﻿1
00:00:33,616 --> 00:00:35,618
‫تو اولین زنی هستی
‫که روی ماه قدم گذاشته.

2
00:00:37,620 --> 00:00:39,372
‫این یه کم ازت محافظت می‌کنه.

3
00:00:42,792 --> 00:00:45,086
‫اولین بودن از گاگارین محافظتی نکرد.

4
00:00:50,383 --> 00:00:52,260
‫مسیر پرواز
‫در محدوده‌ی پارامترهای مأموریته.

5
00:00:52,343 --> 00:00:53,428
‫دستور رو بده.

6
00:00:53,428 --> 00:00:56,014
‫لونا ۱۶، برای شروع احتراق خروج از مدار
‫مجاز هستید.

7
00:00:56,097 --> 00:00:57,974
‫استار سیتی، لونا۱۶.

8
00:00:58,057 --> 00:01:00,560
‫احتراق خودکار خروج از مدار،

9
00:01:00,560 --> 00:01:03,521
‫شروع در ساعت ۰۸:۰۷ به‌وقت جهانی.

10
00:01:03,605 --> 00:01:05,523
‫مدت زمان، ۱۲۲ ثانیه.

11
00:01:13,239 --> 00:01:14,574
‫استار سیتی.

12
00:01:14,574 --> 00:01:16,576
‫احتراق خروج از مدار
‫به نیمه نزدیک میشه.

13
00:01:16,659 --> 00:01:18,286
‫دریافت شد، لونا ۱۶.

14
00:01:26,252 --> 00:01:27,754
‫استار سیتی، لونا ۱۶.

15
00:01:28,421 --> 00:01:29,923
‫احتراق خروج از مدار کامل شد.

16
00:01:29,964 --> 00:01:33,092
‫دریافت شد، لونا ۱۶.
‫جداسازی رو شروع کنید.

17
00:01:33,176 --> 00:01:37,222
‫شروع جداسازی در ۳، ۲، ۱.

18
00:01:42,018 --> 00:01:43,520
‫جداسازی کامل...

19
00:01:49,234 --> 00:01:50,735
‫هنوز متصله.

20
00:01:50,735 --> 00:01:52,070
‫جدا نشد.

21
00:01:52,070 --> 00:01:54,864
‫استار سیتی،
‫یه پیچ اتصال معیوب دیگه داریم.

22
00:01:54,948 --> 00:01:56,574
‫دارن ماژول خدمات رو
‫پشت سرشون می‌کشن.

23
00:01:56,658 --> 00:01:59,577
‫- دمای بدنه بحرانیه.
‫- آروم باش. آروم باش.

24
00:01:59,661 --> 00:02:01,913
‫نفرستادیمشون ماه
‫که حالا از دستشون بدیم.

25
00:02:01,996 --> 00:02:04,874
‫جو اون کابل رو می‌سوزونه.

26
00:02:04,958 --> 00:02:08,086
‫اگه نسوزونه، تنها کسایی نیستن
‫که به تشییع جنازه‌ی دولتی نیاز پیدا می‌کنن.

27
00:02:08,169 --> 00:02:09,921
‫مسخره‌بازی درنیار.

28
00:02:10,004 --> 00:02:11,756
‫دولت هرگز پول تشییع جنازه‌ی ما رو نمیده.

29
00:02:13,299 --> 00:02:14,801
‫- ارتباطات رو وصل کن.
‫- قربان.

30
00:02:21,224 --> 00:02:23,643
‫عقاب‌های من، بهتون قول میدم،

31
00:02:23,726 --> 00:02:26,479
‫اون کپسول
‫از بهترین تیتانیومی ساخته شده

32
00:02:26,562 --> 00:02:28,731
‫که اتحاد جماهیر شوروی تا حالا تولید کرده.

33
00:02:29,607 --> 00:02:32,568
‫تا وقتی کابل پاره بشه دووم میاره.

34
00:02:50,878 --> 00:02:52,755
‫استار سیتی،
‫وضعیت اصلاح شد.

35
00:02:53,965 --> 00:02:55,508
‫دمای بدنه داره میاد پایین.

36
00:02:55,591 --> 00:02:57,969
‫لونا ۱۶، می‌تونین مسیر پروازتون رو
‫تأیید کنین؟

37
00:02:58,052 --> 00:02:59,804
‫خیلی تندتر از چیزی که
‫برنامه‌ریزی شده بود داریم میایم.

38
00:03:01,055 --> 00:03:02,557
‫کجان؟

39
00:03:03,474 --> 00:03:05,101
‫۳۰۰... نه...

40
00:03:05,184 --> 00:03:08,062
‫۴۵۰ کیلومتر خارج از مسیر.

41
00:03:08,146 --> 00:03:11,232
‫فلات سیبری مرکزی نزدیک دریاچه‌ی بایکال.

42
00:03:11,315 --> 00:03:13,609
‫تیم بازیابی، اون مختصات رو دارین؟

43
00:03:46,517 --> 00:03:48,019
‫بریم یه هوایی بخوریم.

44
00:04:39,237 --> 00:04:41,948
‫کی می‌دونه چقدر طول می‌کشه
‫تا بهمون برسن؟

45
00:04:43,407 --> 00:04:46,077
‫میرم منور رو از کیت اضطراری بیارم.

46
00:04:48,204 --> 00:04:50,456
‫- والیا.
‫- چیه؟

47
00:04:50,540 --> 00:04:52,041
‫اسلحه رو بیار. اسلحه رو بیار.

48
00:04:53,251 --> 00:04:55,878
‫تکون نخور.

49
00:07:18,103 --> 00:07:19,605
‫به خونه خوش اومدی، رفیق.

50
00:07:24,360 --> 00:07:26,570
‫اجازه بدین
‫معاون رئیس تاراسوف رو معرفی کنم.

51
00:07:29,281 --> 00:07:30,783
‫بشین.

52
00:07:34,787 --> 00:07:36,288
‫این زن رو می‌شناسی؟

53
00:07:40,918 --> 00:07:42,419
‫- نه.
‫- واقعاً؟

54
00:07:42,878 --> 00:07:44,839
‫ایشون آناستازیا بلیکووا هستن،

55
00:07:44,922 --> 00:07:46,590
‫اولین زن روی ماه.

56
00:07:46,674 --> 00:07:48,843
‫برخلاف تو، می‌دونه چطور

57
00:07:48,843 --> 00:07:52,304
‫در راستای بهترین منافع دولت رفتار کنه.

58
00:07:53,639 --> 00:07:56,183
‫اسم آناستازیا بلیکووا...

59
00:07:57,184 --> 00:07:59,311
‫دیگه متعلق به تو نیست، رفیق.

60
00:08:03,274 --> 00:08:05,442
‫من... من... نمی‌دونم چی بگم.

61
00:08:05,526 --> 00:08:07,611
‫ممانعتی که روی ماه نداشتی.

62
00:08:09,446 --> 00:08:13,200
‫وقتی سرهنگ راسکووا
‫پیشنهاد داد جای خالی نفر قبلی رو

63
00:08:13,242 --> 00:08:15,286
‫توی این مأموریت پر کنی،

64
00:08:15,286 --> 00:08:18,163
‫بهم اطمینان داد موقعیتت رو درک می‌کنی.

65
00:08:18,247 --> 00:08:19,748
‫آره، درک کردم. می‌کنم.

66
00:08:19,832 --> 00:08:21,625
‫ولی، الان اینجا هستم،

67
00:08:21,625 --> 00:08:24,169
‫توی اعماق سیبری پشت یه کامیون.

68
00:08:25,379 --> 00:08:27,548
‫اگه دوباره یه همچین اتفاقی بیفته...

69
00:08:27,631 --> 00:08:29,174
‫نمی‌افته، سرهنگ راسکووا.

70
00:08:30,593 --> 00:08:32,094
‫قسم می‌خورم.

71
00:08:33,137 --> 00:08:34,638
‫خوبه.

72
00:08:41,937 --> 00:08:43,439
‫خب، حالا که این قضیه حل شد.

73
00:08:43,522 --> 00:08:45,983
‫از اینجا میری به فرودگاه اولان‌اوده

74
00:08:45,983 --> 00:08:48,444
‫و از اونجا پرواز می‌کنی به استار سیتی

75
00:08:49,153 --> 00:08:51,697
‫تا برای رژه در میدان سرخ آماده بشی.

76
00:08:51,780 --> 00:08:54,366
‫بعد از یه تور کوتاه در وطن،

77
00:08:54,992 --> 00:08:56,827
‫برنامه داریم بفرستیمت پاریس،

78
00:08:57,411 --> 00:09:00,873
‫تا دستاورد تاریخیت رو
‫با مطبوعات جهان جشن بگیری،

79
00:09:01,415 --> 00:09:04,418
‫و به‌عنوان نماد برتری اخلاقی شوروی.

