﻿1
00:00:04,000 --> 00:00:09,600
‫«قسمت ۴۰: درو»

2
00:00:17,160 --> 00:00:21,800
‫[۳۰ دقیقه بعد از نتیجه‌ی تست سل]

3
00:00:23,080 --> 00:00:25,920
‫- می‌رم یه بسته کاه بیارم.
‫- تریلر رو به رنج‌روور وصل کردم.

4
00:00:25,920 --> 00:00:28,240
‫- آره.
‫- پس می‌تونیم با اون بریم پایین.

5
00:00:29,360 --> 00:00:31,520
‫بعد از آماده کردن انبار واسه برداشت محصول،

6
00:00:31,520 --> 00:00:33,480
‫حالا داشتیم با عجله اونو تبدیل می‌کردیم

7
00:00:33,480 --> 00:00:35,600
‫به یه واحد قرنطینه‌ی سل

8
00:00:36,400 --> 00:00:39,360
‫واسه گاوی که توی تست رد شده بود.

9
00:00:40,000 --> 00:00:40,960
‫یالا، بیا.

10
00:00:40,960 --> 00:00:43,480
‫متأسفانه خبر خوبی واست ندارم.

11
00:00:44,640 --> 00:00:47,760
‫اون از گوساله‌اش اون پایین جدا شده،
‫پس خیلی بی‌قراره.

12
00:00:47,760 --> 00:00:49,560
‫دوقلو حاملست.

13
00:00:50,000 --> 00:00:51,960
‫بهتر نیست گوساله رو هم بیاریم اینجا؟

14
00:00:51,960 --> 00:00:53,720
‫نه، چون یادت رفته دیلوین چی گفت؟

15
00:00:53,720 --> 00:00:57,160
‫اگه گوساله بیاد پیشش،
‫گوساله هم باید بره کشتارگاه.

16
00:00:59,480 --> 00:01:02,000
‫اون گوساله قراره امشب گریه کنه؟
‫یا اون قراره گریه کنه؟

17
00:01:02,000 --> 00:01:04,440
‫- آره، یکیشون قطعاً گریه می‌کنه.
‫- آره.

18
00:01:05,720 --> 00:01:07,880
‫خب، بیماری وحشتناکی نیست؟

19
00:01:07,880 --> 00:01:09,720
‫خیلی غم‌انگیزه که یه گاو باید تنها باشه.

20
00:01:09,720 --> 00:01:12,000
‫- می‌دونم.
‫- گاو یه حیوان گله‌ایه.

21
00:01:16,680 --> 00:01:18,200
‫واقعاً متأسفم.

22
00:01:21,360 --> 00:01:22,360
‫گاو من.

23
00:01:24,960 --> 00:01:26,320
‫و اوناهاش.

24
00:01:28,760 --> 00:01:31,040
‫ما خیلی خیالمون راحت شده بود، نه؟

25
00:01:31,040 --> 00:01:32,360
‫چون خیلی سال بود که مشکلی نداشتیم.

26
00:01:32,360 --> 00:01:34,040
‫می‌دونم، تا حالا ده تا تست انجام دادیم.

27
00:01:34,040 --> 00:01:36,760
‫و حالا... نمی‌تونم تحملش کنم. شوک بزرگیه.

28
00:01:40,240 --> 00:01:41,480
‫اوه، پسر...

29
00:01:49,640 --> 00:01:51,800
‫بعدش رفتیم تا اندگیم رو بیاریم،

30
00:01:51,960 --> 00:01:54,080
‫چون با توجه به اینکه چقدر مهم بود،

31
00:01:54,080 --> 00:01:58,160
‫احساس کردیم بهتره اونو هم از بقیه‌ی گله جدا کنیم.

32
00:01:59,200 --> 00:02:01,080
‫- کشاورزی مزخرفه، مگه نه؟
‫- آره.

33
00:02:01,080 --> 00:02:03,400
‫مزخرفه... امروز ازش خوشم نمیاد.

34
00:02:03,840 --> 00:02:06,640
‫منظورم اینه که اوضاع اون گاو بیچاره
‫واقعاً آدمو داغون می‌کنه،

35
00:02:06,640 --> 00:02:08,960
‫گاو شماره یک، اما اندگیم، یا خدا.

36
00:02:10,120 --> 00:02:12,120
‫نمی‌تونم اونو سوار کامیون کنم،

37
00:02:12,120 --> 00:02:13,520
‫واقعاً نمی‌تونم.

38
00:02:16,800 --> 00:02:18,280
‫سلام!

39
00:02:18,440 --> 00:02:19,520
‫اندگیم داره...

40
00:02:19,520 --> 00:02:22,920
‫اوه نه، اندگیم سرش رو برده بین ماشین و تریلر.

41
00:02:22,920 --> 00:02:25,200
‫اندگیم، تو اصلاً کمک نمی‌کنی.

42
00:02:26,440 --> 00:02:29,200
‫اندگیم، حرکت کن!

43
00:02:32,160 --> 00:02:33,600
‫برو دیگه.

44
00:02:34,160 --> 00:02:36,720
‫سوار شو. پسر خوب، یالا برو.

45
00:02:36,920 --> 00:02:39,280
‫برو. برو دیگه، پسر.

46
00:02:44,280 --> 00:02:47,440
‫اون صدا رو می‌شنوی؟
‫گوساله‌ست که داره مامانش رو صدا می‌زنه.

47
00:02:47,440 --> 00:02:48,440
‫آره.

48
00:02:55,640 --> 00:02:57,000
‫یالا، اندگیم.

49
00:02:57,440 --> 00:03:00,120
‫متأسفانه باید برگردی به سلول انفرادی.

50
00:03:00,880 --> 00:03:02,560
‫ظاهرش باشکوهه.

51
00:03:06,240 --> 00:03:07,600
‫اندگیم پیر بیچاره.

52
00:03:17,480 --> 00:03:19,400
‫رفیق!

53
00:03:19,600 --> 00:03:21,880
‫یکم شوخی در پایان روز.

54
00:03:22,280 --> 00:03:23,320
‫خیلی زیباست.

55
00:03:23,320 --> 00:03:24,760
‫اون یه حیوان زیباست.

56
00:03:24,760 --> 00:03:28,400
‫- اون خوب می‌شه، باید خوب بشه.
‫- بهتره که بشه، بهتره که بشه.

57
00:03:29,960 --> 00:03:31,600
‫ببین، دارن با هم حرف می‌زنن.

58
00:03:31,600 --> 00:03:34,200
‫می‌دونم. حداقل همدیگه رو دارن.

59
00:03:44,000 --> 00:03:46,400
‫کارهای پزشکی ما تموم نشده بود،

60
00:03:48,440 --> 00:03:49,800
‫چون روز بعد،

61
00:03:49,800 --> 00:03:54,160
‫مشخص شد که گوساله‌ی
‫مبتلا به ذات‌الریه داره بدتر می‌شه.

62
00:03:56,800 --> 00:03:58,920
‫می‌تونی سعی کنی سرپا وایسی؟

63
00:03:59,240 --> 00:04:01,320
‫یالا، سعی کن سرپا وایسی.

