﻿1
00:00:57,720 --> 00:01:05,880
‫«قسمت ۳۳: کافه‌گردانی»

2
00:01:07,280 --> 00:01:10,600
‫تمام سفارشات رسیدن؟

3
00:01:14,880 --> 00:01:16,680
‫بله، عسل شیره زنبوره.

4
00:01:17,560 --> 00:01:20,760
‫به مزرعه کلارکسون خوش برگشتید،

5
00:01:20,960 --> 00:01:24,040
‫که همه چیز درست همونجوریه که
‫ولشون کردیم و رفتیم.

6
00:01:27,520 --> 00:01:28,480
‫بگی نگی.

7
00:01:37,800 --> 00:01:40,920
‫[بیمارستان قلب آکسفورد]

8
00:01:42,280 --> 00:01:44,760
‫یه چند ساعت همینجا می‌مونه.

9
00:01:44,920 --> 00:01:46,440
‫- کدوم یکی؟
‫- این یکی.

10
00:01:46,840 --> 00:01:49,440
‫ام، خب...

11
00:01:51,760 --> 00:01:54,200
‫آره، چند ساعت دیگه درمیاریمش.

12
00:01:55,120 --> 00:01:57,120
‫[کافه سگ کشاورز]

13
00:01:57,160 --> 00:02:00,520
‫چند هفته پیش سعی کردم
‫کافه‌م رو افتتاح کنم،

14
00:02:00,720 --> 00:02:03,160
‫و در عین حال محصولات رو
‫برداشت کنم.

15
00:02:03,880 --> 00:02:06,120
‫برق قطع شده، پنکه‌ها خرابن،
‫گاز نداریم.

16
00:02:09,360 --> 00:02:11,280
‫لعنتی!

17
00:02:11,480 --> 00:02:12,560
‫آشغال...

18
00:02:12,760 --> 00:02:17,440
‫و همه‌ش یه مقدار استرس‌زا بود.

19
00:02:29,280 --> 00:02:31,600
‫- خوبی، رفیق؟
‫- اوه، برگشتی!

20
00:02:31,760 --> 00:02:34,040
‫- برگشتم و نمُردم.
‫- چطوری؟

21
00:02:34,200 --> 00:02:35,840
‫عزرائیل باید یه کم دیگه صبر کنه.

22
00:02:37,000 --> 00:02:38,400
‫ولی نزدیک بود بپرم بغلش.

23
00:02:38,560 --> 00:02:39,920
‫وای، واقعاً مریض به نظر میومدی.

24
00:02:40,120 --> 00:02:43,360
‫نگرانت بودم.
‫بدجور نگران بودم.

25
00:02:43,520 --> 00:02:45,880
‫خوشحالم می‌بینمت. چی گفتن؟

26
00:02:46,080 --> 00:02:48,400
‫- سکته قلبی نبود.
‫- خیلی خب، خوبه.

27
00:02:48,600 --> 00:02:50,880
‫پس سوزن سوزن شدن دستت به چه معنا بود؟

28
00:02:51,680 --> 00:02:54,800
‫اتفاقی بود.
‫خیلی با گوشیم کار کرده بودم.

29
00:02:55,000 --> 00:02:55,880
‫آره.

30
00:02:56,040 --> 00:02:56,960
‫اگه گوشیم رو مدام دستم نمی‌گرفتم،

31
00:02:57,120 --> 00:02:58,840
‫دستم اینقدر نمی‌سوخت.

32
00:02:59,000 --> 00:03:00,640
‫و اگه دستم نمی‌سوخت، این فکر
‫به سرم نمی‌رسید که:

33
00:03:00,800 --> 00:03:02,760
‫«وایسا ببینم، نکنه دارم سکته
‫قلبی می‌کنم؟»

34
00:03:02,920 --> 00:03:04,280
‫نمی‌رفتم بیمارستان.

35
00:03:05,400 --> 00:03:08,520
‫بگذریم، یه چیز حلقه‌ای گذاشتن
‫تو قلبم

36
00:03:08,680 --> 00:03:12,000
‫و فهمیدن که به شدت
‫مشکل سرخرگ کرونری دارم.

37
00:03:12,160 --> 00:03:15,560
‫- ببین سه‌تا سرخرگ داریم...
‫- که از قلب میان بیرون؟

38
00:03:15,720 --> 00:03:18,240
‫نه، که به قلبت خون میدن تا
‫به پمپاژ ادامه بده.

39
00:03:18,440 --> 00:03:20,360
‫یکیشون کاملاً مسدود شده.

40
00:03:20,520 --> 00:03:23,160
‫یکیشون شبیه یه چیزی بود که انگار از
‫سقف غار

41
00:03:23,320 --> 00:03:25,040
‫ناحیه دیستریکت آویزونه.

42
00:03:25,200 --> 00:03:29,240
‫و یکیشون اینقدر مسدود شده بود
‫که به چند بخش تقسیم شده بود.

43
00:03:29,760 --> 00:03:31,720
‫واسه همین خون به قلبم نمی‌رسید.

44
00:03:31,880 --> 00:03:33,120
‫و گفتم،

45
00:03:33,280 --> 00:03:36,280
‫«چقدر به سکته قلبی نزدیک بودم؟»

46
00:03:36,440 --> 00:03:37,840
‫و گفتن، «چند روز؟»

47
00:03:39,360 --> 00:03:40,160
‫لعنتی.

48
00:03:40,360 --> 00:03:42,480
‫یه دوربین وارد دستم کردن،

49
00:03:42,640 --> 00:03:44,040
‫از قفسه سینه‌م رد شد
‫و رفت توی قلبم.

50
00:03:44,200 --> 00:03:46,320
‫- می‌تونستی حسش کنی؟
‫- آره، میشد حسش کرد.

51
00:03:46,480 --> 00:03:49,080
‫و می‌تونی قلب خودت رو تو صفحه
‫تلویزیون ببینی. یه...

52
00:03:50,680 --> 00:03:53,560
‫چون فکر می‌کردن قراره عمل
‫قلب باز انجام بدن.

53
00:03:53,720 --> 00:03:54,520
‫آره.

54
00:03:54,720 --> 00:03:57,440
‫ولی معاینه کردن و فهمیدن
‫می‌تونن بدون عمل درستش کنن.

55
00:03:57,600 --> 00:03:59,760
‫واسه همین شاخ دایناسور رو برداشتن
‫و فروش کردن داخل.

56
00:03:59,920 --> 00:04:01,720
‫- «شاخ دایناسور!»
‫- به خدا همون بود!

57
00:04:01,880 --> 00:04:05,240
‫با چکش و اسکنه و دوربین.

58
00:04:05,400 --> 00:04:09,000
‫بعد استنت گذاشتن،
‫که شبیه پد ظرف‎شوییه،

59
00:04:09,160 --> 00:04:11,800
‫که دریچه قلب رو باز کنه.
‫پس الان دیگه شدم مثل روز اولم.

60
00:04:12,160 --> 00:04:13,600
‫خوبه. حالا چی گفتن؟

61
00:04:13,800 --> 00:04:15,400
‫یک هفته نمی‌تونم رانندگی کنم.

62
00:04:15,960 --> 00:04:17,000
‫باشه.

63
00:04:17,160 --> 00:04:18,200
‫و...

64
00:04:18,880 --> 00:04:20,560
‫نباید کار کنم،

65
00:04:20,720 --> 00:04:23,240
‫نباید تا شش هفته به خودم
‫فشار بیارم.

66
00:04:23,440 --> 00:04:24,360
‫- شش هفته؟
‫- آره.

67
00:04:24,520 --> 00:04:25,880
‫پس کلاً نمی‌تونی بیای مزرعه؟

68
00:04:26,040 --> 00:04:28,400
‫- چون کارهای مزرعه...
‫- نه، نه، می‌دونم. نمی‌تونم.

69
00:04:28,560 --> 00:04:31,440
‫- نمی‌تونم تکون بخورم یا کاری بکنم.
‫- چه حیف.

70
00:04:33,880 --> 00:04:34,800
‫خب...

71
00:04:34,960 --> 00:04:37,080
‫ام، من میرم دیدن لیسا. ام...

72
00:04:37,240 --> 00:04:38,960
‫باشه. منم به گاوها غذا میدم
‫و می‌برمشون داخل که بخوابن.

73
00:04:39,120 --> 00:04:40,080
‫باشه، می‌بینمت.

74
00:04:42,400 --> 00:04:45,600
‫فقط من نبودم که اذیت
‫شده بودم.

75
00:04:45,800 --> 00:04:47,440
‫سنسای طفلک.

76
00:04:47,600 --> 00:04:49,960
‫آخر هفته عفونت کرده بود

77
00:04:50,120 --> 00:04:53,400
‫و مجبور شدن یه جراحی
‫فوری براش انجام بدن.

78
00:04:54,240 --> 00:04:56,840
‫دیگه نمی‌تونی بچه‌دار بشی، نه؟

79
00:04:57,280 --> 00:05:00,400
‫هرچند، می‌تونست هر چی
‫می‌خواست بخوره،

80
00:05:00,560 --> 00:05:04,560
‫هرچند، رژیم من دیگه زیر
‫نظر سختگیرانه دکتر...

81
00:05:05,320 --> 00:05:06,440
‫و لیسا بود.

82
00:05:13,520 --> 00:05:14,560
‫ببین...

83
00:05:15,360 --> 00:05:17,080
‫این پنیر محلیه!

84
00:05:18,400 --> 00:05:20,080
‫اه، نمی‌تونم این لعنتی رو بخورم.

85
00:05:21,520 --> 00:05:22,920
‫حال بهم زنه.

86
00:05:28,000 --> 00:05:28,800
‫این چیه؟

87
00:05:29,600 --> 00:05:31,320
‫ماست یونانی. برای میکروب‌های
‫توی شکمت خوبه.

88
00:05:31,520 --> 00:05:33,840
‫برو بابا...
‫ماست گندم چیه دیگه؟

89
00:05:34,000 --> 00:05:34,960
‫«یونانی!»

90
00:05:35,120 --> 00:05:36,880
‫اصلاً چرا مردم باید ماست
‫یونانی بخورن؟

91
00:05:37,040 --> 00:05:39,520
‫چون برای شکمت خوبه.
‫برات مفیده!

92
00:05:40,760 --> 00:05:42,360
‫من این پنیر سفت رو نمی‌خورم.

93
00:05:43,640 --> 00:05:44,560
‫اون چیه؟

94
00:05:46,120 --> 00:05:47,200
‫- اون چیه؟
‫- کلم.

95
00:05:48,040 --> 00:05:48,920
‫لعنتی...

96
00:05:49,080 --> 00:05:52,400
‫قول میدم...
‫می‌پزمش.

97
00:05:54,000 --> 00:05:56,400
‫واو، خیلی تلخ و آشغاله.

98
00:05:56,600 --> 00:05:58,400
‫ما گوشت گاو،

99
00:05:58,600 --> 00:05:59,680
‫گوشت بره،

100
00:05:59,840 --> 00:06:01,440
‫گوشت خوک پرورش می‌دیم،

101
00:06:01,600 --> 00:06:03,760
‫و شغلمون همینه و من نمی‌تونم
‫هیچکدومشون رو بخورم.

102
00:06:03,960 --> 00:06:06,360
‫می‌تونی. شاید ماهی یکی دو بار

103
00:06:06,520 --> 00:06:08,920
‫بتونی استیک لذیذ یا گوشت بره بخوری.
‫به‌به.

104
00:06:09,080 --> 00:06:10,280
‫- نمی‌تونم!
‫- می‌تونی!

105
00:06:10,440 --> 00:06:12,680
‫نمی‌تونم! دکتر لوسی گفت نخورم.

106
00:06:12,840 --> 00:06:14,200
‫- اینطور نیست.
‫- و گفت نمی‌تونم الکل بنوشم

107
00:06:14,400 --> 00:06:17,480
‫- چون کبدم داغون شده.
‫- خب، کبدت خوب میشه.

108
00:06:18,800 --> 00:06:21,200
‫- یعنی تا فردا؟
‫- نه.

109
00:06:21,800 --> 00:06:23,480
‫پس چه فایده؟

110
00:06:23,680 --> 00:06:25,840
‫یعنی چی؟ اینقدر لوس‌بازی درنیار.

111
00:06:26,000 --> 00:06:29,000
‫خوب شو و دوباره می‌تونی
‫برگردی سر زندگی عادیت،

112
00:06:29,160 --> 00:06:30,520
‫می‌دونی، قدم به قدم.

113
00:06:31,120 --> 00:06:33,560
‫می‌دونی، تموم مدت داشتی
‫با دنده پنج می‌رفتی.

114
00:06:34,600 --> 00:06:36,640
‫- دنده پنج؟
‫- سرعتت رو بیار روی دو و نیم.

115
00:06:37,160 --> 00:06:39,560
‫- پنج؟ مگه داری تو سال ۱۹۸۴ زندگی می‌کنی؟
‫- دنده هفت.

116
00:06:39,720 --> 00:06:41,280
‫- تموم مدت داشتی با دنده هفت زندگی می‌کردی.
‫- ده...

117
00:06:41,440 --> 00:06:43,040
‫ماشین ماستنگ ده دنده داره.

