﻿1
00:00:15,306 --> 00:00:17,308
‫خانم‌ها و آقایان،

2
00:00:17,350 --> 00:00:18,810
‫ما یه جایزه دیگه داریم

3
00:00:18,810 --> 00:00:22,731
‫برای انتخاب منتقدان برای
‫بهترین معمای عاشقانه.

4
00:00:22,731 --> 00:00:26,401
این بیستمین برد برای این ‫رمان‌نویس استثنائیه،

5
00:00:26,401 --> 00:00:27,652
‫برای همین این‌جا

6
00:00:27,652 --> 00:00:29,863
‫توی زادگاهش فاوندرز ‫کوو جمع شدیم‏.‏

7
00:00:29,863 --> 00:00:31,573
‫با نویسنده

8
00:00:31,573 --> 00:00:34,034
‫جدیدترین معمای سلنا سنت ‫کلود آشنا بشید،

9
00:00:34,034 --> 00:00:35,869
‫"عشق قتله‫"‏،‏

10
00:00:35,869 --> 00:00:37,287
‫الیسون چندلر.

11
00:00:38,413 --> 00:00:39,247
‫آره!

12
00:00:47,047 --> 00:00:48,298
‫- بفرمایید.
‫- ممنون.

13
00:00:48,298 --> 00:00:49,716
یا خدا‏.‏

14
00:00:49,716 --> 00:00:50,717
ممنونم‏.‏

15
00:00:52,761 --> 00:00:54,137
‫ببخشید.

16
00:00:55,597 --> 00:00:57,891
‫واو، 20 سال؟
‫بیاید دیگه این‌طور همو نبینیم‏.‏

17
00:00:59,476 --> 00:01:02,020
‫فکر نمی‌کنم واقعاً حرف
‫دیگه‌ای مونده باشه

18
00:01:02,020 --> 00:01:03,980
‫که قبلاً گفته نشده باشه،

19
00:01:03,980 --> 00:01:08,401
‫به جز این‌که توی جمع ‫فوق‌العاده‌ای هستم.

20
00:01:08,401 --> 00:01:09,944
‫مارگارت استرلینگ...

21
00:01:11,237 --> 00:01:13,490
‫برنده ‫جایزه انتخاب آگاتا.

22
00:01:13,490 --> 00:01:16,409
‫لی گرانوی،
‫دوست خیلی خیلی خوبم.

23
00:01:16,409 --> 00:01:18,411
‫بهترین معمای هیجان‌انگیز.

24
00:01:18,411 --> 00:01:20,413
‫و نیکی وستون، کجایی؟

25
00:01:20,413 --> 00:01:21,706
‫نیکی...

26
00:01:21,706 --> 00:01:24,501
‫بهترین تازه‌وارد!

27
00:01:24,501 --> 00:01:26,920
‫و به نمایندگی از
‫سلنا سنت کلود،

28
00:01:26,920 --> 00:01:29,297
‫از خواننده‌های وفادارمون
‫خیلی ممنونم،

29
00:01:29,297 --> 00:01:31,549
‫کلودی‌ها.

30
00:01:31,549 --> 00:01:36,096
‫و نش گیلبرت،
‫دوست فوق‌العاده من.

31
00:01:36,096 --> 00:01:37,430
‫پس خیلی خیلی ممنونم.

32
00:01:40,308 --> 00:01:41,351
‫خیلی ممنون.

33
00:01:41,351 --> 00:01:43,436
‫خیلی‌خب، همگی،

34
00:01:43,436 --> 00:01:45,105
‫اینم از جوایز امسال.

35
00:01:45,105 --> 00:01:46,356
‫امضای کتاب رو فراموش نکنید

36
00:01:46,356 --> 00:01:48,399
‫بعد از ناهار توی کلاب‌هاوس،

37
00:01:48,399 --> 00:01:50,235
‫و طعم فاوندرز کوو،

38
00:01:50,235 --> 00:01:52,070
‫جایی که می‌تونید مزه

39
00:01:52,070 --> 00:01:53,446
‫چودر فاوندرز رو بچشید.

40
00:01:53,446 --> 00:01:54,531
‫ما بیشتر از نیم قرنه

41
00:01:54,531 --> 00:01:56,407
‫که غذای دریایی سرو می‌کنیم،

42
00:01:56,407 --> 00:01:58,451
‫‫- پس خودتون می‌دونید که خوبه.
‫- ممنون.

43
00:02:01,704 --> 00:02:03,039
‫و 20 سال آینده.

44
00:02:05,083 --> 00:02:06,584
‫راستی،

45
00:02:06,584 --> 00:02:08,920
‫سلنا سنت کلود کارنامه
‫درخشانی داشته،

46
00:02:08,920 --> 00:02:10,296
‫مگه نه؟

47
00:02:10,296 --> 00:02:13,508
‫ولی شاید وقتشه به این پیرزن
‫یه استراحتی بدیم.

48
00:02:13,508 --> 00:02:14,884
‫نمی‌دونم گوش می‌دادی یا نه،

49
00:02:14,926 --> 00:02:16,636
‫ولی این "پیرزن" تازه یه جایزه
‫بزرگ دیگه برده،

50
00:02:16,636 --> 00:02:19,639
‫و برای همه کلی پول درآورده.

51
00:02:19,639 --> 00:02:20,807
‫و همه توی انتشارات برانر

52
00:02:20,807 --> 00:02:22,308
‫تا ابد سپاس‌گزارن.

53
00:02:22,308 --> 00:02:24,185
‫منم سپاس‌گزارم، باور کن،

54
00:02:24,185 --> 00:02:25,937
‫ولی به عنوان ایجنتت،

55
00:02:25,937 --> 00:02:28,022
‫اگه می‌خوای یه قرارداد دیگه

56
00:02:28,022 --> 00:02:30,108
‫با همون پیش‌پرداخت شش
‫رقمی برات جور کنم،

57
00:02:30,108 --> 00:02:32,777
‫خب،
‫باید جذابیتت رو بیشتر کنی.

58
00:02:32,777 --> 00:02:34,404
‫من همین‌طوری که هستم جذابم.

59
00:02:34,404 --> 00:02:35,780
‫البته که هستی،
‫البته که هستی،

60
00:02:35,822 --> 00:02:37,323
‫ولی اطرافت رو نگاه کن، الی.

61
00:02:37,323 --> 00:02:40,410
‫امسال همایش از همیشه
‫بزرگ‌تر و جوون‌تره،

62
00:02:40,410 --> 00:02:41,786
‫و متأسفانه،

63
00:02:41,786 --> 00:02:43,163
‫فروش لعنتی تو ثابت مونده.

64
00:02:43,163 --> 00:02:44,914
‫ببین، افراد زیر 40 سال،

65
00:02:44,956 --> 00:02:47,750
‫اونا به عاشقانه علاقه‌ای ندارن،
‫اونا‏.‏‏.‏‏.‏

66
00:02:47,750 --> 00:02:50,587
‫بی‌خیال، افراد زیر 40 سال
خودشون هم ‫نمی‌دونن چی می‌خوان.

67
00:02:50,587 --> 00:02:51,671
‫بفرما.

68
00:02:51,671 --> 00:02:52,922
‫- خیلی ممنون.
‫- ممنون.

69
00:02:52,922 --> 00:02:54,465
‫ممنونم.

70
00:02:54,465 --> 00:02:56,843
‫ولی استودیوها می‌دونن،

71
00:02:56,843 --> 00:02:58,428
‫برای همینه که، متأسفانه،

72
00:02:58,428 --> 00:03:00,221
‫قرارداد فیلم میلیون دلاری‌ات
‫بهم خورد.

73
00:03:00,221 --> 00:03:01,723
‫متأسفم.

74
00:03:01,723 --> 00:03:03,516
‫‫"استیو ام‫" از استودیو،

75
00:03:03,516 --> 00:03:04,893
‫گفت که علاقه‌ای ندارن

76
00:03:04,893 --> 00:03:06,686
‫به یه معمای گرگرفتگی دیگه.

77
00:03:06,686 --> 00:03:07,729
‫باشه.

78
00:03:07,729 --> 00:03:09,230
‫به منابع انسانی گزارش بده،

79
00:03:09,230 --> 00:03:11,691
‫و فیلم رو ببر یه جای دیگه.

80
00:03:19,199 --> 00:03:20,450
‫بفرمایید.

81
00:03:20,450 --> 00:03:21,367
‫ممنون.

82
00:03:21,367 --> 00:03:22,911
‫نفر بعدی.

83
00:03:22,911 --> 00:03:24,454
‫آشنایی باهاتون باعث افتخاره،
‫خانم چندلر.

84
00:03:24,454 --> 00:03:26,164
‫خیلی لطف داری،
‫فرد زیر 40 سال.

85
00:03:27,707 --> 00:03:29,292
‫اعتراف می‌کنم،
‫کتاب‌های شما در واقع باعث شد

86
00:03:29,292 --> 00:03:31,085
‫که پادکست جنایی واقعی
‫خودم رو شروع کنم.

87
00:03:31,085 --> 00:03:32,212
‫من کسی هستم که پرونده

88
00:03:32,212 --> 00:03:34,047
‫قاتل استتن آیلند رو حل کرد.

89
00:03:34,047 --> 00:03:35,673
من اپلیکیشن پادکست رو ندارم‏.‏

90
00:03:35,673 --> 00:03:36,925
به صورت پیش‌فرض روی گوشیتون نصبه‏.‏

91
00:03:36,925 --> 00:03:38,218
‫ولی اون چیه؟

92
00:03:38,218 --> 00:03:39,385
‫اون بلک‌بریه

93
00:03:39,385 --> 00:03:40,511
‫یا پیجر؟

94
00:03:40,511 --> 00:03:41,638
خب‏.‏‏.‏‏.‏

95
00:03:41,638 --> 00:03:43,139
‫اسمت چی بود؟

96
00:03:43,139 --> 00:03:45,016
‫آندریا واکره، مخففش اندی،

97
00:03:45,016 --> 00:03:47,227
‫ولی می‌تونی برای
‫"گرمی" امضاش کنی؟

98
00:03:47,227 --> 00:03:49,145
‫مادربزرگم عاشق
‫کتاب‌های شماست.

99
00:03:49,145 --> 00:03:50,605
‫آندریا واکر.

100
00:03:50,605 --> 00:03:52,482
‫تو توی برنامه ‫"تودی شو‫" بودی‏.‏

101
00:03:52,482 --> 00:03:54,359
‫فکر کنم گفتی

102
00:03:54,359 --> 00:03:59,239
‫کتاب‌های سلنا سنت کلود ‫من دقیقاً نیستن‏.‏

103
00:03:59,239 --> 00:04:00,365
‫و چی... غیرقابل باوره.

104
00:04:01,407 --> 00:04:02,909
‫اشتباه برداشت نکنید.

105
00:04:02,909 --> 00:04:05,078
‫فکر می‌کنم توی روح
‫زمانه فضایی هست

106
00:04:05,078 --> 00:04:06,704
‫برای داستان‌های
‫فرارگرایانه بومرها.

107
00:04:06,704 --> 00:04:09,082
‫فقط نمی‌تونی دقیقاً چای
‫و کلوچه بخوری

108
00:04:09,082 --> 00:04:10,959
‫در حالی که یه جسد کنارت روی
‫زمین افتاده.

109
00:04:10,959 --> 00:04:12,627
‫تمام دریچه‌های بدن باز می‌شن.

110
00:04:12,627 --> 00:04:13,628
‫باشه.

111
00:04:13,628 --> 00:04:15,797
‫بفرما،

112
00:04:15,797 --> 00:04:17,548
بین خودمون نویسنده‌ها بمونه‏.‏

113
00:04:17,548 --> 00:04:19,092
‫"اعتی‫" کلمه نیست‏.‏

114
00:04:19,092 --> 00:04:20,593
‫یکم بیشتر تلاش کن.

115
00:04:20,593 --> 00:04:22,178
‫ممنون بابت راهنمایی،

116
00:04:22,178 --> 00:04:23,680
این‌ اطراف کسی هست که‏.‏‏.‏‏.‏

117
00:04:23,680 --> 00:04:24,973
ازش آسپرین بگیرم؟

118
00:04:24,973 --> 00:04:26,224
‫فکر کنم دارم سردرد می‌گیرم

119
00:04:26,224 --> 00:04:27,850
‫از این همه دانشی که داری
‫منتقل می‌کنی.

120
00:04:27,850 --> 00:04:29,102
‫یه مغازه کادویی
‫توی لابی هست.

121
00:04:29,102 --> 00:04:30,186
در حال بازسازی‌ایه‏.‏

122
00:04:30,186 --> 00:04:31,646
‫بزرگسال بودن سخته.

123
00:04:31,646 --> 00:04:33,064
‫نفر بعدی!

124
00:04:49,038 --> 00:04:50,206
‫ببخشید،

125
00:04:50,206 --> 00:04:52,959
‫شما الیسون چندلر ‫افسانه‌ای نیستید؟

126
00:04:52,959 --> 00:04:55,128
افسانه‌ای بودنش رو نمی‌دونم‏.‏

127
00:04:55,128 --> 00:04:56,296
‫هی، تو و نش رو موقع
‫ناهار دیدم.

128
00:04:56,296 --> 00:04:57,380
‫همه‌چی مرتبه؟

129
00:04:57,380 --> 00:04:58,673
‫نش عاشق اینه که روی
‫کتاب‌هام نظر بده،

130
00:04:58,673 --> 00:04:58,965
‫حتی بعد از این‌که چاپ می‌شن.

131
00:04:58,965 --> 00:05:01,009
‫بگو ببینم،
‫می‌خوای برای شام با من بیای؟

132
00:05:01,009 --> 00:05:02,218
‫داشتم می‌رفتم سمت مادی داک.

133
00:05:02,218 --> 00:05:03,886
‫می‌دونی، امشب سمینار دارم.

134
00:05:03,886 --> 00:05:04,929
می‌خوام یکم استراحت کنم‏.‏

135
00:05:04,929 --> 00:05:05,888
‫درک می‌کنم.

136
00:05:05,888 --> 00:05:06,806
‫فردا می‌بینمت.

137
00:05:06,806 --> 00:05:07,807
‫خداحافظ.

138
00:05:14,105 --> 00:05:17,108
یه نوشیدنی خالص لطف کنید‏.‏

139
00:05:22,822 --> 00:05:24,032
‫سردردت چه‌طوره؟

140
00:05:24,032 --> 00:05:25,867
‫بهتره،

141
00:05:25,867 --> 00:05:27,994
ولی قراره بدتر بشه‏.‏

142
00:05:27,994 --> 00:05:30,204
‫نگران نباش، مزاحمت نمی‌شم.

143
00:05:31,622 --> 00:05:33,583
اصلاً‌ قصد توهین نداشتم‏.‏

144
00:05:33,583 --> 00:05:35,918
‫عذرخواهی پذیرفته شد.

145
00:05:39,172 --> 00:05:40,798
‫نمی‌خوای از من عذرخواهی کنی؟

146
00:05:40,798 --> 00:05:43,760
‫الیسون چندلر هیچ‌وقت
‫عذرخواهی نمی‌کنه.

147
00:05:43,760 --> 00:05:46,846
‫این درست نیست،

148
00:05:46,846 --> 00:05:48,598
‫و تو داری حرفم رو
‫قطع می‌کنی.

149
00:05:48,598 --> 00:05:51,851
‫مطمئنم طرفدارت مشکلی نداره.

150
00:05:51,851 --> 00:05:52,894
‫خواهش می‌کنم.

151
00:05:52,894 --> 00:05:54,437
داشتم می‌رفتم دیگه‏.‏

152
00:05:54,437 --> 00:05:56,898
‫ده دقیقه دیگه با تبلیغ‌کننده‌هام
‫جلسه زوم دارم،

153
00:05:56,898 --> 00:05:59,192
‫و دارن در مورد ارقام
‫بزرگی حرف می‌زنن.

154
00:05:59,192 --> 00:06:00,360
‫خب، پس مزاحمت نمی‌شیم.

