﻿1
00:00:05,964 --> 00:00:07,841
‫- فکر نکنم باز بشه.
‫- نمی‌شه.

2
00:00:09,134 --> 00:00:11,636
‫محافظ و نگهبان، بیدار شو!

3
00:00:22,772 --> 00:00:23,648
‫باز شد.

4
00:00:23,732 --> 00:00:25,066
‫باز شد آقای جانگ.

5
00:00:25,567 --> 00:00:26,735
‫- این طرفی بریم؟
‫- آره.

6
00:00:27,902 --> 00:00:29,529
‫دیدین گفته بودم؟

7
00:00:31,614 --> 00:00:32,449
‫چه خبره؟

8
00:00:42,167 --> 00:00:43,251
‫باورم نمی‌شه!

9
00:00:53,887 --> 00:00:55,221
‫باورم نمی‌شه!

10
00:00:55,305 --> 00:00:56,181
‫اون طرفی برین!

11
00:00:56,264 --> 00:00:57,891
‫اون طرفی!

12
00:00:59,809 --> 00:01:01,853
‫- این طرفی بریم!
‫- همه‌تون برگردین!

13
00:01:01,936 --> 00:01:03,938
‫- آهای! بیاین اینجا!
‫- از این طرف بریم!

14
00:01:04,022 --> 00:01:06,858
‫[ماموران به دو مسیر تقسیم می‌شن.]

15
00:01:06,941 --> 00:01:08,651
‫آهای! بیاین اینجا!

16
00:01:19,913 --> 00:01:21,581
‫محافظ، بلند شو.

17
00:01:22,499 --> 00:01:24,876
‫- باید بریم. نگهبان!
‫- بیا اینجا!

18
00:01:24,959 --> 00:01:26,795
‫بیا!

19
00:01:26,878 --> 00:01:28,671
‫- زود باش بیا!
‫- عجله کن!

20
00:01:40,350 --> 00:01:42,310
‫- کدوم طرفی بریم؟
‫- اینجا!

21
00:01:54,030 --> 00:01:56,199
‫قفل کن، قفل کن، قفل کن!

22
00:02:07,669 --> 00:02:12,132
‫[گله جهش‌یافته‌ها همچنان حمله می‌کنه.]

23
00:02:17,178 --> 00:02:20,974
‫اون لحظه رو هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم.

24
00:02:21,057 --> 00:02:23,059
‫نمی‌دونم درسته بگم یا نه،

25
00:02:23,143 --> 00:02:25,854
‫ولی انقدر ترسیده بودم
‫که نزدیک بود خودم رو خراب کنم.

26
00:02:25,937 --> 00:02:27,605
‫خیلی شوکه‌کننده بود.

27
00:02:27,689 --> 00:02:32,068
‫چند صد نفرشون دنبال ما بودن.

28
00:02:32,152 --> 00:02:34,779
‫شبیه سکانس‌های توی فیلم‌ها بود.

29
00:02:34,863 --> 00:02:37,532
‫باورم نمی‌شه توی واقعیت تجربه‌اش کردم.

30
00:02:41,536 --> 00:02:42,996
‫وای!

31
00:02:43,037 --> 00:02:44,205
‫وای!

32
00:02:44,414 --> 00:02:46,082
‫الان سکته می‌کنم.

33
00:02:46,166 --> 00:02:50,295
‫یعنی همه نگهبان‌ها باید مرده باشن.

34
00:02:50,378 --> 00:02:54,966
‫[اطرافیان رئیس نا نجات پیدا نکردن.]

35
00:02:56,843 --> 00:02:58,469
‫وسوسه شدم از این‌ها بذارم.

36
00:02:58,553 --> 00:02:59,387
‫چیه؟

37
00:02:59,470 --> 00:03:02,140
‫[تجهیزات ایمنی توی نقطه‌ای
‫از کارخونه نگهداری می‌شن.]

38
00:03:02,223 --> 00:03:03,892
‫نوشته «تجهیزات ایمنی رو بپوشید.»

39
00:03:03,975 --> 00:03:05,393
‫«امنیت از همین‌جا شروع می‌شه.»

40
00:03:05,476 --> 00:03:07,353
‫یعنی این‌ها رو سرمون بذاریم؟

41
00:03:09,063 --> 00:03:12,817
‫وقتی کلاه و عینک ایمنی رو دیدم
‫خیلی استرس گرفتم.

42
00:03:12,901 --> 00:03:15,945
‫چون فکر کردم شاید قراره
‫یه چیزی روی سرمون بیفته.

43
00:03:17,322 --> 00:03:19,490
‫- مقدارش بیشتر شده.
‫- آره.

44
00:03:20,074 --> 00:03:21,367
‫چند تا جهش‌یافته بودن؟

45
00:03:21,451 --> 00:03:23,494
‫فکر کنم صد نفری می‌شدن.

46
00:03:23,578 --> 00:03:24,746
‫گیر کردم.

47
00:03:24,829 --> 00:03:26,372
‫- واقعا؟
‫- آره.

48
00:03:26,456 --> 00:03:28,082
‫- هلشون دادی؟
‫- آره.

49
00:03:28,166 --> 00:03:29,584
‫توی راه اینجا که بودم،

50
00:03:29,667 --> 00:03:31,419
‫چهل تا جهش‌یافته دنبالم بودم.

51
00:03:32,003 --> 00:03:33,254
‫[گیج و مبهوته.]

52
00:03:33,338 --> 00:03:36,090
‫انقدر گیج و ترسیده بودم
‫که مغزم کاملا خالی شد.

53
00:03:36,174 --> 00:03:37,467
‫هیچی نمی‌دیدم.

54
00:03:37,550 --> 00:03:40,303
‫مدام زوزه می‌کشیدن و داد می‌زدن.

55
00:03:43,598 --> 00:03:45,141
‫فقط همین صدا می‌اومد.

56
00:03:45,767 --> 00:03:47,227
‫من که واقعا جا خوردم.

57
00:03:47,310 --> 00:03:49,604
‫این صحنه‌ها رو فقط توی فیلم دیده بودم.

58
00:03:49,687 --> 00:03:51,481
‫باورم نمی‌شه دنبال خودم بودن.

59
00:03:51,564 --> 00:03:53,149
‫- عین جنگ جهانی زد بود.
‫- دقیقا.

60
00:03:53,233 --> 00:03:56,194
‫فکر کنم اولین باری بود
‫که موقع دویدن جیغ می‌زدم.

61
00:03:56,277 --> 00:03:58,154
‫معمولا یا جیغ می‌زنم یا فرار می‌کنم،

62
00:03:58,238 --> 00:03:59,447
‫جفتش رو نمی‌تونم.

63
00:04:00,031 --> 00:04:00,865
‫ولی این بار شد.

64
00:04:02,867 --> 00:04:04,285
‫[فرار می‌کنه و جیغ می‌زنه.]

65
00:04:04,369 --> 00:04:06,371
‫تا حالا موقع دویدن جیغ نزده بودم.

66
00:04:06,454 --> 00:04:07,789
‫از بس که ترسناک بود.

67
00:04:09,123 --> 00:04:10,708
‫باید دنبال سرنخ بگردیم.

68
00:04:10,792 --> 00:04:12,293
‫اونجا یه در دیده بودم.

69
00:04:14,462 --> 00:04:15,797
‫[صدای تق در.]

70
00:04:15,880 --> 00:04:16,965
‫باز می‌شه؟

71
00:04:17,590 --> 00:04:18,716
‫نه، نمی‌شه.

72
00:04:20,260 --> 00:04:21,552
‫فکر کنم این در باشه.

73
00:04:23,930 --> 00:04:25,556
‫این چیه؟

74
00:04:25,640 --> 00:04:27,058
‫از داخل قفله.

75
00:04:27,767 --> 00:04:28,893
‫باز نمی‌شه جان.

76
00:04:28,977 --> 00:04:30,395
‫[همه درها قفل هستن.]

77
00:04:30,478 --> 00:04:31,896
‫باز نمی‌شه؟

78
00:04:31,980 --> 00:04:35,942
‫[کجا باید رفت؟]

79
00:04:37,402 --> 00:04:38,861
‫اینجا کلید نداره، نه؟

80
00:04:47,287 --> 00:04:48,121
‫نگاه کن.

81
00:04:49,872 --> 00:04:51,040
‫نگاه کن.

82
00:04:51,124 --> 00:04:52,417
‫اینجا رو باش.

83
00:04:54,627 --> 00:04:55,461
‫بیاین.

84
00:04:55,545 --> 00:04:56,379
‫باورم نمی‌شه.

85
00:04:56,462 --> 00:04:57,297
‫اومدم.

86
00:04:57,380 --> 00:04:58,381
‫[زیر این پتو...]

87
00:04:58,965 --> 00:04:59,799
‫چیه؟

88
00:04:59,882 --> 00:05:00,717
‫[یه مسیر مخفیه.]

89
00:05:03,344 --> 00:05:05,054
‫فکر کنم باید از داخل این بریم.

90
00:05:05,138 --> 00:05:07,056
‫[مسیر باریکی که به اون طرف می‌رسه.]

91
00:05:07,140 --> 00:05:08,433
‫ای بابا.

92
00:05:09,183 --> 00:05:10,852
‫- ولی می‌گم...
‫- چیه؟

93
00:05:10,935 --> 00:05:12,478
‫وقتی انداختمش این رو پیدا کردم.

94
00:05:12,562 --> 00:05:13,438
‫- وای خدا.
‫- باورم نمی‌شه.

95
00:05:13,521 --> 00:05:15,481
‫همین که اومدیم اینجا دیدمش.

96
00:05:15,982 --> 00:05:17,442
‫- از اول اینجا بود؟
‫- آره.

97
00:05:17,525 --> 00:05:19,193
‫از وقتی اومدیم بود.

98
00:05:19,277 --> 00:05:21,195
‫هیچی توش نیست.

99
00:05:21,279 --> 00:05:23,114
‫حتما از این خزیدن و رد شدن.

100
00:05:23,698 --> 00:05:24,532
‫مورمورم شد.

101
00:05:24,615 --> 00:05:25,992
‫- یعنی این طرفی رفتن؟
‫- مگه بیرون نمی‌ره؟

102
00:05:26,075 --> 00:05:26,909
‫می‌ترسم.

