﻿1
00:00:30,196 --> 00:00:32,407
‫کیه؟

2
00:00:33,825 --> 00:00:35,326
‫در رو باز کن.

3
00:00:48,381 --> 00:00:50,091
‫در مورد چیه؟

4
00:00:50,175 --> 00:00:51,676
‫الکسی.

5
00:00:52,469 --> 00:00:54,095
‫حالش خوبه؟ اتفاقی افتاده؟

6
00:00:54,179 --> 00:00:56,890
‫لباستو بپوش. با ما میای.

7
00:01:00,018 --> 00:01:01,144
‫باشه.

8
00:01:01,144 --> 00:01:03,354
‫مراقب خواهرت باش. زود برمی‌گردم.

9
00:01:40,850 --> 00:01:42,477
‫خواهش می‌کنم.

10
00:01:42,560 --> 00:01:44,062
‫خواهش می‌کنم!

11
00:01:44,520 --> 00:01:46,022
‫هر اتفاقی افتاده،

12
00:01:46,773 --> 00:01:49,943
‫باید بدونین،
‫ما کارگرهای خوبی هستیم.

13
00:01:50,860 --> 00:01:53,404
‫و الکسی، اون هیچ‌وقت، هیچ‌وقت...

14
00:01:53,488 --> 00:01:55,782
‫- نمی‌دونم چیکار...
‫- منتظرتن.

15
00:02:05,917 --> 00:02:09,921
‫[داده‌های تله‌متری دریافتی]

16
00:02:09,963 --> 00:02:11,464
‫طراح ارشد.

17
00:02:13,049 --> 00:02:14,550
‫طراح ارشد.

18
00:02:14,926 --> 00:02:16,427
‫حال الکسی خوبه؟

19
00:02:17,470 --> 00:02:19,347
‫بهم نمیگن چه اتفاقی افتاده.

20
00:02:19,847 --> 00:02:22,016
‫هفته‌ی پیش
‫برای یه مأموریت آموزشی رفت و حالا...

21
00:02:28,189 --> 00:02:29,691
‫اون چیه؟

22
00:02:30,233 --> 00:02:31,901
‫اون سطح ماهه.

23
00:02:32,652 --> 00:02:34,862
‫الکسی داره میره کره‌ی ماه؟

24
00:02:35,738 --> 00:02:37,240
‫نه، دختر جان.

25
00:02:37,949 --> 00:02:39,450
‫همین الانش اونجاست.

26
00:02:42,161 --> 00:02:43,705
‫دارم فرودم رو شروع می‌کنم.

27
00:03:09,022 --> 00:03:11,482
‫این قدم رو برای کشورم برمی‌دارم،

28
00:03:12,859 --> 00:03:14,360
‫مردمم،

29
00:03:14,610 --> 00:03:17,739
‫و برای سبک زندگی مارکسیست-لنینیستی.

30
00:03:18,865 --> 00:03:23,578
‫با علم به اینکه امروز یه قدم کوچیکه

31
00:03:23,661 --> 00:03:25,830
‫توی سفری که یه روز

32
00:03:25,830 --> 00:03:29,375
‫همه‌ی ما رو به ستاره‌ها می‌بره.

33
00:04:45,243 --> 00:04:49,580
‫جشن پیروزی شوروی بر آمریکایی‌ها

34
00:04:49,580 --> 00:04:52,583
‫در سراسر کشور و جهان ادامه داره...

35
00:04:53,751 --> 00:04:56,087
‫در حالی که دبیرکل برژنف

36
00:04:56,087 --> 00:04:58,714
‫به هزاران نفر از هم‌وطنانش

37
00:04:58,798 --> 00:05:03,219
‫در یک رژه برای تجلیل
‫از فضانورد الکسی لئونوف پیوست،

38
00:05:03,761 --> 00:05:06,973
‫مردی که مسئول اولین فرود روی ماهه.

39
00:05:07,640 --> 00:05:09,976
‫یه قهرمان جدید برای دوران ما.

40
00:05:16,899 --> 00:05:20,152
‫به طراح ارشد برنامه‌ی فضایی شوروی.

41
00:05:20,236 --> 00:05:23,906
‫برای تلاش‌هاتون که منجر به پیروزی ملت ما
‫توی رقابت رسیدن به ماه شد.

42
00:05:24,532 --> 00:05:26,617
‫بدین‌وسیله به شما نشان افتخارِ

43
00:05:26,617 --> 00:05:29,245
‫قهرمان اتحاد جماهیر شوروی اعطا می‌شود.

44
00:05:29,328 --> 00:05:32,999
‫امضا، دبیرکل لئونید برژنف.

45
00:05:35,376 --> 00:05:36,877
‫ممنون.

46
00:05:39,964 --> 00:05:43,384
‫- تبریک میگم، رفیق.
‫- معاون رئیس تاراسوف.

47
00:05:44,051 --> 00:05:47,555
‫متأسفم که نتونستیم شما رو
‫توی رژه‌های این دستاورد بزرگ داشته باشیم،

48
00:05:47,638 --> 00:05:49,932
‫ولی کا‌گ‌ب
‫الان بیشتر از همیشه نگران اینه که

49
00:05:50,016 --> 00:05:51,809
‫آمریکایی‌ها ممکنه باهاتون چیکار کنن.

50
00:05:51,892 --> 00:05:54,812
‫- اگه هویتتون فاش بشه...
‫- رژه‌ها برای بچه‌هاست.

51
00:05:54,895 --> 00:05:56,981
‫تنها درخواستم یه کلمه حرف با دبیرکله

52
00:05:57,064 --> 00:05:59,608
‫- در مورد فاز بعدیمون، این واجبه...
‫- نه، نه، نه. الان وقتش نیست که

53
00:05:59,692 --> 00:06:01,402
‫- در مورد این بحث کنیم، رفیق.
‫- که ما... پس کی؟

54
00:06:01,485 --> 00:06:03,696
‫من ماه‌ها پیش
‫پیشنهادهام رو به کرملین فرستادم.

55
00:06:03,779 --> 00:06:05,114
‫آره، در جریانشون قرار گرفتم.

56
00:06:05,114 --> 00:06:06,407
‫- زهره، مریخ. نه.
‫- آره. آره.

57
00:06:06,407 --> 00:06:08,200
‫- ماه باید تمرکز اصلیتون بمونه.
‫- من...

58
00:06:08,284 --> 00:06:11,662
‫این فقط برتری آرمان سوسیالیستی رو
‫بیشتر تثبیت می‌کنه.

59
00:06:11,746 --> 00:06:14,582
‫باید بزرگتر فکر کنیم.
‫ماه فقط یه پله بود.

60
00:06:14,665 --> 00:06:16,417
‫چطور می‌تونین این‌قدر کوته‌بین باشین؟

61
00:06:17,293 --> 00:06:20,296
‫خب، شاید شما کوته‌بین هستین، رفیق.

62
00:06:21,964 --> 00:06:24,341
‫قبل از اینکه در مورد زهره حرف بزنین،
‫اوضاع خودتون رو مرتب کنین.

63
00:06:34,518 --> 00:06:37,104
‫متأسفم، رفیق.

64
00:06:38,898 --> 00:06:41,317
‫این نشان افتخار باید اینجا بمونه
‫تا جاش امن باشه.

65
00:06:45,738 --> 00:06:47,239
‫البته.

66
00:07:42,586 --> 00:07:44,088
‫روز خوبی داشته باشی.

67
00:08:10,614 --> 00:08:12,950
‫صبح دیر بیدار شدی، رفیق موروزووا؟

68
00:08:13,033 --> 00:08:14,535
‫گم شدم.

69
00:08:15,536 --> 00:08:17,162
‫این ساختمون مثل یه هزارتوئه.

70
00:08:17,746 --> 00:08:19,039
‫بهش عادت می‌کنی.

71
00:08:19,039 --> 00:08:20,541
‫نهایتاً چند هفته.

72
00:08:36,140 --> 00:08:38,559
‫- ساعتمو ندیدی؟
‫- نه.

73
00:08:38,642 --> 00:08:40,144
‫میشه اینو برام ببندی؟

74
00:08:41,228 --> 00:08:42,730
‫این دامن رو از کجا گرفتی؟

75
00:08:42,771 --> 00:08:45,107
‫خب، غیر از این چطوری مطمئن بشیم که
‫یه مأموریت عالی بهت میدن؟

76
00:08:46,358 --> 00:08:47,443
‫آره.

77
00:08:47,443 --> 00:08:48,694
‫البته تو که هیچ‌وقت بهم نمیگی

78
00:08:48,694 --> 00:08:50,571
‫که دارن می‌فرستنت ماه.

79
00:08:52,656 --> 00:08:57,161
‫[تی.ام به کمک به وی.ام]
‫[برای گرفتن مأموریت‌ها اشاره می‌کند]

80
00:08:57,202 --> 00:08:59,747
‫منتظر کسی هستی؟

81
00:08:59,830 --> 00:09:02,249
‫ساشاست. برای تمرین دیرمون شده.

82
00:09:02,333 --> 00:09:04,918
‫بیا تو!

83
00:09:05,002 --> 00:09:06,503
‫صبح بخیر، کفترای عاشق.