155
00:06:04,906 --> 00:06:06,824
نیازی نبود فراریش بدی‏.‏

156
00:06:06,824 --> 00:06:08,201
می‌خواستم مال خودم باشی‏.‏

157
00:06:08,201 --> 00:06:10,328
‫عزیزم، خیلی زیاد نوشیدی.

158
00:06:10,328 --> 00:06:11,871
‫یا شاید تو به اندازه
‫کافی ننوشیدی.

159
00:06:11,871 --> 00:06:14,165
یه بطری نوشیدنی اون بالا دارم‏.‏

160
00:06:14,165 --> 00:06:16,000
‫برای باز کردن چوب‌پنبه‌اش ‫مشکل دارم.

161
00:06:17,085 --> 00:06:18,211
‫تا حالا این ترفند
‫جواب داده؟

162
00:06:18,211 --> 00:06:20,004
‫همیشه یکی هست

163
00:06:20,004 --> 00:06:22,090
که خسته شده باشه از این زمونه‏.‏

164
00:06:22,090 --> 00:06:23,549
‫بهت گفتم

165
00:06:23,549 --> 00:06:26,010
‫یه جای کوچیک اون طرف
‫دریاچه خریدم،

166
00:06:26,010 --> 00:06:27,053
‫نزدیک آسیاب قدیمی،

167
00:06:27,053 --> 00:06:28,638
‫پلاک 33 کوچه صندل‌وود؟

168
00:06:28,638 --> 00:06:31,641
گوشت با من نیست‏.‏ درسته؟

169
00:06:31,641 --> 00:06:33,601
معلومه که گوشم با توئه‏.‏

170
00:06:33,601 --> 00:06:34,977
‫بهم بگو چی اذیتت می‌کنه.

171
00:06:38,689 --> 00:06:40,274
به نظرت کتاب‌هام قدیمی شدن؟

172
00:06:42,693 --> 00:06:44,737
‫می‌دونی که من حقیقت رو بهت
‫می‌گم، الیسون،

173
00:06:44,737 --> 00:06:46,823
‫و همیشه به استعدادت
‫ایمان داشتم.

174
00:06:46,823 --> 00:06:48,741
‫تو خیلی زیاد استعداد داری.

175
00:06:48,741 --> 00:06:52,120
‫یواشکی خدا خدا می‌کردم که یه شخصیت
‫رو بر اساس من بسازی...

176
00:06:52,120 --> 00:06:54,330
‫یه روزی،

177
00:06:54,330 --> 00:06:55,790
‫ولی هردومون می‌دونیم که
‫می‌تونی بهتر عمل کنی

178
00:06:55,790 --> 00:06:57,959
‫از این تلاش آخریت.

179
00:06:57,959 --> 00:06:59,794
‫اوکی،
‫چیزی نبود که می‌خواستم بشنوم.

180
00:06:59,794 --> 00:07:01,337
‫نه، شاید نه.

181
00:07:01,337 --> 00:07:03,673
‫ولی شاید چیزی بود که نیاز
‫داشتم بشنوم.

182
00:07:05,007 --> 00:07:06,134
‫حالا که این مسئله حل شد،

183
00:07:06,134 --> 00:07:07,427
‫در مورد چیزی که من نیاز
‫دارم حرف بزنیم؟

184
00:07:08,511 --> 00:07:10,847
‫من باید برم،
‫یه سمینار دارم.

185
00:07:10,847 --> 00:07:12,014
کارت که تموم شد‏،‏

186
00:07:12,014 --> 00:07:13,683
یه سر بهم بزن‏.‏

187
00:07:13,683 --> 00:07:14,642
‫کلید زیر پادریه.

188
00:07:14,642 --> 00:07:16,144
خوب شد گفتی‏.‏

189
00:07:26,946 --> 00:07:27,738
‫عاشق کتاب جدیدتم.

190
00:07:27,738 --> 00:07:29,115
‫ممنون.

191
00:07:30,658 --> 00:07:31,993
‫هی! این‌جا!

192
00:08:02,482 --> 00:08:07,487
‫‫«مترجم‏:‏ سمیر نعمتی نژاد‫»

193
00:08:11,199 --> 00:08:12,950
‫نوآ...

194
00:08:12,950 --> 00:08:14,660
‫همون‌جا می‌بینمت.

195
00:08:14,660 --> 00:08:15,912
‫خانم چندلر.

196
00:08:15,912 --> 00:08:16,996
‫رئیست کجاست؟

197
00:08:16,996 --> 00:08:19,707
‫کارآگاه راسی ترفیع گرفت،

198
00:08:19,707 --> 00:08:21,501
‫دو هفته پیش.
‫الان رئیس بخشه.

199
00:08:21,501 --> 00:08:22,460
‫کی جاش رو گرفت؟

200
00:08:22,460 --> 00:08:23,961
‫جک کریگان، از بالتیمور.

201
00:08:23,961 --> 00:08:25,505
‫اون طبقه بالاست،

202
00:08:25,505 --> 00:08:26,672
‫ولی نمی‌تونم شما رو ببرم اون‌جا.

203
00:08:28,758 --> 00:08:30,009
‫کارآگاه کریگان،

204
00:08:30,009 --> 00:08:31,594
‫یه شاهد دارم
‫که می‌خواد باهاتون حرف بزنه.

205
00:08:31,594 --> 00:08:34,096
‫سانتیاگو، ما
‫اظهارات رو طبقه پایین می‌شنویم‏.‏

206
00:08:34,096 --> 00:08:36,599
‫الیسون چندلر،
‫من دوست متوفی هستم.

207
00:08:36,599 --> 00:08:37,975
‫آره، ما اظهارات رو
‫طبقه پایین می‌‌شنویم‏.‏ ممنون‏.‏

208
00:08:37,975 --> 00:08:40,102
‫خانم چندلر ‫شهردار افتخاری‌مون

209
00:08:40,102 --> 00:08:41,312
‫و یه نویسنده معروفه.

210
00:08:41,312 --> 00:08:42,813
‫اون داستان‌های معمایی
‫سلنا سنت کلود رو نوشته.

211
00:08:44,398 --> 00:08:46,567
‫تا حالا اسمشون رو نشنیدم.

212
00:08:46,567 --> 00:08:48,569
‫رئیس راسی طرفدار پر و پاقرصمه‏.‏

213
00:08:48,569 --> 00:08:49,779
‫نمی‌خوام بی‌ادبی کنم،
‫ولی حق ندارید بیاید این‌جا‏.‏

214
00:08:49,779 --> 00:08:51,197
‫این یه تحقیقات پلیسیه.

215
00:08:51,197 --> 00:08:51,989
‫یه مرد خودکشی کرده.

216
00:08:51,989 --> 00:08:53,699
‫خودکشی؟ نه.

217
00:08:53,699 --> 00:08:55,576
‫نش گیلبرت هیچ‌وقت
‫خودکشی نمی‌کرد.

218
00:08:56,827 --> 00:08:57,912
‫شما مقتول رو می‌شناختید؟

219
00:08:57,912 --> 00:08:59,080
‫20 سال.

220
00:08:59,080 --> 00:09:00,790
‫چند ساعت پیش
‫با هم یه نوشیدنی خوردیم.

221
00:09:00,790 --> 00:09:02,166
‫حرف زدیم.

222
00:09:02,166 --> 00:09:03,626
‫بهم پیشنهاد داد.

223
00:09:03,626 --> 00:09:05,670
‫بهت پیشنهاد داد.

224
00:09:05,670 --> 00:09:07,547
‫- ردش کردی؟
‫- همیشه ردش می‌کردم.

225
00:09:07,547 --> 00:09:09,090
‫هیچ‌وقت هم ناراحتش نمی‌کرد.

226
00:09:09,090 --> 00:09:10,675
‫آره، خب،
‫یه چیزی ناراحتش کرده.

227
00:09:10,675 --> 00:09:12,134
‫اون یه یادداشت خودکشی
‫روی اون لپ‌تاپ جا گذاشته.

228
00:09:14,554 --> 00:09:16,347
‫"مردن،

229
00:09:16,389 --> 00:09:17,640
‫که...

230
00:09:17,640 --> 00:09:18,766
‫بخوابی.

231
00:09:18,766 --> 00:09:20,601
‫خوابیدن، شاید هم خواب دیدن.

232
00:09:20,601 --> 00:09:23,020
‫چون توی اون خواب مرگ..."

233
00:09:23,020 --> 00:09:24,313
‫خیلی ممنونم.
‫خیلی‌خب، همون‌طور که گفتم،

234
00:09:24,313 --> 00:09:26,065
‫یه افسر اظهارات شما رو
‫طبقه پایین می‌شنوه‏.‏

235
00:09:26,065 --> 00:09:27,858
بفرمایید‏.‏
ممنون از کمکتون‏.‏

236
00:09:30,945 --> 00:09:32,113
می‌دونی؟

237
00:09:32,113 --> 00:09:35,032
‫من بارها درباره تو نوشتم.

238
00:09:35,032 --> 00:09:36,742
یعنی چی؟

239
00:09:36,742 --> 00:09:37,952
‫"اون یه پلیس شهر بزرگ بود

240
00:09:37,952 --> 00:09:39,036
‫از محله‌های پایین‌شهر

241
00:09:39,036 --> 00:09:40,788
که همین دو هفته پیش‏،‏

242
00:09:40,788 --> 00:09:42,623
‫هرج‌ومرج کلان‌شهر رو

243
00:09:42,623 --> 00:09:44,083
‫با سکوت یه شهر کوچیک عوض کرده بود،

244
00:09:44,083 --> 00:09:45,876
‫به این امید که فاصله

245
00:09:45,876 --> 00:09:48,129
‫بتونه خاطرات یه طلاق رو پاک کنه

246
00:09:48,129 --> 00:09:51,090
‫که هرگز تموم نشد."

247
00:09:52,258 --> 00:09:54,385
‫چی باعث شده فکر کنی...

248
00:09:54,385 --> 00:09:56,929
‫هیچ‌کدوم از اینا واقعیه؟

249
00:09:56,929 --> 00:09:58,806
‫خب، اول از همه،
‫می‌دونم که تازه رسیدی این‌جا،

250
00:09:58,806 --> 00:10:00,933
‫چون داری توی یه هتل
‫اقامت می‌کنی،

251
00:10:00,933 --> 00:10:03,060
‫ولی اقامتگاه تفریحی نیست،

252
00:10:03,060 --> 00:10:04,854
‫چون بوی شامپو بدن کاج

253
00:10:04,854 --> 00:10:08,065
‫یکی از متل‌های ارزون‌قیمت
‫ساحل رو می‌دی.

254
00:10:08,065 --> 00:10:10,901
‫این بهم می‌گه که دوست نداری
‫پولت رو هدر بدی،

255
00:10:10,901 --> 00:10:12,820
‫که این موضوع با لباس‌هات
‫بیشتر تأیید می‌شه،

256
00:10:12,820 --> 00:10:14,864
‫که کاملاً مشخصه جدید نیستن.

257
00:10:14,864 --> 00:10:18,242
‫حدس می‌زنم که انتخاب‌هات
‫عمداً نوآور باشن،

258
00:10:18,242 --> 00:10:22,663
‫برای همین اون تیپ
‫آدم‌سخت سام اسپید رو زدی.

259
00:10:22,663 --> 00:10:24,624
‫اون بخش طلاق پردردسر یه حدسه،

260
00:10:24,624 --> 00:10:26,000
‫ولی شرط می‌بندم که درست می‌گم.

261
00:10:28,669 --> 00:10:30,296
‫در هنوز همون‌جاست.

262
00:10:38,095 --> 00:10:39,639
‫عالیه.
‫ممنون که در جریانم گذاشتی.

263
00:10:39,639 --> 00:10:41,015
‫ممنون بابت لاته.

264
00:10:41,015 --> 00:10:43,309
‫اگه چیز دیگه‌ای پیش اومد،
‫بهت زنگ می‌زنم.

265
00:10:43,309 --> 00:10:45,436
‫تو بهترینی، نوآ.

266
00:10:45,436 --> 00:10:46,687
چی‌کار می‌کنی؟

267
00:10:46,687 --> 00:10:47,813
‫دارم مصاحبه می‌گیرم،

268
00:10:47,813 --> 00:10:49,940
‫برای داستانم درباره نش گیلبرت.

269
00:10:49,940 --> 00:10:52,652
‫پس اومدی این‌جا
‫که از مرگ دوست من سوءاستفاده کنی؟

270
00:10:52,652 --> 00:10:53,903
‫تو فقط حسودی می‌کنی

271
00:10:53,903 --> 00:10:56,072
‫چون من می‌دونم چه‌طوری آدم‌ها رو
‫وادار کنم باهام حرف بزنن.

272
00:10:56,072 --> 00:10:59,492
با اجازه من برم‏.‏
کار دارم‏.‏

273
00:11:10,169 --> 00:11:11,962
‫من توی حرف زدن با آدم‌ها
‫خیلی خوبم،

274
00:11:11,962 --> 00:11:13,714
‫برای همین می‌دونم

275
00:11:13,714 --> 00:11:15,049
‫که مرگ نش‏،‏ خودکشی نبود‏.‏

276
00:11:15,049 --> 00:11:16,384
‫چون اون هیچ‌وقت
‫از شکسپیر نقل‌قول نمی‌کرد

277
00:11:16,384 --> 00:11:17,927
‫توی یه یادداشت خودکشی.

278
00:11:17,927 --> 00:11:19,720
‫از نظر اون‏،‏ شکسپیر
‫یه نویسنده آبکی و بیش از حد بزرگ‌شده است،

279
00:11:19,720 --> 00:11:20,888
‫و اون تازه یه خونه ویلایی خریده بود

280
00:11:20,888 --> 00:11:22,014
‫نزدیک آسیاب قدیمی

281
00:11:22,014 --> 00:11:23,057
‫اون طرف دریاچه،

282
00:11:23,057 --> 00:11:24,433
آدمی که می‌خواد از بالکن بپره پایین‏.‏‏.‏‏.‏

283
00:11:24,433 --> 00:11:27,061
همچین خریدی انجام نمی‌ده‏.‏

284
00:11:32,400 --> 00:11:34,819
هم درست میگی‏،‏ هم اشتباه می‌کنی‏.‏

285
00:11:34,819 --> 00:11:36,612
‫من اشتباه نمی‌کنم.

286
00:11:36,612 --> 00:11:38,197
‫مرگ نش قتل بود

287
00:11:38,197 --> 00:11:39,824
‫نه به خاطر
‫تئوری‌های مسخره تو،

288
00:11:39,824 --> 00:11:41,742
‫بلکه چون
‫شواهد واقعی پزشکی قانونی وجود داره

289
00:11:41,742 --> 00:11:43,202
‫که یه نفر باهاش توی اتاق بوده

290
00:11:43,202 --> 00:11:44,412
‫وقتی که از اون بالکن پرت شد پایین.

291
00:11:45,413 --> 00:11:46,622
‫مثلاً چی؟

292
00:11:46,622 --> 00:11:50,000
‫اول، در تمام اتاق‌های مهمان

293
00:11:50,000 --> 00:11:51,335
‫قفل الکترونیکی دارن.

294
00:11:51,335 --> 00:11:52,670
‫حراست بهم گفت

295
00:11:52,670 --> 00:11:54,046
‫که در اتاق نش از داخل باز شده

296
00:11:54,046 --> 00:11:55,840
‫پنج دقیقه بعد از مرگش.

297
00:11:55,840 --> 00:11:58,467
‫دوم، یه خط و خش روی پایه لامپ بود

298
00:11:58,467 --> 00:11:59,802
‫که با درگیری همخوانی داره،

299
00:11:59,802 --> 00:12:02,179
‫و سوم، رد کشیده شدن روی فرش بود،

300
00:12:02,179 --> 00:12:05,599
‫که نشون می‌ده یه نفر نش رو
‫تا اون بالکن کشیده.

301
00:12:05,599 --> 00:12:07,727
‫باور کن، به محض این‌که حراست
‫به پلیس‌ها بگه

302
00:12:07,727 --> 00:12:09,019
‫درباره قفل‌ها،

303
00:12:09,019 --> 00:12:12,148
‫اونا نظرشون رو از خودکشی به قتل
‫تغییر می‌دن.

