﻿1
00:00:05,080 --> 00:00:12,080
‫«قسمت ۳۴: شروع طوفان»

2
00:00:39,800 --> 00:00:42,080
‫چیزهایی که تو مزرعه می‌بینید راحت

3
00:00:42,080 --> 00:00:44,360
‫می‌تونن حواستون رو پرت کنن.

4
00:00:44,800 --> 00:00:46,840
‫مخصوصاً جغدهای سفید.

5
00:00:50,520 --> 00:00:55,200
‫ولی حقیقت اینه که من دو کار مهم
‫توی لیستم داشتم.

6
00:00:56,360 --> 00:01:01,040
‫اولیش این بود که بفهمیم چطوری
‫باید کریسمس رو توی کافه جشن بگیریم.

7
00:01:03,440 --> 00:01:04,640
‫و شماره دو،

8
00:01:07,440 --> 00:01:09,600
‫اینکه تصمیم بگیریم واسه گردهمایی لندن

9
00:01:09,760 --> 00:01:12,440
‫که توسط کشاورزها در اعتراض به بودجه

10
00:01:12,920 --> 00:01:14,600
‫برنامه‌ریزی شده بود چیکار کنیم.

11
00:01:19,880 --> 00:01:20,880
‫این ماه مارس...

12
00:01:21,760 --> 00:01:23,000
‫هفته بعد، سه‌شنبه.

13
00:01:23,160 --> 00:01:24,880
‫سوال اینه که،

14
00:01:25,360 --> 00:01:26,960
‫بریم؟

15
00:01:27,920 --> 00:01:31,440
‫چون اگه اوضاع بی‌ریخت بشه
‫و مردم دعواشون بشه،

16
00:01:31,600 --> 00:01:33,760
‫- می‌دونی، یه سری‌ها...
‫- ممکنه زیادی بنوشن.

17
00:01:33,960 --> 00:01:36,640
‫...ممکنه بیان با کودپخش‌کن روی ساختمون‌ها
‫محلول بریزن،

18
00:01:36,800 --> 00:01:37,680
‫درست مثل فرانسوی‌ها،

19
00:01:37,880 --> 00:01:39,880
‫دوست داری تو هم جزوشون باشی؟

20
00:01:40,600 --> 00:01:42,000
‫و اگه نری،

21
00:01:42,200 --> 00:01:45,320
‫به نظر میاد هوای کشاورزها رو نداری؟

22
00:01:45,480 --> 00:01:46,440
‫وای خدا...

23
00:01:47,080 --> 00:01:48,760
‫من نمی‌خوام توی یه شورش
‫شرکت کنم.

24
00:01:48,920 --> 00:01:50,960
‫- هوم... منم همینطور.
‫- تازه،

25
00:01:51,160 --> 00:01:55,120
‫یه سری‌ها میگن باید برم
‫سخنرانی کنم.

26
00:01:56,800 --> 00:01:58,520
‫من که مجبورم برم.

27
00:01:58,720 --> 00:02:02,000
‫از جمعیت‌های زیاد خوشم نمیاد و
‫مجبورم برم تو دل جمعیت.

28
00:02:02,160 --> 00:02:03,200
‫تبدیل به بدترین آدمِ اونجا میشم.

29
00:02:03,360 --> 00:02:05,840
‫من با جمعیت مشکلی ندارم، و بدمم
‫نمیاد برم لندن.

30
00:02:06,040 --> 00:02:09,040
‫می‌تونم درباره آل پاچینو صحبت کنم
‫و مردم می‌فهمن چی میگم.

31
00:02:10,560 --> 00:02:11,800
‫پس میری؟

32
00:02:12,520 --> 00:02:14,440
‫آره فکر کنم.

33
00:02:14,640 --> 00:02:18,000
‫ام... و یه اتوبوس مسافربری آماده می‌کنم.

34
00:02:18,720 --> 00:02:20,600
‫- به نظرم فکر خوبیه.
‫- نظرت چیه... خب.

35
00:02:20,760 --> 00:02:23,200
‫به دو دلیل: یک، کار خوبیه،

36
00:02:23,360 --> 00:02:25,560
‫و دو، اینطوری کشاورزها می‌تونن
‫برن لندن.

37
00:02:25,760 --> 00:02:28,040
‫و اون یکی دلیل اینه که،
‫اگه یه اتوبوس در کار باشه،

38
00:02:28,200 --> 00:02:31,600
‫کشاورزها با تراکتور و کودپخش‌کن نمیرن.

39
00:02:31,760 --> 00:02:33,920
‫خیلی خب، پس منم با اتوبوس میام، خب؟

40
00:02:34,080 --> 00:02:38,360
‫و وقتی رسیدم برای سخنرانی
‫تصمیم می‌گیرم.

41
00:02:38,560 --> 00:02:41,360
‫چون، می‌دونی، اگه وسط آتیش‌بازی وایسی...

42
00:02:41,520 --> 00:02:42,360
‫آره، آره.

43
00:02:42,520 --> 00:02:43,960
‫و همه جا محلول بپاشن...

44
00:02:44,160 --> 00:02:45,200
‫اون وقت دلت نمی‌خواد سخنرانی
‫کنی، نه؟

45
00:02:45,360 --> 00:02:47,840
‫- وقت عقب‌نشینی فوریه.
‫- من برمی‌گردم.

46
00:02:48,040 --> 00:02:49,600
‫نه، برنمی‌گردی، چون لندن رو نمی‌شناسی.

47
00:02:49,800 --> 00:02:51,520
‫- نه. پس پیش تو می‌مونم.
‫- پیش من بمون.

48
00:02:51,680 --> 00:02:52,760
‫آره.

49
00:02:54,080 --> 00:02:56,520
‫بعد از اینکه صحبتمون تموم شد،
‫با کیلب رفتیم

50
00:02:56,680 --> 00:02:59,440
‫دیدن گوسفندهای جمع‌نشوی ایزی‌کر.

51
00:02:59,640 --> 00:03:00,600
‫- چطوری؟
‫- صبح بخیر. خوبم، ممنون.

52
00:03:00,760 --> 00:03:04,600
‫چون مردهای زندگیشون رو براشون
‫آورده بودن.

53
00:03:05,040 --> 00:03:07,480
‫اینا که کوچیکن! چرا دوتا بچه موش آوردین؟

54
00:03:07,680 --> 00:03:09,200
‫موش‌های پشمالو.

55
00:03:09,360 --> 00:03:12,080
‫- آره...
‫- در ضمن، سنشون هم کمه.

56
00:03:13,320 --> 00:03:15,000
‫چون سرده اینطور فکر می‌کنی.

57
00:03:15,200 --> 00:03:17,960
‫جدی؟

58
00:03:18,160 --> 00:03:21,480
‫وقتی کیلب بدنشون رو رنگ کرد

59
00:03:21,640 --> 00:03:24,400
‫تا بفهمیم به کدوم گوسفند نزدیک شدن،

60
00:03:24,600 --> 00:03:27,760
‫گوسفندهای نر رفتن سراغ خانم‌ها.

61
00:03:31,440 --> 00:03:32,800
‫اون یکی خیلی فسقلیه.

62
00:03:33,000 --> 00:03:36,440
‫ولی خب، می‌دونی، گوسفندهای
‫ایزی‌کر کلاً ظریفن.

63
00:03:36,600 --> 00:03:40,040
‫شبیه بقیه گوسفندهای نر نیستن.

64
00:03:40,480 --> 00:03:43,520
‫بعدش به لوئیس گفتم که یکی از
‫گوسفندهای ماده مُرده.

65
00:03:43,680 --> 00:03:47,640
‫و فرضیه جالبی داشت.

66
00:03:48,280 --> 00:03:49,360
‫می‌دونی چیه؟

67
00:03:49,520 --> 00:03:53,680
‫به نظرم خواهرش رو خونه جا گذاشتم

68
00:03:54,080 --> 00:03:56,480
‫و وقتی دیده خواهرش کنارش نیست

69
00:03:56,680 --> 00:03:58,280
‫خیلی ناراحت شده.

70
00:03:58,440 --> 00:03:59,280
‫جدی؟

71
00:04:00,240 --> 00:04:01,840
‫- یعنی غصه می‌خورده؟
‫- آره.

72
00:04:02,480 --> 00:04:03,960
‫یعنی چون دلش شکسته بوده مُرده؟

73
00:04:04,120 --> 00:04:04,960
‫آره.

74
00:04:05,120 --> 00:04:06,640
‫لعنتی. کی فکرش رو می‌کرد؟

75
00:04:07,560 --> 00:04:09,760
‫ببین، رفتن.

76
00:04:09,920 --> 00:04:12,160
‫- خدای من...
‫- ولی خانم‌ها دارن فرار می‌کنن.

77
00:04:12,320 --> 00:04:14,520
‫اولش همیشه فرار می‌کنن.

78
00:04:19,880 --> 00:04:22,240
‫گوسفندهای نر رو ول کردم
‫تا به عشق و عاشقی برسن،

79
00:04:22,400 --> 00:04:24,200
‫و رفتم کافه،

80
00:04:24,360 --> 00:04:28,840
‫چون ظاهراً یه مشکلی پیش اومده بوده.

81
00:04:31,280 --> 00:04:35,400
‫[متاسفم، خراب است. استفاده نکنید.]
‫آنی گفت یکی اینجا خرابکاری کرده.

82
00:04:55,680 --> 00:04:56,920
‫باورم نمیشه!

83
00:04:59,040 --> 00:05:02,400
‫اینقدر غافلگیر شده بودم که می‌خواستم
‫نظر یه نفر دیگه رو هم بشنوم.

84
00:05:04,360 --> 00:05:05,720
‫خدای من.

85
00:05:09,240 --> 00:05:10,840
‫و نظر یه نفر سوم.

86
00:05:11,000 --> 00:05:12,240
‫وحشتناکه.

87
00:05:13,160 --> 00:05:14,240
‫افتضاحه.

88
00:05:15,640 --> 00:05:17,120
‫امکان نداره کار یه نفر باشه.

89
00:05:17,480 --> 00:05:19,080
‫صد در صد کار پنج نفری هست.

90
00:05:20,000 --> 00:05:24,920
‫این اتفاق نمی‌تونست تو
‫روز بدتری بیفته.

91
00:05:26,800 --> 00:05:30,200
‫چون قرار بود مهمون‌های خاصی بیان.

92
00:05:31,240 --> 00:05:34,840
‫من همیشه دلم می‌خواد تو کافه
‫موسیقی زنده اجرا بشه،

93
00:05:35,000 --> 00:05:37,960
‫و لیسا یه نگاهی به کتاب شماره‌ها
‫و آدرس‌های ایرلندیش انداخت،

94
00:05:39,280 --> 00:05:42,040
‫و تونست گروه کرز رو رزرو کنه.

95
00:05:42,080 --> 00:05:43,160
‫[شارون]

96
00:05:45,120 --> 00:05:46,880
‫و چند ساعت بعد،

97
00:05:47,040 --> 00:05:51,480
‫یه ماشین با تمام پروسه نظافت
‫مواد خطرناک اومده بود،

98
00:05:52,320 --> 00:05:53,720
‫اونا هم از راه رسیدن!

99
00:05:55,360 --> 00:05:56,960
‫- سلام.
‫- جرمی، من شارون هستم. چطوری؟

100
00:05:57,120 --> 00:05:58,480
‫سلام. خوبم. شما چطورید؟

101
00:05:58,680 --> 00:06:00,840
‫- خوش اومدید.
‫- خیلی خوشحالیم.

102
00:06:01,000 --> 00:06:05,360
‫آخرین باری که تو جایی کوچیک‌تر از
‫اینجا اجرا کردید کِی بود؟

103
00:06:06,680 --> 00:06:07,920
‫اوه...

104
00:06:09,520 --> 00:06:12,120
‫وقتی رفتیم داخل، تست صدا
‫رو شروع کردن.

105
00:06:12,320 --> 00:06:15,720
‫♪ پس ادامه بده ♪

106
00:06:15,880 --> 00:06:19,120
‫♪ یالا، من رو بی‌نفس باقی بذار ♪

107
00:06:19,280 --> 00:06:20,480
‫♪ گولم بزن... ♪

108
00:06:20,680 --> 00:06:23,720
‫و وقتی داشتم از این لحظه
‫فوق‌العاده لذت می‌بردم،

109
00:06:23,880 --> 00:06:26,000
‫اعلی‌حضرت خندون تشریف آوردن.

110
00:06:26,640 --> 00:06:29,600
‫- عالیه، نه؟
‫- آره. ولی یه کم فکر کردم.

