﻿1
00:00:16,975 --> 00:00:18,643
‫آنچه گذشت...

2
00:00:18,643 --> 00:00:22,647
‫میراندا چیزهایی رو که اینجا می‌دید
‫نقاشی می‌کرد.

3
00:00:22,647 --> 00:00:27,068
‫یکی از اون نقاشی‌ها
‫تصویر یه مرد با کت زرد بود.

4
00:00:29,738 --> 00:00:31,698
‫فکر می‌کردم اونم مثل ماست.

5
00:00:33,783 --> 00:00:35,535
‫اما مثل ما نبود.

6
00:00:35,535 --> 00:00:39,330
‫وقتی مامان رو کنار درخت بطری پیدا کردم دیدمش.

7
00:00:40,498 --> 00:00:41,666
‫داشت مامان رو می‌خورد.

8
00:00:44,002 --> 00:00:46,337
‫تاحالا به این فکر کردی که شاید
‫همه اینا فقط یه خواب باشه؟

9
00:00:49,716 --> 00:00:51,885
‫اون چیزی که تو وجودم حمل می‌کردم...
‫هنوز حسش می‌کنم.

10
00:00:51,885 --> 00:00:52,886
‫انگار با هم در ارتباطیم.

11
00:00:52,886 --> 00:00:56,389
‫بخشی از من، همون چیزی رو حس می‌کنه
‫که اون حس می‌کنه.

12
00:00:59,642 --> 00:01:01,728
‫یه چیزی درباره اون عروسک‌ها هست.

13
00:01:01,728 --> 00:01:04,355
‫فکر کنم قبلاً دیدمشون.

14
00:01:11,237 --> 00:01:12,739
‫یادم اومد.

15
00:01:12,739 --> 00:01:14,657
‫یادم اومد چطوری بهشون صدمه بزنم.

16
00:01:17,535 --> 00:01:19,913
‫اینجاست که بچه‌ها قربانی شدن.

17
00:01:19,913 --> 00:01:22,457
‫بگو وقتی همین الانشم شکست خوردیم،
‫چطور نجاتشون بدیم!

18
00:01:22,457 --> 00:01:26,294
‫ازم می‌خوای تو یه عملیات انتحاری کمک کنم، چون...

19
00:01:26,294 --> 00:01:28,671
‫فکر می‌کنی استخون‌های بچه‌ها اون پایین دفن شده!

20
00:01:28,671 --> 00:01:31,007
‫آره! یه در مخفی اونجا بود.

21
00:01:31,007 --> 00:01:33,927
‫یادت میاد دری توی زیرزمین
‫اقامتگاه گروهی دیده باشی؟

22
00:01:33,927 --> 00:01:36,429
‫تو می‌خوای من برم توی اون تونل‌ها!

23
00:01:36,429 --> 00:01:38,723
‫پس اون در لعنتی رو نشونم بده!

24
00:01:39,849 --> 00:01:42,936
‫- یا خدا.
‫- باید یه نقشه بکشیم.

25
00:02:00,453 --> 00:02:02,372
‫- تونستی؟
‫- هنوز نه.

26
00:02:07,085 --> 00:02:08,378
‫می‌خوام خرابش کنم.

27
00:02:08,378 --> 00:02:09,629
‫نه. می‌دونی چیه؟

28
00:02:09,629 --> 00:02:13,466
‫اگه پلمپ شده،
‫احتمالاً بهتره همون‌طوری بمونه.

29
00:02:13,466 --> 00:02:15,343
‫- آره؟
‫- آره.

30
00:02:27,772 --> 00:02:29,983
‫فقط محض احتیاط.

31
00:02:29,983 --> 00:02:33,611
‫زندگی‌مون واقعاً عجیبه، لعنتی.

32
00:02:33,611 --> 00:02:35,655
‫آره، عجیبه.

33
00:02:42,537 --> 00:02:43,538
‫هیچی؟

34
00:02:43,538 --> 00:02:45,081
‫طبقه بالا نیست.

35
00:02:45,081 --> 00:02:47,000
‫شاید اون...

36
00:02:49,002 --> 00:02:50,128
‫ولش کن.

37
00:02:50,128 --> 00:02:51,671
‫عصر بخیر.

38
00:02:53,965 --> 00:02:55,383
‫- ناخوش احواله.
‫- آره.

39
00:02:55,383 --> 00:02:57,051
‫واقعاً فکر می‌کنی الان وقت مناسبی برای...

40
00:02:57,051 --> 00:02:59,012
‫چاره‌ای ندارم.

41
00:03:00,555 --> 00:03:02,056
‫خب، می‌خوای باهات بیام؟

42
00:03:02,056 --> 00:03:03,266
‫نه، خودم حلش می‌کنم.

43
00:03:06,603 --> 00:03:07,854
‫هنری.

44
00:03:07,854 --> 00:03:09,522
‫چی شده؟ کاری از دستم برمیاد؟

45
00:03:09,522 --> 00:03:13,276
‫هی، میشه بیای بالا یه کلمه باهات حرف بزنم؟

46
00:03:14,360 --> 00:03:15,403
‫چی شده؟

47
00:03:15,403 --> 00:03:16,696
‫هیچی، هیچی.

48
00:03:16,696 --> 00:03:17,864
‫ویکتور حالش خوبه؟

49
00:03:17,864 --> 00:03:19,699
‫ویکتور خوبه. ببین، من فقط...

50
00:03:19,699 --> 00:03:21,701
‫یه چیزی هست که باید به همه بگم.

51
00:03:21,701 --> 00:03:23,036
‫اما چیزیه که فکر می‌کنم...

52
00:03:23,036 --> 00:03:24,913
‫تو و ویکتور باید اول بشنوید.

53
00:03:24,913 --> 00:03:27,040
‫واسه همین، فقط می‌خوام با دوتاتون حرف بزنم؛ همین.

54
00:03:27,040 --> 00:03:28,708
‫باشه.

55
00:03:28,708 --> 00:03:30,501
‫نه، خوبم!

56
00:03:30,501 --> 00:03:31,586
‫مطمئنی؟

57
00:03:31,586 --> 00:03:32,921
‫لازمه دوباره بگم؟

58
00:03:50,730 --> 00:03:53,399
‫اینا لباسای باباست؟

59
00:03:53,399 --> 00:03:55,818
‫آره.

60
00:03:55,818 --> 00:03:58,196
‫بعضی وقتا منم دوست دارم وسایلش رو نگاه کنم.

61
00:04:02,575 --> 00:04:04,494
‫جولی اومد خونه.

62
00:04:07,705 --> 00:04:08,915
‫باشه.

63
00:04:13,878 --> 00:04:15,338
‫بیا بریم حرف بزنیم، باشه؟

64
00:04:18,591 --> 00:04:20,593
‫عروسک‌های غول‌پیکر؟

65
00:04:20,593 --> 00:04:22,887
‫مامان بود که کشتش.

66
00:04:22,887 --> 00:04:26,724
‫با یه توتم جادویی بهش زد.

67
00:04:26,724 --> 00:04:28,434
‫از کجا می‌دونستی که جواب میده؟

68
00:04:29,769 --> 00:04:32,605
‫خب، من...

69
00:04:36,442 --> 00:04:38,027
‫یادم اومد.

70
00:04:38,027 --> 00:04:39,487
‫چی یادت اومد؟

71
00:04:42,824 --> 00:04:45,535
‫یه چیزی هست که باید به هردوتون بگم.

72
00:04:45,535 --> 00:04:47,537
‫و چیزیه که...

73
00:04:47,537 --> 00:04:51,541
‫خیلی برام سخت بوده که...

74
00:04:51,541 --> 00:04:52,959
‫درکش کنم.

75
00:04:52,959 --> 00:04:54,168
‫باورش کنم.

76
00:04:54,168 --> 00:04:57,672
‫مامان، هر چی هست، فقط... فقط بگو.

77
00:05:02,802 --> 00:05:05,013
‫من قبلاً اینجا بودم.

78
00:05:05,013 --> 00:05:07,557
‫چندین بار.

79
00:05:07,557 --> 00:05:09,058
‫برمی‌گرده به همون اولِ اول.

80
00:05:13,146 --> 00:05:16,149
‫آخرین باری که اینجا بودم، من میراندا بودم.

81
00:05:16,149 --> 00:05:18,609
‫مادر ویکتور بودم.

82
00:05:19,944 --> 00:05:22,196
‫دیوونه شدی؟

83
00:05:22,196 --> 00:05:23,698
‫هنری...

84
00:05:23,698 --> 00:05:26,784
‫نمی‌خوام این چرت ‌و پرت‌ها رو بشنوم.

85
00:05:26,784 --> 00:05:31,205
‫اصلاً می‌فهمی چی... چطور جرات می‌کنی؟

86
00:05:31,205 --> 00:05:32,290
‫چطور...

87
00:05:32,290 --> 00:05:33,791
‫شاید بهتر باشه بشینی.

88
00:05:33,791 --> 00:05:34,834
‫نکن!

89
00:05:34,834 --> 00:05:37,879
‫به من نگو چی کار کنم!

90
00:05:37,879 --> 00:05:40,006
‫میای اینجا...

91
00:05:40,006 --> 00:05:43,676
‫و این حرف‌ها رو می‌زنی؟

92
00:05:43,676 --> 00:05:47,680
‫اینکه همسر من... نه.

93
00:05:47,680 --> 00:05:49,599
‫ویکتور، پاشو بریم.

94
00:05:49,599 --> 00:05:52,602
‫مجبور نیستی اینا رو بشنوی.

95
00:05:52,602 --> 00:05:54,771
‫اشکالی نداره، بابا.

