﻿1
00:00:04,958 --> 00:00:07,875
« زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in»

2
00:00:09,250 --> 00:00:11,541
‫بالاخره فرا رسید.

3
00:00:11,625 --> 00:00:14,125
‫روز تاج‌گذاری.

4
00:00:17,416 --> 00:00:20,541
‫اگه قرار بود یکی
‫ردای طوفان رو بپوشه،

5
00:00:20,625 --> 00:00:22,500
‫همون دختر شماست.

6
00:00:22,541 --> 00:00:25,375
‫مشتاق مشاهده درخششم.

7
00:00:30,416 --> 00:00:32,875
‫لطفا سلاح‌هاتون رو تحویل بدین.

8
00:00:32,916 --> 00:00:34,500
‫حتما.

9
00:00:34,625 --> 00:00:37,000
‫با این که خیلی مشتاق دیدار دوست‌هامونم،

10
00:00:37,041 --> 00:00:39,875
‫این رویداد هم خیلی جو وایت‌استونی داره.

11
00:00:40,000 --> 00:00:42,750
‫حداقل ما تو زفرا میزبان نیستیم.

12
00:00:42,791 --> 00:00:44,625
‫یه‌بار هم که شده، می‌تونیم راحت باشیم.

13
00:00:44,666 --> 00:00:48,166
‫اگه منظورت پایکوبیه،
‫کاملا باهات موافقم عزیزم.

14
00:00:48,250 --> 00:00:50,375
‫ولی یادت باشه،

15
00:00:50,416 --> 00:00:52,750
‫تا اطلاعات بیشتری کسب نکردیم
‫از گوی صحبت نکنیم.

16
00:00:52,875 --> 00:00:56,041
‫یه‌بار هم که شده،
‫نمی‌خوام جو این جشن رو خراب کنم.

17
00:01:00,250 --> 00:01:05,041
‫این ردا تنم رو می‌خارونه.
‫مراسم داره تموم می‌شه؟

18
00:01:05,125 --> 00:01:07,375
‫گراگ، هنوز شروع هم نشده.

19
00:01:07,416 --> 00:01:11,625
‫عه، ببین! وکس و پرسی اومدن.

20
00:01:11,666 --> 00:01:14,416
‫بچه‌ها! بیاین اینجا!

21
00:01:14,500 --> 00:01:18,250
‫ای وای. وایستا تا ماجرای
‫گاز تجزیه‌کننده گوشت...

22
00:01:18,375 --> 00:01:20,416
‫و اون کشیش ترسناک رو بشنون.

23
00:01:20,500 --> 00:01:22,375
‫عین قدیم‌ها.

24
00:01:22,500 --> 00:01:24,416
‫خب، شاید بهتر باشه فعلا تعریف نکنیم.

25
00:01:24,500 --> 00:01:26,875
‫آخه این قدم بزرگی واسه کیلثه...

26
00:01:27,000 --> 00:01:29,000
‫و شاید نخواد به قدیم‌ها برگرده.

27
00:01:29,125 --> 00:01:31,250
‫شاید هیچ‌کدومشون نخوان.

28
00:01:32,250 --> 00:01:36,125
‫ادامه راه این سنت تقدیس آشاری
‫مایه افتخارمه.

29
00:01:36,166 --> 00:01:37,666
‫«تقدیس»؟
‫نه، «مقدس.»

30
00:01:37,750 --> 00:01:39,625
‫اصلا «مقدس» یعنی چی؟

31
00:01:39,666 --> 00:01:42,416
‫«سنت خیلی قشنگ»؟

32
00:01:42,500 --> 00:01:45,875
‫تو به چالش‌های خیلی مرگبارتری
‫غلبه کردی کیکی.

33
00:01:45,916 --> 00:01:47,875
‫همه‌چی خوب می‌شه.

34
00:01:47,916 --> 00:01:52,416
‫آها! «خوب.»
‫«این سنت خیلی خوب آشاری.» آره.

35
00:01:52,500 --> 00:01:56,291
‫مزاحمت نمی‌شم.

36
00:02:01,166 --> 00:02:04,166
‫واقعا بهترین وقت گپ زدن نیست.

37
00:02:08,291 --> 00:02:10,791
‫وایستین ببینم. جریان چیه؟

38
00:02:15,250 --> 00:02:17,250
‫نه!

39
00:02:17,291 --> 00:02:19,125
‫چی داره سرشون میاد؟

40
00:02:19,166 --> 00:02:22,666
‫قهرمان، از اولین روزی
‫که من رو فراخوندی،

41
00:02:22,750 --> 00:02:26,291
‫واسه چیزی که الان آغاز می‌شه
‫آماده‌ات می‌کردم.

