﻿WEBVTT

1
00:00:10.343 --> 00:00:12.220
‫یونگ‌جین وارد یه زمین خالی می‌شه،
‫نه قرارگاه اصلی.

2
00:00:12.303 --> 00:00:13.221
‫الان فهمیدم.

3
00:00:14.305 --> 00:00:15.265
‫می‌خوای سوار ماشین بشم؟

4
00:00:15.348 --> 00:00:18.268
‫[می‌پره پشت فرمون]

5
00:00:18.351 --> 00:00:22.272
‫همون‌طور که گفته بودین، اومدم اینجا.

6
00:00:22.355 --> 00:00:25.108
‫باید بریم یه جای دیگه؟

7
00:00:25.191 --> 00:00:26.234
‫بقیه کجان؟

8
00:00:26.317 --> 00:00:28.236
‫[گبی از راه می‌رسه]

9
00:00:28.319 --> 00:00:30.280
‫اونم از گبیمون.

10
00:00:34.242 --> 00:00:35.368
‫[پر از انرژی مثبت.]

11
00:00:35.452 --> 00:00:36.661
‫- سلام.
‫- هی.

12
00:00:40.790 --> 00:00:41.875
‫لباسات...

13
00:00:41.958 --> 00:00:44.044
‫هم‌رنگ داخل ماشینه دقیقاً.

14
00:00:44.127 --> 00:00:45.587
‫- می‌دونم.
‫- چطوری اینجوری شد؟

15
00:00:46.212 --> 00:00:48.757
‫- فکر کنم ستش کردن.
‫- رنگ روکش صندلیه.

16
00:00:48.840 --> 00:00:49.674
‫دقیقاً.

17
00:00:49.758 --> 00:00:52.010
‫- تو هم اون یادداشتو گرفتی؟
‫- آره، نوشته بود بیام اینجا.

18
00:00:52.093 --> 00:00:53.470
‫- آدرسه ما رو آورد اینجا.
‫- آره.

19
00:00:53.553 --> 00:00:56.222
‫[یه نفر دیگه هم با همون آدرس نزدیک می‌شه.]

20
00:00:56.306 --> 00:00:58.224
‫[جان پارک از راه می‌رسه.]

21
00:00:58.308 --> 00:00:59.476
‫هی، جان هم رسید.

22
00:01:00.977 --> 00:01:02.312
‫جان!

23
00:01:02.395 --> 00:01:03.897
‫جان، اینجاییم.

24
00:01:06.274 --> 00:01:07.817
‫چرا این‌قدر جوون‌تر به نظر میاد؟

25
00:01:08.318 --> 00:01:10.653
‫[جان پارک امروز جوون‌تره.]

26
00:01:10.737 --> 00:01:13.990
‫خوشحالم می‌بینمت، جان،
‫ولی جدی می‌گم، امروز خیلی سرحال و جوونی.

27
00:01:14.074 --> 00:01:15.450
‫- من؟
‫- نکنه...

28
00:01:15.533 --> 00:01:16.409
‫کار عینکه.

29
00:01:16.493 --> 00:01:17.869
‫یه کاری انجام دادی، نه؟

30
00:01:17.952 --> 00:01:20.038
‫- شرط می‌بندم اولترافراپی رفتی.
‫- نه بابا.

31
00:01:20.121 --> 00:01:22.457
‫به‌خاطر چتری‌ها و عینکه.

32
00:01:22.540 --> 00:01:24.417
‫- جدی؟ خیلی نوجوون شدی.
‫- کار چتری‌هاست.

33
00:01:24.501 --> 00:01:25.960
‫- فقط توهمه.
‫- توهم؟

34
00:01:26.503 --> 00:01:29.380
‫به هر حال، این پارکینگ
‫شده پاتوق جدیدمون.

35
00:01:29.464 --> 00:01:31.591
‫- به‌خاطر اون انفجار.
‫- قرارگاه رو از دست دادیم.

36
00:01:31.674 --> 00:01:36.179
‫[قرارگاهشون با یه انفجار خفن نابود شد.]

37
00:01:36.262 --> 00:01:38.014
‫راستی اون بازی ریتم...

38
00:01:38.098 --> 00:01:40.100
‫توی راه برگشت کلی بهش فکر کردم،
‫اعصابم خورد شد.

39
00:01:40.183 --> 00:01:41.017
‫می‌فهمم چی می‌گی.

40
00:01:41.101 --> 00:01:44.270
‫[فکر کردن قطعی می‌برن،
‫گاردشونو پایین آوردن...

41
00:01:44.354 --> 00:01:47.565
‫که یهو یه حمله‌ی غافلگیرانه خورد تو صورتشون.]

42
00:01:47.649 --> 00:01:52.779
‫[خاطره‌ی تلخ پشیمونی،
‫بعد از اون همه شادی زودهنگام.]

43
00:01:52.862 --> 00:01:53.822
‫نزدیک بود قاطی کنم.

44
00:01:53.905 --> 00:01:55.323
‫من بالاخره رقاصم دیگه.

45
00:01:55.406 --> 00:01:57.826
‫- آره، همین بیشتر حرصم داد.
‫- خیلی رو مخم رفت.

46
00:01:58.493 --> 00:02:00.787
‫[کبکِش خروس می‌خونه]

47
00:02:00.870 --> 00:02:02.205
‫هی، کارینا هم رسید.

48
00:02:02.288 --> 00:02:05.125
‫[مثل گبی، به ون نزدیک می‌شه.]

49
00:02:05.208 --> 00:02:06.543
‫چی شده؟ شیشه‌ها دودی‌ان؟

50
00:02:06.626 --> 00:02:08.628
‫- خیلی زیاد.
‫- جدی؟

51
00:02:08.711 --> 00:02:10.630
‫- شیشه‌ها دودی‌ان؟
‫- من سایه‌تونو می‌بینم.

52
00:02:10.713 --> 00:02:12.006
‫جدی می‌گی؟

53
00:02:12.090 --> 00:02:13.967
‫واقعاً لایق لقب تیم پورتری.

54
00:02:14.050 --> 00:02:16.010
‫- کوله‌پشتی هم آوردم.
‫- آهان، آوردی.

55
00:02:16.094 --> 00:02:17.345
‫یه کم تنقلاتم آوردم.

56
00:02:17.428 --> 00:02:18.638
‫- جدی؟
‫- آره.

57
00:02:18.721 --> 00:02:20.807
‫- خیلی گشنه‌م شده بود.
‫- منم هوس شیرینی کرده بودم.

58
00:02:21.599 --> 00:02:23.893
‫اینا چیه؟
‫همه رسیدن؟

59
00:02:25.937 --> 00:02:26.896
‫هی، گبیه.

60
00:02:26.980 --> 00:02:28.148
‫می‌دونی چیه، گبی؟

61
00:02:28.231 --> 00:02:29.357
‫- هیه‌ری.
‫- محشره!

62
00:02:29.440 --> 00:02:31.442
‫شیشه جلو هیچی نشون نمی‌ده،

63
00:02:31.526 --> 00:02:33.444
‫ولی بازم دندونات پیدا ست!

64
00:02:33.528 --> 00:02:35.321
‫- عجیبه واقعاً.
‫- به من دروغ نگو.

65
00:02:35.405 --> 00:02:36.406
‫محاله.

66
00:02:36.489 --> 00:02:38.324
‫راست می‌گم. کاش می‌شد ازش عکس بگیرم.

67
00:02:38.408 --> 00:02:39.534
‫جدی می‌گم.

68
00:02:39.617 --> 00:02:41.411
‫وقتی درها بسته‌ست، خیلی تیره به نظر میاد.

69
00:02:41.494 --> 00:02:44.038
‫- باورم نمی‌شه.
‫- ولی من بازم دندونات رو می‌بینم!

70
00:02:44.122 --> 00:02:46.499
‫- جدی می‌گم.
‫- دندون‌پزشکت چیزی نگفت...

71
00:02:46.583 --> 00:02:48.376
‫- نه؟
‫- که این کارو نکن؟

72
00:02:49.002 --> 00:02:50.545
‫چرا دندون‌پزشکم جلومو نگرفت؟

73
00:02:50.628 --> 00:02:52.839
‫- سلام.
‫- خوش اومدی.

74
00:02:52.922 --> 00:02:55.216
‫- سلام، هیه‌ری.
‫- وای.

75
00:02:55.300 --> 00:02:56.593
‫امروز خیلی خوب شدی.

76
00:02:56.676 --> 00:02:57.969
‫- می‌درخشی.
‫- باشه بابا.

77
00:02:58.052 --> 00:03:00.096
‫- امروز کلی وایب خوب داریم.
‫- آره!

78
00:03:00.180 --> 00:03:02.849
‫[با عجله این‌ور اون‌ور می‌دوه.]

79
00:03:04.350 --> 00:03:06.102
‫[یه جورایی حس آشنا بهمون می‌ده.]

80
00:03:06.186 --> 00:03:09.022
‫- شما مامورهای اکسین هستین؟
‫- معلومه.

81
00:03:09.105 --> 00:03:11.733
‫از یه...
‫یعنی از یه نگاه معلومه!

82
00:03:11.816 --> 00:03:13.067
‫شما با اکسین هستین، درسته؟

83
00:03:13.151 --> 00:03:13.985
‫[همه‌ی مامورا جمع شدن.]

84
00:03:14.068 --> 00:03:16.654
‫- این می‌شه مقر جدیدمون؟
‫- خب...

85
00:03:16.738 --> 00:03:18.781
‫- قرار بود بریم یه جا...
‫- چون اتاقک منفجر شد؟

86
00:03:18.865 --> 00:03:19.866
‫ولی نگفتن کجا.

87
00:03:19.949 --> 00:03:21.576
‫- پس این آدرس چی؟
‫- همین‌جاست دیگه.

88
00:03:21.659 --> 00:03:22.785
‫[این آدرس مال همین پارکینگه.]

89
00:03:22.869 --> 00:03:25.288
‫نمی‌دونیم قدم بعدی کجاست.

90
00:03:25.371 --> 00:03:27.248
‫یعنی از همون اول دارن ما رو می‌سنجن؟

91
00:03:27.332 --> 00:03:29.334
‫مسیریاب تاریخچه نداره؟

92
00:03:29.417 --> 00:03:31.336
‫ببینیم سرنخی هست یا نه.

93
00:03:31.419 --> 00:03:33.588
‫- حتماً یه چیزایی گذاشتن.
‫- یعنی همین الان بپریم توش؟

94
00:03:34.422 --> 00:03:36.841
‫- این دیگه چیه؟
‫- یه دور نگاه بندازین.

95
00:03:36.925 --> 00:03:37.926
‫می‌تونیم از همین‌جا شروع کنیم.

96
00:03:38.009 --> 00:03:40.303
‫- می‌تونی داشبورد رو باز کنی؟
‫- یعنی همین الان باید بریم سر کار؟

97
00:03:40.386 --> 00:03:41.429
‫- پیداش کردم!
‫- اینجاست.

98
00:03:41.512 --> 00:03:43.181
‫[یه پوشه‌ی زرد توی داشبورده.]

99
00:03:43.264 --> 00:03:45.183
‫- خب، پیداش کردیم.
‫- چیه؟

100
00:03:45.266 --> 00:03:47.018
‫چه خبره؟

101
00:03:47.101 --> 00:03:49.687
‫- معلومه بازی از همین الان شروع شده.
‫- آره، راست می‌گی.

102
00:03:51.606 --> 00:03:53.733
‫- اینم داریم...
‫- اون چیه؟

103
00:03:53.816 --> 00:03:54.901
‫[راهنمای کنترل سیلاب اینچون]

104
00:03:54.984 --> 00:03:58.279
‫ببین، این راهنمای کنترل سیلاب اینچونه.

105
00:03:58.363 --> 00:03:59.405
‫- یه کارت هم هست.
‫- وای خدا.

106
00:03:59.489 --> 00:04:00.365
‫نو نوئه.

107
00:04:00.448 --> 00:04:01.616
‫به چه درد می‌خوره؟

108
00:04:01.699 --> 00:04:04.369
‫در مقایسه با میزان بارش سال قبل...

109
00:04:04.452 --> 00:04:06.871
‫شاید کارت، سرنخ‌های مخفی
‫داخل مدرک رو نشون بده؟

110
00:04:07.538 --> 00:04:09.040
‫این کارت الکترونیکی عوارض نیست؟

111
00:04:09.540 --> 00:04:12.585
‫[هیه‌ری با دقت مدرک رو بررسی می‌کنه.]

112
00:04:12.669 --> 00:04:14.379
‫اگه اینجا رو نگاه کنین...

113
00:04:14.462 --> 00:04:15.296
‫درباره‌ی چیه؟

114
00:04:15.380 --> 00:04:18.132
‫می‌تونی مثل یه دستیار هوش مصنوعی
‫خلاصه‌ش کنی؟

115
00:04:18.216 --> 00:04:19.550
‫- معلومه که می‌تونم.
‫- خب.

116
00:04:19.634 --> 00:04:21.427
‫در نگاه اول،

117
00:04:21.928 --> 00:04:25.598
‫این مدرک شبیه یه راهنمای
‫کنترل سیلاب از اینچونه،

118
00:04:25.682 --> 00:04:28.601
‫ولی فونت بولد و معمولی
‫با هم قاطی شدن.

119
00:04:28.685 --> 00:04:30.395
‫ضخامت فونت‌ها فرق داره.

120
00:04:30.478 --> 00:04:31.896
‫- بذار ببینیم.
‫- پازله.

121
00:04:31.980 --> 00:04:32.814
‫درسته.

122
00:04:32.897 --> 00:04:35.233
‫شورشی...

123
00:04:35.316 --> 00:04:36.359
‫- گروه.
‫- گروه.

124
00:04:36.442 --> 00:04:37.860
‫[فقط متن با فونت معمولی رو می‌خونن.]

125
00:04:37.944 --> 00:04:38.778
‫شورشی‌ها.

126
00:04:38.861 --> 00:04:42.657
‫تصرف... اطلاعات محرمانه.

127
00:04:42.740 --> 00:04:45.118
‫یعنی اطلاعات محرمانه رو به دست آوردن.

128
00:04:45.201 --> 00:04:47.704
‫- یعنی شورشی‌ها اسرارمون رو دزدیدن.
‫- همینه.

129
00:04:47.787 --> 00:04:49.831
‫ببینیم بعدش چی میاد. «نشت».

130
00:04:50.873 --> 00:04:53.710
‫نشت... بروز...

131
00:04:53.793 --> 00:04:55.295
‫درست می‌خونم؟ بروز...

132
00:04:55.378 --> 00:04:57.964
‫- به‌خاطر نشت، وضعیت اضطراری داریم.
‫- اضطراری.

133
00:04:58.047 --> 00:04:59.299
‫- وضعیت اضطراری ناشی از نشت.
‫- آره.

134
00:04:59.382 --> 00:05:01.426
‫- با توجه به وضعیت اضطراری...
‫- یعنی با توجه به؟

135
00:05:01.509 --> 00:05:02.510
‫نه، داخل اکسینـه.

136
00:05:02.593 --> 00:05:04.095
‫- راست می‌گی.
‫- عامل داخل اکسین.

137
00:05:04.178 --> 00:05:06.014
‫پس یعنی یه مامور نفوذی داخل اکسینه.

138
00:05:06.097 --> 00:05:07.307
‫«همدستی.»

139
00:05:07.390 --> 00:05:09.726
‫«مشکوک.»

140
00:05:09.809 --> 00:05:11.144
‫یعنی به یه نفوذی مشکوکن.

141
00:05:11.644 --> 00:05:12.979
‫یکی از مامورها به اکسین خیانت کرده.

142
00:05:13.062 --> 00:05:13.896
‫کار، کار خودیه.

143
00:05:13.980 --> 00:05:15.440
‫- بین ما یه نفوذی هست؟
‫- یکی از خودمون...

144
00:05:15.523 --> 00:05:17.233
‫- کیه؟
‫- هی، می‌دونم خودتی.

145
00:05:17.317 --> 00:05:18.151
‫حتماً توئی!

146
00:05:18.234 --> 00:05:19.152
‫هیه‌ری، تو نیستی؟

147
00:05:19.235 --> 00:05:20.778
‫- مطمئنم خودتی.
‫- می‌دونم خودتی.

148
00:05:20.862 --> 00:05:21.946
‫دروغ رو تو چشمات می‌بینم.

149
00:05:22.030 --> 00:05:23.364
‫- اشتباه گرفتی.
‫- نفوذی داریم؟

150
00:05:23.448 --> 00:05:25.450
‫این فصل یه عضو جدید هم داریم.