96
00:05:54,771 --> 00:05:56,689
‫اشکالی نداره؟ خیلی هم اشکال داره!

97
00:05:56,689 --> 00:05:58,107
‫خیلی خب، بیاید همه‌مون...

98
00:05:58,107 --> 00:05:59,692
‫نه!

99
00:05:59,692 --> 00:06:01,110
‫دیگه بسه.

100
00:06:05,656 --> 00:06:09,911
‫ویکتور، همه چیزهایی که گفتم رو متوجه شدی؟

101
00:06:11,329 --> 00:06:13,164
‫کسی ادعا نمی‌کنه که تبیتا...

102
00:06:13,164 --> 00:06:15,750
‫وقتی گفتم اون قبلاً اینجا بوده، که مادر تو بوده،

103
00:06:15,750 --> 00:06:17,043
‫باید درک کنی...

104
00:06:17,043 --> 00:06:20,129
‫خواهش می‌کنم بسه.
‫دیگه نمی‌خوام حرف بزنی.

105
00:06:21,589 --> 00:06:22,924
‫باشه.

106
00:06:25,051 --> 00:06:28,012
‫من...

107
00:06:28,012 --> 00:06:29,597
‫فکر کنم باید...

108
00:06:29,597 --> 00:06:31,891
‫باید درباره‌ی اون مرد کت زرده بفهمیم.

109
00:06:33,976 --> 00:06:36,938
‫چه ربطی به اون داره؟

110
00:06:36,938 --> 00:06:42,652
‫همه‌ چی. اگه اون برگشته باشه...

111
00:06:42,652 --> 00:06:45,530
‫ممکنه همه ‌چی دوباره اتفاق بیفته.

112
00:08:51,656 --> 00:08:56,369
‫اگه تو و تبیتا قبلاً اینجا بودید یعنی...

113
00:08:56,369 --> 00:09:00,831
‫یعنی ما همه‌مون قبلاً اینجا بودیم؟

114
00:09:00,831 --> 00:09:01,958
‫نه.

115
00:09:01,958 --> 00:09:03,918
‫فکر نکنم.

116
00:09:03,918 --> 00:09:05,753
‫پس ما اینجا چه غلطی می‌کنیم؟

117
00:09:07,421 --> 00:09:11,676
‫این بچه‌هایی که قربانی شدن...

118
00:09:12,635 --> 00:09:17,807
‫این همه ساله که دارن به من و تبیتا التماس می‌کنن
‫که کمکشون کنیم،

119
00:09:17,807 --> 00:09:19,392
‫تموم این سال‌ها،

120
00:09:19,392 --> 00:09:22,061
‫و فکر می‌کنم یه جورایی،

121
00:09:22,061 --> 00:09:23,688
‫شاید تو هم اون صدا رو شنیدی.

122
00:09:23,688 --> 00:09:25,940
‫میشه یه لحظه مکث کنیم
‫و درباره‌ی این حرف بزنیم که

123
00:09:25,940 --> 00:09:29,277
‫همه‌ی اینا از یه توهم قارچی میاد؟

124
00:09:29,277 --> 00:09:31,779
‫آخه این چه فرقی با بقیه‌ی
‫نظریه‌های دیوانه‌واری داره

125
00:09:31,779 --> 00:09:34,073
‫که مردم درباره‌ی این مکان داشتن؟

126
00:09:34,073 --> 00:09:36,367
‫به‌خاطر اون دری که تو زیرزمین بود.

127
00:09:36,367 --> 00:09:37,785
‫همون دری که پشت دیوار بود.

128
00:09:37,785 --> 00:09:40,329
‫ببین کریستی، اولین نفری که همه‌ی
‫این حرف‌ها رو چرندیات نامید من بودم،

129
00:09:40,329 --> 00:09:42,456
‫باشه، ولی حقیقت اینه که

130
00:09:42,456 --> 00:09:44,041
‫جید توی اون توهم چیزی دید

131
00:09:44,041 --> 00:09:46,085
‫که امکان نداشت از قبل بدونه.

132
00:09:46,085 --> 00:09:49,046
‫ولی از کجا بدونیم که این فقط...

133
00:09:49,046 --> 00:09:51,465
‫آخه این مکان چیزهای عجیب‌غریب زیادی
‫می‌کنه تو کله‌مون.

134
00:09:51,465 --> 00:09:52,633
‫می‌دونم.

135
00:09:52,633 --> 00:09:54,594
‫باور کن، منم به این فکر کردم.

136
00:09:54,594 --> 00:09:56,929
‫پس این چه فرقی داره؟

137
00:09:56,929 --> 00:09:59,765
‫به‌خاطر کاری که با جیم کردن.

138
00:09:59,765 --> 00:10:05,396
‫اون پیامی که روی دیوار بود،
‫«آگاهی بهایی داره».

139
00:10:05,396 --> 00:10:08,566
‫ممکنه جیم به‌خاطر چیزهایی که

140
00:10:08,566 --> 00:10:13,029
‫تبیتا و جید به یاد آوردن مرده باشه.

141
00:10:13,029 --> 00:10:15,489
‫ببینید، اون پیام فقط برای ترسوندن ما بود.

142
00:10:15,489 --> 00:10:20,620
‫ولی فکر کنم اون پیام یه چیز دیگه رو به ما میگه.

143
00:10:20,620 --> 00:10:22,455
‫اینکه ما نزدیکیم.

144
00:10:22,455 --> 00:10:26,000
‫برای اولین بار،
‫نزدیکیم که این مکان رو کشف کنیم.

145
00:10:27,627 --> 00:10:29,837
‫وقتی دشمنت تهدیدت می‌کنه، درسته؟

146
00:10:29,837 --> 00:10:32,548
‫سعی می‌کنه بترسونتت،

147
00:10:32,548 --> 00:10:35,092
‫این یعنی اونا ازت می‌ترسن.

148
00:10:35,092 --> 00:10:37,845
‫و تو فکر می‌کنی این مکان از ما می‌ترسه

149
00:10:37,845 --> 00:10:39,930
‫که داریم استخوان‌های این بچه‌ها رو بیرون می‌کشیم،

150
00:10:39,930 --> 00:10:42,516
‫چون شاید این همون چیزی باشه
‫که ما رو به خونه می‌رسونه؟

151
00:10:42,516 --> 00:10:43,726
‫آره.

152
00:10:51,609 --> 00:10:52,860
‫فکر کنم بهشون گفتی.

153
00:10:52,860 --> 00:10:54,445
‫هنری...

154
00:10:54,445 --> 00:10:56,947
‫این... این حقیقت نداره.

155
00:10:56,947 --> 00:10:58,449
‫هنری.

156
00:10:58,449 --> 00:11:00,076
‫هر چی... هر چی اون درباره‌ی زنم گفت،

157
00:11:00,076 --> 00:11:04,580
‫درباره‌ی تبیتا، درباره‌ی اون،

158
00:11:04,580 --> 00:11:05,998
‫حقیقت نداره!

159
00:11:05,998 --> 00:11:07,667
‫کاری که داری می‌کنی...

160
00:11:07,667 --> 00:11:08,709
‫باشه.

161
00:11:08,709 --> 00:11:10,044
‫درست نیست.

162
00:11:14,048 --> 00:11:15,049
‫درستش می‌کنم.

163
00:11:18,427 --> 00:11:20,554
‫هنری، صبر کن.

164
00:11:20,554 --> 00:11:22,515
‫میراندا درست می‌گفت!

165
00:11:22,515 --> 00:11:25,017
‫هی! اسمش رو به زبون نیار!

166
00:11:25,017 --> 00:11:27,144
‫گوش بده به من. نجات دادن اون بچه‌ها

167
00:11:27,144 --> 00:11:28,854
‫تنها راهیه که همه‌مون رو برگردونه خونه.

168
00:11:28,854 --> 00:11:30,064
‫نه!

169
00:11:30,064 --> 00:11:31,732
‫داریم سعی می‌کنیم
‫کاری که اون شروع کرد رو تموم کنیم!

170
00:11:31,732 --> 00:11:34,902
‫نه! نه، تو به من گوش بده.

171
00:11:34,902 --> 00:11:37,071
‫شاید فکر می‌کنی داری به مردم کمک می‌کنی.

172
00:11:37,071 --> 00:11:41,409
‫شاید فکر می‌کنی اونقدر باهوشی
‫که می‌تونی همه رو به خونه برگردونی،

173
00:11:41,409 --> 00:11:42,910
‫ولی بهت قول میدم،

174
00:11:42,910 --> 00:11:46,747
‫تنها چیزی که به بار میاری درده.

175
00:11:46,747 --> 00:11:50,418
‫تو نمی‌تونی چیزهای مرده رو نجات بدی!

176
00:11:50,418 --> 00:11:52,461
‫مهم نیست چقدر فکر می‌کنی باهوش لعنتی هستی.

177
00:11:56,006 --> 00:11:57,341
‫هی.

178
00:11:58,843 --> 00:12:00,761
‫بهش زمان بده.

179
00:12:00,761 --> 00:12:02,847
‫آروم میشه.

180
00:12:02,847 --> 00:12:04,598
‫کارهای زیادی داریم.

181
00:12:04,598 --> 00:12:05,850
‫آره.

182
00:12:28,539 --> 00:12:30,040
‫داری چی کار می‌کنی؟

183
00:12:30,040 --> 00:12:32,668
‫هیچ کار.

184
00:12:32,668 --> 00:12:35,087
‫جولی، بوش از پنجره میاد.

185
00:12:38,924 --> 00:12:41,635
‫فقط... کمک می‌کنه مسائل رو هضم کنم.

