﻿1
00:00:07,632 --> 00:00:09,884
‫چه بوی طبیعت خوبی میاد.

2
00:00:11,886 --> 00:00:14,556
‫- امروز تو پشت فرمونی؟
‫- آره، من می‌شینم.

3
00:00:15,432 --> 00:00:16,599
‫یه کم استرس دارم.

4
00:00:16,683 --> 00:00:17,642
‫واقعاً؟

5
00:00:18,226 --> 00:00:19,144
‫وای خدا.

6
00:00:20,311 --> 00:00:21,312
‫حالا که سوار ماشین شدم...

7
00:00:21,396 --> 00:00:22,939
‫- قشنگ حس می‌کنم کارمون شروع شده.
‫- مگه نه؟

8
00:00:23,023 --> 00:00:24,232
‫- من که خیلی استرس دارم.
‫- منم همین‌طور.

9
00:00:24,315 --> 00:00:26,067
‫- وایسا ببینم، مطمئن نیستم چطوری کار می‌کنه.
‫- چی؟

10
00:00:26,151 --> 00:00:28,194
‫[چطوری باید استارت بزنم؟]

11
00:00:28,778 --> 00:00:29,863
‫دکمه‌ش اینجاست.

12
00:00:32,365 --> 00:00:33,533
‫هوا چقدر خوبه.

13
00:00:33,616 --> 00:00:37,078
‫بعد از بارون هوا حسابی خنک شده.

14
00:00:37,162 --> 00:00:38,246
‫[داخل ماشین هم خیلی باحاله!]

15
00:00:38,329 --> 00:00:40,040
‫خیلی ذوق دارم.

16
00:00:40,123 --> 00:00:42,459
‫[جیغ از روی هیجان]

17
00:00:44,836 --> 00:00:46,254
‫سلام.

18
00:00:47,839 --> 00:00:49,382
‫چطوری، یونگ‌جین؟ رو براهی؟

19
00:00:49,466 --> 00:00:50,925
‫اوضاع عالیه.

20
00:00:51,009 --> 00:00:53,136
‫چه بامزه شدن. نگاهشون کن.

21
00:00:53,219 --> 00:00:54,471
‫بیا مثل دانش‌آموزا رفتار کنیم.

22
00:01:00,101 --> 00:01:01,227
‫اصلاً جالب نبود.

23
00:01:01,311 --> 00:01:02,187
‫ببخشید.

24
00:01:02,270 --> 00:01:03,813
‫افتضاح بود.

25
00:01:03,897 --> 00:01:04,981
‫[بچه‌های کوچک‌تر آماده کلاس درس می‌شن]

26
00:01:05,065 --> 00:01:06,941
‫- چطورین، بچه‌ها؟
‫- سلام.

27
00:01:07,025 --> 00:01:08,401
‫خیلی بامزه شدین.

28
00:01:08,485 --> 00:01:09,319
‫سلام.

29
00:01:09,402 --> 00:01:11,029
‫بریم که زمین رو نجات بدیم!

30
00:01:11,654 --> 00:01:13,782
‫از روی آدرس اومدیم اینجا.

31
00:01:13,865 --> 00:01:14,783
‫- آره.
‫- درسته.

32
00:01:14,866 --> 00:01:16,076
‫این‌بار اینجا هیچ سرنخی نیست؟

33
00:01:16,159 --> 00:01:17,327
‫- اونجا رو باز کن.
‫- هیچی نیست.

34
00:01:17,410 --> 00:01:19,204
‫- جدی؟
‫- تا سوار شدم بازش کردم.

35
00:01:19,287 --> 00:01:20,330
‫خبری نیست.

36
00:01:20,413 --> 00:01:21,956
‫- پیداش کردم!
‫- اینجاست.

37
00:01:22,040 --> 00:01:24,667
‫[دفعه قبل ماموریت توی داشبورد بود]

38
00:01:24,751 --> 00:01:25,794
‫- اون پشت چیزی نیست؟
‫- خبریه؟

39
00:01:25,877 --> 00:01:26,753
‫- اینجا؟
‫- چیزی هست؟

40
00:01:26,836 --> 00:01:28,296
‫- من که چیزی نمی‌بینم.
‫- هیچی نیست.

41
00:01:28,379 --> 00:01:30,590
‫این پشت واقعاً هیچی نیست.

42
00:01:30,673 --> 00:01:31,883
‫توی اون کیف چیه؟

43
00:01:31,966 --> 00:01:33,802
‫خوراکی آوردم.

44
00:01:33,885 --> 00:01:35,512
‫[باید انرژی‌مون رو حفظ کنیم]

45
00:01:35,595 --> 00:01:38,515
‫فکر کنم جی‌پی‌اس ماشین
‫از قبل مقصد رو می‌دونه.

46
00:01:38,598 --> 00:01:40,266
‫- آدرس همینه، نه؟
‫- آره.

47
00:01:40,350 --> 00:01:41,643
‫- راه بیفتیم؟
‫- بریم؟

48
00:01:41,726 --> 00:01:43,645
‫- بریم.
‫- باشه.

49
00:01:43,728 --> 00:01:45,021
‫رانندگی برات مشکلی نیست؟

50
00:01:45,105 --> 00:01:47,107
‫همه تلاشم رو می‌کنم.

51
00:01:47,190 --> 00:01:49,442
‫چون گبی داره رانندگی می‌کنه،
‫حس می‌کنم توی سن‌فرانسیسکوییم.

52
00:01:53,863 --> 00:01:56,866
‫معلومه انگلیسی رو با دیدن سریال گاسیپ گرل یاد گرفته.

53
00:01:56,950 --> 00:01:58,952
‫- تنها انگلیسی‌ایه که بلدم.
‫- عجب.

54
00:01:59,035 --> 00:02:00,370
‫بلد نیستم رسمی صحبت کنم.

55
00:02:00,453 --> 00:02:01,955
‫چون همشو از گاسیپ گرل یاد گرفتی.

56
00:02:02,038 --> 00:02:03,414
‫فقط می‌تونی مثل دخترای لوس کالیفرنیا حرف بزنی.

57
00:02:06,751 --> 00:02:09,170
‫سلام. وای خدای من! آره!

58
00:02:11,756 --> 00:02:13,007
‫یونگ‌جین، چطوری باید خلاص...

59
00:02:15,343 --> 00:02:16,219
‫- چطوری باید...
‫- ماشین رو روشن کنی؟

60
00:02:16,302 --> 00:02:17,595
‫- منظورت چیه؟
‫- این چیزه...

61
00:02:17,679 --> 00:02:19,848
‫- منظورم ترمز دستیه.
‫- چی؟

62
00:02:19,931 --> 00:02:21,307
‫- پدال رو فشار بده.
‫- کاری نداره که.

63
00:02:21,391 --> 00:02:23,351
‫- پدال رو فشار بده، بعد بچرخونش.
‫- مگه این اهرمه نیست؟

64
00:02:23,434 --> 00:02:25,145
‫- نه، منظورم اون نبود.
‫- باشه.

65
00:02:25,228 --> 00:02:26,437
‫راست می‌گی.

66
00:02:26,521 --> 00:02:28,148
‫[شوکه شده]

67
00:02:28,231 --> 00:02:29,482
‫الان دیگه راه افتادیم.

68
00:02:29,566 --> 00:02:31,484
‫- ماموریت اصلی همین بود.
‫- گوش کنین چی می‌گم.

69
00:02:31,568 --> 00:02:32,694
‫اولین باره سوار این ماشین می‌شم.

70
00:02:32,777 --> 00:02:33,945
‫آدم ممکنه گیج بشه.

71
00:02:34,028 --> 00:02:35,363
‫یه دقیقه بهم وقت بدین.

72
00:02:35,446 --> 00:02:37,282
‫خیس عرق شدم.

73
00:02:38,658 --> 00:02:39,742
‫فقط یه ذره استرس داشتم.

74
00:02:39,826 --> 00:02:43,454
‫محض اطلاع بگم که
‫من رانندگیم خیلی خوبه.

75
00:02:43,538 --> 00:02:44,873
‫- بریم دیگه؟
‫- بریم.

76
00:02:44,956 --> 00:02:45,790
‫کمربنداتون رو بستین؟

77
00:02:45,874 --> 00:02:47,834
‫هرجا که جی‌پی‌اس می‌گه بریم.

78
00:02:47,917 --> 00:02:49,085
‫باشه.

79
00:02:49,169 --> 00:02:50,753
‫آروم برو، گبی.

80
00:02:51,796 --> 00:02:53,548
‫گابی، اون حرف ح یعنی حرکت.

81
00:02:53,631 --> 00:02:56,384
‫[خجالت‌زده]

82
00:02:56,467 --> 00:02:58,928
‫خیلی آروم می‌رم.

83
00:02:59,012 --> 00:02:59,846
‫باشه.

84
00:02:59,929 --> 00:03:01,264
‫- لطفاً خیلی یواش برو.
‫- باشه بابا.

85
00:03:01,347 --> 00:03:02,390
‫بهت اعتماد دارم، گبی.

86
00:03:02,473 --> 00:03:04,475
‫حالم که خیلی خوبه.

87
00:03:04,559 --> 00:03:06,019
‫دارم اشتباه می‌رم!

88
00:03:06,102 --> 00:03:07,228
‫[وحشت‌زده]

89
00:03:07,312 --> 00:03:08,229
‫از همین اول کاری؟

90
00:03:08,313 --> 00:03:09,647
‫[تسلیم‌شده]

91
00:03:10,231 --> 00:03:11,065
‫همه چی عالیه.

92
00:03:11,149 --> 00:03:12,859
‫خیلی هیجان‌انگیزه.

93
00:03:12,942 --> 00:03:14,319
‫استرس نداشته باشین.

94
00:03:14,402 --> 00:03:15,820
‫بچه‌ها فقط ریلکس باشین.

95
00:03:18,114 --> 00:03:20,742
‫یعنی ماموریت امروز چی می‌تونه باشه؟

96
00:03:20,825 --> 00:03:23,536
‫- اصلاً روحمم خبر نداره.
‫- مگه نه؟ منم برام سواله.

97
00:03:23,620 --> 00:03:24,913
‫اون چه صداییه؟

98
00:03:24,996 --> 00:03:25,997
‫- جان؟
‫- صدای دستگاه ردیابه؟

99
00:03:26,080 --> 00:03:27,498
‫یه چیزی داره بوق می‌زنه، نه؟

100
00:03:32,921 --> 00:03:33,963
‫وایستا!

101
00:03:34,047 --> 00:03:35,381
‫نه، این نیست.

102
00:03:35,465 --> 00:03:36,466
‫ردیاب نیست.

103
00:03:36,549 --> 00:03:37,967
‫[ردیاب موج ایکس ساکته]

104
00:03:39,469 --> 00:03:41,137
‫- صدای تایمر گوشیته.
‫- دوربین منه؟

105
00:03:41,221 --> 00:03:42,722
‫تو چته آخه؟

106
00:03:42,805 --> 00:03:44,182
‫- زهره‌ترکم کردی!
‫- بچه‌ها آروم باشین.

107
00:03:44,265 --> 00:03:45,892
‫- دوهون!
‫- این چه کاری بود آخه؟

108
00:03:45,975 --> 00:03:49,062
‫- من که اصلاً روحمم خبر نداره.
‫- مگه نه؟ واقعاً سواله برام که چی می‌تونه باشه.

109
00:03:49,562 --> 00:03:50,480
‫اون دیگه چه صداییه؟

110
00:03:50,563 --> 00:03:51,481
‫- جان؟
‫- صدای ردیابه؟

111
00:03:51,564 --> 00:03:52,857
‫یه چیزی داره بوق می‌زنه، نه؟

112
00:03:52,941 --> 00:03:53,816
‫وایستا!

113
00:03:53,900 --> 00:03:55,735
‫- نه، این نیست.
‫- صدای ردیاب نیست.

114
00:03:55,818 --> 00:03:57,445
‫- صدای تایمر گوشیته.
‫- دوربین منه؟

115
00:03:57,528 --> 00:03:58,988
‫تو چته آخه؟

116
00:03:59,072 --> 00:04:01,950
‫فکر کردم ردیاب موج ایکس داره بوق می‌زنه.

117
00:04:02,033 --> 00:04:03,618
‫[خجالت‌زده]

118
00:04:03,701 --> 00:04:07,497
‫ما همه‌مون با تکنولوژی مشکل داریم انگار.

119
00:04:08,206 --> 00:04:09,749
‫- ببخشید، ولی واقعیت تلخه.
‫- درستش کردم.

120
00:04:09,832 --> 00:04:12,252
‫- راه خیلی دوره.
‫- آره؟

121
00:04:12,335 --> 00:04:13,586
‫خیلی باید رانندگی کنیم.

122
00:04:13,670 --> 00:04:16,005
‫راستی، دیگه چه کاری مونده که انجام ندادیم؟

123
00:04:16,089 --> 00:04:18,633
‫ما که دخل جهش‌یافته‌ها رو آوردیم.

124
00:04:18,716 --> 00:04:20,677
‫دیگه چه کاری ممکنه باشه؟

125
00:04:20,760 --> 00:04:22,136
‫ماموریت‌های توی اتاق رو هم که انجام دادیم.

126
00:04:22,220 --> 00:04:25,431
‫وقتش نرسیده بریم سراغ خود نیکس؟

127
00:04:25,515 --> 00:04:27,058
‫- اینجا یه مدرسه‌ست.
‫- مدرسه؟

128
00:04:27,141 --> 00:04:29,185
‫- توروخدا نه...
‫- بی‌خیال بابا.

129
00:04:29,894 --> 00:04:32,397
‫- مدرسه بدترین جای ممکنه.
‫- من که متنفرم.

130
00:04:32,480 --> 00:04:34,607
‫- عمراً!
‫- امیدوارم واقعاً اون نباشه.

131
00:04:34,691 --> 00:04:36,317
‫لباسامون که عین دانش‌آموزاست.

132
00:04:37,110 --> 00:04:38,569
‫این الان لباس فرم مدرسه‌ست؟

133
00:04:38,653 --> 00:04:40,029
‫- من فکر کردم مثلاً کارآگاهیم.
‫- منم همین‌طور.

134
00:04:40,113 --> 00:04:41,197
‫مگه تیپ کینگزمن نیست؟

135
00:04:41,281 --> 00:04:43,157
‫بیشتر شبیه سریال «ما همه مرده‌ایم» نیست؟

136
00:04:43,241 --> 00:04:44,325
‫من که خیلی بدم میاد.

137
00:04:44,409 --> 00:04:45,785
‫- می‌ترسم.
‫- زامبی‌های دانش‌آموز...

138
00:04:45,868 --> 00:04:46,953
‫حتماً یه دلیلی داره...

139
00:04:47,036 --> 00:04:49,289
‫- که داریم شبونه شروع می‌کنیم.
‫- راست می‌گی.

140
00:04:49,372 --> 00:04:52,458
‫- حتماً یه حکمتی داره.
‫- ماموریت امروز...

141
00:04:52,542 --> 00:04:54,210
‫الان ساعت هفت‌ونیم شبه.

142
00:04:54,294 --> 00:04:55,878
‫بی‌دلیل نیست که این‌قدر دیر شروع کردیم.

143
00:04:55,962 --> 00:04:57,922
‫ببینیم اینبار چطوری می‌خوان زهره‌ترکمون کنن.

144
00:04:58,006 --> 00:05:00,300
‫فعلاً که رانندگی گبی از همه ‌چی ترسناکتره.

145
00:05:00,383 --> 00:05:01,509
‫[خنده]

146
00:05:01,592 --> 00:05:03,136
‫انگار که...

147
00:05:03,219 --> 00:05:04,762
‫- دیگه تقریباً رسیدیم.
‫- اون چیه؟

148
00:05:05,471 --> 00:05:07,598
‫- جاده جوری هست که بشه رد شد؟
‫- وایسا ببینم، چی شد؟

149
00:05:07,682 --> 00:05:08,599
‫باید از این‌طرف بریم؟

150
00:05:08,683 --> 00:05:10,268
‫- جل‌الخالق!
‫- جاده‌ش چقدر...

151
00:05:11,102 --> 00:05:14,230
‫[یه جاده مرتفع و باریک]

152
00:05:14,314 --> 00:05:15,606
‫داریم می‌ریم بالا؟

153
00:05:15,690 --> 00:05:16,691
‫- این دیگه...
‫- آخه چرا اینجا؟

154
00:05:16,774 --> 00:05:17,859
‫یه لحظه صبر کن.

155
00:05:19,027 --> 00:05:20,611
‫داریم قشنگ می‌ریم توی دل کوه.

156
00:05:20,695 --> 00:05:23,323
‫- فقط کوه و کمر می‌بینم.
‫- من که خیلی می‌ترسم.

157
00:05:23,990 --> 00:05:25,658
‫- آروم می‌رم.
‫- اصلاً استرس گرفتم.

158
00:05:25,742 --> 00:05:27,535
‫دلم یه جوری شد.

159
00:05:27,618 --> 00:05:29,370
‫آخه اینجا چی ممکنه باشه؟

160
00:05:29,454 --> 00:05:30,496
‫[رفتن به یک منطقه دورافتاده]

161
00:05:30,580 --> 00:05:31,998
‫- اینجا که فقط شالیزاره.
‫- پرنده هم پر نمی‌زنه.

162
00:05:32,081 --> 00:05:33,499
‫نکنه ماموریت تو فضای بازه؟

163
00:05:34,208 --> 00:05:35,335
‫باید همین‌جا باشه.

164
00:05:35,418 --> 00:05:37,503
‫وای خیلی ترسناکه.

165
00:05:37,587 --> 00:05:38,463
‫چرا اینجا آخه؟

166
00:05:38,546 --> 00:05:39,881
‫- اون چیه؟
‫- انگار یه چیزی اونجاست.

167
00:05:40,465 --> 00:05:42,342
‫- اون دیگه چیه؟
‫- اون اینجا چیکار می‌کنه؟

168
00:05:42,425 --> 00:05:43,634
‫- ای بابا.
‫- اون چیه دیگه؟

169
00:05:43,718 --> 00:05:45,511
‫آخه ایستگاه اتوبوس وسط اینجا چیکار می‌کنه؟

170
00:05:45,595 --> 00:05:48,473
‫- لابد اتوبوس هم از اینجا رد می‌شه!
‫- ایستگاه اتوبوسه.