84
00:09:07,588 --> 00:09:09,173
‫ساشا، شاید تو بتونی بهم بگی

85
00:09:09,256 --> 00:09:12,801
‫از اونجا که شوهرم نمیگه
‫و تو کمتر رعایت می‌کنی.

86
00:09:12,885 --> 00:09:14,887
‫اینو به عنوان یه تعریف در نظر می‌گیرم.

87
00:09:16,180 --> 00:09:18,223
‫هنوز برای مأموریت ماه انتخاب نشده؟

88
00:09:19,141 --> 00:09:20,976
‫نمی‌خوام مثل زن لئونوف از بقیه بشنوم.

89
00:09:21,977 --> 00:09:23,479
‫تانیا، خواهش می‌کنم الان نه.

90
00:09:23,854 --> 00:09:26,648
‫می‌دونی که رئیس چیزی بروز نمیده.

91
00:09:27,608 --> 00:09:29,485
‫ولی نگران نباش.

92
00:09:29,568 --> 00:09:31,236
‫حتماً کاری می‌کنم
‫آخرین نفری باشی که می‌فهمی.

93
00:09:31,320 --> 00:09:32,821
‫برو به درک، ساشا.

94
00:09:33,364 --> 00:09:34,865
‫- عاشقتم.
‫- خداحافظ!

95
00:09:38,452 --> 00:09:39,953
‫[کاملاً سری]

96
00:09:55,427 --> 00:09:57,221
‫باید دست از فشار آوردن بهشون برداری.

97
00:09:57,304 --> 00:09:58,806
‫مسخره‌ست.

98
00:09:59,473 --> 00:10:02,226
‫بعد از پیروزی‌هایی که
‫توی سینی تقدیمشون کردم...

99
00:10:03,393 --> 00:10:05,896
‫هنوز باهام مثل یه
‫پادوی دون‌پایه رفتار می‌کنن.

100
00:10:05,979 --> 00:10:07,940
‫باید جدی بگیریشون.

101
00:10:08,524 --> 00:10:10,776
‫- آمریکایی‌ها دارن...
‫- آمریکایی‌ها، آمریکایی‌ها.

102
00:10:10,859 --> 00:10:13,028
‫همه‌تون فکر می‌کنین آمریکایی‌ها

103
00:10:13,028 --> 00:10:14,988
‫زیر هر سنگ و کلوخی قایم شدن.

104
00:10:16,073 --> 00:10:17,616
‫و واقعاً هم هستن.

105
00:10:31,004 --> 00:10:33,048
‫یکی از مأمورهامون توی واشنگتن
‫بهمون هشدار داده

106
00:10:33,131 --> 00:10:34,883
‫که آمریکایی‌ها یه جوری

107
00:10:34,883 --> 00:10:37,845
‫نقشه‌های پایگاه ماه تو رو به دست آوردن.

108
00:10:39,638 --> 00:10:42,933
‫چطور؟ اینا توی بخش مهندسی
‫امن نگه داشته میشن.

109
00:10:43,016 --> 00:10:46,478
‫به نظر میاد یه نفر توی استار سیتی
‫داره برای طرف مقابل کار می‌کنه.

110
00:11:18,677 --> 00:11:20,178
‫سرهنگ راسکووا.

111
00:11:20,304 --> 00:11:23,140
‫اوه، اونجاست.
‫خود جادوگر شب.

112
00:11:24,057 --> 00:11:26,059
‫می‌دونی، میگن در طول جنگ بزرگ میهنی

113
00:11:26,143 --> 00:11:27,644
‫بیشتر از صد تا آلمانی رو کشته.

114
00:11:36,153 --> 00:11:38,989
‫چطور باید توجهش رو جلب کنم
‫اگه فقط کارای بی‌ارزش بهم میدن؟

115
00:11:40,699 --> 00:11:42,701
‫خیلی از چیزایی که باید یادداشت کنم فقط...

116
00:11:42,784 --> 00:11:45,203
‫- خسته‌کننده‌ست؟
‫- چرت‌وپرت‌های اعصاب‌خردکنه.

117
00:11:46,830 --> 00:11:49,625
‫چرا برای دولت مهمه که
‫اون چقدر توی دستشویی می‌مونه

118
00:11:50,500 --> 00:11:52,836
‫یا چقدر پاپریکا توی خورش فلفل می‌ریزه؟

119
00:11:52,919 --> 00:11:56,423
‫چهار سال توی لومونوسوف
‫درس نخوندم که بشم یه منشی دون‌پایه.

120
00:11:56,506 --> 00:11:58,008
‫اوه، صبور باش، ایرینا.

121
00:11:58,425 --> 00:12:00,719
‫همیشه کارهای پیش‌پاافتاده رو
‫به نیروهای جدید میدن.

122
00:12:01,845 --> 00:12:03,597
‫وقتی تازه شروع کردم،

123
00:12:03,597 --> 00:12:06,266
‫مجبور بودم
‫شش ماه به گئورگی فرونزه گوش بدم.

124
00:12:06,350 --> 00:12:11,188
‫چند روز پشت سر هم
‫توی آپارتمانش تنها می‌نشست.

125
00:12:11,271 --> 00:12:13,523
‫با هیچ‌کس حرف نمی‌زد،
‫به جز یکشنبه‌ها با مادرش.

126
00:12:13,607 --> 00:12:15,567
‫واقعاً... ترحم‌انگیز بود.

127
00:12:15,650 --> 00:12:17,361
‫سکوت بعضی وقتا خوبه.

128
00:12:21,031 --> 00:12:23,492
‫حداقل جفتمون یه فضانورد داریم
‫که بهشون گوش بدیم.

129
00:12:23,575 --> 00:12:27,079
‫فضانوردهای من و تو،
‫قراره توی مأموریت لونا ۱۶ باشن.

130
00:12:28,080 --> 00:12:29,915
‫اون قراره اولین زن روی کره‌ی ماه باشه.

131
00:12:29,998 --> 00:12:33,377
‫قراره اسم یانا آخماتووا رو
‫توی کل دنیا بشناسن.

132
00:12:41,218 --> 00:12:44,596
‫یه دقیقه تا پرش!
‫مهارها و ارتفاع‌سنج‌هاتونو دوباره چک کنین.

133
00:12:46,807 --> 00:12:48,475
‫باورم نمیشه هنوز بهش نگفتی.

134
00:12:49,768 --> 00:12:51,228
‫تانیا احمق نیست.

135
00:12:51,228 --> 00:12:52,729
‫یه چیزایی حس می‌کنه،

136
00:12:53,688 --> 00:12:56,066
‫ولی اینا حتی از قضیه‌ی لئونوف هم
‫پنهان‌کاری بیشتری می‌خوان.

137
00:12:56,566 --> 00:12:59,277
‫خوب می‌فهمم. آمریکایی‌ها می‌تونن
‫توی مأموریت خرابکاری کنن.

138
00:12:59,361 --> 00:13:02,364
‫- هیچ‌وقت نمی‌دونی قراره چیکار کنن.
‫- چرت نگو. چرت نگو، والیوش.

139
00:13:02,989 --> 00:13:05,742
‫اینا فقط نمی‌خوان اگه مأموریت شکست خورد
‫جلوی دنیا آبروشون بره.

140
00:13:05,826 --> 00:13:08,370
‫- آره، و با یه زن توی سفینه...
‫- ما شکست نمی‌خوریم.

141
00:13:08,453 --> 00:13:11,957
‫قبلاً یه زن رو فرستادیم تو مدار،
‫چرا یکی دیگه رو نفرستیم؟

142
00:13:13,375 --> 00:13:15,502
‫خب. خفه‌خون بگیرین.
‫تمرکزتونو حفظ کنین.

143
00:13:15,585 --> 00:13:18,338
‫من یکی که افتخار می‌کنم
‫خلبان اولین زن روی کره‌ی ماهم.

144
00:13:18,421 --> 00:13:21,174
‫و منم افتخار می‌کنم که تو خلبانمی، والیوش.

145
00:13:21,258 --> 00:13:22,926
‫شاید توی رژه
‫بتونی گل‌سرش رو براش نگه‌داری.

146
00:13:23,009 --> 00:13:24,136
‫شاید همین کار رو کردم.

147
00:13:24,136 --> 00:13:27,389
‫والیا تا حالا سه بار رفته بالا.
‫تو چند بار رفتی، ساشا؟

148
00:13:27,472 --> 00:13:29,641
‫خب، منو برای مأموریت بزرگه نگه داشتن.

149
00:13:29,724 --> 00:13:31,226
‫حتماً همینه.

150
00:13:33,061 --> 00:13:34,563
‫خب، توی ارتفاع مناسبیم.

151
00:13:34,563 --> 00:13:36,481
‫بلیکووا، اول نوبت توئه. بزن بریم!

152
00:13:41,528 --> 00:13:43,488
‫حالا یادت باشه، قوس بدنت رو حفظ کن.

153
00:13:43,572 --> 00:13:47,242
‫موقع پایین اومدن،
‫مرکز ثقلت رو توی بالاتنه‌ت نگه دار.