42
00:02:26,375 --> 00:02:29,791
‫به مراسم مربوطه؟
‫کیلث در خطره؟

43
00:02:29,875 --> 00:02:34,125
‫همه در خطرن.
‫به زودی قلمرو شما...

44
00:02:42,000 --> 00:02:43,416
‫به زودی چی می‌شه؟

45
00:04:08,000 --> 00:04:10,875
‫- عه، اینجا رو، هنوز همه کوچکن.
‫- سلام بچه‌ها.

46
00:04:10,916 --> 00:04:14,125
‫اینجا رو باش، دوباره دور همیم.

47
00:04:14,250 --> 00:04:16,291
‫وای پسر. وایت‌استون چطوره؟

48
00:04:16,375 --> 00:04:19,625
‫حتما خیلی خوبیه
‫که با هیولاها و این چیزها درگیر نیستین.

49
00:04:19,666 --> 00:04:23,625
‫- راستش...
‫- حرف نداره.

50
00:04:23,666 --> 00:04:26,750
‫تو و گراگ تو سفرتون چه کارهایی می‌کنین؟

51
00:04:26,875 --> 00:04:29,250
‫راستش... کار خیلی هیجان‌انگیزی نیست.

52
00:04:29,291 --> 00:04:31,500
‫فقط با عوام پایکوبی می‌کنیم.

53
00:04:31,541 --> 00:04:33,541
‫کارهای مزدوری عادی.

54
00:04:33,625 --> 00:04:37,625
‫چی می‌گی پایکی؟ همین تازگی
‫یه راهبه بدجوری کتکمون زد که...

55
00:04:37,750 --> 00:04:41,416
‫بابت نوشیدنی بهمون بدهکار بود.
‫مطمئنم لرد و بانو وایت‌استون...

56
00:04:41,500 --> 00:04:44,041
‫نمی‌خوان خاطرات دعواهای مسخره‌مون
‫تو کافه رو بشنون.

57
00:04:44,125 --> 00:04:47,250
‫آها... درسته.

58
00:04:48,666 --> 00:04:50,375
‫- اوهوم.
‫- هوم. هوم.

59
00:04:50,500 --> 00:04:55,375
‫خب... دیگه لباس می‌پوشی؟

60
00:04:55,416 --> 00:04:58,291
‫اِم...

61
00:04:59,291 --> 00:05:02,041
‫- من اشتباه می‌کنم یا...
‫- نه، نه، جو خیلی سنگینه.

62
00:05:02,125 --> 00:05:05,375
‫من زود برمی‌گردم.

63
00:05:05,416 --> 00:05:08,500
‫بعدش باید آیین چهار عنصر رو
‫اجرا کنم که راستش...

64
00:05:08,541 --> 00:05:12,416
‫خیلی قلق داره،
‫اما اگه بتونم اجراش کنم، بعدش...

65
00:05:12,500 --> 00:05:14,250
‫فقط سخنرانیه که.... آخ.

66
00:05:14,291 --> 00:05:15,625
‫هوم؟

67
00:05:15,750 --> 00:05:19,125
‫- وکس؟ گوشت با منه؟
‫- خیلی‌خب.

68
00:05:20,500 --> 00:05:22,125
‫چند وقتی دیدار نداشتیم،

69
00:05:22,250 --> 00:05:24,375
‫ولی گمون می‌کردم
‫خانواده‌ات رو بشناسی.

70
00:05:24,500 --> 00:05:26,500
‫- وکسالیا.
‫- اومدی!

71
00:05:26,625 --> 00:05:28,875
‫عمرا اگه از دستش می‌دادم.

72
00:05:29,000 --> 00:05:30,500
‫چرا این‌قدر بی‌قراره؟

73
00:05:30,541 --> 00:05:35,041
‫آها، خیال کردم یه چیزی دیدم.
‫خیال کردم پیش‌آگاهیه.

74
00:05:35,125 --> 00:05:37,250
‫وایستا ببینم، به‌خاطر ماترونت؟

75
00:05:37,291 --> 00:05:42,000
‫بذار خودم حدس بزنم، یه نشونه شوم جزئی
‫که تقریبا هیچ توضیحی نداره؟

76
00:05:42,041 --> 00:05:44,875
‫خب... آره، ولی...

77
00:05:44,916 --> 00:05:47,875
‫ولی هیچی.
‫امروز روز مهم کیلثه.

