﻿1
00:00:06,080 --> 00:00:08,080
‫این سریال بر اساس رویدادهای واقعی ساخته شده است،

2
00:00:08,120 --> 00:00:11,520
‫اما برخی از شخصیت‌ها و جنبه‌های داستان
‫برای اهداف نمایشی تغییر داده شده‌اند یا ساخته و پرداخته شده‌ند.

3
00:00:31,400 --> 00:00:33,520
‫اسم مظنون راپرت نپره.

4
00:00:33,600 --> 00:00:37,040
‫از سال ۱۹۹۵ در بیمارستان روان‌پزشکی
‫فوق‌امنیتی برادمور بازداشته.

5
00:00:37,640 --> 00:00:40,440
‫به جرم دو فقره قتل
‫و چندین آزار و اذیت محکوم شده،

6
00:00:41,040 --> 00:00:42,920
‫و مظنون به ارتکاب جرم‌های بیشتری هست.

7
00:00:46,240 --> 00:00:48,960
‫نپر قاتل ریچل‌ـه، آندری.

8
00:00:49,480 --> 00:00:52,000
‫و این تیم اثبات می‌کنه.

9
00:00:55,040 --> 00:00:57,120
‫و باید حرف شما رو باور کنم؟

10
00:00:58,280 --> 00:00:59,640
‫[بارسلونا، سفارت بریتانیا]

11
00:00:59,680 --> 00:01:00,760
‫چرا؟

12
00:01:01,680 --> 00:01:04,800
‫خب، تطابق دی‌ان‌ای
‫به احتمالِ زیاد...

13
00:01:04,880 --> 00:01:07,840
‫اگه مدرک داشتید،
‫می‌گفتید این مرد رو محکوم کردید،

14
00:01:07,920 --> 00:01:09,960
‫اما این‌طور نیست، درسته؟

15
00:01:10,680 --> 00:01:12,800
‫نمونه‌ی دی‌ان‌ای هنوز از نظر
‫ادله‌ی اثباتی قابل قبول نیست.

16
00:01:12,880 --> 00:01:14,080
‫و اگه هیچ‌وقت قابل قبول نشه چی؟

17
00:01:14,160 --> 00:01:17,560
‫فعلا فرض‌مون بر اینه که
‫به شواهدِ دیگه‌ای متکی بشیم.

18
00:01:17,640 --> 00:01:20,600
‫ولی الان مظنون اصلی رو پیدا کردیم
‫و روند تحقیقات هدفمندتر شده.

19
00:01:20,680 --> 00:01:22,000
‫پس هنوز اعتراف نکرده؟

20
00:01:23,480 --> 00:01:25,080
‫هنوز باهاش صحبت نکردیم.

21
00:01:25,160 --> 00:01:27,400
‫ولی با توجه به جنایت‌های دیگه نپر

22
00:01:27,480 --> 00:01:30,760
‫در صورتی که راه فرار نداشته باشه
‫مسئولیت رو به گردن می‌گیره.

23
00:01:30,840 --> 00:01:33,280
‫تیم تحقیقات پرونده استگ
‫تمرکزشون روی گرفتن اعتراف بود.

24
00:01:33,360 --> 00:01:34,320
‫خوب می‌دونم هدف‌شون چی بود.

25
00:01:34,920 --> 00:01:38,560
‫تمرکز ما روی پیدا کردن مدارک فیزیکیه
‫تا به صورت غیر قابل انکار اثبات کنیم

26
00:01:38,640 --> 00:01:40,160
‫که رابرت نپر گناهکاره.

27
00:01:42,480 --> 00:01:43,320
‫ببین،

28
00:01:45,120 --> 00:01:47,600
‫متوجه‌ام که می‌خوای دلت قرص بشه.

29
00:01:47,680 --> 00:01:48,880
‫من دنبال حقیقت هستم.

30
00:01:49,840 --> 00:01:54,080
‫درباره اون روز کذایی و روزهای بعدش
‫که هیچ‌کس بازخواست نشد.

31
00:01:55,280 --> 00:01:56,400
‫وقتی به اون نقطه رسیدید،

32
00:01:57,600 --> 00:01:58,680
‫اونوقت گوش میدم.

33
00:02:01,120 --> 00:02:02,120
‫باشه.

34
00:02:20,080 --> 00:02:23,080
‫پرونده‌ای لاینحل که اکنون
‫وارد چهاردهمین سال خود شده.

35
00:02:23,160 --> 00:02:25,720
‫بیش از یک دهه و نیم از این تحقیقات می‌گذرد،

36
00:02:25,800 --> 00:02:29,800
‫تحقیقاتی که بارها تغییر مسیر داده
‫و با شواهد جدید دنبال شده.

37
00:02:29,880 --> 00:02:32,800
‫اما هنوز هیچ اتهام جدیدی
‫از دل آن بیرون نیامده است.

38
00:03:03,240 --> 00:03:05,160
‫امشب بابات چیکاره‌ست؟

39
00:03:07,040 --> 00:03:08,040
‫واسم مهم نیست.

40
00:03:19,880 --> 00:03:22,000
‫آندری؟ هستی؟

41
00:03:22,520 --> 00:03:23,480
‫فرانسیسکو هستم.

42
00:03:24,160 --> 00:03:27,320
‫چندین ماهه ندیدمت. معلومه کجایی؟

43
00:03:28,040 --> 00:03:32,720
‫نگرانتیـم.

44
00:03:37,000 --> 00:03:40,360
‫الان چطوری ثابت کنیم که راپرت نپر

45
00:03:40,440 --> 00:03:43,840
‫صبح پونزدهم جولای ۱۹۹۲
‫ویمبلدون کامن بوده؟

46
00:03:44,440 --> 00:03:48,760
‫خیلی‌خب، با اثباتِ اینکه
‫جایی که میگی نبوده، شروع می‌کنیم.

47
00:03:48,840 --> 00:03:50,520
‫خوبه. گفته کجا بوده؟

48
00:03:50,600 --> 00:03:53,600
‫سر کار. شرکت سرکو واقع در گرین‌ویچ.
‫میگه صبح تا شب اونجا بوده.

49
00:03:55,000 --> 00:03:57,680
‫همکارهای سابقش در دسترس هستن؟

50
00:03:57,720 --> 00:04:00,520
‫به سرکارگر دسترسی داریم.
‫اون زمان باهاش مصاحبه شده.

51
00:04:00,560 --> 00:04:03,960
‫برنامه‌ریزی‌های سالانه رو نگه می‌داشته
‫که ساعات کاری کارکنان ثبت شده.

52
00:04:04,080 --> 00:04:05,360
‫اما دفتر سال ۱۹۹۲ هیچ‌وقت پیدا نشد.

53
00:04:05,440 --> 00:04:08,080
‫باشه. به نظرت ارزش داره
‫یه بار دیگه باهاش حرف بزنیم؟

54
00:04:08,160 --> 00:04:10,680
‫- نه، بعید می‌دونم.
‫- آره، نظر منم همینه.

55
00:04:10,760 --> 00:04:13,600
‫هر چند، باید همه‌چیز...

56
00:04:13,680 --> 00:04:17,760
‫همه‌چیز و همه افراد رو
‫بدون هیچ پیش‌فرضی دوباره بررسی کنیم.

57
00:04:17,840 --> 00:04:20,800
‫- خیلی‌خب، آثار کفش رو داری؟
‫- بله، بفرمایید.

58
00:04:20,880 --> 00:04:23,800
‫تون، این جای کفش‌ـه.

59
00:04:25,200 --> 00:04:27,120
‫یکی از معدود مدارک فیزیکی

60
00:04:27,160 --> 00:04:29,560
‫از صحنه جرم اصلیه. خب؟

61
00:04:29,680 --> 00:04:34,280
‫بنو سوابق رو بررسی کرده
‫تا با کفش‌های نپر تطبیق بده.

62
00:04:34,320 --> 00:04:35,240
‫اما...

63
00:04:38,920 --> 00:04:41,640
‫روزی که نپر رو بازداشت کردن
‫هیچ کفشی...

64
00:04:41,720 --> 00:04:42,760
‫توی خونه‌اش پیدا نشد.

65
00:04:42,840 --> 00:04:44,520
‫- حتی یه دونه.
‫- خب؟

66
00:04:46,520 --> 00:04:48,080
‫خب واسمون سوال شده

67
00:04:48,960 --> 00:04:51,960
‫روزی که اونو دستگیر کردن چه چیزی پاش بوده؟

68
00:04:52,040 --> 00:04:54,200
‫خب، دیگه هیچ‌وقت
‫از بازداشت درنیومد، درسته؟

69
00:04:54,720 --> 00:04:55,600
‫نه.

70
00:04:56,120 --> 00:04:59,160
‫خب... محاله که هنوز
‫توی خونه‌اش باشه، درسته؟

71
00:04:59,240 --> 00:05:02,000
‫اینکه طی ده سال گذشته
‫توی انبارهای برادمور باشه؟

72
00:05:03,840 --> 00:05:05,160
‫- ارزش بررسی داره.
‫- همم.

73
00:05:05,240 --> 00:05:08,120
‫- آره.
‫- بعد از ماجرای آخر، باید محکم‌کاری کنیم.