186
00:12:41,635 --> 00:12:43,971
‫خب؟

187
00:12:43,971 --> 00:12:45,264
‫جدی؟

188
00:12:45,264 --> 00:12:46,932
‫بعد از همه‌ی چیزهایی که دیشب بهمون گفتی،

189
00:12:46,932 --> 00:12:48,684
‫این همون چیزیه که می‌خوای بهش پناه ببری؟

190
00:12:48,684 --> 00:12:50,060
‫می‌خوای ایتن این رو ببینه؟

191
00:12:50,060 --> 00:12:51,979
‫چی رو؟

192
00:12:51,979 --> 00:12:53,147
‫هیچی، هیچی.

193
00:12:55,024 --> 00:12:56,817
‫پس، حالا ویکتور برادر منه؟

194
00:12:56,817 --> 00:12:58,194
‫چی؟

195
00:12:58,194 --> 00:13:00,488
‫خب، اگه تو میراندا هستی،

196
00:13:00,488 --> 00:13:04,033
‫اون‌وقت من و ویکتور نباید برادر باشیم؟

197
00:13:04,033 --> 00:13:06,827
‫اینا واقعی نیست، ایتن.

198
00:13:06,827 --> 00:13:08,537
‫چی؟

199
00:13:08,537 --> 00:13:10,748
‫ببین مامان، می‌دونم تو و جید فکر می‌کنید

200
00:13:10,748 --> 00:13:13,834
‫این معمای بزرگ اینجا رو حل کردید ولی...

201
00:13:13,834 --> 00:13:15,169
‫واقعی نیست.

202
00:13:16,796 --> 00:13:18,756
‫این مکان به ما واقعیت رو نمیده.

203
00:13:18,756 --> 00:13:22,176
‫ایده‌های داغون و پیچیده‌ای میده.

204
00:13:22,176 --> 00:13:24,970
‫باشه، باشه، جولی، به من گوش کن.

205
00:13:24,970 --> 00:13:29,683
‫اگه به هر چیزی، هر شک و تردیدی داشتم،

206
00:13:29,683 --> 00:13:32,311
‫اصلاً چیزی نمی‌گفتم.

207
00:13:32,311 --> 00:13:35,022
‫جید و بوید هم به همه‌ی اهالی اقامتگاه گروهی نمی‌گفتن.

208
00:13:35,022 --> 00:13:36,857
‫- به مردم گفتن؟
‫- آره!

209
00:13:36,857 --> 00:13:39,568
‫- دیوونه شدی؟
‫- این می‌تونه راه برگشتنمون به خونه باشه!

210
00:13:39,568 --> 00:13:41,695
‫مامان! کاش مردم دست از این مزخرفات برمی‌داشتن.

211
00:13:41,695 --> 00:13:43,239
‫کجا داری میری؟

212
00:13:43,239 --> 00:13:44,698
‫یه جایی که ایتن نبینه.

213
00:13:44,698 --> 00:13:46,951
‫- یعنی چی؟
‫- هیچی. جولی!

214
00:13:46,951 --> 00:13:48,077
‫چی؟

215
00:13:50,204 --> 00:13:52,832
‫باید بدونم حالت خوبه.

216
00:13:54,959 --> 00:13:56,627
‫حالم خوب نیست.

217
00:13:59,880 --> 00:14:01,674
‫ولی به خودم آسیب نمی‌زنم.

218
00:14:03,092 --> 00:14:04,051
‫پس...

219
00:14:16,772 --> 00:14:19,233
‫ویکتور اومد.

220
00:14:24,238 --> 00:14:25,239
‫سلام.

221
00:14:30,244 --> 00:14:32,746
‫سلام، ویکتور.

222
00:14:32,746 --> 00:14:37,585
‫باید... باید درباره‌ی مرد کت زرد بفهمم.

223
00:14:41,046 --> 00:14:44,216
‫این یعنی باید یه کار ترسناک انجام بدم.

224
00:14:44,216 --> 00:14:47,219
‫لطفاً باهام میای؟

225
00:14:52,266 --> 00:14:55,603
‫دارم میگم فقط یه فرصت برای این کار داریم.

226
00:14:55,603 --> 00:14:58,272
‫پس باید هر سوالی که به ذهنمون می‌رسه بپرسیم

227
00:14:58,272 --> 00:15:00,983
‫و بعد دوباره همون‌ها رو بپرسیم.

228
00:15:00,983 --> 00:15:03,819
‫پس غیر از ما سه نفر، کی توی تونل‌ها بوده؟

229
00:15:03,819 --> 00:15:05,779
‫ویکتور قطعاً بوده.

230
00:15:05,779 --> 00:15:07,740
‫تبیتا هم وقتی خونه فرو ریخت.

231
00:15:07,740 --> 00:15:09,783
‫عالیه.
‫این یه شروعه.

232
00:15:09,783 --> 00:15:11,869
‫هر اطلاعاتی که می‌تونیم درباره‌ی
‫نقشه‌ی اونجا به دست بیاریم لازم داریم.

233
00:15:11,869 --> 00:15:14,955
‫نقشه بکشید، طرح بزنید...
‫هر کاری لازمه بکنید.

234
00:15:14,955 --> 00:15:17,124
‫برام مهم نیست.
‫می‌خوام تک‌تک ورودی‌ها

235
00:15:17,124 --> 00:15:18,918
‫و خروجی‌های اون اتاق رو بدونم،

236
00:15:18,918 --> 00:15:20,753
‫اینکه چقدر باید حفاری کنیم،

237
00:15:20,753 --> 00:15:24,673
‫و بعدش بفهمیم چطوری خودمون رو به کشتن ندیم.

238
00:15:26,800 --> 00:15:28,302
‫درسته؟
‫با رندال حرف بزن.

239
00:15:28,302 --> 00:15:29,762
‫درباره‌ی چی؟

240
00:15:29,762 --> 00:15:31,138
‫اون کلی وقت توی اتوبوس بود

241
00:15:31,138 --> 00:15:33,307
‫و شب‌ها می‌دید اون چیزا از جنگل میان بیرون.

242
00:15:33,307 --> 00:15:36,352
‫پس باید هرچقدر می‌تونیم
‫درباره‌ی رفتارهاشون اطلاعات جمع کنیم،

243
00:15:36,352 --> 00:15:39,355
‫الگوهاشون... حداقل یه شمارش تقریبی
‫ازشون داشته باشیم.

244
00:15:39,355 --> 00:15:41,357
‫خیلی خب، اگه قراره بریم توی لونه‌شون،

245
00:15:41,357 --> 00:15:44,068
‫می‌خوام دقیق بدونم با چندتاشون طرفیم.
‫درسته.

246
00:15:44,068 --> 00:15:46,111
‫این مکان کار رو برامون آسون نمی‌کنه.

247
00:15:46,111 --> 00:15:48,197
‫همین که فشار بیاریم، اونم محکم پس می‌زنه.

248
00:15:48,197 --> 00:15:50,199
‫آره. من یه فکری درباره‌ی اون دارم، پس...

249
00:15:51,992 --> 00:15:53,202
‫دستت چی شده؟

250
00:15:54,411 --> 00:15:56,330
‫هیچی، هیچی.

251
00:15:56,330 --> 00:15:58,040
‫ببینین، ما همین الان به همه‌ی آدمای اون بیرون

252
00:15:58,040 --> 00:15:59,708
‫یه مشت حرف واقعاً داغون‌کننده زدیم.

253
00:15:59,708 --> 00:16:02,002
‫هرچی بیشتر فرصت داشته باشن
‫تو ذهنشون باهاش کلنجار برن،

254
00:16:02,002 --> 00:16:04,421
‫احتمالش بیشتره یکی به سرش بزنه
‫یه کار احمقانه بکنه.

255
00:16:04,421 --> 00:16:08,842
‫پس باید هوشمندانه انجامش بدیم،
‫ولی باید سریع انجامش بدیم.

256
00:16:10,427 --> 00:16:11,845
‫مشغول بشیم.

257
00:16:11,845 --> 00:16:13,347
‫چشم، قربان.

258
00:16:21,814 --> 00:16:23,691
‫روزای ساده‌تری بودن، نه؟

259
00:16:27,361 --> 00:16:29,822
‫اون کاری که بهم دادی
‫فقط برای مشغول کردنم نبود، نه؟

260
00:16:29,822 --> 00:16:31,281
‫نه.

261
00:16:31,281 --> 00:16:33,158
‫امیدوار بودم شاید یه چیز به‌دردبخور

262
00:16:33,158 --> 00:16:35,869
‫درباره‌ی تبیتا و جید پیدا کنی.

263
00:16:35,869 --> 00:16:37,871
‫واقعاً فکر می‌کنی که اونا...

264
00:16:37,871 --> 00:16:41,250
‫ببین، ما داریم درباره‌ی تناسخ حرف می‌زنیم، خب؟

265
00:16:41,250 --> 00:16:43,711
‫- این دیگه یه چیز کاملاً متفاوته...
‫- آره...

266
00:16:43,711 --> 00:16:45,254
‫آره.

267
00:16:45,254 --> 00:16:47,214
‫ببین، اگه قراره بری پایین توی اون تونل‌ها،

268
00:16:47,214 --> 00:16:48,215
‫به کمک نیاز داری.

269
00:16:48,215 --> 00:16:49,883
‫آره، لازم دارم. و من و تو

270
00:16:49,883 --> 00:16:51,927
‫وقتش که رسید درباره‌ش حرف می‌زنیم.

271
00:16:51,927 --> 00:16:54,138
‫ولی الان می‌خوام برگردی توی اون زیرزمین...