171
00:05:48,556 --> 00:05:52,101
‫- اونجا پاکت شیر و روزنامه می‌بینم.
‫- یه خبری هست.

172
00:05:52,185 --> 00:05:56,314
‫ما رسیدیم به وسط کوه...

173
00:05:56,397 --> 00:05:58,524
‫در حالی که دورمون پر از شالیزار بود.

174
00:05:58,608 --> 00:06:01,569
‫بعدش، خیلی بی‌مقدمه...

175
00:06:02,320 --> 00:06:04,155
‫یه ایستگاه اتوبوس دیدیم.

176
00:06:04,697 --> 00:06:06,616
‫روی یه روزنامه هم شیر گذاشته بودن.

177
00:06:06,699 --> 00:06:08,826
‫شیر ساده بود، که من خیلی دوست دارم.

178
00:06:08,910 --> 00:06:09,952
‫[نگاه سریع]

179
00:06:10,036 --> 00:06:11,954
‫نوشته زمان رسیدن اتوبوس نامعلومه.

180
00:06:12,038 --> 00:06:14,207
‫اصلاً شبیه یه ایستگاه متروکه و قدیمی نبود.

181
00:06:14,290 --> 00:06:15,875
‫مانیتور زمان‌بندی اتوبوس هنوز کار می‌کرد.

182
00:06:15,958 --> 00:06:20,004
‫یه ایستگاه اتوبوس خیلی پیشرفته بود،
‫که واقعاً عجیب به نظر می‌رسید.

183
00:06:20,088 --> 00:06:22,423
‫آخه چرا باید اتوبوس از اینجا رد بشه؟

184
00:06:22,507 --> 00:06:23,383
‫همین‌جا پارک می‌کنم.

185
00:06:24,133 --> 00:06:25,385
‫بیرون رو نگاه کنین...

186
00:06:25,468 --> 00:06:27,637
‫بارون نمیاد، ولی برف‌پاک‌کن‌ها رو روشن کرده!

187
00:06:27,720 --> 00:06:28,971
‫رانندگی این بیشتر منو می‌ترسونه!

188
00:06:29,055 --> 00:06:31,265
‫[خجالت‌زده]

189
00:06:31,349 --> 00:06:32,850
‫بریم سمت ایستگاه اتوبوس؟

190
00:06:32,934 --> 00:06:33,768
‫- آره.
‫- بیاین پیاده شیم.

191
00:06:33,851 --> 00:06:36,312
‫- شاید جزئیات ماموریت اونجا باشه.
‫- من که می‌ترسم.

192
00:06:36,396 --> 00:06:38,731
‫- اول یه چک بکنیم.
‫- باشه.

193
00:06:38,815 --> 00:06:41,109
‫از اون چیزاییه که تو ازشون متنفری، دوهون.

194
00:06:41,192 --> 00:06:42,568
‫واقعاً از اینجور فضاها بدم میاد.

195
00:06:42,652 --> 00:06:44,153
‫آخه...

196
00:06:44,237 --> 00:06:45,738
‫اون شیر جریانش چیه؟

197
00:06:45,822 --> 00:06:47,198
‫- لابد دیگه تا حالا فاسد شده.
‫- مگه نه؟

198
00:06:47,907 --> 00:06:49,742
‫خیلی مشکوک می‌زنه.

199
00:06:49,826 --> 00:06:50,660
‫چه خبره اینجا؟

200
00:06:51,327 --> 00:06:53,746
‫- آخه چطوری اتوبوس میاد این بالا؟
‫- یعنی باید سوار اتوبوس شیم؟

201
00:06:53,830 --> 00:06:56,624
‫[شروع با احتیاط تمام]

202
00:06:56,707 --> 00:06:59,085
‫معلومه که اینو گذاشتن تا جلب توجه کنن.

203
00:06:59,710 --> 00:07:01,087
‫حس خوبی ندارم.

204
00:07:01,170 --> 00:07:03,756
‫نکنه سرنخ مثل دفعه قبل توی یه نامه‌ست؟

205
00:07:03,840 --> 00:07:04,757
‫باید یه رمزی چیزی باشه.

206
00:07:04,841 --> 00:07:05,716
‫[بررسی روزنامه‌ی مشکوک]

207
00:07:05,800 --> 00:07:07,427
‫«اخبار بخش جانگیل‌میون.»

208
00:07:07,510 --> 00:07:09,220
‫در امتداد کوه‌ها و رودها.

209
00:07:09,303 --> 00:07:10,888
‫تاریخ امروز رو زده.

210
00:07:10,972 --> 00:07:12,849
‫- هشتم جولای.
‫- آره.

211
00:07:13,683 --> 00:07:14,767
‫فال ماه‌ها رو هم زده.

212
00:07:14,851 --> 00:07:15,852
‫[طالع‌بینی روزانه]

213
00:07:15,935 --> 00:07:17,728
‫- ماله خودمون رو چک کنیم؟
‫- آره.

214
00:07:17,812 --> 00:07:19,188
‫- من متولد سال خروسم.
‫- خروس؟

215
00:07:19,272 --> 00:07:22,191
‫- اگر ترسیدی، بلند بخند.
‫- اگه ترسیدی، قهقهه بزن.

216
00:07:22,275 --> 00:07:24,444
‫[خنده با صدای بلند]

217
00:07:24,527 --> 00:07:26,779
‫عجب خنده‌ای! کارت درسته.

218
00:07:26,863 --> 00:07:27,822
‫نوبت سال سگه.

219
00:07:27,905 --> 00:07:30,366
‫امروز انرژی آب در اوج خودشه.

220
00:07:30,450 --> 00:07:31,909
‫نزدیک آب بمونید.

221
00:07:31,993 --> 00:07:33,369
‫- آب؟
‫- آره.

222
00:07:33,453 --> 00:07:34,704
‫- این دیگه جدید بود.
‫- مال تو چیه، کارینا؟

223
00:07:34,787 --> 00:07:35,788
‫من سال اژدهام.

224
00:07:35,872 --> 00:07:36,956
‫متن‌های زیادی بخون.

225
00:07:37,039 --> 00:07:38,749
‫این کار به حل مشکلات کمک می‌کنه.

226
00:07:39,459 --> 00:07:40,293
‫مال تو چیه، جان؟

227
00:07:40,376 --> 00:07:41,419
‫مال منم اژدهاست.

228
00:07:41,502 --> 00:07:43,629
‫- تو هم اژدهایی؟
‫- آره.

229
00:07:44,213 --> 00:07:45,423
‫جدی اژدهایی؟

230
00:07:45,923 --> 00:07:47,425
‫- من ۱۲ سال بزرگترم.
‫- اژدها بودی و نمی‌دونستیم؟

231
00:07:47,508 --> 00:07:49,051
‫[احساس معذب بودن]

232
00:07:49,135 --> 00:07:50,303
‫جان، باید حسابی مطالعه کنی.

233
00:07:50,386 --> 00:07:51,679
‫- برای حل معماها لازمه.
‫- پیر شدم دیگه.

234
00:07:51,762 --> 00:07:53,264
‫- دوهون، مال تو چیه؟
‫- من سال پلنگم.

235
00:07:53,347 --> 00:07:54,891
‫طبق نقشه پیش برید.

236
00:07:54,974 --> 00:07:57,435
‫اگه نقشه‌ها درست پیش نرفت،
‫اطرافیانت رو هل بده برن جلو.

237
00:07:57,518 --> 00:07:59,103
‫- ای بابا!
‫- یعنی چی آخه؟

238
00:07:59,187 --> 00:08:01,189
‫- اگه اوضاع خیط شد...
‫- بقیه رو قربانی کن.

239
00:08:01,272 --> 00:08:02,857
‫- یونگ‌جین، مال تو چیه؟
‫- من سال گاوم.

240
00:08:02,940 --> 00:08:04,192
‫اینجاست.

241
00:08:04,275 --> 00:08:05,109
‫نوشته...

242
00:08:06,444 --> 00:08:07,528
‫نوشته امروز روز شانس توئه.

243
00:08:07,612 --> 00:08:08,654
‫- جدی؟
‫- آره.

244
00:08:08,738 --> 00:08:10,281
‫با اعتمادبه‌نفس رهبری تیم رو بر عهده بگیر.

245
00:08:10,364 --> 00:08:11,240
‫- اما.
‫- اما دیگه چرا؟

246
00:08:11,324 --> 00:08:13,284
‫در جایی که کسی تیغ یا نیزه داره، مراقب باش.

247
00:08:13,367 --> 00:08:14,577
‫کارینا؟

248
00:08:14,660 --> 00:08:15,661
‫کارینا؟!

249
00:08:15,745 --> 00:08:17,788
‫- اونطوری نگام نکنین!
‫- گفت تیغ یا نیزه؟

250
00:08:17,872 --> 00:08:19,248
‫- من که نیستم!
‫- نیزه دیگه واسه چیه؟

251
00:08:19,332 --> 00:08:21,000
‫- کسی که تیغ یا نیزه داره.
‫- دست از سرم بردارین.

252
00:08:21,083 --> 00:08:22,335
‫ممکنه...

253
00:08:22,418 --> 00:08:24,086
‫- چی؟
‫- ای وای.

254
00:08:26,672 --> 00:08:28,549
‫اطلاعات ماموریت اکسین اینجاست.

255
00:08:28,633 --> 00:08:29,550
‫درباره ماموریته.

256
00:08:30,301 --> 00:08:31,594
‫[ماموریت اکسین شما این است]

257
00:08:31,677 --> 00:08:32,637
‫چقدر باحاله.

258
00:08:33,262 --> 00:08:35,348
‫دفعه پیش روی عابربانک بود.

259
00:08:35,431 --> 00:08:39,560
‫این‌بار ماموریت روی مانیتور ایستگاه اتوبوس ظاهر شد.

260
00:08:39,644 --> 00:08:41,854
‫حادثه در این مکان رخ داده

261
00:08:41,938 --> 00:08:44,649
‫روستای بکسودام، بخش جانگیل،
‫شهر یانگوک، استان گانگون.

262
00:08:45,942 --> 00:08:47,360
‫اینم خلاصه اتفاقاته.

263
00:08:47,443 --> 00:08:48,277
‫یه گزارش کوتاهه.

264
00:08:48,361 --> 00:08:51,322
‫سطح غیرعادی‌ای از امواج الکترومغناطیس ایکس
‫در روستا شناسایی شده.

265
00:08:51,405 --> 00:08:54,992
‫اخیراً دو مورد مرگ مشکوک خانوادگی گزارش شده.

266
00:08:55,576 --> 00:08:56,953
‫- مورد فوتی؟
‫- دو تا خونواده مردن؟

267
00:08:57,537 --> 00:08:59,163
‫اینم اطلاعات مربوط به قربانی‌هاست.

268
00:08:59,247 --> 00:09:03,042
‫جسد پنج نفر در خانه‌های خودشان پیدا شدند.

269
00:09:03,125 --> 00:09:03,960
‫توی خونه؟

270
00:09:04,043 --> 00:09:07,880
‫آثاری از یک مایع سیاه دور چشم، بینی و دهانشان دیده شده.

271
00:09:09,340 --> 00:09:10,800
‫مایع سیاه؟

272
00:09:10,883 --> 00:09:12,343
‫نتایج کالبدشکافی نشون داده...

273
00:09:12,426 --> 00:09:14,470
‫که علت مرگ غرق‌شدگی بوده.

274
00:09:14,554 --> 00:09:16,305
‫- غرق شدن؟
‫- آره، غرق شدن.

275
00:09:16,389 --> 00:09:18,391
‫ولی به من گفته بود به آب نزدیک بمونم!

276
00:09:19,767 --> 00:09:23,521
‫در ریه‌ها و مجاری تنفسی متوفیان،
‫مایع سیاهی پیدا شده.

277
00:09:23,604 --> 00:09:24,814
‫توی ریه و نزدیک دهانشون.

278
00:09:24,897 --> 00:09:27,900
‫هیچ عامل خارجی‌ای برای غرق‌شدگی پیدا نشده.

279
00:09:28,651 --> 00:09:29,819
‫در حال حاضر...

280
00:09:30,486 --> 00:09:33,114
‫به دلیل شایعات شوم درباره این حادثه...

281
00:09:33,197 --> 00:09:35,992
‫بیشتر اهالی روستا با عجله از اونجا فرار کردن.

282
00:09:36,075 --> 00:09:37,493
‫همه گذاشتن رفتن.

283
00:09:38,327 --> 00:09:39,579
‫ماموریت اینه.

284
00:09:40,121 --> 00:09:41,872
‫کشف حقیقت پشت پرده این حوادث...

285
00:09:41,956 --> 00:09:44,083
‫- و جلوگیری از مرگ‌ومیر بیشتر.
‫- باید جلوش رو بگیریم.

286
00:09:44,166 --> 00:09:46,085
‫زیر نیمکت رو نگاه کنید...

287
00:09:46,168 --> 00:09:47,712
‫و به محل وقوع حادثه برید.

288
00:09:47,795 --> 00:09:49,130
‫زیر نیمکت رو ببینیم؟

289
00:09:52,592 --> 00:09:55,511
‫[اطلاعات رسیدن اتوبوس در دسترس نیست]

290
00:09:55,595 --> 00:09:57,096
‫زیر نیمکت؟

291
00:09:57,179 --> 00:09:58,264
‫باید...

292
00:09:58,347 --> 00:09:59,599
‫- زیر نیمکت رو چک کنیم؟
‫- آره.

293
00:09:59,682 --> 00:10:00,808
‫زیر نیمکت؟

294
00:10:02,852 --> 00:10:04,270
‫- اینجاست.
‫- پیداش کردی؟

295
00:10:04,770 --> 00:10:07,231
‫[چیزی به زیر نیمکت چسبانده شده]

296
00:10:08,941 --> 00:10:09,984
‫باید حلّش کنیم؟

297
00:10:10,067 --> 00:10:11,027
‫چی نوشته؟

298
00:10:11,110 --> 00:10:12,194
‫گزارش پلیسه؟

299
00:10:13,195 --> 00:10:15,823
‫زیر نیمکت، یه گزارش درباره قربانی‌ها بود.

300
00:10:15,906 --> 00:10:20,286
‫سن و یه سری اطلاعات شخصی
‫اولیه رو بهمون می‌داد.

301
00:10:20,369 --> 00:10:24,832
‫همین‌طور نتایج کالبدشکافی
‫و نقشه روستا هم داخلش بود.

302
00:10:26,667 --> 00:10:27,585
‫اینم خلاصه اتفاقاته.

303
00:10:27,668 --> 00:10:30,796
‫در چهارم جولای ۲۰۲۵،
‫پلیس به یک تماس پاسخ داد.

304
00:10:30,880 --> 00:10:33,716
‫کدخدای روستا و همسرش را
‫در خانه‌شان مرده پیدا کردند.

305
00:10:33,799 --> 00:10:34,884
‫- وای نه.
‫- این که مال دیروزه.

306
00:10:34,967 --> 00:10:36,177
‫- باید بریم خونه‌شون.
‫- آره.

307
00:10:37,720 --> 00:10:39,013
‫همسایه‌ها...

308
00:10:39,096 --> 00:10:41,766
‫[اجساد با آثار مایع سیاه]

309
00:10:41,849 --> 00:10:42,892
‫- اون چیه؟
‫- وای خدای من.

310
00:10:42,975 --> 00:10:44,602
‫- غرق شده بودن، درسته؟
‫- آره.

311
00:10:44,685 --> 00:10:47,855
‫چون مایع از بدنشون بیرون زده بود،
‫یعنی انگار از داخل غرق شده بودن.

312
00:10:47,938 --> 00:10:50,775
‫- از درون به بیرون.
‫- مایع ریه‌هاشون رو پُر کرده بوده.

313
00:10:51,525 --> 00:10:52,360
‫وای نه.

314
00:10:52,443 --> 00:10:53,736
‫بیچاره اون زن و شوهر.

315
00:10:53,819 --> 00:10:55,237
‫این آقای جانگ ای‌جانگ ـه.

316
00:10:55,321 --> 00:10:58,949
‫ماموران در صحنه
‫هیچ اثری از حمله یا مقاومت پیدا نکردند.

317
00:10:59,033 --> 00:11:00,743
‫روی زمین، دیوارها و لحاف

318
00:11:00,826 --> 00:11:04,997
‫آثاری از یک مایع سیاه ناشناس
‫مشاهده شد.

319
00:11:05,081 --> 00:11:06,415
‫دوربین‌های مداربسته نشان دادند

320
00:11:06,499 --> 00:11:09,418
‫این زوج در سوم جولای،
‫یک روز قبل از مرگشان، به خانه برگشته‌اند.

321
00:11:09,502 --> 00:11:11,087
‫بعد از آن دیگر دیده نشد
‫از خانه خارج شوند،

322
00:11:11,170 --> 00:11:14,840
‫و هیچ مراجعه‌کننده‌ای هم نداشتند.

323
00:11:14,924 --> 00:11:18,386
‫به نظر می‌رسد
‫به دلایلی نامعلوم داخل خانه جان باخته‌اند.

324
00:11:18,469 --> 00:11:20,805
‫در ششم جولای، دو روز بعد از مرگ آن‌ها،

325
00:11:20,888 --> 00:11:23,140
‫خانواده سه‌نفره‌ای که در خانه کناری زندگی می‌کردند

326
00:11:23,224 --> 00:11:25,434
‫جسد آن‌ها هم داخل خانه‌شان پیدا شدد

327
00:11:25,518 --> 00:11:27,937
‫درست با همان وضعیت آن زوج.

328
00:11:28,688 --> 00:11:29,730
‫[خانواده همسایه هم
‫با همان وضعیت مرده پیدا شدند]

329
00:11:29,814 --> 00:11:30,815
‫- اینا همسایه‌ها هستن.
‫- آره.

330
00:11:30,898 --> 00:11:32,233
‫او گوریه و اوه بونگ‌جین.

