﻿1
00:01:32,500 --> 00:01:35,041
‫رویا و کابوس دو روی یک سکه هستن،

2
00:01:36,416 --> 00:01:37,750
‫که آنچه تو تصور می‌‌کنی...

3
00:01:38,625 --> 00:01:40,000
‫تو رو تصور می‌کنه.

4
00:01:41,625 --> 00:01:48,333
‫[رئال دل مونته، مکزیک | 1866]

5
00:02:26,000 --> 00:02:28,000
‫[شاهزاده]

6
00:02:32,750 --> 00:02:34,875
‫مامانی..
‫دوست دارم از دنیاشون دیدن کنم!

7
00:02:35,375 --> 00:02:36,625
‫تو همین الانش هم اونجایی.

8
00:02:37,375 --> 00:02:38,750
‫هرموقع می‌نویسی،

9
00:02:38,875 --> 00:02:40,000
‫یا نقاشی می‌کشی،

10
00:02:40,500 --> 00:02:42,166
‫روحت در جوهر تجسم میشه.

11
00:02:42,250 --> 00:02:43,750
‫اونا اینطوری وجود دارن.

12
00:02:45,125 --> 00:02:46,875
‫همه‌شون مثل خودت...

13
00:02:47,000 --> 00:02:48,000
‫واقعی می‌شن.

14
00:02:48,041 --> 00:02:49,500
‫به نظرت می‌تونن منو ببینن؟

15
00:02:53,500 --> 00:02:54,500
‫مامانی!

16
00:02:59,375 --> 00:03:00,375
‫کمکمون کنید!

17
00:03:01,875 --> 00:03:03,250
‫چی شده، مامانی!

18
00:03:04,375 --> 00:03:07,250
‫کمکمون کنید!
‫کمکمون کن، مامان‌بزرگ، کمکم کن!

19
00:03:15,666 --> 00:03:16,500
‫مامان!

20
00:03:16,625 --> 00:03:18,041
‫لطفا! کمکمون کنید!

21
00:03:46,875 --> 00:03:48,916
‫- وای نه...
‫- وای...

22
00:03:51,250 --> 00:03:53,416
‫فرانسیسکا!
‫اونو ول کن!

23
00:03:53,500 --> 00:03:54,500
‫بیا کمکم کن!

24
00:03:56,750 --> 00:03:57,750
‫آه...

25
00:04:01,291 --> 00:04:04,666
‫[ماریا کونچیتا پاردس دیوسدادو]
‫[مادر و همسری عزیز]

26
00:04:12,125 --> 00:04:15,250
‫هوم.
‫خیلی متاسفم، فرانسیسکا.

27
00:04:17,000 --> 00:04:18,000
‫ها؟

28
00:04:23,500 --> 00:04:25,000
‫هوم... اوهوم.

29
00:04:27,916 --> 00:04:28,916
‫فرانسیسکا!

30
00:04:29,000 --> 00:04:30,750
‫- وای نه!
‫- برگرد اینجا!

31
00:04:32,250 --> 00:04:34,250
‫فرانسیسکا، کجایی؟

32
00:04:34,291 --> 00:04:35,125
‫هوم.

33
00:04:35,250 --> 00:04:37,250
‫- لطفا کمکم کنید نوه‌ام رو پیدا کنم،
‫- فرانسیسکا!

34
00:04:37,291 --> 00:04:38,125
‫همین الان!

35
00:04:38,250 --> 00:04:39,625
‫فرانسیسکا!

36
00:04:40,166 --> 00:04:42,291
‫ای فسقلیِ پررو!
‫کجا قایم شدی؟

37
00:04:42,375 --> 00:04:43,375
‫فرانسیسکا، کجایی؟

38
00:04:43,500 --> 00:04:44,500
‫اون...

39
00:04:44,791 --> 00:04:45,791
‫شاهزاده‌ی...

40
00:04:46,250 --> 00:04:47,250
‫جوانِ نازنین

41
00:04:48,791 --> 00:04:52,125
‫حاضره هرکاری لازم باشه
‫برای نجات والدینش

42
00:04:54,375 --> 00:04:56,166
‫و هرکسی که دوست داشت انجام بده.

43
00:05:01,250 --> 00:05:02,250
‫هوم...

44
00:05:06,000 --> 00:05:07,791
‫آه!
‫دختره رو پیدا کردم، خانم.

45
00:05:08,291 --> 00:05:09,916
‫اوه، فرانسیسکا!

46
00:05:10,416 --> 00:05:12,875
‫چطور جرات می‌کنی که امروز
‫این کارو باهامون بکنی؟

47
00:05:44,000 --> 00:05:45,000
‫اوه!

48
00:06:02,291 --> 00:06:03,291
‫اوه.

49
00:06:11,291 --> 00:06:12,291
‫هوم...

50
00:06:14,875 --> 00:06:18,000
‫- فرانسیسکا؟ الانه که خورشید طلوع کنه.
‫- هوم...

51
00:06:21,875 --> 00:06:23,250
‫آه.

52
00:06:31,791 --> 00:06:32,791
‫متوجه شدم.

53
00:06:36,000 --> 00:06:37,375
‫در ضلع شرقی همه‌چیز امن و امانه.

54
00:06:49,000 --> 00:06:50,666
‫اوه فبولیست، ترسوندیم!

55
00:06:51,666 --> 00:06:53,000
‫بیا، دنبالم بیا.

56
00:06:53,625 --> 00:06:54,625
‫همه‌چیز روبراهه، قربان.

57
00:06:56,625 --> 00:06:57,625
‫هوم...

58
00:07:00,500 --> 00:07:01,500
‫آه.

59
00:07:08,166 --> 00:07:10,375
‫اشتیاقی وصف‌ناپذیر برای فهمیدن بیشتر

60
00:07:10,416 --> 00:07:12,625
‫- در شاهزاده شعله‌ور شد.
‫- چی؟

61
00:07:12,750 --> 00:07:15,166
‫- تصمیم گرفت به غریزه‌اش گوش بده.
‫- ها؟

62
00:07:16,000 --> 00:07:17,541
‫حس درونیش...

63
00:07:18,125 --> 00:07:20,125
‫و صدایی مرموز که صداش می‌کرد
‫رو دنبال کرد.

64
00:07:20,250 --> 00:07:21,375
‫احساس پریشانی می‌کرد،

65
00:07:21,875 --> 00:07:23,916
‫- ولی نمی‌ترسید. احساسی عجیب...
‫- آخ!

66
00:07:24,000 --> 00:07:28,125
‫وقتی حس کرد که داره با سرنوشتش روبرو میشه
‫به سراغش اومد.

67
00:07:28,166 --> 00:07:33,000
‫وقتی که صدا اونو صدا می‌زد
‫مدام بالا و بالاتر می‌رفت،

68
00:07:33,125 --> 00:07:35,416
‫- و دنبال راه خروجی از دنیای هیولاییش بود.
‫- اوه!

69
00:07:35,500 --> 00:07:38,125
‫با هر لحظه که می‌گذشت
‫واقعی‌تر می‌شد.

70
00:07:38,166 --> 00:07:43,000
‫متحیر شده بود که به مکانی بسیار عجیب رسیده.

71
00:07:43,041 --> 00:07:44,875
‫جایی که تا حالا نرفته بود.

72
00:07:44,916 --> 00:07:45,750
‫اوه...

73
00:07:45,875 --> 00:07:47,791
‫گیجی سراسر وجودش رو فرا گرفته بود،
‫شکمش داشت می‌پیچید.

74
00:07:47,875 --> 00:07:48,666
‫آه...

75
00:07:48,750 --> 00:07:50,916
‫- ها؟
‫- دید در مکانی جدید پر از...

76
00:07:51,000 --> 00:07:52,666
‫- غریبه‌ست.
‫- هوم؟

77
00:07:53,500 --> 00:07:55,250
‫یک سرزمین رویاییِ دیده نشده...

78
00:07:58,625 --> 00:08:00,166
‫مکانی فوق‌العاده!

79
00:08:00,875 --> 00:08:02,416
‫اون یه خرده دیوونه‌ست،
‫قبول نداری...

80
00:08:02,416 --> 00:08:03,625
‫- رفیق؟
‫- اوهوم.

81
00:08:03,750 --> 00:08:06,541
‫فقط یه خرده؟
‫اون وحشتناکه، رفیق.

82
00:08:08,625 --> 00:08:09,625
‫اوه...

83
00:08:10,250 --> 00:08:11,416
‫اون فقط دنبال توجهه.

84
00:08:11,500 --> 00:08:13,416
‫من اولین نفر به کلاس می‌رسم.

85
00:08:13,500 --> 00:08:15,750
‫- آره، مگه نه؟ طفلکی.
‫- نه، نمی‌تونی منو شکست بدی!

86
00:08:15,791 --> 00:08:17,875
‫- همیشه داستان‌هاش به نظرم اینطوری بوده.
‫- می‌خوای بعد از کلاس دینی...

87
00:08:17,875 --> 00:08:19,541
‫به خونه‌ی عجیب من بیای؟

88
00:08:19,625 --> 00:08:21,500
‫اگه مدام اینطوری بدوئه، زمین می‌خوره.

89
00:08:21,500 --> 00:08:24,375
‫می‌دونم رفیق، اون خیلی دست و پا چلفتیه
‫و همیشه دست و پاهاش کبود میشه...

90
00:08:24,375 --> 00:08:26,791
‫شرط می‌بندم کشیش هنوز متوجه نشده
‫که گچش رو قایم کردم.

91
00:08:26,875 --> 00:08:30,000
‫آره، وقتی بابام اومد دنبالم
‫ازش اجازه می‌گیریم.

92
00:08:31,000 --> 00:08:31,875
‫اوه!

93
00:08:31,916 --> 00:08:32,750
‫ها؟

94
00:08:32,875 --> 00:08:33,666
‫اِه...

95
00:08:33,750 --> 00:08:34,750
‫اِه؟

96
00:08:36,000 --> 00:08:37,000
‫آه! آه!

97
00:08:39,416 --> 00:08:41,750
‫اِه... نه!

98
00:08:42,500 --> 00:08:43,500
‫اِه...

99
00:08:45,041 --> 00:08:46,041
‫آه...

100
00:08:47,375 --> 00:08:48,625
‫اوه...

101
00:08:53,041 --> 00:08:54,375
‫من خیلی خوشم اومد.

102
00:08:54,416 --> 00:08:56,875
‫و پدرم توی کار نشر هست.

103
00:08:57,000 --> 00:08:59,250
‫فکر می‌کنم یه روزی ممکنه از داستان‌هات خوشش بیاد.

104
00:08:59,291 --> 00:09:01,750
‫- من...
‫- آره تو هم که خیلی بامزه‌ای. چرا...

105
00:09:01,875 --> 00:09:03,416
‫همه‌تون اینقدر باهام بدجنس هستید؟

106
00:09:03,916 --> 00:09:05,000
‫آه!

107
00:09:11,291 --> 00:09:12,291
‫ها؟

108
00:09:12,625 --> 00:09:13,625
‫آه...

109
00:09:17,625 --> 00:09:18,625
‫آخی ...

110
00:09:28,291 --> 00:09:29,291
‫ها؟

111
00:09:30,250 --> 00:09:31,250
‫آه...

112
00:09:32,166 --> 00:09:33,166
‫ها؟

113
00:09:45,375 --> 00:09:47,291
‫آه!

114
00:09:50,000 --> 00:09:51,500
‫- ها؟
‫- آه!

115
00:09:51,541 --> 00:09:52,750
‫فرانسیسکا!

116
00:09:52,875 --> 00:09:54,375
‫دخترک بلای جون!

117
00:09:56,041 --> 00:09:58,875
‫- مامان‌بزرگ، یه هیولا اینجاست!
‫- خدایا!

118
00:09:58,916 --> 00:10:00,000
‫چرا اومدی اینجا؟

119
00:10:00,125 --> 00:10:01,750
‫پدر کازمه بهم گفت

120
00:10:01,875 --> 00:10:04,625
‫که بعد از وقت استراحت
‫برنگشتی سر کلاس،

121
00:10:04,666 --> 00:10:07,291
‫و داشتی بقیه بچه‌ها رو می‌ترسوندی.

122
00:10:07,375 --> 00:10:09,625
‫مامان‌بزرگ!
‫یه موجود لای اون گیاهانه.

123
00:10:14,291 --> 00:10:15,291
‫هوم.

124
00:10:21,625 --> 00:10:22,625
‫آه...

125
00:10:23,250 --> 00:10:24,541
‫من هیچی ندیدم.

126
00:10:25,416 --> 00:10:27,000
‫چرا تو اینطوری‌ای؟
‫نمی‌خوای...

127
00:10:27,125 --> 00:10:28,833
‫مثل همسن و سال‌هات باشی؟
‫شاید اون موقع...

128
00:10:28,875 --> 00:10:30,375
‫بالاخره یه دوست پیدا کردی.

129
00:10:30,500 --> 00:10:31,375
‫آخ!

130
00:10:31,500 --> 00:10:33,291
‫تو یه ساحره‌ای!

131
00:10:33,375 --> 00:10:34,375
‫ها؟

132
00:10:34,500 --> 00:10:35,625
‫به من چی گفتی؟

133
00:10:36,125 --> 00:10:37,250
‫- آه...
‫- بچه پررو.

134
00:10:37,291 --> 00:10:39,000
‫- آخ!
‫- آه!

135
00:10:41,416 --> 00:10:42,416
‫اوه!

136
00:10:48,875 --> 00:10:49,875
‫آه!

137
00:10:50,541 --> 00:10:51,541
‫آه!

138
00:10:52,791 --> 00:10:54,625
‫آخ! آخ!

139
00:10:57,500 --> 00:11:00,625
‫اوه‌اوه.
‫ببخشید، ولی حدس بزنید امروز چی شد.

140
00:11:00,750 --> 00:11:01,875
‫سریع خوابم برد و...

141
00:11:01,916 --> 00:11:04,125
‫اوه، حالت خوبه عزیزم؟

142
00:11:04,166 --> 00:11:05,416
‫آره، مامان...
‫من خوبم.

143
00:11:05,500 --> 00:11:06,666
‫- وریتنا.
‫- اوه!

144
00:11:07,791 --> 00:11:09,500
‫- عشق من.
‫- بس کن مامان!

145
00:11:10,375 --> 00:11:12,000
‫اگه اینطوری بغلش کنی،

146
00:11:12,666 --> 00:11:14,500
‫فکر می‌کنه که کار درستی کرده.

147
00:11:14,625 --> 00:11:18,541
‫دارم قبل از اینکه پسرم رو تا آخر عمرش خونه‌نشین کنم
‫بغلش می‌کنم.

148
00:11:18,625 --> 00:11:19,625
‫چیه؟

149
00:11:20,000 --> 00:11:21,000
‫- فیکتورو!
‫- بابا!

150
00:11:21,375 --> 00:11:22,375
‫حالت خوبه؟

151
00:11:39,875 --> 00:11:40,875
‫ها؟

152
00:11:42,500 --> 00:11:43,500
‫اوه...

153
00:11:45,250 --> 00:11:46,250
‫اوه...

154
00:11:48,000 --> 00:11:52,916
‫اوه، اون پادشاه و خانواده سلطنتی بی‌مصرفش
‫باعث بدبختی ما می‌شن.

155
00:11:56,541 --> 00:11:58,375
‫آه... اِه...

156
00:11:59,125 --> 00:12:02,250
‫تو باید عواقبت کارهات رو در نظر بگیری.

157
00:12:02,375 --> 00:12:04,500
‫ما همیشه نیستیم که ازت محافظت کنیم.

158
00:12:04,541 --> 00:12:06,375
‫ولی اصلا صدمه ندیدم!

159
00:12:06,500 --> 00:12:08,541
‫درواقع یه چیز معرکه کشف کردم!

160
00:12:08,625 --> 00:12:11,750
‫فهمیدم که می‌تونیم با استفاده از چنگ عنکبوتی
‫به جای دیگه‌ای بریم.

161
00:12:11,875 --> 00:12:13,125
‫باید بهتون بگم که من...

162
00:12:13,250 --> 00:12:15,375
‫نه، هرنوال!
‫نه!

163
00:12:16,250 --> 00:12:17,375
‫باید بفهمی

164
00:12:17,500 --> 00:12:20,375
‫کاری که تو کردی
‫به شدت خطرناک بود، پسرم.

165
00:12:20,500 --> 00:12:22,625
‫عزیزم، تو باید بیشتر احتیاط کنی.

166
00:12:22,666 --> 00:12:27,166
‫تعادلی بین دو عالم وجود داره
‫و محافظت ازش وظیفه‌ی ماست.

167
00:12:27,666 --> 00:12:30,875
‫مدت خیلی زیادیه که کسی نتونسته
‫به اون عالم بره، پسرم

168
00:12:31,500 --> 00:12:32,666
‫و اینطوری هم بهتره.

169
00:12:32,750 --> 00:12:35,791
‫بهم قول بده چیزی که کشف کردی
‫رو به هیچکس نمیگی.

170
00:12:35,875 --> 00:12:36,791
‫باشه، معذرت می‌خوام.

171
00:12:36,875 --> 00:12:37,916
‫تازشم...

172
00:12:38,000 --> 00:12:41,791
‫تو به مهم‌ترین وسیله گونه‌ی ما آسیب زدی…

173
00:12:42,291 --> 00:12:43,750
‫چنگ عنکبوتی.

174
00:12:47,500 --> 00:12:49,208
‫- اوه!
‫- تو باید ازش محافظت کنی، چون یه روزی...

175
00:12:49,250 --> 00:12:50,666
‫باهاش می‌نوازی

176
00:12:50,750 --> 00:12:54,375
‫و با این کار ناخودآگاه انسان‌ها رو شکل خواهی داد.

177
00:12:54,875 --> 00:12:56,125
‫این موهبت ماست...

178
00:12:56,250 --> 00:12:58,000
‫فقط مخصوص اعضای...

179
00:12:58,041 --> 00:12:59,250
‫خانواده سلطنتیـه.

180
00:12:59,375 --> 00:13:00,375
‫فیکتورو،

181
00:13:01,166 --> 00:13:02,916
‫وقتش رسیده که بهش بگیم.

182
00:13:03,000 --> 00:13:05,375
‫چی؟
‫زده به سرت، وریتنا؟

183
00:13:05,500 --> 00:13:06,291
‫اِه...

184
00:13:06,375 --> 00:13:08,875
‫- اون برای فهمیدنش هنوز خیلی کوچیکه.
‫- چی؟

185
00:13:09,000 --> 00:13:10,375
‫من خیلی کوچیک نیستم!

186
00:13:10,500 --> 00:13:13,000
‫می‌خوام بدونم اون طرف چی هست.

187
00:13:13,125 --> 00:13:14,375
‫یه دختر بود

188
00:13:15,000 --> 00:13:16,375
‫که با نور احاطه شده بود.

189
00:13:16,416 --> 00:13:17,416
‫نمی‌فهمم!

190
00:13:17,500 --> 00:13:19,125
‫یه صدا داشت باهام حرف می‌زد
‫یا داشت...

191
00:13:19,166 --> 00:13:20,625
‫درباره من حرف می‌زد؟

192
00:13:20,666 --> 00:13:22,000
‫اون از کجا منو می‌شناسه؟

193
00:13:22,125 --> 00:13:24,750
‫حتی گفت که من شاهزاده‌ام.

194
00:13:24,791 --> 00:13:26,291
‫از کجا می‌دونست؟
‫از کجا؟

195
00:13:28,000 --> 00:13:29,416
‫چطور ممکنه اینقدر منو خوب بشناسه؟

196
00:13:29,500 --> 00:13:30,375
‫هوم.

197
00:13:30,416 --> 00:13:31,958
‫- صداش به نظر آشناست، ولی نمی‌دونم...
‫- ها؟

198
00:13:32,000 --> 00:13:33,000
‫اون کیه.

199
00:13:33,500 --> 00:13:35,000
‫شما می‌دونید معنیش چیه؟

200
00:13:36,875 --> 00:13:37,875
‫آه...

201
00:13:45,750 --> 00:13:51,625
‫♪ آروم باش، ما تاریخ رو با بشریت سهیم می‌شیم ♪

202
00:13:53,541 --> 00:13:56,625
‫♪ اونا داستان‌هایی تعریف می‌کنن
‫و بعد اونا... ♪

203
00:13:56,750 --> 00:14:00,500
‫♪ داستان‌های خیالی‌ای هستن که به واقعیت تبدیل می‌شن ♪

204
00:14:04,750 --> 00:14:08,125
‫♪ انسان‌ها از رویابافی می‌ترسن ♪

205
00:14:19,791 --> 00:14:24,541
‫- ♪ خیال و حقیقت ♪
‫- ♪ خیال و حقیقت ♪

206
00:14:25,291 --> 00:14:29,750
‫- ♪ دو طرف منظره ♪
‫- ♪ دو طرف منظره ♪

207
00:14:30,291 --> 00:14:35,416
‫- ♪ صورت فلکیِ کامل، تو یه... ♪
‫- ♪ صورت فلکیِ کامل، تو یه... ♪

208
00:14:35,500 --> 00:14:40,750
‫- ♪ پارادوکس عمیق با سرود هستی ♪
‫- ♪ پارادوکس عمیق با سرود هستی ♪

209
00:14:47,625 --> 00:14:54,500
‫♪ حالا داستان از تار و پود وحشیگری بافته میشه ♪

210
00:14:56,000 --> 00:15:00,000
‫♪ افسانه‌ها و رویاهای گذشته ♪

211
00:15:03,791 --> 00:15:09,625
‫♪ حقیقت رو آشکار می‌کنن
‫و از دروغ‌ها مصون می‌مونن ♪

212
00:15:18,791 --> 00:15:23,666
‫- ♪ خیال و حقیقت ♪
‫- ♪ خیال و حقیقت ♪

213
00:15:24,541 --> 00:15:29,166
‫- ♪ دو طرف منظره ♪
‫- ♪ دو طرف منظره ♪

214
00:15:29,666 --> 00:15:34,750
‫- ♪ صورت فلکیِ کامل، تو یه... ♪
‫- ♪ صورت فلکیِ کامل، تو یه... ♪

215
00:15:34,791 --> 00:15:39,916
‫- ♪ پارادوکس عمیق با سرود هستی ♪
‫- ♪ پارادوکس عمیق با سرود هستی ♪

216
00:15:42,375 --> 00:15:45,541
‫این عالم، خانه‌ ترس‌های انسان‌هاست.

