﻿1
00:00:09,217 --> 00:00:10,760
‫اینجا خون ریخته.

2
00:00:10,844 --> 00:00:13,054
‫- یکی رو این‌طرفی کشیدن.
‫- خون می‌بینم.

3
00:00:13,555 --> 00:00:15,181
‫بچه‌ها، این تازه اولشه.

4
00:00:15,724 --> 00:00:17,225
‫بی‌خیال، لطفاً.

5
00:00:18,226 --> 00:00:22,355
‫[راهرو]

6
00:00:24,858 --> 00:00:26,943
‫به‌محض اینکه در باز شد، خون دیدیم.

7
00:00:27,027 --> 00:00:29,654
‫روی همه‌ی دیوارها خون بود.

8
00:00:29,738 --> 00:00:33,324
‫همه‌جا پر از خون بود.

9
00:00:33,408 --> 00:00:35,285
‫کاملاً مشخص بود که
‫اتفاق بدی اونجا افتاده.

10
00:00:35,368 --> 00:00:37,871
‫با خودم گفتم
‫نکنه ربطی به رئیس نا داشته باشه.

11
00:00:37,954 --> 00:00:40,957
‫یه اتفاق خیلی وحشتناک
‫توی اون راهرو افتاده بود.

12
00:00:41,541 --> 00:00:43,960
‫[صدای بوق]

13
00:00:44,044 --> 00:00:46,796
‫- دقیقاً همین‌جا...
‫- ردیاب داره بوق می‌زنه.

14
00:00:46,880 --> 00:00:48,381
‫- فعال شده.
‫- عددش رو بهم بگو.

15
00:00:48,381 --> 00:00:49,883
‫۵۲ درصده.

16
00:00:50,175 --> 00:00:51,259
‫حتماً داریم نزدیک میشیم.

17
00:00:51,259 --> 00:00:52,761
‫[آشکارساز امواج ایکس]
‫[داخل کوله‌پشتی بوق می‌زند]

18
00:00:52,844 --> 00:00:56,848
‫[حرکت به جلو با هوشیاری کامل]

19
00:00:59,601 --> 00:01:01,644
‫بازم کارت کلید می‌خوایم.
‫نه، اثرانگشت می‌خوایم.

20
00:01:01,728 --> 00:01:05,523
‫سمت چپ، یه اسکنر اثرانگشت بود.

21
00:01:05,607 --> 00:01:07,108
‫نه، اثرانگشت می‌خوایم.

22
00:01:07,108 --> 00:01:08,610
‫وای، ترسیدم.

23
00:01:10,528 --> 00:01:15,158
‫[ماده‌ی عجیب‌وغریبی توی راهرو پیدا شد]

24
00:01:15,241 --> 00:01:16,785
‫این دیگه چیه؟

25
00:01:16,868 --> 00:01:18,328
‫این چیه؟

26
00:01:18,328 --> 00:01:20,413
‫- این چیه؟
‫- این دیگه چه کوفتیه؟

27
00:01:21,915 --> 00:01:24,042
‫خیلی لزج به نظر می‌رسید.

28
00:01:24,125 --> 00:01:28,171
‫انگار یه چیزی از توش
‫به بیرون ترشح کرده بود.

29
00:01:28,254 --> 00:01:31,758
‫اون توده‌ی روی زمین
‫شبیه پوست یه جونور ناشناخته بود.

30
00:01:31,841 --> 00:01:33,510
‫صبر کن، برات آشنا نیست؟

31
00:01:33,593 --> 00:01:35,929
‫- وقتی اولین بار همدیگه رو دیدیم...
‫- شبیه یه پوسته نیست؟

32
00:01:36,012 --> 00:01:38,348
‫- توی...
‫- قسمت قبلی...

33
00:01:38,431 --> 00:01:40,391
‫- اون آزمایش با موش.
‫- آره، همون حس رو داره.

34
00:01:40,517 --> 00:01:42,811
‫[ویدیوهای عجیب اتاق سیاه]

35
00:01:42,894 --> 00:01:43,895
‫اون چیه؟

36
00:01:43,895 --> 00:01:47,816
‫ما رو یاد جهش‌ها و آزمایش‌هایی انداخت
‫که توی ویدیوها دیدیم.

37
00:01:47,899 --> 00:01:51,569
‫اون شکل پارچه‌مانند
‫تأثیر ماندگاری گذاشت.

38
00:01:51,653 --> 00:01:54,322
‫به نظرم شبیه یه پیله بود.

39
00:01:54,405 --> 00:01:55,907
‫همون لحظه که دیدمش...

40
00:01:56,282 --> 00:01:57,659
‫با خودم گفتم «اینو می‌شناسم.»

41
00:01:57,659 --> 00:01:59,828
‫فهمیدم این مأموریت
‫ادامه‌ی مأموریت قبلیه.

42
00:02:00,578 --> 00:02:02,080
‫- شبیه همونه.
‫- مگه نه؟

43
00:02:02,163 --> 00:02:03,248
‫- همون جهش‌یافته‌هه؟
‫- دقیقاً.

44
00:02:03,248 --> 00:02:04,791
‫[همون جهش‌یافته‌ی توی ویدیوی اتاق سیاه؟]

45
00:02:04,874 --> 00:02:07,752
‫- راستش از این متنفرم.
‫- ممکنه اوضاع خیلی پیچیده بشه.

46
00:02:07,836 --> 00:02:09,254
‫هی، جان. اینجا بهت نیاز داریم.

47
00:02:09,254 --> 00:02:10,421
‫- اول اینجا رو چک کنیم؟
‫- آره.

48
00:02:10,421 --> 00:02:14,384
‫[یه قفل کلید کارتی دیگه]
‫[جلوی اون ماده‌ی عجیب]

49
00:02:14,467 --> 00:02:16,010
‫[جان فوراً دست‌به‌کار میشه]
‫[تا از کارت کلید استفاده کنه]

50
00:02:16,010 --> 00:02:17,512
‫تأیید شد.

51
00:02:17,595 --> 00:02:19,097
‫بفرمایید.

52
00:02:20,348 --> 00:02:21,850
‫صبر کن، یه نفر اینجاست.

53
00:02:21,891 --> 00:02:22,934
‫- چی؟
‫- یه آدمه.

54
00:02:22,934 --> 00:02:23,893
‫جدی میگی؟

55
00:02:23,893 --> 00:02:26,855
‫[انباری]

56
00:02:26,938 --> 00:02:29,899
‫شبیه اتاق ملاقات زندان بود.

57
00:02:29,983 --> 00:02:33,528
‫پشت پنجره‌ی اکریلیک،
‫یه نفر مچاله شده بود و افتاده بود.

58
00:02:37,448 --> 00:02:39,242
‫- ببخشید.
‫- بیا نزدیکتر بشیم.

59
00:02:39,325 --> 00:02:40,451
‫بریم تو؟

60
00:02:40,451 --> 00:02:42,036
‫[به‌طرز عجیبی ساکت]

61
00:02:42,120 --> 00:02:43,872
‫- صدامون رو نمی‌شنوه؟
‫- شاید رئیس نا باشه.

62
00:02:43,955 --> 00:02:45,456
‫ببخشید.

63
00:02:45,915 --> 00:02:47,125
‫- مُرده؟
‫- آره، مُرده.

64
00:02:47,125 --> 00:02:48,626
‫وای، خدای من.

65
00:02:51,421 --> 00:02:52,964
‫دستش قطع شده.

66
00:02:53,047 --> 00:02:54,549
‫اون آدم مُرده.

67
00:02:54,591 --> 00:02:57,010
‫[جسدی با دست چپ قطع‌شده پیدا شد]

68
00:02:57,093 --> 00:02:58,761
‫شاید مجبور بشیم دست چپش رو برداریم

69
00:02:58,845 --> 00:03:01,181
‫- تا بتونیم از اسکنر اثرانگشت رد بشیم.
‫- حق با توئه.

70
00:03:01,264 --> 00:03:03,349
‫همه‌مون به‌وضوح دیدیم که

71
00:03:03,349 --> 00:03:05,727
‫یه اسکنر اثرانگشت اونجا بود.

72
00:03:05,810 --> 00:03:07,478
‫برای رد شدن از اسکنر اثرانگشت،

73
00:03:07,562 --> 00:03:11,608
‫به اثرانگشت یکی از کارمندها
‫یا مدیر تأسیسات نیاز داشتیم.

74
00:03:11,691 --> 00:03:13,735
‫برای همین تصمیم گرفتیم دستش رو برداریم.

75
00:03:13,818 --> 00:03:15,320
‫- برم تو؟
‫- آره.

76
00:03:15,320 --> 00:03:16,279
‫برو.

77
00:03:16,279 --> 00:03:17,697
‫- ترسناکه.
‫- هیچ‌وقت نمی‌دونی چی میشه.

78
00:03:17,697 --> 00:03:19,574
‫چرا بی‌خیال رفتن به داخل نمیشیم؟

79
00:03:19,657 --> 00:03:21,492
‫فکر کنم می‌تونیم از همین‌جا
‫بکشیمش بیرون.

80
00:03:25,205 --> 00:03:26,831
‫گوشیش رو پیدا کردم.

81
00:03:26,915 --> 00:03:28,958
‫- می‌تونیم فقط همین دست رو برداریم.
‫- فکر خوبیه.

82
00:03:29,042 --> 00:03:30,627
‫سعی می‌کنم درش بیارم.

83
00:03:30,710 --> 00:03:35,298
‫[عق می‌زنه]

84
00:03:35,381 --> 00:03:37,091
‫حس می‌کنم می‌خوام بالا بیارم.

85
00:03:37,175 --> 00:03:38,968
‫اون چی بود؟

86
00:03:39,552 --> 00:03:40,637
‫عق زدنِ خشک.

87
00:03:40,637 --> 00:03:42,138
‫بیا اول این گوشی رو چک کنیم.

88
00:03:42,972 --> 00:03:44,349
‫- وای خدای من.
‫- چیه؟

89
00:03:44,349 --> 00:03:46,434
‫متأهل بوده.
‫دهمین سالگردش تو راهه.

90
00:03:46,935 --> 00:03:49,604
‫[تماس‌های ازدست‌رفته و]
‫[پیام‌های نگران همسر عزیزش صفحه رو پر کرده]

91
00:03:49,687 --> 00:03:51,356
‫«چرا جواب تلفن رو نمیدی؟»

92
00:03:51,439 --> 00:03:53,566
‫«نگو که یادت رفته فردا چه روزیه.»

93
00:03:53,650 --> 00:03:55,443
‫حتی توی یه رستوران هم میز رزرو کرده بود.