331
00:11:32,316 --> 00:11:34,694
‫[خانواده همسایه هم با همان وضعیت مرده پیدا شدند]

332
00:11:34,777 --> 00:11:36,612
‫باز هم هیچ نشانه‌ای
‫از دخالت فرد دیگری پیدا نشد.

333
00:11:36,696 --> 00:11:38,572
‫علت مرگ هنوز مشخص نشده است.

334
00:11:39,156 --> 00:11:41,075
‫تا اینجا در مجموع پنج نفر مردن.

335
00:11:41,742 --> 00:11:45,454
‫دو خانواده مرده پیدا شدن.

336
00:11:45,538 --> 00:11:46,872
‫علت مرگ‌شون

337
00:11:46,956 --> 00:11:50,000
‫نه قتل بوده، نه خودکشی،
‫بلکه غرق‌شدگی بوده.

338
00:11:50,251 --> 00:11:52,795
‫ولی جنازه‌هاشون توی آب پیدا نشده.

339
00:11:52,878 --> 00:11:57,383
‫به خاطر مایعی که ریه‌ها و مجاری تنفسی‌شون رو پُر کرده بود،
‫غرق شده بودن.

340
00:11:57,466 --> 00:11:59,093
‫اصلاً منطقی به نظر نمی‌رسید.

341
00:11:59,176 --> 00:12:04,098
‫از گوش، بینی و دهان‌شون
‫مایع سیاه بیرون زده بود.

342
00:12:04,181 --> 00:12:05,933
‫همین باعث مرگ‌شون شده بود.

343
00:12:06,016 --> 00:12:09,145
‫فهمیدیم با یه پرونده عجیب و مرموز طرفیم.

344
00:12:09,228 --> 00:12:11,897
‫توی گزارش آدرس هم هست؟

345
00:12:11,981 --> 00:12:13,774
‫- باید بریم همون آدرس.
‫- معلومه.

346
00:12:13,858 --> 00:12:15,860
‫- باید بریم اونجا.
‫- همون صحنه حادثه‌ست.

347
00:12:15,943 --> 00:12:17,486
‫از همین‌جا شروع کنیم؟

348
00:12:17,570 --> 00:12:18,738
‫- فکر خوبیه.
‫- بریم.

349
00:12:18,821 --> 00:12:19,864
‫بریم.

350
00:12:20,489 --> 00:12:21,615
‫[استرس رفتن سراغ محل حادثه]

351
00:12:21,699 --> 00:12:23,951
‫خیلی ترسناک و وهم‌آلوده.

352
00:12:24,618 --> 00:12:26,537
‫همه‌ چی اینجا مشکوکه.

353
00:12:26,620 --> 00:12:28,539
‫- آدرس رو بزنیم.
‫- من می‌زنم.

354
00:12:28,622 --> 00:12:30,499
‫- امروز حس بدی دارم.
‫- مگه نه؟

355
00:12:31,167 --> 00:12:32,460
‫خیلی ترسناکه.

356
00:12:32,543 --> 00:12:34,170
‫- خیلی دلهره‌آوره.
‫- آره.

357
00:12:34,253 --> 00:12:36,464
‫ما داشتیم خوش‌وخندون

358
00:12:36,547 --> 00:12:38,716
‫- درباره طالع‌هامون حرف می‌زدیم.
‫- دقیقاً.

359
00:12:38,799 --> 00:12:40,885
‫فکرش رو هم نمی‌کردم
‫پرونده مرگ دربیاد.

360
00:12:40,968 --> 00:12:42,052
‫- منم انتظارشو نداشتم.
‫- منم همین‌طور.

361
00:12:42,136 --> 00:12:43,512
‫کارینا، مال تو چی بود؟

362
00:12:43,596 --> 00:12:44,430
‫متن‌های زیادی بخون.

363
00:12:44,513 --> 00:12:46,182
‫این کار به حل مشکلات کمک می‌کنه.

364
00:12:46,265 --> 00:12:49,143
‫صبر کن، چرا فقط من باید
‫مراقب تیغ یا نیزه باشم؟

365
00:12:49,226 --> 00:12:51,312
‫یعنی واقعاً قراره یکی
‫با تیغ یا نیزه سر و کله‌اش پیدا بشه؟

366
00:12:51,395 --> 00:12:52,688
‫فکر کنم آره.

367
00:12:52,772 --> 00:12:55,024
‫وای، از الان دل‌پیچه گرفتم.

368
00:12:55,107 --> 00:12:56,817
‫[خطر برای عضلات کمر]

369
00:12:56,901 --> 00:12:58,652
‫- خب این خودش خبر خوبیه.
‫- آره نه؟

370
00:12:58,736 --> 00:13:00,112
‫منم اگه نقشه خراب شد،

371
00:13:00,196 --> 00:13:01,530
‫- باید بغل‌دستیم رو هل بدم جلو.
‫- درسته.

372
00:13:01,614 --> 00:13:03,032
‫یعنی باید یکی رو ول کنم به امان خدا؟

373
00:13:03,115 --> 00:13:06,410
‫- چی؟
‫- من دوهون رو کاملاً در این حد می‌بینم.

374
00:13:06,494 --> 00:13:08,329
‫- چرا؟
‫- چون خیلی زود می‌ترسی.

375
00:13:10,247 --> 00:13:12,541
‫توی گزارش کالبدشکافی نوشته

376
00:13:12,625 --> 00:13:15,544
‫- نتیجه معاینه داخلی این بوده.
‫- چی بوده؟

377
00:13:15,628 --> 00:13:18,005
‫هر دو ریه متورم بودند،

378
00:13:18,088 --> 00:13:21,342
‫و با ایجاد برش،
‫مقدار زیادی مایع سیاه خارج شد.

379
00:13:21,425 --> 00:13:25,054
‫کیسه‌های هوایی و نایژه‌ها هم
‫از همین مایع پُر شده بودند.

380
00:13:25,137 --> 00:13:27,139
‫آثار مایع سیاه
‫به‌طور پیوسته دیده شد

381
00:13:27,223 --> 00:13:29,683
‫که از نای تا حنجره امتداد داشت.

382
00:13:29,767 --> 00:13:33,312
‫یعنی به خاطر این مایع سیاه غرق شدن.

383
00:13:33,395 --> 00:13:34,688
‫- ظاهراً همین‌طوره.
‫- آره، نه؟

384
00:13:34,772 --> 00:13:38,150
‫باید منبع این مایع رو پیدا کنیم.

385
00:13:38,234 --> 00:13:39,735
‫- آره.
‫- احتمالاً همین‌طوره.

386
00:13:39,819 --> 00:13:41,737
‫- یه اطلاعات اضافه هم هست.
‫- باشه.

387
00:13:41,821 --> 00:13:44,698
‫مایع سیاهی که روی اجساد پیدا شده،

388
00:13:45,199 --> 00:13:48,118
‫با ماده‌ای که

389
00:13:48,202 --> 00:13:52,289
‫در ساختمان سوخته
‫دهیاری پیدا شده، مطابقت دارد.

390
00:13:52,373 --> 00:13:53,249
‫- چی؟
‫- چی؟

391
00:13:53,332 --> 00:13:54,500
‫آتش‌سوزی هم بوده؟

392
00:13:54,583 --> 00:13:56,877
‫- کدوم آتیش‌سوزی؟
‫- آتش‌سوزی هم بوده؟

393
00:13:56,961 --> 00:13:58,087
‫این مال دوم جولایه.

394
00:13:58,170 --> 00:14:01,465
‫پس دوم جولای هم
‫یه حادثه دیگه اتفاق افتاده.

395
00:14:01,549 --> 00:14:02,550
‫خیلی ترسناکه.

396
00:14:02,633 --> 00:14:03,884
‫بریم بررسیش کنیم؟

397
00:14:03,968 --> 00:14:05,886
‫- آره، بریم.
‫- تا نرسیم اونجا کاری ازمون برنمیاد.

398
00:14:05,970 --> 00:14:07,054
‫- پس باشه.
‫- خب.

399
00:14:07,137 --> 00:14:08,639
‫- بزن بریم.
‫- بریم.

400
00:14:09,598 --> 00:14:11,559
‫شروع شد.

401
00:14:12,268 --> 00:14:14,770
‫خیلی عجیبه که این اتفاق
‫توی یه خونه افتاده.

402
00:14:14,854 --> 00:14:15,896
‫- آره؟
‫- واقعاً.

403
00:14:15,980 --> 00:14:18,190
‫منم بچگی‌هام تو همچین خونه‌ای زندگی می‌کردم.

404
00:14:18,274 --> 00:14:19,859
‫- همون حسو می‌ده.
‫- آها.

405
00:14:19,942 --> 00:14:22,820
‫منو یاد جایی می‌ندازه که بزرگ شدم.

406
00:14:23,404 --> 00:14:24,780
‫همین باعث می‌شه ترسناک‌تر بشه.

407
00:14:24,864 --> 00:14:26,907
‫منم همین‌طور؛ تو یه روستای خلوت زندگی می‌کردم.

408
00:14:27,533 --> 00:14:30,244
‫- منم تو همچین جایی بزرگ شدم.
‫- جدی؟

409
00:14:30,828 --> 00:14:32,246
‫معلومه.

410
00:14:33,747 --> 00:14:34,582
‫(ناراحت)

411
00:14:34,665 --> 00:14:36,584
‫یعنی من شبیه آدم شهری نیستم؟

412
00:14:36,667 --> 00:14:37,793
‫چرا نه یعنی؟

413
00:14:38,377 --> 00:14:39,628
‫فکر می‌کردم خوب پنهانش کردم.

414
00:14:39,712 --> 00:14:40,921
‫نه، این چیزا پنهان نمی‌مونه.

415
00:14:41,005 --> 00:14:41,922
‫من فکر می‌کردم خیلی شیکم.

416
00:14:42,006 --> 00:14:43,424
‫من یه دختر شهری شیکم.

417
00:14:43,507 --> 00:14:45,342
‫فکر نمی‌کنید من ‌نترس‌ترینم؟

418
00:14:45,426 --> 00:14:46,677
‫- آره.
‫- واقعاً هستی.

419
00:14:46,760 --> 00:14:48,596
‫نمی‌ترسم، ولی از سورپرایز بدم میاد.

420
00:14:48,679 --> 00:14:50,347
‫- خب همونه دیگه، یونگ‌جین.
‫- آهان، واقعاً؟

421
00:14:50,931 --> 00:14:53,100
‫منم قبول دارم هی‌ری شجاع‌ترینه.

422
00:14:53,183 --> 00:14:54,685
‫- آره؟
‫- آره، خیلی سخت می‌ترسی.

423
00:14:54,768 --> 00:14:55,978
‫درسته.

424
00:14:56,061 --> 00:14:56,896
‫کاش منم این ‌جوری بودم.

425
00:14:56,979 --> 00:14:58,939
‫باید بچسبیم به هیه‌ری.

426
00:15:00,316 --> 00:15:01,567
‫داره تاریک می‌شه.

427
00:15:01,650 --> 00:15:03,360
‫آفتاب چقد زود غروب کرد.

428
00:15:03,444 --> 00:15:04,612
‫توی روستا،

429
00:15:04,695 --> 00:15:06,363
‫وقتی آفتاب بره پایین، یهو تاریک تاریک می‌شه.

430
00:15:06,447 --> 00:15:08,532
‫شب‌ها قیر سیاهه.

431
00:15:09,199 --> 00:15:12,786
‫تا حالا یه نفرم از اینجا رد نشده.

432
00:15:12,870 --> 00:15:15,956
‫- هیچ کی نیست.
‫- روستای خالیه.

433
00:15:16,040 --> 00:15:18,000
‫چیزی نمونده.

434
00:15:18,083 --> 00:15:20,252
‫- جلوتره.
‫- آره، فکر کنم همونه.

435
00:15:20,336 --> 00:15:23,505
‫روی نقشه کدوم خونه‌ایم؟

436
00:15:23,589 --> 00:15:25,007
‫- خونه‌ها خیلی نزدیکن به هم.
‫- آره.

437
00:15:25,090 --> 00:15:26,884
‫- ولی روی نقشه...
‫- داره بوق می‌زنه.

438
00:15:26,967 --> 00:15:28,344
‫- داره بوق می‌زنه، رسیدیم.
‫- من از این صدا بدم میاد.

439
00:15:28,427 --> 00:15:31,180
‫۲۶ تا ۲۷ درصد نشون می‌ده.

440
00:15:31,263 --> 00:15:33,098
‫خیلی اضطراب گرفتم.

441
00:15:33,182 --> 00:15:34,099
‫فکر کنم رسیدیم.

442
00:15:34,183 --> 00:15:35,559
‫ببین چی زدن اینجا.

443
00:15:35,643 --> 00:15:36,602
‫(صدای عصبی)

444
00:15:36,685 --> 00:15:37,978
‫این همون نوار صحنه جرمه.

445
00:15:38,062 --> 00:15:38,979
‫نوار قرمزه.

446
00:15:39,063 --> 00:15:41,190
‫نوار پلیس خیلی جلب توجه می‌کرد.

447
00:15:41,273 --> 00:15:45,569
‫برای مشخص کردن محدوده صحنه جرم استفاده‌ش می‌کنن.

448
00:15:45,653 --> 00:15:48,822
‫این علامت ورود ممنوع باعث شد

449
00:15:48,906 --> 00:15:50,532
‫خیلی بیشتر بترسم.

450
00:15:50,616 --> 00:15:51,450
‫صبر کن.

451
00:15:51,533 --> 00:15:53,160
‫یه لحظه!

452
00:15:53,702 --> 00:15:58,082
‫قدم گذاشتن توی صحنه جرم
‫انگار قدم گذاشتن تو خطره.

453
00:15:58,165 --> 00:16:00,459
‫واسه همین خیلی ترسیده بودم.

454
00:16:02,252 --> 00:16:03,879
‫فکر کنم اون خونه سمت چپه، جان.

455
00:16:04,463 --> 00:16:05,297
‫[رسیدن به محل حادثه]

456
00:16:05,381 --> 00:16:06,507
‫رسیدیم.

457
00:16:07,800 --> 00:16:11,470
‫یه چیز خیلی مشکوکی اینجا جریان داره.

458
00:16:11,553 --> 00:16:13,931
‫حداقل جسدا رو بردن.

459
00:16:14,014 --> 00:16:15,849
‫- پزشکی قانونی برده‌تشون.
‫- آره.

460
00:16:15,933 --> 00:16:17,643
‫- ما فقط باید سرنخ پیدا کنیم.
‫- آره.

461
00:16:18,227 --> 00:16:19,353
‫اصلاً نمی‌خوام پیاده شم.

462
00:16:19,436 --> 00:16:20,270
‫ولی باید بشم.

463
00:16:20,354 --> 00:16:21,480
‫واقعاً؟

464
00:16:22,356 --> 00:16:25,192
‫انتظار دارن چیزی پیدا کنیم
‫که پزشکی قانونی نتونسته.

465
00:16:25,734 --> 00:16:26,568
‫مگه نه؟

466
00:16:26,652 --> 00:16:27,486
‫پس باید انجامش بدیم.

467
00:16:27,569 --> 00:16:29,530
‫شب خیلی ترسناک می‌شه.

468
00:16:29,613 --> 00:16:31,448
‫من از الان ترسیدم.

469
00:16:31,532 --> 00:16:32,866
‫[روستای بکسودام]

470
00:16:32,950 --> 00:16:33,867
‫از این متنفرم.

471
00:16:34,618 --> 00:16:35,911
‫واقعاً بدم میاد از اینجا.

472
00:16:37,037 --> 00:16:39,206
‫ولی هوا چقدر تازه‌ست.

473
00:16:40,457 --> 00:16:42,334
‫این قطعاً همون خونه‌ست، درسته؟

474
00:16:42,418 --> 00:16:44,336
‫این خونه دومه.

475
00:16:44,420 --> 00:16:45,671
‫این دومیه؟

476
00:16:45,754 --> 00:16:48,382
‫- آره، خونه دومه.
‫- آره، همین‌جاست.

477
00:16:48,465 --> 00:16:49,717
‫[محل حادثه دوم]

478
00:16:49,800 --> 00:16:51,468
‫- بریم داخل؟
‫- بریم.

479
00:16:51,552 --> 00:16:53,095
‫- مجبوریم.
‫- بریم تو.

480
00:16:53,178 --> 00:16:54,138
‫در بازه؟

481
00:16:54,221 --> 00:16:55,055
‫[نزدیک نشوید، نوار پلیس]

482
00:16:55,139 --> 00:16:57,474
‫- کسی داخل هست؟
‫- کسی هست؟

483
00:16:57,558 --> 00:16:58,600
‫نوارو برداریم؟

484
00:16:58,684 --> 00:17:00,227
‫باز نمی‌شه، نه؟

485
00:17:00,811 --> 00:17:02,604
‫باید رمز در رو بدونیم.

486
00:17:02,688 --> 00:17:05,024
‫پنجره هم قفله، درسته؟

487
00:17:06,567 --> 00:17:07,401
‫(پریدن)

488
00:17:07,484 --> 00:17:08,652
‫نه، بازه.

489
00:17:08,736 --> 00:17:09,945
‫- واقعاً بازه؟
‫- بازه؟

490
00:17:10,654 --> 00:17:12,281
‫می‌دونستم، باید از پنجره بریم.

491
00:17:12,364 --> 00:17:13,574
‫باشه، بریم.

492
00:17:13,657 --> 00:17:14,992
‫از اینجا بریم تو.

493
00:17:15,784 --> 00:17:17,286
‫- وای، بدم میاد.
‫- لعنتی.

494
00:17:18,579 --> 00:17:19,830
‫من می‌رم تو.

495
00:17:20,497 --> 00:17:21,957
‫قلبم داره از جا کنده می‌شه.

496
00:17:22,041 --> 00:17:23,375
‫اول چراغ رو روشن کنیم.

497
00:17:23,459 --> 00:17:24,835
‫آره، روشنش کنیم.

498
00:17:24,918 --> 00:17:26,628
‫- خیلی تاریکه.
‫- این دیگه چیه آخه؟

499
00:17:27,629 --> 00:17:28,881
‫بهتر شد.

500
00:17:28,964 --> 00:17:32,760
‫[محل حادثه دوم]

501
00:17:33,385 --> 00:17:35,262
‫یه خونه معمولی روستایی بود.