272
00:16:54,138 --> 00:16:55,431
‫نه، بوید، من باید...

273
00:16:55,431 --> 00:16:57,224
‫می‌دونی، این فقط...
‫فقط تو نیستی.

274
00:16:57,224 --> 00:16:58,684
‫ما اون پایین یه تیم کامل لازم داریم.

275
00:16:58,684 --> 00:17:01,770
‫و یه تیم دوم هم توی انباری‌های غذاخوری لازم داریم.

276
00:17:01,770 --> 00:17:03,230
‫دنبال چی بگردن؟

277
00:17:03,230 --> 00:17:05,441
‫هر چیزی که درباره‌ی
‫یه مرد با کت‌وشلوار زرد بهم اطلاعات بده.

278
00:17:05,441 --> 00:17:07,818
‫یه مرد...

279
00:17:07,818 --> 00:17:09,236
‫اون دیگه کدوم خریه؟

280
00:17:09,236 --> 00:17:12,239
‫آره. امیدوارم چیزی که پیدا می‌کنی بهم بگه...

281
00:17:12,239 --> 00:17:13,782
‫مطمئنی فقط دنبال یه چیزی نیستی

282
00:17:13,782 --> 00:17:15,993
‫که ذهن همه رو از این دیوونگی لعنتی دور نگه داره؟

283
00:17:15,993 --> 00:17:17,661
‫گوش کن، اگه قراره این کار رو بکنیم،

284
00:17:17,661 --> 00:17:20,706
‫باید دقیق بدونیم اون بیرون چی منتظرمونه.

285
00:17:30,924 --> 00:17:32,801
‫تمام اطلاعاتت همینه؟

286
00:17:32,801 --> 00:17:34,386
‫یه مرد با کت‌وشلوار زرد؟

287
00:17:34,386 --> 00:17:37,097
‫می‌دونیم اواخر دهه‌ی هفتاد اینجا بوده.

288
00:17:37,097 --> 00:17:39,433
‫وقتی ویکتور بچه بوده.

289
00:17:39,433 --> 00:17:41,769
‫فکر کنم همینم یه شروعه.

290
00:17:46,231 --> 00:17:48,317
‫زمونه ساده‌تر.

291
00:17:48,317 --> 00:17:49,276
‫آره.

292
00:18:23,852 --> 00:18:25,312
‫حالش چطوره؟

293
00:18:25,312 --> 00:18:27,189
‫از نظر شناختی، به نظر خوبه.

294
00:18:27,189 --> 00:18:30,317
‫در مورد آسیب احتمالی،
‫سونوگرافی رو از درمانگاه آوردم.

295
00:18:30,317 --> 00:18:31,527
‫و؟

296
00:18:31,527 --> 00:18:33,821
‫چیز فاجعه‌باری ندیدم،

297
00:18:33,821 --> 00:18:37,991
‫ولی بدون سی‌تی یا ام‌آر‌آی...
‫آره،

298
00:18:37,991 --> 00:18:40,410
‫بخش سختش اینه که مجبورش کنیم
‫به خودش فشار نیاره.

299
00:18:40,410 --> 00:18:41,829
‫آره.

300
00:18:41,829 --> 00:18:43,914
‫- خب، می‌تونی بری ببینیش.
‫- کریستی!

301
00:18:43,914 --> 00:18:45,999
‫- چی؟
‫- چی؟ بی‌خیال.

302
00:18:45,999 --> 00:18:48,377
‫باید درباره‌ی جید و تبیتا بهم می‌گفتی.

303
00:18:48,377 --> 00:18:50,254
‫قرار بود تو این ماجرا با هم باشیم.

304
00:18:50,254 --> 00:18:51,630
‫نه، آره. هستیم.
‫هستیم.

305
00:18:51,630 --> 00:18:53,215
‫ولی... هستیم.

306
00:18:53,215 --> 00:18:54,341
‫هستیم.

307
00:18:56,135 --> 00:18:57,261
‫هستیم.

308
00:18:58,512 --> 00:19:00,973
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم.

309
00:19:00,973 --> 00:19:02,975
‫- و لرزش‌ها؟
‫- دارم باهاشون کنار میام.

310
00:19:02,975 --> 00:19:04,518
‫هنوز چیزهایی که وجود ندارن رو می‌بینی؟

311
00:19:04,518 --> 00:19:07,020
‫نه.
‫نه، فقط همون یه بار بود.

312
00:19:08,939 --> 00:19:11,275
‫جون خیلی‌ها دست توئه، بوید.

313
00:19:11,275 --> 00:19:13,360
‫آره.

314
00:19:13,360 --> 00:19:15,195
‫بیا کلینیک.

315
00:19:15,195 --> 00:19:16,905
‫می‌خوام معاینه‌ت کنم.

316
00:19:16,905 --> 00:19:18,949
‫آره. آره.

317
00:19:26,331 --> 00:19:27,416
‫آره.

318
00:19:29,418 --> 00:19:31,044
‫سلام.

319
00:19:33,338 --> 00:19:35,465
‫حالت چطوره؟

320
00:19:35,465 --> 00:19:37,551
‫بهتر از قیافه‌ای که داری.

321
00:19:37,551 --> 00:19:39,678
‫شاید بهتر باشه تو اینجا دراز بکشی.

322
00:19:39,678 --> 00:19:41,555
‫آره، شاید.

323
00:19:41,555 --> 00:19:44,057
‫شنیدم پایین یه جلسه‌ی مهم داشتی.

324
00:19:44,057 --> 00:19:46,059
‫آره، داشتیم.

325
00:19:46,059 --> 00:19:48,520
‫پس فکر کردی ایده‌ی خوبیه

326
00:19:48,520 --> 00:19:51,064
‫که یه خونه پر از آدمای از نظر
‫روانی ناپایدار رو جمع کنی

327
00:19:51,064 --> 00:19:54,026
‫و کل شب رو درباره‌ی تناسخ

328
00:19:54,026 --> 00:19:56,069
‫و استخون‌های بچه‌های مرده حرف بزنی.

329
00:19:56,069 --> 00:19:58,655
‫- چاره‌ای نداشتم.
‫- آره.

330
00:19:58,655 --> 00:20:01,533
‫چون با پتک زدی دیوار منو خراب کردی.

331
00:20:04,036 --> 00:20:06,079
‫اون در چیزیه که باید نگرانش باشیم؟

332
00:20:06,079 --> 00:20:08,415
‫نه، سعی کردیم بازش کنیم، پلمپ شده‌ست.

333
00:20:08,415 --> 00:20:10,000
‫جید گفت به تونل‌ها راه داره،

334
00:20:10,000 --> 00:20:13,587
‫برای همین یه طلسم اضافه روش گذاشتیم
‫که خیالمون راحت باشه.

335
00:20:16,006 --> 00:20:16,965
‫راجر رو دفن کردی؟

336
00:20:18,508 --> 00:20:20,010
‫هنوز تو آلونکه.

337
00:20:20,010 --> 00:20:21,386
‫لعنتی، بوید...

338
00:20:21,386 --> 00:20:22,596
‫باید یه جای جدید پیدا کنیم.

339
00:20:22,596 --> 00:20:25,098
‫- برای چی؟
‫- برای دفن کردن آدما!

340
00:20:25,098 --> 00:20:28,101
‫قبرستون... قبرستون پر شده.

341
00:20:28,101 --> 00:20:30,062
‫جیم و کشیش رو هم به زور جا دادیم.

342
00:20:30,062 --> 00:20:32,940
‫خبر خوب دیگه‌ای هم هست که بخوای بهم بدی؟

343
00:20:32,940 --> 00:20:34,274
‫ببین.

344
00:20:34,274 --> 00:20:36,652
‫باید هر چی درباره‌ی توتم‌‌هایی که

345
00:20:36,652 --> 00:20:39,446
‫از مکان اسکان آوردی می‌دونی رو بهم بگی.

346
00:20:39,446 --> 00:20:42,115
‫همونی که تبیتا استفاده کرد تا اون عروسک رو بکشه.

347
00:20:42,115 --> 00:20:43,492
‫همه‌شو بهت گفتم.

348
00:20:43,492 --> 00:20:45,535
‫دوباره برام بگو.

349
00:20:45,535 --> 00:20:47,162
‫چرا؟

350
00:20:47,162 --> 00:20:49,164
‫چون امشب می‌خوام بفهمم روی اون چیزهایی

351
00:20:49,164 --> 00:20:51,083
‫که از جنگل میان بیرون اثر دارن یا نه.

352
00:20:51,083 --> 00:20:54,044
‫ایده‌ی افتضاحیه.

353
00:20:54,044 --> 00:20:58,006
‫فرض کن واقعاً یکیشون رو بکشی.

354
00:20:59,466 --> 00:21:03,178
‫ظاهراً اونا حتی نمی‌میرن.

355
00:21:03,178 --> 00:21:05,305
‫حاضری جون یه نفر دیگه از بچه‌هامون رو هم

356
00:21:05,305 --> 00:21:07,432
‫مثل فاطیما به خطر بندازی؟

357
00:21:07,432 --> 00:21:11,186
‫چیزی که من می‌خوام اینه که
‫بچه‌هامون رو توی تونل‌ها امن نگه دارم.

358
00:21:11,186 --> 00:21:14,314
‫پس بذار فعلاً با یکی از مشکلات سر و کله بزنیم.

359
00:21:14,314 --> 00:21:16,149
‫باشه؟

360
00:21:16,149 --> 00:21:18,318
‫باشه، پس من سه نفر رو می‌خوام که با الجین

361
00:21:18,318 --> 00:21:20,279
‫برن سراغ انباری غذاخوری،

362
00:21:20,279 --> 00:21:22,406
‫بقیه‌تون هم میاید زیرزمین پیش من.