94
00:03:55,526 --> 00:03:57,028
‫آره، چائه سوجونگ یه مرد متأهل بود.

95
00:03:57,070 --> 00:04:00,406
‫پیامک می‌گفت
‫توی یه رستوران شیک میز رزرو کرده.

96
00:04:00,490 --> 00:04:02,492
‫ولی وقتی فکر می‌کنم اون و زنش...

97
00:04:02,575 --> 00:04:03,993
‫به عنوان یه آدم متأهل،

98
00:04:03,993 --> 00:04:06,496
‫درک می‌کنم
‫چقدر منتظر این روز خاص بودن.

99
00:04:06,579 --> 00:04:09,540
‫خیلی دردناکه که
‫قبل از اون از دنیا رفت.

100
00:04:09,624 --> 00:04:12,585
‫این فاجعه‌ی تلخ، قلبمو به درد آورد.

101
00:04:12,669 --> 00:04:14,087
‫طفلکی.

102
00:04:14,087 --> 00:04:15,588
‫این نیکس دیگه چیه؟

103
00:04:16,214 --> 00:04:17,715
‫[پیام‌های نیکس زیر این داستان شیرین]

104
00:04:17,715 --> 00:04:19,634
‫[نیکس: لطفاً با من تماس بگیر]

105
00:04:19,717 --> 00:04:21,344
‫این نیکسه.

106
00:04:21,427 --> 00:04:23,471
‫- درسته.
‫- هی، حق با توئه.

107
00:04:23,554 --> 00:04:25,682
‫این یارو حتماً برای نیکس کار می‌کرده.

108
00:04:25,765 --> 00:04:27,267
‫[یعنی آقای عاشق‌پیشه مأمور نیکس بوده؟]

109
00:05:11,561 --> 00:05:16,733
‫[یه موجود مرموز]
‫[با شکستن پنجره وارد میشه]

110
00:05:25,491 --> 00:05:27,076
‫[پاهاش سست میشه]

111
00:05:28,161 --> 00:05:29,329
‫باز نمیشه. جامون امنه.

112
00:05:29,329 --> 00:05:30,830
‫- قفل شده.
‫- آره.

113
00:05:34,667 --> 00:05:35,668
‫زهره‌ترک شدم.

114
00:05:35,668 --> 00:05:37,170
‫وای خدای من.

115
00:05:37,628 --> 00:05:38,796
‫وقتی دقیق‌تر نگاه کردم،

116
00:05:38,796 --> 00:05:41,090
‫متوجه تاول‌های روی صورتش شدم.

117
00:05:41,174 --> 00:05:44,844
‫مثل رگ‌های سبزرنگش،
‫پوستش هم ته‌رنگ سبز داشت.

118
00:05:44,927 --> 00:05:47,555
‫به نظر می‌رسید به یه چیزی آلوده شده.

119
00:05:47,638 --> 00:05:49,223
‫راستش رو بخواین،

120
00:05:49,307 --> 00:05:50,850
‫من دقیقاً جلوی در بودم.

121
00:05:51,934 --> 00:05:55,355
‫کنار در ایستاده بودم
‫و آماده بودم هر لحظه فرار کنم.

122
00:05:55,438 --> 00:05:57,398
‫یونگ‌جین با پشت افتاد رو زمین.

123
00:05:57,482 --> 00:06:00,401
‫روی مبل کم مونده بود غش کنه.

124
00:06:01,194 --> 00:06:03,154
‫بدجوری غافلگیر شدم.

125
00:06:03,237 --> 00:06:04,530
‫پنجره خرد شد،

126
00:06:04,530 --> 00:06:06,949
‫و بعد اون جهش‌یافته یهو پرید تو.

127
00:06:07,033 --> 00:06:08,534
‫واقعاً فکر کردم دارم غش می‌کنم.

128
00:06:09,118 --> 00:06:10,078
‫وای خدای من.

129
00:06:10,078 --> 00:06:11,579
‫[لی یونگ‌جین، تولدی دوباره]

130
00:06:11,788 --> 00:06:13,289
‫وایسا.

131
00:06:14,165 --> 00:06:16,167
‫[قلبم اومد تو دهنم.]
‫[واقعاً همین‌طوره.]

132
00:06:16,250 --> 00:06:18,753
‫- باید دستش رو برداریم.
‫- می‌تونیم؟

133
00:06:18,836 --> 00:06:20,713
‫[جلب‌توجه جهش‌یافته با چراغ‌قوه]

134
00:06:21,923 --> 00:06:23,216
‫[تق‌تق]

135
00:06:23,216 --> 00:06:26,010
‫بعضی‌هامون سعی کردیم
‫حواس جهش‌یافته رو پرت کنیم،

136
00:06:26,094 --> 00:06:27,678
‫تا یه طرف بمونه.

137
00:06:27,762 --> 00:06:29,263
‫یونگ‌جین از این فرصت استفاده کرد...

138
00:06:29,764 --> 00:06:31,182
‫باید در رو بسته نگه داریم، نه؟

139
00:06:31,182 --> 00:06:33,142
‫[مأموریت یونگ‌جین: برداشتن دست]

140
00:06:34,727 --> 00:06:36,229
‫- بریم.
‫- گرفتیش؟

141
00:06:36,646 --> 00:06:38,689
‫- بریم.
‫- گرفتیش؟ خوبه.

142
00:06:46,697 --> 00:06:48,449
‫- بجنب!
‫- یه لحظه.

143
00:06:48,533 --> 00:06:50,034
‫یه لحظه.

144
00:06:51,994 --> 00:06:53,496
‫چطوری در رو باز کرد؟

145
00:06:56,958 --> 00:06:58,668
‫نمی‌دونستم می‌تونه در رو باز کنه.

146
00:06:59,752 --> 00:07:01,254
‫فکر کنم این خیلی منو ترسوند.

147
00:07:01,254 --> 00:07:02,422
‫غریزه‌ی بقام فعال شد.

148
00:07:02,422 --> 00:07:06,008
‫برای بیرون رفتن از اتاق نفر پنجم بودم،

149
00:07:06,092 --> 00:07:07,760
‫ولی سومین نفری بودم که رفتم بیرون.

150
00:07:08,928 --> 00:07:10,012
‫با خودم گفتم،

151
00:07:10,012 --> 00:07:12,306
‫«یه جوری تونستم از بچه‌ها جلو بزنم.»

152
00:07:12,390 --> 00:07:13,891
‫همه‌مون کلاً گیج می‌زدیم.

153
00:07:16,185 --> 00:07:17,728
‫نمی‌دونستم اون در باز میشه.

154
00:07:17,812 --> 00:07:19,605
‫- چرا راه نمی‌افتیم، جان؟
‫- بریم.

155
00:07:19,689 --> 00:07:21,190
‫انگشتش رو اسکن کن.

156
00:07:21,774 --> 00:07:23,276
‫خوبی؟

157
00:07:24,360 --> 00:07:25,862
‫لعنتی. داشتم از شست خودم استفاده می‌کردم.

158
00:07:26,612 --> 00:07:27,697
‫ای بابا.

159
00:07:27,697 --> 00:07:28,990
‫[بدون اینکه فکر کنه]
‫[انگشت خودش رو اسکن می‌کنه]

160
00:07:28,990 --> 00:07:30,366
‫- خیلی باحالی.
‫- ای وای.

161
00:07:30,366 --> 00:07:31,701
‫زود باش، خیلی می‌ترسم.

162
00:07:31,701 --> 00:07:33,744
‫- خیلی ترسیده بودم و شست خودمو فشار دادم.
‫- بجنب.

163
00:07:33,828 --> 00:07:35,329
‫انگشت اشاره رو امتحان کن.

164
00:07:36,080 --> 00:07:38,332
‫[انگشت یونگ‌جین نه]
‫[از انگشت جسد برای باز کردن استفاده کرد]

165
00:07:38,416 --> 00:07:39,792
‫اینم از این.

166
00:07:39,792 --> 00:07:41,294
‫هی، باز شد.

167
00:07:42,628 --> 00:07:44,130
‫این دیگه چیه؟

168
00:07:44,630 --> 00:07:49,802
‫[اتاق امنیت]

169
00:07:49,886 --> 00:07:53,890
‫[انواع و اقسام دستگاه‌های الکترونیکی]

170
00:07:53,973 --> 00:07:59,187
‫[دوربین‌های امنیتی که]
‫[تمام گوشه‌کنارهای کارخونه رو پوشش میدن]

171
00:07:59,270 --> 00:08:00,605
‫بچه‌ها.

172
00:08:00,605 --> 00:08:02,815
‫- اینجا رو ببینین.
‫- اون رئیس نائه؟

173
00:08:02,899 --> 00:08:04,650
‫- این همون‌جاست که...
‫- فکر کنم محافظ سونگه.

174
00:08:04,734 --> 00:08:05,985
‫[گروگان‌ها توی یه قفس پیدا شدن]

175
00:08:05,985 --> 00:08:07,320
‫توی اتاق قبلی،

176
00:08:07,320 --> 00:08:10,698
‫فهمیدیم که آدم‌رباها قصد داشتن
‫ایلون اچ. نا و تیم امنیتیش رو ببرن.

177
00:08:10,781 --> 00:08:13,868
‫[نقشه‌ی ربودن ایلون اچ. نا و تیمش]
‫[که توی اتاق کنفرانس کشف شد]

178
00:08:13,951 --> 00:08:16,120
‫- دقیقاً محافظ سونگه.
‫- حق با توئه.

179
00:08:16,204 --> 00:08:18,748
‫- نتونستن رئیس نا رو بگیرن؟
‫- حتماً بیرونن.

180
00:08:18,831 --> 00:08:20,416
‫هی، اونا رو اون بیرون نگه داشتن.

181
00:08:21,250 --> 00:08:22,418
‫- اون...
‫- دیوونه‌کننده‌ست.

182
00:08:22,418 --> 00:08:24,837
‫[دوربین امنیتی که فضای بیرون رو نشون میده]

183
00:08:26,923 --> 00:08:29,342
‫- اون دوربین داره اونا رو نشون میده، نه؟
‫- چطوری تونستن این کار رو بکنن؟

184
00:08:29,425 --> 00:08:30,635
‫حق با توئه.

185
00:08:30,635 --> 00:08:31,928
‫- اون...
‫- دیوونه‌کننده‌ست.

186
00:08:31,928 --> 00:08:33,429
‫اون یکی قفس چی؟

187
00:08:33,471 --> 00:08:35,932
‫- می‌تونم چند تا سایه ببینم.
‫- آره، چند نفر اون داخل‌ان.