154
00:13:47,325 --> 00:13:50,745
‫دفعه‌ی پیش وضعیت بدنت درست نبود،
‫برای همین بد فرود اومدی.

155
00:13:54,291 --> 00:13:57,586
‫این حرفا رو بس کن!
‫ما که بچه‌مدرسه‌ای نیستیم.

156
00:14:00,714 --> 00:14:02,215
‫بزن بریم!

157
00:14:05,051 --> 00:14:06,553
‫دیوونه‌ست.

158
00:14:22,736 --> 00:14:25,155
‫خانم‌ها مقدم‌ان.
‫مگه اینکه بخوای دستمو بگیری.

159
00:14:25,989 --> 00:14:29,784
‫بلیکووا، بهش محل نذار.
‫روی پرشت تمرکز کن.

160
00:14:29,868 --> 00:14:31,369
‫همینجا باش.

161
00:15:15,664 --> 00:15:17,374
‫عجب فرودی بود، بلیکووا.

162
00:15:21,419 --> 00:15:24,464
‫هی، نگاه کنین!
‫وای، نه، نه، نه چترش باز نمیشه! نگاه کنین.

163
00:15:25,048 --> 00:15:27,008
‫ساشاست! نگاه کنین. نه، نه.

164
00:15:28,176 --> 00:15:29,719
‫ساشا!

165
00:15:29,803 --> 00:15:31,054
‫زود باشین!

166
00:15:31,054 --> 00:15:32,555
‫لعنتی.

167
00:15:32,555 --> 00:15:34,057
‫عجله کنین!

168
00:15:38,144 --> 00:15:39,646
‫ساشا!

169
00:15:39,729 --> 00:15:41,231
‫ساشا.

170
00:15:48,613 --> 00:15:52,242
‫حداقل می‌دونم
‫توی مراسم ختمم گریه می‌کنی!

171
00:15:53,118 --> 00:15:54,953
‫تو یه تیکه آشغالی، ساشا!

172
00:15:55,036 --> 00:15:56,746
‫اوه، بی‌خیال، خنده‌دار بود!

173
00:15:57,247 --> 00:15:59,541
‫باید قیافه‌هاتونو می‌دیدین.

174
00:16:00,291 --> 00:16:04,295
‫بهش محل نذار!
‫اون یه بچه‌ست.

175
00:16:23,022 --> 00:16:24,524
‫چی شده؟

176
00:16:37,078 --> 00:16:39,539
‫مطمئنی یانا گفت برادرشه؟

177
00:16:39,622 --> 00:16:42,500
‫آره. از دیشب تا حالا ده بار چکش کردم.

178
00:16:42,584 --> 00:16:45,587
‫گفت می‌خواد قبل از پرتاب
‫بره برادرش ایوان رو ببینه.

179
00:16:47,755 --> 00:16:49,382
‫ولی قبلاً هیچ‌وقت حرفی از برادرش نزده بود.

180
00:16:49,465 --> 00:16:50,842
‫برای همین اسمشو چک کردم،

181
00:16:50,842 --> 00:16:52,635
‫و یه ایوان آخماتوف هست

182
00:16:52,635 --> 00:16:54,804
‫که برای سینتاکسیس می‌نویسه.

183
00:16:56,139 --> 00:16:57,557
‫مجله‌ی زیرزمینی؟

184
00:16:57,557 --> 00:17:00,393
‫حتماً اسمشو مخفی کرده
‫تا برای برنامه تایید بشه.

185
00:17:01,811 --> 00:17:03,354
‫باید اینو گزارش بدی، ویکا.

186
00:17:13,323 --> 00:17:14,824
‫چرا منو آوردین اینجا؟

187
00:17:15,408 --> 00:17:17,702
‫در مورد برادرت، ایوان، بهم بگو.

188
00:17:18,411 --> 00:17:19,913
‫در مورد چی؟

189
00:17:20,246 --> 00:17:21,915
‫در مورد ارتباطش

190
00:17:21,998 --> 00:17:24,459
‫با نشریه‌ی غربی سینتاکسیس چی می‌دونی؟

191
00:17:24,959 --> 00:17:26,461
‫در مورد چی حرف می‌زنین؟

192
00:17:26,920 --> 00:17:28,421
‫ایوان مُرده.

193
00:17:29,464 --> 00:17:30,965
‫نه، نمُرده.

194
00:17:38,139 --> 00:17:39,891
‫این... این مسخره‌ست.

195
00:17:39,891 --> 00:17:42,560
‫چرا، فکر می‌کنین فقط چون شما...

196
00:17:46,397 --> 00:17:47,482
‫...که کارهایی که انجام ندادم!

197
00:17:47,482 --> 00:17:50,944
‫من همه‌چی رو فدای آرمان مردم شوروی کردم!

198
00:17:51,527 --> 00:17:54,364
‫شما هیچی در مورد معنی این نمی‌دونین!

199
00:17:54,447 --> 00:17:56,491
‫می‌دونیم که داری با آمریکایی‌ها کار می‌کنی.

200
00:17:56,574 --> 00:18:00,578
‫شما فکر می‌کنین
‫همه دارن برای آمریکایی‌ها کار می‌کنن!

201
00:18:00,662 --> 00:18:02,246
‫به سوال جواب نمیدی...

202
00:18:06,876 --> 00:18:10,755
‫خواهش می‌کنم، خیلی خسته‌ام، خواهش می‌کنم.

203
00:18:10,838 --> 00:18:12,548
‫همون چیزی رو بگو که قبلاً گفتی.

204
00:18:12,632 --> 00:18:17,095
‫باشه، باشه. اعتراف می‌کنم.

205
00:18:17,929 --> 00:18:21,015
‫من داشتم علیه دولت شوروی کار می‌کردم.

206
00:18:28,731 --> 00:18:30,233
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم...

207
00:18:30,316 --> 00:18:31,818
‫خاموشش کن.

208
00:18:39,367 --> 00:18:42,453
‫این یه اشتباهه.
‫اون این کار رو نکرده.

209
00:18:45,998 --> 00:18:48,876
‫می‌دونم شما دو تا
‫با هم صمیمی هستین، ولی اون واقعاً...

210
00:18:48,960 --> 00:18:52,755
‫اون بهترین خلبانیه که دارم!
‫الان نمی‌تونین این کار رو بکنین.

211
00:18:52,839 --> 00:18:55,842
‫یانا آخماتووا
‫اولین زن روی کره‌ی ماه نخواهد بود.

212
00:18:55,925 --> 00:18:58,302
‫مسکو از قبل جایگزینش رو انتخاب کرده.

213
00:18:59,929 --> 00:19:01,431
‫کی؟

214
00:19:02,974 --> 00:19:04,809
‫آناستازیا بلیکووا.

215
00:19:04,892 --> 00:19:08,646
‫البته. معلومه،
‫یه عروسک خیمه‌شب‌بازی می‌خوان.

216
00:19:08,729 --> 00:19:11,899
‫یه انتخاب محتاطانه‌تر
‫برای مأموریتی با این اهمیت.

217
00:19:11,983 --> 00:19:13,943
‫آخماتووا خیلی غیرقابل‌پیش‌بینی بود.

218
00:19:14,026 --> 00:19:15,528
‫خب، اون نمی‌تونه توی سه روز آماده بشه!

219
00:19:15,570 --> 00:19:16,988
‫گاگارین سه روز وقت داشت.

220
00:19:16,988 --> 00:19:20,783
‫بلیکووا گاگارین نیست،
‫و این بیشتر از یه سفر به مدار زمینه!

221
00:19:20,867 --> 00:19:21,951
‫بلیکووا...

222
00:19:21,951 --> 00:19:23,744
‫اون عضو حزب بوده،

223
00:19:23,828 --> 00:19:25,913
‫- از وقتی ۱۸ سالش بوده.
‫- عضو حزب.

224
00:19:25,997 --> 00:19:28,291
‫- پدرش هنوز کمیسر محلیه...
‫- اوه، پدرش!

225
00:19:28,374 --> 00:19:30,585
‫- توی روستاشون.
‫- البته. هیچ‌کدوم از اینا، لیودمیلا،

226
00:19:30,668 --> 00:19:34,297
‫به این معنی نیست که
‫می‌تونه از پس خطرات یه پرواز فضایی بربیاد

227
00:19:34,380 --> 00:19:35,965
‫با آموزش ناکافی!

228
00:19:36,048 --> 00:19:40,136
‫برای همین تو آماده‌ش می‌کنی.

229
00:19:48,436 --> 00:19:49,937
‫رفیق بلیکووا.

230
00:20:06,329 --> 00:20:08,289
‫می‌فهمی الان بهت چی گفتیم؟

231
00:20:09,957 --> 00:20:11,459
‫آره.

232
00:20:12,126 --> 00:20:15,004
‫باید فوراً آموزشت رو
‫با والیا میرونوف شروع کنی.

233
00:20:15,087 --> 00:20:16,881
‫می‌فهمم. ناامیدتون نمی‌کنم.