502
00:17:35,345 --> 00:17:38,432
‫کاملاً معلوم بود یکی اونجا زندگی می‌کرده.

503
00:17:38,515 --> 00:17:40,559
‫اینو ببینید.

504
00:17:40,642 --> 00:17:42,686
‫اینجا یه بسته‌ست.

505
00:17:42,770 --> 00:17:45,355
‫- می‌تونیم بازش کنیم؟
‫- هنوز باز نشده.

506
00:17:45,606 --> 00:17:46,565
‫اینجا یه تیغ هست.

507
00:17:46,648 --> 00:17:47,941
‫[تیغ برش چسب]

508
00:17:48,025 --> 00:17:49,693
‫مواظب باش، یونگ‌جین.

509
00:17:49,777 --> 00:17:52,237
‫- شاید همون تیغ/نیزه‌ای باشه که گفتن.
‫- نه، تیغه واقعیه.

510
00:17:52,321 --> 00:17:53,238
‫مواظب باش یونگ‌جین.

511
00:17:53,322 --> 00:17:54,865
‫- چی شده آخه؟
‫- اینجا یه بسته‌ست.

512
00:17:54,948 --> 00:17:55,866
‫فکر کنم باید بازش کنیم.

513
00:17:55,949 --> 00:17:56,867
‫(از تیغ فاصله می‌گیره)

514
00:17:56,950 --> 00:17:58,827
‫- من بازش می‌کنم.
‫- سنگینه.

515
00:17:59,161 --> 00:18:00,370
‫[همون‌جا فوری بسته رو باز می‌کنه]

516
00:18:00,454 --> 00:18:01,497
‫این دیگه چیه؟

517
00:18:02,331 --> 00:18:03,707
‫این بنده‌خدا سرش کلاه رفته.

518
00:18:03,791 --> 00:18:05,542
‫- آجره؟
‫- چی به چیه آخه؟

519
00:18:05,626 --> 00:18:06,502
‫[مرسی، احمق]

520
00:18:06,585 --> 00:18:09,463
‫نوشته، مرسی احمق.

521
00:18:09,546 --> 00:18:11,381
‫فکر کنم نینتندو سفارش داده بوده.

522
00:18:11,465 --> 00:18:13,050
‫[تحویل شانسی]
‫[کالا: نین]

523
00:18:13,133 --> 00:18:14,259
‫ولی سرش کلاه گذاشتن.

524
00:18:14,343 --> 00:18:17,346
‫اسم سفارش‌دهنده نوشته، کافه‌تریا تو.

525
00:18:17,429 --> 00:18:18,347
‫وای بدشانسی.

526
00:18:18,430 --> 00:18:20,349
‫شاید جنس دست‌دوم سفارش داده بوده؟

527
00:18:20,432 --> 00:18:22,726
‫نوشته مرسی احمق... خیلی تلخه.

528
00:18:23,602 --> 00:18:25,395
‫- چیزی پیدا کردی؟
‫- دارم می‌گردم.

529
00:18:25,479 --> 00:18:27,773
‫[پخش می‌شن برای جست‌وجو]

530
00:18:27,856 --> 00:18:28,899
‫هیچی نیست.

531
00:18:32,069 --> 00:18:33,987
‫[جست‌وجوی بی‌نتیجه]

532
00:18:34,071 --> 00:18:35,239
‫این در رو باز کنیم؟

533
00:18:40,494 --> 00:18:42,663
‫[با احتیاط در رو باز می‌کنه]

534
00:18:43,455 --> 00:18:45,749
‫- اینجا مایع سیاهه.
‫- وای خدای من.

535
00:18:49,503 --> 00:18:52,464
‫این اتاق اوه دئوک‌یو ۱۷ ساله بود.

536
00:18:53,257 --> 00:18:56,093
‫[یه اتاق کاملاً معمولی یه دانش‌آموز دبیرستانی بود

537
00:18:56,176 --> 00:18:59,304
‫که حالا با یه مایع سیاه مرموز پوشیده شده بود]

538
00:18:59,388 --> 00:19:01,306
‫همه ‌جا پر از مایع سیاه بود.

539
00:19:01,390 --> 00:19:04,184
‫رو تخت و یه جاهایی از دیوار پاشیده بود.

540
00:19:04,268 --> 00:19:08,021
‫خیلی ناراحت‌کننده بود.

541
00:19:10,315 --> 00:19:12,234
‫- صبر کن.
‫- چیزی جا مونده؟

542
00:19:12,317 --> 00:19:13,485
‫حتی رو عکس هم هست.

543
00:19:13,569 --> 00:19:14,403
‫اون چیه؟

544
00:19:14,486 --> 00:19:16,113
‫- اینو ببین.
‫- عکس رو هم خراب کرده.

545
00:19:16,196 --> 00:19:17,281
‫[مایع سیاه فقط روی صورت دئوک‌یو]

546
00:19:17,364 --> 00:19:19,032
‫خیلی ترسناکه.

547
00:19:19,116 --> 00:19:21,034
‫یعنی این مایع همه ‌چیشون رو می‌گیره؟

548
00:19:21,535 --> 00:19:23,120
‫مثل چاکی شده... یا جیانگشی.

549
00:19:23,203 --> 00:19:25,747
‫نکنه یه جور گریم هالووینه؟

550
00:19:25,831 --> 00:19:27,916
‫- دیوارها هم همه‌جا لکه داره.
‫- آره، نه؟

551
00:19:28,000 --> 00:19:28,834
‫چرا این‌طوریه؟

552
00:19:29,418 --> 00:19:30,669
‫لپ‌تاپش رو روشن کنیم؟

553
00:19:30,752 --> 00:19:31,712
‫- آره.
‫- آره.

554
00:19:32,588 --> 00:19:34,715
‫[لپ‌تاپ روی میز رو روشن می‌کنن]

555
00:19:34,798 --> 00:19:35,924
‫قفله.

556
00:19:36,008 --> 00:19:37,092
‫باید رمز رو داشته باشیم.

557
00:19:37,176 --> 00:19:38,635
‫بزن چهار تا صفر.

558
00:19:39,303 --> 00:19:42,472
‫رمزش چی می‌تونه باشه؟

559
00:19:43,098 --> 00:19:44,641
‫راهنمای رمز نوشته، من هستم.

560
00:19:44,725 --> 00:19:45,976
‫من هستم؟

561
00:19:46,059 --> 00:19:46,894
‫من هستم...

562
00:19:46,977 --> 00:19:47,978
‫اوه دئوک...

563
00:19:48,061 --> 00:19:49,021
‫من هستم...

564
00:19:49,104 --> 00:19:51,106
‫شاید اسمش به انگلیسیه؟

565
00:19:51,190 --> 00:19:53,192
‫بزن پنج اردک.

566
00:19:55,944 --> 00:19:56,987
‫[رمز اشتباه]

567
00:19:57,070 --> 00:19:58,071
‫نه، این نیست.

568
00:19:58,864 --> 00:20:00,741
‫- ۱۷ سالش بوده.
‫- اوه دئوک‌یو.

569
00:20:00,824 --> 00:20:01,658
‫دانش‌آموز بوده.

570
00:20:01,742 --> 00:20:04,036
‫کارینا، دانش آموز رو امتحان کن.

571
00:20:04,119 --> 00:20:07,206
‫[دانش آموز رو وارد می‌کند]

572
00:20:07,289 --> 00:20:08,123
‫[رمز اشتباه]

573
00:20:08,207 --> 00:20:09,750
‫پس چی می‌تونه باشه؟

574
00:20:10,542 --> 00:20:12,044
‫یا شاید...

575
00:20:18,926 --> 00:20:21,762
‫نکنه اسم گیرنده باشه؟

576
00:20:22,512 --> 00:20:25,432
‫شاید اون ستاره‌ها معنی داشته باشه.

577
00:20:25,515 --> 00:20:27,184
‫- شاید اشتباه کنم.
‫- نه، درست می‌گی.

578
00:20:27,267 --> 00:20:29,269
‫نوشته کافه‌تریا تو...

579
00:20:29,353 --> 00:20:31,688
‫- می‌تونه چی باشه؟
‫- آره، درست می‌گی.

580
00:20:31,772 --> 00:20:33,315
‫یعنی لاک‌پشت؟

581
00:20:33,398 --> 00:20:36,693
‫کافه‌تریا تو...

582
00:20:37,361 --> 00:20:38,862
‫- یعنی چی؟
‫- گوجه؟

583
00:20:38,946 --> 00:20:40,405
‫- تو...
‫- سلف؟

584
00:20:40,489 --> 00:20:43,075
‫کافه‌تریا تو

585
00:20:43,158 --> 00:20:46,328
‫کافه‌تریا تو

586
00:20:46,411 --> 00:20:50,499
‫کافه‌تریا تو

587
00:20:50,582 --> 00:20:51,917
‫توشیو چی؟

588
00:20:52,000 --> 00:20:53,669
‫- توشیو؟
‫- همونه، توشیو!

589
00:20:53,752 --> 00:20:55,796
‫- فکر کنم درست گفتی.
‫- برای هالووین توشیو شده بوده.

590
00:20:56,380 --> 00:20:57,839
‫آره، جور درمیاد.

591
00:20:57,923 --> 00:20:58,757
‫- وای.
‫- توشیو.

592
00:21:03,637 --> 00:21:05,472
‫[قفل رمز با موفقیت باز شد]

593
00:21:05,555 --> 00:21:06,431
‫ایول، دمت گرم.

594
00:21:06,515 --> 00:21:08,433
‫عالی بود، کارینا.

595
00:21:08,517 --> 00:21:09,559
‫کاکائوتاکش رو باز کن.

596
00:21:09,643 --> 00:21:11,019
‫اول کدوم چت رو چک کنیم؟

597
00:21:11,103 --> 00:21:12,354
‫[چت‌های باز]

598
00:21:13,063 --> 00:21:14,523
‫گروه آلفاهای دبیرستان بکسودام.

599
00:21:15,274 --> 00:21:16,275
‫آره، با همین شروع کنیم.

600
00:21:16,358 --> 00:21:17,276
‫گروه آلفا دیگه چیه؟

601
00:21:17,359 --> 00:21:20,279
‫فکر کنم یه گروه چت کاملاً مردونه‌ست.

602
00:21:20,362 --> 00:21:21,780
‫- می‌رم همون اول اولش.
‫- باشه.

603
00:21:23,323 --> 00:21:25,284
‫«توی فصل امتحانا گوشی نو خریدی؟»

604
00:21:25,367 --> 00:21:29,288
‫«کینگ ام‌اس قراره بیست‌ونهم بیاد بکسودام.»

605
00:21:29,371 --> 00:21:30,580
‫کینگ ام‌اس؟

606
00:21:32,541 --> 00:21:33,542
‫«خلاصه که قبول کرد همو ببینیم.»

607
00:21:33,625 --> 00:21:35,377
‫«بهشون گفتم کلید باغ رو می‌دم.»

608
00:21:35,460 --> 00:21:36,586
‫کلید باغ؟

609
00:21:37,296 --> 00:21:39,548
‫«کلید رو از خونه کدخدا کش رفتم.»

610
00:21:39,631 --> 00:21:41,925
‫«مسئولیت باغ بکسودام با اون بود.»

611
00:21:42,551 --> 00:21:43,510
‫یه لحظه صبر کن.

612
00:21:44,428 --> 00:21:46,805
‫- «چطوری رفتی توی خونه‌ش»؟
‫- مگه یکی اونجا نمرده بود؟

613
00:21:47,431 --> 00:21:49,725
‫«کلید رو همیشه زیر پایه کوزه می‌ذاره.»

614
00:21:50,726 --> 00:21:51,977
‫پس قرار گذاشته بودن

615
00:21:52,060 --> 00:21:56,189
‫که یکی رو ببینن و کلید رو بهش بدن.

616
00:21:56,273 --> 00:21:58,942
‫انگار داشتن یه کار خطرناکی می‌کردن.

617
00:21:59,526 --> 00:22:01,069
‫«هنوزم نمی‌تونی پیداش کنی؟»

618
00:22:01,153 --> 00:22:02,112
‫«پیام‌هام رو سین نمی‌کنه.»

619
00:22:02,195 --> 00:22:04,072
‫«یعنی بلایی سرش اومده؟»

620
00:22:04,156 --> 00:22:05,157
‫- یعنی منظورش اینه که...
‫- اوه، اینو ببین.

621
00:22:05,240 --> 00:22:07,326
‫منوشه دهیاری آتیش گرفته؟

622
00:22:07,909 --> 00:22:09,953
‫اون مایع سیاه رو اونجا هم پیدا کرده بودن.

623
00:22:10,037 --> 00:22:13,915
‫مایع سیاهی که روی جنازه‌ها پیدا شده،

624
00:22:13,999 --> 00:22:17,919
‫با ماده‌ای که توی خرابه سوخته

625
00:22:18,003 --> 00:22:20,464
‫دهیاری پیدا شده، یکی بوده.

626
00:22:20,547 --> 00:22:21,631
‫- چی؟
‫- چی؟

627
00:22:21,715 --> 00:22:23,091
‫پس مایع سیاه اول اونجا پیدا شده.

628
00:22:23,175 --> 00:22:24,676
‫تاریخ این چت مال دوم جولای.

629
00:22:25,719 --> 00:22:27,429
‫[توی گروه چت درباره آتش‌سوزی بکسودام حرف زدن]

630
00:22:27,512 --> 00:22:29,723
‫«فکر می‌کنی ریگی به کفشش باشه؟»

631
00:22:29,806 --> 00:22:30,766
‫بهش شک دارن؟

632
00:22:30,849 --> 00:22:33,101
‫«فکر می‌کنی کار اونه؟ حس خوبی ندارم.»

633
00:22:33,602 --> 00:22:34,978
‫صحبت بعدی‌شون مال چهارم جولای.

634
00:22:35,062 --> 00:22:37,356
‫«شنیدم کدخدا مُرده.»

635
00:22:37,439 --> 00:22:38,815
‫«زنش هم همین‌طور.»

636
00:22:39,858 --> 00:22:41,234
‫«ممکن نیست کار اون باشه، مگه نه؟»

637
00:22:41,318 --> 00:22:43,528
‫- «هنوزم نمی‌تونم باهاش تماس بگیرم.»
‫- این «اون» کیه؟

638
00:22:43,612 --> 00:22:45,530
‫«یعنی اون کدخدا رو کُشته؟»

639
00:22:45,614 --> 00:22:46,656
‫«عمراً.»

640
00:22:48,033 --> 00:22:50,327
‫این آخرین حرفیه که دئوک‌یو زده.

641
00:22:50,410 --> 00:22:51,703
‫- یعنی غیبش زده؟
‫- آره.

642
00:22:51,787 --> 00:22:53,580
‫کی رو میگن؟

643
00:22:53,663 --> 00:22:54,664
‫[هنوز نتونستی پیداش کنی؟]

644
00:22:54,748 --> 00:22:55,832
‫- ننوشته کیه.
‫- اسمی نبردن.

645
00:22:55,916 --> 00:22:57,793
‫- اون اولش...
‫- به کینگ ام‌اس اشاره کردن.

646
00:22:58,460 --> 00:23:00,295
‫- کینگ ام‌اس؟
‫- کینگ ام‌اس؟

647
00:23:01,171 --> 00:23:02,005
‫خودشه؟

648
00:23:02,089 --> 00:23:03,298
‫- فکر کنم آره.
‫- احتمالا اسم مستعاره.

649
00:23:03,382 --> 00:23:05,592
‫یه چت دیگه هم مونده، نه؟

650
00:23:05,675 --> 00:23:07,427
‫اسمش «تاروت مرموز»ـه.

651
00:23:08,178 --> 00:23:10,514
‫تبلیغ: خبر داغ اختصاصی.
‫خواب وحشتناک بارداری لی یونگ‌جین!

652
00:23:10,597 --> 00:23:11,973
‫خواب بارداری فقط یه خوابه.

653
00:23:12,057 --> 00:23:13,850
‫دست از این خرافات بی‌اساس بردارید.

654
00:23:13,934 --> 00:23:14,768
‫تاروت فرق می‌کنه.

655
00:23:14,851 --> 00:23:16,853
‫تاروت ترکیبی از نجوم،
‫نمادشناسی و روندهای آماریه.

656
00:23:16,937 --> 00:23:17,854
‫صبر کن ببینم.

657
00:23:17,938 --> 00:23:18,897
‫- تو تاروت می‌خونی.
‫- تویی!

658
00:23:18,980 --> 00:23:21,942
‫- نه بابا، چرا به من گیر می‌دی؟
‫- شاید یه یونگ‌جین دیگه باشه.

659
00:23:22,025 --> 00:23:24,736
‫من همین‌جوری‌اش هم به زور دارم خودمو نگه می‌دارم.
‫این‌طوری نکن.

660
00:23:24,820 --> 00:23:25,737
‫جدی می‌گم.

661
00:23:25,821 --> 00:23:27,114
‫واقعاً دارم اذیت می‌شم.

662
00:23:27,197 --> 00:23:28,156
‫این کارو با من نکن.

663
00:23:28,240 --> 00:23:29,741
‫- دارم بهت هشدار می‌دم.
‫- باشه بابا.

664
00:23:29,825 --> 00:23:31,076
‫- اینجا رو ببینید.
‫- جدی می‌گم.

665
00:23:31,159 --> 00:23:33,537
‫- خیلی خب.
‫- اینجا ننوشته کینگ ام‌اس؟

666
00:23:33,620 --> 00:23:34,496
‫چرا، نوشته.

667
00:23:36,289 --> 00:23:37,541
‫«چرا جواب نمی‌دی؟»

668
00:23:37,624 --> 00:23:39,000
‫[چت خصوصی با کینگ ام‌اس]

669
00:23:40,001 --> 00:23:41,336
‫- راست می‌گی.
‫- خودشه.

670
00:23:41,420 --> 00:23:43,213
‫«منم، اوه دئوک‌یو. برات ایمیل زدم.»

671
00:23:43,296 --> 00:23:44,506
‫«درست اومدم؟»

672
00:23:45,132 --> 00:23:46,758
‫«من یه طرفدار واقعی‌ام.»