188
00:08:36,015 --> 00:08:37,558
‫[رئیس نا توی اون یکی قفسه؟]

189
00:08:38,226 --> 00:08:39,560
‫- این همون ویدیوئه.
‫- بچه‌ها، نگاه کنین!

190
00:08:39,560 --> 00:08:41,187
‫- همونیه که با هم دیدیم.
‫- جهشه.

191
00:08:41,270 --> 00:08:42,772
‫- آره.
‫- توی مأموریت قبلیمون.

192
00:08:42,813 --> 00:08:44,232
‫اون چیزه داشت می‌تپید.

193
00:08:44,232 --> 00:08:48,694
‫یه پخش زنده‌ی آزاردهنده داشت پخش میشد.

194
00:08:48,778 --> 00:08:50,196
‫داشت نفس می‌کشید،

195
00:08:50,196 --> 00:08:51,906
‫یعنی هنوز زنده بود.

196
00:08:52,907 --> 00:08:55,993
‫می‌تونه به داده‌های منتشرشده
‫از اتاق سیاه تو مأموریت قبلیمون

197
00:08:56,077 --> 00:08:58,329
‫ربط داشته باشه؟

198
00:08:58,412 --> 00:08:59,997
‫فکر کنم آره.

199
00:09:00,623 --> 00:09:03,417
‫شبیه اون جونورهای محوی بود
‫که تو ویدیوی اتاق سیاه

200
00:09:03,501 --> 00:09:05,711
‫نشونمون دادن.

201
00:09:05,795 --> 00:09:09,298
‫یعنی ممکنه همون‌ها باشن؟

202
00:09:12,218 --> 00:09:15,221
‫یه سری کلیپ
‫از فیلم‌های دوربین‌های امنیتی داریم.

203
00:09:15,304 --> 00:09:17,181
‫[یه صفحه‌نمایش کامپیوتر]
‫[بین مانیتورهای دوربین‌های امنیتی]

204
00:09:17,974 --> 00:09:19,433
‫[توی پوشه‌ی فیلم‌های دوربین‌های امنیتی]

205
00:09:19,433 --> 00:09:21,602
‫[ویدیوهایی که بر اساس مکان مرتب شدن]

206
00:09:21,686 --> 00:09:23,604
‫[راهرو، بیرون، ساختمان کارخونه]

207
00:09:23,688 --> 00:09:25,398
‫- این به نظر...
‫- خب؟

208
00:09:26,315 --> 00:09:27,817
‫یکیش رو پخش کن.

209
00:09:28,192 --> 00:09:30,278
‫[کلیپ ۰۶۲۷ راهرو ۰۱]

210
00:09:30,361 --> 00:09:34,282
‫[آدمای عجیبی که از راهرو رد میشن]

211
00:09:34,365 --> 00:09:35,533
‫پس از اون طرف رفتن.

212
00:09:35,533 --> 00:09:37,994
‫- داره اون در رو نشون میده.
‫- آره.

213
00:09:38,077 --> 00:09:41,205
‫[مأمورها تازه درِ آخر راهرو رو دیدن]

214
00:09:41,289 --> 00:09:44,333
‫[آدمایی که از اونجا میرن]

215
00:09:45,251 --> 00:09:47,086
‫- از اون طرف رفتن.
‫- ۲۷ ژوئن.

216
00:09:47,169 --> 00:09:49,714
‫- باشه، انگار همون راهیه که ما اومدیم.
‫- بعدی، ۲۸ ژوئن.

217
00:09:49,797 --> 00:09:52,717
‫[کلیپ ۰۶۲۸ راهرو ۰۱]

218
00:09:52,800 --> 00:09:54,302
‫[یه مرد میاد تو]

219
00:09:54,302 --> 00:09:55,761
‫- اون یارو...
‫- کت‌وشلوار مشکیه...

220
00:09:55,761 --> 00:09:57,013
‫رئیس نائه.

221
00:09:57,013 --> 00:10:01,183
‫[کمی بعد مردی توی مسیر کشیده میشه]

222
00:10:01,267 --> 00:10:02,184
‫- بردنش.
‫- آره بردنش.

223
00:10:02,184 --> 00:10:03,436
‫- اون رئیس نائه؟
‫- آره.

224
00:10:03,436 --> 00:10:05,062
‫- ایلونه.
‫- خودشه، آره.

225
00:10:05,146 --> 00:10:06,188
‫طفلکی.

226
00:10:06,188 --> 00:10:08,566
‫[آخرین کلیپ دوربین امنیتی از راهرو]

227
00:10:08,649 --> 00:10:10,151
‫دارن می‌برنشون.

228
00:10:10,151 --> 00:10:12,028
‫- بادیگاردهاش‌ بودن.
‫- تیم امنیتی.

229
00:10:12,528 --> 00:10:14,405
‫ما هم باید از اون طرف بریم بیرون؟

230
00:10:14,488 --> 00:10:16,365
‫هنوز هیچ خونی نمی‌بینم.

231
00:10:16,449 --> 00:10:17,950
‫آره.

232
00:10:18,284 --> 00:10:21,287
‫[وقتی دزدیده‌شده‌ها رو می‌بردن]
‫[راهرو تمیز بود]

233
00:10:21,370 --> 00:10:22,955
‫یه پوشه برای دوربین‌های بیرون هست.

234
00:10:23,039 --> 00:10:24,206
‫[بیرون]

235
00:10:24,206 --> 00:10:26,125
‫[کلیپ ۰۶۲۸ بیرون ۰۱]

236
00:10:26,208 --> 00:10:28,544
‫دارن کجا می‌برنشون؟
‫همون ساختمون بزرگ کارخونه‌ی قبلی؟

237
00:10:28,628 --> 00:10:30,463
‫اینجا حیاط بیرونیه؟

238
00:10:30,546 --> 00:10:31,464
‫این‌طور به نظر میاد.

239
00:10:31,464 --> 00:10:34,884
‫فکر کنم در پشتی به اونجا راه داره.

240
00:10:34,967 --> 00:10:36,594
‫وای، نه...

241
00:10:36,677 --> 00:10:38,179
‫دو، سه...

242
00:10:38,346 --> 00:10:41,390
‫رئیس نا رو بردن توی قفس سمت راستی؟

243
00:10:41,474 --> 00:10:43,225
‫[مکان رئیس نا؟]

244
00:10:43,309 --> 00:10:44,518
‫نه، اونجا نمی‌بینمش.

245
00:10:44,518 --> 00:10:46,062
‫حتماً زودتر بردنش.

246
00:10:46,145 --> 00:10:47,730
‫- پس تنهایی بردنش؟
‫- آره، رئیس نا...

247
00:10:47,813 --> 00:10:49,106
‫تنهایی بردنش.

248
00:10:49,106 --> 00:10:51,734
‫[رئیس نا رو کجا بردن؟]

249
00:10:53,569 --> 00:10:55,821
‫[ببین، دوهون]

250
00:10:56,781 --> 00:10:58,491
‫- انگشت‌هاتون رو توی هم قفل کردین؟
‫- همین‌جوری.

251
00:10:58,574 --> 00:11:01,786
‫انگشت‌های یونگ‌جین
‫با انگشت‌های اون دست، قفل شده بود.

252
00:11:01,869 --> 00:11:04,288
‫[قبلاً می‌ترسید بهش دست بزنه]

253
00:11:04,372 --> 00:11:05,581
‫[مثل بید می‌لرزید]

254
00:11:05,581 --> 00:11:06,832
‫- بریم.
‫- گرفتیش؟ خوبه.

255
00:11:06,832 --> 00:11:08,501
‫[ولی نمی‌خواست یکی دیگه برش داره]

256
00:11:08,584 --> 00:11:11,003
‫[حتی وقتی از ترس زهره‌ترک شده بود]

257
00:11:11,087 --> 00:11:13,756
‫[بازم دودستی اون دست رو چسبیده بود]

258
00:11:16,634 --> 00:11:21,847
‫[اون دست و یونگ‌جین]
‫[یه جورایی یکی شده بودن]

259
00:11:21,931 --> 00:11:23,432
‫- شاید اینجاست؟
‫- آره.

260
00:11:26,560 --> 00:11:28,562
‫- قبلاً آیتم‌های کلیدی رو جمع می‌کردی.
‫- می‌دونم.

261
00:11:29,146 --> 00:11:30,314
‫چه خبره؟

262
00:11:30,314 --> 00:11:31,232
‫[در خطر از دست دادن نقشش]

263
00:11:31,232 --> 00:11:32,400
‫مجبوری اون‌طوری نگهش داری؟

264
00:11:32,400 --> 00:11:34,235
‫[موقع تماشا]
‫[انگشت‌ها محکم توی هم قفل شدن]

265
00:11:34,819 --> 00:11:36,362
‫چیزی که می‌خوایم رو
‫اینجا پیدا می‌کنیم؟

266
00:11:36,445 --> 00:11:37,947
‫زدیم به هدف.

267
00:11:38,447 --> 00:11:39,740
‫کلیپ‌های قبلی مال بیست‌وهشتم بودن.

268
00:11:39,740 --> 00:11:40,658
‫- درسته.
‫- آره.

269
00:11:40,658 --> 00:11:43,536
‫تیم امنیتی رئیس نا
‫بیست‌وهشتم برده شدن.

270
00:11:43,619 --> 00:11:45,162
‫بیست‌ونهم.

271
00:11:46,831 --> 00:11:48,416
‫- یه کیف مشکی؟
‫- کیف امنیتی مشکی.

272
00:11:48,499 --> 00:11:51,544
‫[آدم‌رباها کیف امنیتی مشکی رئیس نا رو]
‫[به دست آوردن]

273
00:11:51,627 --> 00:11:54,588
‫[سعی می‌کنن به‌زور بازش کنن]

274
00:11:54,672 --> 00:11:59,135
‫به زور متوسل شدن
‫تا کیف امنیتی مشکی رو باز کنن.

275
00:11:59,218 --> 00:12:00,886
‫وقتی ضربه زدن فایده‌ای نداشت...

276
00:12:00,970 --> 00:12:03,222
‫[آدم‌رباها بعد از تلاش‌های ناموفق]
‫[از کادر خارج شدن]

277
00:12:03,305 --> 00:12:05,015
‫- هی، رئیس اونجاست.
‫- رئیس نا.

278
00:12:05,099 --> 00:12:07,977
‫- می‌خوان مجبورش کنن بازش کنه.
‫- حتماً توی ساختمون کارخونه‌ست.