64
00:04:01,320 --> 00:04:03,120
‫کوچولو.

65
00:04:04,640 --> 00:04:06,640
‫آفرین.

66
00:04:10,200 --> 00:04:13,400
‫توی حیاط، ما یه آغل قرنطینه
‫واسه ذات‌الریه درست کردیم

67
00:04:13,480 --> 00:04:16,600
‫واسه اون گوساله‌ی کوچولو و مادرش.

68
00:04:17,000 --> 00:04:18,240
‫اوه، چقدر سنگینه.

69
00:04:20,760 --> 00:04:22,880
‫بفرما.

70
00:04:23,600 --> 00:04:26,040
‫طوری نفس می‌کشه که انگار
‫توی ریه‌هاش آب جمع شده.

71
00:04:26,040 --> 00:04:27,400
‫- بهترین کار اینه که...
‫- پس این همون ذات‌الریه‌ست؟

72
00:04:27,400 --> 00:04:29,160
‫آره، همون ذات‌الریه‌ست.

73
00:04:29,160 --> 00:04:31,560
‫آره، فقط امیدوارم خیلی دیر نشده باشه.

74
00:04:34,840 --> 00:04:37,240
‫من می‌گم این گوساله حالش اصلاً خوب نیست.

75
00:04:37,520 --> 00:04:40,120
‫باید توی چند روز آینده
‫همچنان تغذیه‌اش کنیم.

76
00:04:40,120 --> 00:04:43,080
‫و امیدواریم با تأثیر آنتی‌بیوتیک‌ها
‫قدرتش رو به دست بیاره.

77
00:04:43,080 --> 00:04:45,000
‫و بعد، وقتی قدرتش رو به دست آورد،

78
00:04:45,000 --> 00:04:47,720
‫دوباره شروع به شیر خوردن از مادرش می‌کنه.

79
00:04:48,160 --> 00:04:50,600
‫اوه، یا خدای بزرگ.

80
00:04:52,000 --> 00:04:55,600
‫به امید اینکه این آخرین باری باشه
‫که نیاز به ساختن آغل داشته باشیم،

81
00:04:55,600 --> 00:04:58,280
‫بقیه‌ی حصارها رو جمع‌وجور کردیم.

82
00:04:59,560 --> 00:05:03,080
‫تنها کاری که توی این دو روز کردیم
‫ساختن آغل گاو بوده.

83
00:05:03,280 --> 00:05:05,440
‫فقط می‌خوام بریم سراغ برداشت محصول.

84
00:05:05,440 --> 00:05:07,200
‫واو. یکم سمت بیرون.

85
00:05:11,040 --> 00:05:12,320
‫- اوه!
‫- وایسا!

86
00:05:20,280 --> 00:05:22,200
‫من می‌رم به اون کافه‌ی لعنتی.

87
00:05:24,000 --> 00:05:25,680
‫دیگه کارد بزنی خونم درنمیاد.

88
00:05:42,360 --> 00:05:44,320
‫بعد از تمام اون آسیب‌هایی که از سر گذروندیم،

89
00:05:44,320 --> 00:05:46,760
‫بالاخره یه خبر خوب شنیدم.

90
00:05:51,400 --> 00:05:55,320
‫می‌تونستیم برداشت محصول رو شروع کنیم
‫قبل از اینکه برم بیمارستان...

91
00:05:57,800 --> 00:06:00,440
‫و با برداشت جو دو سر شروع می‌کردیم.

92
00:06:02,400 --> 00:06:05,680
‫انجام دادنش بدون سایمون یکم عجیبه،

93
00:06:05,680 --> 00:06:08,280
‫اما انجام دادنش با کیلب هیجان‌انگیزه.

94
00:06:09,640 --> 00:06:13,560
‫و مخصوصاً هیجان‌انگیز بود،
‫چون کیلب واسه خودش...

95
00:06:14,200 --> 00:06:16,040
‫یه کمباین خریده بود.

96
00:06:20,360 --> 00:06:21,520
‫برو که رفتیم!

97
00:06:27,160 --> 00:06:30,640
‫لامبورگینی قدرتمند یک بار دیگه به کار گرفته شد.

98
00:06:30,800 --> 00:06:34,480
‫بدون هیچ بوق یا اون
‫مزخرفاتی که از اون سبزه‌ می‌شنیدیم.

99
00:06:35,680 --> 00:06:38,440
‫اون تریلر شیک رو ببین.

100
00:06:44,320 --> 00:06:46,160
‫تا وقتی که توی یکیشون نشینی
‫متوجه نمی‌شی چقدر بزرگن

101
00:06:46,160 --> 00:06:47,800
‫و وقتی توی جاده می‌رونیش می‌گی،

102
00:06:47,800 --> 00:06:51,000
‫اوه آره، من در واقع تقریباً از جاده هم بزرگ‌ترم.

103
00:06:54,880 --> 00:06:56,520
‫لعنتی!

104
00:06:57,280 --> 00:06:58,640
‫خیلی تنگه.

105
00:06:59,840 --> 00:07:01,240
‫اوه، خدایا...

106
00:07:03,120 --> 00:07:04,120
‫شرمنده!

107
00:07:07,080 --> 00:07:09,680
‫شاید بهتر بود از اون یکی راه می‌رفتم.

108
00:07:13,920 --> 00:07:18,880
‫توی مزرعه‌ی جو، من واسه اولین بار
‫کمباین غول‌پیکر کیلب رو دیدم.

109
00:07:19,080 --> 00:07:20,880
‫یا خدا، اونو ببین.

110
00:07:21,520 --> 00:07:23,560
‫عجب کمباین بزرگیه.

111
00:07:24,200 --> 00:07:26,960
‫این خوشه‌چین چقدر از مال سایمون عریض‌تره؟

112
00:07:26,960 --> 00:07:29,000
‫- ۲.۴ متر عریض‌تر.
‫- ۲.۴ متر؟

113
00:07:29,000 --> 00:07:30,920
‫مال اون ۶.۷ متر بود و این ۹.۱ متره.

114
00:07:31,800 --> 00:07:34,560
‫پس باید اینو توی دو ساعت تموم کنی؟

115
00:07:34,560 --> 00:07:35,560
‫آره.

116
00:07:35,560 --> 00:07:37,840
‫- و فقط ۳۵ هزارتا پولش بود؟
‫- آره.

117
00:07:37,920 --> 00:07:39,560
‫چون یه کمباین جدید چقدره؟

118
00:07:39,560 --> 00:07:42,040
‫- حدود نیم میلیون به بالا.
‫- نیم میلیون، آره.

119
00:07:42,040 --> 00:07:44,360
‫باورم نمی‌شه که اینقدر ارزون بوده.

120
00:07:45,520 --> 00:07:47,800
‫اما بعد وقتی روشنش کرد،

121
00:07:47,800 --> 00:07:49,320
‫همه‌چیز مشخص شد.

122
00:08:05,680 --> 00:08:07,200
‫خیلی تکون می‌خوره.

123
00:08:07,640 --> 00:08:09,960
‫آره، یکم لرزش داره.

