003
01:24:22,250 --> 01:24:27,291
‫حس درموندگی‌ای که وقتی تنها راه،
‫روبرو شدن با عواقبشه به وجود میاد

1004
01:24:27,375 --> 01:24:30,000
‫ما رو با ترس آشنا می‌کنه.

1005
01:24:34,125 --> 01:24:37,125
‫دفعه اولی که زنگ زد
‫هیچکس بهش توجهی نکرد.

1006
01:24:38,500 --> 01:24:40,875
‫ریشی و آسمی. مردن!

1007
01:24:42,875 --> 01:24:46,000
‫من بودم که گفتم
‫این کارا رو تو منطقه گوداواری شروع کرده.

1008
01:24:46,875 --> 01:24:50,500
‫ولی از داستان لاچی مشخصه که
‫خیلی وقته داره این کارا رو می‌کنه.

1009
01:24:51,625 --> 01:24:54,916
‫اولین قتلش موقع
‫اتفاقی بود که برای لالیتا افتاد.

1010
01:24:56,750 --> 01:24:58,625
‫از این کار هیجان بهش دست داد.

1011
01:24:59,291 --> 01:25:01,750
‫ما اینجا با یه قاتل زنجیره‌ای کلاسیک طرفیم.

1012
01:25:02,250 --> 01:25:04,250
‫اونا بین خودمون زندگی می‌کنن.

1013
01:25:06,750 --> 01:25:09,041
‫قاتلای زنجیره‌ای یه چیزی دارن
‫به اسم محرک.

1014
01:25:10,375 --> 01:25:14,750
‫اگه به قاتلای زنجیره‌ای آمریکایی
‫مثل تد باندی و بی‌تی‌کِی نگاه کنیم،

1015
01:25:15,375 --> 01:25:18,250
‫می‌بینیم که اونا مقطعی فعالیت می‌کردن.

1016
01:25:19,000 --> 01:25:20,625
‫این یه میل غیرقابل کنترله.

1017
01:25:21,791 --> 01:25:24,000
‫دستگیر کردنشون خیلی سخته.

1018
01:25:27,000 --> 01:25:28,750
‫دوباره به شماره راهنما زنگ زده.

1019
01:25:30,416 --> 01:25:33,875
‫مجرم بدون هیچ ترس یا عذاب وجدانی
‫داره بین ما می‌چرخه.

1020
01:25:35,041 --> 01:25:39,875
‫من می‌خوام هویتشو فاش کنم.
‫پس از چی می‌ترسم؟

1021
01:29:04,000 --> 01:29:05,375
‫اون پسرم بوز هستش.

1022
01:29:13,000 --> 01:29:14,625
‫چرا این همه آدم رو کشتی؟

1023
01:29:17,625 --> 01:29:18,541
‫حرف بزن!

1024
01:29:22,125 --> 01:29:23,541
‫من کسی رو نکشتم!

1025
01:29:25,375 --> 01:29:27,125
‫پس چرا منو تعقیب می‌کردی؟

1026
01:29:29,750 --> 01:29:31,250
‫تو باعث شدی تعقیبت کنم!

1027
01:29:33,916 --> 01:29:35,000
‫همش تقصیر توئه!

1028
01:29:37,166 --> 01:29:38,750
‫مامانم گذشته‌شو فراموش کرده بود!

1029
01:29:41,125 --> 01:29:42,250
‫چرا همه‌چیو دوباره یادش آوردی؟

1030
01:29:48,125 --> 01:29:51,875
‫یه آدم عوضی با مادرم اون کار رو کرد!

1031
01:29:53,250 --> 01:29:55,000
‫هیچکس، حتی شوهرش هم بهش اهمیت نداد!

1032
01:29:58,375 --> 01:29:59,416
‫هیچکس یه کلمه هم حرف نزد!

1033
01:30:00,500 --> 01:30:02,125
‫تو هم می‌تونستی همون کارو بکنی!

1034
01:30:04,666 --> 01:30:07,416
‫می‌دونی بهم چی می‌گفتن؟

1035
01:30:13,250 --> 01:30:14,250
‫عوضی!