103
00:05:26,993 --> 00:05:29,370
‫انتظار نداشتم انقدر زیاد باشن.

104
00:05:29,454 --> 00:05:31,622
‫- صد نفری می‌شن.
‫- دقیقا.

105
00:05:31,706 --> 00:05:34,000
‫به نظرم اونجا اشتباه کردیم...

106
00:05:34,083 --> 00:05:37,211
‫- که از هم جدا شدیم.
‫- موافقم.

107
00:05:37,295 --> 00:05:38,921
‫- بیاین اینجا!
‫- همه بیان اینجا!

108
00:05:39,005 --> 00:05:40,673
‫- آهای، بیاین!
‫- این طرفیه!

109
00:05:40,757 --> 00:05:42,467
‫- راست می‌گی.
‫- باید تصمیم بگیریم کجا بریم.

110
00:05:42,550 --> 00:05:44,177
‫آره، اصلا آمادگی نداشتیم.

111
00:05:44,260 --> 00:05:47,638
‫نگهبان جانگ به یه طرف مشکوکی اشاره کرد.

112
00:05:47,722 --> 00:05:50,266
‫نباید می‌موندی که اسمش رو بپرسی.

113
00:05:50,350 --> 00:05:51,934
‫- چرا حرفش رو باور نکردی؟
‫- تقصیر تو بود.

114
00:05:52,018 --> 00:05:53,353
‫- باید در رو باز می‌کردی.
‫- وایستین.

115
00:05:53,436 --> 00:05:54,645
‫قبل از اینکه بیایم...

116
00:05:54,729 --> 00:05:57,482
‫- الان جهش‌یافته شده.
‫- قرار بود به کسی اعتماد نکنیم.

117
00:05:57,565 --> 00:05:59,025
‫واسه همین ازش پرسیدم.

118
00:05:59,108 --> 00:06:00,943
‫نکنه از اعتمادش استفاده کردن
‫و باعث شدن خراب بشه؟

119
00:06:01,027 --> 00:06:03,112
‫یادتونه اولین بار که
‫ماموریت رو بهمون دادن...

120
00:06:03,196 --> 00:06:04,572
‫لطفا دستمون رو باز کنین.

121
00:06:04,655 --> 00:06:06,741
‫اگه خائن باشه چی؟

122
00:06:06,824 --> 00:06:08,284
‫- مطمئنین کار خوبیه؟
‫- نه.

123
00:06:08,368 --> 00:06:09,994
‫رئیس نگهبان، اسمت چیه؟

124
00:06:10,078 --> 00:06:11,954
‫نگهبان جانگم.

125
00:06:12,955 --> 00:06:15,833
‫[نگهبان جانگ و گروهش
‫به ظن مشکوک بودن کشته شدن.]

126
00:06:17,126 --> 00:06:19,420
‫- بیاین بریم. ولی از این به بعد...
‫- این چیه؟

127
00:06:22,423 --> 00:06:24,092
‫یه صدایی از داخل اومد.

128
00:06:28,721 --> 00:06:30,473
‫مگه اینجا کلا صدا نمیاد؟

129
00:06:30,556 --> 00:06:32,642
‫تو رو خدا...

130
00:06:32,725 --> 00:06:34,060
‫وایستین.

131
00:06:34,143 --> 00:06:35,478
‫- می‌ترسم.
‫- وایستین.

132
00:06:38,314 --> 00:06:39,857
‫- آوردیش؟
‫- آره، آوردم.

133
00:06:40,608 --> 00:06:42,402
‫- الان...
‫- کجا می‌شیم؟

134
00:06:42,485 --> 00:06:44,070
‫- از دفتر خارج شدیم.
‫- آره.

135
00:06:44,153 --> 00:06:45,196
‫اینجا ساختمون کارخونه است.

136
00:06:45,279 --> 00:06:47,240
‫- از این مسیر اومدیم.
‫- خب.

137
00:06:47,323 --> 00:06:48,449
‫- از اینجا رد شدیم.
‫- آره.

138
00:06:48,950 --> 00:06:51,661
‫- یعنی اگه از اینجا بریم...
‫- خب؟

139
00:06:51,744 --> 00:06:53,538
‫- رئیس اینجاست؟
‫- آره.

140
00:06:53,621 --> 00:06:55,456
‫- ولی الان باز نمی‌شه.
‫- نه، نمی‌شه.

141
00:06:55,540 --> 00:06:58,084
‫- پس باید دورش بزنیم.
‫- از داخل بریم.

142
00:06:58,167 --> 00:06:59,419
‫- بعدش بریم چپ؟
‫- آره.

143
00:06:59,502 --> 00:07:00,878
‫باید بریم چپ.

144
00:07:00,962 --> 00:07:03,423
‫- ولی از اونجا که صدا میاد...
‫- آره، باید مواظب باشیم.

145
00:07:03,506 --> 00:07:05,383
‫نمی‌دونیم اون طرفش چه خبره.

146
00:07:05,466 --> 00:07:07,635
‫- این کارخونه خیلی بزرگه.
‫- آره.

147
00:07:07,718 --> 00:07:09,095
‫مامانم رو می‌خوام.

148
00:07:10,096 --> 00:07:11,722
‫خیلی‌خب. بریم دیگه.

149
00:07:11,806 --> 00:07:12,807
‫[بزرگترها جلوتر از بقیه راه میفتن.]

150
00:07:12,890 --> 00:07:13,724
‫اول تو می‌ری یونگ‌جین؟

151
00:07:15,268 --> 00:07:16,102
‫[نزدیک بود.]

152
00:07:16,185 --> 00:07:17,270
‫خنگول.

153
00:07:17,353 --> 00:07:18,896
‫از دست تو یونگ‌جین.

154
00:07:19,439 --> 00:07:21,441
‫- خونسرد باش.
‫- شرمنده.

155
00:07:21,524 --> 00:07:24,152
‫الان وقت لحظه کمدی نیست.

156
00:07:24,235 --> 00:07:25,778
‫بند کلاهتون رو ببندین.

157
00:07:26,362 --> 00:07:28,114
‫[یونگ‌جین با کلاه توی دستش وارد می‌شه.]

158
00:07:28,197 --> 00:07:29,449
‫ولی اگه همه بریم...

159
00:07:29,532 --> 00:07:31,367
‫ساکت باش.

160
00:07:34,203 --> 00:07:35,204
‫می‌ترسم.

161
00:07:40,460 --> 00:07:43,337
‫[یکی یکی وارد می‌شن.]

162
00:07:51,137 --> 00:07:52,638
‫چیه؟

163
00:07:53,181 --> 00:07:54,891
‫- چقدر بزرگه.
‫- چی؟

164
00:07:54,974 --> 00:07:56,100
‫خیلی بزرگه.

165
00:07:57,977 --> 00:07:59,020
‫[مبهوت می‌شه.]

166
00:08:02,190 --> 00:08:03,191
‫باورم نمی‌شه.

167
00:08:34,931 --> 00:08:36,849
‫حالا چیکار کنیم؟

168
00:08:42,230 --> 00:08:43,064
‫ساکت باش.

169
00:08:43,147 --> 00:08:44,190
‫اینجان.

170
00:08:44,273 --> 00:08:45,858
‫- جهش‌یافته‌ها اینجان.
‫- اینجا؟

171
00:08:47,276 --> 00:08:48,319
‫- کو؟
‫- اونجا.

172
00:08:51,239 --> 00:08:54,158
‫[کارخونه دو.]

173
00:09:00,915 --> 00:09:02,708
‫همون جهش‌یافته‌ها که دیدیم.

174
00:09:02,792 --> 00:09:04,544
‫اینجا پخش شدن.

175
00:09:13,803 --> 00:09:15,972
‫[اینجا هستن.]

176
00:09:16,764 --> 00:09:18,516
‫[آروم باشین، روی زمین بخزین.]

177
00:09:19,225 --> 00:09:20,518
‫[می‌بینیشون؟]

178
00:09:24,605 --> 00:09:25,731
‫[ناله و شکایت می‌کنه.]

179
00:09:25,815 --> 00:09:27,567
‫[باید اون طرفی بریم.]

180
00:09:27,650 --> 00:09:29,026
‫وای خدا.

181
00:09:29,110 --> 00:09:30,736
‫چقدر زیادن.

182
00:09:36,659 --> 00:09:38,786
‫[اول یه جا پیدا کنیم که قایم بشیم.]

183
00:09:38,869 --> 00:09:40,788
‫خیلی زیادن.

184
00:09:40,871 --> 00:09:42,582
‫چقدر زیادن.

185
00:09:47,378 --> 00:09:48,671
‫باید دور بزنیم.

186
00:09:48,754 --> 00:09:50,006
‫خیلی می‌ترسم.

187
00:09:52,550 --> 00:09:54,510
‫من واقعا به سروصدا حساسم.

188
00:09:54,594 --> 00:09:56,554
‫همه‌اش هم اینطوری زوزه می‌کشن.

189
00:09:56,637 --> 00:09:58,347
‫بعضی وقت‌ها خیلی صداش زیاد می‌شه.

190
00:09:58,431 --> 00:10:01,642
‫[متخصص زوزه جهش‌یافته‌ها رو داریم.]

191
00:10:02,518 --> 00:10:04,729
‫چاره‌ای نبود جز اینکه ازشون رد بشیم.

192
00:10:09,692 --> 00:10:11,944
‫نوشته فلش آبی رو دنبال کنین.

193
00:10:12,445 --> 00:10:13,279
‫[مواظب سقوط اشیاء باشین.]

194
00:10:13,362 --> 00:10:14,989
‫[فلش آبی رو دنبال کنین.]

195
00:10:15,072 --> 00:10:16,324
‫[فلش آبی؟]

196
00:10:17,116 --> 00:10:18,451
‫[نگاهی می‌ندازن...]

197
00:10:18,534 --> 00:10:21,203
‫[موقعیت فعلی ماموران اینجاست.]

198
00:10:21,287 --> 00:10:24,707
‫باید از نزدیکترین مسیر
‫فلش‌های آبی رو دنبال می‌کردیم.

199
00:10:24,790 --> 00:10:25,666
‫[داخل این تونله.]

200
00:10:29,337 --> 00:10:30,588
‫[فلش آبی روی دیوار سمت چپیه.]