111
00:06:30,800 --> 00:06:32,360
‫- سلامت و امنیت... نگو.
‫- نه، نه.

112
00:06:32,560 --> 00:06:36,520
‫خیلی سخته که حین خوندنشون
‫بریم دستشویی.

113
00:06:38,560 --> 00:06:39,720
‫چرا؟

114
00:06:39,880 --> 00:06:42,880
‫چون... اونا اونجان.

115
00:06:43,680 --> 00:06:44,680
‫اوه!

116
00:06:45,920 --> 00:06:47,160
‫کنسلش می‌کنم.

117
00:06:48,720 --> 00:06:51,040
‫و می‌دونی که اینجا برق درست و حسابی نداریم؟

118
00:06:51,200 --> 00:06:52,000
‫آره.

119
00:06:52,200 --> 00:06:55,520
‫و یه مقدار نگرانم که وقتی خوندن
‫ما هم مجبور بشیم

120
00:06:55,680 --> 00:06:58,680
‫برق رو خاموش کنیم.

121
00:06:59,320 --> 00:07:01,000
‫مشکل اینه که...

122
00:07:01,160 --> 00:07:02,480
‫خب، مشکل اینه که،

123
00:07:02,640 --> 00:07:06,440
‫میزها رو رزرو کردیم...

124
00:07:06,640 --> 00:07:09,240
‫از ساعت یک ربع به نُه به بعد.

125
00:07:09,320 --> 00:07:13,680
‫- پس مجبوریم غذا سرو کنیم.
‫- پس میگی نمی‌تونیم غذا سرو کنیم

126
00:07:13,840 --> 00:07:16,080
‫و همزمان اجرای زنده داشته باشیم؟

127
00:07:16,280 --> 00:07:19,200
‫دوست داری آندریا کر سرت غر بزنه...

128
00:07:19,360 --> 00:07:20,800
‫- یا لقمه سوسیس بخوری؟
‫- یا لقمه سوسیس بخوری؟

129
00:07:21,920 --> 00:07:23,200
‫من گروه کرز رو می‌خوام.

130
00:07:31,320 --> 00:07:32,400
‫خیلی هیجان‌انگیز به نظر میاد.

131
00:07:32,560 --> 00:07:34,120
‫وقتی تست صدا تموم شد...

132
00:07:34,280 --> 00:07:36,440
‫صدابرداری اینجا خوبه، نه؟

133
00:07:36,600 --> 00:07:37,880
‫خوبه، عالیه.

134
00:07:38,040 --> 00:07:40,640
‫رختکن رو به گروه کرز نشون دادم.

135
00:07:40,800 --> 00:07:43,840
‫راستش دفتر خودمه،
‫که به شما اختصاص دادمش.

136
00:07:44,040 --> 00:07:44,880
‫چه خوب.

137
00:07:45,040 --> 00:07:47,720
‫- اوه! آخی.
‫- آره، مراقب پله‌ها باشید.

138
00:07:47,880 --> 00:07:48,880
‫اینجا چقدر... اوه.

139
00:07:49,640 --> 00:07:51,440
‫- واو.
‫- آره، یه مقدار بو میده.

140
00:07:51,640 --> 00:07:52,960
‫کی اینجا رو دکور کرده؟

141
00:07:53,560 --> 00:07:55,160
‫این اسمارتیز‌ها اتاق رو قشنگ کردن.

142
00:07:55,320 --> 00:07:57,120
‫نه، اسمارتیز نیستن.

143
00:07:57,320 --> 00:07:58,640
‫پس چی هستن؟ ام‌اندامز؟

144
00:07:59,040 --> 00:08:01,960
‫آره، ولی چیکار کردیم؟
‫که نشونتون بدیم...

145
00:08:02,080 --> 00:08:03,720
‫رنگ قهوه‌ایش رو برداشتین!

146
00:08:03,880 --> 00:08:05,320
‫رنگ‌های قهوه‌ای رو جمع کردیم.

147
00:08:05,520 --> 00:08:07,400
‫- اون که مخصوص پرینس بود.
‫- من فکر می‌کردم ون هیلن بود.

148
00:08:07,560 --> 00:08:10,280
‫آره، شاید. به نظر من پرینس بود.

149
00:08:10,440 --> 00:08:12,000
‫- بگذریم، اینجا رختکن شماست.
‫- نمی‌دونم.

150
00:08:13,160 --> 00:08:14,560
‫اینم صندلی دفتر منه.
‫راحت باشید.

151
00:08:14,960 --> 00:08:17,440
‫- واو.
‫- ببخشید که زیاد بزرگ نیست.

152
00:08:17,600 --> 00:08:19,720
‫و ببخشید که یه میله وسطشه.

153
00:08:19,920 --> 00:08:24,360
‫ولی خب، ساعت هشت اجرا دارید
‫و الان ساعت پنجه.

154
00:08:25,000 --> 00:08:27,280
‫بگذریم، من تنها می‌ذارمتون.
‫در رو می‌بندم.

155
00:08:27,480 --> 00:08:28,960
‫- می‌تونید برامون هیتر بیارید؟
‫- ما رو اینجا زندانی نکنی.

156
00:08:29,120 --> 00:08:30,600
‫هیتر فن‌دار؟ نه، نداریم.

157
00:08:30,760 --> 00:08:32,440
‫- مطمئنی؟
‫- خب، مشکل اینه که،

158
00:08:32,640 --> 00:08:34,120
‫اینجا به اندازه کافی برق نداریم.

159
00:08:34,280 --> 00:08:36,560
‫- اوه...
‫- واقعاً نگرانیم.

160
00:08:36,720 --> 00:08:39,560
‫- امشب یا شما باید بخونید یا غذا بپزیم.
‫- خیلی خب.

161
00:08:39,760 --> 00:08:42,120
‫کسی مزاحمتون نمیشه،
‫مهم همینه.

162
00:08:42,320 --> 00:08:43,680
‫- باشه.
‫- می‌بینمتون، دوستان.

163
00:08:43,840 --> 00:08:45,560
‫- ممنون، جرمی.
‫- ما یه کم...

164
00:08:51,520 --> 00:08:53,840
‫دو ساعت و پنجاه و پنج دقیقه بعد،

165
00:08:54,360 --> 00:08:56,680
‫گروه کرز به شکل قابل درکی

166
00:08:56,880 --> 00:08:59,400
‫برای رفتن روی استیج هیجان‌زده بودن.

167
00:09:02,080 --> 00:09:04,320
‫عاشق تور شما با جیمز می شدم،
‫به نظرم عالیه.

168
00:09:04,520 --> 00:09:06,600
‫خوشحالم که می‌بینم بالاخره داره
‫یه کار واقعی انجام میده.

169
00:09:09,000 --> 00:09:10,400
‫خانم‌ها و آقایون!

170
00:09:12,800 --> 00:09:14,120
‫خیلی ممنون.

171
00:09:14,320 --> 00:09:18,280
‫هفته بعد، قراره در سالن او۲ اجرا کنن،

172
00:09:18,760 --> 00:09:20,280
‫اما امشب،

173
00:09:20,480 --> 00:09:22,800
‫قراره در کافه سگ کشاورز
‫اجرا کنن،

174
00:09:22,960 --> 00:09:24,600
‫اولین گروه موسیقی ما.

175
00:09:24,760 --> 00:09:27,800
‫خانم‌ها و آقایون، گروه کرز!

176
00:09:32,480 --> 00:09:35,920
‫شب بخیر، دوستان عزیز کافه
‫سگ کشاورز.

177
00:09:48,200 --> 00:09:52,280
‫گروه کرز با چندتا از معروف‌ترین
‫آهنگ‌هاشون مهمون‌ها رو خوشحال کردن.

178
00:09:52,480 --> 00:09:55,480
‫♪ پس ادامه بده ♪

179
00:09:56,040 --> 00:09:58,880
‫♪ یالا، من رو بی‌نفس بذار ♪

180
00:09:59,080 --> 00:10:01,520
‫♪ وسوسه‌م کن، دستم بنداز ♪

181
00:10:01,720 --> 00:10:04,240
‫♪ تا دیگه نتونم مقاومت کنم ♪

182
00:10:05,160 --> 00:10:09,800
‫♪ با تو فرار می‌کنم ♪

183
00:10:10,480 --> 00:10:11,760
‫♪ چون... ♪

184
00:10:11,920 --> 00:10:17,640
‫♪ عاشقِ ♪

185
00:10:20,040 --> 00:10:22,400
‫♪ تو شدم ♪

186
00:10:23,280 --> 00:10:24,640
‫گروه کرز رو یادته؟

187
00:10:24,800 --> 00:10:25,640
‫نه.

188
00:10:26,160 --> 00:10:27,600
‫نمی‌شناسمشون.

189
00:10:35,200 --> 00:10:39,880
‫تا آخر شب، چارلی دیگه نگران
‫برق و دستشویی نبود

190
00:10:54,960 --> 00:10:56,160
‫خیلی ممنون!

191
00:10:58,720 --> 00:11:00,240
‫خیلی ممنون.

192
00:11:02,280 --> 00:11:06,760
‫بعدش، طرفدار چندین و چند ساله‌شون
‫دیگه نمی‌تونست صبر کنه

193
00:11:06,960 --> 00:11:08,480
‫که بهشون تبریک بگه.

194
00:11:08,640 --> 00:11:10,760
‫- خوشحالم می‌بینمتون. عالی بود.
‫- ممنون.

195
00:11:11,440 --> 00:11:12,440
‫حال و هوا...

196
00:11:12,640 --> 00:11:17,160
‫به نظر من باورنکردنی بود.

197
00:11:17,320 --> 00:11:21,080
‫وقتی میگی، «دلم می‌خواد کافه
‫این شکلی باشه،»

198
00:11:21,240 --> 00:11:22,920
‫و یه نگاه می‌اندازی و میگی،

199
00:11:23,080 --> 00:11:25,320
‫«واقعاً موفق شدیم.»

200
00:11:34,080 --> 00:11:37,800
‫چند روز بعد، نوبت یه مراسم
‫مهم دیگه بود،

201
00:11:38,680 --> 00:11:42,080
‫ولی این دفعه خیلی جدی‌تر بود.

202
00:11:43,680 --> 00:11:44,640
‫اینجا رو.

203
00:11:46,440 --> 00:11:50,400
‫چون امروز، روز گردهمایی کشاورزان
‫در لندن بود.

204
00:12:02,680 --> 00:12:04,240
‫- صبح همگی بخیر.
‫- صبح بخیر.

205
00:12:04,440 --> 00:12:05,480
‫درسته.

206
00:12:05,640 --> 00:12:06,760
‫- سلام.
‫- سلام.

207
00:12:06,920 --> 00:12:07,720
‫جیمز.

208
00:12:07,880 --> 00:12:10,840
‫جیمز، سلام. چارلی، خوشحالم می‌بینمت.

209
00:12:13,600 --> 00:12:17,640
‫اتوبوس دیدلی اسکوات با تمام سرعت
‫وارد بزرگراه ام۴۰ شد.

210
00:12:19,640 --> 00:12:21,640
‫و وقتی به لندن رسید،

211
00:12:21,800 --> 00:12:26,480
‫درباره معمایی که ذهنم رو درگیر کرده بود
‫مشورت خواستم.

212
00:12:27,360 --> 00:12:30,640
‫خب، صحبت کنم یا نه؟
‫رای بگیریم؟

213
00:12:33,280 --> 00:12:34,520
‫یعنی صحبت عادی؟

214
00:12:34,680 --> 00:12:37,360
‫خب، دکتر گفت صحبت نکنم.
‫آمازون هم همینطور.

215
00:12:47,280 --> 00:12:49,520
‫- اوناها، کیلب، ببین.
‫- چیه؟

216
00:12:49,720 --> 00:12:52,040
‫- رویال آلبرت هاله.
‫- موزه‌ست؟

217
00:12:52,200 --> 00:12:53,200
‫نه.

218
00:12:55,600 --> 00:12:59,040
‫اون ته میدون پارلمانه،
‫ساختمون پارلمان هم همونجاست.

219
00:13:00,760 --> 00:13:02,200
‫خب، بیاید آماده بشیم.

220
00:13:04,880 --> 00:13:05,680
‫صبح بخیر.

221
00:13:07,200 --> 00:13:09,040
‫پس هیچکدومتون اینجا رو بلد نیستید؟

222
00:13:09,240 --> 00:13:11,360
‫- آره.
‫- من سی سال اینجا زندگی کردم. بیاید دنبالم.

223
00:13:11,520 --> 00:13:13,240
‫من راه رو بلدم.