304
00:12:12,148 --> 00:12:14,442
‫خب، حتی اگه این درست باشه،

305
00:12:14,442 --> 00:12:17,194
‫تو هنوز داری از مرگ یه نفر
با نوشتن یه نسخه رمان زرد‏.‏‏.‏‏.‏

306
00:12:17,194 --> 00:12:19,280
‫عین مغازه ارزون‌فروشی توی اینترنت‏.‏‏.‏‏.‏

307
00:12:19,280 --> 00:12:20,281
سوء استفاده می‌کنی‏.‏

308
00:12:21,407 --> 00:12:22,825
‫مغازه ارزون‌فروشی دیگه چه کوفتیه؟

309
00:12:32,084 --> 00:12:34,128
‫‫اون یه دوست و یه مربی بود،

310
00:12:34,128 --> 00:12:35,838
‫و دل همه براش تنگ می‌شه.

311
00:12:35,838 --> 00:12:36,922
‫ممنون.

312
00:12:41,844 --> 00:12:44,513
‫به نظرم شبیه
‫یه نقل‌قول اینستاگرامی بود.

313
00:12:47,099 --> 00:12:48,267
‫من دارم برای از دست دادن
‫یه دوست غصه می‌خورم.

314
00:12:48,267 --> 00:12:49,602
‫یه دوست خوب

315
00:12:49,602 --> 00:12:50,936
‫که برام مهم بود.

316
00:12:50,936 --> 00:12:53,022
‫می‌خوام بفهمم
‫چه اتفاقی افتاده،

317
00:12:53,022 --> 00:12:54,815
‫و بهتره که
‫سر راهم قرار نگیری.

318
00:12:54,815 --> 00:12:56,984
‫الیسون چندلر.

319
00:12:56,984 --> 00:12:58,319
‫رید استرلینگ.

320
00:12:58,319 --> 00:12:59,987
‫بیا این‌جا.

321
00:12:59,987 --> 00:13:02,448
‫فکر نمی‌کردم
‫امسال بتونی بیای.

322
00:13:02,448 --> 00:13:03,741
‫مادرم بهم زنگ زد.

323
00:13:03,741 --> 00:13:07,161
‫مارگوی بیچاره داره به خاطر
‫نش گیلبرت سکته می‌کنه،

324
00:13:07,161 --> 00:13:10,748
‫برای همین پریدم توی یه پرواز استندبای،
‫و الان این‌جام.

325
00:13:10,748 --> 00:13:11,916
‫مارگو کیه؟

326
00:13:11,916 --> 00:13:14,376
‫مارگارت استرلینگ،
‫اون... اون رمان‌نویس.

327
00:13:14,376 --> 00:13:16,337
‫- ببخشید، شما...؟
‫- کسی که داره می‌ره.

328
00:13:17,004 --> 00:13:18,297
‫از آشنایی‌تون خوشبختم.

329
00:13:20,925 --> 00:13:22,426
‫اوضاعت چه‌طوره؟

330
00:13:22,426 --> 00:13:23,969
‫حالم از حرف زدن درباره خودم به هم می‌خوره.

331
00:13:23,969 --> 00:13:27,890
‫می‌خوام درباره
‫نامزد جدیدت بشنوم.

332
00:13:27,890 --> 00:13:29,183
‫واو، از کجا می‌دونی
‫نامزد جدید دارم؟

333
00:13:29,183 --> 00:13:31,644
‫خب، حلقه رو
‫توی دستت دیدم.

334
00:13:31,644 --> 00:13:33,103
‫حلقه ازدواج که نیست،

335
00:13:33,103 --> 00:13:35,314
‫ولی شاید یه حلقه نشون باشه؟

336
00:13:35,314 --> 00:13:36,857
‫خب، می‌دونی، فکر کردم
‫بالاخره وقتشه

337
00:13:36,857 --> 00:13:38,067
‫که دل رو بزنم به دریا،
‫می‌دونی، سر و سامون بگیرم.

338
00:13:38,067 --> 00:13:39,693
‫کار و بارم خوب پیش می‌ره.

339
00:13:39,735 --> 00:13:41,445
‫از اون موقعیت‌های
‫یا الان یا هیچ‌وقته...

340
00:13:41,445 --> 00:13:43,155
‫رید، خیلی برات خوشحالم.

341
00:13:43,155 --> 00:13:44,490
‫خب، مشکل این‌جاست که‏.‏‏.‏‏.‏

342
00:13:44,490 --> 00:13:46,617
هنوز نمی‌تونم‏.‏‏.‏‏.‏

343
00:13:46,659 --> 00:13:47,743
‫علاقه‌ام به تو رو فراموش کنم.

344
00:13:48,828 --> 00:13:50,204
‫و داشتم فکر می‌کردم...

345
00:13:50,204 --> 00:13:51,997
حالت خوبه؟

346
00:13:51,997 --> 00:13:53,582
یه پسره اون‌جاست‏.‏‏.‏‏.‏

347
00:13:53,582 --> 00:13:54,583
‫که داره خیلی تلاش می‌کنه
‫دیده نشه.

348
00:13:54,583 --> 00:13:56,418
‫من که کسی رو نمی‌بینم.

349
00:13:56,418 --> 00:13:57,419
‫چیزی نیست.

350
00:13:58,879 --> 00:14:00,422
‫ببین، من باید برم،

351
00:14:00,422 --> 00:14:02,049
تو هم یه اتاق بگیر‏.‏

352
00:14:02,049 --> 00:14:02,967
گرفتم‏.‏

353
00:14:02,967 --> 00:14:04,134
‫اتاق 437.

354
00:14:04,134 --> 00:14:06,262
خوشحال شدم دیدمت‏.‏

355
00:14:06,262 --> 00:14:07,596
‫بعداً می‌بینمت، الی کت.

356
00:14:07,596 --> 00:14:08,848
‫باشه.

357
00:14:29,910 --> 00:14:31,287
‫کلید کجاست؟

358
00:14:45,885 --> 00:14:46,886
‫آخ!

359
00:14:52,474 --> 00:14:54,393
‫تو این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

360
00:14:54,393 --> 00:14:55,936
‫تو گفتی که نش
‫تازه یه خونه ویلایی خریده

361
00:14:55,936 --> 00:14:57,187
‫اون طرف دریاچه،

362
00:14:57,187 --> 00:14:59,815
‫برای همین پارامترهای جستجو رو
‫دادم به چت‌باتم،

363
00:14:59,815 --> 00:15:01,233
واسه همین الان این‌جام‏.‏

364
00:15:01,233 --> 00:15:03,819
‫- چت‌بات؟
‫- هوش مصنوعی. این یه دنیای جدید و شجاعانه‌ست.

365
00:15:03,819 --> 00:15:05,529
پس باید با توسترم بهتر برخورد کنم‏.‏

366
00:15:05,529 --> 00:15:06,530
‫حرف از تکنولوژی شد،

367
00:15:06,530 --> 00:15:07,907
‫قضیه‏.‏‏.‏‏.‏

368
00:15:07,907 --> 00:15:09,867
‫ دوربین‌های امنیتی ‫اقامتگاه چیه؟

369
00:15:09,867 --> 00:15:11,744
‫خب، این یه...
‫یه مسئله حریم خصوصیه،

370
00:15:11,744 --> 00:15:13,203
‫طبق گفته شورای شهر،

371
00:15:13,203 --> 00:15:14,914
‫برای همین مردم دارنشون،
‫ولی کار نمی‌کنن‏.‏

372
00:15:14,914 --> 00:15:16,290
صحیح‏.‏

373
00:15:16,290 --> 00:15:18,834
چی در نظر گرفته می‌شه؟
جادوگری؟

374
00:15:18,834 --> 00:15:20,169
‫بخند.

375
00:15:20,169 --> 00:15:22,379
‫اونا سال 1691
‫این‌جا زن‌ها رو آتیش می‌زدن‏.‏

376
00:15:22,379 --> 00:15:24,882
‫کاملاً مطمئنم که سیلم
‫توی سال 1692 بود.

377
00:15:24,882 --> 00:15:26,342
‫فکر می‌کنی
‫از کجا ایده گرفتن؟

378
00:15:27,301 --> 00:15:29,887
‫توی تحقیقاتت
‫موفق باشی.

379
00:15:29,887 --> 00:15:32,431
من شغلم حل کردن معماست‏.‏

380
00:15:32,431 --> 00:15:33,349
‫فکر کنم خودم از پسش برمیام.

381
00:15:33,349 --> 00:15:34,850
‫ولی واقعاً برمیای؟

382
00:15:34,850 --> 00:15:36,560
‫چون تو شواهد رو از خودت می‌سازی،

383
00:15:36,560 --> 00:15:37,519
‫و این واقعیته.

384
00:15:37,519 --> 00:15:39,146
‫به هر حال،

385
00:15:39,146 --> 00:15:40,272
‫بهتره برم این کلید رو
‫بذارم زیر پادری

386
00:15:40,272 --> 00:15:41,398
‫همون‌جایی که جاشه.

387
00:15:41,398 --> 00:15:43,484
‫می‌دونم داری چی‌کار می‌کنی.

388
00:15:43,484 --> 00:15:44,401
‫آره، داری سعی می‌کنی
‫بری روی مخم،

389
00:15:44,401 --> 00:15:45,486
ولی می‌دونی چیه؟

390
00:15:45,486 --> 00:15:46,820
‫فایده نداره،

391
00:15:46,820 --> 00:15:48,489
چون من کنسلت می‌کنم‏.‏

392
00:15:48,489 --> 00:15:50,866
‫این همون کاری نیست که
‫آدم‌های هم‌نسل تو انجام می‌دن

393
00:15:50,866 --> 00:15:53,327
‫با کسایی که اذیت‌شون می‌کنن؟

394
00:15:53,327 --> 00:15:56,038
کنسلشون می‌کنن‏.‏
تو هم کنسلی‏.‏

395
00:15:57,247 --> 00:15:58,374
حتی نمی‌تونم‏.‏‏.‏‏.‏

396
00:16:00,209 --> 00:16:02,044
‫این که جمله نشد!

397
00:17:07,484 --> 00:17:09,069
سلام رونالد‏.‏

398
00:17:09,069 --> 00:17:10,821
‫نیکی رو ندیدی؟

399
00:17:10,821 --> 00:17:11,947
‫نیکی؟ آره،

400
00:17:11,947 --> 00:17:13,490
‫دیدم داشت می‌رفت
‫سمت پارک.

401
00:17:13,490 --> 00:17:14,867
‫اون برنامه
‫"طعم فاوندرز کوو"

402
00:17:14,867 --> 00:17:15,951
‫داره برگزار می‌شه.

403
00:17:15,951 --> 00:17:17,327
کجایی؟

404
00:17:17,327 --> 00:17:19,288
‫صدات... صدات...

405
00:17:19,288 --> 00:17:21,290
‫صدات داره قطع و وصل می‌شه...

406
00:17:23,375 --> 00:17:25,711
‫الو؟

407
00:17:38,974 --> 00:17:40,934
‫آره...

408
00:17:49,902 --> 00:17:51,195
‫هی! وایسا!

409
00:18:01,955 --> 00:18:04,541
‫خب، ایناهاش،

410
00:18:04,541 --> 00:18:06,001
‫الیسون چندلر،

411
00:18:06,001 --> 00:18:07,127
‫همیشه جلب توجه می‌کنه.

412
00:18:07,127 --> 00:18:08,921
تو کی هستی؟

413
00:18:08,921 --> 00:18:10,756
‫چرا داری نیکی وستون رو
‫تعقیب می‌کنی؟

414
00:18:10,756 --> 00:18:13,926
‫تیت مولانی.
‫من نامزد نیکی‌ام.

415
00:18:13,926 --> 00:18:15,010
‫در واقع، اون نامزد سابقشه.

416
00:18:15,010 --> 00:18:17,971
‫تو از کجا اینو می‌دونی؟

417
00:18:17,971 --> 00:18:19,473
‫تیت...

418
00:18:19,473 --> 00:18:21,183
‫من یه میلیون بار
‫بهت گفتم، باشه؟

419
00:18:21,183 --> 00:18:22,768
‫من فراموشت کردم.

420
00:18:22,768 --> 00:18:24,353
‫باید بری.

421
00:18:24,353 --> 00:18:26,396
باشه‏.‏ ببخشید‏.‏

422
00:18:26,396 --> 00:18:28,148
‫فقط می‌خواستم باهات حرف بزنم.

423
00:18:28,148 --> 00:18:30,109
می‌رم‏.‏

424
00:18:30,109 --> 00:18:31,401
‫دوست ندارم بدجنس باشم،

425
00:18:31,401 --> 00:18:33,654
‫و تیت پسر خیلی خوبیه،

426
00:18:33,654 --> 00:18:34,696
‫فقط...

427
00:18:34,696 --> 00:18:37,866
‫من یکی دیگه رو پیدا کردم.

428
00:18:37,866 --> 00:18:39,326
ولی اون بی‌خیال نمی‌شه‏.‏

429
00:18:39,326 --> 00:18:42,830
‫باید وحشتناک باشه
‫که ناپدریت رو از دست بدی

430
00:18:42,830 --> 00:18:44,581
‫علاوه بر همه اینا.

431
00:18:44,581 --> 00:18:46,375
‫تو می‌دونستی اون ناپدریم بود؟

432
00:18:46,375 --> 00:18:47,668
‫خب، می‌دونم...

433
00:18:47,668 --> 00:18:49,378
‫یه عکس از تو
‫توی خونه نش بود

434
00:18:49,378 --> 00:18:50,712
‫با یه نوشته روی پشتش.

435
00:18:50,712 --> 00:18:53,215
‫اوضاع پیچیده بود.

436
00:18:53,215 --> 00:18:55,759
واسه همین وقتی رسیدی
رفتی دیدنش؟

437
00:18:55,759 --> 00:18:57,386
من که نگفتم دیدمش

438
00:18:57,386 --> 00:18:59,429
‫یه سری پرزهای آبی
‫روی مبل دفتر کار نش بود،

439
00:18:59,429 --> 00:19:02,724
‫و اونا کاملاً
‫با منگوله‌های روی کیفت همخوانی دارن.

440
00:19:05,853 --> 00:19:07,646
میشه یه جایی با هم حرف بزنیم‏؟

441
00:19:07,646 --> 00:19:11,150
دو تایی؟

442
00:19:11,150 --> 00:19:12,901
‫قطعاً.

443
00:19:16,488 --> 00:19:18,782
‫نش و مادرم
‫وقتی پنج سالم بود ازدواج کردن.

444
00:19:18,782 --> 00:19:20,200
‫اون منو نادیده می‌گرفت

445
00:19:20,200 --> 00:19:21,535
‫تا سه سال پیش

446
00:19:21,535 --> 00:19:23,287
‫که مادرم فوت کرد.

447
00:19:23,287 --> 00:19:24,705
‫و اون موقع بود که اوضاع
‫پیچیده شد؟

448
00:19:24,746 --> 00:19:27,332
‫خانواده مادرم خیلی پولدار بودن.

449
00:19:27,332 --> 00:19:29,084
‫اون میلیون‌ها دلار برام ارث گذاشت،

450
00:19:29,084 --> 00:19:30,586
‫ولی نش صندوق امانت رو کنترل می‌کرد.

451
00:19:30,586 --> 00:19:33,005
‫پس تو رفتی ببینیش
‫وقتی رسیدی این‌جا

452
00:19:33,005 --> 00:19:34,256
‫تا در موردش حرف بزنی.

453
00:19:34,256 --> 00:19:35,841
‫بهم گفت که همه پول‌ها
‫سرمایه‌گذاری شده،

454
00:19:35,841 --> 00:19:37,885
‫ولی تنها چیزی
‫که اون توش سرمایه‌گذاری کرد

455
00:19:37,885 --> 00:19:39,761
‫یه خونه ویلایی
‫برای خودش بود،

456
00:19:39,761 --> 00:19:42,097
‫برای همین من هنوز
‫یک پنی هم نگرفتم،

457
00:19:42,097 --> 00:19:43,682
پول عراسی‌ام رو هم خودم باید بدم‏.‏

458
00:19:44,808 --> 00:19:46,143
‫خب، به من ربطی نداره،

459
00:19:46,143 --> 00:19:47,644
‫ولی تو و تیت تازه جدا شدید،

460
00:19:47,644 --> 00:19:51,148
‫و حالا داری با کسی
‫که تازه باهاش آشنا شدی ازدواج می‌کنی؟

461
00:19:51,148 --> 00:19:53,275
‫راستش ما مدتیه که همدیگه رو می‌شناسیم.