118
00:06:43,200 --> 00:06:45,360
‫خیلی خب، تموم مدت داشتی
‫با دنده دوازده می‌رفتی.

119
00:06:47,560 --> 00:06:48,600
‫من کلم نمی‌خورم!

120
00:06:48,800 --> 00:06:50,840
‫توش کلی فلفل تند و پیازچه می‌ریزم.

121
00:06:51,000 --> 00:06:52,280
‫خوشمزه میشه.

122
00:06:52,880 --> 00:06:55,680
‫ولی همه می‌دونن که سبزیجات
‫باید در کنار گوشت خورده بشه.

123
00:06:55,840 --> 00:06:57,680
‫- برای تو دیگه اینطور نیست.
‫- نه، می‌دونم.

124
00:07:02,680 --> 00:07:04,680
‫حالا که سوئیچ ماشینم
‫توقیف شده بود،

125
00:07:04,840 --> 00:07:08,320
‫فعالیت‌های روزانه‌م محدود شده بودن
‫به پیاده‌روی‌های سبک با سگ‌ها

126
00:07:08,480 --> 00:07:11,400
‫در درخشش طلایی فصل پاییز.

127
00:07:13,800 --> 00:07:16,680
‫روش خوبی برای ریلکس کردن بود،

128
00:07:16,880 --> 00:07:19,320
‫مگر اینکه گوسفندهام رو می‌دیدم،

129
00:07:19,480 --> 00:07:23,240
‫که مثل همیشه حرف گوش نکن بودن.

130
00:07:24,400 --> 00:07:27,120
‫آوردمشون تو دشت چون می‌خوام
‫تو علف‌های بلند چرا کنن

131
00:07:27,320 --> 00:07:30,840
‫ولی فقط میان علف مسیری که

132
00:07:31,000 --> 00:07:32,200
‫برای پیاده‌روی با سگ‌ها

133
00:07:32,960 --> 00:07:34,400
‫چیده بودم رو می‌خورن.

134
00:07:35,440 --> 00:07:37,080
‫ببینید. علف‌های...

135
00:07:37,280 --> 00:07:38,760
‫نه، علف‌های اینجا رو چیدم!

136
00:07:38,920 --> 00:07:40,320
‫برید اونجا غذا بخورید.

137
00:07:42,240 --> 00:07:44,000
‫نه، نکنید! برید اونجا غذا بخورید.

138
00:07:44,200 --> 00:07:45,040
‫ببین.

139
00:07:45,600 --> 00:07:47,800
‫- داری با گوسفندها صحبت می‌کنی؟
‫- آره.

140
00:07:48,640 --> 00:07:51,920
‫اینهمه غذا اینجاست و اونجا
‫هیچی نیست:

141
00:07:52,080 --> 00:07:55,120
‫میگن، «باشه، همینا رو می‌خوریم.»
‫ولی بعدش روش خرابکاری می‌کنن.

142
00:07:55,280 --> 00:07:57,000
‫پس اگه یکی بهت یه لیوان
‫نوشیدنی

143
00:07:57,160 --> 00:07:59,080
‫و یه عالمه انگور بده و بگه،

144
00:07:59,240 --> 00:08:01,720
‫«بیا، یه لیوان نوشیدنی درست کن،»
‫تو همون لیوان نوشیدنی رو می‌گیری دیگه.

145
00:08:01,880 --> 00:08:04,280
‫فکر کن به اینا انگور دادی.
‫باید دنبال خوبش بگردن.

146
00:08:04,440 --> 00:08:06,200
‫جلوی من اسم نوشیدنی رو نیار.

147
00:08:10,520 --> 00:08:12,960
‫مشکل من این بود که برای

148
00:08:13,120 --> 00:08:17,320
‫فراهم کردن سهم گوشت تموم‌نشدنی
‫برای کافه،

149
00:08:17,520 --> 00:08:19,600
‫به گوسفندهای بیشتری نیاز داشتیم.

150
00:08:20,920 --> 00:08:23,280
‫پس یک هفته بعد، یه گله دیگه خریدم.

151
00:08:24,920 --> 00:08:28,040
‫و کیلب خیلی از این کارم خوشحال شد.

152
00:08:29,440 --> 00:08:31,160
‫باز چه غلطی کرده؟

153
00:08:42,040 --> 00:08:44,400
‫تو این پنج سال هیچی
‫یاد نگرفتی؟

154
00:08:44,560 --> 00:08:45,400
‫چرا.

155
00:08:46,160 --> 00:08:48,920
‫وقتی کافه تاسیس می‌کنی،
‫هفته‌ای ده‌تا گوسفند می‌خوای،

156
00:08:49,080 --> 00:08:51,200
‫و بره‌های چاق، اونم فقط
‫برای یک هفته.

157
00:08:51,400 --> 00:08:52,520
‫مجبور شدم بیشتر بخرم.

158
00:08:52,680 --> 00:08:54,920
‫توسط چیزی محاصره شدم که بیشتر
‫از همه ازش متنفرم. من اینجام،

159
00:08:55,120 --> 00:08:56,480
‫- گوسفندها اونجان...
‫- آره.

160
00:08:56,640 --> 00:08:58,120
‫اگه دقت کنی کنار فروشگاه
‫محصولات کشاورزی هم گوسفند هست.

161
00:08:58,280 --> 00:08:59,120
‫کنار خونه هم همینطور.

162
00:08:59,280 --> 00:09:00,720
‫- و کنار خونه.
‫- می‌دونم.

163
00:09:00,920 --> 00:09:03,520
‫و اینا، این حرکت هوشمندانه منه،

164
00:09:04,320 --> 00:09:07,400
‫اینا گوسفندهای نژاد ایزی‌کر هستن. اسمشون همینه.
‫[به معنای کم دردسر]

165
00:09:07,560 --> 00:09:08,760
‫رفیق، خبر بدی برات دارم.

166
00:09:08,960 --> 00:09:11,200
‫- چیه؟
‫- رسیدگی به هیچ گوسفندی آسون نیست.

167
00:09:11,360 --> 00:09:12,360
‫به اینا چرا.

168
00:09:12,560 --> 00:09:14,840
‫بذار جزئیات رو برات توضیح
‫بدم، خب؟

169
00:09:15,000 --> 00:09:15,800
‫بگو.

170
00:09:16,000 --> 00:09:17,680
‫نیاز نیست پشم‌هاشون رو کوتاه کنیم.

171
00:09:17,840 --> 00:09:21,360
‫موهاشون خودبه‌خود می‌ریزه.
‫پس حشره نمیفته به جونشون.

172
00:09:21,520 --> 00:09:22,320
‫- خیلی خب.
‫- این دلیل شماره یک.

173
00:09:22,520 --> 00:09:25,840
‫پرورششون خیلی راحته

174
00:09:26,000 --> 00:09:28,120
‫و راحت بچه میارن.

175
00:09:28,320 --> 00:09:31,320
‫پس هم راحت بچه میارن،

176
00:09:31,880 --> 00:09:33,480
‫هم رسیدگی بهشون هزینه‌بردار نیست.

177
00:09:34,560 --> 00:09:36,360
‫خب، اینطوری بهش فکر کن.

178
00:09:36,560 --> 00:09:37,600
‫لامبورگینی.

179
00:09:37,760 --> 00:09:41,280
‫اون قدیما سوار شدنش و خریدنش
‫خیلی سخت بود.

180
00:09:41,480 --> 00:09:43,280
‫ولی آئودی اومد وسط،

181
00:09:43,440 --> 00:09:47,720
‫حالا آئودی و لامبورگینی رو با هم
‫توی ماشین اونتادور ترکیب کن

182
00:09:47,920 --> 00:09:50,600
‫و حالا یه لامبورگینی روون و
‫راحت داری.

183
00:09:50,760 --> 00:09:54,080
‫- واقعاً راحت بود؟
‫- خب، از ماشین کانتاش راحت‌تر بود.

184
00:09:55,560 --> 00:09:57,880
‫بعدش کیلب رو به جان و لوئیس معرفی کردم،

185
00:09:58,040 --> 00:10:00,160
‫که گوسفندهای ایزی‌کر رو بهم
‫فروخته بودن.

186
00:10:00,360 --> 00:10:01,680
‫- سلام!
‫- سلام.

187
00:10:01,840 --> 00:10:02,920
‫- چطورید؟ خوبید؟
‫- سلام! چطوری؟

188
00:10:03,080 --> 00:10:05,840
‫به امید اینکه بتونن دلش
‫رو به دست بیارن.

189
00:10:06,840 --> 00:10:08,360
‫کیلب از گوسفند خوشش نمیاد، خب؟

190
00:10:08,520 --> 00:10:09,480
‫نه، خوشش نمیاد.

191
00:10:09,640 --> 00:10:12,880
‫ولی سعی کردم قانعش کنم
‫که این گوسفندها تصمیم خوبی هستن.

192
00:10:13,040 --> 00:10:15,360
‫تصمیم خیلی خوبی هستن.

193
00:10:15,560 --> 00:10:17,800
‫و راحت بچه میارن.

194
00:10:18,000 --> 00:10:22,080
‫میشه گفت گوسفندهای سه‌گوش
‫با گردن‌های بلند هستن.

195
00:10:22,240 --> 00:10:27,000
‫واسه همین موقع زایمان
‫بره‌ها راحت میان بیرون.

196
00:10:27,200 --> 00:10:28,720
‫- پس...
‫- چرا؟ چون نوک تیز هستن؟

197
00:10:28,880 --> 00:10:30,240
‫دقیقاً.

198
00:10:30,440 --> 00:10:32,600
‫پس بره‌ها مثل تیر می‌مونن؟

199
00:10:32,800 --> 00:10:34,240
‫آره، بگی نگی.

200
00:10:34,400 --> 00:10:37,320
‫گوش کن، قراره با این گوسفندها
‫ماجراجویی جالبی رو تجربه کنید.

201
00:10:37,520 --> 00:10:40,040
‫آره، همین که اسم، «گوسفند ایزی‌کر»
‫رو شنیدم، گفتم،

202
00:10:40,200 --> 00:10:41,360
‫«منم می‌خوام.»

203
00:10:41,520 --> 00:10:43,560
‫- چون قلبم مشکل داره.
‫- جدی؟

204
00:10:43,720 --> 00:10:45,480
‫- پس خودمم به رسیدگی نیاز دارم.
‫- نگفته بودی.

205
00:10:45,640 --> 00:10:47,080
‫آره، زیاد درباره‌ش صحبت نمی‌کنم.

206
00:10:47,280 --> 00:10:50,240
‫راستش، بی‌شوخی، مامانم تو شصت و هفت
‫سالگی در اثر سکته قلبی مُرد.

207
00:10:50,400 --> 00:10:51,720
‫- جدی؟
‫- آره.

208
00:10:51,880 --> 00:10:55,160
‫- ما نمی‌دونستیم ولی سرخرگش مشکل داشت.
‫- چه خبر خوبی. قلب من خوبه.

209
00:10:55,320 --> 00:10:58,000
‫نه، دکترها گفتن قلب مامان منم خوبه.

210
00:10:58,160 --> 00:11:00,640
‫- مشکل از سرخرگش بود.
‫- آره، دقیقاً، چون...

211
00:11:00,800 --> 00:11:04,040
‫و چند سال با یه دستگاه
‫تو قلبش زندگی کرد.

212
00:11:04,200 --> 00:11:05,000
‫منم از اونا دارم.

213
00:11:05,160 --> 00:11:06,880
‫- و، ام...
‫- و تو شصت و هفت سالگی مُرد.

214
00:11:07,040 --> 00:11:08,880
‫- بهش گفته بودن، «خوب میشی.»
‫- سه سال.

215
00:11:09,080 --> 00:11:09,880
‫یعنی چی؟ تا کِی؟

216
00:11:10,040 --> 00:11:11,960
‫- تا وقتی بمیرم.
‫- نه، واسه تو استنت گذاشتن.

217
00:11:12,120 --> 00:11:14,680
‫به خدا عاشق مردم یورک‌شر هستم.

218
00:11:14,880 --> 00:11:16,000
‫- هیچیت نمیشه.
‫- آره.

219
00:11:16,160 --> 00:11:18,040
‫- هیچوقت نمی‌میری.
‫- لعنتی.

220
00:11:18,200 --> 00:11:20,400
‫پس چرا دکتر...

221
00:11:24,120 --> 00:11:27,400
‫جز بره، کافه به گوشت گاو هم نیاز داشت.

222
00:11:27,600 --> 00:11:30,680
‫پس با توجه به اون،
‫رفتم یه سر به گاوهام بزنم

223
00:11:30,840 --> 00:11:34,960
‫ببینم گاو نر اندگیم تونسته وظیفه‌ش
‫رو انجام بده یا نه.

224
00:11:35,440 --> 00:11:38,160
‫صبح بخیر، اندگیم.
‫چطوری، عزیزدلم؟

225
00:11:38,320 --> 00:11:41,240
‫راستش، مطمئن نبود.

226
00:11:41,880 --> 00:11:44,920
‫مشخص بود که از بودن کنار
‫گاوهای ماده لذت می‌برد،

227
00:11:45,080 --> 00:11:48,440
‫ولی بیشتر شبیه دوست صمیمیشون.