201
00:10:30,671 --> 00:10:34,300
‫توی نقشه می‌دیدم که اگه مستقیم بریم،

202
00:10:34,383 --> 00:10:37,053
‫به کارخونه سه و محل رئیس می‌رسیم.

203
00:10:37,136 --> 00:10:39,722
‫- اینجا می‌شه؟
‫- آره، همین طرفه.

204
00:10:39,805 --> 00:10:41,307
‫[کارخونه سه.]

205
00:10:45,019 --> 00:10:45,978
‫باز هم هستن.

206
00:10:46,062 --> 00:10:47,313
‫- اینجا هم هستن؟
‫- خیلی زیادن.

207
00:10:48,564 --> 00:10:49,690
‫باز هم هستن؟

208
00:10:55,279 --> 00:10:56,113
‫وایستین.

209
00:10:57,198 --> 00:10:59,241
‫[پشت این دیوار جهش‌یافته است.]

210
00:11:02,995 --> 00:11:03,996
‫نباید این طرفی بریم.

211
00:11:04,080 --> 00:11:06,082
‫- مگه همین طرفی نیست؟
‫- نمی‌شه رفت.

212
00:11:06,165 --> 00:11:07,917
‫باید دور بزنیم.

213
00:11:08,000 --> 00:11:09,627
‫همه بیاین. جمع بشین.

214
00:11:10,336 --> 00:11:12,672
‫هدفمون اینه وارد اون اتاق بشیم.

215
00:11:12,755 --> 00:11:14,715
‫- ولی این مسیر رو بستن.
‫- آره.

216
00:11:14,799 --> 00:11:15,925
‫پس باید دور بزنیم.

217
00:11:17,093 --> 00:11:17,927
‫باشه.

218
00:11:18,803 --> 00:11:19,970
‫شب کابوس می‌بینم.

219
00:11:20,054 --> 00:11:22,390
‫چند تا فلش به اون جهت اشاره کردن.

220
00:11:22,473 --> 00:11:24,475
‫گمونم فقط کافیه دیده نشیم.

221
00:11:25,476 --> 00:11:27,520
‫عین هزارتو می‌مونه.

222
00:11:27,603 --> 00:11:28,437
‫هزارتو؟

223
00:11:29,480 --> 00:11:33,484
‫[از جهت مخالف می‌رم.]

224
00:11:34,235 --> 00:11:35,361
‫[دستپاچه می‌شه.]

225
00:11:37,988 --> 00:11:39,615
‫باید خم بشیم.

226
00:11:40,449 --> 00:11:42,118
‫تا جایی که می‌تونین خم بشین.

227
00:11:45,538 --> 00:11:48,582
‫[قایم شید و پناه بگیرید.]

228
00:11:49,291 --> 00:11:51,377
‫چرا یه طوری می‌کنن انگار
‫پروانه توی دهنشون رفته؟

229
00:11:54,338 --> 00:11:56,590
‫[راه‌پله.]

230
00:11:56,674 --> 00:11:57,717
‫چطوری برسیم؟

231
00:11:58,342 --> 00:11:59,760
‫باورم نمی‌شه.

232
00:11:59,844 --> 00:12:00,845
‫اونجان.

233
00:12:02,847 --> 00:12:06,767
‫[از راه‌پله می‌رن.]

234
00:12:06,851 --> 00:12:10,771
‫[مسیر فرعی رو پیدا می‌کنن.]

235
00:12:10,855 --> 00:12:13,441
‫[مسیر فرعی یا راه‌پله؟]

236
00:12:13,524 --> 00:12:16,777
‫[دوهون دنبال یونگ‌جین می‌ره.]

237
00:12:22,992 --> 00:12:24,827
‫وقتی از پله‌ها بالا رفتیم،

238
00:12:24,910 --> 00:12:26,912
‫به همه‌چی دید بهتری داشتیم.

239
00:12:26,996 --> 00:12:31,792
‫دیدیم که جهش‌یافته‌ها وسط جمع شدن.

240
00:12:36,255 --> 00:12:38,466
‫به نظرم درستش اینه
‫دنبال فلش آبی بریم.

241
00:12:38,549 --> 00:12:39,592
‫همون سمتی بریم.

242
00:12:39,675 --> 00:12:41,844
‫[دومین فلش رو پیدا کردن.]

243
00:12:42,386 --> 00:12:44,430
‫[باشه.]

244
00:12:46,140 --> 00:12:48,392
‫جهش‌یافته‌ها اینجا جمع شدن.

245
00:12:49,477 --> 00:12:50,853
‫باید دورشون بزنیم.

246
00:12:51,687 --> 00:12:52,646
‫[سرک می‌کشه.]

247
00:12:52,730 --> 00:12:54,273
‫باید از اون طرف بریم.

248
00:12:54,774 --> 00:12:55,900
‫تهش یه مسیری داره.

249
00:13:00,321 --> 00:13:01,322
‫[بیاین اینجا.]

250
00:13:01,864 --> 00:13:03,741
‫[سومین فلش رو پیدا می‌کنن.]

251
00:13:07,536 --> 00:13:10,998
‫باید پشت جعبه و بشکه‌ها پناه بگیریم.

252
00:13:11,540 --> 00:13:12,875
‫مواظب باش.

253
00:13:18,297 --> 00:13:19,548
‫وایستین، وایستین.

254
00:13:20,216 --> 00:13:22,885
‫اگه ما رو پیدا کردین،

255
00:13:22,968 --> 00:13:24,220
‫باید فرار کنیم، خب؟

256
00:13:24,303 --> 00:13:25,513
‫فرار کنیم کجا؟

257
00:13:25,596 --> 00:13:27,264
‫- دنبال فلش بریم.
‫- همه فرار کنن.

258
00:13:27,348 --> 00:13:28,182
‫ما جلوتر می‌ریم.

259
00:13:28,265 --> 00:13:29,725
‫فقط در صورتی که لو بریم.

260
00:13:29,809 --> 00:13:31,685
‫- فعلا که آروم حرکت کنیم.
‫- باشه.

261
00:13:34,730 --> 00:13:36,482
‫[یونگ‌جین اول می‌ره.]

262
00:13:36,565 --> 00:13:37,691
‫[بعدش دوهون می‌ره.]

263
00:13:37,775 --> 00:13:39,360
‫[بی‌صدا روی پنجه پا راه می‌رن.]

264
00:13:39,443 --> 00:13:40,528
‫[سرعت می‌گیره.]

265
00:13:40,611 --> 00:13:42,947
‫[صدای پا می‌ده.]

266
00:13:47,034 --> 00:13:50,037
‫[جهش‌یافته‌ها واکنش پرخاشگرانه می‌دن.]

267
00:13:51,080 --> 00:13:53,123
‫[دوباره همه ساکت شدن.]

268
00:13:54,583 --> 00:13:55,543
‫می‌ترسم.

269
00:13:56,418 --> 00:13:58,587
‫[شرایط رو بررسی می‌کنن.]

270
00:13:58,671 --> 00:13:59,880
‫بریم؟

271
00:14:01,257 --> 00:14:03,884
‫[یونگ‌جین رد می‌شه.]

272
00:14:04,760 --> 00:14:06,178
‫[بیا اینجا.]

273
00:14:06,846 --> 00:14:08,013
‫[سر تکون می‌ده.]

274
00:14:10,182 --> 00:14:11,475
‫[جان پارک رد می‌شه.]

275
00:14:12,726 --> 00:14:14,687
‫[صدای پا می‌ده.]

276
00:14:14,770 --> 00:14:17,815
‫[جهش‌یافته‌ها بیشتر تحریک می‌شن.]

277
00:14:17,898 --> 00:14:19,191
‫نگاه کن.

278
00:14:20,025 --> 00:14:21,652
‫[یه تیکه چوب می‌ندازه.]

279
00:14:21,735 --> 00:14:22,570
‫[بنگ.]

280
00:14:25,072 --> 00:14:27,116
‫[حواس جهش‌یافته‌ها پرت می‌شه
‫و رد می‌شن.]

281
00:14:27,199 --> 00:14:28,701
‫[همینه!]

282
00:14:30,369 --> 00:14:34,540
‫[همه نوبتی دنبالش می‌رن.]

283
00:14:34,623 --> 00:14:38,752
‫متوجه شدم که جهش‌یافته‌ها
‫خیلی به صدا حساسن.

284
00:14:39,503 --> 00:14:40,838
‫[صدای پایی که اومده بود.]

285
00:14:40,921 --> 00:14:43,382
‫[جهش‌یافته‌ها رو خیلی تحریک کرد.]

286
00:14:44,174 --> 00:14:46,135
‫[یونگ‌جین کامل تحت نظر می‌گیره.]

287
00:14:47,011 --> 00:14:48,929
‫[یه تیکه چوب برمی‌داره و...]

288
00:14:49,471 --> 00:14:50,472
‫[برای حواس‌پرتی می‌ندازه.]

289
00:14:51,473 --> 00:14:52,641
‫[وقتی حواسشون پرت شد راه میفتن.]

290
00:14:52,725 --> 00:14:53,893
‫گبی، تو اول برو.

291
00:14:54,810 --> 00:14:55,978
‫یکی یکی.

292
00:14:56,061 --> 00:14:57,187
‫بیاین.

293
00:14:58,439 --> 00:15:00,608
‫[یکی دیگه می‌ندازه.]

294
00:15:00,691 --> 00:15:01,859
‫[بنگ.]

295
00:15:01,942 --> 00:15:03,652
‫[جهش‌یافته‌ها عصبانی می‌شن.]

296
00:15:04,236 --> 00:15:05,279
‫بریم.

297
00:15:05,362 --> 00:15:06,196
‫بریم.

298
00:15:08,699 --> 00:15:10,743
‫[از صدا واسه حواس‌پرتی استفاده می‌کنن.]

299
00:15:10,826 --> 00:15:12,202
‫[سالم و سلامت رد می‌شن.]

300
00:15:12,286 --> 00:15:13,454
‫موفق شدیم.

301
00:15:16,040 --> 00:15:17,625
‫نباید خیالمون راحت بشه.

302
00:15:17,708 --> 00:15:19,710
‫هوشیار بمونین. برین.

303
00:15:20,586 --> 00:15:24,006
‫[از یه راه‌پله دیگه بالا می‌رن.]

