﻿1
00:00:06,160 --> 00:00:09,240
‫[در مسابقات قهرمانی اروپا در سال
‫۲۰۰۴، در مجموع ۲۹۷ بازیکن بازی کردند.]

2
00:00:09,320 --> 00:00:12,400
‫[امروزه فقط دو نفر آنان همچنان
‫فوتبالیست حرفه‌ای هستند...]

3
00:00:12,480 --> 00:00:14,040
‫[کریستیانو رونالدو و...]

4
00:00:14,120 --> 00:00:15,920
‫ولی چهل ساله به نظر نمیام، نه؟

5
00:00:16,000 --> 00:00:17,920
‫نظر تو چیه؟ به نظرت چهل سالمه؟

6
00:00:19,440 --> 00:00:20,280
‫خیلی‌خب.

7
00:00:21,120 --> 00:00:22,400
‫روی ضبطه؟

8
00:00:23,160 --> 00:00:25,440
‫- همه‌چیز درست شد؟
‫- صدا هم درست شد؟

9
00:00:26,280 --> 00:00:28,320
‫من لوکاس پودولسکی هستم.

10
00:00:28,400 --> 00:00:30,800
‫و قراره یه چیز خفن ضبط کنیم.

11
00:00:34,600 --> 00:00:38,160
‫مستندها همیشه یه جورن.
‫دیدگاه من اینه.

12
00:00:40,400 --> 00:00:41,480
‫حرفه‌ی یه نفر رو نشون می‌دن.

13
00:00:44,080 --> 00:00:45,600
‫منتخبی از بازی‌ها رو نشون می‌دن.

14
00:00:45,680 --> 00:00:48,040
‫لوکاس پودولسکی، شوت می‌کنه!

15
00:00:48,600 --> 00:00:51,360
‫هشتاد درصدمون اصلا اهمیتی نمی‌دیم.

16
00:00:51,440 --> 00:00:53,120
‫واسه همین اصلا مشکلی پیش نمیاد.

17
00:00:53,840 --> 00:00:56,320
‫هر از گاهی بخشی از زندگی
‫شخصی رو نشون می‌دن.

18
00:00:57,040 --> 00:00:58,680
‫پیشی خودمی...

19
00:00:59,960 --> 00:01:02,360
‫کوچولو.

20
00:01:03,680 --> 00:01:05,440
‫بعد مربی‌ها میان حرف می‌زنن.

21
00:01:05,520 --> 00:01:08,760
‫یوخی لو، توماس مولر،
‫تونی کروس، باستین شواینشتایگر.

22
00:01:08,840 --> 00:01:10,840
‫- سلام.
‫- اولیور کان.

23
00:01:10,920 --> 00:01:11,880
‫هم‌تیمی‌ها.

24
00:01:13,280 --> 00:01:15,680
‫بیست و پنج تا دوربین
‫میارن و می‌گن حرف بزنی.

25
00:01:15,760 --> 00:01:16,920
‫- چپ پا.
‫- چپ پا.

26
00:01:17,000 --> 00:01:18,840
‫- چپ پا.
‫- بهترین چپ پا.

27
00:01:18,920 --> 00:01:22,600
‫پودولسکی! خدای من! دارم دیوانه می‌شم!

28
00:01:22,680 --> 00:01:24,280
‫- قدرت.
‫- قاطعیت.

29
00:01:24,360 --> 00:01:25,920
‫شدیدا باثبات از لحاظ روانی.

30
00:01:26,000 --> 00:01:27,720
‫باز هم خوب بازی کردن. پودولسکی!

31
00:01:27,800 --> 00:01:29,480
‫می‌تونه از هر جایی گل بزنه.

32
00:01:29,560 --> 00:01:30,960
‫- قهرمان جهان.
‫- صد و سی بازی.

33
00:01:31,040 --> 00:01:32,080
‫یه افسانه است.

34
00:01:32,160 --> 00:01:36,080
‫پودولکسی. آلمان عالی بازی می‌کنه. نتیجه
‫می‌شه دو بر صفر، بازیشون حرف نداره.

35
00:01:36,160 --> 00:01:38,760
‫از نظر من همین یه بازیکن رو بزرگ می‌کنه.

36
00:01:39,360 --> 00:01:42,080
‫هیچی نیست که از قبل ندونی.

37
00:01:42,160 --> 00:01:45,400
‫به نظرم این یکم حوصله‌سربره.

38
00:01:46,000 --> 00:01:47,120
‫عه؟ جدا؟

39
00:01:48,360 --> 00:01:51,400
‫- خیلی‌خب.
‫- من مخصوصا وقت گرفته بودم. باشه...

40
00:01:51,480 --> 00:01:53,200
‫حیف شد. من کلی حرف داشتم.

41
00:01:54,440 --> 00:01:59,920
‫به نظرم باقی افرادی که باهام در
‫ارتباطن باید به سوالات جواب بدن.

42
00:02:00,000 --> 00:02:01,320
‫[مربی کیت ورزشی]

43
00:02:01,400 --> 00:02:02,760
‫آره، خانواده مهمه.

44
00:02:02,840 --> 00:02:07,080
‫«خانم پودولسکی، عجب نوه‌ای داری!»

45
00:02:07,160 --> 00:02:10,600
‫گفت می‌تونه پنج سال دیگه بازی کنه.

46
00:02:10,680 --> 00:02:12,480
‫[پدر]

47
00:02:12,560 --> 00:02:14,520
‫اگه بفهمه من رو می‌کشه.

48
00:02:14,600 --> 00:02:15,680
‫[خواهر]

49
00:02:15,720 --> 00:02:19,320
‫از عمه‌ات خیلی چیزها شنیدم.

50
00:02:19,400 --> 00:02:20,800
‫آره خب...

51
00:02:22,320 --> 00:02:23,640
‫اشتباه نمی‌شه کرد.

52
00:02:25,160 --> 00:02:28,400
‫و بعد اون یکی عمه اومد گفت،
‫«چرا من رو انتخاب نکردی؟»

53
00:02:28,480 --> 00:02:29,600
‫«چرا فقط یه عمه؟»

54
00:02:29,680 --> 00:02:31,040
‫[عمه‌ی اول]

55
00:02:31,120 --> 00:02:31,960
‫سلام.

56
00:02:32,040 --> 00:02:32,880
‫[اون یکی عمه]

57
00:02:32,960 --> 00:02:36,640
‫همراهم بیایید.
‫خونه‌‌ی جدیدم رو نشونتون می‌دم.

58
00:02:36,680 --> 00:02:39,920
‫واسه فیلم. واسه مستند.
‫واسه نمایش.

59
00:02:42,360 --> 00:02:44,320
‫ببینیم چی می‌شه.

60
00:02:44,400 --> 00:02:45,400
‫با تمام سرعت.

61
00:02:46,080 --> 00:02:47,040
‫لوکاس پودولسکی!

62
00:02:47,120 --> 00:02:48,960
‫- قطعا روانیه.
‫- همیشه باید مشغول یه کاری باشه.

63
00:02:49,680 --> 00:02:50,640
‫همینه دیگه.

64
00:02:50,640 --> 00:02:52,840
‫نمی‌تونی جلوم رو بگیری.
‫عطسه بزنی باختی.

65
00:03:00,960 --> 00:03:02,360
‫[برگهایم، آلمان]

66
00:03:02,440 --> 00:03:04,000
‫من اینجا بزرگ شدم.

67
00:03:07,920 --> 00:03:09,320
‫- ضبطه؟
‫- ضبطه.

68
00:03:09,400 --> 00:03:10,960
‫خیلی‌خب، حرکت.

69
00:03:11,040 --> 00:03:13,640
‫[منزل پدری]

70
00:03:24,320 --> 00:03:28,520
‫به نظرم باحال می‌شه که یه
‫مصاحبه‌ی خانوادگی داشته باشیم.

71
00:03:28,600 --> 00:03:32,960
‫که همه پیش هم بشینن و حرف بزنن.
‫چون داستان اینطوری بیان می‌شه.

72
00:03:35,920 --> 00:03:36,920
‫چرا می‌خندی؟

73
00:03:37,000 --> 00:03:38,840
‫«آره، اون موقع، درسته.»

74
00:03:42,440 --> 00:03:43,440
‫موی سیاه.

75
00:03:44,800 --> 00:03:46,200
‫عکس‌های قشنگیه.

76
00:03:47,240 --> 00:03:50,680
‫خانوادم شامل مامانم می‌شه، کریشا.

77
00:03:50,760 --> 00:03:52,160
‫آهان، اینجاست.

78
00:03:52,240 --> 00:03:53,720
‫- نشون بده.
‫- مامان هندبال بازی می‌کنه.

79
00:03:54,320 --> 00:03:55,480
‫شماره شیش. اینجا.

80
00:03:56,320 --> 00:03:58,120
‫پدرم، والدمار.

81
00:03:58,200 --> 00:04:00,200
‫آره. هی، هی.

82
00:04:00,280 --> 00:04:02,200
‫- چیه؟
‫- این رو ببین.

83
00:04:02,280 --> 00:04:04,360
‫نه! نه، نه، نه، نه.

84
00:04:04,440 --> 00:04:06,600
‫مال وقتیه که حرفه‌ای شدم.
‫داشت شادی می‌کرد.

85
00:04:06,680 --> 00:04:08,640
‫- اولین قرارداد حرفه‌ایم.
‫- نشونم بده.

86
00:04:11,840 --> 00:04:13,960
‫نمی‌شه این عکس‌ها رو نشون داد.

87
00:04:15,640 --> 00:04:17,400
‫خواهرم، یوستینا.

88
00:04:18,040 --> 00:04:19,400
‫همه پودولسکی هستن.

89
00:04:24,200 --> 00:04:29,160
‫- وای. چقدر جوان بودیم.
‫- وای. مسخره!

90
00:04:30,520 --> 00:04:32,640
‫آره، ما یکم روانی هستیم.

91
00:04:32,720 --> 00:04:34,600
‫آره، قطعا روانی هستیم.

92
00:04:35,240 --> 00:04:37,360
‫- قطعا روانی.
‫- آره.

93
00:04:38,240 --> 00:04:41,160
‫بچه که بودیم چهار تایی می‌رفتیم حمام.

94
00:04:41,240 --> 00:04:45,200
‫وان رو پر می‌کردیم و چهار تایی می‌رفتیم.

95
00:04:45,280 --> 00:04:48,280
‫- اول یکی...
‫- اولی، بعد دومی...

96
00:04:48,360 --> 00:04:51,120
‫آخری بیچاره می‌شد.

97
00:04:53,720 --> 00:04:56,480
‫همیشه وان رو پر آب می‌کرد.

98
00:04:56,560 --> 00:05:00,400
‫- دوست داشت.
‫- مامانش می‌گفت انقدر آب نریز.

99
00:05:00,480 --> 00:05:02,920
‫و بعد خیلی مودبانه جواب می‌داد.

100
00:05:03,000 --> 00:05:08,680
‫می‌گفت «مامان، یه روزی
‫انقدر واست آب میارم...»

101
00:05:08,760 --> 00:05:10,640
‫«که تموم نشه.»

102
00:05:10,720 --> 00:05:12,480
‫- این خیلی...
‫- آره.

103
00:05:12,560 --> 00:05:15,600
‫- و همین هم شد.
‫- الان هم همینه.

104
00:05:16,800 --> 00:05:19,000
‫[کاتوویتس، لهستان]

105
00:05:43,320 --> 00:05:44,160
‫مامانی.

106
00:05:49,040 --> 00:05:50,800
‫- مامانی.
‫- بیا. باشه.

107
00:05:52,600 --> 00:05:53,440
‫بله؟

108
00:05:57,080 --> 00:06:00,200
‫الچی. خوشمزه، چوب‌شور.

109
00:06:02,120 --> 00:06:04,160
‫الا قهوه درست کرده!

110
00:06:06,920 --> 00:06:08,520
‫چه قهوه‌ی خوبی!

111
00:06:08,800 --> 00:06:10,840
‫یک، دو، سه.

112
00:06:10,880 --> 00:06:12,320
‫- آفرین!
‫- دوباره.

113
00:06:13,360 --> 00:06:14,480
‫الا گل زد!

114
00:06:15,280 --> 00:06:16,960
‫نه! بابا گل زد!

115
00:06:24,440 --> 00:06:27,240
‫پایگاهمون، خونمون الان توی لهستانه.

116
00:06:27,800 --> 00:06:29,600
‫اون نه.

117
00:06:29,680 --> 00:06:33,960
‫و خانوادگی اینجا زندگی می‌کنیم.
‫یعنی من و مونیکا و بچه‌ها.

118
00:06:34,760 --> 00:06:36,320
‫بابا بره واسه مایا سس بیاره.

119
00:06:37,840 --> 00:06:40,920
‫لوئیس کم‌کم داره ایستادن رو یاد می‌گیره.

120
00:06:41,000 --> 00:06:45,360
‫ولی من و مونیکا با دخترها
‫یه روتین روزانه داریم.

121
00:06:47,160 --> 00:06:51,840
‫مونیکا همیشه پشت‌صحنه بود.
‫دوست نداشت ازش فیلم بگیرن.

122
00:06:51,920 --> 00:06:53,560
‫هیچوقت خوشش نمی‌اومد.

123
00:06:54,560 --> 00:06:57,240
‫[مونیکا پودولسکی توی اولین
‫مصاحبه‌اش حرف می‌زند.]

124
00:06:57,320 --> 00:07:00,720
‫- نمی‌دونم واسه چی اینجا موندی.
‫- امتحان می‌کنیم، یک، دو، سه.

125
00:07:03,520 --> 00:07:07,880
‫به نظرم مهمه که دیده بشه که
‫اون فقط یه فوتبالیست نیست...

126
00:07:07,960 --> 00:07:10,600
‫پولدی، یه پدر هم هست.

127
00:07:11,280 --> 00:07:15,760
‫که وجه متفاوت خیلی
‫مهربان و ملایمی داره. بله.

128
00:07:15,840 --> 00:07:19,440
‫واسه همین موافقت کردم توی این مستند باشم.

129
00:07:28,160 --> 00:07:32,200
‫فکر کنم از وقتی فوتبال رو شروع
‫کردم روتین روزانه‌ام یه چیز بوده.

130
00:07:34,080 --> 00:07:35,920
‫راستش هر روز تمرین می‌کنم.

131
00:07:38,960 --> 00:07:42,480
‫و بعد بازی داریم، یا جمعه،
‫شنبه، یکشنبه و یا دوشنبه.

132
00:07:48,680 --> 00:07:51,360
‫- بدنت خوابیده. باید بیشتر تمرین کنی.
‫- چی؟

133
00:07:51,440 --> 00:07:54,840
‫بیشتر زور بزن. باید قوی‌تر بشی دیگه.

134
00:07:59,800 --> 00:08:01,960
‫بیا. دوباره شروع شد.

135
00:08:03,640 --> 00:08:04,600
‫بدو رفیق!

136
00:08:05,360 --> 00:08:08,640
‫حواس‌ها جمع! امیدوارم بهتون خوش بگذره!

137
00:08:09,760 --> 00:08:12,520
‫یادتون نره شب زود بخوابید.

138
00:08:12,600 --> 00:08:14,680
‫- موفق باشید دیگه!
‫- مرسی!

139
00:08:16,320 --> 00:08:20,080
‫یه مدتی بود که به برگشتن
‫به لهستان فکر می‌کردم.

140
00:08:21,000 --> 00:08:23,520
‫اومدیم توی ناحیه سیلزی.

141
00:08:26,080 --> 00:08:29,280
‫تیممون مال شهر زابژه هست.

142
00:08:29,360 --> 00:08:30,800
‫گورنیک زابژه.

143
00:08:30,880 --> 00:08:32,720
‫و من هم اونجا فوتبال بازی می‌کنم.

144
00:08:33,440 --> 00:08:35,400
‫زابژه یه شهر واسه طبقه‌ی متوسطه.

145
00:08:35,480 --> 00:08:39,400
‫این ناحیه رو واسه معادت
‫روباز و حفاریش می‌شناسن.

146
00:08:40,000 --> 00:08:42,400
‫مردمش معمولین، روشن‌فکرن.

147
00:08:44,920 --> 00:08:49,560
‫سوشنیتسا پنج دقیقه با استادیوم فاصله داره.
‫خانواده‌ام اهل اونجان.

148
00:08:49,640 --> 00:08:54,040
‫قدیم با بابام و عموم می‌رفتم استادیوم.

149
00:08:54,120 --> 00:08:57,720
‫خیلی وقته که من به برگشتن به این ناحیه...

150
00:08:57,800 --> 00:08:59,120
‫و این باشگاه فکر می‌کنم.

151
00:08:59,200 --> 00:09:02,000
‫به مادربزرگم در لهستان قول دادم.

152
00:09:02,120 --> 00:09:03,600
‫قهرمان جهان.

153
00:09:03,640 --> 00:09:05,000
‫بهترین در دنیا.

154
00:09:05,080 --> 00:09:06,120
‫[مادربزرگ]

155
00:09:06,280 --> 00:09:08,320
‫- خوبه؟
‫- آره، خوبه.

156
00:09:08,400 --> 00:09:11,000
‫اینجا احساس خونه بودن دارم.
‫انگار اهل اینجام.

157
00:09:11,080 --> 00:09:13,920
‫اینجا راحتم و دوست دارم که اینجا باشم.

158
00:09:14,000 --> 00:09:16,800
‫[ژوئیه سال ۲۰۲۴]

159
00:09:20,880 --> 00:09:24,120
‫اولین بازی لیگ برتر لهستان هستش.

160
00:09:24,200 --> 00:09:27,840
‫لخ پوزنان میزبان گورنیک زابژه خواهد بود.

161
00:09:28,600 --> 00:09:32,560
‫با خودم فکر کردم که، این
‫آخرین فصل من خواهد بود.

162
00:09:37,320 --> 00:09:40,480
‫تابستون امسال چهل سالم می‌شه،
‫دیگه باید فوتبال حرفه‌ایم تموم بشه.

163
00:09:41,120 --> 00:09:43,600
‫بعد می‌شینم و فکر می‌کنم که بعدش چیکار کنم.

164
00:09:43,680 --> 00:09:46,040
‫ولی واسه فعلا بسه.

165
00:09:47,600 --> 00:09:49,440
‫و شما هم همراه من خواهید بود.

166
00:09:58,080 --> 00:10:01,920
‫این دو تا خنگول که اینجان.
‫ساعت شیش غذا می‌خورن.

167
00:10:04,960 --> 00:10:06,360
‫بیا. بیا.

168
00:10:09,840 --> 00:10:12,040
‫گمونم همه من رو به عنوان
‫یه فوتبالیست می‌شناسن.

169
00:10:12,520 --> 00:10:15,640
‫البته توی مستند به این اشاره می‌شه.
‫منطقیه.

170
00:10:15,720 --> 00:10:18,720
‫لحظات زیبایی داشتم. لحظات خیلی خوب.
‫کلی گل زدم.

171
00:10:18,800 --> 00:10:20,000
‫[در ادامه در پولدی]

172
00:10:20,080 --> 00:10:21,720
‫قهرمان جهان می‌شن!

173
00:10:21,800 --> 00:10:23,000
‫شکست ‌ها رو می‌بینیم.

174
00:10:23,080 --> 00:10:25,160
‫خیلی پایان زشتی خواهد بود.

175
00:10:25,240 --> 00:10:27,040
‫همه‌ی این‌ها بخشی ازشه.

176
00:10:28,040 --> 00:10:30,160
‫یه مستند نود دقیقه است.

177
00:10:30,800 --> 00:10:33,160
‫یا بیشتر یا کمتر. بستگی داره.

178
00:10:33,240 --> 00:10:37,880
‫و هشتاد درصدش معمولا در مورد فوتبالیست...

179
00:10:37,960 --> 00:10:39,640
‫و موفقیت‌هاشه.

180
00:10:39,720 --> 00:10:44,400
‫و فقط بیست درصدش
‫در مورد خارج از زمینه.

181
00:10:44,480 --> 00:10:47,160
‫اگه قرار بود من مسیرش رو تعیین کنم،
‫این رو برعکس می‌کردم.

182
00:10:47,920 --> 00:10:48,960
‫[کلن، آلمان]

183
00:10:49,040 --> 00:10:51,080
‫۱.۲ میلیون یورو دیگه؟

184
00:10:52,880 --> 00:10:56,000
‫آره، بذار ببینیم چی می‌شه.
‫بذار ببینیم، ببینیم چی می‌شه، خب؟

185
00:10:57,040 --> 00:10:58,160
‫خب؟

186
00:10:59,240 --> 00:11:02,400
‫بین ده تا دوازده سال گذشته
‫لوکاس خیلی عوض شده.

187
00:11:02,480 --> 00:11:05,480
‫مردم انتظار آدمی که هست رو ندارن،
‫انتظار اون فوتبالیست رو دارن.

188
00:11:05,560 --> 00:11:09,080
‫ولی نه لوکاس تاجری که این چند سال اخیر شده.