228
00:11:49,880 --> 00:11:51,880
‫حتی وقتی گاوها خودشون
‫می‌رفتن جلو،

229
00:11:52,040 --> 00:11:54,760
‫اصلاً حواسش نبود.

230
00:11:57,480 --> 00:11:59,520
‫اندگیم گاو جالبیه، نه؟

231
00:11:59,720 --> 00:12:01,000
‫یه مقدار بازیگوشه.

232
00:12:01,160 --> 00:12:03,360
‫بازیگوش یکی از صفاتشه.

233
00:12:03,560 --> 00:12:06,560
‫بقیه صفاتش میشن فردی مرکوری
‫و جرج مایکل.

234
00:12:07,200 --> 00:12:09,760
‫بنابراین، دیلوین آماده شد،

235
00:12:10,560 --> 00:12:14,800
‫که بفهمیم اندگیم واقعاً
‫کاری کرده یا نه.

236
00:12:15,000 --> 00:12:16,520
‫چرا دوتا اتاقکه؟

237
00:12:16,680 --> 00:12:20,160
‫یکیشون وزنش رو می‌گیره،
‫و اون یکی وزنه داخلشه.

238
00:12:21,880 --> 00:12:23,800
‫حتی اندگیم هم اینقدر بهش
‫توجه نمی‌کنه.

239
00:12:27,480 --> 00:12:30,720
‫نتیجه اسکن اول رسید.

240
00:12:30,920 --> 00:12:32,720
‫- ایناها!
‫- ایول!

241
00:12:32,920 --> 00:12:34,480
‫اندگیم کارش رو بلده!

242
00:12:35,480 --> 00:12:37,560
‫آفرین، گاو شماره یک.

243
00:12:42,560 --> 00:12:43,800
‫- بارداره!
‫- خدا رو شکر!

244
00:12:43,960 --> 00:12:44,760
‫از اینجا مشخصه.

245
00:12:44,960 --> 00:12:46,840
‫خوبه. دوتاشون باردارن.

246
00:12:47,040 --> 00:12:47,880
‫ایول!

247
00:12:51,400 --> 00:12:52,920
‫- واو، اون یکی رو!
‫- ببینش!

248
00:12:53,080 --> 00:12:54,320
‫از اینجا میشه تپش قلبش
‫رو دید.

249
00:12:54,480 --> 00:12:57,240
‫آره. خب، خبر خوبیه.
‫یعنی بارداری.

250
00:12:57,760 --> 00:13:02,160
‫به صورت کلی، پنج‌تا از هفت
‫گاو باردار بودن.

251
00:13:02,680 --> 00:13:05,800
‫پس اندگیم می‌تونه بچه‌دار بشه.
‫عالیه.

252
00:13:06,000 --> 00:13:07,400
‫اندگیم، تو یه ستاره‌ای.

253
00:13:12,440 --> 00:13:13,760
‫حالا که به حیوانات رسیدگی کرده بودیم،

254
00:13:13,920 --> 00:13:15,640
‫دوره بهبودی من برگشت

255
00:13:15,800 --> 00:13:19,200
‫به چرخش خسته‌کننده‌ی پیاده‌روی
‫با سگ‌ها...

256
00:13:19,360 --> 00:13:21,040
‫سنسا! آریا!

257
00:13:21,920 --> 00:13:23,560
‫و ماست یونانی.

258
00:13:27,760 --> 00:13:29,920
‫ولی یه حواس‌پرتی جالب داشتم،

259
00:13:30,080 --> 00:13:34,360
‫اونم روزی بود که راننده فرمول یک،
‫اسکار پیاستری اومد.

260
00:13:35,520 --> 00:13:38,120
‫- خیلی دنده داره.
‫- آره، درسته.

261
00:13:38,640 --> 00:13:40,720
‫برای تولید محتوا برای
‫فضای مجازیش،

262
00:13:40,880 --> 00:13:45,440
‫می‌خواست سعی کنه تریلی رو
‫با دنده عقب بیاره تو انبار.

263
00:13:46,080 --> 00:13:47,960
‫- حله؟
‫- خیلی خب. بیا.

264
00:13:48,440 --> 00:13:51,440
‫پس کیلب که تا حالا اسمش
‫رو نشنیده بود...

265
00:13:51,600 --> 00:13:52,720
‫چیکاره‌ای؟

266
00:13:52,880 --> 00:13:55,000
‫راننده‌م.

267
00:13:55,200 --> 00:13:56,920
‫خیلی سریع بهش آموزش داد.

268
00:13:57,120 --> 00:13:59,160
‫خیلی خب، به کلاچ نیاز نداری،
‫فقط باهاش ماشین روشن کن، خب؟

269
00:13:59,320 --> 00:14:01,560
‫- باشه.
‫- ترمز دستی. با اینم پارک کن.

270
00:14:01,720 --> 00:14:03,400
‫اگه بذاریش تو خلاص، یه مقدار
‫میره جلو.

271
00:14:03,560 --> 00:14:06,200
‫ولی همین که یه دنده رو انتخاب کنی،
‫مثلاً دنده عقب، متوقف میشه.

272
00:14:06,760 --> 00:14:09,440
‫[رفیق، من خودم ماشین‌سواری بلدم.]
‫پنجره پشتی رو باز می‌کنیم که راحت ببینی.

273
00:14:09,600 --> 00:14:11,800
‫- باشه.
‫- من ترجیح میدم اینجوری بشینم.

274
00:14:11,960 --> 00:14:14,080
‫- باشه.
‫- که از شونه راستم به عقب نگاه کنم،

275
00:14:14,240 --> 00:14:17,560
‫و با دست چپم فرمون رو بچرخونم.
‫واسه همین گفتم راحت‌تره.

276
00:14:17,720 --> 00:14:20,720
‫باید تو ماشین راحت باشی و فکر کنی
‫خونه خودته.

277
00:14:20,880 --> 00:14:21,960
‫باشه.

278
00:14:22,000 --> 00:14:23,400
‫[آفرین، نابغه.]

279
00:14:24,120 --> 00:14:26,080
‫پس همین که دنده عقب بگیری

280
00:14:26,240 --> 00:14:28,320
‫و تراکتور رو به این سمت بچرخونی،

281
00:14:28,480 --> 00:14:29,800
‫بارکش هم اون سمتی میشه،

282
00:14:29,960 --> 00:14:32,040
‫ولی پشتش دقیقاً برعکس میشه.

283
00:14:32,200 --> 00:14:33,600
‫- متوجه منظورم شدی؟
‫- آره.

284
00:14:34,720 --> 00:14:37,120
‫بعد می‌چرخونمش به اون سمت.

285
00:14:39,680 --> 00:14:40,920
‫یواش یواش.

286
00:14:41,080 --> 00:14:43,520
‫یواش گاز رو فشار بده که...

287
00:14:43,680 --> 00:14:45,760
‫- عجله نکن، می‌فهمی چی میگم؟
‫- آره.

288
00:14:46,320 --> 00:14:47,840
‫و بعدش می‌ریم تو انبار.

289
00:14:48,920 --> 00:14:50,440
‫- حله؟
‫- آره.

290
00:14:50,600 --> 00:14:51,400
‫اینجوری.

291
00:14:51,600 --> 00:14:53,760
‫بعد از توضیحات کیلب،

292
00:14:53,920 --> 00:14:56,160
‫اسکار سوار ماشین شد.

293
00:14:57,560 --> 00:14:58,800
‫خیلی خب، گذاشتم رو دنده عقب.

294
00:15:00,320 --> 00:15:02,000
‫ترمز دستی رو شل کردم.
‫شروع خوبیه.

295
00:15:02,200 --> 00:15:03,880
‫می‌شناسیش؟

296
00:15:04,040 --> 00:15:05,080
‫نه. کیه؟

297
00:15:05,240 --> 00:15:06,840
‫راننده مسابقات فرمول یک.

298
00:15:07,000 --> 00:15:08,640
‫اوه، باشه. پس باید کاربلد باشه.

299
00:15:09,880 --> 00:15:11,080
‫این سمتی می‌ریم.

300
00:15:11,880 --> 00:15:14,960
‫آره، نه، باید این سمتی برم
‫که از اونور وارد بشم.

301
00:15:18,280 --> 00:15:21,160
‫حس می‌کنم واسه راننده‌های
‫فرمول یک کار سختیه.

302
00:15:22,880 --> 00:15:26,520
‫می‌تونه تخته‌گاز از او روژ رد بشه،
‫که یکی از پیچ‌های میدون اسپاست.

303
00:15:27,520 --> 00:15:29,520
‫و اسکار پیاستری از او روژ
‫رد میشه!

304
00:15:35,200 --> 00:15:39,000
‫که کار سخت و جسورانه‌ایه.

305
00:15:40,880 --> 00:15:42,760
‫نه، اشتباه شد.

306
00:15:44,040 --> 00:15:45,560
‫ولی خب بچه شهریه دیگه.

307
00:15:45,760 --> 00:15:47,800
‫آره، باید اون سمتی برم.

308
00:15:50,360 --> 00:15:52,240
‫انبار اون سمته!

309
00:15:52,440 --> 00:15:55,000
‫باید... اون سمتی برم.

310
00:15:59,120 --> 00:16:02,040
‫خوب شد مجبور نیست با بارکش
‫ماشینش رو تو

311
00:16:02,200 --> 00:16:04,520
‫خط شروع پارک کنه!

312
00:16:06,800 --> 00:16:08,760
‫اسکار؟ ما می‌ریم یه لیوان
‫چای بخوریم.

313
00:16:08,920 --> 00:16:10,560
‫کارت تموم شد میایم.

314
00:16:10,720 --> 00:16:13,080
‫فکر کنم شما شام هم بخورید
‫کار من تموم نمیشه.

315
00:16:13,280 --> 00:16:14,720
‫آخه اینجا هوا زود تاریک میشه!

316
00:16:14,920 --> 00:16:16,840
‫نه، لعنتی.

317
00:16:18,560 --> 00:16:20,920
‫فکر کنم به این نتیجه رسیدیم که
‫نمی‌تونه باربر رو با دنده عقب ببره داخل.

318
00:16:22,040 --> 00:16:24,400
‫ولی فکر کنم خود اسکار نفهمیده بود.

319
00:16:25,080 --> 00:16:27,280
‫خیلی خب، بیا از اول شروع کنیم.

320
00:16:27,480 --> 00:16:29,960
‫و اصلاً اهل جا زدن نبود.

321
00:16:31,480 --> 00:16:33,280
‫وای. خیلی زود رفتم داخل.

322
00:16:35,280 --> 00:16:37,520
‫با ناپدید شدن نور بعد از ظهر...

323
00:16:39,160 --> 00:16:42,280
‫چرا اینقدر اومدم این گوشه؟

324
00:16:42,480 --> 00:16:46,880
‫مجبور شدم خودم رو مشغول
‫کارهای هیجان‌انگیز اداری و دولتی کنم

325
00:16:47,040 --> 00:16:49,120
‫و کیلب هم باید می‌رفت سر کارش.

326
00:16:50,280 --> 00:16:52,880
‫پس اسکار رو گذاشتیم به حال خودش.

327
00:16:53,480 --> 00:16:55,800
‫نه! گندت بزنه.

328
00:17:00,960 --> 00:17:02,600
‫چند روز بعد...

329
00:17:02,760 --> 00:17:03,640
‫سلام.

330
00:17:03,800 --> 00:17:06,440
‫حالا که گوسفندهای ایزی‌کر داشتن
‫جا میفتادن،

331
00:17:06,600 --> 00:17:09,320
‫دیلوین اومده بود که بهشون
‫سر بزنه.

332
00:17:09,480 --> 00:17:11,880
‫یعنی من... خب، کیلب...

333
00:17:12,280 --> 00:17:13,440
‫بیاید!

334
00:17:13,600 --> 00:17:16,280
‫مجبور شد جمعشون کنه تو
‫آغل معاینه.

335
00:17:16,960 --> 00:17:18,880
‫بیاید دخترها، بیاید! یالا!

336
00:17:19,520 --> 00:17:22,760
‫- به نظرت به کمک نیاز داره؟
‫- من حق ندارم کار کنم.

337
00:17:22,920 --> 00:17:24,040
‫- جدی؟
‫- تا شش هفته.

338
00:17:24,200 --> 00:17:25,880
‫- به خاطر قلبت؟
‫- هوم.

339
00:17:26,080 --> 00:17:26,920
‫آره.

340
00:17:28,000 --> 00:17:31,720
‫دکتر گفت باید بشینم و تماشاش کنم.

341
00:17:32,920 --> 00:17:34,920
‫شانس آوردی گاو یا اسب نیستی.

342
00:17:35,120 --> 00:17:37,600
‫مجبور می‌شدم خلاصت کنم.
‫نه؟

343
00:17:38,520 --> 00:17:40,000
‫با توجه به اسم گوسفندها،

344
00:17:40,160 --> 00:17:43,480
‫انتظار داشتیم راحت جمع بشن.

345
00:17:43,640 --> 00:17:45,280
‫هی، هی! هی، هی، هی!

346
00:17:45,440 --> 00:17:47,240
‫هی، یواش! یواش! سلام!

347
00:17:47,400 --> 00:17:49,240
‫از گوسفندهای لعنتی متنفرم!