217
00:15:45,625 --> 00:15:48,125
‫- ما ایده‌هایی هستیم که اونا رو می‌ترسونه.
‫- ها؟

218
00:15:48,250 --> 00:15:49,375
‫پس ما فقط ایده هستیم؟

219
00:15:50,041 --> 00:15:52,250
‫یعنی... ما وجود نداریم؟

220
00:15:52,291 --> 00:15:53,291
‫اوه.

221
00:15:55,000 --> 00:15:57,375
‫واقعا حس می‌کنی که وجود نداری؟

222
00:15:58,000 --> 00:16:00,125
‫- اوم...
‫- اوه!

223
00:16:00,166 --> 00:16:01,750
‫اِه...

224
00:16:05,500 --> 00:16:10,750
‫- ♪ تو یه رویای شیرینی ♪
‫- ♪ تو خود حقیقتی ♪

225
00:16:11,291 --> 00:16:15,291
‫- ♪ و همچنین خیالی ♪
‫- ♪ تو یه کلمه‌ای ♪

226
00:16:16,875 --> 00:16:22,000
‫- ♪ تو یه رویای شیرینی ♪
‫- ♪ تو خود حقیقتی ♪

227
00:16:22,500 --> 00:16:26,500
‫- ♪ و همچنین خیالی ♪
‫- ♪ تو یه کلمه‌ای ♪

228
00:16:27,500 --> 00:16:30,666
‫- ♪ حقیقت راه‌حل نیست. چنین چیزی...
‫- ♪ حقیقت راه‌حل نیست. چنین چیزی...

229
00:16:30,666 --> 00:16:31,500
‫آه.

230
00:16:31,625 --> 00:16:33,791
‫وجود نداره، بنابراین تو واقعی هستی ♪

231
00:16:33,875 --> 00:16:35,375
‫♪ واقعی هستی ♪

232
00:16:44,375 --> 00:16:45,375
‫آه!

233
00:16:48,125 --> 00:16:49,791
‫- آه!
‫- آه، فیکتورو!

234
00:16:50,750 --> 00:16:51,875
‫- اوه... طوری نیست.
‫- آه!

235
00:16:51,916 --> 00:16:53,541
‫- اون صدای چی بود؟
‫- آروم باش.

236
00:16:53,625 --> 00:16:55,666
‫- نمی‌دونم!
‫- پیش‌ به سوی تالار تاج و تخت!

237
00:16:55,750 --> 00:16:56,875
‫علیاحضرت،

238
00:16:57,000 --> 00:16:58,000
‫کمک نیاز دارید؟

239
00:16:58,125 --> 00:16:59,625
‫ممنونم، فرمانده میتلیتاس.

240
00:17:00,666 --> 00:17:03,500
‫متاسفانه کار دیگه‌ای برای پادشاه
‫از دستمون برنمیاد.

241
00:17:03,541 --> 00:17:04,625
‫اِه...

242
00:17:04,666 --> 00:17:06,500
‫ببخشید که مزاحم‌تون شدم، ولی...

243
00:17:06,625 --> 00:17:08,666
‫- ببخشید، من...
‫- کابوس‌ساز سلطنتی...

244
00:17:08,750 --> 00:17:11,291
‫تقضا داره که فورا...

245
00:17:11,375 --> 00:17:12,541
‫با شما صحبت کنه.

246
00:17:13,125 --> 00:17:14,125
‫بابا!

247
00:17:15,500 --> 00:17:16,500
‫بگم بیاد داخل؟

248
00:17:17,791 --> 00:17:20,000
‫برای این کارهای تشریفاتی وقت نداریم!

249
00:17:20,041 --> 00:17:22,125
‫اونا...

250
00:17:22,166 --> 00:17:23,166
‫شرم‌آور هستن!

251
00:17:24,125 --> 00:17:25,166
‫- کافیه!
‫- ها؟

252
00:17:31,916 --> 00:17:32,916
‫جلو نیا.

253
00:17:37,125 --> 00:17:38,125
‫اعلی‌حضرت!

254
00:17:38,750 --> 00:17:40,166
‫نوسانی وحشتناک،

255
00:17:40,250 --> 00:17:44,291
‫ویرانگر و بسیار رسوایی‌آور
‫بین عالم‌ها وجود داشته!

256
00:17:45,166 --> 00:17:46,166
‫فرمانده!

257
00:17:50,250 --> 00:17:52,000
‫یا سایه‌های مقدس، اعلی‌حضرت!

258
00:17:52,125 --> 00:17:53,625
‫ظاهرتون خیلی افتضاحه.

259
00:17:53,666 --> 00:17:54,500
‫اوه...

260
00:17:54,625 --> 00:17:57,416
‫برام سواله که شاید وقتش باشه
‫پیشنهادی که دادم رو بررسی...

261
00:17:57,500 --> 00:17:58,625
‫پروکستس...

262
00:17:59,625 --> 00:18:01,000
‫الان اصلا وقتش نیست.

263
00:18:01,041 --> 00:18:02,041
‫ها؟

264
00:18:02,750 --> 00:18:04,541
‫- میشه لطفا شاهزاد رو...
‫- چی؟

265
00:18:04,541 --> 00:18:05,541
‫ببری به اتاقش؟

266
00:18:07,291 --> 00:18:08,416
‫ارباب جوان من،

267
00:18:08,916 --> 00:18:10,916
‫همراه من میاید؟

268
00:18:11,000 --> 00:18:13,166
‫اوه...

269
00:18:15,875 --> 00:18:16,875
‫بیا، بابا.

270
00:18:18,916 --> 00:18:19,916
‫اوه...

271
00:18:20,500 --> 00:18:22,166
‫- هی...
‫- کاری که میگم رو بکن، پسرم.

272
00:18:24,875 --> 00:18:26,875
‫هوم.

273
00:18:27,666 --> 00:18:28,666
‫ها؟

274
00:18:47,000 --> 00:18:48,000
‫آه...

275
00:18:53,750 --> 00:18:56,375
‫نه، صبر کن!
‫پروکستس...

276
00:18:57,541 --> 00:18:59,250
‫بله، سرورم؟

277
00:18:59,750 --> 00:19:01,416
‫پدر و مادرم چشون شده؟

278
00:19:01,500 --> 00:19:02,625
‫خب...

279
00:19:02,750 --> 00:19:03,750
‫آخه...

280
00:19:04,416 --> 00:19:08,250
‫بار سنگینی بر دوش پادشاه و ملکه قرار داره، سرورم.

281
00:19:08,750 --> 00:19:10,250
‫گونه‌ی ما دارن ضعیف‌تر می‌شن.

282
00:19:10,291 --> 00:19:12,250
‫قدرت ما، توان ما، حضور ما،

283
00:19:12,375 --> 00:19:13,500
‫همه‌اش داره به خاطر

284
00:19:13,625 --> 00:19:15,541
‫انسان‌های کثافت از بین میره.

285
00:19:16,041 --> 00:19:17,666
‫پدر و مادرت اولین افرادی هستن...

286
00:19:17,750 --> 00:19:19,416
‫که حسش کردن، و بعدش هم به سر سرزمین پادشاهی میاد.

287
00:19:19,500 --> 00:19:20,875
‫نه، من این اجازه رو نمیدم!

288
00:19:20,916 --> 00:19:22,000
‫کمکشون می‌کنم.

289
00:19:22,125 --> 00:19:23,416
‫اوه، واقعا کاش می‌تونستید،
‫ولی...

290
00:19:23,416 --> 00:19:24,250
‫ها؟

291
00:19:24,375 --> 00:19:26,500
‫متاسفانه از توان شما خارجه، سرورم.

292
00:19:26,541 --> 00:19:27,916
‫ولی وقتی اون از دنیا رفتن...

293
00:19:28,000 --> 00:19:30,375
‫من و شما باهم کار می‌کنیم.

294
00:19:30,875 --> 00:19:33,541
‫من شاهکارهام رو با شما در میون می‌ذارم
‫تا بتونید به شکل کابوس‌های وحشتناک

295
00:19:33,541 --> 00:19:34,958
‫برای انسان‌ها بفرستیدشون.

296
00:19:35,000 --> 00:19:36,666
‫هوم...

297
00:19:38,000 --> 00:19:40,125
‫متأسفانه ما در چنگال

298
00:19:40,166 --> 00:19:41,541
‫اون موجودات ساده

299
00:19:41,625 --> 00:19:42,500
‫و بی‌رحم

300
00:19:42,541 --> 00:19:43,375
‫زندگی می‌کنیم.

301
00:19:43,500 --> 00:19:45,375
‫نه!
‫من نمی‌خوام متکی به انسان‌ها باشم!

302
00:19:46,375 --> 00:19:47,166
‫هی...

303
00:19:47,250 --> 00:19:51,000
‫ای کاش می‌تونستیم به عالم وجود بریم...

304
00:19:51,500 --> 00:19:53,375
‫اونوقت داستان فرق می‌کرد.

305
00:19:53,500 --> 00:19:55,625
‫و... حالا...

306
00:19:55,750 --> 00:19:56,916
‫کسی هست که بتونه بره اونجا؟

307
00:19:57,000 --> 00:19:58,291
‫در عصری که مدت‌هاست فراموش شده،

308
00:19:58,375 --> 00:20:00,125
‫خیلی وقت پیش،

309
00:20:00,625 --> 00:20:03,250
‫ترس از خود ترس، شکلش رو پیدا کرد.

310
00:20:03,750 --> 00:20:06,875
‫و یک عنکبوت پردار عظیم‌الجثه متولد شد:

311
00:20:07,375 --> 00:20:10,166
‫انکارای باشکوه.

312
00:20:11,625 --> 00:20:15,541
‫انکارا متوجه شد که زندگیش به ترسی که
‫در دل انسان‌ها بیدار می‌کرد،

313
00:20:15,625 --> 00:20:16,625
‫گره خورده.

314
00:20:18,625 --> 00:20:23,000
‫اون از چنگ عنکبوتی برای عبور
‫و در نتیجه مطیع کردن انسان‌ها استفاده کرد.

315
00:20:23,500 --> 00:20:25,625
‫بعد سیموت گستاخ

316
00:20:25,666 --> 00:20:27,625
‫از بشریت دفاع کرد

317
00:20:27,666 --> 00:20:29,041
‫و انکارا رو

318
00:20:29,125 --> 00:20:30,625
‫به نبردی سهمگین فراخواند.

319
00:20:31,125 --> 00:20:33,291
‫اما انکارا، سیموت رو گرفت

320
00:20:33,375 --> 00:20:34,500
‫و اونو خورد.

321
00:20:34,625 --> 00:20:36,750
‫سیموت هم با استفاده از دندان‌های نیش و خارهاش،

322
00:20:36,875 --> 00:20:40,000
‫- گلوی انکارا رو پاره کرد.
‫- آه!

323
00:20:40,500 --> 00:20:41,375
‫و فرار کرد.

324
00:20:41,500 --> 00:20:42,750
‫انکارا از بین رفت

325
00:20:43,250 --> 00:20:44,625
‫و از بقایای اون

326
00:20:44,666 --> 00:20:46,791
‫دو گونه‌ی جدید خلق شدن:

327
00:20:47,291 --> 00:20:48,625
‫از پرهای اون...

328
00:20:49,125 --> 00:20:50,375
‫تکوتی‌ها، دقیقا مثل من!

329
00:20:50,416 --> 00:20:51,875
‫بله، درسته!

330
00:20:51,916 --> 00:20:53,666
‫و از تارهای ابریشمی انکارا،

331
00:20:53,750 --> 00:20:56,750
‫آرادیتی‌هایی مثل من خلق شدن.

332
00:20:57,291 --> 00:21:01,041
‫با این حال در این دوران
‫ما قدرت کافی برای ظاهر شدن در عالم وجود

333
00:21:01,125 --> 00:21:02,375
‫رو نداریم.

334
00:21:04,291 --> 00:21:05,500
‫آه، ولی من تازه...

335
00:21:05,625 --> 00:21:06,500
‫اوم...

336
00:21:06,541 --> 00:21:08,166
‫تازه چی کردی، سروم؟

337
00:21:08,250 --> 00:21:11,750
‫تازه یادم اومد که یه خرده خسته‌ام.

338
00:21:11,875 --> 00:21:12,875
‫هوم.

339
00:21:14,125 --> 00:21:16,416
‫البته، البته سرورم!

340
00:21:17,125 --> 00:21:21,000
‫من چقدر احمقم که با چنین مسائل بزرگان
‫مزاحم شما شدم.

341
00:21:21,041 --> 00:21:23,250
‫بنده من صمیمانه،

342
00:21:23,291 --> 00:21:26,125
‫خالصانه و از صمیم قلب
‫از شما عذرخواهی می‌کنم.

343
00:21:26,625 --> 00:21:30,000
‫امیدوارم کابوس‌های بسیار شیرین ببینید.

344
00:21:32,041 --> 00:21:33,041
‫ممنون.

345
00:21:33,875 --> 00:21:34,875
‫هوم...

346
00:21:36,750 --> 00:21:37,625
‫اَخ!

347
00:21:37,666 --> 00:21:39,875
‫جوراب کهنه بدترین چیز توی دنیاست!

348
00:21:41,500 --> 00:21:42,500
‫کلا حال بهم زنه!

349
00:21:42,625 --> 00:21:44,791
‫اینقدر غر نزن، فرانسیسکا ایملدا،

350
00:21:44,875 --> 00:21:46,541
‫به عنوان زن،

351
00:21:46,625 --> 00:21:48,166
‫این وظیفه‌ی ماست.

352
00:21:48,250 --> 00:21:50,500
‫خواسته واقعی من نویسنده شدنه!

353
00:21:50,625 --> 00:21:52,916
‫راجع‌به موجودی که دیشب دیدم می‌نویسم!

354
00:21:53,000 --> 00:21:54,750
‫کشتی ما رو با اون داستان‌های وحشتناکت.

355
00:21:56,500 --> 00:21:59,416
‫خودشه!
‫چیزی که منم دیدم وحشت بود!

356
00:21:59,500 --> 00:22:02,375
‫این مزخرفات رو تمومش کن!
‫تو قوه تخیل سرسام‌آوری داری،

357
00:22:02,875 --> 00:22:04,541
‫ولی بالاخره از سرت میره.

358
00:22:17,375 --> 00:22:18,500
‫- آه...
‫- اونا حتی...

359
00:22:19,000 --> 00:22:20,250
‫از رفتن

360
00:22:20,750 --> 00:22:24,000
‫- به عالم وجود حرف زدن.
‫- ها؟

361
00:22:24,041 --> 00:22:25,875
‫دو عالم همیشه باید جدا بمونن،

362
00:22:26,000 --> 00:22:27,875
‫چطور؟

363
00:22:27,916 --> 00:22:30,500
‫چرا نمی‌فهمن که بدون اون تعادل،

364
00:22:30,541 --> 00:22:32,041
‫ما دیگه وجود نداریم؟

365
00:22:32,541 --> 00:22:33,375
‫من متوجه هستم،

366
00:22:33,500 --> 00:22:35,625
‫ولی اونا زیادی دارن به حرفای پروکستس

367
00:22:36,500 --> 00:22:37,291
‫توجه به خرج میدن.

368
00:22:37,375 --> 00:22:40,041
‫می‌دونم که اون یه دوران کامل
‫در کنارت بوده، اما...

369
00:22:41,500 --> 00:22:43,250
‫تا حالا به این فکر کردی

370
00:22:43,291 --> 00:22:44,166
‫که شرش رو کم کنی؟

371
00:22:44,250 --> 00:22:46,250
‫- ها؟
‫- نه، نه، نه، نه، نه.

372
00:22:46,750 --> 00:22:49,500
‫اعلام جنگ فقط اوضاع رو بدتر می‌کنه.

373
00:22:50,000 --> 00:22:53,250
‫توانایی اون به عنوان یک کابوس‌ساز
‫که می‌تونه با آگاهی‌اش سفر کنه

374
00:22:53,750 --> 00:22:55,500
‫بیش از حد خطرناک شده.

375
00:22:56,125 --> 00:22:58,291
‫- ترجیح میدم از نزدیک حواسم بهش باشه.
‫- اوه...

376
00:23:00,625 --> 00:23:02,625
‫سیموث عزیز من،

377
00:23:03,416 --> 00:23:06,500
‫می‌دونم تو ریسک زیادی کردی که
‫این پیغام رو بهم برسونی.

378
00:23:08,125 --> 00:23:10,041
‫تو ثابت کردی که دوست واقعی‌ای هستی.

379
00:23:10,125 --> 00:23:11,625
‫خودم فکر می‌کنم که باید چیکار کنم.

380
00:23:11,750 --> 00:23:13,666
‫خیلی طولش نده، فیکتورو

381
00:23:13,666 --> 00:23:15,625
‫روسای قبیله دارن بی‌صبر می‌شن،

382
00:23:15,666 --> 00:23:17,666
‫اونا همینطوری دست رو دست نمی‌ذارن

383
00:23:18,166 --> 00:23:20,250
‫تا قبایل‌شون از بین بره.

384
00:23:20,750 --> 00:23:23,625
‫واقعا از توصیه‌ات ممنونم، دوست قدیمی من.

385
00:23:26,375 --> 00:23:28,250
‫توپوس ترنتوس...

386
00:23:28,875 --> 00:23:30,500
‫خیلی در خطره.

387
00:23:57,375 --> 00:24:02,000
‫[ده سال بعد]

388
00:24:14,916 --> 00:24:17,166
‫ممنون که باهام اومدی، میتلیتاس.

389
00:24:17,250 --> 00:24:18,541
‫باید میومدم هوایی به سرم بخوره.

390
00:24:18,625 --> 00:24:19,750
‫من در خدمت شمام.

391
00:24:20,250 --> 00:24:22,541
‫من نگران عالم‌مون هستم،

392
00:24:23,125 --> 00:24:24,000
‫هیچ کاری از دستم برنمیاد.

393
00:24:24,041 --> 00:24:26,500
‫به من مربوط نمیشه، اعلی‌حضرت
‫اما...

394
00:24:26,625 --> 00:24:30,250
‫داستان‌های اخیر کابوس‌ساز سلطنتی رو دیدی؟

395
00:24:33,416 --> 00:24:35,125
‫آه! شاهزاده هرنوال!

396
00:24:35,166 --> 00:24:36,000
‫نه.

397
00:24:36,125 --> 00:24:38,666
‫بگید که چرا خانواده سلطنتی
‫ما رو رها کرده؟

398
00:24:38,750 --> 00:24:41,291
‫چرا برای جلوگیری از نابودی ما
‫اقدامی نمی کنید؟

399
00:24:41,375 --> 00:24:43,875
‫زنده باد پروکستس!

400
00:24:44,000 --> 00:24:48,250
‫تنها مخلوق وحشتی که واقعا به ما اهمیت میده!

401
00:24:49,000 --> 00:24:51,125
‫آه!

402
00:24:51,666 --> 00:24:53,750
‫نه! نه! لطفا نکن!

403
00:24:53,875 --> 00:24:56,000
‫همه‌مون یواش یواش از بین می‌ریم.

404
00:24:56,875 --> 00:24:58,666
‫چیکار کنم؟

405
00:24:58,750 --> 00:24:59,750
‫آه...

406
00:25:00,416 --> 00:25:01,416
‫نه...

407
00:25:03,916 --> 00:25:07,250
‫نــــه!

408
00:25:20,750 --> 00:25:22,000
‫باید تغییری ایجاد کنیم.

409
00:25:36,750 --> 00:25:37,625
‫نه!

410
00:25:37,666 --> 00:25:39,000
‫داستان‌هام!

411
00:25:40,125 --> 00:25:42,000
‫فکر کردم بهت گفته بودم که دختربچه‌ها

412
00:25:42,125 --> 00:25:43,750
‫نمی‌تونن نویسنده بشن.

413
00:26:01,375 --> 00:26:03,416
‫امروز روزشه، وحشت‌های عزیزم،

414
00:26:03,500 --> 00:26:06,250
‫دنیا بالاخره قراره باهاتون آشنا بشه.

415
00:26:14,625 --> 00:26:15,625
‫آه...

416
00:26:33,375 --> 00:26:35,041
‫بهتون تمنا می‌کنم، اعلی‌حضرت...

417
00:26:35,125 --> 00:26:37,291
‫باید یه بار دیگه اصرار کنم.

418
00:26:40,625 --> 00:26:41,625
‫فیکتورو... نکن!

419
00:26:53,750 --> 00:26:54,750
‫آه...

420
00:26:59,000 --> 00:27:00,750
‫اگر بهم اجازه بدید،

421
00:27:00,875 --> 00:27:02,291
‫من تمام تلاشم رو می‌کنم

422
00:27:02,791 --> 00:27:06,625
‫تا عاقل‌ترین وحشت‌ها رو جمع کنم
‫و راهی برای عبور پیدا کنیم.

423
00:27:07,125 --> 00:27:10,625
‫به عنوان خانواده سلطنتی
‫مسئولیتش با شماست که ما رو نجات بدید از...

424
00:27:10,666 --> 00:27:11,666
‫کافیه، پروکستس.

425
00:27:11,750 --> 00:27:13,416
‫- اوه!
‫- حالا تنهامون بذار.

426
00:27:14,875 --> 00:27:16,750
‫نگهبان‌ها، پروکستس رو همراهی کنید بیرون.

427
00:27:17,250 --> 00:27:18,250
‫بله، قربان.

428
00:27:19,250 --> 00:27:20,250
‫اون رفت، بابا.

429
00:27:21,500 --> 00:27:22,500
‫اوم...

430
00:27:23,125 --> 00:27:24,500
‫ممنون، پسرم.

431
00:27:27,125 --> 00:27:28,125
‫مامان؟

432
00:27:29,791 --> 00:27:32,041
‫اوه سلام، پسر خوشگلم.

433
00:27:34,750 --> 00:27:37,125
‫هرنوال، فکر کنم داری وزن از دست میدی، پسرم.

434
00:27:37,250 --> 00:27:39,041
‫درست غذا می‌خوری؟

435
00:27:39,541 --> 00:27:41,041
‫مامان... من خوبم،

436
00:27:41,541 --> 00:27:42,750
‫تو چی؟

437
00:27:49,416 --> 00:27:50,250
‫ناخوش هستی؟

438
00:27:50,375 --> 00:27:51,375
‫نه.

439
00:27:53,291 --> 00:27:54,291
‫بیارشون.

440
00:27:56,875 --> 00:27:58,750
‫فقط یه مقدار کابوس نیاز دارم،

441
00:27:58,791 --> 00:27:59,875
‫چیزی نیست.