234
00:20:21,427 --> 00:20:25,223
‫بهم بگو، رفیق بلیکووا،
‫چرا به یگان فضانوردها ملحق شدی؟

235
00:20:26,390 --> 00:20:29,268
‫تا برای رسیدن به کیهان
‫جونت رو به خطر بندازی. چرا؟

236
00:20:30,728 --> 00:20:33,773
‫برای شکوه اتحاد جماهیر شوروی، طراح ارشد.

237
00:20:33,856 --> 00:20:35,900
‫جواب عالی‌ای بود، رفیق.

238
00:20:35,983 --> 00:20:38,653
‫تو اولین زن روی کره‌ی ماه خواهی بود.

239
00:20:38,736 --> 00:20:40,238
‫یه زن اهل شوروی.

240
00:20:41,405 --> 00:20:44,617
‫تو از سطح ماه با کل دنیا صحبت می‌کنی

241
00:20:44,700 --> 00:20:47,328
‫در مورد عظمت مردم شوروی.

242
00:20:48,496 --> 00:20:50,456
‫از کجا بدونم چی بگم؟

243
00:20:51,123 --> 00:20:54,627
‫خیلی از آدم‌ها توی کرملین
‫یه سخنرانی برات آماده کردن.

244
00:20:54,710 --> 00:20:57,254
‫تنها کاری که باید بکنی
‫اینه که کلمات رو حفظ کنی.

245
00:20:59,382 --> 00:21:02,051
‫[من یک زنم، ولی این قدم را ]
‫[برای همه‌ی زنان شوروی برمی‌دارم]

246
00:21:02,051 --> 00:21:04,679
‫این مأموریت باید تا زمانی که
‫با موفقیت روی ماه فرود بیای، مخفی بمونه.

247
00:21:04,762 --> 00:21:06,722
‫به هیچ‌کس نباید بگی، حتی پدرت.

248
00:21:06,806 --> 00:21:10,518
‫اون فقط...
‫بعد از تکمیل مأموریت مطلع میشه.

249
00:21:12,687 --> 00:21:14,188
‫پنهان‌کاری از همه‌چی مهمتره...

250
00:21:16,232 --> 00:21:19,235
‫سرهنگ، میشه بپرسم چرا یانا آخماتووا

251
00:21:19,318 --> 00:21:21,404
‫از این مأموریت حذف شد؟

252
00:21:21,487 --> 00:21:22,780
‫نه، نمیشه.

253
00:21:22,780 --> 00:21:24,281
‫رفیق؟

254
00:21:24,657 --> 00:21:26,158
‫رفیق؟

255
00:21:27,535 --> 00:21:30,121
‫به دکتر بوروفسکی زنگ بزن.
‫به کسی نگو.

256
00:21:36,210 --> 00:21:37,461
‫مطبوعات آمریکایی...

257
00:21:37,461 --> 00:21:39,380
‫فشار خون ۱۴ روی ۱۰.

258
00:21:39,964 --> 00:21:42,133
‫نبض هنوز تنده.

259
00:21:42,216 --> 00:21:43,843
‫عمل سال پیش
‫شاید جونت رو نجات داده باشه،

260
00:21:43,926 --> 00:21:47,346
‫ولی به قلبت فشار اومده.

261
00:21:48,013 --> 00:21:51,225
‫اگه استرست رو کم نکنی،
‫ممکنه به قیمت جونت تموم بشه.

262
00:21:52,184 --> 00:21:54,145
‫صبح برمی‌گردم
‫تا آزمایش‌های بیشتری بگیرم.

263
00:21:54,854 --> 00:21:56,355
‫میشه باهاتون صحبت کنم، لطفاً؟

264
00:21:56,647 --> 00:21:58,816
‫و ادعاهای بیشتری
‫مبنی بر اینکه سوخت کافی نبود...

265
00:21:58,899 --> 00:22:00,568
‫نمی‌تونم به اندازه‌ی کافی
‫روی اهمیتش تأکید کنم...

266
00:22:00,651 --> 00:22:02,778
‫دانشمند نازی، ورنر فون براون،

267
00:22:02,862 --> 00:22:07,241
‫ازش خواستن در مورد
‫فرود تاریخی شوروی روی ماه نظر بده.

268
00:22:07,324 --> 00:22:11,912
‫اون گفت «مهم این نیست کی اوله،
‫مهم اینه که کی توانمندتره.»

269
00:22:12,997 --> 00:22:14,498
‫نگاهش کن.

270
00:22:16,083 --> 00:22:20,212
‫یه نازی که مثل یه منجی رژه میره

271
00:22:20,296 --> 00:22:24,842
‫و من اینجا مثل یه ترسو قایم شدم...

272
00:22:27,845 --> 00:22:30,139
‫در حالی که اونا
‫یه زندگی دیگه رو نابود می‌کنن.

273
00:22:32,224 --> 00:22:33,726
‫چی شده؟

274
00:22:34,435 --> 00:22:36,562
‫یانا آخماتووا...

275
00:22:40,107 --> 00:22:44,487
‫دیگه توی مأموریت لونا ۱۶ نیست، اون...

276
00:22:45,654 --> 00:22:47,156
‫اعتراف کرده.

277
00:22:47,698 --> 00:22:50,576
‫میگن جاسوس آمریکایی‌هاست.

278
00:22:52,119 --> 00:22:53,621
‫واقعاً؟

279
00:22:57,374 --> 00:22:58,876
‫خیلی متأسفم.

280
00:23:02,213 --> 00:23:04,673
‫حقیقت اینه که هنوز بهم اعتماد ندارن.

281
00:23:07,092 --> 00:23:09,011
‫تو خیلی چیزها بهشون دادی...

282
00:23:09,094 --> 00:23:11,138
‫و با این حال به مشاوره‌هام گوش نمیدن.

283
00:23:11,222 --> 00:23:13,516
‫نقشه‌هامو رد می‌کنن و حالا...

284
00:23:14,183 --> 00:23:17,102
‫اومدن سراغ یکی از عقاب‌هام.

285
00:23:17,186 --> 00:23:18,687
‫هی، هی.

286
00:23:21,941 --> 00:23:24,318
‫و من هیچ‌کاری نمی‌کنم.

287
00:23:25,444 --> 00:23:26,946
‫هیچ‌کاری.

288
00:23:27,279 --> 00:23:28,781
‫هیچ‌کاری نمی‌کنم.

289
00:23:31,909 --> 00:23:37,164
‫♪ یه درخت توس تنها توی دشت بود ♪

290
00:23:40,876 --> 00:23:42,878
‫♪ همونجا ایستاده بود ♪

291
00:23:44,213 --> 00:23:47,883
‫♪ کسی نبود که درخت رو خم کنه ♪

292
00:23:48,384 --> 00:23:53,430
‫♪ کسی نبود که اون توس پیچان رو خم کنه ♪

293
00:24:09,280 --> 00:24:12,074
‫- خب، چه خوشگل شدی.
‫- هیس. مراقب باش.

294
00:24:12,157 --> 00:24:15,035
‫طوری نیست.
‫شوهرت تمام روز سر تمرینه.

295
00:24:15,119 --> 00:24:16,870
‫نه، همسایه‌م سمنووا.

296
00:24:16,954 --> 00:24:19,540
‫آخرش منو به کشتن میده،
‫همیشه داره فضولی می‌کنه.

297
00:24:19,623 --> 00:24:23,377
‫ولی من مثل یه موشم،
‫از لای درزها رد میشم.

298
00:24:24,003 --> 00:24:25,504
‫و تو پنیرمی.

299
00:24:26,463 --> 00:24:27,881
‫خفه شو، ساشا.

300
00:24:28,173 --> 00:24:29,675
‫خوبی؟

301
00:24:29,967 --> 00:24:31,468
‫خوبم. چی شده؟

302
00:24:31,635 --> 00:24:33,554
‫برای کارم بهم تقدیرنامه دادن.

303
00:24:34,722 --> 00:24:37,057
‫اوه، تبریک میگم، رفیق.

304
00:24:37,141 --> 00:24:38,350
‫ممنون که بهم انگیزه دادی.

305
00:24:38,350 --> 00:24:41,979
‫ظاهراً بعد از بازجویی اعتراف کامل کرده.

306
00:24:43,355 --> 00:24:46,150
‫خب، بهتره برای جلسه‌ی طبقه سوم آماده بشم.

307
00:24:47,109 --> 00:24:49,778
‫مدیریت عملیات
‫ازم خواست شرکت کنم، برای همین...

308
00:24:54,908 --> 00:24:59,788
‫لونا ۱۶. برای اجرای تستِ
‫شکست ورود مجدد ۳۷۰ آماده بشید.

309
00:25:00,372 --> 00:25:02,082
‫مسکو، لونا ۱۶.

310
00:25:02,750 --> 00:25:05,544
‫ما یه خرابی
‫توی توالی خودکار تشخیص دادیم.

311
00:25:05,627 --> 00:25:07,004
‫دریافت شد، لونا ۱۶.

312
00:25:07,004 --> 00:25:11,050
‫زمان باقی‌مونده برای ادامه‌ی
‫توقف دستی احتراق رو حساب کنین.

313
00:25:12,843 --> 00:25:15,512
‫سرعت ورود مجددتون رو خیلی بالا می‌بینیم.