74
00:05:08,200 --> 00:05:10,600
‫و تا وقتی حکم نگرفتیم
‫به احد و ناسی حرفی نزنید.

75
00:05:11,120 --> 00:05:13,120
‫- باشه.
‫- چیه؟

76
00:05:14,480 --> 00:05:16,640
‫تا حالا سعی کردی واسه
‫تفتیشِ زندان حکم بگیری؟

77
00:05:28,720 --> 00:05:29,720
‫الکس؟

78
00:05:32,640 --> 00:05:34,400
‫- خوبی؟
‫- آره.

79
00:05:36,080 --> 00:05:37,320
‫هفته خوبی داشتی؟

80
00:05:38,400 --> 00:05:39,360
‫خوب بود.

81
00:05:39,880 --> 00:05:42,160
‫جدی؟ کار چی؟

82
00:05:42,880 --> 00:05:43,880
‫اونم خوب بود.

83
00:05:46,880 --> 00:05:47,880
‫تو چی؟

84
00:05:49,320 --> 00:05:50,320
‫آره.

85
00:05:50,840 --> 00:05:52,640
‫الان غذا می‌خوری یا بعدا؟

86
00:05:53,320 --> 00:05:54,320
‫آم...

87
00:05:54,920 --> 00:05:56,640
‫خونه آنا شام می‌خورم.

88
00:05:57,720 --> 00:05:59,560
‫اومدم چند تا خرت و پرت بردارم.

89
00:06:01,840 --> 00:06:02,960
‫باشه.

90
00:06:05,200 --> 00:06:06,640
‫چرا بهم خبر ندادی؟

91
00:06:07,800 --> 00:06:10,720
‫- فکر کردم گفتم.
‫- کِی، الکس؟

92
00:06:11,240 --> 00:06:12,440
‫اصلا خونه نیستی.

93
00:06:14,880 --> 00:06:17,480
‫خب، الان خونه‌ام،
‫اگه می‌خوای حرف بزنی.

94
00:06:18,440 --> 00:06:20,320
‫حرفی نیست.

95
00:06:21,720 --> 00:06:25,040
‫بعید می‌دونم واست مهم باشه
‫که پلیس تماس گرفته یا نه، اما...

96
00:06:26,760 --> 00:06:27,800
‫تماس نگرفتن.

97
00:06:29,000 --> 00:06:31,480
‫مشخصه تحقیقات‌شون
‫با مظنون جدید به جایی نمیرسه.

98
00:06:34,840 --> 00:06:36,000
‫میرم دوش بگیرم.

99
00:06:50,680 --> 00:06:53,480
‫ده سال پیش اونجا کار می‌کردم.

100
00:06:54,240 --> 00:06:56,920
‫و نمی‌تونی با اطمینان بگی

101
00:06:57,000 --> 00:06:59,960
‫که اون روز نپر اومد سر کار یا نه؟

102
00:07:00,040 --> 00:07:02,760
‫من حافظه خیلی خوبی دارم اما...

103
00:07:03,280 --> 00:07:05,360
‫به نظرت کسی هست یادش باشه؟

104
00:07:05,440 --> 00:07:08,120
‫خب، گفتم که، نپر مدت زیادی
‫اونجا مشغول به کار نبود.

105
00:07:08,200 --> 00:07:10,880
‫و فقط می‌دیدم با خودش حرف میزد.

106
00:07:10,960 --> 00:07:13,000
‫یادم میاد دخترا ازش دوری می‌کردن.

107
00:07:13,600 --> 00:07:15,240
‫می‌دونید همه این حرف‌ها رو قبلا گفتم؟

108
00:07:15,320 --> 00:07:17,120
‫آره. آره.

109
00:07:18,200 --> 00:07:22,400
‫آم... و اگه اشتباه نکنم
‫دفاتر ثبت رو نگه داشتی؟ درسته؟

110
00:07:22,480 --> 00:07:25,720
‫توی گاراژه، آره.
‫اصلا نمی‌دونم چرا نگه داشتم.

111
00:07:26,240 --> 00:07:28,480
‫تمام ساعات کاری کارمندا رو به پلیس دادم.

112
00:07:28,560 --> 00:07:32,920
‫دفاتر ثبتِ سال ۹۱ و ۹۳ رو بهشون دادم.
‫و بقیه‌اش رفت تو سطل.

113
00:07:33,960 --> 00:07:35,320
‫هنوز اثری از دفتر سال ۹۲ نیست؟

114
00:07:36,480 --> 00:07:37,320
‫نه.

115
00:07:38,280 --> 00:07:39,880
‫اجازه میدی یه بار دیگه نگاه کنیم؟

116
00:07:40,400 --> 00:07:42,560
‫دل‌تون نمی‌خواد اونجا برید.

117
00:07:43,120 --> 00:07:44,080
‫نه.

118
00:07:44,600 --> 00:07:46,360
‫نه، راست میگم. نمی‌خوام.

119
00:07:50,760 --> 00:07:53,080
‫- خیلی بزرگن.
‫- درسته.

120
00:07:53,160 --> 00:07:55,720
‫- می‌دونی، واسه دیوار.
‫- آره.

121
00:08:02,240 --> 00:08:03,680
‫تو روحت.

122
00:08:08,680 --> 00:08:09,840
‫اینجاست، رئيس.

123
00:08:18,920 --> 00:08:21,040
‫- کریسمس مبارک.
‫- آره.

124
00:08:21,600 --> 00:08:23,360
‫خیلی‌خب. اینجاست.

125
00:08:23,880 --> 00:08:24,880
‫رابرت نپر.

126
00:08:26,040 --> 00:08:28,320
‫چهارشنبه ۱۵ جولای.

127
00:08:28,840 --> 00:08:30,600
‫اون روز رو مرخصی بود.

128
00:08:31,240 --> 00:08:32,320
‫مطمئنی؟

129
00:08:32,400 --> 00:08:34,280
‫جرج خیلی وسواسیه. کاملا مصممه.

130
00:08:34,360 --> 00:08:37,240
‫یعنی رابرت نپر اون روز سر کار نبوده.

131
00:08:37,800 --> 00:08:40,520
‫خیلی‌خب.
‫الان می‌تونیم اثبات کنیم کجا نبوده.

132
00:08:41,040 --> 00:08:42,880
‫ببینیم میگه کجا بوده.

133
00:08:48,720 --> 00:08:51,880
‫[انگلیس، بیمارستان روان‌پزشکی فوق‌امنیتی برادمور]

134
00:08:55,520 --> 00:08:56,520
‫بازم ممنون.

135
00:09:00,400 --> 00:09:01,840
‫شما وکیل اون هستید؟

136
00:09:02,080 --> 00:09:03,400
‫بله.

137
00:09:03,480 --> 00:09:07,320
‫و اگه تیم پزشکی موکل بنده در طول مصاحبه
‫تشخیص آشفتگی و اضطراب بدن،

138
00:09:07,400 --> 00:09:09,000
‫فورا مصاحبه رو متوقف می‌کنم.

139
00:09:09,520 --> 00:09:12,920
‫باب... آسیب‌پذیره. از نظر روانی.

140
00:09:14,280 --> 00:09:17,000
‫باب یه زندانی محکوم‌شده هم هست.

141
00:09:17,080 --> 00:09:18,880
‫و مظنون به قتل.

142
00:09:18,960 --> 00:09:20,760
‫در واقع، اون زندانی نیست.

143
00:09:20,840 --> 00:09:22,040
‫بیماره.

144
00:09:22,800 --> 00:09:25,280
‫شما در بیمارستان هستید، نه زندان.

145
00:09:29,760 --> 00:09:33,280
‫باب. اینجا واست صندلی گذاشتم.

146
00:09:35,280 --> 00:09:37,040
‫- تشریف بیار.
‫- سلام رابرت.

147
00:09:41,720 --> 00:09:43,440
‫همین جا. خوبه.

148
00:09:44,160 --> 00:09:45,240
‫خوبه.

149
00:09:45,880 --> 00:09:47,680
‫خیلی‌خب.

150
00:09:49,320 --> 00:09:52,160
‫ما اومدیم تا درباره ریچل نیکل
‫با تو صحبت کنیم.

151
00:09:53,920 --> 00:09:55,760
‫این اسم رو می‌شناسی، درسته رابرت؟

152
00:09:58,320 --> 00:10:00,760
‫قبلا به خاطر ریچل بازجویی شدی، مگه نه؟

153
00:10:02,760 --> 00:10:07,600
‫ریچل در سال ۱۹۹۲
‫مورد آزار قرار گرفت و به قتل رسید.

154
00:10:07,720 --> 00:10:09,480
‫به لطف پیشرفت‌های علمی،

155
00:10:09,520 --> 00:10:13,440
‫الان موفق شدیم دی‌ان‌ای مردی رو
‫شناسایی کنیم که قبلا ناشناخته بود

156
00:10:13,960 --> 00:10:15,920
‫که روی جنازه ریچل پیدا شده بود.

157
00:10:17,880 --> 00:10:19,520
‫و دی‌ان‌ای توئه، رابرت.

158
00:10:21,120 --> 00:10:22,800
‫می‌دونی دی‌ان‌ای چیه؟

159
00:10:22,880 --> 00:10:26,360
‫منحصر به‌فرد به توئه،
‫مثل اثر انگشت می‌مونه.