1036
01:30:19,375 --> 01:30:22,500
‫می‌دونی چه حسی داره؟

1037
01:30:29,875 --> 01:30:34,000
‫چرا مامان من باید تاوان
‫مرگ دوست تو رو پس بده؟

1038
01:30:36,666 --> 01:30:39,875
‫تازه، کشوندیش به نشست خبری!

1039
01:30:40,291 --> 01:30:43,250
‫فکر کردم اگه بترسونمت بی‌خیال میشی.

1040
01:30:45,041 --> 01:30:47,125
‫برو. دست از سر مامانم بردار!

1041
01:30:49,750 --> 01:30:50,666
‫من واقعا متاسفم.

1042
01:30:51,666 --> 01:30:52,875
‫کی به تاسف تو نیاز داره؟

1043
01:30:54,125 --> 01:30:56,375
‫دوستت شانس آورد.
‫اون مرد.

1044
01:30:58,500 --> 01:30:59,500
‫ولی مامان من...

1045
01:31:00,291 --> 01:31:03,791
‫از اون موقع تا حالا داره
‫اون زخما رو با خودش می‌کشه!

1046
01:31:08,250 --> 01:31:09,875
‫بذارین زندگی کنیم!

1047
01:31:10,250 --> 01:31:12,791
‫تورو خدا رحم کن ساندیا!
‫بذار زندگی کنیم!

1048
01:31:55,000 --> 01:31:58,250
‫می‌خواستم کار خوبی بکنم،
‫ولی فقط دارم به بقیه آسیب می‌زنم.

1049
01:32:06,250 --> 01:32:08,500
‫حق با توئه.
‫داشتم لجبازی می‌کردم.

1050
01:32:11,875 --> 01:32:16,291
‫اصلا فکر نکردم،
‫و تو تاریکی افتادم دنبالش.

1051
01:32:20,041 --> 01:32:25,041
‫فکر می‌کردم اگه بندازمش زندان
‫عدالت براشون برقرار میشه.

1052
01:32:27,291 --> 01:32:28,250
‫اشتباه می‌کردم!

1053
01:32:33,250 --> 01:32:36,250
‫دقیقاً همون آدمایی رو که داشتم
‫براشون می‌جنگیدم رو به دردسر انداختم.

1054
01:32:43,250 --> 01:32:48,500
‫همونطور که چاکراوارثی گفت،
‫بهتره فراموش کنیم و بریم پی زندگیمون.

1055
01:32:52,875 --> 01:32:54,125
‫دیگه نمی‌تونم این کارو بکنم.

1056
01:32:55,250 --> 01:32:56,291
‫نمی‌خوام.

1057
01:33:41,125 --> 01:33:45,750
‫اول بابی و بعد آسمی!
‫هیچکس نمی‌دونه داره چه اتفاقی میفته!

1058
01:33:46,375 --> 01:33:51,375
‫و سکوت ساندیا همه رو شوکه کرده.

1059
01:33:52,125 --> 01:33:58,250
‫ولی مردم دیگه به
‫هشتگ چیکاتیلو اعتماد ندارن.

1060
01:33:59,625 --> 01:34:03,625
‫قتلا یکی پس از دیگری ادامه دارن.
‫اما هیچ اطلاعاتی از مجرم نیست.

1061
01:34:04,250 --> 01:34:08,166
‫کی قراره تموم بشه؟
‫هیچکس جوابی نداره.

1062
01:34:08,625 --> 01:34:12,500
‫مردم به پلیس اعتماد ندارن!

1063
01:34:14,041 --> 01:34:17,125
‫آیا هشتگ چیکاتیلو
‫حقایق بیشتری رو روشن می‌کنه؟

1064
01:34:17,500 --> 01:34:19,875
‫نظر ساندیا در این باره چیه؟

1065
01:34:20,166 --> 01:34:22,666
‫یعنی هیچکس نگران این موضوع نیست؟

1066
01:34:29,250 --> 01:34:30,375
‫این مال سال ۲۰۱۸ـه.

1067
01:34:35,541 --> 01:34:38,541
‫قربان!
‫این لیست کارمندای دولته.