363
00:21:22,406 --> 00:21:24,533
‫و یادتون باشه، سریع ولی با دقت، باشه؟

364
00:21:24,533 --> 00:21:26,118
‫از پسش برمیایم.

365
00:21:29,329 --> 00:21:30,580
‫تو قراره با اون بری.

366
00:21:30,580 --> 00:21:32,165
‫آقا، شما این طرفید.

367
00:21:52,811 --> 00:21:56,523
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

368
00:21:58,066 --> 00:22:00,610
‫درباره‌ی راجر چیزی می‌دونستی؟

369
00:22:00,610 --> 00:22:03,030
‫راجر؟

370
00:22:03,030 --> 00:22:04,948
‫آره.

371
00:22:06,116 --> 00:22:08,201
‫باغبانی.

372
00:22:08,201 --> 00:22:10,203
‫آره، تقریباً همه‌ی حرف‌هایی که می‌زدیم

373
00:22:10,203 --> 00:22:13,123
‫درباره‌ی باغچه‌ی خونه‌شون بود.

374
00:22:15,083 --> 00:22:17,377
‫مامانم همیشه می‌گفت وقتی آدما می‌میرن،

375
00:22:17,377 --> 00:22:19,838
‫فقط میرن یه جای دیگه.

376
00:22:19,838 --> 00:22:22,382
‫اون خیلی به بهشت و جهنم اعتقاد نداشت؛

377
00:22:22,382 --> 00:22:24,426
‫فقط معتقد بود مرگ یه جور گذره

378
00:22:24,426 --> 00:22:25,719
‫به یه جای دیگه که ما نمی‌تونیم ببینیمش.

379
00:22:28,764 --> 00:22:30,724
‫یادمه وقتی فوت کرد،

380
00:22:30,724 --> 00:22:33,560
‫این حرفش چقدر بهم آرامش داد.

381
00:22:33,560 --> 00:22:36,855
‫ولی اونجا هرجایی که هست،

382
00:22:36,855 --> 00:22:38,648
‫راجر نمی‌تونه بره.

383
00:22:41,193 --> 00:22:43,570
‫چون اون هنوز اینجاست.

384
00:22:43,570 --> 00:22:45,697
‫همه‌شون هنوز اینجان.

385
00:22:52,746 --> 00:22:56,249
‫هر کاری دارن می‌کنن تا اون استخون‌ها رو پیدا کنن،
‫باید کمکشون کنیم.

386
00:23:04,257 --> 00:23:05,634
‫ببین، پس می‌دونیم

387
00:23:05,634 --> 00:23:07,636
‫که اونا معمولاً تو خیابون پخش میشن، درسته؟

388
00:23:07,636 --> 00:23:10,472
‫و طبق حرفای رندال، اونا الگو دارن؛

389
00:23:10,472 --> 00:23:12,099
‫بعضی‌هاشون آیین‌های شبانه دارن

390
00:23:12,099 --> 00:23:13,350
‫و می‌تونیم از این استفاده کنیم.

391
00:23:13,350 --> 00:23:16,853
‫پس فرض کن یکیشون رو اینجا گیر بندازیم.

392
00:23:16,853 --> 00:23:19,106
‫درسته، سریع و حساب‌شده هدف می‌گیریم،
‫می‌چرخیم،

393
00:23:19,106 --> 00:23:20,524
‫و مستقیم برمی‌گردیم تو کلانتری.

394
00:23:20,524 --> 00:23:21,525
‫- درسته؟
‫- قطعاً.

395
00:23:21,525 --> 00:23:23,485
‫و حتی... حتی اگه...

396
00:23:23,485 --> 00:23:25,904
‫حتی اگه در کلانتری هم بسته باشه،

397
00:23:25,904 --> 00:23:29,116
‫کلی راه فرار تو طول خیابون داریم.

398
00:23:29,116 --> 00:23:30,784
‫باشه، اگه یه جای کار بلنگه چی؟

399
00:23:30,784 --> 00:23:32,911
‫خب، بداهه عمل می‌کنیم.

400
00:23:32,911 --> 00:23:36,790
‫ببین، اونا عادت کردن ما تو خونه‌هامون قایم شیم،

401
00:23:36,790 --> 00:23:39,126
‫درها رو قفل کنیم، پرده‌ها رو بکشیم،

402
00:23:39,126 --> 00:23:40,585
‫و سعی کنیم نادیده‌شون بگیریم.

403
00:23:40,585 --> 00:23:41,670
‫آخرین چیزی که انتظار دارن اینه که

404
00:23:41,670 --> 00:23:43,839
‫یکیمون مستقیم بره سمتشون.

405
00:23:43,839 --> 00:23:47,843
‫خلاصه اینکه، این چیزها می‌تونه بهشون صدمه بزنه،

406
00:23:47,843 --> 00:23:50,429
‫حتی سرعتشون رو کم کنه.
‫این باعث میشه رفتن به داخل

407
00:23:50,429 --> 00:23:51,888
‫تونل‌ها خیلی امن‌تر بشه.

408
00:23:51,888 --> 00:23:53,932
‫خب، کی قراره با اون چیز

409
00:23:53,932 --> 00:23:54,933
‫بدوئه بیرون؟

410
00:23:54,933 --> 00:23:56,059
‫من.

411
00:24:03,692 --> 00:24:05,527
‫کسی خونه‌ست؟

412
00:24:05,527 --> 00:24:07,737
‫کسی اینجا نیست؟

413
00:24:13,827 --> 00:24:15,745
‫تبیتا؟

414
00:24:15,745 --> 00:24:18,665
‫باید باهات حرف بزنم.

415
00:24:26,506 --> 00:24:27,507
‫سلام؟

416
00:25:56,054 --> 00:25:59,266
‫این همون ماشینیه که مرد کت زرد
‫باهاش اومد اینجا؟

417
00:25:59,266 --> 00:26:00,809
‫آره.

418
00:26:00,809 --> 00:26:03,019
‫خب، دنبال چه جور سرنخ‌هایی بگردیم؟

419
00:26:03,019 --> 00:26:04,521
‫نمی‌دونم.

420
00:26:04,521 --> 00:26:06,314
‫از صندوق‌عقب شروع کنیم.

421
00:26:26,459 --> 00:26:27,919
‫زیادم ترسناک نیست.

422
00:26:48,815 --> 00:26:50,984
‫اون ماشین میرانداست؟

423
00:26:52,444 --> 00:26:53,903
‫آره.

424
00:27:57,842 --> 00:27:59,719
‫میشه بریم توش؟

425
00:27:59,719 --> 00:28:03,056
‫نه عزیزم، فکر نمی‌کنم فکر خوبی باشه.

426
00:28:03,056 --> 00:28:04,391
‫چرا نباشه؟

427
00:28:13,983 --> 00:28:15,318
‫مامان؟

428
00:28:16,736 --> 00:28:17,779
‫باید بریم.

429
00:28:18,822 --> 00:28:19,114
‫چیزی پیدا کردی؟

430
00:28:19,114 --> 00:28:20,949
‫باید بریم. همین الان باید بریم!

431
00:28:20,949 --> 00:28:22,033
‫ویکتور، چی پیدا کردی؟

432
00:28:22,033 --> 00:28:24,828
‫یه کیسه دندون.

433
00:28:24,828 --> 00:28:26,204
‫- چی چی؟
‫- اونجا بود...

434
00:28:26,204 --> 00:28:29,457
‫بیا، باید ببینیشون. بیا!

435
00:28:29,457 --> 00:28:30,542
‫نه، نه!

436
00:28:30,542 --> 00:28:31,918
‫نه، اون باید آماده باشه.

437
00:28:31,918 --> 00:28:33,962
‫باشه، صبر کن. آماده برای چی؟

438
00:28:33,962 --> 00:28:36,172
‫- اون باید باشه، چون...
‫- صبر کن!

439
00:28:36,172 --> 00:28:37,590
‫تو واقعاً مادر منی؟

440
00:28:39,592 --> 00:28:40,885
‫- ویکتور...
‫- متوجه نیستی؟

441
00:28:40,885 --> 00:28:42,762
‫نمی‌بینی؟ دفعه قبل که اومدی اینجا.

442
00:28:42,762 --> 00:28:45,181
‫یه پسر و یه دختر آوردی،
‫و اون مرد کت زرد پیداش شد.

443
00:28:45,181 --> 00:28:47,726
‫همه مردن، جز اون پسر!

444
00:28:47,726 --> 00:28:49,477
‫اون پسر زنده موند.

445
00:28:49,477 --> 00:28:51,938
‫و تنها و وحشت‌زده بزرگ شد.

446
00:28:51,938 --> 00:28:54,482
‫و آماده نبود.

447
00:28:54,482 --> 00:28:56,609
‫و حالا تو دوباره با یه پسر و یه دختر اینجایی،

448
00:28:56,609 --> 00:28:57,944
‫و اون مرد کت زرد برگشته.

449
00:28:57,944 --> 00:28:59,863
‫- مامان، یعنی چی؟
‫- نه، چیزی نیست...

450
00:28:59,863 --> 00:29:02,031
‫- باید آماده باشی، ایتن.
‫- هی، ویکتور.

451
00:29:02,031 --> 00:29:04,075
‫- باید بدونی چی داره میاد.
‫- نه، ویکتور.

452
00:29:04,075 --> 00:29:06,786
‫باید تمومش کنی! بس کن!
‫بس کن! ایتن!

