﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:12,200
‫«قسمت 36: در حال ارتقا یافتن»

2
00:00:14,840 --> 00:00:19,840
« زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in»

3
00:00:26,480 --> 00:00:28,480
‫حالا اواخر فوریه بود

4
00:00:28,480 --> 00:00:31,440
‫و زمستون حسابی داشت عقب‌نشینی می‌کرد.

5
00:00:37,960 --> 00:00:40,520
‫به زودی محصولات بهاری رو

6
00:00:40,520 --> 00:00:43,040
‫با تجهیزات پیشرفته و جدیدم می‌کاشتیم.

7
00:00:43,600 --> 00:00:46,600
‫اما تا اون موقع کلی کار داشتیم که انجام بدیم.

8
00:00:47,760 --> 00:00:50,280
‫اول از همه، باید تعدادی از
‫گوسفندهامون رو می‌فرستادیم

9
00:00:50,280 --> 00:00:53,160
‫به سمت آشپزخونه‌ی کافه،

10
00:00:54,040 --> 00:00:57,120
‫به همراه جدیدترین دسته‌ی خوک‌ها.

11
00:01:03,920 --> 00:01:05,840
‫اینا همون گوسفندهای میول اولیه‌مون بودن.

12
00:01:05,840 --> 00:01:08,520
‫میول‌های شمال کشور رو یادته
‫که از روز اول داشتیم؟

13
00:01:08,520 --> 00:01:11,080
‫اینا همونایی هستن که اون اول زایمان کردن...

14
00:01:11,080 --> 00:01:13,480
‫- یعنی چهار سال پیش؟
‫- توی دوران کرونا.

15
00:01:15,200 --> 00:01:16,480
‫بجنبید، گوسفندها.

16
00:01:16,880 --> 00:01:19,800
‫یالا دخترا، بالا، بالا، بالا.
‫زود! برید. زود!

17
00:01:21,800 --> 00:01:24,880
‫- به نظرت بردن این گوسفندها ناراحت‌کننده نیست؟
‫- نه.

18
00:01:25,040 --> 00:01:26,720
‫گاوها و گوسفندها،

19
00:01:26,880 --> 00:01:30,120
‫دوست ندارم از دستشون بدم،
‫دوست ندارم بذارمشون توی کامیون.

20
00:01:30,120 --> 00:01:33,120
‫فکر نکنم هیچ کشاورزی توی دنیا
‫از این کار لذت ببره

21
00:01:33,120 --> 00:01:34,880
‫که حیواناتش رو بفرسته تا کشته بشن،

22
00:01:34,880 --> 00:01:36,600
‫و فکر کنه «اونا امشب می‌میرن،»

23
00:01:36,600 --> 00:01:38,480
‫من از این کار خوشم نمیاد، یا گاوها،

24
00:01:38,480 --> 00:01:40,680
‫اما در مورد خوک‌ها واقعاً احساساتی می‌شم.

25
00:01:40,680 --> 00:01:42,720
‫- چرا؟
‫- آخه من عاشق خوک‌هام.

26
00:01:42,880 --> 00:01:44,560
‫- می‌دونی، تو عاشق گاوهایی.
‫- آره، آره.

27
00:01:44,560 --> 00:01:47,240
‫خب، منم همون‌قدر عاشق خوک‌هام.
‫واقعاً عاشق خوک‌هام.

28
00:01:47,240 --> 00:01:49,360
‫من فقط به طعمشون فکر می‌کنم.

29
00:01:51,160 --> 00:01:53,480
‫وقتی حیوانات رو راهی کردیم...

30
00:01:53,640 --> 00:01:55,000
‫خداحافظ، بچه‌ها.

31
00:01:56,120 --> 00:01:58,400
‫رفتم به سمت کافه سگ کشاورز،

32
00:02:00,120 --> 00:02:02,160
‫که واسه چند روز بسته بود

33
00:02:02,160 --> 00:02:04,960
‫تا یه سری از کارهای ضروری انجام بشه.

34
00:02:05,760 --> 00:02:09,600
‫حالا چیزی که امیدوارم اینجا ببینم
‫یه عالمه ون سفیده

35
00:02:09,760 --> 00:02:12,800
‫و کارگرهایی که دارن کار می‌کنن، و من... آره!

36
00:02:15,480 --> 00:02:18,800
‫توی کافه، کفپوش آشپزخونه
‫داشت با یه مدل ضدلغزش عوض می‌شد.

37
00:02:19,160 --> 00:02:20,760
‫- آقایون.
‫- سلام، جرمی.

38
00:02:20,760 --> 00:02:23,720
‫امروز اینجا همه مشغول کارن.

39
00:02:25,360 --> 00:02:28,560
‫و برق‌کارها داشتن یه بار دیگه سعی می‌کردن

40
00:02:28,760 --> 00:02:31,400
‫مشکلات ناجور برق رو برطرف کنن.

41
00:02:31,880 --> 00:02:34,360
‫- قراره یه تابلو برق جدید داشته باشیم؟
‫- آره.

42
00:02:34,560 --> 00:02:38,280
‫- و دیگه چراغ‌ها چشمک نمی‌زنن؟
‫- امیدواریم.

43
00:02:38,440 --> 00:02:40,280
‫نه، نه، لطفاً اینو نگو.

44
00:02:40,440 --> 00:02:43,360
‫تمام این کارها زیر نظر آلن انجام می‌شد،

45
00:02:43,920 --> 00:02:47,920
‫که بعد از عمل جراحی قلب بازش
‫دوباره برگشته بود سر کار.

46
00:02:48,840 --> 00:02:50,560
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت!
‫آره، برگشتم، رفیق!

47
00:02:50,560 --> 00:02:53,560
‫- آلن! برگشتی!
‫- عجل بغل مردونه‌ای بود، نه؟

48
00:02:53,560 --> 00:02:55,400
‫نگاهش کن، شبیه جان بون جووی شدی.

49
00:02:55,400 --> 00:02:56,720
‫یکم وزن کم کردم، آره.

50
00:02:56,720 --> 00:02:59,160
‫خدای من. یه عالمه وزن کم کردی.

51
00:02:59,360 --> 00:03:00,680
‫می‌دونم. یه عالمه میوه خوردم.

52
00:03:00,680 --> 00:03:02,000
‫و چطوره؟ درد داری؟

53
00:03:02,000 --> 00:03:04,560
‫خیلی. نمی‌خوام جلوی دوربین بهت نشون بدم

54
00:03:04,560 --> 00:03:05,960
‫اما بریدگی ناجوریه.

55
00:03:06,160 --> 00:03:07,160
‫- تا این پایین؟
‫- آره.

56
00:03:07,160 --> 00:03:08,920
‫عملت چهار... بای‌پس چهارگانه بود؟

57
00:03:08,920 --> 00:03:10,640
‫چهارگانه. یکیش از کار افتاده بود،

58
00:03:10,640 --> 00:03:12,320
‫و دور خودش پیچیده بود،

59
00:03:12,480 --> 00:03:15,640
‫و اون چهار تای دیگه،
‫حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد مسدود بودن.

60
00:03:15,640 --> 00:03:16,640
‫وحشتناکه.

61
00:03:16,640 --> 00:03:18,120
‫حالت خوبه؟

62
00:03:18,120 --> 00:03:19,840
‫آره، یکم مشکل ریه پیدا کردم.

63
00:03:19,840 --> 00:03:23,240
‫۳۶ درصد از ریه‌هام رو از دست دادم، به خاطر
‫خاک‌اره ام‌دی‌اف و این‌جور چیزها.

64
00:03:23,440 --> 00:03:25,880
‫- واسه اینه که هیچ‌وقت ماسک نمی‌زنی.
‫- هیچ‌کدوممون نمی‌زنیم، نه؟

65
00:03:25,880 --> 00:03:28,960
‫مشکل همینه. ما توی دهه‌های ۸۰ و ۹۰ نمی‌دونستیم.

66
00:03:28,960 --> 00:03:30,560
‫- نه مثل الان که می‌دونیم.
‫- نه.

67
00:03:30,560 --> 00:03:32,560
‫- هنوز هم ماسک نمی‌زنی.
‫- نه.

68
00:03:32,560 --> 00:03:34,120
‫آره، می‌دونم.

69
00:03:34,320 --> 00:03:36,680
‫- پس ریه‌هات به فنا رفتن...
‫- ۳۶ درصد.

70
00:03:36,680 --> 00:03:38,240
‫اما حالا قلبت رو درمان کردن؟

71
00:03:38,240 --> 00:03:40,440
‫- آره، کارشون عالی بود.
‫- وقتی واسه مشکل قلبم اومدم،

72
00:03:40,440 --> 00:03:41,840
‫تو دوتا اتاق اون‌طرف‌تر بودی.

73
00:03:41,840 --> 00:03:44,040
‫آره، اتاق بغلی. می‌دونستم اونجایی.

74
00:03:44,040 --> 00:03:48,120
‫من از اون داروی «مونتجک» استفاده می‌کنم،
‫می‌دونی، همون ضدچربیه؟

75
00:03:48,120 --> 00:03:49,760
‫- آره، آره.
‫- اونو واسم تجویز کردن.

76
00:03:49,760 --> 00:03:51,880
‫می‌خوریش یا تزریقش می‌کنی؟

77
00:03:51,880 --> 00:03:53,880
‫- هفته‌ای یه بار تزریقش می‌کنی.
‫- آره، آره.

78
00:03:53,880 --> 00:03:56,240
‫منم اونو دارم. فقط یه سوزن خیلی کوچیکه، نه؟

79
00:03:56,240 --> 00:03:57,600
‫آره، خیلی کوچیکه. اصلاً حسش نمی‌کنی.

80
00:03:57,600 --> 00:04:00,240
‫آره، خوبه. اشتهات رو کور می‌کنه.

81
00:04:00,240 --> 00:04:02,400
‫آره، چون کلسترول من
‫باعث مشکلم شد، واسه همین.

82
00:04:02,400 --> 00:04:03,880
‫آره، آره، این یه انسداده، آره.

83
00:04:03,880 --> 00:04:06,760
‫سلام و به تلویزیون پیرمردها خوش اومدین.

84
00:04:07,520 --> 00:04:10,320
‫شاید الان که دارین اینو می‌بینین جوون باشین
‫و با خودتون فکر کنین،

85
00:04:10,320 --> 00:04:13,200
‫«خب، این دوتا پیرمرد رو ببین...» یه روزی...

86
00:04:13,360 --> 00:04:16,680
‫سراغ شما هم میاد
‫و حسابی حالتونو می‌گیره، مگه نه؟

87
00:04:21,120 --> 00:04:24,240
‫روز بعد، کارهای بیشتری توی مزرعه داشتیم،

88
00:04:24,800 --> 00:04:28,480
‫چون چندتا تازه‌وارد جالب داشتیم.

89
00:04:30,120 --> 00:04:32,720
‫اینو می‌بریم همون‌جایی که هستن.

90
00:04:32,720 --> 00:04:34,520
‫- آره.
‫- و سعی می‌کنیم بفرستیمشون توش.

91
00:04:34,520 --> 00:04:36,200
‫- همم... جدی؟
‫- آره.

92
00:04:36,760 --> 00:04:39,680
‫خب چطوری می‌خوای... راحت‌تره که
‫اونا رو توی خونه‌ی خودشون جابجا کنیم.

93
00:04:39,680 --> 00:04:42,160
‫پس بیاین پله‌هاشو دربیاریم.

94
00:04:45,880 --> 00:04:47,560
‫قراره خیلی سخت بشه.

95
00:04:48,200 --> 00:04:50,240
‫اون قراره گند بزنه بهش، مگه نه؟

96
00:04:50,240 --> 00:04:52,680
‫حالا می‌تونه این کار رو بکنه، نه؟ آره. اوه!

97
00:04:52,680 --> 00:04:53,880
‫اوه، لعنتی!

98
00:05:00,040 --> 00:05:01,040
‫چیزی نیست.

99
00:05:01,720 --> 00:05:04,400
‫- نمی‌دونم چطوری.
‫- خدا رو شکر.

100
00:05:08,280 --> 00:05:10,080
‫ساکنان خونه‌ی جدید

101
00:05:10,080 --> 00:05:12,960
‫هدیه‌ای از طرف دختر بزرگم بودن.

102
00:05:14,280 --> 00:05:16,080
‫ده تا مرغ شاخدار،

103
00:05:16,640 --> 00:05:20,080
‫که باعث شده بودن طویله‌ای
‫که توش نگهشون می‌داشتیم بوی...

104
00:05:20,080 --> 00:05:22,680
‫کاملاً غیرقابل‌باوری بگیره.

105
00:05:23,960 --> 00:05:25,400
‫غذا داری؟

106
00:05:25,800 --> 00:05:27,080
‫اونا...

107
00:05:30,520 --> 00:05:31,560
‫خیلی بده.

108
00:05:31,760 --> 00:05:34,200
‫لعنتی خیلی بو می‌ده. حال آدم بد میشه.

109
00:05:35,160 --> 00:05:37,640
‫بسیار خب. خدایا، هیچی نشده دارم بالا میارم.

110
00:05:37,800 --> 00:05:39,560
‫پس بذار من برم تو. من می‌گیرمشون
‫و می‌دمشون به تو، باشه؟

111
00:05:39,560 --> 00:05:40,680
‫آره، عالیه.

112
00:05:42,960 --> 00:05:44,840
‫بفرمایید. آره.

113
00:05:45,240 --> 00:05:46,480
‫یه خونه‌ی جدید دارین!

114
00:05:46,480 --> 00:05:48,080
‫سلام، رفیق کوچولو!

115
00:05:54,160 --> 00:05:55,160
‫تموم شد.

116
00:05:55,240 --> 00:05:57,080
‫- تموم شد؟
‫- آره. کارتون عالی بود.