304
00:15:29,053 --> 00:15:31,055
‫[چهارمین فلش رو پیدا می‌کنن.]

305
00:15:31,972 --> 00:15:33,098
‫تقریبا رسیدیم.

306
00:15:37,353 --> 00:15:38,771
‫[یه فلش دیگه.]

307
00:15:38,854 --> 00:15:39,813
‫[پنجمین فلش پیدا شد.]

308
00:15:39,897 --> 00:15:41,482
‫- اون طرفی بریم.
‫- فلش داره؟

309
00:15:41,565 --> 00:15:42,983
‫کنار دیواره.

310
00:15:43,067 --> 00:15:44,777
‫[اونجا می‌شه.]

311
00:15:44,860 --> 00:15:47,529
‫[فلش‌های آبی روی زمین رو دنبال می‌کنن.]

312
00:15:47,613 --> 00:15:51,283
‫[اولین فلش آبی...]

313
00:15:51,367 --> 00:15:53,994
‫[به خروجی نهایی اشاره داره.]

314
00:15:54,078 --> 00:15:55,204
‫کنار دیواره.

315
00:15:55,287 --> 00:15:57,748
‫[به مقصد پایانی نزدیک شدن.]

316
00:15:58,248 --> 00:15:59,541
‫بدوئیم بریم؟

317
00:16:00,209 --> 00:16:01,293
‫[من اول می‌رم.]

318
00:16:04,088 --> 00:16:05,214
‫[شکست خورد.]

319
00:16:05,297 --> 00:16:06,924
‫جلومون جمع شدن.

320
00:16:09,510 --> 00:16:11,679
‫[گله‌ای جهش‌یافته می‌بینن.]

321
00:16:11,762 --> 00:16:13,013
‫چیزی نیست پرت کنیم؟

322
00:16:13,555 --> 00:16:14,682
‫می‌خوای چیزی پرت کنی؟

323
00:16:14,765 --> 00:16:15,599
‫این چطوره؟

324
00:16:15,683 --> 00:16:16,517
‫[فداکاری می‌کنه.]

325
00:16:16,600 --> 00:16:17,559
‫[بقیه مخالفت می‌کنن.]

326
00:16:17,643 --> 00:16:19,061
‫به نظرم چیزی نمی‌شه.

327
00:16:19,144 --> 00:16:19,979
‫قبول دارین؟

328
00:16:20,062 --> 00:16:21,855
‫دقیقا جلومون هستن.

329
00:16:21,939 --> 00:16:23,357
‫اتاق جلوی خودمون بود.

330
00:16:23,440 --> 00:16:25,192
‫خیلی نزدیک بودیم.

331
00:16:25,275 --> 00:16:27,277
‫گفتم اگه بدوئیم بهش می‌رسیم.

332
00:16:29,780 --> 00:16:33,325
‫[آروم حرکت می‌کنن.]

333
00:16:33,409 --> 00:16:35,035
‫کسی راه نمی‌رفت.

334
00:16:35,119 --> 00:16:36,954
‫گفتم باید خودم دست به کار بشم،

335
00:16:37,037 --> 00:16:39,081
‫و کار سخت رو شروع کنم.

336
00:16:39,915 --> 00:16:41,041
‫[مصممه.]

337
00:16:42,209 --> 00:16:43,335
‫[موذیانه آماده می‌شه.]

338
00:16:49,425 --> 00:16:52,344
‫[موفق شد.]

339
00:16:52,428 --> 00:16:54,555
‫[از شهامت هیه‌ری دلگرم می‌شه.]

340
00:16:54,638 --> 00:16:56,515
‫[یونگ‌جین می‌ره.]

341
00:16:57,349 --> 00:16:59,226
‫[گبی می‌ره.]

342
00:16:59,309 --> 00:17:00,561
‫[موفق می‌شن.]

343
00:17:00,644 --> 00:17:01,478
‫[دوهون می‌ره.]

344
00:17:01,562 --> 00:17:02,771
‫[صدای بیب میاد.]

345
00:17:07,276 --> 00:17:08,902
‫بدو، بدو! بریم!

346
00:17:12,156 --> 00:17:12,990
‫برین!

347
00:17:17,411 --> 00:17:18,912
‫- زود باش!
‫- گندش بزنن.

348
00:17:18,996 --> 00:17:19,830
‫[فرار می‌کنن.]

349
00:17:22,958 --> 00:17:23,792
‫برین!

350
00:17:24,835 --> 00:17:25,669
‫آهای!

351
00:17:25,753 --> 00:17:27,463
‫همینطوری برین! برین!

352
00:17:31,383 --> 00:17:33,677
‫[کارینا زمین می‌خوره.]

353
00:17:33,761 --> 00:17:35,429
‫عجله کن! برو!

354
00:17:35,512 --> 00:17:37,014
‫وایستین! بقیه کجان؟

355
00:17:40,476 --> 00:17:41,351
‫[جان سریع بهش می‌رسه.]

356
00:17:45,355 --> 00:17:46,774
‫- برو!
‫- بیاین!

357
00:17:46,857 --> 00:17:48,317
‫- زود باشین!
‫- برین داخل!

358
00:17:48,400 --> 00:17:49,401
‫فرار کن!

359
00:17:49,485 --> 00:17:50,319
‫برو تو!

360
00:17:50,402 --> 00:17:51,445
‫بیاین.

361
00:17:56,283 --> 00:17:58,619
‫- خوبی؟
‫- آره، خوبم.

362
00:18:00,079 --> 00:18:01,497
‫[در به موقع بسته می‌شه.]

363
00:18:05,918 --> 00:18:06,960
‫حالت خوبه؟ گرفتنت؟

364
00:18:07,044 --> 00:18:08,796
‫- خوبم. زمین خوردم.
‫- زمین خوردی؟!

365
00:18:08,879 --> 00:18:10,631
‫یهو تعادلم رو از دست دادم.

366
00:18:10,714 --> 00:18:12,174
‫- زمین خوردی؟
‫- خوبم.

367
00:18:13,133 --> 00:18:16,595
‫[اصلا خوب نبودم.]

368
00:18:16,678 --> 00:18:18,931
‫چیزیم نشده بود.
‫ولی خجالت می‌کشیدم.

369
00:18:19,014 --> 00:18:21,391
‫خیلی خجالت‌آور بود.

370
00:18:21,475 --> 00:18:23,477
‫کیف روی دوشم بود.

371
00:18:23,560 --> 00:18:26,105
‫انقدر سریع دویدم که...

372
00:18:26,188 --> 00:18:27,815
‫کیف برگشت توی سرم خورد.

373
00:18:27,898 --> 00:18:29,316
‫فکر کردم گرفتنم.

374
00:18:29,399 --> 00:18:30,818
‫ولی جان کنارم بود.

375
00:18:30,901 --> 00:18:32,361
‫کمکم کرد بلند شم و فرار کنم.

376
00:18:32,444 --> 00:18:33,946
‫نزدیک بود گیر بیفتم.

377
00:18:34,029 --> 00:18:35,906
‫جونم رو نجات داد.

378
00:18:35,989 --> 00:18:37,866
‫خیلی بهش مدیون شدم.

379
00:18:37,950 --> 00:18:39,576
‫تا نرفته بودیم داخل متوجه نشده بودم.

380
00:18:39,660 --> 00:18:42,538
‫یکی گفت کارینا زمین خورده.

381
00:18:42,621 --> 00:18:44,414
‫خیلی حالم گرفته شد.

382
00:18:45,874 --> 00:18:47,543
‫[گبی در همون لحظه...]

383
00:18:47,626 --> 00:18:48,877
‫گندش بزنن. بدبخت شدیم.

384
00:18:48,961 --> 00:18:50,003
‫فرار کن!

385
00:18:50,838 --> 00:18:53,257
‫ناراحتم که نتونستم کمکش کنم.

386
00:18:53,340 --> 00:18:54,800
‫خوبم.

387
00:18:57,511 --> 00:18:59,054
‫- از اونجا صدا اومد.
‫- چی؟

388
00:18:59,138 --> 00:19:00,931
‫- یکی اونجاست.
‫- کجا؟

389
00:19:01,014 --> 00:19:02,975
‫- یکی اونجاست.
‫- اونجاست.

390
00:19:03,058 --> 00:19:04,101
‫وایستین.

391
00:19:07,980 --> 00:19:09,648
‫[یه در می‌بینن.]

392
00:19:09,731 --> 00:19:10,649
‫لعنتی.

393
00:19:11,608 --> 00:19:13,861
‫[با چفت بسته شده.]

394
00:19:18,991 --> 00:19:20,033
‫باز می‌شه؟

395
00:19:20,909 --> 00:19:22,703
‫[دری که جان باز کرد...]

396
00:19:22,786 --> 00:19:24,204
‫باز نمی‌شه جان.

397
00:19:24,288 --> 00:19:25,289
‫باز نشد؟

398
00:19:25,372 --> 00:19:27,875
‫[همون دریه که از بیرون باز نشد.]

399
00:19:28,959 --> 00:19:30,169
‫خودشه.

400
00:19:30,252 --> 00:19:31,086
‫واسه فرار خوبه.

401
00:19:31,170 --> 00:19:33,213
‫- محض اطمینان باز می‌ذارمش.
‫- آره، بذار باشه.

402
00:19:34,214 --> 00:19:36,049
‫نمی‌تونن بیان داخل؟

403
00:19:36,842 --> 00:19:37,843
‫ببندیمش؟

404
00:19:39,595 --> 00:19:42,472
‫[موقتا در رو ایمن می‌کنن.]

405
00:19:45,893 --> 00:19:48,353
‫[به سمت صدا برمی‌گردن.]

406
00:19:48,437 --> 00:19:50,606
‫اینجا چقدر...

407
00:19:51,440 --> 00:19:52,774
‫دارم آدم می‌بینم.

408
00:19:52,858 --> 00:19:54,276
‫اونجا آدم بود.

409
00:19:56,528 --> 00:19:57,821
‫چیه؟

410
00:20:02,576 --> 00:20:04,244
‫این دیگه چیه؟

411
00:20:04,328 --> 00:20:05,579
‫اینجا چه خبره؟

412
00:20:24,556 --> 00:20:28,727
‫بر خلاف پیله‌های جهش‌یافته‌ای
‫که قبلا دیده بودیم،

413
00:20:28,810 --> 00:20:30,354
‫این کاملا باهاش فرق داشت.