224
00:13:15,040 --> 00:13:18,280
‫هیچکدوممون دلمون نمی‌خواست بخشی
‫از جمعیت شورشی باشیم،

225
00:13:19,080 --> 00:13:22,120
‫ولی وقتی رسیدیم به خیابون وایت‌هال،
‫محل گردهمایی،

226
00:13:22,280 --> 00:13:25,080
‫مجری قدیمی اندرو مار

227
00:13:25,240 --> 00:13:27,960
‫خیالمون رو راحت کرد.

228
00:13:28,160 --> 00:13:31,480
‫تازه اول صبحه.
‫ساعت یازدهه، بارون میاد.

229
00:13:31,640 --> 00:13:34,800
‫حزب راست‌گرا یا افراطی‌ها قراره کنترل این
‫گردهمایی رو

230
00:13:34,960 --> 00:13:36,120
‫به دست بگیرن.

231
00:13:36,280 --> 00:13:37,880
‫منم اومدم یه سر بزنم.

232
00:13:38,040 --> 00:13:41,000
‫و بریتانیایی‌های صبور، مودب

233
00:13:41,200 --> 00:13:43,880
‫و محترم رو تو خیابون پیدا کردم.
‫واقعاً تاثیرگذاره.

234
00:13:46,720 --> 00:13:47,520
‫جزیره وایت.

235
00:13:47,680 --> 00:13:49,160
‫- هرتفوردشر.
‫- دوون.

236
00:13:52,800 --> 00:13:55,880
‫ما مزرعه کوچیکی داریم،
‫کلاً هشتاد هکتاره،

237
00:13:56,040 --> 00:13:58,520
‫ولی به شدت قراره تحت تاثیر
‫قرار بگیریم. زمین ما قابل کِشته.

238
00:13:58,720 --> 00:14:02,160
‫نمی‌تونیم پولی که ازمون می‌خوان
‫رو بهشون بدیم

239
00:14:02,320 --> 00:14:04,200
‫و مجبور می‌شیم مزرعه‌مون رو بفروشیم.

240
00:14:04,400 --> 00:14:08,120
‫چطور از مردم می‌خواید از
‫سبک زندگیشون دست بکشن

241
00:14:08,280 --> 00:14:10,520
‫و بابت تولید غذا و مراقبت

242
00:14:10,680 --> 00:14:12,760
‫از مناطق روستایی مجازاتشون کنید؟

243
00:14:14,120 --> 00:14:18,440
‫این وسط، یه خبرنگار از چارلی نظر کوتاه
‫رو پرسید.

244
00:14:18,600 --> 00:14:22,440
‫و اونم داشت نظر «کوتاهش» رو به
‫سبک خودش بهشون می‌گفت.

245
00:14:23,840 --> 00:14:27,000
‫از بین اون هزار و پونصدتا،
‫فقط تعداد کمیشون قرار نیست تحت تاثیر

246
00:14:27,160 --> 00:14:29,840
‫ترکیب تجارت و معافیت مالیاتی
‫املاک کشاورزی قرار بگیرن.

247
00:14:30,040 --> 00:14:32,160
‫می‌دونید، تاثیرش سنگینه.

248
00:14:32,360 --> 00:14:35,080
‫بله، از نظر مالی، ولی از نظر
‫اعتماد به نفس

249
00:14:35,240 --> 00:14:37,160
‫برای سرمایه‌گذاری روی تولیدات...

250
00:14:39,600 --> 00:14:43,600
‫[چند دقیقه بعد...]

251
00:14:45,720 --> 00:14:46,800
‫میشه ۱.۲ میلیون.

252
00:14:46,960 --> 00:14:50,160
‫پس مجبور میشن از دارایی‌های واقعیشون

253
00:14:50,360 --> 00:14:51,720
‫که باهاش شیر تولید می‌کنن
‫مالیات بدن.

254
00:14:51,880 --> 00:14:55,840
‫دو دقیقه بیشتر از ظرفیتمون صحبت کردیم،
‫اگه ممکنه همینجا تمومش کنیم.

255
00:14:56,000 --> 00:14:56,840
‫خیلی ممنونم.

256
00:14:58,600 --> 00:15:00,760
‫تا ظهر، خیابون وایت‌هال پر از

257
00:15:00,960 --> 00:15:03,880
‫هزاران کشاورز و خانواده‌هاشون شد،

258
00:15:04,560 --> 00:15:06,840
‫و سخنران‌ها رفتن روی استیج.

259
00:15:07,440 --> 00:15:10,480
‫این هفته در مجلس اعیان،
‫علیه این پیشنهاد از طرف

260
00:15:10,640 --> 00:15:12,000
‫جایگاه حزب کارگر صحبت کردم.

261
00:15:12,160 --> 00:15:14,600
‫[بارونس مالالیو، عضو مجلس اعیان حزب کارگر]
‫و سخنران‌های تمام جایگاه‌های اون مجلس،

262
00:15:14,760 --> 00:15:19,680
‫از محافظه‌کارها گرفته، تا دموکرات‌های لیبرال،
‫بی‌طرف‌ها و حتی کشیش‌ها،

263
00:15:19,840 --> 00:15:22,160
‫علیه این سیاست بودن.

264
00:15:22,760 --> 00:15:26,640
‫شما...

265
00:15:26,840 --> 00:15:30,680
‫شما حمایت یک ملت رو بابت
‫کارتون دارید.

266
00:15:30,880 --> 00:15:33,960
‫عالیه.

267
00:15:34,160 --> 00:15:35,600
‫من اولی هریسون هستم.

268
00:15:35,760 --> 00:15:38,320
‫کشاورز محصولات در نزدیک
‫لیورپولم.

269
00:15:39,360 --> 00:15:43,240
‫خانواده‌م به مدت صد و هفتاد و پنج سال
‫در تاربوک کشاورزی کردن،

270
00:15:43,760 --> 00:15:46,280
‫و من جزو نسل پنجم هستم،

271
00:15:46,480 --> 00:15:48,840
‫و جیمز دوست داره نسل ششم باشه.

272
00:15:54,680 --> 00:15:56,080
‫ما چرا کشاورزی می‌کنیم؟

273
00:15:57,760 --> 00:15:59,720
‫چرا این قیمت‌های پایین رو می‌پذیریم؟

274
00:16:01,360 --> 00:16:04,040
‫چرا درآمدهای کم و شیفت‌های
‫طولانی رو تحمل می‌کنیم؟

275
00:16:06,000 --> 00:16:07,200
‫الان میگم چرا.

276
00:16:08,520 --> 00:16:10,240
‫ما برای بچه‌هامون کشاورزی می‌کنیم.

277
00:16:12,120 --> 00:16:14,160
‫برای سیر کردن شکم یک ملت.

278
00:16:15,800 --> 00:16:17,920
‫[بدون کشاورزها غذایی در کار نیست]
‫چون تو خونِ ماست.

279
00:16:19,560 --> 00:16:21,440
‫و چون این کار رو دوست داریم.

280
00:16:24,400 --> 00:16:25,800
‫هیچکس برای پول کشاورزی نمی‌کنه.

281
00:16:27,000 --> 00:16:28,160
‫هیچکس.

282
00:16:30,120 --> 00:16:33,160
‫اونا می‌دونن چه حسی داره که آدم
‫ساعت چهار صبح بیدار شه تا به گاوها غذا بده؟

283
00:16:33,360 --> 00:16:35,400
‫نه!

284
00:16:36,160 --> 00:16:39,360
‫می‌دونن احیای یه بره ضعیف
‫چه حسی داره؟

285
00:16:39,520 --> 00:16:41,000
‫نه!

286
00:16:42,480 --> 00:16:45,680
‫می‌دونن روشن کردن کمباین ساعت
‫دو صبح و

287
00:16:45,840 --> 00:16:48,520
‫زخمی کردن دست و انگشت‌ها به خاطر
‫خاربن‌های روش چه حسی داره؟

288
00:16:48,680 --> 00:16:50,440
‫نه!

289
00:16:51,560 --> 00:16:53,480
‫اصلاً دولت می‌دونه غذا از کجا میاد؟

290
00:16:53,640 --> 00:16:56,080
‫نه!

291
00:16:57,320 --> 00:17:00,600
‫ما امروز دور هم جمع شدیم تا به
‫دولت نشون بدیم که باید به حرفمون گوش بدن.

292
00:17:01,160 --> 00:17:04,200
‫[با مالیات بجنگید]
‫خیابون داونینگ، اگه صدای ما رو می‌شنوید،

293
00:17:04,360 --> 00:17:05,920
‫باید این اوضاع رو درست کنید.

294
00:17:06,080 --> 00:17:09,160
‫آره!

295
00:17:13,800 --> 00:17:18,200
‫من نمی‌تونستم مثل اولی
‫حرفای احساسی بزنم،

296
00:17:19,240 --> 00:17:22,040
‫ولی به نظرم می‌تونستم یه
‫منظوری رو به گوش بقیه برسونم.

297
00:17:22,840 --> 00:17:25,080
‫سلام به همگی.

298
00:17:26,160 --> 00:17:30,000
‫می‌دونم خیلی‌ها در سر تا سر کشور
‫و با هر شغلی،

299
00:17:30,160 --> 00:17:32,360
‫به خاطر کاهش بودجه تحت تاثیر
‫قرار گرفتن.

300
00:17:33,160 --> 00:17:35,440
‫به شدت به خاطرش اذیت شدید.

301
00:17:38,120 --> 00:17:38,960
‫می‌دونم.

302
00:17:39,160 --> 00:17:42,200
‫امروز به اندازه کافی درباره‌ش شنیدید
‫و من زیاد درباره‌ش صحبت نمی‌کنم.

303
00:17:42,400 --> 00:17:44,000
‫فقط همین رو میگم.

304
00:17:44,560 --> 00:17:46,000
‫ریچل ریوز به ما گفت...

305
00:17:47,120 --> 00:17:47,960
‫چی بود؟

306
00:17:48,120 --> 00:17:52,520
‫هفتاد و دو درصد کشاورزها قرار نیست
‫تحت تاثیر این مالیات قرار بگیرن.

307
00:17:53,040 --> 00:17:54,960
‫بیاید ببینیم می‌تونیم چیزی رو
‫بهش بفهمونیم یا نه.

308
00:17:55,440 --> 00:18:00,000
‫چند نفر اینجا مزرعه خانوادگی دارن؟

309
00:18:00,160 --> 00:18:03,640
‫می‌خوام ببینم.
‫درسته، خیلی‌هاتون.

310
00:18:04,040 --> 00:18:06,600
‫دستتون رو به شرطی بیارید پایین...

311
00:18:06,800 --> 00:18:09,160
‫اول فکر کنید و به نتیجه برسید،

312
00:18:09,320 --> 00:18:11,840
‫که فکر می‌کنید قرار نیست تحت تاثیر

313
00:18:12,000 --> 00:18:14,360
‫تغییر معافیت املاک کشاورزی و
‫معافیت تجارت خانوادگی قرار بگیرید.

314
00:18:14,520 --> 00:18:16,800
‫اگه قرار نیست مالیات بدید
‫دستا پایین.

315
00:18:17,760 --> 00:18:18,960
‫ممنون.

316
00:18:19,120 --> 00:18:20,840
‫حرف دیگه‌ای برای گفتن ندارم.

317
00:18:23,960 --> 00:18:24,800
‫خیلی ممنونم.

318
00:18:24,840 --> 00:18:26,840
‫[ما کشاورزی بریتانیایی رو دوست داریم]

319
00:18:34,800 --> 00:18:38,840
‫در نهایت، خوشحال بودم که تونستم
‫برم به گردهمایی و صحبت کنم،

320
00:18:39,680 --> 00:18:42,360
‫ولی همه اینطور فکر نمی‌کردن.

321
00:18:44,000 --> 00:18:46,840
‫دکترم دیشب روانی شد.

322
00:18:47,720 --> 00:18:49,120
‫چرا؟ چون...

323
00:18:50,040 --> 00:18:51,160
‫گفت،

324
00:18:52,320 --> 00:18:54,680
‫«می‌دونی که بهت گفتیم باید
‫شش هفته استراحت کنی؟»

325
00:18:54,840 --> 00:18:58,320
‫گفت، «منظورم اینه که بشینی کنار
‫شومینه و سوپ مینسترونه بخوری...

326
00:18:59,600 --> 00:19:01,040
‫کتاب بخونی.»

327
00:19:03,960 --> 00:19:05,240
‫من این کار رو نکردم.