160
00:10:26,440 --> 00:10:31,480
‫آره. و اینکه یعنی می‌دونیم
‫اون روز با ریچل تماس فیزیکی داشتی.

161
00:10:32,720 --> 00:10:33,680
‫درسته؟

162
00:10:36,360 --> 00:10:40,400
‫رابرت، اگه توضیحی داری،
‫الان فرصت مناسبیه.

163
00:10:40,480 --> 00:10:42,600
‫نظرت چیه تعریف کنی چه اتفاقی افتاد؟

164
00:10:48,480 --> 00:10:49,320
‫گوش میدی؟

165
00:10:55,760 --> 00:10:57,200
‫ما همچین کاری نکردیم.

166
00:11:01,280 --> 00:11:04,440
‫اگه اشتباه نکنم در شرکت سرکو
‫واقع در گرین‌ویچ کار می‌کردی، رابرت.

167
00:11:06,400 --> 00:11:08,160
‫می‌دونی، اون‌ها دفتر ثبت سالانه دارن.

168
00:11:09,200 --> 00:11:11,920
‫دفتر سالانه ثابت می‌کنه
‫که تو اون روز سر کار نبودی، رابرت.

169
00:11:13,720 --> 00:11:18,200
‫این رو هم اثبات می‌کنه در سال ۱۹۹۵
‫وقتی در مورد ریچل ازت سوال پرسیدن به پلیس دروغ گفتی.

170
00:11:20,280 --> 00:11:21,560
‫چرا دروغ گفتی، رابرت؟

171
00:11:23,280 --> 00:11:25,560
‫پونزده جولای کجا بودی؟

172
00:11:30,120 --> 00:11:31,160
‫رابرت.

173
00:11:31,240 --> 00:11:33,360
‫نظری ندارم. ممنون.

174
00:11:34,760 --> 00:11:36,480
‫دیگه در موردِ چی دروغ گفتی؟

175
00:11:38,680 --> 00:11:41,080
‫چون اون روز ویمبلدون کامن بودی، درسته؟

176
00:11:41,160 --> 00:11:43,240
‫تو ریچل نیکل رو کشتی، مگه نه؟

177
00:11:43,320 --> 00:11:46,080
‫- کاراگاه نش.
‫- چرا گذاشتی اون پسر بچه زنده بمونه، رابرت؟

178
00:11:47,040 --> 00:11:48,960
‫بعد اینکه ریچل رو کشتی، وقت کم آوردی؟

179
00:11:49,040 --> 00:11:50,640
‫طبق بیانیه‌ای که برای شما می‌خونم،

180
00:11:50,720 --> 00:11:53,600
‫موکل بنده قصد نداره
‫به سوالات بیشتری از شما پاسخ بده.

181
00:11:53,840 --> 00:11:55,520
‫عقده‌ات از مادرها از کجا نشات می‌گیره؟

182
00:11:55,520 --> 00:11:57,280
‫مادر خودت وقتی ۱۸ ساله‌ات شد
‫تو رو از خونه بیرون انداخت...

183
00:11:57,320 --> 00:11:59,560
‫- کاراگاه نش.
‫- کافیه.

184
00:12:10,800 --> 00:12:11,720
‫تشکر.

185
00:12:11,880 --> 00:12:12,880
‫ممنون.

186
00:12:27,600 --> 00:12:28,720
‫حالت خوبه؟

187
00:12:29,720 --> 00:12:30,760
‫آره.

188
00:12:32,880 --> 00:12:36,000
‫«شما در بیمارستان هستید، نه زندان.»

189
00:12:36,840 --> 00:12:38,840
‫که حکم گرفتن واسه بیمارستان عین آب خوردنه.

190
00:12:42,040 --> 00:12:43,040
‫خیلی‌خب.

191
00:12:47,640 --> 00:12:51,520
‫پلیس در ارتباط با قتل ریچل نیکل
‫از مردی ۴۰ ساله بازجویی می‌کند.

192
00:12:51,600 --> 00:12:55,280
‫یک پیشرفت مهم در دی‌ان‌ای
‫هویت مظنون رو آشکار کرده است.

193
00:12:55,360 --> 00:12:57,600
‫گزارش‌ها حاکی از آن است که
‫او هم‌اکنون به خاطر جرمی دیگر

194
00:12:57,680 --> 00:13:00,760
‫در بیمارستان فوق‌امنیتی برادمور نگهداری می‌شود.

195
00:13:00,840 --> 00:13:02,680
‫اسکاتلند یارد، مقر مرکزی پلیس،
‫از تایید هویت این فرد خودداری کرده،

196
00:13:02,760 --> 00:13:05,560
‫و تنها گفته است که
‫در حال بازجویی از مردی ۴۰ ساله است

197
00:13:05,640 --> 00:13:08,320
‫و این اقدام بخشی از تحقیقات در حال انجام

198
00:13:08,400 --> 00:13:10,000
‫درباره قتل ریچل نیکل محسوب می‌شود.

199
00:13:23,960 --> 00:13:25,480
‫سر قولت موندی.

200
00:13:27,640 --> 00:13:30,280
‫- منو صحیح و سالم به ۱۸ سالگی رسوندی.
‫- همم.

201
00:13:33,080 --> 00:13:34,360
‫و تو چی؟

202
00:13:37,000 --> 00:13:39,400
‫- من چی؟
‫- خب...

203
00:13:40,560 --> 00:13:43,640
‫صحیح و سالم هستی؟

204
00:13:46,360 --> 00:13:48,720
‫- آره، فکر کنم.
‫- واقعا؟

205
00:13:49,240 --> 00:13:53,160
‫خیلی‌خب. فکر می‌کنی که...
‫الان همه‌چی رو پشت‌سر گذاشتی؟

206
00:13:55,600 --> 00:13:56,840
‫الان وقتِ این صحبت‌هاست؟

207
00:13:56,920 --> 00:13:59,440
‫اولین چیزی به من گفتن
‫این بود که «اون به صداقت نیاز داره.»

208
00:14:00,440 --> 00:14:02,640
‫و سعی کردم این حرفو آویزه گوشم کنم.
‫فراموش نکردم.

209
00:14:02,720 --> 00:14:04,640
‫و صادقانه بگم، الکس،

210
00:14:05,160 --> 00:14:06,520
‫در جایگاه دو تا آدم بالغ میگم...

211
00:14:09,080 --> 00:14:10,480
‫فکر نمی‌کنم فراموش کرده باشی.

212
00:14:11,400 --> 00:14:12,680
‫اصلا.

213
00:14:12,760 --> 00:14:15,240
‫- من فقط می‌خوام به زندگیم برسم.
‫- می‌دونم.

214
00:14:15,320 --> 00:14:17,160
‫پس انقدر توی گذشته نباش.

215
00:14:17,240 --> 00:14:18,600
‫یعنی چی، الکس؟

216
00:14:18,680 --> 00:14:22,600
‫مثل تو... تظاهر کنم
‫انگار هیچ اتفاقی نیفتاده؟

217
00:14:24,480 --> 00:14:26,440
‫من دقیقا می‌دونم چه اتفاقی افتاد.
‫اونجا بودم.

218
00:14:26,520 --> 00:14:28,480
‫می‌دونم، اما نمی‌دونی کار کی بود.

219
00:14:29,120 --> 00:14:30,720
‫یا چرا هنوز آزاده.

220
00:14:32,040 --> 00:14:33,840
‫ما حقیقت رو نمی‌دونیم، الکس.

221
00:14:33,920 --> 00:14:37,680
‫و فکر می‌کنم تا زمانی به حقیقت نرسیم،
‫آرامش فکری نداریم.

222
00:14:37,760 --> 00:14:39,920
‫- آرامش فکری؟
‫- برای جفت‌مون.

223
00:14:41,160 --> 00:14:42,320
‫تو شاید هیچ‌وقت بدست نیاری.

224
00:14:42,920 --> 00:14:44,400
‫داری وقتتو تلف می‌کنی.

225
00:14:45,240 --> 00:14:46,960
‫باید با واقعیت کنار بیای.

226
00:14:47,520 --> 00:14:50,400
‫و به... به زندگیم ادامه بدم؟

227
00:14:52,120 --> 00:14:55,520
‫فکر می‌کنی داشتی همین کار رو می‌کردی؟
‫دنبال جواب‌ها توی دین می‌گشتی؟

228
00:14:55,600 --> 00:14:58,200
‫دین نیست. ایمانـه.

229
00:14:59,800 --> 00:15:02,520
‫- و پیدا کردن راه و مسیر خودت.
‫- همم.

230
00:15:04,360 --> 00:15:05,440
‫یا شاید...

231
00:15:06,280 --> 00:15:08,520
‫شاید داری حواس خودتو پرت می‌کنی.

232
00:15:10,200 --> 00:15:14,720
‫هر کاری که دارم انجام میدم،
‫دیگه... دیگه مشکلِ تو نیست.

233
00:15:20,360 --> 00:15:21,360
‫خیلی‌خب.

234
00:15:38,480 --> 00:15:40,520
‫- قربان؟
‫- چی شده؟

235
00:15:43,280 --> 00:15:44,280
‫قهوه‌ای.