314
00:25:16,346 --> 00:25:17,765
‫سه ثانیه مونده، توقف احتراق...

315
00:25:17,765 --> 00:25:19,266
‫نه، هنوز نه. نه.

316
00:25:22,519 --> 00:25:24,396
‫احتراق زود متوقف شد.

317
00:25:24,480 --> 00:25:27,232
‫فشار بیش از حد فاجعه‌بار
‫روی سپر حرارتی کپسول.

318
00:25:27,316 --> 00:25:29,902
‫- ری‌استارت توالی. دوباره امتحان می‌کنیم.
‫- عملیات تأیید شد.

319
00:25:29,985 --> 00:25:31,987
‫- والیا، متأسفم. من...
‫- از من عذرخواهی نکن.

320
00:25:32,070 --> 00:25:33,864
‫لطفاً مختصات رو
‫روی ۵۹۲۷ تنظیم کن.

321
00:25:36,283 --> 00:25:39,328
‫جفتمون می‌دونیم جات اینجا نیست.
‫قرار نبود اینجا باشی.

322
00:25:41,246 --> 00:25:43,791
‫و کسی که باید روی صندلیت می‌نشست
‫الان فرستاده شده

323
00:25:43,874 --> 00:25:45,417
‫به یه اردوگاه کار اجباری توی ناکجاآباد.

324
00:25:45,501 --> 00:25:47,586
‫- یانا...
‫- هیچ‌وقت اسمش رو نیار.

325
00:25:47,669 --> 00:25:49,505
‫اسمشو به زبونت نیار!

326
00:25:50,088 --> 00:25:51,673
‫همونجا میشینی و ساکت می‌مونی

327
00:25:51,757 --> 00:25:53,759
‫و دکمه‌هایی که بهت میگم رو فشار میدی

328
00:25:53,842 --> 00:25:55,427
‫همون موقعی که میگم فشارشون بدی!

329
00:25:55,511 --> 00:25:59,306
‫ما دوباره اینو امتحان می‌کنیم
‫و دوباره و دوباره و دوباره!

330
00:25:59,389 --> 00:26:01,558
‫و امیدوارم وقتی دو روز دیگه پرتاب شدیم،

331
00:26:01,558 --> 00:26:03,435
‫جفتمون رو به کشتن ندی.

332
00:26:03,519 --> 00:26:05,687
‫چون این زندگی واقعیه، می‌فهمی؟

333
00:26:07,856 --> 00:26:09,358
‫- آره.
‫- خوبه.

334
00:26:10,984 --> 00:26:12,653
‫مسکو، توالی ورود رو شروع کن.

335
00:26:12,736 --> 00:26:13,987
‫دریافت شد، لونا ۱۶.

336
00:26:13,987 --> 00:26:17,574
‫آماده‌سازی دوباره‌ی شبیه‌سازی
‫برای تستِ شکست ورود مجدد ۳۷۰.

337
00:26:23,497 --> 00:26:26,833
‫بهم گفت سال‌هاست با خانواده‌ش حرف نزده.

338
00:26:26,917 --> 00:26:29,294
‫پس، چطور تونسته با برادرش حرف بزنه؟

339
00:26:33,173 --> 00:26:36,176
‫ببین، اون گفت که یانا
‫سال‌هاست با خانواده‌ش حرف نزده.

340
00:26:36,677 --> 00:26:38,178
‫خب، بایدم اینو بگه. دوستشه.

341
00:26:38,679 --> 00:26:42,182
‫آره، ولی این احتمال هست که بی‌گناه باشه.

342
00:26:47,437 --> 00:26:49,356
‫می‌دونم نتیجه‌گیریم دقیق بوده.

343
00:26:50,065 --> 00:26:51,900
‫یانا اعتراف کرد، اون جاسوسه.

344
00:26:51,984 --> 00:26:53,193
‫مطمئنم دقیق بوده،

345
00:26:53,193 --> 00:26:55,070
‫ولی شاید ارزشش رو داشته باشه که
‫بیشتر بررسیش کنیم.

346
00:26:58,323 --> 00:26:59,825
‫خوشت میاد، نه؟

347
00:27:00,617 --> 00:27:02,119
‫از چی؟

348
00:27:02,369 --> 00:27:03,870
‫اینکه مجبور بشم گزارشمو پس بگیرم

349
00:27:03,954 --> 00:27:06,039
‫و جلوی سرهنگ راسکووا تحقیر بشم.

350
00:27:06,123 --> 00:27:07,582
‫معلومه که نه.
‫این چیزی نیست که می‌خوام.

351
00:27:07,582 --> 00:27:10,168
‫حسودی آخرین چیزی بود
‫که ازت انتظار داشتم، ایرینا.

352
00:27:10,252 --> 00:27:12,629
‫فقط می‌خوام مطمئن بشم
‫آدم درستی رو گرفتی.

353
00:27:52,794 --> 00:27:55,797
‫[پایگاه فضایی بایکونور]
‫[قزاقستان]

354
00:28:17,194 --> 00:28:18,695
‫داری چیکار می‌کنی؟

355
00:28:21,281 --> 00:28:24,618
‫قبل از پرتاب وستوکش،
‫گاگارین خیلی دستشویی داشت،

356
00:28:24,701 --> 00:28:26,453
‫برای همین روی لاستیک عقبی کارش رو کرد.

357
00:28:27,370 --> 00:28:29,081
‫حالا، این یه رسمه.

358
00:28:32,209 --> 00:28:34,044
‫اینکه بپاشی روی لاستیک.

359
00:28:35,504 --> 00:28:37,089
‫والنتینا هم همینطوری انجامش داد.

360
00:28:45,889 --> 00:28:46,973
‫اوه.

361
00:28:46,973 --> 00:28:48,809
‫بلیکووا، داری چیکار می‌کنی؟

362
00:28:48,892 --> 00:28:50,435
‫این دیگه چه وضعیه؟

363
00:28:52,229 --> 00:28:54,022
‫دیوونه‌ست.

364
00:30:03,174 --> 00:30:04,801
‫تخلیه‌ی اس‌اچ‌او.

365
00:30:06,511 --> 00:30:08,221
‫آمادگی یک دقیقه‌ای.

366
00:30:14,561 --> 00:30:16,062
‫آماده برای شروع.

367
00:30:17,939 --> 00:30:19,524
‫دریچه‌ی یک. در حال کشش.

368
00:30:19,608 --> 00:30:22,152
‫در حال پاکسازی. دریچه‌ی دو.

369
00:30:22,235 --> 00:30:26,239
‫استار سیتی، لونا ۱۶.
‫داریم جریان اکسیژن رو شروع می‌کنیم.

370
00:30:26,323 --> 00:30:27,907
‫دریافت شد، لونا ۱۶.

371
00:30:27,991 --> 00:30:30,327
‫باز کردن شیر اصلی اکسیژن رو ادامه بدین.

372
00:30:30,410 --> 00:30:32,287
‫- در حال باز کردن شیر اصلی اکسیژن.
‫- نه.

373
00:30:33,330 --> 00:30:34,873
‫تو فقط سخنرانیتو تمرین کن.

374
00:30:36,333 --> 00:30:37,834
‫مأموریتت همینه.

375
00:30:49,304 --> 00:30:52,098
‫بررسی نشتی کپسول لونا ۱۶ در حال انجام.

376
00:30:52,724 --> 00:30:54,559
‫فشار کابین عادیه.

377
00:30:55,185 --> 00:30:58,938
‫استار سیتی، لونا ۱۶.
‫ما آماده‌ی پرتابیم.

378
00:30:59,022 --> 00:31:01,649
‫دریافت شد، لونا ۱۶.
‫در حال باز کردن مخازن سوخت.

379
00:31:03,651 --> 00:31:05,153
‫احتراق.

380
00:31:27,592 --> 00:31:30,303
‫اضافه‌کردن ۴۳۵ متر بر ثانیه

381
00:31:30,386 --> 00:31:32,055
‫به سرعت کپسول.

382
00:31:50,615 --> 00:31:54,828
‫استار سیتی.
‫لونا ۱۶، از مرد ۱۰۰ کیلومتری رد شدین.

383
00:33:17,660 --> 00:33:19,996
‫[صداهای ضبط شده]

384
00:34:24,602 --> 00:34:27,522
‫من هیچ کار اشتباهی نکردم!

385
00:34:27,605 --> 00:34:29,065
‫من نباید اینجا باشم!

386
00:34:29,065 --> 00:34:31,776
‫دارم حقیقت رو بهتون میگم.
‫هیچ کار اشتباهی نکردم.

387
00:34:32,443 --> 00:34:33,945
‫چرا حرفمو نمی‌شنوین؟

388
00:34:34,445 --> 00:34:35,947
‫دروغ نمیگم.

389
00:34:36,489 --> 00:34:38,116
‫یه برادر دارم، ولی مُرده.

390
00:34:38,199 --> 00:34:41,327
‫و کشورم رو دوست دارم. هر کاری...

391
00:34:55,758 --> 00:34:58,845
‫«این قدم برای هر زن.»

392
00:34:59,428 --> 00:35:02,265
‫«من... من یه زنم.»