673
00:23:46,842 --> 00:23:47,884
‫«بیست‌ونهم میام اونجا.»

674
00:23:47,968 --> 00:23:49,469
‫- «بهت اعتماد دارم».
‫- اینجا رو...

675
00:23:50,053 --> 00:23:51,721
‫«باغ بکسودام رو می‌شناسی؟

676
00:23:51,805 --> 00:23:53,765
‫«یه خونه متروکه خیلی معروف توی این منطقه است.»

677
00:23:54,307 --> 00:23:55,434
‫«شایعات وحشتناک زیادی درباره‌ش هست.«»»

678
00:23:55,517 --> 00:23:57,811
‫یه رستوران بوده که سه سال پیش ورشکست شده.

679
00:23:57,894 --> 00:23:59,479
‫همه مشتری‌هاش مُردن،

680
00:23:59,563 --> 00:24:02,190
‫و صاحبش هم جن‌زده شده و خودکشی کرده.

681
00:24:02,274 --> 00:24:04,192
‫می‌گن هر شب صدای گریه یه زن میاد.»

682
00:24:04,276 --> 00:24:06,653
‫- لعنتی، چقدر وحشتناکه.
‫- بیخیال.

683
00:24:07,529 --> 00:24:10,991
‫«کاملاً متروکه‌ست، و کلیدشم گرفتم.»

684
00:24:11,074 --> 00:24:14,202
‫- یعنی کلید ای‌جانگ رو به کینگ ام‌اس داد؟
‫-آره.

685
00:24:14,286 --> 00:24:15,454
‫فکر کنم باید بریم اونجا.

686
00:24:15,537 --> 00:24:16,872
‫باغ بکسودامه.

687
00:24:16,955 --> 00:24:17,789
‫باید بریم اونجا.

688
00:24:17,873 --> 00:24:20,459
‫«یه جای عجیب نزدیکش هست
‫که یه شمن میاد و میره.»

689
00:24:20,542 --> 00:24:22,544
‫- «ولی اون منطقه ممنوعه.»
‫- ای بابا.

690
00:24:24,463 --> 00:24:25,589
‫«اومدی؟»

691
00:24:25,672 --> 00:24:27,174
‫هفت دقیقه تلفنی حرف زدن.

692
00:24:27,257 --> 00:24:29,050
‫- ۷ دقیقه و ۲۶ ثانیه.
‫- ۲۹ ژوئن بود.

693
00:24:29,885 --> 00:24:30,760
‫[کینگ ام‌اس اول ژوئیه از دسترس خارج شد]

694
00:24:30,844 --> 00:24:31,887
‫اول ژوئیه از دسترس خارج شد.

695
00:24:31,970 --> 00:24:33,305
‫- یه کاری کرده.
‫- آره، کرده.

696
00:24:33,388 --> 00:24:35,265
‫یه کاری کرده
‫و بعدش دیگه جواب نداده.

697
00:24:35,348 --> 00:24:38,310
‫فکر کنم مثل یکی از اون انجمن‌هاست

698
00:24:38,393 --> 00:24:40,312
‫- که خونه‌های جن‌زده رو بررسی می‌کنن.
‫- آره، درسته.

699
00:24:40,395 --> 00:24:42,147
‫- کارشناس‌های متخصصن...
‫- آره.

700
00:24:42,230 --> 00:24:43,982
‫- که بقیه اعضای گروه رو هدایت می‌کنن.
‫- آره.

701
00:24:44,065 --> 00:24:47,986
‫اوه دئوک‌یو یه کلید به کینگ ام‌اس داد.

702
00:24:48,069 --> 00:24:49,529
‫بعدش،

703
00:24:50,030 --> 00:24:53,992
‫کینگ ام‌اس از دسترس خارج شد،
‫و بعدش آتیش‌سوزی شد.

704
00:24:54,075 --> 00:24:57,496
‫کدخدا هم خیلی زود بعدش مُرد.

705
00:24:57,579 --> 00:25:02,250
‫اوه دئوک‌یو و پدر و مادرش هم
‫دقیقاً به همون شکل مُردن.

706
00:25:02,334 --> 00:25:06,463
‫فکر می‌کنم اون طرفی که بهش می‌گن کینگ ام‌اس

707
00:25:06,546 --> 00:25:07,839
‫کلید ماجراست.

708
00:25:07,923 --> 00:25:10,133
‫باید کلید رو

709
00:25:10,217 --> 00:25:11,468
‫- از زیر پایه کوزه...
‫- آره.

710
00:25:11,551 --> 00:25:13,803
‫توی حیاط ای‌جانگ برداریم.

711
00:25:13,887 --> 00:25:15,347
‫پس بریم باغ بکسودام.

712
00:25:15,430 --> 00:25:18,016
‫- اول اتاق خواب پدر و مادرش رو ببینیم.
‫- فکر خوبیه.

713
00:25:18,099 --> 00:25:19,267
‫یه نگاهی بندازیم.

714
00:25:19,351 --> 00:25:20,644
‫- دارم عرق می‌کنم.
‫- منم.

715
00:25:20,727 --> 00:25:21,811
‫قلبم داره می‌ترکه.

716
00:25:21,895 --> 00:25:23,563
‫- خیلی می‌ترسم.
‫- منم.

717
00:25:23,647 --> 00:25:25,690
‫- چرا امروز این‌قدر می‌ترسم؟
‫- می‌بینی؟

718
00:25:28,360 --> 00:25:30,320
‫- این اتاق خواب اصلیه؟
‫- آره.

719
00:25:30,904 --> 00:25:32,322
‫همه عکس‌ها همین‌جورین.

720
00:25:33,156 --> 00:25:35,825
‫- حتی عکس خانوادگی هم...
‫- همه‌شون یکی‌ان.

721
00:25:35,909 --> 00:25:36,952
‫این وحشتناکه.

722
00:25:37,035 --> 00:25:39,162
‫- همه‌ جای رختخوابه.
‫- خیلی ترسناکه.

723
00:25:40,622 --> 00:25:43,208
‫[تمام گوشه‌وکنار اتاق رو می‌گردند]

724
00:25:43,291 --> 00:25:44,918
‫اینجا چیز خاصی نیست، نه؟

725
00:25:45,001 --> 00:25:46,294
‫- نیست؟
‫- اگه هست...

726
00:25:46,378 --> 00:25:48,004
‫-اینجا رو چک کردی، درسته؟
‫- شاید اون‌طرف...

727
00:25:48,088 --> 00:25:50,006
‫[هیچی نیست]

728
00:25:50,924 --> 00:25:52,050
‫- فکر کنم می‌تونیم بریم.
‫- آره؟

729
00:25:52,133 --> 00:25:53,635
‫فکر نکنم دیگه سرنخی باشه.

730
00:25:53,718 --> 00:25:55,303
‫خیلی می‌ترسم.

731
00:26:00,684 --> 00:26:02,227
‫تلفن داره زنگ می‌خوره.

732
00:26:03,562 --> 00:26:04,688
‫یکی داره زنگ می‌زنه.

733
00:26:05,522 --> 00:26:06,773
‫[یه تماس با خونه بی‌صاحب]

734
00:26:06,856 --> 00:26:08,108
‫نفس بکش.

735
00:26:08,191 --> 00:26:09,401
‫تلفن زنگ می‌خوره؟

736
00:26:13,780 --> 00:26:15,532
‫- دوهون.
‫- تو جواب بده.

737
00:26:15,615 --> 00:26:16,741
‫من؟

738
00:26:19,661 --> 00:26:21,288
‫[برای جواب دادن به تلفن انتخاب شد]

739
00:26:22,831 --> 00:26:23,873
‫الو؟

740
00:26:57,115 --> 00:26:58,158
‫چی گفتی؟

741
00:27:03,788 --> 00:27:06,583
‫[تماس‌گیرنده بعد از گذاشتن یک پیام مرموز قطع می‌کند]

742
00:27:06,666 --> 00:27:08,043
‫- چی گفت؟
‫- چی گفت؟

743
00:27:08,126 --> 00:27:10,545
‫یه چیزهایی زیر لب گفت،
‫بعد گفت: «همه‌شون رو می‌کشم.»

744
00:27:10,629 --> 00:27:13,131
‫من فقط شنیدم گفت،
‫«همه‌شون رو می‌کشم.»

745
00:27:13,632 --> 00:27:14,591
‫هنوز مو به تنم سیخه.

746
00:27:14,674 --> 00:27:15,967
‫ببین.

747
00:27:16,051 --> 00:27:18,637
‫یه چیزی شبیه این بود که،
‫«هر کی تلفنو جواب بده رو می‌کشم.»

748
00:27:18,720 --> 00:27:19,554
‫این تهدید به قتله؟

749
00:27:19,638 --> 00:27:20,889
‫هر کی جواب داده رو می‌کشن؟

750
00:27:20,972 --> 00:27:23,016
‫- آره، من فقط شنیدم «می‌کشمشون».
‫- من جواب ندادم.

751
00:27:23,099 --> 00:27:25,018
‫- منم نه.
‫- پس من هدفم؟

752
00:27:25,101 --> 00:27:26,603
‫- من؟
‫- دوهون، تو می‌تونی فقط هلشون بدی.

753
00:27:26,686 --> 00:27:28,313
‫جدی جدی یکی رو هل می‌دم.

754
00:27:28,396 --> 00:27:30,732
‫شاید دارن سعی می‌کنن هر کسی که
‫داره تحقیق می‌کنه رو بکشن.

755
00:27:30,815 --> 00:27:32,150
‫- شاید.
‫- منم همین فکر رو می‌کنم.

756
00:27:32,233 --> 00:27:33,902
‫- اونا می‌خوان ما رو بکشن.
‫- هر کسی که تحقیق کنه رو...

757
00:27:33,985 --> 00:27:35,487
‫کی بود که زنگ زد؟

758
00:27:35,570 --> 00:27:36,738
‫حتماً کینگ ام‌اس بوده.

759
00:27:36,821 --> 00:27:38,823
‫مگه اونجا ننوشته کینگ ام‌اس؟

760
00:27:38,907 --> 00:27:40,033
‫چرا، نوشته.

761
00:27:40,116 --> 00:27:42,035
‫ولی اگه اون غیبش زده،

762
00:27:42,118 --> 00:27:43,286
‫مگه خودش قربانی نیست؟

763
00:27:43,370 --> 00:27:45,121
‫- منم همین‌طور فکر می‌کنم.
‫- ممکنه قربانی باشه.

764
00:27:45,205 --> 00:27:46,373
‫یا شایدم فقط جواب نمی‌ده.

765
00:27:46,456 --> 00:27:47,749
‫- فکر کنم همینه.
‫- منم همین‌طور.

766
00:27:47,832 --> 00:27:50,210
‫ممکنه نفر سومی هم در کار باشه

767
00:27:50,293 --> 00:27:51,753
‫که بلایی سر دئوک یو و کینگ ام‌اس آورده.

768
00:27:51,836 --> 00:27:53,755
‫یا اینکه کینگ ام‌اس پشت همه‌ی اینا باشه.

769
00:27:53,838 --> 00:27:55,507
‫باید بگیریمش.

770
00:27:56,091 --> 00:27:57,092
‫- بریم؟
‫- بریم؟

771
00:27:57,175 --> 00:27:58,885
‫آره، داره خیلی تاریک می‌شه.

772
00:27:58,968 --> 00:28:00,720
‫در هر صورت،
‫فکر کنم یه نفر می‌دونه ما اینجاییم.

773
00:28:00,804 --> 00:28:01,763
‫- مگه نه؟
‫- فکر کنم آره.

774
00:28:01,846 --> 00:28:05,016
‫ای کاش فقط نادیده‌مون می‌گرفتن.

775
00:28:05,100 --> 00:28:06,267
‫کی؟

776
00:28:06,351 --> 00:28:07,894
‫هر کسی که زنگ زد.

777
00:28:19,864 --> 00:28:21,616
‫فکر کنم طبق نقشه همون ‌جا بود.

778
00:28:21,700 --> 00:28:22,909
‫- بزنیم به چاک.
‫- پیاده بریم؟

779
00:28:22,992 --> 00:28:24,160
‫- بریم؟
‫- قلبم داره تند می‌زنه.

780
00:28:24,244 --> 00:28:25,870
‫- آره، پیاده بریم.
‫- همین بغله.

781
00:28:25,954 --> 00:28:26,788
‫اون سقف آبیه...

782
00:28:26,871 --> 00:28:28,373
‫اون دیگه چیه؟

783
00:28:29,082 --> 00:28:31,459
‫- اون بچه‌ست؟
‫- ترسوندم!

784
00:28:31,543 --> 00:28:35,463
‫[بچه‌ای جلوی خانه بازی می‌کند]

785
00:28:35,922 --> 00:28:38,216
‫هی، کوچولو.

786
00:28:38,299 --> 00:28:39,968
‫- تو کی هستی؟
‫- سلام.

787
00:28:40,051 --> 00:28:41,302
‫- سلام.
‫- سلام.

788
00:28:41,386 --> 00:28:42,554
‫کجا زندگی می‌کنی؟

789
00:28:43,221 --> 00:28:44,889
‫اون‌طرف زندگی می‌کنم.

790
00:28:45,390 --> 00:28:47,767
‫اسمت چیه؟

791
00:28:47,851 --> 00:28:48,685
‫جین‌سو.

792
00:28:48,768 --> 00:28:50,603
‫- جین‌سو؟
‫- اسمت جین‌سوئه؟

793
00:28:50,687 --> 00:28:51,980
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

794
00:28:52,063 --> 00:28:53,732
‫منتظر مامانم هستم.

795
00:28:53,815 --> 00:28:55,191
‫مامانت کجاست؟

796
00:28:55,275 --> 00:28:56,401
‫نمی‌دونم.

797
00:28:56,484 --> 00:28:58,570
‫- نمی‌دونی؟
‫- آخرین بار کی دیدیش؟

798
00:28:58,653 --> 00:29:00,238
‫- نمی‌دونم.
‫- نمی‌دونی؟

799
00:29:00,947 --> 00:29:01,823
‫این یه شمشیره.

800
00:29:01,906 --> 00:29:02,907
‫شمشیر دستشه.

801
00:29:02,991 --> 00:29:04,200
‫یه قدم عقب‌تر، یونگ‌جین.

802
00:29:04,284 --> 00:29:06,327
‫فکر کنم بهتره مواظب باشی، یونگ‌جین.

803
00:29:06,411 --> 00:29:07,871
‫بیا اینجا، یونگ‌جین.

804
00:29:07,954 --> 00:29:09,831
‫- فقط برای احتیاط.
‫- بیا دیگه، یونگ‌جین.

805
00:29:09,914 --> 00:29:12,417
‫چرا از همون اول اینو گذاشته بودن؟

806
00:29:12,500 --> 00:29:14,127
‫داره دیوونه‌م می‌کنه.

807
00:29:14,210 --> 00:29:16,629
‫ترسیدم یه‌دفعه بهم حمله کنه.

808
00:29:16,713 --> 00:29:19,174
‫البته، راحت می‌تونستم بگیرمش بخوابونم.

809
00:29:19,257 --> 00:29:21,092
‫از نظر فیزیکی برتری دارم.

810
00:29:21,176 --> 00:29:22,844
‫چرا از همون اول اینو گذاشته بودن؟

811
00:29:22,927 --> 00:29:24,804
‫من باید برم.

812
00:29:24,888 --> 00:29:26,514
‫- باشه.
‫- خداحافظ.

813
00:29:26,598 --> 00:29:28,349
‫- مواظب خودت باش.
‫- کجا داری می‌ری؟

814
00:29:28,433 --> 00:29:29,726
‫- خدافظ، جین‌سو.
‫- خداحافظ.

815
00:29:29,809 --> 00:29:31,853
‫- خدافظ، جین‌سو.
‫- مواظب باش.

816
00:29:35,815 --> 00:29:38,318
‫[جین‌سو در دوردست ناپدید می‌شود]

817
00:29:38,401 --> 00:29:39,861
‫قلبم دیگه طاقت نداره.

818
00:29:39,944 --> 00:29:41,780
‫خیلی می‌ترسم.

819
00:29:41,863 --> 00:29:42,947
‫جین‌سو چرا اینجا بازی می‌کرد؟

820
00:29:43,031 --> 00:29:45,241
‫- چی داشت می‌کند؟
‫- آره، نه؟

821
00:29:45,825 --> 00:29:48,328
‫این روستای آب جاری و دل‌های گرمه.

822
00:29:49,037 --> 00:29:51,206
‫- آره، راست می‌گی.
‫- بریم؟

823
00:29:51,289 --> 00:29:52,248
‫[روستای بکسودام]

824
00:29:52,332 --> 00:29:54,918
‫- واقعاً غافلگیرم کرد.
‫- منم همین‌طور.

825
00:29:55,001 --> 00:29:57,003
‫شاید جین‌سو

826
00:29:57,086 --> 00:29:59,130
‫- شروع همه اینا باشه.
‫- شاید.

827
00:29:59,214 --> 00:30:00,215
‫می‌تونه کلید ماجرا باشه.

828
00:30:00,298 --> 00:30:02,592
‫اگه به یه بچه آسیب زده باشن، بی‌خیالش نمی‌شم.

829
00:30:03,092 --> 00:30:05,011
‫تا اون موقع،

830
00:30:05,094 --> 00:30:09,057
‫توی روستا هیچ کی رو ندیده بودیم.

831
00:30:09,140 --> 00:30:11,100
‫واسه همین برامون سوال شد کیه.

832
00:30:11,184 --> 00:30:12,018
‫[جین‌سو از کجا آمد؟]

833
00:30:12,101 --> 00:30:14,062
‫یونگ‌جین، جین‌سو با شمشیرش
‫هی حواسش به تو بود.

834
00:30:14,145 --> 00:30:14,979
‫آره، بود.

835
00:30:15,063 --> 00:30:16,689
‫فکر کنم امروز هدف اصلی تویی.

836
00:30:16,773 --> 00:30:17,732
‫دارم دیوونه می‌شم.

837
00:30:17,816 --> 00:30:21,110
‫فکر کنم جین‌سو امروز
‫یه شاهکار به خرج می‌ده.

838
00:30:21,736 --> 00:30:22,946
‫ولی حتی برای من هم...