124
00:08:11,000 --> 00:08:14,680
‫برو بریم، کیلب کوپر داره
‫مزرعه‌ی دیدلی اسکوات رو

125
00:08:14,840 --> 00:08:16,480
‫واسه اولین بار درو می‌کنه.

126
00:08:26,920 --> 00:08:28,640
‫باید... بیارمش بالا...

127
00:08:30,680 --> 00:08:31,680
‫میاد بالا.

128
00:08:32,560 --> 00:08:35,960
‫فکر کنم باید اونو یکم بدمش بیرون.

129
00:08:39,040 --> 00:08:40,080
‫بالاخره.

130
00:08:41,880 --> 00:08:44,040
‫واقعاً داره چیزی رو درو می‌کنه؟

131
00:08:44,040 --> 00:08:45,040
‫نه.

132
00:08:45,760 --> 00:08:48,280
‫تو فقط داری جوها رو خم می‌کنی

133
00:08:48,280 --> 00:08:50,640
‫و بعد اونا دوباره برمی‌گردن سر جاشون.

134
00:08:50,640 --> 00:08:54,040
‫فکر کنم چون خیلی کوتاهه
‫واسه گرفتنشون مشکل دارم.

135
00:08:54,680 --> 00:08:57,200
‫- انگار داری چمن رو کمباین می‌زنی.
‫- آره.

136
00:08:57,640 --> 00:09:00,720
‫باید خوشه‌چینش رو پایین‌تر تنظیم کنم.

137
00:09:05,240 --> 00:09:08,120
‫آره، بهتر شد. الان داره می‌بُره.

138
00:09:08,520 --> 00:09:09,720
‫- جدی؟
‫- آره.

139
00:09:10,840 --> 00:09:12,560
‫هی، این اولین مزرعه‌ات توی دیدلی اسکواته

140
00:09:12,560 --> 00:09:14,280
‫و ما یه سختش رو بهت دادیم.

141
00:09:14,280 --> 00:09:16,000
‫واقعاً مزرعه‌ی سختیه!

142
00:09:17,600 --> 00:09:19,600
‫اون چی بود؟ یه سنگ بود.
‫صداشو شنیدی؟

143
00:09:19,600 --> 00:09:20,560
‫آره.

144
00:09:20,560 --> 00:09:22,080
‫چون مجبورم خیلی پایین برم،

145
00:09:22,080 --> 00:09:23,880
‫فکر کنم امسال مجبوریم
‫فقط ریسکش رو بپذیریم

146
00:09:23,880 --> 00:09:25,440
‫و احتمالاً هر از گاهی یه سنگ رو بکشیم داخل.

147
00:09:25,440 --> 00:09:27,160
‫چون اگه یه ذره برم بالاتر،

148
00:09:27,160 --> 00:09:29,200
‫تمام محصول رو از دست می‌دم.

149
00:09:30,480 --> 00:09:32,760
‫آره، الان داری سنگ برداشت می‌کنی.

150
00:09:35,520 --> 00:09:39,480
‫خوشبختانه، یکم جو هم داشت برداشت می‌شد.

151
00:09:40,040 --> 00:09:43,720
‫و سرانجام، وقتش رسید که لامبو رو روشن کنم

152
00:09:44,920 --> 00:09:46,960
‫و حمل غلات رو شروع کنم.

153
00:09:50,680 --> 00:09:52,640
‫اوه، سلام، داره انجامش می‌ده. من باید...

154
00:09:52,640 --> 00:09:55,840
‫شرمنده، نمی‌دونستم واقعاً قراره این کار رو بکنه.

155
00:09:57,640 --> 00:09:59,320
‫اوه، محض رضای خدا، کیلب!

156
00:09:59,320 --> 00:10:01,160
‫داری چیکار می‌کنی؟

157
00:10:01,960 --> 00:10:03,760
‫داری چیکار می‌کنی؟

158
00:10:03,960 --> 00:10:06,920
‫امسال تحمل این‌جور ریخت‌وپاش‌ها رو نداریم.

159
00:10:16,120 --> 00:10:17,880
‫گندت بزنن.

160
00:10:18,080 --> 00:10:20,280
‫این واقعاً سخته.

161
00:10:21,000 --> 00:10:23,800
‫من واسه بریدن اینا مشکل دارم.
‫لعنتیا خیلی کوتاهن.

162
00:10:23,800 --> 00:10:24,880
‫می‌دونم که کوتاهن.

163
00:10:33,120 --> 00:10:36,320
‫یه صدای وحشتناکی داره ازش درمیاد، نمی‌دونم چیه.

164
00:10:36,320 --> 00:10:39,440
‫می‌تونی بیای و ببینی
‫توام این صدا رو می‌شنوی یا نه؟

165
00:10:44,680 --> 00:10:46,120
‫مشکل از ایناست.

166
00:10:46,320 --> 00:10:47,760
‫می‌دونم چیه.

167
00:10:48,320 --> 00:10:51,000
‫عملاً مشکل از ایناست.

168
00:10:51,440 --> 00:10:52,960
‫اون یکی آسیب ندیده،

169
00:10:52,960 --> 00:10:55,600
‫بعد می‌تونی ببینی که این یکی اینجا ساییده شده.

170
00:10:55,640 --> 00:10:56,640
‫اوه، لعنت بهش، آره.

171
00:10:56,640 --> 00:10:58,400
‫فکر کنم اتفاقی که افتاده اینه که

172
00:10:58,400 --> 00:11:00,600
‫- می‌دونی که خیلی پایین داشتی کار می‌کردی؟
‫- آره.

173
00:11:00,600 --> 00:11:04,120
‫گمونم باهاش زدی به زمین و شکوندیش.

174
00:11:04,160 --> 00:11:07,480
‫تو روحت!
‫لعنت بهش، خیلی داغه.

175
00:11:08,840 --> 00:11:10,600
‫نکن. هر کاری می‌کنی، به اون دست نزن

176
00:11:10,600 --> 00:11:12,840
‫چون دارن ذوب میشن.

177
00:11:15,320 --> 00:11:17,440
‫- چندتا ابزار می‌خوام.
‫- بسیار خب.

178
00:11:17,960 --> 00:11:20,280
‫خب، فکر کنم حسابی بدون مشکل داره پیش می‌ره.

179
00:11:20,280 --> 00:11:23,800
‫ما نصف تریلر بار داریم
‫و ساعت دوازده و پنج دقیقه‌ست.

180
00:11:30,640 --> 00:11:35,360
‫یک ساعت طول کشید تا
‫کمباین ارزون‌قیمت کیلب دوباره راه بیفته.

181
00:11:37,560 --> 00:11:41,320
‫فکر می‌کردم کار روی این مزرعه رو
‫ساعت ۸ یا 8:30 امروز صبح شروع می‌کنیم،

182
00:11:41,480 --> 00:11:43,240
‫و تا ۱۱ تمومش می‌کنیم.

183
00:11:43,720 --> 00:11:44,720
‫اوه، خب.

184
00:11:49,120 --> 00:11:51,640
‫این‌طور نیست که داریم با رطوبت می‌جنگیم.

185
00:11:52,920 --> 00:11:55,040
‫یه لحظه صبر کن.