279
00:12:08,060 --> 00:12:10,688
‫باشه، باید بریم اونجا.

280
00:12:12,022 --> 00:12:13,733
‫دارن بهش دستور میدن بازش کنه.

281
00:12:14,900 --> 00:12:16,569
‫- وای، نه!
‫- اون سرنگه؟

282
00:12:16,652 --> 00:12:18,487
‫وای، لطفاً. اون کار رو نکن.

283
00:12:19,780 --> 00:12:22,241
‫- فکر کنم دارن تهدیدش می‌کنن.
‫- با شکنجه؟

284
00:12:22,324 --> 00:12:24,034
‫- می‌خوان ناخن‌های پاش رو بکشن؟
‫- برای شکنجه‌ست.

285
00:12:24,118 --> 00:12:26,454
‫- شرط می‌بندم دندون‌هاش رو می‌کشن.
‫- دیوونه‌کننده‌ست.

286
00:12:32,251 --> 00:12:34,086
‫نه بابا، امکان نداره.

287
00:12:34,170 --> 00:12:35,713
‫- نمی‌تونم باور کنم.
‫- دارن زیاده‌روی می‌کنن.

288
00:12:36,213 --> 00:12:41,635
‫[در نهایت، رئیس نا]
‫[تحت شکنجه‌های وحشیانه قرار می‌گیره]

289
00:12:42,386 --> 00:12:43,888
‫غش کرد.

290
00:12:45,806 --> 00:12:49,435
‫«این عوضی داره کار رو سخت می‌کنه.»

291
00:12:49,518 --> 00:12:51,645
‫- «حالا چیکار کنیم؟»
‫- «چیکار کنیم؟ گندش دراومده.»

292
00:12:52,605 --> 00:12:53,939
‫داری براشون دوبله می‌کنی؟

293
00:12:53,939 --> 00:12:55,483
‫حسیه که در کل ازش می‌گیرم.

294
00:12:55,566 --> 00:12:56,817
‫[میان‌پرده‌ی من و اوباش]

295
00:12:56,817 --> 00:12:58,152
‫«بیدار شو، آقا.»

296
00:12:58,152 --> 00:12:59,153
‫«هی.»

297
00:12:59,153 --> 00:13:00,196
‫«آروم بگیرین، بچه‌ها.»

298
00:13:00,196 --> 00:13:01,697
‫«عشقم داره زنگ می‌زنه.»

299
00:13:01,989 --> 00:13:03,240
‫«الو؟»

300
00:13:03,240 --> 00:13:04,450
‫«اوه، آره.»

301
00:13:04,450 --> 00:13:07,620
‫«گرفتیمش،
‫ولی این عوضی همکاری نمی‌کنه.»

302
00:13:08,120 --> 00:13:10,331
‫«ولی تنها راه باز کردن اون کیف»

303
00:13:10,331 --> 00:13:12,541
‫«اینه که رئیس رو به حرف بیاریم.»

304
00:13:12,625 --> 00:13:14,168
‫«انگار چاره‌ای نداریم.»

305
00:13:14,251 --> 00:13:16,962
‫«هنوز نمی‌دونیم.
‫لب از لب باز نمی‌کنه.»

306
00:13:17,046 --> 00:13:18,547
‫[کاملاً غرق در تماشا]

307
00:13:19,173 --> 00:13:20,800
‫«پل ماپو ریخت؟»

308
00:13:20,883 --> 00:13:22,384
‫به حال‌وهواش می‌خوره، نه؟

309
00:13:22,468 --> 00:13:24,678
‫«متوجه شدم، آقا.
‫سعی می‌کنیم سر عقل بیاریمش.»

310
00:13:24,762 --> 00:13:26,972
‫[برادران تازا]
‫[گزارش تلفنیشون رو تموم می‌کنن]

311
00:13:27,056 --> 00:13:28,557
‫[ویدیوی بعدی]

312
00:13:29,433 --> 00:13:30,434
‫چی؟

313
00:13:30,434 --> 00:13:32,102
‫چرا دارن به کیف چسب می‌زنن؟

314
00:13:32,770 --> 00:13:33,896
‫چه خبره؟

315
00:13:33,896 --> 00:13:35,397
‫چرا دارن چسب می‌زنن بهش؟

316
00:13:35,815 --> 00:13:37,316
‫نمی‌دونم.

317
00:13:37,983 --> 00:13:40,152
‫[بمب فعال شد]

318
00:13:40,236 --> 00:13:41,737
‫اونا بمب داشتن.

319
00:13:43,322 --> 00:13:44,782
‫از یه روش غیرقابل‌تصور استفاده کردن.

320
00:13:44,782 --> 00:13:46,534
‫یه بمب کار گذاشتن.

321
00:13:46,617 --> 00:13:48,118
‫- برای اینکه بازش کنن؟
‫- آره.

322
00:13:49,411 --> 00:13:51,205
‫- این کار امنه؟
‫- منم دارم به همین فکر می‌کنم.

323
00:13:51,288 --> 00:13:53,499
‫- فکر نکنم جواب داده باشه.
‫- منم همین‌طور.

324
00:13:54,083 --> 00:13:55,584
‫- نمی‌تونستن...
‫- هی، باز شده.

325
00:13:55,668 --> 00:13:58,671
‫وقتی کیف مشکی باز میشه

326
00:13:58,754 --> 00:14:01,257
‫دود مشکی ازش بیرون میاد

327
00:14:01,340 --> 00:14:02,675
‫اون چیه؟ یه جور گازه؟

328
00:14:02,675 --> 00:14:04,218
‫آره، گاز مشکیه.
‫چی می‌تونه باشه؟

329
00:14:04,301 --> 00:14:06,679
‫اولش فکر کردم دود اگزوزه.

330
00:14:06,762 --> 00:14:09,139
‫ولی رنگش خیلی تیره بود.

331
00:14:09,223 --> 00:14:12,476
‫از درد به خودشون می‌پیچیدن،
‫انگار داشتن خفه می‌شدن.

332
00:14:12,560 --> 00:14:13,894
‫[آدم‌رباها در حال درد کشیدن]

333
00:14:13,894 --> 00:14:15,980
‫- ممکنه سمی باشه؟
‫- این باعث جهش شد؟

334
00:14:16,689 --> 00:14:18,649
‫حتماً یه سلاح شیمیاییه.

335
00:14:20,401 --> 00:14:21,944
‫رئیس نا هم در معرضش قرار گرفت؟

336
00:14:22,027 --> 00:14:26,282
‫[رئیس نا جاش امنه؟]

337
00:14:26,365 --> 00:14:27,867
‫[آخرین کلیپ]

338
00:14:28,075 --> 00:14:29,243
‫همون مرد قبلیه.

339
00:14:29,243 --> 00:14:30,452
‫[در نهایت، یه آدم‌ربا به زمین افتاد]

340
00:14:30,452 --> 00:14:31,579
‫حق با توئه.

341
00:14:31,579 --> 00:14:33,080
‫بعد از استنشاق دود،

342
00:14:33,080 --> 00:14:34,665
‫مردها سرفه کردن
‫و علائم تنگی‌نفس نشون دادن.

343
00:14:34,748 --> 00:14:36,250
‫یهو...

344
00:14:37,209 --> 00:14:38,711
‫دقیقاً همون‌طوریه که فکر می‌کردیم.

345
00:14:40,754 --> 00:14:42,423
‫دقیقاً همون‌طوریه که فکر می‌کردیم.

346
00:14:46,552 --> 00:14:50,389
‫یه ماده‌ی خاکستری نخ‌مانند
‫کل بدنش رو پوشوند.

347
00:14:50,472 --> 00:14:53,559
‫مردها بعد از استنشاق گاز،
‫توی یه پیله پیچیده شدن.

348
00:14:55,060 --> 00:14:56,854
‫خیلی چندش‌آوره.

349
00:14:56,937 --> 00:14:58,355
‫حالا وقت جهشه.

350
00:14:58,355 --> 00:15:00,024
‫- مثل اون زامبی قبلی.
‫- یادت میاد

351
00:15:00,107 --> 00:15:02,026
‫اون توده‌ای که قبلاً توی راهرو دیدیم؟

352
00:15:02,109 --> 00:15:04,778
‫اون پوسته‌ای بود که
‫شبیه تخم‌مرغ از تخم دراومده بود.

353
00:15:05,446 --> 00:15:08,991
‫اون جونوری که قبلاً دیدیم
‫حتماً از یه همچین پوسته‌ای بیرون اومده.

354
00:15:09,074 --> 00:15:11,076
‫همون هیولایی که از پنجره اومد تو.

355
00:15:11,744 --> 00:15:14,538
‫پس اون جونور عجیبی که قبلاً بهش برخوردیم

356
00:15:14,622 --> 00:15:18,042
‫می‌تونه مثل آدم‌رباها آلوده شده باشه.

357
00:15:18,125 --> 00:15:21,170
‫مطمئن بودم که با خیلی‌های دیگه
‫با همین عفونت روبرو میشیم.

358
00:15:23,130 --> 00:15:25,382
‫به اون نگاه کنین.

359
00:15:25,466 --> 00:15:27,009
‫- انگار داره از تخم درمیاد.
‫- مگه نه؟

360
00:15:27,092 --> 00:15:29,511
‫شبیه همون پوسته‌ایه
‫که توی راهرو دیدیم.

361
00:15:29,595 --> 00:15:31,764
‫اون مردی هم که بهمون حمله کرد،
‫یه پوستی داشت

362
00:15:31,847 --> 00:15:33,349
‫- با ته‌رنگ سبز.
‫- همین‌طوره.

363
00:15:33,766 --> 00:15:34,850
‫[عق زدن]

364
00:15:34,850 --> 00:15:36,352
‫چقدر چیزهای چندش‌آور نشون میده.

365
00:15:37,186 --> 00:15:38,437
‫روی دوربین بالا بیار.

366
00:15:38,437 --> 00:15:40,314
‫[این‌طوری]

367
00:15:40,397 --> 00:15:41,899
‫یه کیسه‌ی تهوع دم دستت باشه.

368
00:15:41,941 --> 00:15:43,651
‫من توی کوله‌پشتیم چندتا دارم، یونگ‌جین.

369
00:15:43,734 --> 00:15:45,361
‫کارمون تمومه، نه؟
‫خیلی‌خب.

370
00:15:45,444 --> 00:15:46,737
‫- همینه؟ دیگه نیست؟
‫- آره.

371
00:15:46,737 --> 00:15:47,696
‫[همه‌ی کلیپ‌ها تماشا شد]

372
00:15:47,696 --> 00:15:49,782
‫- فکر کنم همه‌شون رو دیدیم.
‫- سطل آشغال رو چک کن.