442
00:28:01,125 --> 00:28:04,375
‫[کابوس‌های کلاسیک جلد سیزدهم]
‫[نوشته‌ی پروکستس]

443
00:28:04,416 --> 00:28:05,416
‫بذار ببینم...

444
00:28:06,000 --> 00:28:09,250
‫الان سال‌هاست پروکستس سر قولش نمونده که
‫شاهکاری ارائه میده.

445
00:28:14,375 --> 00:28:15,375
‫آه.

446
00:28:19,500 --> 00:28:20,500
‫آه.

447
00:28:26,500 --> 00:28:27,916
‫اینجا چی داریم؟

448
00:28:29,041 --> 00:28:29,875
‫آخ!

449
00:28:30,000 --> 00:28:34,750
‫اوه، کابوس‌های امروزی مثل قدیم نیستن.

450
00:28:39,625 --> 00:28:41,375
‫- آخ...
‫- مامان!

451
00:28:42,250 --> 00:28:44,250
‫نه، لطفا نگران نباش، عزیزم.

452
00:28:44,875 --> 00:28:47,750
‫مهم‌تر از همه اینه که تو سالم و سرحالی.

453
00:28:47,791 --> 00:28:50,291
‫نه، ولی چطور می‌تونی بهم بگی که
‫نگران نباشم؟

454
00:28:50,375 --> 00:28:54,041
‫من و مادرت هرکاری می‌تونستیم کردیم،

455
00:28:54,541 --> 00:28:58,416
‫ای کاش زمان و قوّت بیشتری داشتیم...

456
00:29:00,625 --> 00:29:06,541
‫وقتش رسیده که تو تصمیمات رو
‫برای توپوس ترنتوس بگیری.

457
00:29:07,041 --> 00:29:08,291
‫این مزخرفه!

458
00:29:10,166 --> 00:29:12,125
‫پروکستس رو دست‌کم نگیر.

459
00:29:12,666 --> 00:29:15,166
‫تک تک تصمیماتی که بگیری

460
00:29:15,250 --> 00:29:18,375
‫عواقب بی‌شماری خواهند داشت.

461
00:29:23,125 --> 00:29:24,875
‫- پروکستس!
‫- آه!

462
00:29:25,875 --> 00:29:26,791
‫اعلی‌حضرت!

463
00:29:26,875 --> 00:29:27,875
‫آه...

464
00:29:27,916 --> 00:29:29,666
‫من مشغول...

465
00:29:29,750 --> 00:29:30,750
‫عه...

466
00:29:30,791 --> 00:29:32,500
‫جلسه نویسندگی روزانه بودم.

467
00:29:32,625 --> 00:29:33,875
‫اینطور که به نظر نمیاد.

468
00:29:33,916 --> 00:29:36,625
‫خب، شما متوجهش نمی‌شید،

469
00:29:36,666 --> 00:29:37,500
‫اما...

470
00:29:37,625 --> 00:29:40,416
‫خیلی مهمه که نویسنده برای خودش وقت داشته باشه،

471
00:29:40,500 --> 00:29:42,166
‫برای اوقات فراغت و...

472
00:29:42,666 --> 00:29:43,541
‫و برای اینکه بتونه...

473
00:29:43,625 --> 00:29:44,625
‫کارهایی بکنه.

474
00:29:44,750 --> 00:29:45,875
‫همین هم منو نگران می‌کنه.

475
00:29:45,916 --> 00:29:47,125
‫والدین من خیلی مریضن.

476
00:29:47,250 --> 00:29:49,125
‫البته، به خاطر اینه که

477
00:29:49,250 --> 00:29:51,750
‫این روزها سالم موندن سخته...

478
00:29:51,791 --> 00:29:53,625
‫من فکر می‌کنم به خاطر داستان‌های توئه.

479
00:29:53,750 --> 00:29:54,541
‫عه...

480
00:29:54,625 --> 00:29:56,875
‫کابوس‌هایی که می‌نویسی
‫دیگه انسان‌ها رو نمی‌ترسونن.

481
00:29:57,000 --> 00:29:59,375
‫چون اشتباه از انسان‌هاست!

482
00:29:59,500 --> 00:30:02,000
‫همیشه مقصر مخاطب هست!

483
00:30:03,500 --> 00:30:05,125
‫می‌خوام یه نویسنده دیگه بیارم،

484
00:30:05,250 --> 00:30:06,250
‫یه انسان.

485
00:30:06,291 --> 00:30:08,750
‫این کُفره!
‫مزخرفه!

486
00:30:08,791 --> 00:30:11,250
‫وجود دو کابوس‌ساز سلطنتی ممکن نیست!

487
00:30:11,750 --> 00:30:13,750
‫اصلا یه انسان چطور می‌تونه
‫امید رد شدن به عالم ما رو داشته باشه؟

488
00:30:13,791 --> 00:30:15,916
‫فکر کنم من ته‌توی اینو در آوردم.

489
00:30:16,916 --> 00:30:18,125
‫وقت تغییر رسیده.

490
00:30:18,250 --> 00:30:21,625
‫از قضا، من دارم جدیدترین شاهکارم رو تموم می‌کنم.

491
00:30:22,125 --> 00:30:24,416
‫فقط صبور باشید، ارباب جوان من.

492
00:30:24,500 --> 00:30:27,625
‫شاهد کیفیت کابوس‌های من می‌شید.

493
00:30:29,875 --> 00:30:31,916
‫من صبرم سر اومده و خودتم اینو می‌دونی.

494
00:30:35,750 --> 00:30:36,750
‫آه!

495
00:30:38,375 --> 00:30:39,666
‫اون مرد خیلی مقدسیه.

496
00:30:41,375 --> 00:30:43,666
‫و خیلی وقته که موعظه می‌کنه.

497
00:30:45,250 --> 00:30:46,250
‫فرانسیسکا!

498
00:30:47,875 --> 00:30:49,500
‫- سلام.
‫- اوه!

499
00:30:49,541 --> 00:30:50,625
‫آگوستو!

500
00:30:51,291 --> 00:30:54,041
‫دارم میرم که پدرت رو در دفتر تحریریه‌اش ببینم.

501
00:30:54,125 --> 00:30:55,000
‫بله، می‌دونم.

502
00:30:55,041 --> 00:30:56,458
‫فقط می‌خواستم برات آرزوی خوش شانسی کنم.

503
00:30:56,458 --> 00:30:57,833
‫البته، نه اینکه نیازی به شانس داشته باشی‌ها،

504
00:30:57,875 --> 00:31:00,833
‫آخه پدرم بعضی اوقات می‌تونه
‫خیلی آدم رو دلسرد کنه، ولی...

505
00:31:00,875 --> 00:31:03,250
‫تو عالی عمل می‌کنی.

506
00:31:03,375 --> 00:31:05,750
‫باشه پس...
‫برم بفهمیم چی به چیه؟

507
00:31:05,875 --> 00:31:06,875
‫آره، درسته.

508
00:31:07,291 --> 00:31:08,291
‫حتما.

509
00:31:08,625 --> 00:31:09,625
‫هوم... هوم...

510
00:31:10,875 --> 00:31:11,916
‫عه... خیلی‌خب...

511
00:31:12,416 --> 00:31:14,125
‫- خدافظ.
‫- خدافظ.

512
00:31:14,250 --> 00:31:15,250
‫اوه!

513
00:31:15,375 --> 00:31:17,375
‫هر اتفاقی که افتاد،

514
00:31:17,500 --> 00:31:18,625
‫داستان‌های تو...

515
00:31:19,250 --> 00:31:20,125
‫جذاب هستن،

516
00:31:20,166 --> 00:31:21,250
‫از همون بچگیت.

517
00:31:25,666 --> 00:31:26,666
‫آه!

518
00:31:28,125 --> 00:31:30,375
‫دوشیزه فرانسیسکا ایملدای عزیزم،

519
00:31:30,875 --> 00:31:33,250
‫چنین خانم رعنایی مثل تو
‫نباید...

520
00:31:33,375 --> 00:31:34,375
‫چنین...

521
00:31:34,416 --> 00:31:36,000
‫داستان‌های هولناکی بنویسه.

522
00:31:36,625 --> 00:31:38,750
‫اسمت رو به لجن نکش.

523
00:31:39,875 --> 00:31:41,375
‫ولی حداقل خوندینش؟

524
00:31:41,500 --> 00:31:44,166
‫من هرگز وقت باارزشم رو
‫با خوندن....

525
00:31:44,250 --> 00:31:45,250
‫این چیزهای آشغال تلف نمی‌کنم!

526
00:31:46,125 --> 00:31:47,791
‫هنر، ادبیات،

527
00:31:48,291 --> 00:31:50,000
‫باید از واقعیت تقلید کنه،

528
00:31:50,125 --> 00:31:51,166
‫نه اینکه...

529
00:31:51,250 --> 00:31:52,291
‫واقعیت جدیدی خلق کنه.

530
00:31:54,750 --> 00:31:55,750
‫صبر کن!

531
00:32:08,666 --> 00:32:11,125
‫از اول حق با تو بود، مامان‌بزرگ.

532
00:32:12,666 --> 00:32:13,666
‫و حالا دیگه دست می‌کشم!

533
00:32:19,750 --> 00:32:20,750
‫اوم.

534
00:32:30,750 --> 00:32:32,875
‫[نوشته‌ی فرانسیسکا ایملدا]

535
00:32:38,666 --> 00:32:40,500
‫[نوشته‌ی فرانسیسکا]

536
00:32:44,750 --> 00:32:46,625
‫اگه فرانسیسکا ایملدا نمی‌تونست انجامش بده،

537
00:32:47,166 --> 00:32:48,916
‫فرانکلدا قطعا موفق میشه!

538
00:32:49,500 --> 00:32:53,291
‫من بهترین نویسنده‌ای که بتونم
‫در ژانر فانتزی و وحشت می‌شم.

539
00:32:59,375 --> 00:33:01,750
‫منو ببخش، فرانسیسکا.
‫ترسوندمت؟

540
00:33:02,750 --> 00:33:04,250
‫ما قبلا همدیگه رو دیدیم.

541
00:33:05,000 --> 00:33:06,625
‫معلومه، وقتی بچه بودیم.

542
00:33:07,125 --> 00:33:08,000
‫خودتی!

543
00:33:08,041 --> 00:33:10,166
‫و همه داستان‌هایی که نوشتی رو خوندم.

544
00:33:10,250 --> 00:33:11,666
‫او!
‫همه‌شون واقعا شاهکارن.

545
00:33:13,166 --> 00:33:15,541
‫من هرنوال هستم، شاهزاده‌ی وحشت‌ها،

546
00:33:16,125 --> 00:33:17,666
‫دقیقا همونطور که تو روی گونه‌ی ما اسم گذاشتی.

547
00:33:17,750 --> 00:33:19,791
‫- با اینکه ما در خفاء زندگی می‌کنیم...
‫- ولی مگه تو...

548
00:33:19,791 --> 00:33:22,541
‫تو تونستی ماهیت ما رو

549
00:33:22,625 --> 00:33:23,750
‫باشکو به تصور بکشی.

550
00:33:23,791 --> 00:33:24,625
‫به خاطر همین هم اومدم،

551
00:33:24,750 --> 00:33:26,250
‫چون به کمکت نیاز دارم.

552
00:33:27,000 --> 00:33:28,000
‫به کمک من؟

553
00:33:28,666 --> 00:33:30,416
‫ولی تو وجود نداری!

554
00:33:31,125 --> 00:33:32,166
‫وجود ندارم؟

555
00:33:33,500 --> 00:33:35,125
‫چی واقعیه و چی نیست؟

556
00:33:35,250 --> 00:33:39,500
‫ما در یه بُعد متفاوت زندگی می‌کنیم
‫که تو موقع نوشتن بهش نگاه می‌کنی.

557
00:33:47,625 --> 00:33:48,625
‫اوه!

558
00:33:49,291 --> 00:33:50,125
‫آه...

559
00:33:50,250 --> 00:33:52,958
‫این روزها برای هر کابوسی که براتون می‌فرستم

560
00:33:53,000 --> 00:33:54,625
‫یه توضیح منطقی دارید.

561
00:33:55,125 --> 00:33:57,291
‫و شما خالق کابوس‌های مایید؟

562
00:33:57,375 --> 00:33:59,875
‫بله، کابوس‌ساز سلطنتی اونا رو می‌سازه،

563
00:33:59,916 --> 00:34:02,000
‫همه ما متکی به "استعداد" اون هستیم،

564
00:34:02,125 --> 00:34:03,375
‫ولی الان دیگه کارهاش خیلی قدیمی شده.

565
00:34:03,500 --> 00:34:04,500
‫آه...

566
00:34:04,541 --> 00:34:06,125
‫همش کابوس‌های کلیشه می‌نویسه.

567
00:34:06,250 --> 00:34:08,750
‫ولی اگه داستان‌های بهتری داشتیم...

568
00:34:10,000 --> 00:34:11,000
‫منظورت چیه؟

569
00:34:11,000 --> 00:34:12,000
‫نترس،

570
00:34:12,041 --> 00:34:13,291
‫من بزرگترین طرفدار توئم.

571
00:34:13,375 --> 00:34:14,541
‫هرگز بهت صدمه نمی‌زنم.

572
00:34:14,625 --> 00:34:17,666
‫ما فقط نیاز داریم تا یه خرده بهتر
‫انسان‌ها رو درک کنیم.

573
00:34:17,750 --> 00:34:19,625
‫انسان‌ها الان از چی می‌ترسن؟

574
00:34:19,666 --> 00:34:20,750
‫اوم...

575
00:34:22,375 --> 00:34:23,291
‫خودِ درونی‌مون.

576
00:34:23,375 --> 00:34:24,375
‫هوم!

577
00:34:24,500 --> 00:34:25,500
‫خیلی جالبه.

578
00:34:25,500 --> 00:34:26,916
‫لطفا، تو باید کمکمون کنی.

579
00:34:29,250 --> 00:34:30,750
‫نه...

580
00:34:30,875 --> 00:34:33,125
‫خودم میام!
‫چطور بریم اونجا؟

581
00:34:33,250 --> 00:34:35,375
‫فقط خودآگاهیت اجازه اومدن داره.

582
00:34:35,416 --> 00:34:36,875
‫چی؟
‫ولی آخه چطور...

583
00:34:37,000 --> 00:34:38,500
‫من کمکت می‌کنم.

584
00:34:38,541 --> 00:34:40,166
‫نه، صبر کن.

585
00:34:40,666 --> 00:34:42,166
‫باید یکم آروم باشی.

586
00:34:42,250 --> 00:34:45,375
‫چطوره آخرین شعری که نوشتی
‫رو برام بخونی؟

587
00:34:52,166 --> 00:34:55,208
‫♪ فکر می‌کنی که اینجا تنهاییم ♪
‫♪ که شب ازآن ماست ♪

588
00:34:55,250 --> 00:35:06,291
‫♪ اما رازهایی در عمیق‌ترین کابوس‌هایمان نهفته‌ست ♪

589
00:35:12,750 --> 00:35:15,625
‫♪ این جوهر منه که به ما خیره شده
‫و چشمانم در تکاپو هستن ♪

590
00:35:15,625 --> 00:35:18,416
‫♪ در سایه‌ها، در صفحاتی که پنهان شدن ساکنند ♪
‫♪ و خیلی هم هولناک نیست ♪

591
00:35:18,416 --> 00:35:21,250
‫♪ وقتی بخونی می‌تونی چیزهای ناشناخته رو ببینی ♪
‫♪ این جوهر نامرئی‌ای که الان ♪

592
00:35:21,250 --> 00:35:25,500
‫♪ بدون نفس زنده‌ست، نویسنده‌ای که... ♪

593
00:35:33,166 --> 00:35:36,208
‫♪ و خیلی هم هولناک نیست ♪
‫♪ وقتی بخونی می‌تونی چیزهای ناشناخته رو ببینی ♪

594
00:35:36,250 --> 00:35:43,125
‫♪ این جوهر نامرئی‌ای که الان
‫بدون نفس زنده‌ست، نویسنده‌ای که... ♪

595
00:35:58,041 --> 00:35:59,041
‫یه وحشت!

596
00:36:04,750 --> 00:36:06,250
‫با من بیا، فرانسیسکا.

597
00:36:06,291 --> 00:36:07,291
‫فرانسیسکا نیستم.

598
00:36:10,750 --> 00:36:12,625
‫من فرانکلدا هستم.

599
00:37:15,250 --> 00:37:16,625
‫یه نویسنده انسان؟

600
00:37:17,125 --> 00:37:20,375
‫هرگز تا این حد مورد اهانت قرار نگرفته بودم.

601
00:37:21,041 --> 00:37:24,125
‫نه من، نه هر کدوم از هفت قبیله.

602
00:37:25,500 --> 00:37:26,500
‫هوم...

603
00:37:27,041 --> 00:37:32,000
‫شاید اونقدرها ایده‌ات بد نباشه،
‫شاهزاده‌ کوچولوی عزیز من.

604
00:37:59,250 --> 00:38:00,250
‫اوه!

605
00:38:14,625 --> 00:38:15,625
‫اوم.

606
00:38:17,500 --> 00:38:20,875
‫هوم؟
‫دیگه خیلی طول نمی‌کشه، الهه‌ی من،

607
00:38:21,000 --> 00:38:23,750
‫هفت قبیله شروع به گرد هم آمدن کردن.

608
00:38:28,500 --> 00:38:30,250
‫قبیله‌ی جادو حاضره.

609
00:38:30,375 --> 00:38:31,541
‫آلوساستلی!

610
00:38:33,375 --> 00:38:36,625
‫دوبیوم و تیمت از قبیله‌ی روان اومدن.

611
00:38:40,500 --> 00:38:41,375
‫آه...

612
00:38:41,416 --> 00:38:43,666
‫- سیموت از قبیله‌ی نخستین.
‫- آه!

613
00:38:45,625 --> 00:38:48,291
‫بانو سیرن از قبیله اعماق،

614
00:38:48,791 --> 00:38:50,250
‫ممنونم که تشریف آوردید.

615
00:38:53,166 --> 00:38:54,458
‫خونخوار از قبیله...

616
00:38:54,500 --> 00:38:55,500
‫- تاریکی!
‫- آه!

617
00:38:56,000 --> 00:38:57,750
‫و بُزش.

618
00:39:01,541 --> 00:39:02,375
‫اوه!

619
00:39:02,500 --> 00:39:05,750
‫بانو کویوت از قبلیه‌ی مرگ
‫با حضورشون بهمون افتخار دادن،

620
00:39:05,875 --> 00:39:07,250
‫چه دل‌انگیز.

621
00:39:09,250 --> 00:39:12,500
‫من به یه جلسه خیلی مهم احضار شدم

622
00:39:12,625 --> 00:39:16,875
‫تا از نابودی عالم وحشت جلوگیری کنم!

623
00:39:17,666 --> 00:39:19,166
‫طبق...

624
00:39:19,666 --> 00:39:22,541
‫پیغامی بسیار مهم.

625
00:39:22,625 --> 00:39:23,750
‫دون کوکو اومده.

626
00:39:24,250 --> 00:39:27,375
‫- برام قابل تصور نیست که چه چیزی اینقدر حیاتیـه.
‫- آخ!

627
00:39:28,000 --> 00:39:29,750
‫که مجبور شدم

628
00:39:29,875 --> 00:39:32,375
‫همه برنامه‌های امروزم رو کنسل کنم.

629
00:39:32,875 --> 00:39:35,250
‫فورا کارت رو توضیح بده،

630
00:39:35,375 --> 00:39:37,500
‫- کابوس‌ساز سلطنتی!
‫- بله، البته...

631
00:39:38,000 --> 00:39:40,125
‫دون کوکو از قبیله‌ی سرقت.

632
00:39:40,250 --> 00:39:41,875
‫این افتخار بزرگی

633
00:39:41,916 --> 00:39:44,625
‫برای شخص بنده‌ست که در مقابل

634
00:39:44,666 --> 00:39:46,666
‫چنین روسای برجسته و شومِ

635
00:39:46,750 --> 00:39:48,875
‫هفت قبیله وایسم.

636
00:39:49,375 --> 00:39:54,541
‫ما باید خودمون رو متعهد کنیم
‫تا سرنوشت توپوس ترنتوس محبوب‌مون رو تعیین کنیم.

637
00:39:54,625 --> 00:39:56,291
‫- این دیوانگیه!
‫- ها؟

638
00:39:56,375 --> 00:39:58,166
‫- اول زوج سلطنتی.
‫- اوه، نه!

639
00:39:58,250 --> 00:40:00,375
‫ولی بعد ما به ناچار

640
00:40:00,875 --> 00:40:03,166
‫همه‌مون کم کم

641
00:40:03,250 --> 00:40:04,625
‫از بین می‌ریم!

642
00:40:04,666 --> 00:40:07,375
‫ما باید به خانواده سلطنتی‌مون اعتماد کنیم،

643
00:40:07,500 --> 00:40:08,625
‫این عالم...

644
00:40:08,750 --> 00:40:10,750
‫بدون اونا اصلا وجود نداشت.

645
00:40:11,250 --> 00:40:12,416
‫شرافت به خرج بدید...

646
00:40:12,916 --> 00:40:14,250
‫و باهاشون...

647
00:40:14,291 --> 00:40:15,500
‫رو در رو صحبت کنید.

648
00:40:16,000 --> 00:40:17,750
‫فکر کنم من یه راه‌حلی دارم.

649
00:40:18,250 --> 00:40:19,750
‫ای همکاران بی‌رحم من،

650
00:40:19,791 --> 00:40:21,041
‫من شما رو احضار کردم،

651
00:40:21,125 --> 00:40:24,875
‫چون به تازگی از یه چیز بی‌سابقه مطلع شدم.

652
00:40:25,375 --> 00:40:28,416
‫شاهد چیزی خارق‌العاده بودم.

653
00:40:29,000 --> 00:40:30,625
‫با همه این چشم‌هام،

654
00:40:30,666 --> 00:40:32,625
‫شاهزاده هرنوال رو دیدم

655
00:40:32,666 --> 00:40:34,000
‫که از پورتال

656
00:40:34,125 --> 00:40:35,708
‫- به عالم وجود رفت.
‫- وای نه! چطوری؟

657
00:40:35,750 --> 00:40:37,125
‫- این غیرممکنه!
‫- امکان نداره.

658
00:40:37,250 --> 00:40:38,500
‫- چی گفتی؟
‫- واقعا؟

659
00:40:38,541 --> 00:40:41,916
‫یکی همیشه باید فکرش درگیر اون باشه.

660
00:40:42,000 --> 00:40:43,000
‫و این...