414
00:20:30,437 --> 00:20:33,148
‫خیلی زیاد بود.

415
00:20:35,943 --> 00:20:37,945
‫وقتی واردش شدیم...

416
00:20:38,028 --> 00:20:40,989
‫یه چیز براق و سبز رنگ دیدیم.

417
00:20:41,073 --> 00:20:41,907
‫یعنی میزبان بود؟

418
00:20:43,367 --> 00:20:46,828
‫پوست پیله‌ها باز شده بود
‫و چند نفر روی زمین افتاده بودن.

419
00:20:46,912 --> 00:20:48,330
‫خیلی عجیب و غریب بود.

420
00:20:49,665 --> 00:20:51,166
‫نگاهشون کن.

421
00:20:53,460 --> 00:20:57,839
‫تکون می‌خوره.

422
00:20:57,923 --> 00:20:59,675
‫- چی؟
‫- اون تکون می‌خوره.

423
00:21:04,012 --> 00:21:05,597
‫فکر کنم زنده باشن.

424
00:21:05,681 --> 00:21:06,932
‫چقدر چندشه.

425
00:21:12,396 --> 00:21:14,189
‫- گمونم دارن زامبی می‌شن.
‫- آره.

426
00:21:14,273 --> 00:21:16,441
‫- باید عجله کنیم.
‫- زیاد وقت نداریم.

427
00:21:16,525 --> 00:21:17,776
‫- سریع حلش کنیم.
‫- موافقم.

428
00:21:18,360 --> 00:21:19,653
‫- مواظب باش.
‫- باشه.

429
00:21:22,823 --> 00:21:24,866
‫این ابرازها واسه چیه؟

430
00:21:25,367 --> 00:21:26,493
‫اینجا شکنجه شده بودن؟

431
00:21:26,576 --> 00:21:27,786
‫باز هم پیله جهش‌یافته اینجاست.

432
00:21:29,746 --> 00:21:32,582
‫[ابزار شکنجه وحشیانه.]

433
00:21:33,834 --> 00:21:37,004
‫[بقایای پیله جهش‌یافته‌ها.]

434
00:21:37,087 --> 00:21:39,673
‫فکر کنم رئیس نا رو اینجا شکنجه دادن.

435
00:21:39,756 --> 00:21:41,633
‫- گمونم دارن تهدیدش می‌کنن.
‫- با شکنجه؟

436
00:21:41,717 --> 00:21:45,387
‫- حتما دندونش رو کشیدن.
‫- ای وای!

437
00:21:46,388 --> 00:21:48,223
‫- پس اینجا شکنجه شد.
‫- آره.

438
00:21:48,724 --> 00:21:50,100
‫[یه امنیتی مشکی روی زمین رها شده.]

439
00:21:50,183 --> 00:21:52,686
‫همونه که قبلا دیده بودیم.

440
00:21:55,981 --> 00:21:58,066
‫- خب.
‫- بازش کنیم؟

441
00:21:58,150 --> 00:21:59,568
‫سنگ، کاغذ، قیچی بازی کنیم.

442
00:21:59,651 --> 00:22:00,485
‫[می‌خنده.]

443
00:22:00,569 --> 00:22:02,571
‫- کی باز می‌کنه؟
‫- از تو انتظار نداشتم شوخی کنی.

444
00:22:02,654 --> 00:22:03,947
‫- کی باز می‌کنه؟
‫- آخه سنگ، کاغذ، قیچی؟

445
00:22:04,031 --> 00:22:05,532
‫سنگ، کاغذ، قیچی بازی کنیم.

446
00:22:05,615 --> 00:22:06,491
‫بیاین.

447
00:22:07,159 --> 00:22:08,035
‫ولی قبلش...

448
00:22:08,118 --> 00:22:09,953
‫[هیه‌ری بی‌صبرانه کیف رو باز می‌کنه.]

449
00:22:14,708 --> 00:22:17,878
‫[محفظه داخلیش مهر و موم شده.]

450
00:22:18,462 --> 00:22:20,255
‫این مایع سبز...

451
00:22:20,339 --> 00:22:21,465
‫حتما باید بازش کنیم؟

452
00:22:21,965 --> 00:22:23,925
‫- لابد دیگه.
‫- باید رئیس نا باشه.

453
00:22:24,009 --> 00:22:25,635
‫فقط رئیس نا می‌تونه بازش کنه.

454
00:22:26,345 --> 00:22:28,221
‫- گفت دست رئیس نا بود.
‫- همون تراشه.

455
00:22:28,305 --> 00:22:29,639
‫علاوه بر اون...

456
00:22:29,723 --> 00:22:33,560
‫فقط با تراشه‌ای که توی بدن
‫رئیس نا گذاشتن باز می‌شه.

457
00:22:33,643 --> 00:22:37,064
‫گفت توی بدنش کار گذاشتن.

458
00:22:42,611 --> 00:22:44,321
‫بده عکس رو ببینم.

459
00:22:49,618 --> 00:22:51,328
‫[چیه؟]

460
00:22:51,411 --> 00:22:52,245
‫[نور می‌ندازه.]

461
00:22:56,416 --> 00:22:57,376
‫همین آدمه؟

462
00:22:57,459 --> 00:22:58,794
‫کس دیگه‌ای اینجاست؟

463
00:22:58,877 --> 00:23:00,462
‫آره، هست.

464
00:23:02,214 --> 00:23:04,299
‫[چهره‌ای داخل پیله دیده می‌شه.]

465
00:23:05,092 --> 00:23:06,176
‫رئیس ناست؟

466
00:23:07,010 --> 00:23:09,054
‫- فکر کنم.
‫- عکس رو ببینم؟

467
00:23:09,137 --> 00:23:11,181
‫از اینجا بهتر دیده می‌شه.

468
00:23:13,475 --> 00:23:15,435
‫- فکر کنم خودشه.
‫- خودشه.

469
00:23:16,186 --> 00:23:18,563
‫رئیس نا کلید معما بود.

470
00:23:18,647 --> 00:23:22,067
‫بخشی از ماموریتمون نجات رئیس نا بود.

471
00:23:22,150 --> 00:23:23,485
‫ولی دیگه تبدیل شده بود.

472
00:23:23,568 --> 00:23:26,071
‫واسه همین فکر نمی‌کردیم
‫بشه نجاتش داد.

473
00:23:26,154 --> 00:23:29,574
‫یونگ‌جین، فکر نکنم مرده باشه.

474
00:23:30,283 --> 00:23:31,701
‫هنوز زنده است و نفس می‌کشه.

475
00:23:31,785 --> 00:23:33,078
‫ممکنه بیدار شه.

476
00:23:33,161 --> 00:23:34,454
‫[این چطوره؟]

477
00:23:34,538 --> 00:23:36,289
‫- می‌خوام بازش کنم.
‫- آها، فهمیدم.

478
00:23:36,373 --> 00:23:38,792
‫[فکر کردیم دنبال سلاح بودی...]

479
00:23:38,875 --> 00:23:40,502
‫- گفت تراشه توی بدنشه.
‫- آره.

480
00:23:40,585 --> 00:23:42,003
‫باید بازش کنیم.

481
00:23:42,087 --> 00:23:43,296
‫[برای رسیدن به تراشه
‫باید پیله رو باز کنن.]

482
00:23:46,842 --> 00:23:47,759
‫[چندشش می‌شه.]

483
00:23:48,260 --> 00:23:49,511
‫- من باز کنم؟
‫- باز کن کارینا.

484
00:23:49,594 --> 00:23:50,762
‫کارینا، زن جنگجو.

485
00:23:50,846 --> 00:23:52,139
‫باز کنم؟

486
00:23:52,222 --> 00:23:53,348
‫برین کنار.

487
00:23:53,432 --> 00:23:54,975
‫آفرین. از وسط بازش کن.

488
00:23:55,058 --> 00:23:56,560
‫تو رو خدا نپر بیرون.

489
00:24:04,943 --> 00:24:06,361
‫عرق کردم.

490
00:24:06,445 --> 00:24:08,029
‫مواظب باش.

491
00:24:11,867 --> 00:24:14,411
‫[کم‌کم بخش‌های بیشتری
‫از رئیس نا دیده می‌شه.]

492
00:24:15,787 --> 00:24:18,081
‫[حالش بد می‌شه.]

493
00:24:18,165 --> 00:24:19,624
‫چقدر وسواسیه.

494
00:24:19,708 --> 00:24:21,001
‫کارینا شجاعه، ولی وسواسیه.

495
00:24:21,084 --> 00:24:22,085
‫قیچی نداریم؟

496
00:24:22,169 --> 00:24:24,337
‫فکر کنم قیچی می‌خوایم.

497
00:24:24,421 --> 00:24:25,922
‫من یه انبردست دیدم.

498
00:24:26,006 --> 00:24:28,341
‫[جان قیچی بزرگ رو پیدا می‌کنه.]

499
00:24:28,425 --> 00:24:29,259
‫اینجاست.

500
00:24:31,178 --> 00:24:34,264
‫[کارینا تبری برمی‌داره که شبیه انبردسته.]

501
00:24:34,347 --> 00:24:35,265
‫[با دست چپ تبر رو گرفته.]

502
00:24:35,348 --> 00:24:36,308
‫نگاه کنین.

503
00:24:36,391 --> 00:24:37,434
‫[با دست راست لوله فلزی رو گرفته.]

504
00:24:42,230 --> 00:24:45,025
‫[با قیچی بزرگ شروع به بریدن می‌کنه.]

505
00:24:45,108 --> 00:24:46,067
‫داره می‌شه؟

506
00:24:55,243 --> 00:24:56,286
‫وایستین.

507
00:24:57,162 --> 00:24:59,956
‫دور دستش رو نگاه کنیم؟

508
00:25:00,540 --> 00:25:04,836
‫- معمولا باید دور مچ باشه.
‫- راست می‌گی.

509
00:25:04,920 --> 00:25:06,755
‫- بذار امتحان کنیم.
‫- دستش رو روی کیف بذار.

510
00:25:10,842 --> 00:25:12,761
‫[تماس برقرار شد.]

511
00:25:14,596 --> 00:25:16,181
‫[کیف امنیتی واکنشی نمی‌ده.]