151
00:05:25.533 --> 00:05:26.534
‫هی، گبی!

152
00:05:26.617 --> 00:05:27.660
‫- نه بابا!
‫- می‌دونستم.

153
00:05:27.744 --> 00:05:29.329
‫- خیلی مشکوک بود.
‫- من که نفوذی نیستم.

154
00:05:29.412 --> 00:05:31.873
‫قسم می‌خورم بی‌گناهم.
‫من تازه‌کارتر از این حرفام.

155
00:05:31.956 --> 00:05:34.042
‫- همچین نقشی رو به من نمی‌دن.
‫- گوش کن، گبی.

156
00:05:34.125 --> 00:05:37.754
‫- اینو تو از توی داشبورد پیدا کردی.
‫- چون من صندلی جلو نشسته بودم.

157
00:05:37.837 --> 00:05:39.797
‫- دروغ نگو، دندون‌مصنوعی.
‫- یونگ‌جین، تو چی؟

158
00:05:39.881 --> 00:05:41.174
‫- نقش تو چیه؟
‫- صبر کن.

159
00:05:41.257 --> 00:05:42.550
‫من فقط راننده‌ام.

160
00:05:42.633 --> 00:05:43.468
‫[همه می‌زنن زیر خنده.]

161
00:05:43.551 --> 00:05:46.095
‫اگه خائن بین این شش نفرمون باشه،

162
00:05:46.179 --> 00:05:47.472
‫- پشیمونت می‌کنم.
‫- خودت نیستی؟

163
00:05:47.555 --> 00:05:48.389
‫من نیستم.

164
00:05:48.473 --> 00:05:51.225
‫- من از همه بیشتر به جان شک دارم.
‫- چرا مدل موهاتو عوض کردی؟

165
00:05:51.309 --> 00:05:52.143
‫صبر کن.

166
00:05:52.226 --> 00:05:53.436
‫- هنوز ادامه داره.
‫- چی می‌گه؟

167
00:05:53.519 --> 00:05:55.229
‫برنامه برای ردیابی آن‌ها.

168
00:05:55.313 --> 00:05:56.898
‫بعدی، وسیله‌ی...

169
00:05:57.899 --> 00:06:00.318
‫حمل‌ونقل.

170
00:06:00.818 --> 00:06:04.155
‫- از کار افتاده.
‫- از کار افتاده.

171
00:06:04.238 --> 00:06:08.451
‫- یعنی نمی‌تونیم از اتاقک استفاده کنیم؟
‫- امروز نمی‌تونیم ازش استفاده کنیم.

172
00:06:08.534 --> 00:06:10.870
‫برای همین امروز
‫باید با ماشین این‌ور اون‌ور بریم.

173
00:06:10.953 --> 00:06:12.538
‫خودرو در اختیارتان قرار داده شد.

174
00:06:12.622 --> 00:06:13.706
‫- یعنی همین ماشین.
‫- آره.

175
00:06:13.790 --> 00:06:16.667
‫بعدی، آدرس را وارد کنید.

176
00:06:16.751 --> 00:06:20.588
‫- آها؟
‫- طبق مسیر، به آنجا بروید.

177
00:06:20.671 --> 00:06:24.717
‫وقتی رسیدید، کارت...

178
00:06:25.218 --> 00:06:28.096
‫از کارت استفاده کنید.

179
00:06:28.179 --> 00:06:30.515
‫می‌خوان از این کارت استفاده کنیم!

180
00:06:30.598 --> 00:06:33.226
‫[بالاخره کاربرد کارت معلوم شد.]

181
00:06:34.227 --> 00:06:35.770
‫- از کارت استفاده کنید.
‫- خب.

182
00:06:35.853 --> 00:06:37.355
‫کمربنداتونو ببندین.

183
00:06:37.438 --> 00:06:38.689
‫- چطور بودم؟
‫- بریم؟

184
00:06:39.357 --> 00:06:40.400
‫- عالی بود.
‫- کمربنداتون لطفاً.

185
00:06:40.483 --> 00:06:42.068
‫- چشمت خیلی تیزه.
‫- بزن بریم.

186
00:06:42.151 --> 00:06:43.528
‫- راه بیفتیم؟
‫- گازش رو بگیر.

187
00:06:44.529 --> 00:06:47.657
‫- اگه واقعاً بینمون نفوذی باشه...
‫- محاله.

188
00:06:47.740 --> 00:06:49.033
‫- نه؟
‫- نمی‌شه.

189
00:06:49.117 --> 00:06:52.578
‫- ولش کنین پشت سرمون بمونه.
‫- اگه کسی باشه، احتمالاً دوهونه.

190
00:06:52.662 --> 00:06:55.331
‫تنها کسایی که از پسش برمیان
‫جان و هیه‌ری‌ان.

191
00:06:55.415 --> 00:06:57.792
‫راست می‌گه.
‫هیچ کی همچین مسئولیتی به من نمی‌ده.

192
00:06:57.875 --> 00:06:58.709
‫حسابی ذوق کرده.

193
00:06:58.793 --> 00:06:59.961
‫- من نیستم.
‫- چه خبره؟

194
00:07:00.044 --> 00:07:01.587
‫جان امروز عینک زده.

195
00:07:01.671 --> 00:07:03.631
‫- برای قایم کردن نگاهشه.
‫- من که خوشم میاد. باحاله.

196
00:07:03.714 --> 00:07:06.717
‫ببخشید رک می‌گم،
‫ولی اگه تو نفوذی باشی،

197
00:07:06.801 --> 00:07:07.885
‫عینکتو خرد می‌کنم.

198
00:07:08.469 --> 00:07:09.429
‫حواست باشه.

199
00:07:09.512 --> 00:07:11.639
‫اگه امروز سرکارمون بذاری،
‫فاتحه‌ی عینکت خونده‌ست.

200
00:07:11.722 --> 00:07:13.891
‫به نظرتون عینکش یه‌کم مشکوک نیست؟

201
00:07:13.975 --> 00:07:15.977
‫- آره.
‫- خیلی مشکوکه.

202
00:07:16.686 --> 00:07:19.522
‫- در قسمت قبلی رو یادتونه؟
‫- آره؟

203
00:07:19.605 --> 00:07:21.691
‫- این اصلاً شبیه اون نیست.
‫- دقیقاً.

204
00:07:21.774 --> 00:07:23.359
‫هیچ شباهتی به اون یکی نداره.

205
00:07:23.443 --> 00:07:24.277
‫کاملاً درست می‌گی.

206
00:07:24.360 --> 00:07:26.737
‫- رسیدیم.
‫- موافقم.

207
00:07:26.821 --> 00:07:28.865
‫- همینه.
‫- یه فروشگاهه؟

208
00:07:28.948 --> 00:07:29.907
‫- فروشگاه رفاهی؟
‫- آره.

209
00:07:29.991 --> 00:07:31.617
‫- مطمئنی؟
‫- آدرس ما رو آورد اینجا.

210
00:07:31.701 --> 00:07:33.494
‫مقصدمون یه فروشگاه بود.

211
00:07:33.578 --> 00:07:36.372
‫تصادفی و عجیب نیست؟
‫با خودم گفتم اونجا قراره چی کار کنیم.

212
00:07:36.456 --> 00:07:38.666
‫با کلی شک و تردید وارد شدیم.

213
00:07:38.749 --> 00:07:40.168
‫- بریم تو؟
‫- به نظر همینه.

214
00:07:40.251 --> 00:07:41.544
‫ترسناکه.

215
00:07:41.627 --> 00:07:43.087
‫- صبر کن.
‫- همینه؟

216
00:07:43.671 --> 00:07:44.881
‫- یه مغازه‌ی معمولیه.
‫- خوش اومدین.

217
00:07:44.964 --> 00:07:46.549
‫- سلام.
‫- سلام.

218
00:07:46.632 --> 00:07:47.592
‫سلام.

219
00:07:47.675 --> 00:07:49.218
‫باید با این کارت یه چیزی بخریم؟

220
00:07:49.302 --> 00:07:51.053
‫- شاید همین باشه.
‫- فکر خوبیه.

221
00:07:54.765 --> 00:07:56.017
‫چی شده؟

222
00:07:56.100 --> 00:07:57.018
‫- چی...؟
‫- بگو دیگه.

223
00:07:57.101 --> 00:08:00.229
‫[جوریه که انگار از شوخی‌های دانشگاهی خوشش میاد.]

224
00:08:00.313 --> 00:08:01.814
‫[با دیدن یه چهره‌ی آشنا خشکش می‌زنه.]

225
00:08:01.898 --> 00:08:03.524
‫- من...
‫- چی شده؟

226
00:08:04.525 --> 00:08:05.902
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

227
00:08:07.028 --> 00:08:07.904
‫یه عکس؟

228
00:08:07.987 --> 00:08:09.280
‫کمکمون می‌کنی؟

229
00:08:10.031 --> 00:08:12.033
‫- ما یه کارت داریم...
‫- به تگ اسمش نگاه کن.

230
00:08:12.116 --> 00:08:14.368
‫اسمش رو ببین.

231
00:08:14.452 --> 00:08:17.497
‫[کارمند: لی هیه‌ری]

232
00:08:17.580 --> 00:08:18.623
‫[لی هیه‌ری ۱، لی هیه‌ری ۲]

233
00:08:18.706 --> 00:08:19.874
‫- هیه‌ری...
‫- تنم لرزید.

234
00:08:19.957 --> 00:08:21.751
‫[دو تا هیه‌ری همدیگه رو می‌بینن.]

235
00:08:21.834 --> 00:08:23.794
‫اگه چیزی لازم داشتین بگین.

236
00:08:23.878 --> 00:08:25.713
‫- حتماً.
‫- چقدر ترسناکه!

237
00:08:25.796 --> 00:08:28.674
‫[مامورها که گیج شدن، از سردرد شکایت می‌کنن.]

238
00:08:28.758 --> 00:08:29.967
‫راستش،

239
00:08:30.051 --> 00:08:33.137
‫وقتی هفته‌ی پیش یونگ‌جین
‫سر اون مردی که همنامش بود جیغ زد،

240
00:08:33.221 --> 00:08:34.430
‫فکر کردم زیادی شلوغش می‌کنه.

241
00:08:34.514 --> 00:08:37.183
‫[وقتی یونگ‌جین ۲ ظاهر شد،]

242
00:08:37.266 --> 00:08:39.268
‫[هیه‌ری به طرز عجیبی خونسرد موند،

243
00:08:39.352 --> 00:08:41.979
‫که یونگ‌جین ۱ رو خیلی عصبانی کرد.]

244
00:08:42.063 --> 00:08:44.023
‫باید جاشون عوض بشه.

245
00:08:44.106 --> 00:08:46.359
‫[حالا هیه‌ری جای اونه.]

246
00:08:46.442 --> 00:08:48.277
‫- هر کمکی خواستین بگین.
‫- حتماً.

247
00:08:48.361 --> 00:08:49.654
‫«لی هیه‌ری.»

248
00:08:49.737 --> 00:08:51.489
‫روی تگ اسمش دقیقاً اسم خودم بود.

249
00:08:51.572 --> 00:08:54.951
‫دیدن یه نفر دیگه با اسمم
‫واقعاً ترسوندم.

250
00:08:55.034 --> 00:08:56.327
‫می‌شه...

251
00:08:56.410 --> 00:08:57.245
‫[با تردید]

252
00:08:57.328 --> 00:08:58.579
‫- شما اینجا کار می‌کنین؟
‫- می‌ترسم.

253
00:08:58.663 --> 00:09:01.207
‫- آره.
‫- کارمندین یا صاحب مغازه؟

254
00:09:01.791 --> 00:09:03.376
‫- فقط کارمندم.
‫- فهمیدم.

255
00:09:03.459 --> 00:09:05.044
‫پس واقعاً اینجا کار می‌کنه؟

256
00:09:05.127 --> 00:09:06.921
‫- آره.
‫- چرا خودمون نفهمیم؟

257
00:09:07.505 --> 00:09:09.382
‫یه پاکت سیگار می‌دید؟

258
00:09:09.465 --> 00:09:11.759
‫- چه مارکی می‌خواین؟
‫- ببینیم می‌تونه حساب کنه یا نه.

259
00:09:11.842 --> 00:09:13.219
‫کدومش رو می‌خواین؟

260
00:09:13.302 --> 00:09:15.429
‫نمی‌تونه فقط یه کارمند باشه.
‫مگه می‌شه؟

261
00:09:15.513 --> 00:09:17.557
‫کارت رو داریم، نه؟

262
00:09:17.640 --> 00:09:21.227
‫- یه چیزی بخریم؟
‫- شبیه بدل توئه.

263
00:09:21.310 --> 00:09:22.562
‫یه چیزی برداریم.

264
00:09:22.645 --> 00:09:25.064
‫- یونگ‌جین، اون سیگارها رو می‌خری؟
‫- نه، ممنون. من سیگار نمی‌کشم.

265
00:09:25.147 --> 00:09:26.983
‫- آبنبات سرفه چطور؟
‫- باشه، آبنبات سرفه برداریم.

266
00:09:27.066 --> 00:09:29.527
‫- طعم آناناسش رو می‌شه بدی؟
‫- بردار.

267
00:09:29.610 --> 00:09:30.444
‫[لیست خرید یکی‌یکی بزرگ‌تر می‌شه.]

268
00:09:30.528 --> 00:09:31.571
‫آب چطور؟

269
00:09:31.654 --> 00:09:32.905
‫- فکر خوبیه.
‫- چندتا آب می‌دین؟

270
00:09:32.989 --> 00:09:33.823
‫- بله.
‫- لازممون می‌شه.

271
00:09:33.906 --> 00:09:35.241
‫نوشابه چطور؟

272
00:09:35.741 --> 00:09:37.243
‫[باشه، داریم مهمونی می‌گیریم!]

273
00:09:37.326 --> 00:09:39.078
‫فقط یه بطری آب برداریم.

274
00:09:39.579 --> 00:09:40.997
‫لطفاً کارت رو وارد کنید.

275
00:09:41.872 --> 00:09:42.957
‫کار می‌کنه؟

276
00:09:44.166 --> 00:09:45.585
‫نه، این نیست.

277
00:09:45.668 --> 00:09:46.544
‫- کار نمی‌کنه؟
‫- نه.

278
00:09:46.627 --> 00:09:48.296
‫نوار مغناطیسی نداره.

279
00:09:48.379 --> 00:09:49.505
‫- اینو هم اضافه می‌کنین؟
‫- آب؟

280
00:09:49.589 --> 00:09:50.923
‫- نمی‌تونیم.
‫- پول نداریم.

281
00:09:51.007 --> 00:09:51.841
‫پول نداریم؟

282
00:09:51.924 --> 00:09:53.759
‫- کارت بانکی نبود.
‫- بی‌پولیم.

283
00:09:53.843 --> 00:09:56.679
‫فکر می‌کردم کارت کار می‌کنه.

284
00:09:56.762 --> 00:09:58.139
‫ولی اشتباه کردم.

285
00:09:58.222 --> 00:10:01.309
‫اگه نمی‌شد با کارت
‫از این فروشگاه چیزی خرید...

286
00:10:01.392 --> 00:10:04.353
‫پس حتماً یه کاربردی داشت، نه؟

287
00:10:04.437 --> 00:10:07.231
‫برای همین توی فروشگاه گشتیم.

288
00:10:07.315 --> 00:10:08.441
‫- صبر کن.
‫- بفهمیم چی به چیه.

289
00:10:08.524 --> 00:10:10.151
‫- کجا می‌شه ازش استفاده کرد؟
‫- ببخشید.

290
00:10:10.234 --> 00:10:11.944
‫- باید اطراف رو ببینیم.
‫- آره.

291
00:10:12.028 --> 00:10:13.070
‫[کجا می‌تونن از کارت استفاده کنن؟]

292
00:10:15.615 --> 00:10:17.783
‫لطفاً اجناس رو سر جاشون برگردونین.

293
00:10:17.867 --> 00:10:20.369
‫- لطفاً اجناس رو به قفسه‌هاشون برگردونین.
‫- باشه.

294
00:10:27.001 --> 00:10:28.210
‫- سلام.
‫- وای!

295
00:10:28.294 --> 00:10:30.004
‫- سلام.
‫- وای!

296
00:10:30.087 --> 00:10:31.255
‫چیه؟

297
00:10:31.339 --> 00:10:32.798
‫چی شده؟

298
00:10:32.882 --> 00:10:36.010
‫برای دسترسی به اطلاعات،
‫لطفاً کارت خود را وارد کنید.

299
00:10:36.093 --> 00:10:37.053
‫همینه.