80
00:09:05,210 --> 00:09:08,630
‫ولی با این حال،
‫یه مسئله هست که باید حلش کنیم.

81
00:09:10,299 --> 00:09:13,510
‫نمی‌تونی الگوی زنان شوروی باشی،

82
00:09:13,594 --> 00:09:15,095
‫در حالی که یه زن مجردی.

83
00:09:21,060 --> 00:09:22,686
‫ولی من یه زن مجردم.

84
00:09:24,980 --> 00:09:28,525
‫برای همین هم
‫در پایان سفر ازدواج می‌کنی.

85
00:09:28,609 --> 00:09:30,110
‫ازدواج؟

86
00:09:32,654 --> 00:09:34,740
‫لازمه؟

87
00:09:34,823 --> 00:09:36,950
‫داری میگی حاضر به همکاری نیستی؟

88
00:09:38,660 --> 00:09:40,162
‫نه.

89
00:09:40,537 --> 00:09:42,039
‫نه، نه.

90
00:09:45,584 --> 00:09:46,752
‫من... نمی‌دونم... من...

91
00:09:46,752 --> 00:09:49,671
‫- پدرم، باید باهاش صحبت کنم...
‫- به پدرت اطلاع داده میشه.

92
00:09:49,755 --> 00:09:51,381
‫از قبل همه‌ی هماهنگی‌ها رو انجام دادیم.

93
00:09:51,465 --> 00:09:55,219
‫یه... یه عروسی زیبای شوروی میشه.

94
00:09:58,013 --> 00:09:59,515
‫تبریک میگم.

95
00:10:02,643 --> 00:10:05,729
‫میشه بپرسم قراره با کی ازدواج کنم؟

96
00:10:10,442 --> 00:10:12,152
‫- داری باهام شوخی می‌کنی؟
‫- جوونه،

97
00:10:12,236 --> 00:10:13,445
‫قیافه‌ش هم بد نیست،

98
00:10:13,445 --> 00:10:15,948
‫و اتفاقاً مشهورترین زن
‫روی کره‌ی زمین هم هست.

99
00:10:16,031 --> 00:10:18,784
‫- دلیل نمیشه دلم می‌خواد باهاش ازدواج کنم.
‫- هر مرد مجردی توی اتحاد جماهیر شوروی

100
00:10:18,867 --> 00:10:21,161
‫آخرین روبلش رو میده تا جای تو باشه.

101
00:10:21,245 --> 00:10:22,329
‫خب، پس از یکی از اونا بخواه.

102
00:10:22,329 --> 00:10:24,706
‫این‌طور نیست که
‫کس دیگه‌ای منتظرت باشه، هست؟

103
00:10:24,790 --> 00:10:27,042
‫شاید برات خوب باشه
‫که سروسامان بگیری.

104
00:10:27,125 --> 00:10:29,503
‫کمیته‌ی مرکزی
‫می‌خواد اون با یه فضانورد ازدواج کنه.

105
00:10:29,586 --> 00:10:32,840
‫و بخوای یا نخوای،
‫تو تنها کسی هستی که اتفاقاً مجرده.

106
00:10:34,049 --> 00:10:35,551
‫تیپ من نیست.

107
00:10:36,426 --> 00:10:38,220
‫منظورم اینه که،
‫اون... اون عجیبه. اون...

108
00:10:38,303 --> 00:10:40,430
‫ساشا. خلبان خوبی هستی،

109
00:10:40,514 --> 00:10:43,267
‫ولی دلیلی داره که
‫هنوز مأموریتی بهت محول نشده.

110
00:10:44,643 --> 00:10:45,727
‫آره، می‌دونم برای چی.

111
00:10:45,727 --> 00:10:47,813
‫نمی‌تونی همه‌ی مشکلاتت رو
‫بندازی گردن دینی که

112
00:10:47,896 --> 00:10:50,190
‫پدربزرگ و مادربزرگت
‫۵۰ سال پیش بهش عمل می‌کردن.

113
00:10:50,274 --> 00:10:52,568
‫- پس برای چی نرفتم فضا؟
‫- چون همه‌چی برات یه شوخیه،

114
00:10:52,651 --> 00:10:56,321
‫ساشا. باید ثابت کنی که
‫چقدر در مورد این برنامه جدی هستی.

115
00:10:56,405 --> 00:10:57,990
‫چی؟ با ازدواج با اون آدم‌آهنی؟

116
00:10:58,073 --> 00:10:59,825
‫منظورم اینه که،
‫کی داره اینجا شوخی می‌کنه؟

117
00:10:59,908 --> 00:11:01,577
‫ساشا، فکر می‌کنی دلم می‌خواد روزهام رو

118
00:11:01,660 --> 00:11:03,871
‫با این فشارها که روم هست،
‫با واسطه‌گری ازدواج بگذرونم؟

119
00:11:03,954 --> 00:11:06,164
‫فکر می‌کنی دلم می‌خواد
‫وقتمو این‌طوری بگذرونم؟

120
00:11:08,959 --> 00:11:12,129
‫خیلی وقت پیش یاد گرفتم که
‫برای رسیدن به چیزی که توی این دنیا می‌خوای

121
00:11:12,212 --> 00:11:13,755
‫باید فداکاری کنی.

122
00:11:14,506 --> 00:11:16,383
‫- حاضری این کار رو بکنی؟
‫- آره.

123
00:11:17,259 --> 00:11:20,721
‫الان وقتش نیست که
‫در برابر دستورات مقاومت کنی، باور کن.

124
00:11:37,654 --> 00:11:39,156
‫دنبالم بیا.

125
00:11:54,004 --> 00:11:55,255
‫سرهنگ راسکووا؟

126
00:11:55,255 --> 00:11:56,757
‫در رو ببند.

127
00:12:20,113 --> 00:12:22,616
‫توی برلین اتفاقی افتاده؟

128
00:12:22,699 --> 00:12:25,494
‫فکر می‌کنی خوندن پرونده‌های روی میز من
‫کار عاقلانه‌ایه؟

129
00:12:25,577 --> 00:12:27,371
‫خیلی متأسفم، سرهنگ. نمی‌دونم...

130
00:12:29,164 --> 00:12:30,832
‫نمی‌دونم داشتم به چی فکر می‌کردم.

131
00:12:36,922 --> 00:12:40,384
‫اشتازی مردی رو دستگیر کرده که
‫فکر می‌کنن مأمور مخفی آمریکاییه.

132
00:12:41,009 --> 00:12:43,261
‫همونی که
‫نقشه‌های پایگاه ماه رو می‌برد؟

133
00:12:43,970 --> 00:12:46,515
‫من آلمانی بلدم،
‫اگه اصلاً کمکی می‌کنه.

134
00:12:46,598 --> 00:12:49,267
‫خیلی برام گیج‌کننده‌ای، ایرینا واسیلیونا.

135
00:12:49,893 --> 00:12:51,812
‫مشخصاً جاه‌طلب و خلاقی،

136
00:12:51,895 --> 00:12:54,606
‫و حاضری برای رسیدن به اهدافت
‫هر کاری که لازمه بکنی.

137
00:12:54,689 --> 00:12:57,109
‫یه همچین آدمی می‌تونه
‫برای سازمان خیلی مفید باشه،

138
00:12:57,109 --> 00:12:58,985
‫برای من خیلی مفید باشه.

139
00:12:59,069 --> 00:13:02,197
‫خوشحال میشم هر طور که می‌تونم
‫خدمت کنم، سرهنگ.

140
00:13:04,282 --> 00:13:05,784
‫ولی فقط تا یه حدودی.

141
00:13:09,871 --> 00:13:12,082
‫به نظارتت روی
‫والیا و تانیا میرونووا ادامه بده

142
00:13:12,165 --> 00:13:15,836
‫وقتی که رفیق بلیکووا رو
‫توی تور پاریس همراهی می‌کنن.

143
00:13:15,919 --> 00:13:18,130
‫و مرغ‌های عشق جدیدمون رو هم
‫زیر نظر داشته باش.

144
00:13:19,131 --> 00:13:21,007
‫مطمئن شو بلیکووا به پروتکل پایبنده.

145
00:13:21,925 --> 00:13:25,095
‫ثابت کرده که غیرقابل اعتماده.

146
00:13:25,178 --> 00:13:26,847
‫و باید هوشیار باشی.

147
00:13:26,930 --> 00:13:28,557
‫وقتی از استار سیتی بریم،

148
00:13:28,557 --> 00:13:31,226
‫در برابر دخالت‌های خارجی آسیب‌پذیر میشیم.

149
00:13:31,309 --> 00:13:32,811
‫می‌فهمم.