189
00:11:09,160 --> 00:11:11,680
‫امسال احتمالا فصل آخرمه.

190
00:11:12,360 --> 00:11:14,120
‫بازی آخر احتمالا در ماه مه خواهد بود.

191
00:11:14,960 --> 00:11:19,600
‫می‌خوام کلکسیونی جمع کنم
‫که احتمالا آخریش خواهد بود.

192
00:11:19,680 --> 00:11:23,720
‫مثلا بگیم این دیوار که اینجاست،
‫دیوار خداحافظی لوکاس پودولسکیه.

193
00:11:23,800 --> 00:11:26,240
‫که با همکاری پودولسکی و باشگاه درست شده.

194
00:11:26,320 --> 00:11:31,120
‫ال‌پی۱۰ایکس، لوگوی گورنیک زابژه
‫کوچیک اینجا پرینت بشه. یا روی گردن.

195
00:11:31,720 --> 00:11:33,560
‫چند تا کالا می‌شه حدودا؟

196
00:11:34,240 --> 00:11:36,080
‫- یه پیشنهادی بدیم؟
‫- آره، آره.

197
00:11:36,160 --> 00:11:38,800
‫می‌خوام چیزهایی درست
‫کنم که باحال‌تر باشن.

198
00:11:38,880 --> 00:11:41,480
‫- چنین چیزی دوست ندارم.
‫- باشه.

199
00:11:42,040 --> 00:11:43,840
‫ترجیح می‌دم به این سمت برم.

200
00:11:43,920 --> 00:11:46,840
‫مدلش خوبه، جنسش خوبه.
‫ساده هم هست، با لوگوی واضح.

201
00:11:47,440 --> 00:11:49,600
‫به نظرم این کیف خیلی خوبه. می‌خرمش.

202
00:11:49,680 --> 00:11:54,320
‫مطمئن نیستم نوم باغ خوب فروش بره.
‫واقعا کالای آلمانی‌ای هستش.

203
00:11:54,400 --> 00:11:58,440
‫آره نمی‌دونم. نوم باغ،
‫آخه همه دارن دیگه، نه؟

204
00:11:58,520 --> 00:12:01,400
‫خب آره، ولی مدلی
‫ندارن که شبیه تو باشه.

205
00:12:02,200 --> 00:12:04,280
‫- بریم توی کارش.
‫- خفن می‌شه.

206
00:12:04,360 --> 00:12:05,560
‫- یکی درست کنیم.
‫- جدی؟

207
00:12:05,640 --> 00:12:07,080
‫بعد تعدادش رو بهم بگو.

208
00:12:07,160 --> 00:12:10,280
‫بعد قیمت نهایی مشخص می‌شه،
‫بهت خبر می‌دیم.

209
00:12:10,360 --> 00:12:13,400
‫- بقیش رو خودم با باشگاه هماهنگ می‌کنم.
‫- فهمیدم.

210
00:12:13,480 --> 00:12:16,280
‫فقط یه نظری دادم.
‫با تمام سرعت پیش می‌ریم.

211
00:12:22,120 --> 00:12:24,960
‫پس فقط پنج ثانیه‌اش توی فیلم هست دیگه؟

212
00:12:25,040 --> 00:12:27,280
‫- از کل کاری که الان کردم؟
‫- آره. کاملا.

213
00:12:27,360 --> 00:12:30,560
‫کل روز به پروژه‌ها و تجارت فکر می‌کنه.

214
00:12:30,640 --> 00:12:33,920
‫«چطوری بهترش کنم؟ بزرگ‌ترش کنم؟
‫دیگه چه کاری از دستم برمیاد؟»

215
00:12:34,000 --> 00:12:35,440
‫رفتار عادیش همینه.

216
00:12:36,040 --> 00:12:38,920
‫[فرودگاه اسپیر]

217
00:12:39,840 --> 00:12:42,360
‫باز اومدن.

218
00:12:44,320 --> 00:12:49,320
‫بله، بعد شکست می‌ریم سمت جشنواره.
‫فقط بخاطر مستند.

219
00:12:49,400 --> 00:12:51,560
‫لوکاس آدمی نیست که بخوابه.

220
00:12:51,640 --> 00:12:54,080
‫اصلا پیش نمیاد بگه
‫«برم چند ساعت استراحت کنم.»

221
00:12:54,160 --> 00:12:57,640
‫با لوکاس از اولش از دنده شیش
‫شروع می‌شه. با تمام سرعت.

222
00:13:00,320 --> 00:13:01,720
‫بزن بریم!

223
00:13:02,600 --> 00:13:03,640
‫هی لوئیس!

224
00:13:13,840 --> 00:13:15,160
‫بزن بریم.

225
00:13:15,240 --> 00:13:16,240
‫هی!

226
00:13:20,080 --> 00:13:21,000
‫بیا اینجا!

227
00:13:22,920 --> 00:13:25,200
‫خودمون یه جشنواره شروع کردیم.

228
00:13:25,280 --> 00:13:27,800
‫تا الان بیش از دویست هزار نفر اومدن.

229
00:13:32,280 --> 00:13:34,360
‫به اسپانسر زنگ زدیم،
‫به مدیربرنامه‌ها زنگ زدیم...

230
00:13:34,440 --> 00:13:37,400
‫کلش رو برنامه‌ریزی کردیم و ازش لذت بردم.

231
00:13:37,480 --> 00:13:40,200
‫ممنون که اومدید بچه‌ها.
‫واقعا نمایش خوبی بود.

232
00:13:40,280 --> 00:13:42,360
‫- سلام. لوکاسم.
‫- سلام. کوینم. خوشوقتم.

233
00:13:42,440 --> 00:13:45,400
‫- مشکلی نیست!
‫- خوبه!

234
00:13:46,800 --> 00:13:48,080
‫زنم هم یه عکس می‌خواد.

235
00:13:48,160 --> 00:13:50,200
‫- آره. قبوله.
‫- ولی بدون من، خب؟

236
00:13:50,280 --> 00:13:51,200
‫عزیزم، کجایی؟

237
00:13:51,280 --> 00:13:53,960
‫- فقط همین یکی. باشه.
‫- عکس آخره.

238
00:13:55,240 --> 00:13:56,400
‫مرسی بچه‌ها.

239
00:13:56,480 --> 00:13:58,960
‫- خیلی‌خب. مرسی.
‫- مرسی بچه‌ها.

240
00:13:59,040 --> 00:14:02,120
‫- خداحافظ. ممنون که دعوتمون کردین.
‫- مرسی!

241
00:14:03,080 --> 00:14:05,320
‫پاشید! صبح‌ بخیر!

242
00:14:09,040 --> 00:14:10,080
‫دو، یک...

243
00:14:10,160 --> 00:14:11,360
‫بزن بریم.

244
00:14:11,440 --> 00:14:14,840
‫پودولسکی! پودولسکی! پودولسکی!

245
00:14:15,720 --> 00:14:17,840
‫یه تجارت به اسم کباب ترکی منگال دارم.

246
00:14:20,560 --> 00:14:23,200
‫بستنی یونایتد. با کریستین شریکم.

247
00:14:23,280 --> 00:14:26,200
‫گفت بیا بستنی درست کنیم.
‫و اینطوری شد که بستنی درست می‌کنیم.

248
00:14:26,760 --> 00:14:29,840
‫و دو سه تا کار دیگه که
‫داریم روشون کار می‌کنیم.

249
00:14:30,680 --> 00:14:32,720
‫برو، کباب اینجا رو بخور.

250
00:14:32,800 --> 00:14:37,560
‫یه سری‌ها هستن که می‌گن
‫کباب‌هاش از فوتبال بازی کردنش بهتره.

251
00:14:39,200 --> 00:14:41,800
‫البته هدف اینه که کل تجارت‌ها رشد کنن.

252
00:14:41,880 --> 00:14:45,160
‫می‌خوام صد تا، دویست ‌تا
‫فروشگاه داشته باشم. هدفم اینه.

253
00:14:45,240 --> 00:14:47,480
‫مردم اکثرا غافلگیر می‌شن وقتی می‌شنون...

254
00:14:47,560 --> 00:14:50,480
‫الان شصت تا فروشگاه دارم.

255
00:14:51,160 --> 00:14:54,440
‫با خودشون می‌گن، «وای،
‫جدی شصت تا فروشگاه زده؟»

256
00:14:54,520 --> 00:14:57,120
‫خیلیه نه؟ چی بهت انگیزه می‌ده؟

257
00:14:57,200 --> 00:15:00,040
‫اگه عطسه کنی می‌بازی. یادت باشه.
‫عطسه کنی باختی.

258
00:15:02,680 --> 00:15:04,200
‫خیلی‌خب، بهشون زنگ می‌زنم.

259
00:15:05,240 --> 00:15:07,000
‫همیشه در حرکته.

260
00:15:07,080 --> 00:15:10,520
‫گاهی‌اوقات واسه دو سه ساعت میاد آلمان.

261
00:15:10,600 --> 00:15:13,040
‫اصلا نمی‌فهمم که اومده.

262
00:15:13,120 --> 00:15:16,000
‫و بعد عصر برمی‌گرده لهستان.

263
00:15:16,080 --> 00:15:18,960
‫بعدا می‌فهمم که اومده آلمان یه سری زده.

264
00:15:22,760 --> 00:15:25,320
‫خب من مدلم اینطوری نیست
‫که خیابان یه طرفه باشم دیگه.

265
00:15:26,760 --> 00:15:28,200
‫بیشتر مثل چهارراه شیبویائم.

266
00:15:31,440 --> 00:15:33,040
‫به همه سمت می‌رم.

267
00:15:36,360 --> 00:15:40,240
‫فوتبال، تجارت، خیلی چیزها در
‫جریانه. زندگی خانوادگی هم هست.

268
00:15:40,800 --> 00:15:42,640
‫خیلی آدم‌ها میان و می‌رن.

269
00:15:42,720 --> 00:15:45,680
‫همیشه کلی اتفاق در حال رخ دادنه.
‫سفر هست، انجام کارها...

270
00:15:45,760 --> 00:15:48,600
‫اکثرا واسم سوال می‌شه که چرا انقدر مشغوله؟

271
00:15:48,680 --> 00:15:49,760
‫اوضاع خوب پیش می‌ره.

272
00:15:49,840 --> 00:15:53,160
‫چرا انقدر به خودش سختی می‌ده؟
‫ولی خب لوکاس همچنان ادامه می‌ده.

273
00:15:56,440 --> 00:15:58,880
‫نمی‌خوای یکم استراحت کنی؟

274
00:16:01,600 --> 00:16:03,440
‫[زابژه، لهستان]

275
00:16:03,520 --> 00:16:07,920
‫پونزده، شونزده، هیفده،
‫هیجده، نوزده، بیست، یک، دو...

276
00:16:08,000 --> 00:16:10,160
‫ساراپاتا، زود باش، چهار روز نبودی!

277
00:16:10,240 --> 00:16:12,040
‫- بدو!
‫- بدو، بدو!

278
00:16:16,640 --> 00:16:18,240
‫چیزهای جدید اضافه شده.

279
00:16:28,760 --> 00:16:31,560
‫به نظرت وقتی بازنشسته بشی
‫دلت واسه چی تنگ می‌شه؟

280
00:16:32,240 --> 00:16:34,240
‫وقتی کل زندگیت مشغول این کار بودی...

281
00:16:34,320 --> 00:16:36,160
‫مشخصا یه جایی دلت واسش تنگ می‌شه.

282
00:16:36,960 --> 00:16:40,560
‫ولی به نظرم بعد یه مدت،
‫مثلا شش ماه یا یک سال...

283
00:16:41,640 --> 00:16:43,440
‫دوباره یه چیز جدیدی پیش میاد.

284
00:16:44,400 --> 00:16:46,640
‫هر تغییری اولش سخته.

285
00:16:46,720 --> 00:16:48,840
‫ولی باهاش کنار میای.

286
00:16:54,160 --> 00:16:56,080
‫ولی دلت واسه چنین چیزهایی تنگ می‌شه.

287
00:16:57,520 --> 00:17:00,480
‫که بری اونجا، بشینی، چای بخوری.

288
00:17:04,760 --> 00:17:07,800
‫توی بدنت می‌مونه. بیش از بیست سال.

289
00:17:07,840 --> 00:17:10,520
‫اگه یهویی یک روز از بین بره...

290
00:17:11,680 --> 00:17:16,760
‫کنجکاوم بدونم واکنشم چیه،
‫یا این که چیکار می‌کنم.

291
00:17:17,280 --> 00:17:19,800
‫- این تو رو نمی‌ترسونه؟
‫- نه.

292
00:17:21,920 --> 00:17:24,080
‫به قول مردم کلن که
‫«چیزی که بخواد بشه، می‌شه.»

293
00:17:26,400 --> 00:17:29,160
‫[اکتبر سال ۲۰۲۴]

294
00:17:29,680 --> 00:17:32,480
‫[بازی خداحافظیش با اف‌سی‌
‫کلن در کلن برگزار می‌شه.]

295
00:17:32,560 --> 00:17:34,160
‫[همون‌جایی که حرفه‌اش شروع شد.]

296
00:17:34,960 --> 00:17:40,640
‫ده سالم که بود که اف‌سی کلن پیوستم.
‫بعدتر با حرفه‌ای‌ترها بازی کردم.

297
00:17:41,480 --> 00:17:44,200
‫همیشه رویام این بود. باشگاهم این بود.

298
00:17:44,280 --> 00:17:50,200
‫و حالا لوکاس پودولسکی برمی‌گرده،
‫در چهل سالگی به عنوان یه بازیکن حرفه‌ای.

299
00:17:51,840 --> 00:17:56,400
‫یه بازی خداحافظی می‌خواستم که
‫این دو باشگاه رو به هم متصل کنه...

300
00:17:56,480 --> 00:17:59,400
‫اف‌سی کلن و گورنیک زابژه.

301
00:18:01,240 --> 00:18:03,040
‫می‌شه گفت دو باشگاهی که خونه‌ی من بودن.

302
00:18:04,040 --> 00:18:07,120
‫که روبروی هم بازی کنن.

303
00:18:10,760 --> 00:18:14,600
‫که دوباره در استادیومی بازی
‫کنم که حرفه‌ام از اونجا شروع شد.

304
00:18:14,680 --> 00:18:17,920
‫لوکاس پودولسکی، به بوندسلیگا خوش اومدی.

305
00:18:18,000 --> 00:18:21,360
‫هجده ساله و از الان پرامید.

306
00:18:23,840 --> 00:18:25,280
‫گل اول رو به ثمر می‌رسونه.

307
00:18:25,360 --> 00:18:29,280
‫که خداحافظی کنم، که بابت همه‌ی حمایت‌هایی
‫که این همه سال دریافت کردم تشکر کنم.

308
00:18:29,360 --> 00:18:33,360
‫پودولسکی، ضربه رو می‌زنه و گل!
‫گل برای کلن، لوکاس پودولسکی.

309
00:18:33,440 --> 00:18:37,360
‫از همه مربی‌ها و بازیکن‌هایی
‫که باهاشون بازی کردم...

310
00:18:38,080 --> 00:18:42,520
‫بابت تمام سال‌هایی که
‫اینجا بودید ازتون ممنونم.

311
00:18:42,600 --> 00:18:45,320
‫از طرف خودم، خانوادم.

312
00:18:51,840 --> 00:18:54,440
‫و بخاطر همین، خداحافظی کردن برام سخته.

313
00:18:56,880 --> 00:18:58,920
‫- پودولسکی!
‫- پودولسکی!

314
00:19:28,640 --> 00:19:32,880
‫دور استادیوم قدم زد. هوادارها تشویقش کردن.

315
00:19:32,960 --> 00:19:37,040
‫با مردم حرف می‌زد. دوست نداشت که بره.

316
00:19:37,120 --> 00:19:39,480
‫اون موقع بود که فهمیدم،
‫زندگیش همینه.

317
00:19:39,560 --> 00:19:43,120
‫طوری راه می‌رفت که
‫انگار توی زمین به دنیا اومده.

318
00:19:44,560 --> 00:19:48,760
‫زیباترین چیز واسش این
‫بود که فوتبال بازی کنه.

319
00:19:52,200 --> 00:19:53,840
‫فوتبال همچنان یکم محدوده.

320
00:19:53,920 --> 00:19:56,920
‫به نظرت ممکنه که به زودی به پایان برسه؟

321
00:19:57,000 --> 00:20:02,600
‫آره، رها کردنش سخته.
‫فعلا می‌بینم بعد این فصل چی می‌شه.

322
00:20:09,120 --> 00:20:11,400
‫[گورنیک زابژه]

323
00:20:14,120 --> 00:20:14,960
‫صبح بخیر.

324
00:20:15,040 --> 00:20:17,640
‫- صبح بخیر.
‫- عه، صورتی پوشیدی!

325
00:20:19,480 --> 00:20:22,320
‫از اینجا فیلم نگیر، شلوغه! اینجا نه!

326
00:20:22,400 --> 00:20:24,160
‫[عضو هیئت مدیره‌ی گورنیک زابژه]

327
00:20:24,240 --> 00:20:27,920
‫مخصوصا امروز رنگ‌های قشنگی پوشیده.

328
00:20:27,920 --> 00:20:29,280
‫[عضو هیئت مدیره‌ی گورنیک زابژه]

329
00:20:29,360 --> 00:20:32,320
‫روز ولنتاینته. روز ولنتاین...
‫روز ولنتاین.

330
00:20:33,280 --> 00:20:34,880
‫رئیسموئه.

331
00:20:35,480 --> 00:20:37,920
‫- بریم اتاق وسطی؟
‫- آره!

332
00:20:43,520 --> 00:20:44,560
‫سلام.

333
00:20:46,480 --> 00:20:48,160
‫تا کی می‌خوای بازی کنی؟

334
00:20:48,760 --> 00:20:50,600
‫نمی‌دونم.

335
00:20:50,680 --> 00:20:57,040
‫هنوز تصمیم نگرفتم که ادامه بدم یا بسه.

336
00:20:59,280 --> 00:21:01,800
‫هنوز تصمیم نگرفتی؟

337
00:21:01,880 --> 00:21:05,920
‫یعنی چی که تصمیم نگرفتی؟
‫فعلا که تصمیم گرفتم بسه.

338
00:21:06,000 --> 00:21:10,560
‫پس حرف زدن در مورد اطلاعات قرارداد...

339
00:21:10,640 --> 00:21:13,200
‫حالا فرقی نمی‌کنه پونصد زلوتی باشه،
‫هزار تا یا هر مبلغ دیگه‌ای...

340
00:21:13,280 --> 00:21:15,320
‫امروز روزش نیست؟

341
00:21:18,120 --> 00:21:20,200
‫ولی من همیشه توی زندگی
‫یه دری رو باز می‌ذارم.

342
00:21:20,280 --> 00:21:22,400
‫پس مشغول ضبط فصل آخرت نیستیم؟

343
00:21:22,480 --> 00:21:24,040
‫فرضا فصل آخره.

344
00:21:24,120 --> 00:21:29,000
‫[فرضا فصل آخر لوکاس پودولسکی]

345
00:21:29,080 --> 00:21:34,960
‫هنوز آمادگیش رو ندارم که
‫بگم چند هفته‌ی دیگه تمومه.

346
00:21:36,440 --> 00:21:38,440
‫واسه همین هنوز تصمیمم رو نگرفتم.

347
00:21:43,280 --> 00:21:45,720
‫فوتبال واقعا بهترین ورزشه.

348
00:21:46,760 --> 00:21:51,920
‫سرگرمی و احساساتی داره که
‫توی زندگیت هر روز نمی‌بینیشون.

349
00:21:52,000 --> 00:21:53,280
‫و واسه‌ی همین دوستش دارم.

350
00:21:54,440 --> 00:21:55,920
‫واسه من مثل مواده.

351
00:21:57,000 --> 00:22:00,400
‫اگه دنبال یه چیزی باشی،
‫مثلا احساساتی که توی زمین داشتی...

352
00:22:00,480 --> 00:22:01,920
‫[اولیور کان، هم‌تیمی سابق]

353
00:22:02,000 --> 00:22:03,520
‫دیگه هرگز پیداشون نمی‌کنی.

354
00:22:04,560 --> 00:22:09,160
‫احساس یک فینال رو، که بردی یا باختی.
‫فضاش رو.

355
00:22:10,240 --> 00:22:15,240
‫همه‌چیزش تموم می‌شه. دیگه برنمی‌گرده.

356
00:22:15,320 --> 00:22:20,880
‫و دیگه چیزی پیدا نمی‌شه که
‫دوباره اون احساسات رو بهت بده.

357
00:22:23,040 --> 00:22:25,400
‫فقط شغلت نیست. یه اشتیاقه.

358
00:22:25,480 --> 00:22:27,600
‫و این که تاابد یه اشتیاق رو بذاری کنار...

359
00:22:27,680 --> 00:22:30,920
‫طبیعیه که اراده خاصی لازم داشته باشه.