462
00:19:53,275 --> 00:19:55,777
با هم دیدن یه نمایش رفتیم‏.‏

463
00:19:55,777 --> 00:19:57,404
‫قبل از این‌که پرواز کنم بیام این‌جا‏.‏

464
00:19:57,404 --> 00:19:59,781
بعدش منو رسوند خونه‏.‏‏.‏‏.‏

465
00:19:59,781 --> 00:20:01,742
‫و بهم پیشنهاد داد.

466
00:20:01,742 --> 00:20:05,454
‫من واقعاً امیدوار بودم
‫که نش درک کنه

467
00:20:05,454 --> 00:20:08,707
‫که حالا ما به پول نیاز داریم
‫تا زندگی جدیدمون رو شروع کنیم، ولی...

468
00:20:08,749 --> 00:20:11,168
‫براش مهم نبود،

469
00:20:11,168 --> 00:20:14,004
‫و بعدش من از دستش عصبانی شدم،

470
00:20:14,004 --> 00:20:15,547
‫و حالا اون مرده.

471
00:20:15,547 --> 00:20:18,217
‫همه چی درست می‌شه.

472
00:20:18,217 --> 00:20:21,345
نش اولین شغلم رو جور کرد‏.‏

473
00:20:21,345 --> 00:20:23,764
‫من داشتم این کتاب رو برای کسی که اون می‌شناخت
‫به عنوان سایه‌نویس می‌نوشتم،

474
00:20:23,764 --> 00:20:26,058
‫و این‌طور نیست که اصلاً
‫اعتباری بابتش گرفته باشم،

475
00:20:26,058 --> 00:20:27,726
‫چون نویسنده‌اش توهم زده بود که‏.‏‏.‏‏.‏

476
00:20:27,726 --> 00:20:28,852
لو می‌ره‏.‏

477
00:20:28,852 --> 00:20:31,772
‫ولی با این حال،

478
00:20:31,772 --> 00:20:34,233
‫اگه به خاطر اون کار اول نبود،

479
00:20:34,233 --> 00:20:37,861
‫شاید هیچ‌وقت اعتماد به نفس ‫نوشتن رو پیدا نمی‌کردم.

480
00:20:37,903 --> 00:20:40,489
‫نیکی، ازت می‌خوام
‫واقعاً به این فکر کنی

481
00:20:40,489 --> 00:20:42,407
‫که کی می‌تونسته اون‌قدر
‫از ناپدریت متنفر باشه

482
00:20:42,407 --> 00:20:44,117
‫که بخواد بکشدش.

483
00:20:44,117 --> 00:20:45,535
‫نمی‌دونم.

484
00:20:46,620 --> 00:20:48,372
شاید بهتر باشه با لی گرانوی حرف بزنی‏.‏

485
00:20:48,372 --> 00:20:49,957
‫لی؟

486
00:20:49,957 --> 00:20:51,500
‫آره، اونا قبلاً
‫وقتی بچه بودم همیشه سر هم داد می‌زدن،

487
00:20:53,377 --> 00:20:55,295
‫و شنیدم که
‫دیروز با هم دعوا کردن.

488
00:20:57,965 --> 00:20:59,007
‫هی!

489
00:20:59,091 --> 00:21:00,634
‫تو نمی‌تونی منو گول بزنی

490
00:21:00,634 --> 00:21:03,011
‫تا چیزی درباره نیکی
‫بهت بگم.

491
00:21:03,011 --> 00:21:06,056
‫مثلاً این واقعیت که نش
‫یه شغل سایه‌نویسی براش جور کرده،

492
00:21:06,056 --> 00:21:08,725
‫یا این‌که اون تازه
‫یه عالمه پول به ارث برده؟

493
00:21:08,725 --> 00:21:10,435
‫تو از کجا اینو می‌دونی؟

494
00:21:10,435 --> 00:21:11,436
‫تیت مولانی
‫یه هودی پوشیده بود

495
00:21:11,436 --> 00:21:12,604
‫که پشتش نوشته بود
‫"آیرون ربات".

496
00:21:12,604 --> 00:21:15,357
‫این یه گروه موسیقی آلترناتیو راک
‫مال دهه 90 میلادیه.

497
00:21:15,357 --> 00:21:16,441
‫برای همین پرس‌وجو کردم،

498
00:21:16,441 --> 00:21:17,609
‫و تنها جایی
‫توی فاوندرز کوو

499
00:21:17,609 --> 00:21:19,653
‫که آهنگ‌های آلترناتیو دهه 90 پخش می‌کنه
‫راندهاوسه.

500
00:21:19,653 --> 00:21:22,155
یه کافه‌ست‏،‏ بغل سینما‏.‏

501
00:21:22,155 --> 00:21:23,031
منم رفتم اون‌جا و یه نوشیدنی مهمونش کردم‏.‏

502
00:21:23,031 --> 00:21:23,991
اونم همه‌چیز رو گفت‏.‏

503
00:21:25,409 --> 00:21:26,910
من عمراً بتونم همچین کاری کنم‏.‏

504
00:21:26,910 --> 00:21:28,453
‫خب، نیکی نمی‌خواست با من حرف بزنه،

505
00:21:28,453 --> 00:21:30,289
‫ولی با تو حرف زد.

506
00:21:31,581 --> 00:21:32,833
‫می‌خوای بریم یه قهوه بخوریم؟

507
00:21:32,833 --> 00:21:34,710
‫اگه تو حساب کنی.

508
00:21:34,710 --> 00:21:36,295
‫سلام.

509
00:21:36,295 --> 00:21:39,131
‫میشه یه کارامل ماکیاتو ونتی
‫با شیر جو دوسر واسه‌ام آماده کنید؟

510
00:21:39,131 --> 00:21:41,466
‫ولی می‌شه بریزینش
‫توی یه لیوان گرانده قابل بازیافت،

511
00:21:41,466 --> 00:21:42,592
‫و با نصف پمپ وانیل

512
00:21:42,592 --> 00:21:43,802
‫و سس شکلات،

513
00:21:43,802 --> 00:21:44,803
‫ولی فقط تهش باشه،

514
00:21:44,803 --> 00:21:46,138
‫و می‌شه شیر جو دوسر رو هم
‫بخار بدید،

515
00:21:46,138 --> 00:21:47,764
‫ولی خیلی داغش نکنید؟
‫ممنون.

516
00:21:47,764 --> 00:21:50,017
‫این از ازدواج سومم
‫طولانی‌تر بود.

517
00:21:50,017 --> 00:21:50,809
عیبی نداره‏.‏‏.‏‏.‏

518
00:21:50,809 --> 00:21:51,768
آدم چیزی که می‌خواد رو بگه‏.‏

519
00:21:51,768 --> 00:21:52,936
‫کاملاً موافقم.

520
00:21:52,978 --> 00:21:55,355
‫من یه قهوه سیاه بزرگ می‌خوام،
‫لطفاً.

521
00:21:55,355 --> 00:21:56,356
‫همین؟

522
00:21:56,356 --> 00:21:58,608
‫من دوست دارم همه‌چی ساده باشه.

523
00:21:58,608 --> 00:22:00,736
‫به خاطر همینه که
‫چند بار ازدواج کردی؟

524
00:22:00,736 --> 00:22:02,863
‫اوه، چه پررو.

525
00:22:02,863 --> 00:22:07,159
‫پررو؟
کی اصلاً از این کلمه استفاده می‌کنه؟

526
00:22:07,159 --> 00:22:09,745
‫شرط می‌بندم مادرت
‫خیلی ازش استفاده می‌کرده.

527
00:22:09,745 --> 00:22:11,496
‫مادر من وقتی ده سالم بود
‫ناپدید شد...

528
00:22:12,914 --> 00:22:13,999
‫...و قبل از این‌که شروع کنی

529
00:22:13,999 --> 00:22:14,875
‫بگی که چه‌طوری من به خاطر اون

530
00:22:14,875 --> 00:22:15,709
‫جذب حل معما شدم،

531
00:22:15,709 --> 00:22:16,626
‫من سعی کردم پیداش کنم،

532
00:22:16,626 --> 00:22:17,878
‫ولی نتونستم،

533
00:22:17,878 --> 00:22:19,254
‫حداقل تا الان،

534
00:22:19,254 --> 00:22:23,050
‫برای همین خیلی ترجیح می‌دم
‫درباره قهوه حرف بزنیم.

535
00:22:25,635 --> 00:22:26,553
‫چیزی که می‌خواستم بگم اینه

536
00:22:26,553 --> 00:22:28,430
‫که تو منو تحت‌تأثیر قرار دادی.

537
00:22:28,430 --> 00:22:30,807
‫تو رفتی توی اون اتاق هتل
‫و اومدی بیرون

538
00:22:30,807 --> 00:22:32,309
‫قبل از این‌که کریگان
‫اصلاً بفهمه اون‌جایی.

539
00:22:32,309 --> 00:22:33,852
‫منو انداختن بیرون.

540
00:22:33,852 --> 00:22:36,271
‫به خاطر اینه که تو معروفی
‫و مردم بهت توجه می‌کنن.

541
00:22:36,271 --> 00:22:38,565
‫خب، مگه تو از این "آدم‌های معروف اینترنتی" نیستی؟

542
00:22:38,565 --> 00:22:39,983
بودم‏.‏ یه مدت کوتاه‏.‏

543
00:22:39,983 --> 00:22:41,401
‫ولی، راستش،

544
00:22:41,401 --> 00:22:43,320
‫تمام اون حرف‌ها درباره تبلیغ‌کننده‌ها
‫با دلارهای کلان

545
00:22:43,320 --> 00:22:44,363
‫کاملاً چرت‌وپرت بود.

546
00:22:44,363 --> 00:22:45,447
‫چه اتفاقی افتاد؟

547
00:22:45,447 --> 00:22:47,908
‫وقتی دانشگاه بودم،

548
00:22:47,908 --> 00:22:50,202
‫یه داستان درباره
‫قاتل استاتن آیلند نوشتم،

549
00:22:50,202 --> 00:22:51,328
‫و یکی گفت

550
00:22:51,328 --> 00:22:52,245
‫که می‌تونم
‫یه عالمه پول دربیارم

551
00:22:52,245 --> 00:22:53,663
‫اگه تبدیلش کنم به پادکست،

552
00:22:53,663 --> 00:22:55,582
منم این کارو کردم‏.‏
خیلی هم وایرال شد‏.‏

553
00:22:55,582 --> 00:22:57,542
خلاصه حسابی پول در آورم‏.‏

554
00:22:57,542 --> 00:22:59,378
‫و همه‌چیز عالی بود،

555
00:22:59,378 --> 00:23:02,005
‫تا این‌که مدیر برنامه‌هام
‫دقیقاً همه‌چیزم رو دزدید،

556
00:23:02,005 --> 00:23:03,965
‫حتی حق استفاده از اسم خودم رو،

557
00:23:03,965 --> 00:23:05,717
‫"برنامه جنایت واقعی ‫اندی واکر."

558
00:23:05,717 --> 00:23:06,843
‫مگه قراردادت رو نخوندی؟

559
00:23:06,843 --> 00:23:08,011
‫معلومه که قراردادم رو خوندم.

560
00:23:08,011 --> 00:23:09,513
‫فقط متوجهش نشدم.

561
00:23:10,597 --> 00:23:12,474
‫به هر حال، برگشتم سر نوشتن،

562
00:23:12,474 --> 00:23:13,517
‫که همون کاریه
‫که از همون اول

563
00:23:13,517 --> 00:23:14,768
‫همیشه دلم می‌خواست بکنم.

564
00:23:14,768 --> 00:23:16,228
‫برای همین اومدم
‫به این همایش،

565
00:23:16,228 --> 00:23:17,270
‫تا سعی کنم یه نماینده کتاب پیدا کنم،

566
00:23:17,270 --> 00:23:18,980
‫ولی همه گفتن نه،

567
00:23:18,980 --> 00:23:20,774
‫چون فکر می‌کنن
‫پادکستم چرته،

568
00:23:20,774 --> 00:23:21,566
‫و چرت هم هست،

569
00:23:21,566 --> 00:23:23,235
‫ولی پادکست من نیست،

570
00:23:23,235 --> 00:23:24,778
‫پس حالا می‌دونی
‫زندگی من چه‌قدر

571
00:23:24,778 --> 00:23:26,071
‫خنده‌دار و ناامیدکننده‌ست.

572
00:23:26,071 --> 00:23:27,280
‫ممنون.

573
00:23:27,280 --> 00:23:28,448
‫خواهش می‌کنم.

574
00:23:28,448 --> 00:23:30,409
‫بهت بگم"خنده‌دار و ناامیدکننده" چیه؟

575
00:23:30,409 --> 00:23:32,786
‫بعد از این‌که من یه جایزه دیگه می‌برم،

576
00:23:32,786 --> 00:23:35,288
‫ناشرم می‌خواد
‫سلنا سنت کلود رو بازنشسته کنه،

577
00:23:35,288 --> 00:23:36,748
‫چون خواننده‌های جوون

578
00:23:36,748 --> 00:23:39,709
‫از اون چرت‌وپرت‌های پزشکی قانونی خوششون میاد
‫که تو توش خیلی خوبی.

579
00:23:39,709 --> 00:23:42,295
‫باشه، یه لحظه صبر کن.

580
00:23:42,295 --> 00:23:43,713
‫من یه ایده دارم،

581
00:23:43,713 --> 00:23:45,132
‫و... فقط بهش فکر کن.

582
00:23:45,132 --> 00:23:47,092
‫چی می‌شه اگه

583
00:23:47,092 --> 00:23:49,428
‫من و تو با هم
‫کتابی درباره نش بنویسیم؟

584
00:23:50,679 --> 00:23:52,305
‫چی؟ نه. این...
‫نه. چی؟

585
00:23:52,305 --> 00:23:53,306
‫ولی فقط یه لحظه
‫بهش فکر کن.

586
00:23:53,306 --> 00:23:54,599
‫ما مهارت‌های
‫خیلی متفاوتی داریم.

587
00:23:56,685 --> 00:23:58,061
‫خیلی‌خب،

588
00:23:58,061 --> 00:23:59,271
‫خنده‌داره،

589
00:23:59,271 --> 00:24:02,065
‫چون نش گفت

590
00:24:02,065 --> 00:24:04,901
‫که دلش می‌خواد
‫من یه روزی در موردش بنویسم.

591
00:24:04,901 --> 00:24:06,111
‫باشه، فقط محض
‫این‌که بحث کرده باشیم،

592
00:24:06,111 --> 00:24:08,655
‫اگه بخوایم این کار رو امتحان کنیم،

593
00:24:08,655 --> 00:24:10,615
‫تو باید نقل‌مکان کنی
‫به فاوندرز کوو،

594
00:24:10,615 --> 00:24:11,783
‫چون من اهل زوم‌ها و اینا نیستم‏.‏

595
00:24:11,783 --> 00:24:13,493
‫رو چشمم‏،‏ شریک‏.‏
‫من زندگی شخصی ندارم،

596
00:24:13,493 --> 00:24:15,412
‫پس اسباب‌کشی مشکلی نخواهد بود.

597
00:24:15,412 --> 00:24:17,205
‫"شریک"؟ نه، شریک نه.
‫دستیار.

598
00:24:17,205 --> 00:24:18,915
‫تو حتی تا حالا یه کتاب هم ننوشتی.

599
00:24:18,915 --> 00:24:20,750
‫اما خودت گفتی
‫سلنا سنت کلود کنار گذاشته شده.

600
00:24:20,750 --> 00:24:22,335
‫خودت گفتی پادکستت
‫به گند کشیده شده.

601
00:24:22,335 --> 00:24:23,420
‫می‌دونی چیه؟
‫حرف ما این‌جا تموم شد.