236
00:15:45,200 --> 00:15:47,200
‫با توصیف شاهد مطابقت داره. خیلی‌خب.

237
00:15:47,840 --> 00:15:50,320
‫خیلی‌خب، آره،
‫تحویل متخصص‌ها بدیم.

238
00:15:53,920 --> 00:15:55,000
‫تو روحت.

239
00:15:57,280 --> 00:15:58,640
‫خیلی‌خب، اینو بردار.

240
00:16:01,800 --> 00:16:04,040
‫خب، سرنخ مهمی پیدا کردی.

241
00:16:04,880 --> 00:16:07,680
‫وقتی اون روز الکس رو معاینه کردن،
‫موهاشو شونه زدن

242
00:16:07,720 --> 00:16:10,720
‫و تیکه‌های کوچیک از رنگ متالیک کشف شد.

243
00:16:11,400 --> 00:16:12,240
‫رنگ قرمز.

244
00:16:13,120 --> 00:16:14,880
‫چطوری از اونجا سر درآورده؟

245
00:16:14,960 --> 00:16:18,520
‫هنوز مطمئن نیستیم،
‫ولی این جعبه قتل نپر بوده، درسته؟

246
00:16:18,600 --> 00:16:21,920
‫از اون بهتر، نمونه‌های گرفته‌شده
‫از موی الکس هنوز وجود داره.

247
00:16:22,600 --> 00:16:25,080
‫خیلی‌خب، خبر بد چیه؟
‫همیشه خبر بد وجود داره.

248
00:16:25,160 --> 00:16:28,360
‫خبر چالش‌‌برانگیزتر اینه که
‫انجام آزمایش روی این خرده فلزها

249
00:16:28,440 --> 00:16:32,080
‫همزمان اون‌ها رو نابود می‌کنه.
‫عملا یه فرصت بیشتر نداریم.

250
00:16:32,160 --> 00:16:34,920
‫و اگه آزمایش جواب نده،
‫مدرک برای همیشه از دست میره.

251
00:16:35,000 --> 00:16:38,360
‫و برای محکوم کردن نپر
‫به مطابقت رنگ و کفش نیاز داریم.

252
00:16:38,440 --> 00:16:41,080
‫آره. اوه، بابت کفش...

253
00:16:41,160 --> 00:16:44,920
‫هنوز دقیق بررسی نکردن،
‫ولی احتمال میدن سایزشون اشتباه باشه.

254
00:16:45,520 --> 00:16:46,560
‫گندش بزنن.

255
00:16:46,640 --> 00:16:49,240
‫هر چند، دارن کفش رو به پارک می‌برن

256
00:16:49,320 --> 00:16:51,800
‫تا در شرایط مشابه آزمایش انجام بدن.

257
00:16:51,880 --> 00:16:54,120
‫پس... امیدوارم نتیجه‌بخش باشه.

258
00:16:54,200 --> 00:16:56,760
‫آره، خیلی علمیه.

259
00:17:13,640 --> 00:17:14,600
‫رئيس؟

260
00:17:16,000 --> 00:17:17,040
‫تلفن با شما کار داره.

261
00:17:17,840 --> 00:17:20,360
‫- پزشکی‌قانونیه؟
‫- میگن فقط با شما صحبت می‌کنن.

262
00:17:31,800 --> 00:17:33,520
‫احضاریه دادگاه‌ست، رابرت.

263
00:17:34,280 --> 00:17:37,320
‫پلیس به جرم قتل ریچل نیکل
‫به تو اتهام وارد کرده.

264
00:17:49,040 --> 00:17:50,120
‫ما همچین کاری نکردیم.

265
00:17:52,520 --> 00:17:53,520
‫خیلی‌خب.

266
00:17:59,320 --> 00:18:00,560
‫کی بود؟

267
00:18:04,760 --> 00:18:05,600
‫بابا؟

268
00:18:06,200 --> 00:18:07,160
‫آم...

269
00:18:08,160 --> 00:18:09,120
‫پلیس بود.

270
00:18:12,160 --> 00:18:13,080
‫بهش اتهام زدن؟

271
00:18:15,640 --> 00:18:16,720
‫اوهوم.

272
00:18:17,240 --> 00:18:18,320
‫اون‌ها...

273
00:18:19,280 --> 00:18:21,280
‫می‌خوان بدونن واسه دادگاه میریم یا نه.

274
00:18:22,520 --> 00:18:25,400
‫بعد از آخرین دفعه احیانا
‫فکر نمی‌کنی که بری، نه؟

275
00:18:25,440 --> 00:18:27,680
‫نمی‌خوام دوباره به حرف یکی دیگه اعتماد کنم.

276
00:18:30,120 --> 00:18:31,400
‫باید خودم ببینم.

277
00:18:31,480 --> 00:18:33,960
‫- هر دو باید ببینیم.
‫- دادگاه به ما ربطی نداره.

278
00:18:34,040 --> 00:18:36,960
‫میگن احتمال اینکه این دی‌ان‌ای

279
00:18:37,040 --> 00:18:39,840
‫واسه یه نفر غیر از این مرد باشه،
‫یک در دوازده میلیونه.

280
00:18:39,920 --> 00:18:40,880
‫من نمیام، بابا.

281
00:18:42,120 --> 00:18:44,000
‫حرف آخرمه، و تو هم نباید بری.

282
00:18:49,720 --> 00:18:52,640
‫مردی ۴۱ ساله که به قتل ریچل نیکل متهم شده

283
00:18:52,720 --> 00:18:54,040
‫تا زمان رسیدگی به پرونده
‫در بازداشت خواهد ماند.

284
00:18:54,120 --> 00:18:58,240
‫رابرت نپر از طریق ارتباط ویدیویی
‫از بیمارستان روان‌پزشکی برادمور در جلسه دادگاه حاضر شد.

285
00:18:58,320 --> 00:19:00,720
‫او تا جلسه رسیدگی بعدی که اواخر همین ماه
‫برگزار می‌شود، با قرار وثیقه آزاد شد.

286
00:19:24,760 --> 00:19:26,600
‫بابا؟ بابا؟

287
00:19:28,960 --> 00:19:30,040
‫- بابا.
‫- می‌دونم. می‌دونم.

288
00:19:30,080 --> 00:19:34,240
‫از اول جای ما رو می‌دونستن.
‫منتظر بهونه بودن.

289
00:19:34,360 --> 00:19:36,720
‫سعی کردم باهاشون مبارزه کنم،
‫و فایده‌ای نداشت. بس کن.

290
00:19:36,800 --> 00:19:40,040
‫آندری، بهت قول میدم، باهام حرف بزن
‫و شما رو تنها می‌ذاریم.

291
00:19:40,120 --> 00:19:41,680
‫هر چی بود رو گفتیم.

292
00:19:41,760 --> 00:19:44,080
‫- دارید وقت‌تون رو تلف می‌کنید.
‫- بیاید درباره مسائل مالی صحبت کنیم.

293
00:19:44,160 --> 00:19:46,680
‫- برو بمیر!
‫- الکس، تویی؟

294
00:19:46,800 --> 00:19:50,400
‫ببین، پلیس زنگ زد.
‫بی اجازه وارد شدید. برید. از اینجا برید!

295
00:19:50,440 --> 00:19:53,760
‫با همسایه‌ها حرف زدن.
‫تا آخر امروز همه می‌فهمن.

296
00:19:53,840 --> 00:19:55,640
‫- خب؟
‫- الکس، آنا چی میشه؟

297
00:19:55,720 --> 00:19:58,040
‫- آنا چی میشه؟
‫- بهش نگفتی، درسته؟

298
00:19:58,120 --> 00:20:00,760
‫خیلی‌خب، نباید از خودت بشنوه؟

299
00:20:12,760 --> 00:20:14,800
‫الکس! الکس!

300
00:20:14,880 --> 00:20:17,960
‫الکس، حالت چطوره؟
‫پیت کولیر هستم از روزنامه سان.

301
00:20:18,040 --> 00:20:20,120
‫دو دقیقه از وقتت رو به من بده.

302
00:20:57,760 --> 00:20:59,880
‫مادرت زن فوق العاده‌ای بود.

303
00:21:04,880 --> 00:21:06,960
‫صورتشو یادم میاد، اما...

304
00:21:07,560 --> 00:21:10,120
‫عمدتا این احساس رو یادم میاد...

305
00:21:11,680 --> 00:21:14,400
‫که با وجودش منو دوست داشت

306
00:21:16,120 --> 00:21:17,480
‫و منم عاشقش بودم.

307
00:21:18,040 --> 00:21:20,280
‫و هنوز می‌تونم اونو بو کنم.

308
00:21:20,920 --> 00:21:22,920
‫شیشه عطرشو نگه داشتم.

309
00:21:24,960 --> 00:21:26,440
‫چرا زودتر بهم نگفتی؟

310
00:21:28,360 --> 00:21:30,080
‫واسه یه زندگی دیگه‌ست

311
00:21:31,240 --> 00:21:33,760
‫و عادت ندارم درباره‌اش حرف بزنم.

312
00:21:35,480 --> 00:21:37,520
‫بابام همیشه خیلی...

313
00:21:40,280 --> 00:21:41,960
‫اون کیف جلوی در...

314
00:21:42,560 --> 00:21:45,040
‫همیشه آماده فرار هستیم
‫اگه یه‌وقت...