328
00:19:07,240 --> 00:19:08,840
‫چیکار کنم، کی؟

329
00:19:09,000 --> 00:19:12,160
‫کیلب و لیسا هم با دکتر
‫موافق بودن،

330
00:19:12,320 --> 00:19:15,360
‫چون وقتی سعی کردم کمکشون کنم
‫وزن گاوها رو اندازه بگیرن،

331
00:19:15,560 --> 00:19:17,560
‫خیلی سریع اخراج شدم.

332
00:19:18,520 --> 00:19:21,200
‫نه، نه، نه، نکن.
‫بسه! نکن.

333
00:19:23,160 --> 00:19:25,800
‫یه بلایی سر کمرت میاری و میگی...

334
00:19:25,960 --> 00:19:28,560
‫خیلی باحاله! خوشم اومد!

335
00:19:28,720 --> 00:19:31,760
‫می‌دونم نمی‌خوای کمکتون کنم،
‫ولی من کمک نکنم می‌خواید چیکار کنید؟

336
00:19:31,960 --> 00:19:34,000
‫خودم و کیلب از پسش برمیایم.

337
00:19:34,600 --> 00:19:35,680
‫برو.

338
00:19:36,080 --> 00:19:37,480
‫۵۹۲ کیلو.

339
00:19:37,720 --> 00:19:42,280
‫چون طرد شده بودم، رفتم سراغ
‫کارهای اداری اعصاب خرد کن دولتی.

340
00:19:44,600 --> 00:19:46,960
‫ولی خیلی سریع حوصله‌م سر رفت.

341
00:19:47,120 --> 00:19:51,360
‫پس رفتم جنگل که یه درخت کریسمسی
‫برای کافه ببرم.

342
00:19:52,520 --> 00:19:53,360
‫کجان؟

343
00:19:54,160 --> 00:19:56,400
‫آره... اینم از درخت.

344
00:19:57,040 --> 00:19:58,480
‫چه خوشگله.

345
00:19:59,480 --> 00:20:01,080
‫باید مراقب باشم...

346
00:20:02,520 --> 00:20:04,960
‫که خودم رو زخمی نکنم،
‫چون رقیق‌کننده خون مصرف می‌کنم.

347
00:20:06,320 --> 00:20:07,760
‫مشخص شد،

348
00:20:07,960 --> 00:20:10,640
‫این مشکل پزشکی مهمی به حساب نمیومد.

349
00:20:34,320 --> 00:20:35,880
‫نباید این کار رو می‌کردم.

350
00:20:48,680 --> 00:20:50,000
‫دیگه این کار رو نمی‌کنم.

351
00:20:50,560 --> 00:20:54,680
‫بعدش، تصمیم گرفتم واقعاً
‫استراحت کنم.

352
00:20:58,760 --> 00:21:03,080
‫ولی اون شب، مادر طبیعت
‫یه تصمیم دیگه گرفته بود.

353
00:21:03,720 --> 00:21:06,240
‫طوفان داراه هزاران نفر از مردم

354
00:21:06,440 --> 00:21:08,680
‫بریتانیا و جمهوری ایرلند را
‫بدون برق گذاشت.

355
00:21:08,880 --> 00:21:11,640
‫هشدار کمیاب قرمز برای بادهای
‫شدید صادر شده،

356
00:21:11,800 --> 00:21:14,200
‫و به معنای تهدید جون مردمه.

357
00:21:14,240 --> 00:21:16,240
‫[کافه و رستوران]

358
00:21:23,360 --> 00:21:25,360
‫[دوربینِ لیسا]

359
00:21:25,480 --> 00:21:27,880
‫چه صدای وحشتناکیه.

360
00:21:38,600 --> 00:21:41,000
‫من بیشتر نگران درخت‌هام.

361
00:21:47,160 --> 00:21:48,320
‫خدای من.

362
00:22:03,720 --> 00:22:07,200
‫صبح که شد، برای شنیدن گزارش
‫خسارت‌ها رفتم دیدن آنی.

363
00:22:11,640 --> 00:22:16,040
‫دو بار تکون خورد، رفت بالا،
‫در حد نود درجه، شکست،

364
00:22:16,240 --> 00:22:19,120
‫و افتاد زمین، و چند سانت تا
‫کاپوت ماشین فاصله داشت.

365
00:22:19,840 --> 00:22:21,720
‫آره، چه... سنگینه، نه؟

366
00:22:21,880 --> 00:22:23,160
‫نمیشه تکونش داد. خیلی سنگینه.

367
00:22:23,320 --> 00:22:25,960
‫- وای خدا، آره.
‫- می‌دونم!

368
00:22:26,880 --> 00:22:29,960
‫- لعنتی، ببینش.
‫- آره، پاره شده.

369
00:22:30,880 --> 00:22:32,080
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

370
00:22:35,560 --> 00:22:37,960
‫یه بدنه چوبی باید به اونجا
‫وصل کنیم.

371
00:22:38,120 --> 00:22:40,880
‫و چون یه سری از بناهای بیرون
‫رو هم از دست دادیم،

372
00:22:41,080 --> 00:22:42,000
‫ممکنه اینم سقوط کنه.

373
00:22:42,160 --> 00:22:43,400
‫لعنتی...

374
00:22:45,080 --> 00:22:48,720
‫اوضاع بیرون از پارکینگ بدتر بود.

375
00:22:49,960 --> 00:22:52,520
‫کل نورهای دکوری هم خراب شدن.

376
00:22:52,680 --> 00:22:56,400
‫و یه سری از درخت‌ها هم
‫به شدت آسیب دیده بودن.

377
00:22:56,920 --> 00:22:58,800
‫اونی که از همه خطرناک‌تره اونجاست.

378
00:22:58,960 --> 00:23:01,040
‫- آره، لعنتی.
‫- خیلی وحشتناکه.

379
00:23:04,120 --> 00:23:05,040
‫آره...

380
00:23:08,720 --> 00:23:13,040
‫تو مزرعه، لیسا داشت خونه‌ی
‫ده ساعت پیش

381
00:23:13,200 --> 00:23:16,280
‫گوسفندهای بدون صورتش رو
‫بررسی می‌کرد.

382
00:23:23,880 --> 00:23:25,440
‫- خدای من.
‫- می‌دونم.

383
00:23:25,880 --> 00:23:29,080
‫آره. شانس آوردیم وقتی خراب شد
‫گوسفندها داخلش نبودن.

384
00:23:29,920 --> 00:23:32,160
‫براشون یه آغل حصیری ساختیم

385
00:23:32,320 --> 00:23:34,360
‫ولی باید ببرمشون توی طویله،

386
00:23:34,560 --> 00:23:35,800
‫طویله گاوها که اون سمته.

387
00:23:35,960 --> 00:23:37,640
‫- می‌بریمشون تو طویله جدیده.
‫- نه.

388
00:23:37,840 --> 00:23:38,960
‫- طویله گاو بهتره.
‫- نه، طویله جدید.

389
00:23:39,120 --> 00:23:41,480
‫- نمیشه.
‫- چرا؟

390
00:23:41,640 --> 00:23:45,000
‫چون... اونجا دارم حلزون پرورش میدم.

391
00:23:45,200 --> 00:23:46,240
‫- یعنی...
‫- حلزون؟

392
00:23:46,400 --> 00:23:47,200
‫آره.

393
00:23:48,640 --> 00:23:51,680
‫هر دفعه طویله پنج دقیقه خالی
‫می‌مونه، با یه چیز پُرش می‌کنی.

394
00:23:51,880 --> 00:23:53,520
‫یک ماه خالی بود.

395
00:23:54,480 --> 00:23:55,560
‫ببین.

396
00:23:55,720 --> 00:23:57,080
‫وای! چه خبر شده؟

397
00:23:57,280 --> 00:23:59,400
‫- خوبه، نه؟
‫- این چیه؟

398
00:23:59,600 --> 00:24:01,320
‫تادا! ببین.

399
00:24:02,800 --> 00:24:05,400
‫هزارتا حلزون خریدم.
‫باید بچه بیارن.

400
00:24:05,600 --> 00:24:07,520
‫- چرا خریدیشون؟
‫- خیلی خب.

401
00:24:07,680 --> 00:24:10,520
‫- وقتی موسین میاد بیرون...
‫- چی چی؟

402
00:24:10,720 --> 00:24:13,400
‫موسین. مایعی که میاد بیرون.
‫اسمش موسینه.

403
00:24:13,560 --> 00:24:15,800
‫ضد التهاب و ضد پیریه.

404
00:24:15,960 --> 00:24:19,600
‫پس... از اول تعریف کن.
‫هیچی نفهمیدم.

405
00:24:19,760 --> 00:24:20,560
‫خیلی خب.

406
00:24:20,720 --> 00:24:22,360
‫- مایع حلزون.
‫- آره، یه چیز مهمه.

407
00:24:22,520 --> 00:24:24,440
‫- اینجا داری همون رو پرورش میدی.
‫- آره.

408
00:24:25,000 --> 00:24:26,160
‫- خیلی از گاودارها...
‫- مایعش رو؟

409
00:24:26,320 --> 00:24:29,000
‫- آره! و اون مایع...
‫- باهاش چیکار می‌کنی؟

410
00:24:29,160 --> 00:24:31,640
‫خب، می‌ذارمش روی صورتم و
‫برای دستم هم خوبه.

411
00:24:31,800 --> 00:24:34,320
‫خیلی مفیده. و هایپوآلرژنیکه.

412
00:24:34,480 --> 00:24:36,640
‫چون خالصه امکان نداره
‫بهش حساسیت بدی.

413
00:24:36,800 --> 00:24:39,360
‫گیاه‌خوارها می‌تونن ازش استفاده کنن
‫چون حیوونی این وسط کشته نشده.

414
00:24:39,520 --> 00:24:40,960
‫و ضد التهاب هم هست.

415
00:24:41,120 --> 00:24:44,040
‫پس اگه عضلاتت درد داشته باشن،
‫خیلی مفیده.

416
00:24:44,720 --> 00:24:47,800
‫وایسا ببینم. پس اینا اون
‫مایع رو تولید می‌کنن.

417
00:24:48,000 --> 00:24:49,040
‫آره.

418
00:24:49,240 --> 00:24:51,760
‫و بعدش، بذار ببینم درست فهمیدم
‫یا نه.

419
00:24:51,920 --> 00:24:56,280
‫می‌بریش فروشگاه و مایع حلزون می‌فروشی.

420
00:24:56,480 --> 00:25:00,000
‫نه، نه، با استفاده از اون مایع
‫یه کرم درست می‌کنم.

421
00:25:00,200 --> 00:25:03,160
‫- چندتا خریدی؟
‫- همه‌ش هزارتا.

422
00:25:03,320 --> 00:25:04,120
‫هزارتا؟

423
00:25:04,320 --> 00:25:06,720
‫وقتی بچه بیارن میشن هشتاد هزارتا.

424
00:25:06,920 --> 00:25:08,880
‫- چی؟
‫- خوبه، نه؟ زیاد میشن.

425
00:25:13,240 --> 00:25:17,280
‫و حلزون‌ها تنها حیوانات لیسا نبودن.

426
00:25:17,920 --> 00:25:21,000
‫[نوامبر، اکتبر، سپتامبر، اوت، ژوئیه]

427
00:25:21,120 --> 00:25:25,160
‫تو تابستون، یه دسته غاز خریده بود.

428
00:25:25,360 --> 00:25:27,320
‫خب، دخترها... و پسرها.

429
00:25:27,520 --> 00:25:28,800
‫غازها.

430
00:25:29,400 --> 00:25:32,880
‫که متخصص غازهای دیدلی اسکوات
‫یعنی جرالد رو خیلی خوشحال کرده بود.

431
00:25:33,080 --> 00:25:37,640
‫- اون بزرگه یه چیزی دور خودش می‌بنده، خب؟
‫- جدی؟

432
00:25:38,760 --> 00:25:41,600
‫در ماه‌های بعدی، به شکل
‫خستگی‌ناپذیری کار کرد...

433
00:25:44,600 --> 00:25:46,360
‫در تمام آب و هواها...

434
00:25:47,040 --> 00:25:48,400
‫لعنتی.

435
00:25:48,600 --> 00:25:49,760
‫و در هر ساعتی.

436
00:25:49,920 --> 00:25:51,360
‫صبح می‌بینمتون.

437
00:25:52,200 --> 00:25:54,440
‫که چاق و چله‌شون کنه.

438
00:25:55,240 --> 00:25:56,240
‫صبح بخیر!

439
00:25:56,440 --> 00:25:58,200
‫صبح بخیر.

440
00:26:00,520 --> 00:26:01,560
‫اه!

441
00:26:06,600 --> 00:26:09,280
‫یک، دو، سه، چهار، پنج...