602
00:24:23,420 --> 00:24:24,754
‫آره، تموم شد.
‫کاملاً تموم شد.

603
00:24:24,754 --> 00:24:25,881
‫آره، درسته.

604
00:24:25,881 --> 00:24:27,507
‫من می‌دونم چطور از دیکشنری
‫اصطلاحات عامیانه استفاده کنم.

605
00:24:27,507 --> 00:24:28,508
‫پس باید بدونی که "زوم‌ها" نیست.

606
00:24:28,508 --> 00:24:29,468
‫فقط "زوم"ـه.

607
00:24:29,468 --> 00:24:30,760
‫من دوباره تو رو کنسل می‌کنم.

608
00:24:40,979 --> 00:24:41,521
‫من دنبالت نمیام.

609
00:24:54,701 --> 00:24:56,369
‫باشه، خیلی خب، خیلی خب.

610
00:24:56,369 --> 00:24:58,246
‫هی، شما دو تا حالتون خوبه؟

611
00:24:58,246 --> 00:25:00,916
‫- آره.
‫- آره؟ باشه.

612
00:25:00,916 --> 00:25:03,126
‫هیچ‌کدومتون تونستید
‫راننده رو خوب ببینید؟

613
00:25:03,168 --> 00:25:04,544
‫نه، شیشه‌ها دودی بود،

614
00:25:04,544 --> 00:25:06,713
‫اما یه شاسی‌بلند مشکی بود،
‫بدون پلاک.

615
00:25:06,713 --> 00:25:07,964
‫باشه، کسی رو دارید که‏‏.‏‏.‏‏.‏

616
00:25:07,964 --> 00:25:08,924
‫که دلیلی برای صدمه زدن
‫بهتون داشته باشه؟

617
00:25:08,924 --> 00:25:10,467
‫نه.

618
00:25:10,467 --> 00:25:11,885
‫خب، شاید.

619
00:25:11,885 --> 00:25:13,428
چون پیگیر قتل نش شده بودیم‏.‏

620
00:25:13,428 --> 00:25:14,596
‫مگه بهتون نگفتم

621
00:25:14,596 --> 00:25:16,014
‫که از تحقیقات دور بمونید؟

622
00:25:16,014 --> 00:25:17,140
ولی نگفتی که‏.‏‏.‏‏.‏

623
00:25:17,140 --> 00:25:19,601
حق سوال پرسیدن از بقیه رو ندارم‏.‏

624
00:25:19,601 --> 00:25:21,394
‫من حق قانونی دارم
‫که از هر کسی

625
00:25:21,394 --> 00:25:23,313
‫که دلم می‌خواد سؤال بپرسم،

626
00:25:23,313 --> 00:25:25,398
‫که این خودش یه جمله طولانی

627
00:25:25,398 --> 00:25:26,691
‫با منفی مضاعفه،

628
00:25:26,691 --> 00:25:27,651
‫که به یه حرف اضافه ختم میشه،

629
00:25:27,651 --> 00:25:29,194
‫اما من عصبانیم،

630
00:25:29,236 --> 00:25:30,904
پس باهاش کنار بیا‏.‏

631
00:25:30,904 --> 00:25:33,823
‫یه هشدار پیگرد برای یه
‫شاسی‌بلند مشکی بدون پلاک صادر کن.

632
00:25:33,823 --> 00:25:35,575
‫همچنین، بگو گشتی‌ها
‫جنگل‌های کنار بزرگراه رو بگردن.

633
00:25:35,575 --> 00:25:37,410
‫مردم همیشه چیزهای جالبی رو
‫اون‌جا دور میندازن.

634
00:25:37,410 --> 00:25:38,828
‫مثل چی؟

635
00:25:38,828 --> 00:25:40,622
‫اون رو می‌سپارم
‫به تخیل قوی تو.

636
00:25:44,084 --> 00:25:45,752
‫من متخصص شناخت آدم‌ها نیستم،

637
00:25:45,752 --> 00:25:47,337
‫اما عاشق این داستان
‫"تبدیل دشمن به عاشق"

638
00:25:47,337 --> 00:25:48,547
‫برای شما دو تا شدم.

639
00:25:49,631 --> 00:25:52,425
‫حتماً سرت به جایی خورده.

640
00:25:59,891 --> 00:26:01,351
الی‏.‏

641
00:26:01,351 --> 00:26:02,811
‫فکر می‌کردم
‫امروز صبح سمینار داری.

642
00:26:02,811 --> 00:26:04,354
‫خب، ما زودتر تموم کردیم،

643
00:26:04,354 --> 00:26:05,897
‫پس با خودم گفتم
‫بیام روی ضربه‌م کار کنم.

644
00:26:12,779 --> 00:26:14,489
باید بیشتر تمرین کن‏م‏.‏

645
00:26:14,489 --> 00:26:16,616
‫من خیلی وقت پیش یاد گرفتم
‫که تو رو دست‌کم نگیرم.

646
00:26:16,616 --> 00:26:18,577
‫نش هم همیشه همین رو می‌گفت.

647
00:26:18,577 --> 00:26:21,204
‫خیلی عجیبه که اون مرده.

648
00:26:21,204 --> 00:26:21,955
‫آره، عجیب‌تر اینه که
‫پلیس فکر می‌کنه قتله،

649
00:26:21,955 --> 00:26:22,998
‫نه خودکشی.

650
00:26:22,998 --> 00:26:24,708
‫شنیدم.

651
00:26:24,708 --> 00:26:27,127
‫این رو هم شنیدم که دیروز
‫اولین باری نبوده

652
00:26:27,127 --> 00:26:28,920
‫که تو و نش با هم دعوا کردید.

653
00:26:30,505 --> 00:26:32,591
‫تو با نیکی حرف زدی.

654
00:26:32,591 --> 00:26:33,967
بهت گفت که بحث سر چی بوده؟

655
00:26:33,967 --> 00:26:35,427
فکر کنم‏.‏‏.‏‏.‏

656
00:26:35,427 --> 00:26:36,678
‫یه ربطی به اون دفترچه‌ای داشته باشه‏.‏‏.‏‏.‏

657
00:26:36,678 --> 00:26:38,847
‫که نش زیر میزش قایم کرده بود.

658
00:26:42,892 --> 00:26:44,978
‫می‌دونی، وقتی من و تو
‫تازه شروع کردیم،

659
00:26:44,978 --> 00:26:47,647
‫زندگیمون به نقد سه یا چهار
‫منتقد اصلی بستگی داشت،

660
00:26:47,647 --> 00:26:48,773
‫پس وقتی شنیدم

661
00:26:48,773 --> 00:26:50,442
‫که نظر نش گیلبرت فروشیه،

662
00:26:50,442 --> 00:26:52,861
‫منم وارد بازی شدم.

663
00:26:52,861 --> 00:26:54,738
‫پنج سال به اون عوضی پول دادم.

664
00:26:54,738 --> 00:26:56,865
چرا دیگه بهش پول ندادی؟

665
00:26:56,865 --> 00:26:57,907
‫خب، منتقدها نفوذشون رو

666
00:26:57,907 --> 00:26:59,284
‫به خاطر

667
00:26:59,284 --> 00:27:00,827
‫این همه منتقد خودخوانده اینترنتی
‫از دست دادن.

668
00:27:02,579 --> 00:27:05,415
‫من روز قبل از مرگش نش رو دیدم.

669
00:27:05,415 --> 00:27:07,083
‫دوباره سعی کرد ازم حق‌السکوت بگیره.

670
00:27:07,083 --> 00:27:08,793
‫وقتی گفتم نه، اصلاً خوشحال نشد.

671
00:27:08,793 --> 00:27:11,296
یعنی دیگه بهش پول ندادی؟

672
00:27:11,338 --> 00:27:13,089
‫اگه مجموعه اعداد دیگه‌ای
‫توی اون دفترچه هست،

673
00:27:13,089 --> 00:27:14,257
‫یعنی نش داشت از یکی دیگه کلاهبرداری می‌کرد،

674
00:27:14,257 --> 00:27:16,343
‫و قبل از اینکه درباره
‫مدرک عدم حضور بپرسی،

675
00:27:16,343 --> 00:27:17,844
‫شب قتل تا نیمه‌شب

676
00:27:17,844 --> 00:27:19,262
‫توی کافه "مادی داک" بودم.

677
00:27:19,262 --> 00:27:20,347
‫پلیس ازت می‌خواد
‫که این رو ثابت کنی.

678
00:27:20,347 --> 00:27:21,598
‫خب، می‌تونم.

679
00:27:24,976 --> 00:27:27,395
‫نش ساعت ۱۱:۳۰ شب
‫از بالکن افتاد پایین.

680
00:27:27,395 --> 00:27:28,605
‫من ساعت ۱۱:۵۳ هنوز تو کافه بودم‏.‏

681
00:27:28,605 --> 00:27:29,522
‫خودت ببین.

682
00:27:29,522 --> 00:27:30,357
‫دقیقاً زیر عکس.

683
00:27:31,691 --> 00:27:32,817
‫باشه.

684
00:27:33,777 --> 00:27:35,320
‫خانم چندلر.

685
00:27:37,989 --> 00:27:40,659
‫ببینید، می‌دونم فکر می‌کنید
‫من یه آدم مغرور و مزخرفم،

686
00:27:40,659 --> 00:27:43,119
‫اما فقط می‌خواستم بهتون بگم

687
00:27:43,119 --> 00:27:45,163
‫که از بابت اتفاقات دیروز
‫و ختم ماجرا متأسفم‏.‏

688
00:27:45,205 --> 00:27:46,331
‫عمیقاً به این حرفت شک دارم.

689
00:27:46,331 --> 00:27:47,832
‫باشه.

690
00:27:47,832 --> 00:27:50,001
‫آره، من حرف‌های بدی
‫درباره کار شما زدم،

691
00:27:50,001 --> 00:27:52,837
‫اما واقعیت اینه که...

692
00:27:54,381 --> 00:27:56,216
شما یه نویسنده پرفروش هستید‏.‏

693
00:27:56,216 --> 00:27:58,510
‫دستیار شما بودن
‫و یادگیری از کسی مثل شما

694
00:27:58,510 --> 00:28:00,303
‫شانس بزرگیه،

695
00:28:00,303 --> 00:28:03,890
‫پس اگه اون پیشنهاد کاری
‫هنوز پابرجاست...؟

696
00:28:03,890 --> 00:28:05,016
‫به هیچ وجه.

697
00:28:06,309 --> 00:28:08,103
‫آره.

698
00:28:08,103 --> 00:28:09,562
‫یه نفر سعی کرد ما رو بکشه...

699
00:28:11,231 --> 00:28:12,857
و اگه سری بعد موفق بشه‏،‏

700
00:28:12,857 --> 00:28:14,359
جفتمون می‌میریم‏.‏

701
00:28:14,359 --> 00:28:16,611
‫پس...

702
00:28:16,611 --> 00:28:19,614
ما یا شریک برابریم‏،‏ یا اصلاً‌ نیستیم‏.‏

703
00:28:21,241 --> 00:28:22,450
‫این یعنی اسم هر دومون
‫روی کتاب می‌خوره؟

704
00:28:22,450 --> 00:28:24,869
‫آره،

705
00:28:24,869 --> 00:28:25,995
‫اما تو دوره آزمایشی هستی.

706
00:28:25,995 --> 00:28:27,288
‫اولین بارم نیست.

707
00:28:27,288 --> 00:28:28,707
‫چرا تعجب نمی‌کنم؟

708
00:28:28,707 --> 00:28:31,042
‫باشه، پس من با نوآ صحبت کردم‏.‏
‫اونا شاسی‌بلند رو پیدا کردن.

709
00:28:31,042 --> 00:28:32,335
‫سه ساعت قبل از اینکه

710
00:28:32,335 --> 00:28:34,003
‫نزدیک بود ما رو زیر بگیره،
‫سرقتش گزارش شده بود.

711
00:28:34,003 --> 00:28:35,046
‫اثر انگشتی بود؟

712
00:28:35,046 --> 00:28:36,631
‫نه، کاملاً پاک شده بود،

713
00:28:36,631 --> 00:28:38,383
‫اما یه اثر انگشت ناقص
‫زیر فرمان پیدا کردن،

714
00:28:38,383 --> 00:28:40,427
‫پس دارن روی تطبیق دادنش کار می‌کنن.

715
00:28:40,427 --> 00:28:41,928
‫من با لی صحبت کردم،

716
00:28:41,928 --> 00:28:44,389
‫و اون برای شب قتل
‫مدرک عدم حضور داره.

717
00:28:44,389 --> 00:28:46,141
‫آره، نیکی هم همین‌طور.

718
00:28:46,141 --> 00:28:47,684
‫یکی از طرفداراش گفت

719
00:28:47,684 --> 00:28:49,978
‫وقتی نش از بالکن افتا‏د‏،‏
‫داشته برای یه ویدیوی تیک‌تاک تمرین می‌کرده.

720
00:28:49,978 --> 00:28:51,771
‫پس ما هیچ پیشرفتی نکردیم
‫مگر اینکه مدرک بیشتری پیدا کنیم.

721
00:28:52,731 --> 00:28:55,483
نش این‌جا ماشینی داشت؟

722
00:28:57,986 --> 00:28:59,446
وای پسر‏.‏‏.‏‏.‏

723
00:28:59,446 --> 00:29:00,780
خانم‏‌ها‏،‏

724
00:29:00,780 --> 00:29:02,031
چه کمکی از من ساخته‌ست؟

725
00:29:02,031 --> 00:29:03,074
ما داریم روی یه رمان در مورد
نش گیلبرت کار می‌کنیم‏،‏

726
00:29:03,074 --> 00:29:04,659
واسه همین اومدیم ماشینش رو چک کنیم‏.‏

727
00:29:04,659 --> 00:29:05,910
‫شاید بهتر باشه
‫درباره چیز دیگه‌ای بنویسید.

728
00:29:05,910 --> 00:29:08,580
مثلا یه پلیس مغرور‏.‏‏.‏‏.‏

729
00:29:08,580 --> 00:29:11,249
‫و یه حوزه استحفاظی کوچیک؟

730
00:29:11,249 --> 00:29:12,584
هی‏،‏

731
00:29:12,584 --> 00:29:14,377
‫یه چیزی رو جا انداختی.

732
00:29:14,377 --> 00:29:15,879
این چیه؟

733
00:29:15,879 --> 00:29:16,796
بذار ببینم‏.‏

734
00:29:16,796 --> 00:29:18,757
جعبه لوازم آرایش‏.‏

735
00:29:18,757 --> 00:29:21,384
که حرف ‫"ای‌ و سی‫"‌ روش نوشته شده‏.‏

736
00:29:21,384 --> 00:29:22,886
پس این‌جا بود‏.‏

737
00:29:22,886 --> 00:29:25,054
سال‌هاست که گم شده‏.‏

738
00:29:26,473 --> 00:29:28,141
دادم یکی دیگه برام درست کنن‏.‏
واسه خود‏ت‏.‏

739
00:29:28,349 --> 00:29:30,643
‫- جالبه‏.‏
‫- واقعاً؟

740
00:29:30,643 --> 00:29:32,353
یه چیز شخصی قدیمی‏.‏‏.‏‏.‏

741
00:29:32,353 --> 00:29:33,730
به نظرت جالبه؟

742
00:29:33,730 --> 00:29:34,522
می‌دونی چی جالبه؟

743
00:29:34,522 --> 00:29:35,607
اینکه اثر انگشتت‏.‏‏.‏‏.‏

744
00:29:35,607 --> 00:29:36,691
‫همه‌جای ‫اتاق کار نش گیلبرت هست.

745
00:29:36,691 --> 00:29:38,651
‫- دستکش نپوشیده بودی؟
‫- تو پوشیده بودی؟

746
00:29:38,651 --> 00:29:40,028
مگه سریال ‫"نظم و قانون‫"‌ رو ندیدی؟

747
00:29:40,028 --> 00:29:41,196
کسی رو داری‏.‏‏.‏‏.‏

748
00:29:41,196 --> 00:29:43,156
‫که بتونه مکان بودنت رو
‫در زمان حادثه تأیید کنه؟

749
00:29:43,156 --> 00:29:44,199
تازه یه گفتگو رو تموم کرده بودم‏.‏

750
00:29:44,199 --> 00:29:45,325
‫داشتم با یکی حرف می‌زدم.