373
00:15:49,865 --> 00:15:51,367
‫باید این اتاق رو بگردیم.

374
00:15:51,450 --> 00:15:52,701
‫[یه در دیگه توی اتاق امنیت]

375
00:15:52,701 --> 00:15:54,036
‫[قفل هوشمند کار گذاشته شده]

376
00:15:54,036 --> 00:15:55,287
‫در این صورت...

377
00:15:55,287 --> 00:15:57,623
‫- رمز می‌خوایم.
‫- قبلاً یه گوشی پیدا کردیم.

378
00:15:57,706 --> 00:15:58,624
‫آره.

379
00:15:58,624 --> 00:16:02,836
‫- این اتفاق ۲۹ ژوئن افتاد.
‫- درسته.

380
00:16:02,920 --> 00:16:04,922
‫زنش مدام بهش پیام می‌داد...

381
00:16:04,922 --> 00:16:07,216
‫سالگردشون رو
‫بهش یادآوری می‌کرد.

382
00:16:07,299 --> 00:16:09,593
‫شاید رمزش ۰۶۳۰ باشه، یعنی ۳۰ ژوئن؟

383
00:16:10,386 --> 00:16:11,887
‫صفر، شش، سه، صفر.

384
00:16:11,887 --> 00:16:12,805
‫[اعداد بیشتری نیازه]

385
00:16:12,805 --> 00:16:13,889
‫یه رمز شش‌رقمیه.

386
00:16:13,889 --> 00:16:15,224
‫- پس...
‫- سال رو می‌خوایم.

387
00:16:15,224 --> 00:16:17,142
‫- هزار روزه که ازدواج کردن؟
‫- نه، ۱۰ سال.

388
00:16:17,226 --> 00:16:19,311
‫- پس ده سال میشه؟
‫- درسته.

389
00:16:19,395 --> 00:16:21,230
‫- میشه یک، پنج...
‫- میشه یک، پنج...

390
00:16:21,313 --> 00:16:23,065
‫- صفر، شش، سه، صفر.
‫- صفر، شش، سه، صفر.

391
00:16:23,148 --> 00:16:24,108
‫[رمز اشتباه]

392
00:16:24,108 --> 00:16:25,526
‫بازم نه؟

393
00:16:25,526 --> 00:16:26,860
‫پس...

394
00:16:26,860 --> 00:16:28,404
‫می‌تونم پیام‌ها رو دوباره ببینم؟

395
00:16:28,487 --> 00:16:30,072
‫[عزیزم چرا جواب تلفن رو نمیدی...]

396
00:16:30,155 --> 00:16:31,198
‫«فردا.»

397
00:16:31,198 --> 00:16:32,700
‫[نگو که یادت رفته فردا چه روزیه]

398
00:16:32,783 --> 00:16:34,118
‫شاید توی جولای ازدواج کردن؟

399
00:16:34,118 --> 00:16:35,744
‫امروز یکم جولایه.

400
00:16:35,828 --> 00:16:37,329
‫[پیامک روز اول جولای رسیده]

401
00:16:37,371 --> 00:16:41,583
‫[ممکنه روز دوم جولای ۲۰۱۵]
‫[ازدواج کرده باشن؟]

402
00:16:42,459 --> 00:16:43,919
‫- جواب داد.
‫- خودشه.

403
00:16:43,919 --> 00:16:45,462
‫- آره.
‫- باشه.

404
00:16:45,546 --> 00:16:46,797
‫خب، حالا...

405
00:16:46,797 --> 00:16:48,340
‫[بیاین توی گوشی آقای عاشق‌پیشه بگردیم]

406
00:16:49,508 --> 00:16:50,551
‫ایناهاش.

407
00:16:50,551 --> 00:16:54,221
‫[پیام‌های ردوبدل‌شده با نیکس]

408
00:16:54,304 --> 00:16:55,806
‫بازم هست؟

409
00:16:57,182 --> 00:17:01,353
‫[بالا رفتن برای پیدا کردن اولین پیام]

410
00:17:01,437 --> 00:17:04,982
‫- انگار نیکس استخدامشون کرده.
‫- آره، این اراذل رو وارد ماجرا کرده.

411
00:17:05,065 --> 00:17:07,359
‫- اونا بازوی اجرایی بودن.
‫- آره.

412
00:17:07,443 --> 00:17:09,611
‫دزدیدنش و پیام فرستادن:
‫«مأموریت انجام شد.»

413
00:17:09,695 --> 00:17:11,196
‫[وقتی مدرک تصویری فرستاده شد]

414
00:17:11,238 --> 00:17:12,740
‫- این نیکسی‌ها...
‫- «کیف رو دارید؟»

415
00:17:12,781 --> 00:17:13,824
‫[نیکس در مورد کیف پرسید]

416
00:17:13,824 --> 00:17:17,745
‫نیکس مدام می‌پرسید که
‫کیف رو به دست آوردن یا نه.

417
00:17:18,912 --> 00:17:21,373
‫[حتی بعد از مدرک تصویری]

418
00:17:21,457 --> 00:17:24,043
‫[وسواس نیکس روی کیف ادامه داشت]

419
00:17:24,126 --> 00:17:26,712
‫نگه داشتن رئیس نا
‫چندان مهم به نظر نمی‌رسید.

420
00:17:26,795 --> 00:17:29,173
‫تمرکز اصلیشون روی کیف بود.

421
00:17:29,256 --> 00:17:31,091
‫- دیگه چی داریم؟
‫- گالری تصاویر چطور؟

422
00:17:31,175 --> 00:17:32,676
‫هی، یه صدای ضبط‌شده داریم.

423
00:17:33,802 --> 00:17:35,846
‫[بررسی تماس تلفنی ضبط‌شده]

424
00:17:35,929 --> 00:17:36,847
‫سلام، رئیس.

425
00:17:36,847 --> 00:17:38,557
‫هی، اوضاع ایلون اچ. نا چطوره؟

426
00:17:38,640 --> 00:17:40,517
‫همین الان غش کرد.

427
00:17:40,601 --> 00:17:41,518
‫اوه، جدی؟

428
00:17:41,518 --> 00:17:44,480
‫- کیف امنیتی مشکی چی شد؟
‫- همکاری نمی‌کرد،

429
00:17:44,563 --> 00:17:46,273
‫برای همین هنوز رمزش رو نداریم.

430
00:17:46,356 --> 00:17:49,818
‫مشتریمون بیشتر از ایلون اچ. نا
‫به کیف علاقه نشون داده.

431
00:17:49,902 --> 00:17:51,737
‫یه چیزی درست نیست.

432
00:17:52,237 --> 00:17:54,531
‫نمی‌دونم توش چیه،

433
00:17:54,615 --> 00:17:56,450
‫ولی مطمئنم یه چیز فوق‌العاده‌ست.

434
00:17:57,034 --> 00:18:01,246
‫اراذل‌واوباش این کار رو
‫برای یه پاداش بزرگ قبول کردن،

435
00:18:01,330 --> 00:18:06,293
‫ولی فهمیدن که ممکنه
‫ارزش کیف بیشتر باشه.

436
00:18:06,376 --> 00:18:08,378
‫این می‌تونست باعث بشه
‫به فکر خیانت بیفتن.

437
00:18:08,921 --> 00:18:11,340
‫اول باید محتواش رو ببینم.

438
00:18:12,382 --> 00:18:14,718
‫توی راهم،
‫پس به هر قیمتی شده کیف رو باز کنین.

439
00:18:15,344 --> 00:18:16,887
‫چشم، رئیس. متوجه شدم.

440
00:18:17,387 --> 00:18:19,264
‫[تماس با دستور باز کردن کیف تمام شد]

441
00:18:19,348 --> 00:18:22,101
‫پس اونا کیف رو منفجر کردن.

442
00:18:22,184 --> 00:18:24,019
‫- اون چیز عجیب...
‫- گاز مشکی ازش اومد بیرون.

443
00:18:24,103 --> 00:18:25,687
‫- گاز آزاد شد.
‫- درسته.

444
00:18:25,771 --> 00:18:28,690
‫نیکس باید مجازات بشه.

445
00:18:28,774 --> 00:18:30,984
‫- می‌تونیم به نیکس زنگ بزنیم.
‫- امتحانش کنیم؟

446
00:18:31,068 --> 00:18:32,820
‫[تاریخچه‌ی تماس‌ها]

447
00:18:32,903 --> 00:18:34,696
‫[نیکس رؤیت شد]

448
00:18:34,780 --> 00:18:36,281
‫بهش چی میگی؟

449
00:18:37,241 --> 00:18:38,742
‫فکر نکنم جواب بده.

450
00:18:38,826 --> 00:18:40,994
‫[شجاعانه باهاش تماس می‌گیرن]

451
00:18:42,329 --> 00:18:43,831
‫جواب نمیده، نه؟

452
00:18:44,331 --> 00:18:46,083
‫[در حالی که تلفن به‌شدت زنگ می‌خوره]

453
00:18:46,166 --> 00:18:48,544
‫[تیم عصبی میشه]

454
00:18:48,627 --> 00:18:50,129
‫«شما نیکس هستین؟»

455
00:18:50,170 --> 00:18:51,630
‫قطعش کن.

456
00:18:51,630 --> 00:18:54,091
‫- همون‌طور که انتظار می‌رفت، جواب نمیده.
‫- خدا رو شکر.

457
00:18:54,174 --> 00:18:55,425
‫«می‌خواین چیکار کنیم؟»

458
00:18:55,425 --> 00:18:56,593
‫- جواب نمیده.
‫- نه.

459
00:18:56,593 --> 00:18:57,886
‫[ناامید]

460
00:18:57,886 --> 00:18:59,388
‫«یادداشت‌ها.»

461
00:18:59,596 --> 00:19:02,224
‫«رمز عبور اتاق تجهیزات توی اتاق امنیت.»

462
00:19:02,307 --> 00:19:04,143
‫۴۸۸۵ و بعدش یه ستاره.

463
00:19:07,479 --> 00:19:08,981
‫[باز شد]

464
00:19:08,981 --> 00:19:09,898
‫[بررسی تک‌تک سرنخ‌ها]

465
00:19:09,898 --> 00:19:11,400
‫- اون چیه؟
‫- اکانت نتفلیکس.