442
00:26:09,720 --> 00:26:11,920
‫و حالا، در یک شب سرد دسامبر،

443
00:26:12,120 --> 00:26:14,240
‫نتیجه کارش رو گرفته بود

444
00:26:14,440 --> 00:26:16,680
‫و داشت آماده می‌شد که اولین شب

445
00:26:16,840 --> 00:26:20,200
‫از شب‌های جشن غازی
‫رو برگزار کنه.

446
00:26:20,400 --> 00:26:22,440
‫پس اینا... باید بهشون افتخار کنی.

447
00:26:22,600 --> 00:26:24,360
‫- افتخار می‌کنم. خوشگل شدن.
‫- کار خوبی می‌کنی.

448
00:26:24,520 --> 00:26:27,760
‫فکر می‌کردم نگاه کردن بهشون عجیب میشه،
‫ولی عالی به نظر میان.

449
00:26:27,920 --> 00:26:31,680
‫و ببین، شکمشون پر از مواد اولیه شده
‫و مو هم ندارن.

450
00:26:31,880 --> 00:26:33,880
‫عالی شدن. واو.

451
00:26:36,920 --> 00:26:38,800
‫امیدوارم امشب خوب پیش بره.

452
00:26:39,840 --> 00:26:43,720
‫می‌سپرمش به لیسا.
‫شب غازهای لیساست.

453
00:26:44,280 --> 00:26:47,480
‫و من خودمم چندتا برنامه برای
‫جشن داشتم.

454
00:26:47,640 --> 00:26:51,560
‫پس به چارلی گفتم برای یه
‫جلسه بیاد دفترم.

455
00:26:52,560 --> 00:26:53,680
‫به یه غرفه نیاز داریم.

456
00:26:54,480 --> 00:26:57,320
‫- چی؟
‫- خب، غرفه کریسمس.

457
00:26:58,720 --> 00:27:01,840
‫- درباره‌ش فکر کردم. نگران نباش.
‫- یعنی...

458
00:27:02,000 --> 00:27:04,640
‫- الف‌ها و بابانوئل و...
‫- آره، دقیقاً.

459
00:27:05,840 --> 00:27:08,200
‫چون الان به کلبه غازها
‫نیاز نداریم،

460
00:27:08,400 --> 00:27:10,920
‫چون غازها اونجا نیستن چون...

461
00:27:11,600 --> 00:27:15,320
‫- پس کلبه غازها رو میاریم اینجا.
‫- باشه.

462
00:27:16,120 --> 00:27:18,640
‫و باهاش غرفه می‌سازیم.

463
00:27:19,320 --> 00:27:20,640
‫پدر کریسمس رو می‌ذارم داخل،

464
00:27:21,200 --> 00:27:23,840
‫بچه‌ها میان، بابانوئل بهشون
‫هدیه میده،

465
00:27:24,440 --> 00:27:26,400
‫می‌دونی، یه اسباب‌بازی کوچولو،

466
00:27:26,600 --> 00:27:29,120
‫و بیرونش هم نمایش تولد مسیح رو
‫اجرا می‌کنیم.

467
00:27:30,200 --> 00:27:33,600
‫بابانوئل از کجا پیدا کنیم؟ ماه دسامبره.

468
00:27:36,760 --> 00:27:40,080
‫باید درباره‌شون تحقیق کنیم.

469
00:27:40,240 --> 00:27:42,920
‫- و دی‌بی‌اسشون رو که مطمئن بشیم...
‫- جان؟

470
00:27:43,080 --> 00:27:45,400
‫دی‌بی‌اس، که مطمئن بشیم
‫خطرناک نیستن.

471
00:27:45,560 --> 00:27:47,240
‫یعنی چی؟ نمی‌دونم دی‌بی‌اس چیه.

472
00:27:47,440 --> 00:27:50,120
‫- که بفهمیم سابقه کیفری دارن یا نه؟
‫- اوه.

473
00:27:50,280 --> 00:27:52,920
‫اگه دارن، جرمشون چی بوده؟

474
00:27:53,120 --> 00:27:57,280
‫خب، هر سال بابانوئل دزدکی وارد
‫خونه میلیاردها آدم میشه،

475
00:27:57,440 --> 00:27:58,800
‫به نظرم سابقه کیفری داره.

476
00:27:58,960 --> 00:28:00,720
‫خب، باید چکش کنیم.

477
00:28:01,720 --> 00:28:04,480
‫چطوری... اگه نیاد چی؟

478
00:28:04,640 --> 00:28:07,800
‫یه جوری رفتار می‌کنی انگار
‫شرکت هواپیمایی بریتانیاییه.

479
00:28:07,960 --> 00:28:10,240
‫«لازم نیست هواپیما بخریم.
‫اگه خلبان نیاد چی؟»

480
00:28:10,440 --> 00:28:12,320
‫چقدر می‌تونن با بابانوئل وقت بگذرونن؟

481
00:28:13,880 --> 00:28:16,560
‫- نمی‌دونم، پنج دقیقه؟
‫- پس دوازده هدیه در یک ساعت.

482
00:28:16,760 --> 00:28:17,920
‫هوم.

483
00:28:18,080 --> 00:28:20,760
‫- خیلی خب، و...
‫- شش ساعت در روز. دوازده شش‌تا؟

484
00:28:20,960 --> 00:28:23,040
‫هفتاد و دوتا هدیه.

485
00:28:23,880 --> 00:28:27,320
‫و باید یکی رو بذاریم اون داخل
‫پیش بچه‌ها باشه.

486
00:28:28,240 --> 00:28:29,880
‫- کی؟
‫- یا والدینشون...

487
00:28:30,040 --> 00:28:31,480
‫- یا یه الف.
‫- یه الف.

488
00:28:32,200 --> 00:28:34,520
‫پس باید تو روزنامه محلی آگهی
‫بدم و بنویسم،

489
00:28:34,680 --> 00:28:38,560
‫«استخدام می‌کنیم: مرد یا زنی که
‫برای حداقل حقوق

490
00:28:38,760 --> 00:28:39,840
‫لباس الف‌ها رو بپوشه.»

491
00:28:40,000 --> 00:28:41,480
‫نه، با حقوق کافی.

492
00:28:42,160 --> 00:28:44,000
‫پس میگی باید یه بابانوئل پیدا کنیم،

493
00:28:44,160 --> 00:28:46,240
‫باید مطمئن باشیم که آدم
‫بدی نیست،

494
00:28:46,920 --> 00:28:48,120
‫یه الف بیاریم،

495
00:28:48,320 --> 00:28:50,680
‫و کلبه غازها رو بیاریم اینجا،

496
00:28:50,840 --> 00:28:52,720
‫با شلنگ یه سری از کثیفی‌ها رو تمیز کنیم...

497
00:28:52,920 --> 00:28:55,440
‫- همه کثیفی‌ها رو.
‫- همه‌ش رو.

498
00:28:55,640 --> 00:28:56,920
‫ضدعفونیش کنیم.

499
00:28:59,360 --> 00:29:03,320
‫در حالی که طبقه بالا چارلی
‫داشت با نقشه‌هام موافقت می‌کرد،

500
00:29:03,480 --> 00:29:08,400
‫لیسا تو آشپزخونه داشت خبرهای
‫بدی می‌شنید.

501
00:29:08,960 --> 00:29:10,120
‫داریم بهشون نمک می‌زنیم،

502
00:29:10,280 --> 00:29:13,720
‫که وقتی خواستیم کبابشون کنیم
‫پوستشون ترد و آبدار بشه.

503
00:29:13,880 --> 00:29:15,440
‫بقیه رو کِی میارین؟

504
00:29:15,960 --> 00:29:17,640
‫بقیه؟ همه‌شون همینان.

505
00:29:18,040 --> 00:29:19,720
‫ولی نه، ما... ما...

506
00:29:19,880 --> 00:29:23,120
‫مگه قرار نشد تا کریسمس، برای

507
00:29:23,280 --> 00:29:24,960
‫شام و نهار سروشون کنیم؟

508
00:29:25,120 --> 00:29:26,600
‫مگه بازم غاز داری؟

509
00:29:27,120 --> 00:29:30,240
‫نه، این برای ضیافت بزرگ امشبه، خب؟

510
00:29:30,400 --> 00:29:31,640
‫همه‌ش همینان.

511
00:29:32,400 --> 00:29:35,600
‫- من سی‌تا غاز داشتم.
‫- همه غازها... همینا هستن.

512
00:29:36,280 --> 00:29:38,320
‫- همه‌شون قراره امشب خورده بشن؟
‫- آره.

513
00:29:38,480 --> 00:29:43,080
‫ولی فکر کردم می‌تونیم تا کریسمس
‫واسه شام و نهار برای مهمون‌ها سِروشون کنیم.

514
00:29:43,560 --> 00:29:44,400
‫نه.

515
00:29:44,920 --> 00:29:47,280
‫غازهایی که فرستادی فقط برای
‫شام امشب کافی هستن، همین.

516
00:29:49,400 --> 00:29:52,200
‫اینجا گوزن شمالی نداریم؟

517
00:29:52,800 --> 00:29:54,480
‫گوزن شمالی؟

518
00:29:56,440 --> 00:29:58,080
‫پس یه گوزن عادی میاریم...

519
00:29:58,280 --> 00:29:59,880
‫که اگه بچه‌ها نزدیکش بشن می‌ترسه.

520
00:30:00,040 --> 00:30:01,960
‫حصارها چقدر باید برای یه
‫گوزن بلند باشن؟

521
00:30:02,120 --> 00:30:03,680
‫یک و نیم تا دو و نیم متر.

522
00:30:03,840 --> 00:30:05,680
‫خیلی خب، پس یه حصار یک و نیم متری...

523
00:30:05,880 --> 00:30:07,280
‫شبیه اردوی اسیرهای جنگی میشه.

524
00:30:07,440 --> 00:30:10,280
‫می‌دونم، چند وقت پیش به
‫استالاگ لوفت سه سر زدم.

525
00:30:10,440 --> 00:30:14,760
‫که تاثیرگذاره، ولی مطمئن نیستم
‫تِم مناسبی باشه.

526
00:30:14,960 --> 00:30:16,480
‫حیوانات پلاستیکی.

527
00:30:17,320 --> 00:30:18,280
‫عالی میشه.

528
00:30:18,840 --> 00:30:20,960
‫البته نه زیاد، ولی فکر خوبیه.

529
00:30:21,480 --> 00:30:23,280
‫اولین ایده‌ی خوبت بود.

530
00:30:25,560 --> 00:30:27,720
‫اون شب، لیسا تصمیم گرفت

531
00:30:27,920 --> 00:30:32,120
‫که تمام مهمون‌های غاز خورش باید
‫در این درد باهاش شریک بشن.

532
00:30:32,840 --> 00:30:36,040
‫آره، و فکر می‌کردم این غازها
‫قراره از الان تا

533
00:30:36,200 --> 00:30:38,160
‫کریسمس دووم بیارن.

534
00:30:38,320 --> 00:30:41,040
‫نه، نه، نه. انگار امشب همه‌شون
‫رو خوردید.

535
00:30:45,000 --> 00:30:46,360
‫و من...

536
00:30:48,080 --> 00:30:51,320
‫چارلی بالاخره با ایده غرفه
‫کریسمسیم موافقت کرده بود،

537
00:30:51,520 --> 00:30:54,360
‫ولی فعلاً نمی‌تونستم شروعش کنم.

538
00:30:55,760 --> 00:30:56,800
‫خوبه.

539
00:30:57,000 --> 00:30:59,720
‫چون با رسیدن زمستون...

540
00:30:59,920 --> 00:31:02,120
‫سلام، گاوها و اندگیم!

541
00:31:02,320 --> 00:31:05,800
‫وقتش بود که ساکنین چهار پامون رو...

542
00:31:05,960 --> 00:31:06,960
‫شرمنده، گاوها.

543
00:31:08,280 --> 00:31:10,480
‫ببریم به گرمای طویله‌شون.

544
00:31:10,640 --> 00:31:13,920
‫واسه چی اینجوری می‌کنی؟
‫قرار نیست بوکس کار کنی که.

545
00:31:14,080 --> 00:31:15,000
‫شاید بهم حمله کنه.

546
00:31:15,200 --> 00:31:17,160
‫اندگیم مودب، آره.

547
00:31:17,320 --> 00:31:19,120
‫تو دوست منی، نه؟

548
00:31:22,240 --> 00:31:23,400
‫خوبه.

549
00:31:26,440 --> 00:31:29,760
‫عزیزم، اینطوری باید
‫گوسفندها رو جابجا کنی.