117
00:05:57,080 --> 00:05:59,080
‫عالی بود. دمت گرم.

118
00:05:59,240 --> 00:06:03,560
‫قبل از انتقال پرنده‌ها به خونه‌ی جدیدشون
‫توی یه بیشه همون حوالی،

119
00:06:03,720 --> 00:06:08,120
‫یه جشن کوچیک توی دیدلی اسکوات
‫داشتیم که باید ترتیبش رو می‌دادیم.

120
00:06:10,120 --> 00:06:12,040
‫- جی‌داگ!
‫- سلام، جرمی!

121
00:06:12,400 --> 00:06:14,120
‫بفرما، پسر متولد امروز.

122
00:06:14,320 --> 00:06:15,760
‫خیلی قشنگه.

123
00:06:15,960 --> 00:06:18,920
‫خب، اگه بتونم روشنش کنم قشنگ می‌شه. صبر کن.

124
00:06:19,120 --> 00:06:22,280
‫شمع‌هایی خریدیم که رسماً روشن نمی‌شن.

125
00:06:22,480 --> 00:06:25,200
‫- جرالد، واقعاً بابتش متأسفم.
‫- می‌دونم.

126
00:06:26,240 --> 00:06:28,440
‫- امروز چندساله می‌شی؟
‫- ۷۸ سال.

127
00:06:28,600 --> 00:06:31,480
‫- ما واست یه رقاص آوردیم.
‫- اوه!

128
00:06:31,640 --> 00:06:33,760
‫آره، تا چند دقیقه دیگه می‌رسه.

129
00:06:35,640 --> 00:06:37,320
‫آماده‌ای؟ حالا فوتشون کن.

130
00:06:37,920 --> 00:06:39,960
‫- باریکلا. عالیه.
‫- تولدت مبارک.

131
00:06:39,960 --> 00:06:41,040
‫تولدت مبارک، جرالد.

132
00:06:41,040 --> 00:06:44,000
‫- تولدتون مبارک، بچه‌ها.
‫- تولدت مبارک، جی‌داگ.

133
00:06:44,000 --> 00:06:47,400
‫چیزی درباره‌ی مرغ‌های شاخدار می‌دونی، جرالد؟

134
00:06:47,920 --> 00:06:49,120
‫خب، اونا غبغب درمیارن،

135
00:06:49,120 --> 00:06:52,680
‫بعد وقتی شبا بیرون باشی، اونا فقط...

136
00:06:52,840 --> 00:06:54,920
‫واسه همین گمونم همه‌شون خروس هستن.

137
00:06:54,920 --> 00:06:58,520
‫اولش خوبن، بعدش مثل وحشیا میفتن به جون هم.

138
00:06:58,720 --> 00:07:01,440
‫و تاج. اما همه‌شون داشتن.

139
00:07:01,440 --> 00:07:03,360
‫یدونه از اون بزرگ و درازها.

140
00:07:03,560 --> 00:07:05,480
‫خیلی غمگین به نظر می‌رسید، «آه-آه-آه».

141
00:07:06,760 --> 00:07:09,840
‫به ما گفتن که پنج روز
‫اونا رو توی این جعبه نگه داریم.

142
00:07:09,840 --> 00:07:11,880
‫آره، همون...

143
00:07:12,040 --> 00:07:14,440
‫همه‌شون رو می‌گیری، و بعدش یا خدا،

144
00:07:14,440 --> 00:07:16,880
‫صداشون رو راحت تا پایین روستا می‌شنوی.

145
00:07:16,880 --> 00:07:20,080
‫اتفاقی که الان داره میفته اینه که...
‫داره بارون می‌باره.

146
00:07:20,280 --> 00:07:21,280
‫آره.

147
00:07:21,280 --> 00:07:22,720
‫در خونه‌شون رو باز بذاریم؟

148
00:07:22,720 --> 00:07:23,800
‫یا ببندیمش؟

149
00:07:23,800 --> 00:07:26,160
‫خب، من فکر کنم باید... اونا دارن فرار می‌کنن.

150
00:07:26,160 --> 00:07:27,720
‫نه، اونا الان اونجا نیستن، اینجان.

151
00:07:27,720 --> 00:07:29,640
‫- خب، یدونه اونجاست.
‫- چی؟

152
00:07:29,640 --> 00:07:31,320
‫یه دونه روی لامپه.

153
00:07:31,360 --> 00:07:32,800
‫اوه لعنتی، همه‌شون رو نگرفتیم.

154
00:07:32,800 --> 00:07:35,600
‫- یه دونه دیگه هست!
‫- دوتا اونجان.

155
00:07:35,720 --> 00:07:37,440
‫- چی؟
‫- دوتا اونجان.

156
00:07:37,440 --> 00:07:40,400
‫شما دوتا شمردن بلد نیستین؟ کودن‌ها.

157
00:07:44,800 --> 00:07:47,280
‫وقتی اون دوتای گم‌شده رو هم سوار کردیم،

158
00:07:47,480 --> 00:07:50,720
‫با احتیاط راهی بیشه شدم.

159
00:07:51,560 --> 00:07:52,840
‫اوه، لعنت بهش.

160
00:07:54,320 --> 00:07:57,120
‫واو، خدایا، اینجا لامصب چقدر لیزه.

161
00:07:57,840 --> 00:07:59,560
‫نه!

162
00:08:01,280 --> 00:08:04,480
‫و توی راه یکم جا خوردم.

163
00:08:04,680 --> 00:08:06,880
‫اون گوسفند داره چیکار می‌کنه توی...

164
00:08:08,280 --> 00:08:09,560
‫یه بره به دنیا آورده!

165
00:08:13,120 --> 00:08:14,120
‫ببین!

166
00:08:16,440 --> 00:08:20,640
‫جفت اون گوسفند از پشتش آویزونه.
‫این تازه به دنیا اومده.

167
00:08:22,040 --> 00:08:23,040
‫صبر کن.

168
00:08:24,680 --> 00:08:25,880
‫این...

169
00:08:26,440 --> 00:08:29,920
‫این عجیبه چون اینا گوسفندهای نژاد ایزی‌کر نیستن،

170
00:08:30,360 --> 00:08:31,640
‫که ما می‌دونیم باردارن،

171
00:08:31,640 --> 00:08:33,560
‫اینا گوسفندهای دیفیکالت‌کر هستن

172
00:08:33,720 --> 00:08:36,920
‫که قرار بود توی کافه تبدیل به گوشت بشن.

173
00:08:36,920 --> 00:08:38,960
‫قرار نبود باردار باشن.

174
00:08:38,960 --> 00:08:41,240
‫آخه چطوری باردار شدی؟

175
00:08:42,200 --> 00:08:43,880
‫این چطوری ممکنه... کیلب؟

176
00:08:44,320 --> 00:08:45,680
‫اوه، ببین.

177
00:08:45,880 --> 00:08:48,160
‫آره، اما چیز عجیب اینه که
‫اون قوچ از کجا اومده؟

178
00:08:48,160 --> 00:08:49,320
‫دقیقاً!

179
00:08:50,840 --> 00:08:53,400
‫واسه اینکه ته و توی این معما رو دربیارم،

180
00:08:53,400 --> 00:08:55,640
‫به جرمی، چوپانمون زنگ زدم.

181
00:08:56,280 --> 00:08:57,800
‫یکم عجیبه.

182
00:08:57,840 --> 00:09:01,640
‫تنها تصوری که می‌تونم داشته باشم اینه که
‫قبل از اینکه بره‌ها رو از شیر بگیرن،

183
00:09:01,640 --> 00:09:05,120
‫هنوز عقیم نشده بوده
‫و باهاشون جفت‌گیری کرده.

184
00:09:05,280 --> 00:09:06,240
‫اوه...

185
00:09:06,240 --> 00:09:08,560
‫پس چیزی که اینجا داریم عجیب و غریبه.

186
00:09:08,560 --> 00:09:10,880
‫واقعاً عجیب و غریبه و... آره.

187
00:09:10,880 --> 00:09:14,000
‫یه احتمال دیگه هم هست که باید در نظر بگیریم:

188
00:09:15,040 --> 00:09:16,280
‫بکرزایی.

189
00:09:16,440 --> 00:09:19,360
ممکنه همچین چیزی رخ بده.

190
00:09:19,360 --> 00:09:22,520
‫من که خیلی شک دارم.

191
00:09:23,000 --> 00:09:23,960


192
00:09:23,960 --> 00:09:25,880
شاید قبلا هم پیش اومده باشه

193
00:09:25,880 --> 00:09:28,560
‫ما منتظرش بودیم، مگه نه؟

194
00:09:28,560 --> 00:09:31,840
‫کی گفته ممکن نیست؟
‫می‌تونه پیش بیاد

195
00:09:31,840 --> 00:09:33,440
میتونه اتفاق مشابهی باشه

196
00:09:33,600 --> 00:09:36,000
‫من بهت می‌گم، اسم اون بره

197
00:09:36,000 --> 00:09:38,000
‫و ما اون گوسفند رو نگه می‌داریم.

198
00:09:38,080 --> 00:09:39,720
‫- نه، نگهش نمی‌داریم.
‫- معلومه که نگه می‌داریم.

199
00:09:39,720 --> 00:09:41,880
‫- نگهش نمی‌داریم.
‫- تو که نمی‌خوای سلاخیش کنی.

200
00:09:41,880 --> 00:09:43,920
اون گوسفند باید بره

201
00:09:43,920 --> 00:09:44,880
‫اون عجیبه.

202
00:09:44,880 --> 00:09:47,040
‫اون باید اون بره رو بزرگ کنه
‫و بعدش بره واسه گوشت شدن.

203
00:09:47,040 --> 00:09:49,760
‫بعدش برمی‌گرده، تو باید اونو بخوری
‫و بعد از سوزش معده شکایت کنی.

204
00:09:49,760 --> 00:09:51,480
‫- یعنی باید اون رو بخوریم؟
‫- آره، دقیقاً.

205
00:09:51,480 --> 00:09:53,880
‫- اون عجیبه!
‫- نیست!

206
00:09:55,040 --> 00:09:58,560
‫بعد از این، این دو مرد دانا و یک زن دانا

207
00:09:58,760 --> 00:10:02,560
‫مرغ‌های شاخدار رو بردن به اقامتگاه جنگلی جدیدشون.

208
00:10:04,640 --> 00:10:06,320
‫- اونجا؟
‫- آره، عالیه.

209
00:10:07,280 --> 00:10:08,960
‫به نظر خیلی خوب می‌رسه.

210
00:10:10,000 --> 00:10:12,040
‫اونا الان باید پنج روز اون داخل بمونن.

211
00:10:12,040 --> 00:10:13,040
‫آره.

212
00:10:13,040 --> 00:10:14,280
‫تا بدونن خونه کجاست.

213
00:10:14,280 --> 00:10:15,280
‫بسیار خب.

214
00:10:15,880 --> 00:10:17,560
‫یکم گیج و مبهوت به نظر می‌رسن.

215
00:10:17,560 --> 00:10:19,000
‫تعجبی هم نداره.

216
00:10:19,240 --> 00:10:22,320
‫خب، اونا بعدازظهر نسبتاً هیجان‌انگیزی داشتن.

217
00:10:27,600 --> 00:10:30,240
‫با تکمیل شدن کار بازسازی آلن،

218
00:10:31,280 --> 00:10:33,480
‫کافه حالا دوباره باز شده بود.

219
00:10:36,960 --> 00:10:40,600
‫و وقتی اونجا بودم،
‫عالیجناب بشاش درخواست یه جلسه کرد

220
00:10:40,600 --> 00:10:43,120
‫چون نتایج معاملات ما رو محاسبه کرده بود

221
00:10:43,160 --> 00:10:45,040
‫توی چهار ماه اول.

222
00:10:45,200 --> 00:10:46,200
‫جرمی.

223
00:10:47,520 --> 00:10:50,520
‫- هی، چارلی، چطوری؟
‫- سلام. خوبم، ممنون.

224
00:10:50,960 --> 00:10:55,040
‫بفرما. فکر کردم دوتا کپی دارم.
‫داشتم. من...

225
00:10:59,880 --> 00:11:02,320
‫- من فقط رفتم پایین صفحه.
‫- آره.

226
00:11:02,320 --> 00:11:04,720
‫«سود قبل از مالیات»، که بهم امید می‌ده.

227
00:11:04,720 --> 00:11:08,080
‫- آره.
‫- «منفی»، «منفی»، «منفی»،

228
00:11:08,240 --> 00:11:10,880
‫«منفی ۸،۴۸۶ پوند».

229
00:11:11,080 --> 00:11:12,080
‫آره...

230
00:11:13,840 --> 00:11:15,760
‫- پس...
‫- این رقم اصلیه.

231
00:11:15,760 --> 00:11:17,960
‫- داریم ضرر می‌دیم.
‫- خب، من...

232
00:11:18,760 --> 00:11:21,560
‫در مجموع، آره.

233
00:11:21,760 --> 00:11:24,160
‫- ما هر روز کاملاً پر هستیم.
‫- آره.

234
00:11:24,200 --> 00:11:26,880
‫حتی اگه سعی می‌کردیم هم
‫نمی‌تونستیم آدمای بیشتری بیاریم.

235
00:11:26,880 --> 00:11:29,040
‫می‌دونی، من گیج شدم.

236
00:11:29,240 --> 00:11:32,240
‫کلی مشتری میاد و ما داریم ضرر می‌دیم.

237
00:11:32,440 --> 00:11:34,000
‫و این تا حدی...

238
00:11:35,160 --> 00:11:38,160
‫به خاطر موفقیته که باعث هزینه‌های اضافی شده،

239
00:11:38,240 --> 00:11:41,000
‫چون زیرساخت‌های کافه کشش نداره.