348
00:17:51,520 --> 00:17:52,440
‫چرا؟

349
00:17:57,760 --> 00:17:59,240
‫اصلاً هم بی‌دردسر نیستن، نه؟

350
00:17:59,400 --> 00:18:00,200
‫نه.

351
00:18:00,400 --> 00:18:02,560
‫گرفتنشون غیرممکنه.

352
00:18:03,720 --> 00:18:06,040
‫مشخص بود که کیلب به کمک نیاز داره.

353
00:18:06,200 --> 00:18:09,240
‫و چون پهپاد گوسفندهایی که تو
‫فصل اول ازش استفاده کردم

354
00:18:09,400 --> 00:18:11,280
‫به درد نخور از آب دراومد،

355
00:18:11,440 --> 00:18:14,760
‫تصمیم گرفتم از ماشینم استفاده کنم.

356
00:18:15,360 --> 00:18:17,320
‫- کجان؟
‫- تو قلعه.

357
00:18:17,480 --> 00:18:18,520
‫شوخی می‌کنی دیگه.

358
00:18:21,160 --> 00:18:22,520
‫فکر کنم از وقتی فیلمبرداری تو مزرعه رو

359
00:18:22,680 --> 00:18:24,240
‫شروع کردیم تا حالا اونجا نرفتیم.

360
00:18:24,400 --> 00:18:26,480
‫این قلعه متعلق به دوران نوسنگیه.

361
00:18:26,640 --> 00:18:30,360
‫ولی اینطور که معلومه یه
‫پشته تو زمین مستطیلیه

362
00:18:30,520 --> 00:18:32,680
‫که قبلاً توش یه شهر بوده.

363
00:18:33,240 --> 00:18:36,240
‫داریم وارد یه شهر باستانی میشیم،

364
00:18:36,640 --> 00:18:38,680
‫که الان شده خونه گوسفندهای من.

365
00:18:41,040 --> 00:18:42,520
‫سورپرایز شدین، نه؟

366
00:18:42,680 --> 00:18:45,400
‫چون با تکنولوژی شما رو جمع می‌کنم.

367
00:18:46,440 --> 00:18:47,400
‫یالا.

368
00:18:47,560 --> 00:18:48,960
‫از قلعه برید بیرون.

369
00:18:49,600 --> 00:18:51,360
‫آره!

370
00:18:51,560 --> 00:18:52,720
‫برید بیرون.

371
00:18:53,320 --> 00:18:54,760
‫آها، از اون طرف!

372
00:18:54,960 --> 00:18:56,560
‫برید بیرون!

373
00:18:57,320 --> 00:18:58,680
‫هی، داریم میاریمشون، رفقا.

374
00:18:58,840 --> 00:19:01,760
‫چون آغل معاینه همه‌ش
‫چند متر اونورتر بود...

375
00:19:01,920 --> 00:19:02,800
‫یالا!

376
00:19:03,000 --> 00:19:05,160
‫بدون شک موفق می‌شدیم.

377
00:19:06,000 --> 00:19:09,600
‫ولی یه گروهشون از حصار برقی
‫پریدن...

378
00:19:10,360 --> 00:19:11,560
‫لعنتی.

379
00:19:12,120 --> 00:19:15,640
‫و بقیه هم از دست ما در رفتن
‫و فرار کردن.

380
00:19:17,640 --> 00:19:18,680
‫اه!

381
00:19:19,600 --> 00:19:22,360
‫اوه، برنگردید اونجا، احمق‌ها.

382
00:19:24,760 --> 00:19:25,760
‫بکشیمشون؟

383
00:19:31,640 --> 00:19:32,440
‫خدایی؟

384
00:19:32,600 --> 00:19:35,520
‫نه، نمی‌کشیمشون.
‫ولی ببین...

385
00:19:36,640 --> 00:19:38,760
‫حالا برگشتن به اون قلعه کوفتی.

386
00:19:41,400 --> 00:19:44,120
‫حالا که گوسفندها نرفته بودن
‫تو آغل،

387
00:19:45,320 --> 00:19:49,280
‫مجبور شدیم از تمام منابعی که
‫در اختیار داشتیم استفاده کنیم.

388
00:19:49,480 --> 00:19:51,200
‫اون فاصله رو ببند، بن.

389
00:19:51,360 --> 00:19:52,160
‫گروه فیلمبرداری.

390
00:19:52,880 --> 00:19:53,920
‫به همدیگه نزدیک بشید.

391
00:19:54,120 --> 00:19:56,880
‫درسته، کل تیم تولید هم
‫اومدن کمک...

392
00:19:57,080 --> 00:19:58,240
‫از پسش برمیایم. موفق می‌شیم.

393
00:20:03,920 --> 00:20:05,200
‫عوضی بازی درنیارید.

394
00:20:06,240 --> 00:20:09,120
‫تمام آرایش‌های نظامی ممکن
‫رو امتحان کردیم.

395
00:20:09,920 --> 00:20:11,640
‫از سمت راست، لطفاً.

396
00:20:12,960 --> 00:20:13,760
‫یالا!

397
00:20:14,520 --> 00:20:15,840
‫کانر، لطف کن فاصله رو کم کن، رفیق.

398
00:20:16,000 --> 00:20:19,280
‫ولی انگار داشتیم سعی می‌کردیم
‫بزنیم رو دست رئال مادرید.

399
00:20:19,960 --> 00:20:20,840
‫هی، هی، هی!

400
00:20:24,000 --> 00:20:25,920
‫اوه، ببینشون. باز برگشتن.

401
00:20:28,680 --> 00:20:31,080
‫بریم خونه.
‫فردا دوباره امتحان می‌کنیم.

402
00:20:32,840 --> 00:20:35,560
‫خب، الکی یک ساعت وقتمون
‫تلف شد.

403
00:20:35,720 --> 00:20:36,520
‫آره.

404
00:20:36,680 --> 00:20:38,080
‫و الکی هم بهت دستمزد دادیم.

405
00:20:38,240 --> 00:20:39,360
‫خب، سعیمون رو کردیم.

406
00:20:39,880 --> 00:20:41,000
‫- آره.
‫- آره.

407
00:20:42,720 --> 00:20:43,560
‫درسته.

408
00:20:44,040 --> 00:20:46,480
‫کیلب، فکر کنم درباره این
‫گوسفندها حق داشتی.

409
00:20:46,880 --> 00:20:48,440
‫همه‌ش تقصیر توئه.

410
00:20:49,480 --> 00:20:51,160
‫همونجا و همون لحظه قسم خوردم

411
00:20:51,320 --> 00:20:54,880
‫که دیگه هیچوقت گوسفند نخرم...

412
00:21:01,800 --> 00:21:05,680
‫که بازدید فردا صبحم به طویله رو

413
00:21:05,840 --> 00:21:07,560
‫اعصاب خرد کن کرد.

414
00:21:09,960 --> 00:21:12,120
‫- اینا دیگه چی هستن؟
‫- نمی‌دونم.

415
00:21:12,520 --> 00:21:14,240
‫- اینا که گوسفند نیستن. چی هستن؟
‫- گوسفندن.

416
00:21:14,400 --> 00:21:15,880
‫- مگر اینکه بز باشن.
‫- اینا چی هستن؟

417
00:21:16,080 --> 00:21:19,920
‫ببین، انگار با تمام سرعت
‫رفتن تو دیوار

418
00:21:20,120 --> 00:21:21,360
‫و دماغشون له شده.

419
00:21:21,560 --> 00:21:22,560
‫ببین!

420
00:21:23,160 --> 00:21:25,400
‫اون که گوسفند نیست! اصلاً
‫چشم ندارن!

421
00:21:26,360 --> 00:21:28,560
‫- ولی اینا مال کی هستن؟
‫- نمی‌دونم.

422
00:21:28,760 --> 00:21:31,080
‫خیلی زود، معما حل شد.

423
00:21:31,960 --> 00:21:33,480
‫اوه، خوشگل نیستن؟

424
00:21:33,640 --> 00:21:35,480
‫نژاد والیس خوشگل منن!

425
00:21:35,640 --> 00:21:37,320
‫- تو خریدیشون؟
‫- آره!

426
00:21:37,480 --> 00:21:39,280
‫- و آوردیشون اینجا؟
‫- آره!

427
00:21:39,440 --> 00:21:40,880
‫خب، چند هفته باید اینجا بمونن

428
00:21:41,040 --> 00:21:41,920
‫چون تازه رسیدن.

429
00:21:43,080 --> 00:21:45,000
‫نه، نه، ببخشید، لیسا...

430
00:21:45,200 --> 00:21:49,440
‫چرا پنج‌تا گوسفند با صورت‌های
‫پهن و بدون چشم خریدی؟

431
00:21:49,640 --> 00:21:52,240
‫چون فکر کردم می‌تونم ببرمشون
‫تو بیشه‌زار

432
00:21:52,400 --> 00:21:53,600
‫و پرورششون بدم؟

433
00:21:54,880 --> 00:21:56,920
‫- چون خیلی گرونن...
‫- پرورششون بدی؟

434
00:21:57,080 --> 00:21:58,920
‫آره. خیلی گرونن.

435
00:21:59,080 --> 00:22:00,400
‫چندن؟

436
00:22:00,600 --> 00:22:02,720
‫- دو.
‫- دویست پوند؟

437
00:22:03,320 --> 00:22:04,280
‫دو هزار پوند.

438
00:22:07,240 --> 00:22:08,760
‫- دونه‌ای؟
‫- آره!

439
00:22:10,280 --> 00:22:11,160
‫آره!

440
00:22:11,920 --> 00:22:15,000
‫ولی... فکر کردم اگه بتونم برم...
‫اینا رو... خیلی خب، گوش کنید.

441
00:22:15,160 --> 00:22:18,720
‫واو، واو، واو!
‫یعنی اینا ده هزار پوند گوسفند هستن؟

442
00:22:19,880 --> 00:22:22,280
‫دیدلی اسکوات، مزرعه تازه‌کارها.

443
00:22:22,440 --> 00:22:25,360
‫گل گفتی. ده هزار پوند، لیسا!

444
00:22:25,520 --> 00:22:28,320
‫می‌دونی، ولی می‌تونید تصور کنید
‫اگه بچه بیارن چند می‌تونم بفروشمشون؟

445
00:22:28,480 --> 00:22:30,880
‫و پرورششون میدم.
‫ازشون آزمایش خون می‌گیرم،

446
00:22:31,040 --> 00:22:34,080
‫- با هوش مصنوعی باردارشون می‌کنیم...
‫- از کجا خریدیشون؟

447
00:22:34,240 --> 00:22:35,840
‫از چشر.

448
00:22:36,040 --> 00:22:37,800
‫چشر؟ همین مونده بود.

449
00:22:38,240 --> 00:22:40,840
‫همسرهای تمام فوتبالیست‌های
‫منچستر یونایتد

450
00:22:41,000 --> 00:22:42,120
‫اینا رو به عنوان حیوون خونگی
‫می‌خرن، نه؟

451
00:22:43,160 --> 00:22:45,080
‫- در آینده.
‫- وقتی بهشون بفروشم آره.

452
00:22:45,280 --> 00:22:46,560
‫گوسفندهای ویلمزلو.

453
00:22:47,360 --> 00:22:50,400
‫خب، هر کاری دوست داری بکن.
‫خودت باید مراقبشون باشی.

454
00:22:50,560 --> 00:22:51,560
‫باشه.

455
00:22:51,760 --> 00:22:54,560
‫می‌تونیم پوستشون رو بکَنیم و بندازیمشون
‫کف دستشویی.

456
00:22:54,920 --> 00:22:56,200
‫اذیتشون نکن.

457
00:22:59,720 --> 00:23:03,160
‫یکی از ممنوعیت‌های اصلی دکتر
‫برای من این بود که

458
00:23:03,360 --> 00:23:05,200
‫نرم به کافه‌م.

459
00:23:05,880 --> 00:23:08,080
‫یه بخشیش به خاطر این بود
‫که یه وقت الکل ننوشم.

460
00:23:08,240 --> 00:23:11,680
‫ولی بیشتر به خاطر این بود که
‫استرسی نشم.

461
00:23:12,960 --> 00:23:14,440
‫ولی مجبور شدم حرفش رو نادیده بگیرم،

462
00:23:14,640 --> 00:23:18,760
‫چون لیست مشکلاتمون داشت
‫بیشتر و بیشتر میشد.

463
00:23:19,960 --> 00:23:23,000
‫یکی از بزرگترین مشکلات برقه.

464
00:23:23,160 --> 00:23:27,720
‫برای رسیدن برق کافی برای
‫اداره کافه، به کابل‌های جدید نیاز داریم،

465
00:23:27,880 --> 00:23:32,800
‫قیمتشون میشه دویست هزار پوند
‫و واقعاً الکی گرونه.

466
00:23:32,960 --> 00:23:35,320
‫پس مجبور شدیم این ژنراتور رو
‫قرض بگیریم،

467
00:23:35,480 --> 00:23:40,400
‫هزینه‌ی شارژ شدن روزانه‌ش
‫صد پونده.

468
00:23:40,880 --> 00:23:44,520
‫تازه در مقایسه با هزینه
‫دزدی‌ها چیزی نیست.