300
00:10:37.136 --> 00:10:38.220
‫پس این دستگاه بود؟

301
00:10:38.304 --> 00:10:39.472
‫[صدای آشنایی از دستگاه خودپرداز میاد.]

302
00:10:39.555 --> 00:10:40.556
‫دیوانگیه!

303
00:10:40.640 --> 00:10:42.224
‫[در حال وارد کردن کارت]

304
00:10:42.767 --> 00:10:44.602
‫هویت شما تایید شد.

305
00:10:45.102 --> 00:10:45.978
‫خیلی خفنه.

306
00:10:46.062 --> 00:10:46.896
‫[کارت مشکی بالاخره به کار اومد.]

307
00:10:46.979 --> 00:10:48.439
‫[جلوی... دندون‌هاشو می‌گیره.]

308
00:10:48.522 --> 00:10:49.774
‫این دیگه چیه؟

309
00:10:49.857 --> 00:10:51.942
‫- یه چیزی داره میاد بالا.
‫- وای خدا!

310
00:10:52.026 --> 00:10:54.153
‫[هی! یه چیزی روی صفحه اومد!]

311
00:10:54.236 --> 00:10:56.530
‫[بانک گوم‌گانگ]
‫[لطفاً یک خدمت را انتخاب کنید]

312
00:10:56.614 --> 00:10:59.700
‫الان ماموریتتان را توضیح می‌دهم.

313
00:10:59.784 --> 00:11:01.327
‫[جیغ و فریاد]

314
00:11:23.474 --> 00:11:24.308
‫یه چیزی داره میاد.

315
00:11:24.392 --> 00:11:28.270
‫الان ماموریتتان را توضیح می‌دهم.

316
00:11:28.354 --> 00:11:29.647
‫سه روز پیش،

317
00:11:29.730 --> 00:11:33.109
‫بنیان‌گذار و مدیرعامل ادیسون‌کور،
‫یک شرکت چندملیتی فضایی،

318
00:11:33.192 --> 00:11:36.862
‫رئیس ایلون اچ. نا همراه با اطرافیانش
‫ربوده شد.

319
00:11:38.072 --> 00:11:39.115
‫محافظ‌هاش.

320
00:11:39.198 --> 00:11:40.908
‫رئیس نا یک کارآفرین نابغه است

321
00:11:40.991 --> 00:11:43.828
‫که دکترای مدیریت،
‫فیزیک و مهندسی زیستی دارد.

322
00:11:43.911 --> 00:11:46.163
‫وی همین‌طور یک میلیونر است.

323
00:11:46.247 --> 00:11:47.164
‫در حال حاضر،

324
00:11:47.248 --> 00:11:51.001
‫او به‌عنوان یکی از
‫تاثیرگذارترین افراد جهان شناخته می‌شود.

325
00:11:51.085 --> 00:11:52.378
‫ایلون اچ. نا؟

326
00:11:52.461 --> 00:11:56.924
‫به همین دلیل، اکسین او را
‫فردی مهم و مورد توجه طبقه‌بندی کرده

327
00:11:57.007 --> 00:11:59.301
‫و از همان زمان
‫فعالیت‌هایش را زیر نظر داشته است.

328
00:11:59.385 --> 00:12:01.303
‫بعد از ردیابی سیگنال تلفنش

329
00:12:01.387 --> 00:12:04.598
‫و هک کردن تصاویر دوربین‌های مداربسته
‫در سراسر کشور،

330
00:12:04.682 --> 00:12:08.811
‫آخرین رد او پس از مشاهده‌ی نهایی‌اش
‫در کارخانه‌ای نزدیک سئول، ناپدید شد.

331
00:12:09.770 --> 00:12:14.066
‫در حال حاضر، آن کارخانه
‫سیگنال قدرتمندی از موج الکتریکی ایکس ساطع می‌کند.

332
00:12:14.150 --> 00:12:17.737
‫قدرت این سیگنال،
‫بالاترین میزان ثبت‌شده تا امروز است.

333
00:12:18.279 --> 00:12:21.907
‫اگر علت موج الکتریکی ایکس مهار نشود،

334
00:12:21.991 --> 00:12:26.036
‫ممکن است به فاجعه‌ای منجر شود
‫که تمام بشریت را تهدید کند.

335
00:12:26.120 --> 00:12:27.371
‫داره به ما نگاه می‌کنه.

336
00:12:29.123 --> 00:12:31.041
‫- می‌ترسم. روشو بپوشونم؟
‫- آره، این کارو بکنیم.

337
00:12:31.125 --> 00:12:32.877
‫[بلندبلند حرف می‌زنن که کسی استراق سمع نکنه.]

338
00:12:32.960 --> 00:12:35.212
‫[عقب می‌رن.]

339
00:12:35.296 --> 00:12:37.131
‫شرط می‌بندم الان دیگه نمی‌شنوه.

340
00:12:37.214 --> 00:12:40.259
‫ماموریت امروز شما دو هدف دارد.

341
00:12:40.801 --> 00:12:45.431
‫اول، بفهمید چه اتفاقی
‫برای رئیس نا گمشده افتاده است.

342
00:12:46.015 --> 00:12:49.643
‫دوم، منشا موج الکتریکی ایکس را

343
00:12:49.727 --> 00:12:52.146
‫شناسایی کنید
‫و تهدیدش را خنثی سازید.

344
00:12:52.229 --> 00:12:53.898
‫موج انتخابی ایکس؟ باشه.

345
00:12:53.981 --> 00:12:57.610
‫برای کمک به تحقیقات شما،
‫چند وسیله در اختیارتان می‌گذاریم.

346
00:12:57.693 --> 00:12:58.527
‫- باشه.
‫- ترسناکه.

347
00:12:58.611 --> 00:13:00.029
‫- چی بهمون می‌دن؟
‫- مور مورم شد.

348
00:13:00.738 --> 00:13:02.114
‫[به‌جای پول نقد، ابزار ماموریت.]

349
00:13:02.198 --> 00:13:03.365
‫- وای خدا.
‫- یه چیزایی گرفتیم.

350
00:13:03.449 --> 00:13:04.283
‫جدی؟

351
00:13:04.366 --> 00:13:05.493
‫- آره.
‫- اینا دیگه چین؟

352
00:13:06.285 --> 00:13:08.329
‫[آیتم‌ها برای انجام تحقیقات از دستگاه خودپرداز]

353
00:13:08.412 --> 00:13:09.789
‫- یه آدرس جدید داریم.
‫- این مرد...

354
00:13:09.872 --> 00:13:11.749
‫- باید رئیس نا باشه.
‫- رئیس نا.

355
00:13:11.832 --> 00:13:12.833
‫[عکس‌های رئیس نا و مقصدشان]

356
00:13:12.917 --> 00:13:14.168
‫آدرس اینجاست.

357
00:13:14.251 --> 00:13:17.421
‫ردیاب موج ایکس که به‌تازگی توسعه یافته،

358
00:13:17.505 --> 00:13:21.008
‫برای کمک به شما
‫در یافتن منشا موج الکتریکی ایکس طراحی شده است.

359
00:13:21.091 --> 00:13:24.386
‫اگر به منشا موج الکتریکی ایکس
‫نزدیک شوید، واکنش نشان خواهد داد.

360
00:13:24.470 --> 00:13:25.721
‫- اینجاست.
‫- کجا؟

361
00:13:25.805 --> 00:13:27.932
‫وقتی نزدیک بشیم این بوق می‌زنه، درسته؟

362
00:13:28.015 --> 00:13:28.849
‫[گجت ارتقایافته]

363
00:13:28.933 --> 00:13:32.853
‫عاملان ربایش
‫و هدفشان همچنان نامشخص است.

364
00:13:32.937 --> 00:13:36.607
‫لطفاً درباره‌ی ایمنی شخصی
‫و امنیت خود نهایت دقت را داشته باشید.

365
00:13:36.690 --> 00:13:38.567
‫- ایمنی شخصی و امنیت.
‫- مقرمون رو از دست دادیم.

366
00:13:38.651 --> 00:13:39.652
‫باید محتاط‌تر باشیم.

367
00:13:39.735 --> 00:13:41.445
‫اگر حین انجام ماموریت گیر بیفتید،

368
00:13:41.529 --> 00:13:44.824
‫اکسین هرگونه آگاهی از این ماموریت را

369
00:13:44.907 --> 00:13:48.869
‫صرف‌نظر از امنیت شما،
‫انکار خواهد کرد.

370
00:13:49.912 --> 00:13:52.206
‫- باز شروع شد.
‫- لازم بود تا این حد پیش برن؟

371
00:13:52.289 --> 00:13:54.375
‫برایتان آرزوی موفقیت دارم.

372
00:13:55.668 --> 00:13:57.044
‫[بانک گوم‌گانگ]
‫[لطفاً یک خدمت را انتخاب کنید]

373
00:13:58.587 --> 00:14:00.798
‫لطفاً ۳۰۰ هزار وون
‫با اسکناس‌های نوی ۵۰ هزارتایی به من بدهید.

374
00:14:01.841 --> 00:14:04.343
‫بریم. امیدوار بودم یه آب بخریم.

375
00:14:04.426 --> 00:14:06.846
‫فهمیدیم که رئیس نا ربوده شده.

376
00:14:06.929 --> 00:14:10.015
‫ولی هیچ ایده‌ای نداشتیم
‫چرا ربوده شده.

377
00:14:10.099 --> 00:14:13.561
‫پشت ربوده شدن رئیس نا کیه؟

378
00:14:13.644 --> 00:14:15.312
‫به ما ماموریت داده شده بود،

379
00:14:15.396 --> 00:14:18.482
‫پس باید می‌رفتیم
‫و رئیس نا رو نجات می‌دادیم.

380
00:14:18.566 --> 00:14:20.317
‫[مامورها با عجله دور می‌شن.]

381
00:14:20.401 --> 00:14:21.944
‫- خداحافظ.
‫- موفق باشین.

382
00:14:22.027 --> 00:14:23.529
‫دارین می‌رین؟

383
00:14:23.612 --> 00:14:24.655
‫- آره.
‫- ما که پول نداریم.

384
00:14:24.738 --> 00:14:26.198
‫امیدوارم چیزی تو جیبتون نذاشته باشین.

385
00:14:26.282 --> 00:14:27.408
‫- نه.
‫- معلومه که نه.

386
00:14:27.491 --> 00:14:28.492
‫- اصلاً.
‫- جدی می‌گیم.

387
00:14:28.576 --> 00:14:29.743
‫دفعه‌ی بعد دست‌خالی نرین.

388
00:14:29.827 --> 00:14:31.370
‫- باشه.
‫- حتماً.

389
00:14:31.453 --> 00:14:32.997
‫- کلی جنس برمی‌داریم.
‫- ممنون.

390
00:14:33.080 --> 00:14:34.957
‫ممنون، خانم لی هیه‌ری.

391
00:14:35.499 --> 00:14:37.126
‫باشه، منو یاد...

392
00:14:37.209 --> 00:14:38.669
‫- خداحافظ.
‫- می‌بینمتون.

393
00:14:38.752 --> 00:14:40.504
‫- چرا اون‌موقع یواشکی نگاه کردی؟
‫- خداحافظ.

394
00:14:40.588 --> 00:14:42.172
‫خب چون اینجا کار می‌کنم.

395
00:14:42.256 --> 00:14:44.633
‫- مجبور بودی ببینی داریم چی کار می‌کنیم.
‫- احتمالاً خیلی عجیب به نظر می‌رسیدیم.

396
00:14:44.717 --> 00:14:46.677
‫مثل لات‌ها حرف زدی، گبی.

397
00:14:47.469 --> 00:14:48.304
‫کنجکاو شدم.

398
00:14:48.387 --> 00:14:50.014
‫می‌فهمم، ولی چرا یواشکی نگاه کردی؟

399
00:14:50.514 --> 00:14:51.974
‫وقتی داشتن ماموریت رو توضیح می‌دادن،

400
00:14:52.600 --> 00:14:54.393
‫فروشنده مدام زل زده بود به ما.

401
00:14:54.476 --> 00:14:55.811
‫خیلی ترسناک بود.

402
00:14:55.895 --> 00:14:59.481
‫تازه فقط نصف صورتش رو هم می‌دیدم.

403
00:14:59.565 --> 00:15:02.401
‫پرسیدم چون
‫حس ترس و شک بهم داده بود.

404
00:15:02.484 --> 00:15:04.028
‫- مورمورم شد.
‫- منم همین‌طور.

405
00:15:05.029 --> 00:15:06.697
‫- هنوزم داره نگامون می‌کنه.
‫- زیر نظرمون داره.

406
00:15:06.780 --> 00:15:08.532
‫- هنوزم حواسش به ماست.
‫- واقعاً دیگه چی بود؟

407
00:15:10.117 --> 00:15:11.869
‫- ای بابا.
‫- چرا زل زدی به ما؟

408
00:15:11.952 --> 00:15:12.828
‫[آروم باش]

409
00:15:12.912 --> 00:15:14.079
‫خداحافظ.

410
00:15:15.122 --> 00:15:16.248
‫[سر تکان می‌دهد]

411
00:15:16.332 --> 00:15:18.167
‫[خداحافظ]

412
00:15:18.250 --> 00:15:19.168
‫روز خوبی داشته باشی.

413
00:15:19.251 --> 00:15:21.253
‫حالا که فکر می‌کنم، ما عجیب‌وغریب بودیم.

414
00:15:21.337 --> 00:15:22.379
‫[در حال خودبازبینی]

415
00:15:22.463 --> 00:15:24.256
‫اصلاً حواسم نبود از بیرون چه شکلی دیده می‌شدیم.

416
00:15:24.340 --> 00:15:26.216
‫حق داشت فکر کنه عجیبیم.

417
00:15:26.300 --> 00:15:27.885
‫همه‌مون مثل هم لباس پوشیده بودیم

418
00:15:27.968 --> 00:15:30.262
‫و دور خودپرداز جمع شده بودیم
‫و هی واکنش نشان می‌دادیم.

419
00:15:30.346 --> 00:15:32.556
‫با یک کارت عجیب خواستیم پول بدهیم
‫و آخرش هم دست خالی رفتیم.

420
00:15:32.640 --> 00:15:33.974
‫آخرش معلوم شد عجیب ما بودیم.

421
00:15:34.058 --> 00:15:36.518
‫[نتیجه‌گیری نهایی]

422
00:15:36.602 --> 00:15:37.561
‫حس بدی دارم.

423
00:15:37.645 --> 00:15:39.855
‫بزن بریم.
‫آدرس رو زدید؟

424
00:15:39.939 --> 00:15:41.398
‫- آره، زدیم.
‫- بریم.

425
00:15:41.482 --> 00:15:43.859
‫- اسم رئیس چی بود؟
‫- ایلون اچ. نا.

426
00:15:43.943 --> 00:15:45.861
‫باید رئیس نا رو نجات بدیم.

427
00:15:45.945 --> 00:15:46.779
‫درسته.

428
00:15:46.862 --> 00:15:48.697
‫باید منشا موج الکتریکی ایکس رو از بین ببریم.

429
00:15:48.781 --> 00:15:49.865
‫- آره.
‫- دقیقاً.

430
00:15:49.949 --> 00:15:52.034
‫- من انقدر درگیر خانم لی هیه‌ری شده بودم.
‫- منم همین‌طور.

431
00:15:52.117 --> 00:15:54.328
‫- پیام رو نشنیدم.
‫- خیلی ترسیده بودم.

432
00:15:54.411 --> 00:15:56.205
‫این‌که از اسم‌هامون این‌طوری استفاده می‌کنن
‫عصبی‌م می‌کنه.

433
00:15:56.288 --> 00:15:57.164
‫منم همین حسو دارم.

434
00:15:57.247 --> 00:16:00.709
‫هفته‌ی پیش
‫یه مردی بود به اسم لی یونگ‌جین.

435
00:16:00.793 --> 00:16:02.628
‫هیچ‌وقت هم صورتش رو ندیدیم.

436
00:16:02.711 --> 00:16:05.547
‫وانمود می‌کرد می‌خواد توی ماموریت کمکمون کنه،

437
00:16:05.631 --> 00:16:06.966
‫ولی در عوض خرابکاری کرد.

438
00:16:07.049 --> 00:16:10.803
‫یعنی لی هیه‌ری هم الکی اینجا نیست.

439
00:16:10.886 --> 00:16:12.930
‫اونم حتماً یه رازی داره.

440
00:16:13.013 --> 00:16:15.599
‫حس می‌کنم با هم همدستن.

441
00:16:15.683 --> 00:16:16.809
‫- موافقم.
‫- دست خودم نیست.