240
00:11:41,000 --> 00:11:44,200
‫مجبوریم هفته‌ای دو بار
‫چاه فاضلاب رو تخلیه کنیم،

241
00:11:44,280 --> 00:11:47,280
‫مجبوریم هفته‌ای دو بار چربی‌زدایی رو انجام بدیم

242
00:11:47,280 --> 00:11:51,640
‫چون اینجا واسه کافه‌ای ساخته شده
‫که این تعداد مشتری رو توی یک ماه داشت،

243
00:11:52,520 --> 00:11:53,600
‫واقعاً.

244
00:11:54,160 --> 00:11:55,680
‫پارکبان‌ها

245
00:11:55,680 --> 00:11:59,760
‫که تلاش می‌کنن و خاطرجمع می‌شن
‫توی جاده آ40 هرج‌ومرج نداریم.

246
00:12:00,160 --> 00:12:02,000
‫می‌دونی، ما این ناوگان از پارکبان‌ها رو داریم.

247
00:12:02,000 --> 00:12:05,880
‫نه، می‌دونم، ماهی ۴۷ هزار پوند
‫حقوق پارکبان‌ها رو می‌دیم.

248
00:12:06,520 --> 00:12:08,640
‫- فقط فکر کنم اون احتمالاً...
‫- خب، بسیار خب.

249
00:12:08,640 --> 00:12:10,480
‫چون هزینه‌ها همینی هستن که می‌بینی، نه؟

250
00:12:10,480 --> 00:12:14,200
‫ما موفقیم، چون کلی آدم میان.

251
00:12:14,200 --> 00:12:16,320
‫پس مجبوری چاه فاضلاب رو زیاد تخلیه کنی،

252
00:12:16,320 --> 00:12:19,600
‫مجبوری هودها رو خیلی زیاد تمیز کنی،

253
00:12:19,640 --> 00:12:23,040
‫مجبوریم نگران پارکینگ باشیم
‫وگرنه شورا قاط می‌زنه،

254
00:12:23,040 --> 00:12:25,240
‫- پس می‌دونیم این هزینه‌ها رو داریم.
‫- آره.

255
00:12:25,240 --> 00:12:28,480
‫پس یه چیز دیگه که به فکرم رسید، که بحث‌برانگیزه،

256
00:12:28,640 --> 00:12:31,120
‫بالا بردن قیمت‌هاست.

257
00:12:31,280 --> 00:12:35,520
‫خب، من واقعاً به خودم زحمت دادم
‫و یه بررسی انجام دادم

258
00:12:35,520 --> 00:12:37,760
‫روی تمام کافه‌های دیگه‌ی منطقه.

259
00:12:37,760 --> 00:12:40,480
‫پس اگه یه پیش‌غذا رو در نظر بگیری،

260
00:12:40,480 --> 00:12:42,000
‫خب؟ گوشت و نون.

261
00:12:42,000 --> 00:12:42,960
‫آره.

262
00:12:42,960 --> 00:12:45,400
‫ما پارفه جگر مرغ و نون خمیرترش داریم، باشه؟

263
00:12:45,400 --> 00:12:46,360
‫آره.

264
00:12:46,360 --> 00:12:49,200
‫ما از هر کافه‌ی دیگه‌ای توی منطقه ارزون‌تریم.

265
00:12:49,200 --> 00:12:51,360
‫- ما ۹.۵۰ پوند میدیم.
‫- آره.

266
00:12:51,560 --> 00:12:53,360
‫بقیه حدود ۱۲، ۱۲.۵۰ پوند میدن.

267
00:12:53,360 --> 00:12:55,680
‫توی کافه د بول توی چارلبری ۱۵ پونده.

268
00:12:56,200 --> 00:12:57,320
‫پای استیک...

269
00:12:57,440 --> 00:12:59,400
‫- آره.
‫- ما ارزون‌ترینیم.

270
00:12:59,600 --> 00:13:02,000
‫ما اساساً ارزون‌تریم.

271
00:13:02,200 --> 00:13:04,840
‫حالا... چیز جالب اینه.

272
00:13:05,000 --> 00:13:07,720
‫اگه واقعاً به پوشش خبری‌ای
‫که اینجا می‌گیره نگاه کنی،

273
00:13:07,720 --> 00:13:09,360
‫که کم هم نیست...

274
00:13:09,360 --> 00:13:10,320
‫آره.

275
00:13:10,320 --> 00:13:12,640
‫این مال روزنامه اکسپرس هست، باشه؟

276
00:13:12,840 --> 00:13:17,760
‫«مشتریان ناراضی از قیمت
‫غذاهای ارائه‌شده شاکی هستن.

277
00:13:17,880 --> 00:13:20,280
‫مثلاً اگه بخواین استیک،

278
00:13:20,280 --> 00:13:21,840
‫هویج، پوره و کلم توی این کافه بخورین،

279
00:13:21,840 --> 00:13:23,120
‫۲۸ پوند واستون آب می‌خوره.»

280
00:13:23,120 --> 00:13:25,520
‫پس هر روزنامه‌ای،

281
00:13:25,720 --> 00:13:28,520
‫هر بار که اسم این کافه میاد،

282
00:13:28,680 --> 00:13:32,000
‫همه‌شون یه چیز می‌گن: «این کافه گرونه.»

283
00:13:32,040 --> 00:13:34,440
‫- حالا واقعیت اینه که، ما ارزون‌تریم.
‫- آره.

284
00:13:34,440 --> 00:13:37,640
‫پس ما اینجاییم با یه شهرت کاملاً بی‌اساس

285
00:13:37,840 --> 00:13:40,960
‫توی میرور، میل، اکسپرس و تمام روزنامه‌ها

286
00:13:40,960 --> 00:13:43,360
‫- که ما گرونیم، در حالی که نیستیم.
‫- آره.

287
00:13:43,360 --> 00:13:47,560
‫منظورم با در نظر گرفتن اینه که مواد اولیه‌ی ما
‫بیشتر از تمام این کافه‌های دیگه هزینه برمی‌داره.

288
00:13:47,560 --> 00:13:48,560
‫آره.

289
00:13:48,560 --> 00:13:51,000
‫می‌دونی، ما بیشتر از هر کافه‌ی دیگه‌ای
‫واسه غذا پول می‌دیم

290
00:13:51,000 --> 00:13:52,440
‫و کمتر پول می‌گیریم.

291
00:13:53,040 --> 00:13:55,000
‫پس باید قیمت‌ها رو بالا ببریم.

292
00:13:55,000 --> 00:13:56,840
‫و فکر کنم بتونیم قیمت‌ها رو

293
00:13:56,840 --> 00:13:59,720
‫به حدی که مردم فکر می‌کنن
‫ازشون می‌گیریم بالا ببریم.

294
00:13:59,960 --> 00:14:01,720
‫آره. بسیار خب.

295
00:14:02,080 --> 00:14:03,120
‫لعنتی...

296
00:14:04,120 --> 00:14:06,040
‫مطمئنم اوضاع رو تغییر می‌دیم.

297
00:14:06,440 --> 00:14:09,160
‫- اما باید سود منصفانه‌ای به دست بیاریم.
‫- چرا گذاشتی یه کافه بخرم؟

298
00:14:09,160 --> 00:14:11,240
‫- سعی کردم نذارم.
‫- می‌دونم سعی کردی.

299
00:14:11,240 --> 00:14:13,720
‫پس حالا دوتا کسب‌وکار ضررده دارم.

300
00:14:13,720 --> 00:14:15,440
‫واسه مورد بعد باید یه سینما بخرم.

301
00:14:19,560 --> 00:14:21,600
‫و بعد، درست وقتی که فکر می‌کردم

302
00:14:21,800 --> 00:14:25,080
‫اوضاع مالی از این بدتر نمی‌شه،

303
00:14:25,240 --> 00:14:27,640
‫دیوید قصاب درخواست یه جلسه کرد

304
00:14:27,640 --> 00:14:31,520
‫تا درباره‌ی خوک‌های نژاد کمیاب
‫سندی و بلک من حرف بزنیم.

305
00:14:35,600 --> 00:14:38,240
‫اوه، صورتش رو ببین. اوه، اون...

306
00:14:38,400 --> 00:14:41,760
‫خب، من جداش می‌کنم تا مجبور نباشی
‫بیشتر از این بهش نگاه کنی.

307
00:14:43,960 --> 00:14:45,000
‫من فقط...

308
00:14:45,720 --> 00:14:47,800
‫اون کار اوضاع رو بهتر نمی‌کنه!

309
00:14:50,200 --> 00:14:52,800
‫داری چی درست می‌کنی؟ بیکن؟ یا فقط...؟

310
00:14:52,800 --> 00:14:55,160
‫صادقانه بگم،

311
00:14:55,840 --> 00:14:58,840
‫ما به جز سوسیس کار دیگه‌ای نمی‌تونیم با اینا بکنیم.

312
00:14:58,840 --> 00:15:00,960
‫- اوه لعنتی، جدی؟
‫- آره.

313
00:15:01,760 --> 00:15:03,480
‫بهت نشون می‌دم منظورم چیه.

314
00:15:05,640 --> 00:15:07,520
‫اگه میومدی دم پیشخوان

315
00:15:07,560 --> 00:15:09,480
‫و ما اینو بهت می‌دادیم،

316
00:15:09,680 --> 00:15:10,720
‫فکر نکنم زیاد خوشحال می‌شدی.

317
00:15:10,720 --> 00:15:14,160
‫می‌پختیش و دقیقاً مثل این می‌شد که
‫یه عالمه چربی رو بپزی، می‌بینی که.

318
00:15:14,640 --> 00:15:18,080
‫- این مال شماست؟
‫- آره. چیزی که دنبالشیم اینه.

319
00:15:20,040 --> 00:15:22,200
‫در مقایسه باهاش خیلی بزرگ‌تره.

320
00:15:22,560 --> 00:15:25,880
‫اما چربی‌ای که توی اون هست به خاطر نژادشه،

321
00:15:25,880 --> 00:15:27,400
‫دیگه زیاد از حده.

322
00:15:29,160 --> 00:15:31,160
‫منظورم اینه که مشکل رو می‌بینم.

323
00:15:31,280 --> 00:15:33,600
‫من نمی‌خوام...
‫خب، به هر حال نمی‌تونم باهات بحث کنم

324
00:15:33,600 --> 00:15:35,160
‫چون شماها قصاب هستین و من نیستم،

325
00:15:35,160 --> 00:15:37,120
‫اما سریع می‌تونم ببینم

326
00:15:37,320 --> 00:15:40,400
‫که این عمدتاً چربیه، مگه نه؟

327
00:15:40,440 --> 00:15:41,440
‫آره.

328
00:15:41,440 --> 00:15:44,520
‫- این یکی از ویژگی‌های این نژاده؟
‫- آره.

329
00:15:44,640 --> 00:15:47,880
‫واسه همین تبدیل به یه نژاد کمیاب شد
‫چون مردم ترجیح می‌دن اونو بخورن؟

330
00:15:47,880 --> 00:15:48,880
‫آره.

331
00:15:49,000 --> 00:15:50,800
‫گوشت بیشتری داره.

332
00:15:53,120 --> 00:15:55,720
‫اون همه تلاش کردیم و آخرش سوسیس داریم.

333
00:15:55,880 --> 00:15:57,560
‫اضافه کنم که سوسیس‌های خیلی خوبی می‌شن.

334
00:15:57,560 --> 00:15:59,480
‫آره، نه، مطمئنم خوشمزه‌ان. آره.

335
00:15:59,480 --> 00:16:02,000
‫سوسیس‌های خیلی گرونی می‌شن...

336
00:16:02,160 --> 00:16:03,600
‫واسه تولید.

337
00:16:06,040 --> 00:16:08,960
‫پس این واقعاً ضرردهه، مگه نه؟

338
00:16:13,120 --> 00:16:14,200
‫لعنتی.

339
00:16:14,880 --> 00:16:17,280
‫- پرورش خوک کار خیلی سختیه.
‫- آره.

340
00:16:17,280 --> 00:16:19,400
‫با این حال، این‌طوری بهش نگاه کن،

341
00:16:19,400 --> 00:16:21,400
‫حداقل کافه هم داره ضرر می‌ده.

342
00:16:28,440 --> 00:16:30,920
‫روز بدی بود.

343
00:16:32,560 --> 00:16:35,680
‫اما صبح روز بعد، اوضاع بهتر به نظر می‌رسید...

344
00:16:38,400 --> 00:16:42,440
‫چون تراکتور پیشرفته و بدون راننده‌ی من رسیده بود.

345
00:16:48,200 --> 00:16:52,440
‫خدای من، عجب ظاهر فوق‌العاده‌ای داره.

346
00:16:52,600 --> 00:16:53,760
‫ربات کشاورز.

347
00:16:54,680 --> 00:16:57,280
‫خب دیدنش توی ان‌ای‌سی خیلی جالب بود،

348
00:16:57,280 --> 00:16:59,080
‫اما دیدنش توی یه مزرعه

349
00:16:59,920 --> 00:17:02,000
‫اونجاست که می‌فهمی چقدر...

350
00:17:04,440 --> 00:17:06,800
‫به‌طرز فوق‌العاده‌ای آینده‌نگرانه‌ست.

351
00:17:07,920 --> 00:17:10,400
‫- هلندیه، نه؟
‫- آره، توی هلند ساخته شده.

352
00:17:10,400 --> 00:17:13,520
‫موتور دیزل، ژنراتور، دوتا موتور الکتریکی.

353
00:17:13,920 --> 00:17:17,360
‫بسیار خب، پس موتور دیزل
‫نیروی ژنراتور رو تامین می‌کنه.

354
00:17:17,760 --> 00:17:20,120
‫و اونم نیروی دوتا موتور الکتریکی رو تامین می‌کنه.

355
00:17:20,120 --> 00:17:24,000
‫اوه، پس، بسیار خب،
‫مثل یه ناوشکن مدرن نیروی دریایی سلطنتی.