751
00:29:45,325 --> 00:29:46,868
اون شخص اسمی هم داره؟

752
00:29:46,868 --> 00:29:48,953
خیر سرت همه‌اش دنبال تأیید بهونه‌های دیگرانی؟

753
00:29:48,953 --> 00:29:50,872
‫- دقیقاً همینه‏.‏
‫- دقیقا کارم همینه‏.‏

754
00:29:50,914 --> 00:29:53,458
‫باشه، خب، حالا می‌خوای چیکار کنی،
‫منو دستگیر کنی؟

755
00:29:53,458 --> 00:29:55,627
نه‏،‏ نمی‌خوام دستگیرت کنم‏.‏

756
00:29:55,627 --> 00:29:58,046
خیلی خب‏.‏ بریم‏.‏

757
00:29:58,046 --> 00:29:59,130
‫- این‌جا چه خبره؟
‫- نمی‌دونم‏.‏

758
00:29:59,130 --> 00:30:00,048
کجا می‌‌ری؟

759
00:30:00,048 --> 00:30:01,341
کلانتری‏.‏

760
00:30:01,341 --> 00:30:02,801
‫- چی؟
‫- دستبندت کجاست؟

761
00:30:02,801 --> 00:30:04,969
نمی‌خوام بهت دستبند بزنم‏.‏

762
00:30:04,969 --> 00:30:06,179
یالا‏،‏ یالا‏،‏ یالا‏.‏

763
00:30:06,179 --> 00:30:07,597
تا حالا کسی بهم دستبند نزده‏.‏

764
00:30:07,680 --> 00:30:09,015
ببین‏.‏‏.‏‏.‏

765
00:30:09,015 --> 00:30:10,058
شاید بعدا چند تا سوال ازت بپرسیم‏.‏

766
00:30:10,058 --> 00:30:11,434
فقط شهر رو ترک نکن‏.‏

767
00:30:11,434 --> 00:30:12,644
‫- خب؟
‫- من شهر رو ترک نمی‌کنم‏.‏

768
00:30:12,644 --> 00:30:14,229
‫- خوبه‏.‏
‫- بعداً یه سمینار دارم‏.‏

769
00:30:14,229 --> 00:30:15,146
بعدش هم واسه نوبت موهام باید برم‏.‏

770
00:30:15,146 --> 00:30:16,314
این یکی رو حتماً باید برم‏.‏

771
00:30:16,314 --> 00:30:17,607
چون فردا کنفرانس مطبوعاتیه‏.‏

772
00:30:17,607 --> 00:30:19,859
و در مورد چیزی که توی ماشین نش پیدا کردی‏،‏

773
00:30:19,859 --> 00:30:21,069
آره‏،‏ درسته‏.‏

774
00:30:21,069 --> 00:30:23,071
من کارهایی کردم که بهشون افتخار نمی‌کنم‏.‏

775
00:30:23,071 --> 00:30:24,739
ولی حق نداری قضاوتم کنی‏.‏

776
00:30:24,739 --> 00:30:26,282
چون من می‌دونم‏.‏‏.‏‏.‏

777
00:30:26,282 --> 00:30:28,368
تو هم خطاهایی کردی که‏.‏‏.‏‏.‏

778
00:30:28,368 --> 00:30:29,327
بهشون افتخار نمی‌کنی‏.‏

779
00:30:29,327 --> 00:30:30,745
مسئله من نیستم‏.‏

780
00:30:31,371 --> 00:30:32,956
شما همکار کار جدید خانم چندلر هستید؟

781
00:30:32,956 --> 00:30:33,540
آره‏.‏

782
00:30:33,540 --> 00:30:35,667
اگه بتونم یه جا واسه زندگی پیدا کنم‏.‏

783
00:30:35,667 --> 00:30:37,585
این شهر خیلی گرونه‏.‏
منم ورشکسته‌ام‏.‏

784
00:30:37,585 --> 00:30:39,087
پس‏.‏‏.‏‏.‏

785
00:30:39,087 --> 00:30:40,463
خیلی خب‏،‏ بریم‏.‏

786
00:30:40,797 --> 00:30:42,799
‫شاید یه وقت بتونیم با هم یه قهوه بخوریم.

787
00:30:43,091 --> 00:30:45,093
‫- نه‏،‏ نه‏.‏ سرش خیلی شلوغه‏.‏
‫- یه قهوه‌ست دیگه‏.‏

788
00:30:45,635 --> 00:30:47,095
‫آره، تو هنوز سفارش اون رو
‫نشنیدی.

789
00:30:47,095 --> 00:30:49,138
‫باشه، می‌تونیم بریم.

790
00:30:49,138 --> 00:30:52,058
‫هی، خانم چندلر، شما هنوز
‫اون مهمون‌خونه رو دارید، درسته؟

791
00:30:52,058 --> 00:30:53,560
‫خب که چی؟

792
00:30:53,560 --> 00:30:55,019
‫راستش، اندی می‌گفت

793
00:30:55,019 --> 00:30:56,396
‫پیدا کردن یه جا برای زندگی
‫براش سخته،

794
00:30:56,396 --> 00:30:57,897
‫پس فکر کردم...

795
00:30:57,897 --> 00:30:59,607
خب‏،‏ داره بازسازی می‌شه‏.‏

796
00:30:59,607 --> 00:31:02,944
‫و اگه کسی بخواد تمام‌وقت
‫اون‌جا زندگی کنه،

797
00:31:02,944 --> 00:31:04,696
‫باید از شورای شهر
‫اجازه بگیرم.

798
00:31:04,696 --> 00:31:05,655
‫آره، نگران نباش.

799
00:31:05,655 --> 00:31:07,407
‫خودم می‌تونم یه جا پیدا کنم.

800
00:31:18,918 --> 00:31:19,836
‫هی!

801
00:31:19,836 --> 00:31:21,713
‫موهات خیلی قشنگ شده.

802
00:31:21,713 --> 00:31:24,007
‫تا حالا کسی بهت نگفته
‫که با دهن پر حرف زدن،

803
00:31:24,007 --> 00:31:25,133
‫دور از ادبه؟

804
00:31:25,133 --> 00:31:26,634
از بعد مهمونی ندرفیلد‏،‏ نه‏.‏

805
00:31:26,634 --> 00:31:27,802
‫باورم نمیشه!

806
00:31:27,802 --> 00:31:30,305
‫نیکی وستون
‫و مارگارت استرلینگ!

807
00:31:30,305 --> 00:31:33,308
‫شما دو تا
‫نویسنده‌های کلاسیک فوق‌العاده‌ای هستید،

808
00:31:33,308 --> 00:31:35,018
‫و استعداد بی‌نظیری
‫توی شخصیت‌پردازی دارید.

809
00:31:35,018 --> 00:31:37,061
میشه یه عکس بگیرم؟

810
00:31:37,061 --> 00:31:38,396
بد شد‏.‏

811
00:31:41,441 --> 00:31:42,817
‫لی گرانوی،

812
00:31:42,817 --> 00:31:44,527
‫شما به جرم قتل نش گیلبرت
‫بازداشت هستید.

813
00:31:44,527 --> 00:31:46,321
وایسا‏،‏ وایسا‏،‏ وایسا‏.‏‏.‏‏.‏

814
00:31:46,321 --> 00:31:48,072
آروم‏،‏ آروم‏.‏

815
00:31:48,072 --> 00:31:51,326
‫دیروز می‌خواستی منو
‫دستگیر کنی، و امروز لی رو.

816
00:31:51,326 --> 00:31:52,619
‫برای آخرین بار می‌گم،
‫قصد نداشتم تو رو دستگیر کنم.

817
00:31:52,619 --> 00:31:55,163
‫لی وقتی نش کشته شد،
‫توی مادی داک بود.

818
00:31:55,163 --> 00:31:57,373
‫اون یه ویدیو تو گوشیش داره
‫که اینو ثابت می‌کنه.

819
00:31:57,373 --> 00:31:59,334
‫نش گیلبرت ساعت ۱۱:۳۰ شب مرد.

820
00:31:59,334 --> 00:32:01,961
‫شاهدها لی گرانوی رو دیدن
‫که ساعت ۱۰:۳۰ شب از کافه خارج شده‏.‏

821
00:32:01,961 --> 00:32:03,004
‫خب، اشتباه می‌کنن.

822
00:32:03,004 --> 00:32:04,505
‫موبایل‌ها دروغ نمی‌گن.

823
00:32:04,505 --> 00:32:05,882
‫آره، ببخشید که می‌پرم وسط،

824
00:32:05,882 --> 00:32:07,050
‫اما اگه بدونی چطور
‫به متادیتا دسترسی پیدا کنی،

825
00:32:07,050 --> 00:32:08,968
‫می‌تونی تاریخ و زمان
‫یه موبایل رو تغییر بدی.

826
00:32:08,968 --> 00:32:10,178
‫- بفرما، اینم از این.
‫- بهش محل نذار.

827
00:32:10,178 --> 00:32:12,972
متأسفانه قاتل همین کارو کرد‏.‏

828
00:32:12,972 --> 00:32:14,057
‫توی رمان جدید آقای گرانوی.

829
00:32:14,057 --> 00:32:14,974
‫اما این به این معنی نیست که...

830
00:32:14,974 --> 00:32:15,975
راست میگه‏،‏‌ الی‏.‏

831
00:32:17,226 --> 00:32:19,479
‫وقتی شنیدم ‫چه بلایی سر نش اومده،

832
00:32:19,479 --> 00:32:21,522
می‌دونستم مظنون خواهم بود‏.‏

833
00:32:22,899 --> 00:32:24,150
واسه همین این کارو کردم‏.‏

834
00:32:25,860 --> 00:32:27,195
حقوقش رو براش بخون‏.‏

835
00:32:29,656 --> 00:32:30,782
‫لی گرانوی،

836
00:32:30,782 --> 00:32:31,658
‫شما حق دارید ‫سکوت کنید...

837
00:32:31,658 --> 00:32:33,034
‫من کسی رو نکشتم.

838
00:32:33,034 --> 00:32:35,370
‫هر چیزی که بگید ‫می‌تونه‏ ‫در دادگاه علیه شما
استفاده بشه‏.‏

839
00:32:35,370 --> 00:32:36,329
‫شما حق دارید
‫وکیل داشته باشید...

840
00:32:36,329 --> 00:32:37,747
‫حالت خوبه؟

841
00:32:37,747 --> 00:32:39,582
‫من هیچ‌وقت در مورد این چیزا
‫اشتباه نمی‌کنم.

842
00:32:39,582 --> 00:32:42,210
الی‏،‏ رنگت پریده‏.‏

843
00:32:42,210 --> 00:32:43,419
‫کادوفروشی تو لابی
‫دوباره باز شده.

844
00:32:43,419 --> 00:32:45,755
برو یه انرژی‌زایی چیزی بخر‏.‏

845
00:32:45,755 --> 00:32:46,756
چیزیم نیست‏.‏

846
00:33:01,104 --> 00:33:02,897
‫بیا تو.

847
00:33:02,897 --> 00:33:04,941
‫امیدوارم مزاحمت
‫نشده باشم.

848
00:33:06,859 --> 00:33:09,445
‫نه.

849
00:33:09,445 --> 00:33:11,739
‫فقط دارم روی پرونده گیلبرت
‫کار می‌کنم،

850
00:33:11,781 --> 00:33:13,116
و روی سخنرانیم‏.‏‏.‏‏.‏

851
00:33:13,116 --> 00:33:14,951
‫برای ضیافت خداحافظی ‫همایش شما.

852
00:33:14,951 --> 00:33:15,910
‫شما سخنران مهمان هستید؟

853
00:33:15,910 --> 00:33:17,120
‫آره.

854
00:33:17,120 --> 00:33:18,413
‫راسی نتونست بیاد، پس...

855
00:33:18,413 --> 00:33:19,706
‫مجبورید منو تحمل کنید.

856
00:33:19,706 --> 00:33:21,749
چه‏.‏‏.‏‏.‏

857
00:33:21,791 --> 00:33:22,792
چه کمکی از من ساخته‌ست؟

858
00:33:22,792 --> 00:33:23,876
‫بهم گفتن

859
00:33:23,876 --> 00:33:26,129
آدما وقتی می‌خوان کسی باهاشون حرف بزنه‏.‏‏.‏‏.‏

860
00:33:26,129 --> 00:33:28,131
این کارو می‌کنن؟

861
00:33:28,131 --> 00:33:29,340
‫خب، به من گفتن آدما‏ وقتی می‌خوان‏.‏‏.‏‏.‏

862
00:33:29,340 --> 00:33:30,591
‫ از کسی عذرخواهی کنن
این کارو می‌کنن‏.‏

863
00:33:30,591 --> 00:33:32,385
‫باشه.

864
00:33:32,385 --> 00:33:35,805
‫دیروز یه کم زیادی جوگیر شدم‏.‏
‫ببخشید‏.‏

865
00:33:36,848 --> 00:33:39,851
خب‏.‏‏.‏‏.‏ دونات؟

866
00:33:40,518 --> 00:33:41,686
‫آره. بله، لطفاً.

867
00:33:45,148 --> 00:33:46,607
چیز دیگه‌ای که می‌خواستم بگه‏.‏‏.‏‏.‏

868
00:33:46,607 --> 00:33:50,528
‫اینه که من چند دهه‌ست که
‫لی گرانوی رو می‌شناسم.

869
00:33:50,528 --> 00:33:51,738
‫ما با هم می‌رفتیم دانشگاه.

870
00:33:51,738 --> 00:33:53,906
‫اون یه دوست صمیمیه.

871
00:33:53,906 --> 00:33:56,576
چیز رومانتیکی بینمون نبود‏،‏
ولی دوست نزدیکمه‏.‏

872
00:33:56,576 --> 00:33:59,746
البته نه به صورت رومانتیک‏.‏

873
00:33:59,746 --> 00:34:01,456
پس یه دوست صمیمی و غیررومانتیک شماست‏.‏.‏‏.‏

874
00:34:01,456 --> 00:34:03,124
‫که مدارک رو جعل کرده.

875
00:34:03,124 --> 00:34:04,250
خب‏،‏ چی‌کار می‌کرد؟

876
00:34:04,250 --> 00:34:05,418
‫می‌دونست قراره ازش
‫مدرک عدم حضور بخوای.

877
00:34:05,418 --> 00:34:06,627
‫بله، پس تقصیر منه‏.‏‏.‏‏.‏

878
00:34:06,627 --> 00:34:08,004
‫که نامزدت ‫به مقامات دروغ گفته؟

879
00:34:08,004 --> 00:34:10,006
‫اولاً، اون نامزد من نیست.

880
00:34:10,006 --> 00:34:12,675
‫ثانیاً، اون نش رو نکشته.

881
00:34:12,717 --> 00:34:13,885
‫خب، آزمایشگاه تأیید کرد‏.‏‏.‏‏.‏

882
00:34:13,885 --> 00:34:16,596
‫که متادیتا رو
‫روی گوشیش جعل کرده.

883
00:34:16,596 --> 00:34:18,306
‫کاری که کرد برای محافظت از خودش بود.

884
00:34:18,306 --> 00:34:21,017
‫از روی ترس بود،
‫نه احساس گناه.

885
00:34:21,017 --> 00:34:23,102
‫آره، یا شاید نامزد سابق ‫صمیمی و غیرعاشقانه‌ات
داره بازیت می‌ده‏.‏

886
00:34:24,020 --> 00:34:25,313
‫می‌دونی چیه؟ من اومدم این‌جا

887
00:34:25,313 --> 00:34:28,733
تا نظر شخصی با ارزشم رو باهات
در میون بذارم‏.‏

888
00:34:28,775 --> 00:34:31,611
اما در عوض تو بهم طعنه می‌زنی و بی‌احترامی می‌کنی‏.‏

889
00:34:31,611 --> 00:34:33,154
‫طعنه و بی‌احتر...