1068
01:34:40,000 --> 01:34:41,875
‫ممنون عرفان.
‫همینه، درسته؟

1069
01:34:43,541 --> 01:34:45,916
‫۴۸ تا اداره،
‫لیست استخدامی ۲۰ ساله،

1070
01:34:46,166 --> 01:34:48,666
‫تاریخ شروع به کارشون،
‫انتقالی‌ها و بازنشستگی‌ها.

1071
01:34:49,166 --> 01:34:52,291
‫چطوری تو اینا جا میشه قربان؟
‫از این پرونده‌ها بازم میاد.

1072
01:34:52,750 --> 01:34:54,500
‫- کارت خوب بود عرفان.
‫- ممنون خانم.

1073
01:35:25,833 --> 01:35:28,083
‫باید جشن بگیریم!

1074
01:35:31,541 --> 01:35:32,416
‫یه لحظه.

1075
01:35:38,916 --> 01:35:39,791
‫سلام، راجیو.

1076
01:35:40,041 --> 01:35:41,666
‫امیدوارم مزاحم نشده باشم.

1077
01:35:43,416 --> 01:35:45,458
‫تازه لیست کل کارمندای دولت به دستم رسید.

1078
01:35:45,958 --> 01:35:47,333
‫اطلاعاتش خیلی زیاده.

1079
01:35:49,041 --> 01:35:50,291
‫داریم دیجیتالیشون می‌کنیم.

1080
01:35:51,041 --> 01:35:52,291
‫لینک لایوش رو برات بفرستم؟

1081
01:35:52,916 --> 01:35:54,958
‫راجیو! من دیگه بیخیال شدم.

1082
01:35:55,541 --> 01:35:56,666
‫منو قاطیش نکن.

1083
01:35:56,916 --> 01:35:58,541
‫فقط اگه برات مقدور بود ببین.
‫وگرنه که بی‌خیال.

1084
01:35:59,541 --> 01:36:00,541
‫شب خوبی داشته باشی.

1085
01:36:00,708 --> 01:36:01,708
‫خیلی ممنون.

1086
01:36:06,083 --> 01:36:06,833
‫ساندیا.

1087
01:36:09,958 --> 01:36:11,833
‫یکی، دوتا، یا سه‌تا؟ چندتا؟

1088
01:36:16,208 --> 01:36:17,083
‫بابا، بگو.

1089
01:36:57,791 --> 01:36:59,791
‫مامان! مامان!

1090
01:37:19,041 --> 01:37:20,333
‫لطفاً آروم باش.

1091
01:37:23,583 --> 01:37:24,916
‫با راجیو حرف زدم.

1092
01:37:27,041 --> 01:37:28,208
‫نیازی به کالبدشکافی نیست.

1093
01:37:28,833 --> 01:37:30,041
‫می‌تونین جسد رو ببرین.

1094
01:37:30,791 --> 01:37:32,416
‫کارایی که لازمه رو انجام بدین.

1095
01:37:33,833 --> 01:37:36,333
‫عمار، لطفاً دوباره فکر کن.

1096
01:37:38,041 --> 01:37:41,166
‫حس می‌کنم اگه کالبدشکافی بشه بهتره.

1097
01:37:45,958 --> 01:37:47,291
‫روی بدن کبودی هست.

1098
01:37:48,416 --> 01:37:49,791
‫اگه کار قاتل باشه چی؟

1099
01:37:51,291 --> 01:37:52,541
‫چطور می‌تونیم ولش کنیم بره؟

1100
01:37:52,791 --> 01:37:54,041
‫چی داری میگی؟

1101
01:37:54,291 --> 01:37:56,416
‫هنوزم گیر دادی به پرونده!
‫دیوونه شدی؟

1102
01:37:56,666 --> 01:37:57,666
‫فقط برو!

1103
01:37:57,791 --> 01:37:59,791
‫ساندیا، چی داری میگی؟

1104
01:37:59,916 --> 01:38:01,166
‫نمی‌فهمی چی باید بگی؟

1105
01:38:01,166 --> 01:38:02,833
‫عمار، به کارایی که لازمه برس.