186
00:11:59,280 --> 00:12:00,320
‫شاید هم داریم می‌جنگیم.

187
00:12:02,960 --> 00:12:04,560
‫نمی‌تونه بارون باشه.

188
00:12:05,800 --> 00:12:07,120
‫بارونه.

189
00:12:08,000 --> 00:12:11,160
‫لعنت بهش! باور نمی‌کنم.

190
00:12:11,960 --> 00:12:13,760
‫نگاه کن... بارونه، مگه نه؟ قراره بارون بیاد.

191
00:12:13,760 --> 00:12:16,560
‫واسه اولین بار از ماه لعنتی فوریه،

192
00:12:16,800 --> 00:12:18,680
‫همون روزی که ما برداشت رو شروع کردیم.

193
00:12:18,800 --> 00:12:20,240
‫این دیگه چه وضعیه؟

194
00:12:20,960 --> 00:12:23,280
‫صادقانه بگم که باورنکردنیه.

195
00:12:24,080 --> 00:12:26,440
‫من می‌گم این از قبل...

196
00:12:27,720 --> 00:12:30,200
‫باید دوربین مداربسته کافه رو چک کنم.

197
00:12:30,400 --> 00:12:32,280
‫توی کافه هم داره بارون میباره؟

198
00:12:32,480 --> 00:12:34,720
‫که در ۱۴ کیلومتری اون جهته.

199
00:12:34,720 --> 00:12:37,400
‫اوه، اونو ببین. گندت بزنن!

200
00:12:37,560 --> 00:12:38,560
‫می‌بینیش؟

201
00:12:40,280 --> 00:12:42,000
‫این چیزیه که داره میاد اینجا.

202
00:12:42,680 --> 00:12:43,840
‫دیگه کافیه، رفیق.

203
00:12:43,840 --> 00:12:46,600
‫باید بار تریلرمون رو ببریم یه جای خشک.

204
00:12:46,600 --> 00:12:48,440
‫همین مقداری که الان داری رو بریزیم توش؟

205
00:12:48,440 --> 00:12:49,800
‫آره، فکر کنم این‌طوری بهتره.

206
00:12:49,800 --> 00:12:52,200
‫گور باباش، قرار نیست امسال
‫هزینه‌ی خشک کردن بدیم.

207
00:12:52,200 --> 00:12:54,080
‫این دیگه مسخره‌ست.

208
00:12:56,240 --> 00:12:58,560
‫نمی‌خوام بارون شدید روش بباره.

209
00:12:58,720 --> 00:13:01,640
‫یالا، یالا، یالا، یالا، یالا.

210
00:13:03,040 --> 00:13:04,760
‫وقتی خالی شدی بهم بگو.

211
00:13:04,840 --> 00:13:06,640
‫دیگه تموم شد، رفیق. برو بریم.

212
00:13:08,760 --> 00:13:10,360
‫داره بارون میاد.

213
00:13:11,440 --> 00:13:14,080
‫آره، الان حتی نمی‌تونم اون‌طرف دره رو ببینم.

214
00:13:14,080 --> 00:13:15,200
‫لعنت بهش.

215
00:13:19,800 --> 00:13:20,800
‫لعنتی!

216
00:13:21,400 --> 00:13:23,560
‫الان دیگه حسابی داره می‌باره.

217
00:13:23,560 --> 00:13:24,880
‫یالا، یالا.

218
00:13:33,480 --> 00:13:34,480
‫اوه، نه!

219
00:13:35,160 --> 00:13:36,280
‫این عمراً جواب نمی‌ده.

220
00:13:36,280 --> 00:13:37,480
‫گندت بزنن.

221
00:13:38,040 --> 00:13:40,680
‫الان نه، الان نه، الان نه.

222
00:13:48,440 --> 00:13:50,120
‫نه! نه! نه!

223
00:13:50,320 --> 00:13:53,200
‫این‌قدر هول شدم که دیگه نمی‌تونم انجامش بدم.

224
00:13:59,760 --> 00:14:00,840
‫بالاخره.

225
00:14:07,560 --> 00:14:10,600
‫خوشبختانه، بالاخره بارون بند اومد.

226
00:14:14,480 --> 00:14:17,800
‫و بعد از سه ساعت تابش گرم آفتاب...

227
00:14:19,320 --> 00:14:21,240
‫۱۳.۶!

228
00:14:21,440 --> 00:14:23,120
‫بزن بریم، بریم، بریم!

229
00:14:23,920 --> 00:14:25,800
‫دوباره راه افتادیم.

230
00:14:29,960 --> 00:14:30,920
‫و خیلی زود،

231
00:14:30,920 --> 00:14:35,320
‫ما توی یه ریتم فوق‌العاده‌ی
‫برداشت ساعت طلایی بودیم.

232
00:14:40,040 --> 00:14:42,200
‫یه گوزن جلومه.

233
00:14:42,200 --> 00:14:44,000
‫یالا کوچولو، برو کنار.

234
00:14:48,040 --> 00:14:51,600
‫حالا با یه لبخند روی صورتم برگشتم.

235
00:14:52,840 --> 00:14:53,840
‫آفتاب زده بیرون،

236
00:14:54,440 --> 00:14:56,520
‫کمباین هم الان داره درست کار می‌کنه.

237
00:14:58,360 --> 00:15:00,400
‫حالا داریم کشاورزی می‌کنیم.

238
00:15:01,200 --> 00:15:03,080
‫واو. آروم، آروم، آروم، آروم.

239
00:15:03,080 --> 00:15:05,080
‫اوه، کاملاً عقبشه.

240
00:15:05,720 --> 00:15:06,800
‫بدک نیست.

241
00:15:07,400 --> 00:15:09,080
‫می‌بینم که تمرکز کردی.

242
00:15:13,040 --> 00:15:15,040
‫داری می‌ریزیشون زمین! داری می‌ریزی زمین!

243
00:15:15,040 --> 00:15:16,400
‫داری می‌ریزی زمین!

244
00:15:16,400 --> 00:15:18,800
‫حسابی درگیر این بودم که بهش بگم عوضی.

245
00:15:21,520 --> 00:15:23,160
‫عالی انجامش دادی، جرمی.

246
00:15:23,160 --> 00:15:24,800
‫به نظرم عالی انجام شد.

247
00:15:25,760 --> 00:15:27,840
‫داری می‌بینی، پیاستری؟

248
00:15:28,160 --> 00:15:29,280
‫گفتم بهت بگم.

249
00:15:33,920 --> 00:15:35,800
‫اما داشتم فکر می‌کردم،

250
00:15:36,520 --> 00:15:37,800
‫حالا که تنهاییم،

251
00:15:38,760 --> 00:15:41,680
‫که اگه خودمو واسه معاینه نبرده بودم،

252
00:15:41,960 --> 00:15:44,720
‫و اونا مشکل رو زود تشخیص نداده بودن،

253
00:15:45,080 --> 00:15:47,880
‫این می‌تونست آخرین برداشت من باشه.

254
00:15:50,360 --> 00:15:54,120
‫فقط به این دلیله که اونا زود تشخیصش دادن
‫که هنوز این امید هست

255
00:15:54,160 --> 00:15:57,800
‫که واسه سال‌های سال
‫توی این مزرعه برداشت محصول کنم.

