﻿1
00:00:08,258 --> 00:00:09,801
‫ای وای.

2
00:00:10,468 --> 00:00:11,886
‫[کفش‌های شین نائه‌ریونگ رو پیدا کرد.]

3
00:00:12,595 --> 00:00:13,638
‫این چیه؟

4
00:00:22,230 --> 00:00:23,523
‫زیر پایت خاک...

5
00:00:23,606 --> 00:00:25,024
‫[ماموران بدون هیچ علتی فرار می‌کنن.]

6
00:00:25,108 --> 00:00:26,526
‫کجا بریم؟

7
00:00:26,609 --> 00:00:27,485
‫بگو کجا!

8
00:00:27,569 --> 00:00:28,528
‫زیر پایت خاک...

9
00:00:28,611 --> 00:00:30,071
‫- بالای سرت هوا.
‫- چی شده؟

10
00:00:31,781 --> 00:00:33,992
‫[مایع سیاهی روی زمین می‌ریزه.]

11
00:00:39,914 --> 00:00:42,333
‫- چی شد؟
‫- خودت را به این طلسم گره بزن.

12
00:00:42,417 --> 00:00:44,711
‫- من چیزی ندیدم.
‫- همون روح قبلیه بود.

13
00:00:44,794 --> 00:00:45,628
‫واقعا؟

14
00:00:46,588 --> 00:00:47,964
‫[نفس عمیق می‌کشه.]

15
00:00:48,047 --> 00:00:50,383
‫نزدیک بود قلبم وایسته.

16
00:00:50,467 --> 00:00:53,303
‫فقط تصمیم گرفتم فرار کنم.

17
00:00:53,386 --> 00:00:54,971
‫[بعد از اینکه پیشنهاد داد
‫طلسم رو نخونن...]

18
00:00:55,054 --> 00:00:55,889
‫[گفت فرار کنیم!]

19
00:00:55,972 --> 00:00:57,182
‫[کاملا بهش ایمان آورد.]

20
00:00:57,265 --> 00:00:59,767
‫زیر پایت خاک، بالای سرت هوا.

21
00:00:59,851 --> 00:01:01,186
‫خودت را به این طلسم گره بزن.

22
00:01:01,269 --> 00:01:03,146
‫گفتم ولش کن، فقط می‌خوام زنده بمونم.

23
00:01:03,229 --> 00:01:05,773
‫باید خودم رو توی اولویت قرار می‌دادم.

24
00:01:05,857 --> 00:01:09,194
‫- زیر پایت خاک، بالای سرت هوا.
‫- آره، باید قرائتش کنیم.

25
00:01:09,277 --> 00:01:10,987
‫- خودت را به این طلسم گره بزن.
‫- خودت را به این طلسم گره بزن.

26
00:01:11,070 --> 00:01:12,739
‫- زیر زمین فرو برو.
‫- زیر زمین فرو برو.

27
00:01:12,822 --> 00:01:14,365
‫- با جریان آب دور شو.
‫- با جریان آب دور شو.

28
00:01:14,449 --> 00:01:17,744
‫- زیر پایت خاک، بالای سرت هوا.
‫- زیر پایت خاک، بالای سرت هوا.

29
00:01:17,827 --> 00:01:19,871
‫- خودت را به این طلسم گره بزن.
‫- خودت را به این طلسم گره بزن.

30
00:01:19,954 --> 00:01:21,664
‫- زیر زمین فرو برو.
‫- زیر زمین فرو برو.

31
00:01:21,748 --> 00:01:24,584
‫[همزمان با خوندن طلسم جلو می‌رن.]

32
00:01:24,667 --> 00:01:26,377
‫- بالای سرت هوا.
‫- بالای سرت هوا.

33
00:01:26,461 --> 00:01:28,671
‫[با تردید قدم برمی‌داره.]

34
00:01:28,755 --> 00:01:32,091
‫[بالاخره به دری می‌رسه
‫که جلوش روح رو دیده بود.]

35
00:01:32,175 --> 00:01:35,261
‫- زیر پایت زمین، بالای سرت هوا.
‫- زیر پایت زمین، بالای سرت هوا.

36
00:01:36,054 --> 00:01:37,472
‫[زود باش.]

37
00:01:37,555 --> 00:01:40,850
‫زیر زمین فرو برو.
‫با جریان آب دور شو.

38
00:01:40,934 --> 00:01:42,477
‫- زیر پایت زمین...
‫- ای وای!

39
00:01:42,560 --> 00:01:44,062
‫بالای سرت هوا...

40
00:01:44,145 --> 00:01:47,440
‫[کلی مایع سیاه از دهن
‫شین نائه‌ریونگ بیرون ریخته.]

41
00:01:47,523 --> 00:01:50,610
‫- زیر پایت زمین، بالای سرت هوا.
‫- چوب استراتژی مخفی رو می‌خوام.

42
00:01:50,693 --> 00:01:52,820
‫- بیا تو.
‫- خودت را به این طلسم گره بزن.

43
00:01:52,904 --> 00:01:55,531
‫[با احتیاط وارد اتاق می‌شه.]

44
00:01:55,615 --> 00:01:57,742
‫این همون صندوقچه است که گفته بود؟

45
00:01:57,825 --> 00:01:59,953
‫- لابد دیگه.
‫- کلیدش رو نداریم.

46
00:02:00,036 --> 00:02:02,247
‫- ای وای.
‫- کلید همراه خودش نیست؟

47
00:02:04,040 --> 00:02:05,583
‫می‌تونیم ببریمش؟

48
00:02:05,667 --> 00:02:07,502
‫- به نظرت ببریم؟
‫- آره، ببریم.

49
00:02:08,336 --> 00:02:10,755
‫[با صندوقچه طلسم‌های مخفی
‫اتاق رو ترک می‌کنن.]

50
00:02:10,838 --> 00:02:12,382
‫زمین زیر پایت...

51
00:02:12,465 --> 00:02:15,677
‫[موقع برگشتن هم طلسم رو می‌خونه.]

52
00:02:15,760 --> 00:02:17,428
‫یونگ‌جین، چطوری بازی کنیم؟

53
00:02:17,512 --> 00:02:18,930
‫مگه کلید نمی‌خواد؟

54
00:02:19,013 --> 00:02:21,557
‫قفل صندوقچه یه کلید می‌خواد.

55
00:02:21,641 --> 00:02:23,601
‫واسه همین گفتم اول
‫باید کلیدش رو پیدا کنیم.

56
00:02:24,185 --> 00:02:26,312
‫- توی اتاقش نگهش می‌داشت؟
‫- بذار بگردم.

57
00:02:26,396 --> 00:02:27,397
‫وایستا.

58
00:02:27,480 --> 00:02:28,648
‫آها.

59
00:02:29,232 --> 00:02:32,860
‫زیر صندوقچه یه کاغذی بود
‫که انگار راهنما می‌اومد.

60
00:02:32,944 --> 00:02:36,239
‫در واقع باید بگم...
‫حکایت یا شعری بود؟

61
00:02:36,322 --> 00:02:40,201
‫در کل یه متنی پیدا کردیم
‫که چند تا حرف چینی داشت.

62
00:02:40,284 --> 00:02:43,329
‫«انرژی خارق‌العاده‌ای...»

63
00:02:43,413 --> 00:02:44,998
‫- یه‌جا «مخفی شده.»
‫- «در تاریکی.»

64
00:02:45,081 --> 00:02:46,582
‫«در تاریکی مخفی شده.»

65
00:02:47,250 --> 00:02:50,378
‫«برای باز کردن در...»

66
00:02:50,461 --> 00:02:52,463
‫خلاصه نوشته باید
‫یه چیزی رو برداریم.

67
00:02:52,547 --> 00:02:54,507
‫این کلمه رو بلدی؟

68
00:02:54,590 --> 00:02:55,883
‫نه.

69
00:02:57,093 --> 00:02:59,679
‫باید بیشتر به هزار نامه جادویی دقت می‌کردم.

70
00:03:00,680 --> 00:03:02,640
‫حیف که سریال رو تا ته ندیدم.

71
00:03:02,724 --> 00:03:04,142
‫منظورش طلسم‌ها نبود؟

72
00:03:04,225 --> 00:03:05,601
‫این هم ممکنه.

73
00:03:06,185 --> 00:03:08,730
‫- وایستا. قبلا...
‫- ولی منظورش چیه؟

74
00:03:08,813 --> 00:03:10,398
‫من روی بالش خانم شین طلسم دیدم.

75
00:03:10,481 --> 00:03:11,607
‫- واقعا؟
‫- بریم بیاریم؟

76
00:03:11,691 --> 00:03:13,985
‫[دوباره وارد اتاق شین نائه‌ریونگ می‌شن.]

77
00:03:14,068 --> 00:03:17,321
‫ببخشید خانم شین.
‫باید طلسم‌های کاغذی رو ببرم.

78
00:03:18,990 --> 00:03:20,616
‫یعنی اینجا مخفیش کرده؟

79
00:03:20,700 --> 00:03:22,618
‫ممکنه زیر روتختی باشه؟

80
00:03:22,702 --> 00:03:24,078
‫امکان نداره.

81
00:03:24,579 --> 00:03:25,538
‫نه، نیست.

82
00:03:25,621 --> 00:03:31,753
‫[همه‌چی رو بلند می‌کنن.]

83
00:03:32,336 --> 00:03:33,713
‫چشم‌بند خواب چی؟

84
00:03:33,796 --> 00:03:34,922
‫نه، نبود.

85
00:03:35,006 --> 00:03:37,216
‫ممکنه توی جوراب‌هاش باشه؟

86
00:03:37,717 --> 00:03:39,343
‫[حتی جوراب‌های خانم شین رو می‌گرده.]

87
00:03:39,427 --> 00:03:41,220
‫پیش خودش که نبود.

88
00:03:41,888 --> 00:03:44,766
‫می‌تونم وقتی روح ظاهر شد
‫این رو تکون بدم.

89
00:03:44,849 --> 00:03:46,976
‫- خواهشا نکن.
‫- اینطوری ترسناک‌تر نمی‌شه؟

90
00:03:47,769 --> 00:03:49,479
‫یعنی کجا ممکنه باشه؟

91
00:03:49,562 --> 00:03:50,438
‫[بی‌فایده بود.]

92
00:03:50,521 --> 00:03:52,106
‫اذیت نکن خانم شین.

93
00:03:52,190 --> 00:03:53,483
‫[هنوز کلید صندوقچه پیدا نشده.]

94
00:03:53,566 --> 00:03:55,318
‫خیلی مشتاقم بدونم توش چیه.

95
00:03:55,401 --> 00:03:57,111
‫- می‌خوای دعا کنیم گبی؟
‫- راستش...

96
00:03:57,195 --> 00:03:59,947
‫خانم شین، می‌خوای چی رو پیدا کنیم؟
‫لطفا بهمون بگو.

97
00:04:00,031 --> 00:04:01,783
‫فقط می‌خوام از اینجا برم.

98
00:04:01,866 --> 00:04:02,825
‫خیلی ترسناکه.

99
00:04:02,909 --> 00:04:04,744
‫نباید انقدر سخت باشه.

100
00:04:05,578 --> 00:04:07,038
‫«آنان که شهامت ندارند...»

101
00:04:07,121 --> 00:04:08,247
‫منظورش آدم‌هاست.

102
00:04:08,331 --> 00:04:09,207
‫خب.

103
00:04:09,290 --> 00:04:12,627
‫معنی این حرف «برادر بزرگتر» نبود؟
‫توی جمله «برادران» معنی نمی‌شه؟

104
00:04:12,710 --> 00:04:14,921
‫آخه نامفهومه که مثلا
‫خودمون بگیم «میوسوک.»

105
00:04:15,505 --> 00:04:17,340
‫«میوسوک»؟

106
00:04:17,423 --> 00:04:18,716
‫- خودت دیدی دیگه؟
‫- آره.

107
00:04:18,800 --> 00:04:19,842
‫دقیقا همین بود.

108
00:04:19,926 --> 00:04:22,470
‫- مطمئنم یه راه حل واضح داره.
‫- خب؟

109
00:04:22,553 --> 00:04:24,138
‫- موافقم.
‫- خب.

110
00:04:24,222 --> 00:04:26,265
‫باید به جایی تکیه‌اش بدیم؟

111
00:04:26,349 --> 00:04:27,350
‫واقعا؟

112
00:04:27,433 --> 00:04:30,019
‫- چون نمی‌تونیم متن رو بخونیم...
‫- خیسش کنیم؟

113
00:04:30,102 --> 00:04:32,772
‫نباید روی حروفش انقدر تمرکز کنیم.

114
00:04:32,855 --> 00:04:33,689
‫می‌خوای خیسش کنی؟

115
00:04:33,773 --> 00:04:35,024
‫- توی آب سیاه؟
‫- موافقم.

116
00:04:35,107 --> 00:04:39,028
‫یه جمله‌ای درباره
‫«اشک‌های تلخ زن» داشتیم.

117
00:04:39,111 --> 00:04:41,989
‫گفتم شاید ارجاع به آب سیاه باشه.

118
00:04:42,073 --> 00:04:44,158
‫شاید چند تا حروفش ظاهر بشه.

119
00:04:44,242 --> 00:04:46,327
‫[به راهرویی رسیدن
‫که آب سیاه ریخته بود.]

120
00:04:46,410 --> 00:04:48,037
‫امیدوارم درست باشه.

121
00:04:48,704 --> 00:04:51,290
‫[توی آب خیسش می‌کنه.]

122
00:04:53,125 --> 00:04:55,628
‫- رنگش عوض شد.
‫- آره، انگار...

123
00:04:55,711 --> 00:04:58,297
‫فقط کاغذ رو سیاه کردیم.

124
00:04:58,381 --> 00:04:59,799
‫[تازه داره می‌درخشه.]

125
00:05:06,514 --> 00:05:07,640
‫[ساکت خیره شده.]

126
00:05:07,723 --> 00:05:08,891
‫شاید...

127
00:05:09,392 --> 00:05:11,519
‫یه ربطی به دوازده تا نماد زودیاک داره.

128
00:05:11,602 --> 00:05:12,436
‫خب؟

129
00:05:12,520 --> 00:05:14,855
‫عکسشون روی دیواره.

130
00:05:14,939 --> 00:05:17,316
‫نکنه یکی از این‌ها لازمه؟

131
00:05:17,400 --> 00:05:18,651
‫شاید اشتباه می‌گم.

132
00:05:18,734 --> 00:05:20,194
‫شما توجه نکنین.

133
00:05:20,278 --> 00:05:23,990
‫- ذهنم درگیر شده.
‫- نه، به نظرم رویکرد خوبیه.

134
00:05:24,073 --> 00:05:25,741
‫ایده جدیدیه دیگه.

135
00:05:25,825 --> 00:05:28,286
‫آره هیه‌ری. رویکرد هوشمندانه‌ایه.

136
00:05:29,203 --> 00:05:32,039
‫دوازده تا نقاشی زودیاک
‫اطرافمون بود.

137
00:05:32,123 --> 00:05:35,668
‫وقتی بالاترین جمله اون بند دقت کردم...

138
00:05:35,751 --> 00:05:37,753
‫[اژدها]

139
00:05:37,837 --> 00:05:39,505
‫حرف «اژدها» رو دیدم.

140
00:05:39,588 --> 00:05:40,631
‫توی اسمم دارمش،

141
00:05:40,715 --> 00:05:42,508
‫و اژدها یکی از نمادهای زودیاکمه.

142
00:05:43,467 --> 00:05:46,304
‫[اژدها؟]

143
00:05:51,392 --> 00:05:53,561
‫- «بین اژدها و ببر.»
‫- چی گفتی؟

144
00:05:54,145 --> 00:05:55,646
‫«بین اژدها و ببر.»

145
00:05:55,730 --> 00:05:57,231
‫- چی؟
‫- این خط رو ببین.

146
00:05:57,315 --> 00:05:58,691
‫«بین اژدها و ببر.»

147
00:05:58,774 --> 00:06:00,776
‫- واقعا؟
‫- آره، راهنماست.

148
00:06:00,860 --> 00:06:02,570
‫- فهمیدم.
‫- «اژدها و ببر.»

149
00:06:02,653 --> 00:06:05,364
‫اژدها و ببر رو که داریم.
‫این رو برگردونیم، می‌شه «بین.»

150
00:06:05,448 --> 00:06:06,824
‫[بین اژدها و ببر.]

151
00:06:06,907 --> 00:06:09,285
‫خب، بین اژدها و ببر عکس خرگوش رو داریم.

152
00:06:09,368 --> 00:06:12,955
‫[خرگوش بین اژدها و ببره.]

153
00:06:13,622 --> 00:06:15,791
‫[هنوز قانع نشده،
‫ولی نقاشی خرگوش رو برمی‌داره.]

154
00:06:15,875 --> 00:06:17,668
‫اون لایه دیوار رو هم بردار.

155
00:06:17,752 --> 00:06:18,794
‫- برش دار.
‫- بگیر دیگه.

156
00:06:18,878 --> 00:06:19,879
‫- بردار.
‫- حتما همینه.

157
00:06:19,962 --> 00:06:21,088
‫[لایه درونیش رو برمی‌داره.]

158
00:06:22,214 --> 00:06:23,466
‫[با مشت سوراخش می‌کنه.]

159
00:06:24,341 --> 00:06:25,217
‫- خودشه؟
‫- واقعا؟

160
00:06:25,301 --> 00:06:27,219
‫- یه چیزی توشه.
‫- آفرین یونگ‌جین.