1106
01:38:03,791 --> 01:38:05,458
‫بعداً به این موضوع می‌رسیم.

1107
01:38:05,666 --> 01:38:06,333
‫لطفاً!

1108
01:38:06,666 --> 01:38:07,708
‫ساندیا، آروم باش.

1109
01:38:08,166 --> 01:38:09,041
‫عمار، بیا.

1110
01:38:09,166 --> 01:38:10,541
‫آروم باش داداش.

1111
01:38:33,916 --> 01:38:35,083
‫اسمش بوچیه.

1112
01:38:36,416 --> 01:38:38,166
‫از بچگی باهام بوده.

1113
01:38:39,166 --> 01:38:42,083
‫مثل دوتا دوست با هم بازی می‌کردیم.
‫خیلی حرف می‌زدیم.

1114
01:38:42,666 --> 01:38:45,416
‫با من بزرگ شد.

1115
01:38:46,666 --> 01:38:48,291
‫از حالا به بعد دوست تو میشه.

1116
01:38:48,833 --> 01:38:50,041
‫اگه می‌خوای ببرش.

1117
01:38:50,791 --> 01:38:51,916
‫اشکالی نداره خاله.

1118
01:38:52,708 --> 01:38:55,791
‫به هر حال بعد از ازدواج، تو دوستم میشی.

1119
01:39:08,791 --> 01:39:10,791
‫- الو؟
‫- شما بازرس راجیو هستین؟

1120
01:39:10,916 --> 01:39:11,541
‫بله.

1121
01:39:11,708 --> 01:39:14,833
‫من بازرس فرعی‌ام،
‫از اداره پلیس تریچی تماس می‌گیرم.

1122
01:39:15,208 --> 01:39:18,541
‫اخبار قتل‌های زنجیره‌ای حیدرآباد رو دیدم.

1123
01:39:18,833 --> 01:39:22,583
‫ما هم تو سال ۲۰۲۰ یه پرونده مشابه داشتیم.

1124
01:39:23,333 --> 01:39:27,583
‫پرونده و گزارش‌های دی‌ان‌ای رو
‫براتون می‌فرستم. شاید کمکتون کنه.

1125
01:39:28,416 --> 01:39:29,541
‫حتماً! لطفاً بفرستینشون.

1126
01:39:30,333 --> 01:39:33,041
‫یه لیست از کسایی که
‫به تریچی منتقل شدن تهیه کردیم.

1127
01:39:34,083 --> 01:39:35,916
‫یه لینک ازش بساز
‫و برای آناندیتا بفرست.

1128
01:39:39,916 --> 01:39:42,416
‫- خانم، لطفاً چک کنین.
‫- باشه.

1129
01:40:33,458 --> 01:40:34,041
‫لعنتی!

1130
01:41:03,583 --> 01:41:05,166
‫هی، گوشواره‌هام یادت نره.

1131
01:41:05,583 --> 01:41:06,833
‫کدوم گوشواره‌ها؟

1132
01:41:06,916 --> 01:41:09,166
‫هفته پیش گوشواره‌های طلامو
‫بهت قرض دادم، نه؟ عکسشو برات می‌فرستم.

1133
01:41:49,416 --> 01:41:51,541
‫خانم، اینو ببینین.

1134
01:41:54,958 --> 01:41:55,666
‫اینو ببینین.

1135
01:42:09,666 --> 01:42:12,333
‫[اداره‌ی میراث هنری]
‫[بامو آناند اوجتی]

1136
01:42:45,791 --> 01:42:47,041
‫ببین ساندیا کجاست.

1137
01:43:20,666 --> 01:43:21,416
‫بیا تو.

1138
01:43:31,541 --> 01:43:33,583
‫نیازی نبود تو زحمت بیفتی عزیزم.

1139
01:43:34,416 --> 01:43:35,416
‫اشکالی نداره عمو!

1140
01:43:37,333 --> 01:43:38,541
‫من میرم دستشویی.

1141
01:43:53,541 --> 01:43:54,541
‫عمو، براتون بکشم؟

1142
01:43:56,041 --> 01:43:58,166
‫مامانم خورشت خیلی خوبی درست می‌کنه.