150
00:14:10,098 --> 00:14:12,350
‫منو ببخشید، ولی ممنون، طراح ارشد.

151
00:14:12,434 --> 00:14:13,643
‫برای چی، فرزندم؟

152
00:14:13,643 --> 00:14:15,520
‫شما داری برام چای می‌ریزی.

153
00:14:15,604 --> 00:14:18,398
‫آره، ولی شما به دنیا نشون دادین که
‫زنان شوروی از چی ساخته شدن.

154
00:14:18,481 --> 00:14:20,150
‫حق با اونه، رفیق.

155
00:14:20,233 --> 00:14:22,068
‫کاری کردی که زنان شوروی
‫مایه‌ی حسرت دنیا بشن،

156
00:14:22,152 --> 00:14:25,405
‫و حالا هیچ‌کدوم از زن‌هامون
‫دست از حرف زدن در موردش برنمی‌دارن.

157
00:14:27,741 --> 00:14:30,994
‫دبیرکل برژنف می‌دونه که
‫دیدگاه منحصربه‌فرد تو

158
00:14:31,077 --> 00:14:34,456
‫همون چیزیه که باعث شده
‫ما باز هم از آمریکایی‌ها جلوتر بمونیم.

159
00:14:35,624 --> 00:14:37,584
‫برای همین امروز آوردیمت اینجا،

160
00:14:37,584 --> 00:14:39,878
‫چون ایشون می‌خواد
‫این پیشرفت ادامه پیدا کنه.

161
00:14:39,961 --> 00:14:42,130
‫خب، این دقیقاً همون چیزیه
‫که می‌خواستم بشنوم.

162
00:14:42,213 --> 00:14:44,382
‫برای همه‌تون کپی‌هایی از طرح‌هام آوردم،

163
00:14:44,382 --> 00:14:46,343
‫برای پروژه‌های فراتر از مأموریت ماه،

164
00:14:46,426 --> 00:14:49,137
‫که هنوز یه فاز از عملیات ما خواهد بود،

165
00:14:49,137 --> 00:14:50,889
‫ولی باید بزرگتر فکر کنیم.

166
00:14:50,972 --> 00:14:52,432
‫باید به جلو رفتن ادامه بدیم،

167
00:14:52,432 --> 00:14:55,727
‫اگه واقعاً می‌خوایم
‫بر آمریکایی‌ها پیروز بشیم.

168
00:14:55,810 --> 00:14:58,980
‫حالا، فرستادن یه فضانورد شوروی...
‫ممنون...

169
00:14:59,064 --> 00:15:02,150
‫به نزدیکترین سیارات همسایه‌مون،

170
00:15:02,233 --> 00:15:04,527
‫- به زهره...
‫- رفیق، اگه اجازه بدین،

171
00:15:04,611 --> 00:15:07,197
‫شاید بعضی از اینا امکان‌پذیر می‌بود

172
00:15:07,906 --> 00:15:10,075
‫قبل از اینکه آمریکایی‌ها
‫نقشه‌های زوزدا رو بدزدن.

173
00:15:11,326 --> 00:15:15,038
‫پایگاه ماه
‫به بالاترین اولویت رفیق برژنف تبدیل شده.

174
00:15:15,121 --> 00:15:16,623
‫این...

175
00:15:16,915 --> 00:15:18,416
‫یه اشتباهه.

176
00:15:19,668 --> 00:15:21,211
‫با احترام.

177
00:15:21,294 --> 00:15:24,047
‫ولی خواسته‌های رفیق برژنف کاملاً واضحه.

178
00:15:24,714 --> 00:15:27,342
‫اون اجازه نمیده آمریکایی‌ها
‫با استفاده از طراحی خودمون،

179
00:15:27,342 --> 00:15:29,469
‫توی رسیدن به پایگاه ماه ما رو شکست بدن.

180
00:15:32,514 --> 00:15:34,099
‫از من چه درخواستی دارین؟

181
00:15:34,683 --> 00:15:37,686
‫می‌خوایم پرتاب زوزدا رو جلو بندازی.

182
00:15:38,436 --> 00:15:41,106
‫می‌تونه برای جشن‌های روز چترباز آماده بشه؟

183
00:15:41,189 --> 00:15:43,650
‫اون چند ماه دیگه‌ ست.

184
00:15:44,901 --> 00:15:46,277
‫ما بیشتر از یه سال فرصت می‌خوایم

185
00:15:46,277 --> 00:15:48,988
‫تا بازطراحی پایگاه ماه رو تموم کنیم.

186
00:15:49,072 --> 00:15:50,156
‫بماند که

187
00:15:50,156 --> 00:15:54,411
‫هنوز نفهمیدیم
‫اصلاً روی سطح ماه آب هست یا نه.

188
00:15:54,494 --> 00:15:57,705
‫هر چی برای انجام این کار نیاز داری.
‫پول، منابع، نیروی انسانی.

189
00:15:57,789 --> 00:15:58,957
‫فقط لب تر کن، برات فراهمه.

190
00:15:58,957 --> 00:16:00,208
‫- این...
‫- فقط زمان نداریم.

191
00:16:00,208 --> 00:16:01,835
‫منو ببخشید، رفیق، ولی این مسخره‌ ست.

192
00:16:01,918 --> 00:16:04,254
‫مسخره‌ ست.

193
00:16:05,004 --> 00:16:06,965
‫منم به‌اندازه‌ی هر مرد دیگه‌ای دور این میز

194
00:16:07,048 --> 00:16:09,884
‫می‌خوام آمریکایی‌ها رو شکست بدم،
‫ولی پرتاب به این زودی؟

195
00:16:12,470 --> 00:16:16,391
‫با این کار این مردان و زنان رو
‫به کام مرگ می‌فرستین.

196
00:16:20,395 --> 00:16:23,857
‫خب، ما به توانایی شما

197
00:16:24,983 --> 00:16:27,277
‫برای انجام این کار برای دبیرکل
‫ایمان کامل داریم.

198
00:16:27,360 --> 00:16:28,862
‫شما

199
00:16:29,028 --> 00:16:30,822
‫ارزشمندترین منبع ما هستین.

200
00:16:33,366 --> 00:16:37,036
‫حالا، جدیدترین برنامه‌ها
‫برای تور رفیق بلیکووا چیه؟

201
00:16:46,546 --> 00:16:48,047
‫طراح ارشد؟

202
00:16:52,093 --> 00:16:53,678
‫رفیق بلیکووا.

203
00:16:55,471 --> 00:16:56,973
‫یه لحظه وقت دارین؟

204
00:16:59,559 --> 00:17:01,060
‫مثل اینکه دارم، آره.

205
00:17:11,196 --> 00:17:12,697
‫من...

206
00:17:13,615 --> 00:17:17,952
‫امیدوار بودم بتونم
‫برای خدمه‌ی لونا ۱۷ داوطلب بشم.

207
00:17:18,036 --> 00:17:20,747
‫از اون بالا خوشت اومده، درسته؟

208
00:17:21,664 --> 00:17:24,208
‫بهترین لحظه‌ی زندگیم بود.

209
00:17:24,292 --> 00:17:26,711
‫ما همه بهت خیلی افتخار می‌کنیم.

210
00:17:27,712 --> 00:17:31,132
‫ولی فعلاً باید روی مأموریتی که
‫پیش رو داری تمرکز کنی.

211
00:17:34,052 --> 00:17:35,887
‫برای تورت آماده‌ای؟

212
00:17:36,930 --> 00:17:39,349
‫راستش، ازش وحشت دارم.

213
00:17:42,518 --> 00:17:44,979
‫لئونوف از وقتش زیر آفتاب لذت برد.

214
00:17:46,439 --> 00:17:48,107
‫من لئونوف نیستم.

215
00:17:48,191 --> 00:17:49,692
‫می‌دونم.

216
00:17:50,109 --> 00:17:51,945
‫منو یاد یوری میندازی.

217
00:17:53,905 --> 00:17:56,366
‫اونم شانس این رو داشت
‫که وستوک ۱ رو لغو کنه،

218
00:17:56,449 --> 00:17:59,869
‫ولی مثل تو همه‌چی رو
‫برای مأموریت به خطر انداخت.

219
00:18:00,745 --> 00:18:04,374
‫و تو هم مثل اون،
‫یاد می‌گیری که عاشق توجه مردم باشی.

220
00:18:05,959 --> 00:18:08,795
‫توی پاریس با ما هستین، طراح ارشد؟

221
00:18:12,048 --> 00:18:13,549
‫من...

222
00:18:14,801 --> 00:18:17,220
‫از خروج از اتحاد جماهیر شوروی منع شدم.

223
00:18:21,724 --> 00:18:24,143
‫- واقعاً؟
‫- برای امنیت خودم...