161
00:06:27,303 --> 00:06:28,471
‫پاره‌اش کن.

162
00:06:29,346 --> 00:06:30,890
‫دمت گرم یونگ‌جین.

163
00:06:30,973 --> 00:06:32,266
‫[فضایی مخفی کم‌کم مشخص شد.]

164
00:06:32,349 --> 00:06:33,684
‫چیه؟

165
00:06:33,768 --> 00:06:35,686
‫- آفرین یونگ‌جین.
‫- حرف نداری.

166
00:06:35,770 --> 00:06:36,812
‫دمت گرم.

167
00:06:36,896 --> 00:06:37,980
‫[یونگ‌جین به فینال می‌ره.]

168
00:06:40,649 --> 00:06:42,318
‫[جعبه مخفی پیدا کردن.]

169
00:06:42,401 --> 00:06:43,277
‫باحال بود.

170
00:06:43,360 --> 00:06:44,695
‫بهترین بازیکن روز شدی.

171
00:06:44,779 --> 00:06:45,780
‫ولی جدی...

172
00:06:45,863 --> 00:06:47,823
‫اصلا متوجه اژدها و ببر نشده بودم.

173
00:06:47,907 --> 00:06:49,033
‫- یونگ‌جین.
‫- اون بالا...

174
00:06:49,116 --> 00:06:50,367
‫نوشته بود «اژدها و ببر.»

175
00:06:50,451 --> 00:06:51,869
‫- گوشه بالاش نوشته بود.
‫- راست می‌گی.

176
00:06:51,952 --> 00:06:52,828
‫- «بین.»
‫- «بین.»

177
00:06:52,912 --> 00:06:56,624
‫یونگ‌جین، هر بار بحث اسمت می‌شه
‫حسابی می‌ترکونی‌ها.

178
00:06:56,707 --> 00:06:58,083
‫آره، مثل «لی» و «یونگ.»

179
00:06:58,167 --> 00:06:59,293
‫[لی، یونگ]

180
00:06:59,376 --> 00:07:02,379
‫از اونجا که اون حرف رو توی اسمم دارم،
‫بدجور دلم می‌خواست حلش کنم.

181
00:07:02,463 --> 00:07:04,632
‫وقتی داشتیم می‌گشتیم
‫هی با خودم می‌گفتم:

182
00:07:04,715 --> 00:07:07,092
‫«خیلی دلم می‌خواد من حلش کنم.»

183
00:07:07,176 --> 00:07:08,594
‫باید جوابش رو پیدا کنم.

184
00:07:08,677 --> 00:07:10,137
‫واقعا می‌خوام حلش کنم.

185
00:07:10,221 --> 00:07:11,889
‫[بنا به دلایلی که معلوم نیست،
‫این معما رو دوست داشت.]

186
00:07:11,972 --> 00:07:14,433
‫خیلی خوشحالم که تهش
‫خودم حلش کردم.

187
00:07:14,517 --> 00:07:16,977
‫الان اگه برگردم خونه
‫قراره خواب راحت داشته باشم.

188
00:07:17,061 --> 00:07:19,146
‫اگه حلش نمی‌کردم
‫قطعا بی‌خوابی می‌گرفتم.

189
00:07:19,230 --> 00:07:20,940
‫حرف نداری یونگ‌جین.

190
00:07:21,023 --> 00:07:21,857
‫[هیجان‌زده می‌شه.]

191
00:07:21,941 --> 00:07:23,526
‫- خیلی زرنگی.
‫- جدی.

192
00:07:24,860 --> 00:07:25,861
‫[کلید رو از توی جعبه آوردن.]

193
00:07:25,945 --> 00:07:27,863
‫- یونگ‌جین، بیا.
‫- خودت بازش کن.

194
00:07:27,947 --> 00:07:29,365
‫نه، افتخارش مال شما.

195
00:07:32,076 --> 00:07:33,244
‫چقدر خوشحالم.

196
00:07:33,327 --> 00:07:34,328
‫وای، باز شد!

197
00:07:34,411 --> 00:07:35,621
‫باز شد یونگ‌جین.

198
00:07:36,997 --> 00:07:38,624
‫- بالاخره.
‫- باز شد؟

199
00:07:38,707 --> 00:07:40,584
‫- بذار صندوقچه رو باز کنیم.
‫- باشه.

200
00:07:40,668 --> 00:07:41,669
‫اجازه بده.

201
00:07:41,752 --> 00:07:43,170
‫ترکوندی یونگ‌جین.

202
00:07:43,254 --> 00:07:44,338
‫حالا سرنخ داریم.

203
00:07:45,923 --> 00:07:46,757
‫این‌ها چیه؟

204
00:08:09,613 --> 00:08:12,366
‫[داخل صندوقچه طلسم‌های مخفی.]

205
00:08:12,449 --> 00:08:14,660
‫[یه کیسه قرمز.]

206
00:08:14,743 --> 00:08:16,912
‫[اسناد تا شده.]

207
00:08:16,996 --> 00:08:18,664
‫[یه عکس.]

208
00:08:18,747 --> 00:08:20,499
‫عه، جین‌سوئه.

209
00:08:20,583 --> 00:08:24,086
‫- وای نه!
‫- جین‌سوئه؟

210
00:08:24,169 --> 00:08:27,715
‫جین‌سو، همون پسری که توی
‫دهکده دیدیم، توی عکس بود.

211
00:08:27,798 --> 00:08:30,050
‫[جین‌سو یهو ظاهر شد.]

212
00:08:30,134 --> 00:08:31,760
‫مامان!

213
00:08:31,844 --> 00:08:35,139
‫[پسر در حالی که دنبال
‫مامانش بود، ناپدید شد.]

214
00:08:36,473 --> 00:08:37,766
‫- ای وای.
‫- چیه؟

215
00:08:38,601 --> 00:08:39,810
‫«مهر پنج پایان»؟

216
00:08:40,436 --> 00:08:43,188
‫«روح خشمگین مان‌اوک،
‫مادری که فرزندش را از دست داد،»

217
00:08:43,272 --> 00:08:44,315
‫«از طریق آب‌های سیاه،»

218
00:08:44,398 --> 00:08:46,900
‫«همچنان در این دنیا مانده
‫و نمی‌تواند به دنیای بعدی برود.»

219
00:08:46,984 --> 00:08:49,820
‫«روح پلید او در یک چشم به هم زدن،
‫جان بسیاری را گرفت،»

220
00:08:49,903 --> 00:08:52,323
‫«و حتی هوای تنفس را فاسد کرد.»

221
00:08:52,406 --> 00:08:53,741
‫«برای جلوگیری از این روح خبیث،»

222
00:08:53,824 --> 00:08:57,077
‫«یکی از طلسم‌های ممنوعه به نام
‫مهر پنج پایان را اجرا کردم.»

223
00:08:57,161 --> 00:08:58,370
‫مهر پنج پایان؟

224
00:08:58,454 --> 00:09:01,457
‫«این کار خلاف قوانین آسمانی بود،»

225
00:09:01,540 --> 00:09:04,626
‫«اما برای جلوگیری از فاجعه‌ای بزرگتر،
‫چاره‌ای نداشتم.»

226
00:09:04,710 --> 00:09:06,795
‫«پنج بخش از بقایای روح خبیث را بریدم،»

227
00:09:06,879 --> 00:09:08,964
‫«که شامل سر، دست چپ، پای چپ،»

228
00:09:09,048 --> 00:09:11,467
‫- «درست راست و پای راست می‌شد.»
‫- اون دستی که دیدیم...

229
00:09:11,550 --> 00:09:13,802
‫«بعد، هر کدام از این بخش‌ها را
‫در محفظه مهر و موم ارواح گذاشتم.»

230
00:09:13,886 --> 00:09:17,514
‫«با سر شروع کردم،
‫که زیر انرژی آب مهر و موم شد،»

231
00:09:17,598 --> 00:09:21,185
‫«سپس هر کدام از محفظه‌ها را
‫زیر قوی‌ترین انرژی‌ها ایمن کردم.»

232
00:09:21,268 --> 00:09:23,604
‫«این کار باعث شد روح خبیث
‫نتواند به گناهانش ادامه دهد،»

233
00:09:23,687 --> 00:09:25,230
‫«اما طلسم همچنان کامل نبود.»

234
00:09:25,314 --> 00:09:27,858
‫«اگر کسی با میل خود وارد تابو شود،»

235
00:09:27,941 --> 00:09:30,194
‫«و این طلسم را بشکند،»

236
00:09:30,277 --> 00:09:33,655
‫«روح خبیث بیدار می‌شود
‫و ویرانی‌های بدتری به بار می‌آورد.»

237
00:09:34,239 --> 00:09:36,450
‫- الان که بیدار شده.
‫- آره.

238
00:09:36,533 --> 00:09:39,078
‫[وقتی آن موسونگ طلسم رو شکست.]

239
00:09:39,161 --> 00:09:43,749
‫[رشته‌ای از مرگ‌های
‫عجیب و غریب که به دنبال داشت.]

240
00:09:43,832 --> 00:09:47,127
‫«روح خبیث را فقط می‌توان با مناسکی جهت
‫فرستادن او به دنیای بعدی، آرام کرد،»

241
00:09:47,211 --> 00:09:49,338
‫«که نیازمند یک شیء حاوی روح انسانی است،»

242
00:09:49,421 --> 00:09:51,423
‫«که برای روح خبیث عزیز باشد.»

243
00:09:52,257 --> 00:09:53,467
‫شمشیر.

244
00:09:54,134 --> 00:09:57,096
‫[جین‌سو همیشه شمشیر همراهش بود.]

245
00:09:58,889 --> 00:10:00,057
‫ناراحت‌کننده است.

246
00:10:02,935 --> 00:10:04,895
‫«اول باید چهار عضو مهر و موم شده را یافت،»

247
00:10:04,978 --> 00:10:07,439
‫«وقتی که جفت دست و پای
‫روح خبیث پیدا شد،»

248
00:10:07,523 --> 00:10:08,899
‫«محفظه‌ها را بشکنید.»

249
00:10:08,982 --> 00:10:11,985
‫«محل جای‌گذاری این محفظه‌ها را
‫در نقشه شریان آب پیدا کنید.»

250
00:10:12,069 --> 00:10:15,405
‫«چوب استراتژی مخفی و نوار کتیبه‌دار
‫شما را راهنمایی خواهد کرد.»

251
00:10:15,489 --> 00:10:18,617
‫«هر محفظه‌ای که بشکند،
‫روح خبیث قدرت بیشتری می‌گیرد.»

252
00:10:18,700 --> 00:10:20,702
‫«وقتی هر چهار بخش را پیدا کردید،
‫به مکان مقدس برید،»

253
00:10:20,786 --> 00:10:23,497
‫«جایی که سرش قرار دارد،
‫و مناسک را آنجا اجرا کنید.»

254
00:10:23,580 --> 00:10:24,832
‫«هر پنج عضو را...»

255
00:10:24,915 --> 00:10:28,252
‫«به همراه شیء ارجمند روح خبیث
‫در یک منقل بگذارید.»

256
00:10:28,752 --> 00:10:29,962
‫«زنگ‌های شمن را به صدا در آورید،»

257
00:10:30,045 --> 00:10:31,797
‫«طلسم را مکررا قرائت کنید،»

258
00:10:31,880 --> 00:10:34,007
‫«تا مناسک آغاز شود
‫و روح به دنیای بعدی برود.»

259
00:10:34,091 --> 00:10:36,510
‫- «سوپاناما، ویبولاش.»
‫- «سوپاناما، ویبولاش.»

260
00:10:36,593 --> 00:10:39,054
‫«کینه‌هایت را فراموش
‫و به آسمان عروج کن.»

261
00:10:39,137 --> 00:10:42,140
‫- سوپاناما، ویبولاش؟
‫- آشنا نیست؟

262
00:10:42,891 --> 00:10:46,520
‫[دست ناخودآگاه روی گردن می‌ره.]

263
00:10:46,603 --> 00:10:49,273
‫سوپاناما، ویبولاش.

264
00:10:49,356 --> 00:10:51,483
‫فکر می‌کردم این دو کلمه ابدی باشن.

265
00:10:51,567 --> 00:10:56,738
‫چون هی جور جادوی باستانی دارن
‫که آدم‌ها رو به وجد میارن.

266
00:10:57,239 --> 00:11:01,034
‫من راحت می‌تونم این بخش
‫«سوپاناما، ویبولاش» رو حفظ کنم.

267
00:11:01,118 --> 00:11:03,287
‫- عجیبه که من هم همینطور.
‫- خیلی راحته.

268
00:11:03,370 --> 00:11:05,289
‫«وقتی مناسک آغاز شد،»

269
00:11:05,372 --> 00:11:08,250
‫«روح خبیث بیشتر از همیشه
‫مقاومت خواهد کرد.»

270
00:11:08,333 --> 00:11:10,043
‫«اگر با جان و دل طلسم را اجرا کنید،»

271
00:11:10,127 --> 00:11:13,881
‫«روح خبیث از این دنیا می‌رود
‫و آرامش به دهکده باز خواهد گشت.»

272
00:11:13,964 --> 00:11:16,216
‫خب، باید اولویت‌بندی کنیم.

273
00:11:16,300 --> 00:11:18,468
‫- اعضاش رو پیدا کنیم.
‫- آره.

274
00:11:18,552 --> 00:11:22,389
‫باید اعضای توی محفظه رو پیدا کنیم
‫و بعد طلسم رو از بین ببریم.

275
00:11:22,472 --> 00:11:23,640
‫- اعضای بدن؟
‫- آره.

276
00:11:23,724 --> 00:11:25,183
‫اینجا یه دستی ندیده بودیم؟

277
00:11:25,267 --> 00:11:26,727
‫- چرا، اینجا بود.
‫- دسته...

278
00:11:26,810 --> 00:11:28,061
‫- دیدیم.
‫- پیداش کردیم.

279
00:11:28,145 --> 00:11:30,522
‫[دستی که توی سردابه بود.]

280
00:11:30,606 --> 00:11:33,150
‫[می‌خواستن با خودشون ببرن.]

281
00:11:33,233 --> 00:11:35,652
‫[ولی ناگهان مایع سیاه ظاهر شد،]

282
00:11:35,736 --> 00:11:37,863
‫[و مجبور شدن دست رو همون‌جا ول کنن.]

283
00:11:37,946 --> 00:11:39,656
‫باید دوباره یه نگاه بندازیم.

284
00:11:39,740 --> 00:11:41,575
‫یه چیز دیگه مونده.

285
00:11:41,658 --> 00:11:42,743
‫[یک کاغذ دیگه در صندوقچه بود.]

286
00:11:42,826 --> 00:11:43,994
‫یعنی چی نوشته؟

287
00:11:44,077 --> 00:11:47,122
‫- شاید مکان‌های مخفی رو نوشته؟
‫- حتما جاشون رو نوشته.

288
00:11:48,749 --> 00:11:51,043
‫[نقشه شریان آب دهکده بکسودام]

289
00:11:51,627 --> 00:11:54,087
‫- این همون نقشه شریان آبه؟
‫- آره.

290
00:11:54,171 --> 00:11:57,549
‫نوشته بود برای پیدا کردنشون
‫باید از نقشه شریان آب استفاده کنیم.

291
00:11:57,633 --> 00:11:58,717
‫حالا کجا می‌شه؟

292
00:11:59,301 --> 00:12:03,305
‫[آیا محل مخفی محفظه‌ها
‫روی نقشه شریان آب هستن؟]

293
00:12:03,388 --> 00:12:05,724
‫یه نقشه از دهکده پیدا کردیم.

294
00:12:05,807 --> 00:12:08,894
‫اطراف لبه‌هاش حروف چینی نوشته بود.

295
00:12:09,770 --> 00:12:12,731
‫[حروف چینی بی‌شماری
‫اطراف نقشه شریان آب نوشته.]

296
00:12:12,814 --> 00:12:14,107
‫«زیارتگاه یونگاندانگ.»

297
00:12:14,191 --> 00:12:16,443
‫- این معنی خاصی داره؟
‫- لابد دیگه.

298
00:12:18,695 --> 00:12:19,738
‫حالا فهمیدم.

299
00:12:19,821 --> 00:12:22,324
‫حروفی که معنی «آب»
‫می‌ده رو به هم وصل کنیم.

300
00:12:22,407 --> 00:12:24,826
‫محل تلاقی این حروف ممکنه
‫جای محفظه‌ها باشه.

301
00:12:24,910 --> 00:12:28,622
‫مطمئن بودم بی‌دلیل روی نقشه
‫حروف چینی نوشته نشده بود.

302
00:12:30,999 --> 00:12:37,881
‫باید تمام پنج عنصری که روی
‫نقشه نوشته بود رو پیدا می‌کردم.

303
00:12:37,964 --> 00:12:39,633
‫اگه همه رو با خط وصل می‌کردیم،

304
00:12:39,716 --> 00:12:43,053
‫ممکن بود توی نقاط تلاقی این خطوط،
‫جای اعضای بدنی...

305
00:12:43,136 --> 00:12:45,347
‫که نیاز داریم رو ببینیم.

306
00:12:45,430 --> 00:12:48,433
‫اول حرف آب رو پیدا کنیم. اینجاست.

307
00:12:49,059 --> 00:12:50,227
‫این هم یکی دیگه.