1143
01:43:58,666 --> 01:43:59,791
‫گشنه‌م نیست عزیزم.

1144
01:44:00,458 --> 01:44:01,291
‫سرم درد می‌کنه.

1145
01:44:02,333 --> 01:44:03,541
‫می‌تونی یه کم قهوه درست کنی؟

1146
01:44:04,291 --> 01:44:05,333
‫اوهوم. باشه عمو.

1147
01:44:26,291 --> 01:44:27,833
‫نمونه دی‌ان‌ای منو پیدا نکردی؟

1148
01:44:32,958 --> 01:44:35,041
‫من پادما رو کشتم،
‫از رو تراس هلش دادم پایین.

1149
01:44:35,833 --> 01:44:38,791
‫اون دست‌و‌پا چلفتی بود
‫و وقتی گفتم لیز خورده، مردم باور کردن.

1150
01:44:39,666 --> 01:44:41,166
‫الان باید تو رو هم بکشم.

1151
01:44:42,291 --> 01:44:43,416
‫چطوری انجامش بدم؟

1152
01:44:44,291 --> 01:44:45,541
‫با چاقو بهت ضربه بزنم؟

1153
01:44:46,916 --> 01:44:48,041
‫یا گازو باز بذارم؟

1154
01:44:51,541 --> 01:44:54,166
‫یا همون‌طوری که بابی رو کشتم،
‫بکشمت؟

1155
01:47:28,291 --> 01:47:30,666
‫بهم بگو.
‫چرا این کارو کردی؟

1156
01:47:34,708 --> 01:47:37,166
‫همه شواهد ثابت می‌کنه که تو قاتلی.

1157
01:47:37,916 --> 01:47:39,166
‫انگیزه‌ت چیه رائو؟

1158
01:47:50,166 --> 01:47:51,041
‫هیچی!

1159
01:47:53,583 --> 01:47:55,833
‫همه جاهایی که بهشون
‫منتقل شده بود رو چک کردیم.

1160
01:47:56,416 --> 01:47:57,916
‫زمان قتل‌ها کاملاً با هم همخوانی داشت.

1161
01:48:00,041 --> 01:48:04,458
‫دی‌ان‌ای پیدا شده تو پرونده‌های آسمی و
‫تریچی با دی‌ان‌ای رائو مطابقت داشت!

1162
01:48:04,791 --> 01:48:08,208
‫با وجود این همه مدرک،
‫رائو یه کلمه هم حرف نزده!

1163
01:48:09,083 --> 01:48:10,333
‫می‌تونم باهاش حرف بزنم؟

1164
01:48:12,666 --> 01:48:15,041
‫مهم نیست حرف بزنه یا نه.

1165
01:48:16,083 --> 01:48:17,791
‫برای من مهمه.

1166
01:48:19,041 --> 01:48:20,916
‫باید بدونم چرا بابی رو کشت.

1167
01:48:39,041 --> 01:48:42,583
‫بعد از نابود کردن این همه زندگی چرا ساکتی؟

1168
01:48:44,583 --> 01:48:46,791
‫پلیس فکر می‌کنه لاچی اولین قربانیته.

1169
01:48:47,416 --> 01:48:48,666
‫ولی، من حدس می‌زنم این‌طور نیست.

1170
01:49:14,166 --> 01:49:15,083
‫زن‌عموم.

1171
01:49:20,041 --> 01:49:21,333
‫اون بهم پناه داد.

1172
01:49:22,458 --> 01:49:25,458
‫بهم غذا، لباس و آموزش داد.

1173
01:49:39,666 --> 01:49:40,291
‫بخور.

1174
01:49:42,083 --> 01:49:47,166
‫چشمای درشت، یه گیسوی بلند،
‫و گلای یاس تو موهاش.

1175
01:49:49,708 --> 01:49:51,458
‫زن‌عموم فوق‌العاده بود.

1176
01:49:54,625 --> 01:49:58,125
‫ساندیا، می‌دونی چقدر دردناکه

1177
01:49:58,208 --> 01:50:00,958
‫وقتی یکی بدون رضایت به آدم نزدیک میشه؟

1178
01:50:02,458 --> 01:50:03,833
‫این کار باید با رضایت باشه.