224
00:18:25,395 --> 00:18:26,896
‫یا این‌طور میگن.

225
00:18:28,648 --> 00:18:31,234
‫سفر خوبی داشته باشی، رفیق بلیکووا.

226
00:18:32,151 --> 00:18:33,653
‫مایه‌ی افتخارمون باش.

227
00:18:33,653 --> 00:18:35,154
‫ممنون.

228
00:18:44,414 --> 00:18:45,915
‫کجا داری میری؟

229
00:18:45,957 --> 00:18:49,252
‫خب، آدمایی که باهاشون کار می‌کنم،
‫دارن میرن سفر.

230
00:18:50,294 --> 00:18:51,796
‫پس منم باید برم.

231
00:18:52,004 --> 00:18:54,632
‫شنیدم ناتالیا داشت با تلفن حرف می‌زد.

232
00:18:55,341 --> 00:18:57,343
‫گفت نمی‌تونه پیش تو حرف بزنه

233
00:18:57,343 --> 00:18:59,303
‫چون توی ساختمون ۱۲ کار می‌کنی.

234
00:19:04,183 --> 00:19:07,019
‫اوه، خب، اون فقط حسودیش میشه
‫چون خودش اونجا کار نمی‌کنه.

235
00:19:07,854 --> 00:19:09,355
‫زود باش.

236
00:19:10,189 --> 00:19:11,691
‫میشه تلویزیون رو خاموش کنی؟

237
00:19:17,572 --> 00:19:20,074
‫فضانورد آناستازیا بلیکووا،

238
00:19:20,158 --> 00:19:22,243
‫پس از جلب جمعیت بی‌سابقه،

239
00:19:22,326 --> 00:19:26,330
‫در پایتخت سرزمین مادریمون،
‫به تور خودش

240
00:19:26,414 --> 00:19:29,834
‫با بازدید از پایتخت‌های
‫جمهوری‌های سوسیالیستی شوروی ادامه میده.

241
00:19:30,710 --> 00:19:35,089
‫او در همه‌جا با استقبال گرم کارگرانِ
‫اتحاد جماهیر شوروی روبرو میشه.

242
00:19:35,173 --> 00:19:37,550
‫به‌زودی با یکی از همکاران فضانوردش
‫ازدواج می‌کنه،

243
00:19:37,633 --> 00:19:39,135
‫و این دو نفر به پاریس خواهند رفت

244
00:19:39,218 --> 00:19:42,388
‫تا دستاوردش رو
‫با رسانه‌های جهان جشن بگیرن.

245
00:19:55,193 --> 00:19:56,694
‫سلام.

246
00:19:56,986 --> 00:19:58,488
‫سلام!

247
00:19:58,779 --> 00:20:00,281
‫درود از مسکو.

248
00:20:08,331 --> 00:20:09,832
‫فوق‌العاده‌ ست.

249
00:20:10,583 --> 00:20:12,335
‫خیلی بهتر از چیزیه که تصور می‌کردم.

250
00:20:17,256 --> 00:20:18,758
‫زود باش، خوشحال باش.

251
00:20:19,300 --> 00:20:21,677
‫فقط برای دیدن تو صف کشیدن. نگاه کن.

252
00:20:26,390 --> 00:20:28,809
‫آناستازیا!

253
00:20:50,122 --> 00:20:52,249
‫به پاریس خوش اومدی، آناستازیا.

254
00:21:07,682 --> 00:21:11,018
‫اگه بتونیم ساخت زوزدا رو
‫توی ۱۵ ماه تموم کنیم خیلی شانس آوردیم.

255
00:21:11,686 --> 00:21:13,521
‫چطور قراره توی کسری از این زمان
‫انجامش بدیم؟

256
00:21:13,604 --> 00:21:17,441
‫ما با محافظه‌کاری از آمریکایی‌ها نبردیم.
‫چرا حالا محتاط بشیم؟

257
00:21:17,525 --> 00:21:20,653
‫ولی ان-۱ به‌سختی نیروی رانش کافی
‫برای پرتاب ماژول‌های فعلی ماه رو داره.

258
00:21:20,736 --> 00:21:23,030
‫اگه چیزی بهشون اضافه کنیم،
‫محاله بتونیم پرتابش کنیم.

259
00:21:23,114 --> 00:21:24,740
‫برگشتیم سر جای اولمون.

260
00:21:24,824 --> 00:21:26,826
‫چرا همیشه باید این‌قدر منفی‌باف باشی، رِم؟

261
00:21:26,909 --> 00:21:28,828
‫واقع‌بینی منفی‌بافی نیست.

262
00:21:28,911 --> 00:21:30,913
‫- من فقط...
‫- نظرت در مورد بادشونده‌ها چیه؟

263
00:21:32,790 --> 00:21:34,959
‫ما...

264
00:21:35,960 --> 00:21:38,754
‫از محفظه‌های بادشونده برای

265
00:21:38,838 --> 00:21:41,007
‫گسترش فضای زندگی سطح‌نشین ماه
‫استفاده می‌کنیم،

266
00:21:41,090 --> 00:21:43,467
‫درست مثل قفل هوای راهپیمایی فضایی لئونوف.

267
00:21:44,093 --> 00:21:45,845
‫اگه بعد از فرود بادش کنیم،

268
00:21:45,928 --> 00:21:48,514
‫اون‌وقت هنوز می‌تونیم
‫از همون پروتکل‌های فرود استفاده کنیم.

269
00:21:49,056 --> 00:21:51,434
‫می‌خوای پایگاه ماهمون یه چادر باشه؟

270
00:21:51,517 --> 00:21:53,310
‫زمان برای هیچ‌چیز دیگه‌ای نیست.

271
00:21:53,394 --> 00:21:56,105
‫مأموریت به سه نفر نیاز داره.

272
00:21:56,188 --> 00:21:58,774
‫دو نفر روی سطح
‫و یه نفر که توی مدار بمونه.

273
00:21:58,858 --> 00:22:01,068
‫بازم باید بفهمیم چطور اونا رو

274
00:22:01,152 --> 00:22:05,406
‫توی سفینه‌ی فعلی که برای
‫پرتاب با دو نفر ساخته شده جا بدیم، ولی...

275
00:22:05,489 --> 00:22:09,201
‫می‌تونیم با این شروع کنیم
‫و ببینیم بعدش به کجا می‌رسیم.

276
00:22:12,621 --> 00:22:14,123
‫ایده‌ی جالبیه.

277
00:22:14,665 --> 00:22:17,543
‫ولی دیره.

278
00:22:18,544 --> 00:22:20,045
‫بیا...

279
00:22:22,256 --> 00:22:24,091
‫بریم خونه، یه کم بخوابیم،

280
00:22:25,050 --> 00:22:26,552
‫و فردا صبح دوباره هم رو ببینیم.

281
00:24:16,203 --> 00:24:18,122
‫باید برای مهمانی پذیرایی
‫لباست رو عوض کنی

282
00:24:18,205 --> 00:24:19,957
‫تا با اعضای مطبوعات جهان دیدار کنی.

283
00:24:20,040 --> 00:24:21,709
‫هواپیمای برگشت به مسکو
‫فردا صبح زود حرکت می‌کنه،

284
00:24:21,792 --> 00:24:23,794
‫تا بتونی به‌موقع برای عروسی
‫به روستوف برسی.

285
00:24:25,671 --> 00:24:27,506
‫بریده جراید مسکو اونجاست.

286
00:24:28,298 --> 00:24:30,092
‫- رفیق کالینسکی، من...
‫- معطل نکن.

287
00:24:30,175 --> 00:24:31,677
‫باید تأثیر خوبی بذاری.

288
00:24:59,788 --> 00:25:02,291
‫[فضانورد زن با موفقیت روی ماه فرود آمد]

289
00:25:28,817 --> 00:25:30,652
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- هیچی.

290
00:25:30,736 --> 00:25:32,780
‫فقط داشتم از این شیشه‌ی عطر لذت می‌بردم.

291
00:25:32,863 --> 00:25:34,364
‫به اون دست نزن.

292
00:25:34,615 --> 00:25:37,451
‫چرا؟ اینا هدیه‌ان.
‫برای چیز دیگه‌ای هستن؟

293
00:25:48,837 --> 00:25:50,339
‫بوش رو روت حس می‌کنن.

294
00:25:51,507 --> 00:25:53,717
‫فکر می‌کنن که

295
00:25:54,718 --> 00:25:56,345
‫فریب تجملات پاریس رو خوردی.

296
00:25:56,428 --> 00:25:58,597
‫من فریب تجملات پاریس رو خوردم.

297
00:25:58,680 --> 00:26:00,098
‫می‌دونی، ممکنه دارن گوش میدن.