308
00:12:50,310 --> 00:12:51,728
‫این بالا چیزی نیست، نه؟

309
00:12:56,316 --> 00:12:59,111
‫ببینم، اون بالا حروفی نداره؟

310
00:12:59,194 --> 00:13:00,695
‫- از آب؟
‫- حسم بهم می‌گه...

311
00:13:00,779 --> 00:13:03,490
‫باید از هر چهار جهت یه حرف پیدا کنیم
‫که به نقطه تلاقی برسیم.

312
00:13:03,573 --> 00:13:04,449
‫[ولی دیگه نیست.]

313
00:13:04,533 --> 00:13:05,826
‫- نبود؟
‫- نه.

314
00:13:06,326 --> 00:13:08,787
‫- این چیه؟
‫- این دو تا رو وصل کنیم؟

315
00:13:08,870 --> 00:13:10,080
‫حروف آب؟

316
00:13:10,580 --> 00:13:11,832
‫اینطوری؟

317
00:13:11,915 --> 00:13:14,167
‫یه علامت روش بذار.

318
00:13:14,251 --> 00:13:15,460
‫- باشه.
‫- دایره بکش.

319
00:13:15,544 --> 00:13:17,379
‫- بعد...
‫- حالا حرف آتش رو پیدا کنیم.

320
00:13:17,462 --> 00:13:18,421
‫حرف آتش؟

321
00:13:18,505 --> 00:13:20,632
‫- خب، بریم بعدی.
‫- اینجاست.

322
00:13:20,715 --> 00:13:21,842
‫این حرف چوبه.

323
00:13:23,677 --> 00:13:25,178
‫- حرف فلز رو می‌بینی؟
‫- آره.

324
00:13:25,262 --> 00:13:26,555
‫- من هم دیدم.
‫- اینجاست.

325
00:13:26,638 --> 00:13:28,348
‫- هر چیزی هست رو پیدا کنیم.
‫- فلز.

326
00:13:28,974 --> 00:13:29,891
‫- فلز.
‫- فلز.

327
00:13:29,975 --> 00:13:32,102
‫این حرف زمینه. علامت گذاشتم.

328
00:13:32,686 --> 00:13:34,062
‫اینجا هم حرف زمین داره.

329
00:13:34,146 --> 00:13:36,606
‫[تمام حروف پنج عنصر پیدا شد.]

330
00:13:36,690 --> 00:13:38,733
‫حالا حروف آتیش رو وصل کنیم.

331
00:13:38,817 --> 00:13:41,278
‫آره، حروف جفتی رو به هم وصل کنین.

332
00:13:41,361 --> 00:13:42,279
‫من بکنم؟

333
00:13:42,362 --> 00:13:43,405
‫وایستا گبی.

334
00:13:43,488 --> 00:13:46,324
‫- با این خطکش وصل کن.
‫- آره، فکر خوبیه.

335
00:13:46,408 --> 00:13:48,368
‫با طلسم درست رفتار کن.

336
00:13:48,994 --> 00:13:50,495
‫اگه روح تسخیرت کنه چی؟

337
00:13:50,579 --> 00:13:51,413
‫[می‌ترسه.]

338
00:13:51,496 --> 00:13:53,498
‫[لبخندش رو جمع می‌کنه.]

339
00:13:54,082 --> 00:13:55,500
‫[داره حروف رو می‌چسبونه.]

340
00:13:55,584 --> 00:13:56,501
‫آتش.

341
00:13:59,963 --> 00:14:01,423
‫یعنی این می‌شه؟

342
00:14:01,923 --> 00:14:03,091
‫- فعلا...
‫- باید امتحان کنیم.

343
00:14:03,174 --> 00:14:04,509
‫- بذار ببینم.
‫- باشه.

344
00:14:04,593 --> 00:14:05,844
‫مطمئنم یه چیزی پیدا می‌شه.

345
00:14:05,927 --> 00:14:07,387
‫نگاه کن، اینجا حرف زمینه.

346
00:14:07,470 --> 00:14:08,722
‫شاید اینطوری نباشه.

347
00:14:09,222 --> 00:14:10,557
‫خطوطش با هم تلاقی ندارن.

348
00:14:11,224 --> 00:14:12,267
‫دقیقا.

349
00:14:13,894 --> 00:14:16,646
‫این پنج خط با همدیگه برخورد نکردن.

350
00:14:16,730 --> 00:14:20,817
‫دقیقا همون موقعی که فکر می‌کردم
‫این پنج تا خط یه جایی برخورد دارن...

351
00:14:26,197 --> 00:14:28,491
‫پشتش هم یه سری حروف داره.

352
00:14:30,744 --> 00:14:32,829
‫چوب داره، زمین داره...

353
00:14:32,913 --> 00:14:34,873
‫- هر پنج تا حرف رو داره؟
‫- آره. آتش.

354
00:14:34,956 --> 00:14:37,000
‫- فلز.
‫- آب.

355
00:14:37,876 --> 00:14:41,296
‫اگه گوشه‌ها رو روی خطوط تا کنیم چی؟

356
00:14:42,422 --> 00:14:43,715
‫- فکر خوبیه.
‫- آره.

357
00:14:44,257 --> 00:14:46,343
‫- نقاطی که تا می‌شن ممکنه...
‫- آره.

358
00:14:46,426 --> 00:14:47,844
‫محل محفظه‌ها باشن.

359
00:14:47,927 --> 00:14:49,054
‫تا کن.

360
00:14:49,137 --> 00:14:51,723
‫[گوشه‌ای که خط اتصال
‫دو حرف چوبه رو تا می‌کنن.]

361
00:14:51,806 --> 00:14:55,018
‫[آیا محفظه اعضای روح خبیث
‫توی نقطه‌ایه که کاغذ تا شده؟]

362
00:14:55,602 --> 00:14:57,562
‫- اینجا محل محفظه درخته.
‫- اینجا؟

363
00:14:57,646 --> 00:14:58,480
‫دقیقا.

364
00:14:58,563 --> 00:15:00,482
‫باید ادامه بدیم.
‫فکر کنم کار درستیه.

365
00:15:00,565 --> 00:15:02,025
‫- باشه.
‫- آتش...

366
00:15:02,108 --> 00:15:04,778
‫بذار یه چیزی رو بررسی کنم.

367
00:15:05,528 --> 00:15:06,905
‫- حرف آتش اینجاست.
‫- آره.

368
00:15:06,988 --> 00:15:08,198
‫پس...

369
00:15:08,281 --> 00:15:09,157
‫[دست چپ، چوب.]

370
00:15:09,240 --> 00:15:10,700
‫- حروف آتیش کجا بودن؟
‫- اینجاها.

371
00:15:10,784 --> 00:15:12,202
‫- انقدر می‌شه.
‫- درسته.

372
00:15:12,285 --> 00:15:13,370
‫- انقدر؟
‫- آره.

373
00:15:13,453 --> 00:15:14,663
‫[پای چپ، آتش.]

374
00:15:14,746 --> 00:15:17,874
‫نقطه‌ها رو دونه دونه پیدا کردیم.

375
00:15:17,957 --> 00:15:19,918
‫- خوشحالم بینشون خط کشیدیم.
‫- این پایینه.

376
00:15:20,001 --> 00:15:20,835
‫[زمین، پای چپ.]

377
00:15:20,919 --> 00:15:22,253
‫نقاطش به هم نزدیکه.

378
00:15:22,337 --> 00:15:24,547
‫حالا واسه حرف فلز،
‫باید انقدر تا کنیم.

379
00:15:24,631 --> 00:15:26,257
‫انقدر درسته دیگه؟

380
00:15:26,341 --> 00:15:28,343
‫- آب چپه.
‫- آب؟

381
00:15:28,426 --> 00:15:29,511
‫- اینجاست.
‫- آره.

382
00:15:29,594 --> 00:15:30,428
‫تا وسط تا کن.

383
00:15:31,054 --> 00:15:32,555
‫چی؟ اینطوری؟

384
00:15:32,639 --> 00:15:33,932
‫[آب، سر.]

385
00:15:34,015 --> 00:15:35,767
‫دقیقا وسط آبگیره.

386
00:15:35,850 --> 00:15:38,645
‫سر باید اونجا باشه، نه؟

387
00:15:38,728 --> 00:15:41,981
‫[عضو سر دقیقا وسط آبگیر بکسودامه.]

388
00:15:42,065 --> 00:15:44,609
‫- باید از اونجا بیاریمش؟
‫- سر باید جای آب باشه.

389
00:15:44,692 --> 00:15:46,277
‫- باید بریم.
‫- باورم نمی‌شه.

390
00:15:46,361 --> 00:15:48,113
‫نقشه داریم؟

391
00:15:48,196 --> 00:15:51,825
‫- آره، توی کیفه.
‫- بذار ببینم.

392
00:15:51,908 --> 00:15:54,244
‫نقاط رو روی نقشه مشخص کنیم و راه بیفتیم.

393
00:15:54,786 --> 00:15:57,997
‫می‌تونیم این نقشه رو با نقاطی
‫که مشخص کردیم، مقایسه کنیم.

394
00:15:58,081 --> 00:16:00,834
‫- عین خودشه.
‫- دقیقا انگار کپی شده.

395
00:16:02,001 --> 00:16:03,461
‫همه رو اینجا بذارم؟

396
00:16:03,545 --> 00:16:04,379
‫آره.

397
00:16:04,462 --> 00:16:05,797
‫توی آبگیر...

398
00:16:05,880 --> 00:16:07,215
‫- اینجا می‌شه.
‫- بنویس «سر».

399
00:16:07,298 --> 00:16:09,259
‫سر باید این اطراف باشه.

400
00:16:09,342 --> 00:16:10,510
‫بعدش اینجا...

401
00:16:10,593 --> 00:16:12,762
‫- بکسودام گاردنه.
‫- آره، رستورانه.

402
00:16:12,846 --> 00:16:13,930
‫«پای چپ» می‌نویسم.

403
00:16:14,013 --> 00:16:15,390
‫- یه‌کم بالاترش...
‫- ساختمون بغلیش...

404
00:16:15,473 --> 00:16:16,766
‫شاید خونه باشه.

405
00:16:16,850 --> 00:16:19,894
‫- نه، همون گلخونه چنبره‌ایه.
‫- دست راست اینجا بود.

406
00:16:19,978 --> 00:16:21,396
‫همون‌جا بود که کانتینر افتاد.

407
00:16:21,479 --> 00:16:23,606
‫- دست راستش رو اونجا دیدیم.
‫- باید برش داریم.

408
00:16:23,690 --> 00:16:26,359
‫توی مسیر زیارتگاه یونگاندانگ...

409
00:16:26,443 --> 00:16:29,529
‫- تقریبا باید از روش رد بشه.
‫- آره، یکی هم اینجاست.

410
00:16:29,612 --> 00:16:32,157
‫- این کدوم عضوه؟
‫- دست چپه.

411
00:16:32,240 --> 00:16:34,159
‫توی راه باید بگردیم.

412
00:16:34,242 --> 00:16:36,536
‫- یه‌کم زیرش... ساختمونه؟
‫- فکر کنم.

413
00:16:36,619 --> 00:16:39,539
‫شبیه گلخونه چنبره‌ای بود.
‫حتما پای راستش اونجاست.

414
00:16:39,622 --> 00:16:40,874
‫حرف زمین.

415
00:16:40,957 --> 00:16:44,627
‫باید قبل از اینکه سمت آبگیر بریم،
‫عضوهای دیگه رو جمع کنیم.

416
00:16:44,711 --> 00:16:47,338
‫که بتونیم مناسک پایانی رو
‫اونجا اجرا کنیم.

417
00:16:47,422 --> 00:16:49,966
‫چیزی دستگیرمون شد؟

418
00:16:50,049 --> 00:16:52,177
‫معلوم شد چوب استراتژی مخفی
‫و نوار کتیبه‌دار واسه چی بودن؟

419
00:16:52,260 --> 00:16:53,428
‫[مهر پنج پایان]

420
00:16:53,511 --> 00:16:56,264
‫[چوب استراتژی مخفی و نوار کتیبه‌دار.]

421
00:16:56,347 --> 00:16:57,807
‫- این چوبه.
‫- این‌ها؟

422
00:16:57,891 --> 00:16:59,726
‫این دو تا... آها، فهمیدم.

423
00:16:59,809 --> 00:17:02,020
‫همین می‌شه.
‫نگاه کن، حتی حروف بیشتری داره.

424
00:17:02,103 --> 00:17:03,605
‫[ابزاری که بهشون کمک می‌کنه.]

425
00:17:03,688 --> 00:17:07,066
‫حروف هر پنج عنصر ته تمام
‫چوب‌ها حکاکی شده بودن.

426
00:17:07,150 --> 00:17:09,277
‫ضخامت چوب‌ها فرق داشت.

427
00:17:09,360 --> 00:17:11,613
‫- گفت نوار بهمون سرنخ می‌ده.
‫- با چوب‌ها.

428
00:17:13,323 --> 00:17:14,824
‫چی نوشته؟

429
00:17:14,908 --> 00:17:17,202
‫- اصلا جور در نمیاد.
‫- چرند نوشته؟

430
00:17:17,285 --> 00:17:18,786
‫[حروف بی‌معنی رو کنار هم گذاشته.]

431
00:17:18,870 --> 00:17:21,706
‫سعی کن نوار رو روی یکی از چوب‌ها بذاری.

432
00:17:21,789 --> 00:17:23,166
‫آها، خودت کردی.

433
00:17:23,750 --> 00:17:26,044
‫شاید یه کلمه‌ای تشکیل بده.

434
00:17:26,127 --> 00:17:27,170
‫[نوار آویزون درست کردن؟]

435
00:17:30,673 --> 00:17:32,175
‫نه، دور چوب بپیچ.

436
00:17:32,258 --> 00:17:34,594
‫بعدش حروف رو می‌خونیم.

437
00:17:34,677 --> 00:17:35,845
‫[دور چوب می‌پیچه؟]

438
00:17:35,929 --> 00:17:37,096
‫یعنی چطور...

439
00:17:37,180 --> 00:17:38,848
‫چقدر محکم ببندم؟

440
00:17:38,932 --> 00:17:40,058
‫امتحان کنیم؟

441
00:17:41,476 --> 00:17:45,521
‫شاید اینطوری بتونیم
‫یه سرنخ و راهنمایی پیدا کنیم.

442
00:17:46,522 --> 00:17:47,523
‫یعنی چیه؟

443
00:17:50,485 --> 00:17:53,404
‫- نوشته «فانوس‌های سنگی دوقلو.»
‫- واقعا؟ پس حتما سرنخه.

444
00:17:53,488 --> 00:17:54,614
‫چیزی فهمیدیم؟

445
00:17:54,697 --> 00:17:56,199
‫نوشته «فانوس‌های سنگی دوقلو.»

446
00:17:56,282 --> 00:17:59,035
‫[فانوس‌های سنگی دوقلو.]

447
00:17:59,118 --> 00:18:02,455
‫وقتی یکی یکی خط‌ها رو دیدم...

448
00:18:02,538 --> 00:18:04,540
‫فقط یکیشون جمله واقعی بود.

449
00:18:04,624 --> 00:18:06,960
‫برای آتش باید فانوس‌های
‫سنگی دوقلو رو پیدا کنیم.

450
00:18:07,043 --> 00:18:09,087
‫- یادداشت کنیم.
‫- آتش بود؟

451
00:18:09,170 --> 00:18:11,547
‫[بعدی چوبه.]

452
00:18:13,174 --> 00:18:14,592
‫«آوازی که باد می‌خواند.»

453
00:18:15,468 --> 00:18:16,719
‫فقط این جمله معنی داره.

454
00:18:16,803 --> 00:18:18,721
‫- سرنخه دیگه.
‫- حتما خودشه.

455
00:18:18,805 --> 00:18:20,598
‫- دست چپ اینجا می‌شه.
‫- دست چپ.

456
00:18:20,682 --> 00:18:22,141
‫«آوازی که باد می‌خواند.»

457
00:18:22,975 --> 00:18:24,519
‫این چوب زمینه.

458
00:18:24,602 --> 00:18:26,187
‫[بعدش نوبت زمینه.]

459
00:18:27,897 --> 00:18:29,107
‫«لاک‌پشت تشنه.»

460
00:18:29,190 --> 00:18:30,775
‫[زمین، لاک‌پشت تشنه.]

461
00:18:30,858 --> 00:18:32,485
‫- فلز چی؟
‫- این رو بگیر.

462
00:18:32,568 --> 00:18:33,861
‫«چشم راهب کودک»؟

463
00:18:33,945 --> 00:18:35,488
‫دقیقا. چشم راهب کودکه.

464
00:18:35,571 --> 00:18:36,531
‫آب.

465
00:18:37,448 --> 00:18:38,533
‫این واسه سره.

466
00:18:38,616 --> 00:18:39,617
‫سر...

467
00:18:40,702 --> 00:18:42,328
‫نوشته «آبگیر بکسودام.»

468
00:18:42,412 --> 00:18:45,039
‫- خود آبگیره.
‫- آبگیر؟

469
00:18:45,123 --> 00:18:47,458
‫دقیقا وسطشه. خب، پس شد آبگیر.

470
00:18:47,542 --> 00:18:48,835
‫- تموم شد دیگه؟
‫- آره.

471
00:18:48,918 --> 00:18:50,378
‫- آفرین.
‫- خدایا شکرت.