356
00:17:24,440 --> 00:17:28,040
‫بسیار کارآمد. توی سیستم انتقال قدرت
‫هیچ نیرویی هدر نمی‌ره.

357
00:17:29,640 --> 00:17:32,600
‫ویل، که اولین بار ربات کشاورز رو
‫توی لاما بهم نشون داده بود،

358
00:17:32,600 --> 00:17:36,200
‫بعد توضیح داد که این دستگاه
‫چطوری می‌تونه به تنهایی کار کنه

359
00:17:36,360 --> 00:17:40,080
‫توی دنیایی پر از قوانین و پرونده‌های قضایی.

360
00:17:40,280 --> 00:17:42,760
‫اولین مورد دوتا گیرنده‌ی جی‌پی‌اسه.

361
00:17:43,160 --> 00:17:46,040
‫پس یکی ناوبری اصلی رو انجام می‌ده،
‫اون یکی بررسی می‌کنه.

362
00:17:46,040 --> 00:17:47,920
‫چون ماهواره‌ی ماشین‌های الان چطوریه؟

363
00:17:47,920 --> 00:17:49,920
‫- دقتشون تا چه حده...؟
‫- در حد چند متر.

364
00:17:49,920 --> 00:17:51,000
‫- در حد چند متر؟
‫- آره.

365
00:17:51,000 --> 00:17:52,720
‫- پس این دقتش تا...
‫- دو سانتی‌متره.

366
00:17:52,720 --> 00:17:54,560
‫به قول قدیمی‌ها درست زیر یک اینچ.

367
00:17:54,560 --> 00:17:57,560
‫بعدش اون بالا، گنبد کوچیک آبی‌رنگ،

368
00:17:57,560 --> 00:18:00,280
‫یه پرتوی لیزری چرخشیه،
‫واسه اینکه توصیف بهتری نداشتم.

369
00:18:00,280 --> 00:18:03,400
‫- بسیار خب.
‫- تا شعاع ۳۰ متری ربات کشاورز رو اسکن می‌کنه.

370
00:18:03,600 --> 00:18:05,720
‫- اوه، که تشخیص بده...
‫- اگه چیزی رو تشخیص بده،

371
00:18:05,720 --> 00:18:07,880
‫شروع می‌کنه به کم کردن سرعت، و متوقف می‌شه.

372
00:18:07,880 --> 00:18:11,520
‫پس مثلاً سگ‌های ما که
‫تربیت‌شده‌ترین سگ‌های دنیا نیستن،

373
00:18:11,520 --> 00:18:14,280
‫اگه سگ بپره جلوش، متوقف می‌شه؟

374
00:18:14,280 --> 00:18:16,160
‫سرعتش رو کم می‌کنه و متوقف می‌شه، آره.

375
00:18:16,160 --> 00:18:19,080
‫اگه تمام اینا عمل نکنن، اگه به این دست بزنیم،

376
00:18:19,240 --> 00:18:21,840
‫دستگاه همون‌جا توی مزرعه کاملاً متوقف می‌شه.

377
00:18:21,840 --> 00:18:24,280
‫پس ویژگی‌های ایمنی خیلی زیادی داره؟

378
00:18:24,280 --> 00:18:27,080
‫لایه‌های متعدد از ایمنی عملکردی، آره.

379
00:18:28,360 --> 00:18:31,800
‫با وجود تمام این استقلال سبک «ترمیناتور»،

380
00:18:31,800 --> 00:18:34,880
‫ربات کشاورز می‌تونه توسط یک انسان هم هدایت بشه.

381
00:18:37,800 --> 00:18:41,320
‫اما واسه اون، به یه دسته‌ی بازی نیاز دارین.

382
00:18:41,520 --> 00:18:44,360
‫واسه خوابوندن ترمز، یه کلیک به این سمت.

383
00:18:46,040 --> 00:18:47,320
‫باشه؟ همینه.

384
00:18:47,800 --> 00:18:49,600
‫پس حالا دستگاه فعاله.

385
00:18:50,280 --> 00:18:51,280
‫جلو.

386
00:18:57,320 --> 00:18:59,320
‫چپ و راست روی این یکیه.

387
00:19:02,320 --> 00:19:04,920
‫خدای من، این خیلی...

388
00:19:05,360 --> 00:19:08,960
‫این مثل همون اسباب‌بازی
‫کنترل از راه دوریه که همیشه می‌خواستی.

389
00:19:12,960 --> 00:19:15,560
‫ببین، اون همه سال کال آو دیوتی بازی کردن...

390
00:19:16,520 --> 00:19:17,720
‫حتی از اونم بهتر،

391
00:19:17,880 --> 00:19:22,040
‫ویل بهم گفت کاری که
‫توی این پنج سال هیچ‌وقت یادش نگرفته بودم،

392
00:19:22,240 --> 00:19:24,960
‫یعنی وصل کردن تجهیزات به پشت تراکتور،

393
00:19:25,760 --> 00:19:27,440
‫حالا خیلی راحت می‌شه.

394
00:19:29,400 --> 00:19:30,400
‫بسیار خب.

395
00:19:30,400 --> 00:19:32,600
‫یکم مونده!

396
00:19:33,600 --> 00:19:36,000
‫واو، واو، واو. آره، رسید.

397
00:19:36,640 --> 00:19:38,920
‫فقط یه کوچولو برو جلو.

398
00:19:42,680 --> 00:19:44,960
‫- بفرما.
‫- من یه کاری کردم!

399
00:19:45,120 --> 00:19:47,840
‫من واقعاً یه چیزی رو وصل کردم!

400
00:19:48,000 --> 00:19:50,040
‫- به همین راحتی.
‫- من تمام کار رو انجام دادم!

401
00:19:50,040 --> 00:19:52,840
‫- آفرین، کارت خوب بود.
‫- من، من انجامش دادم!

402
00:19:54,200 --> 00:19:56,280
‫اوه، الان داره حسابی بارون میباره.

403
00:19:56,280 --> 00:19:57,920
‫بهتر نیست پنج دقیقه بریم توی دفتر؟

404
00:19:57,920 --> 00:20:01,600
‫آره، فکر کنم به یه فنجون
‫قهوه نیاز داریم تا درباره‌اش فکر کنیم.

405
00:20:01,600 --> 00:20:06,840
‫توی همچین مواقعیه که واقعاً
‫به یه تراکتور کابین‌دار نیاز داری تا بری توش.

406
00:20:07,400 --> 00:20:11,120
‫این نقطه ضعفش رو الان کشفش کردم!

407
00:20:11,960 --> 00:20:14,160
‫در حالی که از دست بارون پناه گرفته بودیم،

408
00:20:14,760 --> 00:20:17,680
‫ویل یه تیکه از زمینی که از قبل نقشه‌برداری
‫کرده بود رو بهم نشون داد

409
00:20:17,680 --> 00:20:20,280
‫تا ربات کشاورز بتونه یه اجرای آزمایشی داشته باشه.

410
00:20:21,320 --> 00:20:24,640
‫پس ما باید بهش بگیم
‫از کجا شروع کنه، کجا متوقف بشه.

411
00:20:25,240 --> 00:20:26,240
‫بسیار خب.

412
00:20:26,320 --> 00:20:29,000
‫اینجاست که خیلی هیجان‌انگیز می‌شه.
‫از این خوشت میاد.

413
00:20:29,000 --> 00:20:30,440
‫«محاسبه‌ی مسیر».

414
00:20:30,720 --> 00:20:31,720
‫بفرما!

415
00:20:31,720 --> 00:20:35,280
‫- مسیر با موفقیت محاسبه شد.
‫- اونو ببین، خودشه.

416
00:20:35,280 --> 00:20:36,280
‫و می‌تونیم ببینیم...

417
00:20:36,280 --> 00:20:38,120
‫اوه، اینکه چند بار قراره مسیر رو طی کنه.

418
00:20:38,120 --> 00:20:41,080
‫و ببین، می‌تونی ببینی قراره چیکار کنه،
‫کجا قراره دور بزنه.

419
00:20:41,080 --> 00:20:42,400
‫اونجا یه دور زدن لامپی قشنگ داریم.

420
00:20:42,400 --> 00:20:45,760
‫- خدای من، خودش فهمیده کجا دور بزنه.
‫- فهمیده کجا دور بزنه.

421
00:20:45,760 --> 00:20:49,240
‫باید یه دور سه‌فرمون بزنه.
‫اونجاهایی که نارنجیه، دنده‌عقب می‌ره.

422
00:20:49,240 --> 00:20:50,280
‫شگفت‌انگیزه.

423
00:20:50,880 --> 00:20:53,960
‫- این با دستگاه ارتباط برقرار می‌کنه؟
‫- درسته.

424
00:20:53,960 --> 00:20:55,280
‫چون این چیزیه که...

425
00:20:55,280 --> 00:20:58,320
‫من درباره‌ی ماشین‌های بدون راننده یه مشکلی دارم

426
00:20:58,320 --> 00:21:00,080
‫که توی دنیای ماشین‌ها خیلی روی بورس هستن.

427
00:21:00,080 --> 00:21:02,240
‫- آره.
‫- تو نیاز داری بری خرت و پرت بخری.

428
00:21:02,240 --> 00:21:04,400
‫واسه همین ماشینت رو می‌فرستی بره شهر،

429
00:21:04,400 --> 00:21:06,520
‫که می‌تونه این کار رو بکنه، از میدون‌ها رد بشه،

430
00:21:06,520 --> 00:21:08,440
‫از چراغ‌قرمزها رد بشه،

431
00:21:08,440 --> 00:21:10,840
‫یه جای پارک پیدا کنه و توش پارک کنه.

432
00:21:10,960 --> 00:21:12,080
‫اما بعدش چی؟

433
00:21:12,160 --> 00:21:14,080
‫نمی‌تونه بره توی مغازه و خرت و پرت بخره.

434
00:21:14,080 --> 00:21:15,680
‫مجبوری همراهش بری.

435
00:21:15,680 --> 00:21:17,720
‫- و اگه همراهش بری...
‫- می‌تونی خودتم رانندگی کنی.

436
00:21:17,720 --> 00:21:20,760
‫آره. رانندگی کردن با ماشین کار سختی نیست.
‫خسته‌کننده نیست.

437
00:21:20,760 --> 00:21:22,000
‫پس اونا بی‌فایده‌ان.

438
00:21:22,000 --> 00:21:24,840
‫اما این، من می‌تونم اینو راه بندازم،

439
00:21:25,040 --> 00:21:27,480
‫و می‌دونم که سه ساعت و نیم وقت دارم
‫که برم یه کار دیگه بکنم.

440
00:21:27,480 --> 00:21:28,480
‫کاملاً.

441
00:21:28,480 --> 00:21:31,760
‫اینجاست که رانندگی خودران واقعاً منطقیه.

442
00:21:36,120 --> 00:21:39,400
‫بعد از اینکه بارون بند اومد، سوار رنج‌روور شدیم

443
00:21:39,400 --> 00:21:41,120
‫و از روی صندلی شاگرد،

444
00:21:41,120 --> 00:21:44,200
‫من ربات کشاورز رو تا منطقه‌ی آزمایش هدایت کردم.

445
00:21:44,640 --> 00:21:46,560
‫بزن بریم. خب، بالا بردن ابزار.

446
00:21:49,640 --> 00:21:52,720
‫بسیار خب، و خوابوندن ترمز دستی.

447
00:21:56,320 --> 00:21:57,600
‫امکان نداره!

448
00:21:59,360 --> 00:22:01,520
‫یا مریم مقدس.

449
00:22:07,360 --> 00:22:09,320
‫این فوق‌العاده‌ست!

450
00:22:12,840 --> 00:22:16,600
‫با این حال، در حالی که ربات کشاورز
‫به خوبی داشت مسیر رو طی می‌کرد...

451
00:22:17,040 --> 00:22:18,800
‫اوه، آره!

452
00:22:18,960 --> 00:22:23,000
‫ما دوتا که توی ماشین بودیم یکم به مشکل خوردیم.

453
00:22:27,720 --> 00:22:28,720
‫گیر کردیم.

454
00:22:32,120 --> 00:22:33,160
‫صبر کن.

455
00:22:34,160 --> 00:22:35,920
‫یه ایده‌ی عالی به ذهنم رسید.

456
00:22:36,120 --> 00:22:37,480
‫چی داریم؟

457
00:22:41,640 --> 00:22:43,840
‫- آماده‌ای؟
‫- آره، آماده‌ی حرکتم.

458
00:22:43,840 --> 00:22:46,520
‫- آروم حرکت می‌کنیم.
‫- داره جور ما رو می‌کشه.

459
00:22:51,640 --> 00:22:54,400
‫- اوه، داری شوخی می‌کنی!
‫- بسیار خب.

460
00:23:04,880 --> 00:23:08,360
‫تا حالا کسی توی دنیا خودش رو بکسل کرده،

461
00:23:08,400 --> 00:23:12,120
‫در حالی که داره وسیله‌نقلیه‌ای
‫که بکسل می‌کنه رو خودش می‌رونه؟

462
00:23:13,680 --> 00:23:17,120
‫به لطف ربات کشاورز،
‫بالاخره به مزرعه رسیدیم...

463
00:23:20,000 --> 00:23:22,720
‫جایی که می‌تونست به کار روزمره‌اش برسه.

464
00:23:22,760 --> 00:23:24,520
‫دکمه‌ی یک رو فشار بده و نگه دار.

465
00:23:25,960 --> 00:23:27,000
‫هدایت خودکار.

466
00:23:27,040 --> 00:23:28,840
‫- حالا داره خودش رانندگی می‌کنه.
‫- آره درسته.

467
00:23:28,840 --> 00:23:31,960
‫- داره دنبال نقطه‌ی شروعش می‌گرده.
‫- داره دنبال نقطه‌ی شروعش می‌گرده، آره.