442
00:16:16.892 --> 00:16:18.978
‫شاید نیکس فرستادتشون.

443
00:16:19.061 --> 00:16:22.272
‫- خیلی محتمله.
‫- باید آماده‌ی غافلگیری باشیم.

444
00:16:23.399 --> 00:16:25.734
‫امروز این همه تحلیل از کجا میاد؟

445
00:16:25.818 --> 00:16:27.820
‫- نمی‌دونم.
‫- جان، خیلی مشکوکی.

446
00:16:27.903 --> 00:16:29.697
‫گفتم که من نفوذی نیستم.

447
00:16:29.780 --> 00:16:30.781
‫نکنه تو آدم داخلی‌ای؟

448
00:16:30.864 --> 00:16:33.158
‫- «گفتم که من نفوذی نیستم».
‫- یهو صدات خیلی رفت بالا.

449
00:16:33.242 --> 00:16:34.785
‫از صدای آواز خوندنت هم بالاتر رفت.

450
00:16:35.369 --> 00:16:36.203
‫امروز خیلی رو اعصابه.

451
00:16:36.286 --> 00:16:37.287
‫این که معلومه.

452
00:16:37.371 --> 00:16:38.288
‫- تنده.
‫- خیلی نیش‌داره.

453
00:16:38.372 --> 00:16:39.665
‫شاید اونم عصبانیه.

454
00:16:40.708 --> 00:16:43.210
‫امیدوارم دوباره تقسیممون نکنن به گروه‌ها.

455
00:16:43.293 --> 00:16:44.920
‫- آره.
‫- اون واقعاً...

456
00:16:45.004 --> 00:16:45.921
‫خیلی ناراحتم کرد.

457
00:16:46.005 --> 00:16:48.173
‫- هم ناراحت شدم هم ترسیدم.
‫- خیلی احساسی شده بودم.

458
00:16:48.257 --> 00:16:50.634
‫باید یه فکری براش بکنیم.

459
00:16:50.718 --> 00:16:52.469
‫- مثلاً یه رمز؟
‫- آره.

460
00:16:52.553 --> 00:16:53.929
‫فرض کن... فکرشو بکن.

461
00:16:54.013 --> 00:16:55.431
‫اگه توی تاریکی مطلق باشیم

462
00:16:55.514 --> 00:16:58.308
‫یا از دو تا اتاق جدا با بی‌سیم با هم حرف بزنیم،

463
00:16:58.392 --> 00:17:00.310
‫- ممکنه خودشونو جای من جا بزنن.
‫- این امکانش هست.

464
00:17:00.394 --> 00:17:01.562
‫ممکنه صداشونو عوض کنن و بگن،

465
00:17:01.645 --> 00:17:03.731
‫- «هی، من هیه‌ری‌ام.»
‫- دقیقاً.

466
00:17:03.814 --> 00:17:06.150
‫اگه یه رمز تعیین کنیم
‫الان که با همیم...

467
00:17:06.233 --> 00:17:07.693
‫- چی باشه؟
‫- «الان که با همیم؟»

468
00:17:07.776 --> 00:17:08.694
‫«الان که با همیم.»

469
00:17:08.777 --> 00:17:09.945
‫می‌تونیم همونو رمز کنیم.

470
00:17:10.029 --> 00:17:11.864
‫- الان که با همیم چطوره؟
‫- من دوستش دارم.

471
00:17:11.947 --> 00:17:14.241
‫- خوبه.
‫- آره، همینو بریم.

472
00:17:14.324 --> 00:17:15.367
‫[هماهنگی عجیب ولی عالی]

473
00:17:15.451 --> 00:17:16.285
‫[دیگه بی‌خیال شده]

474
00:17:16.368 --> 00:17:18.162
‫- الان که با همیم؟
‫- واقعاً قراره رمزمون این باشه؟

475
00:17:18.245 --> 00:17:20.164
‫یعنی الان که با همیم، یه رمز بذاریم.

476
00:17:20.247 --> 00:17:22.166
‫- خلاصه‌ش می‌شه رمز ما.
‫- الان که با همیم.

477
00:17:22.249 --> 00:17:24.209
‫اگه من گفتم «الان که با»...
‫تو باید بگی «همیم».

478
00:17:24.293 --> 00:17:25.377
‫- فکر خوبیه.
‫- باشه.

479
00:17:25.461 --> 00:17:26.879
‫من بگم «الان که با» ... تو بگو «همیم».

480
00:17:26.962 --> 00:17:28.922
‫ممکنه بعداً یادمون بره.

481
00:17:29.006 --> 00:17:30.924
‫ماجرای دیوار جداکننده‌ی اضطراری یادتونه؟

482
00:17:31.008 --> 00:17:32.051
‫[قسمت دیوار اضطراری از فصل ۱]

483
00:17:32.134 --> 00:17:33.552
‫- زود باش!
‫- در اتاق رو ببند!

484
00:17:33.635 --> 00:17:34.678
‫- بنگر!
‫- بنگر!

485
00:17:34.762 --> 00:17:36.055
‫- دیوار جداکننده رو ببند!
‫- اسمش چی بود؟

486
00:17:36.138 --> 00:17:36.972
‫بنگر.

487
00:17:37.056 --> 00:17:38.766
‫من هی می‌گفتم پارلمان اضطراری.

488
00:17:39.600 --> 00:17:40.934
‫آره، همون پارلمان اضطراری.

489
00:17:42.436 --> 00:17:43.854
‫اسمش چی بود؟ اضطراری...

490
00:17:43.937 --> 00:17:44.980
‫- جداکننده.
‫- جداکننده؟

491
00:17:45.064 --> 00:17:46.315
‫من هنوزم نمی‌فهمم.

492
00:17:46.398 --> 00:17:47.399
‫الان که با همیم؟ خوبه.

493
00:17:47.483 --> 00:17:48.567
‫- الان که با همیم.
‫- همینه.

494
00:17:48.650 --> 00:17:50.611
‫من بگم «الان که با» ... تو بگو «همیم».

495
00:17:50.694 --> 00:17:51.904
‫یونگ‌جین، می‌تونم ببینمش؟

496
00:17:51.987 --> 00:17:54.531
‫- آره، خیلی حس شومی داره.
‫- اون عکسش چیه دیگه؟

497
00:17:54.615 --> 00:17:56.325
‫- داریم می‌ریم اینجا.
‫- آره.

498
00:17:56.408 --> 00:17:57.701
‫این مقصد بعدیمونه.

499
00:17:57.785 --> 00:18:00.037
‫چرا عکسشو شب گرفتن؟
‫خیلی ترسناکه.

500
00:18:00.120 --> 00:18:01.205
‫این‌جا خیلی ناجور به نظر میاد.

501
00:18:01.288 --> 00:18:03.165
‫چرا داره ما رو می‌بره توی یه جاده‌ی باریک؟

502
00:18:03.999 --> 00:18:04.917
‫هی، این دیگه چیه؟

503
00:18:05.000 --> 00:18:07.503
‫یهو قبر پیدا شد. چرا اینجان؟

504
00:18:07.586 --> 00:18:10.130
‫- چقدر قبر.
‫- خیلی ترسناکه.

505
00:18:10.214 --> 00:18:12.841
‫- اینا واقعی‌ان، دو‌هون.
‫- من خیلی ترسیدم.

506
00:18:12.925 --> 00:18:15.302
‫[دقیقاً دارن کجا می‌رن؟]

507
00:18:17.137 --> 00:18:18.055
‫نکنه...

508
00:18:18.639 --> 00:18:20.557
‫- داریم می‌ریم یه کارخانه‌ی متروکه؟
‫- آره.

509
00:18:20.641 --> 00:18:22.518
‫صبر کن، من اینو دوست ندارم.

510
00:18:22.601 --> 00:18:23.936
‫همینه.

511
00:18:24.436 --> 00:18:25.813
‫اوضاع خیلی خرابه.

512
00:18:25.896 --> 00:18:27.272
‫- دقیقاً.
‫- خیلی داغونه.

513
00:18:27.356 --> 00:18:28.857
‫- آدمو یاد گونجیام می‌اندازه، نه؟
‫- وای خدا.

514
00:18:28.941 --> 00:18:30.651
‫وقتی رسیدیم به مقصد...

515
00:18:31.860 --> 00:18:35.739
‫از همون اول معلوم بود هر کی بره تو،
‫یه بلایی سرش میاد.

516
00:18:35.823 --> 00:18:38.784
‫واضح بود که اون‌جا خطرناکه،

517
00:18:38.867 --> 00:18:41.120
‫ولی نمی‌دونستیم دقیقاً چه خطری در انتظارمونه.

518
00:18:41.203 --> 00:18:44.623
‫همین نامعلوم بودن،
‫فشار روانی خیلی زیادی بهمون وارد می‌کرد.

519
00:18:44.706 --> 00:18:46.708
‫[با احتیاط پارک می‌کند]

520
00:18:46.792 --> 00:18:48.460
‫بدجور تو دردسریم. اوضاع خرابه.

521
00:18:48.544 --> 00:18:49.795
‫این داره صدا می‌ده.

522
00:18:50.337 --> 00:18:51.588
‫چی؟ واقعاً کار می‌کنه.

523
00:18:51.672 --> 00:18:54.341
‫- داره موج الکتریکی ایکس رو تشخیص می‌ده.
‫- حتماً داره سیگنال رو می‌گیره.

524
00:18:54.424 --> 00:18:56.218
‫ردیاب دستی موج ایکس

525
00:18:56.301 --> 00:18:59.471
‫هر چی به منبع موج الکتریکی ایکس نزدیک‌تر بشید
‫واکنش نشون می‌ده.

526
00:18:59.555 --> 00:19:01.014
‫عددش ۲۹ درصد رو نشون می‌ده.

527
00:19:01.098 --> 00:19:04.268
‫- یعنی شدتشه که ۲۹ درصده؟
‫- اگه به ۱۰۰ برسه چی می‌شه؟

528
00:19:04.351 --> 00:19:06.603
‫باید همین‌طور حواسمون بهش باشه.

529
00:19:07.729 --> 00:19:09.231
‫- بریم!
‫- از پسش برمیایم.

530
00:19:09.314 --> 00:19:10.190
‫یه لحظه.

531
00:19:10.274 --> 00:19:11.108
‫الان که با...

532
00:19:11.191 --> 00:19:12.359
‫- با همیم!
‫- اوکی، پس درسته.

533
00:19:12.442 --> 00:19:14.820
‫حس می‌کنم یه چالش خیلی بزرگ جلومونه.

534
00:19:14.903 --> 00:19:17.322
‫امروز دیگه همدیگه هل ندیم.

535
00:19:17.406 --> 00:19:19.408
‫- هل دادن ممنوع.
‫- حواسمون به هم باشه.

536
00:19:22.035 --> 00:19:23.162
‫چه حس بدی داره.

537
00:19:23.245 --> 00:19:24.371
‫دقیقاً.

538
00:19:24.454 --> 00:19:25.747
‫در ورودی رو قفل کردن.

539
00:19:25.831 --> 00:19:26.874
‫اینجا هم قفله.

540
00:19:26.957 --> 00:19:27.791
‫کلید می‌خوایم.

541
00:19:29.459 --> 00:19:30.544
‫این باز نمی‌شه؟

542
00:19:30.627 --> 00:19:31.587
‫[در بغل پیدا شد]

543
00:19:33.547 --> 00:19:35.090
‫- باید بازش کنیم.
‫- اینجا هم قفل داره.

544
00:19:35.716 --> 00:19:36.842
‫این یکی بازه.

545
00:19:36.925 --> 00:19:38.010
‫- جدی؟
‫- آره.

546
00:19:38.093 --> 00:19:39.428
‫اون یکی باز بود؟

547
00:19:39.511 --> 00:19:41.305
‫نزدیک بود از دروازه بالا بریم.

548
00:19:42.389 --> 00:19:43.223
‫سلام.

549
00:19:43.307 --> 00:19:44.141
‫- کسی هست؟
‫- سلام.

550
00:19:44.224 --> 00:19:45.309
‫کسی اون تو هست؟

551
00:19:45.392 --> 00:19:46.351
‫نه.

552
00:19:50.230 --> 00:19:53.859
‫[آهنگ آشنا از رادیوی قدیمی]

553
00:19:54.735 --> 00:19:56.278
‫- هی، اینو یادمه.
‫- صبر کن.

554
00:19:56.361 --> 00:19:57.696
‫[پاها با ریتم حرکت می‌کنند]

555
00:19:57.779 --> 00:19:58.947
‫مور مورم شد.

556
00:19:59.031 --> 00:20:01.241
‫[اختلال استرس بعد از سانحه فعال شد]

557
00:20:01.325 --> 00:20:02.701
‫بدم میاد.

558
00:20:02.784 --> 00:20:06.246
‫شاید کار نیکس باشه
‫که می‌خواد با ذهنمون بازی کنه.

559
00:20:06.330 --> 00:20:07.581
‫- آره.
‫- معلومه.

560
00:20:08.916 --> 00:20:11.001
‫یه لحظه فکر کردم توهم زدم.

561
00:20:11.084 --> 00:20:12.794
‫مطمئن بودم درست نشنیدم.

562
00:20:13.295 --> 00:20:17.257
‫وقتی رادیو اون آهنگ رو پخش کرد،
‫پاهای من خودبه‌خود تکون خورد.

563
00:20:17.341 --> 00:20:19.009
‫[پخش خودکار]

564
00:20:19.092 --> 00:20:19.927
‫ولی مگه می‌شد تکون نخورد؟

565
00:20:20.010 --> 00:20:23.513
‫نزدیک دو ساعت برای اون رقص تمرین کرده بودیم.

566
00:20:23.597 --> 00:20:26.099
‫[یه قربانی دیگه هم اینجاست]

567
00:20:26.183 --> 00:20:28.602
‫راستش رو بخواید،
‫من هنوزم ریتمش رو یادمه.

568
00:20:29.144 --> 00:20:31.605
‫یک، دو، سه.

569
00:20:31.688 --> 00:20:32.814
‫یک، دو. یک.

570
00:20:32.898 --> 00:20:34.983
‫همین‌ جوری حفظم.

571
00:20:35.067 --> 00:20:36.568
‫دارن مسخره‌مون می‌کنن.

572
00:20:36.652 --> 00:20:37.569
‫کار پستیه.

573
00:20:37.653 --> 00:20:40.239
‫[کوچیکه هنوزم ذوق داره]

574
00:20:40.322 --> 00:20:41.198
‫نه بابا؟

575
00:20:41.281 --> 00:20:42.407
‫دارن باهامون بازی می‌کنن.

576
00:20:42.491 --> 00:20:43.450
‫[ورود به اتاقک نگهبانی]

577
00:20:43.533 --> 00:20:48.372
‫[اتاقک نگهبانی]

578
00:20:49.539 --> 00:20:52.626
‫[طبق انتظار از یه کارخانه‌ی متروکه،
‫همه‌چیز پر از گرد و غباره]

579
00:20:52.709 --> 00:20:55.045
‫[قبل از خروج، چک کنید همه‌ی بخش‌ها قفل باشند،]
‫[کلیدها را به کابینت کلید برگردانید]

580
00:20:55.128 --> 00:20:57.130
‫[نشانه‌هایی از تلاش برای مدیریت]

581
00:20:58.715 --> 00:21:00.926
‫- نمی‌کشم دیگه، دو‌هون!
‫- اینم از خبرهای مهم امروز.

582
00:21:01.677 --> 00:21:03.929
‫- نمی‌کشم دیگه، دوهون!
‫- اینم از خبرهای مهم امروز.

583
00:21:04.012 --> 00:21:05.639
‫- هی، گوش بدید.
‫- اختلال گسترده‌ی ارتباطات

584
00:21:05.722 --> 00:21:08.725
‫در سئول و اطراف آن
‫باعث قطعی‌های مقطعی شد...

585
00:21:08.809 --> 00:21:09.810
‫به خاطر همونه.

586
00:21:09.893 --> 00:21:11.561
‫- موج الکتریکی ایکس.
‫- موج الکتریکی ایکس.

587
00:21:11.645 --> 00:21:14.940
‫منبع این اختلال ارتباطی
‫هنوز مشخص نشده...

588
00:21:16.900 --> 00:21:18.151
‫چی؟ بیشتر بگو.

589
00:21:18.902 --> 00:21:20.028
‫قطع شد.

590
00:21:20.112 --> 00:21:21.280
‫این داره رو اعصابم می‌ره.

591
00:21:22.614 --> 00:21:24.324
‫یونگ‌جین، توی کابینت یه کلید هست.