256
00:16:00,040 --> 00:16:02,440
‫رفیق، می‌خوام ازت تشکر کنم.
‫این مثل یه رویاست.

257
00:16:02,440 --> 00:16:05,480
‫از وقتی یه پسر بچه بودم،
‫این رویاییه که به حقیقت پیوسته.

258
00:16:05,480 --> 00:16:08,480
‫باورت بشه یا نه، مخصوصاً از
‫۱۰ سال پیش که اینجا شروع به کار کردم،

259
00:16:08,480 --> 00:16:11,680
‫و این اولین سالیه که توی
‫کمباین می‌شینم و کار رو انجام می‌دم.

260
00:16:11,680 --> 00:16:14,040
‫این... این یه افتخاره، اما کاملاً...

261
00:16:14,040 --> 00:16:15,320
‫دارم ذوق‌مرگ می‌شم.

262
00:16:16,080 --> 00:16:17,120
‫عاشق اینم.

263
00:16:17,520 --> 00:16:19,640
‫خب منم ذوق‌مرگم چون اینجا مزرعه‌ی منه.

264
00:16:19,640 --> 00:16:23,600
‫اون ذوق‌مرگه چون واسه
‫اولین باره که توی کمباین خودشه.

265
00:16:23,840 --> 00:16:26,360
‫امشب همه توی دیدلی ذوق‌مرگ هستن.

266
00:16:31,160 --> 00:16:33,040
‫وقتی خورشید شروع به غروب کرد،

267
00:16:33,040 --> 00:16:35,600
‫یه خبر خوشحال‌کننده از طرف کیلب رسید.

268
00:16:36,000 --> 00:16:37,720
‫خب، کار جو دو سر هم تموم شد.

269
00:16:37,720 --> 00:16:38,720
‫تموم شد.

270
00:16:39,360 --> 00:16:40,800
‫و به خوبی هم تموم شد.

271
00:16:41,320 --> 00:16:43,200
‫فردا می‌بینمت، رفیق.

272
00:16:43,240 --> 00:16:44,960
‫آره، فردا می‌بینمت. ممنون.

273
00:16:44,960 --> 00:16:46,560
‫نه، از تو ممنونم. روز لذت‌بخشی بود.

274
00:16:46,560 --> 00:16:49,840
‫خب، روز پردردسری بود، اما بالاخره انجامش دادیم.

275
00:16:53,680 --> 00:16:54,880
‫به لطف خشکسالی،

276
00:16:54,880 --> 00:16:58,920
‫محصول جو به طور چشمگیری
‫کمتر از سال‌های گذشته بود.

277
00:16:59,360 --> 00:17:01,040
‫اما می‌تونست بدتر هم باشه.

278
00:17:01,040 --> 00:17:03,600
‫می‌تونست محصول بعدی باشه که درو کردیم،

279
00:17:03,600 --> 00:17:04,960
‫بذر خردل.

280
00:17:07,600 --> 00:17:08,800
‫همینه.

281
00:17:09,360 --> 00:17:11,200
‫یا خود مسیح.

282
00:17:14,840 --> 00:17:17,680
‫منظورم اینه... فقط واسه اینکه خانم‌ها
‫و آقایان متوجه بشن.

283
00:17:17,680 --> 00:17:20,640
‫ما باید این بخش رو پر می‌کردیم،
‫می‌دونی، با یه مقدار خوب...

284
00:17:20,640 --> 00:17:22,120
‫اون مزرعه چند جریب بود؟

285
00:17:22,120 --> 00:17:23,080
‫پنج؟ شش؟

286
00:17:23,080 --> 00:17:25,960
‫ما فقط... ۲.۴ هکتار بود.

287
00:17:26,160 --> 00:17:27,760
‫- یعنی ۵ جریب.
‫- آره.

288
00:17:27,760 --> 00:17:29,240
‫اما ما فقط نصفش رو کمباین زدیم.

289
00:17:29,240 --> 00:17:31,000
‫کدومو زدی، قهوه‌ای رو یا زرد رو؟

290
00:17:31,000 --> 00:17:33,280
‫- اون سمت دورتر رو.
‫- سمت دورتر، قهوه‌ای رو.

291
00:17:33,280 --> 00:17:35,600
‫- زرده خراب شد.
‫- خراب شد، آره.

292
00:17:40,520 --> 00:17:42,240
‫صبح روز بعد، بهم گفتن

293
00:17:42,240 --> 00:17:45,360
‫که عمل سرطانم شش روز دیگه انجام می‌شه.

294
00:17:46,000 --> 00:17:47,200
‫یالا.

295
00:17:47,800 --> 00:17:51,120
‫و من به شدت می‌خواستم هم گندم زمستانه

296
00:17:51,360 --> 00:17:54,360
‫و هم جوی بهاره رو قبل از اون زمان برداشت کنم.

297
00:18:00,480 --> 00:18:01,680
‫اما، طبق قانون مورفی،

298
00:18:02,480 --> 00:18:05,080
‫فوراً دوباره بارون شروع به باریدن کرد.

299
00:18:07,400 --> 00:18:10,880
‫ما باید واقعاً زمان‌بندی‌ها رو مشخص کنیم چون...

300
00:18:10,880 --> 00:18:11,840
‫آره، تحت فشاریم.

301
00:18:11,840 --> 00:18:14,320
‫به خاطر وضعیت هوا
‫امروز رو احتمالاً باید بی‌خیال بشیم.

302
00:18:14,320 --> 00:18:15,320
‫آره.

303
00:18:15,320 --> 00:18:17,160
‫- که یعنی چهارشنبه برامون می‌مونه...
‫- احتمالاً فردا.

304
00:18:17,160 --> 00:18:19,680
‫چهارشنبه، پنجشنبه، جمعه، شنبه.

305
00:18:20,680 --> 00:18:22,920
‫یکشنبه، من باید برم لندن

306
00:18:22,920 --> 00:18:26,440
‫چون دوشنبه صبح ساعت ۶:۳۰
‫بیمارستان بستری می‌شم.

307
00:18:27,200 --> 00:18:29,440
‫و واقعاً می‌خوام سعی کنم
‫تا اون موقع کار رو تموم کنم.

308
00:18:29,440 --> 00:18:32,720
‫و بعد تو... زمان به دنیا اومدن
‫بچه‌ی سومت چه موقعست...؟

309
00:18:32,880 --> 00:18:35,080
‫احتمالاً اواخر هفته‌ی آینده.

310
00:18:35,800 --> 00:18:38,320
‫اما اون همیشه هفت روز زودتر زایمان می‌کنه.

311
00:18:38,320 --> 00:18:40,000
‫یا خود خدا. پس ما...

312
00:18:40,000 --> 00:18:43,840
‫اشکال نداره. همینکه موقع زایمان اونجا باشم کافیه.

313
00:18:47,640 --> 00:18:48,880
‫به طرز عجیبی،

314
00:18:49,040 --> 00:18:51,520
‫بعد از یکی از خشک‌ترین تابستون‌های ثبت‌شده

315
00:18:51,520 --> 00:18:53,840
‫و در حالی که واسه کمک به محصولات خیلی دیر بود،

316
00:18:53,880 --> 00:18:57,760
‫تا سه روز بعدش به‌طور بی‌وقفه‌ای بارون بارید.