468
00:23:31,960 --> 00:23:33,120
‫مثل یه سگ.

469
00:23:34,480 --> 00:23:37,640
‫این فقط... من فرمون نمی‌دم،
‫من بهش فرمون نمی‌دم،

470
00:23:37,640 --> 00:23:39,320
‫من فرمون نمی‌دم.

471
00:23:43,120 --> 00:23:44,800
‫توی نقطه‌ی شروعشه.

472
00:23:44,920 --> 00:23:47,240
‫دکمه‌ی دو رو فشار بده و نگه دار. بسیار خب.

473
00:23:52,040 --> 00:23:54,160
‫و داره می‌ره. همینه.

474
00:23:55,280 --> 00:23:56,320
‫واو.

475
00:24:05,960 --> 00:24:07,760
‫- اوه، داره دور می‌زنه، داره دور می‌زنه.
‫- خودشه.

476
00:24:07,760 --> 00:24:08,920
‫داره دور می‌زنه.

477
00:24:19,040 --> 00:24:20,520
‫بسیار خب، انجامش داد.

478
00:24:21,400 --> 00:24:24,400
‫اون خودش رو هزار بار به من ثابت کرده.

479
00:24:33,920 --> 00:24:36,320
‫این واسه من کاملاً غیرقابل‌باوره.

480
00:24:36,680 --> 00:24:38,720
‫فکر می‌کنی داری توی یه خط مستقیم
‫رانندگی می‌کنی اما بعد سرتو میاری بالا،

481
00:24:38,720 --> 00:24:41,240
‫یه پرنده می‌بینی، گوشیت زنگ می‌خوره،
‫می‌ری روی یه دست‌انداز،

482
00:24:41,240 --> 00:24:42,320
‫و از مسیرت خارج می‌شی.

483
00:24:42,320 --> 00:24:45,520
‫این خود بی‌نقصیه. نگاهش کنین.

484
00:24:46,360 --> 00:24:47,880
‫با دقت سانتی‌متری.

485
00:24:50,400 --> 00:24:53,240
‫تنها چیزی که ربات کشاورز
‫هیچ کاری در موردش نمی‌تونست بکنه

486
00:24:53,240 --> 00:24:54,560
‫وضعیت آب و هوا بود،

487
00:24:55,080 --> 00:24:58,520
‫که باعث شده بود مزرعه
‫واسه شخم‌زدن مناسب خیلی خیس باشه.

488
00:24:59,440 --> 00:25:02,720
‫اما فعلاً کارایی خودشو ثابت کرده بود.

489
00:25:03,280 --> 00:25:04,960
‫بیا فعلاً متوقفش کنیم.

490
00:25:07,920 --> 00:25:09,560
‫انگار که...

491
00:25:09,720 --> 00:25:12,320
‫تقریباً مثل این می‌مونه که به نبرد هیستینگز برسی

492
00:25:12,320 --> 00:25:14,240
‫با یه جنگنده‌ی هریر

493
00:25:14,400 --> 00:25:17,120
‫این حسیه که الان با این دستگاه دارم. این...

494
00:25:19,720 --> 00:25:20,920
‫تو روحت!

495
00:25:34,640 --> 00:25:37,320
‫در حالی که منتظر بودیم خاک خشک بشه،

496
00:25:37,360 --> 00:25:39,520
‫کارهای دیگه‌ای واسه انجام دادن داشتیم،

497
00:25:39,680 --> 00:25:41,880
‫مثل رها کردن مرغ‌های شاخدار...

498
00:25:42,480 --> 00:25:43,920
‫وقتش رسیده.

499
00:25:44,840 --> 00:25:49,080
‫که حالا دوره‌ی پنج روزه‌ی
‫استقرارشون رو تموم کرده بودن.

500
00:25:50,880 --> 00:25:54,400
‫ما اونا رو آزاد می‌کنیم،
‫اما توی یه منطقه‌ی خیلی باریک و مشخص،

501
00:25:54,600 --> 00:25:57,080
‫- که می‌شه این نیمه از جنگل.
‫- آره.

502
00:25:57,080 --> 00:26:00,600
‫و نکته‌ای که درمورد مرغ‌های شاخدار هست
‫اینه که اگه آقا روباهه بیاد،

503
00:26:00,760 --> 00:26:04,280
‫اونا می‌پرن بالای درخت
‫و آقا روباهه نمی‌تونه این کار رو بکنه.

504
00:26:07,400 --> 00:26:09,720
‫یالا، مرغ‌های شاخدار. آزادی!

505
00:26:10,800 --> 00:26:12,800
‫- ببین، اومدن.
‫- اوه آره.

506
00:26:12,960 --> 00:26:15,360
‫صورت‌های کوچولوشون رو ببین.

507
00:26:16,440 --> 00:26:18,160
‫یکیشون باید بره تا بعدش همه‌شون برن.

508
00:26:18,160 --> 00:26:19,200
‫آره، می‌دونم.

509
00:26:19,280 --> 00:26:21,640
‫- معلومه دارن سعی می‌کنن جرأت پیدا کنن.
‫- آره.

510
00:26:21,640 --> 00:26:24,200
‫مثل وقتیه که هفت‌سالم بود
‫و روی تخته شیرجه استخر بودم.

511
00:26:24,200 --> 00:26:25,440
‫آره، آره.

512
00:26:25,640 --> 00:26:27,400
‫«اوه، نمی‌تونم.»
‫و می‌دونی که باید انجامش بدی.

513
00:26:27,400 --> 00:26:29,120
‫و فقط می‌گی، «اوه، نمی‌تونم.»

514
00:26:29,120 --> 00:26:31,720
‫چون توی دانکستر هیچ‌کس شنا بلد نبود.

515
00:26:32,640 --> 00:26:34,440
‫واسه همین رفتم توی تیم شنای دانکستر،

516
00:26:34,440 --> 00:26:37,960
‫چون تنها کسی بودم که توی آب غرق نمی‌شد.

517
00:26:38,160 --> 00:26:40,280
‫اوه، اون رفت! اون رفت.

518
00:26:40,440 --> 00:26:43,440
‫- راستشو بخوای در واقع افتاد پایین.
‫- آره.

519
00:26:43,640 --> 00:26:45,520
‫مثل هل داده شدن از روی تخته شیرجه بود.

520
00:26:45,520 --> 00:26:48,120
‫اوه، حالا همه‌شون دارن میان. آره، ببین.

521
00:26:48,960 --> 00:26:51,560
‫اوه، این فوق‌العاده‌ست. حالا می‌تونن ببینن.

522
00:26:53,640 --> 00:26:56,160
‫اوه، این واقعاً منو خوشحال می‌کنه.

523
00:27:01,160 --> 00:27:03,880
‫این در واقع... این صدا داره گوشمو اذیت می‌کنه.

524
00:27:03,880 --> 00:27:06,800
‫صدایی توش هست که گوشمو اذیت می‌کنه.

525
00:27:06,800 --> 00:27:08,800
‫اتاق‌خواب ما اونجاست.

526
00:27:09,560 --> 00:27:12,560
‫از این به بعد این موسیقی متن زندگی ماست.

527
00:27:14,160 --> 00:27:16,080
‫واسه نوه‌ی دوساله‌ام خریدم...

528
00:27:16,080 --> 00:27:17,480
‫خب، من واسه کریسمس رفتم توی مغازه،

529
00:27:17,480 --> 00:27:20,520
‫و گفتم: «می‌تونم پرسروصداترین
‫اسباب‌بازی‌هایی که دارین رو بخرم؟»

530
00:27:20,680 --> 00:27:23,000
‫چون می‌دونستم قراره بره رو اعصاب دخترم،

531
00:27:23,000 --> 00:27:27,480
‫و اونم با پرسروصداترین حیوانات مزرعه‌ای
‫که می‌تونی گیر بیاری تلافی کرد.

532
00:27:30,320 --> 00:27:32,400
‫خدای بزرگ، خیلی پرسروصدا هستن!

533
00:27:40,000 --> 00:27:44,480
‫[شنبه، ساعت ۷ صبح]

534
00:27:44,880 --> 00:27:46,080
‫هرچقدر هم که تلاش کردن،

535
00:27:46,080 --> 00:27:50,040
‫مرغ‌های شاخدار نتونستن خوابیدن ما
‫توی تعطیلات آخر هفته رو خراب کنن،

536
00:27:50,880 --> 00:27:55,760
‫چون ما قبلش به خاطر یه مورد اورژانسی
‫از تختخواب کشیده شده بودیم بیرون.

537
00:27:58,560 --> 00:28:00,240
‫- الو؟
‫- سلام، چارلی؟

538
00:28:00,320 --> 00:28:01,320
‫الو.

539
00:28:01,640 --> 00:28:03,080
‫یه مشکل داریم.

540
00:28:03,600 --> 00:28:04,600
‫بسیار خب.

541
00:28:04,600 --> 00:28:07,840
‫حدود صدتا... خب، بیشتر از صدتا...

542
00:28:08,000 --> 00:28:09,560
‫کلمه‌اش چیه؟ «کوچ‌نشین»،

543
00:28:09,560 --> 00:28:12,640
‫اومدن توی پارکینگ کافه و بساطشون رو پهن کردن.

544
00:28:20,040 --> 00:28:22,640
‫صدتا چی؟ وسیله ‌نقلیه؟

545
00:28:23,000 --> 00:28:24,560
‫من نرفتم اونجا،

546
00:28:24,560 --> 00:28:27,120
‫فقط فکر کنم اوضاع رو بدتر می‌کنم، خیلی بدتر.

547
00:28:27,120 --> 00:28:28,800
‫و اونا اسب دارن.

548
00:28:29,840 --> 00:28:32,720
‫یه تعداد خیلی زیاد.

549
00:28:37,400 --> 00:28:39,320
‫پس واسه اتراق کردن اومدن؟ منظورم اینه...

550
00:28:39,320 --> 00:28:41,600
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم. نمی‌دونم. نمی‌دونم.

551
00:28:41,600 --> 00:28:44,600
‫من اونجا نبودم.
‫اما منظورم اینه که یکی از...

552
00:28:44,600 --> 00:28:46,880
‫بن فیلمبردار رو می‌شناسی؟

553
00:28:47,040 --> 00:28:48,720
‫- آره، آره، آره.
‫- اون رفت اونجا

554
00:28:48,760 --> 00:28:53,440
‫و با احترام ازش خواستن،
‫ببخشید که این‌طوری می‌گم، گورش رو گم کنه.

555
00:28:53,840 --> 00:28:55,920
‫- اون فقط...
‫- اون هیکلش کوچیک نیست.

556
00:28:55,920 --> 00:28:57,240
‫نه، پسر گنده‌ایه.

557
00:28:57,240 --> 00:29:00,160
‫پس حالا باید بدونیم هدفشون چیه.

558
00:29:00,160 --> 00:29:02,120
‫- قراره بمونن؟
‫- نمی‌دونم.

559
00:29:02,120 --> 00:29:04,840
‫- یا قراره برن؟
‫- نمی‌دونم.

560
00:29:08,320 --> 00:29:11,720
‫- واو. کجا داری می‌ری؟
‫- باید برم اونجا.

561
00:29:11,720 --> 00:29:13,000
‫- کجا؟
‫- کافه!

562
00:29:13,000 --> 00:29:14,520
‫- تو کافه نمی‌ری.
‫- اونجا آشوبه.

563
00:29:14,520 --> 00:29:17,960
‫تو دیپلمات نیستی و قلبت هم بیماره. پیاده شو.

564
00:29:18,600 --> 00:29:20,560
‫- اما...
‫- تو نمی‌ری، جرمی.

565
00:29:20,560 --> 00:29:23,560
‫یالا، بیا بریم.
‫همین الان اون ماشین رو پارک کن سرجاش.

566
00:29:26,520 --> 00:29:29,200
‫خوشبختانه، بن فیلمبردار درخواستِ

567
00:29:29,400 --> 00:29:32,320
‫محترمانه‌ی کوچ‌نشین‌ها واسه
‫«گورشو گم کردن» رو رد کرد

568
00:29:33,520 --> 00:29:37,160
‫و با دوربین و پهپادش به فیلمبرداری ادامه داد.

569
00:29:43,240 --> 00:29:44,840
‫و خیلی زود مشخص شد

570
00:29:44,840 --> 00:29:47,520
‫کوچ‌نشین‌ها داشتن از پارکینگ ما
‫به عنوان پایگاهی استفاده می‌کردن

571
00:29:47,520 --> 00:29:50,880
‫واسه یه جور مسابقه‌ی اسب و کالسکه

572
00:29:51,040 --> 00:29:53,320
‫توی جاده‌ی دوطرفه‌ی اون حوالی.

573
00:29:55,480 --> 00:29:57,280
‫قوانین محلی خیلی قدیمی‌ای وجود داره.

574
00:29:57,280 --> 00:29:59,880
‫شما اجازه دارین اسب‌هاتون رو توی جاده تمرین بدین.

575
00:29:59,880 --> 00:30:02,200
‫پس کاملاً حق دارن
‫کاری که امروز اینجا می‌کنن رو انجام بدن.

576
00:30:02,200 --> 00:30:05,280
‫پلیس همه‌جا هست. نمی‌تونن جلوشونو بگیرن.

577
00:30:05,560 --> 00:30:07,560
‫در مورد کافه‌ی سگ کشاورز و محوطه‌اش،

578
00:30:07,560 --> 00:30:11,520
‫مشتری‌هامون، هیچ‌کس نمی‌تونه بیاد تو،
‫کاملاً مسدود شده.

579
00:30:14,280 --> 00:30:16,320
‫این یعنی هیچ چاره‌ای نداشتیم

580
00:30:16,320 --> 00:30:18,400
‫جز اینکه دست روی دست بذاریم و صبر کنیم.