469
00:23:44,680 --> 00:23:49,440
‫همین دیشب یه نفر اندازه دویست
‫پوند روغن سرخ‌کردنی دزدید.

470
00:23:49,600 --> 00:23:52,120
‫تازه اون عجیب‌ترین چیزی نیست که
‫از اینجا می‌دزدن.

471
00:23:52,640 --> 00:23:57,280
‫هر روز یکی میاد لامپ‌ها...

472
00:23:57,440 --> 00:23:59,280
‫و سیفون توالت رو می‌دزده.

473
00:23:59,480 --> 00:24:02,280
‫مجبور شدیم با پیچ محکمشون کنیم
‫که کسی بلندشون نکنه.

474
00:24:02,440 --> 00:24:04,360
‫آخه کی میاد سیفون می‌دزده؟

475
00:24:04,840 --> 00:24:05,880
‫لیوان.

476
00:24:06,560 --> 00:24:09,600
‫می‌خواید حدس بزنید هفته‌ای چندتا
‫لیوان می‌دزدن؟

477
00:24:10,800 --> 00:24:13,760
‫نه، اشتباه گفتید. چهارصدتا.

478
00:24:14,360 --> 00:24:19,360
‫هفته‌ای چهارصدتا لیوان از اینجا می‌دزدن.

479
00:24:19,840 --> 00:24:22,040
‫به دلایلی فشار آب اینجا زیاد خوب نیست

480
00:24:22,200 --> 00:24:25,640
‫واسه همین مجبور شدیم این مخزن
‫شش هزار لیتری رو نصب کنیم

481
00:24:25,800 --> 00:24:27,200
‫که از شب تا صبح پر میشه،

482
00:24:27,360 --> 00:24:29,320
‫و به اندازه کافی بزرگ نیست.

483
00:24:29,480 --> 00:24:32,000
‫از هر گوشه و کنار یه چیزی کمه.

484
00:24:32,480 --> 00:24:34,160
‫اینجا پارکینگ اضافیه

485
00:24:34,360 --> 00:24:35,560
‫و مجبور شدیم اونجا سنگ‌ریزه
‫بریزیم،

486
00:24:35,720 --> 00:24:39,000
‫چون همونطور که می‌بینید،
‫مردم اینجا گیر می‌کردن.

487
00:24:39,160 --> 00:24:41,720
‫حتی چند روز پیش یه ماشین
‫آتش‌نشانی هم اینجا گیر کرده بود.

488
00:24:42,200 --> 00:24:43,120
‫و می‌رسیم به چادر.

489
00:24:43,280 --> 00:24:46,280
‫هر روز صبح، سقفش با رطوبت
‫سنگین میشه.

490
00:24:46,440 --> 00:24:50,320
‫و اگه هوا بادی باشه، شل میشه
‫و این داخل بارون میاد.

491
00:24:51,480 --> 00:24:55,480
‫بعدش می‌رسیم به کارکنان که شکایتشون
‫رو می‌برن پیش منابع انسانی که خود منم.

492
00:24:55,640 --> 00:24:56,840
‫مثلاً شارلوت.

493
00:24:57,720 --> 00:24:59,080
‫شارلوت مسئول صندوق قصابیه.

494
00:24:59,240 --> 00:25:02,040
‫و حق با تو بود و اومدی غر زدی که

495
00:25:02,200 --> 00:25:04,360
‫مشتری‌ها میگن شبیه کیلب هستی.

496
00:25:04,560 --> 00:25:08,400
‫یه نفر گفت شبیه نسخه دختر
‫کیلب هستم.

497
00:25:11,120 --> 00:25:13,400
‫می‌بینید؟ وقتی مالک کافه باشید
‫باید با اینجور مشکلات سر و کله بزنید.

498
00:25:17,000 --> 00:25:20,040
‫هرچند یه مشکل فوری‌تر داشتیم،

499
00:25:21,040 --> 00:25:24,360
‫چون حالا که داشتیم به نوامبر نزدیک می‌شدیم،

500
00:25:25,000 --> 00:25:27,760
‫من و کیلب باید یه آتیش بزرگ
‫روشن می‌کردیم.

501
00:25:28,120 --> 00:25:29,080
‫برو عقب.

502
00:25:29,280 --> 00:25:31,360
‫و قبل از اینکه مشغول بشیم،

503
00:25:31,520 --> 00:25:34,600
‫باید قرارداد کار رو براش توضیح می‌دادم.

504
00:25:35,280 --> 00:25:37,040
‫می‌دونی، متاسفانه نمی‌تونم
‫کمکت کنم.

505
00:25:37,200 --> 00:25:38,440
‫باشه، برو خونه.

506
00:25:38,640 --> 00:25:40,560
‫نه، باید اینجا وایسم و بهت
‫مشاوره بدم.

507
00:25:41,160 --> 00:25:43,280
‫ولی بحث نکن چون نباید استرسی بشم.

508
00:25:43,960 --> 00:25:47,040
‫اول از همه، باید یه چیز مثلثی بسازیم.

509
00:25:47,200 --> 00:25:48,480
‫نه، لازم نیست.

510
00:25:48,680 --> 00:25:51,160
‫کافیه که چوب‌ها رو برداریم

511
00:25:51,320 --> 00:25:53,080
‫- و اینجوری بذاریم این گوشه تا بالا.
‫- چی؟

512
00:25:53,280 --> 00:25:55,160
‫اون وسط نگه می‌داریمش.

513
00:25:55,320 --> 00:25:57,720
‫- نمی‌تونی یه آتیش مکعبی درست کنی.
‫- چرا، میشه.

514
00:25:57,920 --> 00:25:59,560
‫- نمیشه.
‫- میشه.

515
00:25:59,720 --> 00:26:01,240
‫- میگم نمیشه.
‫- میشه!

516
00:26:01,240 --> 00:26:04,920
‫نه، از وسطش باید یه میله رد کنی،
‫مثلاً یه تیکه چوب درخت.

517
00:26:05,480 --> 00:26:06,960
‫بعد مثل ساختن خیمه می‌چینیشون
‫روی همدیگه.

518
00:26:07,480 --> 00:26:09,440
‫آتیش باید این شکلی باشه.

519
00:26:10,320 --> 00:26:12,680
‫وقتی به این نتیجه رسیدیم
‫که حق با منه،

520
00:26:13,280 --> 00:26:16,320
‫اول از همه باید چوب پیدا می‌کردیم.

521
00:26:17,120 --> 00:26:18,640
‫یه کم برو اونورتر.

522
00:26:18,800 --> 00:26:21,400
‫چی؟ بکشش این طرفی.

523
00:26:21,560 --> 00:26:23,880
‫- میای بیرون بکشیش اینور؟
‫- نه.

524
00:26:24,080 --> 00:26:26,760
‫- باید بیای بیرون.
‫- نمی‌تونم. دکترم میگه

525
00:26:26,960 --> 00:26:28,200
‫نمی‌تونم به کنده دست بزنم.

526
00:26:28,600 --> 00:26:30,400
‫هیچ کاری نمی‌تونی بکنی که.
‫حداقل یه کُنده رو بردار!

527
00:26:30,600 --> 00:26:32,000
‫نمی‌تونم. تو که کنارش وایسادی!

528
00:26:32,160 --> 00:26:34,960
‫- یه کم برو اونورتر و درش بیار.
‫- به من استرس نده.

529
00:26:35,680 --> 00:26:36,720
‫عجبا.

530
00:26:38,440 --> 00:26:41,600
‫واقعاً عاشق شرایط کاری
‫جدیدم شدم

531
00:26:41,760 --> 00:26:42,840
‫که می‌تونم به همه چیز اشاره کنم و...

532
00:26:43,000 --> 00:26:44,280
‫- خیلی داره بهت خوش می‌گذره، نه؟
‫- آره.

533
00:26:45,960 --> 00:26:47,000
‫از تویِ جدید خوشم نمیاد.

534
00:26:47,160 --> 00:26:48,280
‫خب، از منِ قبلی هم زیاد
‫خوشت نمیومد.

535
00:26:48,440 --> 00:26:50,120
‫آره، راست میگی! حق داری!

536
00:26:53,000 --> 00:26:54,240
‫دستگاه جالبیه.

537
00:26:54,400 --> 00:26:56,320
‫- خوبه، نه؟ عالیه.
‫- آره.

538
00:26:56,960 --> 00:26:58,680
‫ولی عجیب به نظر میای.

539
00:26:58,840 --> 00:27:02,080
‫انگار سوار اسکوتر حرکتی شدم!

540
00:27:02,240 --> 00:27:04,240
‫- اسکوتر...
‫- رفتیم مزرعه یکی از اینا

541
00:27:04,400 --> 00:27:05,200
‫برات می‌خرم.

542
00:27:05,360 --> 00:27:07,520
‫اسکوتر حرکتی شرکت جی‌سی‌بی.

543
00:27:09,480 --> 00:27:11,360
‫این کار به دقت و استعداد
‫نیاز داره،

544
00:27:11,520 --> 00:27:13,400
‫منم سرشار از جفتش هستم.

545
00:27:14,400 --> 00:27:15,320
‫لعنتیِ به درد نخور.

546
00:27:15,480 --> 00:27:17,800
‫- احمق بیشعور!
‫- چی شد؟

547
00:27:18,000 --> 00:27:20,120
‫بدترین بار زدنی بود که تو عمرم دیدم.

548
00:27:21,080 --> 00:27:23,800
‫نگران نباش، کیلب، اگه کلیپ رو ادیت کنیم
‫مردم فکر می‌کنن حالیته داری چیکار می‌کنی.

549
00:27:23,960 --> 00:27:26,040
‫من دارم... عوضی!

550
00:27:30,200 --> 00:27:32,240
‫عجب چوب خوب و بلندی.

551
00:27:32,400 --> 00:27:34,160
‫ستون خوبی میشه.

552
00:27:40,920 --> 00:27:42,880
‫خیلی براش زحمت کشیدم.

553
00:27:43,800 --> 00:27:46,840
‫خیلی خب، الان داره درست میشه.
‫آتیش ما قراره...

554
00:27:47,200 --> 00:27:48,280
‫چیکار می‌کنی؟

555
00:27:48,480 --> 00:27:49,280
‫کاری نکردم که!

556
00:27:49,440 --> 00:27:50,360
‫انداختیش بیرون!

557
00:27:50,520 --> 00:27:52,880
‫نه به خدا!
‫من که داشتم با تو صحبت می‌کردم!

558
00:27:53,080 --> 00:27:54,960
‫- از قصد این کار رو کردی.
‫- نه...

559
00:27:55,120 --> 00:27:55,960
‫- چرا باید این کار رو بکنم؟
‫- از قصد بود.

560
00:27:56,160 --> 00:27:59,520
‫- چرا باید آتیشمون رو خراب کنم؟
‫- داشتی بازوی ماشین رو هل می‌دادی بیرون.

561
00:28:01,920 --> 00:28:03,640
‫- عجبا.
‫- استرس نده.

562
00:28:04,320 --> 00:28:06,080
‫به خدا قسم. انگار دارم با
‫دیوار حرف می‌زنم.

563
00:28:06,240 --> 00:28:08,600
‫جالبه، میشه حسش کرد.
‫میشه افزایش تنش جو رو حس کرد.

564
00:28:10,200 --> 00:28:11,000
‫کیلب؟

565
00:28:11,840 --> 00:28:14,880
‫می‌دونی خیلی از کشاورزها شب
‫آتش دارن دیگه؟

566
00:28:15,040 --> 00:28:16,040
‫آره.

567
00:28:16,200 --> 00:28:19,640
‫به خاطر اینه که می‌تونن از شر یه
‫چیزهایی تو مزرعه خلاص بشن؟

568
00:28:19,800 --> 00:28:22,000
‫نه بابا. واسه جمع کردن خانواده‌ها
‫دور همدیگه‌ست.

569
00:28:22,160 --> 00:28:23,640
‫- آره.
‫- غذا خوردن، ام...

570
00:28:23,800 --> 00:28:26,720
‫ولی اگه بتونی رنگ دود
‫آتیش رو ببینی،

571
00:28:26,880 --> 00:28:29,800
‫که نمیشه دیدش چون آتیش
‫رو تو شب روشن می‌کنن...

572
00:28:29,960 --> 00:28:32,000
‫نه، به نظرم خیلی از کشاورزها
‫از شب آتش خوششون نمیاد.

573
00:28:32,160 --> 00:28:34,960
‫من عاشق شب آتشم چون
‫خیلی چیزها...

574
00:28:35,120 --> 00:28:37,040
‫آره، مزرعه واسه روز بعد
‫مرتب‌تر میشه.

575
00:28:37,200 --> 00:28:38,120
‫صد در صد.

576
00:28:38,960 --> 00:28:41,080
‫- قراره بندازیمش آشغالی.
‫- البته.

577
00:28:43,080 --> 00:28:44,040
‫بیا.

578
00:28:45,320 --> 00:28:48,360
‫حالا که میله مرکزی و
‫چوب‌ها سر جاشون قرار گرفته بودن...

579
00:28:48,560 --> 00:28:49,480
‫عالیه.

580
00:28:49,840 --> 00:28:53,000
‫حالا وقتش بود که روش
‫بوته بریزیم.