78
00:05:48,000 --> 00:05:50,250
‫حضار مراسم ترکیبی از قدرت آشاری...

79
00:05:50,291 --> 00:05:53,375
‫و واکس ماکینای مشهورن.

80
00:05:53,500 --> 00:05:56,500
‫نگران نباش. ما هوات رو داریم.

81
00:05:56,541 --> 00:05:57,750
‫کیلث.

82
00:05:57,791 --> 00:05:59,166
‫آماده‌ایم.

83
00:06:05,250 --> 00:06:06,791
‫از دیدنت خوشحالم کوتوله.

84
00:06:06,875 --> 00:06:09,250
‫همچنین داداش.

85
00:06:23,500 --> 00:06:24,750
‫آها!

86
00:07:06,750 --> 00:07:11,375
‫رؤسا، کیلث از آشاری باد رو...

87
00:07:11,500 --> 00:07:13,750
‫به عنوان نماینده مردممون می‌پذیرین؟

88
00:07:13,875 --> 00:07:15,416
‫می‌پذیریم.

89
00:07:15,500 --> 00:07:20,791
‫آشاری‌ها، شما هم
‫صدای طوفان جدیدتون رو می‌پذیرین؟

90
00:07:20,875 --> 00:07:22,375
‫درود بر طوفان!

91
00:07:22,416 --> 00:07:24,000
‫ایول!

92
00:07:24,125 --> 00:07:26,500
‫- چه صدای خوشگلی!
‫- ایول کیکی!

93
00:07:26,625 --> 00:07:28,250
‫ایول بابا! لیاقتش رو داری!

94
00:07:36,041 --> 00:07:40,625
‫همسرم ویلیا وقتی کیلث بچه بود
‫به آرامنته خودش رفت،

95
00:07:40,750 --> 00:07:43,791
‫اما سرنوشت برنامه دیگه‌ای داشت.

96
00:07:43,875 --> 00:07:48,500
‫امروز، سرنوشتش با دخترمون
‫ادامه پیدا می‌کنه.

97
00:07:51,125 --> 00:07:56,375
‫به نظر اجدادمون یافتن یه صدای واحد
‫که نماینده مردم باشه ارزشمند بود.

98
00:07:56,500 --> 00:07:59,125
‫اما وقتی که من با واکس ماکینا گذروندم،
‫بهم یاد داد...

99
00:07:59,250 --> 00:08:02,750
‫جمع از هر جزئی قوی‌تره.

100
00:08:02,791 --> 00:08:05,625
‫درسته که آشاری‌ها چهار قبیله‌ان،

101
00:08:05,750 --> 00:08:10,791
‫اما یه مردمیم
‫و باید صدای همه‌مون شنیده بشه.

102
00:08:10,875 --> 00:08:13,875
‫مایه افتخارمه که ادامه‌دهنده
‫این سنت خوب باشم...

103
00:08:14,000 --> 00:08:16,791
‫که آشاری‌ها هرز سال ادامه‌اش دادن.

104
00:08:16,875 --> 00:08:18,916
‫هزار سال، منظورم هزار سال بود.

105
00:08:19,000 --> 00:08:22,041
‫بگذریم، بریم غذا بخوریم.

106
00:08:22,125 --> 00:08:26,166
‫یوهو.

107
00:08:26,250 --> 00:08:30,041
‫باز هم تبریک می‌گم.
‫کورین، حتما خیلی افتخار می‌کنی.

108
00:08:30,125 --> 00:08:33,375
‫خیلی لطف دارین. باد یارتون باشه.

109
00:08:34,416 --> 00:08:37,416
‫خب، من گشتم،
‫ولی اسکنلن رو هیچ‌جا پیدا نمی‌کنم.

110
00:08:37,500 --> 00:08:39,416
‫قطعا دعوتش کردن، مگه نه؟

111
00:08:39,500 --> 00:08:42,125
‫هوم... خب، شاید خودش دیر کرده؟

112
00:08:42,166 --> 00:08:43,750
‫شاید نمی‌خواست بیاد.

113
00:08:44,750 --> 00:08:47,625
‫خب، یعنی ممکنه تو یه سال
‫کلی اتفاق بیفته.

114
00:08:47,750 --> 00:08:49,250
‫انگار شما خیلی خوشحالین.

115
00:08:49,291 --> 00:08:52,625
‫شاید اون هم خوشحاله،
‫ولی یه جای دیگه است.

116
00:08:52,750 --> 00:08:55,375
‫تو چی پایک؟ تو خوشحالی؟

117
00:08:58,000 --> 00:08:59,541
‫خب، الان هستم.