393
00:35:06,102 --> 00:35:07,603
‫«من یک زنم،»

394
00:35:08,479 --> 00:35:12,817
‫«ولی این قدم رو
‫برای همه‌ی زنان شوروی برمی‌دارم.»

395
00:35:12,817 --> 00:35:14,402
‫[آرشیو]

396
00:35:14,402 --> 00:35:15,903
‫«برای همه‌ی زنان شوروی.»

397
00:35:20,741 --> 00:35:22,243
‫و...

398
00:35:23,494 --> 00:35:25,204
‫«این قدم رو
‫برای همه‌ی کسایی برمی‌دارم...»

399
00:35:26,998 --> 00:35:28,499
‫«و همه‌ی کسایی»

400
00:35:29,417 --> 00:35:30,918
‫«که زندگی‌شون رو...»

401
00:35:32,837 --> 00:35:34,380
‫«وقف کردن...»

402
00:35:34,463 --> 00:35:40,219
‫«برای سبک زندگی مارکسیست-لنینیستی.»

403
00:35:41,387 --> 00:35:45,308
‫«برای سبک زندگی مارکسیست-لنینیستی.»

404
00:35:47,894 --> 00:35:49,395
‫می‌تونی بری بیرون.

405
00:35:50,521 --> 00:35:52,356
‫«برای کسایی که فداکاری کردن...»

406
00:35:53,816 --> 00:35:55,276
‫«که فداکاری کردن...»

407
00:35:55,276 --> 00:35:58,279
‫«برای سرزمین مادری...
‫برای سرزمین مادری فداکاری کردن.»

408
00:36:04,702 --> 00:36:09,707
‫«سرزمینی که روی این ایده بنا شده
‫که همه‌مون برابر...»

409
00:36:10,875 --> 00:36:14,211
‫«سرزمینی که روی این ایده بنا شده»

410
00:36:14,921 --> 00:36:19,634
‫«که همه‌مون برابریم»

411
00:36:20,217 --> 00:36:21,886
‫«در پیشگاه انقلاب.»

412
00:36:39,153 --> 00:36:40,738
‫[ایوان آندریویچ آخماتوف]
‫[۱۹۴۸-۱۹۴۹]

413
00:37:04,970 --> 00:37:06,472
‫بیا اینجا!

414
00:37:12,103 --> 00:37:14,438
‫متأسفم، سرهنگ راسکووا.
‫فکر کردم برای امشب رفتین.

415
00:37:15,731 --> 00:37:18,651
‫تو دختر جدیدی، از مسکو. درسته؟

416
00:37:19,151 --> 00:37:20,653
‫آره، درسته.

417
00:37:37,753 --> 00:37:40,339
‫ادعا می‌کنی فضانورد آخماتووا
‫اشتباهی دستگیر شده،

418
00:37:40,423 --> 00:37:42,508
‫که اون کسی نیست که ما دنبالشیم؟

419
00:37:42,591 --> 00:37:44,093
‫درسته.

420
00:37:44,176 --> 00:37:46,011
‫برادرش وقتی بچه بود مُرده.

421
00:37:46,095 --> 00:37:47,763
‫هیچ ارتباطی با اون نویسنده‌ی مخالف نداره.

422
00:37:47,847 --> 00:37:49,473
‫اونا فقط تشابه اسمی دارن.

423
00:37:49,557 --> 00:37:50,933
‫یه اشتباه سهوی بود.

424
00:37:50,933 --> 00:37:53,102
‫- کسی که گوش میده...
‫- همچین چیزی وجود نداره.

425
00:37:54,687 --> 00:37:56,063
‫این کار خوبیه.

426
00:37:56,063 --> 00:37:58,524
‫ممنون، سرهنگ راسکووا.
‫باعث افتخارمه که این‌طور فکر می‌کنین.

427
00:37:58,607 --> 00:38:00,985
‫اینجا گفتی این تناقض رو سهواً

428
00:38:01,068 --> 00:38:03,279
‫- در طول وظایف عادیت شنیدی.
‫- بله، سرهنگ.

429
00:38:03,362 --> 00:38:07,032
‫ولی تو مأمور نیستی که
‫به فضانورد ساشا پولیوانوف گوش بدی.

430
00:38:09,660 --> 00:38:12,204
‫نه، اون داشت با تانیا میرونووا حرف می‌زد.

431
00:38:12,788 --> 00:38:15,791
‫اینو به اون گفت.
‫توی گزارشم بهش اشاره کردم.

432
00:38:18,002 --> 00:38:20,588
‫آره. اینجا می‌بینمش.

433
00:38:24,466 --> 00:38:26,218
‫ولی هیچ اشاره‌ای نکردی که
‫با هم رابطه داشتن.

434
00:38:30,848 --> 00:38:32,349
‫من...

435
00:38:33,559 --> 00:38:35,060
‫با هم رابطه داشتن، نه؟

436
00:38:36,979 --> 00:38:39,356
‫- بله.
‫- چرا توی گزارشت نیست؟

437
00:38:41,400 --> 00:38:45,070
‫حس نکردم برای پرونده ضروری باشه.

438
00:38:45,154 --> 00:38:48,073
‫خب، شغل تو اینه که
‫هر چیزی رو می‌شنوی یادداشت کنی.

439
00:38:48,157 --> 00:38:50,284
‫بله، خانم. متأسفم.

440
00:38:52,119 --> 00:38:54,955
‫اوه، نه. بد برداشت نکن.
‫از کارت تحت‌تأثیر قرار گرفتم.

441
00:38:57,708 --> 00:38:59,210
‫کجا بزرگ شدی؟

442
00:38:59,710 --> 00:39:01,212
‫روبلیوفکا.

443
00:39:01,921 --> 00:39:03,881
‫آره. می‌تونم بوش رو ازت حس کنم.

444
00:39:04,965 --> 00:39:06,467
‫امتیاز.

445
00:39:07,843 --> 00:39:10,346
‫این یه افسانه‌ی اتحاد جماهیر شورویه،

446
00:39:11,221 --> 00:39:15,392
‫که بعد از انقلاب،
‫ما برابری‌طلب‌تر شدیم.

447
00:39:16,143 --> 00:39:17,645
‫نه.

448
00:39:17,645 --> 00:39:19,146
‫هنوزم نورچشمی‌ها وجود دارن.

449
00:39:19,855 --> 00:39:23,233
‫انقلاب فقط اونا رو تغییر قیافه داد.

450
00:39:26,654 --> 00:39:28,155
‫مثل تو.

451
00:39:29,865 --> 00:39:32,701
‫ایرینا واسیلیونا موروزووا،

452
00:39:34,036 --> 00:39:36,872
‫تو آینده‌داری، ولی سستی.

453
00:39:38,123 --> 00:39:39,792
‫هیچ‌وقت برای هیچی نمی‌جنگی.

454
00:39:40,376 --> 00:39:42,503
‫فرض می‌کنی همه‌چی رو میذارن کف دستت.

455
00:39:44,463 --> 00:39:45,965
‫این‌طوری هستی؟

456
00:39:47,091 --> 00:39:48,592
‫نه.

457
00:39:52,721 --> 00:39:54,223
‫باهام بیا.

458
00:39:54,223 --> 00:39:55,391
‫به کجا؟

459
00:39:55,391 --> 00:39:56,892
‫که این اشتباه رو درست کنیم.

460
00:40:06,694 --> 00:40:08,862
‫بلیکووا داره لباس می‌پوشه
‫که برای راهپیمایی فضایی،

461
00:40:08,946 --> 00:40:10,864
‫از مدارگرد به سطح‌نشین بره.

462
00:40:10,948 --> 00:40:12,658
‫جدا شدن و فرود طبق برنامه‌ست.

463
00:40:29,216 --> 00:40:31,176
‫فشار محفظه به نزدیک خلأ رسیده.

464
00:40:31,260 --> 00:40:32,761
‫آماده برای باز کردن دریچه.

465
00:40:33,053 --> 00:40:35,097
‫دریافت شد
‫و در حال باز کردن دریچه‌ی قفلیم.

466
00:41:03,250 --> 00:41:07,087
‫دارم در امتداد سفینه
‫به سمت دریچه‌ی سطح‌نشین ماه میرم.

467
00:41:07,171 --> 00:41:09,173
‫باید آروم بری، آناستازیا.

468
00:41:09,673 --> 00:41:11,508
‫یه دست روی اون یکی دست.

469
00:41:11,592 --> 00:41:14,303
‫دریافت شد. همه‌چی عادیه.

470
00:41:29,067 --> 00:41:30,235
‫صبر کن.

471
00:41:30,235 --> 00:41:31,737
‫دارم توی لباسم
‫یه هشدار دریافت می‌کنم.

472
00:41:37,409 --> 00:41:39,536
‫کربن‌دی‌اکسید داره خیلی سریع بالا میره.

473
00:41:39,620 --> 00:41:41,371
‫تصفیه‌کننده حتماً خراب شده.

474
00:41:41,455 --> 00:41:43,165
‫کنترل زمینی، راهی هست که

475
00:41:43,248 --> 00:41:45,250
‫بتونم کربن‌دی‌اکسید اضافی رو تخلیه کنم؟

476
00:41:45,334 --> 00:41:47,252
‫دریافت شد.
‫داریم روش کار می‌کنیم.