317
00:19:02,560 --> 00:19:04,280
‫این یعنی تا روز شنبه طول کشید

318
00:19:04,320 --> 00:19:07,960
‫تا کیلب بتونه کمباینش رو به دیدلی اسکوات برگردونه،

319
00:19:08,600 --> 00:19:12,000
‫و این بار، واسه تسریع عبورش از شهر،

320
00:19:12,160 --> 00:19:14,040
‫من اسکورتش کردم.

321
00:19:19,680 --> 00:19:22,000
‫توی تمام اون سال‌ها اون منو دست می‌انداخت

322
00:19:22,120 --> 00:19:24,120
‫چون تراکتور من «خیلی بزرگه»

323
00:19:24,120 --> 00:19:26,440
‫و بعد خودش می‌ره یه کمباین می‌خره

324
00:19:26,480 --> 00:19:29,400
‫که بزرگ‌تر از ناو هواپیمابر کلاس نیمیتزـه.

325
00:19:32,080 --> 00:19:34,240
‫راه بازه، می‌تونی بیای.

326
00:19:34,480 --> 00:19:35,480
‫دارم میام.

327
00:19:38,480 --> 00:19:41,240
‫حداقل، ما تنها کسایی نیستیم
‫که جاده‌ها رو می‌بندیم.

328
00:19:41,240 --> 00:19:42,640
‫نون و نوشیدنی می‌خواین؟

329
00:19:42,640 --> 00:19:44,440
‫- آره!
‫- یه کمباین نیاز دارین.

330
00:19:44,480 --> 00:19:46,320
‫صد درصد!

331
00:19:48,120 --> 00:19:50,840
‫به لطف «خدمات اسکورت حرفه‌ای» من،

332
00:19:50,840 --> 00:19:52,520
‫خیلی زود به مزرعه رسیدیم

333
00:19:54,840 --> 00:19:56,520
‫و آماده‌ی شروع کار شدیم.

334
00:20:00,920 --> 00:20:02,400
‫آب و هوا، خوبه.

335
00:20:02,600 --> 00:20:04,520
‫تراکتور، خوب کار می‌کنه.

336
00:20:04,720 --> 00:20:07,520
‫بیا یکم گندم بریزیم توی این تریلر.

337
00:20:09,440 --> 00:20:11,800
‫من حالا فقط یک روز و نیم وقت داشتم

338
00:20:11,800 --> 00:20:13,680
‫تا گندم و جو رو برداشت کنم

339
00:20:14,160 --> 00:20:16,080
‫قبل از اینکه برم بیمارستان.

340
00:20:22,640 --> 00:20:25,200
‫اما عظمت کمباین کیلب

341
00:20:25,400 --> 00:20:28,880
‫به این معنی بود که می‌تونست خیلی سریع برداشت کنه.

342
00:20:32,240 --> 00:20:34,680
‫تریلر به طرز خیره‌کننده‌ای پر شده.

343
00:20:34,680 --> 00:20:37,240
‫معمولاً، با دوتا بار کمباین،

344
00:20:37,240 --> 00:20:38,720
‫البته با یه کمباین کوچیک‌تر،

345
00:20:39,360 --> 00:20:41,560
‫یه‌جورایی سه چهارمش پر می‌شه.

346
00:20:41,680 --> 00:20:43,680
‫این کاملاً پر شده.

347
00:20:45,320 --> 00:20:46,320
‫زود می‌بینمت.

348
00:20:46,320 --> 00:20:47,640
‫برو!

349
00:20:47,840 --> 00:20:49,160
‫باید خیلی سریع باشی

350
00:20:49,160 --> 00:20:51,440
‫چون فکر نمی‌کنم بدون حضور تو بتونم

351
00:20:51,440 --> 00:20:53,120
‫یه دور دیگه رو تموم کنم.

352
00:20:53,320 --> 00:20:54,320
‫باشه.

353
00:20:55,200 --> 00:20:57,920
‫پس اصلا جای این‌دست و اون‌دست کردن نیست،

354
00:20:58,000 --> 00:20:59,880
‫جای هیچ اشتباهی نیست.

355
00:21:00,080 --> 00:21:01,400
‫لعنت بهش.

356
00:21:01,560 --> 00:21:04,520
‫آینه بغل لعنتی رو کوبید و تا کرد.

357
00:21:06,640 --> 00:21:07,640
‫بریم داخل.

358
00:21:08,200 --> 00:21:09,520
‫رسیدیم.

359
00:21:10,480 --> 00:21:13,600
‫بذار این آینه‌ی لعنتی رو
‫دوباره باز کنم. لعنتی.

360
00:21:16,520 --> 00:21:17,520
‫اوه...

361
00:21:17,520 --> 00:21:19,240
‫توی کابین خودم گیر افتادم.

362
00:21:20,400 --> 00:21:23,480
‫یکی از تیم فیلمبرداری می‌تونه بیاد و اینو بکشه؟

363
00:21:23,760 --> 00:21:25,200
‫فقط بکشش عقب.

364
00:21:27,480 --> 00:21:29,160
‫اوه، خیلی عالی نیست.

365
00:21:30,520 --> 00:21:33,280
‫خب، تموم شد دیگه،
‫از این به بعد اینجا زندگی می‌کنم.

366
00:21:33,280 --> 00:21:34,720
‫توی کابین زندگی می‌کنم.

367
00:21:34,880 --> 00:21:36,400
‫کجایی؟

368
00:21:37,240 --> 00:21:39,520
‫من آماده‌ام. پر شدم. زود باش.

369
00:21:40,040 --> 00:21:41,920
‫کریس قراره یه امتحانی بکنه.

370
00:21:45,960 --> 00:21:47,520
‫لعنتی.

371
00:21:48,120 --> 00:21:50,400
‫آره، احتمالاً زیاده‌روی شد.

372
00:21:52,400 --> 00:21:55,280
‫زود باشین، بیاین خرابش نکنیم.

373
00:21:55,680 --> 00:21:58,160
‫سریع، سریع، سریع. داره چیکار می‌کنه؟

374
00:22:00,000 --> 00:22:02,440
‫این چطوری توی گوشه‌ست!

375
00:22:03,080 --> 00:22:04,280
‫و برمی‌گردیم!

376
00:22:05,360 --> 00:22:06,360
‫برو!

377
00:22:11,400 --> 00:22:13,640
‫ساعت‌ها به کارمون ادامه دادیم...

378
00:22:17,160 --> 00:22:19,200
‫و همه‌چیز به خوبی پیش می‌رفت.

379
00:22:24,320 --> 00:22:25,680
‫کارت عالی بود.

380
00:22:25,680 --> 00:22:27,400
‫کاملاً حرفه‌ای.

381
00:22:36,560 --> 00:22:38,360
‫یک ربع به سه، روز شنبه.

382
00:22:38,440 --> 00:22:41,160
‫فردا همین موقع، راهی لندن می‌شم.