512
00:25:16,264 --> 00:25:17,432
‫راه دیگه‌ای نداره؟

513
00:25:19,184 --> 00:25:20,227
‫گفت داخل بدنش...

514
00:25:20,894 --> 00:25:22,270
‫یعنی...

515
00:25:22,354 --> 00:25:24,231
‫بذارین یه نگاه بندازم.

516
00:25:24,314 --> 00:25:25,440
‫آره، بگردش.

517
00:25:26,274 --> 00:25:28,068
‫حتما یه جایی توی بدنشه.

518
00:25:28,151 --> 00:25:29,361
‫شاید توی دماغشه.

519
00:25:29,444 --> 00:25:31,071
‫[با اجازه.]

520
00:25:33,823 --> 00:25:35,283
‫هیچی حس نمی‌کنه.

521
00:25:35,367 --> 00:25:37,410
‫چیکار کنیم که باز بشه؟

522
00:25:40,330 --> 00:25:42,165
‫باید تراشه رو اینجا قرار بدیم؟

523
00:25:43,375 --> 00:25:45,752
‫جای کلید و هیچی نداره.

524
00:25:50,131 --> 00:25:51,299
‫آها، فهمیدم.

525
00:25:53,260 --> 00:25:55,345
‫اینجا یه ورودی یواس‌بی داره.

526
00:25:55,428 --> 00:25:56,846
‫مثل رمز و کلید می‌مونه.

527
00:25:57,889 --> 00:26:00,934
‫[یه پورت کوچیک داخل کیفه.]

528
00:26:01,518 --> 00:26:04,187
‫[مخفی شده تا با تراشه باز بشه.]

529
00:26:04,771 --> 00:26:05,814
‫کلیدش اینه.

530
00:26:08,149 --> 00:26:09,359
‫توی بدنشه؟

531
00:26:09,901 --> 00:26:11,069
‫بالای شکمش رو ببین.

532
00:26:11,695 --> 00:26:12,904
‫مثل مرد آهنی؟

533
00:26:12,988 --> 00:26:14,447
‫آره . دقیقا.

534
00:26:15,949 --> 00:26:17,200
‫نه، اینجا نیست.

535
00:26:17,284 --> 00:26:18,994
‫- اگه توی بدنشه...
‫- همین رو گفت دیگه.

536
00:26:19,077 --> 00:26:20,787
‫ممکنه پشت گوشش باشه؟

537
00:26:20,870 --> 00:26:23,164
‫می‌شه پشت گوشش رو نگاه کنی؟

538
00:26:23,248 --> 00:26:24,207
‫چیزی بود؟

539
00:26:24,291 --> 00:26:27,877
‫[پشت گوشش رو می‌گرده.]

540
00:26:29,004 --> 00:26:30,547
‫- عه.
‫- پیدا شد؟

541
00:26:30,630 --> 00:26:31,715
‫پشت گوشش بود؟

542
00:26:31,798 --> 00:26:33,466
‫حدس می‌زدم باشه.

543
00:26:33,550 --> 00:26:35,760
‫پشت گوش راستش بود.

544
00:26:35,844 --> 00:26:38,555
‫یه برش کوچیکی روی پوست بود...

545
00:26:38,638 --> 00:26:40,348
‫که دفعه اول متوجه نشدم.

546
00:26:40,432 --> 00:26:44,269
‫وقتی که دوباره گشتم،
‫یه چیزی حس کردم.

547
00:26:45,645 --> 00:26:46,896
‫پیداش کردیم.

548
00:26:46,980 --> 00:26:47,897
‫وای خدا.

549
00:26:47,981 --> 00:26:49,816
‫- یونگ‌جین، درش میاری؟
‫- وایستا.

550
00:26:49,899 --> 00:26:50,775
‫گبی، از کجا می‌دونستی؟

551
00:26:50,859 --> 00:26:52,444
‫توی بازی مرکب اونجا می‌ذاشتن.

552
00:26:52,527 --> 00:26:54,571
‫راست می‌گی. پشت گوش می‌ذاشتن.

553
00:26:55,280 --> 00:26:57,115
‫خیلی عمیق رفته.

554
00:26:58,074 --> 00:26:59,743
‫یونگ‌جین داره جراحی می‌کنه.

555
00:26:59,826 --> 00:27:02,162
‫[بعد از یه عمل سرپایی...]

556
00:27:02,245 --> 00:27:05,373
‫[تراشه رو به دست آوردن.]

557
00:27:05,457 --> 00:27:07,000
‫- موفق شدیم.
‫- در اومد.

558
00:27:07,500 --> 00:27:09,461
‫به قول ماهیگیرها...

559
00:27:09,544 --> 00:27:12,881
‫انگار یه ماهی هیولای دو متری صید کردیم.

560
00:27:12,964 --> 00:27:15,342
‫آدم وقتی از دستش استفاده می‌کنه
‫یه حس خوبی می‌گیره.

561
00:27:15,425 --> 00:27:17,802
‫خیلی... حس جالبی بود.

562
00:27:17,886 --> 00:27:19,763
‫هنوز دارم فیض می‌برم.

563
00:27:20,930 --> 00:27:22,349
‫وایستین، باید بذاریمش...

564
00:27:25,477 --> 00:27:26,645
‫بذار، بذار.

565
00:27:50,377 --> 00:27:51,544
‫کجا بریم؟

566
00:27:51,628 --> 00:27:53,046
‫- بریم.
‫- با خودمون ببریمش.

567
00:27:53,129 --> 00:27:54,089
‫بریم.

568
00:27:54,172 --> 00:27:55,006
‫باید فرار کنیم.

569
00:27:55,090 --> 00:27:57,092
‫- نه، چیزی نیست. اینجا بمونیم.
‫- در رو ببند.

570
00:27:57,175 --> 00:27:58,301
‫در رو ببند.

571
00:27:58,802 --> 00:28:00,345
‫- همین‌جا می‌شه.
‫- اینجا؟

572
00:28:28,081 --> 00:28:29,165
‫چراغ قوه می‌خوایم.

573
00:28:31,251 --> 00:28:32,085
‫بگیر.

574
00:28:35,588 --> 00:28:36,423
‫باز شد.

575
00:28:36,506 --> 00:28:37,757
‫- ببینیم چیه.
‫- چیه؟

576
00:28:37,841 --> 00:28:39,259
‫- سرنگه.
‫- سرنگ؟

577
00:28:39,342 --> 00:28:41,636
‫وقتی کیف رو باز کردیم،

578
00:28:41,720 --> 00:28:44,556
‫دو تا سرنگ و مقداری مایع دیدیم.

579
00:28:44,639 --> 00:28:46,558
‫یه راهنمای الکترونیکی هم داشت.

580
00:28:46,641 --> 00:28:48,351
‫- چطوری ازش استفاده کنیم؟
‫- این چیه؟

581
00:28:48,435 --> 00:28:49,436
‫واکسنه؟

582
00:28:49,519 --> 00:28:50,645
‫یعنی واکسنه؟

583
00:28:50,729 --> 00:28:51,980
‫- وایستا.
‫- این چیه؟

584
00:28:52,063 --> 00:28:54,232
‫چرا دو تا رنگ داره؟ نگران شدم.

585
00:28:54,315 --> 00:28:56,317
‫پس باید انتخاب کنیم، نه؟

586
00:28:56,901 --> 00:28:58,236
‫جان، این چطوره؟

587
00:29:00,113 --> 00:29:00,989
‫فهمیدم چیه.

588
00:29:01,072 --> 00:29:02,574
‫این...

589
00:29:02,657 --> 00:29:03,491
‫کتاب الکترونیکه؟

590
00:29:03,575 --> 00:29:04,409
‫فکر کنم همینه.

591
00:29:04,492 --> 00:29:05,452
‫کتابه.

592
00:29:05,535 --> 00:29:07,162
‫- منظورت کتاب الکترونیکه؟
‫- آره، همون.

593
00:29:08,204 --> 00:29:10,165
‫همین الان سه بار گفتم.

594
00:29:11,416 --> 00:29:13,918
‫[کتاب الکترونیک روشن شد.]

595
00:29:14,669 --> 00:29:16,337
‫- می‌شه بخونیش؟
‫- باشه.

596
00:29:19,966 --> 00:29:23,303
‫«در دسامبر سال ۲۰۲۴،
‫حوالی ساحل فلوریدا...»

597
00:29:23,386 --> 00:29:27,015
‫«بشقاب‌پرنده‌ای روی زمین سقوط کرد.»

598
00:29:27,766 --> 00:29:29,142
‫به همون کاری که کردیم ربط داره.

599
00:29:29,225 --> 00:29:30,560
‫آره، ماموریت آخرمونه.

600
00:29:30,643 --> 00:29:31,895
‫شش ماه پیش،

601
00:29:31,978 --> 00:29:36,566
‫یک شیء با عرض چهل و سه متر
‫با ساحل جنوبی فلوریدا برخورد کرد.

602
00:29:36,649 --> 00:29:38,943
‫«گونه جاندار بیگانه‌ای از فضا...»

603
00:29:39,027 --> 00:29:42,280
‫«در این شیء وجود داشت.»

604
00:29:42,363 --> 00:29:45,658
‫«این گونه اف۱ نام‌گذاری شد.»

605
00:29:45,742 --> 00:29:48,787
‫«تحلیل‌ها نشان می‌داد
‫گونه‌ای پیچیده می‌باشد...»

606
00:29:48,870 --> 00:29:50,455
‫«که نظیرش روی زمین وجود نداشته.»

607
00:29:50,538 --> 00:29:53,583
‫«این گونه به طور خودکار واکنش
‫و تغییر شکل می‌دهد، اما نمی‌توان...»

608
00:29:53,666 --> 00:29:57,462
‫«با سیستم‌های دسته‌بندی
‫بیولوژیکی فعلی آن را توضیح داد.»

609
00:30:00,089 --> 00:30:03,009
‫«برآمدگی‌های قرمزی متصل
‫به رگ‌های خونی داشتند.»

610
00:30:03,092 --> 00:30:06,846
‫«به نظر می‌رسد که این قسمت،
‫به محرک‌های بیرونی حساس است،»

611
00:30:06,930 --> 00:30:08,848
‫«و به عنوان هسته تعبیه شده.»