581
00:28:53,360 --> 00:28:57,520
‫اگه بتونم تله‌هندلر رو راه بندازم،
‫می‌ذارمش اونجا.

582
00:28:57,680 --> 00:28:59,240
‫نمیشه. اونجا شلوغ میشه.

583
00:28:59,440 --> 00:29:01,080
‫- قول میدم نشه.
‫- شدنی نیست.

584
00:29:01,280 --> 00:29:03,760
‫میشه. بشین و ببین.

585
00:29:12,520 --> 00:29:13,520
‫یالا!

586
00:29:16,040 --> 00:29:16,880
‫خیلی خوب پیش رفت.

587
00:29:18,400 --> 00:29:19,400
‫عالی بود.

588
00:29:20,960 --> 00:29:23,520
‫اونجا قبلاً پارکینگ بوده.
‫الان شده گل و لای.

589
00:29:27,640 --> 00:29:29,360
‫چون مشتاق بودیم زودتر کار رو تموم کنیم،

590
00:29:30,320 --> 00:29:33,120
‫تا تاریکی شب به کارمون ادامه دادیم.

591
00:29:35,040 --> 00:29:37,280
‫و پیشرفت خوبی داشتیم.

592
00:29:37,560 --> 00:29:40,360
‫اگه بندازی بریزن زمین،
‫گریه‌م درمیاد.

593
00:29:40,520 --> 00:29:43,200
‫خوبه؟ آره!

594
00:29:44,200 --> 00:29:45,960
‫می‌خوای یه چیز جالب بهت بگم؟

595
00:29:46,440 --> 00:29:48,600
‫- می‌دونی برنامه ما رو تو آمریکا هم می‌بینن دیگه؟
‫- آره.

596
00:29:48,800 --> 00:29:52,320
‫براشون سوال میشه داریم
‫چه غلطی می‌کنیم.

597
00:29:52,520 --> 00:29:54,920
‫نمی‌دونن شب آتش چیه.

598
00:29:55,080 --> 00:29:57,280
‫باید... اصلاً خودت توضیح بده.

599
00:29:59,240 --> 00:30:00,160
‫بگو دیگه!

600
00:30:00,520 --> 00:30:04,400
‫به بیننده‌های آمریکایممون توضیح بده
‫چرا هر سال این کار رو می‌کنیم.

601
00:30:05,960 --> 00:30:07,200
‫کی رو می‌ذاریم روی آتیش؟

602
00:30:11,200 --> 00:30:12,280
‫گای فاکس.

603
00:30:12,720 --> 00:30:16,520
‫خیلی خب، گای فاکس تو
‫قرن هفده،

604
00:30:16,680 --> 00:30:18,560
‫سعی کرد ساختمون پارلمان رو
‫منفجر کنه،

605
00:30:18,720 --> 00:30:20,440
‫و دولت رو نابود کنه.
‫نتونست.

606
00:30:21,200 --> 00:30:22,480
‫دستگیر شد.

607
00:30:22,640 --> 00:30:26,320
‫و هر سال با سوزوندن تندیسش روی آتیش

608
00:30:26,480 --> 00:30:29,200
‫یادی از اون می‌کنیم.

609
00:30:29,360 --> 00:30:32,200
‫و همه این کار رو می‌کنن. همه.
‫به مناسبت شکستش آتیش‌بازی

610
00:30:32,400 --> 00:30:34,760
‫- راه می‌اندازیم و جشن می‌گیریم.
‫- چطوری شکست خورد؟

611
00:30:34,920 --> 00:30:38,840
‫زیرزمین ساختمون پارلمان رو
‫پر از باروت کردن

612
00:30:39,000 --> 00:30:41,520
‫و اونی که قرار بود مراقبش
‫باشه خوابش برد

613
00:30:41,680 --> 00:30:43,240
‫و نگهبان‌ها پیداش کردن.

614
00:30:43,440 --> 00:30:46,400
‫هی، ولی نیاز نیست حتماً گای فاکس
‫رو بذاری روی آتیش.

615
00:30:46,560 --> 00:30:48,440
‫تو چی می‌ذاری؟ لاستیک؟

616
00:30:48,600 --> 00:30:49,920
‫هر چیزی که دوست نداری.

617
00:30:50,120 --> 00:30:52,280
‫- خوبه؟
‫- آره.

618
00:30:52,440 --> 00:30:54,600
‫- برای امشب تا همینجا کافیه.
‫- آره.

619
00:30:54,760 --> 00:30:56,520
‫خب، از اینجا که عالی به نظر میاد.

620
00:31:02,120 --> 00:31:03,480
‫چند روز بعد،

621
00:31:03,640 --> 00:31:06,520
‫دیلوین دوباره برگشت که سعی کنه

622
00:31:06,680 --> 00:31:10,080
‫گوسفندهای جدید ایزی‌کر من رو
‫معاینه کنه.

623
00:31:11,800 --> 00:31:14,920
‫خب، تلاش دوم برای بردن گوسفندها
‫داخل آغل،

624
00:31:15,080 --> 00:31:16,920
‫که دو برابر سخت شده

625
00:31:17,520 --> 00:31:19,960
‫چون به دلیل اینکه رفتیم تو ماه نوامبر،

626
00:31:20,120 --> 00:31:22,240
‫کیلب خانواده‌ش رو برای تعطیلات
‫برده کورن‌وال.

627
00:31:23,560 --> 00:31:25,920
‫پس سعی می‌کنم از سگ‌ها هم
‫استفاده کنم.

628
00:31:26,560 --> 00:31:27,480
‫خب، حاضرید؟

629
00:31:30,640 --> 00:31:32,160
‫سگ‌ها، باید براتون افسار ببندم.

630
00:31:32,360 --> 00:31:34,200
‫سنسا، آریا، بیاید اینجا!

631
00:31:34,360 --> 00:31:36,400
‫هی، باید براتون افسار ببندم.

632
00:31:38,240 --> 00:31:39,040
‫نه...

633
00:31:40,000 --> 00:31:41,000
‫خب...

634
00:31:42,600 --> 00:31:43,520
‫درسته.

635
00:31:44,400 --> 00:31:45,480
‫پس فقط خودم موندم.

636
00:31:47,200 --> 00:31:50,520
‫درسته، این گوسفندهای ایزی‌کر رفتن...

637
00:31:51,360 --> 00:31:54,120
‫به بخش غلط دشت.

638
00:31:54,320 --> 00:31:57,520
‫ولی جز یکیشون.

639
00:31:59,280 --> 00:32:01,040
‫پناه بر خدا.

640
00:32:03,560 --> 00:32:04,800
‫مُرده، نه؟

641
00:32:08,840 --> 00:32:11,360
‫یه زخم بزرگ روی گردنشه.

642
00:32:12,720 --> 00:32:14,800
‫خوشبختانه، همون موقع
‫دیلوین رسید.

643
00:32:14,960 --> 00:32:15,760
‫سلام، دیلوین.

644
00:32:15,960 --> 00:32:17,440
‫سلام. اه!

645
00:32:17,600 --> 00:32:19,080
‫اه، گوشش از جا کنده شده.

646
00:32:19,520 --> 00:32:20,480
‫گوش نداره.

647
00:32:21,120 --> 00:32:23,000
‫خب، کی میاد گوش گوسفند
‫رو بخوره؟

648
00:32:23,160 --> 00:32:25,760
‫سگ‌ها. حمله سگ‌ها به دام‌ها
‫خیلی مسئله پر دردسریه.

649
00:32:25,920 --> 00:32:28,760
‫وقتی هرفوردشر بودم،
‫یعنی اونجا کار می‌کردم،

650
00:32:28,920 --> 00:32:30,600
‫پلیس یه سگ می‌آورد و می‌گفت،

651
00:32:30,760 --> 00:32:33,840
‫«می‌ترسیم این سگ به گوسفند‌ها
‫حمله کرده باشه.»

652
00:32:34,000 --> 00:32:36,680
‫و یه کاری می‌کردیم سگه
‫بالا بیاره.

653
00:32:36,840 --> 00:32:40,120
‫و اگه پشم بالا می‌آورد،
‫همونجا خلاصش می‌کردیم.

654
00:32:40,920 --> 00:32:43,640
‫- شوخی!
‫- به خدا. اینی که میگم...

655
00:32:44,160 --> 00:32:45,360
‫برای دهه نود بود.

656
00:32:45,560 --> 00:32:46,560
‫درسته، خب...

657
00:32:46,720 --> 00:32:49,280
‫آره. در ضمن، فکر کنم کلاغ‌ها
‫هم یه مقدار چشیدنش.

658
00:32:49,480 --> 00:32:52,280
‫چشم‌هاش...
‫کلاغ‌ها چشم‌هاش رو بردن، نه؟

659
00:32:52,440 --> 00:32:54,400
‫آره، و این پشت رو.

660
00:32:54,560 --> 00:32:56,480
‫کلاغ‌ها کمرش رو هم خوردن؟

661
00:32:56,680 --> 00:32:58,960
‫آره. خیلی به اینجا نوک می‌زنن.

662
00:32:59,120 --> 00:33:00,280
‫- چی؟
‫- آره.

663
00:33:00,480 --> 00:33:01,600
‫می‌تونن نوک بزنن...

664
00:33:01,760 --> 00:33:05,840
‫و اعضا و دل و روده‌ش رو
‫بکشن بیرون.

665
00:33:06,040 --> 00:33:09,800
‫حتماً کلاغ‌ها بعدش فکر کردن،
‫«به‌به، چه ضیافتی.»

666
00:33:10,760 --> 00:33:13,000
‫امیدوارم وقتی تناسخ پیدا کردم
‫کلاغ نباشم.

667
00:33:13,200 --> 00:33:17,120
‫بخش عقب و راست بدنش
‫هم خیلی ورم کرده.

668
00:33:17,280 --> 00:33:19,000
‫- چی گفتی؟
‫- ورم کرده.

669
00:33:19,160 --> 00:33:20,800
‫خب، مگه به خاطر جمود نعشی نیست؟

670
00:33:20,960 --> 00:33:24,000
‫نه. قانقاریاست.

671
00:33:24,160 --> 00:33:25,480
‫- قانقاریا؟
‫- آره.

672
00:33:25,680 --> 00:33:27,520
‫این دیگه چه طرز مُردنه؟

673
00:33:27,680 --> 00:33:30,240
‫یه سگ گوشت رو می‌خوره و
‫بعدش قانقاریا می‌گیری.

674
00:33:30,400 --> 00:33:31,200
‫آره.

675
00:33:31,400 --> 00:33:34,160
‫خیلی خب، ببین، می‌تونیم بشینیم
‫و تا شب درباره‌ش صحبت کنیم، ام...

676
00:33:34,320 --> 00:33:36,200
‫- ولی زنده نمیشه، نه؟
‫- نه.

677
00:33:37,160 --> 00:33:39,040
‫دیلوین گفت برای اطمینان،

678
00:33:39,200 --> 00:33:42,360
‫می‌خواد تو محوطه کالبدشکافی
‫انجام بده.

679
00:33:42,520 --> 00:33:47,040
‫واسه همین مجبور شدم ماشینم رو
‫تبدیل به نعش‌کش کنم.

680
00:33:47,840 --> 00:33:49,720
‫تنهایی بلندش نمی‌کنم.

681
00:33:50,440 --> 00:33:51,760
‫نه، من کمکت می‌کنم.

682
00:33:51,960 --> 00:33:55,160
‫تو رو خدا نذارید دکترم ببینه
‫دارم چیکار می‌کنم.

683
00:33:55,320 --> 00:33:56,880
‫خیلی خب، بپا، هاپو.

684
00:33:57,480 --> 00:33:58,520
‫یک...

685
00:33:59,280 --> 00:34:00,440
‫دو...

686
00:34:01,000 --> 00:34:02,120
‫سه.

687
00:34:02,840 --> 00:34:03,880
‫اینم از این.

688
00:34:04,920 --> 00:34:07,040
‫اوه، لعنتی، بوی گند میده.

689
00:34:07,200 --> 00:34:08,360
‫سگه خوشش اومد.

690
00:34:08,560 --> 00:34:10,040
‫خدای من.

691
00:34:14,120 --> 00:34:16,080
‫وای، خوب شد من سوار ماشین نشدم.

692
00:34:17,360 --> 00:34:20,960
‫تو محوطه، دیلوین دکستر کارش
‫رو شروع کرد.

693
00:34:21,160 --> 00:34:23,160
‫اینجا رو برش میدم، و پاهاش
‫رو می‌زنم کنار.

694
00:34:23,720 --> 00:34:27,120
‫می‌خواستم بگم تا کارت تموم بشه
‫تو ماشین می‌شینم، ولی فکر کنم حالم بدتر بشه.

695
00:34:27,320 --> 00:34:29,520
‫- اوه، اینجا رو.
‫- چیه؟

696
00:34:29,680 --> 00:34:31,560
‫پوسیده، می‌دونی؟

697
00:34:31,720 --> 00:34:34,240
‫- چی؟
‫- کل لاشه‌ش.

698
00:34:35,120 --> 00:34:37,320
‫شکمشه دیگه، نه؟
‫دل و روده‌ش.

699
00:34:37,480 --> 00:34:39,920
‫چهارمین شکمشه.