383
00:22:49,640 --> 00:22:50,600
‫با رسیدن عصر،

384
00:22:50,600 --> 00:22:54,200
‫فقط دو بار تریلر دیگه
‫تا تموم کردن گندم فاصله داشتیم،

385
00:22:54,840 --> 00:22:56,720
‫که یعنی فردا صبح،

386
00:22:56,720 --> 00:22:58,560
‫با یه شروع زودهنگام و کمی شانس،

387
00:22:58,560 --> 00:23:00,760
‫جو رو هم تموم می‌کردیم.

388
00:23:02,400 --> 00:23:03,400
‫اما بعدش...

389
00:23:11,640 --> 00:23:13,800
‫«اتصال کوتاه پدال کلاچ.

390
00:23:14,400 --> 00:23:17,720
‫سنسور پدال کلاچ، قدرت موتور...»

391
00:23:18,400 --> 00:23:19,680
‫یه اتصالی هست.

392
00:23:21,240 --> 00:23:23,880
‫کیلب، ما اینجا یه مشکل جدی داریم.

393
00:23:23,880 --> 00:23:27,560
‫«اتصال کوتاه سنسور پدال کلاچ به زمین.»

394
00:23:27,720 --> 00:23:29,600
‫چی، تو اصلاً کلاچ نداری؟

395
00:23:29,600 --> 00:23:30,600
‫نه.

396
00:23:31,920 --> 00:23:33,520
‫از کار افتاده.

397
00:23:36,520 --> 00:23:38,720
‫توی اوج ناامیدی، به بن زنگ زدم،

398
00:23:38,720 --> 00:23:40,600
‫مکانیک محلی لامبو.

399
00:23:41,560 --> 00:23:43,000
‫عصر بخیر، قربان.

400
00:23:43,200 --> 00:23:46,400
‫بن خیلی زود فهمید
‫که این یه تعمیر ساده نخواهد بود.

401
00:23:47,080 --> 00:23:50,480
‫- قطعاً سنسور از کار افتاده.
‫- خب، ما... آره.

402
00:23:50,480 --> 00:23:52,160
‫اما وقتی درباره‌ی فوریت کار شنید،

403
00:23:52,160 --> 00:23:54,480
‫کاری رو کرد که کشاورزها می‌کنن:

404
00:23:55,080 --> 00:23:58,200
‫برنامه‌های عصرش رو کنسل کرد تا کمک کنه.

405
00:23:59,080 --> 00:24:02,880
‫من قراره یه تراکتور دیگه
‫توی حیاط یکی دیگه رو غارت کنم

406
00:24:02,880 --> 00:24:04,400
‫تا تو رو دوباره راه بندازم.

407
00:24:04,400 --> 00:24:05,760
‫نمی‌دونم چطوری ازت تشکر کنم.

408
00:24:05,760 --> 00:24:09,360
‫به هر شکل و طریقی که شده
‫تو رو دوباره راه می‌ندازیم.

409
00:24:11,920 --> 00:24:15,000
‫در طول شب، اون تراکتور رو کشید به حیاط

410
00:24:15,000 --> 00:24:18,440
‫و هر کاری کرد تا دوباره راهش بندازه.

411
00:24:23,560 --> 00:24:27,440
‫پس، مجبورم برم و تمام دوشاخه‌ها رو چک کنم،

412
00:24:27,640 --> 00:24:29,600
‫هر سیم، هر واحد کنترل

413
00:24:29,600 --> 00:24:32,200
‫اساساً از اینجا تا اون پایین

414
00:24:32,360 --> 00:24:35,520
‫از طریق گیربکس
‫دوباره برگردم به همه‌چیز تا این گوشه.

415
00:24:35,520 --> 00:24:37,400
‫- اوه لعنتی، جدی؟
‫- آره، آره.

416
00:24:37,400 --> 00:24:40,200
‫می‌دونم که جواب دادن به این سوال غیرممکنه

417
00:24:40,200 --> 00:24:41,840
‫اما به هر حال می‌پرسم.

418
00:24:41,840 --> 00:24:44,080
‫فکر می‌کنی کِی درست می‌شه؟

419
00:24:44,080 --> 00:24:47,320
‫اگه امروز واست درستش کنم،
‫یه جورایی شبیه معجزه می‌شه،

420
00:24:47,320 --> 00:24:50,320
‫چون باید نصف کابین رو از هم باز کنم، آره.

421
00:24:50,560 --> 00:24:51,560
‫بسیار خب.

422
00:24:52,160 --> 00:24:55,520
‫اما در نهایت، اصلاً هم مهم نبود.

423
00:24:59,720 --> 00:25:01,600
‫- این... آره، این...
‫- شگفت‌انگیزه.

424
00:25:01,600 --> 00:25:02,600
‫این...

425
00:25:03,160 --> 00:25:05,240
‫- بارون هم هست.
‫- آره.

426
00:25:09,720 --> 00:25:11,320
‫میرم چمدونم رو ببندم.

427
00:25:13,840 --> 00:25:15,400
‫- اینجا موندن فایده‌ای نداره، نه؟
‫- نه.

428
00:25:15,400 --> 00:25:16,720
‫نمی‌تونیم هیچ برداشتی انجام بدیم.

429
00:25:16,720 --> 00:25:18,720
‫برو و استراحت کن.

430
00:25:28,280 --> 00:25:29,280
‫خب...

431
00:25:30,080 --> 00:25:31,800
‫- جو.
‫- آره.

432
00:25:33,080 --> 00:25:35,360
‫و بعداً می‌بینمت.

433
00:25:35,600 --> 00:25:38,000
‫اینجا نگران هیچی نباش، باشه؟

434
00:25:38,000 --> 00:25:39,360
‫- مراقب خودت باش.
‫- چشم.

435
00:25:39,360 --> 00:25:40,840
‫لیسا، مراقبش باش.

436
00:25:40,840 --> 00:25:42,640
‫نه، اون برمی‌گرده. باید حمل غلات رو انجام بده.

437
00:25:42,640 --> 00:25:44,960
‫- می‌دونم، اما وقتی داری می‌بریش اونجا.
‫- من...

438
00:25:44,960 --> 00:25:46,200
‫فردا برمی‌گردم.

439
00:25:46,200 --> 00:25:48,400
‫- آره.
‫- اگه چیزی لازم داشتی، بهم خبر بده.

440
00:25:48,400 --> 00:25:50,560
‫خب نه، من ۶ صبح می‌رم، اونجام.

441
00:25:50,560 --> 00:25:52,960
‫آره، اگه خواستی می‌تونیم تماس تصویری بگیریم.

442
00:25:52,960 --> 00:25:55,680
‫می‌ذارمت جلوی تراکتور.

443
00:25:56,200 --> 00:25:58,160
‫- بسیار خب.
‫- آره؟ باشه، مراقب خودت باش.

444
00:25:58,160 --> 00:25:59,920
‫- می‌بینمت.
‫- بعداً می‌بینمت.

445
00:26:00,080 --> 00:26:01,120
‫- می‌بینمتون.
‫- ممنون، کی.

446
00:26:01,120 --> 00:26:02,480
‫همگی رو می‌بینم.