581
00:30:33,160 --> 00:30:34,840
‫با این حال چهار ساعت بعد،

582
00:30:35,040 --> 00:30:37,360
‫کارشون تموم شد، رفتن دنبال کارشون

583
00:30:37,960 --> 00:30:40,560
‫و ما بالاخره تونستیم کافه رو باز کنیم.

584
00:30:45,200 --> 00:30:47,640
‫اونا زباله‌ی زیادی به جا نذاشتن،
‫چیزی که نگرانش بودم.

585
00:30:47,640 --> 00:30:48,960
‫ما زباله‌ها رو جمع کردیم.

586
00:30:48,960 --> 00:30:50,320
‫- اوه، جدی؟
‫- اومدن.

587
00:30:50,320 --> 00:30:51,360
‫فقط قوطی و این‌جور چیزها بود؟

588
00:30:51,360 --> 00:30:52,480
‫اوه نه، سرنگ.

589
00:30:52,480 --> 00:30:54,240
‫مشخصاً به اسب‌ها تزریق می‌کنن.

590
00:30:54,240 --> 00:30:56,720
‫- من متخصص نیستم اما...
‫- سرنگ؟

591
00:30:56,800 --> 00:30:58,000
‫- آره.
‫- لعنتی.

592
00:30:58,680 --> 00:31:00,960
‫می‌دونم. و اینو به من دادن.

593
00:31:03,280 --> 00:31:06,640
‫واسه بستن کافه و زباله‌هایی که جا گذاشتن.

594
00:31:06,800 --> 00:31:08,840
‫- و اونا امیدوارن که...
‫- ۱۵۰ پوند؟

595
00:31:09,000 --> 00:31:10,000
‫آره.

596
00:31:12,800 --> 00:31:14,680
‫- پس اونا به زور میان...
‫- آره.

597
00:31:14,800 --> 00:31:16,680
‫و بعد پول خسارت رو می‌دن.

598
00:31:16,760 --> 00:31:19,840
‫خب، اینم جالب بود.
‫آره، یه کافه داشته باش، خوش می‌گذره.

599
00:31:19,840 --> 00:31:20,840
‫باید بگم...

600
00:31:20,840 --> 00:31:22,520
‫و بعد با همچین مشکلاتی دست‌وپنجه نرم کنی.

601
00:31:22,520 --> 00:31:24,200
‫آره. اصلاً انتظار این یکی رو نداشتم.

602
00:31:28,920 --> 00:31:32,360
‫چند روز بعد، با خشک شدن زمین‌ها،

603
00:31:33,040 --> 00:31:34,840
‫بالاخره می‌تونستیم کارمون رو

604
00:31:34,840 --> 00:31:38,080
‫با برنامه‌ی جدید و پیشرفته‌ی
‫کاشت محصولاتمون شروع کنیم.

605
00:31:39,400 --> 00:31:41,240
‫بسیار خب، میله‌ی نقشه‌برداری.

606
00:31:41,440 --> 00:31:42,920
‫این با این ارتباط برقرار می‌کنه

607
00:31:42,920 --> 00:31:45,760
‫و همون‌طور که دور مزرعه می‌چرخیم
‫نقاط رو ثبت می‌کنیم.

608
00:31:45,760 --> 00:31:49,240
‫کار اول شامل نقشه‌برداری من
‫و ویل و ربات از زمین‌ها بود

609
00:31:49,400 --> 00:31:53,120
‫تا سیستم جی‌پی‌اس ربات بفهمه کجاست.

610
00:31:53,680 --> 00:31:56,560
‫- «این نقطه رو ذخیره کن».
‫- «ذخیره»، آره، عالیه.

611
00:31:56,560 --> 00:31:59,480
‫- پس حالا می‌ریم سراغ نقطه‌ی بعدی.
‫- بسیار خب.

612
00:31:59,680 --> 00:32:01,840
‫اگه توی امتداد پرچین بمونیم، این خط مستقیمه.

613
00:32:01,840 --> 00:32:02,840
‫آره.

614
00:32:02,840 --> 00:32:04,560
‫بیا اینم ذخیره کنیم، باشه؟

615
00:32:05,360 --> 00:32:06,440
‫«ذخیره».

616
00:32:07,080 --> 00:32:09,800
‫بسیار خب، نقشه‌ی زمین اسپیت‌اوی آماده شد.

617
00:32:10,200 --> 00:32:13,920
‫در حالی که داشتیم
‫تمام داده‌ها رو وارد مغز ربات می‌کردیم...

618
00:32:13,920 --> 00:32:16,320
‫- اون... اوه، ایناهاش.
‫- آره.

619
00:32:16,400 --> 00:32:18,840
‫- اوه واو، این کاریه که کردیم.
‫- این همون مسیریه که رفتیم، آره.

620
00:32:18,840 --> 00:32:22,800
‫جیکوب، کشاورز هلندی سیب‌زمینی
‫بیرون توی مزارع ما بود،

621
00:32:24,040 --> 00:32:25,840
‫داشت خوانش‌های زیرزمینی می‌گرفت

622
00:32:25,920 --> 00:32:28,320
‫تا ما بفهمیم کجا خاک خوبه

623
00:32:30,000 --> 00:32:31,600
‫و کجا نیست.

624
00:32:37,520 --> 00:32:40,800
‫جیکوب می‌تونه تا اعماق مرکز زمین رو ببینه.

625
00:32:41,000 --> 00:32:43,400
‫- آره.
‫- مثل ردیاب صوتی توی زیردریایی.

626
00:32:43,400 --> 00:32:45,080
‫یه چیزی تو همین مایه‌ها، آره.

627
00:32:45,160 --> 00:32:47,080
‫همون‌طور که توی هلند توضیح داده بود،

628
00:32:47,080 --> 00:32:50,160
‫نقاط قرمز نشون‌دهنده‌ی مناطق غنی خاک بود

629
00:32:50,360 --> 00:32:52,600
‫و نقاط آبی تیره مناطق ضعیف‌تر.

630
00:32:53,280 --> 00:32:54,960
‫و با این اطلاعات،

631
00:32:54,960 --> 00:32:58,760
‫حالا می‌تونستیم کاشت بذر هدفمند انجام بدیم.

632
00:32:59,120 --> 00:33:01,320
‫اگه ما ربات رو بیاریم، خب؟

633
00:33:02,080 --> 00:33:05,240
‫و بهش بگیم، وقتی داری از روی
‫این قسمت قرمز رد می‌شی،

634
00:33:05,600 --> 00:33:08,800
‫زمین رو بکوب، مثل شلیک مسلسل.

635
00:33:08,960 --> 00:33:10,880
‫وقتی داری از روی این قسمت آبی رد می‌شی...

636
00:33:10,880 --> 00:33:13,000
‫- آره.
‫- اون نرخ رو تغییر می‌ده...

637
00:33:13,800 --> 00:33:15,800
‫- نرخ بذر.
‫- سرعتی که باهاش می‌کاره.

638
00:33:15,800 --> 00:33:16,760
‫پس اگه...

639
00:33:16,760 --> 00:33:18,680
‫من از قبل یه نقشه واسه ربات ساختم،

640
00:33:18,680 --> 00:33:21,480
‫پس می‌تونی بذرکاری متغیر داشته باشی.
‫من اون نقشه رو ساختم.

641
00:33:22,520 --> 00:33:25,520
‫و این فقط شامل بذرکاری با نرخ متغیر نمی‌شد.

642
00:33:25,760 --> 00:33:27,040
‫با این اطلاعات جدید،

643
00:33:27,040 --> 00:33:29,680
‫حالا می‌تونستیم مزرعه رو با انجام کودپاشی هدفمند

644
00:33:29,680 --> 00:33:32,200
‫کارآمدتر کوددهی کنیم.

645
00:33:33,200 --> 00:33:34,640
‫و به عنوان یه امتیاز ویژه،

646
00:33:34,840 --> 00:33:39,120
‫ما یه کوه از کودهای نسبتاً خاص و آماده داشتیم.

647
00:33:39,760 --> 00:33:41,360
‫اون کود گاو نیست.

648
00:33:43,040 --> 00:33:46,960
‫شرط می‌بندم نمی‌تونید حدس بزنید
‫از پشت کدوم حیوان اومده بیرون.

649
00:33:48,120 --> 00:33:50,400
‫نه، متأسفانه اشتباه می‌کنید.

650
00:33:51,840 --> 00:33:54,360
‫در واقع از این رفقا اومده بیرون.

651
00:33:54,520 --> 00:33:57,280
‫اونا حدود ۱۶ کیلومتری دیدلی اسکوات زندگی می‌کنن

652
00:33:57,280 --> 00:33:59,280
‫توی یه جاذبه‌ی توریستی محلی.

653
00:34:01,640 --> 00:34:02,760
‫رسیدیم.

654
00:34:02,960 --> 00:34:05,000
‫پارک حیات‌وحش کاتسولد.

655
00:34:05,840 --> 00:34:09,480
‫و سال گذشته، رجی، مالک اینجا،
‫گفته بود خوشحال می‌شه

656
00:34:09,640 --> 00:34:12,160
‫که ما هر چیزی رو که

657
00:34:12,160 --> 00:34:14,440
‫از پشت اونا میاد بیرون برداریم.

658
00:34:14,880 --> 00:34:18,080
‫همیشه حس می‌کردم
‫که اینا چیزهای کاملاً خاصی هستن

659
00:34:18,280 --> 00:34:21,480
‫چون در واقع کرگدن‌ها معده‌ی خیلی کوتاهی دارن،

660
00:34:21,480 --> 00:34:24,600
‫و واسه همین خیلی فیبر داره، پر از مواد مغذیه.

661
00:34:24,600 --> 00:34:27,240
‫- این خیلی بهتر از پِهن گاوه.
‫- اوه، جدی؟

662
00:34:27,240 --> 00:34:30,560
‫خب، من این‌طور فکر می‌کنم چون
‫بیشتر مواد پِهن گاو توسط بدنش جذب شده،

663
00:34:30,560 --> 00:34:33,160
‫به خاطر معده‌ی دوم و تمام چیزهای دیگه‌اش،

664
00:34:33,160 --> 00:34:36,720
‫در حالی که این ماده خالصه،
‫حتی بوی خیلی سالم و تازه‌ای میده

665
00:34:36,720 --> 00:34:38,440
‫وقتی بار اول بیرون میاد.

666
00:34:38,440 --> 00:34:39,520
‫تقریباً آماده‌ی مصرفه.

667
00:34:39,520 --> 00:34:41,840
‫تو شخص محبوب جدید منی.

668
00:34:42,760 --> 00:34:45,280
‫در حالی که تریلرهامون داشتن بارگیری می‌شدن،

669
00:34:46,600 --> 00:34:48,720
‫ما از اهداکننده‌ها خداحافظی کردیم

670
00:34:49,520 --> 00:34:52,840
‫و بعد یه سورپرایز کوچیک واسه کیلب داشتیم.

671
00:34:53,720 --> 00:34:55,920
‫- اون بچه‌شتر رو اونجا می‌بینی؟
‫- آره.

672
00:34:55,920 --> 00:34:57,760
‫- همون کوچولوی شش هفته‌ای؟
‫- آره.

673
00:34:57,760 --> 00:35:00,280
‫الان داشتم با یکی از کسایی
‫که اینجا کار می‌کنه حرف می‌زدم.

674
00:35:00,280 --> 00:35:01,720
‫می‌دونی اسمشو چی گذاشتن؟

675
00:35:01,720 --> 00:35:03,360
‫- نه، چی؟
‫- کیلب.

676
00:35:03,720 --> 00:35:05,400
‫- جدی می‌گی؟
‫- آره، جدی.

677
00:35:05,400 --> 00:35:09,760
‫چون یکی از مدل موهای بی‌پایان تو رو داره.

678
00:35:09,880 --> 00:35:11,280
‫واسه همین گفتن

679
00:35:11,480 --> 00:35:13,560
‫شبیه کیلب کوپره و اسمشو گذاشتن کیلب.

680
00:35:13,560 --> 00:35:16,360
‫- این روزمو ساخت!
‫- می‌تونی موهای مسخره‌اش رو ببینی.

681
00:35:16,360 --> 00:35:18,240
‫مسخره نیست، عالیه، نگاهش کن!

682
00:35:18,240 --> 00:35:20,440
‫این، آره... اسم تو رو روش گذاشتن.

683
00:35:20,440 --> 00:35:21,440
‫کیلب!

684
00:35:27,240 --> 00:35:28,280
‫برمی‌گردیم به زمان حال،

685
00:35:28,280 --> 00:35:32,040
‫کود این حیوان ماقبل تاریخ قرار بود

686
00:35:32,160 --> 00:35:34,920
‫با استفاده از تکنولوژی فوق مدرن پخش بشه.

687
00:35:35,760 --> 00:35:38,520
‫- وقتی می‌ره روی یه قسمت قرمز...
‫- اونم...

688
00:35:38,520 --> 00:35:39,520
‫کمتر می‌ریزه.

689
00:35:39,520 --> 00:35:41,800
‫وقتی می‌ره روی یه قسمت آبی،

690
00:35:41,800 --> 00:35:43,560
‫روی قسمت‌های آبی بیشتر می‌ریزی.

691
00:35:43,560 --> 00:35:46,440
‫تکنولوژی ذهن منو منفجر می‌کنه و من ۲۶ سالمه.

692
00:35:46,440 --> 00:35:48,760
‫تصور کن یه کشاورز ۶۰ ساله اینجا نشسته باشه...

693
00:35:48,760 --> 00:35:50,560
‫می‌دونم، تو نه. اما...

694
00:35:50,720 --> 00:35:52,720
‫«تو نه.»

695
00:35:52,880 --> 00:35:54,120
‫- ولی منظورم رو می‌فهمی؟
‫- نه، می‌دونم.