298
00:26:00,098 --> 00:26:02,935
‫دارم عطر می‌زنم!

299
00:26:03,560 --> 00:26:05,062
‫کسی اهمیت نمیده، والیا.

300
00:26:06,313 --> 00:26:07,898
‫بیا امشب یه کم خوش بگذرونیم.

301
00:26:25,165 --> 00:26:26,667
‫سرهنگ راسکووا.

302
00:26:36,260 --> 00:26:37,761
‫دیدی، والیا؟

303
00:26:37,928 --> 00:26:39,429
‫و تو نگران بودی.

304
00:26:40,639 --> 00:26:42,849
‫فکر کردم می‌تونیم با هم
‫بریم به مهمانی پذیرایی.

305
00:26:43,600 --> 00:26:45,018
‫باید اینو تموم کنم.

306
00:26:45,018 --> 00:26:46,103
‫بدون من برو.

307
00:26:46,103 --> 00:26:49,022
‫- من با آناستازیا میرم پایین.
‫- نه، نه، عزیزم، صبر می‌کنم.

308
00:26:49,106 --> 00:26:50,607
‫اشکالی نداره. برو.

309
00:26:53,026 --> 00:26:54,528
‫باشه.

310
00:26:56,196 --> 00:26:57,698
‫فقط زیاد طولش نده.

311
00:27:02,411 --> 00:27:04,204
‫دستگاهی توی آسانسور داریم؟

312
00:27:05,789 --> 00:27:07,332
‫نه. نه، سرهنگ.

313
00:27:21,805 --> 00:27:22,931
‫داری ازم دوری می‌کنی؟

314
00:27:22,931 --> 00:27:24,433
‫با شوهرم هستم.

315
00:27:25,183 --> 00:27:26,685
‫بیا امشب از اینجا بریم.

316
00:27:27,477 --> 00:27:29,479
‫یه کلاب پیدا کردم، زیاد دور نیست،
‫از اون موسیقی‌ها پخش می‌کنه...

317
00:27:29,563 --> 00:27:31,565
‫من هیچ‌جا با تو نمیام، ساشا.

318
00:27:35,235 --> 00:27:36,653
‫در مورد آناستازیاست؟

319
00:27:36,653 --> 00:27:37,863
‫من انتخابی نداشتم.

320
00:27:37,863 --> 00:27:39,364
‫می‌دونم نداشتی.

321
00:27:39,406 --> 00:27:40,907
‫پس برای چی ناراحتی؟

322
00:27:42,075 --> 00:27:43,744
‫درواقع تویی که متأهلی.

323
00:27:46,663 --> 00:27:48,165
‫آره، حق با توئه.

324
00:27:51,126 --> 00:27:53,336
‫شاید این چیزیه که
‫هردومون بهش نیاز داشتیم.

325
00:27:56,048 --> 00:27:57,549
‫جدی نگفتی.

326
00:28:12,022 --> 00:28:15,025
‫رفیق بلیکووا،
‫تا الان توی تور چطور عمل کرده؟

327
00:28:17,360 --> 00:28:18,862
‫خیلی خوب.

328
00:28:18,862 --> 00:28:21,782
‫هنوز هیچ‌کدوم از رفتارهای مشکل‌سازی که

329
00:28:21,782 --> 00:28:23,867
‫روی ماه داشت رو نشون نداده.

330
00:28:25,202 --> 00:28:26,703
‫کتت رو بردار.

331
00:28:28,205 --> 00:28:30,957
‫- داریم کجا میریم؟
‫- خب، گفتی آلمانی بلدی.

332
00:28:31,041 --> 00:28:33,710
‫بالاخره می‌تونی از اون تحصیلاتت
‫استفاده‌ی مفیدی بکنی.

333
00:28:33,794 --> 00:28:35,003
‫آلمان؟

334
00:28:35,003 --> 00:28:36,922
‫مأمور مخفی هنوز اعتراف نکرده که

335
00:28:36,922 --> 00:28:39,007
‫کی نقشه‌های پایگاه ماه رو بهش داده.

336
00:28:39,091 --> 00:28:43,553
‫و من از بی‌کفایتی اشتازی خسته شدم.

337
00:28:43,637 --> 00:28:45,138
‫رفیق بلیکووا چی؟

338
00:28:45,180 --> 00:28:48,099
‫گالیتزین می‌تونه در غیابت
‫کارهات رو انجام بده.

339
00:28:48,183 --> 00:28:49,935
‫زود باش، باید به هواپیما برسیم.

340
00:28:53,814 --> 00:28:55,315
‫دوستان عزیزم...

341
00:28:56,191 --> 00:28:57,692
‫دوستان عزیزم...

342
00:28:58,777 --> 00:29:00,278
‫خانم‌ها و آقایان

343
00:29:00,946 --> 00:29:02,531
‫لطفاً با من همراه بشین

344
00:29:03,031 --> 00:29:04,866
‫تا از آناستازیا بلیکووا تشکر کنیم

345
00:29:06,493 --> 00:29:10,080
‫که برای جشن گرفتن دستاورد باورنکردنیش
‫به ما پیوست.

346
00:29:10,163 --> 00:29:11,665
‫مطبوعات از سراسر جهان،

347
00:29:12,207 --> 00:29:14,584
‫امشب با مردم فرانسه متحد شدن،

348
00:29:15,377 --> 00:29:16,878
‫تا از اولین زنی که

349
00:29:17,337 --> 00:29:20,674
‫روی ماه قدم گذاشته تقدیر کنن.

350
00:29:22,676 --> 00:29:24,177
‫خیلی ممنون.

351
00:29:39,693 --> 00:29:41,194
‫چه سیرکی.

352
00:29:42,237 --> 00:29:43,822
‫برام سواله یانا چطور
‫با همه‌ی اینا برخورد می‌کرد.

353
00:29:43,905 --> 00:29:46,283
‫توی یه روز فرانسه رو فتح می‌کرد.

354
00:29:46,992 --> 00:29:49,494
‫سلام، عزیزم.

355
00:29:51,413 --> 00:29:53,665
‫خب، نامزدی چطور پیش میره؟
‫هنوز عاشق نشدی؟

356
00:29:54,833 --> 00:29:55,917
‫به‌سختی.

357
00:29:55,917 --> 00:29:57,586
‫- فقط بودن کنارش...
‫- اینجا رو نگاه کن!

358
00:29:57,669 --> 00:29:58,753
‫شکنجه‌ ست.

359
00:29:58,753 --> 00:30:00,880
‫پس ازدواج کن.

360
00:30:10,599 --> 00:30:12,100
‫آناستازیا!

361
00:30:42,714 --> 00:30:44,215
‫متأسفم. باید برم.

362
00:30:44,883 --> 00:30:46,384
‫ببخشید.

363
00:31:11,493 --> 00:31:14,412
‫- طراح ارشد.
‫- عصر بخیر، رفیق نیکولوف.

364
00:31:19,209 --> 00:31:20,877
‫عذر می‌خوام، رئیس.

365
00:31:23,046 --> 00:31:24,547
‫می‌تونم بیام تو؟

366
00:31:24,964 --> 00:31:26,925
‫بفرمایید! بفرمایید.

367
00:31:30,637 --> 00:31:33,723
‫خب، من... خیلی متأسفم.
‫منتظر کسی هستی؟

368
00:31:35,391 --> 00:31:36,893
‫نه.

369
00:32:01,835 --> 00:32:05,505
‫من... می‌دونم که نوشته‌های فیودوروف...

370
00:32:07,090 --> 00:32:08,591
‫خب...

371
00:32:09,717 --> 00:32:11,219
‫ممنوعه.

372
00:32:13,513 --> 00:32:15,098
‫چطور می‌تونم کمکت کنم، رئیس؟

373
00:32:15,181 --> 00:32:16,933
‫طی لونا ۱۶،

374
00:32:17,600 --> 00:32:19,894
‫از کجا می‌دونستی آنتن باند اس

375
00:32:19,894 --> 00:32:22,146
‫در دسترس آناستازیا خواهد بود؟

376
00:32:22,230 --> 00:32:24,774
‫خب، نقشه‌ها رو حفظ کردم.

377
00:32:24,858 --> 00:32:26,776
‫ولی ما موقعیت آنتن رو

378
00:32:26,776 --> 00:32:29,404
‫توی مونتاژ نهایی تغییر دادیم.

379
00:32:29,487 --> 00:32:30,738
‫آره،

380
00:32:30,738 --> 00:32:33,533
‫و من گزارش‌های مهندسی
‫که از بایکونور می‌اومد رو خوندم.

381
00:32:33,616 --> 00:32:38,079
‫اونا هزاران صفحه مستندات هستن. این...