466
00:19:11,942 --> 00:19:13,861
‫[اکانت نتفلیکس و رمز عبور]

467
00:19:13,944 --> 00:19:15,821
‫[بانک اینچئون]
‫[پرداخت با کارت روز اول ماه انجام میشه]

468
00:19:15,904 --> 00:19:17,406
‫مطمئنیم که می‌تونیم اینو بخونیم؟

469
00:19:18,240 --> 00:19:20,159
‫- نباید به حریم خصوصیش احترام بذاریم؟
‫- می‌تونیم ببینیمش؟

470
00:19:20,242 --> 00:19:21,743
‫[حتی یه آدم‌ربا هم حق حریم خصوصی داره]

471
00:19:22,536 --> 00:19:24,371
‫هی، فهمیدم این اتاق برای چیه.

472
00:19:24,872 --> 00:19:26,957
‫حتماً برای مختل کردن سیگنال‌ها
‫استفاده میشه.

473
00:19:27,916 --> 00:19:30,669
‫[اتاق تجهیزات]

474
00:19:30,752 --> 00:19:33,255
‫اتاق پر از تجهیزات حرفه‌ای بود.

475
00:19:33,338 --> 00:19:36,258
‫به نظر می‌رسید اتاق تجهیزات باشه.

476
00:19:36,842 --> 00:19:39,303
‫[روی یک دیوار]

477
00:19:39,386 --> 00:19:40,470
‫[۲۰ تا کلید مختلف]

478
00:19:40,470 --> 00:19:41,889
‫چرا این‌همه کلید اینجاست؟

479
00:19:41,889 --> 00:19:43,640
‫- اون‌همه کلید رو ببین.
‫- هی، اینا رو نگاه کن.

480
00:19:43,724 --> 00:19:45,267
‫وای.

481
00:19:46,101 --> 00:19:48,687
‫فکر می‌کنی یکی از اینا
‫اون در رو باز کنه؟

482
00:19:48,770 --> 00:19:52,399
‫منظورم اون در فولادیه که
‫اراذل گروگان‌هاشون رو ازش بردن بیرون.

483
00:19:52,482 --> 00:19:53,984
‫یکیشون اون رو باز نمی‌کنه؟

484
00:19:54,067 --> 00:19:55,903
‫برای تشخیص کلید
‫باید کلیپ رو دوباره ببینیم؟

485
00:19:55,986 --> 00:19:57,487
‫آره، می‌تونیم.

486
00:19:57,779 --> 00:19:59,448
‫- کلید...
‫- جاکلیدی.

487
00:19:59,531 --> 00:20:01,325
‫جاکلیدی کمکمون می‌کنه.

488
00:20:01,408 --> 00:20:03,035
‫- توی راهرو بود؟
‫- درسته.

489
00:20:03,118 --> 00:20:05,370
‫[راهرو]

490
00:20:07,956 --> 00:20:09,458
‫[کلیپ ۰۶۲۸ راهرو ۰۲]

491
00:20:09,499 --> 00:20:11,793
‫[تمرکز بالا رفت]

492
00:20:11,877 --> 00:20:13,587
‫[کلیپ ۰۶۲۸ راهرو ۰۲]

493
00:20:16,423 --> 00:20:18,091
‫می‌تونیم یه چیزایی ازش ببینیم، نه؟

494
00:20:25,933 --> 00:20:28,143
‫یه چیز سبزه،
‫یه‌جورایی شبیه شبدر چهاربرگ؟

495
00:20:28,227 --> 00:20:30,103
‫کلیپ دیگه‌ای هم داریم؟

496
00:20:30,187 --> 00:20:31,855
‫[گبی در حرکت]

497
00:20:31,939 --> 00:20:35,192
‫[شبدر چهاربرگ سبز؟]

498
00:20:35,984 --> 00:20:40,155
‫[از بین ۲۰ تا جاکلیدی]

499
00:20:40,239 --> 00:20:42,324
‫[یه جاکلیدی شبدر چهاربرگ هست]

500
00:20:43,075 --> 00:20:44,576
‫شبدر چهاربرگ رو پیدا کردم.

501
00:20:44,660 --> 00:20:46,036
‫شاید خودش باشه.

502
00:20:46,036 --> 00:20:48,163
‫فکر کنم خودشه.

503
00:20:48,914 --> 00:20:50,165
‫هی، هم‌خوانی داره.

504
00:20:50,165 --> 00:20:51,750
‫چه خوب دیدیش، کارینا.

505
00:20:51,833 --> 00:20:53,252
‫چشم‌های تیزی داری.

506
00:20:53,252 --> 00:20:54,294
‫[بینایی شگفت‌انگیز جوون‌ها]

507
00:20:54,294 --> 00:20:56,838
‫من واضح شبدر چهاربرگ سبز رو دیدم.

508
00:20:56,922 --> 00:20:59,633
‫چند بار کلیپ رو بازپخش کردم،
‫بازم به نظر شبدر می‌رسید.

509
00:20:59,716 --> 00:21:01,218
‫«خودشه.»

510
00:21:01,260 --> 00:21:02,344
‫[موفقیت در یک چشم‌به‌هم‌زدن]

511
00:21:02,344 --> 00:21:04,137
‫فکر کنم کارمون اینجا تقریباً تمومه.

512
00:21:05,222 --> 00:21:06,556
‫[هیه‌ری و دوهون]
‫[دارن دستگاه‌ها رو بررسی می‌کنن]

513
00:21:06,556 --> 00:21:08,433
‫برام سواله این چیه.

514
00:21:08,517 --> 00:21:11,270
‫متوجه یه سیستمی شدم
‫با یه نقطه‌ی چشمک‌زن

515
00:21:11,270 --> 00:21:13,438
‫که خیلی شبیه سیستم جی‌پی‌اس بود.

516
00:21:13,522 --> 00:21:15,983
‫- این مکان فعلیمون رو نشون میده؟
‫- فکر کنم آره.

517
00:21:16,650 --> 00:21:18,193
‫[هدست]

518
00:21:19,486 --> 00:21:20,988
‫چیزی می‌شنوی؟

519
00:21:21,780 --> 00:21:23,073
‫لعنتی، داره سیگنال می‌گیره.

520
00:21:23,073 --> 00:21:24,324
‫- یه چیزی می‌شنوم.
‫- چی می‌شنوی؟

521
00:21:24,324 --> 00:21:25,826
‫صدای ملچ‌ملوچ می‌شنوم.

522
00:21:25,867 --> 00:21:27,369
‫گوش بده.

523
00:21:27,786 --> 00:21:28,745
‫[هدفون روی گوششه]

524
00:21:28,745 --> 00:21:30,664
‫صداش شبیه هیولای قبلی نیست؟

525
00:21:30,747 --> 00:21:32,249
‫[صدای ملچ‌ملوچ؟]

526
00:21:33,500 --> 00:21:35,002
‫مگه نه؟

527
00:21:35,043 --> 00:21:38,380
‫[نفس‌نفس زدن سنگین هیولا]

528
00:21:38,463 --> 00:21:40,257
‫[شبیه به این صداست]

529
00:21:40,340 --> 00:21:41,842
‫الو؟

530
00:21:42,676 --> 00:21:44,177
‫الو؟

531
00:21:47,472 --> 00:21:50,142
‫فکر نکنم این‌طوری کار کنه.
‫فرستنده هیچ کاری نمی‌کنه.

532
00:21:50,225 --> 00:21:51,727
‫[فقط می‌تونین سیگنال دریافت کنین]

533
00:21:51,768 --> 00:21:53,061
‫چطوری بگم؟

534
00:21:53,061 --> 00:21:55,981
‫شبیه ناله‌ی یه آدم مریض بود،

535
00:21:56,064 --> 00:21:58,859
‫ولی از طرفی هم شبیه صدای آدم نبود.

536
00:22:01,611 --> 00:22:03,989
‫به نظرت کی داره این صدا رو درمیاره؟

537
00:22:04,072 --> 00:22:04,990
‫اون هیولاهه.

538
00:22:04,990 --> 00:22:06,491
‫- هیولا.
‫- همونی که تازه جهش‌یافته؟

539
00:22:06,533 --> 00:22:08,952
‫یکی از اون آدم‌هایی نیست که
‫گاز رو استنشاق کردن؟

540
00:22:09,036 --> 00:22:10,329
‫- یکی از اون مردها؟
‫- آره.

541
00:22:10,329 --> 00:22:13,707
‫ولی ما این سیستم رو داریم
‫که سیگنال رو بهمون نشون میده.

542
00:22:13,790 --> 00:22:16,335
‫با توجه به اینکه
‫صدا رو هم می‌تونیم بشنویم،

543
00:22:16,418 --> 00:22:18,128
‫منطقی نیست فکر کنیم که صدا هم

544
00:22:18,211 --> 00:22:19,713
‫- همون‌جا تولید میشه؟
‫- حق با توئه.

545
00:22:22,174 --> 00:22:23,216
‫می‌دونین،

546
00:22:23,216 --> 00:22:27,054
‫- اونا یه ردیاب به رئیس نا وصل کردن.
‫- آره.

547
00:22:27,137 --> 00:22:30,307
‫طبق این، اونا یه ردیاب به رئیس نا وصل کردن.

548
00:22:30,390 --> 00:22:32,517
‫- توی نقشه این‌طوری گفته بود.
‫- اوه، آره.

549
00:22:32,601 --> 00:22:33,727
‫پس این اتفاقیه که افتاده.

550
00:22:33,727 --> 00:22:36,855
‫- پس این داره به رئیس نا اشاره می‌کنه.
‫- رئیس نا حتماً اینجاست.

551
00:22:36,938 --> 00:22:39,399
‫احتمالاً این صدا مال رئیس نائه.

552
00:22:39,483 --> 00:22:40,400
‫این صدای رئیس نائه؟

553
00:22:40,400 --> 00:22:42,235
‫- آره، اگه ردیاب کار شنود رو هم بکنه.
‫- درسته.

554
00:22:42,319 --> 00:22:45,030
‫من میگم این صدای ناله‌ی اونه
‫که داره درد می‌کشه.

555
00:22:45,113 --> 00:22:47,657
‫پیام‌های توی گوشی بهمون نشون دادن

556
00:22:47,741 --> 00:22:49,910
‫که نیکس، یعنی مشتریشون،

557
00:22:49,993 --> 00:22:53,830
‫بیشتر از رئیس نا
‫به کیف امنیتی علاقه داشت.

558
00:22:53,914 --> 00:22:56,458
‫چی می‌تونست توش باشه که این آدم‌ها...

559
00:22:56,541 --> 00:22:58,001
‫- که این‌قدر دلشون می‌خوادش؟
‫- آره.