472
00:18:50,461 --> 00:18:51,587
‫دمت گرم.

473
00:18:52,130 --> 00:18:53,881
‫- بعد...
‫- می‌تونی جلوتر بری.

474
00:18:53,965 --> 00:18:56,801
‫- زنگ‌های شمن رو به صدا در بیاورید...
‫- زنگ‌های شمن چیه؟

475
00:18:56,884 --> 00:18:58,553
‫از همون چیز شمنیه؟

476
00:18:58,636 --> 00:18:59,637
‫- چی؟
‫- همون زنگوله.

477
00:18:59,721 --> 00:19:00,972
‫توی اتاق خانم شین دیدیم.

478
00:19:01,055 --> 00:19:03,933
‫می‌تونم وقتی روح ظاهر شد
‫این رو تکون بدم.

479
00:19:04,016 --> 00:19:05,685
‫- خواهشا نکن.
‫- اینطوری ترسناک‌تر نمی‌شه؟

480
00:19:05,768 --> 00:19:08,813
‫فکر کنم باید موقع تکون دادن زنگ،
‫طلسم رو قرائت کنیم.

481
00:19:08,896 --> 00:19:10,189
‫- دوهون.
‫- بله؟

482
00:19:10,273 --> 00:19:11,399
‫برو زنگ شمن رو بیار.

483
00:19:12,483 --> 00:19:14,360
‫نه خیر گبی.
‫تو هم باید بیای.

484
00:19:14,444 --> 00:19:16,612
‫- من میارم.
‫- من که می‌ترسم.

485
00:19:16,696 --> 00:19:18,281
‫- تنهایی چطور برم؟
‫- هنوز می‌ترسی؟

486
00:19:18,364 --> 00:19:19,198
‫معلومه.

487
00:19:19,282 --> 00:19:20,908
‫- منطقیه. من هم جرئت نمی‌کردم.
‫- بیاین.

488
00:19:20,992 --> 00:19:22,452
‫- اشکال نداره دوهون.
‫- ولی یونگ‌جین...

489
00:19:22,535 --> 00:19:23,953
‫برو بیارشون دیگه. نترس.

490
00:19:24,036 --> 00:19:24,954
‫یونگ‌جین.

491
00:19:25,705 --> 00:19:27,039
‫ولی آخه...

492
00:19:27,123 --> 00:19:28,583
‫واقعا... یونگ‌جین.

493
00:19:28,666 --> 00:19:29,959
‫جان.

494
00:19:30,501 --> 00:19:31,419
‫باید کمکش کنیم بره؟

495
00:19:31,502 --> 00:19:32,420
‫[مشغول نوشتن از روی طلسمه.]

496
00:19:32,503 --> 00:19:34,505
‫- روی دست عرق‌کرده نمی‌نویسه.
‫- عه؟

497
00:19:34,589 --> 00:19:35,923
‫می‌خوای با خودمون ببریمش؟

498
00:19:36,007 --> 00:19:37,842
‫- چیزی نمی‌شه.
‫- یونگ‌جین.

499
00:19:37,925 --> 00:19:39,594
‫- بیا بریم.
‫- بیا.

500
00:19:39,677 --> 00:19:40,761
‫تو چقدر...

501
00:19:40,845 --> 00:19:42,555
‫[پشت یونگ‌جین قایم شده.]

502
00:19:42,638 --> 00:19:45,183
‫- باید بیای.
‫- باشه، اومدم.

503
00:19:45,266 --> 00:19:46,726
‫[قهقهه می‌زنه.]

504
00:19:46,809 --> 00:19:48,728
‫خیلی ترسویی.

505
00:19:48,811 --> 00:19:49,896
‫آخه یونگ‌جین...

506
00:19:49,979 --> 00:19:52,815
‫- من و ارواح با هم نمی‌سازیم.
‫- خیلی سوسولی.

507
00:19:52,899 --> 00:19:55,735
‫آدم عین دوهون ترسو باشه
‫چطوری می‌خواد زنده بمونه؟

508
00:19:55,818 --> 00:19:56,652
‫دقیقا.

509
00:19:57,403 --> 00:19:58,362
‫- آماده‌اید؟
‫- آره.

510
00:19:58,446 --> 00:19:59,989
‫همه‌چی رو برداشتین؟ شمشیر چوبی...

511
00:20:00,072 --> 00:20:01,657
‫- خیلی‌خب، بریم.
‫- بزنین بریم!

512
00:20:02,658 --> 00:20:04,535
‫- اولین مقصد کجاست؟
‫- همه‌چی رو بردارین.

513
00:20:04,619 --> 00:20:06,579
‫- وسایلتون رو نگاه کنین.
‫- اول بریم جایی که نزدیکتره.

514
00:20:06,662 --> 00:20:08,206
‫باید «آوازی که باد می‌خواند» رو پیدا کنیم.

515
00:20:08,289 --> 00:20:09,749
‫نزدیک زیارتگاه یونگاندانگه.

516
00:20:11,292 --> 00:20:12,627
‫[در خودش باز می‌شه.]

517
00:20:12,710 --> 00:20:13,920
‫باورم نمی‌شه.

518
00:20:14,003 --> 00:20:15,171
‫چقدر یهو...

519
00:20:23,221 --> 00:20:24,513
‫«آوازی که باد می‌خواند.»

520
00:20:24,597 --> 00:20:26,474
‫[ماموران به دنبال آوازی
‫که باد می‌خواند می‌گردن.]

521
00:20:28,100 --> 00:20:29,393
‫بریم نگاه بندازیم.

522
00:20:29,477 --> 00:20:30,519
‫باشه.

523
00:20:33,147 --> 00:20:34,023
‫این صدا...

524
00:20:34,106 --> 00:20:35,024
‫[صدای جیرینگی میاد.]

525
00:20:35,107 --> 00:20:36,901
‫- حتما آوازیه که باد می‌خونه.
‫- واقعا؟

526
00:20:36,984 --> 00:20:37,902
‫یعنی خودشه؟

527
00:20:37,985 --> 00:20:40,279
‫- اسمش چی بود؟ زنگوله بادی؟
‫- هیه‌ری، نگاه کن.

528
00:20:40,863 --> 00:20:41,822
‫خودشه، نه؟

529
00:20:41,906 --> 00:20:44,533
‫[زنگوله بادی که در نزدیکی
‫زیارتگاه یونگاندانگ آویزون شده.]

530
00:20:44,617 --> 00:20:46,869
‫- سرنخ آوازی که باد می‌خواند بود؟
‫- آره.

531
00:20:46,953 --> 00:20:48,913
‫حتما منظورش این زنگوله بادیه.

532
00:20:54,335 --> 00:20:55,544
‫چی نوشته؟

533
00:20:55,628 --> 00:20:57,546
‫فکر کنم نوشته «میان.»

534
00:20:57,630 --> 00:20:59,715
‫«میان چهار جانگ‌سونگ.»

535
00:21:00,257 --> 00:21:01,842
‫«میان چهار جانگ‌سونگ.»

536
00:21:01,926 --> 00:21:03,094
‫[میان چهار جانگ‌سونگ.]

537
00:21:03,177 --> 00:21:05,972
‫- جانگ‌سونگ؟ اینجاست.
‫- منظورش اونه.

538
00:21:06,055 --> 00:21:07,640
‫- میان چهار جانگ‌سونگ؟
‫- باید حفاری کنیم.

539
00:21:07,723 --> 00:21:09,266
‫- آره، بریم اونجا.
‫- گفت وسطش؟

540
00:21:09,350 --> 00:21:11,477
‫- چهار جانگ‌سونگ رو گفت.
‫- این چهار تا.

541
00:21:11,560 --> 00:21:12,436
‫[چهار جانگ‌سونگ توی حیاط.]

542
00:21:12,979 --> 00:21:15,523
‫یعنی شمنه محفظه‌های
‫روح خبیث رو اینجا دفن کرده؟

543
00:21:15,606 --> 00:21:17,900
‫- وای خدا.
‫- چه وحشتناک.

544
00:21:17,984 --> 00:21:19,318
‫میان جانگ‌سونگ‌ها...

545
00:21:19,402 --> 00:21:20,486
‫بده من.

546
00:21:23,990 --> 00:21:24,991
‫با دست نکن.

547
00:21:25,074 --> 00:21:28,285
‫[ماموران شروع به کندن زمین
‫در میان چهار جانگ‌سونگ می‌کنن.]

548
00:21:30,037 --> 00:21:32,248
‫- با پشت‌خارون بهتره.
‫- آره.

549
00:21:37,128 --> 00:21:39,171
‫- با پشت‌خارون بهتره.
‫- آره.

550
00:21:45,803 --> 00:21:46,637
‫نگاه کنین.

551
00:21:46,721 --> 00:21:48,889
‫- عه، بیل آوردی؟
‫- از کجا آوردی؟

552
00:21:48,973 --> 00:21:50,391
‫یه چیز بزرگتر بود.

553
00:21:55,354 --> 00:21:56,355
‫اینجاست.

554
00:21:56,439 --> 00:21:57,732
‫- پیداش کردین؟
‫- جعبه است.

555
00:21:57,815 --> 00:21:59,233
‫باورم نمی‌شه.

556
00:21:59,316 --> 00:22:01,110
‫می‌شه همین الان بازش کرد؟

557
00:22:03,070 --> 00:22:04,280
‫بچه‌ها، یادتون باشه.

558
00:22:04,363 --> 00:22:05,614
‫توی یادداشت گفته بود
‫اگه محفظه رو بشکنیم...

559
00:22:05,698 --> 00:22:07,533
‫- فجایع بدتری رخ می‌ده.
‫- آره، دقیقا.

560
00:22:08,534 --> 00:22:09,577
‫تموم.

561
00:22:09,660 --> 00:22:11,787
‫- یه چیزی دیدم. زیرش رو ببین.
‫- یه چیزی داره.

562
00:22:12,371 --> 00:22:13,706
‫[ظرفی مهر و موم شده
‫با طلسم کاغذی داره.]

563
00:22:13,789 --> 00:22:14,749
‫بریم.

564
00:22:16,792 --> 00:22:18,627
‫- می‌شه...
‫- آره، به نظرم برداریم.

565
00:22:18,711 --> 00:22:20,045
‫- همینطوری برش داریم؟
‫- آره.

566
00:22:20,129 --> 00:22:22,173
‫- مگه قرار نبود محفظه رو باز کنیم؟
‫- نه؟

567
00:22:22,256 --> 00:22:23,632
‫- اینجا؟
‫- وایستا.

568
00:22:23,716 --> 00:22:27,428
‫گفته بود قبل از نابود کردن اعضای بدن،
‫باید محفظه‌ها رو بشکنیم.

569
00:22:27,511 --> 00:22:29,722
‫- باید شکسته بشه.
‫- واقعا؟

570
00:22:30,347 --> 00:22:31,891
‫- پس بازش کن.
‫- باز کن.

571
00:22:31,974 --> 00:22:33,267
‫[طلسم محفظه رو می‌شکنن.]

572
00:22:33,976 --> 00:22:36,562
‫- همچنان باید با خودمون ببریمش، نه؟
‫- آره.

573
00:22:36,645 --> 00:22:37,480
‫توش چیه؟

574
00:22:37,563 --> 00:22:38,731
‫دسته.

575
00:22:38,814 --> 00:22:40,316
‫[طلسم مهر و موم
‫دست چپ شکسته شد.]

576
00:22:40,399 --> 00:22:41,484
‫[چوب.]

577
00:22:41,567 --> 00:22:43,611
‫[دست چپ روح خبیث.]

578
00:22:43,694 --> 00:22:45,571
‫بیاین. باید بریم پایین تپه.

579
00:22:45,654 --> 00:22:46,989
‫نقشه‌مون کو؟

580
00:22:47,072 --> 00:22:47,990
‫اینجاست.

581
00:22:48,699 --> 00:22:50,576
‫چه ترسناکه.

582
00:22:51,160 --> 00:22:52,953
‫- هیچ کاری نکن.
‫- چیزی نیست. من کنارتم.

583
00:22:53,037 --> 00:22:54,205
‫[چی؟]

584
00:22:54,288 --> 00:22:55,664
‫- چی؟
‫- چی؟

585
00:22:55,748 --> 00:22:58,334
‫- خیلی وابسته‌ای.
‫- تسلیم شدم.

586
00:22:58,417 --> 00:22:59,251
‫بهت اعتماد دارم.

587
00:22:59,335 --> 00:23:00,544
‫جان.

588
00:23:00,628 --> 00:23:01,670
‫بله؟

589
00:23:01,754 --> 00:23:03,881
‫باید لاکپشت تشنه این اطراف باشه.

590
00:23:03,964 --> 00:23:06,509
‫خب، بریم لاکپشت تشنه رو پیدا کنیم.

591
00:23:06,592 --> 00:23:08,093
‫- باید بریم پایین.
‫- پایین؟

592
00:23:08,177 --> 00:23:09,011
‫آره.

593
00:23:09,094 --> 00:23:10,596
‫مقصد بعدیمون گلخونه چنبره‌ایه.

594
00:23:10,679 --> 00:23:11,514
‫باشه.

595
00:23:13,974 --> 00:23:15,226
‫- اینجاست؟
‫- رسیدیم.

596
00:23:15,309 --> 00:23:16,894
‫آره، مقصدمون اینجاست.

597
00:23:16,977 --> 00:23:19,146
‫- بریم.
‫- فکر کنم همین‌جاست.

598
00:23:19,230 --> 00:23:21,941
‫- توی نقشه گفته بود گلخونه چنبره‌ای؟
‫- آره.

599
00:23:24,193 --> 00:23:28,697
‫[وارد گلخونه چنبره‌ای می‌شن.]

600
00:23:28,781 --> 00:23:30,241
‫خدایا، چه بوی گندی میاد.

601
00:23:31,242 --> 00:23:34,495
‫- حتما از پشت گلخونه است.
‫- آره، لاکپشته.

602
00:23:34,578 --> 00:23:37,414
‫- لاکپشت تشنه؟
‫- لاکپشت تشنه.

603
00:23:37,498 --> 00:23:38,707
‫[لاکپشت تشنه رو پیدا کنین.]

604
00:23:38,791 --> 00:23:40,000
‫[آیا بن‌بسته؟]

605
00:23:40,084 --> 00:23:41,835
‫باید از اون خروجی بریم؟

606
00:23:42,836 --> 00:23:44,088
‫نکنه بن‌بسته؟

607
00:23:44,171 --> 00:23:45,047
‫نه، یه راه دیگه داره.

608
00:23:45,130 --> 00:23:46,715
‫- اینجاست.
‫- عه.

609
00:23:46,799 --> 00:23:48,092
‫- اینجاست.
‫- خودشه؟

610
00:23:48,175 --> 00:23:49,093
‫خودشه.

611
00:23:51,178 --> 00:23:52,972
‫[داخلش هم کاملا تاریکه.]

612
00:23:53,055 --> 00:23:54,598
‫احیانا اینجا چراغ نداره؟

613
00:23:54,682 --> 00:23:56,267
‫- اینجا یه کلید داره.
‫- کو؟

614
00:23:56,350 --> 00:23:57,768
‫- اینجاست.
‫- می‌بینیش؟

615
00:23:57,851 --> 00:23:59,561
‫- آره، فکر کنم خودشه.
‫- باشه.

616
00:24:00,271 --> 00:24:02,398
‫- کلیدش رو زدم.
‫- آره، برق روشن شد.

617
00:24:02,481 --> 00:24:03,691
‫حداقل نور داریم.

618
00:24:04,400 --> 00:24:06,193
‫از این فضای شوم خوشم نمیاد.

619
00:24:06,277 --> 00:24:07,111
‫[آروم وارد می‌شه.]

620
00:24:07,987 --> 00:24:09,947
‫- همچین جایی داشتن؟
‫- انگار یه کیلومتر طول داره.

621
00:24:10,739 --> 00:24:13,909
‫[نقطه محفظه زمین.]

622
00:24:19,206 --> 00:24:21,458
‫آب...
‫بچه‌ها، لاکپشته وسط آبه.

623
00:24:21,542 --> 00:24:23,752
‫- داخل حوضه.
‫- زنده است؟

624
00:24:23,836 --> 00:24:27,089
‫[لاکپشت وسط حوض شناوره.]

625
00:24:27,172 --> 00:24:28,841
‫وارد عمق گلخونه که شدیم...

626
00:24:28,924 --> 00:24:30,801
‫یه حوضچه کوچیکی بود...

627
00:24:30,884 --> 00:24:33,303
‫ولی بیشتر شبیه باتلاق بود.

628
00:24:33,387 --> 00:24:35,556
‫مجسمه لاکپشت دقیقا وسطش بود.

629
00:24:35,639 --> 00:24:37,725
‫تازه فهمیدم چرا نوشته بود
‫لاکپشت تشنه.

630
00:24:37,808 --> 00:24:39,935
‫دقیقا روی آب شناور بود.

631
00:24:40,519 --> 00:24:41,687
‫گفته بود تشنه است دیگه.

632
00:24:41,770 --> 00:24:43,731
‫- پس باید بهش آب بدیم.
‫- من هم موافقم.

633
00:24:43,814 --> 00:24:45,524
‫- نگاه کن جان.
‫- ولی چطوری؟

634
00:24:45,607 --> 00:24:47,359
‫مجبوریم این‌ها رو بپوشیم؟

635
00:24:48,027 --> 00:24:50,279
‫ظاهرا دیگه. مجبوریم.