700
00:34:40,680 --> 00:34:41,960
‫این سومیشه.

701
00:34:42,640 --> 00:34:44,240
‫چون چهارتا شکم دارن.

702
00:34:44,400 --> 00:34:46,920
‫خب، به مردم گفته بودیم قراره تمام
‫واقعیت‌های کشاورزی رو تو این برنامه نشون بدیم،

703
00:34:47,080 --> 00:34:49,320
‫ولی امروز صبح دیگه داری شورش
‫رو درمیاری، نه؟

704
00:34:50,800 --> 00:34:52,760
‫وای خدا، تمام خرابکاری‌هاش دارن میان بیرون.

705
00:34:52,920 --> 00:34:55,640
‫- اینجا رو سوراخ کردم.
‫- داره توی شکم خودش خرابکاری می‌کنه.

706
00:34:55,840 --> 00:34:57,800
‫حالم بد شد!

707
00:35:00,640 --> 00:35:04,600
‫نمی‌خوام باکلاس بازی دربیارم،
‫ولی دیلوین!

708
00:35:04,760 --> 00:35:07,360
‫- شکمش رو سوراخ کردم!
‫- از این کارت داری چی یاد می‌گیری؟

709
00:35:08,040 --> 00:35:09,400
‫آره، طفلک مُرده.

710
00:35:15,240 --> 00:35:17,320
‫خب، انتظار نداشتم بلند شه و
‫فرار کنه.

711
00:35:19,160 --> 00:35:20,840
‫می‌خوام از طرف تمام تیم

712
00:35:21,400 --> 00:35:24,880
‫مزرعه کلارکسون بابت این صحنه
‫عذرخواهی کنم.

713
00:35:25,640 --> 00:35:26,760
‫قول میدم

714
00:35:27,680 --> 00:35:28,880
‫سعی می‌کنیم

715
00:35:29,680 --> 00:35:31,000
‫حالتون رو بهتر کنیم.

716
00:35:33,040 --> 00:35:35,800
‫ولی متاسفانه ممکن نبود،

717
00:35:35,960 --> 00:35:40,080
‫چون تو کافه آتیشمون به مشکل
‫خورده بود.

718
00:35:44,440 --> 00:35:45,480
‫درسته.

719
00:35:49,440 --> 00:35:50,600
‫لعنتی.

720
00:35:51,280 --> 00:35:53,120
‫وقت نداشتیم فکر کنیم

721
00:35:53,320 --> 00:35:55,880
‫کدوم خرابکاری اومده بود گند زده
‫بود بهش...

722
00:35:56,360 --> 00:35:57,840
‫- سلام، رفقا.
‫- سلام.

723
00:35:58,040 --> 00:36:00,640
‫چون با نزدیک شدن شب آتش،

724
00:36:00,800 --> 00:36:04,440
‫من و تیم کافه مجبور شدیم
‫بازسازی رو شروع کنیم.

725
00:36:05,880 --> 00:36:08,800
‫خمش کن به سمت جلو، یه کم دیگه.
‫خوبه.

726
00:36:09,000 --> 00:36:10,160
‫بذارش همین پایین.

727
00:36:10,320 --> 00:36:13,480
‫مارک؟ کلاهکش باید بره اون وسط...

728
00:36:14,320 --> 00:36:17,600
‫اینجوری وقتی حواسمون نیست
‫مردم می‌تونن آتیش روشن کنن.

729
00:36:19,160 --> 00:36:20,640
‫با ادامه کارمون،

730
00:36:20,800 --> 00:36:24,360
‫آنی اعلام کرد که حمله به آتیش
‫کار یکی از بچه‌های خودمون بوده،

731
00:36:24,520 --> 00:36:27,920
‫از جمله یکی از کارمندهای
‫بخش پارکینگ خودمون.

732
00:36:28,400 --> 00:36:30,080
‫بهم پیام داد و اعتراف کرد.

733
00:36:31,000 --> 00:36:32,040
‫اعتراف کرد؟

734
00:36:32,200 --> 00:36:33,320
‫آره، پیام داد.

735
00:36:33,960 --> 00:36:35,880
‫آخرین هدیه خداحافظیش بود.

736
00:36:36,080 --> 00:36:39,240
‫اومد چند لیوان نوشید، مهمون ما بود،
‫و اینجا رو آتیش زد.

737
00:36:39,400 --> 00:36:40,400
‫چی؟ بهش نوشیدنی دادیم؟

738
00:36:40,560 --> 00:36:43,080
‫فکر کنم با رفقاش رفتن کافه
‫و نوشیدن،

739
00:36:43,240 --> 00:36:45,480
‫بعدش اومدن اینجا و یه چیزی
‫رو تو جنگل روشن کردن،

740
00:36:45,640 --> 00:36:47,200
‫اومدن اینجا و عقب وایسادن
‫و ازش لذت بردن.

741
00:36:47,360 --> 00:36:48,880
‫- تو جنگل چی رو آتیش زدن؟
‫- نمی‌دونم.

742
00:36:49,040 --> 00:36:53,960
‫تو دوربین مداربسته مشخصه که
‫از اونجا یه چیزی رو میاره اینجا،

743
00:36:54,120 --> 00:36:55,960
‫پرتش می‌کنه داخل و میره عقب.

744
00:36:57,160 --> 00:37:00,840
‫- کسی فیلم آتیش رو داره؟
‫- من دارم.

745
00:37:01,000 --> 00:37:02,400
‫- جدی؟
‫- آره.

746
00:37:02,560 --> 00:37:03,760
‫جدی؟ میشه ببینم؟

747
00:37:03,960 --> 00:37:06,040
‫- اوه، واو، ببین. همینه؟
‫- آره.

748
00:37:07,160 --> 00:37:09,400
‫اوه، آتیش بزرگ و خوبیه،

749
00:37:09,560 --> 00:37:11,400
‫هرچند هفتاد و دو ساعت زودتر
‫روشنش کردن.

750
00:37:11,560 --> 00:37:12,520
‫آره.

751
00:37:12,840 --> 00:37:14,800
‫خب، امیدوارم خوشحال شده باشه.

752
00:37:17,160 --> 00:37:18,640
‫ام، بذارش اون گوشه.

753
00:37:19,160 --> 00:37:20,200
‫اینجا؟

754
00:37:22,880 --> 00:37:25,840
‫فکر کن از کنار قصابی خودت
‫رد بشی و نتونی گوشت بخوری،

755
00:37:26,000 --> 00:37:27,200
‫واقعاً...

756
00:37:27,360 --> 00:37:30,800
‫هم کافه داری و هم قصابی ولی
‫هیچی نمی‌تونی بخوری.

757
00:37:31,000 --> 00:37:32,960
‫نه. نمی‌تونم از محصولات خودم
‫لذت ببرم.

758
00:37:38,520 --> 00:37:42,200
‫با غروب خورشید، سخت‌ترین بخش
‫بازسازی رو تموم کرده بودیم.

759
00:37:44,320 --> 00:37:46,400
‫می‌دونید چیه، از اولی بهتر شد.

760
00:37:46,560 --> 00:37:49,760
‫آره. ولی من دومی رو وقتی دیدم
‫که داشت می‌سوخت.

761
00:37:53,320 --> 00:37:56,080
‫فکر کنم می‌تونیم بهش افتخار کنیم.
‫خوبه.

762
00:37:57,200 --> 00:37:58,400
‫خوبه، عالیه.

763
00:37:58,560 --> 00:38:00,560
‫امشب شام قراره چی بخوری؟

764
00:38:01,160 --> 00:38:03,240
‫ام، بهش فکر نکردم.

765
00:38:03,400 --> 00:38:06,840
‫خب، همین الان فهمیدم که استیک
‫توی جیبته.

766
00:38:07,880 --> 00:38:10,200
‫و...

767
00:38:10,360 --> 00:38:12,680
‫خیلی خب، از مغازه سرقت کردم.
‫اعتراف می‌کنم.

768
00:38:14,200 --> 00:38:15,240
‫خیلی تیزبینی.

769
00:38:15,400 --> 00:38:17,480
‫دوره تمرینی خوبی برای بقیه‌تونه.

770
00:38:17,680 --> 00:38:19,560
‫درسته، فردا می‌بینمتون.

771
00:38:19,720 --> 00:38:22,840
‫خیلی زحمت کشیدید.
‫عالی شده.

772
00:38:23,000 --> 00:38:24,720
‫- خداحافظ.
‫- به سلامت.

773
00:38:25,240 --> 00:38:26,320
‫ممنون، رفقا.

774
00:38:28,800 --> 00:38:32,560
‫با رسیدن روز بزرگ، چارلی
‫از تعطیلاتش برگشت

775
00:38:33,200 --> 00:38:36,680
‫و خیلی سریع برای یه صحبت
‫مهم اومد پیشم.

776
00:38:37,320 --> 00:38:40,520
‫البته با توجه به اتفاق مهمی که

777
00:38:40,680 --> 00:38:43,840
‫در نبودش برای کشاورزی افتاد بود،
‫غافلگیرکننده نبود.

778
00:38:45,640 --> 00:38:47,640
‫وزیر یکی از بیشترین موارد افزایش

779
00:38:47,800 --> 00:38:50,440
‫مالیات در تاریخ رو معرفی کرد.

780
00:38:50,640 --> 00:38:52,000
‫از سال ۲۰۲۶،

781
00:38:52,160 --> 00:38:54,280
‫کشاورزهایی که دارایی‌های
‫کشاورزیشون

782
00:38:54,280 --> 00:38:56,400
‫[اضافه شدن بیست درصد مالیات]
‫بیش از یک میلیون پوند می‌ارزه،

783
00:38:56,560 --> 00:38:59,560
‫مجبورن بیست درصد مالیات بر ارث بدن.

784
00:38:59,760 --> 00:39:02,560
‫[از آوریل امسال، بیست درصد مالیات]
‫البته تا الان کشاورزها معاف بودن.

785
00:39:02,760 --> 00:39:06,640
‫به این صورت از مزرعه‌های کوچیک
‫خانوادگی محافظت می‌کنیم،

786
00:39:07,440 --> 00:39:11,800
‫چون سه چهارم کشاورزها تحت تاثیر
‫این قانون قرار نمی‌گیرن.

787
00:39:15,760 --> 00:39:20,280
‫خب... ادعا می‌کنه که هفتاد و سه درصد از
‫مزرعه‌ها تحت تاثیر قرار نمی‌گیرن،

788
00:39:20,480 --> 00:39:24,640
‫که مزخرفه. اصلاً حقیقت نداره.

789
00:39:24,840 --> 00:39:26,520
‫- آره.
‫- و ادعا می‌کنه

790
00:39:26,720 --> 00:39:27,880
‫پول زیادی نیست. که هست.

791
00:39:28,040 --> 00:39:32,160
‫تمام کسایی که زمین و دارایی‌هاشون
‫بیش از یک میلیون می‌ارزه باید مالیات بدن.

792
00:39:32,320 --> 00:39:35,680
‫پس اگه یه زمین چهل هکتاری
‫تو هادرزفیلد داشته باشی،

793
00:39:35,840 --> 00:39:37,920
‫اگه تراکتور و کمباین داشته باشی...

794
00:39:38,080 --> 00:39:39,920
‫- پس...
‫- تحت تاثیر قرار می‌گیری.

795
00:39:40,120 --> 00:39:43,120
‫تو صفحه سوم ساندی تایمز،
‫البته روزنامه‌های دیگه‌ای هم هستن،

796
00:39:43,280 --> 00:39:45,600
‫یکی به اسم استیون درباره

797
00:39:45,760 --> 00:39:49,520
‫یه گله گاوی نوشته که پنج
‫نسله اونجان،

798
00:39:50,080 --> 00:39:53,920
‫و یه گله لبنیاتی توی مزرعه لسترشر
‫و متعلق به خانواده اکلستون هستن.

799
00:39:54,080 --> 00:39:55,720
‫ششصدتا گاو دارن.

800
00:39:55,920 --> 00:39:59,680
‫با همون ششصد گاو از آستانه
‫مالیاتی رد میشن.

801
00:39:59,840 --> 00:40:01,720
‫- آره، فقط با گاوها.
‫- فقط با گاوها.

802
00:40:01,880 --> 00:40:03,400
‫حالا اتاقک لبنیاتی،

803
00:40:03,600 --> 00:40:04,800
‫تراکتور، اینا رو نادیده بگیر.

804
00:40:04,960 --> 00:40:06,720
‫هیچکدومشون دیگه به حساب نمیان.

805
00:40:06,880 --> 00:40:08,440
‫- همه چیز...
‫- فقط گاوها

806
00:40:08,600 --> 00:40:11,440
‫باعث میشه شامل قانون
‫ریچل ریوز بشن... اونم نشسته،

807
00:40:11,600 --> 00:40:13,760
‫با صورت جدی میگه:

808
00:40:13,920 --> 00:40:18,200
‫«فقط بیست و هفت درصد کشاورزها
‫تحت تاثیر قرار می‌گیرن.» دروغ میگه.

809
00:40:18,720 --> 00:40:21,040
‫نه، ولی خب اگه آدم پولداری داشته باشی

810
00:40:21,240 --> 00:40:24,200
‫که کلی تو سرمایه‌گذاری بانکی پول درآورده باشه
‫و زمین خریده باشه

811
00:40:24,360 --> 00:40:27,480
‫و نیاز نباشه مالیات بر ارث بده،
‫قابل درکه.