360
00:22:31,000 --> 00:22:36,600
‫و البته سوالات زیادی هم هست.
‫که بعدش چی می‌شه؟

361
00:22:36,680 --> 00:22:43,360
‫انگیزه‌ام چیه؟ وقتی تموم بشه من چی هستم؟

362
00:22:44,200 --> 00:22:47,680
‫لوکاس الان داره یه دوره‌ی
‫تغییر رو پشت سر می‌ذاره...

363
00:22:47,760 --> 00:22:50,640
‫که خودش باید رها کنه.

364
00:22:50,720 --> 00:22:55,000
‫و شما هم قراره دوره‌ای
‫از زندگیش رو تجربه کنید...

365
00:22:55,080 --> 00:22:57,600
‫که خیلی واسش سخته.

366
00:22:59,240 --> 00:23:01,880
‫♪ کلی آهنگ توی ذهنمه... ♪

367
00:23:03,760 --> 00:23:05,880
‫♪ و بالاتر از همه... ♪

368
00:23:05,960 --> 00:23:09,280
‫♪ و آواز خوندن... ♪

369
00:23:09,360 --> 00:23:11,880
‫♪ تو مهم‌ترینش باش. ♪

370
00:23:13,280 --> 00:23:14,920
‫بیا، این یکی از طرف بابایی.

371
00:23:15,000 --> 00:23:18,480
‫لوکاس جلوی بقیه زود خودش رو بروز نمی‌ده.

372
00:23:18,560 --> 00:23:19,840
‫باید خیلی وقت پیشش باشید، کلی سال...

373
00:23:19,840 --> 00:23:23,320
‫که بفهمید چه جور آدمیه.

374
00:23:24,040 --> 00:23:28,560
‫- یک، دو، سه. یک، دو، سه.
‫- یک، دو، سه.

375
00:23:28,640 --> 00:23:31,360
‫شما فقط فوتبالیست رو می‌بینید،
‫پولدی بامزه.

376
00:23:31,400 --> 00:23:34,080
‫- پولدی.
‫- مامان!

377
00:23:34,840 --> 00:23:37,640
‫خیلی خیلی خیلی وجه‌های بیشتری داره.

378
00:23:41,800 --> 00:23:45,720
‫برای درک شخصیت و هویت لوکاس...

379
00:23:45,800 --> 00:23:48,760
‫باید یه نگاهی به بزرگ شدنش هم بندازید...

380
00:23:48,840 --> 00:23:51,480
‫که چطوری رشد کرده و اهل کجا بوده.

381
00:23:52,080 --> 00:23:54,320
‫بیا بریم.

382
00:23:54,400 --> 00:23:59,200
‫به نظرم اون موقع خیلی چیزها رو درک می‌کنید.

383
00:24:03,440 --> 00:24:05,320
‫[سال ۱۹۸۷، لهستان]

384
00:24:06,840 --> 00:24:11,840
‫اواخر نوامبر سال ۸۷ بود،
‫دوره‌ی سختی بود.

385
00:24:11,920 --> 00:24:15,280
‫لهستان همچنان نمی‌تونه روی پای خودش بایسته.

386
00:24:15,360 --> 00:24:20,760
‫رشد اقتصادی منجر به تورم و فقر شده.

387
00:24:20,840 --> 00:24:27,160
‫بعد از افزایش قیمت شدید، دیگه
‫خیلی‌ها از پس مخارجشون بر نمیان.

388
00:24:28,040 --> 00:24:31,360
‫نمی‌دونم دقیقا چطور رفتیم آلمان،
‫من خیلی کمسن بودم.

389
00:24:31,440 --> 00:24:34,440
‫فقط داستانش رو از پدر و مادرم شنیدم.

390
00:24:34,520 --> 00:24:36,440
‫پاسپورت.

391
00:24:36,520 --> 00:24:38,800
‫آره، اون پاسپورته.

392
00:24:38,880 --> 00:24:40,880
‫پاسپورت لهستانی قدیمی.

393
00:24:41,440 --> 00:24:44,520
‫اینجا، اینجاست. ویزای مامان.

394
00:24:47,120 --> 00:24:48,200
‫ایناهاش.

395
00:24:50,320 --> 00:24:56,120
‫همه نمی‌تونستن بیان.
‫زنم هم از هلند ویزا گرفت.

396
00:24:56,200 --> 00:25:00,320
‫و من هم از آلمان گرفتم.
‫آره، همه مخفیانه بود.

397
00:25:01,080 --> 00:25:03,040
‫کی از قبلش خبر داشت؟

398
00:25:03,120 --> 00:25:05,880
‫فقط من، شوهرم، خواهر شوهرم.

399
00:25:06,680 --> 00:25:09,000
‫و همین. دیگه هیچکس.

400
00:25:09,520 --> 00:25:12,280
‫کسی خبر نداشت. وسایلمون رو جمع کردیم.

401
00:25:12,360 --> 00:25:15,840
‫من با یه بچه و زنم هم اون یکی بچه.

402
00:25:16,760 --> 00:25:22,480
‫و گفتیم بریم یا نه؟ و دل رو زدیم به دریا.

403
00:25:24,520 --> 00:25:27,120
‫و اومدیم اینجا برگهایم.

404
00:25:28,040 --> 00:25:31,560
‫اومدیم اینجا که بچه‌ها
‫زندگی بهتری داشته باشن.

405
00:25:33,160 --> 00:25:36,560
‫با وسایل کمی اومدیم اینجا.
‫اینجا هیچی نداشتیم.

406
00:25:36,640 --> 00:25:40,320
‫پدرم یه شغل پیدا کرد.
‫مادرم نظافتچی مدارس بود.

407
00:25:40,400 --> 00:25:45,760
‫کلاس‌ها رو تمیز می‌کرد.
‫آره، اولش اینطوری بود.

408
00:25:46,560 --> 00:25:48,280
‫و مادربزرگم ما رو راه داد خونه‌اش.

409
00:25:48,360 --> 00:25:51,960
‫اون اوایل برام مثل مادر دومم بود.

410
00:25:52,040 --> 00:25:54,680
‫و توی بزرگ کردن من کمک کرد،
‫مواظبم بود.

411
00:25:54,760 --> 00:25:57,400
‫[اتاق ۰۰۶، خانم پودولسکی]

412
00:25:58,640 --> 00:26:01,320
‫خوبه. آره، خوبه.

413
00:26:04,920 --> 00:26:06,720
‫کت پوشیدی.

414
00:26:11,680 --> 00:26:14,840
‫- واسه امروز لباس رسمی پوشیدی پس؟
‫- آره، امروز یکشنبه است.

415
00:26:16,960 --> 00:26:17,960
‫آره.

416
00:26:19,320 --> 00:26:21,280
‫همیشه آدم خیلی خوبی بود.

417
00:26:21,360 --> 00:26:24,160
‫[مادربزرگ]

418
00:26:24,240 --> 00:26:25,640
‫آره.

419
00:26:25,720 --> 00:26:29,520
‫کوچیک‌ترین عضو خانواده بود.

420
00:26:29,600 --> 00:26:31,520
‫یک سالت بود.

421
00:26:31,600 --> 00:26:34,520
‫- نه، دو. دو. آره.
‫- آره؟ یک... دو؟ آره.

422
00:26:34,600 --> 00:26:35,960
‫دو سالت بود آره.

423
00:26:36,040 --> 00:26:40,640
‫نمی‌خواستی بری مهدکودک. همیشه گریه می‌کردی.

424
00:26:42,360 --> 00:26:46,920
‫این مال مهدکودک بود.
‫معلم فقط آلمانی بلد بود.

425
00:26:47,000 --> 00:26:49,680
‫و مشخصا من هم اولش چیزی نمی‌فهمیدم.

426
00:26:50,720 --> 00:26:55,160
‫مادربزرگم من رو رسوند جلوی در.
‫و بعد خودش رفت.

427
00:26:55,240 --> 00:26:58,520
‫و من نرفتم توی کلاس. رفتم بیرون.

428
00:26:58,600 --> 00:27:03,600
‫و بعد من تا ساعت یک، دو اونجا منتظر موندم.
‫که بیاد دنبالم.

429
00:27:03,680 --> 00:27:05,560
‫- تنها بودی؟
‫- آره، تنها بودم.

430
00:27:07,920 --> 00:27:11,080
‫یه سری بچه‌ها مسخره‌ام کردن.

431
00:27:11,160 --> 00:27:15,880
‫چون زبان رو نمی‌فهمیدم، ولی...

432
00:27:15,960 --> 00:27:18,840
‫این که آلمانی رو زود یاد بگیری...

433
00:27:18,920 --> 00:27:23,120
‫و با فرهنگ آلمان جور بشی خیلی مهم بود.

434
00:27:23,200 --> 00:27:26,040
‫وقتی می‌رفتیم بیرون غذا بخوریم،
‫خیلی پیش می‌اومد که والدینم بگن...

435
00:27:26,120 --> 00:27:28,120
‫«درست رفتار کن، آلمانی‌ها اینجان.»

436
00:27:28,200 --> 00:27:30,400
‫وقتی بچه بودم این زیاد پیش اومد.

437
00:27:30,480 --> 00:27:35,240
‫چون کلی آلمانی اونجا بودن و می‌خواستن
‫که ما نشون بدیم که باهاشون جوریم.

438
00:27:36,640 --> 00:27:39,760
‫خوبیش اینه که ما توی یه
‫مجتمع مسکونی زندگی می‌کردیم...

439
00:27:39,840 --> 00:27:43,320
‫و از بیست و پنج ملیت مختلف اونجا بودن.

440
00:27:43,400 --> 00:27:45,840
‫کسی واسش مهم نبود که اهل کجایی.

441
00:27:45,920 --> 00:27:49,960
‫فقط خوش می‌گذروندیم و توی
‫خیابون فوتبال بازی می‌کردیم.

442
00:27:50,720 --> 00:27:53,600
‫[برگهایم]

443
00:27:53,840 --> 00:27:56,320
‫قبلا اینطوری تا زمین ورزشی می‌رفتم.

444
00:27:56,400 --> 00:28:01,680
‫همیشه توپ همراهش بود، همیشه، حتی توی حموم.

445
00:28:01,760 --> 00:28:04,240
‫همیشه توپ همراهش بود.

446
00:28:04,320 --> 00:28:05,680
‫توپ همیشه همراهم بود.

447
00:28:06,960 --> 00:28:10,920
‫مادرم من رو می‌فرستاد خرید،
‫با توپ می‌رفتم...

448
00:28:11,000 --> 00:28:14,760
‫روی پله‌ها توپ بازی می‌کردم،
‫توی مسیر توپ‌ بازی می‌کردم.

449
00:28:15,440 --> 00:28:20,800
‫وقتی مامان و بابام بهم توپ فوتبال
‫دادن، خوشحال شدم، افتخار می‌کردم.

450
00:28:20,880 --> 00:28:23,760
‫با توپم می‌خوابیدم. چون خیلی خفن بود.

451
00:28:24,840 --> 00:28:26,920
‫فرقی نمی‌کرد هوا چطوریه.

452
00:28:27,000 --> 00:28:29,720
‫امکان نداشت بفهمه که بارون میاد یا سرده.

453
00:28:29,800 --> 00:28:32,480
‫کاملا خیس برمی‌گشت خونه.

454
00:28:33,560 --> 00:28:35,440
‫همیشه توی زمین فوتبال بود.

455
00:28:36,800 --> 00:28:38,680
‫اون زمین فوتبال توی برگهایم...

456
00:28:38,760 --> 00:28:41,280
‫واسم خیلی لوکس بود و توش آزادی داشتم.

457
00:28:41,360 --> 00:28:42,960
‫همیشه اونجا احساس راحتی می‌کردم.

458
00:28:43,640 --> 00:28:47,320
‫اونجا بود که شکوفا شدم،
‫همه‌چیزم بود.

459
00:28:52,280 --> 00:28:55,520
‫- اونجا خودش رو چطور بروز می‌داد؟
‫- مثل الان. به سختی.

460
00:28:58,040 --> 00:29:01,760
‫پسربچه‌ که بود هم مثل الانش بود.

461
00:29:01,840 --> 00:29:04,760
‫باید جلوش می‌ایستادی،
‫چون باثبات و سرسخت بود...

462
00:29:04,840 --> 00:29:07,000
‫همیشه با پای چپش شوت می‌کرد.

463
00:29:07,080 --> 00:29:10,040
‫همه از شوتش می‌ترسیدن،
‫سلاحش بود.

464
00:29:10,960 --> 00:29:15,360
‫فقط خوش می‌گذروندیم. پنج به پنج،
‫شیش به شیش، هفت به هفت.

465
00:29:16,000 --> 00:29:17,520
‫همیشه داشتیم بازی می‌کردیم.

466
00:29:19,440 --> 00:29:21,040
‫آره!

467
00:29:21,120 --> 00:29:23,960
‫همه لوکاس رو می‌شناختن، و با دوچرخه...

468
00:29:24,040 --> 00:29:25,000
‫[خواهر]

469
00:29:25,080 --> 00:29:28,400
‫تا زمین فوتبال حدود شیش، هفت دقیقه راه بود.

470
00:29:28,480 --> 00:29:30,760
‫مامانم همیشه صداش می‌کرد.

471
00:29:30,840 --> 00:29:35,080
‫و خبرش تا زمین فوتبال می‌رفت.

472
00:29:35,160 --> 00:29:37,920
‫لوکاس، مامانت صدات می‌کنه، برگرد خونه.

473
00:29:45,240 --> 00:29:46,600
‫سلام.

474
00:29:48,480 --> 00:29:50,920
‫همین الان گذاشتم یخ بزنه.

475
00:29:51,840 --> 00:29:55,440
‫چهار تا خوراک و مرغ دیگه؟

476
00:29:55,520 --> 00:29:56,480
‫آره.

477
00:29:58,200 --> 00:30:01,880
‫امروز سیب‌زمین با شوید داریم...

478
00:30:03,800 --> 00:30:05,920
‫با گوشت...

479
00:30:06,760 --> 00:30:08,920
‫- و قارچ.
‫- شنیتسل!

480
00:30:09,000 --> 00:30:12,280
‫شنیتسل. خب گوشته دیگه.
‫توی لهستان بهش می‌گیم گوشت.

481
00:30:13,920 --> 00:30:16,320
‫- شنیتسل سوسیسی.
‫- آره.

482
00:30:18,280 --> 00:30:21,400
‫- باید یکم کره بزنی.
‫- پس کره‌ی گیاهی رو بده.

483
00:30:24,280 --> 00:30:27,880
‫- وای، داری خرابش می‌کنی.
‫- شلوغش نکن.

484
00:30:29,440 --> 00:30:32,800
‫مامانم دوست داره که همه
‫کار رو بی‌نقص انجام بده.

485
00:30:34,800 --> 00:30:36,800
‫مثل خودم خیلی جاه‌طلبه.

486
00:30:36,880 --> 00:30:41,680
‫اگه مثلا کلیدش گم بشه،
‫انقدر می‌گرده که پیداش کنه.

487
00:30:41,760 --> 00:30:45,120
‫در حالی که بقیه می‌گن «مهم
‫نیست، یکی دیگه می‌گیرم.»

488
00:30:45,200 --> 00:30:47,160
‫«یا قفل رو عوض می‌کنم.»

489
00:30:47,240 --> 00:30:52,840
‫انقدر می‌گرده که پیداش کنه،
‫یا یه جوری درستش کنه.

490
00:30:54,000 --> 00:30:58,920
‫جنگنده‌است، روحیه‌ی پیروزی داره.
‫من هم همینم.

491
00:31:00,480 --> 00:31:04,440
‫من هیچوقت آدم ترسویی نبودم.

492
00:31:05,000 --> 00:31:09,120
‫- به نظرت اینش به تو رفته؟
‫- اینطور فکر می‌کنم.

493
00:31:11,560 --> 00:31:15,600
‫به نظرم همه‌چیزش به من رفته.

494
00:31:21,440 --> 00:31:23,360
‫واسه یه پسر کوچولو خیلی بود بود که...

495
00:31:23,440 --> 00:31:27,680
‫انقدر اعتمادبه‌نفس داشته باشه،
‫که سلطه‌جو باشه...

496
00:31:27,760 --> 00:31:29,880
‫با این که معمولا از همه کوچولوتر بود.

497
00:31:30,920 --> 00:31:34,360
‫همچنین توی بازی گاهی خیلی خوب پاس می‌داد...

498
00:31:34,440 --> 00:31:38,640
‫خیلی خوب سانتر می‌کشید،
‫و خب توی موقعیت خیلی خوبی بود.

499
00:31:38,720 --> 00:31:41,480
‫همچنین شم گلزنیش خوب بود.

500
00:31:41,560 --> 00:31:45,520
‫واسم مشخص بود که باید اون
‫بازیکن رو به اف‌سی کلن ببریم.

501
00:31:46,920 --> 00:31:49,880
‫از سال ۱۹۹۵ توی تیم جوانان اف‌سی کلن بودم.

502
00:31:50,680 --> 00:31:54,120
‫هر کسی که تا اینجا بیاد،
‫انگیزه داره که بیشتر پیش بره.

503
00:31:54,880 --> 00:31:57,280
‫در نهایت همه دوست دارن حرفه‌ای بشن.

504
00:31:58,280 --> 00:32:01,840
‫یکشنبه‌ها توی تیم زیر هفده سال و
‫نوزده سال اف‌سی کلن بازی می‌کردم.

505
00:32:01,920 --> 00:32:05,640
‫بازی‌ها ساعت یازده بودن.
‫بعد دوباره ساعت سه یا چهار می‌رفتم...

506
00:32:05,720 --> 00:32:08,960
‫و با دوست‌هام توی زمین بازی می‌کردم.

507
00:32:10,520 --> 00:32:13,160
‫البته کلی خرابکاری هم
‫می‌کردیم و خوش می‌گذروندیم.

508
00:32:13,240 --> 00:32:17,000
‫- چه خرابکاری‌هایی می‌کردی؟
‫- یه کارهایی می‌کردم، آره. خیلی.

509
00:32:17,080 --> 00:32:18,560
‫دزدی می‌کردیم.

510
00:32:20,440 --> 00:32:22,840
‫با بچه‌ها یواشکی می‌رفتیم توی یه انبار.

511
00:32:22,920 --> 00:32:26,400
‫اون زمان توی بازار سیاه بلیت می‌فروختیم.

512
00:32:27,120 --> 00:32:30,160
‫همیشه بلیت رایگان واسه
‫بازی‌های تیم جوانان داشتیم.

513
00:32:30,240 --> 00:32:33,560
‫و اون زمان توی بازارهای سیاه می‌فروختیمشون.

514
00:32:33,640 --> 00:32:36,760
‫یه بازیکن‌هایی بودن که
‫توی کلن زندگی نمی‌کردن...

515
00:32:36,840 --> 00:32:41,440
‫و وقت نداشتن که آخرهفته‌ها
‫بیان کلن که بازی رو ببینن.

516
00:32:41,520 --> 00:32:44,640
‫و ما بلیت‌ها رو از بچه‌ها می‌خریدیم،
‫ده مارک یا پنج مارک...

517
00:32:44,720 --> 00:32:47,160
‫و بیست مارک یا بیست و پنج مارک می‌فروختیم.

518
00:32:47,240 --> 00:32:50,520
‫پولدی همیشه توی کار داد و ستد بود.

519
00:32:50,600 --> 00:32:53,640
‫اگه پنج مارک بود قبول نمی‌کرد.
‫نمی‌فروخت.

520
00:32:53,720 --> 00:32:56,520
‫ممکن بود واسه هر بازی
‫هشت یا ده بلیت داشته باشی.

521
00:32:56,600 --> 00:33:00,440
‫اگه همه رو جمع کنیم مبلغ زیادی می‌شد.

522
00:33:00,520 --> 00:33:02,400
‫همچنین جمع‌آوری سپرده‌های استادیوم.

523
00:33:02,480 --> 00:33:05,440
‫یه سریمون بخش پایین رو می‌گشتیم،
‫یه سری بخش بالا.

524
00:33:05,520 --> 00:33:10,480
‫مثلا ده، پونزده تا لیوان جمع
‫می‌کردیم و می‌فروختیمشون.

525
00:33:10,560 --> 00:33:12,240
‫با پولش چیکار می‌کردین؟

526
00:33:13,040 --> 00:33:14,360
‫نمی‌دونم، یادم نیست.

527
00:33:14,440 --> 00:33:19,120
‫کل پول‌هاش رو جمع می‌کرد، اینطوری تا می‌زد،
‫می‌گفت «ببین.»

528
00:33:19,200 --> 00:33:22,240
‫همیشه با پولش همین کار رو می‌کرد،
‫حتی الان هم می‌کنه.

529
00:33:22,320 --> 00:33:25,600
‫«تو هیچی نداری. من رو ببین.»
‫همیشه پول داشت. همیشه.