315
00:21:45,720 --> 00:21:47,360
‫و الان شما رو پیدا کردن.

316
00:21:47,960 --> 00:21:49,320
‫می‌خواید چیکار کنید؟

317
00:21:52,280 --> 00:21:54,280
‫این بار فرار نمی‌کنم.

318
00:22:03,000 --> 00:22:05,840
‫می‌دونم افراد زیادی سوال پرسیدن.

319
00:22:07,320 --> 00:22:08,920
‫دلیلشو می‌دونی، آره؟

320
00:22:11,360 --> 00:22:12,960
‫می‌دونن اون میلیونره.

321
00:22:13,040 --> 00:22:15,920
‫واسه همین مدام برمی‌گردن.
‫خانواده‌شو می‌شناسن.

322
00:22:16,440 --> 00:22:18,400
‫و خانواده تو چی، باب؟

323
00:22:19,240 --> 00:22:21,040
‫دوست دارم باهاشون آشنا بشم.

324
00:22:24,520 --> 00:22:27,320
‫اسم‌شون تو فهرست شخصیت‌های مهم اومده.

325
00:22:28,720 --> 00:22:31,640
‫می‌دونم پدرت واست جایگاه ویژه‌ای داشته.

326
00:22:32,160 --> 00:22:33,480
‫الگوی تو بود.

327
00:22:36,240 --> 00:22:37,840
‫خب، باور نمی‌کنن که...

328
00:22:37,920 --> 00:22:41,960
‫که من... که اون...
‫جایزه صلح نوبل رو برده.

329
00:22:42,040 --> 00:22:44,400
‫چون همه جا جار نزده.

330
00:22:45,640 --> 00:22:47,720
‫پدرت تو رو ترک کرد، درسته؟

331
00:22:47,800 --> 00:22:49,520
‫بعضی از اعداد، دو برابر شدن.

332
00:22:50,040 --> 00:22:54,240
‫واسه همین انگار اون سال‌ها
‫دو برابر طولانی‌تر گذشته.

333
00:22:54,320 --> 00:22:57,360
‫متوجه شدم که این اواخر

334
00:22:57,440 --> 00:22:59,880
‫با اعداد و افکار دیگه مشغول بودی.

335
00:22:59,960 --> 00:23:01,520
‫ولی فکر می‌کنی دلیلش چیه؟

336
00:23:02,480 --> 00:23:04,560
‫از چه چیزی واهمه داری، باب؟

337
00:23:07,320 --> 00:23:10,280
‫پول‌های تو بانک. توی منطقه سیدکاپ.

338
00:23:11,720 --> 00:23:13,560
‫پول‌های جنگ ستارگان.

339
00:23:16,520 --> 00:23:18,240
‫دوست دارم درباره ریچل حرف بزنم.

340
00:23:19,600 --> 00:23:20,960
‫فکر می‌کنم کمک کنه.

341
00:23:22,000 --> 00:23:26,880
‫نمی‌خوام بپرسم تو اونو کشتی یا نه.
‫به‌عنوان روان‌پزشک تو، این وظیفه من نیست.

342
00:23:26,960 --> 00:23:30,480
‫وظیفه‌ی من اینه که
‫بهت کمک کنم با واقعیت روبه‌رو بشی.

343
00:23:31,760 --> 00:23:35,760
‫شاید پیش خودت بگی که...
‫یعنی قراره بیشتر اینجا بمونی.

344
00:23:37,000 --> 00:23:38,360
‫شاید تا آخر عمر.

345
00:23:39,040 --> 00:23:40,560
‫ولی به نوع دیگه،

346
00:23:41,840 --> 00:23:42,920
‫ممکنه باعث رهایی تو بشه.

347
00:23:44,080 --> 00:23:47,760
‫به نظرم... این فرصت واقعی توئه، باب.

348
00:23:48,440 --> 00:23:50,560
‫تا پیشرفت رو شروع کنی.

349
00:23:53,400 --> 00:23:54,760
‫خانواده ریچل چی؟

350
00:23:55,840 --> 00:23:59,640
‫مطمئنم واسشون خیلی مهمه
‫تا حقیقت رو بفهمن.

351
00:24:03,040 --> 00:24:04,680
‫اون پسر بچه چی؟

352
00:24:06,920 --> 00:24:09,280
‫حقش نیست بدونه
‫چه اتفاقی واسه مادرش افتاده؟

353
00:24:12,440 --> 00:24:14,800
‫و اون پسر بچه‌ی درون تو چی، باب؟

354
00:24:18,920 --> 00:24:20,520
‫هنوز اونجاست، مگه نه؟

355
00:24:26,440 --> 00:24:27,840
‫حق اون چیه؟

356
00:24:51,400 --> 00:24:56,120
‫الکس کجاست؟ برگشت لندن؟
‫واسه دادگاه رفته؟

357
00:24:56,640 --> 00:24:58,920
‫به نظرت این بار طعم عدالت رو می‌چشید؟

358
00:25:00,120 --> 00:25:04,280
‫- الکس کجاست؟ اون کجاست؟
‫- می‌خوایم صحبت کنیم! آندری!

359
00:25:05,520 --> 00:25:07,600
‫آندری، می‌خوایم شفاف‌سازی بشه.

360
00:25:16,400 --> 00:25:19,760
‫[لندن، مقر مرکزی پلیس]

361
00:25:24,880 --> 00:25:26,040
‫آقای هنزکومب.

362
00:25:27,080 --> 00:25:31,960
‫آندری. فرمانده کمبل هستم.
‫ببخشید انقدر معطل شدی.

363
00:25:33,160 --> 00:25:35,000
‫قرارمون یک ساعت پیش بود.

364
00:25:35,080 --> 00:25:36,360
‫یه موضوعی پیش اومد.

365
00:25:36,960 --> 00:25:38,360
‫لطفا بنشینید.

366
00:25:42,400 --> 00:25:44,000
‫- شما رو یادم میاد.
‫- واقعا؟

367
00:25:45,240 --> 00:25:49,240
‫شاید. من توی تحقیقات اصلی
‫نقش حاشیه‌ای و جزئی داشتم.

368
00:25:50,000 --> 00:25:52,040
‫می‌خواستم شما رو ببینم چون...

369
00:25:52,120 --> 00:25:54,800
‫احساس می‌کنم باید حقایق مسلمی رو بدونید

370
00:25:54,840 --> 00:25:56,640
‫قبل اینکه به رسانه‌ها حرفی بزنیم.

371
00:25:57,560 --> 00:25:58,640
‫حقایق؟

372
00:25:59,360 --> 00:26:00,360
‫در مورد آقای نپر.

373
00:26:01,400 --> 00:26:05,360
‫به نظر میرسه در دوران کودکی و پس از اون،

374
00:26:05,440 --> 00:26:08,040
‫قبل از ارتکاب به جنایت‌های جدی،
‫با مراجع مختلف در ارتباط بوده.

375
00:26:08,320 --> 00:26:10,280
‫می‌خوام به شما اطمینان بدم

376
00:26:10,360 --> 00:26:13,960
‫که فقط برای جرائم جزئی
‫مورد توجه پلیس قرار گرفته بود.

377
00:26:14,560 --> 00:26:15,920
‫هرچند...

378
00:26:16,720 --> 00:26:20,320
‫متاسفانه باید انتظار داشته باشیم
‫دوستان رسانه‌ای ما،

379
00:26:20,360 --> 00:26:22,040
‫که می‌دونم با اون‌ها سابقه داری،

380
00:26:22,600 --> 00:26:25,440
‫از چیزی که در واقع خیلی ناچیزه،
‫یه مسئله بزرگ درست کنن.

381
00:26:26,480 --> 00:26:30,560
‫منظورت اینه که...
‫قبل از قتل‌ها اون رو می‌شناختید؟

382
00:26:31,160 --> 00:26:33,520
‫معما چو حل گشت آسان شود، آندری.

383
00:26:34,320 --> 00:26:35,760
‫ولی حقیقتِ امر اینه که،

384
00:26:35,840 --> 00:26:39,280
‫هیچ‌کس نمی‌تونست
‫ابعاد واقعی جرایم نپر رو پیش‌بینی کنه.

385
00:26:39,800 --> 00:26:41,320
‫ازت خواهش می‌کنم

386
00:26:41,960 --> 00:26:45,200
‫برای صلاح خودت هم شده
‫به خاطر خودت با رسانه‌ها درگیر نشی.

387
00:26:46,120 --> 00:26:48,960
‫می‌دونی چطور آدم‌هایی هستن.
‫الان مهم‌ترین مسئله

388
00:26:49,040 --> 00:26:51,760
‫برای تو و پسرت اینه که به عدالتی
‫که سزاوارش هستید برسید.

389
00:26:52,360 --> 00:26:53,960
‫تنها تمرکز باید روی همین موضوع باشه.

390
00:26:54,520 --> 00:26:55,680
‫برای همه‌مون.

391
00:26:58,240 --> 00:26:59,320
‫ممنون.

392
00:27:17,360 --> 00:27:21,640
‫[لندن، اولد بیلی]

393
00:27:31,880 --> 00:27:32,720
‫سلام.

394
00:28:04,360 --> 00:28:06,160
‫نظم دادگاه را حفظ کنید.