612
00:30:08,932 --> 00:30:09,766
‫[برآمدگی قرمز؟ هسته؟]

613
00:30:09,849 --> 00:30:14,437
‫نوشته برآمدگی‌های قرمزی
‫که متصل به رگ‌های خونی هستن...

614
00:30:15,188 --> 00:30:17,023
‫اف۱ حتی گاز آزاد می‌کنه.

615
00:30:17,106 --> 00:30:19,984
‫- همون گاز سیاهه رو می‌گه.
‫- حتما دیگه.

616
00:30:21,069 --> 00:30:22,695
‫این مال ویدیوییه که دیده بودم.

617
00:30:22,779 --> 00:30:25,448
‫[جاندارانی که در گاز سیاه تنفس می‌کنند.]

618
00:30:25,532 --> 00:30:29,452
‫[رشته‌ای چسبناک که تبدیل
‫به پیله جهش‌یافته می‌شود.]

619
00:30:29,536 --> 00:30:33,498
‫[و سپس جهش‌یافته بیرون می‌آید.]

620
00:30:34,958 --> 00:30:36,042
‫باز هم داره.

621
00:30:36,125 --> 00:30:37,794
‫توی صفحه بعد...

622
00:30:37,877 --> 00:30:41,673
‫توضیحاتی درباره تمام جاندارانی بود
‫که ما دیده بودیم.

623
00:30:41,756 --> 00:30:44,342
‫«به صدا و بو حساسیت زیادی دارند.»

624
00:30:44,425 --> 00:30:46,678
‫«بینایی خوبی ندارند.»

625
00:30:46,761 --> 00:30:48,930
‫- راست می‌گی.
‫- یعنی کورن؟

626
00:30:49,013 --> 00:30:50,807
‫واسه همین ما رو ندیدن.

627
00:30:50,890 --> 00:30:54,269
‫وقتی داشتیم آروم می‌رفتیم
‫انگار اصلا متوجهمون نشدن.

628
00:30:54,352 --> 00:30:56,437
‫یعنی حدس می‌زدیم
‫بینایی خوبی نداشته باشن.

629
00:30:56,521 --> 00:31:02,151
‫[جهش‌یافته‌ها به دلیل بینایی ضعیف
‫نمی‌تونستن اون‌ها رو ببینن.]

630
00:31:02,235 --> 00:31:03,319
‫[از طرف دیگه...]

631
00:31:03,403 --> 00:31:06,489
‫[واکنش حساسی به صدای بلند داشتن.]

632
00:31:06,573 --> 00:31:07,991
‫«ویژگی‌های رفتاری.»

633
00:31:08,074 --> 00:31:11,661
‫«به نظر می‌رسد جهش‌یافتگان
‫در حال دفاع از اف۱ باشند.»

634
00:31:11,744 --> 00:31:15,164
‫«وقتی حضور گونه متفاوتی
‫مانند ما را احساس کنند،»

635
00:31:15,248 --> 00:31:18,084
‫«پرخاشگری آنی
‫و بی‌ملاحظه‌ای نشان می‌دهند.»

636
00:31:18,167 --> 00:31:19,210
‫خیلی ترسناکه.

637
00:31:19,711 --> 00:31:23,882
‫«اما اگر گونه‌ای جاندار در مایع
‫پیله جهش‌یافته باشد،»

638
00:31:23,965 --> 00:31:26,467
‫«جهش‌یافتگان موقتا به اشتباه فکر می‌کنند
‫از خودشان است و حمله نمی‌کنند.»

639
00:31:26,551 --> 00:31:27,927
‫باید خودمون رو به مایع...

640
00:31:28,011 --> 00:31:29,637
‫- پیله جهش‌یافته آغشته کنیم.
‫- آره.

641
00:31:30,305 --> 00:31:32,765
‫گمونم اگه این کار رو بکنیم در امانیم.

642
00:31:32,849 --> 00:31:34,976
‫- اینطوری باید بریم.
‫- آره.

643
00:31:35,059 --> 00:31:37,478
‫- ولی تاثیرش موقتیه.
‫- یعنی سریع عمل کنیم.

644
00:31:37,562 --> 00:31:38,605
‫باید زود بریم.

645
00:31:40,231 --> 00:31:42,483
‫به نظرم تا سروصدا نکنیم مشکلی پیش نمیاد.

646
00:31:43,985 --> 00:31:46,571
‫«راهنمای اقدامات ضروری.»

647
00:31:46,654 --> 00:31:49,032
‫درباره استفاده از سرنگ چی نوشته؟

648
00:31:49,115 --> 00:31:50,783
‫«این سرنگ باید به دو هسته‌ای...»

649
00:31:50,867 --> 00:31:54,537
‫«که به رگ‌های خونی متصل‌اند، تزریق شود.»

650
00:31:54,621 --> 00:31:57,248
‫دو تا هسته اصلی داریم.

651
00:31:57,332 --> 00:31:58,958
‫«اگر همجوشی پرانرژی موفقیت‌آمیز باشد،»

652
00:31:59,042 --> 00:32:01,085
‫«تغییر رنگی مشهود حاصل می‌شود،»

653
00:32:01,169 --> 00:32:02,962
‫«و ظرف ده ثانیه منفجر می‌شود.»

654
00:32:03,046 --> 00:32:05,006
‫ده ثانیه طول می‌کشه منفجر بشه.

655
00:32:05,089 --> 00:32:07,842
‫باید قبل از اینکه منفجر بشه دور بشیم.

656
00:32:07,926 --> 00:32:09,052
‫خیلی‌خب پس.

657
00:32:09,135 --> 00:32:10,720
‫اول باید سرنگ‌ها رو آماده کنیم.

658
00:32:10,803 --> 00:32:13,097
‫یکی از هر کدوم رنگ‌ها بگیریم.

659
00:32:13,181 --> 00:32:15,433
‫من بلد نیستم استفاده کنم.

660
00:32:15,516 --> 00:32:16,935
‫باید سرنگ رو بکشی عقب.

661
00:32:17,560 --> 00:32:19,562
‫باید از قرمزه و...

662
00:32:19,646 --> 00:32:21,981
‫- آبیه بگیریم دیگه؟
‫- دقیقا.

663
00:32:22,065 --> 00:32:24,025
‫آره. چون دو تا هسته داریم.

664
00:32:24,108 --> 00:32:26,486
‫[باید مایع به دو هسته تزریق شود.]

665
00:32:27,695 --> 00:32:29,656
‫همرنگش کن.

666
00:32:31,032 --> 00:32:32,617
‫باید همه‌اش رو پر کنیم.

667
00:32:32,700 --> 00:32:34,619
‫- آره، پرش کن.
‫- تا جایی که می‌شه بگیر.

668
00:32:38,957 --> 00:32:41,376
‫خب، خوبه.

669
00:32:41,918 --> 00:32:44,837
‫[سرنگ‌ها آماده شد.]

670
00:32:44,921 --> 00:32:47,507
‫[دوهون به پیله جهش‌یافته نزدیک می‌شه.]

671
00:32:48,883 --> 00:32:52,303
‫باید خودمون رو به این مواد
‫پیله جهش‌یافته آغشته می‌کردیم.

672
00:32:52,387 --> 00:32:55,932
‫اینطوری جهش‌یافته‌ها ما رو
‫از خودشون می‌بینن.

673
00:32:56,015 --> 00:32:57,725
‫قطعا چاره دیگه‌ای نداشتیم.

674
00:33:01,646 --> 00:33:06,067
‫خیلی لغزنده و چسبناک و غلیظ بود.

675
00:33:06,150 --> 00:33:07,652
‫تا جایی که می‌شه بردار.

676
00:33:08,611 --> 00:33:09,696
‫تا حد امکان.

677
00:33:09,779 --> 00:33:11,864
‫[حالش بد می‌شه.]

678
00:33:11,948 --> 00:33:14,701
‫[پوشش حال بهم زن می‌گیرن.]

679
00:33:15,743 --> 00:33:17,662
‫[آغشته می‌شه.]

680
00:33:18,371 --> 00:33:20,623
‫- کافیه؟
‫- فکر کنم بیشتر باید بزنی. بیا.

681
00:33:20,707 --> 00:33:22,625
‫آدم که نمی‌دونه.

682
00:33:22,709 --> 00:33:24,210
‫به نظرت بس نبود؟

683
00:33:24,293 --> 00:33:26,045
‫- برگرد.
‫- باشه.

684
00:33:26,546 --> 00:33:28,339
‫بذار پشتت هم بزنم.

685
00:33:29,132 --> 00:33:30,508
‫پشت تو هم می‌زنم.

686
00:33:30,591 --> 00:33:32,510
‫وقتی که برسیم،

687
00:33:32,593 --> 00:33:35,596
‫هسته‌ها رو راحت پیدا می‌کنیم؟

688
00:33:35,680 --> 00:33:36,764
‫دو تا منطقه قرمز داره.

689
00:33:36,848 --> 00:33:38,182
‫- منطقه قرمز؟
‫- برآمدگی‌ها.

690
00:33:38,266 --> 00:33:40,476
‫- دو تا قرمز ازش هست.
‫- کی تزریق می‌کنه؟

691
00:33:40,560 --> 00:33:42,228
‫از الان تصمیم بگیریم کار کیه.

692
00:33:42,311 --> 00:33:43,271
‫[میاد جلو.]

693
00:33:43,354 --> 00:33:44,439
‫گبی؟

694
00:33:44,522 --> 00:33:45,356
‫[تایید می‌کنه.]

695
00:33:47,316 --> 00:33:48,568
‫راستش...

696
00:33:48,651 --> 00:33:52,947
‫چون سنگین بود رفتم از دستش بگیرم.

697
00:33:53,031 --> 00:33:54,323
‫ولی ازم پرسید من قراره تزریق کنم؟

698
00:33:54,407 --> 00:33:56,367
‫واسه همین سر تایید تکون دادم.

699
00:33:57,160 --> 00:33:59,245
‫[احساس متناقض داره.]

700
00:33:59,328 --> 00:34:01,330
‫- دوهون؟
‫- تو بگیر دوهون.

701
00:34:01,414 --> 00:34:02,331
‫آهای، مواظب باش.

702
00:34:02,415 --> 00:34:03,708
‫اگه بدوئی ممکنه زمین بخوری.

703
00:34:03,791 --> 00:34:05,668
‫- خیلی مواظب باش.
‫- لغزنده است.