636
00:24:50,362 --> 00:24:51,196
‫[ابزار باغبونی و غواصی]

637
00:24:51,280 --> 00:24:52,364
‫سنگ، کاغذ......

638
00:24:52,448 --> 00:24:54,283
‫خب، من و دوهون انجام می‌دیم.

639
00:24:54,366 --> 00:24:56,285
‫- نه بابا.
‫- واسه چی؟

640
00:24:56,368 --> 00:24:59,371
‫نمی‌دونم چی شد که وظیفه رو
‫به ما محول کردن.

641
00:24:59,455 --> 00:25:00,289
‫[جان یا دوهون]

642
00:25:00,372 --> 00:25:01,832
‫آخه...

643
00:25:01,915 --> 00:25:04,334
‫من که نمی‌خواستم داوطلب بشم.

644
00:25:04,418 --> 00:25:05,669
‫[کیم دوهون، پیشی ترسو.]

645
00:25:05,753 --> 00:25:07,629
‫این کار رو به یه داوطلب بدیم.

646
00:25:07,713 --> 00:25:09,590
‫مگه خانم‌ها مقدم نبودن؟

647
00:25:10,966 --> 00:25:12,426
‫خب، منصفانه برخورد کنیم.

648
00:25:12,509 --> 00:25:13,427
‫باشه.

649
00:25:13,510 --> 00:25:16,054
‫- فکر نکنم چیزی رومون بپره.
‫- اگه ببری تو می‌مونی.

650
00:25:16,138 --> 00:25:17,431
‫بیاین بازی کنیم.

651
00:25:17,514 --> 00:25:18,849
‫- سنگ، کاغذ، قیچی.
‫- سنگ، کاغذ، قیچی.

652
00:25:18,932 --> 00:25:20,017
‫[نفس عمیق.]

653
00:25:20,100 --> 00:25:21,477
‫- خدایا شکرت.
‫- می‌دونستم.

654
00:25:21,560 --> 00:25:22,686
‫خیلی ممنونم.

655
00:25:22,770 --> 00:25:24,980
‫توی فال گفته بود هیه‌ری
‫باید نزدیک آب بمونه.

656
00:25:25,063 --> 00:25:27,274
‫آره. این توصیه بهت شده بود.

657
00:25:27,357 --> 00:25:29,777
‫«انرژی آب امروز خیلی قوی می‌باشد.»

658
00:25:29,860 --> 00:25:30,986
‫«نزدیک آب بمان.»

659
00:25:31,069 --> 00:25:32,571
‫احتمالا منظورش آبگیر بود.

660
00:25:32,654 --> 00:25:34,656
‫اجازه می‌دم کناره‌گیری کنی. جدی.

661
00:25:34,740 --> 00:25:36,492
‫- من که از خدامه.
‫- ولم کن بابا!

662
00:25:36,575 --> 00:25:38,535
‫- اینطوری که نمی‌شه. انصاف داشته باش.
‫- راست می‌گه.

663
00:25:38,619 --> 00:25:40,245
‫[برای اینکه عادلانه باشه،
‫دوباره بازی می‌کنن.]

664
00:25:40,329 --> 00:25:42,039
‫همه آماده باشن،
‫سنگ، کاغذ، قیچی.

665
00:25:42,122 --> 00:25:43,540
‫[هیه‌ری برد.]

666
00:25:44,792 --> 00:25:45,876
‫آفرین!

667
00:25:46,418 --> 00:25:49,505
‫[برادران واگن‌سوار
‫توی فینال به هم می‌رسن.]

668
00:25:49,588 --> 00:25:51,799
‫[متحدان سابق الان با هم دشمن شدن.]

669
00:25:51,882 --> 00:25:52,716
‫نگاه کنین.

670
00:25:52,800 --> 00:25:54,510
‫این مشخصه اندازه دوهونه.

671
00:25:55,219 --> 00:25:58,388
‫- ما که هم‌قد بودیم.
‫- ولی رنگش بهت میاد یونگ‌جین.

672
00:25:58,472 --> 00:26:00,682
‫سنگ...

673
00:26:00,766 --> 00:26:02,392
‫سنگ، کاغذ، قیچی.

674
00:26:02,476 --> 00:26:03,310
‫[شوکه شد!]

675
00:26:03,393 --> 00:26:04,937
‫[ناامید - خوشحال]

676
00:26:05,020 --> 00:26:06,855
‫از بند شلوار یونگ‌جین مشخص بود.

677
00:26:06,939 --> 00:26:07,773
‫دقیقا.

678
00:26:07,856 --> 00:26:09,691
‫بند شلوارت پیش‌بینی کرده بود یونگ‌جین.

679
00:26:09,775 --> 00:26:11,485
‫[نمی‌تونه خنده‌اش رو کنترل کنه.]

680
00:26:13,028 --> 00:26:15,948
‫من به عنوان عضو جوون‌تر
‫باید وارد حوض بشم.

681
00:26:16,573 --> 00:26:18,867
‫ولی بازی طور دیگه‌ای پیش رفت.

682
00:26:18,951 --> 00:26:20,244
‫منصفانه بود دیگه دوهون.

683
00:26:20,327 --> 00:26:22,037
‫انقدر نق نزن.

684
00:26:22,120 --> 00:26:26,208
‫- این اصلا حرفه‌ی تو محسوب می‌شه.
‫- آره.

685
00:26:26,291 --> 00:26:28,043
‫بذار کراواتت رو داخلش بذارم.

686
00:26:28,126 --> 00:26:29,545
‫فقط امیدوارم اونقدر عمیق نباشه.

687
00:26:29,628 --> 00:26:31,713
‫توی یادداشت گفته بود
‫که روح خبیث قوی‌تر می‌شه.

688
00:26:31,797 --> 00:26:33,507
‫- نمی‌دونیم چی پیش میاد.
‫- آره.

689
00:26:33,590 --> 00:26:34,883
‫مواظب باش یونگ‌جین.

690
00:26:34,967 --> 00:26:37,511
‫سوپاناما، ویبولاش.

691
00:26:37,594 --> 00:26:40,264
‫کینه‌هایت را فراموش
‫و به آسمان عروج کن.

692
00:26:40,847 --> 00:26:41,932
‫برات نور می‌ندازم.

693
00:26:42,015 --> 00:26:43,517
‫- نگران نباش.
‫- حسودیم شد.

694
00:26:44,726 --> 00:26:45,727
‫منصفانه بود دیگه.

695
00:26:45,811 --> 00:26:47,437
‫- ممکن بود شما انتخاب بشین.
‫- دقیقا.

696
00:26:47,521 --> 00:26:49,439
‫- سرم که کلاه نذاشتین.
‫- کاملا منصفانه بود.

697
00:26:49,523 --> 00:26:50,524
‫تو انتخاب شدی.

698
00:26:50,607 --> 00:26:52,526
‫- نمی‌شه هم مخالفت کرد.
‫- اصلا.

699
00:26:52,609 --> 00:26:55,320
‫- فرآیند دموکراتیک بود...
‫- مواظب باش یونگ‌جین.

700
00:26:55,404 --> 00:26:56,571
‫چیزیم نمی‌شه.

701
00:26:56,655 --> 00:26:57,739
‫[شک داره وارد بشه یا نه.]

702
00:26:58,490 --> 00:27:00,367
‫خیلی عمیقه‌ها.

703
00:27:00,450 --> 00:27:01,952
‫عمیقه؟

704
00:27:02,035 --> 00:27:02,911
‫امکان نداره.

705
00:27:02,995 --> 00:27:04,413
‫[انقدر تیره است که نمی‌شه
‫عمقش رو دید.]

706
00:27:06,623 --> 00:27:07,791
‫مطمئنی یونگ‌جین؟

707
00:27:07,874 --> 00:27:09,751
‫وایستین، نه.
‫خدا رو شکر زیاد عمیق نیست.

708
00:27:10,294 --> 00:27:11,128
‫پس خوبه.

709
00:27:11,211 --> 00:27:13,130
‫شاید یه راهنمایی زیر لاکپشت باشه.

710
00:27:13,213 --> 00:27:15,090
‫گمونم باید توی آب بذاریش.

711
00:27:16,133 --> 00:27:17,759
‫خدایا، پام داره گیر می‌کنه.

712
00:27:17,843 --> 00:27:19,261
‫- یعنی باتلاقه؟
‫- آره.

713
00:27:19,344 --> 00:27:22,973
‫[استرس داره.]

714
00:27:23,056 --> 00:27:23,974
‫مواظب باش یونگ‌جین.

715
00:27:24,057 --> 00:27:25,058
‫[به مجسمه لاکپشت رسید.]

716
00:27:25,142 --> 00:27:27,227
‫[محکم گرفتش.]

717
00:27:27,311 --> 00:27:28,228
‫[ولی تکون نمی‌خوره.]

718
00:27:28,312 --> 00:27:29,563
‫چی...؟ نمی‌شه بلندش کرد؟

719
00:27:29,646 --> 00:27:30,939
‫روش آب بریز.

720
00:27:31,023 --> 00:27:32,607
‫- که بهش آب بده؟
‫- آره.

721
00:27:32,691 --> 00:27:34,067
‫یعنی از آب حوض بریزم؟

722
00:27:38,322 --> 00:27:39,156
‫یا خدا.

723
00:27:39,239 --> 00:27:40,198
‫- چیه؟
‫- چیزی شد؟

724
00:27:40,282 --> 00:27:41,575
‫- یه حروفی اومد.
‫- جدی؟

725
00:27:41,658 --> 00:27:42,617
‫آره.

726
00:27:42,701 --> 00:27:43,535
‫چه حروفی؟

727
00:27:45,370 --> 00:27:46,330
‫«زیر...»

728
00:27:47,581 --> 00:27:49,332
‫«زیر گل نیلوفر آبی.»

729
00:27:50,167 --> 00:27:51,293
‫[زیر]

730
00:27:52,127 --> 00:27:53,295
‫[گل]

731
00:27:54,254 --> 00:27:55,172
‫[نیلوفر]

732
00:27:56,006 --> 00:27:57,299
‫[آبی]

733
00:27:57,382 --> 00:27:58,383
‫ولی این گل کجاست؟

734
00:27:58,467 --> 00:27:59,426
‫نیلوفر آبی.

735
00:27:59,968 --> 00:28:01,428
‫مگه توی حوض رشد نمی‌کنه؟

736
00:28:01,511 --> 00:28:02,471
‫چرا.

737
00:28:02,554 --> 00:28:05,265
‫- چیزی می‌بینی؟
‫- فکر کنم توی مسیرم دیدم.

738
00:28:05,348 --> 00:28:06,224
‫جدی؟

739
00:28:06,308 --> 00:28:08,477
‫مگه این طرف گل نبود؟

740
00:28:08,560 --> 00:28:10,479
‫فکر کنم توهم زدی.

741
00:28:10,562 --> 00:28:11,605
‫[هنوز شوکه است که باخته.]

742
00:28:11,688 --> 00:28:13,899
‫واقعا فکر کردم اینجا گل دیدم.

743
00:28:13,982 --> 00:28:15,025
‫نیلوفر آبی بود؟

744
00:28:16,860 --> 00:28:17,778
‫نیلوفر آبی؟

745
00:28:17,861 --> 00:28:21,406
‫[یعنی نیلوفر آبی کجاست؟]

746
00:28:21,490 --> 00:28:22,991
‫«زیر گل نیلوفر آبی.»

747
00:28:23,575 --> 00:28:24,743
‫- زیر... آها.
‫- چیه؟

748
00:28:24,826 --> 00:28:25,994
‫- پیدا کردی؟
‫- اینه؟

749
00:28:26,078 --> 00:28:28,205
‫اینجا یه الگوی نیلوفر آبی داره.

750
00:28:28,705 --> 00:28:30,707
‫یونگ‌جین، فکر کنم می‌تونی بیای.

751
00:28:32,667 --> 00:28:34,127
‫[ماموریتش تموم شد.]

752
00:28:34,878 --> 00:28:35,712
‫واقعا...

753
00:28:35,796 --> 00:28:37,047
‫حتی محفظه اونجا نبود.

754
00:28:37,130 --> 00:28:39,216
‫- ولی واسه سرنخ که باید می‌اومدم.
‫- آره.

755
00:28:39,299 --> 00:28:40,884
‫انگار لاکپشته واقعا تشنه بود.

756
00:28:41,760 --> 00:28:42,928
‫[زیر گل نیلوفر آبی حکاکی‌شده.]

757
00:28:43,011 --> 00:28:44,095
‫مواظب باش جان.

758
00:28:44,179 --> 00:28:45,096
‫اینجاست؟

759
00:28:45,180 --> 00:28:46,723
‫- پیداش کردم.
‫- خودشه.

760
00:28:48,183 --> 00:28:49,601
‫یعنی یه طلسم محفظه
‫دیگه رو شکستیم؟

761
00:28:49,684 --> 00:28:52,229
‫آره، همین که در آوردم شکسته شد.

762
00:28:52,312 --> 00:28:53,563
‫[زمین.]

763
00:28:53,647 --> 00:28:55,690
‫[پای راست روح خبیث.]

764
00:28:56,274 --> 00:28:57,567
‫- بریم؟
‫- آره.

765
00:28:57,651 --> 00:28:59,611
‫- بیل رو با خودمون نبریم؟
‫- نه.

766
00:28:59,694 --> 00:29:01,154
‫- نه؟
‫- می‌خوای چیکار؟

767
00:29:01,238 --> 00:29:02,739
‫شاید باز هم لازم بود حفاری کنیم.

768
00:29:02,823 --> 00:29:04,407
‫«چشم راهب کودک.»

769
00:29:04,491 --> 00:29:05,325
‫- چی؟
‫- قبلا...

770
00:29:05,408 --> 00:29:06,868
‫صدای زنگوله دنبالمون اومد.

771
00:29:06,952 --> 00:29:08,286
‫- چیه؟
‫- صدای زنگ میاد.

772
00:29:09,204 --> 00:29:10,413
‫روحه داره قوی می‌شه.

773
00:29:10,497 --> 00:29:11,957
‫کار روح خبیثه.

774
00:29:12,040 --> 00:29:13,667
‫دیدی؟ داره قوی‌تر می‌شه.

775
00:29:13,750 --> 00:29:14,751
‫همه مواظب باشن.

776
00:29:20,298 --> 00:29:21,132
‫بعدی چیه؟

777
00:29:21,216 --> 00:29:22,592
‫- مقصدمون کجاست؟
‫- همین جلو.

778
00:29:22,676 --> 00:29:23,510
‫باید بریم پایین؟

779
00:29:23,593 --> 00:29:26,054
‫اون دسته رو همین‌جا پیدا کرده بودیم.

780
00:29:26,137 --> 00:29:27,597
‫باید برگردیم بیاریمش؟

781
00:29:27,681 --> 00:29:30,809
‫در این صورت باید
‫دست رو برداریم و بریم.

782
00:29:30,892 --> 00:29:32,727
‫- دوهون می‌تونه سریع بره برداره.
‫- خوبه.

783
00:29:32,811 --> 00:29:34,312
‫دوهون، بدو برو بیارش.

784
00:29:34,396 --> 00:29:35,313
‫- فکر خوبیه.
‫- وایستین.

785
00:29:35,397 --> 00:29:37,399
‫- چرا اصلا گروهی بریم؟
‫- من چرا تنها برم؟

786
00:29:37,482 --> 00:29:39,025
‫یادت نمیاد چی شد؟

787
00:29:39,109 --> 00:29:40,068
‫واسه برداشتن زنگ شمن...

788
00:29:40,151 --> 00:29:41,903
‫- پشتم قایم شده بودی.
‫- آره.

789
00:29:41,987 --> 00:29:45,031
‫- بدترین لحظه امروزت بود.
‫- دوهون، گبی رو با خودت ببر.

790
00:29:45,115 --> 00:29:45,991
‫اذیت نکنین.

791
00:29:46,074 --> 00:29:47,742
‫- همه با هم بریم.
‫- نمی‌شه که.

792
00:29:47,826 --> 00:29:50,829
‫- من و گبی توی دردسر میفتیم.
‫- تو بیا هیه‌ری.

793
00:29:50,912 --> 00:29:53,665
‫- گبی، داری گریه می‌کنی؟
‫- راهنما چی بود؟

794
00:29:53,748 --> 00:29:55,208
‫«چشم راهب کودک.»

795
00:29:55,709 --> 00:29:57,335
‫- همه با هم بریم؟
‫- آره، بریم.

796
00:29:57,419 --> 00:29:59,004
‫فکر خوبیه. گروهی بریم.

797
00:29:59,087 --> 00:30:00,714
‫- هر چی نباشه تیمیم.
‫- دقیقا.

798
00:30:00,797 --> 00:30:02,090
‫نباید متفرق بشیم.

799
00:30:02,173 --> 00:30:03,967
‫جدا شدن فایده‌ای نداره.

800
00:30:04,050 --> 00:30:05,427
‫به نظرت مجسمه است؟

801
00:30:05,510 --> 00:30:07,679
‫- این راهب کودکه؟
‫- راهب کودکه؟

802
00:30:08,430 --> 00:30:09,973
‫چشم راهب کودک...

803
00:30:10,056 --> 00:30:11,641
‫یکی چشمش رو سوراخ کرده.

804
00:30:11,725 --> 00:30:12,767
‫دقیقا.