661
00:40:43,041 --> 00:40:44,791
‫فرضیه منو تایید می‌کنه،

662
00:40:44,875 --> 00:40:48,375
‫فرضیه‌ای که پادشاه و ملکه
‫بارها با خشم

663
00:40:48,875 --> 00:40:50,750
‫و حتی تمسخر

664
00:40:50,791 --> 00:40:52,000
‫ردش کردن.

665
00:40:52,500 --> 00:40:54,416
‫ولی من دیگه ساکت نمی‌مونم!

666
00:40:54,916 --> 00:40:57,375
‫نه وقتی که هنوزم می‌تونم شما،

667
00:40:57,875 --> 00:40:59,041
‫و قبایل‌تون رو

668
00:40:59,541 --> 00:41:01,750
‫با پیدا کردن راهی برای حمله

669
00:41:01,791 --> 00:41:04,000
‫- به عالم وجود، نجات بدم.
‫- ها؟

670
00:41:04,125 --> 00:41:05,541
‫راه دیگه‌ای وجود نداره!

671
00:41:05,625 --> 00:41:06,875
‫و به خاطر همین...

672
00:41:07,375 --> 00:41:08,375
‫امروز به خودم جرات میدم

673
00:41:08,791 --> 00:41:10,500
‫تا ازتون درخواست حمایت کنم.

674
00:41:10,625 --> 00:41:12,916
‫تا کنترل این عالم رو به دست بگیرم.

675
00:41:13,416 --> 00:41:15,291
‫تا بتونیم بالاخره...

676
00:41:15,875 --> 00:41:17,375
‫شاهد عصری جدید باشید.

677
00:41:17,500 --> 00:41:18,500
‫خب...

678
00:41:18,500 --> 00:41:21,125
‫- به نظرت جواب میده؟ کاش بشه.
‫- شرمنده، فکر نکنم.

679
00:41:21,166 --> 00:41:22,041
‫این نقشه‌ی افتضاحیه.

680
00:41:22,125 --> 00:41:23,791
‫- شاید بتونیم سعی کنیم.
‫- می‌تونیم...

681
00:41:23,875 --> 00:41:25,625
‫آه!

682
00:41:31,666 --> 00:41:33,000
‫اون راست میگه!

683
00:41:33,500 --> 00:41:36,291
‫اگه مشکل این عالم

684
00:41:36,375 --> 00:41:41,000
‫داستان‌های کابوس‌ساز سلطنتی باشه چی؟

685
00:41:41,666 --> 00:41:44,791
‫اگه اهمیت ما برای انسان‌ها کمتر و کمتر شده باشه

686
00:41:44,875 --> 00:41:48,625
‫چطور می‌تونیم رفتن به اونجا رو در نظر بگیریم؟

687
00:41:48,666 --> 00:41:49,750
‫یکی باید اینو می‌گفت.

688
00:41:49,875 --> 00:41:51,583
‫- خب، آره؟ این حقیقت داره؟
‫- راست میگه.

689
00:41:51,625 --> 00:41:52,625
‫تو...

690
00:41:53,250 --> 00:41:56,250
‫اخیرا روی چی کار می‌کنی، پروکستس؟

691
00:41:56,750 --> 00:41:58,625
‫فورا کابوس‌هات رو نشونمون بده!

692
00:41:58,666 --> 00:41:59,750
‫فکر خوبیه، درسته؟

693
00:41:59,791 --> 00:42:01,916
‫چطور جرات می‌کنید
‫هنر منو زیر سوال ببرید؟

694
00:42:02,000 --> 00:42:04,791
‫هرگز کسی نمی‌تونه مثل من بنویسه!

695
00:42:05,291 --> 00:42:08,375
‫استعداد نمایشی من استثناییـه!

696
00:42:08,875 --> 00:42:10,750
‫نثر نوشتن واقعا می‌درخشه،

697
00:42:10,791 --> 00:42:13,000
‫و قافیه‌های من کلا بی‌نظیر هستن!

698
00:42:13,750 --> 00:42:15,041
‫داستان‌های من...

699
00:42:15,125 --> 00:42:16,125
‫کلیشه‌ان!

700
00:42:17,750 --> 00:42:19,541
‫خب، چرا ارزشت رو ثابت نمی‌کنی؟

701
00:42:20,041 --> 00:42:21,750
‫تازه‌ترین نوشته‌هات رو نشون‌مون بده.

702
00:42:21,791 --> 00:42:22,875
‫همین کارو می‌کنم!

703
00:42:23,625 --> 00:42:26,625
‫جدیدترین شاهکارم رو نشونتون میدم،

704
00:42:27,125 --> 00:42:31,500
‫و می‌بینید که من مقصر...

705
00:42:32,000 --> 00:42:33,000
‫این...

706
00:42:33,125 --> 00:42:34,625
‫وضعیت خجالت‌آور نیستم.

707
00:42:35,416 --> 00:42:38,166
‫- بیا امیدوار باشیم که وعده‌هات عملی بشه.
‫- واقعا می‌خواد این کارو کنه؟

708
00:42:38,166 --> 00:42:39,833
‫من که فکر نمی‌کنم این بار

709
00:42:39,875 --> 00:42:40,666
‫یک کلمه هم نوشته باشه.

710
00:42:40,750 --> 00:42:41,875
‫بریم خونه، ماکاریا.

711
00:42:41,916 --> 00:42:43,666
‫- حالا معلوم میشه.
‫- من حرفش رو باور نمی‌کنم.

712
00:42:43,750 --> 00:42:44,916
‫یالا، زود باش عزیزم.

713
00:43:05,250 --> 00:43:06,250
‫وای!

714
00:43:24,375 --> 00:43:25,375
‫اوه!

715
00:43:28,125 --> 00:43:29,125
‫اوه.

716
00:43:29,750 --> 00:43:31,625
‫فکر کنم شما دوتا از همدیگه خوشتون بیاد.

717
00:43:38,875 --> 00:43:39,875
‫بیا!

718
00:43:44,541 --> 00:43:45,916
‫اینجا چه جاییه؟

719
00:43:46,500 --> 00:43:49,041
‫- اینجا خونه‌ی منه.
‫- ولی این واقعیه یا خیالیه؟

720
00:43:49,125 --> 00:43:50,625
‫چند نوع وحشت وجود دارن؟

721
00:43:50,750 --> 00:43:53,250
‫هیولا و وحشت یکی‌ان؟

722
00:43:53,291 --> 00:43:55,875
‫بصورت میانگین یه وحشت چقدر زنده می‌مونه؟
‫ما چند وقته اینجاییم؟

723
00:43:55,875 --> 00:43:58,416
‫خب، اینجا زمان یکم متفاوت می‌گذره.

724
00:43:58,500 --> 00:44:00,916
‫آه! دقیقا چطور؟

725
00:44:01,500 --> 00:44:03,208
‫یک ساعت در اینجا در مقایسه با یک ساعت در...

726
00:44:03,250 --> 00:44:06,166
‫واقعا نمی‌تونی با استفاده از منطق عالم وجود

727
00:44:06,166 --> 00:44:08,416
‫عالم وحشت‌ها رو درک کنی.

728
00:44:18,166 --> 00:44:19,250
‫کل اینجا...

729
00:44:21,250 --> 00:44:22,375
‫پی درونش نهفته‌ست؟

730
00:44:24,291 --> 00:44:28,041
‫♪ درام، ترسناک و همینطور معمایی ♪

731
00:44:28,916 --> 00:44:35,875
‫♪ اثر نویسنده‌ایه که ذهنش رو پالایش و شکل داده ♪

732
00:44:37,250 --> 00:44:40,750
‫♪ به دنیای درونت خوش اومدی ♪

733
00:44:42,291 --> 00:44:46,166
‫♪ من قبلا اینجا بودم ♪

734
00:44:51,291 --> 00:44:54,416
‫♪ حس درونی، ذکاوت و مهارت ♪

735
00:44:55,500 --> 00:44:58,750
‫♪ وقتی در خدمت کار ما باشن ♪

736
00:44:59,500 --> 00:45:03,125
‫♪ می‌تونن حقیقت پنهان رو آشکار کنند ♪

737
00:45:04,250 --> 00:45:08,000
‫♪ اینجا از وجود تو ساخته شده ♪

738
00:45:09,000 --> 00:45:12,083
‫♪ من قبلا اینجا بودم ♪
‫♪ رویایی که با نوشتن واقعی شده ♪

739
00:45:12,125 --> 00:45:14,875
‫♪ قبلا در این مکان بودم ♪
‫♪ خاطره‌ای که دفن شده ♪

740
00:45:14,875 --> 00:45:18,625
‫♪ اینجا دنیای رویایی منه که افکار و کلماتم
‫به واقعیت تبدیل می‌شن ♪

741
00:45:27,125 --> 00:45:34,041
‫♪ اینجا دنیای رویایی منه که افکار و کلماتم
‫به واقعیت تبدیل می‌شن ♪

742
00:45:47,375 --> 00:45:51,000
‫♪ من از پرده فراتر رفتم ♪

743
00:45:51,500 --> 00:45:55,875
‫♪ عالمی عجیب و ماورایی ♪

744
00:45:55,916 --> 00:45:59,541
‫♪ از خود واقعیت واقعی‌تره ♪

745
00:46:00,125 --> 00:46:04,000
‫♪ من قبلا اینجا بودم ♪

746
00:46:05,250 --> 00:46:12,166
‫♪ تصور می‌کنی و می‌بینی یا شایدم برعکس ♪

747
00:46:16,750 --> 00:46:20,625
‫♪ نگاه کن، دوباره برگشتی پیش ما ♪

748
00:46:22,500 --> 00:46:28,125
‫- ♪ به پادشاهی من خوش اومدی، جایی که می‌تونی... ♪
‫- ♪ من قبلا اینجا بودم، رویایی... ♪

749
00:46:28,250 --> 00:46:33,875
‫- ♪ اونو خونه‌ی خودت بدونی ♪
‫- ♪ که با نوشتن واقعی شده ♪

750
00:46:34,000 --> 00:46:39,625
‫- ♪ جایی که می‌تونی رویاپردازی کنی و بگردی ♪
‫- ♪ جایی که قبلا خاطره‌ای دوردست و دفن شده بود ♪

751
00:46:39,750 --> 00:46:45,375
‫- ♪ دنیای رویایی منه که افکار و کلمات ♪
‫- ♪ دنیای رویایی منه که افکار و کلمات ♪

752
00:46:45,500 --> 00:46:51,250
‫- ♪ به واقعیت تبدیل می‌شن ♪
‫- ♪ به واقعیت تبدیل می‌شن ♪

753
00:46:52,375 --> 00:46:56,625
‫- ♪ من از پرده دیگر رد شدم ♪
‫- ♪ به دنیای درونیت خوش اومدی ♪

754
00:46:56,750 --> 00:47:01,041
‫- ♪ به عالمی عجیب و ماورایی ♪
‫- ♪ جایی که از خود تو ساخته شده ♪

755
00:47:01,125 --> 00:47:05,416
‫- ♪ از خود واقعیت واقعی‌تره ♪
‫- ♪ دوباره برگرد پیش ما، جایی که... ♪

756
00:47:05,500 --> 00:47:08,750
‫- ♪ قبلا هم اینجا بودم ♪
‫- ♪ می‌تونی خونه صداش کنی ♪

757
00:47:16,875 --> 00:47:18,375
‫آه...

758
00:47:18,500 --> 00:47:20,666
‫به توپوس ترنتوس خوش اومدی،

759
00:47:21,166 --> 00:47:23,041
‫عالم وحشت‌ها.

760
00:47:24,791 --> 00:47:25,791
‫ممنون!

761
00:48:25,500 --> 00:48:26,500
‫آه...

762
00:48:46,375 --> 00:48:47,375
‫وای!

763
00:48:52,666 --> 00:48:53,666
‫وای...

764
00:48:59,791 --> 00:49:00,791
‫فرانکلدا،

765
00:49:01,291 --> 00:49:02,500
‫با پدر و مادرم آشنا شو.

766
00:49:04,250 --> 00:49:06,375
‫دیدنتون باعث افتخاره.

767
00:49:06,500 --> 00:49:08,625
‫خوش اومدی، فرزند عزیزم.

768
00:49:08,666 --> 00:49:09,666
‫خب، ممنونم.

769
00:49:10,125 --> 00:49:11,750
‫باریکلا!

770
00:49:12,375 --> 00:49:16,750
‫نویسنده‌ی انسانِ فوق‌العاده بااستعداد
‫بالاخره از راه رسید!

771
00:49:17,666 --> 00:49:19,500
‫"فوق‌العاده بااستعداد"؟

772
00:49:19,541 --> 00:49:23,625
‫بله!
‫شاهزاده بی‌وقفه راجع‌به شما صحبت می‌کرد.

773
00:49:23,750 --> 00:49:25,041
‫اِه...

774
00:49:25,541 --> 00:49:26,625
‫فرانکلدا،

775
00:49:26,666 --> 00:49:28,291
‫پروکستس رو بهت معرفی می‌کنم.

776
00:49:28,375 --> 00:49:30,666
‫تنها کابوس‌ساز سلطنتی عالم،

777
00:49:30,750 --> 00:49:32,125
‫در خدمت شما هستم.

778
00:49:32,625 --> 00:49:33,625
‫هوم...

779
00:49:33,916 --> 00:49:35,125
‫از آشنایی‌تون خوشحالم.

780
00:49:35,166 --> 00:49:39,500
‫من به شدت مشتاق خوندن داستان‌های شگفت‌انگیز شما هستم.

781
00:49:40,000 --> 00:49:41,875
‫اوه، البته!
‫بفرمایید، امیدوارم...

782
00:49:41,916 --> 00:49:43,666
‫خوشتون بیاد.

783
00:49:43,750 --> 00:49:46,166
‫- بله! شاید بتونم ببرمشون...
‫- پروکستس!

784
00:49:46,250 --> 00:49:47,375
‫همینجا بخونشون،

785
00:49:47,500 --> 00:49:49,375
‫اینطوری فرانکلدا می‌تونه...

786
00:49:49,500 --> 00:49:50,541
‫واکنشت رو ببینه.

787
00:49:50,625 --> 00:49:53,291
‫- درسته؟
‫- هرطور شما بگید، اعلی‌‌حضرت...

788
00:49:53,375 --> 00:49:54,375
‫هوم...

789
00:49:54,750 --> 00:49:55,750
‫اوه...

790
00:49:58,291 --> 00:49:59,291
‫آه.

791
00:50:00,750 --> 00:50:01,875
‫...یقین مطلق.

792
00:50:02,500 --> 00:50:04,208
‏-‏ روح‌ها با دست‌های‏.‏‏.‏‏.‏
‏-‏ هان؟

793
00:50:04,250 --> 00:50:05,750
کشیده‌شون‏،‏
احمقانه رفتار می‌کردن‏.‏

794
00:50:05,875 --> 00:50:07,583
‏-‏ چشماش رو بست‏،‏ آب دهنش رو قورت داد و ادامه داد‏.‏
‏-‏ آه‏.‏‏.‏‏.‏

795
00:50:07,625 --> 00:50:08,416
به نواختن‏.‏

796
00:50:08,500 --> 00:50:09,708
‏-‏ غرق در اشک‌های ناشی از‏.‏‏.‏‏.‏
‏-‏ هه‏.‏‏.‏‏.‏

797
00:50:09,750 --> 00:50:12,250
اشتیاق خودش‏.‏
چشماش از تعجب گرد شد‏،‏ ولی‏.‏‏.‏‏.‏

798
00:50:12,291 --> 00:50:13,875
‏-‏ حالتش تغییری نکرد‏.‏
‏-‏ آخ‏.‏‏.‏‏.‏

799
00:50:14,000 --> 00:50:17,750
ال کوکو کلاهش رو برداشت‏،‏ که از توی اون
اشتیاق بچه‌های دیگه به شکل‏.‏‏.‏‏.‏

800
00:50:17,791 --> 00:50:18,625
روح ظاهر می‌شه‏.‏

801
00:50:18,750 --> 00:50:22,250
ال کوکو با چوب رهبری توی دستش‏،‏ یه کنسرت دردناک
برای برده‌هاش شروع کرد‏،‏ کسایی که شروع کردن به‏.‏‏.‏‏.‏

802
00:50:22,291 --> 00:50:24,041
هق‌هق‌های تقریباً بی‌صدا‏.‏

803
00:50:32,541 --> 00:50:34,750
‏-‏ بهم بگو‏.‏
‏-‏ ام‏.‏‏.‏‏.‏ بله؟

804
00:50:35,666 --> 00:50:37,875
چی بهت انگیزه می‌ده بنویسی؟

805
00:50:38,750 --> 00:50:39,750
خب‏.‏‏.‏‏.‏

806
00:50:40,250 --> 00:50:41,375
برای فرار کردن‏.‏‏.‏‏.‏

807
00:50:41,416 --> 00:50:42,750
از واقعیت خودم‏.‏

808
00:50:44,541 --> 00:50:47,000
نوشتنم زمانی جاری می‌شه که
افکارم رو سبک می‌کنم‏.‏

809
00:50:48,750 --> 00:50:50,000
‏-‏ حالا می‌فهمم‏.‏‏.‏‏.‏
‏-‏ ولی‏.‏‏.‏‏.‏

810
00:50:50,125 --> 00:50:51,125
شما چی‏.‏‏.‏‏.‏

811
00:50:52,875 --> 00:50:54,125
‏ درباره‌شون فکر می‌کنید؟

812
00:50:54,166 --> 00:50:55,416
اون‌قدرها هم بد نیستن‏،‏

813
00:50:55,500 --> 00:50:56,666
در کل خوبن‏،‏

814
00:50:56,750 --> 00:50:58,916
راستش تعریف چندانی
ندارن ولی‏،‏

815
00:50:59,000 --> 00:51:00,875
منظورم اینه که‏،‏
بعضی از داستان‌ها‏.‏‏.‏‏.‏

816
00:51:00,916 --> 00:51:02,125
بی‌مزه‏،‏ سطحی‏.‏‏.‏‏.‏

817
00:51:02,166 --> 00:51:04,416
کسل‌کننده‏.‏‏.‏‏.‏ معمولی‏.‏

818
00:51:05,125 --> 00:51:07,875
‏-‏ اوه‏.‏‏.‏‏.‏
‏-‏ اوه‏،‏ نه‏،‏ نه‏،‏ نه‏،‏ نه‏،‏ نه‏!‏

819
00:51:07,916 --> 00:51:09,625
این‌طوری برداشت نکن‏.‏

820
00:51:09,666 --> 00:51:12,125
کار چندان بدی نیست‏،‏
برای چیزی که توسط یه‏.‏‏.‏‏.‏

821
00:51:12,166 --> 00:51:13,750
یه‏.‏‏.‏‏.‏ آماتور‏ نوشته شده.‏

822
00:51:13,875 --> 00:51:17,875
ولی خب‏،‏ چون تازه شروع کردی‏،‏
مهمه که نذاری توهمات‏.‏‏.‏‏.‏

823
00:51:18,000 --> 00:51:19,875
بزرگ‌بینی بر تو غلبه کنه‏.‏

824
00:51:19,916 --> 00:51:23,625
اگه بهم اجازه بدی‏،‏
واقعاً خوشحال می‌شم خرد حرفه‌ای‏.‏‏.‏‏.‏

825
00:51:23,750 --> 00:51:26,375
که در طول پرکارترین
دوران‏.‏‏.‏‏.‏

826
00:51:26,500 --> 00:51:27,500
نویسندگی‌ام‏.‏‏.‏‏.‏

827
00:51:27,625 --> 00:51:28,875
جمع کردم رو باهات
به اشتراک بذارم‏.‏

828
00:51:29,000 --> 00:51:30,541
آه...