382
00:32:38,162 --> 00:32:40,373
‫وقت آزاد زیادی دارم.

383
00:32:40,456 --> 00:32:41,958
‫آره.

384
00:32:45,670 --> 00:32:47,171
‫آره.

385
00:32:47,839 --> 00:32:49,841
‫عصر زیباییه، سرگئی.

386
00:32:52,260 --> 00:32:53,761
‫بریم قدم بزنیم؟

387
00:33:46,147 --> 00:33:48,441
‫بعضی وقت‌ها آرزو می‌کنم
‫کاش هیچ‌وقت نمی‌رفتم اون بالا.

388
00:33:51,235 --> 00:33:52,737
‫منظورت چیه؟

389
00:33:54,113 --> 00:33:55,615
‫وقتی روی سطحی...

390
00:33:58,534 --> 00:34:00,036
‫هیچ صدایی نیست.

391
00:34:00,661 --> 00:34:02,163
‫فقط سکوته.

392
00:34:04,999 --> 00:34:07,960
‫انگار بالاخره تونستم نفس بکشم.

393
00:34:14,550 --> 00:34:16,094
‫پدربزرگم همیشه می‌گفت...

394
00:34:18,137 --> 00:34:21,307
‫وقتی خدا می‌خواد نفرینت کنه،
‫خوشحالت می‌کنه.

395
00:34:40,743 --> 00:34:42,286
‫می‌خوای از اینجا بریم؟

396
00:34:49,961 --> 00:34:51,504
‫یه کم زیادی خورده.

397
00:35:09,313 --> 00:35:11,524
‫مطمئن میشم که به اتاقش برسه، باشه؟

398
00:36:04,911 --> 00:36:06,412
‫داریم کجا میریم؟

399
00:36:07,246 --> 00:36:08,748
‫از این طرف!

400
00:36:58,130 --> 00:36:59,632
‫بهش بگو می‌تونه بره.

401
00:37:01,217 --> 00:37:03,260
‫ممنون. می‌تونی بری.

402
00:37:05,304 --> 00:37:07,556
‫می‌خوام دقیقاً همون چیزی رو
‫که بهش میگم براش ترجمه کنی

403
00:37:07,556 --> 00:37:08,849
‫و دقیقاً همون چیزی که
‫اون در جواب میگه.

404
00:37:08,849 --> 00:37:11,769
‫هیچ ابهامی نباید باشه. می‌فهمی؟

405
00:37:11,852 --> 00:37:13,354
‫بله.

406
00:37:27,410 --> 00:37:29,662
‫ازش بپرس توی جنگ بزرگ میهنی
‫جنگیده یا نه.

407
00:37:32,331 --> 00:37:35,418
‫توی جنگ بزرگ میهنی جنگیدی؟

408
00:37:39,588 --> 00:37:41,757
‫من توی جبهه‌ی کورسک بودم.

409
00:37:45,845 --> 00:37:47,721
‫اون توی جبهه‌ی کورسک بوده.

410
00:37:49,765 --> 00:37:52,184
‫بهش بگو ممکنه این اولین باری نباشه
‫که هم رو ملاقات کردیم.

411
00:37:53,436 --> 00:37:56,147
‫میگه ممکنه این اولین باری نباشه

412
00:37:56,147 --> 00:37:58,065
‫که هم رو ملاقات کردین.

413
00:38:01,902 --> 00:38:03,988
‫امیدوارم این بار
‫همه‌چی برات بهتر پیش بره.

414
00:38:04,280 --> 00:38:06,949
‫امیدواره این بار
‫همه‌چی برات بهتر پیش بره.

415
00:38:32,099 --> 00:38:33,601
‫رئیس.

416
00:38:38,689 --> 00:38:40,191
‫بیا.

417
00:38:53,621 --> 00:38:55,122
‫این چیه؟

418
00:38:56,749 --> 00:38:58,250
‫ارواح...

419
00:39:00,211 --> 00:39:01,712
‫مأموریت‌های گذشته.

420
00:39:03,005 --> 00:39:04,506
‫وسخود.

421
00:39:07,468 --> 00:39:08,969
‫وستوک.

422
00:39:11,305 --> 00:39:12,806
‫سایوز.

423
00:39:21,982 --> 00:39:23,567
‫ولی می‌تونیم اونا رو به زندگی برگردونیم.

424
00:39:25,694 --> 00:39:27,196
‫درست همون‌طور که فیودوروف گفت.

425
00:39:29,448 --> 00:39:32,451
‫جاودانگی، سرگئی.

426
00:39:34,662 --> 00:39:36,664
‫پیروزی بر آخرین دشمن.

427
00:39:41,460 --> 00:39:42,836
‫برژنف و کمیته،

428
00:39:42,836 --> 00:39:45,547
‫اونا فقط به فکر کاشتن پرچم روی ماه هستن،

429
00:39:45,631 --> 00:39:48,008
‫و سر یه مشت خاک با هم دعوا می‌کنن.

430
00:39:49,343 --> 00:39:50,844
‫اگه واقعاً...

431
00:39:51,929 --> 00:39:54,765
‫می‌خوایم درکمون رو
‫از جهان گسترش بدیم، از...

432
00:39:55,474 --> 00:39:57,309
‫از بی‌نهایت، از جاودانگی...

433
00:40:00,521 --> 00:40:02,022
‫نمی‌تونیم اونجا متوقف بشیم.

434
00:40:08,153 --> 00:40:09,279
‫زهره.

435
00:40:09,279 --> 00:40:10,781
‫آره.

436
00:40:13,492 --> 00:40:14,952
‫ولی برژنف؟

437
00:40:14,952 --> 00:40:18,622
‫میشه راضیش کرد که وقتی زمانش رسید
‫فراتر از ابروهاش رو ببینه.

438
00:40:20,624 --> 00:40:23,210
‫در این بین، باید مخفیانه پیش بریم.

439
00:40:25,170 --> 00:40:27,881
‫فقط یه عده‌ی معدودی می‌تونن بدونن
‫اینجا داریم چیکار می‌کنیم.

440
00:40:27,965 --> 00:40:29,466
‫چطور اصلاً...

441
00:40:30,467 --> 00:40:33,887
‫یه همچین تلاشی،
‫به منابع عظیمی نیاز داره.

442
00:40:33,971 --> 00:40:35,764
‫خب، هر چی بخوام بهم میدن

443
00:40:35,848 --> 00:40:38,100
‫تا زمانی که فکر کنن برای پایگاه ماهه.

444
00:40:41,019 --> 00:40:44,523
‫باید مهندسان ارشد دیگه‌ای باشن
‫که ترجیح می‌دادین...

445
00:40:45,357 --> 00:40:46,442
‫توی این کار دخیلشون کنین.

446
00:40:46,442 --> 00:40:49,194
‫- من انتخاب بدیهی نیستم.
‫- خودت رو دست‌کم نگیر، سرگئی.

447
00:40:49,278 --> 00:40:50,779
‫تو اشتیاق داری.

448
00:40:52,364 --> 00:40:54,283
‫و انعطاف‌پذیری ذهنی.

449
00:40:55,117 --> 00:40:56,368
‫ولی قبل از اینکه قبول کنی،

450
00:40:56,368 --> 00:41:01,999
‫باید بدونی که داری از دستورات مستقیمِ
‫کمیته‌ی مرکزی سرپیچی می‌کنی

451
00:41:02,082 --> 00:41:04,835
‫و اموال دولتی رو اختلاس می‌کنی.

452
00:41:08,297 --> 00:41:09,798
‫اگه لو بره، عواقبش می‌تونه...

453
00:41:12,050 --> 00:41:14,470
‫خیلی شدید باشه.

454
00:41:20,184 --> 00:41:21,685
‫کی شروع می‌کنیم؟

455
00:41:23,479 --> 00:41:24,980
‫الان.

456
00:41:32,863 --> 00:41:34,364
‫فکر کنم همینه.

457
00:41:42,372 --> 00:41:44,291
‫چی گفتم؟ ها؟

458
00:41:48,295 --> 00:41:49,796
‫زود باش.

459
00:41:51,632 --> 00:41:54,134
‫- ساشا! ساشا!
‫- صداتو نمی‌شنوم.

460
00:41:54,218 --> 00:41:55,719
‫صداتو نمی‌شنوم، ببخشید.

461
00:42:10,442 --> 00:42:11,944
‫بیا.

462
00:42:12,194 --> 00:42:14,905
‫- ساشا، فکر کنم این ایده‌ی بدیه.
‫- یه نوشیدنی.

463
00:42:14,988 --> 00:42:16,698
‫و اگه بخوای بری، برمی‌گردونمت

464
00:42:16,782 --> 00:42:19,034
‫تا آرکاری برات لالایی بخونه و بخوابی.