560
00:22:58,001 --> 00:23:01,338
‫یه چیزی که می‌دونیم اینه که
‫قرار گرفتن در معرض گاز باعث جهش میشه.

561
00:23:01,421 --> 00:23:06,176
‫به نظر میاد توی کیف مشکی
‫ماده‌ی فرازمینی بوده.

562
00:23:06,259 --> 00:23:09,471
‫- یه‌جورایی می‌تونه باعث جهش بشه...
‫- دقیقاً.

563
00:23:09,554 --> 00:23:11,681
‫که میشه ازش به‌عنوان سلاح استفاده کرد

564
00:23:11,681 --> 00:23:13,975
‫یا برای استفاده‌های دیگه روش مطالعه کرد.

565
00:23:14,059 --> 00:23:16,395
‫به‌هرحال،
‫نیکس اونو یه دارایی کلیدی می‌دونه.

566
00:23:16,478 --> 00:23:17,729
‫کیف حتماً یه رازی توی خودش داشته.

567
00:23:17,729 --> 00:23:19,231
‫حتی ممکنه

568
00:23:19,314 --> 00:23:21,525
‫منبع امواج ایکسی باشه
‫که دنبالش می‌گشتیم.

569
00:23:21,608 --> 00:23:23,193
‫باید رئیس رو پیدا کنیم.

570
00:23:23,276 --> 00:23:25,612
‫جایی که می‌خوایم بهش برسیم...

571
00:23:25,695 --> 00:23:26,988
‫- کارخونه‌ست.
‫- کارخونه‌ست.

572
00:23:26,988 --> 00:23:28,949
‫حالا باید سیگنال جی‌پی‌اس رو دنبال کنیم.

573
00:23:29,866 --> 00:23:31,660
‫[جان بی‌سروصدا دوتا آیتم رو نگه می‌داره]

574
00:23:31,743 --> 00:23:33,662
‫[۱۰ دقیقه قبل]

575
00:23:37,332 --> 00:23:39,501
‫نقشه‌هایی رو پیدا کردم که
‫مسیرهای تخلیه رو نشون می‌دادن.

576
00:23:40,168 --> 00:23:43,004
‫«ساختمون کارخونه.»
‫محض احتیاط اینا رو برمی‌دارم.

577
00:23:43,588 --> 00:23:46,049
‫وقتی بالا گرفتمش،
‫دیدم که نقشه مطابقت داره

578
00:23:46,133 --> 00:23:48,552
‫با نقشه‌ای که روی صفحه نشون داده میشه.

579
00:23:49,136 --> 00:23:51,763
‫[با مقایسه‌ی نقشه‌ها با هم]
‫[مکان ایلون اچ. نا رو فهمیدن]

580
00:23:51,847 --> 00:23:53,348
‫یه نگاه بنداز.

581
00:23:54,224 --> 00:23:56,393
‫ما الان توی ساختمون اداری هستیم.

582
00:23:56,476 --> 00:23:58,562
‫وقتی بعداً بریم ساختمون کارخونه...

583
00:23:58,645 --> 00:24:00,480
‫- اون نقطه توی این اتاقه.
‫- درسته.

584
00:24:00,564 --> 00:24:01,898
‫باید به اینجا سر بزنیم.

585
00:24:01,898 --> 00:24:05,527
‫توی راهمون
‫بادیگاردها رو پیدا نمی‌کنیم؟

586
00:24:05,610 --> 00:24:07,821
‫همون مردهایی که توی
‫قفس بیرون زندانی شدن.

587
00:24:07,821 --> 00:24:09,865
‫درسته، اونا آدمای ایلون اچ. نا هستن.

588
00:24:09,948 --> 00:24:12,451
‫وقتی از این ساختمون بریم بیرون،
‫می‌تونیم به اون مردهای توی قفس سر بزنیم

589
00:24:12,534 --> 00:24:15,829
‫و بعد مستقیم بریم پیش رئیس نا.

590
00:24:15,912 --> 00:24:19,332
‫شاید زیادی دارم خیال‌بافی می‌کنم،

591
00:24:19,416 --> 00:24:22,627
‫ولی اگه بادیگاردهاش بهش خیانت کرده باشن
‫و بعد افتاده باشن روی زمین چی؟

592
00:24:22,711 --> 00:24:24,880
‫یادتونه چطوری وقتی اولین بار
‫این مأموریت بهمون داده شد...

593
00:24:24,963 --> 00:24:26,756
‫«یه مأمور داخل زین.»

594
00:24:26,840 --> 00:24:28,133
‫«همکاری.»

595
00:24:28,133 --> 00:24:30,260
‫«مشکوک.»

596
00:24:30,343 --> 00:24:32,387
‫به ما از یه گروه شورشی گفتن...

597
00:24:32,471 --> 00:24:34,222
‫- بهمون هشدار دادن.
‫- دقیقاً.

598
00:24:34,306 --> 00:24:38,101
‫توی نقشه اسم تیم رئیس نا
‫از جمله منشی کیم بود.

599
00:24:38,185 --> 00:24:41,229
‫- «منشی کیم چشه؟»
‫- یکیشون ممکنه تو این کار دست داشته باشه...

600
00:24:41,313 --> 00:24:43,398
‫- درسته.
‫- که آدم‌ربایی رو ممکن کرده.

601
00:24:43,482 --> 00:24:45,192
‫توی مأموریت قبلیمون بهمون خیانت شد.

602
00:24:45,275 --> 00:24:47,068
‫فرض کنیم همه‌ی وظایفمون رو انجام دادیم

603
00:24:47,152 --> 00:24:50,071
‫و حتی کیف رو هم پس گرفتیم.

604
00:24:50,155 --> 00:24:51,948
‫ولی یه خائن ممکنه
‫مثل یکی از خودمون رفتار کنه،

605
00:24:52,032 --> 00:24:55,035
‫و حتی داوطلب بشه کیف رو حمل کنه.

606
00:24:55,118 --> 00:24:57,704
‫- اینم یه احتماله.
‫- باید تا آخر نگهش داریم.

607
00:24:57,787 --> 00:24:59,789
‫اون خائن می‌تونه تو باشی.

608
00:25:00,540 --> 00:25:02,209
‫اگه اون خائن تو باشی چی؟

609
00:25:02,709 --> 00:25:04,294
‫[در نهایت به خائن بودن متهم میشه]

610
00:25:04,920 --> 00:25:05,837
‫هیچ‌کس بهم اعتماد نداره.

611
00:25:05,837 --> 00:25:08,048
‫- دوهون داره گریه می‌کنه.
‫- مثل بچه‌ها داره زار می‌زنه.

612
00:25:08,131 --> 00:25:09,633
‫آماده‌ای، یونگ‌جین؟

613
00:25:09,966 --> 00:25:12,177
‫[با شک‌وتردید توی دلشون راه می‌افتن]

614
00:25:12,260 --> 00:25:13,887
‫- واقعاً ترسناکه.
‫- واقعاً.

615
00:25:13,970 --> 00:25:15,472
‫واقعاً.

616
00:25:16,014 --> 00:25:17,516
‫کلید پیش منه.

617
00:25:17,974 --> 00:25:19,476
‫لطفاً بگیرش.

618
00:25:21,478 --> 00:25:24,606
‫- چطوری با یه نگاه پیداش کردی؟
‫- کارینا یه‌جوری انجامش داد.

619
00:25:24,689 --> 00:25:26,191
‫- موفق باشی.
‫- هی، خیلی...

620
00:25:28,276 --> 00:25:29,778
‫این دیوونه‌کننده‌ست.

621
00:25:32,489 --> 00:25:33,990
‫واقعاً جنون‌آمیزه.

622
00:25:43,750 --> 00:25:47,254
‫[محوطه‌ی خالی کنار کارخونه]

623
00:25:50,590 --> 00:25:52,467
‫- اینجا چند نفر هستن.
‫- چی؟

624
00:25:52,551 --> 00:25:55,178
‫[صحنه‌ای که]
‫[توی فیلم‌های دوربین‌های امنیتی دیدن]

625
00:26:00,642 --> 00:26:03,144
‫[مأمورها]
‫[گروگان‌هایی که توی قفس نگه داشته میشن]

626
00:26:11,027 --> 00:26:12,529
‫خدای من.

627
00:26:15,198 --> 00:26:16,700
‫- ممنونم.
‫- خوبی؟

628
00:26:16,700 --> 00:26:17,784
‫خیلی ممنونم.

629
00:26:17,784 --> 00:26:19,452
‫- خوبی؟
‫- اسمت چیه؟

630
00:26:19,536 --> 00:26:22,872
‫من منشی کیم هستم،
‫دستیار شخصی رئیس ایلون اچ. نا.

631
00:26:22,956 --> 00:26:26,126
‫- شما آقای کیم هستین.
‫- ایشون رئیس امنیته.

632
00:26:26,209 --> 00:26:27,210
‫حالتون خوبه؟

633
00:26:27,210 --> 00:26:29,671
‫[رئیس امنیت هنوز به هوش نیومده]

634
00:26:29,754 --> 00:26:31,715
‫اون دو نفر هم توی تیم امنیتی هستن؟

635
00:26:31,798 --> 00:26:33,258
‫بله.

636
00:26:33,258 --> 00:26:34,801
‫هر دوشون توی تیم امنیتی هستن.

637
00:26:34,884 --> 00:26:36,386
‫[بادیگاردهایی که اون طرف زندانی شدن]

638
00:26:37,512 --> 00:26:38,430
‫احیاناً،

639
00:26:38,430 --> 00:26:40,599
‫اون آدمای هیولاشکل رو ندیدین؟

640
00:26:40,682 --> 00:26:42,183
‫- آره.
‫- دیدیم.

641
00:26:43,852 --> 00:26:45,270
‫برای چی می‌پرسین؟

642
00:26:45,270 --> 00:26:47,272
‫انگار بدترین اتفاق افتاده.

643
00:26:47,355 --> 00:26:48,857
‫چی شده؟

644
00:26:49,733 --> 00:26:52,569
‫رئیس نا داشت
‫روی یه جونور فرازمینی مطالعه می‌کرد،

645
00:26:52,652 --> 00:26:55,989
‫که تو یه بشقاب‌پرنده پیدا شده بود.

646
00:26:56,072 --> 00:26:58,742
‫بعد، سطح تهدید بالا رفت.

647
00:26:58,825 --> 00:27:01,036
‫داشتیم به یه تأسیسات امن‌تر
‫منتقلش می‌کردیم

648
00:27:01,119 --> 00:27:02,787
‫که همه‌مون ربوده شدیم.

649
00:27:02,871 --> 00:27:06,416
‫انگار کیف امنیتی توی راه باز شده.