829
00:51:30,625 --> 00:51:32,791
بله‏،‏ بله‏،‏
شما خیلی به من لطف دارید‏.‏

830
00:51:33,291 --> 00:51:35,125
به نظرم کارهات
ساختار ندارن‏.‏

831
00:51:35,625 --> 00:51:36,625
ام‏.‏‏.‏‏.‏

832
00:51:36,666 --> 00:51:39,791
انگیزه‌های شخصیت‌ها واضح نیست‏،‏
می‌دونی چیه‏،‏

833
00:51:39,875 --> 00:51:41,125
می‌خوام یه نسخه از‏.‏‏.‏‏.‏

834
00:51:41,250 --> 00:51:43,916
‏"‏کتابچه راهنمای نویسندگی شوم‏"‏
خودم رو بهت بدم‏،‏

835
00:51:44,416 --> 00:51:46,250
کتابی که خودم نوشتمش‏،‏

836
00:51:46,750 --> 00:51:50,000
که توی اون می‌تونی یه راهنمای
قدم‌به‌قدم برای نوشتن‏.‏‏.‏‏.‏

837
00:51:50,125 --> 00:51:51,875
‏-‏ اصولی پیدا کنی‏.‏
‏-‏ ممنون‏.‏

838
00:51:52,750 --> 00:51:54,625
‏-‏ شما خیلی مهربونید‏.‏
‏-‏ بسیار خب‏.‏‏.‏‏.‏

839
00:51:54,750 --> 00:51:57,875
دیگه برای امروز کافیه‏.‏
بعداً با هم صحبت می‌کنیم‏،‏ پروکستس‏.‏

840
00:51:58,000 --> 00:51:59,500
حتماً‏،‏ والاحضرت‏،‏

841
00:51:59,541 --> 00:52:00,875
واقعاً نمی‌تونم صبر کنم‏.‏

842
00:52:01,000 --> 00:52:02,000
نه‏،‏ صبر کن‏!‏

843
00:52:02,041 --> 00:52:03,916
...اوه

844
00:52:04,000 --> 00:52:04,916
کتابم‏،‏

845
00:52:05,000 --> 00:52:06,041
اگه لطف کنید‏.‏

846
00:52:11,625 --> 00:52:12,625
بیا داخل‏.‏

847
00:52:20,916 --> 00:52:21,916
آه‏.‏‏.‏‏.‏

848
00:52:22,250 --> 00:52:24,625
بچگی‌هام ساعت‌ها توی این
اتاق وقت می‌گذروندم‏.‏

849
00:52:25,750 --> 00:52:29,125
این کتاب‌ها شامل ادبیات و
تاریخچه وحشت‌ها هستن‏.‏

850
00:52:30,791 --> 00:52:32,125
شگفت‌انگیزه‏!‏

851
00:52:34,416 --> 00:52:35,416
عاشقشم‏!‏

852
00:52:35,875 --> 00:52:37,291
اگه بخوای می‌تونی
همین‌جا بمونی‏.‏

853
00:52:37,375 --> 00:52:39,250
ام‏.‏‏.‏‏.‏ ام‏.‏‏.‏‏.‏

854
00:52:40,041 --> 00:52:41,625
باید زود برگردم‏.‏

855
00:52:41,666 --> 00:52:42,750
ممنونم‏.‏

856
00:52:51,500 --> 00:52:52,500
پروکستس یه‏.‏‏.‏‏.‏

857
00:52:52,500 --> 00:52:53,500
وحشت حسودیه.‏

858
00:52:54,125 --> 00:52:56,125
چطور می‌تونم مطمئن باشم
داری راست می‌گی؟

859
00:52:56,166 --> 00:52:58,375
وقتی داستان‌هات رو می‌خونم‏،‏
دیگه هرنوال نیستم‏،‏

860
00:52:58,875 --> 00:53:01,291
یکی از صدها شخصیتت هستم‏.‏

861
00:53:02,375 --> 00:53:04,000
و وقتی هم که نمی‌خونمشون‏.‏‏.‏‏.‏

862
00:53:04,041 --> 00:53:07,000
تنها چیزی که می‌تونم بهش
فکر کنم..‏‏.‏

863
00:53:07,916 --> 00:53:10,416
‏-‏ ام‏.‏
‏-‏ واقعاً می‌خوام بهت اعتماد کنم‏.‏‏.‏‏.‏

864
00:53:11,166 --> 00:53:12,166
اما‏.‏‏.‏‏.‏

865
00:53:13,166 --> 00:53:14,708
‏-‏ می‌تونم؟
‏-‏ بله‏.‏

866
00:53:15,333 --> 00:53:18,041
و ازت خواهش می‌کنم هیچ‌وقت
به استعدادت شک نکنی‏.‏

867
00:53:23,291 --> 00:53:24,291
آه‏.‏‏.‏‏.‏

868
00:53:27,166 --> 00:53:28,166
آه‏!‏

869
00:53:32,791 --> 00:53:33,791
ام‏.‏‏.‏‏.‏

870
00:53:35,208 --> 00:53:36,041
ام‏.‏‏.‏‏.‏

871
00:53:36,166 --> 00:53:37,166
ام‏.‏‏.‏‏.‏

872
00:54:07,208 --> 00:54:09,875
[یکی بود‏،‏ یکی‏.‏‏.‏‏.‏]

873
00:54:15,833 --> 00:54:16,958
‏"‏خب‏،‏ اصلاً راه نداره آقا‏.‏

874
00:54:17,583 --> 00:54:19,208
نمی‌ذارم از این‌جا بری‏.‏

875
00:54:19,250 --> 00:54:20,208
دیگه هیچ‌وقت‏.‏‏.‏‏.‏

876
00:54:20,250 --> 00:54:21,958
‏-‏ فوق‌العاده‌ست‏.‏
‏-‏ این‌طور فکر می‌کنی؟

877
00:55:09,458 --> 00:55:10,958
ها‏!‏ گوش کن‏،‏

878
00:55:11,000 --> 00:55:12,875
یه چیزی هست که باید
بهت بگم‏.‏

879
00:55:12,958 --> 00:55:13,958
این عالم‏.‏‏.‏‏.‏

880
00:55:14,375 --> 00:55:16,083
خیلی دلرباست‏!‏

881
00:55:17,083 --> 00:55:18,083
اوه‏.‏‏.‏‏.‏

882
00:55:20,583 --> 00:55:23,583
‏-‏ فرانکلدا‏،‏ به حرفم گوش کن‏.‏
‏-‏ این کلی ایده بهم می‌ده‏.‏

883
00:55:23,708 --> 00:55:25,083
‏-‏ ازت می‌خوام ‌کمک کنی‏.‏
‏-‏ من‏.‏‏.‏‏.‏

884
00:55:25,208 --> 00:55:26,958
نمی‌دونم می‌تونم
کمکی بکنم یا نه‏.‏

885
00:55:27,458 --> 00:55:30,208
بیشتر از چیزی که فکرش رو
بکنی می‌تونی کمک کنی‏.‏

886
00:55:30,250 --> 00:55:31,250
ام‏.‏‏.‏‏.‏

887
00:55:31,333 --> 00:55:33,083
حتی نمی‌دونم چطور
این رو بگم‏.‏

888
00:55:33,583 --> 00:55:35,958
و شاید یه‌کم عجله‌ای باشه‏،‏
می‌دونم‏،‏ ولی.‏‏.‏‏.‏

889
00:55:36,583 --> 00:55:37,875
وقت داره تموم می‌شه‏.‏

890
00:55:38,625 --> 00:55:41,250
اگه کاری نکنیم‏،‏
همه‌مون به‌زودی نابود می‌شیم‏.‏

891
00:55:42,000 --> 00:55:43,583
...منظورم واقعاً اینه که

892
00:55:43,708 --> 00:55:45,583
...خب، من فقط

893
00:55:47,583 --> 00:55:48,583
ام‏،‏ ام‏.‏‏.‏‏.‏

894
00:55:50,875 --> 00:55:53,125
می‌خواستم بپرسم دوست داری‏.‏‏.‏‏.‏

895
00:55:54,083 --> 00:55:55,708
کابوس‌ساز سلطنتی بشی؟

896
00:55:56,208 --> 00:55:58,250
‏-‏ منظورت اینه که همین‌جا بمونم؟
‏-‏ ام‏.‏‏.‏‏.‏

897
00:55:59,375 --> 00:56:00,958
می‌دونم توقع زیادیه‏،‏ ولی‏.‏‏.‏‏.‏

898
00:56:01,000 --> 00:56:02,625
فکر کنم ممکنه خوب
باشه برای‏.‏‏.‏‏.‏

899
00:56:03,125 --> 00:56:05,583
بدیهیه که برای همه‌مون‏،‏
ولی همین‌طور‏.‏‏.‏‏.‏

900
00:56:06,583 --> 00:56:08,500
برای‏.‏‏.‏‏.‏
برای خودت هم خوب می‌شه‏.‏

901
00:56:08,583 --> 00:56:10,083
فکر نمی‌کنم در اون حد باشم‏.‏

902
00:56:10,125 --> 00:56:12,458
من می‌دونم که هستی‏.‏
بهت ثابتش می‌کنم‏.‏

903
00:56:13,625 --> 00:56:16,958
کتابت رو بهم قرض بده تا پدر و مادرم بتونن
کابوس‌های جدیدی بسازن‏.‏

904
00:56:17,083 --> 00:56:18,125
ام‏.‏‏.‏‏.‏

905
00:56:18,208 --> 00:56:20,583
مطمئنم داستان‌هات
به توپوس ترنتوس جون دوباره‌ای می‌دن‏.‏

906
00:56:20,708 --> 00:56:22,833
آه

907
00:56:22,875 --> 00:56:25,833
یعنی پدر و مادرت قراره
داستان‌های من رو بخونن؟

908
00:56:26,875 --> 00:56:28,333
خواهش می‌کنم‏!‏
ما بهشون نیاز داریم‏!‏

909
00:56:28,833 --> 00:56:29,958
بهم اعتماد کن‏.‏

910
00:56:34,083 --> 00:56:34,958
بهت اعتماد دارم‏.‏

911
00:56:35,000 --> 00:56:38,458
چه روز باشکوهی برای
تغییر دادن مسیر تاریخ‏!‏

912
00:56:39,583 --> 00:56:40,458
اوه‏.‏‏.‏‏.‏

913
00:56:40,500 --> 00:56:45,208
امروز به عنوان روزی یاد می‌شه که نویسنده‌ها
غرور خودشون رو کنار گذاشتن‏.‏‏.‏‏.‏

914
00:56:45,250 --> 00:56:46,458
تا از‏.‏‏.‏‏.‏

915
00:56:46,583 --> 00:56:47,708
توپوس ترنتوس محافظت کنن‏.‏

916
00:56:48,208 --> 00:56:49,625
اینجا چه خبره؟

917
00:56:49,708 --> 00:56:50,833
چی؟ ها‏!‏

918
00:56:51,458 --> 00:56:54,625
والاحضرت بهت نگفته
چه قولی داده؟

919
00:56:54,708 --> 00:56:55,583
نه‏.‏‏.‏‏.‏

920
00:56:55,625 --> 00:56:58,708
ما‏.‏‏.‏‏.‏ توافق کردیم که اون کتابت رو
ازت بخواد تا به من فرصت بده‏.‏‏.‏‏.‏

921
00:56:58,708 --> 00:56:59,708
‏-‏ داستان‌هات رو بهتر کنم‏.‏
‏-‏ ام‏.‏‏.‏‏.‏

922
00:57:01,583 --> 00:57:03,875
‏-‏ این اون چیزی نیست که‏.‏‏.‏‏.‏
‏-‏ چه نقشه‌ای‏!‏ اون یه استراتژیست نابغه‌ست‏.‏

923
00:57:03,958 --> 00:57:04,750
ام‏،‏ فرانکل‏.‏‏.‏‏.‏

924
00:57:04,833 --> 00:57:06,958
حالا هم‌نوع‌های تو داستان‌های
بزرگ ما رو می‌شناسن‏.‏

925
00:57:07,000 --> 00:57:08,833
تو دستیار بزرگ‌ترین‏.‏‏.‏‏.‏

926
00:57:08,958 --> 00:57:10,750
‏-‏ نویسنده‌ای می‌شی که تا حالا زنده بوده‏!‏
‏-‏ داری چی‏.‏‏.‏‏.‏

927
00:57:10,833 --> 00:57:11,958
یعنی بنده‏!‏

928
00:57:12,083 --> 00:57:13,083
چطور تونستی این
کار رو بکنی؟

929
00:57:13,083 --> 00:57:14,708
فرانکلدا‏،‏
این اون چیزی نیست که‏.‏‏.‏‏.‏

930
00:57:15,833 --> 00:57:18,958
ولی والاحضرت‏،‏
ما دیروز درباره‌اش صحبت کردیم‏.‏

931
00:57:19,833 --> 00:57:21,625
بعداً به حساب تو می‌رسم‏!‏

932
00:57:22,708 --> 00:57:24,458
این یه سوءتفاهم خیلی بده‏،‏

933
00:57:24,500 --> 00:57:26,125
‏-‏ سرورم‏!‏ آخ‏.‏‏.‏‏.‏
‏-‏ ولم کن‏!‏

934
00:57:36,375 --> 00:57:38,333
فرانکلدا‏!‏
اون‌طوری که فکر می‌کنی نیست‏!‏

935
00:57:38,833 --> 00:57:39,833
پروکستس یه‏.‏‏.‏‏.‏

936
00:57:41,208 --> 00:57:43,958
پروکستس تنها کسیه که
این‌جا صادق بوده‏!‏

937
00:57:44,083 --> 00:57:46,583
اون همیشه برام روشن کرده که
چقدر معمولی هستم‏!‏

938
00:57:47,083 --> 00:57:49,375
تنهام بذار‏!‏ همین الان برو‏!‏

939
00:57:50,583 --> 00:57:52,500
فردا با هم حرف می‌زنیم‏.‏

940
00:57:52,583 --> 00:57:54,500
نه‏!‏ نه‏!‏

941
00:57:54,583 --> 00:57:56,708
فردا برای همیشه اینجا
رو ترک می‌کنم‏.‏

942
00:57:56,833 --> 00:57:58,833
دیگه نمی‌خوام چیزی درباره
وحشت‌ها بشنوم‏.‏‏.‏‏.‏

943
00:57:59,583 --> 00:58:00,583
یا درباره تو‏.‏

944
00:58:24,833 --> 00:58:25,833
آه‏.‏‏.‏‏.‏

945
00:58:30,333 --> 00:58:31,333
والاحضرت‏.‏

946
00:58:34,083 --> 00:58:35,500
چطور فهمیدی من اینجام؟

947
00:58:36,083 --> 00:58:37,083
فقط برو‏!‏

948
00:58:37,583 --> 00:58:39,083
با همکاری همه‏،‏

949
00:58:39,125 --> 00:58:42,833
مطمئنم که با هم می‌تونیم راهی برای خروج
از این مخمصه پیدا کنیم‏،‏

950
00:58:42,875 --> 00:58:44,375
سرورم‏.‏ آه‏.‏‏.‏‏.‏

951
00:58:44,458 --> 00:58:47,083
کاش فقط می‌تونست یه روز دیگه توی
این عالم بمونه‏.‏

952
00:58:47,125 --> 00:58:48,500
دیگه برای این کار
خیلی دیره‏.‏

953
00:58:48,583 --> 00:58:49,583
نه‏،‏ دیر نیست‏.‏

954
00:58:49,625 --> 00:58:54,750
اگه امشب برای دوستت یه کابوس ناچیز‏،‏
پیش‌پاافتاده و بی‌اهمیت بفرستیم‏.‏‏.‏‏.‏

955
00:58:54,833 --> 00:58:57,333
‏-‏ شاید یادش بیاد چقدر زندگیش‏.‏‏.‏‏.‏
‏-‏ چی؟

956
00:58:57,375 --> 00:58:59,625
توی عالم وجود افتضاحه‏،‏

957
00:59:00,125 --> 00:59:01,833
و شاید حتی به این فکر کنه
که یه‌کم‏.‏‏.‏‏.‏

958
00:59:01,875 --> 00:59:03,583
‏-‏ بیشتر بمونه‏.‏
‏-‏ ام‏.‏‏.‏‏.‏

959
00:59:03,625 --> 00:59:05,083
این براش دردناکه.‏

960
00:59:05,125 --> 00:59:06,000
نه‏،‏ نه‏!‏

961
00:59:06,083 --> 00:59:08,083
نه‏!‏ نه‏،‏ نه‏،‏ نه‏،‏ نه‏،‏ نه‏،‏
نه‏،‏ نه‏،‏ نه‏،‏ نه‏.‏

962
00:59:08,208 --> 00:59:10,083
هه‏.‏‏.‏‏.‏ خب‏،‏ نه اون‌قدر زیاد‏،‏

963
00:59:11,083 --> 00:59:14,083
فقط‏.‏‏.‏‏.‏ در حدی که‏.‏‏.‏‏.‏
متقاعدش کنه بمونه‏،‏

964
00:59:14,625 --> 00:59:17,458
و جلوی نابود شدن پدر و مادرت و
عالم رو بگیره‏.‏

965
00:59:17,500 --> 00:59:18,333
.باشه

966
00:59:18,458 --> 00:59:20,833
ولی خودم روی کابوس
نظارت می‌کنم‏.‏

967
00:59:21,500 --> 00:59:23,208
اوه‏،‏ البته‏،‏ سرورم‏!‏

968
00:59:23,333 --> 00:59:25,833
فقط باید درباره یه چیز خیلی خاص
توی زندگیش بنویسم‏.‏

969
00:59:25,958 --> 00:59:27,500
اوه‏.‏‏.‏‏.‏ ام‏.‏

970
00:59:28,000 --> 00:59:30,083
‏-‏ پیشنهادی داری؟
‏-‏ اوه‏.‏‏.‏‏.‏

971
00:59:31,708 --> 00:59:33,333
درباره مادربزرگش بنویس‏.‏

972
00:59:33,458 --> 00:59:34,458
ها‏!‏

973
00:59:40,958 --> 00:59:41,958
ام‏.‏‏.‏‏.‏

974
01:00:12,250 --> 01:00:13,583
من رو ببخش‏،‏ فرانکلدا‏.‏

975
01:00:34,333 --> 01:00:36,208
.هوم

976
01:00:36,333 --> 01:00:37,333
.هوم

977
01:00:39,833 --> 01:00:41,083
حالا خوب گوش کن‏،‏ بچه‏!‏

978
01:00:41,208 --> 01:00:43,458
تو از این خونه بیرون
نمی‌ری‏.‏‏.‏‏.‏

979
01:00:43,583 --> 01:00:44,833
تا وقتی که رفو کردن‏.‏‏.‏‏.‏

980
01:00:45,333 --> 01:00:47,500
تک‌تک جوراب‌های توی اون
تپه رو تموم کنی‏!‏

981
01:00:48,000 --> 01:00:49,458
حتی یه کتاب هم حق
نداری بخونی‏!‏

982
01:00:49,500 --> 01:00:53,250
شاید اون‌وقت دیگه این‌ور اون‌ور نری
و بهم نگی ‏"‏جادوگر‏"‏‏.‏

983
01:01:02,708 --> 01:01:06,000
بیا ببینیم این نویسنده چطور
افکارش رو سبک می‌کنه‏.‏

984
01:01:09,875 --> 01:01:10,875
آخ‏!‏

985
01:01:16,500 --> 01:01:20,208
فرانسیسکا همیشه درست قبل از
طلوع آفتاب بیدار می‌شد‏.‏‏.‏‏.‏

986
01:01:20,250 --> 01:01:23,875
تا بتونه برای ده تا برادر بزرگ‌ترش
صبحانه درست کنه‏،‏

987
01:01:24,375 --> 01:01:25,458
که همه‌شون مرد بودن‏،‏

988
01:01:26,083 --> 01:01:28,083
اون‌ها توی معدن نقره
کار می‌کردن‏.‏‏.‏‏.‏

989
01:01:28,208 --> 01:01:29,583
به همراه پدرشون‏.‏‏.‏‏.‏

990
01:01:29,708 --> 01:01:31,250
که صاحبش بود‏.‏

991
01:01:31,875 --> 01:01:33,500
از اونجایی که شب‌ها
براش کافی نبود‏،‏

992
01:01:34,000 --> 01:01:36,458
از هر فرصتی که داشت استفاده
می‌کرد تا‏.‏‏.‏‏.‏

993
01:01:38,958 --> 01:01:39,958
همم‏.‏‏.‏‏.‏

994
01:01:43,208 --> 01:01:44,208
همم‏.‏‏.‏‏.‏

995
01:01:51,500 --> 01:01:53,500
چی؟ یه مرغ جادوگر؟

996
01:01:54,000 --> 01:01:56,458
به اسم توتولینا؟
خب‏،‏ این‏.‏‏.‏‏.‏ اه‏.‏‏.‏‏.‏

997
01:01:57,125 --> 01:01:58,125
اوه‏.‏‏.‏‏.‏

998
01:01:59,125 --> 01:02:00,125
اوه‏!‏

999
01:02:00,583 --> 01:02:02,625
خوبه‏!‏ اه‏.‏‏.‏‏.‏

1000
01:02:02,708 --> 01:02:04,833
این‏.‏‏.‏‏.‏ فوق‌العاده‌ست‏!‏

1001
01:02:05,583 --> 01:02:09,250
اوه‏!‏ اه‏.‏‏.‏‏.‏
این داستان می‌تونه یه نقطه عطف.‏‏.‏‏.‏

1002
01:02:09,750 --> 01:02:12,375
توی تاریخ توپوس ترنتوس‏ باشه!‏

1003
01:02:13,083 --> 01:02:15,958
اوه‏!‏ و این مال منه‏!‏

1004
01:02:40,208 --> 01:02:42,375
‏-‏ سلام عزیزم‏!‏
‏-‏ اوه‏!‏

1005
01:02:42,458 --> 01:02:43,958
فرانکلدا‏،‏
لطفا به ما ملحق شو‏!‏

1006
01:02:45,208 --> 01:02:46,708
صبح بخیر‏،‏ سروران گرامی‏.‏

1007
01:02:47,250 --> 01:02:49,625
می‌دونید چطور می‌تونم
برگردم به عالم خودم؟

1008
01:02:50,500 --> 01:02:53,750
نمی‌تونی بری بدون اینکه اول داستان‌های
جدید پروکستس رو بخونی‏.‏

1009
01:02:54,250 --> 01:02:56,083
شخصیت‌هایی با آرزوها‏،‏

1010
01:02:56,625 --> 01:02:58,458
ترس‌ها و ناامنی‌ها‏.‏

1011
01:02:58,958 --> 01:03:00,708
طعنه‏.‏‏.‏‏.‏ رنج‏.‏‏.‏‏.‏

1012
01:03:01,208 --> 01:03:03,208
یادگیری و رشد شخصی‏.‏

1013
01:03:03,708 --> 01:03:04,708
اون‌قدر خوبه‏.‏‏.‏‏.‏

1014
01:03:05,208 --> 01:03:08,208
که برام سخته باور کنم
مال پروکستس باشن‏.‏

1015
01:03:08,333 --> 01:03:09,333
اه‏.‏‏.‏‏.‏

1016
01:03:11,583 --> 01:03:13,458
نه‏.‏ آه‏.‏‏.‏‏.‏

1017
01:03:14,208 --> 01:03:17,250
چی؟
این‌ها خواب‌هایی هستن که دیشب دیدم‏.‏

1018
01:03:17,875 --> 01:03:19,958
می‌خواستم امروز بنویسمشون‏،‏

1019
01:03:20,000 --> 01:03:22,333
تو اون کابوس‌ها رو برام
فرستادی درباره‏.‏‏.‏‏.‏

1020
01:03:22,458 --> 01:03:23,458
نه‏،‏ فرانکلدا‏،‏

1021
01:03:23,458 --> 01:03:25,708
ما نمی‌دونیم داری درباره
چی حرف می‌زنی‏.‏

1022
01:03:25,750 --> 01:03:26,750
تو‏!‏

1023
01:03:27,625 --> 01:03:29,250
تو‏.‏ تو‏!‏

1024
01:03:29,750 --> 01:03:31,250
ای خائن‏!‏

1025
01:03:33,958 --> 01:03:37,833
حق با تو بود پسرم‏،‏ تمام چیزی که نیاز
داشتیم داستان‌های جدید بود‏.‏

1026
01:03:37,875 --> 01:03:38,708
اما شک دارم‏.‏‏.‏‏.‏

1027
01:03:38,833 --> 01:03:42,166
این‌ها رو کسی که ادعا می‌کنه
نوشته‏،‏ ننوشته‏.‏

1028
01:03:42,333 --> 01:03:43,333
درست می‌گم؟

1029
01:03:44,000 --> 01:03:45,000
نمی‌فهمم‏.‏

1030
01:03:47,000 --> 01:03:50,083
صبر کن‏.‏‏.‏‏.‏ چی؟ نه‏،‏ نه‏!‏
نه‏،‏ نه‏،‏ نه‏!‏

1031
01:03:50,208 --> 01:03:52,958
اون موقعی که فرانکلدا داشت
خواب می‌دید‏،‏ دزدیدشون‏!‏

1032
01:03:53,083 --> 01:03:56,125
‏-‏ برو پیشش‏.‏
‏-‏ باید همین الان این رو درستش کنیم‏!‏