550
00:31:31,760 --> 00:31:33,720
‫وقتی به حیوانات رسیدگی کردیم،

551
00:31:33,920 --> 00:31:36,000
‫می‌تونستم برم سراغ غرفه‌م.

552
00:31:39,640 --> 00:31:43,400
‫و چون در روستاهای نزدیک درخواست
‫استخدام بابانوئل رو فرستاده بودیم،

553
00:31:43,440 --> 00:31:45,440
‫[به دنبال بابانوئل هستیم، مجرم نباشید]

554
00:31:46,040 --> 00:31:48,680
‫یه مرد محلی باهامون تماس گرفت.

555
00:31:48,840 --> 00:31:51,440
‫هر وقت بتونم، ولی چهارتا سگ دارم.

556
00:31:51,880 --> 00:31:53,360
‫و مجرم نیستی؟

557
00:31:53,560 --> 00:31:54,920
‫نه.

558
00:31:56,160 --> 00:31:57,000
‫درسته.

559
00:31:57,720 --> 00:32:00,240
‫بعد از تحقیق و استخدام بابانوئل،

560
00:32:01,480 --> 00:32:05,320
‫باید کلبه غازها رو می‌آوردیم پیش کافه.

561
00:32:06,800 --> 00:32:08,600
‫و وقتی این کار رو کردیم،

562
00:32:09,800 --> 00:32:12,680
‫می‌تونستم تبدیلش کنم
‫به یه غرفه.

563
00:32:13,120 --> 00:32:14,080
‫ام...

564
00:32:14,360 --> 00:32:15,440
‫این نقشه منه.

565
00:32:16,680 --> 00:32:20,880
‫حیوانات و نمایش تولد رو
‫اینجا میاریم،

566
00:32:21,040 --> 00:32:22,480
‫روی زمین حصیر می‌ذاریم،

567
00:32:22,640 --> 00:32:25,680
‫و اینجا میشه غرفه کریسمس بابانوئل،

568
00:32:25,840 --> 00:32:27,920
‫پس فرش می‌اندازیم

569
00:32:28,080 --> 00:32:29,720
‫که واسه همه راحت بشه.

570
00:32:32,200 --> 00:32:34,440
‫خداحافظ غازها

571
00:32:34,600 --> 00:32:36,200
‫و درود به فرش.

572
00:32:38,440 --> 00:32:39,600
‫درسته.

573
00:32:40,720 --> 00:32:41,960
‫هدیه‌ها.

574
00:32:44,280 --> 00:32:47,560
‫اینا از نظر فنی گوزن شمالی نیستن، ولی...

575
00:32:48,840 --> 00:32:49,760
‫آره.

576
00:32:53,520 --> 00:32:55,120
‫و اتاق باید روشن هم بشه.

577
00:32:56,840 --> 00:32:58,480
‫الف این هفته.

578
00:33:00,000 --> 00:33:01,520
‫میز تحریرش.

579
00:33:06,520 --> 00:33:08,000
‫سیگار بابانوئل.

580
00:33:09,080 --> 00:33:11,000
‫وقتی غرفه بابانوئل رو تزئین کردم

581
00:33:11,200 --> 00:33:13,560
‫و نمایش تولد مسیح رو
‫هم چیدم...

582
00:33:14,080 --> 00:33:16,400
‫عالیه، ببینش.

583
00:33:16,560 --> 00:33:19,080
‫حس کردم کار خوبیه که یه ذره درباره

584
00:33:19,240 --> 00:33:21,720
‫تولد مسیح کوچک تحقیق کنم.

585
00:33:22,880 --> 00:33:25,600
‫از کلیسای محلی برای خودم...

586
00:33:27,280 --> 00:33:28,280
‫یه انجیل گرفتم.

587
00:33:29,240 --> 00:33:30,560
‫و در انجیل متی،

588
00:33:30,960 --> 00:33:33,360
‫نوشته...

589
00:33:33,520 --> 00:33:35,400
‫«مریم آشنای یوسف نجار بود.»

590
00:33:36,080 --> 00:33:38,400
‫فکر کردم ازدواج کرده بودن.

591
00:33:38,560 --> 00:33:39,560
اما اینطور نبوده و

592
00:33:39,720 --> 00:33:42,600
‫از طریق روح‌القدس متوجه شد
‫که بارداره.»

593
00:33:43,080 --> 00:33:46,400
‫پس یه حقیقته. نیازی به تحقیق نیست.

594
00:33:46,760 --> 00:33:48,320
‫«روح‌القدس بهش گفت که بارداره.

595
00:33:49,520 --> 00:33:52,960


596
00:33:53,120 --> 00:33:55,800


597
00:33:55,960 --> 00:33:58,120


598
00:33:58,280 --> 00:33:59,200
‫چی؟

599
00:34:01,400 --> 00:34:02,920
‫تا حالا این بخشش رو نخونده بودم.

600
00:34:03,080 --> 00:34:04,760
‫«ولی بعد از اینکه این فکر به ذهنش رسید،

601
00:34:04,920 --> 00:34:07,320
‫فرشته‌ی خداوند اومد به خوابش و گفت،

602
00:34:07,480 --> 00:34:09,200
‫یوسف، پسر داوود،

603
00:34:09,360 --> 00:34:12,120
از چیزی نترس

604
00:34:12,280 --> 00:34:15,880
‫چون بچه‌ی او از روح‌القدسه.

605
00:34:16,360 --> 00:34:19,400
‫سپس مریم مقدس،» اون موقع
‫هنوز مریم مقدس نبوده،

606
00:34:19,560 --> 00:34:22,120
‫«باردار خواهد شد و پسری
‫رو به دنیا خواهد آورد

607
00:34:22,280 --> 00:34:24,440
‫و اسمش رو می‌ذارن امانوئل.»

608
00:34:26,400 --> 00:34:27,200
‫چی؟

609
00:34:29,120 --> 00:34:30,560
‫چرا امانوئل؟

610
00:34:32,000 --> 00:34:35,720
‫چرا باید اسم بچه رو از روی اسم
‫یه بازیگر دهه هفتاد بردارن؟

611
00:34:36,280 --> 00:34:37,720
‫به خدا نوشته‌های انجیل متی

612
00:34:38,360 --> 00:34:39,560
‫شبیه نوشته‌های منه.

613
00:34:39,720 --> 00:34:41,920
‫هر چقدر جلوتر میره جالب‌تر میشه.

614
00:34:42,080 --> 00:34:45,320
‫علاوه بر نسخه عجیب انجیل
‫متی از وقایع،

615
00:34:45,480 --> 00:34:47,280
‫یه مشکل مهم‌تر پیش اومده بود،

616
00:34:47,440 --> 00:34:51,440
‫و وقتی کشیش کوپر رسید
‫همه چیز رو براش توضیح دادم.

617
00:34:53,320 --> 00:34:55,160
‫- کیلب، من از این نگرانم که...
‫- چیه.

618
00:34:56,200 --> 00:34:58,120
‫ما این رو به عنوان

619
00:34:58,280 --> 00:35:01,760
‫مسیح کوچولو اجاره کردیم.

620
00:35:01,920 --> 00:35:02,920
‫موهاش رو ببین.

621
00:35:03,080 --> 00:35:06,240
‫چقدر مو داره.
‫موهاش چقدر سریع بلند شدن!

622
00:35:06,400 --> 00:35:10,560
‫این... شبیه پسر بری گیبه.

623
00:35:11,200 --> 00:35:12,280
‫بری گیب کیه؟

624
00:35:12,800 --> 00:35:16,200
‫من نمی‌خواستم چیزی که شبیه
‫بچه‌ی عضو گروه بی جیز بود رو

625
00:35:16,360 --> 00:35:17,640
‫به عنوان مسیح کوچک جا بزنم.

626
00:35:18,120 --> 00:35:20,720
‫پس یه نسخه جایگزین خریدم.

627
00:35:20,880 --> 00:35:21,880
‫وحشتناک به نظر میاد.

628
00:35:22,160 --> 00:35:24,160
‫از این که بهتره.

629
00:35:24,320 --> 00:35:26,320
‫می‌پیچیمش تو قنداق...

630
00:35:26,480 --> 00:35:28,160
‫کلاه داره!

631
00:35:28,320 --> 00:35:30,680
‫مسیح عروسکی برند کبج پچه.
‫[کبج به معنی کلم است.]

632
00:35:31,880 --> 00:35:34,440
‫- کبج پچه؟
‫- نه.

633
00:35:34,600 --> 00:35:36,840
‫- نه؟
‫- داری میگی گیاهه.

634
00:35:37,040 --> 00:35:41,040
‫مسیح که تو فلان سال قبل
‫از میلاد با کلاه به دنیا نیومده.

635
00:35:41,960 --> 00:35:44,480
‫- «فلان سال قبل از میلاد.»
‫- خب کِی بوده؟

636
00:35:44,920 --> 00:35:46,640
‫سال صفر، اصلاً قبل از میلاد نبوده که.

637
00:35:46,840 --> 00:35:48,760
‫خب، مگه قبل از میلاد نبوده؟

638
00:35:48,920 --> 00:35:51,800
‫وای خدا... از دست تو، کیلب.

639
00:35:52,280 --> 00:35:53,600
‫اصلاً می‌دونی قبل از میلاد یعنی چی؟

640
00:35:53,760 --> 00:35:56,160
‫- نه، فکر می‌کردم دوران باستانه.
‫- یعنی «قبل از میلاد مسیح.»

641
00:35:56,360 --> 00:35:58,080
‫پس قبل از مسیح آدم‌ها وجود داشتن؟

642
00:35:58,240 --> 00:35:59,680
‫آره، وجود داشتن.

643
00:35:59,880 --> 00:36:03,720
‫فکر می‌کردم کل هدف و نیت انجیل
‫اینه که خدا اومد

644
00:36:03,880 --> 00:36:07,480
‫و حضرت مسیح رو خلق کرد
‫و بعدش آدم‌ها به وجود اومدن.

645
00:36:08,400 --> 00:36:09,520
‫نه؟

646
00:36:10,360 --> 00:36:12,800
‫نه! خب، به نظرت مریم و یوسف
‫کجا بودن؟

647
00:36:12,960 --> 00:36:13,960
‫- اونا چطوری به وجود اومدن؟
‫- نمی‌دونم!

648
00:36:14,120 --> 00:36:16,040
‫فکر می‌کردم مثلاً دایناسورها وجود داشتن،

649
00:36:16,200 --> 00:36:18,760
‫بعد میمون‌ها و یک دفعه بعدش آدم‌ها
‫به وجود اومدن.

650
00:36:19,280 --> 00:36:22,320
‫دایناسورها و میمون‌ها بودن و
‫بعدش مریم و یوسف...

651
00:36:22,480 --> 00:36:24,200
‫فکر می‌کردم تاریخ این شکلیه

652
00:36:24,360 --> 00:36:26,680
‫و می‌دونی، ما از اول این شکلی نبودیم
‫و کم‌کم شروع کردیم به حرف زدن

653
00:36:26,840 --> 00:36:27,880
‫و بعدش آدمیزاد شدیم.

654
00:36:28,080 --> 00:36:30,320
‫آره، همینطوره.

655
00:36:30,480 --> 00:36:32,360
‫آره، منم درباره اینا اینطور
‫فکر می‌کردم.

656
00:36:32,520 --> 00:36:33,400
‫نه، نه.

657
00:36:33,560 --> 00:36:35,200
‫انجیل به ما میگه که خدا...

658
00:36:35,400 --> 00:36:37,680
‫خب، خیلی عجیبه، مگه میشه

659
00:36:38,240 --> 00:36:39,600
‫همچین اتفاقی بیفته.

660
00:36:39,760 --> 00:36:42,520
‫- حالا که افتاده.
‫- غیرممکنه.

661
00:36:42,720 --> 00:36:45,360
‫خب، ما باور می‌کنیم دیگه.
‫بگذریم، بیخیال اون شو.

662
00:36:45,840 --> 00:36:46,840
‫گلوریا کیه؟

663
00:36:47,440 --> 00:36:50,880
‫اون فرشته جبرئیله که یه حوله
‫آورده و روش نوشته، «گلوریا.»

664
00:36:51,040 --> 00:36:53,280
‫فکر کرده بچه دختره.

665
00:36:53,480 --> 00:36:54,840
‫- قشنگ شده، نه؟
‫- آره.

666
00:36:55,000 --> 00:36:56,480
‫بچه‌ها عاشقش میشن.

667
00:36:56,680 --> 00:36:57,680
‫می‌دونم.