839
00:30:23,655 --> 00:30:26,199
‫باختن به یه بچه یکم زیادی نیست؟

840
00:30:26,282 --> 00:30:28,660
‫چطور می‌تونم به جین‌سو ببازم؟

841
00:30:28,743 --> 00:30:30,286
‫تو خیلی شجاعی.

842
00:30:30,370 --> 00:30:32,455
‫- بهتره به یه جهش‌یافته ببازی.
‫- آره.

843
00:30:32,539 --> 00:30:35,500
‫- فکر اینکه به جین‌سو ببازم اعصابم رو خرد می‌کنه.
‫- معلومه.

844
00:30:35,583 --> 00:30:37,418
‫یونگ‌جین، هم‌سن پسرت نیست؟

845
00:30:37,502 --> 00:30:39,170
‫- چرا، هست.
‫- این‌قدر کوچیکه.

846
00:30:40,255 --> 00:30:41,881
‫- همین‌جاست.
‫- این چیه؟

847
00:30:41,965 --> 00:30:43,049
‫رسیدیم.

848
00:30:43,132 --> 00:30:47,762
‫[صحنه اولین حادثه]

849
00:30:47,846 --> 00:30:50,807
‫کدخدا و همسرش را
‫در خانه‌شان مرده پیدا کردند.

850
00:30:50,890 --> 00:30:52,225
‫- وای، نه.
‫- مال دیروزه.

851
00:30:52,851 --> 00:30:57,272
‫[خانه کدخدا ای‌جانگ طبق عکس‌های گزارش]

852
00:30:57,355 --> 00:30:59,107
‫اینجا خیلی وهم‌آوره.

853
00:30:59,732 --> 00:31:01,693
‫اون چیه؟

854
00:31:02,485 --> 00:31:03,778
‫- اون...
‫- همون‌جاست.

855
00:31:03,862 --> 00:31:05,446
‫- دهیاریه.
‫- خود دهیاری.

856
00:31:07,031 --> 00:31:08,408
‫چرا انقدر بزرگه؟

857
00:31:08,491 --> 00:31:09,784
‫[دهیاری انتهای کوچه است]

858
00:31:09,868 --> 00:31:12,912
‫باید زیر پایه کوزه رو نگاه کنیم.

859
00:31:12,996 --> 00:31:14,956
‫- باید کلید رو برداریم.
‫- کلید خونه‌شه.

860
00:31:16,165 --> 00:31:17,041
‫اینجا نیست.

861
00:31:17,125 --> 00:31:18,918
‫- یه گربه‌ست.
‫- لابد اون توئه.

862
00:31:19,002 --> 00:31:19,836
‫اینجا چی کار می‌کنه؟

863
00:31:19,919 --> 00:31:21,588
‫- گربه‌ها رو نگاه کن.
‫- بچه‌گربه‌ان.

864
00:31:21,671 --> 00:31:23,464
‫خیلی نازن.

865
00:31:23,548 --> 00:31:24,799
‫بیا تو.

866
00:31:26,050 --> 00:31:27,427
‫بیا تو.

867
00:31:28,636 --> 00:31:31,764
‫[گبی به سمت کوزه‌ها می‌رود]

868
00:31:33,474 --> 00:31:34,601
‫- پیداش کردم.
‫- اونجاست؟

869
00:31:36,561 --> 00:31:38,646
‫- بریم تو.
‫- کلید خونه‌ست.

870
00:31:39,230 --> 00:31:40,315
‫[نگاهی به آسمان]

871
00:31:40,398 --> 00:31:41,900
‫- حتی صدای پرنده‌ها هم ترسناکه.
‫- آره.

872
00:31:41,983 --> 00:31:44,277
‫[آسمان به طرز عجیبی گرفته است]

873
00:31:44,360 --> 00:31:46,529
‫حس‌وحال فیلم «ناله‌ها» رو داره.

874
00:31:46,613 --> 00:31:48,072
‫- منم همین فکر رو کردم.
‫- آره، دقیقاً.

875
00:31:48,156 --> 00:31:49,365
‫می‌ترسم.

876
00:31:50,825 --> 00:31:51,701
‫[بریم تو]

877
00:31:52,535 --> 00:31:54,412
‫[با شجاعت وارد خانه کدخدا می‌شوند]

878
00:31:54,495 --> 00:31:55,496
‫چراغ‌ها...

879
00:31:56,039 --> 00:31:57,248
‫- هیچی نمی‌بینم.
‫- خیلی تاریکه.

880
00:31:57,332 --> 00:31:58,374
‫بله، بفرمایید داخل.

881
00:31:58,458 --> 00:31:59,876
‫کلید چراغ کجاست؟

882
00:32:01,419 --> 00:32:03,254
‫- باید یه چراغ پیدا کنیم.
‫- اگه یکی اینجا باشه چی؟

883
00:32:03,338 --> 00:32:04,923
‫اگه باشه می‌میرم!

884
00:32:05,548 --> 00:32:06,633
‫جدی می‌گم.

885
00:32:06,716 --> 00:32:07,800
‫کارینا می‌گه می‌میره.

886
00:32:07,884 --> 00:32:09,594
‫- باید مراقبم باشی.
‫- می‌میری؟ صبر کن.

887
00:32:09,677 --> 00:32:11,137
‫من انجامش می‌دم.

888
00:32:11,220 --> 00:32:12,680
‫پیداش کردی!

889
00:32:12,764 --> 00:32:14,724
‫اینجاست.

890
00:32:15,350 --> 00:32:16,601
‫- اون مایع‌ـه.
‫- همه‌جا هست.

891
00:32:16,684 --> 00:32:18,770
‫از اون یکی خونه هم بیشتره.

892
00:32:18,853 --> 00:32:20,688
‫اوضاع خونه‌ها شبیه هم بود.

893
00:32:20,772 --> 00:32:22,065
‫مایع سیاه همه‌جا پخش شده بود.

894
00:32:22,148 --> 00:32:23,358
‫- ببین.
‫- همه‌جا رو گرفته.

895
00:32:23,441 --> 00:32:25,276
‫- اینجا یه چیزی هست.
‫- آره، هست.

896
00:32:26,069 --> 00:32:29,322
‫روی میز چندتا مدرک پیدا کردیم.

897
00:32:29,405 --> 00:32:31,574
‫[دفترچه یادداشت کدخدا و یک برگ کاغذ]

898
00:32:31,658 --> 00:32:33,534
‫- این فقط یه خبر روزنامه‌ست.
‫- خب.

899
00:32:33,618 --> 00:32:35,244
‫درباره آتش‌سوزی دهیاریه.

900
00:32:35,328 --> 00:32:37,121
‫[در جریان اطفای حریق دهیاری،
‫چند جسد پیدا شد]

901
00:32:37,205 --> 00:32:40,416
‫توش یه نقشه روستا هم بود.

902
00:32:41,000 --> 00:32:43,169
‫ببینیم الان کجاییم.

903
00:32:43,252 --> 00:32:44,379
‫اینجاییم، درسته؟

904
00:32:44,462 --> 00:32:46,714
‫و باید بریم باغ بکسودام.

905
00:32:46,798 --> 00:32:47,632
‫خیلی دوره.

906
00:32:47,715 --> 00:32:49,592
‫- آره، خیلی دوره.
‫- خیلی فاصله داره.

907
00:32:49,676 --> 00:32:50,927
‫ولی اول باید بریم اونجا.

908
00:32:51,469 --> 00:32:53,888
‫- منظورت اون یکی خونه‌ست؟
‫- منظورم دهیاریه.

909
00:32:53,972 --> 00:32:54,806
‫باید بریم اونجا.

910
00:32:54,889 --> 00:32:56,557
‫- دهیاری اینجاست.
‫- آره.

911
00:32:56,641 --> 00:32:58,142
‫آره، آتیش‌سوزی هم همونجا بوده.

912
00:32:58,226 --> 00:33:01,145
‫- اطلاعات جدیدی هست؟
‫- اینجا.

913
00:33:01,229 --> 00:33:03,147
‫«قوانین دهیاری.»

914
00:33:03,231 --> 00:33:05,566
‫جلسه‌ها دوشنبه‌ها، هر دو هفته یک‌بار.

915
00:33:05,650 --> 00:33:08,027
‫حق عضویت ماهانه
‫برای هر نفر ۱۰هزار وون است.

916
00:33:08,111 --> 00:33:11,698
‫فکر کنم این دفتر ثبت پول‌های جمع‌شده‌ست.

917
00:33:11,781 --> 00:33:13,533
‫اسم بعضی‌ها رو معاف علامت زده.

918
00:33:13,616 --> 00:33:16,703
‫شین نائه‌ریونگ هر ماه رایگان حساب شده.

919
00:33:16,786 --> 00:33:17,829
‫ولی نوشته بودن،

920
00:33:17,912 --> 00:33:19,455
‫«تا کی باید بهش امتیاز ویژه بدیم؟»

921
00:33:19,539 --> 00:33:20,415
‫ازش راضی نبودن.

922
00:33:20,498 --> 00:33:21,332
‫شین نائه‌ریونگ؟

923
00:33:21,416 --> 00:33:22,875
‫- شَمَن بوده؟
‫- انگار همین‌طوره.

924
00:33:22,959 --> 00:33:24,127
‫- آره، راست می‌گی.
‫- جور در میاد.

925
00:33:24,210 --> 00:33:25,378
‫اسمش شبیه شین‌نه‌ریمه.

926
00:33:25,461 --> 00:33:27,672
‫- گفتن یه شَن زیاد رفت‌وآمد می‌کرد.
‫- آره.

927
00:33:27,755 --> 00:33:30,383
‫«یه جای عجیب نزدیکش هست
‫که یه شمن رفت‌وآمد می‌کنه.»

928
00:33:30,466 --> 00:33:32,677
‫- و«لی اون منطقه ورود ممنوعه».
‫- بیخیال بابا.

929
00:33:32,760 --> 00:33:34,721
‫اسمش شبیه شین‌نه‌ریم بود،

930
00:33:34,804 --> 00:33:36,014
‫که یعنی «تسخیر روح».

931
00:33:36,097 --> 00:33:38,808
‫واسه همین فکر کردیم شاید شمن باشه.

932
00:33:38,891 --> 00:33:40,977
‫هر پنج سال یک‌بار،

933
00:33:41,060 --> 00:33:43,438
‫- یه جور جشن برگزار می‌کردن.
‫- مشکوکه.

934
00:33:43,521 --> 00:33:47,316
‫امسال خیلی مصر بودن
‫باغ بکسودام رو توسعه بدن.

935
00:33:47,400 --> 00:33:48,693
‫این دستور جلسه ماه ژوئن بود.

936
00:33:48,776 --> 00:33:50,153
‫- می‌خواستن توسعه‌اش بدن؟
‫- آره.

937
00:33:50,236 --> 00:33:51,654
‫پس پروژه بازتوسعه‌ست.

938
00:33:51,738 --> 00:33:54,115
‫نوشته باید ساکنان مخالف رو راضی می‌کردن.

939
00:33:54,824 --> 00:33:57,618
‫- ساکنان مخالف؟
‫- شین نائه‌ریونگ یکی‌شون بوده.

940
00:33:57,702 --> 00:34:01,539
‫همه مخالف‌ها رو راضی کردن

941
00:34:01,622 --> 00:34:03,958
‫به‌جز شین نائه‌ریونگ.

942
00:34:04,042 --> 00:34:05,626
‫شین نائه‌ریونگ تنها کسی بود

943
00:34:05,710 --> 00:34:08,671
‫که در نهایت راضی نشد.

944
00:34:08,755 --> 00:34:11,507
‫برای همین از خودمون پرسیدیم

945
00:34:11,591 --> 00:34:14,010
‫چرا تا آخرش مخالفت کرد.

946
00:34:14,093 --> 00:34:17,138
‫«چرا این‌قدر مخالفه؟ پول می‌خواد؟»

947
00:34:19,265 --> 00:34:20,641
‫«انگار که می‌تونه نفرین‌مون کنه.»

948
00:34:20,725 --> 00:34:22,810
‫- پس شین نائه‌ریونگ...
‫- حتماً نفرینشون کرده!

949
00:34:22,894 --> 00:34:24,937
‫- نه، من فکر می‌کنم شین نائه‌ریونگ...
‫- هان؟

950
00:34:25,021 --> 00:34:27,482
‫- می‌دونسته این کار ایده بدیه.
‫- فهمیدم.

951
00:34:27,565 --> 00:34:28,858
‫- می‌دونسته خطرناکه.
‫- آره.

952
00:34:28,941 --> 00:34:31,486
‫و بهشون هشدار داده انجامش ندن.

953
00:34:31,569 --> 00:34:33,071
‫که اگه انجام بدن نفرین می‌شن.

954
00:34:33,154 --> 00:34:35,448
‫و عملاً هم همون شد.

955
00:34:35,531 --> 00:34:36,949
‫- آره.
‫- منطقیه.

956
00:34:37,033 --> 00:34:39,744
‫شین نائه‌ریونگ شاید بدونه این مایع سیاه چیه.

957
00:34:39,827 --> 00:34:41,871
‫- منطقیه.
‫- فکر کنم باید ببینیمش.

958
00:34:41,954 --> 00:34:44,582
‫- حتماً یه دلیل برای مخالفتش داشته.
‫- موافقم.

959
00:34:44,665 --> 00:34:46,000
‫بریم توی اون اتاق.

960
00:34:46,084 --> 00:34:47,251
‫[با کلی سوال وارد اتاق خواب اصلی می‌شوند]

961
00:34:53,591 --> 00:34:57,637
‫[اتاق خواب اصلی هم پوشیده از مایع سیاه است]

962
00:34:58,888 --> 00:35:00,348
‫اون محدوده آبگیر

963
00:35:00,431 --> 00:35:03,184
‫مرکز پروژه بازتوسعه بود.

964
00:35:03,267 --> 00:35:06,729
‫می‌خواستن محدوده آبگیر رو توسعه بدن،

965
00:35:06,813 --> 00:35:09,440
‫ولی شین نائه‌ریونگ مخالفش بود.

966
00:35:09,524 --> 00:35:13,611
‫بکسودام اسم آبگیر روستاست.

967
00:35:13,694 --> 00:35:17,990
‫و اونا می‌خواستن همون‌جا رو توسعه بدن.

968
00:35:18,074 --> 00:35:19,951
‫یاد یه کتابی می‌افتم که خونده بودم.

969
00:35:20,034 --> 00:35:22,745
‫یه روستا قصد داشت
‫آبگیر محلی رو توسعه بده،

970
00:35:22,829 --> 00:35:25,123
‫که یهو روستا با بارون سیل‌آسا زیر آب رفت.

971
00:35:25,206 --> 00:35:26,582
‫از این داستان‌ها زیاد هست.

972
00:35:26,666 --> 00:35:29,877
‫پس شاید شین نائه‌ریونگ می‌دونسته...

973
00:35:29,961 --> 00:35:31,254
‫- پیش‌بینی کرده بود این اتفاق می‌افته؟
‫- آره.

974
00:35:31,337 --> 00:35:33,089
‫واسه همین مخالفت می‌کرد.

975
00:35:33,172 --> 00:35:34,924
‫نکنه آبگیر جن‌زده‌ست و ارواح خشمگین داره؟

976
00:35:35,007 --> 00:35:35,842
‫- آره.
‫- آره.

977
00:35:35,925 --> 00:35:37,885
‫حتماً باید درباره‌اش تحقیق کنیم.

978
00:35:37,969 --> 00:35:38,970
‫الان کجاست؟

979
00:35:39,053 --> 00:35:40,805
‫نزدیک دهیاری نیست؟

980
00:35:40,888 --> 00:35:41,889
‫بریم سمت همون‌جا.

981
00:35:42,765 --> 00:35:44,475
‫واقعاً می‌ترسم.

982
00:35:46,394 --> 00:35:47,979
‫اون خارونک پشت رو برداریم؟

983
00:35:48,521 --> 00:35:49,814
‫یه چیزی با خودمون برداریم.

984
00:35:49,897 --> 00:35:52,108
‫وقتی چیزی دستت باشه،
‫احساس امنیت بیشتری می‌کنی.

985
00:35:52,191 --> 00:35:54,527
‫- جان، حس می‌کنم ماموریت امروز...
‫- آره؟

986
00:35:54,610 --> 00:35:58,114
‫این نیست که یه معما رو حل کنیم
‫و بریم مرحله بعد.

987
00:36:02,285 --> 00:36:03,494
‫[مایع سیاه از شیر آب جاری می‌شود]

988
00:36:03,578 --> 00:36:05,329
‫- این چیه؟
‫- آب...

989
00:36:11,085 --> 00:36:12,044
‫[شوکه‌شده]

990
00:36:12,128 --> 00:36:14,422
‫حتماً آب همون آبگیره.

991
00:36:14,505 --> 00:36:16,299
‫دیوونه‌کننده‌ست. چطور ممکنه آب سیاه باشه؟

992
00:36:16,382 --> 00:36:18,050
‫- این دیگه چیه؟
‫- نمی‌تونم شیر رو ببندم.

993
00:36:18,134 --> 00:36:19,427
‫اینجا هم همینه؟

994
00:36:19,510 --> 00:36:21,137
‫از اینجا هم داره میاد بیرون.

995
00:36:21,220 --> 00:36:22,054
‫اینجا هم هست؟

996
00:36:22,138 --> 00:36:23,598
‫- آره.
‫- همه‌جا هست.

997
00:36:23,681 --> 00:36:24,557
‫[مایع سیاه در حمام هم جاری است]

998
00:36:24,640 --> 00:36:27,685
‫مایع سیاه از همه شیرهای خانه جاری بود،

999
00:36:27,768 --> 00:36:30,062
‫هم تو آشپزخانه و هم تو حمام.

1000
00:36:30,563 --> 00:36:33,482
‫فکر کردیم این مایع می‌تونه خطرناک باشه.

1001
00:36:33,566 --> 00:36:36,777
‫همه‌مون یه حس مشترک داشتیم.

1002
00:36:36,861 --> 00:36:38,863
‫می‌دونستیم این مایع خطرناکه.