1179
01:50:04,458 --> 01:50:07,458
‫اونجوری هیچ‌وقت درست نیست.

1180
01:50:10,083 --> 01:50:12,875
‫ولی، زن‌عموم زن خیلی خوبی بود.

1181
01:50:13,375 --> 01:50:16,791
‫مدام همین دروغو به خودم می‌گفتم.

1182
01:50:17,500 --> 01:50:22,625
‫امیدوار بودم تکرار کردنش
‫یه جورایی اونو به واقعیت تبدیل کنه.

1183
01:50:23,500 --> 01:50:24,833
‫من یه بچه بودم، مگه نه ساندیا؟

1184
01:50:25,500 --> 01:50:26,375
‫اینو بگیر.

1185
01:50:45,333 --> 01:50:46,000
‫خدای من!

1186
01:50:47,375 --> 01:50:49,125
‫دیدی؟

1187
01:50:49,750 --> 01:50:52,083
‫دلت سوخت و آوردیش خونه!

1188
01:50:52,583 --> 01:50:55,208
‫ولی ببین چی‌کار کرد!

1189
01:50:55,375 --> 01:50:56,333
‫اوه خدای...

1190
01:50:56,458 --> 01:50:57,208
‫عمو...

1191
01:50:57,333 --> 01:50:59,875
‫- احمق! خجالت نمی‌کشی!
‫- عمو، گوش کن.

1192
01:51:00,083 --> 01:51:01,375
‫عمو، تقصیر من نیست.

1193
01:51:01,500 --> 01:51:03,208
‫دلم برات سوخت چون یتیم بودی!

1194
01:51:03,208 --> 01:51:05,208
‫- این‌طوری تشکر می‌کنی؟
‫- عمو، دارین اشتباه می‌کنین.

1195
01:51:05,375 --> 01:51:06,625
‫- اصلاً تو آدمی؟
‫- عمو، لطفاً.

1196
01:51:06,708 --> 01:51:08,208
‫خوک از تو بهتره.

1197
01:51:08,333 --> 01:51:09,750
‫عمو، به حرفم گوش بده.

1198
01:51:09,833 --> 01:51:10,833
‫- عمو!
‫- ها!

1199
01:51:11,208 --> 01:51:13,250
‫اول به حرفم گوش بده. فقط گوش بده.

1200
01:51:13,375 --> 01:51:14,750
‫- هی، رامو!
‫- اول به حرفم گوش بده.

1201
01:51:15,250 --> 01:51:16,250
‫رامو، به حرفم گوش بده.

1202
01:51:16,250 --> 01:51:17,833
‫می‌دونی زنت چی‌کار کرده؟

1203
01:51:17,875 --> 01:51:21,000
‫- می‌دونی؟
‫- داره دروغ میگه!

1204
01:51:23,083 --> 01:51:25,458
‫بهت نشون میدم چطوری شکنجه‌م کرده!

1205
01:51:43,458 --> 01:51:44,666
‫زن‌عموم!

1206
01:51:46,666 --> 01:51:48,666
‫منو با این خشم رها کرد.

1207
01:51:50,708 --> 01:51:51,791
‫ولی اون مرد!

1208
01:51:52,708 --> 01:51:53,666
‫چطوری...

1209
01:51:54,791 --> 01:51:56,708
‫چطوری عصبانیتمو خالی کنم؟

1210
01:51:57,583 --> 01:52:00,625
‫برای همین شروع کردم به گشتن
‫دنبال زن‌هایی که شبیهش بودن.

1211
01:52:06,750 --> 01:52:09,791
‫تاریکی رو دوست دارم.
‫منتظر می‌موندم تا حمله کنم.

1212
01:52:11,166 --> 01:52:15,666
‫و تو تاریکی، با قربانیم مثل زن‌عموم
‫رفتار می‌کردم و عقده‌هامو سرش خالی می‌کردم!

1213
01:52:18,375 --> 01:52:23,750
‫وقتی به تریچی منتقل شدم،
‫خشمم به اوج رسید!