668
00:36:59,400 --> 00:37:01,280
‫و هنوز کارم تموم نشده بود،

669
00:37:01,920 --> 00:37:06,280
‫چون علی‌رغم خوشحال شدن چارلی
‫بابت حیوانات پلاستیکی،

670
00:37:06,480 --> 00:37:08,880
‫فکر می‌کردم غرفه‌م با

671
00:37:09,040 --> 00:37:11,640
‫حیوانات واقعی بهتر میشه.

672
00:37:11,800 --> 00:37:14,640
‫پس وقتی داشتم بیرون رو دکور می‌کردم...

673
00:37:14,800 --> 00:37:15,920
‫چه خوب شد.

674
00:37:16,080 --> 00:37:19,040
‫چارلز داروین رفت حیوون بیاره.

675
00:37:22,440 --> 00:37:24,480
‫بزها، به خونه جدیدتون خوش اومدید.

676
00:37:25,760 --> 00:37:28,720
‫بیاید. برید داخل. بیا دیگه.

677
00:37:28,920 --> 00:37:29,760
‫برو.

678
00:37:30,240 --> 00:37:32,680
‫آره، نگاه می‌کنه و فکر می‌کنه،
‫«اینجا چه خبره؟»

679
00:37:32,840 --> 00:37:34,400
‫خب، اون دشمنشونه.

680
00:37:34,600 --> 00:37:36,200
‫بز نماد اهریمنه،

681
00:37:36,360 --> 00:37:38,920
‫و داخل هم مسیحه.

682
00:37:41,040 --> 00:37:43,040
‫ببینشون، بزهای خوشحال.

683
00:37:44,360 --> 00:37:46,200
‫داره خرابکاری می‌کنه.

684
00:37:46,400 --> 00:37:48,440
‫چیکار کرد؟
‫داره نورهای دکوری رو می‌خوره.

685
00:37:49,480 --> 00:37:51,680
‫برق داره؟ باید...

686
00:37:51,880 --> 00:37:53,480
‫- آره.
‫- باید جلوش رو بگیرم.

687
00:37:53,640 --> 00:37:56,040
‫لعنتی.
‫الان برق می‌گیرتشون!

688
00:37:56,200 --> 00:37:57,760
‫یه مورد فوری رو دستمونه!

689
00:37:58,280 --> 00:37:59,800
‫بیا.

690
00:37:59,960 --> 00:38:02,040
‫- اون دارواشه؟
‫- ها؟

691
00:38:02,200 --> 00:38:04,080
‫- درسته.
‫- درخت خاسه.

692
00:38:04,240 --> 00:38:05,480
‫- خیلی خب.
‫- نیست؟

693
00:38:05,960 --> 00:38:07,040
‫- نمی‌دونم.
‫- ها؟

694
00:38:07,400 --> 00:38:08,640
‫لعنتی!

695
00:38:14,480 --> 00:38:16,000
‫این شیشه‌ست.

696
00:38:16,160 --> 00:38:17,240
‫لعنتی.

697
00:38:17,400 --> 00:38:20,080
‫گذاشتمش اینجا که بزها
‫رد نشن، رفیق!

698
00:38:20,240 --> 00:38:21,760
‫ولی چند ساعت پیش نبود!

699
00:38:21,920 --> 00:38:22,840
‫ولی الان هست!

700
00:38:23,000 --> 00:38:27,640
‫گذاشتمش که بزها نیان تو
‫غرفه بابانوئل.

701
00:38:28,440 --> 00:38:30,360
‫نه، نخوریدش.

702
00:38:32,120 --> 00:38:33,360
‫ای خدا.

703
00:38:37,000 --> 00:38:39,920
‫در نهایت، مجبور شدم از غرفه برم

704
00:38:40,080 --> 00:38:44,880
‫چون دیلوین قرار بود به گوسفندهای
‫ایزی‌کر سر بزنه و بهشون واکسن بزنه،

705
00:38:45,040 --> 00:38:46,040
‫اونم دوباره.

706
00:38:47,040 --> 00:38:51,480
‫و تو دشتشون، که مشخص بود با
‫گوسفندهای نر صمیمی شده بودن،

707
00:38:51,920 --> 00:38:56,480
‫کیلب تونسته بود دور هم
‫جمعشون کنه.

708
00:38:56,880 --> 00:38:58,000
‫حصار بالاست.

709
00:38:59,360 --> 00:39:02,080
‫- چرا اون یکی داخل نیست، کیلب؟
‫- نمی‌تونم بیارمش داخل.

710
00:39:02,240 --> 00:39:03,960
‫- چی؟
‫- خیلی عوضیه.

711
00:39:04,720 --> 00:39:06,120
‫چرا نمیری داخل؟

712
00:39:07,160 --> 00:39:08,720
‫میشه دروازه رو باز کنی؟ من میارمش.

713
00:39:08,920 --> 00:39:10,600
‫برو در رو باز کن.
‫بجنب، زود باش.

714
00:39:10,800 --> 00:39:11,800
‫نمی‌تونم.

715
00:39:11,960 --> 00:39:14,320
‫- نگهش دار. اون سمتش رو نگه دار.
‫- یواش‌تر.

716
00:39:14,520 --> 00:39:17,600
‫بس کن. آخ، گوسفند عوضی!

717
00:39:17,760 --> 00:39:18,880
‫وای خدا!

718
00:39:19,400 --> 00:39:20,200
‫وایسا!

719
00:39:21,080 --> 00:39:21,880
‫تو رو خدا!

720
00:39:23,760 --> 00:39:27,720
‫سلام، گوسفندهایی که راحت
‫بچه میارید.

721
00:39:29,960 --> 00:39:32,600
‫با اون سرهای جالبتون.

722
00:39:32,760 --> 00:39:34,320
‫جرمی! جرمی!

723
00:39:34,800 --> 00:39:37,400
‫برو. هی! یواش.

724
00:39:37,560 --> 00:39:40,000
‫- دروازه رو از اون سمت نگه دار!
‫- آخ، لعنتی!

725
00:39:40,640 --> 00:39:42,320
‫آخ، لعنت بهش!

726
00:39:43,560 --> 00:39:45,560
‫- لعنتی.
‫- برق داره.

727
00:39:49,080 --> 00:39:50,800
‫خدای من.

728
00:39:54,240 --> 00:39:55,120
‫یکیش در رفت.

729
00:39:55,280 --> 00:39:57,720
‫ولش کن. فکر کنم انگشتم رو شکستم.

730
00:39:57,920 --> 00:40:00,360
‫- این گوسفندهای ایزی‌کر...
‫- آره.

731
00:40:00,360 --> 00:40:04,560
‫واقعاً دارن... خب،
‫نزدیک بود تبدیلش کنن به...

732
00:40:04,720 --> 00:40:06,280
‫هر دوتا دستم!

733
00:40:06,880 --> 00:40:08,720
‫آخ، انگشتم خیلی درد گرفت.

734
00:40:09,920 --> 00:40:11,160
‫دیلوین که دامپزشکه،

735
00:40:11,360 --> 00:40:14,400
‫زیاد علاقه‌ای به آسیب‌ها و مصدومیت‌های
‫انسانی نداشت.

736
00:40:15,000 --> 00:40:19,640
‫فقط می‌خواست به گوسفندها واکسن بزنه
‫که دچار این بیماری جدید لعنتی نشن.

737
00:40:20,360 --> 00:40:22,880
‫بیماری زبان آبی، درست
‫فکر می‌کنم که

738
00:40:23,040 --> 00:40:24,280
‫شبیه مگس‌ریزه‌ها هستن؟

739
00:40:24,440 --> 00:40:26,840
‫بیماری زبون آبی توسط یه ویروس
‫ایجاد میشه،

740
00:40:27,000 --> 00:40:28,560
‫که توسط مگس‌ریزه‌ها منتقل میشه.

741
00:40:28,720 --> 00:40:30,800
‫مگس‌ریزه؟ و تو هلند آغاز شدن،

742
00:40:31,240 --> 00:40:33,040
‫- از کانال رد شدن...
‫- آره.

743
00:40:33,240 --> 00:40:35,520
‫و بیماری زبان آبی گوسفندها
‫رو هم می‌کشه.

744
00:40:35,720 --> 00:40:38,400
‫خیلی خب، پس بهشون واکسن بزن.

745
00:40:42,400 --> 00:40:43,320
‫پوستش رو فشار بدم؟

746
00:40:43,480 --> 00:40:45,120
‫آره، فشار بده. همینجا تزریق کن.

747
00:40:48,520 --> 00:40:49,880
‫- داری روشون علامت می‌زنی؟
‫- آره.

748
00:40:50,640 --> 00:40:53,240
‫زیاد قشنگ نشدن.
‫شبیه گروه آدام و انت‌ها شدن.

749
00:40:54,440 --> 00:40:57,880
‫وقتی بالاخره گوسفندها رو فرستادیم
‫توی آغل، دیلوین تصمیم گرفت

750
00:40:58,080 --> 00:40:59,920
‫ناخنشون رو بگیره.

751
00:41:01,080 --> 00:41:03,280
‫اینجوری دیگه لنگ نمی‌زنن؟

752
00:41:03,440 --> 00:41:04,320
‫آره.

753
00:41:05,160 --> 00:41:06,880
‫تکون نخور دیگه! مثل گاوها باش.

754
00:41:07,080 --> 00:41:10,840
‫معمولاً وقتی به پشت برشون گردونی،
‫مثل بچه آدم می‌شینن.

755
00:41:11,240 --> 00:41:14,040
‫اوه، واو، انگار داری براشون
‫مانیکور انجام میدی.

756
00:41:14,880 --> 00:41:16,440
‫یکی تموم شد، پنجاه و هشت‌تا
‫موندن.

757
00:41:17,600 --> 00:41:19,320
‫این سومیشه؟

758
00:41:19,480 --> 00:41:20,520
‫دومی.

759
00:41:21,640 --> 00:41:23,440
‫- تا شب کار داریم.
‫- آره.

760
00:41:28,360 --> 00:41:30,240
‫بعد از تموم شدن مانیکور گوسفندها،

761
00:41:30,400 --> 00:41:32,040
‫می‌تونستیم برگردیم به غرفه

762
00:41:32,200 --> 00:41:34,960
‫که هنوز به یه مقدار دکور
‫دیگه نیاز داشت،

763
00:41:35,160 --> 00:41:37,880
‫از جمله به دستگاه برف من.

764
00:41:39,200 --> 00:41:40,960
‫خیلی خب، فکر کنم اینجوریه.

765
00:41:46,240 --> 00:41:47,920
‫- ببین!
‫- چه باحاله!

766
00:41:51,600 --> 00:41:52,960
‫قرار نیست جزو عکس‌های

767
00:41:53,120 --> 00:41:57,280
‫«بدترین غرفه‌های کریسمس» دیلی میل
‫بشیم که، نه؟

768
00:41:57,440 --> 00:41:59,440
‫اوه، داره به درخت‌ها می‌چسبه، ببین!

769
00:42:01,480 --> 00:42:04,440
‫و بعدش، برای تکمیل نمایش
‫تولد مسیح...

770
00:42:06,080 --> 00:42:07,240
‫یالا، بریتنی.

771
00:42:08,320 --> 00:42:10,720
‫واو! نظرتون چیه، بزها؟

772
00:42:11,600 --> 00:42:12,920
‫برید یه غذای دیگه پیدا کنید.

773
00:42:13,840 --> 00:42:15,600
‫عاشق الاغ‌ها هستم.

774
00:42:20,920 --> 00:42:22,960
‫- ای وای، نه.
‫- هی!

775
00:42:23,160 --> 00:42:24,120
‫لعنتی.

776
00:42:24,520 --> 00:42:27,680
‫دروغ چرا، واقعاً داره به
سخت می‌گذره.

777
00:42:27,840 --> 00:42:30,200
‫در بخش بابانوئل غرفه،

778
00:42:30,360 --> 00:42:33,040
‫متوجه یه مشکل دیگه شدم.

779
00:42:33,560 --> 00:42:34,920
‫باید یه فیلمبردار بیاریم اینجا

780
00:42:35,080 --> 00:42:38,000
‫که از بابانوئل و بچه‌ها فیلمبرداری کنه.

781
00:42:39,040 --> 00:42:42,800
‫ولی اگه اون رو بیاریم اینجا،
‫همه ضدحال می‌خورن.

782
00:42:43,360 --> 00:42:44,920
‫بعدش یه فکری به ذهنم رسید،

783
00:42:45,080 --> 00:42:48,880
‫که به کمک دستیار فیلمبردارمون
‫نیاز داشت.

784
00:42:49,280 --> 00:42:51,360
‫- جویی؟ جویی؟
‫- بله؟

785
00:42:52,520 --> 00:42:53,560
‫رفیق.