805
00:30:13,351 --> 00:30:14,894
‫- حالا فهمیدم.
‫- چیه؟

806
00:30:15,395 --> 00:30:18,023
‫یعنی محفظه دقیقا جاییه
‫که داره بهش نگاه می‌کنه.

807
00:30:18,607 --> 00:30:20,859
‫باید بریم بیاریمش.

808
00:30:21,359 --> 00:30:24,195
‫[طناب به وضوح دیده می‌شه.]

809
00:30:24,738 --> 00:30:28,491
‫[محفظه دست راست آویزونه.]

810
00:30:28,575 --> 00:30:30,410
‫- برو دوهون.
‫- بیارش.

811
00:30:30,910 --> 00:30:31,745
‫آره دوهون.

812
00:30:31,828 --> 00:30:32,662
‫- دوهون.
‫- برو دیگه.

813
00:30:32,746 --> 00:30:34,039
‫شجاع‌ترین عضو گروهه‌ها!

814
00:30:34,122 --> 00:30:36,249
‫ببخشید اینطوری می‌گم، ولی...

815
00:30:36,333 --> 00:30:37,208
‫چیه؟

816
00:30:37,292 --> 00:30:39,210
‫واقعا توانش رو ندارم.

817
00:30:39,294 --> 00:30:40,545
‫- ولی...
‫- جدی می‌گم.

818
00:30:40,628 --> 00:30:42,255
‫ببخشید بچه‌ها.

819
00:30:42,339 --> 00:30:43,757
‫من که می‌خوام امتحان کنم.

820
00:30:43,840 --> 00:30:45,008
‫[تزلزل‌ناپذیری نشون می‌ده.]

821
00:30:45,091 --> 00:30:47,427
‫- دوهون، یه همراه انتخاب کن.
‫- آره.

822
00:30:47,510 --> 00:30:48,511
‫نمی‌خوام جان. که چی بشه؟

823
00:30:49,554 --> 00:30:52,640
‫تا حالا ندیده بودم چشم‌هاش انقدر درشت بشه.

824
00:30:52,724 --> 00:30:56,811
‫من که از زمان جلسه
‫پیش‌تولید گفته بودم.

825
00:30:56,895 --> 00:30:58,563
‫- یادمه.
‫- گفتم از روح می‌ترسم.

826
00:30:58,646 --> 00:31:00,732
‫- جلسه اول؟
‫- کاملا صادقانه گفت.

827
00:31:00,815 --> 00:31:03,401
‫دوهون، یه حرفی توی دلم مونده.

828
00:31:03,485 --> 00:31:06,404
‫- به ماجراهای امروز فکر کن.
‫- خب؟

829
00:31:06,488 --> 00:31:09,282
‫اگه نتونی این کار رو بکنی،
‫همه می‌گن چقدر بزدلی.

830
00:31:09,366 --> 00:31:10,617
‫- دقیقا.
‫- بدت نمیاد؟

831
00:31:10,700 --> 00:31:11,618
‫حقیقته دیگه.

832
00:31:11,701 --> 00:31:12,660
‫ولی... گوش کن.

833
00:31:12,744 --> 00:31:14,871
‫تصمیم گرفتم بزدلیم رو بپذیرم...

834
00:31:14,954 --> 00:31:18,166
‫و پیشنهاد سنگ، کاغذ، قیچی منصفانه دادم.

835
00:31:18,249 --> 00:31:19,876
‫- باشه. سنگ، کاغذ، قیچی بازی کنیم.
‫- قبوله.

836
00:31:19,959 --> 00:31:21,211
‫بازنده باید بره.

837
00:31:21,294 --> 00:31:22,879
‫- اگه باختم می‌رم.
‫- حالت تهوع گرفتم.

838
00:31:22,962 --> 00:31:24,798
‫[نبردی نفس‌گیر بین پیشی‌های ترسو.]

839
00:31:24,881 --> 00:31:25,799
‫[مساوی شد.]

840
00:31:25,882 --> 00:31:27,050
‫سنگ، کاغذ، قیچی.

841
00:31:27,133 --> 00:31:29,344
‫[بازی سنگ، کاغذ، قیچی حساسی جریان داره.]

842
00:31:29,427 --> 00:31:30,428
‫- سنگ، کاغذ، قیچی.
‫- سنگ، کاغذ، قیچی.

843
00:31:30,512 --> 00:31:32,889
‫[هیه‌ری و جان باید برن.]

844
00:31:32,931 --> 00:31:33,765
‫خوبه.

845
00:31:34,015 --> 00:31:35,266
‫اذیت نکنین.

846
00:31:35,350 --> 00:31:37,185
‫- اونقدر بد نبود. بریم.
‫- آره، می‌بینمت.

847
00:31:37,268 --> 00:31:38,353
‫کاریش نمی‌شه کرد.

848
00:31:38,436 --> 00:31:40,146
‫[انتقادها رو نشنیده می‌گیره و می‌ره.]

849
00:31:40,230 --> 00:31:42,899
‫ما که باید اینجا نگهبانی بدیم.

850
00:31:42,982 --> 00:31:44,109
‫[چقدر هم خیالشون راحت شد.]

851
00:31:44,192 --> 00:31:46,402
‫[بازنده‌ها دوباره وارد سردابه می‌شن.]

852
00:31:48,029 --> 00:31:49,072
‫[تبدیل به پارک بزدل شد.]

853
00:31:49,155 --> 00:31:50,198
‫یعنی اینجاست؟

854
00:31:50,281 --> 00:31:52,033
‫دستش همین‌جا بود، یادته؟

855
00:31:52,700 --> 00:31:55,829
‫[محفظه فلز.]

856
00:31:55,912 --> 00:31:57,080
‫دستش کو؟

857
00:31:57,872 --> 00:31:58,832
‫- نیست؟
‫- اینجاست.

858
00:31:58,915 --> 00:31:59,874
‫خب، بیارش.

859
00:32:00,500 --> 00:32:03,795
‫[فلز، دست راست روح خبیث.]

860
00:32:03,878 --> 00:32:05,463
‫فقط یه پا مونده، نه؟

861
00:32:05,547 --> 00:32:06,798
‫بعدش می‌ریم سراغ سر.

862
00:32:06,881 --> 00:32:09,425
‫«فانوس‌های سنگی دوقلو» بود؟

863
00:32:09,509 --> 00:32:10,969
‫محفظه بعدی اونجاست.

864
00:32:11,052 --> 00:32:13,137
‫- باید بریم همون رستورانه؟
‫- آره.

865
00:32:13,221 --> 00:32:14,806
‫داخل بکسودام گاردنه؟

866
00:32:14,889 --> 00:32:16,182
‫احتمالا توی پارکینگش باشه.

867
00:32:16,808 --> 00:32:18,184
‫فانوس‌ها رو پیدا کردم.

868
00:32:18,268 --> 00:32:19,435
‫- جدی؟
‫- آره، اینجاست.

869
00:32:19,519 --> 00:32:20,645
‫همین‌جاست؟

870
00:32:21,145 --> 00:32:22,897
‫- فانوس‌های سنگی دوقلو.
‫- چقدر نزدیک بود.

871
00:32:22,981 --> 00:32:24,190
‫آره، همین‌جاست.

872
00:32:24,274 --> 00:32:26,067
‫- این رو می‌گی؟
‫- خودشه.

873
00:32:26,150 --> 00:32:27,277
‫بریم.

874
00:32:27,360 --> 00:32:29,487
‫پس فانوس سنگی دوقلو اینه؟

875
00:32:30,113 --> 00:32:32,574
‫- با سنگ فانوس درست کردن.
‫- چه ترسناک.

876
00:32:32,657 --> 00:32:34,534
‫یه چیزی داخلشه.

877
00:32:34,617 --> 00:32:36,077
‫- راست می‌گی.
‫- «کئه.»

878
00:32:36,160 --> 00:32:36,995
‫- «کئه»؟
‫- «کئه»؟

879
00:32:37,078 --> 00:32:38,329
‫اون طرفش چی نوشته؟

880
00:32:38,955 --> 00:32:40,665
‫- فکر کنم باید بچرخونیمش.
‫- وایستا.

881
00:32:40,748 --> 00:32:42,083
‫حرف بعدی رو می‌بینم.

882
00:32:42,166 --> 00:32:43,209
‫«کئه، دو...»

883
00:32:43,793 --> 00:32:44,627
‫کئه، دو...

884
00:32:44,711 --> 00:32:45,753
‫«کئه» یعنی شکستن؟

885
00:32:46,337 --> 00:32:47,171
‫باید بشکنیمش؟

886
00:32:47,255 --> 00:32:48,381
‫می‌تونیم با ون از روش رد بشیم.

887
00:32:48,882 --> 00:32:49,924
‫«کئه، دو، ایت.»

888
00:32:50,008 --> 00:32:51,342
‫- «دو، ایت»؟
‫- «در...»

889
00:32:51,426 --> 00:32:52,635
‫- «کئه، دو، ایت، در.»

890
00:32:52,719 --> 00:32:54,470
‫- «کئه دو ایت در»؟
‫- «کئه دو ایت در».

891
00:32:54,554 --> 00:32:55,555
‫اینجا چی نوشته؟

892
00:32:55,638 --> 00:32:56,890
‫[اون یکی فانوس چی؟]

893
00:32:56,973 --> 00:32:58,016
‫«خانه.»

894
00:32:58,725 --> 00:33:00,518
‫«کئه، دو، ایت، در، خانه، شکستن.»

895
00:33:01,185 --> 00:33:03,104
‫«کئه، دو، ایت، در، خانه، شکستن» و...

896
00:33:03,646 --> 00:33:04,606
‫«دی.»

897
00:33:05,398 --> 00:33:07,525
‫«کئه، دو، ایت در، خانه، شکستن، دی.»

898
00:33:07,609 --> 00:33:08,526
‫«بی.»

899
00:33:08,610 --> 00:33:10,612
‫من که اصلا نمی‌فهمم.

900
00:33:11,821 --> 00:33:13,197
‫موقع بررسی فانوس‌ها...

901
00:33:13,281 --> 00:33:15,450
‫دو تا چرخ چوبی پیدا کردیم
‫که روش کلماتی نوشته بود.

902
00:33:15,533 --> 00:33:18,911
‫هر کدومشون چهار تا حرف داشتن.

903
00:33:18,995 --> 00:33:21,289
‫«کئه، دو، ایت، خانه.»

904
00:33:21,956 --> 00:33:24,876
‫این جمله‌ای که نوشته بود،
‫کاملا قاطی شده بود.

905
00:33:24,959 --> 00:33:26,711
‫وقتی «دو» و «کئه» رو شنیدم،
‫یهو متوجه شدم.

906
00:33:26,794 --> 00:33:27,962
‫«دوکبی؟»

907
00:33:28,046 --> 00:33:30,381
‫دوکبی در دو...

908
00:33:31,507 --> 00:33:33,259
‫«در دوکبی؟»

909
00:33:33,343 --> 00:33:35,219
‫در دوکابی...

910
00:33:35,970 --> 00:33:37,722
‫نکنه خانه دوکابیه؟

911
00:33:37,805 --> 00:33:39,182
‫- خانه دوکابی...
‫- آره.

912
00:33:39,682 --> 00:33:40,975
‫- خانه دوکابی...
‫- خانه دوکابی...

913
00:33:41,476 --> 00:33:43,227
‫- شکستن.
‫- بشکن!

914
00:33:43,311 --> 00:33:44,145
‫- بشکن؟
‫- بشکن؟

915
00:33:44,228 --> 00:33:46,189
‫- می‌شه اینطوری ترکیب کرد؟
‫- آره.

916
00:33:46,272 --> 00:33:49,067
‫- در خانه دوکابی رو بشکن.
‫- در خانه دوکابی رو بشکن.

917
00:33:50,151 --> 00:33:53,321
‫[در خانه دوکابی رو بشکن.]

918
00:33:53,404 --> 00:33:54,739
‫- حالا خانه دوکابی چیه؟
‫- چیه؟

919
00:33:54,822 --> 00:33:57,867
‫- حتما یه چیزی توشه.
‫- فکر کنم یه چیزی اون پشت باشه.

920
00:33:57,950 --> 00:33:59,452
‫- خونه دوکابیه؟
‫- آره، لابد.

921
00:33:59,952 --> 00:34:02,080
‫می‌تونیم واردش بشیم؟

922
00:34:03,790 --> 00:34:04,999
‫چیه؟

923
00:34:05,541 --> 00:34:06,959
‫اینجاست.

924
00:34:07,043 --> 00:34:07,877
‫بیاین بچه‌ها.

925
00:34:07,960 --> 00:34:11,631
‫[نقطه محفظه آتش.]

926
00:34:11,714 --> 00:34:13,216
‫اینجا خونه دوکابیه؟

927
00:34:13,299 --> 00:34:14,300
‫اینه؟

928
00:34:14,801 --> 00:34:16,177
‫- فکر کنم خودشه.
‫- آره.

929
00:34:16,260 --> 00:34:17,261
‫چه ترسناکه.

930
00:34:17,345 --> 00:34:20,139
‫[عکس دوکابی روی دیواره.]

931
00:34:20,223 --> 00:34:21,391
‫- فکر کنم خودشه.
‫- آره.

932
00:34:21,933 --> 00:34:23,768
‫- افتخارش با دوهون باشه.
‫- آره، بشکنش.

933
00:34:23,851 --> 00:34:24,894
‫- دوهون.
‫- بله؟

934
00:34:24,977 --> 00:34:26,145
‫- در رو بشکن.
‫- کاری نداره.

935
00:34:26,229 --> 00:34:27,939
‫- همین کار رو هم نمی‌کنی؟
‫- باشه.

936
00:34:28,022 --> 00:34:29,524
‫- زورت زیاده.
‫- چطوری بشکنم؟

937
00:34:29,607 --> 00:34:30,566
‫- چکش رو بردار.
‫- چکش.

938
00:34:31,859 --> 00:34:34,779
‫گفتم همین که بشکنم لابد
‫یه چیزی از توش می‌پره...

939
00:34:34,862 --> 00:34:36,948
‫مثلا یه دود سیاه
‫یا روح خبیث میاد.

940
00:34:37,031 --> 00:34:38,741
‫حتی نمی‌تونستم تصورش رو کنم.

941
00:34:41,536 --> 00:34:43,621
‫آخه کی واسه همچین
‫شرایطی آماده می‌شه؟

942
00:34:43,704 --> 00:34:44,789
‫موفق باشی.

943
00:34:44,872 --> 00:34:46,707
‫- یهو می‌زنم بازش می‌کنم.
‫- تو می‌تونی دوهون.

944
00:34:46,791 --> 00:34:48,876
‫اینکه بهش پشت کنی ترسناک‌تر نیست؟

945
00:34:48,960 --> 00:34:50,294
‫این کارها لازم نیست.

946
00:34:50,795 --> 00:34:51,629
‫دوهون.

947
00:34:52,130 --> 00:34:53,673
‫- نترس.
‫- ما پیشتیم.

948
00:34:58,261 --> 00:34:59,137
‫چی شد...

949
00:34:59,220 --> 00:35:00,513
‫[من کیم دوهونم.]

950
00:35:00,596 --> 00:35:01,514
‫وای خدا.

951
00:35:04,517 --> 00:35:05,518
‫دوهون!

952
00:35:05,601 --> 00:35:07,353
‫[وقتشه بهتون نشون بدم
‫چقدر زورم زیاده.]

953
00:35:08,771 --> 00:35:10,606
‫[تمام دوران بزدلیم...]

954
00:35:13,818 --> 00:35:15,778
‫[تمام تمسخرهایی که شنیدم...]

955
00:35:18,197 --> 00:35:20,741
‫[همه رو له می‌کنم و از اول متولد می‌شم.]

956
00:35:23,369 --> 00:35:24,495
‫خودشه.

957
00:35:24,579 --> 00:35:26,789
‫[محفظه مخفی روح پیدا شد.]

958
00:35:26,873 --> 00:35:28,166
‫تمام زورم رو با چکش زدم.

959
00:35:28,249 --> 00:35:29,750
‫گمونم جسورتر شدم.

960
00:35:30,459 --> 00:35:34,714
‫امیدوارم بتونم توی زمینه
‫شهامت هم پیشرفت کنم.

961
00:35:34,797 --> 00:35:35,882
‫حداقل این کار رو کرد.

962
00:35:35,965 --> 00:35:37,175
‫کل روز کارش این بود...

963
00:35:37,258 --> 00:35:38,885
‫بشینه از ترس عرق کنه.

964
00:35:38,968 --> 00:35:40,261
‫بیا. بیارش.

965
00:35:40,344 --> 00:35:41,596
‫دستش زخمی شد.

966
00:35:41,679 --> 00:35:43,055
‫دلم سوخت دوهون.

967
00:35:43,139 --> 00:35:43,973
‫- یافتم.
‫- آفرین.

968
00:35:44,056 --> 00:35:45,600
‫- احسنت.
‫- بازش کن.

969
00:35:46,183 --> 00:35:47,143
‫طلسم رو بشکن.

970
00:35:47,226 --> 00:35:48,269
‫[طلسم محفظه پای چپ شکسته شد.]

971
00:35:48,352 --> 00:35:49,812
‫همه‌چی رو توی کیف بذارین.

972
00:35:49,896 --> 00:35:51,314
‫همه رو برداشتیم.

973
00:35:51,397 --> 00:35:52,315
‫[آتش.]