530
00:33:25,680 --> 00:33:31,480
‫پز نمی‌دادم یا ولخرجی نمی‌کردم.

531
00:33:31,560 --> 00:33:33,160
‫احتکار می‌کرد.

532
00:33:33,240 --> 00:33:35,240
‫صرفه‌جو بود. خیلی صرفه‌جویی می‌کرد.

533
00:33:35,320 --> 00:33:39,920
‫و همیشه باقیش رو توی
‫کمدم زیر لباس‌ها قایم می‌کردم.

534
00:33:40,000 --> 00:33:41,880
‫که خواهرم ندزده.

535
00:33:41,960 --> 00:33:45,240
‫اون جمع می‌کرد، من خرج می‌کردم.

536
00:33:46,160 --> 00:33:49,520
‫فکر کنم این اعتقاد و سرسختیم
‫رو از خیابون یاد گرفتم.

537
00:33:49,600 --> 00:33:54,200
‫و با دوست‌هام که باهاشون بازی می‌کردم،
‫با هم چنین اعتقاد و سرسختی‌ای داشتیم.

538
00:33:54,280 --> 00:33:57,520
‫اوایلی که دوران‌ حرفه‌ایم رو شروع کردم...

539
00:33:57,600 --> 00:34:02,280
‫مطمئن شدم که از همون جلسه‌ی
‫اول نشون بدم که اومدم که بمونم.

540
00:34:03,280 --> 00:34:06,840
‫[سال ۲۰۰۳]

541
00:34:07,360 --> 00:34:10,880
‫[بازی کلن با هامبورگ]

542
00:34:11,480 --> 00:34:14,080
‫رختکن‌های قدیمی رو عوض کردیم.

543
00:34:14,160 --> 00:34:17,160
‫وارد می‌شدی، لباس شماره‌ی ۳۶ رو می‌دیدی.

544
00:34:18,000 --> 00:34:22,440
‫هر چیزی که از بچگی آرزوش
‫رو داشتی یهویی جلوت بود.

545
00:34:22,520 --> 00:34:25,360
‫دیگه آرزو نبود، لباس جلوت آویزون بود...

546
00:34:25,440 --> 00:34:29,040
‫تنت می‌کردی و عملا وارد تیم می‌شدی.

547
00:34:29,120 --> 00:34:33,360
‫لوکاس پودولسکی، به بوندسلیگا خوش‌اومدی.
‫هیجده ساله...

548
00:34:33,440 --> 00:34:37,600
‫دوران حرفه‌ایش هنوز شروع نشده،
‫ولی از الان پرامیده.

549
00:34:37,680 --> 00:34:40,600
‫قدیم پشت دروازه بودم، کنار
‫زمین، به عنوان یه هوادار.

550
00:34:42,640 --> 00:34:46,480
‫و یهویی دیگه اون قسمت بودم،
‫خودم بخشی ازش بودم.

551
00:34:47,440 --> 00:34:49,880
‫و با خودم فکر کردم، «الان کجایی؟»

552
00:34:51,840 --> 00:34:55,120
‫بعد وقتش فرا رسید، فرصتی
‫که کل زندگیم منتظرش بودم...

553
00:34:55,200 --> 00:34:58,520
‫که وارد اف‌سی کلن یعنی باشگاه خودم بشم.

554
00:34:58,600 --> 00:34:59,920
‫حالا می‌ره!

555
00:35:01,520 --> 00:35:03,040
‫پودولسکی!

556
00:35:03,120 --> 00:35:04,760
‫پای چپ خوبی داره.

557
00:35:04,840 --> 00:35:07,680
‫واسه باقی خانواده ممکنه
‫غافلگیرکننده بوده باشه...

558
00:35:07,760 --> 00:35:12,520
‫ولی من می‌دونستم که موفق می‌شه.

559
00:35:13,280 --> 00:35:16,800
‫لاتنر، بله، بسیارعالی،
‫حالا پودولسکی!

560
00:35:16,880 --> 00:35:19,480
‫احساس می‌کنی که توی یه قصه هستی؟

561
00:35:20,400 --> 00:35:24,120
‫نه واقعا. طبیعیه. مثل همیشه.

562
00:35:27,000 --> 00:35:31,200
‫از سرکار اومدم خونه و یهویی...

563
00:35:31,280 --> 00:35:35,120
‫اومدم دیدم یه ماشینی جلوی ماشین من پارکه.

564
00:35:35,200 --> 00:35:41,080
‫جایی پارک بود که من ماشینم رو پارک می‌کردم.

565
00:35:41,680 --> 00:35:45,880
‫سوییچ رو دادم بهش و گفتم
‫«یه چیزی واست خریدم.»

566
00:35:45,960 --> 00:35:48,080
‫رفت پایین و یه آئودی آ۴ اونجا بود.

567
00:35:48,160 --> 00:35:51,920
‫گفت «مال توئه، کادوئه.»

568
00:35:53,160 --> 00:35:55,960
‫این که خوشحال شد یا نه رو خودش باید بگه.

569
00:35:57,200 --> 00:35:58,880
‫چی بگم؟ وای، محشره!

570
00:35:58,960 --> 00:36:04,440
‫و بغلم کرد و من رو بوسید و
‫نتونست جلوی اشک‌هاش رو بگیره.

571
00:36:04,520 --> 00:36:08,960
‫آره، نمی‌دونم. گریه کردم؟ نمی‌دونم.

572
00:36:11,280 --> 00:36:15,240
‫به عنوان یه کارگر امکان نداشت
‫که بتونم چنین ماشینی بخرم.

573
00:36:15,320 --> 00:36:19,560
‫خب؟ و یهویی چنین ماشینی گیرم اومده بود...

574
00:36:19,640 --> 00:36:26,440
‫و یک ساعت بعد می‌تونستم
‫مستقیم تا ووپرتال رانندگی کنم.

575
00:36:28,960 --> 00:36:32,320
‫باباش توی تمام تمرین‌ها همراهش می‌رفت.

576
00:36:32,400 --> 00:36:34,080
‫[صدای مصاحبه با مونیکا پودولسکی]

577
00:36:34,160 --> 00:36:36,600
‫آره، به عنوان یه پدر همیشه مقتدر بود.

578
00:36:36,680 --> 00:36:40,440
‫ولی انقدر صمیمی بودن که
‫هر روز به هم زنگ می‌زدن...

579
00:36:40,520 --> 00:36:42,320
‫و همه‌چیز رو به هم می‌گفتن.

580
00:36:43,040 --> 00:36:45,400
‫ارتباط خیلی قوی‌ای با هم داشتن.

581
00:36:47,000 --> 00:36:50,640
‫البته آدم یه سری چیزها رو
‫از پدرش به ارث می‌بره...

582
00:36:50,720 --> 00:36:53,280
‫چون اون هم فوتبالیست بود.

583
00:36:54,200 --> 00:36:57,040
‫فقط این نیست که
‫پدرت همیشه بهت بگه...

584
00:36:57,120 --> 00:37:01,480
‫«هیچی از هیچی نمیاد...»
‫البته که تلاش کردن هم بخشی ازشه.

585
00:37:01,560 --> 00:37:04,240
‫پدر من همیشه می‌گفت
‫«فرقی نمی‌کنه چی باشه...

586
00:37:04,320 --> 00:37:06,880
‫هیچوقت در موردش قطعی فکر نکن.

587
00:37:06,960 --> 00:37:10,640
‫باید یه کاری واسش بکنی.

588
00:37:10,720 --> 00:37:12,640
‫مسیرت خودش میسر نمی‌شه.

589
00:37:12,720 --> 00:37:17,840
‫باید تلاش کنی. اون موقع
‫می‌تونی بگی که موفق شدی.»

590
00:37:20,080 --> 00:37:22,560
‫تعطیلات زمستانی بوندسلیگا تموم شده...

591
00:37:22,640 --> 00:37:27,520
‫و مسابقه‌ی دربی آخرهفته میان
‫اف‌سی کلن و مونشن‌گلادباخ شروع شده.

592
00:37:28,240 --> 00:37:30,600
‫لحظه‌ی شروع برات کی بود...

593
00:37:30,680 --> 00:37:34,320
‫وقتی که با خودت گفتی
‫«فوتبال حرفه‌ایم شروع شد.»

594
00:37:35,800 --> 00:37:37,960
‫فکر کنم وقتی بود که توی
‫دربی جلوی گلادباخ گل زدم.

595
00:37:38,040 --> 00:37:42,800
‫شرودر موقعیت داره، پودولسکی،
‫شوت می‌زنه، و گل می‌شه!

596
00:37:42,880 --> 00:37:45,440
‫گل برای اف‌سی کلن، لوکاس پودولسکی!

597
00:37:48,560 --> 00:37:54,280
‫نیرویی که از جایگاه جنوبی می‌اومد
‫بهم قدرت می‌داد. همچنین هم از رسانه‌ها.

598
00:37:56,040 --> 00:37:57,040
‫یه سانتر خوب!

599
00:38:00,440 --> 00:38:02,400
‫اف‌سی کلن جلو می‌افته.

600
00:38:02,920 --> 00:38:04,960
‫گل خوبی بود نه؟ به نظرم بود.

601
00:38:06,120 --> 00:38:08,000
‫پودولسکی! بازی یک‌-یک می‌شه!

602
00:38:08,840 --> 00:38:11,920
‫پودولسکی! و گل!

603
00:38:12,680 --> 00:38:15,400
‫باور نکردنیه!

604
00:38:15,480 --> 00:38:16,480
‫[قصه‌ی پولدی]

605
00:38:16,560 --> 00:38:18,960
‫به عنوان یه هیجده،
‫نوزده ساله می‌ری اونجا...

606
00:38:19,040 --> 00:38:23,000
‫بازی می‌کنی، اسمت رو صدا می‌زنن،
‫ازت حمایت می‌کنن.

607
00:38:23,080 --> 00:38:27,240
‫پودولسکی! و بازی دو، هیچ می‌شه! یه گل عالی!

608
00:38:27,320 --> 00:38:29,080
‫اتفاقی که رخ داد باورنکردنی بود...

609
00:38:29,160 --> 00:38:31,320
‫با این که حتی لوکاس
‫مدت طولانی‌ای اونجا نبود.

610
00:38:31,400 --> 00:38:35,080
‫ولی اون زمان قهرمان‌های زیادی نبودن،
‫ستاره‌های جوانی توی آلمان نبودن...

611
00:38:35,160 --> 00:38:38,800
‫و با شخصیت بامزه‌ای که
‫داشت بین مردم محبوب شد.

612
00:38:39,800 --> 00:38:44,560
‫همین چند وقت پیش خودش بین طرفدارها
‫نشسته بود، ولی الان خودش طرفدار داشت.

613
00:38:45,560 --> 00:38:48,240
‫برام نامه نوشتن که
‫می‌خوام باهام ازدواج کنن.

614
00:38:48,320 --> 00:38:51,120
‫زیرش هم شمارشون رو نوشتن.

615
00:38:51,880 --> 00:38:53,240
‫ولی من قبول نمی‌کنم.

616
00:38:53,320 --> 00:38:57,400
‫- ماشین یا همسر نداری.
‫- فوتبال مهم‌ترین چیزه. همین مهمه.

617
00:38:57,480 --> 00:39:00,760
‫توی نوجوانی تفریحات جایی نداشتن؟

618
00:39:00,840 --> 00:39:02,600
‫- اصلا.
‫- اصلا.

619
00:39:02,680 --> 00:39:06,800
‫من اصلا حتی دوران
‫نوجوانیم هم دنبال تفریح نبودم.

620
00:39:06,880 --> 00:39:08,760
‫همیشه فقط فوتبال بازی می‌کردم.

621
00:39:08,840 --> 00:39:12,040
‫دوست‌هام آخرهفته می‌رفتن کلن
‫دنبال تفریح و اینجور چیزها...

622
00:39:12,120 --> 00:39:15,200
‫و برام تعریف می‌کردن که چه کارهایی کردن.

623
00:39:15,280 --> 00:39:17,760
‫پسرها همینن دیگه.

624
00:39:17,840 --> 00:39:24,120
‫و من همیشه خونه بودم، یا شنبه
‫و یکشنبه‌ها بازی فوتبال داشتم.

625
00:39:24,200 --> 00:39:27,520
‫یه بار یه دوستم گفت که یه
‫دختر لهستانی رو می‌شناسه.

626
00:39:27,600 --> 00:39:31,960
‫من هم اهل لهستانم. اون هم لهستانی بود.
‫موهاش روشن بود و آشنای اون بود.

627
00:39:32,040 --> 00:39:33,720
‫ما رو به هم معرفی کرد.

628
00:39:33,800 --> 00:39:36,120
‫آشنا شدیم و حرف زدیم و...

629
00:39:37,360 --> 00:39:38,560
‫همین دیگه.

630
00:39:39,600 --> 00:39:43,720
‫بعد توی حیاط مدرسه کنار
‫میز پینگ‌پونگ هم رو دیدیم.

631
00:39:44,280 --> 00:39:48,800
‫و رفتیم پمپ‌بنزین نوشابه و شکلات خوردیم.

632
00:39:48,880 --> 00:39:52,080
‫یادمه. رفتیم یه قدمی زدیم.

633
00:39:52,960 --> 00:39:54,360
‫کلی بیرون بودیم.

634
00:39:55,560 --> 00:39:59,360
‫کلی در مورد فوتبال حرف زد،
‫کلی در مورد خانوادش حرف زد...

635
00:39:59,440 --> 00:40:05,480
‫و خیلی زود فهمیدم که
‫دیدگاهمون نسبت به زندگی یکیه.

636
00:40:05,560 --> 00:40:10,200
‫و برای همین باز هم با هم بیرون رفتیم.

637
00:40:12,120 --> 00:40:15,600
‫و عروسیش، وای.

638
00:40:15,680 --> 00:40:18,160
‫- اصلا نمی‌خوام حرفش رو بزنم.
‫- عجب عروسی‌ای بود!

639
00:40:18,240 --> 00:40:22,800
‫عجب عروسی‌ای. سه روز بود.
‫می‌دونی چیه؟ اشک آدم در می‌اومد.

640
00:40:22,880 --> 00:40:24,120
‫- رویایی بود.
‫- اشکت رو در میاورد.

641
00:40:24,200 --> 00:40:26,120
‫- توی کلیسا.
‫- رویایی بود.

642
00:40:26,200 --> 00:40:29,000
‫عالی بود. محشر بود.
‫هر سه روزش، خب؟

643
00:40:33,800 --> 00:40:37,720
‫[سال ۲۰۰۴]

644
00:40:38,080 --> 00:40:39,560
‫همه‌چیز خیلی شدید بود.

645
00:40:39,640 --> 00:40:43,720
‫اوایل متوجه‌اش نمی‌شدی،
‫ولی بعد بهش عادت می‌کردی.

646
00:40:43,800 --> 00:40:47,480
‫ولی من واسش خیلی خوشحال بودم.
‫می‌دونستم که چقدر واسش مهمه.

647
00:40:48,280 --> 00:40:51,560
‫شهرت و افتخارش خیلی نه...

648
00:40:51,640 --> 00:40:54,520
‫این که یه فوتبالیست حرفه‌ای باشه.

649
00:40:55,800 --> 00:41:00,120
‫احتمالا اون اوایل دید که
‫خیلی انرژی واسش می‌ذارم...

650
00:41:00,200 --> 00:41:06,280
‫و خیلی تمرکز کردم و شدیدا برام در اولویته،
‫برای همین خودش رو در جایگاه دوم گذاشت.

651
00:41:06,360 --> 00:41:09,960
‫و این یعنی گذاشت که من به رویام برسم.

652
00:41:12,200 --> 00:41:17,600
‫اون زمان توی تیم زیر بیست و یک ساله‌ها
‫بودم، بعد رودی فولر باهام تماس گرفت.

653
00:41:18,160 --> 00:41:21,160
‫«باید بری اردوی تمرینی تیم ملی.»

654
00:41:21,240 --> 00:41:27,080
‫سال ۲۰۰۴ با رودی فولر.
‫آره، اون موقع شروع شد.

655
00:41:27,160 --> 00:41:29,160
‫ما دیگه خسته شده بودیم.

656
00:41:29,960 --> 00:41:32,480
‫لوکاس پودولسکی قراره وارد زمین بشه.

657
00:41:32,560 --> 00:41:35,040
‫به عنوان دومین تعویضی در
‫کنار شواینشتایگر وارد زمین می‌شه.

658
00:41:35,120 --> 00:41:38,560
‫خیلی خسته شدیم. بعد اون نذاشت بازی کنه.

659
00:41:38,640 --> 00:41:41,880
‫تا الان فرصتی نشده که لوکاس پودولسکی
‫ وارد زمین بشه.

660
00:41:41,960 --> 00:41:43,560
‫هنوز داره گرم می‌کنه.

661
00:41:43,640 --> 00:41:47,080
‫و بازی می‌کردن و گفتن «چرا بازیش نمی‌دن؟»

662
00:41:47,160 --> 00:41:49,600
‫حالا فرصتی پیش میاد.

663
00:41:49,680 --> 00:41:53,440
‫این بازیکن کلنی سومین بازیکن جوان...

664
00:41:53,520 --> 00:41:56,880
‫تاریخ تیم ملی آلمان در دوران پس از جنگه.

665
00:41:56,960 --> 00:42:02,640
‫ولی بعدش بازی کرد. خوشحال شدیم.
‫آره، اینجا کلی شادی کردیم.

666
00:42:03,520 --> 00:42:05,320
‫اون زمان من و باستی بودیم.

667
00:42:06,440 --> 00:42:07,560
‫هر دو توی اوج بودیم.

668
00:42:08,560 --> 00:42:09,880
‫پودولسکی، گل!

669
00:42:11,080 --> 00:42:15,520
‫بله! ده دقیقه تا پایان نیمه‌ی اول،
‫نتیجه سه بر صفر.

670
00:42:15,600 --> 00:42:17,880
‫و توی جام‌جهانی ۲۰۰۶ هم بودیم.

671
00:42:23,520 --> 00:42:25,320
‫انتظارات خیلی شدید بود.

672
00:42:25,400 --> 00:42:27,640
‫[توی جام جهانی همه روی پولدی حساب می‌کنیم.]

673
00:42:27,720 --> 00:42:32,080
‫همه باور داشتن که لوکاس پودولسکی
‫تنهایی ما رو قهرمان می‌کنه.

674
00:42:32,160 --> 00:42:34,200
‫وقتی باورها اینه که...

675
00:42:34,280 --> 00:42:38,080
‫تو باید تنهایی آلمان رو به
‫قهرمانی جهان برسونی...

676
00:42:38,160 --> 00:42:40,360
‫چند باری خوندم که نوشتن «پولدی موفق می‌شه.»

677
00:42:40,440 --> 00:42:44,000
‫این مضطربت می‌کنه یا از پس فشارش برمیای؟

678
00:42:44,080 --> 00:42:45,720
‫توی مطبوعات حرف زیاد می‌زنن...

679
00:42:45,800 --> 00:42:48,280
‫من لازم نیست به خودم فشاری بیارم.

680
00:42:48,360 --> 00:42:51,200
‫من حین فوتبال بازی کردن لذت می‌برم،
‫و همین رو می‌خوام نشون بدم.

681
00:42:52,080 --> 00:42:54,600
‫حرفش اینه. آدم دوست داره حرفش رو باور کنه.

682
00:42:55,120 --> 00:42:58,000
‫تمرکزش روی کاری بود که باید می‌کرد...

683
00:42:58,080 --> 00:43:02,480
‫و استعدادش رو داشت
‫که وارد یه بازی بشه...

684
00:43:02,560 --> 00:43:05,560
‫و کاملا بی‌پروا و راحت باشه.

685
00:43:10,200 --> 00:43:13,160
‫واسه من اوضاع توی
‫جام‌ جهانی ۲۰۰۶ خیلی ساده بود.

686
00:43:13,240 --> 00:43:15,440
‫حالا که اونجایی، تمام
‫تلاشت رو بکن و بازی کن.

687
00:43:15,520 --> 00:43:20,400
‫و شروع می‌شه، ضدحمله توسط اشنایدر،
‫پودولسکی!

688
00:43:20,480 --> 00:43:24,280
‫یه گل عالی! محشر بود! شگفت‌انگیزه!

689
00:43:24,360 --> 00:43:28,400
‫کلوزه، روی بازگشت توپ،
‫کلوزه میاد، گل!

690
00:43:29,000 --> 00:43:32,080
‫گل توسط لوکاس پودولسکی!

691
00:43:32,160 --> 00:43:36,080
‫من توی تمام بازی‌ها حضور داشتم.
‫همه رو از اول تا آخر دیدم.

692
00:43:36,160 --> 00:43:41,240
‫توی همه‌ی بازی‌ها حضور داشتیم.

693
00:43:41,320 --> 00:43:42,360
‫کلوزه.

694
00:43:44,120 --> 00:43:47,200
‫باز هم پودولسکی! باورم نمی‌شه!