118
00:08:59,625 --> 00:09:01,041
‫سخنرانی می‌کنم.

119
00:09:01,125 --> 00:09:03,416
‫به افتخار کیکی، دختر طبیعت
‫که همه‌مون رو...

120
00:09:03,500 --> 00:09:06,500
‫- دوباره پیش هم جمع کرد!
‫- بی‌شوخی؟

121
00:09:06,625 --> 00:09:08,291
‫اصلا چه‌جوری اومدی اینجا؟

122
00:09:08,375 --> 00:09:11,125
‫داستان خیلی شجاعانه‌ایه، باور کنین.

123
00:09:11,250 --> 00:09:13,000
‫دوتی، یادداشت کن.

124
00:09:13,125 --> 00:09:14,291
‫- نه.
‫- لطفا بس کن.

125
00:09:14,375 --> 00:09:15,750
‫یه‌کم آروم بگیر.

126
00:09:15,875 --> 00:09:18,666
‫آها، می‌خواین داستان لو نره؟

127
00:09:18,750 --> 00:09:21,291
‫خیلی‌خب، پس بریم سراغ سخنرانی.

128
00:09:21,375 --> 00:09:25,125
‫آها. به افتخار واکس ماکینا. عزیزان خودم.

129
00:09:25,166 --> 00:09:30,000
‫اسپایک، گرگ، ملکه شاخ گوزنی،
‫دوقلوهای الف کوچولو،

130
00:09:30,041 --> 00:09:33,166
‫پرسیوال بردریکستین وان موسل
‫کلاووسکی ده رولوی سوم...

131
00:09:33,250 --> 00:09:38,875
‫و بنده، تاریون درینگتون،
‫مدافعان قلمرو. هورا!

132
00:09:39,000 --> 00:09:40,416
‫تاری.

133
00:09:40,500 --> 00:09:44,125
‫خیلی تنده.

134
00:09:44,166 --> 00:09:46,500
‫از این آدم بیزارم.

135
00:09:46,625 --> 00:09:48,250
‫اون دیگه کدوم خریه...؟

136
00:09:48,291 --> 00:09:50,541
‫باید ببینم تو فهرست مهمانان هستن یا نه.

137
00:09:50,625 --> 00:09:52,541
‫خب، ظاهرا بچه‌ها می‌شناسنش.

138
00:09:52,625 --> 00:09:55,000
‫وایستا ببینم، الان دیگه عضو گروهه؟

139
00:09:55,041 --> 00:09:57,500
‫به این زودی جایگزینمون کردن؟

140
00:09:57,541 --> 00:10:03,875
‫البته کیلث قدیم چنین حرفی می‌زد،
‫کیکی جدید که رهبر خفنیه این‌جوری نمی‌گه.

141
00:10:04,000 --> 00:10:09,125
‫چون صدای طوفانم، دستور می‌دم
‫این‌قدر نگران نباشیم و خوش بگذرونیم.

142
00:10:15,875 --> 00:10:19,375
‫تبریک می‌گم صدای طوفان.

143
00:10:22,416 --> 00:10:24,375
‫به رهبران آشاری هم تبریک می‌گم.

144
00:10:27,166 --> 00:10:32,875
‫آخه شما اولین ستون از نظم قدیمین
‫که سرنگون می‌شین.

145
00:10:33,000 --> 00:10:35,791
‫یا ایزدان. ماترون درست می‌گفت.

146
00:10:35,875 --> 00:10:41,125
‫بر طبل سنت می‌کوبین
‫تا قدرتتون رو حفظ کنین،

147
00:10:41,166 --> 00:10:44,250
‫بعدش اون قدرت رو
‫به سرنوشت تسلیم می‌کنین.

148
00:10:44,375 --> 00:10:49,125
‫می‌ذارین «قهرمانان» تعیین کنن
‫زنده می‌مونین یا می‌میرین.

149
00:10:49,166 --> 00:10:51,791
‫جلوی خواست طبیعت حقیر می‌شین.

150
00:10:53,000 --> 00:10:55,250
‫با چه رویی به آشاری‌ها توهین می‌کنی!

151
00:10:58,375 --> 00:11:01,916
‫باور دارین امروز رهبر جدیدی
‫تاج‌گذاری کردین،

152
00:11:02,000 --> 00:11:06,250
‫اما فرزندان حقیقت چهره حقیقیش رو می‌بینن،

153
00:11:06,291 --> 00:11:09,500
‫اون هم یه پیرو کور دیگه است.

154
00:11:23,375 --> 00:11:25,750
‫سرکونوس!