465
00:42:28,293 --> 00:42:29,127
‫والیا؟

466
00:42:29,127 --> 00:42:31,296
‫- والیا؟
‫- مدام فکر می‌کنم...

467
00:42:32,381 --> 00:42:35,133
‫یانا باید کسی می‌بود
‫که امشب اینجا ازش تجلیل می‌شد.

468
00:42:35,217 --> 00:42:36,593
‫لیاقتش رو داشت.

469
00:42:36,593 --> 00:42:38,095
‫اون خاص بود.

470
00:42:41,390 --> 00:42:44,059
‫و ما از همون لحظه‌ای که
‫آموزش رو شروع کردیم، می‌دونستیم.

471
00:42:44,142 --> 00:42:46,186
‫انگار...

472
00:42:46,269 --> 00:42:48,605
‫گوش کن، تو مرد خوبی هستی.

473
00:42:49,690 --> 00:42:51,191
‫برای همینه که عاشقت شدم.

474
00:42:52,442 --> 00:42:53,944
‫ولی کاری از دستت برنمی‌اومد.

475
00:43:01,576 --> 00:43:03,078
‫عصر بخیر.

476
00:43:06,123 --> 00:43:08,750
‫تمام شب دنبال فرصتی می‌گشتم
‫تا باهات صحبت کنم.

477
00:43:10,794 --> 00:43:13,088
‫معمولاً توی یه مکان عمومی
‫این‌طوری نزدیک نمیشم،

478
00:43:13,171 --> 00:43:16,341
‫ولی سخته که بدون دیده شدن
‫بهت نزدیک بشم.

479
00:43:21,555 --> 00:43:23,056
‫اگه توی خونه راضی نیستی...

480
00:43:24,975 --> 00:43:26,476
‫می‌تونیم تو رو خارج کنیم.

481
00:43:29,730 --> 00:43:31,231
‫منظورت چیه؟

482
00:43:33,442 --> 00:43:36,445
‫آمریکایی‌ها، یه جایی برات دارن.

483
00:43:43,034 --> 00:43:45,412
‫نه.

484
00:43:45,454 --> 00:43:47,622
‫هرگز به کشورم خیانت نمی‌کنم.

485
00:43:58,133 --> 00:43:59,634
‫در صورتی که نظرت عوض شد.

486
00:44:08,685 --> 00:44:12,272
‫اسم کسی که مدارک رو بهت داد

487
00:44:12,355 --> 00:44:14,149
‫تا برای آمریکایی‌ها ببری چی بود؟

488
00:44:14,232 --> 00:44:16,276
‫چند بار باید اینو بگم؟

489
00:44:17,068 --> 00:44:18,862
‫اعتراف می‌کنم که من

490
00:44:18,945 --> 00:44:21,406
‫همه‌ی مدارک رو از یه نقطه‌ی تبادل پنهان

491
00:44:21,406 --> 00:44:23,450
‫توی فولکس‌پارک فردریشسهاین گرفتم.

492
00:44:23,533 --> 00:44:26,328
‫وقتی رسیدم به برلین غربی،

493
00:44:26,411 --> 00:44:29,915
‫پاکت رو انداختم توی یه سطل زباله

494
00:44:29,915 --> 00:44:32,209
‫توی خیابان بورنهولمر.

495
00:44:33,418 --> 00:44:36,254
‫دقیقاً همون چیزی رو میگه
‫که دفعات قبل می‌گفت.

496
00:44:36,880 --> 00:44:38,381
‫هیچ انحرافی نداره.

497
00:44:43,094 --> 00:44:44,596
‫قهوه؟

498
00:44:48,642 --> 00:44:50,143
‫نه؟ حیف شد.

499
00:44:52,646 --> 00:44:54,231
‫برلین شهر قشنگیه.

500
00:44:55,106 --> 00:44:58,610
‫اولین باری رو که اومدم اینجا یادمه

501
00:44:58,693 --> 00:45:01,488
‫با یه تی-۳۴ توی خیابان فردریشسهاین
‫رانندگی می‌کردم.

502
00:45:01,738 --> 00:45:03,698
‫یادمه اولین باری که...

503
00:45:03,698 --> 00:45:05,075
‫اولش کند پیش می‌رفتیم،

504
00:45:05,075 --> 00:45:07,369
‫با اون جنازه‌های نازی
‫که همه‌جا پخش شده بودن.

505
00:45:07,452 --> 00:45:11,331
‫با تی-۳۴ توی خیابان فردریشسهاین
‫رانندگی می‌کردم.

506
00:45:12,457 --> 00:45:14,084
‫بله؟

507
00:45:16,378 --> 00:45:18,421
‫جنازه‌های نازی‌ها
‫همه‌جا پخش شده بود.

508
00:45:18,463 --> 00:45:20,006
‫۱۰ دقیقه‌ی دیگه میام.

509
00:45:20,090 --> 00:45:23,927
‫اگه تا اون موقع اسمی بهمون نداده باشه،
‫به سرش شلیک می‌کنم.

510
00:45:47,701 --> 00:45:52,664
‫اسم کسی که مدارک رو بهت داده چی بود؟

511
00:45:55,875 --> 00:45:57,919
‫من چیزی نمی‌دونم.

512
00:46:23,945 --> 00:46:26,489
‫امشب...
‫یه چیزی رو در موردت فهمیدم.

513
00:46:28,158 --> 00:46:30,535
‫حرکات موزونت افتضاحه.

514
00:46:40,503 --> 00:46:43,256
‫برگشتن. همین الان بازداشتشون کنیم؟

515
00:46:43,339 --> 00:46:44,841
‫نه.

516
00:46:45,675 --> 00:46:47,302
‫باید با رفیق دوکورنو صحبت کنم.

517
00:46:59,814 --> 00:47:01,065
‫خب؟

518
00:47:01,065 --> 00:47:04,152
‫نزدیک شدم.
‫نیازی نیست نگران بلیکووا باشی.

519
00:47:04,235 --> 00:47:06,029
‫- وفاداره.
‫- خوبه.

520
00:47:26,007 --> 00:47:27,175
‫به من گوش کن.

521
00:47:27,175 --> 00:47:29,928
‫باید قبل از اینکه برگرده،
‫هر چی می‌دونی رو بهم بگی.

522
00:47:30,011 --> 00:47:32,138
‫دیدم که چه کارهایی ازش برمیاد.

523
00:47:32,222 --> 00:47:34,015
‫نمی‌تونم چیزی رو که نمی‌دونم بهت بگم.

524
00:47:34,098 --> 00:47:36,100
‫باید قبل از اینکه برگرده

525
00:47:36,100 --> 00:47:38,603
‫بهم بگی کی نقشه‌ها رو بهت داده.

526
00:47:39,270 --> 00:47:40,772
‫به نفع خودته.

527
00:47:49,864 --> 00:47:51,533
‫تو آدم خوبی هستی.

528
00:47:51,616 --> 00:47:52,992
‫تو آدم خوبی هستی.

529
00:47:52,992 --> 00:47:55,203
‫تو از این خوک‌های اشتازی بهتری.

530
00:47:55,912 --> 00:47:58,706
‫- کمکم کن.
‫- فکر می‌کنی دارم سعی می‌کنم چیکار کنم؟

531
00:47:59,332 --> 00:48:01,334
‫اسم رو بهم بگو و کمکت می‌کنم!

532
00:48:01,417 --> 00:48:02,919
‫نمی‌دونم.

533
00:48:16,140 --> 00:48:17,892
‫اسم رو بهم بگو.

534
00:48:18,518 --> 00:48:20,311
‫نمی‌دونم.

535
00:48:24,691 --> 00:48:26,192
‫نه. نه.

536
00:48:41,457 --> 00:48:43,418
‫اسم رو بهم بگو!

537
00:48:43,960 --> 00:48:46,087
‫اسم رو بهم بگو!

538
00:48:46,587 --> 00:48:48,423
‫اسم رو بهم بگو!

539
00:48:48,506 --> 00:48:51,426
‫توی خیابان ریکه زندگی می‌کنه!

540
00:48:52,176 --> 00:48:55,054
‫چیز دیگه‌ای نمی‌دونم!

541
00:48:55,138 --> 00:48:58,016
‫فقط می‌تونستم چیزها رو از مرز رد کنم.

542
00:48:58,099 --> 00:49:02,061
‫بهش گفتم نمی‌تونم کمک کنم که
‫چیزی وارد استار سیتی بشه.

543
00:49:03,771 --> 00:49:08,359
‫منظورت چیه چیزی وارد استار سیتی بشه؟

544
00:49:10,403 --> 00:49:12,238
‫وارد استار سیتی؟

545
00:49:12,905 --> 00:49:14,657
‫خودت اینو گفتی.