477
00:41:49,171 --> 00:41:52,966
‫بلیکووا، ازت می‌خوایم
‫شیر مدار تهویه رو باز و بسته کنی.

478
00:41:53,634 --> 00:41:55,219
‫دریافت شد.
‫در حال باز و بسته کردن شیر.

479
00:41:57,971 --> 00:41:59,473
‫کنترل زمینی، کار نکرد.

480
00:42:00,057 --> 00:42:01,808
‫کربن‌دی‌اکسید هنوز داره بالا میره.

481
00:42:02,768 --> 00:42:04,561
‫آناستازیا، برگرد به کپسول فرماندهی.

482
00:42:04,645 --> 00:42:06,146
‫نه.

483
00:42:07,105 --> 00:42:09,650
‫اگه الان برگردم، مجبور میشیم
‫مأموریت رو لغو کنیم. من برنمی‌گردم.

484
00:42:10,234 --> 00:42:11,610
‫فرصت فرود رو از دست میدیم.

485
00:42:11,610 --> 00:42:14,112
‫باید به سطح‌نشین برسم.
‫هنوز می‌تونم بهش برسم.

486
00:42:14,196 --> 00:42:15,781
‫لعنتی.

487
00:42:16,823 --> 00:42:20,535
‫خیلی خب، همگی، باید یه راهی
‫برای تعمیر اون لباس پیدا کنیم.

488
00:42:22,162 --> 00:42:24,665
‫کربن‌دی‌اکسید هنوز داره بالا میره.

489
00:42:25,374 --> 00:42:26,917
‫کند پیش میره.

490
00:42:28,126 --> 00:42:32,005
‫دیدم داره... داره تار میشه.

491
00:42:32,089 --> 00:42:34,383
‫به من گوش کن.
‫باید برسی به سطح‌نشین.

492
00:42:34,466 --> 00:42:36,468
‫ثانیه‌به‌ثانیه مهمه، آناستازیا.

493
00:42:36,551 --> 00:42:40,973
‫باید همین الان عملکرد تصفیه‌کننده‌ی
‫کربن‌دی‌اکسید رو برگردونیم،

494
00:42:41,056 --> 00:42:42,724
‫وگرنه از هوش میره.

495
00:42:42,808 --> 00:42:45,852
‫تصفیه‌کننده حتماً خرابه.
‫از این پایین هیچ‌کاری از دستمون برنمیاد.

496
00:42:45,936 --> 00:42:49,439
‫خب، شاید اگه زوزدا توی ساختِ
‫لباس فضاییشون بهتر عمل می‌کرد...

497
00:42:49,523 --> 00:42:51,274
‫واقعاً کمک بزرگی بود، ویکتور.
‫بابتش خیلی ممنون.

498
00:42:51,358 --> 00:42:52,901
‫سطح فعلی کربن‌دی‌اکسید چقدره؟

499
00:42:53,986 --> 00:42:55,487
‫طراح ارشد؟

500
00:42:55,862 --> 00:42:57,364
‫۱۳ درصد و در حال افزایش.

501
00:42:57,406 --> 00:42:59,741
‫باز و بسته کردن
‫شیر مدار تهویه رو امتحان کردیم؟

502
00:42:59,825 --> 00:43:01,576
‫آره، کمکی نکرد.
‫فن تهویه خراب شده.

503
00:43:01,660 --> 00:43:03,996
‫وقت داره به سطح‌نشین برگرده
‫و فشار رو تنظیم کنه؟

504
00:43:04,079 --> 00:43:07,457
‫با این میزان تقلای فعلی،
‫تا یه دقیقه‌ی دیگه از هوش میره.

505
00:43:07,541 --> 00:43:09,167
‫چطوری سطح کربن‌دی‌اکسید رو بیاریم پایین؟

506
00:43:09,251 --> 00:43:11,169
‫حرکت کردن داره سخت‌تر میشه.

507
00:43:11,253 --> 00:43:13,255
‫چطوری سطح کربن‌دی‌اکسید رو بیاریم پایین؟

508
00:43:15,215 --> 00:43:17,592
‫گفتم
‫«چطوری کربن‌دی‌اکسید رو بیاریم پایین؟»

509
00:43:19,052 --> 00:43:20,554
‫بله؟

510
00:43:21,430 --> 00:43:23,724
‫اگه لباسش رو سوراخ کنه...

511
00:43:23,807 --> 00:43:25,684
‫- چی؟ لباسش رو سوراخ کنه؟
‫- بذارین حرفشو بزنه.

512
00:43:25,767 --> 00:43:29,688
‫فشار توی لباس
‫به طرز خطرناکی افت می‌کنه،

513
00:43:29,771 --> 00:43:32,274
‫- ولی کربن‌دی‌اکسید می‌تونه خارج بشه.
‫- ممکنه خفه بشه.

514
00:43:32,357 --> 00:43:33,775
‫اگه قبلش از هوش نره.

515
00:43:33,775 --> 00:43:35,652
‫چقدر وقت داره قبل از اینکه از هوش بره؟

516
00:43:35,736 --> 00:43:38,363
‫شاید دو دقیقه؟

517
00:43:38,864 --> 00:43:40,365
‫برای اینکه بره داخل، دریچه رو ببنده

518
00:43:40,449 --> 00:43:42,576
‫و قبل از اینکه از هوش بره
‫دوباره فشار رو تنظیم کنه.

519
00:43:42,659 --> 00:43:44,161
‫اسمت چیه؟

520
00:43:44,619 --> 00:43:45,746
‫سرگئی نیکولوف.

521
00:43:45,746 --> 00:43:48,415
‫با لونا ۱۶ ارتباط برقرار کن.
‫با راه‌حل سرگئی نیکولوف پیش میریم.

522
00:43:49,207 --> 00:43:51,376
‫لونا ۱۶، استار سیتی. صدامو داری؟

523
00:43:51,460 --> 00:43:53,503
‫لباس رو سوراخ کنم؟

524
00:43:54,129 --> 00:43:55,338
‫چطوری؟

525
00:43:55,338 --> 00:43:57,966
‫یه آنتن باند اس
‫روی سطح خارجی سطح‌نشین هست

526
00:43:58,049 --> 00:43:59,551
‫کنار دریچه.

527
00:43:59,968 --> 00:44:02,888
‫ازش استفاده کن
‫تا لباس رو روی دست چپت سوراخ کنی

528
00:44:02,971 --> 00:44:04,473
‫کنار شیر تخلیه.

529
00:44:04,556 --> 00:44:06,057
‫مراقب باش.

530
00:44:06,308 --> 00:44:08,727
‫سوراخ نباید بیشتر از چهار میلی‌متر باشه.

531
00:44:08,810 --> 00:44:10,187
‫این دیوونگیه، طراح ارشد.

532
00:44:10,187 --> 00:44:12,272
‫فشار لباسش به شدت افت می‌کنه.
‫در عرض چند دقیقه توی خلأ قرار می‌گیره.

533
00:44:12,355 --> 00:44:13,440
‫این تنها راهه،

534
00:44:13,440 --> 00:44:16,818
‫وگرنه اون تصفیه‌کننده همینطوری لباس رو
‫از کربن‌دی‌اکسید پر می‌کنه.

535
00:44:16,902 --> 00:44:19,029
‫وقتی برگشت به سطح‌نشین
‫می‌تونه وصله‌ش کنه.

536
00:44:19,654 --> 00:44:21,490
‫ناامیدتون نمی‌کنم، طراح ارشد.

537
00:44:21,573 --> 00:44:23,241
‫می‌دونم، عقاب من. می‌دونم.

538
00:44:29,372 --> 00:44:30,874
‫[فشار کربن‌دی‌اکسید]

539
00:44:48,058 --> 00:44:50,101
‫آناستازیا؟ آناستازیا، خوبی؟

540
00:44:50,185 --> 00:44:53,146
‫تخلیه از سوراخ باعث شد دستم ول بشه.

541
00:44:55,065 --> 00:44:57,400
‫کابل نگهم داشت.
‫دارم برمی‌گردم بالا.

542
00:45:00,445 --> 00:45:03,114
‫برگشتم به سفینه.
‫سعی می‌کنم ادامه بدم.

543
00:45:03,198 --> 00:45:05,158
‫آناستازیا، وقت نداری که کابل رو وصل کنی.

544
00:45:05,242 --> 00:45:06,743
‫فقط... ولش کن.

545
00:45:07,994 --> 00:45:10,163
‫یه لحظه هم هدر نده.
‫برو، برو، برو، برو، برو.

546
00:45:17,587 --> 00:45:19,673
‫بجنب، آناستازیا. بجنب، بجنب.

547
00:45:27,347 --> 00:45:29,724
‫۱۵ متر با دریچه‌ی سطح‌نشین فاصله دارم.

548
00:45:29,808 --> 00:45:31,518
‫باید الان بری وگرنه نمی‌رسی.

549
00:46:34,873 --> 00:46:37,000
‫آره.