155
00:11:28,250 --> 00:11:31,541
‫راه و رسم قدیم باید نابود باشه...

156
00:11:31,625 --> 00:11:36,000
‫تا بتونیم کنترل سرنوشتمون رو به دست بگیریم.

157
00:11:50,375 --> 00:11:52,916
‫این پیچک‌ها زیاد دوام نمیارن.
‫باید بریم اون بالا.

158
00:11:53,000 --> 00:11:54,916
‫نه. ما حلش می‌کنیم، کیلث.

159
00:11:55,000 --> 00:11:58,291
‫تو الان صدای طوفانی.
‫مهم‌تر از این حرف‌هایی.

160
00:11:58,375 --> 00:12:02,125
‫من عضو واکس ماکینا هم هستم،
‫و ما فرار نمی‌کنیم.

161
00:12:02,208 --> 00:12:04,125
‫به جنگجوهای آتش بگو
‫پاتک رو رهبری کنن.

162
00:12:04,416 --> 00:12:06,083
‫جنگجوهای خاک و باد، دفاع رو به عهده بگیرن

163
00:12:06,125 --> 00:12:08,666
‫تا آشاری‌های آب
‫به زخمی‌ها کمک کنن فرار کنن.

164
00:12:08,958 --> 00:12:12,291
‫- ولی تو باید...
‫- این دستور «طوفان» بود.

165
00:12:26,916 --> 00:12:30,375
‫- یا خدا، چقدر از دیدنتون خوشحالم بچه‌ها.
‫- اینا دیگه کدوم خرهایی هستن؟

166
00:12:30,416 --> 00:12:32,750
‫اگه حرف‌های ماترون درست باشه،
‫آدمای خوبی نیستن.

167
00:12:32,833 --> 00:12:34,625
‫در این مورد بهت الهام شده بود؟

168
00:12:34,708 --> 00:12:37,125
‫پیشگویی دیگه‌ای هم هست
‫که بخوای در جریانش قرارمون بدی؟

169
00:12:37,416 --> 00:12:40,875
‫خب، اونا یه‌جورایی شبیه اون خانم کشیشی هستن
‫که حاضر نبود بمیره!

170
00:12:40,916 --> 00:12:42,916
‫وایستا، چی گفتی؟

171
00:12:43,583 --> 00:12:46,541
‫توی وایت‌استون، ما هم با یه جونور چِندش جنگیدیم
‫که هِی زنده می‌شد.

172
00:12:46,625 --> 00:12:48,333
‫خب، چرا بهمون نگفتین؟

173
00:12:48,416 --> 00:12:51,416
‫منتظر بودم تا اطلاعات بیشتری به دست بیاریم.
‫بهونۀ شما چیه؟

174
00:12:51,500 --> 00:12:53,833
‫خب، من منتظرِ زمان مناسب بودم.

175
00:12:53,916 --> 00:12:57,500
‫بچه‌ها، می‌خوایم دعوا کنیم...

176
00:12:57,583 --> 00:12:59,375
‫یا می‌خوایم بزنیم بترکونیمشون؟

177
00:12:59,458 --> 00:13:00,916
‫چه عجب!

178
00:13:01,916 --> 00:13:05,125
‫- برو بریم!
‫- من می‌رم سلاح‌ها رو بیارم.

179
00:13:05,208 --> 00:13:06,750
‫صبر کنین منم بیام، آقای پرسیوال.

180
00:13:12,500 --> 00:13:15,208
‫امروز اشتباهِ جبران‌ناپذیری کردین.

181
00:13:25,291 --> 00:13:27,708
‫انگار آداب میز رو یاد گرفتی، کوتوله.

182
00:13:29,500 --> 00:13:31,541
‫خودت که هنوز با دست غذا می‌خوری چی؟

183
00:13:35,333 --> 00:13:37,625
‫خب، آخه چنگالِ سالادخوری‌م مناسب نبود.

184
00:13:38,250 --> 00:13:39,750
‫شما دوتا با هم نسبتی دارید؟

185
00:13:39,791 --> 00:13:42,875
‫- از کجا فهمیدی؟
‫- آخه آدما معمولاً انقدر کل‌کل نمی‌کنن.

186
00:13:44,458 --> 00:13:46,666
‫در حالی که لباس ده رولو
‫در باد تکون می‌خوره،

187
00:13:46,666 --> 00:13:48,375
‫با خوشحالی خودش رو در دلِ خطر میندازه،

188
00:13:48,458 --> 00:13:52,250
‫چون مطمئنه که هم‌رزمِ شجاع و خوش‌تیپش
‫به کمکش میاد.