1003
00:36:38,946 --> 00:36:40,698
‫- خطرناک نیست؟
‫- نباید بریم دهیاری؟

1004
00:36:40,781 --> 00:36:42,909
‫راه بیفتیم.

1005
00:36:43,910 --> 00:36:45,369
‫مامان!

1006
00:36:45,453 --> 00:36:46,746
‫اون دیگه چیه؟

1007
00:36:47,496 --> 00:36:49,207
‫- اون جین‌سوئه؟
‫- جین‌سو؟

1008
00:36:49,290 --> 00:36:51,000
‫- جین‌سو؟
‫- صدای یه بچه نبود؟

1009
00:36:51,083 --> 00:36:52,501
‫جین‌سو اینجاست؟

1010
00:36:53,419 --> 00:36:55,171
‫- جین‌سو؟
‫- مامانش رو صدا زد.

1011
00:36:55,254 --> 00:36:56,756
‫- جین‌سو؟
‫- اونجایی؟

1012
00:36:56,839 --> 00:36:58,466
‫[با اضطراب جین‌سو را صدا می‌زنند]

1013
00:36:58,549 --> 00:36:59,717
‫من قطعاً صداش رو شنیدم.

1014
00:36:59,800 --> 00:37:00,760
‫درسته؟

1015
00:37:01,302 --> 00:37:02,136
‫خیلی می‌ترسم.

1016
00:37:02,220 --> 00:37:03,512
‫- اونجاست، جین‌سو!
‫- مامان!

1017
00:37:03,596 --> 00:37:04,680
‫- هی، جین‌سو!
‫- جین‌سو!

1018
00:37:04,764 --> 00:37:06,182
‫- کجاست؟
‫- اونجاست.

1019
00:37:06,265 --> 00:37:07,642
‫- جین‌سو.
‫- بریم طرفش.

1020
00:37:08,809 --> 00:37:09,685
‫مامان!

1021
00:37:09,769 --> 00:37:11,687
‫یه مشت زن و مرد عجیب هستن.

1022
00:37:11,771 --> 00:37:14,065
‫دنبالم راه افتادن!

1023
00:37:14,148 --> 00:37:15,900
‫داره درباره ما حرف می‌زنه.

1024
00:37:15,983 --> 00:37:17,526
‫- شمشیرش رو جا گذاشت.
‫- انداختش زمین.

1025
00:37:17,610 --> 00:37:19,445
‫- واقعاً؟ کجاست؟
‫- روی زمینه.

1026
00:37:20,947 --> 00:37:22,782
‫- بریم اون‌طرف.
‫- بریم ببینیم.

1027
00:37:23,366 --> 00:37:26,035
‫نکنه داره ما رو به تله می‌کشونه؟

1028
00:37:26,118 --> 00:37:28,412
‫حس می‌کنم رفتن داخل خطرناکه.

1029
00:37:28,496 --> 00:37:29,830
‫ولی چاره‌ای نداریم...

1030
00:37:29,914 --> 00:37:31,499
‫- باید بریم تو.
‫- می‌دونم.

1031
00:37:31,582 --> 00:37:33,918
‫من شمشیر رو برمی‌دارم.

1032
00:37:34,001 --> 00:37:35,962
‫- یونگ‌جین، بهش نزدیک نشو.
‫- خوبم.

1033
00:37:37,046 --> 00:37:40,091
‫[شمشیر چوبی جین‌سو را برمی‌دارند]

1034
00:37:40,174 --> 00:37:41,592
‫اشکالی نداره تو دستت بگیریش؟

1035
00:37:41,676 --> 00:37:43,886
‫- باید ازش فاصله بگیری.
‫- راست می‌گه.

1036
00:37:43,970 --> 00:37:45,304
‫- بده به من.
‫- بذار اون برداره.

1037
00:37:45,388 --> 00:37:46,389
‫من نگهش می‌دارم.

1038
00:37:46,472 --> 00:37:47,306
‫تو نگهش می‌داری، گبی؟

1039
00:37:47,390 --> 00:37:49,892
‫چون امشب ماه کامله، همه‌چی ترسناک‌تر هم شده.

1040
00:37:49,976 --> 00:37:51,394
‫- نه؟
‫- داره دیوونه‌م می‌کنه.

1041
00:37:51,477 --> 00:37:55,314
‫[تاریکی مطلق بر روستای بکسودام سایه انداخته است]

1042
00:37:56,691 --> 00:37:58,401
‫تنهایی جرات نمی‌کنم برم تو.

1043
00:37:58,484 --> 00:38:00,611
‫باید از اینجا وارد بشیم، درسته؟

1044
00:38:01,404 --> 00:38:04,657
‫[مکان بعدی]

1045
00:38:04,740 --> 00:38:07,660
‫فکر کنم باید خودمون رو آماده کنیم.

1046
00:38:07,743 --> 00:38:08,786
‫[دهیاری سوخته روستا]

1047
00:38:09,453 --> 00:38:11,080
‫- آتیش‌سوزی اینجا بوده.
‫- آره.

1048
00:38:11,163 --> 00:38:12,373
‫این همون دهیاریه.

1049
00:38:12,456 --> 00:38:13,666
‫هنوز هم می‌شه بوش رو حس کرد.

1050
00:38:13,749 --> 00:38:15,501
‫- بوی دود می‌ده.
‫- آره.

1051
00:38:16,252 --> 00:38:17,545
‫- بوی سوختگی می‌ده.
‫- آره.

1052
00:38:17,628 --> 00:38:19,630
‫- خیلی شدیده.
‫- آره.

1053
00:38:20,840 --> 00:38:26,053
‫[دهیاری سوخته]

1054
00:38:26,137 --> 00:38:28,764
‫هنوز بوی دود می‌اومد،

1055
00:38:28,848 --> 00:38:32,143
‫و همه‌ چی خیلی ترسناک بود.

1056
00:38:33,394 --> 00:38:34,437
‫قلبم تند می‌زنه.

1057
00:38:34,520 --> 00:38:35,688
‫فکر کنم حالم داره بد می‌شه.

1058
00:38:36,314 --> 00:38:39,025
‫جان، اون‌قدر می‌ترسم که نمی‌دونم چی کار کنم.

1059
00:38:39,108 --> 00:38:42,820
‫آتش‌سوزی وقتی شروع شد که کینگ ام‌اس رسید؟

1060
00:38:42,903 --> 00:38:46,657
‫مطمئن نبودند او باعثش شده یا نه.

1061
00:38:46,741 --> 00:38:49,702
‫کینگ ام‌اس باعث همه این اتفاق‌ها بوده؟

1062
00:38:49,785 --> 00:38:52,705
‫اول باید این رو مشخص می‌کردیم.

1063
00:38:52,788 --> 00:38:54,957
‫[چیزی پیدا می‌کند]

1064
00:38:55,041 --> 00:38:56,334
‫این کمد قفله.

1065
00:38:56,417 --> 00:38:58,044
‫- یه رمز لازم داریم.
‫- باشه.

1066
00:38:58,919 --> 00:39:01,672
‫[با یک قفل رمزدار ۴ رقمی بسته شده]

1067
00:39:03,007 --> 00:39:04,008
‫اون چیه؟

1068
00:39:04,091 --> 00:39:06,844
‫[صدای ترسناک از داخل کمد می‌آید]

1069
00:39:06,927 --> 00:39:08,679
‫از داخلش یه صدا میاد.

1070
00:39:11,432 --> 00:39:12,683
‫فکر نکنم باید بازش کنیم.

1071
00:39:13,684 --> 00:39:14,935
‫- این خیلی ترسناکه.
‫- نه؟

1072
00:39:15,519 --> 00:39:18,522
‫ببخشید...
‫فکر نکنم بتونیم بذاریم بیای بیرون.

1073
00:39:18,606 --> 00:39:20,524
‫- کارینا، من از همیشه بیشتر ترسیدم.
‫- گبی.

1074
00:39:20,608 --> 00:39:21,984
‫- بغل کنیم؟
‫- آره.

1075
00:39:22,485 --> 00:39:24,945
‫این ترسناک‌ترین ماموریت تا الان بوده.

1076
00:39:25,029 --> 00:39:27,156
‫اون‌قدر می‌ترسم که نمی‌تونم کاری کنم.

1077
00:39:27,239 --> 00:39:28,449
‫اون‌قدر می‌ترسم که دست به چیزی بزنم.

1078
00:39:28,532 --> 00:39:29,909
‫چیکار کنیم؟

1079
00:39:29,992 --> 00:39:31,952
‫باز کردنش اشکال نداره؟

1080
00:39:32,036 --> 00:39:34,789
‫از توش یه صدای عجیب میاد.

1081
00:39:38,751 --> 00:39:40,961
‫از ترس حتی نمی‌تونم تکون بخورم.

1082
00:39:41,045 --> 00:39:43,464
‫[از ترس داغون شدن]

1083
00:39:44,048 --> 00:39:45,383
‫دیگه چی هست؟

1084
00:39:45,466 --> 00:39:46,425
‫[و یک مامور بی‌باک]

1085
00:39:54,558 --> 00:39:58,771
‫یه عکس پیدا کردم که تاریخ افتتاح
‫دهیاری رو نشون می‌داد.

1086
00:39:58,854 --> 00:40:00,898
‫دهیاری در ۱۵ مارس افتتاح شده.

1087
00:40:00,981 --> 00:40:02,024
‫- ۱۵ مارس؟
‫- ۱۵ مارس؟

1088
00:40:02,108 --> 00:40:05,152
‫[تاریخ افتتاح: ۱۵ مارس ۱۹۷۵]

1089
00:40:05,236 --> 00:40:06,237
‫امتحان کنیم ۰۳۱۵؟

1090
00:40:06,320 --> 00:40:07,279
‫بزن بریم.

1091
00:40:09,156 --> 00:40:12,701
‫[وارد کردن تاریخ افتتاح به‌عنوان رمز]

1092
00:40:12,785 --> 00:40:13,828
‫مواظب باش.

1093
00:40:13,911 --> 00:40:15,329
‫- حواست به دستت باشه.
‫- کار می‌کنه؟

1094
00:40:15,413 --> 00:40:18,332
‫نه، این نیست.
‫شاید ۱۹۷۵ باشه؟

1095
00:40:18,416 --> 00:40:19,750
‫امتحانش می‌کنم.

1096
00:40:19,834 --> 00:40:21,877
‫[تلاش دوم]

1097
00:40:24,547 --> 00:40:25,381
‫باز شد.

1098
00:40:25,464 --> 00:40:26,632
‫- باز شد؟
‫- چی بود؟

1099
00:40:26,715 --> 00:40:27,842
‫- ۱۹۷۵ بود.
‫- ۱۹۷۵ بود.

1100
00:40:27,925 --> 00:40:29,051
‫[فقط با دو بار امتحان]

1101
00:40:29,135 --> 00:40:30,428
‫- مواظب باش.
‫- یه لحظه.

1102
00:40:30,511 --> 00:40:31,387
‫[وقت باز کردنشه]

1103
00:40:31,470 --> 00:40:32,972
‫- خودم بازش می‌کنم.
‫- با هم بمونیم.

1104
00:40:33,055 --> 00:40:34,974
‫- حواستون به دست‌هاتون باشه.
‫- باید بر ترسمون غلبه کنیم.

1105
00:40:39,186 --> 00:40:40,438
‫اون چیه؟

1106
00:40:40,521 --> 00:40:42,481
‫- اینا دیگه چین؟
‫- چیه؟

1107
00:40:42,565 --> 00:40:45,109
‫[اشیای داخل کمد که از آتش سالم مانده‌اند]

1108
00:40:45,192 --> 00:40:46,902
‫[شروع جست‌وجو]

1109
00:40:46,986 --> 00:40:48,154
‫ببینیم چی داریم.

1110
00:40:48,612 --> 00:40:51,699
‫برای افتتاح جشن بودن؟

1111
00:40:51,782 --> 00:40:54,326
‫روستای بکسودام جایزه برده.

1112
00:40:54,410 --> 00:40:55,744
‫- واقعاً؟
‫- آره.

1113
00:40:55,828 --> 00:40:57,371
‫روستای بکسودام شرکت کرده

1114
00:40:57,455 --> 00:41:00,583
‫- توی مسابقه احیای طعم آب.
‫- آره.

1115
00:41:00,666 --> 00:41:02,334
‫- به خاطرش هم جایزه برده.
‫- درسته.

1116
00:41:02,418 --> 00:41:05,588
‫این مایع سیاه قضیه بزرگیه.

1117
00:41:05,671 --> 00:41:08,174
‫- یه تهدید جدیه.
‫- مشکل بزرگیه.

1118
00:41:08,257 --> 00:41:09,884
‫اگه روستا به آبش معروف بوده،

1119
00:41:09,967 --> 00:41:11,760
‫اینکه آبش سیاه شده خیلی نگران‌کننده‌ست.

1120
00:41:11,844 --> 00:41:12,761
‫آره، همین‌طوره.

1121
00:41:16,515 --> 00:41:18,851
‫«افسانه‌های محلی یانگ‌گو.»

1122
00:41:18,934 --> 00:41:21,979
‫یه دفترچه و یه بروشور بود با عنوان

1123
00:41:22,062 --> 00:41:23,647
‫«جشنواره فرهنگ مردمی».

1124
00:41:23,731 --> 00:41:25,816
‫هر پنج سال یک‌بار،

1125
00:41:25,900 --> 00:41:28,152
‫- یه جور جشن برگزار می‌کردن.
‫- مشکوکه.

1126
00:41:28,235 --> 00:41:33,699
‫این جشنواره فرهنگ مردمی
‫اولین بار توسط شین نائه‌ریونگ راه‌اندازی شد.

1127
00:41:33,782 --> 00:41:35,367
‫- پس درست حدس زدیم!
‫- اون راه‌اندازیش کرده.

1128
00:41:35,451 --> 00:41:36,327
‫درست گفتیم.

1129
00:41:36,410 --> 00:41:39,246
‫اون شمن نسل سومه.

1130
00:41:39,330 --> 00:41:40,664
‫- پس شمنه.
‫- آره.

1131
00:41:40,748 --> 00:41:43,834
‫- اولین‌بار آیین بک‌سوژه رو اجرا کرد.
‫- باشه.

1132
00:41:43,918 --> 00:41:47,004
‫اون با توسعه مخالف بود.

1133
00:41:47,087 --> 00:41:50,424
‫حتماً یه دلیل ماورایی پشتش بوده.

1134
00:41:50,508 --> 00:41:54,011
‫این آیینی صدساله‌ست
‫که فقط مخصوص بکسودامه.

1135
00:41:54,094 --> 00:41:58,140
‫این آیین نسل‌به‌نسل
‫توسط شمن‌های موروثی اجرا شده.

1136
00:41:58,224 --> 00:41:59,558
‫تاریخ جشنواره کیه؟

1137
00:41:59,642 --> 00:42:00,643
‫اینجا نوشته.

1138
00:42:00,726 --> 00:42:03,479
‫اولین بار در ۴ ژوئیه ۲۰۲۰ برگزار شده.

1139
00:42:03,562 --> 00:42:04,980
‫- ۴ ژوئیه؟
‫- همون موقع برگزارش کردن.

1140
00:42:05,064 --> 00:42:07,358
‫- پس باید جشنواره‌ای سالانه باشه.
‫- مگه ۴ ژوئیه نمرده بودن؟

1141
00:42:07,441 --> 00:42:08,817
‫- آره.
‫- راست می‌گی.

1142
00:42:09,944 --> 00:42:10,778
‫مو به تنم سیخ شد.

1143
00:42:10,861 --> 00:42:15,324
‫کدخدا در ۴ ژوئیه ۲۰۲۵ مرد.

1144
00:42:15,407 --> 00:42:18,869
‫روزی مرد
‫که قرار بود آیین بک‌سوژه رو برگزار کنند.

1145
00:42:18,953 --> 00:42:21,872
‫شاید دلیل اینکه مردند

1146
00:42:21,956 --> 00:42:24,750
‫این بوده که آیین درست اجرا نشده.

1147
00:42:24,833 --> 00:42:28,087
‫شین نائه‌ریونگ قطعاً یک شخصیت کلیدیه.

1148
00:42:28,170 --> 00:42:29,129
‫[فهرست مطالب]

1149
00:42:29,213 --> 00:42:31,549
‫اینجا نوشته؛ «راز بکسودام»

1150
00:42:31,632 --> 00:42:33,425
‫- صفحه ۱۸.
‫- صفحه ۱۸؟

1151
00:42:33,509 --> 00:42:34,635
‫یک فهرست مطالب بود.

1152
00:42:34,718 --> 00:42:37,388
‫یکی از عنوان‌ها راز بکسودام بود.

1153
00:42:37,471 --> 00:42:39,640
‫به آن صفحه رفتیم.

1154
00:42:39,723 --> 00:42:41,517
‫یک مجموعه افسانه‌های محلی بود.

1155
00:42:41,600 --> 00:42:45,271
‫چندین قصه
‫از روستاهای مختلف بود.

1156
00:42:45,354 --> 00:42:48,732
‫یکی از قصه‌ها
‫درباره روستای بکسودام بود.

1157
00:42:48,816 --> 00:42:51,277
‫راز بکسودام

1158
00:42:51,360 --> 00:42:53,237
‫به صد سال پیش برمی‌گردد.

1159
00:42:53,320 --> 00:42:54,905
‫صد سال پیش،

1160
00:42:54,989 --> 00:42:57,449
‫روستایی آرام بود
‫با آب روان و دل‌های گرم.

1161
00:42:57,533 --> 00:42:59,326
‫در قلب آن، یک آبگیر بود.

1162
00:42:59,410 --> 00:43:02,121
‫می‌گفتند آنجا محل تلاقی
‫صد جویبار است.

1163
00:43:02,204 --> 00:43:03,914
‫برای همین نامش را
‫روستای بکسودام گذاشتند.

1164
00:43:03,998 --> 00:43:06,000
‫در دورافتاده‌ترین بخش روستا،

1165
00:43:06,083 --> 00:43:07,585
‫مادر و پسری زندگی می‌کردند.

1166
00:43:07,668 --> 00:43:10,379
‫پدر خانواده
‫زودتر بر اثر بیماری از دنیا رفته بود.

1167
00:43:10,462 --> 00:43:13,591
‫مادر برای گذران زندگی خیاطی می‌کرد.