695
00:43:48,760 --> 00:43:49,960
‫باور نکردنیه!

696
00:43:55,520 --> 00:43:57,160
‫وقتی می‌شنون که می‌گن «پولدی و شواینی...»

697
00:43:58,360 --> 00:44:01,080
‫لذت عمیقی رو از درون تجربه می‌کنم.

698
00:44:04,160 --> 00:44:05,320
‫بدو! بریم بازی!

699
00:44:06,360 --> 00:44:07,800
‫پاشو تنبل.

700
00:44:09,680 --> 00:44:15,280
‫مثل دو تا دوست خوبیم
‫که خیلی با هم کنار میان.

701
00:44:15,360 --> 00:44:17,280
‫در نهایت همینیم دیگه.

702
00:44:17,360 --> 00:44:21,800
‫- عوضی از این‌ها می‌خوره.
‫- وای، شواینی.

703
00:44:26,280 --> 00:44:27,800
‫من هم رفته بودم اونجا.

704
00:44:27,880 --> 00:44:31,240
‫زن‌ها اجازه داشتن روزهای خاصی برن دیدنشون.

705
00:44:31,320 --> 00:44:34,480
‫یه بسته چیپس با خودم بردم.

706
00:44:34,560 --> 00:44:38,200
‫درواقع مال من بودن
‫مال لوکاس نبود.

707
00:44:38,280 --> 00:44:42,480
‫واسه همین وقتی بهش اشاره شد خیلی خندیدم.

708
00:44:42,560 --> 00:44:44,840
‫که لوکاس چنین چیزهایی می‌خوره.

709
00:44:47,680 --> 00:44:48,840
‫نگاه کن.

710
00:44:48,920 --> 00:44:50,920
‫بخش خوب ما این بود که...

711
00:44:51,000 --> 00:44:53,240
‫با هم توی زمین خیلی خوب کنار می‌اومدیم.

712
00:44:53,320 --> 00:44:58,200
‫با هم کنار می‌اومدیم و خوش می‌گذروندیم.
‫و مردم، از این خوششون می‌اومد.

713
00:44:58,280 --> 00:45:02,840
‫آلمان و آرژانتین. وقت اضافه
‫داریم همراه ضربات پنالتی.

714
00:45:03,800 --> 00:45:07,200
‫اگه یه کاری باشه که اصلا بلد نباشه،
‫اینه که استرس بگیره.

715
00:45:08,480 --> 00:45:14,280
‫فرقی نمی‌کنه سر ضربه پنالتیه،
‫یا جلوی حریفش یا هم‌تیمیش.

716
00:45:14,360 --> 00:45:18,440
‫هر دو توی ضربات پنالتی
‫جام‌ جهانی قبلیشون پیروز شدن.

717
00:45:18,520 --> 00:45:20,320
‫امروز متفاوت خواهد بود.

718
00:45:20,400 --> 00:45:24,480
‫لحظات سختی مثل پنالتی‌های
‫جلوی آرژانتین رو یادمه.

719
00:45:25,200 --> 00:45:29,840
‫رفتیم پیش هم و مربی گفت کی احساس
‫آمادگی داره؟ کی روحیه‌ی خوبی داره؟

720
00:45:30,920 --> 00:45:35,760
‫من گفتم «من حاضرم بزنم.»
‫فکر کنم بازیکن دوم یا سوم بودم.

721
00:45:35,840 --> 00:45:38,760
‫من اون موقع تعویض شده بودم،
‫نمی‌تونستم پنالتی بزنم.

722
00:45:38,840 --> 00:45:41,640
‫گفتم خدا رو شکر که اون هست.

723
00:45:41,720 --> 00:45:44,200
‫حالا لوکاس پودولسکی.

724
00:45:44,280 --> 00:45:46,760
‫واسه همین می‌خوای حرفه‌ای بشی دیگه.

725
00:45:46,840 --> 00:45:52,320
‫که آماده باشی، که از خودت مطمئن باشی.

726
00:45:52,400 --> 00:45:53,800
‫لوکاس، گلش کن.

727
00:45:56,360 --> 00:45:57,920
‫پودولسکی!

728
00:46:00,960 --> 00:46:02,640
‫اصلا واسش مهم نبود.

729
00:46:07,920 --> 00:46:11,760
‫کل بازی‌ها رو سرتاسر آلمان می‌رفتیم.

730
00:46:11,840 --> 00:46:13,920
‫و لوکاس همه‌چیز رو برنامه‌ریزی می‌کرد.

731
00:46:14,000 --> 00:46:19,800
‫ماشین داشتیم، هتل داشتیم،
‫غذا داشتیم، بلیت داشتیم.

732
00:46:20,400 --> 00:46:22,600
‫[عمو]

733
00:46:22,680 --> 00:46:25,320
‫و خب لوکاس هم بعد بازی می‌اومد پیشمون.

734
00:46:25,400 --> 00:46:28,760
‫با ماشین، پابرهنه، کلینزمن هم اجازه می‌داد،
‫چون خانوادش اومده بودن.

735
00:46:28,840 --> 00:46:30,840
‫و شب با ماشین برمی‌گشتیم.

736
00:46:30,920 --> 00:46:32,720
‫ما رو تا هتل می‌رسوند.

737
00:46:32,800 --> 00:46:35,080
‫یه بار تند رانندگی کرد و پلیس جلوش رو گرفت.

738
00:46:35,160 --> 00:46:37,240
‫به لوکاس نگاه کرد و...

739
00:46:38,360 --> 00:46:39,880
‫گفت «خداحافظ.»
‫گذاشت بریم.

740
00:46:39,960 --> 00:46:42,320
‫با این که سرعتش غیرمجاز بود.

741
00:46:42,400 --> 00:46:44,920
‫- همه دوستش داشتن.
‫- آره.

742
00:46:45,680 --> 00:46:49,520
‫طبق آرا، لوکاس پودولسکی
‫بهترین بازیکن جوان جام‌ جهانی شد.

743
00:46:49,600 --> 00:46:52,720
‫فیفا این بازیکن ۲۱ ساله رو انتخاب کرد.

744
00:46:53,360 --> 00:46:56,440
‫توی اولین جام جهانیت چه حسی داری؟

745
00:46:56,480 --> 00:47:00,680
‫- توی اولین جام جهانیت چه حسی داری؟
‫- خوشحالم. دیروز برنده‌ی یه جایزه شدم...

746
00:47:00,760 --> 00:47:03,920
‫وای، وای، وای، باز داره پرحرفی می‌کنه.

747
00:47:04,000 --> 00:47:06,280
‫بی‌خیال شواینی. برو پی کارت.

748
00:47:06,360 --> 00:47:12,880
‫رونالدو و مسی هم
‫توی اون جام جهانی بودن.

749
00:47:12,960 --> 00:47:15,520
‫اون‌ها هم همسن لوکاس بودن.

750
00:47:15,600 --> 00:47:19,840
‫اون زمان اون‌ها بازیکن‌های خوبی بودن.

751
00:47:20,760 --> 00:47:23,200
‫ولی لوکاس رو انتخاب کردن.

752
00:47:23,280 --> 00:47:27,520
‫این قطعا بهم انگیزه می‌ده
‫که حرفه‌ام رو بهتر کنم.

753
00:47:28,560 --> 00:47:34,040
‫تجربه‌ی خیلی بزرگی واسه
‫کل خانواده بود، و واسه لوکاس.

754
00:47:36,440 --> 00:47:39,320
‫[سال ۲۰۲۵]

755
00:47:43,960 --> 00:47:46,560
‫پنج سال جوان‌تر شدی.

756
00:47:46,640 --> 00:47:47,800
‫حداقل!

757
00:47:48,400 --> 00:47:51,960
‫- بس کن.
‫- چهل سالت نیست. انگار سی سالته.

758
00:47:52,040 --> 00:47:55,240
‫واسه لیگ برتر لهستان خیلی هم خوبی.

759
00:47:55,760 --> 00:47:57,280
‫سرم از الان درد می‌کنه.

760
00:47:59,840 --> 00:48:02,000
‫لوکاس، فصل بعدی هم بازی می‌کنی؟

761
00:48:02,600 --> 00:48:04,200
‫- نمی‌دونم.
‫- نمی‌دونه.

762
00:48:14,520 --> 00:48:16,080
‫پودولسکی!

763
00:48:21,600 --> 00:48:25,160
‫شروع امسال واسه لوکاس سخت بود.

764
00:48:25,240 --> 00:48:27,560
‫خودش نمی‌گه، ولی من شاهدش بودم.

765
00:48:27,680 --> 00:48:30,680
‫یعنی، حال خوبی نداشت.

766
00:48:31,240 --> 00:48:34,120
‫دقیقه‌ی هشتاد و هفتم، بازی
‫همچنان صفر، صفر مساویه.

767
00:48:34,200 --> 00:48:37,400
‫لوکاس پودولسکی پونزده
‫دقیقه‌ی پیش وارد زمین شده.

768
00:48:37,480 --> 00:48:39,160
‫و یه صحنه‌ی زشت رو خلق می‌کنه.

769
00:48:39,240 --> 00:48:40,800
‫دوباره سیدلکی فرصت داره.

770
00:48:40,880 --> 00:48:44,320
‫می‌تونن از بازیکن شکایت کنن!

771
00:48:45,480 --> 00:48:48,440
‫و می‌ری، می‌زنی...

772
00:48:49,000 --> 00:48:53,200
‫می‌دوی. توپ رو ببر و بازی کن.
‫دو تا عقبیم.

773
00:48:55,520 --> 00:48:57,760
‫انگار دارم با دیوار حرف می‌زنم.

774
00:48:57,840 --> 00:49:00,840
‫بازیت رو بکن. توی زمین حواست رو جمع کن.

775
00:49:07,200 --> 00:49:11,800
‫شاید احساس راحتی نداشت که...

776
00:49:11,880 --> 00:49:13,680
‫لازم بود چنین تصمیمی بگیره.

777
00:49:15,920 --> 00:49:19,040
‫چند هفته‌ای حضور نداشت.

778
00:49:19,120 --> 00:49:23,160
‫گفت که تا آخر ژانویه خبرش رو می‌ده.

779
00:49:23,880 --> 00:49:25,280
‫خبرش رو نداد.

780
00:49:25,440 --> 00:49:29,200
‫گفت «دو هفته‌ی دیگه وقت
‫بده. باید با مونیکا حرف بزنم.»

781
00:49:29,280 --> 00:49:33,600
‫چیزی نگفت. نگفت که توی سرش چی می‌گذره.

782
00:49:40,800 --> 00:49:43,160
‫قطعا بهش فکر می‌کرد.

783
00:49:44,120 --> 00:49:47,880
‫خیلی روش فشار بود.
‫حتی از بچه‌ها نظر می‌پرسید.

784
00:49:48,440 --> 00:49:50,560
‫مرغ می‌خوای؟

785
00:49:50,640 --> 00:49:52,400
‫یا سوسیس؟

786
00:49:52,480 --> 00:49:54,160
‫مرغ؟ باشه.

787
00:49:54,240 --> 00:49:57,960
‫می‌پرسید «نظر شما چیه؟
‫بابایی باز هم بازی کنه؟»

788
00:50:03,040 --> 00:50:06,880
‫اگه واقعا بهش فکر می‌کرد،
‫واسش سخت می‌شد.

789
00:50:07,600 --> 00:50:10,200
‫واقعا نمی‌دونست که چیکار کنه.

790
00:50:17,040 --> 00:50:21,680
‫گاهی اوقات با خودت می‌گی بسه،
‫گاهی‌اوقات می‌گی بی‌خیال.

791
00:50:21,760 --> 00:50:24,640
‫وقتی توی تمرینات می‌بینی
‫که هنوز هم از پسش برمیای...

792
00:50:24,720 --> 00:50:28,400
‫که می‌تونی توی لیگ
‫برتر لهستان بازی کنی...

793
00:50:29,760 --> 00:50:34,240
‫بعد با خودت می‌گی چرا باید بی‌خیال
‫چیزی بشم که انقدر دوستش دارم؟

794
00:50:34,320 --> 00:50:35,160
‫الا!

795
00:50:35,240 --> 00:50:38,680
‫دلیلی نداره. تنها دلیلش خانواده است.

796
00:50:46,640 --> 00:50:49,160
‫این فیلمیه که می‌خوایم.

797
00:50:49,240 --> 00:50:52,960
‫باید تظاهر کنم رکاب می‌زنم،
‫وگرنه مردم فکر می‌کنن دوچرخه‌ی برقیه.

798
00:51:05,600 --> 00:51:06,920
‫زود باش!

799
00:51:07,000 --> 00:51:08,040
‫الا.

800
00:51:08,840 --> 00:51:10,840
‫بیا بریم الا.

801
00:51:12,560 --> 00:51:15,920
‫اونجا مستقیم برو عزیزم. مستقیم برو.

802
00:51:16,000 --> 00:51:18,720
‫مایا، اونجا بپیچ سمت چپ به سمت بستنی‌فروشی.

803
00:51:26,720 --> 00:51:28,800
‫- بیا بریم، خب؟
‫- بدو!

804
00:51:31,000 --> 00:51:33,360
‫هر وقت میام خونه، پیش بچه‌هام و خانواده...

805
00:51:33,440 --> 00:51:40,320
‫حس می‌کنم وقتشه که بگم،
‫دیگه واسه بقیه چیزها بیشتر وقت می‌ذارم.

806
00:51:43,000 --> 00:51:46,600
‫بچه‌ها مدت زیادی رو پیشت نبودن.

807
00:51:47,200 --> 00:51:50,880
‫الا بیشترین سود رو می‌بره،
‫چون دیگه توی تیم ملی نیست.

808
00:51:50,960 --> 00:51:52,680
‫دیگه مثل قبل سفر نمی‌ره.

809
00:51:53,280 --> 00:51:58,880
‫ولی اگه همچنان بخواد بازی کنه،
‫گفتم که باید واسه بچه‌ها وقت بذاره.

810
00:52:09,600 --> 00:52:13,560
‫توی چند سال گذشته اصلا وقت
‫نداشتم که به کل حرفه‌ام فکر کنم.

811
00:52:13,640 --> 00:52:16,720
‫که بشینم و فکر کنم «وای،
‫واقعا کجا بازی کردم؟

812
00:52:16,800 --> 00:52:19,000
‫لحظات خوبش کدوم‌ها بودن؟»

813
00:52:19,080 --> 00:52:25,080
‫بعد می‌فهمی که چی رو از
‫دست دادی و چی به دست آوردی.

814
00:52:29,480 --> 00:52:30,480
‫[سال ۲۰۰۶]

815
00:52:36,600 --> 00:52:40,760
‫بااستعدادترین مهاجم آلمان
‫به موفق‌ترین تیم آلمان می‌ره.

816
00:52:40,840 --> 00:52:43,960
‫و این اون رو تبدیل به یکی از
‫باارزش‌ترین بازیکنان دنیا می‌کنه.

817
00:52:44,040 --> 00:52:45,120
‫و گل!

818
00:52:45,200 --> 00:52:49,520
‫لوکاس پودولسکی اولین گلش
‫رو برای بایرن به ثمر می‌رسونه.

819
00:52:49,600 --> 00:52:52,600
‫وقتی که رفت مونیخ شما چه حسی داشتید؟

820
00:52:52,680 --> 00:52:58,080
‫اگه بایرن مونیخ کسی رو بخواد،
‫همه قبول می‌کنن دیگه.

821
00:52:58,160 --> 00:53:00,600
‫اینجا، پول و همه چیزش خوبه.

822
00:53:00,680 --> 00:53:04,400
‫آپارتمان کنار دریاچه. محشره.
‫من هم بودم قبول می‌کردم.

823
00:53:07,160 --> 00:53:10,400
‫اون یکی از ستاره‌های جوان جام جهانی بود.

824
00:53:10,480 --> 00:53:13,760
‫وقتی که رفت اونجا
‫چنین دیدی بهش داشتن.

825
00:53:13,840 --> 00:53:16,720
‫البته اون و باستین شواینشتایگر...

826
00:53:16,800 --> 00:53:20,920
‫ستاره‌های آینده‌دار تیم ملی
‫در جام کنفدراسیون‌ها هم بودن.

827
00:53:21,000 --> 00:53:22,560
‫ازشون انتظارات بالایی می‌رفت.

828
00:53:32,040 --> 00:53:34,920
‫تنها بدیش این بود که برای اولین
‫بار مدتی طولانی از خونه دور بودم.

829
00:53:35,000 --> 00:53:37,240
‫من همیشه با والدینم زندگی کردم.

830
00:53:37,320 --> 00:53:39,400
‫اولین باری بود که مستقل شدم.

831
00:53:39,480 --> 00:53:43,480
‫اولین باری بود بابام نرسوندم سر تمرین...

832
00:53:43,560 --> 00:53:46,840
‫و مامان توی خونه واسم آشپزی نکرد.

833
00:53:48,880 --> 00:53:53,600
‫مونیخ خیلی قدم بزرگی بود،
‫چون که بیرون کلن بود.

834
00:53:54,120 --> 00:53:56,280
‫خانواده اونجا نبودن.

835
00:53:56,360 --> 00:53:59,880
‫لوکاس همیشه پیش خانوادش بود.

836
00:53:59,960 --> 00:54:02,560
‫به دور از دوستانم، از محیطم.

837
00:54:03,240 --> 00:54:06,560
‫اومدم شهری جدید و تنها بودم.

838
00:54:09,560 --> 00:54:12,080
‫ولی روی فوتبال تمرکز کردم.

839
00:54:16,840 --> 00:54:19,840
‫اول همه‌چیز خوب بود. شاهزاده پولدی از کلن.

840
00:54:22,640 --> 00:54:24,440
‫ولی بعد یه بازی بد بازی می‌کنی.

841
00:54:27,800 --> 00:54:30,360
‫و بعد انتقادات و مطبوعات پیداشون می‌شه.

842
00:54:30,960 --> 00:54:35,000
‫رسانه‌ها دیگه ازت مراقبت نمی‌کنن،
‫بهت حمله می‌کنن.

843
00:54:35,080 --> 00:54:37,040
‫[پودولسکی و بایرن؟ سوتفاهم بود؟]

844
00:54:37,120 --> 00:54:40,760
‫بازی‌ها و فرصت‌های کمتری نصیبت می‌شه،
‫که یعنی اجازه نداری اشتباه بکنی...

845
00:54:40,840 --> 00:54:42,720
‫چون رقابت سنگینه.

846
00:54:42,800 --> 00:54:47,000
‫الکی نیست که می‌گن اف‌سی بایرن
‫مثل آکواریوم کوسه است.

847
00:54:47,080 --> 00:54:49,720
‫[شاهزاده در باواریا کاری رو پیش نمی‌بره.]

848
00:54:49,800 --> 00:54:54,360
‫وقتی به بازی‌ها و آمارم نگاه می‌کنم...

849
00:54:54,440 --> 00:54:57,640
‫به نظرم عملکرد ورزشیم در مونیخ خوب بوده.

850
00:54:57,720 --> 00:55:00,240
‫بهترین یا محشر نبودم، ولی خوب بودم.

851
00:55:00,840 --> 00:55:03,960
‫قرار نبود همیشه توی بایرن بازی کنه.
‫باید خودش رو اثبات می‌کرد.

852
00:55:04,040 --> 00:55:07,360
‫موضوع این نبود که همیشه
‫توی ترکیب اصلی باشه.

853
00:55:07,440 --> 00:55:09,240
‫فقط می‌خواست که بازی کنه.

854
00:55:09,320 --> 00:55:11,760
‫باید با این تجربه هم کنار می‌اومد.

855
00:55:12,800 --> 00:55:14,880
‫چیزیه که هست دیگه.

856
00:55:19,560 --> 00:55:22,080
‫حتما خیلی کلافه می‌شده.

857
00:55:22,160 --> 00:55:24,040
‫ولی هیچوقت نشونش نمی‌داد.

858
00:55:24,120 --> 00:55:27,560
‫هیچوقت به دنیای بیرون
‫یا باشگاه بروزش نمی‌داد.

859
00:55:29,200 --> 00:55:31,320
‫من اصلا نشنیدم برادرم شکایت کنه.

860
00:55:31,400 --> 00:55:34,000
‫اگه حالش بود بود متوجه نمی‌شدین.

861
00:55:34,080 --> 00:55:38,400
‫بخاطر موقعیت‌های زیادی که توش بوده
‫سرسخت شده، بخاطر اتفاقاتی که رخ داده.

862
00:55:40,000 --> 00:55:42,960
‫بزرگ‌ترین استعدادمون یعنی لوکاس پودولسکی،
‫تحت انتقاد قرار گرفته.

863
00:55:43,040 --> 00:55:44,720
‫داره یکم بهش سخت می‌گذره.

864
00:55:44,800 --> 00:55:47,480
‫لوکاس، به باشگاه اروپایی هری خوش اومدی.

865
00:55:47,560 --> 00:55:51,120
‫- خوشحالم که اینجایی.
‫- من هم مشتاق بازیم.