890
00:34:33,154 --> 00:34:34,322
‫این رو کجا شنیدم...؟

891
00:34:34,322 --> 00:34:36,032
‫این همون چیزی نیست
‫که سلنا سنت کلود‏.‏‏.‏‏.‏

892
00:34:36,032 --> 00:34:37,366
‫به کارآگاه فرانک برا‏.‏‏.‏‏.‏

893
00:34:37,366 --> 00:34:39,077
‫در پایان رمان اولت می‌گه؟

894
00:34:39,077 --> 00:34:40,369
‫می‌دونستم داری دروغ می‌گی

895
00:34:40,369 --> 00:34:42,205
‫وقتی گفتی
‫اسم کتاب‌های منو نشنیدی.

896
00:34:42,205 --> 00:34:43,289
‫آره، چون فکر کردم‏.‏‏.‏‏.‏

897
00:34:43,289 --> 00:34:44,290
باید یه نفر گوشمالیت‏.‏‏.‏‏.‏

898
00:34:44,290 --> 00:34:45,416
‫خب، تو...

899
00:34:45,416 --> 00:34:47,168
‫باید‏.‏‏.‏‏.‏

900
00:34:47,168 --> 00:34:48,336
‫رژیم بگیری.

901
00:35:01,140 --> 00:35:03,142
[اندی‏:‏ فوراً بیا اتاقم]

902
00:35:07,730 --> 00:35:09,857
‫خدای من،
‫چمدونت منفجر شده؟

903
00:35:09,857 --> 00:35:12,068
‫اون طرز برخورد رو بذار کنار، باشه؟

904
00:35:14,070 --> 00:35:17,281
‫به این می‌گن
‫تخته تحقیقات.

905
00:35:17,281 --> 00:35:18,991
‫پلیس‌ها همیشه
‫ازش استفاده می‌کنن...

906
00:35:18,991 --> 00:35:20,451
‫محض رضای خدا، می‌دونم

907
00:35:20,451 --> 00:35:21,994
‫تخته تحقیقات چیه،
‫باشه؟ تو طرز برخوردت رو عوض کن.

908
00:35:21,994 --> 00:35:23,037
‫- شروع کن.
‫- عالیه.

909
00:35:23,037 --> 00:35:25,081
‫خب، ما دو تا مظنون داریم.

910
00:35:25,081 --> 00:35:26,916
‫لی گرانوی...

911
00:35:26,916 --> 00:35:28,459
‫و نیکی وستون.

912
00:35:28,459 --> 00:35:29,502
‫نیکی مظنون نیست.

913
00:35:29,502 --> 00:35:31,212
‫اون از مرگ نش سود می‌بره.

914
00:35:31,212 --> 00:35:32,713
‫تو نمی‌تونی همزمان

915
00:35:32,713 --> 00:35:33,714
‫هم دلسوز باشی هم مظنون.

916
00:35:33,756 --> 00:35:35,007
‫توی کتاب‌های تو
‫همیشه این اتفاق می‌افته.

917
00:35:35,007 --> 00:35:37,635
‫نه همیشه.

918
00:35:37,635 --> 00:35:38,594
‫می‌شه لطفاً
‫فقط به حرفم گوش بدی؟

919
00:35:38,594 --> 00:35:41,097
‫نیکی مدرک عدم حضور داره
‫و لی نداره.

920
00:35:41,097 --> 00:35:42,056
‫باشه، اما...

921
00:35:42,056 --> 00:35:43,724
قبل از اینکه حرفم رو قطع کنی‏،‏

922
00:35:43,724 --> 00:35:46,269
‫یکم مشکوکه
‫که مدارک رو جعل کرده،

923
00:35:46,269 --> 00:35:48,521
‫اما این ثابت نمی‌کنه
‫که نش رو کشته،

924
00:35:48,521 --> 00:35:50,189
با اینکه به خاطرش دستگیر شده‏.‏

925
00:35:50,189 --> 00:35:52,024
‫باشه، ادامه بده.

926
00:35:52,024 --> 00:35:53,317
‫بعدش دفترچه کل هست،

927
00:35:53,317 --> 00:35:54,527
‫که مدرک اصلی ماست.

928
00:35:54,527 --> 00:35:56,529
‫اون نشون میده که لی
‫به نش پول می‌داده،

929
00:35:56,529 --> 00:35:59,157
‫اما یه سری اعداد دیگه هم ‫هست،

930
00:35:59,157 --> 00:36:02,785
‫که می‌تونه به این معنی باشه که یه
‫مظنون دیگه هم اون بیرون هست.

931
00:36:02,785 --> 00:36:05,288
‫باشه، اگه می‌دونی کیه،
‫بگو دیگه.

932
00:36:05,288 --> 00:36:07,039
‫این دقیقاً همون قسمتیه
‫که با هم کار می‌کنیم،

933
00:36:07,039 --> 00:36:08,166
‫یادت میاد؟

934
00:36:08,166 --> 00:36:09,834
‫تو یه تئوری مسخره می‌بافی،

935
00:36:09,834 --> 00:36:11,377
‫و من مدرک پیدا می‌کنم.

936
00:36:11,377 --> 00:36:13,504
‫خب، ما برای این کار
‫نیازی به تخته نداشتیم،

937
00:36:13,504 --> 00:36:14,922
در ضمن‏،‏ آخه این چه تخته‌ایه؟

938
00:36:14,922 --> 00:36:16,716
‫خیلی به هم ریخته‌ست،

939
00:36:16,716 --> 00:36:18,342
‫و برای یه تخته واقعی
‫نیاز به عکس داری.

940
00:36:21,179 --> 00:36:23,514
‫یک لحظه صبر کن.

941
00:36:25,433 --> 00:36:28,686
‫ممکنه راز دیگه‌ای هم باشه
‫که نش پنهان می‌کرده؟

942
00:36:29,770 --> 00:36:30,897
‫مثلاً چی؟

943
00:36:30,897 --> 00:36:32,315
‫نش برای نیکی
‫یه شغل سایه‌نویسی پیدا کرد

944
00:36:32,315 --> 00:36:33,900
‫بدون اینکه اسمی ازش برده بشه.

945
00:36:33,900 --> 00:36:36,068
‫اون گفت که نویسنده اصلی توهم زده بود‏.‏‏.‏‏.‏

946
00:36:36,068 --> 00:36:37,987
که نکنه خواننده‌هاش بفهمن‏.‏

947
00:36:37,987 --> 00:36:39,238
این به این معنیه که‏.‏‏.‏‏.‏

948
00:36:39,238 --> 00:36:41,199
ممکنه نش داشته از نویسنده
اخاذی می‌کرده‏.‏

949
00:36:43,451 --> 00:36:45,203
‫چطور منو شناختی؟

950
00:36:45,203 --> 00:36:47,205
‫یه طرفدار داشت عکس می‌گرفت

951
00:36:47,205 --> 00:36:49,248
‫درست قبل از اینکه لی دستگیر بشه،

952
00:36:49,248 --> 00:36:52,627
‫و گفت که تو و نیکی
‫سبک کلاسیک مشابهی دارید.

953
00:36:52,627 --> 00:36:54,420
‫جای تعجب نیست که شبیه هم هستن.

954
00:36:54,420 --> 00:36:57,006
‫نیکی علاوه بر کتاب‌های خودش،
‫کتاب‌های تو رو هم نوشته.

955
00:36:57,006 --> 00:36:58,299
‫من وحشت داشتم

956
00:36:58,299 --> 00:37:00,551
‫که مخاطبام فکر کنن
‫استعدادم رو از دست دادم

957
00:37:00,551 --> 00:37:02,303
‫اگه می‌فهمیدن
‫از یه سایه‌نویس استفاده کردم.

958
00:37:02,303 --> 00:37:03,971
‫پس نش تهدید کرد که اینو فاش می‌کنه،

959
00:37:03,971 --> 00:37:04,889
و تو بهش حق‌السکوت دادی‏.‏

960
00:37:04,889 --> 00:37:06,182
‫آره، دادم،

961
00:37:06,182 --> 00:37:07,725
هشت ماه‏.‏

962
00:37:07,725 --> 00:37:09,268
‫اما بعد بهش گفتم که دیگه تمومه.

963
00:37:09,268 --> 00:37:10,561
‫زندگی کردن با عواقبش بهتر از

964
00:37:10,561 --> 00:37:11,938
‫زندگی کردن با یه دروغه،

965
00:37:11,938 --> 00:37:15,608
اما لطفاً‌ به رید چیزی نگید‏.‏

966
00:37:15,608 --> 00:37:16,609
‫اون...

967
00:37:16,609 --> 00:37:18,444
‫اون خیلی نگران پوله،

968
00:37:18,444 --> 00:37:20,446
‫با وجود اینکه به من می‌گه نگران نباشم.

969
00:37:20,446 --> 00:37:22,281
‫اما کسب و کار رید
‫عالی پیش می‌ره.

970
00:37:22,281 --> 00:37:23,783
‫نه، نه اونقدر که
‫می‌خواد تو باور کنی.

971
00:37:23,783 --> 00:37:25,576
‫اون همین الان رفته مرکز شهر

972
00:37:25,576 --> 00:37:26,994
‫تا چیزهایی بخره
‫که توان مالیشو نداره.

973
00:37:28,746 --> 00:37:30,957
‫دوست ندارم بپرسم، اما.‏.‏‏.‏

974
00:37:30,957 --> 00:37:34,001
‫من اون شب تو برنامه اکرانم بودم.

975
00:37:34,001 --> 00:37:38,005
دویست نفر منو دیدن‏.‏

976
00:37:38,005 --> 00:37:40,675
‫حالا منم که دارم
‫سردرد می‌گیرم.

977
00:37:40,675 --> 00:37:42,468
‫کادوفروشی
‫تو لابی دوباره باز شده.

978
00:37:42,468 --> 00:37:44,345
شاید یه انر‌ژی‌زا کمکت کنه‏.‏

979
00:37:44,345 --> 00:37:46,389
‫رید هم
‫دقیقاً همین رو گفت.

980
00:37:46,389 --> 00:37:47,765
شما دو تا برید انر‌‌ژی‌زا بخورید‏.‏

981
00:37:47,765 --> 00:37:48,766
‫صبر کن...

982
00:37:49,558 --> 00:37:51,519
‫این دقیقاً همون کلماتی بود که استفاده کرد؟

983
00:37:51,519 --> 00:37:53,479
‫کادوفروشی "دوباره باز شده"؟

984
00:37:53,479 --> 00:37:54,981
‫چرا داریم درباره
‫کادوفروشی حرف می‌زنیم؟

985
00:37:54,981 --> 00:37:56,190
چون ثابت می‌کنه‏.‏‏.‏‏.‏

986
00:37:56,190 --> 00:37:57,441
‫رید از کجا می‌دونست

987
00:37:57,441 --> 00:37:59,193
‫که کادوفروشی اصلاً بسته بوده،

988
00:37:59,193 --> 00:38:01,821
‫در حالی که خودش بعد از باز شدنش
‫رسیده این‌جا،

989
00:38:01,821 --> 00:38:02,989
‫یعنی بعد از مرگ نش.

990
00:38:04,031 --> 00:38:05,533
‫خب، نمی‌تونسته بدونه،

991
00:38:05,533 --> 00:38:07,326
‫مگه اینکه قبل از مرگ نش
‫این‌جا بوده باشه.

992
00:38:07,326 --> 00:38:08,869
‫چی می‌شد اگه

993
00:38:08,869 --> 00:38:11,038
‫رید روز قتل از هارتفورد
‫تا این‌جا رانندگی کرده باشه،

994
00:38:11,038 --> 00:38:12,206
‫نش رو کشته باشه،

995
00:38:12,206 --> 00:38:13,249
‫شبونه برگشته باشه هارتفورد،

996
00:38:13,249 --> 00:38:14,166
‫و بعد فردا صبحش

997
00:38:14,166 --> 00:38:15,334
‫با پرواز برگشته باشه این‌جا؟

998
00:38:15,334 --> 00:38:16,836
‫یه سر سوزن مدرک واسه این چیزایی

999
00:38:16,836 --> 00:38:18,254
‫که الان گفتی داری؟

1000
00:38:18,254 --> 00:38:20,589
‫نه، ولی شرط می‌بندم بتونیم
‫تو اتاقش یه چیزی پیدا کنیم.

1001
00:38:20,589 --> 00:38:21,882
‫۴۳۷

1002
00:38:21,882 --> 00:38:23,467
‫موقع پذیرش خودش بهم گفت،

1003
00:38:23,467 --> 00:38:26,095
‫الانم رفته مرکز شهر خرید.

1004
00:38:27,972 --> 00:38:30,766
‫باشه، من کشو رو می‌گردم‏،‏
‫تو کمد رو بگرد.

1005
00:38:30,766 --> 00:38:31,767
‫- فقط عجله کن.
‫- باشه.

1006
00:38:36,939 --> 00:38:39,066
‫باورم نمیشه رید
‫بتونه همچین کاری بکنه.

1007
00:38:44,071 --> 00:38:45,614
‫خدای من.

1008
00:38:45,614 --> 00:38:46,866
‫اینو ببین.

1009
00:38:46,866 --> 00:38:48,784
‫تو جیبش بود.

1010
00:38:48,784 --> 00:38:50,328
‫یه بلیت از تئاتر هارتفورد،

1011
00:38:50,328 --> 00:38:52,872
‫واسه دو شب قبل از قتل.

1012
00:38:52,872 --> 00:38:53,873
‫نیکی گفت
‫چهارشنبه قبل از اینکه بیاد این‌جا،

1013
00:38:53,873 --> 00:38:55,166
‫با نامزد جدیدش

1014
00:38:55,166 --> 00:38:56,500
‫رفته یه نمایش ببینه.

1015
00:38:56,500 --> 00:38:58,002
‫اگه رید
‫همون نامزد جدیده باشه چی؟

1016
00:38:58,002 --> 00:38:59,253
‫رید پول لازم داشت،

1017
00:38:59,253 --> 00:39:01,005
نیکی رو هم از همایش‌ها می‌شناخت‏.‏

1018
00:39:01,005 --> 00:39:02,214
نیکی هم بهش گفت‏.‏‏.‏‏.‏

1019
00:39:02,214 --> 00:39:03,799
‫که قراره ارثیه مادرش
‫بهش برسه،

1020
00:39:03,799 --> 00:39:06,177
‫واسه همین اونم جذابیتش رو به کار گرفت
‫و کاری کرد که نیکی تیت رو ول کنه.

1021
00:39:06,177 --> 00:39:07,261
‫ولی وقتی نیکی به رید گفت

1022
00:39:07,261 --> 00:39:08,012
‫که نش
‫یه قرون هم بهش نمی‌ده،

1023
00:39:08,012 --> 00:39:09,013
‫اونم پا شد اومد این‌جا

1024
00:39:09,013 --> 00:39:10,014
‫تا سعی کنه راضیش کنه،

1025
00:39:10,014 --> 00:39:11,390
‫و بعد، وقتی نش گفت نه،

1026
00:39:11,390 --> 00:39:13,434
‫اونو از بالکن پرت کرد پایین.

1027
00:39:13,434 --> 00:39:15,728
‫نمایشی که تو هارتفورد دیدن
‫رو ببین.

1028
00:39:15,728 --> 00:39:17,104
‫هملت.

1029
00:39:17,104 --> 00:39:18,522
واسه همین این یادداشت رو به جا گذاشت‏.‏

1030
00:39:18,522 --> 00:39:20,691
زنگ می‌زنم پلیس‏.‏

1031
00:39:20,691 --> 00:39:22,193
‫آره.

1032
00:39:23,361 --> 00:39:25,863
بدش به من‏.‏

1033
00:39:28,866 --> 00:39:30,368
‫برین تو.

1034
00:39:30,368 --> 00:39:32,161
رید‏،‏ این کارو نکن‏.‏

1035
00:39:32,161 --> 00:39:33,913
‫گفتم برین تو.

1036
00:39:33,913 --> 00:39:35,039
‫ما اون تو جا نمی‌شیم.

1037
00:39:35,039 --> 00:39:36,749
‫می‌خوای ‫یه دستت رو قطع کنم؟

1038
00:39:36,749 --> 00:39:38,667
‫فکر کنم بتونیم خودمون رو جا بدیم.