189
00:13:52,333 --> 00:13:54,416
‫کسی از تو کمک نخواست.

190
00:13:54,500 --> 00:13:58,875
‫معلومه! چون تاریون درینگتون
‫برای قهرمان بودن نیازی به دلیل نداره.

191
00:13:58,958 --> 00:14:00,791
‫همین‌جوری خودش قهرمانه.

192
00:14:04,833 --> 00:14:08,333
‫قفله.
‫بعید می‌دونم سنگی داشته باشی که بتونه در رو باز کنه؟!

193
00:14:08,416 --> 00:14:10,833
‫نه. یه عالمه دارم!

194
00:14:10,916 --> 00:14:13,791
‫ولی کدومش هیجان‌انگیزتره؟

195
00:14:16,166 --> 00:14:18,666
‫باورم نمی‌شه اینو می‌گم،
‫ولی دلم برای اسکنلان تنگ شده.

196
00:14:18,708 --> 00:14:20,375
‫بیاید جلو!

197
00:14:26,791 --> 00:14:28,583
‫ازش دور شو، لعنتی!

198
00:14:30,833 --> 00:14:32,666
‫چرا به این آدما آسیب می‌رسونین؟

199
00:14:33,000 --> 00:14:36,291
‫آسیب نمی‌رسونیم. داریم کمک می‌کنیم.

200
00:14:36,375 --> 00:14:37,583
‫مثل تو.

201
00:14:39,458 --> 00:14:40,750
‫چی شد؟!

202
00:14:40,833 --> 00:14:42,791
‫همه برین بیرون. حرکت کنین.

203
00:14:52,583 --> 00:14:54,291
‫هی، کلاه‌خودی!

204
00:14:54,375 --> 00:14:55,958
‫بپا که اومد!

205
00:15:01,000 --> 00:15:03,583
‫اوه. همه‌ش همین بود؟

206
00:15:07,833 --> 00:15:09,166
‫ایول.

207
00:15:13,833 --> 00:15:15,791
‫شاید... نه. نوچ.

208
00:15:15,875 --> 00:15:20,000
‫آها، شاید این.
‫آها! عه. نوچ.

209
00:15:20,875 --> 00:15:22,833
‫یکی‌شون رو انتخاب کن دیگه!

210
00:15:23,750 --> 00:15:27,916
‫آها! «قوچِ دژکوب»
‫که نام‌گذاریش یه دلیلی داره، چون...

211
00:15:28,000 --> 00:15:30,666
‫انجامش بده، مردکِ طلاکاری‌شده!

212
00:15:40,625 --> 00:15:44,125
‫«قوچِ دژکوب». حالا فهمیدم.

213
00:15:44,208 --> 00:15:47,458
‫حالا اِلف پسر خنجر پرت می‌کنه
‫یا اِلف دختر؟

214
00:15:52,416 --> 00:15:53,916
‫بچه رو بده به من.

215
00:15:54,000 --> 00:15:55,833
‫محاله از اینجا زنده بری بیرون.

216
00:15:55,916 --> 00:15:58,750
‫ما از مرگ ترسی نداریم.

217
00:16:00,041 --> 00:16:01,416
‫نه!

218
00:16:10,166 --> 00:16:11,458
‫حالت خوبه؟

219
00:16:11,541 --> 00:16:15,833
‫مشخصه که زنده موندن
‫جزو اهدافشون نیست، پس دنبال چی‌ان؟

220
00:16:15,916 --> 00:16:17,458
‫فقط یه راه برای فهمیدنش هست.

221
00:16:29,166 --> 00:16:30,958
‫دلت برام تنگ شده بود، نه داداش؟

222
00:16:31,041 --> 00:16:33,208
‫نه به اندازه‌ای که تو دلت برام تنگ شده بود.

223
00:16:33,291 --> 00:16:35,625
‫عجب! راست می‌گفت که خیلی کل‌کل می‌کنیم.

224
00:16:36,125 --> 00:16:38,625
‫گندش بزنن. این داره کجا می‌ره؟

225
00:16:41,583 --> 00:16:42,833
‫هی.

226
00:16:44,791 --> 00:16:49,500
‫«صدای طوفان» چه کلماتِ حکیمانه‌ای رو
‫می‌خواد به زبون بیاره؟

227
00:16:49,583 --> 00:16:53,500
‫نظرت با «تسلیم شو یا بمیر» چیه؟

228
00:17:18,833 --> 00:17:20,750
‫از این وضعیت خسته نشدی؟

229
00:17:20,833 --> 00:17:23,833
‫این چرخۀ بی‌پایان،
‫سنّت‌های بی‌معنی‌ای

230
00:17:23,916 --> 00:17:26,125
‫که تو رو به گذشته غل و زنجیر کردن.