592
00:21:24.408 --> 00:21:26.118
‫- قفله.
‫- منم دیدمش.

593
00:21:26.952 --> 00:21:29.538
‫داخل کابینت یه کلید بود،

594
00:21:29.621 --> 00:21:32.124
‫ولی خود کابینت قفل بود.

595
00:21:34.126 --> 00:21:35.127
‫همه‌ی بخش‌ها قفل هستند...

596
00:21:35.210 --> 00:21:37.462
‫بچه‌ها رو برگردونید...

597
00:21:37.546 --> 00:21:39.006
‫اینجا سرنخی نیست؟

598
00:21:39.089 --> 00:21:40.590
‫اینجا یه کلید هست،

599
00:21:40.674 --> 00:21:42.301
‫ولی نمی‌دونیم لازممون می‌شه یا نه.

600
00:21:42.384 --> 00:21:44.177
‫فعلاً، اون قسمت اون‌ طرف...

601
00:21:44.261 --> 00:21:45.846
‫اون کلید اونجا شاید...

602
00:21:45.929 --> 00:21:47.222
‫[جان امروز خیلی من‌من می‌کنه]

603
00:21:47.306 --> 00:21:50.475
‫قبل از خروج، چک کنید همه‌ی بخش‌ها قفل باشند.

604
00:21:50.559 --> 00:21:52.102
‫کلیدها را به کابینت کلید برگردانید.

605
00:21:52.185 --> 00:21:53.437
‫بخش‌های ای1 و ای2.

606
00:21:54.271 --> 00:21:56.023
‫مگه معمولاً کلیدها رو نمی‌ذارن این پایین؟

607
00:21:56.106 --> 00:21:57.733
‫کارینا، روش نوشته ای-1؟

608
00:21:57.816 --> 00:21:59.401
‫- نوشته ای-2.
‫- نوشته ای-2؟

609
00:22:00.027 --> 00:22:01.111
‫واسه اون دره است دیگه، نه؟

610
00:22:01.194 --> 00:22:02.362
‫[در کنار اتاقک نگهبانی]
‫[ای-2]

611
00:22:02.446 --> 00:22:05.615
‫[بررسی در ای-2]

612
00:22:05.699 --> 00:22:07.659
‫[ولی می‌بینند قفله]

613
00:22:07.743 --> 00:22:09.036
‫باید اون کلید رو بیاریم بیرون.

614
00:22:09.119 --> 00:22:10.912
‫- مگه نه؟ منم همین فکر رو کردم.
‫- بعدشم...

615
00:22:10.996 --> 00:22:13.206
‫خودمو می‌ذارم جای نگهبان.

616
00:22:13.290 --> 00:22:14.708
‫بعد کل این‌جا رو دور می‌زنم.

617
00:22:15.584 --> 00:22:16.543
‫امان از پادردم.

618
00:22:16.626 --> 00:22:17.669
‫تو نگهبانی

619
00:22:17.753 --> 00:22:18.587
‫حتماً خسته‌کننده‌ست.

620
00:22:18.670 --> 00:22:19.504
‫[کابینت رو قفل می‌کنم]

621
00:22:19.588 --> 00:22:20.422
‫[و کلید رو برمی‌دارم...]

622
00:22:21.340 --> 00:22:23.508
‫- فکر کنم با خودش برده خونه.
‫- مگه نه؟

623
00:22:23.592 --> 00:22:25.802
‫شاید از یه جای دیگه باید ابزار پیدا کنیم.

624
00:22:26.345 --> 00:22:27.596
‫- احتمالاً.
‫- شاید اینجا نباشه.

625
00:22:27.679 --> 00:22:29.264
‫- این‌طور به نظر میاد، نه؟
‫- آره.

626
00:22:29.348 --> 00:22:30.724
‫چطوره بریم گشت بزنیم؟

627
00:22:30.807 --> 00:22:32.184
‫- بریم ببینیم کلید رو پیدا می‌کنیم یا نه.
‫- باشه.

628
00:22:33.352 --> 00:22:37.356
‫این‌جا بیشتر شبیه خانه‌ی متروکه‌ست تا کارخانه.

629
00:22:37.439 --> 00:22:38.690
‫[خانه‌ی متروکه؟]

630
00:22:39.775 --> 00:22:40.984
‫منم باهات میام.

631
00:22:41.735 --> 00:22:45.364
‫روی نقشه به جز اتاقک نگهبانی،
‫چه ساختمان‌های دیگه‌ای هست؟

632
00:22:45.447 --> 00:22:46.990
‫ساختمان کارخانه و ساختمان اداری.

633
00:22:47.074 --> 00:22:48.200
‫اون ساختمان اداریه.

634
00:22:48.283 --> 00:22:50.535
‫- این یکی هم ساختمان کارخانه‌ست.
‫- پس این ساختمان کارخانه‌ست؟

635
00:22:50.619 --> 00:22:51.620
‫[ساختمان اداری، ساختمان کارخانه]

636
00:22:53.330 --> 00:22:55.624
‫- از اون‌ور نمی‌تونیم بریم تو.
‫- من که ورودی‌ای نمی‌بینم.

637
00:22:55.707 --> 00:22:57.667
‫[ورودی ساختمان کارخانه با نرده‌ی فلزی بسته شده]

638
00:22:57.751 --> 00:22:59.044
‫باید از این طرف بریم.

639
00:22:59.127 --> 00:22:59.961
‫آره، راهش همینه.

640
00:23:00.545 --> 00:23:01.922
‫اول این‌جا رو چک کنیم؟

641
00:23:02.005 --> 00:23:02.881
‫[بررسی در ساختمان اداری]

642
00:23:02.964 --> 00:23:04.299
‫قفله.

643
00:23:04.383 --> 00:23:05.509
‫[این در هم قفله]

644
00:23:05.592 --> 00:23:06.676
‫راستش رو بخواید،

645
00:23:06.760 --> 00:23:09.596
‫فکر می‌کردم تقریباً همه‌ی سوراخ‌سمبه‌ها رو گشتیم.

646
00:23:09.679 --> 00:23:12.265
‫کلید جاهایی که احتمال می‌دادیم نبود.

647
00:23:12.349 --> 00:23:14.851
‫با این حال باز هم گشتیم،
‫با این فکر که شاید نگهبان‌ها اون رو انداخته باشن.

648
00:23:14.935 --> 00:23:17.521
‫ولی باز هم نتونستیم پیداش کنیم.

649
00:23:17.604 --> 00:23:20.649
‫- برگشتیم سر خونه‌ی اول.
‫- ای-2.

650
00:23:20.732 --> 00:23:23.110
‫- کلید هیچ‌جا پیدا نمی‌شه.
‫- می‌دونم.

651
00:23:24.069 --> 00:23:24.945
‫چرا نمی‌شکنیمش؟

652
00:23:25.779 --> 00:23:26.988
‫- بشکنیم؟
‫- می‌خوای بشکنیش؟

653
00:23:27.072 --> 00:23:28.323
‫- بیا انجامش بدیم.
‫- چی‌کار کنیم؟

654
00:23:28.407 --> 00:23:29.366
‫شاید...

655
00:23:29.449 --> 00:23:31.118
‫این‌جا یه درز باریک هست.

656
00:23:31.201 --> 00:23:32.452
‫اگه یه چیز نازک پیدا کنیم...

657
00:23:32.536 --> 00:23:33.578
‫مثلاً یه تکه سیم؟

658
00:23:34.746 --> 00:23:37.040
‫[پیدا کردن سیم]

659
00:23:37.124 --> 00:23:38.125
‫بذار من یه امتحانی بکنم.

660
00:23:38.708 --> 00:23:40.544
‫بسیار خب. از اون استفاده کن...

661
00:23:40.627 --> 00:23:41.461
‫[اهرم کردن درز]

662
00:23:41.545 --> 00:23:43.547
‫شاید بتونی از روی قلاب بندازیش پایین.

663
00:23:43.630 --> 00:23:44.464
‫چطوری؟

664
00:23:44.548 --> 00:23:45.632
‫از روی قلاب می‌ندازمش پایین.

665
00:23:45.715 --> 00:23:47.217
‫بعدش می‌تونیم از این پایین بکشیمش بیرون.

666
00:23:47.300 --> 00:23:48.260
‫[آوردن کلید از درز پایین]

667
00:23:48.885 --> 00:23:49.970
‫ترسوندیم، گبی.

668
00:23:52.055 --> 00:23:53.765
‫- هی، ابزارمون رو پیدا کردم.
‫- چطوری ازش استفاده کنیم؟

669
00:23:53.849 --> 00:23:55.016
‫ایناهاش.

670
00:23:55.100 --> 00:23:56.226
‫یه آهن‌ربا.

671
00:23:56.309 --> 00:23:57.561
‫آهن‌ربا.

672
00:23:58.145 --> 00:23:59.521
‫[با یک صدای تق]

673
00:23:59.604 --> 00:24:01.481
‫- هی، داره کار می‌کنه.
‫- فکر کنم یونگ‌جین موفق شد.

674
00:24:01.565 --> 00:24:02.816
‫- بیا، درست شد.
‫- عالیه!

675
00:24:03.442 --> 00:24:04.276
‫بزن بریم.

676
00:24:05.861 --> 00:24:06.820
‫انجامش دادم، مگه نه؟

677
00:24:06.903 --> 00:24:07.904
‫[برداشتن کلید]

678
00:24:07.988 --> 00:24:09.531
‫[کلید ای-2 به دست آمد]

679
00:24:11.450 --> 00:24:12.284
‫داشتم اطراف رو نگاه می‌کردم،

680
00:24:12.367 --> 00:24:13.994
‫که چشمم به یه آهن‌ربا روی کپسول آتش‌نشانی افتاد.

681
00:24:14.077 --> 00:24:16.955
‫بدنه‌ی پنل هم منعطف بود،

682
00:24:17.038 --> 00:24:21.251
‫برای همین فکر کردم اگه آهن‌ربا رو بهش نزدیک کنیم،
‫می‌تونیم کلید رو از روی قلابش بندازیم پایین.

683
00:24:21.334 --> 00:24:23.837
‫آهن‌ربا رو چسبوندم به پنل و بعد که برداشتمش،

684
00:24:24.588 --> 00:24:26.673
‫کلید با صدای جینگ افتاد پایین.

685
00:24:26.756 --> 00:24:28.508
‫این دیگه تخصص خودمه.

686
00:24:28.592 --> 00:24:30.594
‫آهن‌ربا کارساز بود، مگه نه؟
‫همون کپسول آتش‌نشانی.

687
00:24:30.677 --> 00:24:31.511
‫راست می‌گی.

688
00:24:31.595 --> 00:24:34.264
‫برام عجیب بود که چرا یه آهن‌ربا
‫باید روی کپسول آتش‌نشانی باشه.

689
00:24:34.347 --> 00:24:36.516
‫- بذار در رو باز کنم.
‫- شروع خیلی خوبی داشتیم.

690
00:24:36.600 --> 00:24:38.059
‫- دارم بازش می‌کنم.
‫- باشه.

691
00:24:40.353 --> 00:24:41.229
‫کار کرد.

692
00:24:44.733 --> 00:24:45.984
‫مواظب قدم‌هاتون باشید.

693
00:24:48.403 --> 00:24:53.366
‫[آبدارخانه‌ی اداری]

694
00:24:53.450 --> 00:24:58.121
‫[وسایل قدیمی که گرد زمان روی آن‌ها نشسته]

695
00:24:58.205 --> 00:25:02.209
‫[وسایل روزمره‌ی قدیمی که جا مانده‌اند]

696
00:25:03.543 --> 00:25:06.379
‫یک وسیله به دست آوردیم.

697
00:25:06.463 --> 00:25:07.464
‫[چراغ‌قوه]

698
00:25:07.547 --> 00:25:08.381
‫[چراغ‌قوه برای دوهون]

699
00:25:08.465 --> 00:25:10.217
‫- برق‌ها قطعن؟
‫- قطعاً بهش نیاز پیدا می‌کنیم.

700
00:25:11.009 --> 00:25:12.886
‫- برق‌ها کار نمی‌کنن، درسته؟
‫- کار نمی‌کنن.

701
00:25:12.969 --> 00:25:14.012
‫خیلی وهم‌انگیزه.

702
00:25:14.095 --> 00:25:16.473
‫نباید مسلح بشیم؟

703
00:25:16.556 --> 00:25:18.808
‫مثل بازی‌های ویدیویی.

704
00:25:18.892 --> 00:25:20.310
‫- اینم از سپر من.
‫- ماهیتابه هست؟

705
00:25:20.393 --> 00:25:21.728
‫بیاین همه‌مون یه سلاح برداریم.

706
00:25:21.811 --> 00:25:22.646
‫این‌جوری...

707
00:25:22.729 --> 00:25:23.688
‫[حمله بدون ترس و دلهره]

708
00:25:23.772 --> 00:25:25.190
‫از این‌که مسلح باشیم خوشم میاد.

709
00:25:25.273 --> 00:25:27.984
‫دیدم دارم چیزهایی رو جمع می‌کنم
‫که می‌شه باهاشون ضربه زد.

710
00:25:28.068 --> 00:25:30.612
‫شاید انرژی‌مون تموم بشه.

711
00:25:30.695 --> 00:25:33.573
‫- بیاین هر کدوم یه شکلات برداریم.
‫- ولی مونده به نظر میان، نه؟

712
00:25:34.783 --> 00:25:35.617
‫بعید می‌دونم.

713
00:25:35.700 --> 00:25:37.494
‫فکر کنم مدت زیادیه این‌جا مونده.

714
00:25:37.577 --> 00:25:38.870
‫- بعداً یکی رو امتحان می‌کنم.
‫- باشه.

715
00:25:38.954 --> 00:25:39.829
‫[آزمایش بالینی در راه است]

716
00:25:39.913 --> 00:25:42.958
‫[گشتن اطراف]

717
00:25:43.041 --> 00:25:46.503
‫[جان اتاق بعدی را بررسی می‌کند]

718
00:25:46.586 --> 00:25:47.671
‫- خیلی خب.
‫- چیزی اون‌جاست؟

719
00:25:47.754 --> 00:25:49.339
‫- در بازه.
‫- بازه؟

720
00:25:49.422 --> 00:25:51.675
‫باید اون‌جا رو هم بررسی کنیم.

721
00:25:52.467 --> 00:25:53.301
‫باز می‌شه؟

722
00:25:53.385 --> 00:25:54.469
‫[باز کردن محتاطانه‌ی در]

723
00:25:59.516 --> 00:26:01.393
‫یه حسی بهم می‌گه باید ساکت باشیم.

724
00:26:01.476 --> 00:26:06.273
‫[اتاق اداری]

725
00:26:06.356 --> 00:26:08.233
‫من که هیچی این‌جا نمی‌بینم.

726
00:26:09.359 --> 00:26:10.694
‫[فقط با راهنمایی نور چراغ‌قوه]

727
00:26:10.777 --> 00:26:13.238
‫واقعاً ترسناکه.

728
00:26:13.321 --> 00:26:15.240
‫- واقعاً ترسناکه.
‫- خیلی خوفه.

729
00:26:15.323 --> 00:26:16.408
‫[ترس باعث غر زدن مامورها می‌شود]

730
00:26:16.491 --> 00:26:18.159
‫اول از همه، داخلش کاملاً تاریک بود.

731
00:26:18.243 --> 00:26:20.870
‫فضای دفتر هم کاملاً قدیمی و ازمدافتاده بود.

732
00:26:20.954 --> 00:26:26.126
‫همه‌ی وسایل برقی
‫و لوازم اداری فرسوده شده بودند.

733
00:26:26.876 --> 00:26:27.711
‫یه لحظه.

734
00:26:27.794 --> 00:26:30.630
‫[جست‌وجو در تاریکی آغاز می‌شود]

735
00:26:30.714 --> 00:26:31.715
‫اتاق کنفرانس.

736
00:26:31.798 --> 00:26:33.425
‫[اتاق کنفرانس]

737
00:26:33.508 --> 00:26:34.676
‫این در هم قفله.

738
00:26:36.303 --> 00:26:38.930
‫[جست‌وجو با تکیه بر نور چراغ‌قوه]

739
00:26:39.973 --> 00:26:41.099
‫من که هیچی نمی‌بینم.

740
00:26:41.182 --> 00:26:42.475
‫دقیقاً.

741
00:26:42.559 --> 00:26:46.646
‫فکر می‌کردم با تکیه بر چراغ‌قوه

742
00:26:46.730 --> 00:26:50.609
‫نمی‌تونیم خیلی پیش بریم.