866
00:55:52,640 --> 00:55:55,800
‫لوکاس، طبق چیزی که
‫از خیابان زابنر شنیدیم...

867
00:55:55,880 --> 00:55:58,880
‫ناامیدکننده است که روی
‫نیمکت باشی و امثال لوکا تونی...

868
00:55:58,960 --> 00:56:00,600
‫و میرسلاو کلوزه به تو ارجحیت داشته باشن؟

869
00:56:00,680 --> 00:56:04,440
‫برام مهم نیست. من می‌جنگم.
‫ما واسه تیم بازی می‌کنیم.

870
00:56:04,520 --> 00:56:07,640
‫و من اینجا در بایرن قرارداد دارم.

871
00:56:07,720 --> 00:56:10,640
‫هیچ مشکل ارتباطی‌ای
‫بین من و بایرن وجود نداره.

872
00:56:10,720 --> 00:56:15,040
‫من واضح حرف می‌زنم
‫که همه بفهمن و متوجه بشن.

873
00:56:15,120 --> 00:56:16,840
‫هر کسی می‌تونه یه حرفی بزنه.

874
00:56:21,800 --> 00:56:26,160
‫اصلا چیزی از سیاست می‌فهمی؟
‫بلدی چطوری رای بدی؟

875
00:56:26,240 --> 00:56:29,280
‫معلومه که بلدم رای بدم احمق.

876
00:56:29,360 --> 00:56:32,800
‫روی گوشی نوکیام حتی قابلیت تماس مجدد دارم.

877
00:56:36,720 --> 00:56:42,000
‫واسه من شبیه انتقادهایی بود
‫که توی ورزش نصیبت می‌شه.

878
00:56:42,080 --> 00:56:44,000
‫بخاطرشون کلافه می‌شی.

879
00:56:44,080 --> 00:56:46,000
‫سلام خاطرات عزیز، لوکاس هستم، درسته؟

880
00:56:46,080 --> 00:56:49,120
‫فوتبال حرفه‌ای مثل آلمانی یاد گرفتنه. خب؟

881
00:56:49,200 --> 00:56:50,720
‫باید کلی پیشرفت بکنی...

882
00:56:50,800 --> 00:56:53,720
‫و بعد چند سال، نمی‌دونی چیکار کنی.

883
00:56:53,800 --> 00:56:56,120
‫باستی شواینی و من باید فیلیپ لام رو...

884
00:56:56,200 --> 00:56:59,120
‫توی کافه اف‌سی بایرن با یه
‫حوله خیس دنبال کنیم، خب؟

885
00:56:59,200 --> 00:57:02,520
‫که با حوله‌ی خیس بزنیمش. خب؟ حرف نداره.

886
00:57:02,600 --> 00:57:04,480
‫می‌خواستن مسخرش کنن...

887
00:57:04,560 --> 00:57:07,840
‫چون نمی‌تونست به خوبی بقیه حرف بزنه.

888
00:57:07,920 --> 00:57:12,440
‫البته من اگه بودم این کار رو با شخصی که
‫سابقه‌ی زندگی در لهستان داره نمی‌کردم...

889
00:57:12,520 --> 00:57:17,000
‫مخصوصا اگه از گذشته و زادگاهش می‌فهمیدم.

890
00:57:17,080 --> 00:57:22,200
‫داشت پاش از گلیمش درازتر می‌کرد.

891
00:57:22,280 --> 00:57:26,720
‫و همچنین به والدین و مادربزرگ
‫مادریش توهین می‌کردن.

892
00:57:26,800 --> 00:57:29,640
‫انگار که مثلا خوب زبان یاد نگرفته.

893
00:57:29,720 --> 00:57:33,080
‫به نظر هیچکدوممون بامزه نبود،
‫ولی خب چه می‌شه کرد؟

894
00:57:33,160 --> 00:57:35,920
‫اون لحظه باید چیکار بکنی؟

895
00:57:36,000 --> 00:57:38,320
‫[پولدی واکنش نشان می‌دهد.]

896
00:57:38,400 --> 00:57:40,680
‫[لزومی نداره که بهم توهین بشه.]

897
00:57:41,640 --> 00:57:46,800
‫اگه فکر می‌کنه باهاش
‫بدرفتار می‌شه، دنبال عدالته.

898
00:57:46,880 --> 00:57:49,280
‫پس می‌تونه جواب بده.

899
00:57:49,360 --> 00:57:52,400
‫همچنین از جانب ما روزنامه‌نگاران در ده
‫روز آخرش در فدراسیون فوتبال آلمان...

900
00:57:52,480 --> 00:57:55,520
‫ولای اصلا مصاحبه نکرد
‫و از تمام دوربین‌ها رد شد...

901
00:57:55,600 --> 00:57:58,080
‫و همون حرف تکراری رو زد.
‫«نه، مصاحبه نمی‌کنم.»

902
00:57:58,160 --> 00:57:59,760
‫نه، نه، نمی‌کنم.

903
00:58:00,400 --> 00:58:03,920
‫- و این چیکارش کرد؟
‫- عمیق‌تر به موضوعات فکر می‌کنه.

904
00:58:04,000 --> 00:58:05,640
‫کمتر بی‌احتیاطی می‌کنه.

905
00:58:05,720 --> 00:58:07,320
‫مردم چی می‌خوان؟

906
00:58:07,400 --> 00:58:11,840
‫مثبت، منفی، اگه این رو بگم چه عواقبی داره؟

907
00:58:11,920 --> 00:58:14,840
‫و این باعث شد بالغ‌تر باشه.

908
00:58:15,760 --> 00:58:16,760
‫[سال ۲۰۰۸]

909
00:58:19,640 --> 00:58:21,680
‫[ورتسی، آلمان]

910
00:58:26,840 --> 00:58:29,320
‫اون پشت، کوه‌ها قشنگن.

911
00:58:31,480 --> 00:58:33,880
‫تابستون این دریاچه خیلی خوب می‌شه.

912
00:58:33,960 --> 00:58:36,040
‫واقعا محشره.

913
00:58:36,120 --> 00:58:38,480
‫- شنا کردن چی؟
‫- آره، می‌شه شنا کرد.

914
00:58:39,480 --> 00:58:41,400
‫بعد مسابقات یورو شروع می‌شه.

915
00:58:43,640 --> 00:58:45,200
‫زنم زنگ زده.

916
00:58:47,320 --> 00:58:48,720
‫هم رو می‌شناسیم.

917
00:58:49,360 --> 00:58:50,360
‫سلام.

918
00:58:51,600 --> 00:58:53,120
‫سلام، سلا.

919
00:58:53,200 --> 00:58:55,440
‫نمی‌تونم. پنج دقیقه‌ی دیگه بهت زنگ می‌زنم.

920
00:58:58,240 --> 00:58:59,520
‫یه خبرنگار واقعی.

921
00:58:59,600 --> 00:59:04,280
‫پس تا مونیخ، همیشه
‫بحث فوتبال و رابطمون بود.

922
00:59:05,440 --> 00:59:07,200
‫ مسئولیت بزرگی در کار نبود.

923
00:59:07,280 --> 00:59:08,600
‫خوبه. دقیقا.

924
00:59:10,480 --> 00:59:12,080
‫[لوئیس]

925
00:59:14,160 --> 00:59:15,320
‫بعد اون پدر شد.

926
00:59:15,400 --> 00:59:18,480
‫چیزی که همیشه آرزوش رو داشت،
‫که الان داره رخ می‌ده.

927
00:59:20,680 --> 00:59:22,920
‫که یه بچه داشته باشه، یه انسان کوچیک...

928
00:59:23,000 --> 00:59:27,720
‫و این که مسئولیتش رو قبول کنه،
‫و این واسش بزرگ بود.

929
00:59:27,800 --> 00:59:29,440
‫هم برای اون و هم من.

930
00:59:32,880 --> 00:59:36,120
‫لوکاس حین هفته نبود، آخرهفته‌ها نبود.

931
00:59:36,200 --> 00:59:39,480
‫شاید هفته‌ای دو بار می‌اومد خونه،
‫گاهی اوقات هفته‌ای دو روز.

932
00:59:39,560 --> 00:59:41,120
‫و من با بچه تنها بودم.

933
00:59:43,880 --> 00:59:47,280
‫به عنوان یه ورزشکار، نمی‌تونی
‫تصمیم بگیری که کجاها بری.

934
00:59:47,360 --> 00:59:51,000
‫گاهی‌اوقات یه جایی، فرداش یه جای دیگه.

935
00:59:52,880 --> 00:59:56,640
‫لحظاتی توی زندگی یه بچه هستن که همیشه خاصن.

936
00:59:56,720 --> 00:59:58,280
‫و اکثرا اون حینشون حضور نداشت.

937
01:00:01,080 --> 01:00:05,120
‫قدیم وقتی خیلی از لوئیس
‫دور بودم گریه می‌کردم.

938
01:00:05,200 --> 01:00:09,760
‫وقتی می‌فهمیدم قراره سه،
‫چهار یا پنج هفته نباشیم...

939
01:00:09,840 --> 01:00:12,160
‫جدایی واسم سخت بود.

940
01:00:12,920 --> 01:00:17,040
‫به نظرم آدم وقتی فوتبالیست می‌شه
‫این بخش وجودش رو قربانی می‌کنه.

941
01:00:18,200 --> 01:00:21,400
‫رفتارش خودخواهانه نبود، ولی فرقی هم نداشت.

942
01:00:21,480 --> 01:00:27,040
‫صرفا مثل قبل ادامه می‌داد.
‫با این تفاوت که حالا بچه داشت.

943
01:00:32,680 --> 01:00:34,080
‫- خیلی‌خب، حالا.
‫- آره، الان. الان.

944
01:00:34,160 --> 01:00:35,720
‫به اون سمت بازی کن.

945
01:00:36,320 --> 01:00:37,480
‫پسر!

946
01:00:37,560 --> 01:00:40,120
‫بیشتر، بیشتر، جلوتر! آفرین پولدی!

947
01:00:43,120 --> 01:00:44,280
‫بازی کن!

948
01:00:51,120 --> 01:00:52,960
‫زود باش پسر. با سر بزن پسر.

949
01:00:53,560 --> 01:00:54,600
‫حالا.

950
01:00:58,640 --> 01:01:00,120
‫آفرین پسرم!

951
01:01:00,200 --> 01:01:01,640
‫آفرین لوئیس.

952
01:01:02,840 --> 01:01:04,240
‫همینه پسر.

953
01:01:04,320 --> 01:01:07,080
‫باید همین باشه. بخاطر فشاره.

954
01:01:07,160 --> 01:01:10,040
‫وقتی که فشار زیاد باشه،
‫مردم خوب واکنش نشون می‌دن.

955
01:01:10,120 --> 01:01:13,600
‫پسر کو ندارد نشان از پدر.
‫همین رو می‌گن دیگه؟

956
01:01:16,160 --> 01:01:17,280
‫[پسر]

957
01:01:17,360 --> 01:01:18,760
‫اینجا خوبه؟

958
01:01:18,840 --> 01:01:22,040
‫اگه یه مستند در مورد پدرت درست کنیم...

959
01:01:22,120 --> 01:01:24,360
‫به نظرت چی باید توش باشه؟

960
01:01:25,920 --> 01:01:30,840
‫شوخ طبعیش، بامزه بودنش،
‫قطعا بخشی از شخصیتشه.

961
01:01:31,800 --> 01:01:35,080
‫اکثر مردم این رو می‌دونن ولی...

962
01:01:37,560 --> 01:01:38,720
‫اومد.

963
01:01:43,280 --> 01:01:47,120
‫- مشکلی نداره که گوش کنه؟
‫- نه، اصلا.

964
01:01:48,240 --> 01:01:49,280
‫خب؟ خوبه؟

965
01:01:49,360 --> 01:01:52,600
‫خوبه. نور خوبه.
‫آره، قاب خوبیه.

966
01:01:53,160 --> 01:01:57,440
‫پدر بامزه‌ایه، آره.
‫خیلی هم پیر نیست.

967
01:01:58,280 --> 01:02:02,560
‫آره دیگه، شوخی سرش می‌شه،
‫می‌شه باهاش خوش گذروند.

968
01:02:03,600 --> 01:02:05,440
‫شده که آبروت رو ببره؟

969
01:02:05,520 --> 01:02:08,640
‫نه، نه جدا. خوشبختانه نه.

970
01:02:09,600 --> 01:02:11,960
‫توصیف که که چه جور پدریه؟

971
01:02:15,800 --> 01:02:16,800
‫کمیاب و تکم. خیلی پدر کم‌نظیریم.

972
01:02:23,720 --> 01:02:26,320
‫ببین، این رو گل نکردی. باید...

973
01:02:26,400 --> 01:02:28,960
‫- آره.
‫- باید واقعا عطش داشته باشی.

974
01:02:29,040 --> 01:02:31,640
‫باید روی بازیکن‌ها فشار بیاری.

975
01:02:32,200 --> 01:02:33,680
‫انقدر که بالا بیارن.

976
01:02:33,760 --> 01:02:37,200
‫از دیدگاه کسی که بازی می‌کنه،
‫همه دوست دارن حرفه‌ای بشن.

977
01:02:37,280 --> 01:02:40,440
‫باید خیلی خوش‌شانس باشی.

978
01:02:40,520 --> 01:02:42,680
‫مصدوم نشی و...

979
01:02:43,440 --> 01:02:45,280
‫تحصیلات هم مهمن.

980
01:02:45,360 --> 01:02:49,880
‫- چی؟ باز شروع کرد.
‫- آره، آره. مهمه.

981
01:02:50,880 --> 01:02:52,160
‫ولی حرفه‌ای شدن...

982
01:02:54,360 --> 01:02:55,680
‫هر چیزی بشه دیگه.

983
01:02:56,280 --> 01:02:57,960
‫- سعیم رو کردم.
‫- چی؟

984
01:02:58,040 --> 01:03:00,720
‫می‌خواستم نزدیک تیرک بزنم.
‫یکم محکم باشه، ولی اشتباه شد.

985
01:03:00,800 --> 01:03:03,200
‫از اونجا باید به کنج دروازه بزنی.

986
01:03:03,280 --> 01:03:07,040
‫- خیلی بلند بود. پاهاش درازن.
‫- خیلی معطل کردی.

987
01:03:07,120 --> 01:03:08,080
‫- آره.
‫- آره.

988
01:03:08,160 --> 01:03:10,640
‫- می‌خواستم دریبلش کنم.
‫- اولین هت‌تریکت بود؟

989
01:03:10,720 --> 01:03:11,800
‫آره.

990
01:03:11,880 --> 01:03:13,680
‫توی گورنیک دومی یا سومی بود.

991
01:03:14,840 --> 01:03:16,440
‫این فصل اولیش بود.

992
01:03:17,840 --> 01:03:19,280
‫- با من میای خونه؟
‫- آره.

993
01:03:19,360 --> 01:03:21,400
‫- پس برو دوش بگیر. می‌بینمت.
‫- باشه.

994
01:03:21,480 --> 01:03:23,200
‫ولی عجله کن. دوباره طولش نده.

995
01:03:26,000 --> 01:03:29,280
‫وقتی زیادی فکر کنی، همچین اتفاقی رخ می‌ده.

996
01:03:31,160 --> 01:03:35,080
‫بزنه به داخل، باید بزنه
‫کنج، به داخل، به کنج.

997
01:03:35,160 --> 01:03:38,040
‫- خیلی راحته، نه؟
‫- خیلی راحته، آره.

998
01:03:38,120 --> 01:03:42,720
‫هر از گاهی ازش می‌پرسم
‫که خسته شده یا نه...

999
01:03:42,800 --> 01:03:45,640
‫ولی همیشه یه جواب می‌ده،
‫که ازش لذت می‌بره.

1000
01:03:45,720 --> 01:03:49,720
‫همچنان مثل قبل عاشق فوتباله.

1001
01:03:52,600 --> 01:03:56,760
‫پدرم کلی داستان برام تعریف کرده
‫که چطوری اینجا وارد فوتبال شده.

1002
01:03:56,840 --> 01:04:01,040
‫اینجا خونه‌ی اونه. اینجا به دنیا اومده.
‫اینجا فوتبال رو یاد گرفته.

1003
01:04:10,880 --> 01:04:14,160
‫من همیشه توی باشگاه‌هایی
‫که توشون بودم مسئولیت داشتم.

1004
01:04:16,240 --> 01:04:19,800
‫مخصوصا اینجا، چون باشگاه زادگاهمه.

1005
01:04:21,560 --> 01:04:25,680
‫مسئولیت قبول می‌کنم چون می‌دونم توی زمین
‫بهم نیاز دارن، بیرون زمین بهم نیاز دارن.

1006
01:04:28,080 --> 01:04:31,480
‫باشگاه توی شرایط سختیه،
‫از لحاظ مالی هم وضع همینه.

1007
01:04:32,640 --> 01:04:35,680
‫فقط می‌خواستم یه سال بیام،
‫بازی کنم و خداحافظی کنم.

1008
01:04:35,760 --> 01:04:38,920
‫ولی با دوباره اشتیاقم زنده شد،
‫مثل توی تجارت.

1009
01:04:39,000 --> 01:04:41,760
‫می‌خوام با این باشگاه‌ها
‫یه چیزی رو به دست بیارم.

1010
01:04:41,840 --> 01:04:43,400
‫حالا یه جلسه دارم.

1011
01:04:48,560 --> 01:04:51,480
‫می‌خوایم سالن ورزشی و
‫ماساژ رو دوباره طراحی کنیم.

1012
01:04:51,560 --> 01:04:52,800
‫[آکادمی جوانان گورنیک زابژه]

1013
01:04:52,880 --> 01:04:54,120
‫می‌خوایم یکم سرمایه‌گذاری کنیم.

1014
01:05:00,760 --> 01:05:01,720
‫سلام.

1015
01:05:01,800 --> 01:05:03,280
‫- سلام.
‫- سلام.

1016
01:05:04,640 --> 01:05:07,400
‫ادامه بدین! حرف بزنین و فحش بدین.

1017
01:05:07,480 --> 01:05:08,560
‫چیه؟ تموم شد؟

1018
01:05:10,880 --> 01:05:12,920
‫- تمرینه یا بازیه؟
‫- تمرین.

1019
01:05:15,320 --> 01:05:17,720
‫اینجا قرار نیست یه مرکز پنج ستاره بشه.

1020
01:05:17,800 --> 01:05:20,960
‫باید هویت این مکان رو حفظ کنیم.

1021
01:05:21,040 --> 01:05:25,080
‫اتاق‌ها اینجا می‌شن، حوض
‫آب داغ و سرد می‌‌ذاریم.

1022
01:05:25,160 --> 01:05:26,560
‫و سونا هم اونجا می‌شه؟

1023
01:05:27,680 --> 01:05:30,360
‫سونا یا دوش. قدیم این‌ها همه سالم بوده.

1024
01:05:30,440 --> 01:05:32,600
‫زود می‌رم معمار رو خبر می‌کنم.

1025
01:05:32,680 --> 01:05:35,480
‫- طرح‌های اولیه رو بهت نشون می‌ده.
‫- باشه.

1026
01:05:35,560 --> 01:05:38,240
‫می‌تونی یه چیزی درست کنی.
‫باحاله.

1027
01:05:39,240 --> 01:05:42,280
‫سرمایه‌گذاری کنی. به مردم انگیزه بدی.

1028
01:05:42,360 --> 01:05:47,240
‫که شاهد پیشرفت باشن.
‫به آرومی، ولی پیشرفت شکل می‌گیره.

1029
01:05:47,320 --> 01:05:50,000
‫پیشنهادم واسه زمین اینه. این کاشی.

1030
01:05:50,080 --> 01:05:51,160
‫و دیوار چی؟

1031
01:05:51,240 --> 01:05:54,080
‫شاید این یکی. ولی این یکی هم بد نیست.

1032
01:05:54,160 --> 01:05:58,440
‫اگه از زمین و دیوار از
‫یه کاشی استفاده کنیم چی؟

1033
01:05:58,520 --> 01:06:01,680
‫می‌شه این کار رو کرد.
‫بستگی به سلیقه‌ی خودت داره.

1034
01:06:01,760 --> 01:06:06,080
‫- خب پس این، شاید هم با این.
‫- باشه، بیا با همون پیش بریم.

1035
01:06:07,760 --> 01:06:13,440
‫اگه شخصی که باشگاه رو زنده نگه می‌داره،
‫یعنی رهبرش، جدا بشه...

1036
01:06:13,520 --> 01:06:18,520
‫ممکنه توی باشگاه هم همین اتفاق رخ بده.
‫چون هنوز به سبکی طبقه‌بندی نشده که...

1037
01:06:18,600 --> 01:06:23,760
‫بشه بگی «خب باشه، از
‫الان بدون اون ادامه می‌دیم.»

1038
01:06:23,840 --> 01:06:27,720
‫در نتیجه در قبال تیم
‫مسئولی، در قبال اعضا...