1214
01:52:26,208 --> 01:52:28,000
‫ولی اون بهترین شب زندگیم بود.

1215
01:52:28,000 --> 01:52:29,583
‫کلی سرنخ از خودم به جا گذاشتم.

1216
01:52:30,166 --> 01:52:31,541
‫ترسیدم که نکنه گیر بیفتم.

1217
01:52:33,666 --> 01:52:34,541
‫باید متوقف می‌شدم.

1218
01:52:35,541 --> 01:52:36,416
‫باید متوقف می‌شدم.

1219
01:52:37,833 --> 01:52:39,041
‫ولی دلم نمی‌خواست متوقف بشم.

1220
01:52:39,833 --> 01:52:40,916
‫انتقالی گرفتم.

1221
01:52:42,541 --> 01:52:46,291
‫خانواده‌م نقاب من بودن.

1222
01:52:47,333 --> 01:52:50,541
‫چرا دوباره شروع کردی؟

1223
01:52:52,166 --> 01:52:53,791
‫دارم پیر میشم ساندیا.

1224
01:52:54,916 --> 01:52:56,041
‫رفتم برای چکاپ.

1225
01:52:59,208 --> 01:53:00,541
‫زوال عقل درجه‌ی سه.

1226
01:53:01,333 --> 01:53:03,541
‫کم‌کم شروع می‌کنم به فراموش کردن.

1227
01:53:04,791 --> 01:53:06,166
‫خانواده‌م خیلی خوشحالن.

1228
01:53:06,958 --> 01:53:08,166
‫اگه فراموش کنم مهم نیست.

1229
01:53:09,041 --> 01:53:11,166
‫ولی چطوری زن‌عموم رو فراموش کنم!

1230
01:53:13,541 --> 01:53:15,583
‫چطوری عصبانیتم نسبت به اونو رها کنم؟

1231
01:53:17,083 --> 01:53:20,583
‫همون موقع، بابی رو دیدم.

1232
01:53:22,791 --> 01:53:24,208
‫-سلام عمو.
‫-سلام بابی.

1233
01:53:24,916 --> 01:53:26,666
‫چرا نمیای بدمینتون بازی کنیم؟

1234
01:53:26,791 --> 01:53:28,291
‫- رفتم کلاس رقص.
‫- اوه!

1235
01:53:28,416 --> 01:53:29,666
‫- رقص کلاسیک.
‫- آها!

1236
01:53:29,916 --> 01:53:32,833
‫می‌خوام تو مراسم قبل از عروسی عمار و ساندیا
‫اجرا کنم.

1237
01:53:33,541 --> 01:53:34,958
‫پابندامو ببین.

1238
01:53:36,208 --> 01:53:40,458
‫منو یاد زن‌عموم انداخت.
‫عقده‌مو سر بابی خالی کردم.

1239
01:53:44,041 --> 01:53:45,375
‫دوباره شروعش کردم!

1240
01:53:46,750 --> 01:53:50,625
‫فکر کردین آسمی به خاطر ویدیوش کشته شده.

1241
01:53:51,625 --> 01:53:52,416
‫ولی...

1242
01:54:02,875 --> 01:54:04,125
‫چرا زنتو کشتی؟

1243
01:54:08,125 --> 01:54:09,666
‫در موردم حقیقت رو فهمید.

1244
01:54:11,125 --> 01:54:12,000
‫اشتباهه، مگه نه؟

1245
01:54:23,125 --> 01:54:23,875
‫پادما.

1246
01:54:24,541 --> 01:54:26,500
‫پادما! کجایی؟

1247
01:54:52,625 --> 01:54:53,375
‫پادما.

1248
01:55:01,791 --> 01:55:04,041
‫مگه تو خاطرات می‌نویسی من می‌خونمش؟

1249
01:55:04,500 --> 01:55:05,541
‫حتی بهش دست هم نمی‌زنم.