395
00:28:06,480 --> 00:28:07,400
‫لطفا بایستید.

396
00:28:12,440 --> 00:28:13,920
‫لطفا بنشینید.

397
00:28:18,920 --> 00:28:20,520
‫لطفا متهم در جای خود بایستد.

398
00:28:27,840 --> 00:28:29,320
‫رابرت کلایو نپر،

399
00:28:29,960 --> 00:28:33,840
‫شما متهم شده‌اید
‫در تاریخ پانزده جولای ۱۹۹۲

400
00:28:34,440 --> 00:28:36,720
‫در ومیبلدون کامن واقع در لندن،

401
00:28:36,800 --> 00:28:39,720
‫ریچل نیکل را به قتل رسانده‌اید.

402
00:28:40,240 --> 00:28:41,360
‫دفاعیه شما چیست؟

403
00:28:44,680 --> 00:28:45,880
‫بی‌گناه...

404
00:28:46,720 --> 00:28:47,840
‫در قتل.

405
00:28:50,320 --> 00:28:51,280
‫اما...

406
00:28:53,120 --> 00:28:54,680
‫گناهکار

407
00:28:55,360 --> 00:28:57,360
‫با مسئولیت ناقص ناشی از عدم اهلیت.

408
00:28:59,720 --> 00:29:02,160
‫ببخشید. گناهکار

409
00:29:02,920 --> 00:29:06,200
‫به قتل غیرعمد
‫با مسئولیت ناقص ناشی از عدم اهلیت.

410
00:29:12,720 --> 00:29:17,280
‫آقای نپر از کودکی دچار سندرم آسپرگر بودند

411
00:29:17,360 --> 00:29:20,200
‫و به تازگی مبتلا
‫به اسکیزوفرنی پارانوئید شدند.

412
00:29:21,240 --> 00:29:26,120
‫اما نشانه‌های روان‌پریشی او
‫از همان سال ۱۹۸۹ مشهود بوده است،

413
00:29:26,360 --> 00:29:31,360
‫زمانی که پس از اقدام به خودکشی
‫در بیمارستان بستری شد.

414
00:29:32,520 --> 00:29:35,120
‫موکل اینجانب معتقده
‫که توانایی تله‌پاتی داره.

415
00:29:35,840 --> 00:29:39,760
‫همچنین مدعیه توسط ارتش جمهوری‌خواه ایرلند
‫از ناحیه زانو مورد اصابت قرار گرفته

416
00:29:39,840 --> 00:29:43,000
‫در جریان خنثی‌سازی یک بمب،
‫انگشتانش رو از دست داده است.

417
00:29:43,520 --> 00:29:48,000
‫اظهار داره به خاطر استنشاق
‫مواد براق‌کننده انگشتاش دوباره رشد کرده.

418
00:29:49,680 --> 00:29:51,360
‫آقای نپر، لطفا بایستید.

419
00:29:55,120 --> 00:29:57,760
‫شما در مجموع ۴۹ بار
‫به ریچل چاقو زدید.

420
00:29:57,840 --> 00:30:00,120
‫در تمام این مدت، الکس کنار اون بود.

421
00:30:00,640 --> 00:30:03,720
‫رد آثار در صورت اون نشان‌دهنده‌ی اینه که،
‫طبق قضاوت بنده،

422
00:30:03,800 --> 00:30:06,280
‫اون رو به اجبار از مادرش جدا کردید.

423
00:30:06,360 --> 00:30:09,800
‫عدم وقوع قتل در اون مقطع،
‫در حالی که بعدا جزمین بیسِت رو کشتی،

424
00:30:09,840 --> 00:30:14,160
‫به طور قطع به این دلیله که نگران بودی
‫با زیاد موندن در صحنه قتل

425
00:30:14,160 --> 00:30:15,960
‫گرفتار بشی.

426
00:30:17,000 --> 00:30:19,120
‫حالا در آستانه بزرگسالی،

427
00:30:19,200 --> 00:30:21,680
‫الکس می‌دونه مردی که
‫مسبب قتل مادرش بوده

428
00:30:21,720 --> 00:30:25,880
‫هر چند با تاخیر،
‫بالاخره به سزای عملش رسید.

429
00:30:27,600 --> 00:30:34,360
‫شاید الان بتونه این فصل طولانی
‫و فرسایشی زندگیش رو ببنده.

430
00:30:36,800 --> 00:30:39,920
‫از نظر من، تو به‌شدت خطرناک هستی.

431
00:30:40,880 --> 00:30:43,240
‫باید فورا به برادمور برگردی،

432
00:30:43,320 --> 00:30:45,000
‫و هرگز نباید آزاد بشی

433
00:30:45,080 --> 00:30:48,240
‫تا وقتی که خطری برای جامعه نباشی.

434
00:30:49,320 --> 00:30:52,080
‫دور از ذهنه چنین اتفاقی رخ بده.

435
00:30:53,480 --> 00:30:55,440
‫صحبتی نداری؟

436
00:30:57,520 --> 00:31:02,000
‫موکل بنده تمایل داره
‫از دوستان و خانواده ریچل نیکل

437
00:31:02,080 --> 00:31:03,720
‫بابت کار وحشتناکی که
‫انجام داده عذرخواهی کنه،

438
00:31:03,800 --> 00:31:07,480
‫و همین‌طور از کالین استگ عذرخواهی کنه
‫که به اشتباه به قتل محکوم شده بود.

439
00:31:08,760 --> 00:31:09,920
‫اون رو ببرید.

440
00:31:19,160 --> 00:31:22,680
‫میشه... از اون پسر بچه عذرخواهی کنید؟

441
00:31:41,840 --> 00:31:43,320
‫آندری.

442
00:31:45,360 --> 00:31:47,160
‫از حکم راضی هستی؟

443
00:31:48,280 --> 00:31:50,560
‫بالاخره می‌تونی این ماجرا رو
‫پشت سر بذاری.

444
00:31:52,160 --> 00:31:56,080
‫جانشین فرمانده یتس
‫قراره با رسانه‌ها صحبت کنه.

445
00:31:57,760 --> 00:32:00,360
‫خواست مطمئن بشه
‫می‌خوای چیزی اضافه کنی یا نه.

446
00:32:01,600 --> 00:32:04,560
‫بعد از این همه سال،
‫همین چهار تا کلمه رو می‌خواید بگید؟

447
00:32:06,080 --> 00:32:07,400
‫جانم؟

448
00:32:07,480 --> 00:32:09,360
‫چرا انقدر طول کشید، فرمانده؟

449
00:32:11,160 --> 00:32:14,600
‫می‌تونستید قبل اینکه مرتکب قتل بشه
‫جلوی اونو بگیرید. مگه نه؟

450
00:32:15,680 --> 00:32:16,880
‫- فکر می‌کنم...
‫- مگه نه؟

451
00:32:19,400 --> 00:32:21,480
‫پس نه، من هیچ حرفی ندارم.

452
00:32:22,000 --> 00:32:24,840
‫نه با اون‌ها و نه قطعا با تو.

453
00:32:29,800 --> 00:32:33,840
‫و مردی به قتل غیرعمد
‫ریچل نیکل اعتراف کرده است.

454
00:32:33,920 --> 00:32:37,240
‫در اعترافی تکان‌دهنده، پلیس اعلام کرد که
‫امکان متوقف کردن نپر وجود داشته است.

455
00:32:37,320 --> 00:32:39,320
‫اون‌ها چندین فرصت
‫برای بازداشت او را از دست دادند.

456
00:32:39,400 --> 00:32:42,640
‫در نهایت، بالاخره می‌تونیم بگیم

457
00:32:42,720 --> 00:32:46,680
‫که ما عدالت در حق ریچل
‫و خانواده‌اش رو اجرا کردیم.

458
00:32:47,120 --> 00:32:49,080
‫در ادامه به آقای کالین استگ می‌پردازیم.

459
00:32:49,160 --> 00:32:53,960
‫در آگوست ۱۹۹۳،
‫ایشون به اشتباه متهم به قتل ریچل شد،

460
00:32:54,040 --> 00:32:56,680
‫و امروز ازشون عذرخواهی می‌کنم،

461
00:32:56,760 --> 00:33:00,960
‫و ما نیز به خوبی از تبعات سنگین و بلندمدت

462
00:33:01,040 --> 00:33:03,080
‫این اتفاق بر آینده و زندگی وی آگاه هستیم.

463
00:33:03,640 --> 00:33:06,520
‫شایسته است در این مقطع

464
00:33:06,560 --> 00:33:10,280
‫تلاش‌های متعهدانه
‫و تخصصی تیم تحقیق کنونی که ما رو

465
00:33:10,280 --> 00:33:12,440
‫به این مرحله رسانده است، قدردانی شود.

466
00:33:12,640 --> 00:33:15,920
‫آن‌ها طی چندین سال در توجه به جزئیات

467
00:33:15,960 --> 00:33:19,000
‫و عزم راسخ خود برای یافتن مدارکی که

468
00:33:19,120 --> 00:33:23,080
‫در نهایت رابرت نپر رو به دست عدالت سپرد،
‫از هیچ تلاشی فروگذار نکرده‌اند.