1039
00:39:52,223 --> 00:39:53,516
‫- هول نکن.
‫- باشه.

1040
00:39:53,516 --> 00:39:55,393
‫یه نقشه دارم.

1041
00:39:55,393 --> 00:39:56,394
‫بهتره نقشه خوبی باشه.

1042
00:39:56,394 --> 00:39:57,561
‫باشه.

1043
00:39:57,561 --> 00:39:59,105
‫ما...

1044
00:39:59,105 --> 00:40:00,856
‫ما ترفند چراغ‌خطر رو پیاده می‌کنیم.

1045
00:40:00,856 --> 00:40:02,274
چی؟ چی میگی تو؟

1046
00:40:02,274 --> 00:40:04,235
اگه آرنجت رو از زیرم در بیاری‏،‏

1047
00:40:04,235 --> 00:40:05,486
‫بهت نشون می‌دم.

1048
00:40:07,279 --> 00:40:08,364
‫باشه...

1049
00:40:08,364 --> 00:40:11,075
‫یک، دو، سه.

1050
00:40:11,075 --> 00:40:12,618
‫آره!

1051
00:40:12,618 --> 00:40:15,079
‫بذار دستم رو ببرم بیرون.

1052
00:40:15,079 --> 00:40:18,249
‫باشه، دستم بیرونه.

1053
00:40:26,674 --> 00:40:27,633
‫خانم وستون،

1054
00:40:27,633 --> 00:40:28,592
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

1055
00:40:28,592 --> 00:40:29,718
‫مطمئن نیستم.

1056
00:40:29,718 --> 00:40:31,887
الیسون چندلر‏.‏‏.‏‏.‏

1057
00:40:31,887 --> 00:40:32,888
‫جواب تلفنش رو نمی‌ده،

1058
00:40:32,888 --> 00:40:34,265
به مراسم هم نرسید‏.‏

1059
00:40:34,265 --> 00:40:36,809
‫با این اوضاعی
‫که پیش اومده، من فقط...

1060
00:40:36,809 --> 00:40:38,102
‫بسیار خب...

1061
00:40:38,102 --> 00:40:39,311
‫یه سر و گوشی آب می‌دیم.

1062
00:40:39,311 --> 00:40:40,438
‫- ممنون که خبر دادی.
‫- هی، جک!

1063
00:40:40,438 --> 00:40:41,856
‫- بله؟
‫- آزمایشگاه زنگ زد.

1064
00:40:41,856 --> 00:40:42,731
‫اثر انگشت روی شاسی‌بلند مطابقت داشت.

1065
00:40:42,731 --> 00:40:43,774
‫بگو می‌شنوم.

1066
00:40:43,774 --> 00:40:45,067
‫رید استرلینگ،

1067
00:40:45,067 --> 00:40:46,610
‫دو سال پیش به جرم کلاهبرداری دستگیر شده،

1068
00:40:46,610 --> 00:40:47,403
‫ولی اتهامات بهش نچسبید.

1069
00:40:47,403 --> 00:40:48,279
خبرش می‌کنی بیاد؟

1070
00:40:48,279 --> 00:40:49,405
‫تو هتل نیست،

1071
00:40:49,405 --> 00:40:50,489
‫ولی همین الان یه تماس داشتیم

1072
00:40:50,489 --> 00:40:51,991
‫از یه راننده ‫تو بزرگراه.

1073
00:40:51,991 --> 00:40:53,492
‫گفت دیده یه دست از تو جای چراغ‌خطرِ‏.‏‏.‏‏.‏

1074
00:40:53,492 --> 00:40:54,452
‫- ماشینی که جلوش بوده داره تکون می‌خوره.
‫- چی؟

1075
00:40:54,452 --> 00:40:55,411
‫ماشین کرایه‌ایه و به اسمِ...

1076
00:40:55,411 --> 00:40:56,996
‫رید استرلینگ ثبت شده؟

1077
00:40:56,996 --> 00:40:58,956
‫شرط می‌بندم داره می‌ره همون‌جایی
‫که شاسی‌بلند رو ول کرده بود.

1078
00:41:06,630 --> 00:41:08,799
‫سریع‌تر! یالا!

1079
00:41:15,389 --> 00:41:16,390
‫همون‌جا.

1080
00:41:21,896 --> 00:41:22,897
‫بکن.

1081
00:41:23,731 --> 00:41:24,732
‫بکن.

1082
00:41:32,656 --> 00:41:33,782
‫بیل رو
‫اینجوری دست نمی‌گیرن.

1083
00:41:33,782 --> 00:41:35,159
‫تو آخه از کجا می‌دونی

1084
00:41:35,159 --> 00:41:36,368
‫بیل رو
‫چطور دست می‌گیرن؟

1085
00:41:36,368 --> 00:41:37,995
‫من کود درست می‌کنم.

1086
00:41:37,995 --> 00:41:40,581
‫بیل کمکت می‌کنه مواد سبز رو
‫از قهوه‌ای جدا کنی،

1087
00:41:40,581 --> 00:41:43,375
‫- مثل لازانیا...
‫- حرف نزن.

1088
00:41:43,375 --> 00:41:44,502
‫واقعاً سخته.

1089
00:41:44,502 --> 00:41:46,337
‫باشه، خدای من، اونو بده به من.

1090
00:41:47,630 --> 00:41:49,507
‫خب، تماشا کن.

1091
00:41:52,218 --> 00:41:53,511
‫- دیدی؟
‫- آره.

1092
00:41:53,511 --> 00:41:54,512
‫داری عالی کار می‌کنی،

1093
00:41:54,512 --> 00:41:55,721
‫ولی یادت باشه

1094
00:41:55,721 --> 00:41:57,056
که لازانیا درست نمی‌کنی‏.‏‏.‏‏.‏

1095
00:41:57,056 --> 00:41:59,099
‫داری قبر خودمون رو می‌کنی،

1096
00:41:59,099 --> 00:42:01,227
‫پس شاید بهتر باشه
‫یکم یواش‌تر کار کنی.

1097
00:42:01,227 --> 00:42:03,521
‫محض رضای خدا،
‫فقط خفه شو و بکن!

1098
00:42:03,521 --> 00:42:05,189
‫باشه، لازم نیست داد بزنی.

1099
00:42:05,189 --> 00:42:06,065
‫کافیه!

1100
00:42:06,065 --> 00:42:07,316
‫- کافیه!
‫- ایست!

1101
00:42:10,319 --> 00:42:11,612
‫تکون نخور.

1102
00:42:11,612 --> 00:42:13,072
‫من جای تو بودم این کارو نمی‌کردم.

1103
00:42:17,743 --> 00:42:18,869
‫بهش دستبند بزنید.

1104
00:42:19,870 --> 00:42:21,539
‫رید استرلینگ،

1105
00:42:21,539 --> 00:42:22,998
‫تو حق داری ‫سکوت کنی.

1106
00:42:22,998 --> 00:42:24,375
‫هر چی بگی

1107
00:42:24,375 --> 00:42:26,460
می‌تونه در دادگاه بر علیه‌ات‏.‏‏.‏‏.‏

1108
00:42:28,837 --> 00:42:30,005
‫در پایان،

1109
00:42:30,005 --> 00:42:31,507
‫به عنوان کارآگاه ارشد جدید
‫فاوندرز کوو،

1110
00:42:31,507 --> 00:42:32,508
‫باعث افتخارمه که صحبت کنم

1111
00:42:32,508 --> 00:42:33,676
‫جلوی‏.‏‏.‏‏.‏

1112
00:42:33,676 --> 00:42:35,594
‫چنین گروه محترمی
‫از نویسنده‌های معمایی.

1113
00:42:35,594 --> 00:42:38,055
‫حل کردن جرم و جنایت
‫هم هنره هم علم.

1114
00:42:38,055 --> 00:42:40,224
‫ما هم به آزاداندیشان نیاز داریم
‫و هم به ذهن‌های تحلیل‌گری

1115
00:42:40,224 --> 00:42:41,850
‫که بتونن تئوری رو
‫با واقعیت ثابت کنن،

1116
00:42:41,850 --> 00:42:43,727
‫و نویسنده‌های معمایی‏.‏‏.‏‏.‏

1117
00:42:43,727 --> 00:42:46,105
‫خب، نویسنده‌های معمایی هر دو کار رو انجام می‌دن.

1118
00:42:46,105 --> 00:42:47,481
‫بعضی‌ها...

1119
00:42:47,481 --> 00:42:48,816
‫بهتر از بقیه،

1120
00:42:48,816 --> 00:42:49,900
‫پس...

1121
00:42:49,900 --> 00:42:51,318
‫به افتخار همه‌شون.

1122
00:42:51,318 --> 00:42:53,195
‫بیایید حسابی تشویقشون کنیم.

1123
00:42:55,197 --> 00:42:56,407
‫آره!

1124
00:42:57,700 --> 00:42:58,325
‫بسیار خب، ببینید،

1125
00:42:58,325 --> 00:42:59,827
‫این پایان
‫برنامه رسمی ماست،

1126
00:42:59,827 --> 00:43:02,413
‫ولی قبل از اینکه بریم سراغ موسیقی،

1127
00:43:02,413 --> 00:43:04,039
‫بیاید همه به یاد دوست عزیزمان،
‫جام‌هامون رو بالا ببریم،

1128
00:43:04,039 --> 00:43:04,206
‫بیاید همه به یاد دوست عزیزمان،
‫جام‌هامون رو بالا ببریم،

1129
00:43:04,206 --> 00:43:05,791
‫نش گیلبرت؟

1130
00:43:05,791 --> 00:43:06,834
‫برای نش!

1131
00:43:06,834 --> 00:43:07,835
برای نشو

1132
00:43:09,753 --> 00:43:10,754
‫"دوست عزیز"؟

1133
00:43:10,754 --> 00:43:12,006
فکر کنم بهتره در مورد‏.‏‏.‏‏.‏

1134
00:43:12,006 --> 00:43:13,090
اخاذی حرف نزنیم‏.‏

1135
00:43:13,090 --> 00:43:15,467
‫نه جاشه نه وقتش.

1136
00:43:15,467 --> 00:43:17,177
‫- موافقم.
‫- هی، الی!

1137
00:43:17,177 --> 00:43:19,179
‫فقط می‌خواستم ازت تشکر کنم

1138
00:43:19,179 --> 00:43:20,889
‫به خاطر همه کارایی
‫که برامون کردی.

1139
00:43:20,889 --> 00:43:23,767
خودت می‌دونی که من عاشق پایان خوشم‏.‏

1140
00:43:23,767 --> 00:43:26,186
‫هی، نیکی!

1141
00:43:26,186 --> 00:43:27,521
‫حتماً واسه نیکی خیلی سخته
‫که فهمیده

1142
00:43:27,521 --> 00:43:29,189
‫قاتل رید بوده.

1143
00:43:29,189 --> 00:43:30,524
‫خب، به نظر میاد
‫باهاش کنار اومده.

1144
00:43:30,524 --> 00:43:31,567
‫درسته.

1145
00:43:31,567 --> 00:43:33,068
‫خب...

1146
00:43:33,068 --> 00:43:35,029
‫نظرت راجع به سخنرانیم چی بود؟

1147
00:43:35,029 --> 00:43:36,697
‫دلنشین بود.

1148
00:43:36,697 --> 00:43:37,740
‫آره، خوبه.

1149
00:43:37,740 --> 00:43:38,949
‫خوبه.

1150
00:43:38,949 --> 00:43:40,909
‫قصدم همین بود که دلنشین باشه.

1151
00:43:40,909 --> 00:43:41,952
‫می‌دونی، راسی زنگ زد،

1152
00:43:41,952 --> 00:43:43,245
‫و گفت بهت اجازه داده

1153
00:43:43,245 --> 00:43:45,956
‫که هر وقت لازم شد منو به عنوان مشاور استخدام کنی.

1154
00:43:45,956 --> 00:43:47,541
‫جدی می‌گی؟

1155
00:43:47,541 --> 00:43:51,545
‫باشه، پلیس نویسنده‌ها رو
‫به عنوان مشاور استخدام نمی‌کنه،

1156
00:43:51,545 --> 00:43:52,963
‫و خودتم اینو می‌دونی.
‫می‌دونی من چی فکر می‌کنم؟

1157
00:43:52,963 --> 00:43:56,508
‫فکر می‌کنم... فکر می‌کنم فقط
‫دلت می‌خواد وقت بیشتری رو با من بگذرونی.

1158
00:43:56,508 --> 00:43:58,552
‫شایدم دلم می‌خواد
‫وقت بیشتری رو

1159
00:43:58,552 --> 00:43:59,762
‫برای یادگیری درباره صحنه‌های جرم بذارم.

1160
00:44:01,096 --> 00:44:02,640
‫شاید.

1161
00:44:02,640 --> 00:44:05,017
‫من می‌رم از لی گرانوی عذرخواهی کنم‏.‏‏.‏‏.‏

1162
00:44:05,017 --> 00:44:07,353
که اشتباهاً دستگیرش کردم‏.‏

1163
00:44:07,353 --> 00:44:08,646
‫آره، معمولاً ایده خوبیه.

1164
00:44:12,483 --> 00:44:14,610
مسن‌ها وقتی می‌خوان دل به دست بیارن
خیلی جالب می‌شن‏.‏

1165
00:44:14,610 --> 00:44:16,320
اولاً که نمی‌خواستم دلش رو به دست بیارم‏،‏

1166
00:44:16,320 --> 00:44:18,322
‫دوماً، من مسن نیستم‏.‏

1167
00:44:18,322 --> 00:44:19,448
‫من از نسل ایکس هستم.

1168
00:44:19,448 --> 00:44:20,866
‫درسته.

1169
00:44:20,866 --> 00:44:22,785
‫همون نسلی
‫که شلوارهای خمره‌ای رو مد کرد.

1170
00:44:22,785 --> 00:44:23,827
‫آره، نکته خوبیه. ببین،

1171
00:44:23,827 --> 00:44:24,828
‫اینو گمش نکنیا.

1172
00:44:24,828 --> 00:44:26,246
‫یکی دیگه بهت نمی‌دم.

1173
00:44:32,336 --> 00:44:33,587
‫چی باعث شد نظرت عوض بشه؟

1174
00:44:34,630 --> 00:44:35,839
‫ما باید یه کتاب بنویسیم،

1175
00:44:35,839 --> 00:44:37,675
‫و نمی‌تونم بذارم
‫تازه لنگ ظهر

1176
00:44:37,675 --> 00:44:39,593
‫پاشی بیای.

1177
00:44:39,593 --> 00:44:42,262
‫خاموشی وسط هفته ساعت ۱۰ شِبه،
‫و مهمونی وحشیانه هم بی‌مهمونی.

1178
00:44:42,262 --> 00:44:44,890
‫باشه، کلمه‌ش "مهمونی شلوغ"ـه،

1179
00:44:44,890 --> 00:44:47,601
‫و منم از دبیرستان به بعد
‫ساعت خاموشی نداشتم.

1180
00:44:47,601 --> 00:44:49,478
‫شورای شهر نمی‌خواست بذاره

1181
00:44:49,478 --> 00:44:51,313
‫این‌جا رو بهت اجاره بدم، خب؟

1182
00:44:51,313 --> 00:44:53,148
رأی‌گیری کردن‏.‏‏.‏‏.‏

1183
00:44:54,608 --> 00:44:55,984
« زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in»

1184
00:44:55,984 --> 00:44:57,778
‫♪ زیر نور ماه ♪

1185
00:44:57,778 --> 00:44:59,988
‫♪ برگشتیم زیر نورهای شهر ♪

1186
00:44:59,988 --> 00:45:02,658
‫♪ آره، همه چی روبه‌راهه ♪

1187
00:45:02,658 --> 00:45:04,910
‫♪ برگشتیم زیر نورهای شهر ♪

1188
00:45:17,548 --> 00:45:21,677
‫♪ تو یه مجسمه طلایی هستی ♪

1189
00:45:23,262 --> 00:45:25,431
‫♪ برای همیشه جاودانه شدی ♪