1033
01:04:00,250 --> 01:04:01,250
فرانکلدا‏!‏

1034
01:04:02,083 --> 01:04:03,708
پروکستس رو دست‌کم گرفتم‏.‏

1035
01:04:04,208 --> 01:04:06,083
من رو ببخش‏،‏ درستش می‌کنم‏.‏

1036
01:04:06,125 --> 01:04:07,125
من چقدر احمقم‏.‏

1037
01:04:22,375 --> 01:04:25,083
این‏.‏‏.‏‏.‏ جاییه که تسلیم می‌شیم‏،‏
مگه نه؟

1038
01:04:27,708 --> 01:04:28,708
نه‏!‏

1039
01:04:31,833 --> 01:04:33,250
تو همه‌چیز رو دزدیدی‏!‏

1040
01:04:33,333 --> 01:04:36,333
تو حتی...‏ تو حتی خواب‌های
من رو هم دزدیدی‏!‏

1041
01:04:36,375 --> 01:04:38,875
مگه شاهزاده هرنوال همونی نیست که
به هر قیمتی شده‏،‏ بدجور دنبال داستان‌هاته‏،‏

1042
01:04:38,958 --> 01:04:41,458
با هر روشی که شده؟

1043
01:04:43,000 --> 01:04:46,125
آره!‏
جفتتون چیزی جز دزد نیستید‏!‏

1044
01:04:46,958 --> 01:04:48,833
می‌فهمم چه حسی داری‏.‏

1045
01:04:49,333 --> 01:04:52,083
اوه‏،‏
چه داستان عاشقانه و غم‌انگیزی‏،‏

1046
01:04:52,583 --> 01:04:54,583
عشقت بهت خیانت کرد‏،‏

1047
01:04:54,708 --> 01:04:56,708
چون اصلاً براش مهم نبودی‏،‏

1048
01:04:57,208 --> 01:04:59,208
اون فقط‏.‏‏.‏‏.‏
ازت سوءاستفاده کرد‏.‏

1049
01:05:00,750 --> 01:05:01,750
آه‏.‏‏.‏‏.‏

1050
01:05:03,708 --> 01:05:04,708
...هوم

1051
01:05:05,458 --> 01:05:06,458
آه‏.‏‏.‏‏.‏

1052
01:05:17,708 --> 01:05:18,708
آه‏!‏

1053
01:05:19,833 --> 01:05:20,708
زندانیش کنید‏.‏

1054
01:05:20,750 --> 01:05:21,583
آه‏!‏

1055
01:05:21,708 --> 01:05:24,375
‏-‏ اوهوم‏.‏ امر‏،‏ امر شماست سرورم‏.‏
‏-‏ آه‏!‏

1056
01:05:24,458 --> 01:05:25,333
آه‏!‏ آه‏!‏ آه‏!‏

1057
01:05:25,375 --> 01:05:28,625
‏-‏ و تو هم به نوشتن داستان برای من ادامه می‌دی‏.‏
‏-‏ آه‏!‏

1058
01:05:29,208 --> 01:05:30,000
آه‏!‏

1059
01:05:30,083 --> 01:05:30,958
نه‏!‏

1060
01:05:31,000 --> 01:05:33,125
‏-‏ آه‏!‏
‏-‏ یه راهی پیدا می‌کنم که این کار رو بکنی‏.‏

1061
01:05:34,208 --> 01:05:35,000
شما سه نفر‏.‏‏.‏‏.‏

1062
01:05:35,083 --> 01:05:37,083
دادگاه وحشت رو احضار کنید‏.‏

1063
01:05:37,750 --> 01:05:39,333
البته‏،‏ سرورم‏.‏

1064
01:05:39,375 --> 01:05:40,583
هر چی شما بخواید‏.‏

1065
01:05:41,083 --> 01:05:42,458
همین الان‏.‏

1066
01:05:43,458 --> 01:05:47,958
یه توپوس ترنتوس کاملاً جدید
داره متولد می‌شه‏!‏

1067
01:05:48,458 --> 01:05:49,750
وقتشه‏.‏‏.‏‏.‏

1068
01:05:49,833 --> 01:05:51,458
که از تاریکی بیایم بیرون‏!‏

1069
01:05:55,750 --> 01:05:56,750
اون رفته‏.‏

1070
01:06:00,083 --> 01:06:02,208
‏-‏ نه‏.‏‏.‏‏.‏
‏-‏ نمی‌خوام چیزی درباره وحشت‌ها بشنوم‏.‏‏.‏‏.‏

1071
01:06:02,333 --> 01:06:03,125
یا تو‏.‏

1072
01:06:03,208 --> 01:06:05,375
‏-‏ فردا برای همیشه اینجا رو ترک می‌کنم‏.‏
‏-‏ آه‏.‏‏.‏‏.‏

1073
01:06:08,333 --> 01:06:10,833
امیدوارم که داری از خونه
جدیدت لذت می‌بری‏.‏

1074
01:06:11,333 --> 01:06:12,458
آه‏!‏ آه‏.‏‏.‏‏.‏

1075
01:06:15,750 --> 01:06:19,583
خیلی راحت‌تر می‌شه اگه سعی
نکنی فرار کنی‏،‏ بچه‏.‏

1076
01:06:19,708 --> 01:06:21,625
این غیرممکنه‏!‏

1077
01:06:21,708 --> 01:06:24,125
فقط خودت رو خسته می‌کنی‏.‏

1078
01:06:24,958 --> 01:06:25,833
بذار برم‏!‏

1079
01:06:25,958 --> 01:06:27,208
چرا داری شکایت می‌کنی‏،‏

1080
01:06:27,250 --> 01:06:29,458
فرانسیسکا؟ یعنی‏،‏ نه‏!‏

1081
01:06:29,958 --> 01:06:31,208
فرانکلدا‏.‏

1082
01:06:32,083 --> 01:06:34,708
مگه این دقیقاً همون چیزی
نبود که می‌خواستی؟

1083
01:06:34,833 --> 01:06:35,833
اگه نه‏،‏

1084
01:06:35,958 --> 01:06:37,833
پس چرا ما رو نوشتی‏،‏

1085
01:06:38,375 --> 01:06:39,250
عزیزم؟

1086
01:06:39,333 --> 01:06:40,333
آه‏!‏

1087
01:06:47,958 --> 01:06:51,583
و این‌طوری بود که پروکستس خیانتی رو که
شاهزاده هرنوال داشت‏.‏‏.‏‏.‏

1088
01:06:51,708 --> 01:06:52,833
برنامه‌ریزی می‌کرد‏،‏ فاش کرد‏.‏

1089
01:06:54,500 --> 01:06:57,125
اون می‌خواست انسانش اعتبار تمام آثار
هنری کابوس‌ساز سلطنتی‏.‏‏.‏‏.‏

1090
01:06:57,125 --> 01:07:01,125
برجسته ما رو به نام خودش بزنه‏.‏

1091
01:07:02,625 --> 01:07:04,333
‏-‏ خیانت‏!‏
‏-‏ خیانت‏!‏

1092
01:07:04,375 --> 01:07:05,208
و هرنوال‏.‏‏.‏‏.‏

1093
01:07:05,333 --> 01:07:07,833
به عالم وجود فرار کرده‏،‏

1094
01:07:07,875 --> 01:07:10,083
اون قصد داره انسان‌ها رو‏.‏‏.‏‏.‏

1095
01:07:10,125 --> 01:07:11,375
با جذابیتش تسخیر کنه‏.‏‏.‏‏.‏

1096
01:07:11,458 --> 01:07:14,875
و از اون‌ها برای از بین بردن
هفت خاندان استفاده کنه‏.‏

1097
01:07:14,958 --> 01:07:18,083
فقط اون موقع‌ست که می‌تونه
بر هر دو عالم حکومت کنه‏!‏

1098
01:07:18,208 --> 01:07:19,083
‏-‏ خیانت‏!‏
‏-‏ خیانت‏!‏

1099
01:07:19,125 --> 01:07:20,000
‏-‏ خیانت‏!‏
‏-‏ خیانت‏!‏

1100
01:07:20,083 --> 01:07:21,583
خیانت‏!‏ توپوس ترنتوس‏.‏‏.‏‏.‏

1101
01:07:22,083 --> 01:07:23,458
ممکنه به پایان خودش برسه‏.‏‏.‏‏.‏

1102
01:07:23,500 --> 01:07:28,958
به‌خاطر حسادتی که شاهزاده وحشت‌ها
به کابوس‌ساز سلطنتی داره‏.‏

1103
01:07:29,083 --> 01:07:30,208
‏-‏ خیانت‏!‏
‏-‏ خیانت‏!‏

1104
01:07:30,333 --> 01:07:31,333
‏-‏ خیانت‏!‏
‏-‏ خیانت‏!‏

1105
01:07:31,333 --> 01:07:35,833
نه‏!‏ اه‏!‏
از این نسل‌های جدید متنفرم‏.‏

1106
01:07:35,958 --> 01:07:38,208
‏-‏ خیانت‏!‏
‏-‏ کسایی که احمقانه راه می‌افتن و‏.‏‏.‏‏.‏

1107
01:07:38,708 --> 01:07:40,583
تظاهر می‌کنن که انسانن‏!‏

1108
01:07:41,083 --> 01:07:43,458
باید جلوی این دیوونگی
رو بگیریم‏!‏

1109
01:07:44,000 --> 01:07:46,833
بیاید چیزی رو که حق
قانونی‌مونه پس بگیریم‏!‏

1110
01:07:46,875 --> 01:07:49,083
مرگ بر زوج سلطنتی‏!‏

1111
01:07:49,583 --> 01:07:51,250
اون شاهزاده رقت‌انگیز‏.‏

1112
01:07:51,750 --> 01:07:54,208
و تمام بشریت‏!‏

1113
01:07:54,708 --> 01:07:55,583
‏-‏ بله‏!‏
‏-‏ بله‏!‏

1114
01:07:55,625 --> 01:07:56,458
‏-‏ بله‏!‏
‏-‏ بله‏!‏

1115
01:07:56,583 --> 01:07:57,375
‏-‏ بله‏!‏
‏-‏ بله‏!‏

1116
01:07:57,458 --> 01:08:00,125
اوه‏!‏ فکر کنم این یه بحرانه؟

1117
01:08:00,708 --> 01:08:02,375
متأسفانه الان دیگه
خیلی دیر شده‏.‏

1118
01:08:02,875 --> 01:08:05,791
‏-‏ توپوس ترنتوس ناپدید خواهد شد‏.‏
‏-‏ حالا چه بلایی سر ما میاد؟ دلم می‌خواد‏.‏‏.‏‏.‏

1119
01:08:05,833 --> 01:08:08,458
همین الان بدونم‏.‏

1120
01:08:10,583 --> 01:08:14,000
زمانی رسیده که باید موضع بگیریم و سرنوشتمون
رو با هم انتخاب کنیم‏،‏ بدون‏.‏‏.‏‏.‏

1121
01:08:14,083 --> 01:08:17,583
هیچ راهنمایی از طرف
خانواده سلطنتی‏.‏

1122
01:08:18,083 --> 01:08:21,458
باید توطئه کنیم چون عالم الان توی
خطره‏.‏ هر چیزی که‏.‏‏.‏‏.‏

1123
01:08:21,500 --> 01:08:24,750
می‌شناسیم به تراژدی
ختم می‌شه‏.‏

1124
01:08:25,625 --> 01:08:32,583
بیاید توپوس ترنتوس رو نجات بدیم‏.‏
برای گونه‌ای که آسیب دیده‏.‏

1125
01:08:33,125 --> 01:08:39,875
اون به همه ما خیانت کرده‏،‏
اون می‌خواد نسل ما رو نابود کنه‏.‏

1126
01:08:40,625 --> 01:08:41,625
کی؟ کی؟

1127
01:08:42,083 --> 01:08:44,125
شاهزاده عالم وحشت‌ها‏.‏

1128
01:08:44,208 --> 01:08:47,083
اون داره از گونه انسان‌ها دفاع می‌کنه‏.‏
می‌خواد همه ما رو یک‌جا جایگزین کنه‏.‏

1129
01:08:47,208 --> 01:08:50,000
هر چیزی که ساختیم‏،‏ به دست آوردیم
و براش جنگیدیم‏،‏ به‌زودی‏.‏‏.‏‏.‏

1130
01:08:50,000 --> 01:08:56,958
توی دست‌های اون نابود می‌شه‏.‏ اون به همه
ما خیانت کرده و پادشاهی ما از هم می‌پاشه‏.‏

1131
01:09:00,208 --> 01:09:06,958
اون به همه ما خیانت کرده‏،‏
اون می‌خواد نسل ما رو نابود کنه‏.‏

1132
01:09:07,833 --> 01:09:08,875
کی؟ کی؟

1133
01:09:08,958 --> 01:09:11,083
شاهزاده عالم وحشت‌ها‏.‏

1134
01:09:11,625 --> 01:09:17,208
زن‌ها‏،‏
مردها و بچه‌های عالم وجود‏،‏

1135
01:09:17,333 --> 01:09:20,083
از جایگاه خودشون
باخبر نیستن‏،‏

1136
01:09:20,125 --> 01:09:25,500
اون‌ها فکر می‌کنن توی عالم معمولی
خودشون خیلی خاصن‏.‏

1137
01:09:26,000 --> 01:09:33,000
اون به همه ما خیانت کرده‏،‏
ما رو توی خواب‌هاش زندانی می‌کنه‏.‏

1138
01:09:33,625 --> 01:09:39,750
اون به همه ما خیانت کرده‏،‏
اون می‌خواد ما رو زندانی کنه‏.‏

1139
01:09:41,208 --> 01:09:42,250
کی؟ کی؟

1140
01:09:42,333 --> 01:09:44,583
شاهزاده عالم وحشت‌ها‏!‏

1141
01:09:44,625 --> 01:09:47,458
ما توسط پادشاه سلطنتی تبعید شدیم‏.‏
خاندان‌ها حالا متحد شدن‏،‏ بدون تخت‏.‏‏.‏‏.‏

1142
01:09:47,458 --> 01:09:50,083
و بدون پادشاه‏.‏ اون از قبل به همه
ما خیانت کرده‏،‏ سنت‌های ما رو‏.‏‏.‏‏.‏

1143
01:09:50,083 --> 01:09:51,333
نابود خواهد کرد‏.‏

1144
01:10:01,125 --> 01:10:08,083
اون از قبل به همه ما خیانت کرده و
سعی می‌کنه ما رو ساکت کنه‏.‏

1145
01:10:08,625 --> 01:10:09,750
کی؟ کی؟

1146
01:10:10,333 --> 01:10:12,208
شاهزاده عالم وحشت‌ها‏.‏

1147
01:10:12,333 --> 01:10:16,708
زمان اقدام ما فرا رسیده‏،‏
بیاید زوج سلطنتی رو سرنگون کنیم‏.‏

1148
01:10:16,750 --> 01:10:22,458
خواننده حالا باید فرمان بده و
بر همه ما حکومت کنه‏.‏

1149
01:10:23,833 --> 01:10:24,708
شما چی می‌گید؟

1150
01:10:24,750 --> 01:10:25,958
با من هستید؟

1151
01:10:26,000 --> 01:10:26,875
‏-‏ بله‏!‏
‏-‏ بله‏!‏

1152
01:10:26,958 --> 01:10:27,833
‏-‏ بله‏!‏
‏-‏ بله‏!‏

1153
01:10:27,875 --> 01:10:28,708
‏-‏ بله‏!‏
‏-‏ بله‏!‏

1154
01:10:28,833 --> 01:10:29,625
‏-‏ بله‏!‏
‏-‏ بله‏!‏

1155
01:10:29,708 --> 01:10:36,125
این شورش باید متوقف بشه‏.‏
احتیاط باید حاکم بشه‏.‏

1156
01:10:36,750 --> 01:10:43,708
چیزی که ازش دم می‌زنید خیانته‏.‏
شرف باید یک بار دیگه پیروز بشه‏.‏

1157
01:10:44,250 --> 01:10:51,208
اون می‌خواد همه ما رو نجات بده‏،‏
راهی برای نجات عالممون پیدا کرده‏.‏

1158
01:10:51,833 --> 01:10:58,708
اون می‌خواد همه ما رو نجات بده تا پادشاهی
بتونه رشد کنه و شکوفا بشه‏.‏

1159
01:10:59,333 --> 01:11:01,000
‏-‏ کی؟ کی؟
‏-‏ کی؟ کی؟

1160
01:11:01,083 --> 01:11:02,833
شاهزاده عالم وحشت‏!‏

1161
01:11:07,083 --> 01:11:08,083
آه‏!‏

1162
01:11:09,208 --> 01:11:10,208
آه‏!‏

1163
01:11:13,083 --> 01:11:14,083
اوه‏!‏

1164
01:11:14,458 --> 01:11:16,208
خائن‌های پست‏!‏

1165
01:11:18,000 --> 01:11:24,750
اون به همه ما خیانت کرده‏،‏
اون می‌خواد نسل ما رو نابود کنه‏.‏

1166
01:11:25,500 --> 01:11:26,500
کی؟ کی؟

1167
01:11:26,958 --> 01:11:29,083
شاهزاده عالم وحشت‌ها‏!‏

1168
01:11:29,583 --> 01:11:31,583
‏-‏ زوج سلطنتی رو دستگیر کنید‏.‏
‏-‏ بله‏!‏

1169
01:11:31,625 --> 01:11:32,458
‏-‏ بله‏!‏
‏-‏ بله‏!‏

1170
01:11:32,583 --> 01:11:33,375
‏-‏ بله‏!‏
‏-‏ بله‏!‏

1171
01:11:33,458 --> 01:11:36,458
من قبلاً توی این مکان بودم‏.‏

1172
01:11:36,583 --> 01:11:37,375
آره!‏

1173
01:11:37,458 --> 01:11:40,583
توی زندانی که نمی‌تونم
ازش فرار کنم‏.‏

1174
01:11:41,083 --> 01:11:44,625
من قبلاً توی این مکان بودم‏.‏

1175
01:11:44,708 --> 01:11:48,833
فاضلابی که خواب‌هام می‌تونستن
توی اون بدرخشن‏.‏

1176
01:11:49,458 --> 01:11:56,083
اون به من هم خیانت کرده‏.‏
اون یه دروغگوئه‏،‏ چطور ممکنه؟

1177
01:11:57,333 --> 01:12:04,250
اون به من هم خیانت کرده‏!‏
‏به من اعتماد کن‏"‏‏،‏ این چیزی بود که گفت‏!‏"

1178
01:12:05,458 --> 01:12:06,333
‏-‏ کی؟ کی؟
‏-‏ کی؟ کی؟

1179
01:12:06,375 --> 01:12:07,250
‏-‏ کی؟ کی؟
‏-‏ کی؟ کی؟

1180
01:12:07,333 --> 01:12:09,333
شاهزاده عالم وحشت‌ها‏!‏

1181
01:12:09,375 --> 01:12:14,083
آروم باشید‏،‏
پادشاهی ما دوباره ساخته خواهد شد‏.‏

1182
01:12:14,875 --> 01:12:17,458
تمام چیزی که نیاز داریم اینه که
مسیر رو تغییر بدیم‏.‏

1183
01:12:17,583 --> 01:12:21,458
داستان‌هایی که زندگی رو
فرا می‌خونن‏.‏

1184
01:12:23,083 --> 01:12:26,458
‏-‏ ما نیاز داریم اون بنویسدشون‏.‏ اون می‌خواد‏.‏
‏-‏ اون می‌خواد همه ما رو نجات بده‏،‏ راهی پیدا کرده‏.‏‏.‏‏.‏

1185
01:12:26,500 --> 01:12:29,708
‏-‏ تا همه ما رو نجات بده‏،‏ راهی پیدا کرده تا‏.‏
‏-‏ راهی برای نجات عالم‏.‏

1186
01:12:29,750 --> 01:12:31,833
عالم رو نجات بده‏.‏

1187
01:12:33,750 --> 01:12:37,708
‏-‏ اون می‌خواد همه ما رو نجات بده تا‏...‏
‏-‏ اون می‌خواد همه ما رو نجات بده تا‏.‏‏.‏‏.‏

1188
01:12:37,750 --> 01:12:41,708
‏-‏ پادشاهی بتونه رشد کنه و شکوفا بشه‏.‏
‏-‏ پادشاهی بتونه رشد کنه و شکوفا بشه‏.‏

1189
01:12:41,750 --> 01:12:42,833
کی؟ کی؟

1190
01:12:43,333 --> 01:12:44,708
شاهزاده عالم وحشت‌ها‏!‏

1191
01:12:44,833 --> 01:12:46,208
شاهزاده عالم وحشت‌ها‏!‏

1192
01:12:46,208 --> 01:12:51,833
پادشاهیم توی بحرانه‏،‏
پدر و مادرم دارن می‌میرن‏،‏

1193
01:12:56,958 --> 01:12:59,833
و فرانکلدا ازم متنفره‏.‏

1194
01:13:02,333 --> 01:13:05,583
الان خودم مقصر این قضیه‌ام‏.‏

1195
01:13:08,125 --> 01:13:14,375
من به همه‌شون خیانت کردم‏.‏
از چشم همه می‌افتم‏.‏

1196
01:13:15,625 --> 01:13:22,375
من به همه‌شون خیانت کردم‏.‏
می‌دونم که خودم مقصرم‏.‏

1197
01:13:23,125 --> 01:13:24,250
خب تو کی هستی؟

1198
01:13:24,750 --> 01:13:26,875
شاهزاده عالم وحشت‌ها‏!‏

1199
01:13:26,958 --> 01:13:33,833
بیا توپوس ترنتوس رو نجات بدیم‏،‏
تا گونه‌هامون با هم پیمان ببندن‏.‏

1200
01:13:34,375 --> 01:13:41,333
اون به همه‌مون خیانت کرده و حالا
پادشاهیمون از هم می‌پاشه‏.‏

1201
01:13:41,833 --> 01:13:48,583
اون به همه‌مون خیانت کرده‏،‏
اون می‌خواد نسل ما رو نابود کنه‏.‏