743
00:26:50.692 --> 00:26:54.154
‫[در آبدارخانه‌ی اداری را باز می‌گذارند
‫تا کمی نور وارد شود]

744
00:26:55.572 --> 00:26:57.532
‫چرا این در طوریه که خودش بسته می‌شه؟

745
00:26:57.616 --> 00:26:59.659
‫اون‌قدر تاریک بود که به‌زحمت می‌دیدم.

746
00:26:59.743 --> 00:27:01.578
‫مطمئن نبودم اصلاً چیزی پیدا کنیم.

747
00:27:01.661 --> 00:27:03.872
‫بعد چشمم به یک جعبه‌ی برق اضطراری افتاد.

748
00:27:03.955 --> 00:27:07.584
‫[جعبه‌ی برق اضطراری]

749
00:27:08.752 --> 00:27:09.836
‫[جعبه‌ی برق اضطراری باز شد]

750
00:27:09.919 --> 00:27:11.087
‫- بچه‌ها.
‫- چیه؟

751
00:27:11.171 --> 00:27:12.339
‫این جعبه‌ی برقه.

752
00:27:12.422 --> 00:27:13.923
‫این رو روشن کنم؟

753
00:27:14.507 --> 00:27:16.092
‫چراغ رو روشن کنم؟

754
00:27:16.176 --> 00:27:17.010
‫ولی می‌تونیم؟

755
00:27:17.093 --> 00:27:19.763
‫به نظر میاد این مولد برق اضطراریه.

756
00:27:19.846 --> 00:27:20.680
‫واقعاً؟

757
00:27:20.764 --> 00:27:22.432
‫یه سیستم پشتیبان وجود داشت.

758
00:27:22.515 --> 00:27:26.227
‫وقتی جعبه رو باز کردیم،
‫شش تا دکمه پیدا کردیم.

759
00:27:26.311 --> 00:27:27.771
‫- چراغ رو روشن کنم؟
‫- روشن کنیم؟

760
00:27:27.854 --> 00:27:30.023
‫نوشته در هر بار فقط می‌تونی
‫یک دکمه رو فشار بدی.

761
00:27:30.106 --> 00:27:31.816
‫[وقتی همه‌ی دکمه‌ها روشن شوند
‫برق اضطراری تامین می‌شود]

762
00:27:31.900 --> 00:27:33.276
‫[برای جلوگیری از اضافه‌بار
‫هر بار فقط یک دکمه را فشار دهید]

763
00:27:33.360 --> 00:27:34.778
‫- دکمه‌ی اول.
‫- اولی؟

764
00:27:35.612 --> 00:27:36.529
‫[دکمه‌ی ۱ فشرده شد]

765
00:27:36.613 --> 00:27:37.739
‫پس این‌طوری کار می‌کنه.

766
00:27:37.822 --> 00:27:40.742
‫- وقتی یکی رو فشار می‌دم...
‫- باید همه‌شون رو روشن کنیم؟

767
00:27:41.660 --> 00:27:44.663
‫[دکمه‌ی ۱ وضعیت
‫چراغ‌های ۱، ۲ و ۴ را تغییر می‌دهد]

768
00:27:44.746 --> 00:27:45.580
‫پس قاعده‌اش اینه.

769
00:27:45.664 --> 00:27:47.415
‫می‌تونی دکمه‌ی دوم رو امتحان کنی؟

770
00:27:48.083 --> 00:27:51.252
‫[دکمه‌ی ۲ وضعیت
‫چراغ‌های ۱، ۵ و ۶ را تغییر می‌دهد]

771
00:27:51.336 --> 00:27:52.879
‫یه قاعده‌ای داره.

772
00:27:52.962 --> 00:27:54.172
‫- آره، داره.
‫- چراغ‌های ۱، ۵ و ۶.

773
00:27:54.255 --> 00:27:56.174
‫هی، ۱، ۴، ۵... ۱، ۴، ۵ باید جواب بده.

774
00:27:56.257 --> 00:27:57.133
‫امتحانش کن.

775
00:27:57.217 --> 00:28:00.387
‫ناگهان یه جرقه‌ی ذهنی به فکرم رسید.

776
00:28:00.887 --> 00:28:02.430
‫- اولی؟
‫- آره، بزنش.

777
00:28:02.514 --> 00:28:03.431
‫چهارمی.

778
00:28:03.932 --> 00:28:04.891
‫پنجمی.

779
00:28:05.433 --> 00:28:07.435
‫- همه‌ی چراغ‌ها باید سبز بشن.
‫- جدی؟

780
00:28:07.936 --> 00:28:10.188
‫پس باید ترتیب برعکسش جواب بده.

781
00:28:10.271 --> 00:28:11.356
‫- چطور؟
‫- ۵، ۴، ۱ رو امتحان کن.

782
00:28:11.940 --> 00:28:13.108
‫همه‌ی چراغ‌ها با ۱، ۴، ۵ قرمز شدند،

783
00:28:13.191 --> 00:28:14.609
‫پس باید با ۵، ۴، ۱ سبز بشن.

784
00:28:15.110 --> 00:28:16.820
‫- اینو چطور فهمیدی؟
‫- واقعاً این ‌طوریه؟

785
00:28:18.071 --> 00:28:19.698
‫- اینو چطور فهمیدی؟
‫- واقعاً این‌طوریه؟

786
00:28:19.781 --> 00:28:20.949
‫[فشار دادن دکمه‌های ۵، ۴ و ۱]

787
00:28:21.032 --> 00:28:22.283
‫[که جواب نمی‌دهد]

788
00:28:22.367 --> 00:28:23.660
‫[نالیدن از خجالت]

789
00:28:23.743 --> 00:28:25.036
‫خودتو زیاد جلو ننداز.

790
00:28:25.120 --> 00:28:25.954
‫[برخورد خشن]

791
00:28:28.498 --> 00:28:29.666
‫[ناامید]

792
00:28:29.749 --> 00:28:30.875
‫دو، یک، سه.

793
00:28:31.418 --> 00:28:33.211
‫من می‌رم یه جای دیگه رو بگردم.
‫این کار من نیست.

794
00:28:33.294 --> 00:28:35.380
‫[گبی صحنه را ترک می‌کند]

795
00:28:35.463 --> 00:28:36.631
‫راستش درباره‌ی من،

796
00:28:37.132 --> 00:28:39.843
‫چیستان‌ها و این جور چیزها اصلاً نقطه‌قوتم نیست.

797
00:28:40.885 --> 00:28:44.431
‫معمولاً این کار رو به هیه‌ری یا جان می‌سپردم،

798
00:28:44.514 --> 00:28:46.433
‫و خودم دنبال سرنخ‌های دیگه می‌گشتم.

799
00:28:46.516 --> 00:28:48.601
‫من می‌رم بگردم.

800
00:28:48.685 --> 00:28:50.437
‫من این‌جا یه قفل کارت‌خوان دیدم، گبی.

801
00:28:50.520 --> 00:28:52.230
‫- کارت خودمون رو امتحان کردی؟
‫- هنوز نه.

802
00:28:52.731 --> 00:28:54.691
‫یه قفل کارت‌خوان هست.

803
00:28:54.774 --> 00:28:55.608
‫[قفل کارت‌خوان]

804
00:28:55.692 --> 00:28:57.026
‫یونگ‌جین، این کارته.

805
00:28:57.110 --> 00:28:57.944
‫[تلاش برای استفاده از کارت عابربانک]

806
00:28:58.027 --> 00:28:59.070
‫کار می‌کنه؟

807
00:29:00.196 --> 00:29:01.114
‫کار نمی‌کنه، مگه نه؟

808
00:29:01.197 --> 00:29:02.574
‫- نه، کار نمی‌کنه.
‫- نه؟

809
00:29:02.657 --> 00:29:05.201
‫[تیم جست‌وجو موفق نشد]

810
00:29:05.285 --> 00:29:07.579
‫[در همین حال، تیم بازیابی برق اضطراری]

811
00:29:07.662 --> 00:29:09.873
‫چطوری باید جواب رو پیدا کنیم؟

812
00:29:10.749 --> 00:29:12.792
‫- خیلی سخته.
‫- این فقط...

813
00:29:12.876 --> 00:29:15.128
‫[غرق در فکر]

814
00:29:15.670 --> 00:29:16.629
‫این یکی...

815
00:29:18.298 --> 00:29:21.050
‫وقتی هم‌تیمی‌هام دکمه‌ها رو فشار می‌دادن،
‫از نزدیک نگاه کردم.

816
00:29:21.134 --> 00:29:22.677
‫بعد، یه الگو پیدا کردم.

817
00:29:23.511 --> 00:29:25.930
‫وقتی دکمه‌ها رو یکی‌یکی امتحان می‌کردن،

818
00:29:27.015 --> 00:29:32.395
‫دیدم کدوم دکمه کدوم لامپ رو روشن می‌کنه.

819
00:29:33.563 --> 00:29:35.356
‫وظیفه‌ی بعدی من حفظ کردنشون بود.

820
00:29:35.440 --> 00:29:37.233
‫وقتی این کار انجام بشه،

821
00:29:37.817 --> 00:29:38.735
‫مثل آب خوردنه.

822
00:29:38.818 --> 00:29:41.780
‫[یونگ‌جین پس از حفظ کردن الگوها ناجی می‌شود]

823
00:29:42.489 --> 00:29:45.116
‫- این سه تا لامپ رو روشن می‌کنه.
‫- آره، ۱، ۲ و ۴.

824
00:29:45.200 --> 00:29:48.119
‫- این لامپ‌های ۱، ۲ و ۵ رو روشن کرد.
‫- پس ۱، ۲، ۴ و ۱، ۵، ۶.

825
00:29:48.703 --> 00:29:50.705
‫فهمیدم. این دو تا کار رو راه میندازن.

826
00:29:50.789 --> 00:29:53.291
‫[موفقیت تنها با چند کلیک]

827
00:29:53.374 --> 00:29:54.209
‫هی، جواب داد.

828
00:29:54.292 --> 00:29:55.627
‫[جان بالاخره چراغ‌ها را روشن کرد]

829
00:29:55.710 --> 00:29:56.920
‫- ایول.
‫- آره.

830
00:29:57.003 --> 00:29:59.589
‫کل تیم از دیدن لی یونگ‌جین تقلبی
‫تو تاریکی هفته‌ی قبل،

831
00:29:59.672 --> 00:30:03.134
‫به شدت ضربه روحی دیده بود.

832
00:30:03.218 --> 00:30:05.887
‫پس روشن شدن چراغ‌ها آروممون کرد.

833
00:30:05.970 --> 00:30:07.013
‫حتی کولر رو هم روشن کردیم.

834
00:30:07.096 --> 00:30:09.307
‫کارخانه‌ی متروکه خیلی گرم بود.

835
00:30:09.390 --> 00:30:10.600
‫هی، کولر هم کار می‌کنه.

836
00:30:10.683 --> 00:30:12.811
‫- این فوق‌العاده‌ست.
‫- بذارین یه کم از هوای خنک لذت ببریم.

837
00:30:12.894 --> 00:30:14.979
‫[همگی دور کولر جمع شدن]

838
00:30:15.063 --> 00:30:17.023
‫اینم از کولر. عالیه.

839
00:30:18.775 --> 00:30:21.903
‫چیزی که بیشتر از همه دوست داشتم
‫این بود که کولر روشن بود.

840
00:30:21.986 --> 00:30:24.113
‫خیلی مدیون جان بودم.

841
00:30:25.615 --> 00:30:26.991
‫اواسط تابستونه.

842
00:30:27.700 --> 00:30:30.078
‫به لطف کولر،

843
00:30:30.161 --> 00:30:32.413
‫می‌تونستیم با راحتی سرنخ پیدا کنیم،
‫هرچند کوتاه مدت.

844
00:30:32.497 --> 00:30:33.706
‫وای، چقدر خنکه.

845
00:30:33.790 --> 00:30:35.667
‫[لذت بردن از نعمت احاطه شدن با هوای خنک]

846
00:30:35.750 --> 00:30:37.335
‫عاشق اینم.

847
00:30:37.418 --> 00:30:38.628
‫کولر حرف نداره.

848
00:30:39.170 --> 00:30:40.547
‫کارینا، قفل روشن شد.

849
00:30:41.339 --> 00:30:43.049
‫- الان امتحانش کنیم؟
‫- بالاخره روشن شد.

850
00:30:43.132 --> 00:30:45.009
‫- کدوم؟ قفل کارت‌خوان.
‫- همونی که قبلاً بود.

851
00:30:45.093 --> 00:30:48.763
‫[تلاش مجدد برای استفاده از کارت]

852
00:30:49.389 --> 00:30:52.100
‫فکر نکنم این باشه.
‫باید یه کارت شناسایی کارمند پیدا کنیم.

853
00:30:52.600 --> 00:30:55.353
‫[با کارت سیاه نمی‌شه وارد شد]

854
00:30:56.229 --> 00:30:57.647
‫می‌خوام این در رو باز کنم.

855
00:30:58.314 --> 00:31:00.441
‫[دوهون می‌خواهد در اتاق کنفرانس را باز کند]

856
00:31:00.525 --> 00:31:01.985
‫کجا می‌تونه باشه؟

857
00:31:02.652 --> 00:31:04.946
‫مگه معمولاً کارت رو همین ‌جا نمی‌ذارن؟

858
00:31:05.029 --> 00:31:06.239
‫[رویدادها و برنامه‌های ماهانه]

859
00:31:07.532 --> 00:31:08.741
‫[شاید این‌جا؟]

860
00:31:08.825 --> 00:31:10.243
‫[نه]

861
00:31:14.789 --> 00:31:16.291
‫- هی، اون چیه؟
‫- صبر کن.

862
00:31:16.374 --> 00:31:18.585
‫- این یه جوریه.
‫- بیا پیش ما.

863
00:31:18.668 --> 00:31:19.752
‫- خون هست.
‫- خون؟

864
00:31:20.503 --> 00:31:22.130
‫توی تاریکی متوجه‌ش نشدم.

865
00:31:25.925 --> 00:31:26.759
‫عجیبه.

866
00:31:26.843 --> 00:31:28.553
‫لکه‌ی خون عجیبه.

867
00:31:28.636 --> 00:31:29.637
‫[نشانه‌ی واضح خون زیر جعبه‌ها]

868
00:31:29.721 --> 00:31:31.139
‫چرا این‌جا خون ـه؟
‫اون جعبه‌ی سیاه رو باز کن.

869
00:31:31.222 --> 00:31:32.390
‫مشکوک به نظر میاد.

870
00:31:37.228 --> 00:31:39.188
‫- خالیه.
‫- شاید سعی کردن با جعبه‌ها بپوشوننش؟

871
00:31:39.272 --> 00:31:41.274
‫حجم خون نسبتاً زیاد بود.

872
00:31:41.357 --> 00:31:43.776
‫با خودم فکر کردم نکنه قتلی اتفاق افتاده.

873
00:31:43.860 --> 00:31:48.072
‫ممکنه این خون متعلق به کسی باشه
‫که تو دفتر به قتل رسیده؟

874
00:31:48.156 --> 00:31:51.701
‫باید کارت شناسایی کارمند رو این‌جا پیدا کنیم.

875
00:31:51.784 --> 00:31:54.162
‫- مگه نه؟
‫- این می‌تونه راه ورودمون باشه.

876
00:31:54.245 --> 00:31:55.788
‫- این رویکرد خوبیه.
‫- کارت شناسایی کارمند.

877
00:31:55.872 --> 00:31:56.915
‫[یا هر نوع کارت شناسایی.]

878
00:31:56.998 --> 00:31:58.041
‫[لیست جستجو]
‫[کارت کارمند، کارت شناسایی]

879
00:31:58.124 --> 00:31:58.958
‫اطلاعات شخصی.

880
00:31:59.959 --> 00:32:02.629
‫[از این کشوها شروع می‌کنیم]

881
00:32:03.254 --> 00:32:04.672
‫- حتماً یه چیزی این‌جا هست.
‫- موافقم.

882
00:32:04.756 --> 00:32:08.927
‫[گشتن در میان اسناد برای یافتن سرنخ]

883
00:32:12.722 --> 00:32:15.975
‫[زیر هیچ سنگی بدون بررسی نماند]

884
00:32:16.059 --> 00:32:19.979
‫همه‌ی سوراخ سنبه‌ها رو گشتیم،

885
00:32:20.063 --> 00:32:23.024
‫ولی حتی یه تیکه کاغذ هم
‫پیدا نکردیم.

886
00:32:23.107 --> 00:32:26.527
‫اون موقع بود که احساس ناامیدی
‫و درماندگی کردیم.