231
00:17:26,208 --> 00:17:29,208
‫تو قدرت اینو داری که همه‌چی رو تغییر بدی.

232
00:17:29,291 --> 00:17:31,833
‫نیازی نیست الکی خودت رو فدا کنی،

233
00:17:31,916 --> 00:17:34,666
‫مثل کاری که مادرت کرد.

234
00:17:34,750 --> 00:17:37,958
‫مادر من در راهِ محافظت از عزیزانش مُرد.

235
00:17:40,333 --> 00:17:42,083
‫کیلث!

236
00:17:42,166 --> 00:17:44,083
‫حالا اونا هم همین کار رو برات می‌کنن؟

237
00:17:44,166 --> 00:17:45,833
‫کیکی!

238
00:17:45,916 --> 00:17:47,708
‫الان معلوم می‌شه.

239
00:17:47,791 --> 00:17:50,708
‫نه! ازش دور شو!

240
00:18:01,000 --> 00:18:03,583
‫- کمکت می‌کنم.
‫- ممنونم، دختر جان.

241
00:18:11,750 --> 00:18:13,250
‫وای نه. گراگ.

242
00:18:13,333 --> 00:18:15,500
‫برو. من چیزی‌م نمی‌شه.

243
00:18:38,333 --> 00:18:41,458
‫نزدیک بود شکستش بدم.

244
00:18:41,541 --> 00:18:43,416
‫آره می‌دونم، رفیق.

245
00:18:46,083 --> 00:18:47,375
‫گراگ!

246
00:18:48,666 --> 00:18:50,708
‫بسِت نبود؟

247
00:18:55,166 --> 00:18:58,375
‫اگه گفتین کی بالأخره
‫با هدایای مهمونی‌مون رسید؟

248
00:18:58,458 --> 00:19:00,583
‫- من!
‫- تاری!

249
00:19:02,625 --> 00:19:03,916
‫پوششم بده.

250
00:19:08,416 --> 00:19:11,875
‫یکی برای تو، یکی هم برای تو،
‫تو رو هم یادم نرفته.

251
00:19:13,291 --> 00:19:17,375
‫حقیقتاً ورق برگشت،
‫اون هم به لطفِ «پرسیِ سمج»،

252
00:19:17,458 --> 00:19:19,666
‫تاریوال ده‌رولینگتون.

253
00:19:19,750 --> 00:19:23,458
‫اصلاً این‌طور نبود.
‫ولی از جمله‌بندی‌ت خوشم اومد.

254
00:19:34,791 --> 00:19:37,000
‫آره! مثل روز اولم شدم!

255
00:19:48,458 --> 00:19:50,416
‫حالا کی گُنده‌تره؟

256
00:19:56,875 --> 00:19:58,083
‫اوه اوه.

257
00:20:04,708 --> 00:20:06,208
‫وَکس؟

258
00:20:10,458 --> 00:20:12,375
‫وَکس!

259
00:20:12,666 --> 00:20:13,916
‫من اینجام.

260
00:20:16,375 --> 00:20:19,291
‫حالت خوبه؟
‫فکر کردم داره میاد سراغ تو.

261
00:20:19,333 --> 00:20:21,083
‫من خوبم. ما خوبیم.

262
00:20:21,375 --> 00:20:23,208
‫مهمون‌ها در امانن، طوفان.

263
00:20:23,250 --> 00:20:25,041
‫آدمکش‌ها هم که گیر افتادن.

264
00:20:25,125 --> 00:20:27,333
‫هشدارِ ماترون دفع شد.

265
00:20:28,541 --> 00:20:32,875
‫وقتی اون عجیب‌الخلقه‌ها شروع کردن به
‫حرف زدن دربارۀ فدا کردنِ عزیزان، فکر کردم...

266
00:20:33,166 --> 00:20:34,500
‫وایستا ببینم...

267
00:20:34,541 --> 00:20:35,916
‫پدرم کجاست؟

268
00:20:36,208 --> 00:20:37,708
‫نه! بابا!

269
00:20:37,750 --> 00:20:39,083
‫طوفان، وایستا!

270
00:20:41,291 --> 00:20:42,833
‫این قلمرو بر پایۀ

271
00:20:42,916 --> 00:20:44,791
‫- ستون‌های توخالی بنا شده...
‫- نه.