1039
01:06:27,800 --> 01:06:30,080
‫طرفدارها و کل این محله.

1040
01:06:30,160 --> 01:06:34,840
‫و من نسبت به این مسئولیت آگاهم.

1041
01:06:44,200 --> 01:06:45,400
‫خب.

1042
01:06:46,160 --> 01:06:48,200
‫[کلن]

1043
01:06:48,280 --> 01:06:51,960
‫و حالا بعد این که چند سال گذشته رو
‫لوکاس و خانوادش در لهستان بودن....

1044
01:06:52,040 --> 01:06:54,600
‫و مدت زیادی رو اونجا
‫با خانواده سپری کردن...

1045
01:06:54,680 --> 01:06:57,640
‫به نظرم درک خوبی از خونه داره.

1046
01:06:58,600 --> 01:07:04,400
‫تونسته در لهستان منزلی پیدا کنه،
‫ولی کلن همیشه خونه‌اش می‌مونه.

1047
01:07:05,200 --> 01:07:09,240
‫چه خونه‌هایی.

1048
01:07:12,480 --> 01:07:14,080
‫آره، بذار یکم باد بیاد.

1049
01:07:14,840 --> 01:07:17,600
‫[آپارتمان لوکاس، کلن]

1050
01:07:19,040 --> 01:07:20,720
‫عالیه، عالیه.

1051
01:07:21,280 --> 01:07:22,560
‫شبیه...

1052
01:07:23,840 --> 01:07:25,280
‫یه کارت پستاله.

1053
01:07:29,920 --> 01:07:31,400
‫زنده باد کلن!

1054
01:07:32,920 --> 01:07:35,360
‫- یه بار می‌تونی بکشیش کنار.
‫- آره.

1055
01:07:35,440 --> 01:07:38,920
‫آره پیرهنت رو بپوش که درستش کنیم.

1056
01:07:40,160 --> 01:07:42,880
‫مثل بابانوئل.

1057
01:07:42,960 --> 01:07:45,280
‫عالیه. کاملا اندازه است.

1058
01:07:45,360 --> 01:07:46,920
‫- باز بمونه؟
‫- نه، نه.

1059
01:07:51,000 --> 01:07:51,920
‫آلاف.

1060
01:07:54,800 --> 01:07:56,720
‫- صبح‌بخیر.
‫- صبح‌بخیر.

1061
01:07:56,800 --> 01:07:59,080
‫- سلام.
‫- صبح‌بخیر لوکاس. من آندریاسم.

1062
01:07:59,160 --> 01:08:00,080
‫- صبح‌بخیر.
‫- صبح‌بخیر.

1063
01:08:00,160 --> 01:08:02,280
‫- صبح‌بخیر.
‫- صبح‌بخیر، صبح‌بخیر، صبح‌بخیر.

1064
01:08:02,360 --> 01:08:03,440
‫صبح همگی بخیر.

1065
01:08:03,520 --> 01:08:04,880
‫سلام. صبح‌بخیر.

1066
01:08:05,440 --> 01:08:07,760
‫- صبح‌بخیر. صبح‌بخیر.
‫- سلام. فردریک هستم.

1067
01:08:11,400 --> 01:08:14,040
‫موسیقی هست؟ حاضره؟

1068
01:08:14,120 --> 01:08:16,200
‫آره، تو از همه بیشتر استرس داری.

1069
01:08:16,280 --> 01:08:19,600
‫- باید یکم نظم باشه.
‫- خوش بگذرون.

1070
01:08:20,960 --> 01:08:22,280
‫بزن بریم. سلام.

1071
01:08:24,440 --> 01:08:28,160
‫خوشحالم که اینجایید. براتون
‫آرزوی موفقیت می‌کنم. خوش بگذرونید.

1072
01:08:30,680 --> 01:08:33,520
‫بیایید به لوکاس پودولسکی خوش‌آمد بگیم...

1073
01:08:33,600 --> 01:08:35,200
‫- آلاف!
‫- لوکاس!

1074
01:08:35,280 --> 01:08:37,040
‫- آلاف!
‫- هی!

1075
01:08:40,400 --> 01:08:42,440
‫هی، اینجا رو.

1076
01:08:43,760 --> 01:08:49,720
‫همه‌جا خونه‌ی منه. ولی البته،
‫کلن برام خیلی مهمه. قطعا.

1077
01:08:50,320 --> 01:08:53,520
‫[سال ۲۰۰۹]

1078
01:08:54,800 --> 01:08:57,720
‫- شاهزاده پولدی باید برگرده کلن.
‫- چرا؟

1079
01:08:58,400 --> 01:09:01,880
‫خیلی بازیکن خوبیه. بایرن
‫هم ازش استفاده نمی‌کنه.

1080
01:09:01,960 --> 01:09:03,360
‫[برگرد خونه پولدی]

1081
01:09:03,400 --> 01:09:05,920
‫[کلن داره واسه پودولسکی پول جمع می‌کنه.]

1082
01:09:06,000 --> 01:09:11,240
‫لوکاس رو برگردونید،
‫لوکاس رو برگردونید خونه...

1083
01:09:11,320 --> 01:09:15,920
‫کل کلن می‌خواستن که پسر معروف
‫به باشگاه فوتبال گایسبوکهایم برگرده.

1084
01:09:16,000 --> 01:09:18,480
‫[انتقال پودولکسی تکمیل شد]

1085
01:09:18,560 --> 01:09:20,880
‫فقط می‌خواستم به اف‌سی کلن برگردم...

1086
01:09:20,960 --> 01:09:24,800
‫چون دوباره هیجان باشگاه و هوادارها
‫رو داشتم، دلم واسشون تنگ شده بود.

1087
01:09:26,080 --> 01:09:30,440
‫عشقم به استادیوم و
‫هوادارها از بین نرفته بود.

1088
01:09:31,520 --> 01:09:36,200
‫من خودم همیشه از طرفدارها بودم،
‫از طرفدارهای دو آتیشه.

1089
01:09:37,160 --> 01:09:38,960
‫و یه عکس دیگه.

1090
01:09:40,720 --> 01:09:42,560
‫[پولدی برگشته]

1091
01:09:44,400 --> 01:09:48,240
‫هیجان، شوق. سی هزار
‫نفر توی تمرین حضور داشتن.

1092
01:09:48,320 --> 01:09:51,160
‫خبرنگارهای تمام شبکه‌ها اومده بودن.
‫همه داشتن گزارش تهیه می‌کردن.

1093
01:09:51,240 --> 01:09:54,280
‫و مشخصا، من هم خوشحال بودم.

1094
01:09:54,360 --> 01:09:57,240
‫همه بهم می‌گفتن که «بالاخره
‫پولدی برمی‌گرده خونه.»

1095
01:09:57,320 --> 01:09:58,720
‫موبایلم داشت منفجر می‌شد.

1096
01:09:58,800 --> 01:10:01,240
‫لوکاس پودولسکی!

1097
01:10:03,640 --> 01:10:06,000
‫این بازگشت روحیه خیلی خوبی به باشگاه داد.

1098
01:10:06,080 --> 01:10:09,280
‫باورها به عظمت کلن دوباره زنده شد.

1099
01:10:13,520 --> 01:10:15,320
‫این باشگاه نیاز به یه چهره داشت.

1100
01:10:17,160 --> 01:10:19,040
‫و اون چهره لوکاس پودولسکیه.

1101
01:10:30,120 --> 01:10:34,320
‫من شخصیتم طوریه که دوست
‫دارم صد درصد تلاشم رو بکنم.

1102
01:10:35,680 --> 01:10:37,920
‫به عنوان یه فوتبالیست
‫باید همیشه متمرکز باشی.

1103
01:10:38,000 --> 01:10:41,440
‫باید فقط توپ رو ببینی، حواست
‫به فوتبال و تمرین و بازی باشه.

1104
01:10:41,520 --> 01:10:43,400
‫گاهی‌اوقات باعث می‌شه
‫چزهای دیگه رو فراموش کنی.

1105
01:10:45,560 --> 01:10:49,960
‫توی کلن خیلی وضعیت عجیب بود.
‫حتی نمی‌شد بیرون رفت.

1106
01:10:50,040 --> 01:10:52,360
‫کلی آدم می‌اومدن سمتت.

1107
01:10:53,720 --> 01:10:55,320
‫عکس بگیر!

1108
01:10:57,160 --> 01:11:00,440
‫یه زمانی بود که کنار
‫اومدن با این واسم سخت بود.

1109
01:11:00,520 --> 01:11:02,960
‫که باید با میلیون‌ها نفر
‫دیگه تقسیمش می‌کردم.

1110
01:11:03,040 --> 01:11:04,760
‫هر روز، هر روز پشت هم.

1111
01:11:06,640 --> 01:11:11,400
‫شاید یه برهه‌ای بود که
‫بیشتر از قبل بهش نیاز داشتم.

1112
01:11:20,760 --> 01:11:26,200
‫فوتبال بازی می‌کردم، و جای این که
‫فرداش یکشنبه رو پیش مونیکا باشم...

1113
01:11:26,280 --> 01:11:30,800
‫و برم با لوئیس یه قدمی بزنم، با
‫دوستانم توی زمین فوتبال بودم...

1114
01:11:30,880 --> 01:11:34,880
‫و می‌رفتم به جای خانوادم، با
‫اون‌ها بیرون غذا می‌خوردم.

1115
01:11:38,880 --> 01:11:45,720
‫شاید به شیوه‌ی زندگی‌ای ادامه می‌دادم که...
‫به شیوه‌ای که قبلا داشتم.

1116
01:11:47,600 --> 01:11:51,800
‫و اونجا بود که گفتم «برو آپارتمان...

1117
01:11:51,880 --> 01:11:55,560
‫یکم ما رو تنها بذار و خوب فکر کن.

1118
01:11:55,640 --> 01:11:59,840
‫چون وقتی اینجایی عصبانیم می‌کنی.
‫من سرت داد می‌زنم، تو سر من داد می‌زنی.»

1119
01:11:59,920 --> 01:12:05,880
‫در کلن گاهی‌اوقات هفته‌ها
‫با هم حرف نمی‌زدیم...

1120
01:12:05,960 --> 01:12:12,800
‫بحث می‌کردیم، هفته‌ها هم رو نمی‌دیدیم.

1121
01:12:14,360 --> 01:12:17,520
‫وقتی که عمدا از هم جدا باشید...

1122
01:12:17,600 --> 01:12:19,600
‫اون موقع به فکر فرو می‌ری.

1123
01:12:23,840 --> 01:12:26,680
‫و وقتی که به این تصمیم
‫می‌رسی که خواسته‌ات همینه...

1124
01:12:26,760 --> 01:12:30,280
‫نمی‌تونیم بدون هم زندگی کنیم.
‫چطوری می‌تونیم بهترش کنیم؟

1125
01:12:30,360 --> 01:12:33,960
‫با مکالمه، با احساسات و مکالمه.

1126
01:12:34,040 --> 01:12:39,040
‫و یه طرف باید قبول کنه.
‫اون طرف هم باید قبول کنه.

1127
01:12:43,440 --> 01:12:45,960
‫دوباره صمیمیتمون برگشت.

1128
01:12:47,080 --> 01:12:49,520
‫همچنین فکر می‌کنم که این داستان...

1129
01:12:49,600 --> 01:12:53,000
‫که با هم از اول شروعش کردیم...

1130
01:12:53,080 --> 01:12:57,560
‫که با هم آشنا شدیم، از وقتی
‫که آدم‌های معمولی بودیم...

1131
01:12:57,640 --> 01:13:00,800
‫می‌تونم اون رو توی علامت سوال بذارم.

1132
01:13:00,880 --> 01:13:04,200
‫این باعث شده که آدم‌های قوی‌تری باشیم.

1133
01:13:07,920 --> 01:13:11,080
‫لوکاس می‌خواست برگرده کلن
‫چون دلش واسه خانوادش تنگ شده بود...

1134
01:13:11,160 --> 01:13:14,320
‫دلش برای محیط زندگیش
‫و باشگاهش تنگ شده بود.

1135
01:13:18,440 --> 01:13:22,720
‫احتمالا اهمیتی که این براش
‫داشت رو نادیده هم می‌گرفت.

1136
01:13:22,800 --> 01:13:25,680
‫لذت فوتبال بازی کردن رو داشت...

1137
01:13:25,760 --> 01:13:29,240
‫ولی مشخص بود که مثل قبل نیست.

1138
01:13:30,640 --> 01:13:34,000
‫به عنوان یه سوپراستار
‫برمی‌گردی و همه چشم‌ها به توئه.

1139
01:13:34,080 --> 01:13:38,760
‫تمام رسانه‌ها، بازیکن‌ها،
‫می‌گن «پودولسکی، یه کاری بکن.»

1140
01:13:39,720 --> 01:13:43,520
‫حالا پاس به پودولسکی،
‫لوکاس پودولسکی با پای چپ می‌زنه!

1141
01:13:44,720 --> 01:13:47,760
‫[بعد شروع بد، امید کلن به
‫پودولسکی، نوواکوویچ و مانیش است]

1142
01:13:47,840 --> 01:13:49,720
‫همه‌چیز به اون بستگی داشت.

1143
01:13:49,800 --> 01:13:53,440
‫و نمی‌تونست این انتظارات رو برآورده کنه،
‫نه از جایگاهی که در اون بود.

1144
01:13:53,520 --> 01:13:57,080
‫فیلیپ لام. ولی کی این پاس رو قطع می‌کنه؟

1145
01:13:57,840 --> 01:13:59,040
‫لوکاس پودولسکی.

1146
01:13:59,120 --> 01:14:03,480
‫به نظرم بخشی از مشکل این بود که اون‌هایی
‫که مسئول بودن از من محافظت نمی‌کردن.

1147
01:14:03,560 --> 01:14:08,120
‫اجازه دادن این ادامه پیدا کنه.
‫من رو جلوی گرگ‌ها ننداختن...

1148
01:14:08,200 --> 01:14:13,480
‫ولی گفتن «خب لوکاس، ببین
‫خودت تنها دوام میاری یا نه.»

1149
01:14:13,560 --> 01:14:14,800
‫[فراز و نشیبی بی‌پایان]

1150
01:14:14,880 --> 01:14:18,320
‫هیچ اف‌سی کلنی وجود نداشت،
‫به نظرم اف‌سی لوکاس پودولسکی بود.

1151
01:14:18,400 --> 01:14:19,640
‫[شاهزاده‌ی شک‌برانگیز]

1152
01:14:19,720 --> 01:14:20,680
‫[نبرد برای سقوط نکردن]

1153
01:14:20,760 --> 01:14:23,640
‫لوکاس پودولسکی به تنهایی نمی‌تونه
‫تضمین کنه که توی لیگ برتر بمونید.

1154
01:14:26,080 --> 01:14:27,080
‫[سال ۲۰۱۲]

1155
01:14:29,040 --> 01:14:32,800
‫سوت پایان در کلن به صدا در میاد،
‫و پایان غم‌انگیزی هم هست.

1156
01:14:32,880 --> 01:14:38,360
‫بازیکن‌ها دارن فرار می‌کنن و
‫وقت ندارن که خداحافظی کنن.

1157
01:14:38,440 --> 01:14:42,240
‫پایانی در یک شنبه‌ی سیاه.

1158
01:14:42,320 --> 01:14:44,640
‫[سقوط در کلن]

1159
01:14:44,720 --> 01:14:48,240
‫خب مشخصه که این سخت‌ترین لحظه‌ی...

1160
01:14:48,320 --> 01:14:49,920
‫چند سال اخیر زندگی منه.

1161
01:14:50,000 --> 01:14:52,960
‫و اگه در بازی آخر فصل سقوط کنید...

1162
01:14:53,040 --> 01:14:56,480
‫[روز سیاه پودولسکی]

1163
01:14:56,560 --> 01:14:59,520
‫با خودش گفت که «می‌رم
‫کلن و تاابد اونجا می‌مونم.»

1164
01:14:59,600 --> 01:15:00,800
‫[شاهزاده، مراقب خودت باش]

1165
01:15:00,880 --> 01:15:05,840
‫ولی یه جایی فهمید که
‫«این چیزی نبود که در نظر داشتم.»

1166
01:15:14,360 --> 01:15:17,880
‫گفت «یه چیز دیگه لازم
‫دارم که بیشتر پیشرفت کنم...

1167
01:15:17,960 --> 01:15:19,720
‫که تجربیات جدیدی کسب کنم.»

1168
01:15:22,720 --> 01:15:25,800
‫بازیکن‌هایی هستن که
‫هرگز آلمان رو ترک نکردن.

1169
01:15:25,880 --> 01:15:29,280
‫که فقط واسه یک یا دو باشگاه بازی کردن.

1170
01:15:29,360 --> 01:15:30,440
‫من فرق دارم.

1171
01:15:31,560 --> 01:15:34,560
‫وقتی آرسن ونگر باهام تماس گرفت درنگ نکردم.

1172
01:15:34,640 --> 01:15:38,480
‫لندن، آرسنال، استادیوم، مربی.

1173
01:15:38,560 --> 01:15:41,000
‫همه‌چیز مناسب بود.
‫وسایلم رو جمع کردم و رفتم.

1174
01:15:41,080 --> 01:15:44,200
‫[از کلن به لندن]

1175
01:15:47,480 --> 01:15:50,880
‫فیلم‌هایی از آرسنال هست که
‫واقعا می‌خوایم ازشون استفاده کنیم.

1176
01:15:50,960 --> 01:15:54,400
‫- ولی هزینشون به یوروئه.
‫- آره، باید از بودجه‌ی خودتون باشه.

1177
01:15:55,200 --> 01:15:57,680
‫چند نفر دخیلن؟

1178
01:15:57,760 --> 01:16:04,160
‫سیمونه، نیکو، گریت،
‫فرانک، پیوو، و این رئیس.

1179
01:16:04,840 --> 01:16:07,040
‫همه بدن که بتونیم استفاده کنیم.

1180
01:16:07,120 --> 01:16:09,160
‫[پول جمع نشد]

1181
01:16:09,240 --> 01:16:10,840
‫[پس در نتیجه فقط یه عکس می‌بینیم]

1182
01:16:12,240 --> 01:16:15,440
‫خیلی‌خب لوکاس، خیلی
‫خوشحالم می‌بینمت رفیق.

1183
01:16:15,520 --> 01:16:18,680
‫قراره یکم یاد بگیری مثل لندنی‌ها حرف بزنی.

1184
01:16:19,280 --> 01:16:22,960
‫ما می‌گیم، با سیب و گلابی و پله می‌ریم.

1185
01:16:23,040 --> 01:16:25,520
‫می‌تونی بگی رفیق؟

1186
01:16:25,600 --> 01:16:26,720
‫سیب و پله...

1187
01:16:28,520 --> 01:16:32,120
‫و بعد پیشنهاد اینتر میلان رسید.
‫صحبت خوبی داشتیم.

1188
01:16:32,200 --> 01:16:34,320
‫[از لندن به میلان]

1189
01:16:38,680 --> 01:16:40,920
‫[آرام و تنبل، انتقاد شدید از پودولسکی]

1190
01:16:41,000 --> 01:16:42,640
‫ولی به قبلا که فکر می‌کنم، بد نبود.

1191
01:16:42,720 --> 01:16:45,680
‫[از میلان به استانبول]

1192
01:16:45,760 --> 01:16:49,960
‫همیشه ارتباط خوبی با ترکیه داشتم.
‫بخاطر دوستان ترکی که داشتم.

1193
01:16:50,040 --> 01:16:56,040
‫وقتی پیشنهادشون اومد به خودم افتخار کردم.
‫طولی نکشید که قبولش کردم.

1194
01:16:56,120 --> 01:16:58,000
‫و اونجا هم خیلی بهم خوش گذشت.

1195
01:16:58,080 --> 01:17:01,800
‫کرنر برای گالاتاسارای،
‫یه ضربه‌ی سر و توی دروازه.

1196
01:17:01,880 --> 01:17:04,960
‫[پودولسکی برای اولین بار
‫با گالاتاسارای قهرمان شد]

1197
01:17:08,480 --> 01:17:13,000
‫و وقتی که درخواست از ژاپن هم رسید،
‫گفتم «باشه، این هم قبوله.»

1198
01:17:13,080 --> 01:17:15,200
‫به عنوان یه خانواده می‌خوایم تجربه‌اش کنیم.

1199
01:17:15,280 --> 01:17:18,080
‫که فرهنگ جدیدی رو تجربه کنیم.

1200
01:17:18,920 --> 01:17:20,120
‫واسه همین قبولش کردیم.

1201
01:17:25,480 --> 01:17:28,480
‫چهار روز توی ژاپن ضبط کردیم.
‫چرا این رو می‌خواستی؟

1202
01:17:30,480 --> 01:17:33,560
‫عاشق ژاپنم. کشورشون خیلی اتمسفر محشری داره.

1203
01:17:33,640 --> 01:17:34,880
‫درود.