812
00:40:27,640 --> 00:40:29,040
‫من باهاش موافق نیستم،
‫ولی می‌فهمم

813
00:40:29,200 --> 00:40:31,440
‫چرا مردم میگن عادلانه نیست.

814
00:40:31,600 --> 00:40:33,560
‫می‌فهمم. و می‌فهمم چرا ریچل ریوز

815
00:40:33,760 --> 00:40:35,320
‫با همچین آدم‌هایی مشکل داره،

816
00:40:35,480 --> 00:40:38,680
‫می‌دونی، با بچه پولدارهایی که رفتن
‫تو مناطق روستایی زمین خریدن، مثل خود من.

817
00:40:38,840 --> 00:40:41,760
‫- آره.
‫- ولی اومده یه اسلحه برداشته

818
00:40:41,960 --> 00:40:44,320
‫و شلیکش می‌کنه سمت سرمایه‌گذارهای
‫بانکی،

819
00:40:44,480 --> 00:40:49,120
‫یا جیمز دایسون، اونی که جارو داره و
‫اونهمه زمین داره.

820
00:40:49,280 --> 00:40:52,480
‫شاید هدفش اون آدم باشه.
‫ولی کل کشاورزها رو مورد هدف قرار داده.

821
00:40:52,680 --> 00:40:54,200
‫خب، خبر بدم تموم نشده.

822
00:40:54,400 --> 00:40:55,440
‫اوه...

823
00:40:55,600 --> 00:40:57,600
‫این تیتر بودجه‌ست.

824
00:40:57,760 --> 00:40:59,320
‫حالا اگه بیای بیشتر درباره
‫بودجه بخونی،

825
00:40:59,520 --> 00:41:02,280
‫باید بابت کودت هم مالیات
‫کربن بدی.

826
00:41:02,840 --> 00:41:05,440
‫سال ۲۰۲۷، قراره روی کود هم
‫مالیات بکشه.

827
00:41:06,240 --> 00:41:09,880
‫باید در ازای هر یک تن کود،
‫پنجاه الی هفتاد و پنج

828
00:41:11,040 --> 00:41:12,240
‫پوند مالیات بدیم.

829
00:41:12,440 --> 00:41:15,520
‫ولی می‌دونی، بخش عجیبش اینه که
‫وقتی گندم رو

830
00:41:15,680 --> 00:41:19,160
‫از یه جای دیگه وارد می‌کنی،
‫مالیات نداره.

831
00:41:19,360 --> 00:41:23,240
‫می‌دونی، کشاورزهای بریتانیایی باید
‫این مالیات‌ها رو بدن.

832
00:41:23,800 --> 00:41:28,160
‫پس آدم‌هایی مثل نونواها میگن:
‫«پولمون نمی‌رسه گندم بریتانیایی بخریم.

833
00:41:28,320 --> 00:41:30,000
‫گندم کانادایی می‌خریم که مجبور نباشیم
‫مالیات بدیم.»

834
00:41:30,160 --> 00:41:31,680
‫هیچکدومش... آره.

835
00:41:32,480 --> 00:41:36,720
‫همون روز بعد از ظهر هم وزارت محیط زیست،
‫غذا و امور روستایی یه بیانیه داد

836
00:41:36,880 --> 00:41:39,600
‫و گفت کمک مالی سال ۲۰۲۵

837
00:41:39,760 --> 00:41:41,920
‫هفتاد و شش درصد کاهش
‫پیدا می‌کنه.

838
00:41:42,120 --> 00:41:43,920
‫و بیست و چهار درصد به شماها می‌رسه.

839
00:41:44,440 --> 00:41:46,120
‫- پس سال دیگه...
‫- وایسا ببینم.

840
00:41:46,280 --> 00:41:48,920
‫کمک مالی‌ها قرار بود در طی...

841
00:41:49,080 --> 00:41:50,320
‫سه سال حذف بشن.

842
00:41:50,520 --> 00:41:52,320
‫برای سال دیگه نیم میلیارد پوند نقدینگی

843
00:41:52,480 --> 00:41:55,000
‫رو از کشاورزی نجات داد.

844
00:41:55,640 --> 00:41:57,040
‫- یعنی...
‫- وانت‌ها،

845
00:41:57,200 --> 00:41:59,880
‫تو دسته‌بندی مجدد، وانت رو
‫تو بخش ماشین قرار دادن.

846
00:42:00,040 --> 00:42:03,720
‫پس کشاورزهایی که دارن از میتسوبیشی
‫و فورد رنجر استفاده می‌کنن،

847
00:42:03,880 --> 00:42:05,840
‫در واقع دارن از ماشین جدیدی استفاده می‌کنن
‫و بابت براش مالیات بدن.

848
00:42:06,000 --> 00:42:07,080
‫اصلاً بهش اشاره هم نکرده.

849
00:42:08,240 --> 00:42:10,040
‫من میرم خارج زندگی کنم.

850
00:42:10,720 --> 00:42:12,960
‫ای کاش یه ایرلندی سراغ داشتم
‫و می‌تونستم باهاش ازدواج کنم.

851
00:42:15,360 --> 00:42:17,520
‫آره، حتی نمی‌تونی از...

852
00:42:17,680 --> 00:42:19,040
‫خرج ازدواج که بیشتره.

853
00:42:27,920 --> 00:42:30,280
‫بعد از جلسه، رفتیم کافه

854
00:42:30,440 --> 00:42:32,800
‫که برای جشن آتش آماده بشیم.

855
00:42:34,280 --> 00:42:35,120
‫و اول از همه باید

856
00:42:35,280 --> 00:42:39,360
‫تصمیم می‌گرفتیم کی رو بسوزونیم.

857
00:42:41,680 --> 00:42:42,480
‫اینم از این.

858
00:42:43,320 --> 00:42:46,120
‫رئیس منم اون‌وقت تو عینک مجانی،

859
00:42:46,680 --> 00:42:48,400
‫کت‌وشلوار و کراوات مجانی داری...

860
00:42:49,280 --> 00:42:52,880
‫و فرصت داری بری با تله‌هندلر بگردی!

861
00:42:53,040 --> 00:42:54,600
‫نظرت چیه، کر؟

862
00:43:01,320 --> 00:43:04,160
‫یالا، کر. می‌خوام بلندت کنم.

863
00:43:04,320 --> 00:43:07,760
‫نظرت چیه؟ آره!

864
00:43:17,320 --> 00:43:18,640
‫هوا که تاریک شد،

865
00:43:18,800 --> 00:43:22,320
‫محوطه کافه پر از محلی‌ها شد.

866
00:43:23,200 --> 00:43:26,080
‫خانم‌ها و آقایون!

867
00:43:26,240 --> 00:43:30,040
‫به اولین مهمونی شب آتش
‫کافه سگ کشاورز خوش اومدید.

868
00:43:30,200 --> 00:43:32,240
‫برگر گوشت داریم

869
00:43:32,440 --> 00:43:34,440
‫با سس سیب خونگی.
‫تافی سیب هم داریم.

870
00:43:34,600 --> 00:43:37,400
‫و برای بچه‌ها، ساندویچ
‫سوسیس داریم.

871
00:43:37,560 --> 00:43:41,120
‫و طبق معمول، تمام
‫غذاهای سگ کشاورز،

872
00:43:41,680 --> 00:43:43,480
‫در بریتانیا و توسط

873
00:43:44,160 --> 00:43:46,680
‫کشاورزهای بریتانیایی کاشته
‫و پرورش داده شده.

874
00:43:46,880 --> 00:43:48,960
‫قبل از اینکه ریچل ریوز

875
00:43:49,160 --> 00:43:51,160
‫زندگی همه رو نابود کنه.

876
00:43:51,320 --> 00:43:52,560
‫خیلی خب، خوش بگذره.

877
00:43:52,720 --> 00:43:55,800
‫قبل از اینکه جشن سنتی شروع بشه،

878
00:43:55,960 --> 00:43:58,040
‫برای همه یه نمایش

879
00:43:58,200 --> 00:44:00,480
‫پهپادی هم آماده کرده بودم.

880
00:44:01,280 --> 00:44:03,880
‫خب، خانم‌ها و آقایون، امیدوارم لذت ببرید.

881
00:44:09,080 --> 00:44:10,520
‫چه خبر شده؟

882
00:44:12,000 --> 00:44:13,240
‫اوه، پپر!

883
00:44:13,400 --> 00:44:14,440
‫پپر گاوه!

884
00:44:15,760 --> 00:44:17,120
‫اوه، چه هوشمندانه!

885
00:44:18,120 --> 00:44:20,640
‫قراره چی بشه؟

886
00:44:21,320 --> 00:44:23,640
‫- اوه، ببین، گوسفنده!
‫- شاید...

887
00:44:23,840 --> 00:44:25,280
‫واو، ببینش!

888
00:44:26,920 --> 00:44:28,040
‫واو!

889
00:44:29,960 --> 00:44:31,000
‫الان چی؟

890
00:44:34,400 --> 00:44:35,200
‫خوک!

891
00:44:35,400 --> 00:44:36,360
‫- خوکه؟
‫- آره!

892
00:44:37,920 --> 00:44:38,920
‫آره!

893
00:44:41,720 --> 00:44:45,320
‫فکر کنم اگه از جاده آ۴۰ به بالا
‫نگاه کنن تصادف می‌کنن.

894
00:44:47,360 --> 00:44:49,040
‫- کمباین!
‫- کمباینه!

895
00:44:49,200 --> 00:44:50,320
‫کمباین جرالد!

896
00:44:50,520 --> 00:44:51,560
‫واو!

897
00:44:51,760 --> 00:44:54,080
‫چه خوشگله!

898
00:44:55,160 --> 00:44:56,280
‫شیر ظرف نوشیدنی و لیوان، نه؟

899
00:44:56,480 --> 00:44:58,880
‫اوه، داره پر میشه! اه!

900
00:45:00,440 --> 00:45:01,560
‫اوه، داره تبدیل به چی میشه؟

901
00:45:05,120 --> 00:45:07,280
‫- اه، جرالد!
‫- جرالده!

902
00:45:09,640 --> 00:45:11,920
‫- ببینش!
‫- واو!

903
00:45:12,120 --> 00:45:14,200
‫اینم از کارت پستال کریسمستون!

904
00:45:16,480 --> 00:45:20,000
‫و بعدش رسیدیم به بخشی که
‫بیشتر از همه چیز منتظرش بودم.

905
00:45:20,480 --> 00:45:21,480
‫اینجا رو!

906
00:45:22,400 --> 00:45:24,520
‫دودش راه افتاد! آتیش گرفت!

907
00:45:26,160 --> 00:45:27,080
‫ببینش!

908
00:45:28,200 --> 00:45:29,480
‫ببین، دودش دراومد.

909
00:45:30,440 --> 00:45:32,480
‫داره آتیش می‌گیره.

910
00:45:33,800 --> 00:45:35,640
‫کت‌وشلوارش آتیش گرفت!

911
00:45:38,200 --> 00:45:39,800
‫موهاش داره می‌سوزه!

912
00:45:40,760 --> 00:45:42,760
‫شلوارش داره می‌سوزه!

913
00:45:46,480 --> 00:45:48,760
‫داره می‌سوزه.

914
00:45:59,080 --> 00:46:02,800
‫با توجه به احساسی که همه بعد از
‫تصویب قانون بودجه پیدا کرده بودن،

915
00:46:02,960 --> 00:46:06,120
‫حس خوبی داشت که دولت رو
‫مسخره کنیم.

916
00:46:13,280 --> 00:46:15,600
‫ولی همه‌مون می‌دونستیم که برای
‫اینکه سعی کنیم

917
00:46:15,800 --> 00:46:19,160
‫جلوی حمله وحشتناک به کشاورزی
‫بریتانیایی رو بگیریم،

918
00:46:19,360 --> 00:46:20,920
‫مسخره کردن کافی نیست.

919
00:46:24,360 --> 00:46:28,520
‫و به زودی، باید قضیه رو
‫جدی بگیریم.

920
00:46:36,720 --> 00:46:40,360
‫ما چرا کشاورزی می‌کنیم؟
‫چرا قیمت‌های پایین رو قبول می‌کنیم؟

921
00:46:40,560 --> 00:46:42,720
‫اصلاً دولت می‌دونه غذا
‫از کجا میاد؟

922
00:46:42,880 --> 00:46:44,160
‫نه!

923
00:46:44,360 --> 00:46:48,920
‫آخرین باری که تو سالنی کوچیک‌تر
‫از اینجا اجرا کردید کِی بود؟

924
00:46:50,160 --> 00:46:51,320
‫اوه...

925
00:46:51,520 --> 00:46:53,240
‫در سمت راست رو نگه دار!

926
00:46:53,440 --> 00:46:54,400
‫لعنتی!

927
00:46:54,600 --> 00:46:55,760
‫اه!

928
00:46:55,960 --> 00:46:57,000
‫باید غرفه کریسمس تاسیس کنیم.

929
00:46:58,200 --> 00:47:00,000
‫ای وای! برو پی کارت!