887
00:32:26.611 --> 00:32:29.280
‫من احتمالاً همه‌ی جعبه‌ها
‫و کابینت‌هایی رو که پیدا کردم باز کردم.

888
00:32:30.156 --> 00:32:32.033
‫هیچ سرنخی
‫بین این همه‌ی چیزهای مشکوک نیست.

889
00:32:32.116 --> 00:32:33.076
‫[سرنخ‌ها به راحتی پیدا نمی‌شوند]

890
00:32:33.701 --> 00:32:35.036
‫[آه عمیق]

891
00:32:35.119 --> 00:32:36.913
‫این آسون نیست.

892
00:32:37.497 --> 00:32:38.665
‫این چقدر اعصاب‌خردکنه؟

893
00:32:38.748 --> 00:32:40.208
‫بزنیم روی کلید اف1.

894
00:32:40.291 --> 00:32:41.584
‫من این‌جا دکمه‌ی اف1 رو می‌زنم.

895
00:32:41.668 --> 00:32:43.336
‫اف1.

896
00:32:43.419 --> 00:32:45.296
‫[امروز رو مرخصی می‌گیرم]

897
00:32:45.380 --> 00:32:46.464
‫چی می‌تونه باشه؟

898
00:32:47.090 --> 00:32:48.883
‫- چیه؟
‫- نمی‌تونم جلوی کنجکاویم رو بگیرم

899
00:32:48.967 --> 00:32:50.969
‫که اون سرنخ چی می‌تونه باشه!

900
00:32:54.013 --> 00:32:55.431
‫یه جای کار می لنگه.

901
00:32:55.515 --> 00:32:57.475
‫- سیب‌زمینی سرخ‌کرده‌؟
‫- انداختنشون.

902
00:32:58.935 --> 00:33:01.813
‫[یکی سیب‌زمینی سرخ کرده انداخته
‫و سس گوجه ریخته]

903
00:33:01.896 --> 00:33:03.773
‫حتماً یه اتفاقی این‌جا افتاده.

904
00:33:04.524 --> 00:33:06.234
‫ممکن نیست کسی سیب‌زمینی سرخ کرده انداخته باشه.

905
00:33:06.317 --> 00:33:07.193
‫چرا که نه؟

906
00:33:07.860 --> 00:33:09.737
‫چرا می‌گی همچین چیزی نمی‌شه؟

907
00:33:09.821 --> 00:33:11.114
‫[یعنی گبی تا حالا سیب‌زمینی نریخته؟]

908
00:33:11.197 --> 00:33:12.865
‫- یه چیزی اینجا جور درنمیاد.
‫- موافقم.

909
00:33:12.949 --> 00:33:14.492
‫حتماً موقع غذا خوردن یهو دزدیده‌ شدن.

910
00:33:14.575 --> 00:33:17.036
‫- یعنی داشتن می‌خوردن و بردنشون؟
‫- آره.

911
00:33:17.120 --> 00:33:20.415
‫- این قطعاً مشکوکه.
‫- واقعاً هم عجیب به نظر میاد.

912
00:33:22.250 --> 00:33:24.002
‫حتماً همه‌ی تیم سیب‌زمینی خورده بودن.

913
00:33:24.085 --> 00:33:25.044
‫یه‌سری ته‌مونده هم اینجاست.

914
00:33:25.128 --> 00:33:26.337
‫حتماً دورهمی شام داشتن.

915
00:33:26.421 --> 00:33:27.255
‫فکرشو بکن.

916
00:33:27.338 --> 00:33:29.424
‫اگه دو روز اینجا گیر بیفتیم،

917
00:33:29.507 --> 00:33:31.092
‫مجبور می‌شیم همین سیب‌زمینی‌ها رو بخوریم.

918
00:33:31.175 --> 00:33:32.093
‫[وحشت‌زده]

919
00:33:32.176 --> 00:33:33.886
‫- می‌فهمی چی می‌گم، نه؟
‫- من آماده‌م.

920
00:33:33.970 --> 00:33:36.556
‫- برای زنده موندن مجبوریم این کارو بکنیم.
‫- با سنگ ‌کاغذ قیچی تصمیم بگیریم.

921
00:33:36.639 --> 00:33:37.515
‫برنده می‌تونه بخورتش.

922
00:33:37.598 --> 00:33:38.766
‫مطمئنم از پسش برمیام.

923
00:33:38.850 --> 00:33:41.519
‫شکلاتای توی آبدارخونه رو هم باید بخوریم.

924
00:33:41.602 --> 00:33:42.937
‫من که لب نمی‌زنم.

925
00:33:43.021 --> 00:33:44.272
‫[آخرین راه]

926
00:33:44.355 --> 00:33:45.565
‫چندشه.

927
00:33:47.233 --> 00:33:48.276
‫اه، چه بوی گندی.

928
00:33:48.359 --> 00:33:50.987
‫[هیه‌ری داره صحنه‌ی سیب‌زمینی‌ها رو بررسی می‌کنه]

929
00:33:51.779 --> 00:33:52.613
‫[تق‌تق]

930
00:33:52.697 --> 00:33:53.865
‫[هل دادن و تقه زدن]

931
00:34:03.249 --> 00:34:05.293
‫وقتی داشتم کشوها رو با هم مقایسه می‌کردم،

932
00:34:05.376 --> 00:34:09.213
‫دیدم یکی‌شون عمقش با بقیه فرق داره.

933
00:34:11.340 --> 00:34:12.717
‫عمقش فرق داشت...

934
00:34:12.800 --> 00:34:13.634
‫[عجیب کم‌عمقه]

935
00:34:13.718 --> 00:34:15.053
‫چطور بگم؟

936
00:34:15.136 --> 00:34:16.345
‫صداش هم فرق داشت.

937
00:34:18.222 --> 00:34:19.766
‫- این مشکوکه.
‫- موافقم.

938
00:34:20.516 --> 00:34:21.768
‫- این کشو؟
‫- آره.

939
00:34:24.812 --> 00:34:27.231
‫[ناله‌ی گیج و ویج]

940
00:34:27.315 --> 00:34:31.444
‫یه کشوی خاص حسابی توجهم رو جلب کرد.

941
00:34:31.527 --> 00:34:34.113
‫بارها و بارها بهش ضربه زدم.

942
00:34:34.197 --> 00:34:36.240
‫از زیر و از بغل هم امتحانش کردم.

943
00:34:36.324 --> 00:34:37.241
‫[تق]

944
00:34:38.451 --> 00:34:40.286
‫[تق، تق، تق، کوبش]

945
00:34:40.369 --> 00:34:41.537
‫ولی نتونستم بازش کنم.

946
00:34:42.705 --> 00:34:45.666
‫چرا نمی‌تونم بازش کنم؟

947
00:34:45.750 --> 00:34:47.752
‫- تو هم فکر می‌کنی عجیبه، نه؟
‫- آره.

948
00:34:48.503 --> 00:34:50.463
‫- واقعاً عجیبه.
‫- چرا باز نمی‌شه؟

949
00:34:50.963 --> 00:34:52.924
‫شاید این جواب بده.
‫باز شو سسمی.

950
00:34:53.424 --> 00:34:54.967
‫- ببین.
‫- باز شو سسمی.

951
00:34:55.051 --> 00:34:56.511
‫بیا، کشو رو برامون باز کن.

952
00:34:56.594 --> 00:34:57.512
‫[زور زدن]

953
00:34:57.595 --> 00:34:59.097
‫شاید مجبور بشیم...

954
00:34:59.180 --> 00:35:00.306
‫ولی فقط...

955
00:35:00.389 --> 00:35:02.266
‫اون سس پاشیده‌شده
‫خیلی عجیب به نظر می‌رسید.

956
00:35:02.350 --> 00:35:04.435
‫عادی‌ش اینه که صاف بریزه پایین.

957
00:35:04.519 --> 00:35:05.937
‫ولی دور دستگیره،

958
00:35:06.020 --> 00:35:08.815
‫می‌شد دید که ردش یه‌جوری کج شده.

959
00:35:08.898 --> 00:35:11.442
‫مگه می‌شه رد سس پیچ خورده باشه؟
‫اصلاً منطقی نبود.

960
00:35:11.526 --> 00:35:13.194
‫[گبی داره مسیر سس رو زیر سؤال می‌بره]

961
00:35:13.277 --> 00:35:14.612
‫این عجیبه.

962
00:35:17.031 --> 00:35:18.032
‫خیلی عجیبه.

963
00:35:18.533 --> 00:35:20.159
‫نمی‌تونیم با زور بازش کنیم؟

964
00:35:21.452 --> 00:35:22.829
‫- چی شده؟
‫- دستگیره می‌ره تو!

965
00:35:23.621 --> 00:35:25.039
‫- چی شده؟
‫- دستگیره می‌ره تو!

966
00:35:25.123 --> 00:35:26.499
‫وقتی فشارش می‌دم، دستگیره فرو می‌ره!

967
00:35:26.582 --> 00:35:27.416
‫یهویی؟

968
00:35:27.500 --> 00:35:28.417
‫- چی؟
‫- تکون می‌خوره.

969
00:35:28.501 --> 00:35:29.377
‫- تکون می‌خوره؟
‫- آره.

970
00:35:29.460 --> 00:35:30.920
‫به فشار واکنش می‌ده.

971
00:35:31.003 --> 00:35:32.547
‫سایر دستگیره‌ها تکون نمی‌خوردن،

972
00:35:32.630 --> 00:35:35.133
‫ولی این یکی وقتی فشارش دادم حرکت کرد.

973
00:35:35.216 --> 00:35:36.384
‫می‌تونی فشارش بدی و بچرخونیش؟

974
00:35:37.426 --> 00:35:38.511
‫جدی می‌گی؟

975
00:35:38.594 --> 00:35:40.721
‫این یکی از همه مشکوک‌تره.

976
00:35:40.805 --> 00:35:42.640
‫[اتاق کنفرانس]

977
00:35:42.723 --> 00:35:46.102
‫[دستگیره را بچرخانید تا رد سس هم‌راستا شود]

978
00:35:46.185 --> 00:35:48.354
‫[و کشوی مخفی باز شود]

979
00:35:48.437 --> 00:35:49.939
‫- کلید اتاق کنفرانس.
‫- عجب چیزیه.

980
00:35:50.022 --> 00:35:50.857
‫[کلید اتاق کنفرانس پیدا شد]

981
00:35:50.940 --> 00:35:52.358
‫واقعاً باورنکردنیه.

982
00:35:52.441 --> 00:35:53.901
‫یه چیزی اینجا درست نیست.

983
00:35:53.985 --> 00:35:57.238
‫[تازه‌وارده از اول
‫به سیب‌زمینی و سس شک کرده بود]

984
00:35:57.321 --> 00:35:59.490
‫- این قطعاً مشکوکه.
‫- واقعاً عجیب به نظر میاد.

985
00:35:59.574 --> 00:36:01.951
‫[اون توی صحنه‌ی جرم موند و نتیجه گرفت]

986
00:36:02.034 --> 00:36:02.994
‫گبی.

987
00:36:03.077 --> 00:36:04.162
‫دمت گرم، گبی.

988
00:36:05.454 --> 00:36:08.499
‫- گبی، حس ششمت خیلی خوبه.
‫- آره، البته کار خاصی نکردم.

989
00:36:08.583 --> 00:36:10.918
‫- ما که هیچی پیدا نکرده بودیم.
‫- خیلی خفنی.

990
00:36:11.002 --> 00:36:13.129
‫باید بیشتر حواسمون به
‫مشکوک‌ترین چیزها باشه.

991
00:36:13.212 --> 00:36:15.464
‫من درباره‌ی چیزهای مشکوک
‫یه درس مهم گرفتم.

992
00:36:15.548 --> 00:36:18.426
‫از این به بعد، فشارشون می‌دم
‫و می‌چرخونمشون.

993
00:36:18.509 --> 00:36:22.471
‫از اولش هم می‌گفت
‫هیچ کی سیب‌زمینی رو این‌طوری نمی‌خوره.

994
00:36:22.555 --> 00:36:24.974
‫- از همون اول همینو می‌گفت.
‫- هیچ کی این‌طوری نمی‌ریزدشون.

995
00:36:25.057 --> 00:36:26.058
‫- حق با توئه.
‫- این دیگه دیوونه‌کننده‌ست.

996
00:36:26.142 --> 00:36:27.143
‫افتخار باز کردنش با تو، گبی.

997
00:36:27.226 --> 00:36:29.145
‫- بفرما، گبی.
‫- واقعاً می‌تونم؟

998
00:36:29.228 --> 00:36:30.271
‫البته.

999
00:36:30.354 --> 00:36:31.814
‫این اولین باره که یه در رو باز می‌کنم

1000
00:36:31.898 --> 00:36:33.065
‫- از وقتی به شما ملحق شدم.
‫- جدی؟

1001
00:36:42.491 --> 00:36:43.326
‫اون چیه؟

1002
00:36:43.409 --> 00:36:45.995
‫- چه کوفتیه؟
‫- مو به تنم سیخ شد!

1003
00:36:47.997 --> 00:36:49.832
‫واقعاً شوکه شده بودم.

1004
00:36:50.541 --> 00:36:52.335
‫زندگی دوگانه‌ام لو رفت.

1005
00:36:52.335 --> 00:36:54.921
‫ترسناک بود
‫که کل دیوار این‌طوری پوشیده شده بود.

1006
00:36:55.004 --> 00:36:56.714
‫با خودم گفتم شاید طرفدار کارینا هستن.

1007
00:36:56.797 --> 00:36:57.840
‫انقدر دوستش دارن؟

1008
00:36:57.924 --> 00:37:00.134
‫شاید خیلی طرفدار دوآتیشه هستن.

1009
00:37:00.218 --> 00:37:03.846
‫ولی از طرفی، نمی‌تونستم جلوی این فکرم رو بگیرم
‫که عکس‌ها خیلی شلخته چسبونده شده بودن.

1010
00:37:03.930 --> 00:37:05.932
‫- البته توی عکس‌ها خیلی محشری.
‫- واقعاً؟

1011
00:37:06.641 --> 00:37:08.100
‫خیلی خوشگل افتادی، کارینا.

1012
00:37:08.184 --> 00:37:09.060
‫زیبایی.

1013
00:37:09.227 --> 00:37:12.563
‫چون عکس خودمون بود،
‫یکم خوشحال شدم و از نزدیک‌تر نگاه کردم.

1014
00:37:14.398 --> 00:37:16.275
‫وسطش یه شکاف کوچیک پیدا کردم.

1015
00:37:17.610 --> 00:37:19.946
‫به نظر میاد این‌جا در داریم.

1016
00:37:20.071 --> 00:37:21.572
‫شاید اگر بگیم کارینا دوستت دارم باز بشه.

1017
00:37:21.656 --> 00:37:23.991
‫- یه چیزی مثل هوش مصنوعی «بنگر»؟
‫- «بنگر»!

1018
00:37:24.075 --> 00:37:26.994
‫[برای باز کردن این درها باید چه کار کنند؟]

1019
00:37:26.994 --> 00:37:29.330
‫پریزهای برق ۱۱۰ ولت توجهم رو جلب کرد.

1020
00:37:29.413 --> 00:37:31.082
‫پریزها ۱۱۰ ولتی بودن،

1021
00:37:31.165 --> 00:37:33.251
‫ولی دوشاخه‌ی پنکه برای ۲۲۰ ولت بود.

1022
00:37:33.334 --> 00:37:36.045
‫با خودم گفتم،
‫یعنی می‌شه ازش استفاده کرد یا نه؟

1023
00:37:36.128 --> 00:37:39.340
‫[دوشاخه‌ی کولر را بررسی می کند]

1024
00:37:39.423 --> 00:37:45.429
‫کولر خیلی برام عجیب بود
‫چون دوشاخه‌اش ۱۱۰ ولتی بود.

1025
00:37:45.513 --> 00:37:47.139
‫وقتی وصلش کردم، کولر کار کرد.

1026
00:37:47.223 --> 00:37:48.683
‫[کولر روشن شد]

1027
00:37:48.766 --> 00:37:51.811
‫فکر کردم پنکه هم باید کار کنه.

1028
00:37:51.894 --> 00:37:54.272
‫برای همین مبدل برق رو برداشتم

1029
00:37:54.355 --> 00:37:56.065
‫و به دوشاخه‌ی پنکه وصلش کردم تا روشنش کنم.

1030
00:37:56.148 --> 00:37:58.985
‫اما وقتی پنکه کار نکرد،

1031
00:37:59.068 --> 00:38:01.237
‫با خودم فکر کردم شاید عمدی این‌طور طراحی شده.