546
00:49:14,741 --> 00:49:17,660
‫نه. نگفتم. نگفتم.

547
00:49:17,744 --> 00:49:20,830
‫ازتون می‌خواستن چی وارد استار سیتی کنین؟

548
00:49:21,497 --> 00:49:24,375
‫- ها؟
‫- بهت میگم، اصلاً این اتفاق نیفتاد!

549
00:49:24,459 --> 00:49:26,753
‫هرگز این اتفاق نیفتاد!

550
00:49:26,836 --> 00:49:28,671
‫آفرین، رفیق.

551
00:49:42,393 --> 00:49:46,230
‫هیچ‌وقت بهم نگفتن
‫چی رو می‌خواستن قاچاق کنن.

552
00:49:46,314 --> 00:49:47,857
‫قسم می‌خورم.

553
00:49:48,983 --> 00:49:52,737
‫خواهش می‌کنم، همسرم...

554
00:49:56,783 --> 00:50:01,496
‫خواهش می‌کنم،
‫اون هیچی از اینا نمی‌دونست...

555
00:50:05,333 --> 00:50:06,834
‫نگران نباش.

556
00:50:08,836 --> 00:50:12,298
‫همسرت

557
00:50:13,382 --> 00:50:16,844
‫برای یه مدت خیلی طولانی تو رو نمی‌بینه.

558
00:50:47,750 --> 00:50:49,502
‫و یکی دیگه.

559
00:50:50,127 --> 00:50:51,629
‫خوبه.

560
00:50:52,296 --> 00:50:53,798
‫عهدنامه‌هاتون.

561
00:50:54,924 --> 00:50:56,634
‫مخصوصاً از کاری که اینجا کردن خوشم میاد.

562
00:50:56,717 --> 00:50:58,594
‫«بنا شده بر پایه‌ی عشق،
‫درک متقابل، احترام.»

563
00:51:05,059 --> 00:51:06,561
‫سلام، بابا.

564
00:51:08,563 --> 00:51:10,064
‫ناستیا.

565
00:51:15,236 --> 00:51:17,947
‫توی رژه‌ی میدان سرخ جات خالی بود.

566
00:51:19,824 --> 00:51:22,159
‫وقتی حرف می‌زنی باید صاف وایستی.

567
00:51:24,704 --> 00:51:27,498
‫این الکساندر دیمیتریویچ پولیوانوفه.

568
00:51:28,791 --> 00:51:30,793
‫رفیق بلیکوف،
‫از آشنایی با شما خوش‌وقتم.

569
00:51:31,961 --> 00:51:34,046
‫و لطفاً ساشا صدام کنیم.

570
00:51:36,882 --> 00:51:38,593
‫پس تو با ناستیای من ازدواج می‌کنی؟

571
00:51:41,304 --> 00:51:42,805
‫بله.

572
00:51:55,985 --> 00:51:57,528
‫باید بریم سمت سالن.

573
00:51:58,029 --> 00:52:00,531
‫بیا، رفیق پولیوانوف.
‫وقتشه سر جات بایستی.

574
00:52:15,504 --> 00:52:17,423
‫می‌دونی، مجبور نیستیم این کار رو بکنیم.

575
00:52:19,342 --> 00:52:20,843
‫منظورت چیه؟

576
00:52:22,595 --> 00:52:24,096
‫ازدواج کنیم.

577
00:52:26,682 --> 00:52:28,392
‫آره، ولی اگه نکنیم...

578
00:52:28,476 --> 00:52:29,977
‫پس نمی‌کنیم.

579
00:52:31,896 --> 00:52:33,397
‫ساشا، بیا.

580
00:53:05,888 --> 00:53:07,515
‫اینم عقاب آشیانه‌ی من.

581
00:53:08,516 --> 00:53:10,017
‫رئیس.

582
00:53:10,059 --> 00:53:11,560
‫سلام.

583
00:53:13,145 --> 00:53:15,189
‫- خوبی؟
‫- آره. فقط...

584
00:53:15,272 --> 00:53:16,774
‫- عصبی‌ام.
‫- اوه.

585
00:53:17,274 --> 00:53:18,692
‫اونم روز عروسیمون همین‌طور بود.

586
00:53:18,692 --> 00:53:21,529
‫دوست دارم خونه ییلاقی خودمو

587
00:53:21,612 --> 00:53:23,405
‫توی دریاچه‌ی بلوی
‫برای ماه عسل بهتون پیشنهاد بدم.

588
00:53:23,948 --> 00:53:25,032
‫ممنون، رئیس.

589
00:53:25,032 --> 00:53:26,992
‫ولی باید کوتاه باشه، ساشا.

590
00:53:27,076 --> 00:53:30,955
‫باید برگردی به استار سیتی
‫تا آموزشت رو شروع کنی.

591
00:53:31,956 --> 00:53:33,165
‫ولادیمیر. حالت چطوره؟

592
00:53:33,165 --> 00:53:35,084
‫- حالت چطوره؟
‫- همسرت چطوره؟

593
00:54:37,479 --> 00:54:40,691
‫ما اینجا جمع شدیم تا رسماً

594
00:54:40,774 --> 00:54:44,445
‫ازدواج بین آناستازیا ولادیمیرونا بلیکووا

595
00:54:44,445 --> 00:54:47,906
‫و الکساندر دیمیتریویچ پولیوانوف رو ثبت کنیم.

596
00:54:47,906 --> 00:54:49,617
‫کی دوباره میره فضا؟

597
00:54:49,617 --> 00:54:50,784
‫نمیره.

598
00:54:50,784 --> 00:54:52,286
‫اون...

599
00:54:53,287 --> 00:54:55,164
‫برای دولت خیلی باارزشه.

600
00:54:55,247 --> 00:54:57,833
‫رفیق پولیوانوف،
‫مایلید عهدنامه‌تون رو بخونید؟

601
00:54:57,916 --> 00:54:59,877
‫منم دلم نمیاد بهش بگم.

602
00:55:01,670 --> 00:55:04,798
‫من، الکساندر دیمیتریویچ پولیوانوف...

603
00:55:07,343 --> 00:55:09,136
‫در حضور خانواده‌م،

604
00:55:09,219 --> 00:55:12,806
‫دوستان و دولت شوروی،

605
00:55:12,890 --> 00:55:16,769
‫تو رو، آناستازیا ولادیمیرونا بلیکووا،

606
00:55:16,852 --> 00:55:18,604
‫به‌عنوان همسر قانونیم می‌پذیرم

607
00:55:18,687 --> 00:55:21,065
‫توی این پیوند برابر که بر پایه‌ی عشق...

608
00:55:23,275 --> 00:55:25,444
‫درک متقابل، و احترام بنا شده.

609
00:55:27,821 --> 00:55:31,742
‫رفیق بلیکووا،
‫مایلید عهدنامه‌تون رو بخونید؟

610
00:55:50,719 --> 00:55:54,890
‫من، آناستازیا ولادیمیرونا بلیکووا،

611
00:55:56,475 --> 00:55:58,977
‫در حضور خانواده‌م،

612
00:55:59,061 --> 00:56:02,648
‫دوستان و دولت شوروی، تو رو،

613
00:56:02,731 --> 00:56:05,692
‫الکساندر دیمیتریویچ پولیوانوف،

614
00:56:06,485 --> 00:56:08,153
‫به‌عنوان شوهر قانونیم می‌پذیرم

615
00:56:09,738 --> 00:56:11,824
‫توی این پیوند برابر

616
00:56:11,824 --> 00:56:16,703
‫که بر پایه‌ی عشق، احترام،
‫و درک متقابل بنا شده.

617
00:56:26,213 --> 00:56:27,714
‫ما تحت تهدید هستیم.

618
00:56:28,757 --> 00:56:31,552
‫وضعیت امنیتی
‫به سطح یک ارتقا پیدا کرده.

619
00:56:32,553 --> 00:56:36,306
‫می‌خوام بدونم هر شخص داره چیکار می‌کنه
‫قبل از اینکه انجامش بده.

620
00:56:37,850 --> 00:56:39,852
‫می‌خوام بدونم هر شخص چی میگه

621
00:56:39,852 --> 00:56:41,854
‫قبل از اینکه به زبون بیاره.

622
00:56:43,814 --> 00:56:47,234
‫می‌خوام بدونم هر شخص به چی فکر می‌کنه

623
00:56:47,234 --> 00:56:49,194
‫قبل از اینکه فکر کنه.

624
00:56:50,946 --> 00:56:53,115
‫استار سیتی حالا در خط مقدمه.

625
00:56:54,575 --> 00:56:56,076
‫پس...

626
00:56:57,161 --> 00:56:58,662
‫بیاین شروع کنیم.