1202
01:13:49,583 --> 01:13:50,583
کی؟ کی؟

1203
01:13:50,958 --> 01:13:53,208
شاهزاده عالم وحشت‌ها‏!‏

1204
01:13:56,458 --> 01:13:57,458
برای حقیقت‏.‏‏.‏‏.‏

1205
01:13:57,958 --> 01:13:59,208
و برای داستان‏!‏

1206
01:13:59,250 --> 01:14:00,625
راتا اوان میتیستاریا‏!‏

1207
01:14:00,708 --> 01:14:02,958
زنده باد پادشاه و ملکه‏!‏

1208
01:14:40,208 --> 01:14:42,833
آه‏!‏ آه‏!‏ آآآه‏!‏

1209
01:14:44,625 --> 01:14:45,625
امم‏.‏‏.‏‏.‏

1210
01:14:46,583 --> 01:14:47,833
نه‏!‏ یالابوس‏!‏

1211
01:14:58,250 --> 01:15:01,083
نه‏!‏
توی چشم پری دریایی نگاه نکن‏!‏

1212
01:15:07,583 --> 01:15:09,500
بیاریدش پیش من‏.‏

1213
01:15:17,333 --> 01:15:18,375
تکوتی‌ها‏!‏

1214
01:15:19,750 --> 01:15:21,583
شما قسم خوردید که از پادشاه
محافظت کنید‏!‏

1215
01:15:23,708 --> 01:15:26,833
شما حالا باید از پروکستس
اطاعت کنید‏.‏

1216
01:15:28,083 --> 01:15:29,375
همین کار رو می‌کنم‏،‏

1217
01:15:29,458 --> 01:15:31,208
بانوی من‏،‏ پری دریایی‏.‏

1218
01:15:31,708 --> 01:15:32,708
هان؟

1219
01:15:36,375 --> 01:15:38,250
‏-‏ اوه‏!‏
‏-‏ پیروزی‏!‏

1220
01:15:39,458 --> 01:15:40,458
اوووه‏.‏‏.‏‏.‏

1221
01:15:45,625 --> 01:15:48,333
دنبال من بیاید‏،‏
رهبران وحشتناک من‏،‏

1222
01:15:48,375 --> 01:15:51,625
زمان اون رسیده که همه‌چیز برای
همیشه تغییر کنه‏.‏

1223
01:15:52,583 --> 01:15:53,583
اوه‏.‏‏.‏‏.‏ اوه‏!‏

1224
01:15:55,083 --> 01:15:56,083
آه‏!‏

1225
01:16:00,583 --> 01:16:02,625
میتلیتاز‏،‏ خواهش می‌کنم‏،‏
التماست می‌کنم‏!‏

1226
01:16:02,708 --> 01:16:04,375
‏-‏ سکوت‏.‏
‏-‏ نه‏!‏

1227
01:16:04,458 --> 01:16:06,333
تمومش کن‏!‏
ازت خواهش می‌کنم تمومش کنی‏!‏

1228
01:16:06,458 --> 01:16:08,583
به‌جاش من رو ببر و اون
رو راحت بذار‏!‏

1229
01:16:08,625 --> 01:16:09,583
‏-‏ نه‏!‏
‏-‏ آه‏.‏‏.‏‏.‏

1230
01:16:09,625 --> 01:16:12,708
‏-‏ نه‏!‏
‏-‏ خودت مجبورم کردی این کار رو بکنم‏.‏

1231
01:16:13,625 --> 01:16:15,375
حالا این داستان رو بازی کن‏.‏

1232
01:16:15,458 --> 01:16:16,458
اوه‏.‏‏.‏‏.‏

1233
01:16:18,583 --> 01:16:19,583
اوه‏.‏‏.‏‏.‏

1234
01:16:20,750 --> 01:16:22,833
‏-‏ شاهکار من‏!‏
‏-‏ هان؟

1235
01:16:22,875 --> 01:16:26,625
داستانی درباره توتولینای
فوق‌العاده بااستعداد ما‏،‏

1236
01:16:26,708 --> 01:16:27,583
همم؟

1237
01:16:27,625 --> 01:16:31,833
که بهش یه اصالت بی‌نظیر توی
عالم انسان‌ها میده‏.‏

1238
01:17:20,500 --> 01:17:22,250
حس می‌کنم خیلی زنده‌ام‏!‏

1239
01:17:25,000 --> 01:17:26,000
ووهو‏!‏

1240
01:17:27,833 --> 01:17:28,958
ادامه بده‏.‏‏.‏‏.‏

1241
01:17:30,458 --> 01:17:33,458
نمی‌فهمم چطوری داره
انتخاب می‌کنه‏.‏

1242
01:17:48,625 --> 01:17:49,625
آخی‏.‏‏.‏‏.‏

1243
01:17:53,458 --> 01:17:55,208
اوه‏.‏‏.‏‏.‏ وای!‏

1244
01:17:55,333 --> 01:17:56,708
معجزه متبرک‏!‏

1245
01:17:56,750 --> 01:18:00,208
خیلی وقت بود که منتظر
این بودیم‏!‏

1246
01:18:00,333 --> 01:18:01,875
اما نباید بذاریم
اون جادوگر‏.‏‏.‏‏.‏

1247
01:18:01,958 --> 01:18:03,833
قبل از همه ما رد بشه‏!‏

1248
01:18:09,250 --> 01:18:12,833
موجود ناپاکی مثل تو لیاقت این رو نداره
که قبل از من رد بشه‏!‏

1249
01:18:15,000 --> 01:18:18,208
آه‏!‏ الهی نفرین بشی‏،‏

1250
01:18:18,250 --> 01:18:19,625
آلوشاستلی‏!‏

1251
01:18:21,833 --> 01:18:22,833
‏-‏ اوه‏،‏ نه‏.‏‏.‏‏.‏
‏-‏ آی‏!‏

1252
01:18:24,708 --> 01:18:27,833
برای یک بار هم که شده‏،‏ یه کار درست انجام دادی‏.‏
حالا‏،‏ درباره من بنویس‏!‏

1253
01:18:27,875 --> 01:18:28,708
درباره تو؟

1254
01:18:28,833 --> 01:18:33,083
من خیلی ترسناک‌تر از توام‏!‏
درباره من بنویس‏،‏ سرورم پروکستس‏!‏

1255
01:18:33,208 --> 01:18:36,333
باید توی یه لیست ثبت‌نام می‌کردیم؟

1256
01:18:36,375 --> 01:18:37,583
نمی‌دونم‏،‏

1257
01:18:37,708 --> 01:18:41,125
ولی ما‏.‏‏.‏‏.‏
می‌تونیم تک‌تک‌شون رو تا نفر آخر ببلعیم‏.‏

1258
01:18:41,625 --> 01:18:44,125
‏-‏ اولین داستان باید درباره من باشه‏،‏
‏-‏ اوه‏.‏‏.‏‏.‏

1259
01:18:44,208 --> 01:18:45,458
پروکستس‏.‏

1260
01:18:47,333 --> 01:18:49,125
‏-‏ آخ‏!‏
‏-‏ اوه‏.‏‏.‏‏.‏

1261
01:18:50,458 --> 01:18:51,833
هروقت آماده‌ای بگو‏،‏ فیکتورو‏.‏

1262
01:18:53,208 --> 01:18:54,208
الان‏!‏

1263
01:18:55,208 --> 01:18:56,583
دارن فرار می‌کنن‏!‏

1264
01:18:58,208 --> 01:19:00,250
‏-‏ برگردید اینجا‏!‏
‏-‏ نه‏.‏‏.‏‏.‏

1265
01:19:00,333 --> 01:19:01,333
نه‏!‏

1266
01:19:02,750 --> 01:19:03,583
‏-‏ نه‏.‏
‏-‏ آه‏!‏

1267
01:19:03,708 --> 01:19:05,875
‏-‏ آه‏.‏‏.‏‏.‏
‏-‏ خیلی‌خب‏،‏ همگی آروم باشید‏!‏ می‌نویسم‏.‏

1268
01:19:05,958 --> 01:19:08,958
‏-‏ آه‏!‏
‏-‏ برای تک‌تکتون کابوس می‌نویسم‏،‏

1269
01:19:09,000 --> 01:19:11,916
و با هم در هماهنگی کامل رد می‌شیم‏.‏
اون انسان‌ها بالاخره به چیزی که‏.‏‏.‏‏.‏

1270
01:19:11,958 --> 01:19:14,208
لیاقتش رو دارن می‌رسن‏!‏

1271
01:19:15,375 --> 01:19:16,208
فکر کنم‏.‏‏.‏‏.‏

1272
01:19:16,333 --> 01:19:18,208
‏-‏ هیجان‌زده‌ایم؟
‏-‏ خب‏،‏ خب شنیدی چی گفت؟

1273
01:19:18,208 --> 01:19:19,083
شاید‏.‏‏.‏‏.‏

1274
01:19:19,125 --> 01:19:22,833
فقط‏.‏‏.‏‏.‏ مسئله اینه که باید یه‌کم
بیشتر بهم وقت بدی‏.‏

1275
01:19:23,333 --> 01:19:24,958
همیشه همینه‏.‏

1276
01:19:25,000 --> 01:19:28,000
بعد از سال‌ها قول دادن برای یه شاهکار‏،‏
هنوزم روت می‌شه که وقت..‏‏.‏

1277
01:19:28,000 --> 01:19:29,791
‏-‏ بیشتری بخوای‏.‏
‏-‏ چرا همیشه این اتفاق برای ما می‌افته؟

1278
01:19:29,833 --> 01:19:31,375
بهت گفتم این احمق کار
رو تموم نمی‌کنه‏.‏

1279
01:19:31,375 --> 01:19:32,708
آخه چطور ممکنه؟

1280
01:19:33,458 --> 01:19:34,458
فرانسیسکا‏!‏

1281
01:19:34,958 --> 01:19:35,958
فرانسیسکا‏!‏

1282
01:19:36,250 --> 01:19:37,333
اینجایی؟

1283
01:19:38,500 --> 01:19:39,500
فرانسیسکا‏!‏

1284
01:19:48,708 --> 01:19:50,625
فرانسیسکا‏!‏ برگرد‏!‏

1285
01:19:53,958 --> 01:19:55,750
‏-‏ تو زنده‌ای‏!‏
‏-‏ اون برنگشت‏.‏

1286
01:20:04,208 --> 01:20:07,458
حالت خوب می‌شه‏،‏
تا برت‌نگردونم آروم نمی‌گیرم‏.‏

1287
01:20:52,750 --> 01:20:53,750
فرانکلدا‏!‏

1288
01:20:55,958 --> 01:20:57,333
من رو از اینجا بیار بیرون‏!‏

1289
01:21:16,083 --> 01:21:17,083
هرنوال؟

1290
01:21:28,708 --> 01:21:29,708
آآه‏!‏

1291
01:21:40,125 --> 01:21:42,208
فکر می‌کردم بهترین چیز رو
برای تو می‌خوام‏،‏

1292
01:21:42,333 --> 01:21:44,000
ولی فقط داشتم به خودم
فکر می‌کردم‏.‏

1293
01:21:44,708 --> 01:21:47,375
اشتباه کردم‏.‏
می‌دونم کافی نیست‏،‏ ولی‏.‏‏.‏‏.‏

1294
01:21:48,083 --> 01:21:49,083
متأسفم‏.‏

1295
01:21:49,708 --> 01:21:52,000
الان دیگه مهم نیست‏،‏
می‌خوام جات امن باشه‏.‏

1296
01:21:52,083 --> 01:21:54,208
بیا فرانکلدا‏،‏
بیا برگردیم به عالم خودت‏.‏

1297
01:21:54,333 --> 01:21:56,625
پس پادشاهیت چی؟
پدر و مادرت؟

1298
01:21:56,708 --> 01:21:58,208
تو نباید به خاطر این
عذاب بکشی‏،‏

1299
01:21:58,250 --> 01:22:00,500
باید اشتباهاتم رو
یکی‌یکی درست کنم‏.‏

1300
01:22:01,125 --> 01:22:03,458
نه‏.‏ ما باید پدر و مادرت
رو نجات بدیم‏.‏

1301
01:22:03,583 --> 01:22:04,625
اما‏،‏ فرانکلدا‏.‏‏.‏‏.‏

1302
01:22:04,708 --> 01:22:07,458
نه هرنوال‏،‏
من می‌خوام بهشون کمک کنم‏.‏

1303
01:22:08,708 --> 01:22:10,250
می‌خوام به تو کمک کنم‏.‏

1304
01:22:10,750 --> 01:22:11,958
و می‌دونم که می‌تونم
این کار رو بکنم‏،‏

1305
01:22:12,000 --> 01:22:14,333
یه ایده دارم که دقیقاً
کارساز می شه.‏

1306
01:22:15,458 --> 01:22:16,708
ممنونم فرانکلدا‏،‏ ولی‏.‏‏.‏‏.‏

1307
01:22:16,833 --> 01:22:18,083
واقعاً مطمئن نیستم‏.‏‏.‏‏.‏

1308
01:22:18,875 --> 01:22:20,583
همه نقشه‌هام خراب شدن‏،‏

1309
01:22:21,208 --> 01:22:22,208
می‌ترسم‏.‏

1310
01:22:22,500 --> 01:22:23,500
اه‏.‏‏.‏‏.‏

1311
01:22:24,000 --> 01:22:24,875
خب‏،‏ من نمی‌ترسم‏!‏

1312
01:22:24,958 --> 01:22:27,583
و باید پروکستس رو
دستگیر کنم‏.‏

1313
01:22:28,125 --> 01:22:29,625
بعضی‌وقت‌ها از واقعیت
خودم متنفرم‏،‏

1314
01:22:29,708 --> 01:22:32,833
ولی می‌دونم که داستان بدون
اون وجود نداشت‏!‏

1315
01:22:32,875 --> 01:22:36,333
اگه مرز بین عالمها از بین بره‏،‏
همه‌چیز عینی می‌شه‏.‏

1316
01:22:36,833 --> 01:22:37,833
معمولی‏.‏

1317
01:22:38,333 --> 01:22:39,833
دیگه خبری از تخیل‏،‏

1318
01:22:39,958 --> 01:22:41,583
جذابیت یا شگفتی نیست‏.‏

1319
01:22:42,083 --> 01:22:43,708
برنامه‌ات چیه‏،‏
کجا می‌خوای زندانیش کنی؟

1320
01:22:45,208 --> 01:22:48,458
هیچ‌جایی قوی‌تر از تخیل
من وجود نداره‏.‏

1321
01:22:48,583 --> 01:22:50,458
چی؟ مراقب باش‏،‏ فرانکلدا‏!‏

1322
01:22:50,958 --> 01:22:53,708
من قبلاً اشتباه دست‌کم گرفتن
پروکستس رو مرتکب شدم‏.‏

1323
01:22:53,833 --> 01:22:55,458
همه ترس‌های من توی اونجا
زندگی می‌کنن‏،‏

1324
01:22:56,125 --> 01:22:57,583
برای یکی دیگه هم جا هست‏.‏

1325
01:22:57,708 --> 01:22:59,583
نه‏!‏ داری خیلی ریسک می‌کنی‏.‏

1326
01:23:00,083 --> 01:23:01,375
این کار جواب نمیده‏!‏

1327
01:23:04,833 --> 01:23:08,333
مطمئنم پروکستس مجبورت می‌کنه یکی از
کابوس‌هاش رو برام بفرستی تا‏.‏‏.‏‏.‏

1328
01:23:08,375 --> 01:23:10,333
بتونه به دزدیدن داستان‌هام
ادامه بده‏.‏

1329
01:23:10,375 --> 01:23:11,583
و وقتی این اتفاق افتاد‏،‏

1330
01:23:12,125 --> 01:23:13,708
تنها کاری که باید بکنی‏.‏‏.‏‏.‏

1331
01:23:13,750 --> 01:23:16,708
اینه که یکی از اون‌هایی که خودم نوشتم
رو برام بفرستی‏،‏ باشه؟

1332
01:23:17,458 --> 01:23:18,458
بهم اعتماد کن‏.‏

1333
01:23:19,583 --> 01:23:20,583
معلومه که بهت اعتماد دارم‏.‏

1334
01:23:37,333 --> 01:23:40,000
یکی بود یکی نبود‏،‏
...یه بچه‌ای بود به اسم

1335
01:23:40,083 --> 01:23:41,500
باب‏!‏ آره، آره.‏

1336
01:23:41,583 --> 01:23:43,583
که‏.‏‏.‏‏.‏
هیپنوتیزم شده بود توسط.‏‏.‏‏.‏

1337
01:23:43,625 --> 01:23:45,208
پری‏.‏‏.‏‏.‏ پری دریایی‏.‏‏.‏‏.‏

1338
01:23:45,250 --> 01:23:47,000
و وقتی رسید به مدرسه‏.‏‏.‏‏.‏

1339
01:23:47,833 --> 01:23:49,125
...شلوار

1340
01:23:49,208 --> 01:23:50,083
پاش نبود.‏

1341
01:23:50,208 --> 01:23:52,083
معلومه که این یه شاهکار واقعیه‏.‏

1342
01:23:52,208 --> 01:23:54,291
فکر کنم ترجیح میدم اصلاً چیزی
درباره من ننویسی‏.‏

1343
01:23:54,333 --> 01:23:55,916
قبلاً بهت گفتم نویسندگی این‌طوری نیست‏،‏
من باید یه‏.‏‏.‏‏.‏

1344
01:23:55,958 --> 01:23:58,625
حتی یه انسان هم بهتر از تو
می‌نویسه‏.‏ تو مایه ننگی‏.‏

1345
01:23:58,708 --> 01:24:01,750
هیچ‌کدوم از شما جایی اینجا توی
توپوس ترنتوس ندارید‏!‏

1346
01:24:15,583 --> 01:24:16,583
اوه‏.‏‏.‏‏.‏

1347
01:24:20,583 --> 01:24:21,583
اوه‏.‏‏.‏‏.‏

1348
01:24:23,208 --> 01:24:25,500
پادشاه و ملکه صدمه دیدن‏،‏

1349
01:24:25,583 --> 01:24:26,583
من باید‏.‏‏.‏‏.‏

1350
01:24:29,125 --> 01:24:30,125
سیموث‏!‏

1351
01:24:30,750 --> 01:24:32,583
‏-‏ والاحضرت‏.‏
‏-‏ نه‏!‏

1352
01:24:32,625 --> 01:24:33,750
پدر و مادرت رو نجات بده‏.‏

1353
01:24:34,375 --> 01:24:36,333
توپوس ترنتوس رو نجات بده‏.‏

1354
01:24:37,583 --> 01:24:38,708
متأسفم‏.‏

1355
01:24:41,583 --> 01:24:42,958
میتلیتاز‏!‏

1356
01:24:45,208 --> 01:24:46,958
میتلیتاز‏،‏ داری چی‌کار می‌کنی؟

1357
01:24:53,875 --> 01:24:54,875
آه‏.‏‏.‏‏.‏

1358
01:24:57,458 --> 01:24:58,333
آی‏!‏

1359
01:24:58,375 --> 01:25:00,500
‏-‏ اگه یکی‌تون جرئت کنه دوباره تکون بخوره‏.‏‏.‏‏.‏
‏-‏ آه‏.‏‏.‏‏.‏

1360
01:25:00,583 --> 01:25:02,958
کار پادشاه و ملکه تمومه‏.‏

1361
01:25:03,000 --> 01:25:04,708
شوخی ندارم‏!‏

1362
01:25:04,750 --> 01:25:05,958
بس کن‏،‏ پروکستس‏!‏

1363
01:25:06,000 --> 01:25:07,583
هر کاری بخوای انجام میدم‏.‏

1364
01:25:10,875 --> 01:25:14,083
اون.‏‏.‏‏.‏ نامزدت قراره همکاری کنه؟

1365
01:25:16,875 --> 01:25:18,500
چه حسی داره که مجبوری
داستان‌ها رو‏.‏‏.‏‏.‏

1366
01:25:18,500 --> 01:25:20,083
‏-‏ از یه انسان بدزدی؟
‏-‏ اه‏.‏‏.‏‏.‏

1367
01:25:20,208 --> 01:25:21,083
هان؟

1368
01:25:21,208 --> 01:25:22,750
تو یه شوخی ترحم‌برانگیزی‏.‏

1369
01:25:24,958 --> 01:25:25,958
‏-‏ اوه‏.‏‏.‏‏.‏
‏-‏ ببخشید‏.‏‏.‏‏.‏

1370
01:25:27,208 --> 01:25:28,208
هه‏.‏‏.‏‏.‏

1371
01:25:31,083 --> 01:25:34,958
بفرستش توی این کابوس تا اونجا زندگی
کنه تا وقتی که بنویسه‏.‏‏.‏‏.‏

1372
01:25:35,458 --> 01:25:39,083
تک‌تک داستان‌هایی رو که ممکنه
نیاز داشته باشم‏.‏

1373
01:25:39,583 --> 01:25:43,958
مطمئنم با توجه به اتفاقات اخیر‏،‏
قوه تخیلش تحریک می‌شه‏.‏

1374
01:25:44,000 --> 01:25:47,750
اون‌وقت به آزاد کردنت فکر می‌کنم‏،‏
البته بستگی به رفتار خوبت داره‏،‏

1375
01:25:47,833 --> 01:25:48,833
معلومه‏.‏

1376
01:26:00,958 --> 01:26:01,958
آی‏.‏‏.‏‏.‏

1377
01:26:07,958 --> 01:26:08,958
آه‏!‏

1378
01:26:13,083 --> 01:26:16,958
این‏.‏‏.‏‏.‏ ممکنه شبیه داستان یه دختر ساده‌لوح
به نظر برسه که هر کاری می‌کنه تا تلاش کنه‏.‏‏.‏‏.‏

1379
01:26:17,083 --> 01:26:19,458
از واقعیتش فرار کنه‏،‏

1380
01:26:20,458 --> 01:26:21,625
ولی این‌طور نیست‏.‏‏.‏‏.‏

1381
01:26:22,125 --> 01:26:23,583
این چیه؟

1382
01:26:23,625 --> 01:26:24,625
این‏.‏‏.‏‏.‏

1383
01:26:24,708 --> 01:26:25,833
داستان.‏‏.‏‏.‏

1384
01:26:25,875 --> 01:26:29,375
یه نویسنده انسانه که با
ترس‌هاش روبه‌رو شد‏.‏‏.‏‏.‏

1385
01:26:29,458 --> 01:26:33,708
و تصمیم گرفت داستان
خودش رو بنویسه‏!‏

1386
01:26:34,583 --> 01:26:35,583
آخ‏!‏

1387
01:26:38,500 --> 01:26:40,875
کابوس‌ساز فکر می‌کرد
که اون‏.‏‏.‏‏.‏

1388
01:26:40,958 --> 01:26:43,375
‏-‏ دختر بیچاره رو توی بدترین کابوسش گیر انداخته‏،‏
‏-‏ آآه‏!‏

1389
01:26:43,458 --> 01:26:45,333
‏-‏ آی‏.‏‏.‏‏.‏
‏-‏ ولی این دختر بود که اون رو به دام انداخته بود‏.‏