1168
00:43:13,674 --> 00:43:17,219
‫روزی، طاعونی بی‌رحم بر روستا نازل شد.

1169
00:43:17,303 --> 00:43:19,013
‫همه را درگیر کرد، پیر و جوان.

1170
00:43:19,096 --> 00:43:20,598
‫و همه درجا جان دادند.

1171
00:43:20,681 --> 00:43:23,225
‫پزشکان معروفی
‫از روستاهای اطراف فراخوانده شدند،

1172
00:43:23,309 --> 00:43:24,518
‫اما هیچ کمکی از دستشان برنیامد.

1173
00:43:24,602 --> 00:43:27,354
‫این بلا حتی با پیشکش‌های بزرگ آیینی شمن

1174
00:43:27,438 --> 00:43:28,939
‫متوقف هم نشد.

1175
00:43:29,023 --> 00:43:30,983
‫شمن به غاری تاریک عقب‌نشینی کرد.

1176
00:43:31,066 --> 00:43:33,485
‫پس از هفت شبانه‌روز دعا،
‫مکاشفه‌ای دریافت کرد.

1177
00:43:33,569 --> 00:43:36,322
‫نیروی آبی نیرومند یک کودک
‫با نیروی آبگیر در تضاد است.

1178
00:43:36,405 --> 00:43:39,700
‫برای دور کردن طاعون،
‫باید آن کودک را در آبگیر قربانی کنید.

1179
00:43:39,783 --> 00:43:41,577
‫- این دیوونه‌کننده‌ست!
‫- یعنی جین‌سو...

1180
00:43:41,660 --> 00:43:43,245
‫او کودک ساکن حاشیه روستا
‫را به یاد آورد.

1181
00:43:43,329 --> 00:43:44,955
‫او در روزی
‫با نیروی آبی قوی به دنیا آمده بود.

1182
00:43:45,039 --> 00:43:46,790
‫بیچاره اون بچه.

1183
00:43:46,874 --> 00:43:47,833
‫باورم نمی‌شه.

1184
00:43:47,916 --> 00:43:49,501
‫یه لحظه.

1185
00:43:49,585 --> 00:43:52,713
‫یعنی جین‌سو یک شبحه.

1186
00:43:52,796 --> 00:43:53,881
‫- یه روحه.
‫- درسته.

1187
00:43:53,964 --> 00:43:54,798
‫اون روحه؟

1188
00:43:54,882 --> 00:43:57,217
‫- چه ترسناک.
‫- قربانی شده بود.

1189
00:43:58,802 --> 00:44:01,305
‫وقتی فهمیدیم جین‌سو
‫ممکنه همان کودک قربانی‌شده باشه،

1190
00:44:01,388 --> 00:44:03,223
‫دوباره مورمورم شد.

1191
00:44:03,307 --> 00:44:04,391
‫می‌تونی ببینی؟

1192
00:44:05,017 --> 00:44:05,934
‫خدای من.

1193
00:44:06,018 --> 00:44:07,603
‫- ادامه بده بخون.
‫- وقتی کودک خواب بود،

1194
00:44:07,686 --> 00:44:09,605
‫او را در پارچه‌ای پیچید
‫و آرام در یک خمره گذاشت.

1195
00:44:09,688 --> 00:44:11,940
‫مردان جوان روستا
‫به راه افتادند

1196
00:44:12,024 --> 00:44:14,652
‫- با خمره‌ای که روی قایق گذاشته شده بود.
‫- وای خدا.

1197
00:44:14,735 --> 00:44:17,196
‫در عمیق‌ترین نقطه،
‫گردابی چرخان وجود داشت،

1198
00:44:17,279 --> 00:44:18,989
‫انگار که ارواح قربانی می‌طلبیدند.

1199
00:44:19,073 --> 00:44:20,866
‫مردان جوان خمره را بالا بردند.

1200
00:44:20,949 --> 00:44:21,784
‫در همان لحظه،

1201
00:44:21,867 --> 00:44:24,662
‫کودک داخل خمره بیدار شد
‫و شروع به گریه کرد.

1202
00:44:24,745 --> 00:44:27,456
‫صورت کوچک او از خمره بیرون آمد
‫و پر از وحشت بود.

1203
00:44:27,539 --> 00:44:30,167
‫مردان جوان نتوانستند به او نگاه کنند.

1204
00:44:30,250 --> 00:44:31,377
‫صورتشان را برگرداندند،

1205
00:44:31,460 --> 00:44:34,546
‫و کودک را دوباره به داخل خمره هل دادند.

1206
00:44:34,630 --> 00:44:35,673
‫شلپ.

1207
00:44:35,756 --> 00:44:37,341
‫او نمی‌دانست مادرش کجاست.

1208
00:44:37,424 --> 00:44:40,219
‫مادرش با موهای پریشان،
‫پاهای برهنه و زخم‌شده،

1209
00:44:40,302 --> 00:44:41,762
‫و لباس‌هایی که شاخه‌ها پاره‌شان کرده بودند،
‫به این‌طرف و آن‌طرف می‌دوید.

1210
00:44:41,845 --> 00:44:46,141
‫پیرزنی دلش برای او سوخت
‫و زیر لب گفت،

1211
00:44:46,225 --> 00:44:48,477
‫او هیچ نمی‌داند که بچه‌اش
‫در آب سرد است.

1212
00:44:48,560 --> 00:44:49,812
‫پس مادر پاسخ داد...

1213
00:44:49,895 --> 00:44:50,771
‫همه‌شان را می‌کشم،

1214
00:44:50,854 --> 00:44:52,189
‫- همان‌طور که پسرم را کشتند.
‫- هی!

1215
00:44:53,148 --> 00:44:55,526
‫اون تماس تلفنی قبلی...

1216
00:44:55,609 --> 00:44:59,113
‫تک‌تک حرومی‌هایی رو
‫که بچه‌ام رو کشتند، می‌کشم.

1217
00:44:59,196 --> 00:45:00,823
‫همه‌شون رو می‌کشم!

1218
00:45:01,407 --> 00:45:03,325
‫مادر وارد آبگیر شد

1219
00:45:03,409 --> 00:45:06,036
‫- تا دنبال بچه‌ش بگردد.
‫- درسته.

1220
00:45:06,120 --> 00:45:08,539
‫- آخرش هر دوتاشون مردند.
‫- درسته.

1221
00:45:08,622 --> 00:45:10,165
‫از آن روز به بعد، روستاییان باور کردند

1222
00:45:10,249 --> 00:45:11,792
‫که باید روح مادر را آرام کنند

1223
00:45:11,875 --> 00:45:14,253
‫در غیر این صورت نفرین
‫از طریق آب در روستا گسترش می‌یابد.

1224
00:45:14,336 --> 00:45:15,838
‫- این مایع سیاه رو توضیح میده.
‫- بله.

1225
00:45:15,921 --> 00:45:17,256
‫- نفرین همینه.
‫- درسته.

1226
00:45:17,339 --> 00:45:19,341
‫تا به امروز، روستای بکسودام

1227
00:45:19,425 --> 00:45:21,176
‫هر پنج سال یک‌بار
‫آیین بک‌سوژه را انجام می‌دهد.

1228
00:45:21,260 --> 00:45:23,262
‫شاید فقط یه داستان باشه،

1229
00:45:23,345 --> 00:45:26,181
‫اما ممکنه یه افسانه
‫بر اساس واقعیت باشه.

1230
00:45:26,265 --> 00:45:27,558
‫شاید دلیل همه‌ی چیزهای بدی

1231
00:45:27,641 --> 00:45:31,812
‫که در روستا داره اتفاق می‌افته، همین باشه.

1232
00:45:31,895 --> 00:45:33,605
‫باید نفرین رو بشکنیم؟

1233
00:45:33,689 --> 00:45:35,566
‫باید یه آیین برگزار کنیم؟

1234
00:45:35,649 --> 00:45:37,317
‫آیین رو باید انجام بدیم؟

1235
00:45:37,401 --> 00:45:39,153
‫باید شین نائه‌ریونگ رو پیدا کنیم

1236
00:45:39,236 --> 00:45:41,321
‫و ازش بپرسیم که چه کار باید بکنیم.

1237
00:45:41,405 --> 00:45:43,073
‫باید بریم سراغش؟

1238
00:45:43,157 --> 00:45:44,199
‫صد سال پیش بوده.

1239
00:45:44,283 --> 00:45:45,868
‫- بله.
‫- سرم درد می‌کنه.

1240
00:45:45,951 --> 00:45:48,912
‫آدرسِ زیارتگاه یونگاندانگ رو داریم.
‫بریم سمت ماشین؟

1241
00:45:48,996 --> 00:45:51,874
‫الان دیگه می‌فهمیم چی داره می‌شه.

1242
00:45:51,957 --> 00:45:53,834
‫پس صد سال پیش،

1243
00:45:53,917 --> 00:45:55,961
‫- جین‌سو قربانی شد.
‫- آره.

1244
00:45:56,044 --> 00:45:58,005
‫راستی،

1245
00:45:58,088 --> 00:45:59,923
‫به کفش‌های جین‌سو دقت کردید؟

1246
00:46:00,007 --> 00:46:01,258
‫- مال قدیما بود.
‫- آره.

1247
00:46:01,341 --> 00:46:03,051
‫- خیلی قدیمی‌ بود.
‫- آره.

1248
00:46:03,135 --> 00:46:05,304
‫بچه‌های الانم
‫با این چیزا بازی نمی‌کنن.

1249
00:46:05,387 --> 00:46:07,639
‫عملاً جین‌سو از ما هم بزرگ‌تره.

1250
00:46:07,723 --> 00:46:10,476
‫آره.
‫پس چرا شمشیر چوبی داشت؟

1251
00:46:10,559 --> 00:46:13,061
‫اون موقع‌ها تنها چیزی که بچه‌ها
‫برای بازی داشتن همینا بود.

1252
00:46:13,145 --> 00:46:14,021
‫خیلی دلم براش می‌سوزه.

1253
00:46:14,104 --> 00:46:15,981
‫شمشیر چوبی رو همون ‌جا بذاریم؟

1254
00:46:16,482 --> 00:46:17,566
‫- مالِ جین‌سو ـه.
‫- فعلاً نگهش دار.

1255
00:46:17,649 --> 00:46:19,067
‫- شاید دوباره ببینیمش.
‫- باشه.

1256
00:46:20,319 --> 00:46:21,653
‫- شاید دوباره ببینیمش.
‫- باشه.

1257
00:46:21,737 --> 00:46:25,407
‫[تابلوی چوبی یه‌هو افتاد]

1258
00:46:25,491 --> 00:46:26,825
‫- چی شد؟
‫- نمی‌دونم.

1259
00:46:26,909 --> 00:46:28,202
‫زود باش، بیا اینجا.

1260
00:46:28,285 --> 00:46:30,579
‫- چیه؟
‫- یه چیزی داره منفجر می‌شه.

1261
00:46:30,662 --> 00:46:32,206
‫- چی شده؟
‫- نفرینه.

1262
00:46:32,289 --> 00:46:33,582
‫آتش گرفته.

1263
00:46:33,665 --> 00:46:34,750
‫باز چی شده؟

1264
00:46:34,833 --> 00:46:36,627
‫- داره می‌سوزه.
‫- تابلو افتاده بود.

1265
00:46:37,252 --> 00:46:40,005
‫خیلی ترسناک بود،
‫چون هرجا می‌رفتیم،

1266
00:46:40,088 --> 00:46:42,925
‫انگار اونجا تسخیر شده بود.

1267
00:46:43,008 --> 00:46:46,094
‫انگار یه روح عصبانی
‫داشت بهمون هشدار می‌داد

1268
00:46:46,178 --> 00:46:48,931
‫که باید دست برداریم
‫و ولشون کنیم.

1269
00:46:49,014 --> 00:46:50,224
‫بریم!

1270
00:46:50,307 --> 00:46:51,975
‫من از همه بیشتر از این داستان متنفرم.

1271
00:46:52,059 --> 00:46:53,811
‫چطور ممکنه دوباره آتیش بگیره؟

1272
00:46:53,894 --> 00:46:56,188
‫- چیزی نمونده بسوزه.
‫- فقط خاکستر مونده.

1273
00:46:56,271 --> 00:46:58,315
‫امیدوارم کسی تو ماشین منتظرمون نباشه.

1274
00:46:58,398 --> 00:46:59,525
‫ای بابا...

1275
00:46:59,608 --> 00:47:01,318
‫خیلی می‌ترسم!

1276
00:47:01,401 --> 00:47:02,528
‫بریم!

1277
00:47:02,611 --> 00:47:03,862
‫می‌خوام برم خونه.

1278
00:47:04,029 --> 00:47:05,072
‫تو باید رانندگی کنی، گبی.

1279
00:47:05,155 --> 00:47:06,740
‫[هق‌هق گریه]

1280
00:47:07,324 --> 00:47:09,451
‫[کلنجار رفتن]

1281
00:47:10,077 --> 00:47:11,954
‫دوهون سریع کمربندشو بست.

1282
00:47:12,037 --> 00:47:13,580
‫[عجله]

1283
00:47:13,664 --> 00:47:14,957
‫- دنده‌عقب می‌گیرم از اینجا می‌رم.
‫- باشه.

1284
00:47:15,666 --> 00:47:17,042
‫بزن بریم.

1285
00:47:17,125 --> 00:47:18,502
‫گبی، حالت خوبه رانندگی کنی؟

1286
00:47:18,585 --> 00:47:20,212
‫سعی‌مو می‌کنم، یونگ‌جین.

1287
00:47:22,297 --> 00:47:23,215
‫گبی.

1288
00:47:24,508 --> 00:47:25,384
‫وای، گبی.

1289
00:47:25,467 --> 00:47:26,927
‫- ببخشید.
‫- خوبی؟

1290
00:47:27,427 --> 00:47:28,637
‫- ببخشید.
‫- اشکال نداره.

1291
00:47:29,263 --> 00:47:30,138
‫همه چی خوبه.

1292
00:47:30,222 --> 00:47:32,391
‫- عالی داری می‌ری.
‫- رانندگیت خوبه.

1293
00:47:32,474 --> 00:47:35,060
‫خب، الان داریم می‌ریم...

1294
00:47:35,435 --> 00:47:36,728
‫- زیارتگاه یونگاندانگ.
‫- یونگاندانگ؟

1295
00:47:36,812 --> 00:47:38,522
‫- یونگاندانگ ـه.
‫- یونگاندانگ.

1296
00:47:38,605 --> 00:47:41,942
‫همون جاییه
‫که دئوک‌یو به کینگ ام‌اس گفته بود؟

1297
00:47:42,234 --> 00:47:43,443
‫اون باغه نبود؟

1298
00:47:43,735 --> 00:47:44,903
‫- باغ بکسودام نبود؟
‫- چرا.

1299
00:47:44,987 --> 00:47:46,321
‫- خودِ باغ بود.
‫- یعنی...

1300
00:47:46,613 --> 00:47:49,867
‫اون خونه‌ی متروکه،
‫همون باغ بکسودام بوده.

1301
00:47:49,950 --> 00:47:51,785
‫- دقیقاً.
‫- مراسم هم

1302
00:47:51,869 --> 00:47:54,037
‫- تو زیارتگاه یونگاندانگ انجام می‌شه.
‫- آره.

1303
00:47:54,121 --> 00:47:56,248
‫امروز کلی باید این‌ور اون‌ور بریم.

1304
00:47:56,331 --> 00:47:59,209
‫اگه نقشه رو نگاه کنیم،
‫باید بریم سمت شمال.

1305
00:47:59,293 --> 00:48:01,003
‫فقط همین جاده رو مستقیم برو بالا.

1306
00:48:01,086 --> 00:48:01,962
‫[موقعیت فعلی]

1307
00:48:02,045 --> 00:48:03,088
‫ای وای...

1308
00:48:03,171 --> 00:48:04,923
‫من واقعاً خیلی می‌ترسم.

1309
00:48:05,007 --> 00:48:06,049
‫آدمو از پا در میاره.

1310
00:48:06,550 --> 00:48:09,720
‫حس می‌کنم هر لحظه
‫یه چیزی می‌پره بیرون.

1311
00:48:10,012 --> 00:48:11,471
‫فقط جاده رو ادامه بده.

1312
00:48:11,555 --> 00:48:12,848
‫- همون باغه.
‫- یه تابلو هست.

1313
00:48:13,390 --> 00:48:15,100
‫نوشته تعطیل شده.

1314
00:48:15,183 --> 00:48:16,768
‫پس این باید همون آبگیر باشه.

1315
00:48:16,852 --> 00:48:18,812
‫- آره، خودشه.
‫- رسیدیم به آبگیر.

1316
00:48:18,896 --> 00:48:20,355
‫چقدر از این بدم میاد.

1317
00:48:22,399 --> 00:48:24,026
‫این واقعاً یه آبگیره!

1318
00:48:24,818 --> 00:48:26,361
‫- باورم نمی‌شه.
‫- این دیوونه‌کنندس.

1319
00:48:26,445 --> 00:48:28,071
‫این همون آبگیر نفرین‌شده‌ست.

1320
00:48:28,155 --> 00:48:29,197
‫خیلی ترسناکه.

1321
00:48:29,281 --> 00:48:30,490
‫واقعاً خیلی ترسناکه.

1322
00:48:30,574 --> 00:48:31,867
‫چرا اینقدر ترسناکه؟

1323
00:48:33,744 --> 00:48:35,829
‫[بوق‌زدن]

1324
00:48:35,913 --> 00:48:36,830
‫رسیده به 70 درصد.

1325
00:48:36,914 --> 00:48:38,749
‫78 رو رد کرد، الان 80.

1326
00:48:38,832 --> 00:48:40,167
‫این‌قدر سریع داره می‌ره بالا؟

1327
00:48:40,667 --> 00:48:42,920
‫- چون نزدیک آبیم.
‫- پس باید منبعش همین باشه.

1328
00:48:43,003 --> 00:48:44,296
‫پس واسه همینه.

1329
00:48:44,379 --> 00:48:45,422
‫آره، باید همون باشه.

1330
00:48:52,179 --> 00:48:55,182
« زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in»