974
00:35:52,398 --> 00:35:54,692
‫[پای چپ روح خبیث.]

975
00:35:54,775 --> 00:35:57,945
‫[به سمت سر روح خبیث راه میفتن.]

976
00:35:59,614 --> 00:36:00,448
‫بیا اینجا.

977
00:36:02,283 --> 00:36:03,117
‫بیا اینجا.

978
00:36:04,035 --> 00:36:05,828
‫- یاد بندر افتادم.
‫- بریم.

979
00:36:05,912 --> 00:36:07,580
‫- آژیر مه‌گرفتگی نبود؟
‫- چرا.

980
00:36:07,663 --> 00:36:08,539
‫[صدای مرموزی اکو می‌شه.]

981
00:36:09,373 --> 00:36:11,292
‫- مقصد بعدیمون آبگیر بکسودامه؟
‫- آره.

982
00:36:12,627 --> 00:36:14,337
‫اینجا نوشته آبگیر بکسودام.

983
00:36:14,420 --> 00:36:17,006
‫[آخرین نقطه توسط چوب
‫استراتژی مخفی مشخص شد.]

984
00:36:17,089 --> 00:36:19,008
‫دقیقا وسطشه. خب، بریم آبگیر.

985
00:36:19,091 --> 00:36:22,219
‫[محفظه عنصر آب درست وسط
‫آبگیر بکسودام قرار گرفته.]

986
00:36:22,303 --> 00:36:23,971
‫[بکسودام گاردن.]

987
00:36:24,055 --> 00:36:30,061
‫[ماموران به طرف منشا صدا می‌رن.]

988
00:36:33,481 --> 00:36:34,523
‫اینجا رو ببینین.

989
00:36:34,607 --> 00:36:35,524
‫چیزی هست؟

990
00:36:35,608 --> 00:36:36,692
‫خدایا، باورم نمی‌شه.

991
00:36:36,776 --> 00:36:38,694
‫- خونه دیدم.
‫- باورنکردنیه. چیه؟

992
00:36:38,778 --> 00:36:39,862
‫اصلا باورم نمی‌شه.

993
00:36:39,945 --> 00:36:40,821
‫از اول اینجا بود؟

994
00:36:40,905 --> 00:36:42,281
‫- امکان نداره.
‫- اینجا نبود.

995
00:36:43,741 --> 00:36:49,163
‫[اینجا قبلا هیچی به جز
‫سطح آروم آبگیر نبود.]

996
00:36:49,246 --> 00:36:52,792
‫[ولی ناگهان یه چیزی ظاهر شده.]

997
00:37:18,651 --> 00:37:21,487
‫حتما شکستن طلسم‌ها باعثش شده.

998
00:37:21,570 --> 00:37:24,198
‫- چقدر دراماتیک شد.
‫- خطری نداره نزدیکش بشیم؟

999
00:37:24,281 --> 00:37:26,492
‫آبگیر اندازه یه برکه بود،

1000
00:37:26,575 --> 00:37:29,662
‫و یه خونه‌ای وسطش شناور بود.

1001
00:37:30,246 --> 00:37:31,247
‫کنجکاو شده بودم.

1002
00:37:31,330 --> 00:37:32,456
‫برق از سر من که پریده بود.

1003
00:37:32,540 --> 00:37:34,083
‫چون اولش اونجا نبود،

1004
00:37:34,166 --> 00:37:36,585
‫ولی یهو ظاهر شده بود.

1005
00:37:37,169 --> 00:37:39,255
‫- فکر کنم یه حقیقت تلخی رو فهمیدم.
‫- چی؟

1006
00:37:39,338 --> 00:37:42,007
‫- باید تا اونجا رو با قایق بریم.
‫- چی؟

1007
00:37:42,091 --> 00:37:43,717
‫اینجا قایق داره. نگاه کنین.

1008
00:37:43,801 --> 00:37:45,219
‫بی‌خیال بابا.

1009
00:37:45,719 --> 00:37:46,804
‫بچه‌ها...

1010
00:37:46,887 --> 00:37:48,389
‫باید سوار قایق بشیم.

1011
00:37:48,472 --> 00:37:49,974
‫- من که باورم نمی‌شه.
‫- امکان نداره.

1012
00:37:50,057 --> 00:37:52,435
‫- شاید قایق تزئینیه.
‫- نه.

1013
00:37:52,518 --> 00:37:55,271
‫باید آخرین قطعه رو پیدا می‌کردیم.
‫که سر بود.

1014
00:37:55,354 --> 00:37:56,564
‫از تپه که رفتیم پایین،

1015
00:37:56,647 --> 00:37:58,190
‫یه قایق دیدیم.

1016
00:37:59,024 --> 00:38:03,487
‫اولش باورمون نشد،
‫ولی هر چقدر نزدیک شدیم،

1017
00:38:03,571 --> 00:38:06,740
‫حتی پارو هم توی قایق گذاشته بودن.

1018
00:38:06,824 --> 00:38:08,159
‫همون اول که دیدمش...

1019
00:38:08,242 --> 00:38:10,494
‫مشخص بود که اندازه
‫شیش نفر ظرفیت داره.

1020
00:38:10,578 --> 00:38:12,163
‫یه حس ناخوشایندی بهم می‌گفت...

1021
00:38:12,246 --> 00:38:15,124
‫که شاید باید سوار قایق بشیم.

1022
00:38:15,624 --> 00:38:17,501
‫تهیه‌کننده‌ها که شوخی ندارن.

1023
00:38:18,252 --> 00:38:19,295
‫می‌خوان سوار بشیم.

1024
00:38:19,378 --> 00:38:20,462
‫باورنکردنیه.

1025
00:38:22,173 --> 00:38:23,507
‫اصلا نمی‌تونم...

1026
00:38:24,008 --> 00:38:25,801
‫انگار شوخی ندارن.

1027
00:38:28,554 --> 00:38:30,097
‫این اتفاقات رو فقط توی رمان خونده بودم.

1028
00:38:30,181 --> 00:38:31,182
‫- مواظب جلوی پات باش.
‫- باشه.

1029
00:38:31,265 --> 00:38:32,516
‫انگار توی فیلم بازی می‌کنیم.

1030
00:38:32,600 --> 00:38:33,726
‫- دقیقا.
‫- آره.

1031
00:38:34,560 --> 00:38:36,312
‫اصلا این چطوری ممکنه؟

1032
00:38:36,395 --> 00:38:37,396
‫مواظب باش.

1033
00:38:38,022 --> 00:38:39,857
‫مطمئنین می‌شه سوارش شد؟

1034
00:38:39,940 --> 00:38:41,108
‫- ظاهرا دیگه.
‫- امکان نداره.

1035
00:38:42,359 --> 00:38:43,194
‫[اول جلیقه نجات بپوشین.]

1036
00:38:43,277 --> 00:38:44,361
‫- باورم نمی‌شه.
‫- مرسی.

1037
00:38:44,445 --> 00:38:45,905
‫- بفرما.
‫- ممنون.

1038
00:38:47,448 --> 00:38:49,200
‫واقعا می‌شه رفت؟

1039
00:38:49,283 --> 00:38:50,701
‫یعنی واقعیه؟

1040
00:38:51,285 --> 00:38:53,746
‫- گمونم شدنی باشه.
‫- آره، بریم.

1041
00:38:57,333 --> 00:38:58,375
‫[هیه‌ری اول سوار می‌شه.]

1042
00:38:58,459 --> 00:39:00,044
‫- مواظب باش.
‫- وای.

1043
00:39:00,127 --> 00:39:01,670
‫هر پارو رو دو نفر بگیرن، خب؟

1044
00:39:01,754 --> 00:39:03,255
‫دو نفر وسط باشن،
‫دو نفر هم جلو.

1045
00:39:03,339 --> 00:39:04,757
‫- مواظب باش گبی.
‫- باشه.

1046
00:39:04,840 --> 00:39:06,467
‫[نوبتی محتاطانه سوار می‌شن.]

1047
00:39:06,550 --> 00:39:08,010
‫انگار داره دور می‌شه.

1048
00:39:08,594 --> 00:39:09,428
‫مواظب باش یونگ‌جین.

1049
00:39:09,511 --> 00:39:11,180
‫- بذار نگهش دارم.
‫- واسه چی؟

1050
00:39:11,263 --> 00:39:12,806
‫- بریم کارینا.
‫- اگه بیفته چی؟

1051
00:39:12,890 --> 00:39:15,392
‫نمی‌خوام تا تو نیومدی راه بیفته.

1052
00:39:15,476 --> 00:39:18,354
‫[استادانه هر دو تا بند رو چک می‌کنه.]

1053
00:39:20,189 --> 00:39:22,024
‫[از امنیت همه مطمئن می‌شن.]

1054
00:39:22,733 --> 00:39:24,234
‫- می‌خوام هل بدم.
‫- خودت چی؟

1055
00:39:24,318 --> 00:39:25,319
‫بعدش سوار می‌شم.

1056
00:39:26,820 --> 00:39:27,655
‫[هل می‌ده.]

1057
00:39:27,738 --> 00:39:28,572
‫واقعا؟

1058
00:39:28,656 --> 00:39:30,407
‫[آروم می‌پره.]

1059
00:39:30,491 --> 00:39:31,700
‫چقدر ترسناکه!

1060
00:39:31,784 --> 00:39:33,827
‫پارو زدن این قایق...

1061
00:39:33,911 --> 00:39:35,204
‫چندان کار سختی نبود.

1062
00:39:35,287 --> 00:39:36,538
‫من که عادت داشتم.

1063
00:39:36,622 --> 00:39:37,957
‫چون نیرو دریایی کره بودم.

1064
00:39:38,040 --> 00:39:39,917
‫[عضو سابق نیرویی دریای نجاتمون داد.]

1065
00:39:40,417 --> 00:39:41,543
‫خب؟

1066
00:39:41,543 --> 00:39:44,129
‫پاروها رو توی آب قرار بدین و شروع کنین.

1067
00:39:44,213 --> 00:39:45,547
‫یک، دو، سه.

1068
00:39:45,631 --> 00:39:47,174
‫پارو!

1069
00:39:47,257 --> 00:39:48,884
‫- خب، بریم.
‫- رفتیم.

1070
00:39:50,552 --> 00:39:52,054
‫پارو!

1071
00:39:52,137 --> 00:39:53,430
‫یک، دو، سه.

1072
00:39:53,514 --> 00:39:54,723
‫[وقتی پارو زدن شروع شد...]

1073
00:39:55,516 --> 00:39:57,393
‫[قایق آروم آروم به جلو حرکت کرد.]

1074
00:39:57,476 --> 00:39:58,519
‫باید همکاری کنیم.

1075
00:39:58,602 --> 00:40:00,312
‫می‌تونیم آروم هم بریم. نگران نباشین.

1076
00:40:01,313 --> 00:40:02,731
‫یک، دو.

1077
00:40:02,815 --> 00:40:04,233
‫وای، چقدر خوشگله.

1078
00:40:04,942 --> 00:40:07,486
‫- یک...
‫- چقدر قشنگه.

1079
00:40:07,569 --> 00:40:08,654
‫[هوای مه‌آلود فضا رو مرموزتر می‌کنه.]

1080
00:40:10,823 --> 00:40:12,282
‫مورمورم شد.

1081
00:40:13,534 --> 00:40:15,494
‫اصلا بزرگیش توی کتم نمی‌ره.

1082
00:40:16,412 --> 00:40:17,955
‫این چطوری واقعیه؟

1083
00:40:18,038 --> 00:40:19,415
‫انگار مال این دنیا نیست.

1084
00:40:20,290 --> 00:40:22,459
‫شوکه شدم.
‫شبیه یه سکانس فیلمه.

1085
00:40:23,919 --> 00:40:25,129
‫داریم دور می‌زنیم.

1086
00:40:26,880 --> 00:40:27,840
‫این چی بود؟

1087
00:40:28,465 --> 00:40:29,425
‫این چی بود؟

1088
00:40:29,508 --> 00:40:30,592
‫[آب ناگهان فوران می‌کنه.]

1089
00:40:30,676 --> 00:40:31,635
‫آب...

1090
00:40:33,220 --> 00:40:34,763
‫- عجله کنین.
‫- باید سریع‌تر بریم.

1091
00:40:35,889 --> 00:40:38,809
‫- از سمت دوهون باید بیشتر پارو بزنین.
‫- آره، محکم پارو بزن.

1092
00:40:39,393 --> 00:40:41,270
‫- یه لحظه وایستا!
‫- باورم نمی‌شه!

1093
00:40:41,353 --> 00:40:43,564
‫- باید وایستیم...
‫- اونجا رو ببینین!

1094
00:40:44,773 --> 00:40:45,941
‫عجله کنین. زود، زود.

1095
00:40:46,024 --> 00:40:50,279
‫[آخرین نقطه محفظه مخفی
‫داره دود می‌کنه.]

1096
00:40:50,362 --> 00:40:52,072
‫[جیغ می‌کشه.]

1097
00:40:52,156 --> 00:40:54,450
‫کسایی که طرف منن، پارو بزنین.

1098
00:40:54,533 --> 00:40:55,742
‫[از ترس جهت رو گم می‌کنن.]

1099
00:40:55,826 --> 00:40:57,536
‫کسایی که سمت گبی‌ان پارو بزنن.

1100
00:40:57,619 --> 00:40:58,954
‫باشه.

1101
00:41:00,038 --> 00:41:01,415
‫- گبی، بشین جای من.
‫- نه.

1102
00:41:01,498 --> 00:41:03,500
‫- بشین اینجا. بگیرش.
‫- یونگ‌جین، می‌ترسم!

1103
00:41:04,084 --> 00:41:06,753
‫[مانور سریع مامور سابق
‫نیروی دریایی رو شاهدیم.]

1104
00:41:06,837 --> 00:41:08,714
‫از سمت من دیگه پارو نزنین.

1105
00:41:08,797 --> 00:41:09,715
‫[یخ می‌زنن.]

1106
00:41:09,798 --> 00:41:11,300
‫خوب گفتی. پارو نزنین.

1107
00:41:11,842 --> 00:41:15,137
‫- ما باید بیشتر پارو بزنیم.
‫- خب. سه، چهار.

1108
00:41:15,762 --> 00:41:18,265
‫- حالا جهتمون درست شد.
‫- همه با هم.

1109
00:41:18,348 --> 00:41:19,641
‫- بریم.
‫- باشه.

1110
00:41:19,725 --> 00:41:20,684
‫چقدر ترسناکه.

1111
00:41:20,767 --> 00:41:21,935
‫[قایق به مسیر اصلی برگشت.]

1112
00:41:22,019 --> 00:41:23,020
‫زود باشین.

1113
00:41:23,103 --> 00:41:24,980
‫- از سمت جان بیشتر پارو بزنین.
‫- زود پارو بزنین.

1114
00:41:29,902 --> 00:41:30,944
‫خاک تو سرم.

1115
00:41:31,028 --> 00:41:32,196
‫از طرف جان بیشتر پارو می‌زنین؟

1116
00:41:32,279 --> 00:41:34,364
‫- داریم می‌زنیم.
‫- یک، دو.

1117
00:41:34,448 --> 00:41:36,158
‫[یک... جیغ!]

1118
00:41:36,241 --> 00:41:37,618
‫ای وای! نترسین، خب؟

1119
00:41:37,701 --> 00:41:39,286
‫یه لحظه اجازه بدین.

1120
00:41:39,369 --> 00:41:42,289
‫[روح خبیث داره قوی‌تر می‌شه.]

1121
00:41:42,372 --> 00:41:43,624
‫خیلی وحشتناکه.

1122
00:41:43,707 --> 00:41:44,833
‫همه پارو بزنین.

1123
00:41:44,917 --> 00:41:46,168
‫- همزمان پارو بزنین.
‫- یک.

1124
00:41:46,251 --> 00:41:47,544
‫یک.

1125
00:41:48,128 --> 00:41:49,046
‫یک.

1126
00:41:49,129 --> 00:41:51,298
‫[با فرمان یونگ‌جین
‫همه همزمان پارو می‌زنن.]

1127
00:41:51,924 --> 00:41:52,925
‫یک.

1128
00:41:53,008 --> 00:41:55,302
‫[به مقصد نزدیک‌تر می‌شن.]

1129
00:41:56,511 --> 00:41:59,681
‫- پارو!
‫- دارم صورت یه زن رو می‌بینم.

1130
00:41:59,765 --> 00:42:00,933
‫- کجا؟
‫- اونجاست!

1131
00:42:01,016 --> 00:42:02,059
‫- چی؟
‫- کجاست؟

1132
00:42:02,643 --> 00:42:04,937
‫- پشت شیشه است.
‫- همین‌جا.

1133
00:42:05,020 --> 00:42:06,939
‫- همون زنیه که دیده بودم.
‫- عکسه.

1134
00:42:09,524 --> 00:42:13,862
‫[عکس زنی از داخل آویزونه.]

1135
00:42:13,946 --> 00:42:15,822
‫دارم زهره‌ترک می‌شم.

1136
00:42:15,906 --> 00:42:16,907
‫احتیاط کنین.

1137
00:42:16,990 --> 00:42:18,450
‫مواظب باشین. برخورد نکنیم.

1138
00:42:18,533 --> 00:42:19,534
‫- خدایا، جان.
‫- احتیاط کن.

1139
00:42:19,618 --> 00:42:20,744
‫مواظب جلوی پات باش جان.

1140
00:42:23,830 --> 00:42:25,832
‫ولی واقعا باورنکردنیه.