469
00:33:23,960 --> 00:33:27,800
‫آنچه امروز آشکار شده این است
‫که نپر چگونه از دستگیری گریخته است،

470
00:33:27,840 --> 00:33:32,760
‫امری که بیش از آنکه
‫ناشی از زیرکی قاتل باشد،

471
00:33:32,880 --> 00:33:34,680
‫به ناکارآمدی نهادی
‫پلیس متروپولیتن بازمی‌گردد.

472
00:33:37,000 --> 00:33:40,440
‫چرا قاتل باید عذرخواهی کنه،
‫اگه توی حکمش تفاوتی ایجاد نمی‌کنه؟

473
00:33:40,520 --> 00:33:42,880
‫اون مرد سلامت روان نداره، الکس.

474
00:33:43,400 --> 00:33:45,080
‫خیلی وقته می‌دونیم.

475
00:33:46,120 --> 00:33:48,240
‫بعید می‌دونم حتی بدونه
‫چرا این حرف رو زده.

476
00:33:54,040 --> 00:33:56,920
‫هنوز دنبال چیزی می‌گردی، نه؟

477
00:33:57,680 --> 00:33:59,600
‫نمی‌خوام نصحیتم کنی.

478
00:34:00,320 --> 00:34:01,320
‫دادگاه...

479
00:34:01,360 --> 00:34:03,720
‫دادگاه برای من مهم نیست.

480
00:34:04,960 --> 00:34:06,840
‫رابرت نپر چی؟

481
00:34:09,720 --> 00:34:12,320
‫اگه من جای تو بودم،
‫واسمون سوال پیش می‌اومد که چرا؟

482
00:34:13,000 --> 00:34:14,360
‫چرا چی؟

483
00:34:14,880 --> 00:34:16,440
‫چرا اون کار رو کرد؟

484
00:34:16,960 --> 00:34:18,120
‫چون بیماره؟

485
00:34:20,400 --> 00:34:22,480
‫بازم تصمیم‌شو گرفت.

486
00:34:23,560 --> 00:34:24,840
‫اما چرا؟

487
00:34:25,840 --> 00:34:27,720
‫لایق توضیح هستی.

488
00:34:46,360 --> 00:34:47,920
‫- سلام.
‫- آقای هنزکومب.

489
00:34:48,000 --> 00:34:49,600
‫ممنون. روز خوبی داشته باشید.

490
00:35:31,840 --> 00:35:35,920
‫[لندن]

491
00:35:46,640 --> 00:35:47,720
‫دکتر مونرو.

492
00:35:48,600 --> 00:35:51,560
‫- می‌تونم باهاتون صحبت کنم؟
‫- متاسفانه دیرم شده.

493
00:35:51,640 --> 00:35:55,800
‫شما چند سال پیش دکتر رابرت نپر بودید، درسته؟
‫شما یکی از دکترهای اون بودید.

494
00:35:55,880 --> 00:35:58,400
‫حرف‌هامو به مطبوعات زدم.

495
00:35:58,480 --> 00:36:00,120
‫نه، من خبرنگار نیستم.
‫من...

496
00:36:00,200 --> 00:36:03,760
‫من... من الکس هنزکومب هستم.
‫پسر ریچل نیکل.

497
00:36:04,840 --> 00:36:07,320
‫فقط پونزده دقیقه به من وقت بدید،
‫خواهش می‌کنم.

498
00:36:09,960 --> 00:36:14,080
‫نمی‌تونم اطلاعاتی بیشتر از اون‌چه
‫که عمومی شده رو بهت بگم.

499
00:36:14,600 --> 00:36:18,240
‫خب، می‌تونید بهم بگید
‫اون کیه و چطور آدمیه.

500
00:36:19,120 --> 00:36:20,800
‫چیز زیادی وجود نداره.

501
00:36:21,560 --> 00:36:23,520
‫شنیدم تو مدرسه
‫زیاد مورد آزار و قلدری قرار گرفته.

502
00:36:24,560 --> 00:36:25,720
‫مامان و باباش خیلی دعوا می‌کردن.

503
00:36:25,720 --> 00:36:27,560
‫خب، هر چقدر بگیم کم گفتیم.

504
00:36:28,160 --> 00:36:30,640
‫رابرت فرزند ارشد خانواده بود و...

505
00:36:31,680 --> 00:36:35,840
‫اون و مادرش بیشترین فشار از خشونت‌های ناشی
‫از اعتیاد به نوشیدنی پدرش رو تحمل کردن.

506
00:36:36,400 --> 00:36:40,080
‫سندرم آسپرگر رابرت
‫در بیشتر دوران بچگیش تشخیص داده نشد،

507
00:36:40,120 --> 00:36:42,640
‫و این امر انزوای اون رو دو چندان کرد.

508
00:36:43,280 --> 00:36:47,080
‫و حول و حوش ۱۲ سالگی،
‫مورد حمله فیزیکی شدیدی قرار گرفت.

509
00:36:47,160 --> 00:36:49,040
‫مدارک اتفاق موجوده.

510
00:36:49,560 --> 00:36:51,200
‫اون مرد محکوم شد.

511
00:36:51,280 --> 00:36:55,120
‫توسط دوست خانوادگی‌شون
‫در جنگل به رابرت تعرض شد.

512
00:36:56,840 --> 00:36:58,400
‫چرا به زن‌ها حمله می‌کرد؟

513
00:36:59,080 --> 00:37:03,960
‫چرا مادران همراه بچه رو هدف قرار می‌داد؟
‫نمی‌تونم بگم چون خودم نمی‌دونم.

514
00:37:04,560 --> 00:37:06,560
‫می‌دونم جواب همه سوال‌ها رو ندارید.

515
00:37:06,560 --> 00:37:10,120
‫منظورم اینه که، رابرت
‫هرگز از جنایت‌هاش صحبت نکرد.

516
00:37:10,840 --> 00:37:12,320
‫تا جایی که می‌دونم،
‫به هیچ‌کس چیزی نگفته.

517
00:37:14,120 --> 00:37:15,760
‫به نظرم این احتمال وجود داره

518
00:37:15,840 --> 00:37:19,440
‫چون مادرش پدرش رو ترک کرده
‫از دستش عصبانی بوده.

519
00:37:20,880 --> 00:37:23,720
‫و مدام اون رو تنبیه می‌کرد

520
00:37:24,320 --> 00:37:27,200
‫در قالب زن‌هایی که رفتار مادرانه داشتن

521
00:37:27,880 --> 00:37:31,760
‫چیزی که خودش هیچ‌وقت تجربه نکرده بود.

522
00:37:33,240 --> 00:37:34,840
‫منظورت اینه که...

523
00:37:36,920 --> 00:37:38,760
‫مادر من انگار مادر اون بود؟

524
00:37:39,920 --> 00:37:40,920
‫احتمالا.

525
00:37:42,040 --> 00:37:44,520
‫ممکنه به همین دلیل گذاشته تو زنده بمونی.

526
00:37:46,320 --> 00:37:47,560
‫چون تو انگار خودِ اون بودی.

527
00:37:49,720 --> 00:37:51,040
‫یادش میاد؟

528
00:37:53,320 --> 00:37:54,920
‫یادش میاد چه اتفاقی واسش افتاده؟

529
00:37:56,800 --> 00:37:57,920
‫فکر کنم.

530
00:37:58,440 --> 00:38:00,800
‫هر چند خاطرات کودکی کمی داره.

531
00:38:03,760 --> 00:38:08,120
‫کودکان آسیب‌دیده و رهاشده
‫اغلب حافظه سرگذشتی ضعیفی دارن،

532
00:38:08,160 --> 00:38:10,800
‫و وقایعی که به یاد میارن،

533
00:38:10,880 --> 00:38:12,720
‫مثل تولدها،

534
00:38:12,800 --> 00:38:13,840
‫کریسمس،

535
00:38:14,360 --> 00:38:15,960
‫اکثرا واسشون اتفاق نیفتاده.

536
00:38:17,040 --> 00:38:18,600
‫بنابراین یه خلاء وجود داره.

537
00:38:21,040 --> 00:38:22,840
‫من خاطرات زیادی

538
00:38:23,360 --> 00:38:25,200
‫از قبل و بعد اون روز دارم.

539
00:38:26,520 --> 00:38:27,520
‫خب...

540
00:38:28,160 --> 00:38:32,040
‫احتمالا طوری بزرگ شدی
‫طعم امنیت و عشق رو بچشی.

541
00:38:50,360 --> 00:38:51,440
‫الکس.

542
00:38:52,400 --> 00:38:53,480
‫هی.

543
00:38:54,760 --> 00:38:56,720
‫- این چیه؟
‫- آم...

544
00:38:57,440 --> 00:38:59,920
‫راستش مطمئن نبودم بهت نشون بدم،

545
00:39:00,000 --> 00:39:01,800
‫ولی واسه هر دوی ماست.

546
00:39:02,480 --> 00:39:05,840
‫و از داخلِ دادستانی سلطنتی
‫برای ما ارسال شده.

547
00:39:06,480 --> 00:39:08,560
‫انگار پلیس همه‌چیز رو ما به نگفته.

548
00:39:10,680 --> 00:39:15,120
‫این مدارک نشون‌دهنده‌ی
‫فرصت‌هاییه که از دست دادن...