1204
01:17:34,960 --> 01:17:35,800
‫غذای خوبی داره.

1205
01:17:37,720 --> 01:17:39,560
‫مردمش آرومن.

1206
01:17:41,800 --> 01:17:44,040
‫یه سری ساختارها و قوانین هست.

1207
01:17:44,120 --> 01:17:48,080
‫سه، دو، یک، بوم.

1208
01:17:48,160 --> 01:17:49,160
‫بیست و نه.

1209
01:17:51,960 --> 01:17:56,600
‫اونسن دارن. کلی جاهای دیدنی دارن.
‫طبیعت و این جور چیزها.

1210
01:17:57,960 --> 01:18:00,440
‫و کشتی سومو.

1211
01:18:03,840 --> 01:18:05,200
‫خیلی ممنون!

1212
01:18:05,280 --> 01:18:08,280
‫به نظرم اونجا خیلی قشنگ و مهم بود.

1213
01:18:09,120 --> 01:18:10,840
‫واسه همین می‌خواستم برم ژاپن.

1214
01:18:24,360 --> 01:18:26,720
‫مرسی، خیلی ممنون.

1215
01:18:26,800 --> 01:18:28,480
‫- سلام.
‫- چطوری؟

1216
01:18:28,560 --> 01:18:29,720
‫- خوبم تو چی؟
‫- خوبم.

1217
01:18:30,240 --> 01:18:32,640
‫- خیلی‌خب، امروز، امروز بردیم، نه؟
‫- آره.

1218
01:18:33,400 --> 01:18:35,120
‫- هان؟
‫- فقط می‌بریم. تو چی؟ خوبی؟

1219
01:18:35,200 --> 01:18:38,400
‫خوبم، آره، خوبم، خوبم.
‫بعد بازی می‌بینمت باشه؟

1220
01:18:49,120 --> 01:18:52,640
‫- خوب شدی. هیکلت خوب شده.
‫- آره، هنوز خوبم. آره.

1221
01:18:52,720 --> 01:18:55,680
‫- بازی می‌کنی؟
‫- آره، هنوز بازی می‌کنم، آره. توی لهستان.

1222
01:18:55,760 --> 01:18:57,080
‫- جدی؟
‫- آره.

1223
01:18:57,160 --> 01:18:59,440
‫- کدوم باشگاه؟
‫- گرونیک. گرونیک زابژه.

1224
01:19:06,400 --> 01:19:11,440
‫- این آخرین فصله؟
‫- آره، احتمالا آره.

1225
01:19:11,520 --> 01:19:14,240
‫- توی ماه مه؟
‫- مه، اون موقع فصل تمومه.

1226
01:19:14,320 --> 01:19:15,000
‫[آندرس اینیستا، هم‌تیمی سابق]

1227
01:19:15,120 --> 01:19:18,480
‫فکر کنم. شاید. شاید یه سال
‫دیگه هم بازی کردم. نمی‌دونم.

1228
01:19:18,560 --> 01:19:21,200
‫تصور می‌کنی که بازنشسته بشه؟

1229
01:19:21,280 --> 01:19:24,440
‫به نظرت می‌تونه به
‫زندگی بدون فوتبال عادت کنه؟

1230
01:19:25,040 --> 01:19:32,040
‫من دو ماهی می‌شه بازی نکردم،
‫ولی لوکاس آدمیه که...

1231
01:19:32,120 --> 01:19:36,080
‫که به باقی چیزها خارج از فوتبال فکر می‌کنه.

1232
01:19:38,040 --> 01:19:43,120
‫و به نظرم مهم‌ترین چیز اینه که،
‫خارج از فوتبال...

1233
01:19:43,200 --> 01:19:46,560
‫تصاویری رو پیدا کنه، انگیزه‌هایی
‫رو پیدا کنه، چیزهایی رو پیدا کنه که...

1234
01:19:46,640 --> 01:19:48,280
‫بتونه به زندگیش اضافه کنه.

1235
01:19:57,520 --> 01:19:59,680
‫خب موضوع این بود که...

1236
01:19:59,760 --> 01:20:02,760
‫- ما الان منوی مناسب کودکان نداریم.
‫- آره.

1237
01:20:02,840 --> 01:20:07,680
‫و خیلی خانواده‌ها واسه بچه‌ها غذا می‌خوان.

1238
01:20:07,760 --> 01:20:10,240
‫دقیقا. واسه همین گفتیم ببینیم
‫چه کاری از دستمون برمیاد.

1239
01:20:10,320 --> 01:20:13,080
‫- این طرح اولیه‌ است. ساده است.
‫- آره، دقیقا.

1240
01:20:13,160 --> 01:20:16,760
‫- یه لیوان جشنواره‌ای هم درست می‌کنیم.
‫- دقیقا.

1241
01:20:16,840 --> 01:20:21,240
‫جشنواره‌ای، جام جهانی،
‫قهرمانی اروپا، مثلا به رنگ آلمان.

1242
01:20:21,320 --> 01:20:23,520
‫باید جام پولدی رو زود درست کنیم.

1243
01:20:23,600 --> 01:20:25,480
‫الان چهره‌ی من روشه.

1244
01:20:25,560 --> 01:20:29,440
‫اگه خوب با مردم ارتباط بگیریم،
‫به نظرم می‌تونه موفق باشه.

1245
01:20:29,520 --> 01:20:30,960
‫به نظرم فکر خوبیه.

1246
01:20:31,680 --> 01:20:32,920
‫- بریم سراغش.
‫- باشه.

1247
01:20:41,280 --> 01:20:43,520
‫من کسب‌وکارهام رو دارم، و باحالن...

1248
01:20:43,600 --> 01:20:47,240
‫و به همون اندازه که توی فوتبال
‫سرمایه‌گذاری می‌کنم، توی اون‌هام می‌کنم.

1249
01:20:48,080 --> 01:20:50,440
‫ولی از یه جایی باید درآمد داشته باشم.

1250
01:20:52,240 --> 01:20:54,480
‫آره، دوست دارم برم خونه.

1251
01:20:57,520 --> 01:20:59,480
‫ولی وقتی که مردم می‌تونم استراحت کنم.

1252
01:21:00,120 --> 01:21:03,000
‫درسته، خانواده و بچه دارم...

1253
01:21:03,080 --> 01:21:09,800
‫ولی همچنین در قبال تمام
‫پروژه‌هام مسئولیت دارم.

1254
01:21:10,720 --> 01:21:12,640
‫[برلین]

1255
01:21:12,680 --> 01:21:19,160
‫در لحظات آخر دو در برابر دو هستن.
‫حالا وقت تموم کردنشه، کروزه! مکس کروزه!

1256
01:21:19,240 --> 01:21:23,040
‫- وای، مکس شیشا کروزه.
‫- مکس کروزه.

1257
01:21:23,120 --> 01:21:25,920
‫چهار به دو.

1258
01:21:26,000 --> 01:21:28,160
‫وقتی اینجایی چقدر می‌خوابی؟

1259
01:21:28,240 --> 01:21:31,920
‫پریروز یه بازی خارج از خونه داشتیم.

1260
01:21:32,000 --> 01:21:33,840
‫ساعت سه صبح رسیدیم خونه.

1261
01:21:34,680 --> 01:21:37,240
‫امروز صبح زود تمرین داشتیم،
‫بعدش اومدم اینجا.

1262
01:21:38,160 --> 01:21:40,960
‫مشخصا که معمولا یکم خسته است...

1263
01:21:41,040 --> 01:21:44,360
‫یکم بی‌انرژیه، احتمالا خیلی هم نمی‌خوابه.

1264
01:21:44,440 --> 01:21:47,200
‫مثلا شش صبح بهم پیام می‌ده.

1265
01:21:48,000 --> 01:21:48,880
‫خیلی‌خب.

1266
01:21:54,440 --> 01:22:00,200
‫واسه کارهای خصوصی کمتر وقت دارم.

1267
01:22:00,280 --> 01:22:05,480
‫ولی نمی‌شه همه چیز رو با هم داشت.
‫باید یه سری چیزها رو کنار بذاری.

1268
01:22:05,560 --> 01:22:08,840
‫ولی به نظرم وقتی که دیگه
‫فوتبال تمرکز اصلیم نباشه...

1269
01:22:08,920 --> 01:22:15,160
‫انرژی و قدرت و وقت آزاد بیشتری هم دارم.

1270
01:22:18,600 --> 01:22:21,520
‫- یکم متناقضه.
‫- چی متناقضه؟

1271
01:22:21,600 --> 01:22:27,480
‫خب از طرفی می‌گی که دوست داری
‫با خانواده وقت بیشتری بگذرونی...

1272
01:22:27,560 --> 01:22:31,400
‫ولی از طرفی هم با یه پرواز دو
‫ساعته واسه لیگ بالر می‌ری برلین...

1273
01:22:31,480 --> 01:22:33,520
‫- من این حرف رو زدم؟
‫- آره.

1274
01:22:35,600 --> 01:22:40,200
‫تا جایی که تجارت خوب پیش بره، و
‫تا جایی که فعال باشم و این چیزها...

1275
01:22:40,280 --> 01:22:42,640
‫باید بتونم یه جورهایی ترکیبشون کنم.

1276
01:22:42,720 --> 01:22:44,600
‫همیشه همینه دیگه...

1277
01:22:44,680 --> 01:22:48,120
‫ولی چرا توی همه‌ی این کسب‌وکارها
‫هستی؟ چی بهت انگیزه می‌ده؟

1278
01:22:48,840 --> 01:22:50,120
‫نمی‌دونم.

1279
01:22:54,880 --> 01:22:58,600
‫برای کسب دستاورد، داشتن
‫زندگی بهتر، باید براش تلاش کنی.

1280
01:22:58,680 --> 01:23:02,760
‫اون چنین دیدگاهی داره، در مورد
‫زندگی چنین دیدگاهی داره. تجربه‌اش کرده.

1281
01:23:04,160 --> 01:23:07,160
‫و هنوز هم دارش. هرگز کنار نگذاشتش.

1282
01:23:26,120 --> 01:23:27,920
‫اصلا نمی‌تونه بی‌حرکت باشه.

1283
01:23:29,000 --> 01:23:31,760
‫بی‌حرکت بودن براش ممکن نیست.

1284
01:23:37,040 --> 01:23:40,760
‫در مجموع آدمیه که همیشه
‫باید مشغول کاری باشه.

1285
01:23:40,840 --> 01:23:42,280
‫در اون صورت خوشحاله.

1286
01:23:43,760 --> 01:23:48,360
‫به نظرت تجارتت می‌تونه یه
‫روزی اندازه‌ی فوتبال خوشحالت کنه؟

1287
01:23:49,320 --> 01:23:51,160
‫نه، فکر نمی‌کنم، نه.

1288
01:23:56,440 --> 01:23:59,400
‫[سال ۲۰۲۵، احتمالا فصل آخر]

1289
01:24:04,960 --> 01:24:09,600
‫همه ازم می‌پرسن که قراره چطور باشه.
‫بعدش چی می‌شه؟ لوکاس چی می‌شه؟

1290
01:24:09,680 --> 01:24:11,440
‫معلومه که حس خوبی دارم...

1291
01:24:11,520 --> 01:24:15,240
‫هیچ مشکلی نیست، بازی‌ها خوب پیش می‌رن.

1292
01:24:15,320 --> 01:24:19,600
‫ولی خب یه کمبودهایی توی زندگی هست.

1293
01:24:20,440 --> 01:24:23,160
‫افکارم اینطوریه.

1294
01:24:23,240 --> 01:24:27,280
‫می‌خوایم سریع باشه،و می‌خوایم
‫بدونیم که به کدوم سمت می‌ریم.

1295
01:24:39,800 --> 01:24:42,320
‫وقتی با خودت می‌گی «می‌خوام
‫کل زندگیم مشغول این کار باشم...»

1296
01:24:43,600 --> 01:24:46,600
‫و بعد دیگه اون چیز نیست،
‫چی رو جایگزینش می‌کنی؟

1297
01:24:46,680 --> 01:24:49,040
‫هیچ جایگزینی نداره.

1298
01:24:50,120 --> 01:24:54,440
‫تنها جایگزینش اینه که به
‫ادامه‌ی این ورزش ادامه بدی...

1299
01:24:54,520 --> 01:24:57,400
‫که یه کاری واسه کردن داشته باشی،
‫ولی این امکان نداره.

1300
01:24:58,840 --> 01:25:01,160
‫اون هیچ جایگزینی نداره.

1301
01:25:01,240 --> 01:25:06,240
‫اگه شغلت رو از دست بدی، می‌تونی
‫بری یه شرکت دیگه و اونجا کار کنی.

1302
01:25:06,320 --> 01:25:10,200
‫تنها تجارت هست و خانواده...

1303
01:25:10,280 --> 01:25:15,440
‫و این که چیزی هست که نباشه
‫که من ازش بی‌خبر باشم یا نه.

1304
01:25:16,800 --> 01:25:19,240
‫ولی اون دیگه هرگز برنمی‌گرده.

1305
01:25:26,560 --> 01:25:27,720
‫ساکت باش.

1306
01:25:36,200 --> 01:25:38,440
‫بهترین سونا. بهترینشه.

1307
01:25:55,280 --> 01:25:58,840
‫البته دورانی پیش میاد که
‫با خودت می‌گی «سخته...

1308
01:25:58,920 --> 01:26:01,680
‫و باید بی‌خیال بشم.»

1309
01:26:01,760 --> 01:26:06,560
‫ولی همیشه هم یه بخشی می‌گه «نه، ادامه بده.»

1310
01:26:08,160 --> 01:26:10,960
‫برای همین همیشه در حرکتی.

1311
01:26:11,840 --> 01:26:14,200
‫دقیقا همین رو می‌خواستم.

1312
01:26:20,640 --> 01:26:23,240
‫ولی درسته، یه جایی باید یه تصمیمی بگیری.

1313
01:26:30,560 --> 01:26:34,680
‫و من حاضرم که تصمیم بگیرم.

1314
01:26:39,640 --> 01:26:44,320
‫[یک روز قبل از آخرین بازی فصل]

1315
01:26:46,040 --> 01:26:49,280
‫امروز چندمه؟ بیست و سوم مه.

1316
01:26:50,840 --> 01:26:53,160
‫فکرش رو نمی‌کردم تا چهل سالگیم بازی کنم.

1317
01:26:53,760 --> 01:26:56,320
‫متاسفانه امروز کت و شلوار نپوشیدم...

1318
01:26:56,400 --> 01:26:58,480
‫ولی سبکم همینه، شخصیتم اینه.

1319
01:27:00,280 --> 01:27:02,600
‫- باید این یکی رو امضا کنم دیگه؟
‫- درسته.

1320
01:27:06,480 --> 01:27:08,280
‫همون‌جا.

1321
01:27:08,880 --> 01:27:14,000
‫- باید دکمه‌ات رو ببندی.
‫- لعنتی، اگه نبندم چی؟

1322
01:27:14,520 --> 01:27:19,080
‫من کت و شلوار نمی‌پوشم، ولی این رو بلدم.
‫باید دکمه رو ببندی.

1323
01:27:19,160 --> 01:27:23,560
‫چی باعث شد تصمیم بگیری که بازنشسته نشی؟

1324
01:27:23,640 --> 01:27:26,080
‫ترجیح می‌دم ادامه بدم
‫و در نهایت کنار بذارم...

1325
01:27:26,160 --> 01:27:30,320
‫تا این که کنار بذارم و سه
‫ماه توی ساحل دراز بکشم و...

1326
01:27:30,400 --> 01:27:36,400
‫ببینم عملکرد باشگاه چطوریه،
‫کمپ تمرینی باشگاه چطوریه.

1327
01:27:36,480 --> 01:27:38,600
‫می‌خواستم ادامه بدم و بخشی ازش بمونم.

1328
01:27:38,680 --> 01:27:41,000
‫[لوکاس پودولسکی قراردادش
‫رو با زابژه یک سال تمدید کرد]

1329
01:27:41,080 --> 01:27:43,400
‫[یک سال بعد با گرونیک
‫قهرمان جام حذفی لهستان شد.]

1330
01:27:43,480 --> 01:27:47,080
‫با تجربه‌ام اینجا می‌تونم خیلی
‫کمک بکنم. الان هم دارم می‌کنم.

1331
01:27:47,160 --> 01:27:50,320
‫واسه من مهمه که لباس‌های
‫خوبی داشته باشیم...

1332
01:27:50,400 --> 01:27:52,760
‫چون وقتی لباس خوبی داشته باشیم،
‫مردم می‌خرنش.

1333
01:27:52,920 --> 01:27:56,120
‫و ممکنه در آینده بتونم کارهای بیشتری بکنم.

1334
01:27:56,200 --> 01:28:00,760
‫مشغول این هستم که سهم
‫باشگاه رو از شهرداری بخرم.

1335
01:28:01,600 --> 01:28:05,240
‫این بهم احساس زندگی و رضایت می‌ده.

1336
01:28:05,320 --> 01:28:08,000
‫می‌تونم بگم که همچنان در فوتبال دخیلم.

1337
01:28:08,080 --> 01:28:09,280
‫حرف نداره!

1338
01:28:10,600 --> 01:28:16,400
‫رهاش می‌کنه، ولی نه کاملا،
‫به آرومی به اون سمت می‌ره.

1339
01:28:16,960 --> 01:28:20,920
‫همه‌اش بخشی از یه پروسه‌ است.
‫مثل بیست سال گذشته.

1340
01:28:23,120 --> 01:28:24,760
‫و باید بفهمه که...

1341
01:28:24,840 --> 01:28:29,000
‫«خب، دیگه خیلی چیزها کسب
‫کردم و می‌تونم آروم‌آروم ول کنم...

1342
01:28:29,080 --> 01:28:30,520
‫و یکم استراحت کنم.»

1343
01:28:33,560 --> 01:28:35,000
‫من آدمیم که در لحظه زندگی می‌کنه.

1344
01:28:35,080 --> 01:28:38,840
‫در همین امروز، و روزم رو با حس
‫زندگی پر می‌کنم. فرقی نمی‌کنه چی باشه.

1345
01:28:42,200 --> 01:28:45,080
‫به قول مردم کلن که
‫«چیزی که بخواد بشه، می‌شه.»

1346
01:28:45,680 --> 01:28:49,080
‫ببین. پای چپ، با نمای دریا.

1347
01:28:50,520 --> 01:28:52,200
‫می‌تونه بهتر هم بشه.

1348
01:28:52,920 --> 01:28:54,920
‫سمت چپیه هنوز نمی‌خواد بی‌خیال بشه.

1349
01:28:58,440 --> 01:28:59,520
‫سوال آخر.

1350
01:28:59,600 --> 01:29:01,040
‫توی تمام مستندات ورزشی...

1351
01:29:01,120 --> 01:29:06,240
‫گل ماریو گوتزه در فینال
‫جام‌جهانی ۲۰۱۴ رو نشون می‌دن.

1352
01:29:06,320 --> 01:29:08,960
‫به نظرت توی مستند تو با این گل چیکار کنیم؟

1353
01:29:09,600 --> 01:29:10,960
‫اینجا هم نشونش بدین. با هوش مصنوعی.

1354
01:29:11,040 --> 01:29:14,080
‫شورله. نزدیک می‌شه! بزن!

1355
01:29:14,160 --> 01:29:16,520
‫و طوری درستش کنین که
‫انگار من اون گل رو زدم.

1356
01:29:16,600 --> 01:29:20,560
‫بزن! و گل می‌زنه! لوکاس پودولسکی!

1357
01:29:31,360 --> 01:29:35,280
‫تمامی جام‌ها رو بذارین،
‫یا جام جهانی ۲۰۱۴...

1358
01:29:35,360 --> 01:29:39,280
‫توی تیتراژ بذاریدش که
‫مردم توی تیتراژ ببیننش.

1359
01:29:39,360 --> 01:29:43,400
‫که ببینن چی شده، من چی‌ها بردم...

1360
01:29:43,480 --> 01:29:45,480
‫و دوباره جام رو ببینن.

1361
01:29:53,920 --> 01:29:57,160
‫لوکاس پودولسکی از تیم
‫ملی خداحافظی می‌کنه.

1362
01:29:57,240 --> 01:30:00,400
‫پودولسکی! نه! باورم نمی‌شه!

1363
01:30:00,480 --> 01:30:04,680
‫هنوز باورم نمی‌شه!
‫محشره! چه گل شگفت‌انگیزی!

1364
01:30:05,240 --> 01:30:08,000
‫اینطوری اون هم توی مستند هست.

1365
01:30:08,080 --> 01:30:09,000
‫- آره.
‫- یا هم نه؟

1366
01:30:09,080 --> 01:30:10,480
‫باشه. آخرش. قبوله.

1367
01:30:10,560 --> 01:30:14,080
‫وگرنه مجبورن توی یوتیوب ببیننش.

1368
01:30:32,960 --> 01:30:36,760
‫[به یاد هلن پودولسکی]