272
00:20:44,875 --> 00:20:46,791
‫ناجی‌های دروغین،

273
00:20:46,875 --> 00:20:49,458
‫و ایزدهای ساختگی!

274
00:20:50,125 --> 00:20:54,416
‫امروز، ما به شما هدیۀ بزرگی می‌دیم، آشاری،

275
00:20:54,666 --> 00:20:58,208
‫تواناییِ دیدنِ حقیقت.

276
00:21:02,083 --> 00:21:03,208
‫- بابا!
‫- نه!

277
00:21:06,666 --> 00:21:09,375
‫آشاری‌ها جزو یه سیستمِ معیوبن

278
00:21:09,458 --> 00:21:13,041
‫که باید از بین بره و دوباره ساخته بشه.

279
00:21:30,500 --> 00:21:32,791
‫یه قهرمانِ جدید؟

280
00:21:32,875 --> 00:21:33,750
‫اه!

281
00:21:33,833 --> 00:21:35,541
‫پس باشه برای بعد.

282
00:21:36,666 --> 00:21:38,000
‫بابا!

283
00:21:41,166 --> 00:21:45,500
‫خیلی‌خب، بی‌ریخت، بیا تمومش کنیم.

284
00:21:46,375 --> 00:21:47,833
‫هان؟

285
00:21:48,041 --> 00:21:51,541
‫لعنتی. خدا رو شکر.

286
00:21:55,500 --> 00:21:57,000
‫جواب بده. همین الان.

287
00:21:57,083 --> 00:22:00,041
‫انگیزه‌تون چی بود؟
‫برای کی کار می‌کنین؟

288
00:22:00,125 --> 00:22:02,083
‫ما خونِ او هستیم.

289
00:22:02,375 --> 00:22:03,375
‫صبر کن!

290
00:22:04,458 --> 00:22:08,833
‫- تاری...
‫- شاید بهتر باشه این قسمت رو پاک کنیم.

291
00:22:11,750 --> 00:22:14,333
‫نه. نه، نه، نه، نه، نه.

292
00:22:16,500 --> 00:22:20,166
‫خیلی متأسفم، من...
‫نمی‌تونم چشماش رو برگردونم.

293
00:22:30,666 --> 00:22:33,083
‫این چه بلایی بود سرمون اومد؟

294
00:22:39,208 --> 00:22:41,458
‫این «فرزندانِ حقیقت» هر کی که هستن،

295
00:22:41,500 --> 00:22:44,125
‫شرط می‌بندم کشیشِ پایک،
‫هیولای وِکس

296
00:22:44,125 --> 00:22:46,583
‫و ارباب اون هیولا،
‫عضو گروهشون هستن.

297
00:22:46,666 --> 00:22:50,416
‫ولی برای چی؟ از کجا اومدن؟
‫چرا عقب‌نشینی کردن؟

298
00:22:50,500 --> 00:22:53,041
‫چرا به‌جای کشتنِ رهبرانِ آشاری،
‫کورشون کردن؟

299
00:22:53,333 --> 00:22:55,250
‫هیچ سرنخ درست‌وحسابی‌ای نداریم.

300
00:22:56,500 --> 00:22:57,833
‫این‌طور نیست.

301
00:22:58,750 --> 00:23:00,375
‫سنگِ سایه.

302
00:23:00,458 --> 00:23:05,916
‫یه سنگ قیمتی فوق‌العاده کمیاب
‫که فقط توی معادنِ نزدیکِ «دیستاک» پیدا می‌شه.

303
00:23:06,000 --> 00:23:08,250
‫اون‌وقت دیستاک دیگه کجاست؟

304
00:23:09,750 --> 00:23:12,041
‫خب... زادگاهِ منه.

305
00:23:13,083 --> 00:23:14,958
‫پس از همون‌جا شروع می‌کنیم.

306
00:23:15,041 --> 00:23:18,750
‫و تا وقتی تک‌تک‌شون تقاص پس ندادن
‫بی‌خیال نمی‌شیم.

307
00:23:23,166 --> 00:23:27,083
‫ماترون، اگه داشتی منو برای این آماده می‌کردی،

308
00:23:27,166 --> 00:23:30,458
‫می‌تونستی یه‌کم دقیق‌تر بهم بگی.

309
00:23:40,708 --> 00:23:44,958
‫ماترون کلاغ‌ها یه قهرمانِ جدید انتخاب کرده.
‫(مادر کلاغ‌ها)

310
00:23:45,000 --> 00:23:47,500
‫باید زودتر دست به کار شیم.

311
00:23:48,125 --> 00:23:53,166
« زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in»