1250
01:55:06,750 --> 01:55:08,500
‫پس چطور می‌تونی به وسایل شخصیم دست بزنی؟

1251
01:55:09,250 --> 01:55:10,041
‫هوم؟

1252
01:55:13,125 --> 01:55:15,666
‫چرا گل یاس به موهات زدی؟
‫مگه نمی‌دونی ازشون متنفرم؟

1253
01:55:19,916 --> 01:55:22,125
‫چیه؟ می‌خوای به همه بگی؟

1254
01:55:25,125 --> 01:55:27,875
‫پادما، هیچ‌کس راجع به من نمی‌دونه.

1255
01:55:28,791 --> 01:55:31,041
‫اونایی که می‌دونن زنده نیستن!

1256
01:55:40,750 --> 01:55:42,750
‫سفری که با زن‌عموم شروع شد

1257
01:55:44,750 --> 01:55:46,125
‫با پادما تموم شد.

1258
01:55:46,875 --> 01:55:50,750
‫به این میگن چرخه‌ی زندگی، ساندیا.

1259
01:55:56,375 --> 01:56:00,375
‫برای جنایت‌هات احساس گناه نمی‌کنی؟

1260
01:56:03,375 --> 01:56:04,625
‫چرا باید احساس گناه کنم؟

1261
01:56:06,125 --> 01:56:07,250
‫به هر حال فراموششون می‌کنم.

1262
01:56:07,916 --> 01:56:08,666
‫هان؟

1263
01:56:10,166 --> 01:56:12,000
‫می‌تونی به یاد بیاری و حس بدی داشته باشی!

1264
01:56:13,625 --> 01:56:14,791
‫فراموششون می‌کنم!

1265
01:56:20,750 --> 01:56:21,916
‫فراموششون می‌کنم!

1266
01:56:24,750 --> 01:56:25,750
‫فراموش می‌کنم.

1267
01:56:42,125 --> 01:56:46,125
‫وقتی پادکست رو شروع کردم،
‫نمی‌دونستم به چی می‌رسم.

1268
01:56:47,416 --> 01:56:48,375
‫ولی الان،

1269
01:56:49,500 --> 01:56:50,375
‫نور رو می‌بینم.

1270
01:56:53,500 --> 01:56:54,916
‫این به خاطر من نیست.

1271
01:56:55,125 --> 01:56:57,875
‫به خاطر اینه که اون زن‌ها پا پیش گذاشتن
‫و داستان‌هاشونو به اشتراک گذاشتن.

1272
01:57:03,125 --> 01:57:04,875
‫یه چیزی هست که همه‌مون باید یاد بگیریم.

1273
01:57:07,375 --> 01:57:10,125
‫هیچ مجرمی نباید تو تاریکی مخفی بمونه.

1274
01:57:10,666 --> 01:57:12,791
‫ما هیچ‌وقت نباید بذاریم ترسمون
‫بشه نقطه قوت اونا.

1275
01:57:15,166 --> 01:57:19,750
‫خاله پادما می‌دونست که می‌میره،
‫با این حال تصمیم گرفت حقیقت رو برملا کنه.

1276
01:57:20,416 --> 01:57:21,750
‫به روحش درود می‌فرستم.

1277
01:57:24,500 --> 01:57:25,750
‫تو پدرت نیستی.

1278
01:57:28,875 --> 01:57:30,916
‫رائو ممکنه به حبس ابد محکوم بشه.

1279
01:57:32,000 --> 01:57:34,125
‫ولی این فقط یه پیروزی برای قانون نیست!

1280
01:57:35,291 --> 01:57:39,291
‫این یه نور برای صداهای شنیده‌نشده
‫و داستان‌های ناگفته‌ست.

1281
01:57:42,250 --> 01:57:45,166
‫هر داستانی باید گفته بشه،
‫و هر صدایی باید شنیده بشه.

1282
01:57:45,875 --> 01:57:49,000
‫و با این،
‫به پایان «چیکاتیلو» می‌رسیم.

1283
01:57:49,875 --> 01:57:52,500
‫این فصل تموم میشه
‫و یه فصل جدید شروع میشه.

1284
01:58:05,500 --> 01:58:07,625
‫من ساندیا نلوری هستم،
‫خدانگهدارتون.

1285
01:58:07,708 --> 01:58:11,375
« زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in»