650
00:27:07,626 --> 00:27:09,878
‫توی ویدیو دیدیم که کیف باز میشه.

651
00:27:09,961 --> 00:27:11,004
‫منفجرش کردن.

652
00:27:11,004 --> 00:27:12,714
‫- دود مشکی ازش اومد بیرون.
‫- نه.

653
00:27:13,298 --> 00:27:15,508
‫ما کیف رو سفارشی ساخته بودیم،

654
00:27:15,592 --> 00:27:17,385
‫تا یه محفظه‌ی مخفی توش داشته باشه.

655
00:27:18,136 --> 00:27:19,846
‫- یه چیزی اونجا بود.
‫- بهت که گفتم.

656
00:27:19,929 --> 00:27:22,265
‫توی محفظه‌ی مخفی یه پادزهره که

657
00:27:22,265 --> 00:27:25,310
‫می‌تونه با این وضعیت اضطراری مقابله کنه.

658
00:27:25,393 --> 00:27:27,145
‫- متوجهیم.
‫- به‌علاوه،

659
00:27:27,145 --> 00:27:29,648
‫فقط با تراشه‌ای که
‫توی بدن رئیس نا کاشته شده

660
00:27:29,648 --> 00:27:31,149
‫میشه بهش دسترسی پیدا کرد.

661
00:27:31,149 --> 00:27:33,026
‫یه تراشه توی...

662
00:27:33,109 --> 00:27:34,527
‫- یه تراشه.
‫- درسته.

663
00:27:34,527 --> 00:27:38,657
‫رئیس نا بهم گفت برای مواقع اضطراری
‫اون تراشه رو توی بدنش کاشته.

664
00:27:38,740 --> 00:27:41,117
‫لطفاً رئیس نا و کیف رو پیدا کنین،

665
00:27:41,201 --> 00:27:42,535
‫و این وضعیت رو مدیریت کنین.

666
00:27:42,535 --> 00:27:43,828
‫باشه. باشه. باشه.

667
00:27:43,828 --> 00:27:45,121
‫[تکون می‌خوره]

668
00:27:45,121 --> 00:27:47,040
‫داری به هوش میای؟

669
00:27:47,123 --> 00:27:48,625
‫- وای خدای من.
‫- لطفاً کمکش کنین.

670
00:27:52,754 --> 00:27:54,589
‫- داریم وقتمون رو از دست میدیم.
‫- باشه.

671
00:27:54,673 --> 00:27:56,257
‫وقتی منو گرفتن
‫یه نگاه گذرا بهش انداختم.

672
00:27:56,341 --> 00:27:57,592
‫برین سمت اون جعبه.

673
00:27:57,592 --> 00:27:59,803
‫فکر کنم چرخوندن یه چرخ‌دنده داخل اون
‫دروازه رو باز می‌کنه.

674
00:27:59,886 --> 00:28:01,388
‫بجنبین.

675
00:28:03,723 --> 00:28:07,185
‫[جعبه‌ی فولادی توی محوطه‌ی خالی]

676
00:28:07,268 --> 00:28:09,062
‫[یه چرخ داخلشه؟]

677
00:28:09,145 --> 00:28:10,772
‫[منظورت این بود؟]

678
00:28:10,855 --> 00:28:12,649
‫- بجنبین، داریم وقت رو از دست میدیم.
‫- درسته.

679
00:28:14,359 --> 00:28:16,277
‫یالا، سرعتتون رو ببرید بالا.

680
00:28:16,361 --> 00:28:18,029
‫- فکر کنم در داره باز میشه.
‫- همین‌طوره.

681
00:28:18,113 --> 00:28:19,781
‫- فقط یه کم دیگه.
‫- حالت خوبه؟

682
00:28:20,990 --> 00:28:23,076
‫اگه اون یه خائن باشه چی؟

683
00:28:23,159 --> 00:28:24,661
‫آره، اینم یه احتماله.

684
00:28:24,661 --> 00:28:26,162
‫نمیشه بهش اعتماد کرد.

685
00:28:26,162 --> 00:28:27,997
‫[یه خائن؟]

686
00:28:28,081 --> 00:28:30,750
‫- لطفاً دست‌هامون رو باز کنین.
‫- یه لحظه.

687
00:28:30,834 --> 00:28:32,335
‫عجله کنین.

688
00:28:32,460 --> 00:28:33,962
‫- در این مورد مطمئنیم؟
‫- نه.

689
00:28:34,045 --> 00:28:35,380
‫می‌تونن خائن باشن.

690
00:28:35,380 --> 00:28:39,092
‫- بعداً بازتون می‌کنیم. یه لحظه فرصت بدین.
‫- باشه.

691
00:28:39,175 --> 00:28:40,885
‫- لطفاً، سریع‌تر انجامش بدین.
‫- باید عجله کنین.

692
00:28:40,969 --> 00:28:42,929
‫داریم وقتمون رو از دست میدیم.
‫این خطرناکه.

693
00:28:43,722 --> 00:28:44,806
‫[واقعاً ناامید به نظر می‌رسن]

694
00:28:44,806 --> 00:28:46,766
‫- هی.
‫- لطفاً کمکمون کنین.

695
00:28:46,850 --> 00:28:47,976
‫- ما رو باز کنین.
‫- حتماً.

696
00:28:47,976 --> 00:28:49,728
‫- این کار رو می‌کنیم، ولی...
‫- مطمئنی باید این کار رو بکنیم؟

697
00:28:50,228 --> 00:28:51,604
‫قضیه از این قراره.

698
00:28:51,604 --> 00:28:53,231
‫اون مردها مدام اصرار می‌کردن
‫که نجاتشون بدیم

699
00:28:53,314 --> 00:28:55,900
‫و اصرار داشتن که
‫چرخوندن چرخ، قفس رو باز می‌کنه.

700
00:28:55,984 --> 00:28:58,361
‫اونجا بود که
‫همه‌چی یه‌جورایی مشکوک شد.

701
00:28:58,445 --> 00:29:00,196
‫- اسمت چیه؟
‫- چی؟

702
00:29:00,280 --> 00:29:02,115
‫اسمت چیه، رئیس امنیت؟

703
00:29:02,198 --> 00:29:04,075
‫من محافظ جانگ هستم.

704
00:29:04,159 --> 00:29:06,453
‫[این با بیوگرافیش هم‌خوانی داره]

705
00:29:06,536 --> 00:29:08,079
‫بیا قفس رو باز کنیم.

706
00:29:08,163 --> 00:29:09,998
‫بازشون کنیم؟

707
00:29:10,081 --> 00:29:11,583
‫قفس رو باز کنین، لطفاً.

708
00:29:11,666 --> 00:29:13,168
‫دارم چرخ رو می‌چرخونم.

709
00:29:14,419 --> 00:29:15,920
‫لطفاً عجله کنین.

710
00:29:19,883 --> 00:29:21,301
‫- بیا بلندت کنم.
‫- ممنونم.

711
00:29:21,301 --> 00:29:24,387
‫[کار درستی کردیم؟]

712
00:29:25,680 --> 00:29:28,099
‫- می‌تونین اون قفس هم به همون روش باز کنین.
‫- باشه.

713
00:29:28,183 --> 00:29:29,726
‫دستگاه توی جعبه...

714
00:29:30,268 --> 00:29:31,936
‫[برزنت عجیب در طرف دیگر محوطه]

715
00:29:32,020 --> 00:29:32,937
‫حتماً همینه.

716
00:29:32,937 --> 00:29:36,858
‫[زیر برزنت]
‫[یه جعبه‌ی فولادی دقیقاً مشابه هست]

717
00:29:37,859 --> 00:29:39,360
‫- بیا بیرون.
‫- باشه.

718
00:29:41,196 --> 00:29:42,697
‫بادیگارد! مأمور امنیت!

719
00:29:42,739 --> 00:29:43,782
‫اینا اسم‌هاشونه.

720
00:29:43,782 --> 00:29:45,784
‫بیدار شو، بادیگارد.
‫یالا، مأمور امنیت!

721
00:29:45,867 --> 00:29:47,368
‫من می‌تونم قفسشون رو باز کنم.

722
00:29:47,368 --> 00:29:48,870
‫بسپارش به من.

723
00:29:50,580 --> 00:29:54,000
‫[رئیس امنیت]
‫[خودش شروع به چرخوندن چرخ می‌کنه]

724
00:30:01,007 --> 00:30:02,967
‫- فکر نکنم باز بشه.
‫- کار نمی‌کنه.

725
00:30:03,676 --> 00:30:05,720
‫بیدار بشین، بادیگارد و مأمور امنیت!

726
00:30:11,851 --> 00:30:13,520
‫حتماً خرابه.

727
00:30:13,603 --> 00:30:15,104
‫- باز نمیشه.
‫- نه، باز میشه.

728
00:30:17,857 --> 00:30:19,359
‫چیکار کنیم؟

729
00:30:19,734 --> 00:30:22,403
‫عجله کنین. وقت زیادی نداریم.

730
00:30:22,487 --> 00:30:24,614
‫باید یه راه دیگه‌ای پیدا کنیم.

731
00:30:24,697 --> 00:30:26,491
‫- لطفاً کمکم کنین.
‫- چطوری این کار رو بکنیم؟

732
00:30:27,200 --> 00:30:29,035
‫بادیگارد! بچه‌ها!

733
00:30:40,296 --> 00:30:41,256
‫باز شد.

734
00:30:41,256 --> 00:30:42,757
‫باز شد، آقای جانگ.

735
00:30:43,925 --> 00:30:45,510
‫مأمور امنیت.

736
00:30:46,553 --> 00:30:48,054
‫اونجا...

737
00:30:48,054 --> 00:30:50,014
‫بعد از اینکه ما رو اینجا زندانی کردن،
‫رئیس نا رو بردن اون‌طرف...

738
00:30:50,098 --> 00:30:51,683
‫- کجا؟ اون‌طرف؟
‫- سمت...

739
00:30:52,517 --> 00:30:54,435
‫بهتون هشدار داده بودم، نه؟

740
00:30:55,436 --> 00:30:56,938
‫بهتون هشدار داده بودم، نه؟

741
00:30:58,231 --> 00:31:00,483
‫[درِ فولادی یهو افتاد]

742
00:31:00,567 --> 00:31:02,068
‫- وای خدای من!
‫- این دیگه چه کوفتیه؟

743
00:31:21,337 --> 00:31:22,964
‫از این‌طرف بیاین، همگی!

744
00:31:23,047 --> 00:31:24,507
‫یالا!