786
00:42:54,640 --> 00:42:56,200
‫یه خواهش بزرگ دارم.

787
00:43:03,200 --> 00:43:04,640
‫جدی میگی؟

788
00:43:10,440 --> 00:43:11,440
‫یک ساعت بعد،

789
00:43:11,600 --> 00:43:15,360
‫همه چیز در غرفه کریسمسی
‫کافه سگ کشاورز آماده بود،

790
00:43:15,560 --> 00:43:17,720
‫حتی شخصیت‌ها.

791
00:43:18,400 --> 00:43:20,120
‫هو هو هو!

792
00:43:20,320 --> 00:43:21,600
‫- عالی شده.
‫- بابانوئل!

793
00:43:21,760 --> 00:43:22,720
‫سلام، پسر کوچولو.

794
00:43:22,880 --> 00:43:24,840
‫اوه...

795
00:43:25,000 --> 00:43:26,560
‫- سلام.
‫- جای بحث داره.

796
00:43:27,840 --> 00:43:30,720
‫بعد از اومدن اولین خانواده‌ها...

797
00:43:30,920 --> 00:43:34,160
‫اوه، سلام!

798
00:43:35,640 --> 00:43:38,880
‫چارلی رسید و حتی اونم
‫تحت تاثیر قرار گرفته بود.

799
00:43:39,840 --> 00:43:41,960
‫می‌دونی که چقدر به
‫این ایده‌ت شک داشتم؟

800
00:43:43,000 --> 00:43:44,920
‫می‌دونم، به تمام کارهایی که می‌خوام
‫انجام بدم شک داری.

801
00:43:45,080 --> 00:43:48,000
‫می‌دونم. خب... عالی شده!

802
00:43:48,160 --> 00:43:50,720
‫و برنامه کاری چیه؟
‫هر بلیط ده پوند.

803
00:43:51,560 --> 00:43:54,120
‫- هدیه‌ها چهار پوند میشن.
‫- آره.

804
00:43:54,320 --> 00:43:57,320
‫بابانوئل، حقوقش یادم نیست...
‫کمه.

805
00:43:57,480 --> 00:43:59,960
‫- دستیار فیلمبردار شد الف ما.
‫- آره.

806
00:44:00,680 --> 00:44:03,200
‫پس از ده پوند، بیست درصد
‫سهم برمی‌داری؟

807
00:44:03,360 --> 00:44:04,640
‫اوه، نمی‌دونم.

808
00:44:04,840 --> 00:44:07,920
‫چرا داری تو جشن درباره حسابداری
‫صحبت می‌کنی...

809
00:44:08,120 --> 00:44:09,800
‫از ده پوند، هشت پوندش رو نگه می‌داریم.

810
00:44:09,960 --> 00:44:12,600
‫چون باید بیست درصدش رو بدیم
‫به دولت.

811
00:44:12,760 --> 00:44:13,560
‫بگذریم، گوش کن.

812
00:44:13,760 --> 00:44:16,760
‫بزرگترین مشکل ما اینه.
‫حسابداری رو بیخیال.

813
00:44:16,960 --> 00:44:18,760
‫چی؟ نه!

814
00:44:18,920 --> 00:44:19,720
‫چرا؟

815
00:44:19,880 --> 00:44:24,240
‫داره با عروسک بازی می‌کنه،
‫انگار پیژامه‌ست!

816
00:44:24,440 --> 00:44:26,400
‫حاضری؟ خب...

817
00:44:26,560 --> 00:44:28,200
‫نه!

818
00:44:28,360 --> 00:44:30,080
‫- ای وای...
‫- خدای من!

819
00:44:30,800 --> 00:44:32,520
‫اوه! برو پی کارت!

820
00:44:34,640 --> 00:44:39,040
‫در حالی که بزهای بامزه داشتن
‫غرفه رو داغون می‌کردن،

821
00:44:39,240 --> 00:44:41,880
‫وقتش بود که استراحت کنیم

822
00:44:42,040 --> 00:44:44,800
‫و به سبک دیدلی اسکوات،

823
00:44:44,960 --> 00:44:46,720
‫کریسمس رو جشن بگیریم.

824
00:44:49,440 --> 00:44:52,160
‫در جاده‌ها، به تمام کشاورزهای
‫محلی ملحق شدیم

825
00:44:52,320 --> 00:44:55,320
‫که چند ساعت ریچل ریوز رو فراموش
‫کرده بودن

826
00:44:55,480 --> 00:44:57,720
‫تا بتونن با گردش سالانه‌ی

827
00:44:57,920 --> 00:45:00,760
‫تراکتورهاشون بچه‌ها رو سرگرم کنن.

828
00:45:06,440 --> 00:45:07,840
‫- حال شما؟
‫- خوب هستی؟

829
00:45:08,000 --> 00:45:09,680
‫- خوبی؟
‫- خوشبختم.

830
00:45:09,840 --> 00:45:11,480
‫این وسط، در سگ کشاورز،

831
00:45:11,680 --> 00:45:13,240
‫یه جشن مخصوص کریسمس برای

832
00:45:13,440 --> 00:45:16,800
‫تمام افرادی که در موفقیت کافه
‫نقش داشتن برگزار کردیم.

833
00:45:18,760 --> 00:45:20,240
‫سلام، دوستان. از خودتون پذیرایی کنید.

834
00:45:20,920 --> 00:45:21,960
‫نوشیدنی مجانیه.

835
00:45:25,360 --> 00:45:27,840
‫در کنار افراد آشنا...

836
00:45:28,800 --> 00:45:30,040
‫سلام!

837
00:45:30,520 --> 00:45:33,760
‫کارمندهای سال‌های قبل
‫دیدلی اسکوات هم اونجا بودن.

838
00:45:35,560 --> 00:45:37,040
‫- ببین کی اینجاست!
‫- خوبی؟

839
00:45:37,200 --> 00:45:39,840
‫مثلاً کوین و الن، متخصص‌های گوسفند.

840
00:45:40,760 --> 00:45:43,120
‫شنیدم گوسفند بدون پشم گرفتی.

841
00:45:43,320 --> 00:45:46,320
‫آره، گوسفند ایزی‌کر خریدیم.
‫یکیشون اینقدر بی‌دردسر بود

842
00:45:46,520 --> 00:45:47,600
‫که افتاد مُرد.

843
00:45:48,640 --> 00:45:51,560
‫حتی آقا تام مخالف هم اومد

844
00:45:51,720 --> 00:45:55,240
‫و با افتخار اعلام کرد که یه
‫کتاب چاپ کرده.

845
00:45:56,280 --> 00:45:57,760
‫- این کتابته؟
‫- آره.

846
00:45:57,920 --> 00:46:00,800
‫قبلاً با گروه‌های محلی می‌رفتیم

847
00:46:00,960 --> 00:46:02,120
‫و درباره خزه‌ها تحقیق می‌کردیم.

848
00:46:02,960 --> 00:46:04,200
‫- عالیه.
‫- چه خوب.

849
00:46:04,360 --> 00:46:06,760
‫فکر کردم نوشته، «راهنمایی
‫برای پیدا کردن جرعه‌ها.»

850
00:46:10,560 --> 00:46:13,800
‫لیسا؟ هریت برامون هدیه خریده.

851
00:46:14,000 --> 00:46:15,000
‫شوخی!

852
00:46:15,200 --> 00:46:16,480
‫- خودت درستش کردی؟
‫- آره.

853
00:46:16,640 --> 00:46:17,680
‫- خودت درستش کردی؟
‫- آره.

854
00:46:17,840 --> 00:46:20,000
‫- ممنون، هریت.
‫- این سمتی آویزون میشه.

855
00:46:20,480 --> 00:46:22,760
‫کریسمسی و خشونت‌آمیزه.

856
00:46:22,920 --> 00:46:26,920
‫بابام و آبجیم خودشون اون
‫قرقاول رو شکار کردن.

857
00:46:27,120 --> 00:46:30,040
‫آخی، چه خوب!

858
00:46:30,240 --> 00:46:32,680
‫- کجا آویزونش کنیم؟
‫- نیاز نیست آویزونش کنی!

859
00:46:32,840 --> 00:46:34,200
‫- چرا.
‫- چرا.

860
00:46:34,680 --> 00:46:36,120
‫سلام، نیک. خوبی؟

861
00:46:37,080 --> 00:46:38,200
‫- اینجوری میری.
‫- خب.

862
00:46:38,360 --> 00:46:40,520
‫- و با دهنت بلندش می‌کنی.
‫- چی؟

863
00:46:40,720 --> 00:46:42,880
‫باید می‌گفتی میک جگر بیاد.

864
00:46:45,000 --> 00:46:46,840
‫- نه، وایسا.
‫- خیلی خب.

865
00:46:47,360 --> 00:46:48,360
‫درسته، خب...

866
00:46:48,560 --> 00:46:50,040
‫نه، نه، با زانو نه.

867
00:46:50,200 --> 00:46:52,200
‫نباید از دست و زانوت استفاده کنی.

868
00:46:55,360 --> 00:46:56,240
‫هاها!

869
00:46:58,480 --> 00:47:00,880
‫- حاضری، جرالد؟
‫- آره.

870
00:47:01,600 --> 00:47:04,400
‫- با امتیاز ۱۰۱ شروع می‌کنیم، خب؟ بعدش دوبل بزنید.
‫- کی می‌تونه حساب کنه؟

871
00:47:04,600 --> 00:47:06,360
‫- من بلدم.
‫- تو که اصلاً ضربه نزدی!

872
00:47:06,520 --> 00:47:09,200
‫تخته دارت خیلی تاریکه،
‫هیچی نمی‌بینم.

873
00:47:09,360 --> 00:47:11,120
‫هر دفعه داری نزدیک‌تر میشی!

874
00:47:11,320 --> 00:47:13,520
‫یه لامپ بذارید روی سرش
‫که تخته روشن بشه!

875
00:47:13,680 --> 00:47:14,800
‫آره!

876
00:47:15,240 --> 00:47:17,640
‫- خوب بود.
‫- جایزه‌ش چی هست؟

877
00:47:17,800 --> 00:47:19,080
‫یه نوشیدنی مهمون من.

878
00:47:19,240 --> 00:47:20,680
‫امشب نوشیدنی‌ها مجانی هستن.

879
00:47:20,880 --> 00:47:22,120
‫می‌دونم، منظورم همین بود.

880
00:47:27,000 --> 00:47:29,200
‫- بلدی؟
‫- عمراً.

881
00:47:29,360 --> 00:47:32,960
‫منم نتونستم. مسخره‌ست.
‫با زانو و دست رفتم پایین.

882
00:47:33,440 --> 00:47:36,160
‫یالا، چارلز. من از طرف تو
‫معیارهای سلامت و امنیت رو انجام میدم.

883
00:47:36,320 --> 00:47:37,560
‫یا خدا!

884
00:47:37,720 --> 00:47:38,760
‫وایسا ببینم...

885
00:47:39,480 --> 00:47:41,480
‫عمراً! نمی‌تونم!

886
00:47:42,560 --> 00:47:44,840
‫- نه، شد بیست و یک.
‫- چی؟

887
00:47:45,040 --> 00:47:47,240
‫- دوازده نبود، نُه بود.
‫- هفت و پنج زدم دیگه.

888
00:47:47,400 --> 00:47:48,840
‫زدی تو نُه، هفت و پنج.

889
00:47:52,320 --> 00:47:54,960
‫با نوشیدنی‌هایی که ریخته می‌شدن
‫و شعله‌ور شدن آتیش...

890
00:48:02,480 --> 00:48:06,280
‫شک نداشتم که کافه فوق‌العاده‌ای
‫تاسیس کردیم...

891
00:48:11,720 --> 00:48:12,760
‫ولی در سال جدید،

892
00:48:12,920 --> 00:48:16,760
‫می‌دونستم باید مزرعه
‫خوبی بسازیم.

893
00:48:23,760 --> 00:48:25,360
‫خروج از انگلیس حس خیلی عجیبی داره.

894
00:48:25,920 --> 00:48:29,280
‫- خارج این شکلیه.
‫- واو.

895
00:48:29,960 --> 00:48:31,240
‫لعنتی.

896
00:48:31,600 --> 00:48:33,080
‫این آینده‌ی کشاورزیه.

897
00:48:33,280 --> 00:48:34,840
‫خدای من.

898
00:48:35,040 --> 00:48:37,880
‫ذهنم نمی‌تونه اینهمه اطلاعات رو
‫هضم کنه.

899
00:48:38,040 --> 00:48:39,600
‫الان سرم منفجر میشه.