704
00:34:05,752 --> 00:34:07,670
‫- بزنین بریم.
‫- وقت دارین. ما در رو باز نگه می‌داریم.

705
00:34:07,754 --> 00:34:08,963
‫- باشه.
‫- بزن بریم.

706
00:34:09,047 --> 00:34:11,049
‫[ولی آیا موفق می‌شن؟]

707
00:34:11,132 --> 00:34:13,301
‫ما مسیر فرار رو ایمن می‌کنیم.

708
00:34:13,384 --> 00:34:15,011
‫- گبی، کجا می‌ری؟
‫- آره.

709
00:34:15,636 --> 00:34:16,637
‫لابد خیلی می‌ترسه.

710
00:34:16,721 --> 00:34:18,014
‫[آغشته می‌شه.]

711
00:34:18,097 --> 00:34:20,224
‫وقتی وارد شدیم،

712
00:34:20,725 --> 00:34:21,559
‫باید بی‌صدا باشیم.

713
00:34:21,642 --> 00:34:23,269
‫- جهش‌یافته‌ها دید خوبی ندارن.
‫- نمی‌تونن ببینن.

714
00:34:23,352 --> 00:34:24,687
‫ولی به صدا حساسن.

715
00:34:24,771 --> 00:34:25,772
‫وایستین.

716
00:34:25,855 --> 00:34:27,648
‫- این رو کجا تزریق کنیم؟
‫- اون بخش قرمزش.

717
00:34:27,732 --> 00:34:29,192
‫- توی هسته قرمز.
‫- دقیقا.

718
00:34:29,275 --> 00:34:31,027
‫- باید جفتش رو بزنیم؟
‫- کمک می‌کنیم پیداش کنین.

719
00:34:31,110 --> 00:34:32,779
‫استرس نگیرین.

720
00:34:32,862 --> 00:34:33,863
‫لازم نیست فرار کنیم.

721
00:34:33,946 --> 00:34:35,156
‫فکر می‌کنن از خودشونیم.

722
00:34:35,239 --> 00:34:37,116
‫- اگه با عجله بریم، صدا رو می‌گیرن.
‫- دقیقا.

723
00:34:37,200 --> 00:34:38,284
‫- پس نباید عجله کرد.
‫- باشه.

724
00:34:38,367 --> 00:34:39,452
‫بی‌صدا باشین.

725
00:34:53,508 --> 00:34:58,012
‫[ما از شماییم.]

726
00:35:00,515 --> 00:35:02,475
‫[این جهش‌یافته داره نزدیک یونگ‌جین می‌شه؟]

727
00:35:03,810 --> 00:35:05,686
‫[پوشش موفقیت‌آمیز بود.]

728
00:35:09,273 --> 00:35:11,275
‫[محتاطانه می‌ره.]

729
00:35:12,652 --> 00:35:15,154
‫[صدای زوزه میاد.]

730
00:35:16,364 --> 00:35:18,449
‫[زوزه می‌کشه.]

731
00:35:24,539 --> 00:35:27,792
‫[با احتیاط وارد می‌شن.]

732
00:35:44,475 --> 00:35:47,395
‫[بی‌سروصدا می‌رن.]

733
00:35:52,817 --> 00:35:56,988
‫[برآمدگی‌های قرمز؟]

734
00:35:58,489 --> 00:36:00,950
‫[هسته‌اش کجاست؟]

735
00:36:08,124 --> 00:36:09,917
‫فکر نکنم این باشه.

736
00:36:11,919 --> 00:36:16,340
‫[سخت در تلاشن تا هسته رو پیدا کنن.]

737
00:36:16,424 --> 00:36:17,800
‫اون چیه؟

738
00:36:21,846 --> 00:36:22,722
‫خودشه؟

739
00:36:22,805 --> 00:36:23,973
‫[فکر نکنم.]

740
00:36:24,557 --> 00:36:25,850
‫پیدا نمی‌شه.

741
00:36:28,769 --> 00:36:30,688
‫حتی با اینکه یه امنیت نسبی داشتیم،

742
00:36:30,771 --> 00:36:34,108
‫نگران بودم اگه پوششمون لو بره
‫چه اتفاقی میفته.

743
00:36:34,650 --> 00:36:36,569
‫خیلی استرس گرفته بودم.

744
00:36:37,361 --> 00:36:38,821
‫بیرون باز هم هست، نه؟

745
00:36:39,739 --> 00:36:42,783
‫[همه‌جا جهش‌یافته است.]

746
00:36:42,867 --> 00:36:47,496
‫[هنوز هسته رو پیدا نکردن.]

747
00:36:49,707 --> 00:36:50,750
‫این که نیست، نه؟

748
00:36:52,501 --> 00:36:53,878
‫[باید سرنگ را به هسته تزریق کنید.]

749
00:36:53,961 --> 00:36:55,796
‫[هسته رو پیدا کردن.]

750
00:36:55,880 --> 00:36:57,423
‫وقتی پایین رو دیدیم،

751
00:36:57,506 --> 00:37:00,635
‫دو تا بخشش رو پیدا کردیم
‫که شبیه رگ خونی بود.

752
00:37:00,718 --> 00:37:03,971
‫[هر دو هسته توی پایه اصلی بودن.]

753
00:37:04,055 --> 00:37:06,098
‫بیاین اینجا.

754
00:37:06,182 --> 00:37:07,016
‫اینجاست.

755
00:37:09,060 --> 00:37:12,230
‫[گبی و دوهون نزدیک هسته می‌شن.]

756
00:37:16,108 --> 00:37:17,902
‫یک، دو، سه.

757
00:37:18,694 --> 00:37:20,363
‫[تزریق می‌کنن.]

758
00:37:21,030 --> 00:37:22,073
‫[گیج شده.]

759
00:37:22,156 --> 00:37:24,533
‫کمکم می‌کنه؟ نمی‌ره داخل.

760
00:37:26,786 --> 00:37:28,412
‫[می‌لرزه.]

761
00:37:44,720 --> 00:37:45,596
‫تموم شد.

762
00:37:45,680 --> 00:37:47,974
‫[بعد از اینکه مایع رو تزریق می‌کنن،]

763
00:37:48,057 --> 00:37:51,936
‫[از احتمال وقوع انفجار فرار می‌کنن.]

764
00:38:07,243 --> 00:38:10,579
‫[جهش‌یافته‌ها به دنبال ماموران میفتن.]

765
00:38:29,348 --> 00:38:30,683
‫- تموم شد؟
‫- مردن؟

766
00:38:30,766 --> 00:38:31,851
‫مردن؟

767
00:38:31,934 --> 00:38:34,937
‫چند ده تا جهش‌یافته دنبالمون کرده بودن...

768
00:38:35,021 --> 00:38:38,691
‫ولی وقتی برآمدگی مرکزی رو نابود کردیم...

769
00:38:38,774 --> 00:38:42,194
‫همه‌چی یهو... تموم شد.

770
00:38:45,156 --> 00:38:46,449
‫تموم شد.

771
00:39:01,339 --> 00:39:02,882
‫- وحشت کردم.
‫- بریم.

772
00:39:02,965 --> 00:39:04,425
‫چقدر ترسناک بود.

773
00:39:04,508 --> 00:39:06,260
‫- دمتون گرم.
‫- خیلی سخت بود.

774
00:39:06,344 --> 00:39:07,345
‫مرسی.

775
00:39:07,428 --> 00:39:10,348
‫- نمی‌تونستم سوزن رو واردش کنم.
‫- خیلی سفت بود.

776
00:39:10,431 --> 00:39:12,266
‫- نگاه کن.
‫- باز هم هستن.

777
00:39:12,350 --> 00:39:14,560
‫- اینجا هم جهش‌یافته افتاده.
‫- خیلی زیاد بودن.

778
00:39:16,562 --> 00:39:18,731
‫- باورنکردنی بود.
‫- دقیقا.

779
00:39:18,814 --> 00:39:20,858
‫یونگ‌جین، اینجاست.

780
00:39:20,941 --> 00:39:23,069
‫- همون جهش‌یافته‌ای که از پنجره اومد.
‫- آره.

781
00:39:23,861 --> 00:39:25,112
‫- باورم نمی‌شه.
‫- اینجاست؟

782
00:39:25,196 --> 00:39:27,823
‫ایلون اچ. نا می‌خواست چیکار کنه؟

783
00:39:27,907 --> 00:39:29,825
‫- چرا این وسایل رو داشت؟
‫- همون رو بگو.

784
00:39:29,909 --> 00:39:33,537
‫موادش از داده‌هاییه که ما فرستادیم.

785
00:39:33,621 --> 00:39:36,874
‫حالا که فکر می‌کنم،

786
00:39:36,957 --> 00:39:39,752
‫ما بودیم که اطلاعات محرمانه رو فاش کردیم.

787
00:39:40,461 --> 00:39:42,338
‫یعنی اکسین فهمیده کار ما بود؟

788
00:39:42,421 --> 00:39:44,924
‫دفعه قبل مشکل گول خوردن رو حل کردیم.

789
00:39:45,007 --> 00:39:45,966
‫- دقیقا.
‫- در این صورت...

790
00:39:46,050 --> 00:39:48,094
‫حالا که مردم زمین رو نجات دادیم...

791
00:39:48,177 --> 00:39:50,221
‫- بریم یه نوشیدنی بزنیم.
‫- آره. موافقم.

792
00:39:50,304 --> 00:39:55,101
‫مطمئنم الان بیننده‌ها می‌تونن
‫یه نفس راحت بکشن.

793
00:39:55,184 --> 00:39:58,312
‫چون امروز دوباره موفق شدیم.

794
00:39:58,396 --> 00:40:01,440
‫از صدقه‌سری ما خیالشون راحته.

795
00:40:01,524 --> 00:40:04,068
‫برگردیم قرارگاه اصلی و نوشیدنی بخوریم.

796
00:40:04,151 --> 00:40:05,152
‫قرارگاه که نابود شد.

797
00:40:05,236 --> 00:40:06,404
‫پس برگردیم سئول؟

798
00:40:06,487 --> 00:40:07,321
‫بریم.

799
00:40:07,405 --> 00:40:09,573
‫بریم! اکسین بخش سئول!

800
00:40:09,657 --> 00:40:11,450
‫- بزن بریم!
‫- بزن بریم!