696
00:35:54,120 --> 00:35:56,440
‫این به خاطر اینه که ما یه روز رفتیم هلند.

697
00:35:56,440 --> 00:35:57,760
‫- آره.
‫- و حالا ببین کجا هستیم.

698
00:35:57,760 --> 00:35:58,840
‫حالا خودمونو ببین.

699
00:35:58,840 --> 00:36:00,760
‫اگه محصولت سر به...

700
00:36:00,760 --> 00:36:03,200
‫- سر به فلک بکشه، ارزشش رو داره، مگه نه؟
‫- آره.

701
00:36:04,880 --> 00:36:08,720
‫تنها چیزی که الان نیاز داشتیم
‫این بود که تکنولوژی کار کنه.

702
00:36:17,520 --> 00:36:20,840
‫حالا می‌دونم داره می‌رسه
‫به یه قسمت خیلی خوب از خاک،

703
00:36:21,120 --> 00:36:24,360
‫پس مقداری که از عقب بیرون میاد
‫باید به شدت کم بشه،

704
00:36:24,360 --> 00:36:26,680
‫و شده، ببین، شده.

705
00:36:28,360 --> 00:36:31,480
‫ببین، تقریباً هیچی نمیاد.
‫انگار یه غبار ریز از فضولاته.

706
00:36:32,160 --> 00:36:33,960
‫خدای من، گمونم داره کار می‌کنه.

707
00:36:36,000 --> 00:36:38,480
‫حالا ببینید، دوباره داره غلیظ‌تر می‌شه.

708
00:36:40,200 --> 00:36:41,920
‫این واقعاً شگفت‌انگیزه.

709
00:36:42,560 --> 00:36:45,080
‫توی اون گوشه، شد ۵ تن در هکتار،

710
00:36:45,080 --> 00:36:47,920
‫حالا من روی ۴۵ تن در هکتار هستم.

711
00:36:49,200 --> 00:36:51,200
‫چی شد، تحت‌تأثیر قرار گرفتی؟

712
00:36:51,200 --> 00:36:52,920
‫واقعاً تحت‌تأثیر قرار گرفتم.

713
00:36:53,880 --> 00:36:57,440
‫خب، حالا وقتشه که حسابی سورپرایزش کنم.

714
00:37:01,400 --> 00:37:05,440
‫در حالی که کیلب داشت به
‫کودپاشی حساب‌شده‌اش ادامه می‌داد...

715
00:37:05,840 --> 00:37:07,440
‫حالا باند ۲۵.

716
00:37:08,280 --> 00:37:10,200
‫من رفتم ربات کشاورز رو بیارم

717
00:37:10,200 --> 00:37:12,320
‫تا بتونه شروع به شخم‌زدن کنه.

718
00:37:32,200 --> 00:37:33,200
‫چی؟

719
00:37:36,080 --> 00:37:38,600
‫وقتی چراغ‌های اون بالا سبز بشن،

720
00:37:39,040 --> 00:37:41,320
‫ربات کشاورز می‌فهمه توی کدوم زمینه

721
00:37:41,320 --> 00:37:43,280
‫و آماده‌ی شروع کار می‌شه‌.

722
00:37:45,280 --> 00:37:46,800
‫سبز شدن!

723
00:37:46,960 --> 00:37:48,640
‫من کارم رو خوب انجام دادم!

724
00:37:54,520 --> 00:37:55,520
‫بسیار خب.

725
00:37:56,200 --> 00:37:58,240
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

726
00:37:58,400 --> 00:37:59,640
‫ربات کشاورز.

727
00:37:59,800 --> 00:38:01,360
‫من تراکتورت رو،

728
00:38:01,360 --> 00:38:03,960
‫با تجهیزات جدیدش آوردم توی قرن ۲۱.

729
00:38:04,120 --> 00:38:06,320
‫این قرن ۲۴ هست.

730
00:38:06,520 --> 00:38:07,720
‫من از این مزرعه نقشه‌برداری کردم،

731
00:38:07,720 --> 00:38:10,120
‫اون روز با یه میله تمام دورش رو چرخیدم،

732
00:38:10,120 --> 00:38:11,520
‫پس مزرعه رو می‌شناسه.

733
00:38:11,520 --> 00:38:13,760
‫و ما قراره برسونیمش به نقطه‌ی شروعش،

734
00:38:13,760 --> 00:38:15,320
‫بعدش می‌رم کافه.

735
00:38:15,320 --> 00:38:18,120
‫- خودش رانندگی می‌کنه؟ می‌تونی بری؟
‫- اوه، آره.

736
00:38:18,360 --> 00:38:20,400
‫و خودش مزرعه رو شخم می‌زنه.

737
00:38:20,400 --> 00:38:22,200
‫اگه راهش سد بشه چی؟

738
00:38:22,960 --> 00:38:24,080
‫بهم زنگ می‌زنه.

739
00:38:25,360 --> 00:38:27,480
‫اگه یکی از شاخک‌هاش بشکنه چی می‌شه؟

740
00:38:27,520 --> 00:38:29,720
‫آدم متوجهش نمی‌شه حتی اگه... اینقدر منفی‌بین نباش.

741
00:38:29,720 --> 00:38:33,240
‫نه، متوجه می‌شی. من وقتی توی مزرعه پشت
‫فرمون تراکتور نشستم، فقط به پشتم نگاه می‌کنم.

742
00:38:33,840 --> 00:38:36,840
‫یالا، اعتراف کن، این عالیه. هلندیه.

743
00:38:38,040 --> 00:38:41,240
‫و مجبور نیستم واسه شخم زدن مزرعه بهت پول بدم.

744
00:38:41,280 --> 00:38:44,000
‫- این در واقع داره کار منو ازم می‌گیره.
‫- دقیقاً.

745
00:38:44,000 --> 00:38:45,400
‫خب قراره از کجا شروع کنه؟

746
00:38:45,400 --> 00:38:48,080
‫باید از همون‌جایی شروع کنه
‫که تو کودپاشی می‌کردی.

747
00:38:48,080 --> 00:38:51,360
‫و خودش فرمون می‌ده
‫تا نقطه‌ی شروعش رو پیدا کنه.

748
00:38:51,520 --> 00:38:53,840
‫خب پس راهش بنداز. کار نمی‌کنه.

749
00:38:53,840 --> 00:38:55,440
‫- می‌کنه.
‫- نمی‌کنه.

750
00:39:00,800 --> 00:39:04,280
‫الان هر لحظه باید بپیچه چپ،
‫که من این کار رو نمی‌کنم.

751
00:39:04,960 --> 00:39:06,040
‫اوه، آره...

752
00:39:07,040 --> 00:39:10,200
‫آره!

753
00:39:10,400 --> 00:39:11,760
‫نگاهش کن!

754
00:39:12,480 --> 00:39:14,960
‫حالا قراره بیارش پایین؟ صبر کن، اون...

755
00:39:14,960 --> 00:39:17,680
‫ایول!

756
00:39:18,360 --> 00:39:21,320
‫تکنولوژی من موقع کار رو تماشا کن.

757
00:39:27,640 --> 00:39:30,680
‫این سفینه‌ی اینترپرایز کشاورزیه.

758
00:39:39,280 --> 00:39:41,000
‫- اوه، متوقف شد.
‫- خوب بود.

759
00:39:41,000 --> 00:39:42,040
‫لعنتی.

760
00:39:42,720 --> 00:39:44,720
‫«خطا تشخیص داده شد: مکان‌یابی.

761
00:39:44,800 --> 00:39:48,480
‫بالابر جوی، قطع اتصال هاب.»

762
00:39:48,640 --> 00:39:50,640
‫این چرت‌وپرت‌ها دیگه چیه؟ این خیلی...

763
00:39:50,640 --> 00:39:53,760
‫خوشبختانه، ویل، نماینده‌ی ربات اونجا بود.

764
00:39:54,160 --> 00:39:57,360
‫- دکمه‌ی دو رو فشار بده و نگه دار.
‫- از ترمز دستی درش میاریم.

765
00:39:57,360 --> 00:39:59,880
‫دو رو ول کن. دکمه‌ی توقف رو بزن.

766
00:40:01,880 --> 00:40:02,960
‫خواهش می‌کنم...

767
00:40:03,920 --> 00:40:05,600
‫و دوباره متوقف شد.

768
00:40:06,400 --> 00:40:08,800
‫اوه، امروز عجب روز محشری واسه زنده بودنه!

769
00:40:08,840 --> 00:40:12,440
‫- توی شخم زدن کارت خیلی عالیه.
‫- نه، اونو ولش کن.

770
00:40:15,000 --> 00:40:18,640
‫«پیام‌های نواتل خیلی دیر می‌رسند» معنیش چیه؟

771
00:40:18,640 --> 00:40:20,880
‫نمی‌تونه گیرنده‌ی جی‌پی‌اس رو پیدا کنه.

772
00:40:20,880 --> 00:40:23,520
‫به هر دلیلی پیام با تاخیر می‌رسه.

773
00:40:23,520 --> 00:40:25,440
‫نمی‌تونه ماهواره رو بخونه؟

774
00:40:25,440 --> 00:40:27,560
‫با سرعت کافی ماهواره رو نمی‌خونه.

775
00:40:27,560 --> 00:40:29,240
‫اوه، لعنت بهش.

776
00:40:29,400 --> 00:40:33,360
‫اینجا رو ببین. می‌رم توی تراکتورم
‫روشنش می‌کنم و کار می‌کنه.

777
00:40:33,360 --> 00:40:35,880
‫- بهش محل نده، خودش می‌ره رد کارش.
‫- باشه.

778
00:40:38,280 --> 00:40:39,280
‫گوش کن!

779
00:40:42,280 --> 00:40:45,720
‫پس داره اطرافش رو اسکن می‌کنه
‫تا محیطش رو بررسی کنه.

780
00:40:45,880 --> 00:40:48,040
‫- بعد وقتی راضی شد، حرکت می‌کنه.
‫- بفرما، سبز شد.

781
00:40:48,040 --> 00:40:50,560
‫دکمه‌ی دو رو فشار بده و نگه دار. یه کلیک.

782
00:40:50,760 --> 00:40:52,440
‫دکمه‌ی توقف رو بزن.

783
00:40:56,800 --> 00:40:57,840
‫برو...

784
00:40:58,320 --> 00:41:01,240
‫لطفاً برو. لطفاً، لطفاً. لطفاً کار کن.

785
00:41:02,200 --> 00:41:03,200
‫آره!

786
00:41:03,720 --> 00:41:05,440
‫اوه.

787
00:41:06,160 --> 00:41:09,160
‫دوباره ایستاد. لعنت بهش.

788
00:41:09,920 --> 00:41:12,440
‫آشغال...

789
00:41:19,480 --> 00:41:22,760
‫همه‌تون واسه ماشین‌های
‫خودرانتون آماده‌این؟ امیدوارم باشین.

790
00:41:22,920 --> 00:41:24,200
‫من که نیستم.

791
00:41:25,720 --> 00:41:28,480
‫یعنی الان کارخونه توی هلند الان...

792
00:41:28,680 --> 00:41:32,360
‫- در حال بررسیش هستن.
‫- مشکل اینجاست.

793
00:41:32,520 --> 00:41:34,480
‫اگه یه اپلیکیشن داره، کار نمی‌کنه.

794
00:41:34,480 --> 00:41:35,440
‫آره.

795
00:41:35,440 --> 00:41:38,880
‫اگه کسی بتونه از راه دور
‫به چیزی دسترسی پیدا کنه، کار نمی‌کنه.

796
00:41:43,160 --> 00:41:45,680
‫به نظر می‌رسه‌ اونجا اوضاع خوب پیش می‌ره.

797
00:41:46,000 --> 00:41:48,080
‫حالا کارخونه چی می‌گه؟

798
00:41:48,240 --> 00:41:49,240
‫راه‌اندازی.

799
00:41:50,720 --> 00:41:53,800
‫بالاخره واسه یه تلاش دیگه آماده بودیم.

800
00:41:55,880 --> 00:41:56,880
‫بسیار خب.

801
00:41:57,560 --> 00:41:59,840
‫کولتیواتور رفت پایین. من این کار رو نمی‌کنم.

802
00:41:59,840 --> 00:42:01,520
‫جعبه‌های وزنه دارن می‌رن پایین.

803
00:42:03,280 --> 00:42:06,200
‫یالا، یالا، یالا، یالا، یالا.

804
00:42:07,160 --> 00:42:08,160
‫یالا.

805
00:42:09,680 --> 00:42:10,680
‫آره.

806
00:42:11,800 --> 00:42:14,000
‫آره! آره!

807
00:42:15,360 --> 00:42:16,360
‫یالا!

808
00:42:16,720 --> 00:42:18,400
‫یالا، رفیق کوچولو!

809
00:42:19,360 --> 00:42:20,440
‫داره انجامش می‌ده!

810
00:42:27,200 --> 00:42:29,600
‫وقتی ربات دور اولش رو تموم کرد

811
00:42:29,600 --> 00:42:31,680
‫و چرخید تا دور دومش رو انجام بده،

812
00:42:32,440 --> 00:42:34,240
‫فهمیدم که کارمون راه افتاده.

813
00:42:47,880 --> 00:42:51,760
‫حتی کیلب هم حسابی شگفت‌زده شده بود.

814
00:42:51,920 --> 00:42:55,000
‫- کارش رو خوب انجام میده؟
‫- آره، بدک نیست.

815
00:43:04,320 --> 00:43:05,480
‫و همینه.

816
00:43:07,000 --> 00:43:10,720
‫و من می‌تونم برم به یه کار دیگه برسم.

817
00:43:16,240 --> 00:43:19,640
‫متأسفانه، این کاری بود که ازش وحشت داشتم.