1390
01:26:45,833 --> 01:26:48,583
این اون داستانی نیست
که من نوشتم‏!‏

1391
01:26:48,708 --> 01:26:51,833
اون‌قدر قدیمی و بی‌مصرف شده بود که
آخرش تبدیل شد به همون‏.‏‏.‏‏.‏

1392
01:26:51,958 --> 01:26:53,625
‏-‏ خونه مخروبه خودش‏.‏
‏-‏ اوه‏.‏‏.‏‏.‏

1393
01:26:54,708 --> 01:26:57,458
و درست قبل از این‌که وارد
آرامش ابدی بشه‏،‏

1394
01:26:57,583 --> 01:26:59,833
فهمید که بدترین کابوسش‏.‏‏.‏‏.‏

1395
01:26:59,875 --> 01:27:02,125
تازه حقیقت پیدا کرده‏.‏

1396
01:27:02,708 --> 01:27:04,708
یکی دیگه جاش رو گرفته بود‏.‏

1397
01:27:05,208 --> 01:27:07,833
وجودش دیگه هیچ
معنایی نداشت‏.‏

1398
01:27:07,958 --> 01:27:12,875
اون توی تاریخ به عنوان معمولی‌ترین
وحشت کل دوران ثبت شده بود‏.‏

1399
01:27:13,375 --> 01:27:15,583
اون‏.‏‏.‏‏.‏
فقط یه خاطره غم‌انگیز بود‏.‏‏.‏‏.‏

1400
01:27:16,083 --> 01:27:18,333
از یه دوران باشکوه دیگه‏.‏

1401
01:27:21,250 --> 01:27:23,208
آره‏!‏ می‌دونستم جواب میده‏!‏

1402
01:27:26,208 --> 01:27:29,583
این قطعاً اون داستانی
نیست که من نوشتم‏!‏

1403
01:27:30,583 --> 01:27:31,708
آه‏!‏ کمکم کنید‏!‏

1404
01:27:32,208 --> 01:27:33,208
آه‏!‏

1405
01:27:36,708 --> 01:27:38,375
پروکستس داره رویا
رو تغییر میده‏.‏

1406
01:27:40,458 --> 01:27:41,458
نه‏!‏

1407
01:27:42,083 --> 01:27:43,083
فرانکلدا‏!‏

1408
01:27:43,875 --> 01:27:45,500
ازش دور بمون‏.‏‏.‏‏.‏

1409
01:27:46,333 --> 01:27:47,500
این‌ها‏.‏‏.‏‏.‏

1410
01:27:48,125 --> 01:27:49,958
دستورات پروکستس هستن‏.‏

1411
01:27:50,000 --> 01:27:52,375
خواهش می‌کنم بس کن‏!‏
نمی‌بینی اون نیاز به کمک داره؟

1412
01:27:52,458 --> 01:27:53,458
فرانکلدا‏،‏ برگرد‏.‏

1413
01:27:53,500 --> 01:27:54,500
گفتم‏.‏‏.‏‏.‏

1414
01:27:55,333 --> 01:27:56,583
دور شو‏!‏

1415
01:28:29,708 --> 01:28:30,708
اوه‏!‏

1416
01:28:31,333 --> 01:28:32,375
چه اتفاقی برام افتاد؟

1417
01:28:35,083 --> 01:28:36,083
هان؟

1418
01:28:37,208 --> 01:28:38,458
فرانکلدا‏.‏

1419
01:28:41,958 --> 01:28:43,458
آه‏!‏ آه‏.‏‏.‏‏.‏

1420
01:28:44,208 --> 01:28:45,083
فرانکلدا‏،‏

1421
01:28:45,125 --> 01:28:46,458
این داستان توئه‏،‏

1422
01:28:46,958 --> 01:28:48,083
نه مال اون‏.‏

1423
01:28:52,208 --> 01:28:53,208
امم‏.‏‏.‏‏.‏

1424
01:28:54,958 --> 01:28:56,208
هوم.‏‏.‏‏.‏

1425
01:28:59,958 --> 01:29:03,458
فکر می‌کنی این‌جا تنهایی‏.‏

1426
01:29:06,208 --> 01:29:09,958
که شب‌ها متعلق به توئه‏،‏

1427
01:29:12,625 --> 01:29:15,750
اما توی دل کابوس‌ها‏.‏‏.‏‏.‏

1428
01:29:18,708 --> 01:29:22,833
به چیزی که نمی‌تونی ثابتش
کنی اعتماد نکن‏.‏

1429
01:29:29,583 --> 01:29:33,333
این جوهر منه که داره
به ما زل می‌زنه‏.‏

1430
01:29:35,958 --> 01:29:39,708
‏-‏ و چشم‌های من تو رو بازنویسی می‌کنن‏.‏
‏-‏ آه‏.‏‏.‏‏.‏

1431
01:29:42,208 --> 01:29:45,333
تو توی سایه‌ها زندگی می‌کنی‏.‏

1432
01:29:48,458 --> 01:29:53,208
توی اون صفحه‌ها قایم شدی‏.‏
و این‏.‏‏.‏‏.‏

1433
01:29:54,458 --> 01:30:00,458
اون‌قدرها هم وحشتناک نیست‏،‏
می‌تونی ناشناخته‌ها رو‏.‏‏.‏‏.‏

1434
01:30:00,500 --> 01:30:06,583
‏-‏ وقتی کامل می‌خونی‏،‏ ببینی‏.‏
‏-‏ وقتی کامل می‌خونی‏،‏ ببینی‏.‏

1435
01:30:07,208 --> 01:30:12,833
‏-‏ این جوهر نامرئی که حالا زنده‌ست.‏
‏-‏ این جوهر نامرئی که حالا زنده‌ست.‏‏.‏‏.‏

1436
01:30:12,958 --> 01:30:17,583
‏-‏ بدون هیچ نفسی‏،‏
‏-‏ بدون هیچ نفسی‏،‏

1437
01:30:19,208 --> 01:30:23,083
‏-‏ نویسنده‌ای که‏.‏‏.‏‏.‏
‏-‏ نویسنده‌ای که‏.‏‏.‏‏.‏

1438
01:30:23,875 --> 01:30:24,875
یه وحشته‏!‏

1439
01:30:25,625 --> 01:30:27,333
هوم‏!‏ زبونت‏.‏‏.‏‏.‏

1440
01:30:27,458 --> 01:30:29,958
‏-‏ دیگه نمی‌تونه به من صدمه بزنه‏!‏
‏-‏ آه‏.‏‏.‏‏.‏

1441
01:30:30,083 --> 01:30:31,083
اما چقدر‏.‏‏.‏‏.‏

1442
01:30:31,083 --> 01:30:32,750
سوزاننده و بی‌رحم‏.‏‏.‏‏.‏

1443
01:30:32,833 --> 01:30:34,583
می‌تونن کلماتش باشن‏.‏

1444
01:30:36,625 --> 01:30:37,625
هان؟

1445
01:30:39,583 --> 01:30:41,333
‏-‏ فرانکلدا‏!‏
‏-‏ اوه‏.‏‏.‏‏.‏

1446
01:30:45,708 --> 01:30:46,708
آه‏!‏

1447
01:30:53,583 --> 01:30:55,625
‏-‏ حالا بخواب‏!‏
‏-‏ آی‏.‏‏.‏‏.‏

1448
01:30:59,958 --> 01:31:03,625
شاید این راند رو برنده
شده باشی‏.‏‏.‏‏.‏

1449
01:31:03,708 --> 01:31:09,333
اما من این‌جا تنهایی
به دام نمی‌افتم‏.‏‏.‏‏.‏

1450
01:31:09,458 --> 01:31:11,250
باید یه راهی برای
فرار پیدا کنیم‏!‏

1451
01:31:14,333 --> 01:31:15,708
متأسفم فرانکلدا‏،‏

1452
01:31:15,750 --> 01:31:16,833
دوباره شکست خوردم‏.‏

1453
01:31:17,958 --> 01:31:18,958
هرنوال؟

1454
01:31:19,333 --> 01:31:20,208
هرنوال‏،‏ چی شده؟

1455
01:31:20,250 --> 01:31:22,625
این فقط یه رویاست‏،‏
این‌جا هیچ‌کس نمی‌تونه بهت صدمه بزنه‏.‏

1456
01:31:23,125 --> 01:31:24,125
این‌جا نه‏،‏ نه‏.‏‏.‏‏.‏

1457
01:31:24,708 --> 01:31:26,375
اما من توی قصر زخمی شدم‏،‏

1458
01:31:26,458 --> 01:31:28,083
قبل از این‌که بیام دنبالت‏.‏

1459
01:31:28,583 --> 01:31:30,083
چی؟ نه‏!‏

1460
01:31:30,750 --> 01:31:31,750
نه‏!‏ نه‏!‏

1461
01:31:33,125 --> 01:31:35,375
‏-‏ اوم‏.‏
‏-‏ همه‌اش تقصیر منه‏.‏

1462
01:31:37,458 --> 01:31:38,458
تقصیر تو نیست‏،‏

1463
01:31:38,458 --> 01:31:40,125
تو پدر و مادرم رو
نجات دادی‏.‏

1464
01:31:40,708 --> 01:31:43,208
هرنوال‏،‏ تو تنها کسی هستی
که برام مهمه‏.‏

1465
01:31:43,250 --> 01:31:45,708
تو باید یه راهی برای بیرون رفتن
از این‌جا پیدا کنی‏.‏

1466
01:31:46,333 --> 01:31:47,833
.از پسش برمیای

1467
01:31:53,708 --> 01:31:56,583
داستان ما اولین داستانی بود که
شروع کردم به نوشتنش‏.‏

1468
01:31:56,625 --> 01:32:00,833
به لطف تو با اینجا آشنا شدم‏،‏ جایی که همیشه
آرزوی دیدنش رو داشتم‏.‏

1469
01:32:00,958 --> 01:32:03,250
به لطف تو خودم رو شناختم‏.‏

1470
01:32:03,333 --> 01:32:06,333
داستان ما نمی‌تونه بمیره
چون داستان‌ها‏.‏‏.‏‏.‏

1471
01:32:06,375 --> 01:32:07,750
جاودانه‌ان‏.‏

1472
01:32:08,250 --> 01:32:09,833
تو درست همین‌جا زندگی می‌کنی‏.‏

1473
01:32:14,625 --> 01:32:15,625
هان؟

1474
01:32:25,625 --> 01:32:26,625
اوم‏.‏‏.‏‏.‏

1475
01:32:36,208 --> 01:32:37,208
آه‏.‏‏.‏‏.‏

1476
01:32:39,875 --> 01:32:40,875
آه‏.‏

1477
01:33:09,875 --> 01:33:10,875
آه‏.‏‏.‏‏.‏

1478
01:33:12,000 --> 01:33:13,000
من چی‌کار کردم؟

1479
01:33:14,500 --> 01:33:15,500
نه‏!‏

1480
01:33:20,583 --> 01:33:22,458
فکر کردم یه کابوسه‏،‏

1481
01:33:23,250 --> 01:33:24,250
خواهش می‌کنم‏.‏

1482
01:33:24,875 --> 01:33:27,500
بیدار شو‏،‏
خواهش می‌کنم بیدار شو‏،‏ هرنوال‏.‏

1483
01:33:27,583 --> 01:33:28,708
خواهش می‌کنم ما رو
تنها نذار‏.‏

1484
01:33:39,750 --> 01:33:40,750
آه‏.‏‏.‏‏.‏

1485
01:33:41,875 --> 01:33:42,958
‏-‏ لیدی کویوت‏!‏
‏-‏ آه‏.‏‏.‏‏.‏

1486
01:33:43,833 --> 01:33:44,625
هوم‏.‏

1487
01:33:44,708 --> 01:33:47,583
می‌دونستم تو هیچ‌وقت علیه
ما توطئه نمی‌کنی‏.‏

1488
01:33:49,125 --> 01:33:50,125
نه‏!‏

1489
01:33:53,083 --> 01:33:54,083
پسرم‏!‏

1490
01:33:56,583 --> 01:33:58,208
خواهش می‌کنم‏،‏ بانو کویوت‏،‏

1491
01:33:58,708 --> 01:34:00,833
کاری هست که بتونی
براشون بکنی؟

1492
01:34:05,875 --> 01:34:08,375
هیچ کاری نمیشه کرد‏.‏

1493
01:34:20,250 --> 01:34:21,333
سرورانم‏،‏

1494
01:34:22,208 --> 01:34:24,083
من نمی‌تونم با این ننگ
زندگی کنم‏.‏

1495
01:34:25,333 --> 01:34:26,958
درخواست می‌کنم که مجازاتم‏.‏‏.‏‏.‏

1496
01:34:28,208 --> 01:34:30,625
این باشه که با جون خودم
تاوان بدم‏.‏

1497
01:34:31,208 --> 01:34:32,375
نه‏،‏ میتلیتاز‏.‏

1498
01:34:33,625 --> 01:34:35,125
تو بار سنگینی رو
به دوش می‌کشی‏،‏

1499
01:34:35,208 --> 01:34:36,833
اما تو مقصر نیستی‏.‏

1500
01:34:36,875 --> 01:34:38,833
تو مثل پسر خودمون می‌مونی‏.‏

1501
01:34:38,958 --> 01:34:41,625
ما نمی‌دونیم سیموث خائن‌ها
رو کجا فرستاده‏،‏

1502
01:34:42,208 --> 01:34:45,250
اما باید مطمئن بشیم که دیگه نمی‌تونن
آسیب بیشتری بزنن‏.‏

1503
01:34:45,750 --> 01:34:49,708
همه‌شون رو پیدا کن و
بیار پیش ما‏.‏

1504
01:34:49,833 --> 01:34:51,583
مراقب باش‏،‏ میتلیتاز‏،‏

1505
01:34:51,625 --> 01:34:53,958
یه جنگ بزرگ بین هفت خاندان‏.‏‏.‏‏.‏

1506
01:34:54,458 --> 01:34:56,208
در حال شروع شدنه‏.‏

1507
01:34:56,250 --> 01:34:57,250
قسم می‌خورم‏،‏

1508
01:34:58,208 --> 01:34:59,875
به شاهزاده هرنوال‏،‏

1509
01:35:00,875 --> 01:35:01,958
که آروم نگیرم‏.‏‏.‏‏.‏

1510
01:35:02,875 --> 01:35:04,625
تا زمانی که آخرین خائن‏.‏‏.‏‏.‏

1511
01:35:05,833 --> 01:35:06,833
سقوط کنه‏!‏

1512
01:35:14,000 --> 01:35:15,208
تکوتیان‌ها‏!‏

1513
01:35:15,833 --> 01:35:19,083
برای شاهزاده وحشت‌ها‏!‏

1514
01:35:31,875 --> 01:35:33,083
ممنون‏،‏ فرانکلدا‏،‏

1515
01:35:33,583 --> 01:35:35,708
می‌دونم این دقیقاً
همون چیزی نیست‏.‏‏.‏‏.‏

1516
01:35:35,750 --> 01:35:37,208
که می‌خواستی‏.‏

1517
01:35:37,750 --> 01:35:38,958
اما همه انسان‌ها‏.‏‏.‏‏.‏

1518
01:35:39,458 --> 01:35:41,208
داستان‌هات رو می‌شناسن.‏

1519
01:35:52,833 --> 01:35:54,250
خواهش می‌کنم‏.‏‏.‏‏.‏ برگرد‏.‏

1520
01:36:09,708 --> 01:36:10,708
من‏.‏‏.‏‏.‏

1521
01:36:11,583 --> 01:36:12,583
زنده‌ام‏!‏

1522
01:36:14,333 --> 01:36:15,333
کجایی؟

1523
01:36:16,250 --> 01:36:17,250
کجایی؟

1524
01:36:18,208 --> 01:36:20,083
فرانکلدا‏،‏ کجایی؟

1525
01:36:24,125 --> 01:36:25,583
‏-‏ آه‏!‏
‏-‏ آه‏!‏

1526
01:36:25,625 --> 01:36:26,458
آه‏.‏‏.‏‏.‏

1527
01:36:26,583 --> 01:36:27,583
سلام‏.‏

1528
01:36:28,000 --> 01:36:29,333
هان؟ تو دقیقاً‏.‏‏.‏‏.‏

1529
01:36:29,833 --> 01:36:30,833
کی هستی؟

1530
01:36:30,875 --> 01:36:32,208
خودت چی فکر می‌کنی؟

1531
01:36:39,458 --> 01:36:40,458
شگفت‌انگیزه‏!‏

1532
01:36:41,083 --> 01:36:42,750
‏-‏ تو‏.‏‏.‏‏.‏؟
‏-‏ من‏.‏‏.‏‏.‏

1533
01:36:42,833 --> 01:36:44,375
تو‏.‏‏.‏‏.‏ حقیقتی‏!‏

1534
01:36:45,000 --> 01:36:46,708
‏-‏ و افسانه‏.‏‏.‏‏.‏
‏-‏ ما هنوز وجود داریم‏!‏

1535
01:36:46,750 --> 01:36:50,208
آه‏.‏‏.‏‏.‏ تا وقتی که داستان
ما رو تعریف کنی‏،‏

1536
01:36:50,333 --> 01:36:51,833
‏-‏ ما به وجود داشتن ادامه میدیم‏.‏
‏-‏ آه‏.‏‏.‏‏.‏

1537
01:36:51,875 --> 01:36:53,333
هرنوال‏،‏ دوستت دارم‏!‏

1538
01:36:53,875 --> 01:36:54,875
دوستت دارم‏!‏

1539
01:36:55,250 --> 01:36:57,208
منم دوستت دارم‏،‏ فرانکلدا‏.‏

1540
01:36:57,708 --> 01:36:59,833
و واقعاً برام مهم نیست چه شکلی
به خودم بگیرم‏.‏‏.‏‏.‏

1541
01:36:59,958 --> 01:37:02,250
تا وقتی که بتونم ابدیت رو
با تو بگذرونم‏.‏

1542
01:37:02,333 --> 01:37:03,333
صبر کن‏،‏ چی؟

1543
01:37:04,125 --> 01:37:06,208
یه‏.‏‏.‏‏.‏ ابدیت این شکلی؟

1544
01:37:06,708 --> 01:37:08,208
این دیگه کاملاً به خودت
بستگی داره‏.‏‏.‏‏.‏

1545
01:37:08,333 --> 01:37:10,708
به من؟
بعد از این همه سختی که کشیدیم‏.‏‏.‏‏.‏

1546
01:37:10,750 --> 01:37:12,333
به من بستگی داره؟

1547
01:37:12,458 --> 01:37:13,875
البته‏،‏ تو نویسنده‌ای‏.‏

1548
01:37:13,958 --> 01:37:16,000
خب‏.‏‏.‏‏.‏ من نویسنده یه‏.‏‏.‏‏.‏

1549
01:37:16,083 --> 01:37:17,208
داستان غم‌انگیزم‏.‏

1550
01:37:17,708 --> 01:37:19,458
واقعاً چنین احساسی داری؟

1551
01:37:19,583 --> 01:37:20,583
خب‏،‏ آره‏!‏

1552
01:37:21,250 --> 01:37:22,833
اما‏.‏‏.‏‏.‏ غم می‌تونه‏.‏‏.‏‏.‏

1553
01:37:23,333 --> 01:37:25,708
شکل‌ها و رنگ‌های مختلفی
داشته باشه‏.‏

1554
01:37:26,208 --> 01:37:29,333
صدتا نویسنده می‌تونن درباره
یه اتفاق واحد بنویسن‏.‏‏.‏‏.‏

1555
01:37:29,375 --> 01:37:32,000
و صدتا داستان
متفاوت خلق کنن‏.‏

1556
01:37:32,750 --> 01:37:34,833
داستان تو این‌طوری تموم می‌شه‏،‏
فرانکلدا؟

1557
01:37:34,875 --> 01:37:38,708
من اجازه نمیدم داستان ما
این‌طوری تموم بشه‏.‏

1558
01:37:39,833 --> 01:37:42,083
برام مهم نیست شرایطم
چقدر تلخه‏،‏

1559
01:37:42,583 --> 01:37:45,125
یا روحم چقدر حبس رو
تحمل کرده‏،‏

1560
01:37:45,625 --> 01:37:48,625
چون من ارباب سرنوشت خودمم‏!‏

1561
01:37:49,125 --> 01:37:52,875
من نویسنده زندگی خودمم‏!‏

1562
01:37:56,708 --> 01:37:57,708
پس من رو بنویس‏!‏

1563
01:37:58,583 --> 01:38:00,458
بیا یه بار دیگه زندگی کنیم‏!‏

1564
01:38:00,583 --> 01:38:01,583
آره‏!‏

1565
01:38:05,208 --> 01:38:06,000
این‏.‏‏.‏‏.‏

1566
01:38:06,083 --> 01:38:08,750
داستان دو تا عالمه که اون‌قدر
با هم متفاوتن که می‌تونن شبیه هم باشن‏.‏

1567
01:38:08,750 --> 01:38:11,041
دو تا عالم که حتی برای ذهن‌های
بی‌حس وجود خارجی ندارن‏.‏

1568
01:38:11,083 --> 01:38:13,000
دو تا عالم که اون‌قدر با هم متفاوتن
که می‌تونن شبیه هم باشن‏.‏

1569
01:38:13,000 --> 01:38:15,041
دو تا عالم که حتی برای ذهن‌های
بی‌حس وجود خارجی ندارن‏.‏

1570
01:38:15,083 --> 01:38:18,000
‏-‏ دو تا عالم که فقط برای کسانی مرئی هستن که‏.‏‏.‏‏.‏
‏-‏ دو تا عالم که فقط برای کسانی مرئی هستن که‏.‏‏.‏‏.‏

1571
01:38:18,000 --> 01:38:19,750
‏-‏ توی خلاقیت خودشون غرق می‌شن
‏-‏ توی خلاقیت خودشون غرق می‌شن

1572
01:38:19,750 --> 01:38:20,750
و با شهود هدایت میشن‏.‏

1573
01:38:20,875 --> 01:38:26,666
[من فرانکلدا هستم]

1574
01:38:26,750 --> 01:38:28,125
هر دو عالم واقعی هستن‏.‏‏.‏‏.‏

1575
01:38:29,000 --> 01:38:31,083
و با قلم پر من به هم
وصل شدن‏.‏

1576
01:38:33,208 --> 01:38:34,458
روح من از جوهره‏،‏

1577
01:38:35,208 --> 01:38:36,500
و تا زمانی که می‌نویسم‏،‏

1578
01:38:37,208 --> 01:38:38,916
هیچ‌وقت از زندگی کردن
دست نمی‌کشم‏.‏