1032
00:38:01.320 --> 00:38:04.490
‫این دفتر رئیس کارخانه‌ست، نه؟

1033
00:38:04.573 --> 00:38:06.826
‫- فقط اسمش اتاق کنفرانسه.
‫- همه ساکت.

1034
00:38:15.751 --> 00:38:17.086
‫فکر کنم صدای جیغ شنیدم.

1035
00:38:17.169 --> 00:38:18.087
‫- چی؟
‫- یا شاید نه.

1036
00:38:18.170 --> 00:38:19.005
‫- امیدوارم همین‌طور باشه.
‫- بس کن.

1037
00:38:19.088 --> 00:38:20.423
‫- داری دیوونه‌مون می‌کنی.
‫- ببخشید.

1038
00:38:37.481 --> 00:38:39.108
‫[بی‌خبر از اوضاع بیرون
‫و از سر گرفتن جست‌وجو]

1039
00:38:39.191 --> 00:38:40.151
‫این کت مال کی بوده؟

1040
00:38:40.234 --> 00:38:42.153
‫اگه یکی از ما اینو بپوشه، درها باز می‌شن؟

1041
00:38:42.236 --> 00:38:43.154
‫نه، همچین چیزی نمی‌شه، نه؟

1042
00:38:43.237 --> 00:38:44.655
‫- یعنی خودمون رو جای صاحبش جا بزنیم؟
‫- آره.

1043
00:38:44.739 --> 00:38:46.157
‫دوهون، تو امتحانش کن.

1044
00:38:46.240 --> 00:38:47.325
‫اینجا نقش صاحبش رو بازی کن.

1045
00:38:47.408 --> 00:38:48.701
‫[صدای پاره شدن]

1046
00:38:48.826 --> 00:38:50.286
‫[کندن پوسترها بدون هیچ تردیدی]

1047
00:38:52.580 --> 00:38:53.873
‫باید انقدر بی‌ملاحظه باشی؟

1048
00:38:54.832 --> 00:38:56.250
‫[من رفتم]

1049
00:38:56.375 --> 00:38:57.752
‫این مطمئن‌ترین راه برای ناراحت کردنشه.

1050
00:38:57.752 --> 00:39:02.214
‫دیدن این‌که جان
‫پوسترهای گروه من رو بدون هیچ تردیدی پاره می‌کرد،

1051
00:39:02.298 --> 00:39:03.924
‫همه‌ چی رو برام روشن کرد.

1052
00:39:04.008 --> 00:39:06.052
‫اون حتماً نفوذی داخل اکسین بود.

1053
00:39:06.135 --> 00:39:08.095
‫واقعاً شبیه یه پدر شده بودی

1054
00:39:08.179 --> 00:39:11.515
‫که با عصبانیت می‌ره توی اتاق پسرش
‫و پوسترهای کارینا رو از دیوار می‌کنه.

1055
00:39:11.599 --> 00:39:13.517
‫- بشین درستو بخون!
‫- پسره هم شاگرد بدی بود.

1056
00:39:13.601 --> 00:39:15.186
‫داد می‌زد، «ای بچه‌پررو»!

1057
00:39:15.269 --> 00:39:16.228
‫ای بچه‌پررو!

1058
00:39:17.897 --> 00:39:19.690
‫هی، این چیه؟

1059
00:39:19.774 --> 00:39:21.484
‫[پریز ۱۱۰ ولت و دوشاخه‌ای
‫که یونگ‌جین قبلاً امتحان کرده بود]

1060
00:39:23.194 --> 00:39:25.780
‫وصلش کردم،
‫ولی درست جا نمی‌رفت.

1061
00:39:25.863 --> 00:39:26.947
‫برای همین داشتم تکونش می‌دادم.

1062
00:39:27.031 --> 00:39:28.324
‫[کلیک]

1063
00:39:29.116 --> 00:39:30.659
‫- برداشتی؟
‫- ترسیدم.

1064
00:39:30.743 --> 00:39:32.328
‫- فشارش دادم و باز شد.
‫- سر خورد و باز شد.

1065
00:39:32.411 --> 00:39:33.829
‫- عالیه.
‫- آفرین.

1066
00:39:33.913 --> 00:39:36.582
‫- واقعاً غافلگیرم کرد.
‫- کارت عالی بود.

1067
00:39:37.541 --> 00:39:38.542
‫مگه این...

1068
00:39:38.626 --> 00:39:39.877
‫- مرد حسابی.
‫- این دیگه خیلی...

1069
00:39:40.461 --> 00:39:43.214
‫نقشه‌ی دزدیدن رئیس نا بود.

1070
00:39:43.923 --> 00:39:46.092
‫کل نقشه دقیقاً همون‌جا بود.

1071
00:39:50.554 --> 00:39:51.931
‫خب، اینم از این.

1072
00:39:52.014 --> 00:39:53.349
‫- همه ‌چیو از قبل برنامه‌ریزی کرده بودن.
‫- آره واقعاً.

1073
00:39:53.432 --> 00:39:55.142
‫- نقشه‌ش از قبل کشیده شده بود.
‫- دقیقاً.

1074
00:39:55.226 --> 00:39:57.895
‫این طرح‌های ای و بی یعنی چی؟

1075
00:39:57.978 --> 00:40:01.774
‫نقشه‌ی آدم‌ربایی با جزئیات کامل نوشته شده بود.

1076
00:40:01.857 --> 00:40:05.319
‫قشنگ معلوم بود
‫کجا و چطوری می‌خواستن بدزدنش.

1077
00:40:05.403 --> 00:40:08.364
‫[جنایتی با نقشه‌ی خیلی دقیق]

1078
00:40:08.948 --> 00:40:10.282
‫دوباره باید راه بیفتیم؟

1079
00:40:10.366 --> 00:40:11.409
‫- عملیات بزرگی بوده.
‫- این چیه؟

1080
00:40:11.492 --> 00:40:14.453
‫- احتمالاً این‌طوری گرفتنش.
‫- انگار خیلی سیب‌زمینی سرخ‌کرده دوست دارن!

1081
00:40:15.913 --> 00:40:19.291
‫اونا تمام رفت‌وآمدهای ایلون اچ. نا رو چک کرده بودن

1082
00:40:19.375 --> 00:40:23.379
‫و با وسواس عجیبی دنبالش بودن.

1083
00:40:23.462 --> 00:40:24.880
‫[بعضی وقتا می‌ره چایخونه]

1084
00:40:24.964 --> 00:40:25.798
‫رئیس نا.

1085
00:40:25.881 --> 00:40:26.715
‫[محل اقامت در آمریکا]

1086
00:40:26.799 --> 00:40:30.136
‫طبق این نوشته،
‫به رئیس نا ردیاب وصل کرده بودن.

1087
00:40:30.219 --> 00:40:32.012
‫یعنی در واقع،

1088
00:40:32.096 --> 00:40:35.349
‫بعد از این‌که آمار پاتوق‌هاشو درآوردن، دزدیدنش.

1089
00:40:35.433 --> 00:40:38.436
‫[اطلاعاتی که تا اینجا پیدا کردیم]

1090
00:40:38.519 --> 00:40:41.147
‫۱. نقشه‌ی آدم‌ربایی‌شون خیلی دقیق بوده

1091
00:40:41.230 --> 00:40:43.816
‫۲. به ایلون اچ. نا ردیاب وصل کرده بودن

1092
00:40:43.899 --> 00:40:44.900
‫اینجا رو ببینید.

1093
00:40:44.984 --> 00:40:46.735
‫سونگ، محافظ شخصی رو
‫مخصوص زیر نظر داشتن.

1094
00:40:46.819 --> 00:40:48.404
‫حراست

1095
00:40:48.487 --> 00:40:51.365
‫منشی کیم و رئیس تیم امنیتی رو هم داریم.

1096
00:40:51.449 --> 00:40:53.075
‫منشی کیم چشه؟

1097
00:40:53.409 --> 00:40:54.618
‫اسم همون سریاله است.

1098
00:40:56.162 --> 00:40:57.872
‫یه چیز دیگه هم که چشممو گرفت

1099
00:40:57.955 --> 00:41:00.249
‫این جمله توی سندی بود
‫که مهر کاملاً محرمانه داشت.

1100
00:41:00.332 --> 00:41:03.502
‫نوشته بود کیف امنیتی مشکی اولویت بالایی داره.

1101
00:41:03.586 --> 00:41:05.087
‫«یه کیف امنیتی مشکی.»

1102
00:41:05.671 --> 00:41:07.131
‫حتماً خیلی ارزش داشته.

1103
00:41:07.214 --> 00:41:09.341
‫اونا فهمیده بودن رئیس نا موقع جابه‌جا شدن،

1104
00:41:09.425 --> 00:41:12.887
‫اون کیف امنیتی مشکی رو شخصاً با خودش می‌بره.

1105
00:41:12.970 --> 00:41:15.639
‫می‌خواستن دقیقاً توی همون موقعیت
‫نقشه‌شونو اجرا کنن.

1106
00:41:15.723 --> 00:41:19.059
‫هدف آدم‌رباها ممکنه خود رئیس نا باشه،

1107
00:41:19.143 --> 00:41:21.353
‫ولی شاید واسه این آوردنش اینجا

1108
00:41:21.437 --> 00:41:24.482
‫که اون چیز خیلی مهمی که همراهش بوده رو بگیرن.

1109
00:41:24.982 --> 00:41:26.901
‫توی لیست، جای فعلی رو کارخانه‌ی متروکه زدن.

1110
00:41:26.984 --> 00:41:28.736
‫نقشه دارن همین‌جا نگهش دارن.

1111
00:41:28.819 --> 00:41:31.071
‫- «همین‌جا حبس می‌شه». پس اینجاست.
‫- حتماً یه جایی همین‌ دور و براست.

1112
00:41:31.155 --> 00:41:33.199
‫- آره، باید همین‌جا باشه.
‫- ما اومدیم به گیونگ‌هوارو ۳۵.

1113
00:41:33.282 --> 00:41:34.450
‫- درسته.
‫- همین‌جاست.

1114
00:41:34.533 --> 00:41:35.367
‫پس اینجاست دیگه.

1115
00:41:35.451 --> 00:41:38.746
‫باید یه جایی همین‌جاها قایمش کرده باشن.

1116
00:41:38.829 --> 00:41:39.663
‫- قایم شده...
‫- اهداف...

1117
00:41:39.747 --> 00:41:41.540
‫- حتماً توی ساختمون کارخونه‌ست.
‫- آره.

1118
00:41:41.624 --> 00:41:43.501
‫- ممکنه.
‫- خیلی احتمالش زیاده.

1119
00:41:43.584 --> 00:41:45.169
‫[آیا رئیس نا توی ساختمون کارخونه‌ست؟]

1120
00:41:45.252 --> 00:41:46.545
‫واسه رفتن به بقیه‌ی جاها،

1121
00:41:46.629 --> 00:41:47.922
‫ابزارهای دیگه هم لازم داریم، نه؟

1122
00:41:48.005 --> 00:41:50.549
‫- آره، باید یه در دیگه رو باز کنیم.
‫- درسته.

1123
00:41:50.633 --> 00:41:53.469
‫[هنوز راهی برای رد شدن
‫از این قفل کارت‌خوان پیدا نکردن]

1124
00:41:54.887 --> 00:41:56.680
‫- اینجا که چیزی نیست.
‫- نیست؟

1125
00:41:57.598 --> 00:41:59.808
‫[بررسی دوباره‌ی تمام جاهایی

1126
00:41:59.892 --> 00:42:04.104
‫که قبلاً گشته بودن]

1127
00:42:04.188 --> 00:42:07.191
‫چیزی به چشمم نمیاد.
‫از دفعه‌ی قبلم بدتره.

1128
00:42:10.110 --> 00:42:11.654
‫توش فقط سیب‌زمینی بود، نه؟

1129
00:42:11.737 --> 00:42:12.613
‫[سطل زباله‌ای که قبلاً دیده بودن]

1130
00:42:12.696 --> 00:42:13.864
‫جان، می‌تونی یه بار دیگه چکش کنی؟

1131
00:42:15.699 --> 00:42:16.951
‫- بچه‌ها!
‫- یه کارت اینجاست.

1132
00:42:17.034 --> 00:42:18.160
‫- کارت پیدا کردی؟
‫- جدی؟

1133
00:42:18.244 --> 00:42:19.119
‫کجاست؟

1134
00:42:19.203 --> 00:42:20.412
‫من که فقط سیب‌زمینی دیده بودم.

1135
00:42:20.496 --> 00:42:22.915
‫حتماً دو تیکه‌ش کرده بودن که پیداش نکنیم.

1136
00:42:22.998 --> 00:42:24.500
‫- خیلی خب، بریم .
‫- اصلاً فکر نمی‌کردم اونجا باشه.

1137
00:42:24.583 --> 00:42:25.417
‫- اونجا بود؟
‫- آره.

1138
00:42:25.501 --> 00:42:27.878
‫- بریم دیگه.
‫- پیش خودم گفتم اینا چقدر سیب‌زمینی دوست دارن.

1139
00:42:27.962 --> 00:42:29.171
‫واسم درس شد.

1140
00:42:29.797 --> 00:42:30.798
‫اصلاً دقت نکرده بودم.

1141
00:42:30.881 --> 00:42:32.591
‫باید بیشتر حواسمو جمع کنم.

1142
00:42:32.675 --> 00:42:35.261
‫باورم نمی‌شه چیزی که جلوی چشمم بود رو ندیدم.

1143
00:42:35.344 --> 00:42:37.304
‫من دو بار اون سطل آشغال رو گشتم.

1144
00:42:37.388 --> 00:42:39.056
‫- پس بریم.
‫- باشه.

1145
00:42:39.139 --> 00:42:40.391
‫- مواظب باش.
‫- چراغ‌قوه لازم داره .

1146
00:42:40.474 --> 00:42:42.142
‫- چراغ‌قوه‌ها کجاست؟
‫- قبلاً یکی دیده بودم.

1147
00:42:44.353 --> 00:42:46.814
‫[یه سرک کشیدن ریز]

1148
00:42:46.897 --> 00:42:48.482
‫- جان، تو زود می‌ترسی؟
‫- چی؟

1149
00:42:48.566 --> 00:42:50.025
‫- بزدلی؟
‫- از این به بعد بهم بگید پارک بزدل.

1150
00:42:50.651 --> 00:42:52.027
‫- پارک بزدل.
‫- پارک بزدل.

1151
00:42:52.111 --> 00:42:53.028
‫[تیکه‌های کارت توی دستای پارک بزدل]

1152
00:42:53.112 --> 00:42:54.530
‫می‌خوای با چسب به هم بچسبونیمشون؟

1153
00:42:54.613 --> 00:42:56.490
‫- توی دفتر چسب هست.
‫- آره.

1154
00:42:56.574 --> 00:42:57.783
‫یه دونه آوردم اینجا.

1155
00:42:57.866 --> 00:43:02.037
‫چون چند بار بخش اداری رو گشته بودم،
‫می‌دونستم اونجا چسب داریم.

1156
00:43:02.121 --> 00:43:03.163
‫[ردیاب وسایل]

1157
00:43:03.247 --> 00:43:04.707
‫لازمه چسبش بزنیم؟

1158
00:43:04.790 --> 00:43:07.960
‫[چسب رو جوری باز می‌کنه انگار کار هر روزشه]

1159
00:43:08.043 --> 00:43:13.048
‫پیشنهاد دادم کارت رو با چسب درست کنیم
‫و دادمش به جان.

1160
00:43:13.882 --> 00:43:15.551
‫[عملیات چسباندن کارت شروع شد]

1161
00:43:15.634 --> 00:43:16.594
‫یه امتحانی بکن.

1162
00:43:18.554 --> 00:43:20.097
‫- تایید شد.
‫- ایول، کار کرد!

1163
00:43:20.180 --> 00:43:21.015
‫خیلی خب.

1164
00:43:21.098 --> 00:43:21.932
‫[احراز هویت موفقیت‌آمیز بود]

1165
00:43:27.938 --> 00:43:29.148
‫اینجا خون ـه.

1166
00:43:29.231 --> 00:43:30.441
‫دارم خون می‌بینم.

1167
00:43:30.524 --> 00:43:31.609
‫بچه‌ها، اینجا پر خون ـه.

1168
00:43:31.692 --> 00:43:35.237
‫[لکه‌های خون در تمام کف زمین پخش شده]

1169
00:43:36.947 --> 00:43:39.116
‫- ببینید.
‫- بچه‌ها، این تازه اولشه.

1170
00:43:40.200 --> 00:43:42.161
« زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in»