1141
00:42:27,584 --> 00:42:29,169
‫- عجله نکن.
‫- آروم بیا.

1142
00:42:29,878 --> 00:42:31,505
‫باورم نمی‌شه سوار قایق شدم.

1143
00:42:32,506 --> 00:42:33,465
‫مرسی.

1144
00:42:33,548 --> 00:42:35,801
‫[ماموران به آخرین نقطه
‫محفظه مخفی می‌رسن.]

1145
00:42:37,928 --> 00:42:39,680
‫- چقدر عجیبه.
‫- خدایا.

1146
00:42:40,430 --> 00:42:41,348
‫بهتم زده.

1147
00:42:48,522 --> 00:42:52,025
‫[محل محفظه عنصر آب.]

1148
00:42:52,109 --> 00:42:55,195
‫یه منقل دقیقا وسط سکو بود.

1149
00:42:55,278 --> 00:42:56,196
‫اون طرفش...

1150
00:42:56,279 --> 00:43:00,283
‫یه سازه‌ای مثل محراب بود.

1151
00:43:00,367 --> 00:43:05,205
‫پشتش عکس یه زنی آویزون شده بود.

1152
00:43:05,288 --> 00:43:08,542
‫حدس زدیم مادر جین‌سو باشه،

1153
00:43:08,625 --> 00:43:10,877
‫همون کسی که طلسم رو درست کرد.

1154
00:43:12,212 --> 00:43:14,631
‫خب، سر اینجاست.

1155
00:43:14,715 --> 00:43:16,717
‫[زیر عکس زن...]

1156
00:43:17,843 --> 00:43:21,138
‫[آخرین محفظه مخفی بود
‫که حاوی سر روح بود.]

1157
00:43:21,221 --> 00:43:23,140
‫- خب بچه‌ها.
‫- بله؟

1158
00:43:24,933 --> 00:43:28,562
‫«وقتی هر چهار عضو را جمع کردید،
‫به مکان مقدس برید،»

1159
00:43:28,645 --> 00:43:31,690
‫«یعنی جایی که سر قرار دارد،
‫و مناسک را اجرا کنید.»

1160
00:43:31,773 --> 00:43:33,358
‫«تمام پنج عضو بدن را...»

1161
00:43:33,442 --> 00:43:37,112
‫«به همراه شیء عزیز روح خبیث
‫درون منقل قرار دهید.»

1162
00:43:37,195 --> 00:43:38,905
‫- سر هم باشه؟
‫- آره، گفت هر پنج تا.

1163
00:43:38,989 --> 00:43:41,283
‫- خب، بذار بیارمش.
‫- همه رو بیارین.

1164
00:43:42,117 --> 00:43:44,035
‫بذار اول سر رو بیارم.

1165
00:43:44,119 --> 00:43:45,078
‫- بعدش؟
‫- مواظب باش.

1166
00:43:45,162 --> 00:43:46,121
‫- خوبه.
‫- هر کس یکی برداره.

1167
00:43:46,913 --> 00:43:50,417
‫[طلسم محفظه سر شکسته شد.]

1168
00:43:50,500 --> 00:43:51,460
‫[اقلام جمع‌آوری شده.]

1169
00:43:51,543 --> 00:43:54,129
‫[سر روح خبیث پیدا شد.]

1170
00:43:55,714 --> 00:43:57,215
‫سر مرحوم رو بالا بذار...

1171
00:43:57,758 --> 00:43:58,925
‫به نظرم...

1172
00:43:59,009 --> 00:44:00,927
‫- یکی یکی اعضاش رو بذاریم.
‫- دونه دونه.

1173
00:44:01,011 --> 00:44:01,887
‫- بیا.
‫- باشه.

1174
00:44:01,970 --> 00:44:03,096
‫همه‌چی رو بذار.

1175
00:44:03,180 --> 00:44:04,181
‫شمشیر رو هم بذارم؟

1176
00:44:04,264 --> 00:44:05,474
‫- آره، بذار.
‫- بذارش.

1177
00:44:05,557 --> 00:44:09,060
‫[همه رو به همراه شمشیر
‫جین‌سو قرار دادن.]

1178
00:44:09,144 --> 00:44:10,771
‫«زنگ شمن را به صدا در آورید،»

1179
00:44:10,854 --> 00:44:12,773
‫«و مکررا طلسم را قرائت کنید،»

1180
00:44:12,856 --> 00:44:14,649
‫«تا با شروع مناسک،
‫روح بتواند به دنیای بعدی برود.»

1181
00:44:14,733 --> 00:44:16,401
‫«سوپاناما، ویبولاش.»

1182
00:44:16,485 --> 00:44:18,737
‫«کینه‌هایت را فراموش
‫و به آسمان عروج کن.»

1183
00:44:18,820 --> 00:44:19,863
‫«زمانی که مناسک آغاز شود،»

1184
00:44:19,946 --> 00:44:22,240
‫- «روح خبیث بیشتر از همیشه مقاومت می‌کند.»
‫- ای وای.

1185
00:44:22,324 --> 00:44:24,034
‫«اگر با جان و دل طلسم را اجرا کنید،»

1186
00:44:24,117 --> 00:44:26,786
‫«روح خبیث به دنیای بعدی می‌رود
‫و آرامش به دهکده برمی‌گردد.»

1187
00:44:26,870 --> 00:44:28,580
‫- باید زنگ رو به صدا در بیاریم.
‫- باشه.

1188
00:44:29,164 --> 00:44:34,336
‫[دوهون می‌ره جلو
‫و زنگ شمن رو می‌گیره.]

1189
00:44:35,170 --> 00:44:38,924
‫[وقتشه مناسک رو شروع کنن.]

1190
00:44:39,007 --> 00:44:40,175
‫- شروع کنیم؟
‫- باشه.

1191
00:44:40,258 --> 00:44:41,760
‫یک، دو، سه.

1192
00:44:41,843 --> 00:44:44,471
‫[با تکون دادن زنگ توسط دوهون...]

1193
00:44:44,554 --> 00:44:47,015
‫[مناسک آغاز می‌شه.]

1194
00:44:47,098 --> 00:44:49,893
‫کینه‌هایت را فراموش
‫و به آسمان عروج کن.

1195
00:44:49,976 --> 00:44:51,520
‫سوپاناما، ویبولاش.

1196
00:44:51,603 --> 00:44:53,939
‫کینه‌هایت را فراموش
‫و به آسمان عروج کن.

1197
00:44:54,022 --> 00:44:57,984
‫[همینطور که طلسم رو قرائت می‌کنن،
‫شعله‌ای توی منقل جون می‌گیره.]

1198
00:44:58,068 --> 00:44:59,945
‫سوپاناما، ویبولاش.

1199
00:45:00,028 --> 00:45:02,364
‫کینه‌هایت را فراموش
‫و به آسمان عروج کن.

1200
00:45:02,447 --> 00:45:04,616
‫سوپاناما، ویبولاش.

1201
00:45:04,699 --> 00:45:07,410
‫کینه‌هایت را فراموش
‫و به آسمان عروج کن.

1202
00:45:07,494 --> 00:45:09,371
‫سوپاناما، ویبولاش.

1203
00:45:09,454 --> 00:45:12,207
‫کینه‌هایت را فراموش
‫و به آسمان عروج کن.

1204
00:45:12,290 --> 00:45:14,918
‫«مادرش با موهای پریشان،
‫پای زخمی و لباس پاره و پوره،»

1205
00:45:15,001 --> 00:45:16,086
‫«به این‌طرف و اون‌طرف می‌دوید.»

1206
00:45:16,169 --> 00:45:19,965
‫«دل پیرزنی به حالش سوخت
‫و با لحنی گرفته گفت:»

1207
00:45:20,840 --> 00:45:23,551
‫«خبر نداره که بچه‌اش توی آب‌های سرده.»

1208
00:45:23,635 --> 00:45:24,469
‫«همه‌شون رو می‌کشم،»

1209
00:45:24,552 --> 00:45:26,012
‫- «همونطوری که پسرم رو کشتن.»
‫- آهای.

1210
00:45:26,096 --> 00:45:29,432
‫[غرّش‌های خشمگین روح خبیث
‫شدید و شدیدتر می‌شه.]

1211
00:45:29,516 --> 00:45:32,018
‫[از مرگ دردناک پسرش شیون می‌کنه.]

1212
00:45:33,979 --> 00:45:35,981
‫کینه‌هایت را فراموش
‫و به آسمان عروج کن.

1213
00:45:36,064 --> 00:45:38,233
‫سوپاناما، ویبولاش.

1214
00:45:39,901 --> 00:45:41,736
‫سوپاناما، ویبولاش.

1215
00:45:42,529 --> 00:45:47,409
‫[با ادامه پیدا کردن مناسک،
‫روح خبیث بیشتر مقاومت می‌کنه.]

1216
00:45:47,492 --> 00:45:48,493
‫...به آسمان عروج کن.

1217
00:45:48,576 --> 00:45:50,245
‫سوپاناما، ویبولاش.

1218
00:45:50,328 --> 00:45:51,955
‫- نباید بریم؟
‫- کینه‌هایت را فراموش...

1219
00:45:52,038 --> 00:45:53,039
‫و به آسمان عروج کن.

1220
00:45:53,123 --> 00:45:55,083
‫سوپاناما، ویبولاش.

1221
00:45:55,166 --> 00:45:57,335
‫کینه‌هایت را فراموش
‫و به آسمان عروج کن.

1222
00:45:57,419 --> 00:45:59,671
‫- به نظرم دیگه بریم.
‫- سوپاناما، ویبولاش.

1223
00:45:59,754 --> 00:46:01,589
‫کینه‌هایت را فراموش
‫و به آسمان عروج کن.

1224
00:46:01,673 --> 00:46:04,300
‫سوپاناما، ویبولاش.

1225
00:46:04,384 --> 00:46:06,803
‫کینه‌هایت را فراموش
‫و به آسمان عروج کن.

1226
00:46:06,886 --> 00:46:08,722
‫سوپاناما، ویبولاش.

1227
00:46:08,805 --> 00:46:11,141
‫کینه‌هایت را فراموش
‫و به آسمان عروج کن.

1228
00:46:12,225 --> 00:46:15,729
‫[شعله‌های آتیش ناگهان خاموش می‌شن.]

1229
00:46:15,812 --> 00:46:16,855
‫جواب داد!

1230
00:46:26,740 --> 00:46:28,074
‫مامان!

1231
00:46:34,372 --> 00:46:35,999
‫- جین‌سو...
‫- جین‌سو...

1232
00:46:40,503 --> 00:46:42,839
‫جین‌سو رو دیده بودیم.

1233
00:46:42,922 --> 00:46:45,550
‫چرا اینجایی؟ توی بکسودام چیکار می‌کنی؟

1234
00:46:45,633 --> 00:46:47,343
‫منتظر مامانمم.

1235
00:46:47,427 --> 00:46:50,638
‫- مامانت کجاست؟
‫- نمی‌دونم.

1236
00:46:50,722 --> 00:46:54,934
‫[جین‌سو توی دهکده پرسه می‌زد
‫و منتظر برگشتن مامانش بود.]

1237
00:46:55,894 --> 00:47:00,106
‫[بالاخره مادر و پسر
‫دوباره به همدیگه برگشتن.]

1238
00:47:06,029 --> 00:47:08,490
‫- وای عزیزم...
‫- خیالم راحت شد.

1239
00:47:08,573 --> 00:47:12,452
‫انگار بعد از صدها سال آرزوی
‫بغل کردن همدیگه...

1240
00:47:12,535 --> 00:47:15,955
‫دوباره به آغوش هم برگشته بودن.

1241
00:47:22,086 --> 00:47:24,339
‫- چقدر خوشحاله. نگاهش کن.
‫- بهمون تعظیم کرد.

1242
00:47:24,422 --> 00:47:25,381
‫قابلی نداشت.

1243
00:47:39,813 --> 00:47:41,606
‫- طلسم برداشته شد.
‫- تموم شد؟

1244
00:47:42,190 --> 00:47:44,067
‫- وای خدا.
‫- خدایا شکرت.

1245
00:47:44,150 --> 00:47:46,486
‫- مورمورم شد.
‫- من هم همینطور.

1246
00:47:48,571 --> 00:47:50,073
‫- وای دلم.
‫- مو به تنم سیخ شد.

1247
00:47:51,324 --> 00:47:55,578
‫انگار تونستیم بالاخره این
‫اندوه رو از روحش جدا کنیم.

1248
00:47:55,662 --> 00:47:58,831
‫از بین تمام ماموریت‌ها،
‫این بیشتر از همه خوشحالم کرد.

1249
00:47:59,415 --> 00:48:01,334
‫از طرفی...

1250
00:48:02,835 --> 00:48:04,462
‫خیلی دلم شکست.

1251
00:48:04,546 --> 00:48:06,548
‫ولی از طرف دیگه خیالم راحت شد.

1252
00:48:07,298 --> 00:48:08,716
‫تحت تاثیر قرار گرفتم.

1253
00:48:09,217 --> 00:48:11,886
‫- الان دیگه همه‌چی خوب شد؟
‫- تموم شد؟

1254
00:48:13,012 --> 00:48:14,889
‫زندگی خوبی داشته باشی جین‌سو!

1255
00:48:14,973 --> 00:48:16,057
‫- خوشحال باش!
‫- مواظبت کن!

1256
00:48:16,140 --> 00:48:17,976
‫پیش مامانت خوش بگذره!

1257
00:48:18,768 --> 00:48:20,520
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

1258
00:48:21,646 --> 00:48:23,815
‫بالاخره طلسم دهکده رو شکستیم.

1259
00:48:25,650 --> 00:48:27,360
‫امیدوارم جین‌سو خوشحال باشه.

1260
00:48:35,785 --> 00:48:36,661
‫خداحافظتون.

1261
00:48:36,744 --> 00:48:38,037
‫من تمام این مدت از عوامل بودم.

1262
00:48:39,038 --> 00:48:40,081
‫بیا یونگ‌جین.

1263
00:48:42,959 --> 00:48:44,002
‫بچه پررو...

1264
00:48:44,711 --> 00:48:46,254
‫خودش پشت‌خارون رو بهم داده بود.

1265
00:48:46,963 --> 00:48:50,174
‫- یه‌کم زیاد جا نگرفتی؟
‫- می‌خواستم راحت بشینم.

1266
00:48:50,258 --> 00:48:52,552
‫- خوب از پسش بر اومدیم.
‫- گل گفتی.

1267
00:48:52,635 --> 00:48:54,137
‫وقتی هماهنگیم خیلی کارمون خوب می‌شه.

1268
00:48:54,220 --> 00:48:56,055
‫اسم اون یوتیوبره چی بود؟

1269
00:48:56,139 --> 00:48:58,016
‫- آن موسونگ، ارواح گمنام!
‫- آن موسونگ، ارواح گمنام!

1270
00:48:58,099 --> 00:49:00,101
‫آن موسونگ، ارواح گمنام!

1271
00:49:00,184 --> 00:49:01,519
‫یونگ‌جین، انگار دیگه نمی‌ترسی.

1272
00:49:01,602 --> 00:49:03,438
‫فقط اون‌هایی که سمت چپن پارو بزنن.

1273
00:49:03,521 --> 00:49:06,274
‫حالا فقط راستی‌ها پارو بزنن.

1274
00:49:06,357 --> 00:49:07,817
‫یه روز سخت دیگه هم گذشت.

1275
00:49:07,900 --> 00:49:10,611
‫- ولی خب، هیچ کاری آسون نیست.
‫- دقیقا.

1276
00:49:10,695 --> 00:49:12,822
‫کسی که مامور اکسین باشه
‫هیچ‌وقت کارش آسون نیست.

1277
00:49:12,905 --> 00:49:14,741
‫سهم ما از زندگی اینه دیگه، نه؟

1278
00:49:14,824 --> 00:49:16,284
‫امروز باورنکردنی بود.

1279
00:49:16,367 --> 00:49:17,702
‫- واقعا سوار قایق شدیم؟
‫- خیلی خسته‌ام.

1280
00:49:17,785 --> 00:49:18,828
‫روز پرماجرایی بود.

1281
00:49:19,579 --> 00:49:21,873
‫- مستقیم بریم سمت ماشین؟
‫- آره.

1282
00:49:21,956 --> 00:49:23,875
‫باید به دفتر بخش سئول برگردیم.

1283
00:49:24,917 --> 00:49:28,338
‫- گبی، تو پشت فرمون می‌شینی؟
‫- آره، از خودم مطمئنم.

1284
00:49:29,005 --> 00:49:30,673
‫یه ماموریت دیگه هم تموم کردیم.

1285
00:49:30,757 --> 00:49:32,383
‫- خب بچه‌ها.
‫- هلاک شدم.

1286
00:49:32,467 --> 00:49:33,551
‫کارتون خوب بود.

1287
00:49:33,634 --> 00:49:34,719
‫دمتون گرم بچه‌ها!

1288
00:49:34,802 --> 00:49:35,887
‫دوباره موفق شدیم.

1289
00:49:37,263 --> 00:49:39,557
‫آن موسونگ اصلا نمی‌ترسه؟
‫من که دیوونه شدم.

1290
00:49:41,059 --> 00:49:43,061
‫ماموریت امروزمون وحشتناک بود.

1291
00:49:43,144 --> 00:49:46,522
‫این بود از پایان فصل دوم ما!