453
00:29:10,749 --> 00:29:12,625
‫چت شده؟

454
00:29:14,878 --> 00:29:16,004
‫ایتن!

455
00:29:29,142 --> 00:29:32,687
‫هی. بیا تو.

456
00:29:32,687 --> 00:29:35,231
‫ببخشید، نمی‌خواستم مزاحمت بشم.

457
00:29:35,231 --> 00:29:37,942
‫نه، نه.
‫اصلاً مزاحم نیستی.

458
00:29:37,942 --> 00:29:39,652
‫چیکار می‌تونم برات بکنم؟

459
00:29:39,652 --> 00:29:42,155
‫فقط...

460
00:29:42,155 --> 00:29:44,741
‫داشتم به چیزی که صبح گفتی فکر می‌کردم.

461
00:29:44,741 --> 00:29:47,035
‫درباره‌ی... درباره‌ی رفتن به تونل‌ها

462
00:29:47,035 --> 00:29:48,661
‫تا اون استخون‌ها رو بیرون بکشیم.

463
00:29:50,246 --> 00:29:51,748
‫خطرناک نیست؟

464
00:29:53,833 --> 00:29:57,212
‫خب، آره.

465
00:29:57,212 --> 00:29:59,005
‫آره، هست.

466
00:29:59,005 --> 00:30:02,008
‫ولی ممکنه همونی باشه که کمک کنه برگردیم خونه.

467
00:30:02,008 --> 00:30:03,176
‫چطوری؟

468
00:30:03,176 --> 00:30:05,220
‫خب، هنوز دقیق نمی‌دونیم چطوری.

469
00:30:05,220 --> 00:30:07,013
‫ولی اون چیزهایی که شب‌ها میان بیرون،

470
00:30:07,013 --> 00:30:09,182
‫مردم... مردم میگن اونا توی تونل‌ها زندگی می‌کنن.

471
00:30:09,182 --> 00:30:10,600
‫درسته، آره.

472
00:30:10,600 --> 00:30:15,021
‫پس، اگه اون استخون‌ها مهم باشن،
‫نمی‌ذارن راحت

473
00:30:15,021 --> 00:30:16,689
‫برید اون پایین و برشون دارید.

474
00:30:16,689 --> 00:30:18,858
‫نه، نمی‌ذارن. ولی...

475
00:30:18,858 --> 00:30:22,695
‫معلوم شده که شاید یه برگ برنده‌ی جدید داشته باشیم.

476
00:30:23,947 --> 00:30:25,657
‫یادت هست صبح که گفتم

477
00:30:25,657 --> 00:30:27,325
‫تبیتا از یکی از این‌ها استفاده کرد
‫تا اون عروسک رو

478
00:30:27,325 --> 00:30:28,535
‫تو محل اسکان بکشه؟

479
00:30:28,535 --> 00:30:29,661
‫آره.

480
00:30:29,661 --> 00:30:31,120
‫خب، امشب، می‌بینیم که

481
00:30:31,120 --> 00:30:33,581
‫اینا با اون موجوداتی که از جنگل
‫میان بیرون چیکار می‌کنن.

482
00:30:33,581 --> 00:30:42,006
‫واقعاً؟

483
00:30:42,006 --> 00:30:45,927
‫دلیلی داره که نقشه‌ی تونل‌ها رو نمی‌کشیم؟

484
00:30:45,927 --> 00:30:49,138
‫درک فضایی بهتری دارم.

485
00:30:49,138 --> 00:30:51,599
‫وقتی داشتم شرکتم رو طراحی می‌کردم
‫از این تکنیک استفاده کردم.

486
00:30:51,599 --> 00:30:53,560
‫باشه؟ اگه ابعاد

487
00:30:53,560 --> 00:30:55,228
‫چیزی که می‌خوای خلق کنی رو تجسم کنی،

488
00:30:55,228 --> 00:30:57,063
‫اون فضایی که می‌خوای توش حرکت کنی رو،

489
00:30:57,063 --> 00:30:59,190
‫کمک می‌کنه که یه...

490
00:30:59,190 --> 00:31:02,652
‫خب، ما دقیقاً شرکت طراحی نمی‌کنیم. مگه نه؟

491
00:31:02,652 --> 00:31:03,778
‫مهم نیست.

492
00:31:03,778 --> 00:31:05,738
‫باید اصول چیزهایی که بلدی رو به کار بگیری.

493
00:31:05,738 --> 00:31:06,906
‫باشه.

494
00:31:06,906 --> 00:31:10,994
‫صبر کن!
‫قبل از اینکه بیای اینجا چیکار می‌کردی؟

495
00:31:10,994 --> 00:31:13,246
‫- چی؟
‫- قبل از اینکه بیای شهر.

496
00:31:13,246 --> 00:31:15,248
‫چیکار می‌کردی؟ شغلت چی بود؟

497
00:31:15,248 --> 00:31:16,749
‫میشه لطفاً تمرکز کنیم؟

498
00:31:16,749 --> 00:31:18,793
‫بی‌خیال،
‫تو می‌دونی من چیکار می‌کردم.

499
00:31:18,793 --> 00:31:20,253
‫آره.
‫آره، می‌دونم چیکار می‌کردی.

500
00:31:20,253 --> 00:31:21,963
‫همه می‌دونن چیکار کردی، چون...

501
00:31:21,963 --> 00:31:23,631
‫هیچ‌وقت دهن لعنتیت رو نمی‌بندی.

502
00:31:23,631 --> 00:31:25,258
‫اگه حدس بزنم،
‫بهم میگی درست گفتم یا نه؟

503
00:31:25,258 --> 00:31:26,384
‫- نه.
‫- آتش‌نشان.

504
00:31:26,384 --> 00:31:30,054
‫- نه.
‫- مدیر فروشگاه.

505
00:31:30,054 --> 00:31:31,973
‫چرا... چرا این دو تا اولین حدس‌هات بودن؟

506
00:31:31,973 --> 00:31:34,142
‫خب، من...

507
00:31:34,142 --> 00:31:37,061
‫چقدر سیم‌کشی‌.

508
00:31:37,061 --> 00:31:38,980
‫آره، ما یه جورایی وسط...

509
00:31:38,980 --> 00:31:40,899
‫خب، جلوی کارت رو نمی‌گیرم.

510
00:31:40,899 --> 00:31:43,026
‫فکر می‌کنی کنی قبل از اینکه بیاد اینجا
‫چی کاره بوده؟

511
00:31:43,026 --> 00:31:45,945
‫خیلی خب.
‫من توی بخش ورزش‌های جوانان کار می‌کردم.

512
00:31:45,945 --> 00:31:48,740
‫- مربی بودی؟
‫- نه. مسئول اداری بودم.

513
00:31:48,740 --> 00:31:50,867
‫- مربی کنی. اینو دوست دارم.
‫- نه. بس کن،

514
00:31:50,867 --> 00:31:52,869
‫میشه فقط روی نقشه‌ها تمرکز کنیم؟

515
00:31:52,869 --> 00:31:54,120
‫هی.

516
00:31:54,120 --> 00:31:56,039
‫- اوضاع چطوره؟
‫- کنی مربی بوده.

517
00:31:56,039 --> 00:31:57,123
‫خدای من.

518
00:31:57,123 --> 00:31:58,666
‫باید برات یه سوت بخریم.

519
00:31:58,666 --> 00:32:00,919
‫عالیه، هی، کنی، میشه بیرون باهات حرف بزنم؟

520
00:32:00,919 --> 00:32:02,795
‫آره.

521
00:32:12,221 --> 00:32:15,808
‫میگم هنری.
‫قبل از اینکه بیای اینجا چیکار می‌کردی؟

522
00:32:15,808 --> 00:32:17,852
‫تقریباً همین کاری که الان دارم می‌کنم.

523
00:33:39,225 --> 00:33:40,810
‫تا چند لحظه دیگه میام اونجا.

524
00:33:47,108 --> 00:33:48,234
‫سلام.

525
00:33:50,278 --> 00:33:52,405
‫شماها چیکار می‌کنید؟

526
00:33:52,405 --> 00:33:54,699
‫داریم یه سری چیزها رو توی انباری چک می‌کنیم.

527
00:33:56,284 --> 00:33:57,910
‫میشه بشینم؟

528
00:33:59,787 --> 00:34:00,955
‫باشه.

529
00:34:06,127 --> 00:34:09,255
‫هیچ‌وقت فرصتش پیش نیومد

530
00:34:09,255 --> 00:34:12,925
‫که بگم چقدر بابت پدرت متاسفم.

531
00:34:16,929 --> 00:34:19,432
‫چشمت چطوره؟

532
00:34:21,059 --> 00:34:25,521
‫- منظورم اینه که...
‫- می‌دونم منظورت چیه.

533
00:34:25,521 --> 00:34:28,691
‫کریستی میگه خیلی خوب داره جوش می‌خوره.

534
00:34:31,319 --> 00:34:34,447
‫می‌خوای بهم بگی چه اتفاقی افتاد؟

535
00:34:34,447 --> 00:34:35,740
‫نه.

536
00:34:41,579 --> 00:34:43,831
‫خب، حدس می‌زنم ماجرای مادرمو شنیدی.

537
00:34:45,291 --> 00:34:46,334
‫فکر می‌کنی راسته؟

538
00:34:48,211 --> 00:34:50,213
‫اون که فکر می‌کنه راسته.

539
00:34:50,213 --> 00:34:51,923
‫و این حسابی منو می‌ترسونه.