549
00:39:15,200 --> 00:39:16,800
‫بشین. آم...

550
00:39:16,880 --> 00:39:19,360
‫تمام فرصت‌هایی که
‫توی دستگیری قاتل غفلت کردن

551
00:39:19,400 --> 00:39:22,920
‫قبل اینکه به تو و مادرت
‫و صد تا زنِ دیگه حمله کنه.

552
00:39:23,640 --> 00:39:26,120
‫ماجرا فراتر از چیزهاییه
‫که رسانه‌ها پوشش دادن.

553
00:39:26,200 --> 00:39:29,880
‫برای مثال، سال ۱۹۸۹،
‫مادرش به پلیس زنگ زد

554
00:39:29,960 --> 00:39:33,440
‫و گفت که پسرش به تعرض اعتراف کرد،
‫و پیگیری نکردن.

555
00:39:34,600 --> 00:39:36,560
‫و بعد یک سال بعد،
‫مادر تو رو کشت،

556
00:39:36,640 --> 00:39:39,160
‫پلیس اونو توی باغچه خونه یه زن دستگیر کرد،

557
00:39:39,240 --> 00:39:41,440
‫و فقط اونو بردن خونه و رسوندنش.

558
00:39:41,520 --> 00:39:44,800
‫و سه ماه بعد، جزمین و سامانتا بیسِت رو
‫توی خونه خودشون کشت.

559
00:39:44,880 --> 00:39:47,880
‫این روال ادامه داره،
‫اشتباه پشت اشتباه.

560
00:39:47,960 --> 00:39:49,960
‫به‌طور مکرر فرصت‌ها رو از دست دادن...

561
00:39:50,000 --> 00:39:54,320
‫خب همینو می‌خواستی؟
‫این ماجرا بالاخره آرامش فکری بهت میده؟

562
00:39:54,360 --> 00:39:55,560
‫نه الکس، چیزه...

563
00:39:56,200 --> 00:39:58,200
‫ما رو سرافکنده کردن
‫و این مدارک اثبات می‌کنه.

564
00:39:58,240 --> 00:40:01,040
‫اون‌ها هم مثل قاتل
‫دست‌شون به خون آلوده‌ست.

565
00:40:01,040 --> 00:40:02,800
‫خب، شاید اونم سرافکنده شده.

566
00:40:03,720 --> 00:40:04,720
‫جانم؟

567
00:40:05,360 --> 00:40:07,360
‫بهت نگفتم دلیل رفتنـم به لندن چی بود.

568
00:40:07,440 --> 00:40:10,080
‫- دکتری... که اونو درمان کرد دیدم.
‫- دکتر؟

569
00:40:10,160 --> 00:40:12,640
‫رفتی روان‌پزشکشو دیدی. واسه چی؟
‫الکس...

570
00:40:12,680 --> 00:40:15,120
‫به نظر میاد قاتل هم
‫اتفاقات وحشتناکی رو تجربه کرده.

571
00:40:15,160 --> 00:40:18,120
‫- قابل چشم‌پوشی نیست.
‫- شاید بدتر از اینه که ما...

572
00:40:18,200 --> 00:40:21,200
‫حق نداری خودتو با اون مقایسه کنی.
‫تو اصلا شبیه به اون نیستی.

573
00:40:21,280 --> 00:40:23,240
‫مسئله همینه!

574
00:40:23,320 --> 00:40:24,960
‫وقتی کسی تو زندگیت نباشه
‫بهت اهمیت بده

575
00:40:25,000 --> 00:40:28,760
‫تصمیم درست گرفتن خیلی سخته.
‫من همیشه یکی رو داشتم.

576
00:40:30,640 --> 00:40:33,360
‫من مادرمو داشتم،
‫و هر اتفاقی میفتاد، تو رو داشتم.

577
00:40:35,000 --> 00:40:38,240
‫بابا، یه بار بهت گفتم واست
‫احترام قائل نیستم، و از ته‌دل گفتم.

578
00:40:39,800 --> 00:40:41,320
‫دیگه این حس رو ندارم..

579
00:40:43,280 --> 00:40:46,040
‫بابت زحمت‌هایی که واسه من کشیدی
‫واست احترام زیادی قائل هستم.

580
00:40:47,280 --> 00:40:48,440
‫منو زنده نگه داشتی.

581
00:40:50,560 --> 00:40:51,760
‫نه الکس، تو...

582
00:40:53,280 --> 00:40:54,640
‫تو باعث زنده موندن من هستی.

583
00:40:56,440 --> 00:40:58,360
‫باید روی چیزهایی که بدست آوردیم تمرکز کنیم.

584
00:41:00,360 --> 00:41:01,880
‫تنها راه پیش‌روی ماست.

585
00:41:10,440 --> 00:41:12,640
‫اگه مادرت بود،
‫بهت خیلی افتخار می‌کرد.

586
00:41:18,440 --> 00:41:19,600
‫خب شاید...

587
00:41:20,880 --> 00:41:22,400
‫شاید راهش همین باشه.

588
00:41:23,360 --> 00:41:24,360
‫راه چی؟

589
00:41:25,960 --> 00:41:29,400
‫شاید این راهی باشه
‫تا تهدید رو به فرصت تبدیل کنیم.

590
00:41:31,080 --> 00:41:31,920
‫چطور؟

591
00:41:32,520 --> 00:41:35,800
‫خب، هنوز نمی‌دونم الکس،
‫ولی...

592
00:41:37,960 --> 00:41:40,840
‫هر چی که هست،
‫می‌دونم بدون تو نمی‌تونم.

593
00:41:54,720 --> 00:41:57,960
‫تمام عمرم، مردم می‌گفتن
‫که قاتل مادرم از جون من گذشته،

594
00:41:58,560 --> 00:42:00,160
‫بهم یه فرصت دیگه داده.

595
00:42:01,840 --> 00:42:04,160
‫اما باور نمی‌کردم
‫که اون این تصمیم رو گرفته باشه.

596
00:42:07,640 --> 00:42:08,920
‫بلکه به خاطر عشق بوده.

597
00:42:11,920 --> 00:42:13,800
‫خیلی جالبه، نه؟

598
00:42:13,880 --> 00:42:17,280
‫میشه یه دور دیگه با ماشین‌ آتش‌نشانی بزنی؟

599
00:42:18,200 --> 00:42:19,360
‫اون چیه؟

600
00:42:20,240 --> 00:42:22,400
‫- چی داری؟
‫- پشت سه‌چرخه‌ات چیه؟

601
00:42:22,920 --> 00:42:24,360
‫- چکش.
‫- چکش؟

602
00:42:24,440 --> 00:42:25,760
‫باید... الکس؟

603
00:42:25,840 --> 00:42:26,800
‫آره.

604
00:42:29,960 --> 00:42:33,880
‫یالا سم، زود باش بریم
‫سمت جایگاه نوازنده‌ها.

605
00:42:35,240 --> 00:42:37,520
‫برو. خداحافظ!

606
00:42:41,080 --> 00:42:42,760
‫پشت سرتم.

607
00:42:43,880 --> 00:42:48,040
‫- فکر نکنم.
‫- دوستت دارم.

608
00:42:50,600 --> 00:42:54,040
‫آندری و الکس با تکیه بر اسناد محرمانه‌ای
‫که از دادستانی سلطنتی فاش شده بودند،

609
00:42:54,080 --> 00:42:57,760
‫از پلیس متروپولیتن شکایت کردند.

610
00:42:58,920 --> 00:43:02,760
‫اقدامات آن‌ها به انتشار گزارشی کوبنده
‫از سوی کمیسیون مستقل رسیدگی به شکایات پلیس انجامید.

611
00:43:02,920 --> 00:43:05,960
‫این گزارش فهرستی از اشتباهات
‫و تصمیم‌های نادرست پلیس متروپولیتن را ارائه می‌کرد

612
00:43:06,000 --> 00:43:10,320
‫ و نتیجه می‌گرفت که در صورت نبود این خطاها، رابرت نپر
‫می‌توانست پیش از قتل ریچل و خانواده بیسِت

613
00:43:10,360 --> 00:43:13,600
‫و پیش از ارتکاب حملات خشونت‌آمیز متعدد
‫شناسایی و دستگیر شود.

614
00:43:14,240 --> 00:43:17,760
‫بررسی داخلی پلیس متروپولیتن
‫نشان‌دهنده قصورهای عمده‌ای بود،

615
00:43:17,800 --> 00:43:21,360
‫با این حال هیچ افسری
‫مورد پیگرد انضباطی رسمی قرار نگرفت.

616
00:43:21,880 --> 00:43:24,920
‫فناوری بهبودیافته دی‌ان‌ای که جهت تحقیقات مجدد
‫پیرامون قتل ریچل نیکل توسعه یافته بود،

617
00:43:24,920 --> 00:43:28,800
‫متعاقبا برای کمک به حل
‫چندین پرونده دیگر مورد استفاده قرار گرفت.

618
00:43:29,120 --> 00:43:33,360
‫آندره و الکس در اسپانیا زندگی می‌کنند و در اعتقادشان
‫به قدرت ایمان، امید و عشق متحد باقی مانده‌اند.

619
00:43:33,920 --> 00:43:38,880
‫آن‌ها بیش از هر زمان دیگری به هم نزدیک هستند.