818
00:43:23,120 --> 00:43:25,680
‫چون از وقتی که دیوید قصاب بهم نشون داده بود

819
00:43:25,680 --> 00:43:28,880
‫خوک‌های من مقدار گوشت تولیدیشون چقدر کمه،

820
00:43:31,720 --> 00:43:34,120
‫می‌دونستم که فقط یک راه وجود داره.

821
00:43:40,720 --> 00:43:44,320
‫من عاشق خوک‌هام. من کاملاً...

822
00:43:45,440 --> 00:43:48,160
‫هر روزی که اونجا بودم واقعاً ازشون لذت بردم.

823
00:43:48,160 --> 00:43:50,760
‫اونا بهم حس خوبی می‌دن.

824
00:43:50,920 --> 00:43:52,520
‫من با اونا خیلی خوشحالم.

825
00:43:52,520 --> 00:43:55,400
‫- اما ما اینجا داریم یه بیزینس رو اداره می‌کنیم.
‫- آره.

826
00:43:56,840 --> 00:44:00,280
‫و اونا از نظر مالی اصلاً به صرفه نیستن.

827
00:44:06,200 --> 00:44:08,880
‫و واسه همین، توی چند روز آینده،

828
00:44:09,040 --> 00:44:12,400
‫باید با همه‌شون خداحافظی می‌کردیم.

829
00:44:14,400 --> 00:44:15,720
‫سلام، فسقلی‌ها.

830
00:44:20,520 --> 00:44:21,760
‫شماها بامزه‌این.

831
00:44:27,000 --> 00:44:28,640
‫آخه اونا به هر حال قراره برن. اونا...

832
00:44:28,640 --> 00:44:30,440
‫وقتشه که اونا...

833
00:44:31,920 --> 00:44:33,600
‫برن.

834
00:44:36,320 --> 00:44:38,800
‫اما تفاوت این دفعه اینه که

835
00:44:38,800 --> 00:44:41,800
‫هیچ بچه‌خوک جدیدی جایگزینشون نمی‌شه‌.

836
00:44:55,520 --> 00:44:58,000
‫اینا همه‌شون بچه‌های سویز و کلامزی هستن.

837
00:44:59,280 --> 00:45:02,200
‫- اینا آخرین پسرها هستن.
‫- همینه.

838
00:45:03,240 --> 00:45:05,440
‫بفرما. برو ببینم.

839
00:45:19,520 --> 00:45:21,440
‫زندگی خوبی داشتن، نه؟

840
00:45:21,440 --> 00:45:23,400
‫آره، یه زندگی نه چندان طولانی.

841
00:45:28,520 --> 00:45:31,720
‫خداحافظی با گروه بعدی از اونم سخت‌تر بود

842
00:45:33,040 --> 00:45:35,040
‫چون شامل یکی از مادرها

843
00:45:35,040 --> 00:45:38,920
‫از اولین دسته‌ای می‌شد که
‫سه سال پیش خریده بودیم.

844
00:45:39,280 --> 00:45:40,880
‫سورپرایز...

845
00:45:43,800 --> 00:45:46,720
‫اولین خوکی بود که واسمون زایمان کرد.

846
00:45:55,040 --> 00:45:56,040
‫یالا.

847
00:45:59,400 --> 00:46:00,520
‫یالا، دختر.

848
00:46:01,400 --> 00:46:03,400
‫یادت باشه، این به صلاحه.

849
00:46:03,680 --> 00:46:05,760
‫- چی؟
‫- به صلاحه.

850
00:46:06,520 --> 00:46:08,720
‫ولی لامصب بازم غم‌انگیزه.

851
00:46:14,560 --> 00:46:15,520
‫همه‌چی مرتبه؟

852
00:46:15,520 --> 00:46:17,800
‫خب، نه، نه واقعاً به خاطر سورپرایز بیچاره.

853
00:46:17,800 --> 00:46:20,160
‫تا وقتی که بعد از رفتن من گریه کنی،
‫خیلی نگران نیستم.

854
00:46:20,160 --> 00:46:21,840
‫من گریه نمی‌کنم.

855
00:46:22,000 --> 00:46:23,040
‫مطمئنی؟

856
00:46:24,200 --> 00:46:25,360
‫بسیار خب، ممنون، جس.

857
00:46:25,360 --> 00:46:27,000
‫- خواهش می‌کنم.
‫- مراقب خودت باش. سفر بی‌خطر.

858
00:46:27,000 --> 00:46:29,520
‫- ممنون، کیلب.
‫- بعداً می‌بینمت، جس.

859
00:46:43,400 --> 00:46:45,720
‫بالاخره، روز خداحافظی رسید

860
00:46:45,720 --> 00:46:48,680
‫با دوتا مادر اصلی آخر:

861
00:46:49,560 --> 00:46:50,560
‫کلامزی

862
00:46:52,000 --> 00:46:53,040
‫و سویز.

863
00:46:55,280 --> 00:46:56,880
‫کلی خاطرات خوب ازشون داریم.

864
00:46:56,880 --> 00:46:58,080
‫آره، می‌دونم.

865
00:46:58,800 --> 00:47:02,680
‫تنها خبر خوب توی این ماجرای غم‌انگیز اینه که

866
00:47:02,840 --> 00:47:07,280
‫این دوتا حداقل از کشتارگاه نجات پیدا کردن.

867
00:47:08,320 --> 00:47:10,120
‫اونا دارن میرن به یه مزرعه که...

868
00:47:10,120 --> 00:47:12,640
‫مثل یه مدرسه‌ست، که بچه‌ها می‌رن اونجا،

869
00:47:12,640 --> 00:47:14,560
‫و می‌گن: «اینا خوک هستن.»

870
00:47:15,280 --> 00:47:16,800
‫اوه، دخترا، عاشق اونجا می‌شین.

871
00:47:16,800 --> 00:47:18,520
‫اونا قراره...

872
00:47:18,600 --> 00:47:20,800
‫قراره بشن مدیرهای یه مدرسه.

873
00:47:20,800 --> 00:47:24,360
‫آره، خب، اونا می‌رن
‫تا واسه نمایش توی یه مدرسه باشن.

874
00:47:24,360 --> 00:47:26,640
‫- اسم‌هاشون رو نگه می‌دارین؟
‫- آره.

875
00:47:26,640 --> 00:47:29,200
‫- کلامزی و سویز.
‫- کلامزی و سویز، آره.

876
00:47:29,200 --> 00:47:30,200
‫اونا دارن به خونه‌های خیلی خوبی میرن.

877
00:47:30,200 --> 00:47:33,080
‫خب، نکته‌ی مهم همینه، چون این دوتا محشرن.

878
00:47:33,800 --> 00:47:35,960
‫اگه قرار بود برن که خورده بشن،

879
00:47:35,960 --> 00:47:38,040
‫واقعاً نمی‌تونستم تحمل کنم.

880
00:47:39,040 --> 00:47:41,920
‫می‌دونستی اونا چهار دسته بچه‌خوک داشتن، لیسا؟

881
00:47:41,920 --> 00:47:44,360
‫می‌دونی در مجموع روی هم چندتا بچه آوردن؟

882
00:47:44,360 --> 00:47:45,320
‫نه.

883
00:47:45,320 --> 00:47:48,280
‫چهار دسته، خب؟ ۷۰ تا بچه خوک زنده موندن.

884
00:47:48,440 --> 00:47:50,000
‫- ۷۰ تا؟
‫- ۷۰ تا.

885
00:47:50,160 --> 00:47:52,760
‫- دخترای خوب.
‫- در واقع این خیلی خوبه.

886
00:47:52,760 --> 00:47:55,240
‫اوه، ببین. بیا.

887
00:47:55,760 --> 00:47:58,040
‫داری اونجا با کلامزی سروکله می‌زنی.

888
00:47:58,440 --> 00:48:00,040
‫اوه، کارت عالی بود، لیسا.

889
00:48:01,080 --> 00:48:03,960
‫و اونم سویز که ببین، صبورانه منتظره.

890
00:48:04,040 --> 00:48:05,280
‫سلام، سویز.

891
00:48:06,240 --> 00:48:09,080
‫خوک خوب کیه؟ خوک خوب کیه؟

892
00:48:10,280 --> 00:48:11,720
‫خوک خوب کیه؟

893
00:48:12,560 --> 00:48:14,400
‫دلمون واستون تنگ می‌شه.

894
00:48:14,560 --> 00:48:16,240
‫دلمون واستون تنگ می‌شه.

895
00:48:20,280 --> 00:48:21,600
‫یالا، سویز.

896
00:48:24,000 --> 00:48:25,000
‫بیا.

897
00:48:25,080 --> 00:48:27,600
‫- برو. زود باش.
‫- برو داخل.

898
00:48:27,920 --> 00:48:29,240
‫برو.

899
00:48:30,200 --> 00:48:31,240
‫برو.

900
00:48:36,480 --> 00:48:37,840
‫بسیار خب، مارک. سفر بی‌خطر.

901
00:48:37,840 --> 00:48:39,120
‫آره، خواهش می‌کنم. خیلی ممنون.

902
00:48:39,120 --> 00:48:41,640
‫- ممنون.
‫- ممنون، خیلی ممنون.

903
00:48:55,720 --> 00:48:58,240
‫کارت عالی بود. تو بهشون زندگی خوبی دادی.

904
00:48:58,680 --> 00:48:59,880
‫اوه...

905
00:49:00,280 --> 00:49:01,400
‫چیزی نیست.

906
00:49:02,560 --> 00:49:03,560
‫چیزی نیست...

907
00:49:12,160 --> 00:49:14,880
‫یالا، خوک‌ها! به دیدلی اسکوات خوش اومدین.

908
00:49:14,960 --> 00:49:16,080
‫اوه!

909
00:49:16,520 --> 00:49:18,000
‫شما خیلی بامزه‌این!

910
00:49:18,160 --> 00:49:19,640
‫محشر نیستن؟

911
00:49:29,480 --> 00:49:32,040
‫اون ماده‌خوک حالا قراره بره پیش لیسا.

912
00:49:32,200 --> 00:49:33,280
‫جرمی!

913
00:49:35,480 --> 00:49:37,360
‫کی قراره ازشون مراقبت کنه؟

914
00:49:38,560 --> 00:49:39,480
‫من!

915
00:49:39,880 --> 00:49:41,680
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

916
00:49:41,680 --> 00:49:44,560
‫یکی از خوک‌ها توی جیبم بالا آورده؟

917
00:49:44,680 --> 00:49:47,320
‫- وقتی تو اینجا نیستی؟
‫- کیلب.

918
00:49:52,400 --> 00:49:56,320
‫یه حصار جدید توی این امتداد و به سمت بالا بذارین،
‫که خیلی راحت انجام می‌شه، خب؟

919
00:49:57,040 --> 00:49:58,080
‫هی.

920
00:50:04,280 --> 00:50:06,960
‫اوه، داره شیر می‌خوره. کوچولو.

921
00:50:07,160 --> 00:50:08,800
‫کارت عالی بود، مامان!

922
00:50:09,400 --> 00:50:10,600
‫ده تا بچه خوک.

923
00:50:11,400 --> 00:50:14,480
‫این بهترین بخش کشاورزی من تا الان بوده.

924
00:50:19,600 --> 00:50:21,160
‫معلومه داره لهشون می‌کنه.

925
00:50:21,160 --> 00:50:22,960
‫اوه نه...

926
00:50:34,840 --> 00:50:36,320
‫خداحافظ، بارونس.

927
00:50:36,520 --> 00:50:38,600
‫خدایا.

928
00:50:41,360 --> 00:50:43,080
‫متنفرم که اینو اعتراف کنم، خب؟

929
00:50:43,320 --> 00:50:45,360
‫حلقه‌ی کلارکسون جواب داد.

930
00:50:45,880 --> 00:50:47,160
‫اوه خدای من!

931
00:50:47,760 --> 00:50:48,880
‫یه عالمه‌ست!

932
00:50:59,240 --> 00:51:01,320
‫ببین چقدر بداخلاق شده!

933
00:51:01,480 --> 00:51:04,440
‫این دقیقاً ریچارد همونده، وقتی نوشیدنیش رو می‌ریزی.

934
00:51:11,800 --> 00:51:13,480
‫این آرومش می‌کنه، ببین.

935
00:51:22,400 --> 00:51:27,400
‫«ترجمه از حـامـد»

936
00:51:29,640 --> 00:51:30,760
‫[آنچه خواهید دید...]

937
00:51:30,760 --> 00:51:33,360
‫آپولو کیلب، اینجا مرکز کنترل هیوستونه.

938
00:51:33,560 --> 00:51:34,920
‫رفیق، تو وارد سیستم تراکتور من شدی؟

939
00:51:34,920 --> 00:51:36,000
‫منو «خلبان» صدا کن.

940
00:51:36,000 --> 00:51:38,840
‫اولین شب غذای جرأت توی کافه‌ی سگ کشاورز.

941
00:51:38,840 --> 00:51:40,760
‫اینجا مغز گوسفند داریم. دل شکم‌پر؟

942
00:51:40,760 --> 00:51:41,920
‫بوش کردی؟

943
00:51:41,920 --> 00:51:44,120
‫طعمشون دیوانه‌کننده‌ست.

944
00:51:45,320 --> 00:51:47,520
‫- آر‌پی۳۳! یه کمک‌هزینه پیدا کردی.
‫- آره.

945
00:51:47,600 --> 00:51:49,920
‫اونا بهمون پول می‌دن تا سرعت آب رو کم کنیم.

946
00:51:50,000 --> 00:51:51,680
‫اون دستگاه شگفت‌انگیزه.

947
00:51:51,680 --> 00:51:53,760
‫اولین بچه‌ی اندگیم!

948
00:51:54,960 --> 00:51:56,120
‫یه سر داره میاد بیرون.

949
00:51:56,120 --> 00:51:57,160
‫حالا همه‌اش در اختیار توئه، آره؟