540
00:34:51,923 --> 00:34:53,132
‫آخه چرا؟

541
00:34:53,132 --> 00:34:54,967
‫چون هر بار که کسی اینجا حس می‌کنه

542
00:34:54,967 --> 00:34:56,469
‫که یه هدف داره،

543
00:34:56,469 --> 00:34:58,971
‫یا اینکه یه حقیقتی رو کشف کرده،

544
00:34:58,971 --> 00:35:00,306
‫همیشه آخرش یکی می‌میره.

545
00:35:02,266 --> 00:35:04,477
‫ولی اینجا یه حقیقتی وجود داره.

546
00:35:04,477 --> 00:35:05,978
‫- منظورم اینه که، باید باشه.
‫- چرا؟

547
00:35:07,355 --> 00:35:09,816
‫چرا این مکان لعنتی نمی‌تونه

548
00:35:09,816 --> 00:35:13,194
‫فقط یه بی‌رحمی تصادفی لعنتی باشه که

549
00:35:13,194 --> 00:35:15,071
‫بدون هیچ دلیلی وجود داره
‫جز اینکه دقیقاً همین کاری رو بکنه که داره می‌کنه؟

550
00:35:15,071 --> 00:35:16,989
‫ببین، می‌دونم می‌خوای باور کنی که اینا

551
00:35:16,989 --> 00:35:18,491
‫همه‌ش بخشی از نقشه‌ی خداست...

552
00:35:18,491 --> 00:35:21,077
‫- باور دارم.
‫- خب، عالیه،

553
00:35:21,077 --> 00:35:22,995
‫پس برام توضیح بده
‫چرا چشمت رو از دست دادی.

554
00:35:24,497 --> 00:35:26,249
‫همه داریم امتحان میشیم.

555
00:35:26,249 --> 00:35:29,001
‫پس بخشی از امتحان تو اینه که ناقص بشی؟

556
00:35:34,966 --> 00:35:36,092
‫ببخشید...

557
00:35:39,178 --> 00:35:40,304
‫آدم عوضی‌ام.

558
00:35:41,514 --> 00:35:44,475
‫یه حقیقتی پشت همه ایناست.

559
00:35:47,520 --> 00:35:50,148
‫ولی می‌دونی این مکان چطوری برنده میشه؟

560
00:35:50,148 --> 00:35:51,983
‫با فرو کردن کلی دروغ تو سرت

561
00:35:51,983 --> 00:35:54,068
‫که حقیقت رو باور نمی‌کنی

562
00:35:54,068 --> 00:35:56,070
‫حتی وقتی درست جلوی چشماته.

563
00:36:09,375 --> 00:36:12,920
‫کارت درست نیست، می‌دونی.

564
00:36:14,046 --> 00:36:15,381
‫گفتی.

565
00:36:15,381 --> 00:36:18,259
‫آره، این اراجیف رو به خورد ملت میدی.

566
00:36:18,259 --> 00:36:22,388
‫منظورم اینه که، به پسرم بگی مادرش...

567
00:36:22,388 --> 00:36:24,557
‫خب، این کار درستی نیست.

568
00:36:39,113 --> 00:36:42,617
‫تا حالا با تبیتا حرف زدی؟

569
00:36:42,617 --> 00:36:45,703
‫با زنی حرف زدم که ادعا می‌کنی

570
00:36:45,703 --> 00:36:48,247
‫تناسخ همسر مرده‌ی منه؟

571
00:36:49,332 --> 00:36:52,627
‫نه، فرصتش رو نداشتم.

572
00:36:52,627 --> 00:36:55,421
‫وقتی رفتم بهش سر بزنم نبود.

573
00:36:58,966 --> 00:37:01,052
‫می‌دونی، شاید اگه یکم کمتر...

574
00:37:02,970 --> 00:37:04,138
‫چی؟
‫چی شد؟

575
00:37:04,138 --> 00:37:06,182
‫اون صدا رو می‌شنوی؟

576
00:37:10,186 --> 00:37:13,314
‫به هوش اومد.

577
00:37:13,314 --> 00:37:17,652
‫هنری، اگه می‌شنوی دو بار پلک بزن.

578
00:37:19,070 --> 00:37:20,738
‫ویـ...

579
00:37:20,738 --> 00:37:21,989
‫بابا؟

580
00:37:21,989 --> 00:37:23,074
‫چ...؟

581
00:37:23,074 --> 00:37:24,951
‫بابا. بابا.

582
00:37:26,202 --> 00:37:27,119
‫سلام.

583
00:37:28,371 --> 00:37:30,581
‫- و...
‫- بابا. پیشم بمون.

584
00:37:30,581 --> 00:37:31,624
‫هنری!

585
00:37:31,624 --> 00:37:33,125
‫هنری.

586
00:37:33,125 --> 00:37:35,753
‫هی، هنری. چیه؟ چی شد؟

587
00:37:35,753 --> 00:37:38,464
‫چیه؟ هی.

588
00:37:38,464 --> 00:37:39,423
‫چی شد؟

589
00:37:42,635 --> 00:37:44,136
‫باید برم.

590
00:37:57,066 --> 00:37:58,150
‫بذار من انجامش بدم.

591
00:37:58,150 --> 00:37:59,360
‫چی؟

592
00:37:59,360 --> 00:38:01,112
‫بذار من برم بیرون.

593
00:38:01,112 --> 00:38:02,655
‫نه، نگاه کن،
‫تو به اندازه کافی کار کردی.

594
00:38:02,655 --> 00:38:04,156
‫فقط باید مطمئن بشم که

595
00:38:04,156 --> 00:38:06,075
‫مردم دم درهاشون آماده‌ن که منو راه بدن تو.

596
00:38:06,075 --> 00:38:07,410
‫یوقت اگه اوضاع خراب شد.

597
00:38:07,410 --> 00:38:09,078
‫من برادرم رو کشتم.

598
00:38:09,078 --> 00:38:10,496
‫سعی کردم یه پسربچه رو به قتل برسونم.

599
00:38:10,496 --> 00:38:13,124
‫هیچ جوره نمی‌تونم جبران کارمو بکنم.

600
00:38:14,333 --> 00:38:17,503
‫خب، امشب مرخصی‌ته.

601
00:38:17,503 --> 00:38:20,131
‫وقتی رفتیم توی تونل‌ها،
‫اون موقع بهت نیاز دارم.

602
00:38:22,466 --> 00:38:25,219
‫مراقب باش، بوید.

603
00:38:25,219 --> 00:38:28,180
‫تو فقط مطمئن شو که جلوی در خونه‌ت هستی، باشه؟

604
00:39:26,322 --> 00:39:28,574
‫وقت بازیه.

605
00:39:57,728 --> 00:40:00,272
‫خب.

606
00:40:00,272 --> 00:40:01,482
‫خوب شد.

607
00:40:02,858 --> 00:40:04,777
‫هی. هی.
‫داری چی کار می‌کنی؟

608
00:40:04,777 --> 00:40:07,530
‫یوگا. به نظرت دارم چی کار می‌کنم؟

609
00:40:07,530 --> 00:40:10,616
‫بیا برگردیم تو تخت.

610
00:40:10,616 --> 00:40:12,118
‫خواهش می‌کنم.

611
00:40:13,786 --> 00:40:14,745
‫باشه.

612
00:40:16,914 --> 00:40:19,583
‫داره دیوونم می‌کنه.

613
00:40:25,548 --> 00:40:27,800
‫اصلاً این پایین چیکار می‌کنی؟

614
00:40:27,800 --> 00:40:29,218
‫فکر کردم طبقه بالا

615
00:40:29,218 --> 00:40:31,470
‫داشتی روی اون پروژه‌ت کار می‌کردی.

616
00:40:31,470 --> 00:40:33,305
‫یه کم دست‌تنهائیم.

617
00:40:33,305 --> 00:40:35,558
‫الیس و کنی دارن تو شهر به بوید کمک می‌کنن.

618
00:40:35,558 --> 00:40:37,810
‫درسته.

619
00:40:39,145 --> 00:40:41,647
‫دیگه نمی‌تونم همین ‌طوری اینجا دراز بکشم.

620
00:40:41,647 --> 00:40:43,482
‫خب، ولی مجبوری.

621
00:40:43,482 --> 00:40:45,276
‫حداقل فعلاً.

622
00:40:45,276 --> 00:40:46,694
‫متاسفم.

623
00:40:46,694 --> 00:40:48,487
‫نه، نیستی.

624
00:40:48,487 --> 00:40:50,781
‫رفتار پرستاریت افتضاحه.

625
00:40:52,741 --> 00:40:56,370
‫دانا، اگه این قضیه جید و تبیتا،

626
00:40:56,370 --> 00:40:59,915
‫اگه واقعی باشه،
‫بعد از هر چیزی که اینجا از سر گذروندی،

627
00:40:59,915 --> 00:41:02,293
‫واقعاً می‌خوای همین الان که داریم می‌ریم خونه بمیری

628
00:41:02,293 --> 00:41:04,545
‫چون زیادی لجبازی که یه دقیقه تو تخت بمونی؟

629
00:41:04,545 --> 00:41:07,298
‫قبلاً اینقدر زبون‌دراز نبودی.

630
00:41:07,298 --> 00:41:10,718
‫آره، خب، من یه هیولای لعنتی به دنیا آوردم، پس،

631
00:41:10,718 --> 00:41:11,802
‫آدما عوض میشن.

632
00:41:15,598 --> 00:41:18,434
‫آره، عوض میشن.

633
00:41:26,317 --> 00:41:27,526
‫امشب اینجا می‌مونی؟

634
00:41:27,526 --> 00:41:29,361
‫اشکالی نداره؟

635
00:41:29,361 --> 00:41:31,780
‫من... شنیدم بوید تو شهر چه نقشه‌ای داره

636
00:41:31,780 --> 00:41:33,532
‫و ترجیح میدم امشب اون پایین نباشم.