550
00:47:00,815 --> 00:47:02,317
‫میشه بهم نگاه کنی؟

551
00:47:06,654 --> 00:47:08,198
‫ایشون رفیق موروزوواست.

552
00:47:08,990 --> 00:47:10,992
‫اون میگه یه اشتباهی شده.

553
00:47:12,619 --> 00:47:14,120
‫که تو جاسوس نیستی.

554
00:47:15,371 --> 00:47:18,875
‫که برادرت در واقع
‫وقتی فقط یه سالش بود مُرده.

555
00:47:23,213 --> 00:47:24,964
‫این اطلاعات درسته؟

556
00:47:30,595 --> 00:47:32,096
‫می‌تونی بهم جواب بدی.

557
00:47:35,809 --> 00:47:37,310
‫سعی کردم بهشون بگم.

558
00:47:38,144 --> 00:47:40,939
‫بارها و بارها و بارها.

559
00:47:41,564 --> 00:47:43,107
‫ولی گفتن دارم دروغ میگم.

560
00:47:44,526 --> 00:47:47,362
‫هرچی بیشتر می‌گفتم،
‫بیشتر کتکم می‌زدن.

561
00:47:49,781 --> 00:47:51,282
‫فقط می‌خواستم تموم بشه.

562
00:47:51,866 --> 00:47:53,910
‫و اگه دستور آزادیت رو بدم...

563
00:47:57,372 --> 00:47:59,082
‫برمی‌گردم سر تمرینم.

564
00:48:00,917 --> 00:48:02,669
‫و کاری رو می‌کنم که...

565
00:48:03,711 --> 00:48:05,797
‫هرچیزی که برای برنامه‌ی فضایی بهترینه.

566
00:48:17,308 --> 00:48:20,937
‫ممنون. ممنون. ممنون.

567
00:48:21,020 --> 00:48:23,523
‫امشب پتانسیل خودت رو نشون دادی، رفیق.

568
00:48:23,606 --> 00:48:25,483
‫پتانسیلی فراتر از آموزشت.

569
00:48:26,109 --> 00:48:29,195
‫ممکنه آینده‌ی درخشانی
‫توی استار سیتی داشته باشی.

570
00:48:30,822 --> 00:48:33,908
‫ولی اول باید بهم نشون بدی

571
00:48:35,076 --> 00:48:37,662
‫که توانایی تکمیل مأموریت رو داری.

572
00:48:40,164 --> 00:48:41,291
‫نمی‌فهمم.

573
00:48:41,416 --> 00:48:42,625
‫نه. خواهش می‌کنم.

574
00:48:42,625 --> 00:48:44,085
‫- به هیچ‌کس هیچی نمیگم...
‫- بهش شلیک کن.

575
00:48:44,085 --> 00:48:45,753
‫قول میدم.
‫به هیچ‌کس هیچی نمیگم، خواهش می‌کنم.

576
00:48:45,837 --> 00:48:47,797
‫- چرا؟ اون که کار اشتباهی نکرده؟
‫- نمیگم، خواهش می‌کنم. نه.

577
00:48:47,880 --> 00:48:51,634
‫- هیچی نمیگم، خواهش می‌کنم.
‫- ما آدمای بیگناه رو دستگیر نمی‌کنیم، رفیق.

578
00:48:51,718 --> 00:48:53,177
‫نمیگم، خواهش می‌کنم.

579
00:48:53,177 --> 00:48:55,221
‫- قدرتمون به این بستگی داره.
‫- به هیچ‌کس هیچی نمیگم.

580
00:48:55,305 --> 00:48:56,806
‫خواهش می‌کنم،
‫قرار نیست چیزی بگم.

581
00:48:56,848 --> 00:48:58,057
‫نمی‌تونم.

582
00:48:58,057 --> 00:48:59,559
‫نمی‌خوام بمیرم. نه، نه.

583
00:49:00,476 --> 00:49:02,270
‫- من.. فقط می‌خوام برگردم سر کار.
‫- نمی‌تونم.

584
00:49:02,353 --> 00:49:03,896
‫فقط می‌خوام برم سر کار.
‫فقط می‌خوام...

585
00:49:03,980 --> 00:49:06,149
‫خواهش می‌کنم، نه. نه...نه.

586
00:49:06,232 --> 00:49:08,234
‫خواهش می‌کنم، این کار رو نکنین.
‫خواهش می‌کنم. من هیچی...

587
00:49:08,735 --> 00:49:11,070
‫ممنون. خیلی ممنون.

588
00:49:11,571 --> 00:49:13,281
‫فقط می‌خوام پرواز کنم،
‫این تمام چیزیه که همیشه...

589
00:50:43,579 --> 00:50:44,914
‫رفیق بلیکووا.

590
00:50:44,914 --> 00:50:48,793
‫باید دوربینت رو دقیقاً ۲۰ متر
‫جلوتر از سطح‌نشین ال‌کا تنظیم کنی.

591
00:50:48,876 --> 00:50:52,380
‫مطمئن شو که پرچم شوروی
‫دقیقاً سه متر سمت راست قرار گرفته.

592
00:50:52,463 --> 00:50:54,507
‫پخشت رو تا ۹۰ ثانیه‌ی دیگه شروع می‌کنیم.

593
00:50:55,466 --> 00:50:56,968
‫رفیق بلیکووا، صدامو داری؟

594
00:51:13,359 --> 00:51:15,361
‫من یک زنم،

595
00:51:16,320 --> 00:51:21,158
‫ولی این قدم رو برای
‫همه‌ی زنان اتحاد جماهیر شوروی برمی‌دارم.

596
00:51:22,118 --> 00:51:25,538
‫این قدم رو برای همه‌ی کسایی برمی‌دارم

597
00:51:25,538 --> 00:51:27,790
‫که زندگی‌شون رو وقت کردن

598
00:51:27,873 --> 00:51:30,876
‫برای سبک زندگی مارکسیست-لنینیستی.

599
00:51:33,921 --> 00:51:37,133
‫که فدا... کاری... کردن...

600
00:51:39,885 --> 00:51:41,470
‫...زند...گی...

601
00:52:03,784 --> 00:52:05,286
‫ایستادن در اینجا...

602
00:52:06,954 --> 00:52:11,334
‫نگاه کردن به این دنیای جدید زیبا...

603
00:52:11,417 --> 00:52:14,837
‫آگاهم می‌کنه که...

604
00:52:14,920 --> 00:52:19,050
‫من به خاطر کسایی که
‫قبل از من اومدن اینجام.

605
00:52:25,014 --> 00:52:26,515
‫فیلسوفووا.

606
00:52:28,017 --> 00:52:29,518
‫ترشکووا.

607
00:52:34,982 --> 00:52:36,609
‫یانا آخماتووا.

608
00:52:39,528 --> 00:52:42,740
‫میهن‌پرستان باهوش و سرسخت.

609
00:52:45,326 --> 00:52:47,370
‫اونا بهترین ما هستن.

610
00:52:47,453 --> 00:52:48,954
‫این لحظه...

611
00:52:48,996 --> 00:52:50,706
‫- این لحظه برای اوناست.
‫- متوقفش کن.

612
00:52:51,499 --> 00:52:53,584
‫- صدا رو قطع کن.
‫- باید اونا رو به یاد داشته باشیم.

613
00:52:54,210 --> 00:52:55,711
‫همین الان!

614
00:52:58,214 --> 00:52:59,924
‫باید به یاد داشته باشیم که...

615
00:53:35,167 --> 00:53:37,795
‫به نظر میاد که ارتباط صوتیمون قطع شده

616
00:53:37,878 --> 00:53:40,172
‫از فید فرا مائورو.

617
00:53:41,132 --> 00:53:44,927
‫ولی همون‌طور که می‌بینین،
‫فضانورد آناستازیا بلیکووا

618
00:53:45,010 --> 00:53:47,179
‫در طول این رویداد تاریخی
‫هنوز داره با اتحاد جماهیر شوروی حرف می‌زنه.

619
00:53:47,263 --> 00:53:50,266
‫امیدوار بود برای فرود بیدار بمونه،

620
00:53:50,266 --> 00:53:52,351
‫ولی خیلی خسته بود.

621
00:53:53,435 --> 00:53:54,937
‫ممنون.

622
00:53:55,271 --> 00:53:57,439
‫- به عنوان اولین زن روی کره‌ی ماه...
‫- فردا می‌بینمت.

623
00:53:57,523 --> 00:53:59,733
‫اون برای همه‌ی ما الهام‌بخشه.

624
00:54:00,776 --> 00:54:03,320
‫میلیون‌ها شهروند
‫از کشورهای سراسر دنیا

625
00:54:03,404 --> 00:54:05,531
‫در حال حاضر دارن این پخش رو تماشا می‌کنن.

626
00:54:06,365 --> 00:54:09,660
‫و شاهد این هستن که
‫چه چیزی ممکنه برای کسایی که...

627
00:54:09,743 --> 00:54:12,413
‫به قول فضانورد بلیکووا،

628
00:54:12,913 --> 00:54:16,709
‫«خودشون رو وقف سبک زندگی
‫مارکسیست-لنینیستی کردن.»

629
00:54:17,877 --> 00:54:19,503
‫کلمات الهام‌بخشیه.