637
00:41:35,326 --> 00:41:37,369
‫از اون موجودات وحشت دارم.

638
00:41:37,369 --> 00:41:38,537
‫خب، تنها نیستی.

639
00:41:38,537 --> 00:41:39,705
‫به اقامتگاه گروهی خوش اومدی.

640
00:41:39,705 --> 00:41:41,499
‫ممنونم.

641
00:41:44,251 --> 00:41:45,794
‫هی، بهت گفت نقشه‌ش چیه؟

642
00:41:47,254 --> 00:41:48,631
‫آره.

643
00:41:48,631 --> 00:41:50,883
‫خیلی خب. با همه تو خونه‌ها حرف زدم.

644
00:41:50,883 --> 00:41:52,510
‫- همه ‌چی آماده‌ست.
‫- باشه.

645
00:41:52,510 --> 00:41:53,677
‫بریم آماده بشیم.

646
00:42:00,226 --> 00:42:01,393
‫خیلی خب.

647
00:42:05,940 --> 00:42:09,610
‫فکر کنم یه ساعتی بعد
‫از غروب بهشون وقت بدیم.

648
00:42:09,777 --> 00:42:12,321
‫بذاریم اون بیرون مستقر بشن.

649
00:42:12,905 --> 00:42:15,699
‫فکر کنن یه شب عادیه.

650
00:42:16,867 --> 00:42:17,785
‫بابا.

651
00:42:20,579 --> 00:42:21,664
‫چه خبره؟

652
00:42:23,332 --> 00:42:25,000
‫من باید امشب برم بیرون.

653
00:42:25,000 --> 00:42:27,670
‫چی؟ نه.

654
00:42:27,670 --> 00:42:29,630
‫هی، ببین، منطقی‌تره.

655
00:42:29,630 --> 00:42:30,631
‫چرا؟

656
00:42:30,631 --> 00:42:32,049
‫من نفر دومتم.

657
00:42:32,049 --> 00:42:34,301
‫آره؟ الان معاونتم و این کارها تو حیطه

658
00:42:34,301 --> 00:42:36,554
‫وظایف منه تا تو مجبور نباشی.
‫به خاطر همینه.

659
00:42:36,554 --> 00:42:40,015
‫نه. دمت گرم، ولی این نقشه منه،
‫ریسکش هم مال منه.

660
00:42:40,015 --> 00:42:41,642
‫بابا، اگه یه چیزی خراب بشه چی؟

661
00:42:41,642 --> 00:42:42,935
‫نمی‌تونیم از دستت بدیم.

662
00:42:42,935 --> 00:42:44,645
‫پس می‌تونیم کنی رو از دست بدیم؟

663
00:42:44,645 --> 00:42:46,522
‫منظورش این نیست. می‌دونی که.

664
00:42:46,522 --> 00:42:48,691
‫گوش کن، قرار نیست این بحث رو ادامه بدیم.

665
00:42:48,691 --> 00:42:49,858
‫بابا...

666
00:42:49,858 --> 00:42:51,777
‫من این بحث رو ادامه نمیدم!

667
00:42:51,777 --> 00:42:54,488
‫بابا، لعنتی تو نباید انجامش بدی!

668
00:42:54,488 --> 00:42:57,408
‫ببین، امن نیست که بری اون بیرون.

669
00:42:57,408 --> 00:42:58,867
‫نه با این وضعیتی که داری.

670
00:42:58,867 --> 00:43:00,452
‫وضعیت...

671
00:43:00,452 --> 00:43:04,498
‫خب، چه اتفاقی می‌افته،
‫اگه پات دیگه یاری نکنه چی؟ هان؟

672
00:43:04,498 --> 00:43:06,750
‫مثل دفعه قبل؟
‫اگه این دفعه نتونی بلند بشی چی؟

673
00:43:06,750 --> 00:43:10,462
‫خیلی با دقت به من گوش کن.
‫هر دوتاتون، گوش کنید!

674
00:43:10,462 --> 00:43:12,965
‫من کسی رو نمی‌فرستم اون بیرون
‫که جونش رو به خطر بندازه

675
00:43:12,965 --> 00:43:14,842
‫در حالی که خودم اینجا بشینم مثل یه...

676
00:43:14,842 --> 00:43:17,011
‫لعنتی، بس کنید!

677
00:43:17,011 --> 00:43:19,346
‫لعنت بهش!
‫بسه!

678
00:43:29,398 --> 00:43:30,482
‫بابا، لطفاً؟

679
00:43:35,904 --> 00:43:37,573
‫خواهش می‌کنم.

680
00:43:48,834 --> 00:43:50,836
‫چند تای دیگه دارن میان.

681
00:43:50,836 --> 00:43:52,755
‫کجا؟

682
00:43:52,755 --> 00:43:54,923
‫همون ‌جا.

683
00:43:54,923 --> 00:43:56,342
‫می‌بینیشون؟

684
00:43:58,385 --> 00:43:59,845
‫آره. دیدمشون.

685
00:44:01,430 --> 00:44:04,058
‫ببین، یادت باشه،

686
00:44:04,058 --> 00:44:06,644
‫اگه نتونستی برگردی داخل کلانتری،

687
00:44:06,644 --> 00:44:09,063
‫بالا و پایین خیابون راه فرار داری.

688
00:44:09,063 --> 00:44:11,690
‫در هر خونه‌ای یه نفر منتظرته.

689
00:44:11,690 --> 00:44:13,817
‫و اگه نتونستی برسی به اون خونه‌ها،

690
00:44:13,817 --> 00:44:15,903
‫تو کلیسا، اتوبوس،

691
00:44:15,903 --> 00:44:17,946
‫غذاخوری، و انبار طلسم داریم.

692
00:44:17,946 --> 00:44:22,743
‫پس امن‌ترین مسیری که می‌تونی رو پیدا کن
‫و... میگم، بدو.

693
00:44:22,743 --> 00:44:23,661
‫حله.

694
00:44:25,454 --> 00:44:26,372
‫کنی، به من نگاه کن.

695
00:44:31,085 --> 00:44:33,712
‫چیزیم نمیشه.

696
00:44:33,712 --> 00:44:35,714
‫خیلی خب.

697
00:44:35,714 --> 00:44:38,467
‫باشه. باشه.

698
00:44:39,385 --> 00:44:41,970
‫هی، یکی دو تای دیگه دارن از جاده میان.

699
00:45:30,018 --> 00:45:33,105
‫آره، فکر کنم یکیشون رو داریم.

700
00:45:33,105 --> 00:45:36,108
‫هنوز خیلی دوره.
‫صبر کن تا نزدیک‌تر بشه.

701
00:45:36,108 --> 00:45:37,693
‫بوید، همون‌قدر نزدیک کافیه!

702
00:45:37,693 --> 00:45:40,237
‫خیلی خب. بقیه پخش و پلا هستن.

703
00:45:40,237 --> 00:45:42,781
‫وقت خوبیه. بزن بریم!

704
00:45:42,781 --> 00:45:44,491
‫هی. آماده‌ام.

705
00:45:44,491 --> 00:45:47,035
‫سریع و خشن.

706
00:45:47,035 --> 00:45:49,121
‫بهش ضربه می‌زنی، فرار می‌کنی.

707
00:45:49,121 --> 00:45:51,957
‫صبر نکن ببین چی میشه.

708
00:45:55,169 --> 00:45:57,671
‫آماده‌ای؟

709
00:45:57,671 --> 00:45:58,756
‫- آره.
‫- سه، دو...

710
00:46:11,727 --> 00:46:13,771
‫- فکر کنم جواب داد!
‫- خیلی خب. بزن بریم...

711
00:46:28,494 --> 00:46:29,495
‫شوخی کردم بابا.

712
00:46:39,087 --> 00:46:42,007
‫از اونجا برو!

713
00:46:42,007 --> 00:46:43,675
‫بابا، دارن جلوی درها رو می‌بندن!

714
00:46:43,675 --> 00:46:45,677
‫نه!

715
00:46:45,677 --> 00:46:47,888
‫طبق میلت پیش نمیره، نه؟

716
00:47:45,028 --> 00:47:47,739
‫فکر کنم به مشکل خوردی، کنی.

717
00:48:04,756 --> 00:48:05,841
‫نه.

718
00:48:10,262 --> 00:48:12,764
‫من پدرت رو کشتم، می‌دونی.

719
00:48:15,225 --> 00:48:19,062
‫صداهای خیلی عجیبی در میاورد.

720
00:48:19,062 --> 00:48:20,647
‫نه. نه. نه.

721
00:48:23,275 --> 00:48:25,611
‫تو هم صداهای عجیب در میاری؟

722
00:48:30,115 --> 00:48:33,744
‫نکن!

723
00:49:07,319 --> 00:49:09,029
‫در! در!

724
00:49:19,748 --> 00:49:21,166
‫راجر!
‫لطفاً این کار رو نکن!

725
00:49:21,166 --> 00:49:23,168
‫می‌دونم هنوز خودتی!

726
00:49:23,168 --> 00:49:26,004
‫می‌دونم هنوز اون تویی!

727
00:49:26,004 --> 00:49:27,339
‫می‌دونم هنوز اون‌جایی!

728
00:49:38,183 --> 00:49:41,186
‫چه کوفتی شد؟

729
00:49:41,186 --> 00:49:45,190
‫الان چی شد؟

730
00:49:49,778 --> 00:49:53,740
« زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in»