447
00:26:28,840 --> 00:26:32,440
‫[دوشنبه: عمل جراحی جی‌سی]

448
00:26:32,720 --> 00:26:35,720
‫[سه‌شنبه: تمرین لیسا]

449
00:26:41,880 --> 00:26:44,200
‫- بسیار خب. پات رو از روی کلاچ بردار.
‫- آره.

450
00:26:45,360 --> 00:26:48,960
‫همیشه توی یه سرعتی باش
‫که فقط با ۲ کیلومتر بر ساعت بره.

451
00:26:51,800 --> 00:26:53,920
‫- پیچ‌های کوچیکی مثل این.
‫- آره.

452
00:26:53,920 --> 00:26:57,440
‫چون به محض اینکه
‫سریع انجامش ندی، قیچی می‌کنی.

453
00:26:57,440 --> 00:26:59,480
‫تریلر واسه خودش ذهنیت داره.

454
00:26:59,480 --> 00:27:01,800
‫کاری که من می‌خوام بکنم اینه که
‫با کاری که اون می‌خواد بکنه مقابله کنم.

455
00:27:01,800 --> 00:27:02,800
‫آره، بسیار خب.

456
00:27:06,840 --> 00:27:08,200
‫- بسیار خب؟
‫- باشه.

457
00:27:08,200 --> 00:27:09,520
‫از پسش برمیای.

458
00:27:10,760 --> 00:27:12,480
‫خب، من می‌خوام برم اون تو.

459
00:27:13,800 --> 00:27:15,240
‫برو که رفتیم، من...

460
00:27:15,520 --> 00:27:18,160
‫و ما برمی‌گردیم...

461
00:27:20,720 --> 00:27:21,720
‫اون‌طرف.

462
00:27:26,080 --> 00:27:27,520
‫قیچی کردم.

463
00:27:28,400 --> 00:27:31,360
‫بسیار خب، چرخ‌ها دارن به اون سمت می‌رن.

464
00:27:34,120 --> 00:27:36,080
‫همینه. همینه!

465
00:27:36,240 --> 00:27:38,240
‫حالا فرمونت رو صاف کن.
‫فرمونت رو صاف کن.

466
00:27:38,240 --> 00:27:39,240
‫خیلی زیاد شد.

467
00:27:44,160 --> 00:27:46,800
‫یالا، می‌تونیم انجامش بدیم...

468
00:27:47,000 --> 00:27:50,240
‫همینه. حالا فرمونت رو صاف کن.
‫فرمونت رو صاف کن، لیسا.

469
00:27:50,240 --> 00:27:51,640
‫چی؟

470
00:27:57,160 --> 00:27:58,160
‫یالا.

471
00:27:58,400 --> 00:28:00,480
‫خودتو جمع‌وجور کن، هوگان.

472
00:28:00,480 --> 00:28:01,640
‫می‌تونم ببینم که یاد گرفته.

473
00:28:01,640 --> 00:28:05,400
‫وقتی الان شروع می‌کنه، مثلاً ببین
‫این پیچ رو عالی رفت.

474
00:28:05,880 --> 00:28:07,920
‫فقط همین تیکه‌ی آخره.
‫به محض اینکه به این انبار نزدیک می‌شه،

475
00:28:07,920 --> 00:28:09,680
‫وحشت می‌کنه و می‌گه،

476
00:28:09,680 --> 00:28:10,800
‫«نمی‌خوام بزنم به انبار.»

477
00:28:12,720 --> 00:28:13,800
‫یا خدا.

478
00:28:15,960 --> 00:28:16,960
‫همینه!

479
00:28:17,680 --> 00:28:18,760
‫همینه!

480
00:28:20,960 --> 00:28:22,160
‫آره!

481
00:28:22,840 --> 00:28:24,200
‫ترکوند!

482
00:28:30,960 --> 00:28:34,960
‫[چهارشنبه و پنجشنبه: برداشت جو]

483
00:28:38,080 --> 00:28:40,960
‫- از این بالا منظره عالیه، مگه نه؟
‫- آره.

484
00:28:43,760 --> 00:28:45,120
‫کیلب اونجاست...

485
00:28:46,320 --> 00:28:48,000
‫توی کمباینش.

486
00:28:48,360 --> 00:28:51,480
‫و من قراره تمام غلات رو بریزم اون تو

487
00:28:51,560 --> 00:28:54,280
‫و برشون گردونم به انبار.

488
00:28:56,720 --> 00:28:58,240
‫اوه، چراغ روشنه!

489
00:28:58,560 --> 00:29:00,160
‫آماده‌ای، لیسا؟

490
00:29:00,160 --> 00:29:02,080
‫دو ثانیه‌ی دیگه پیشتم.

491
00:29:05,800 --> 00:29:08,440
‫لعنتی. بسیار خب، ترمزها درگیرن.

492
00:29:09,160 --> 00:29:12,480
‫اگه بتونی زیر تخلیه کاه قرار بگیری، لیسا.

493
00:29:14,880 --> 00:29:16,720
‫این کار رو در حال حرکت انجام می‌دیم.

494
00:29:16,720 --> 00:29:18,080
‫مطمئنی؟

495
00:29:18,600 --> 00:29:20,280
‫- در حال حرکت؟
‫- آره.

496
00:29:20,520 --> 00:29:21,600
‫آره.

497
00:29:24,280 --> 00:29:25,960
‫بسیار خب، می‌تونم انجامش بدم.

498
00:29:30,280 --> 00:29:32,480
‫اون تریلر رو کاملاً زیر اون دهنه نگه دار،

499
00:29:32,480 --> 00:29:34,280
‫بقیه‌اش با من، باشه؟

500
00:29:40,360 --> 00:29:43,280
‫فقط همین‌طوری اونجا بمون. همینه.

501
00:29:47,280 --> 00:29:48,560
‫آفرین، لیسا!

502
00:29:49,280 --> 00:29:51,400
‫آره، اونو ببین! خودتو ببین!

503
00:29:55,720 --> 00:29:56,720
‫انجامش دادم!

504
00:30:00,520 --> 00:30:03,480
‫داری دور می‌زنی؟ آره، داری دور می‌زنی!

505
00:30:09,600 --> 00:30:12,480
‫اینم از جو توی انبار!

506
00:30:13,960 --> 00:30:15,160
‫خیلی خوشحالم!

507
00:30:18,120 --> 00:30:19,560
‫خب، آخرین بارگیری.

508
00:30:21,000 --> 00:30:23,280
‫یه روز کاری صادقانه تموم شد.

509
00:30:23,440 --> 00:30:25,840
‫آره، فردا می‌بینمت. ممنون.

510
00:30:37,120 --> 00:30:38,240
‫اوه، خدای من!

511
00:30:39,680 --> 00:30:41,480
‫من پر شدم، لیسا.

512
00:30:41,680 --> 00:30:43,000
‫کجایی؟

513
00:30:47,920 --> 00:30:49,520
‫مشکلت چیه؟

514
00:30:50,520 --> 00:30:54,200
‫آره، ماشین لعنتی خراب شده، آره،
‫توی یه لامبو، آره.

515
00:30:54,200 --> 00:30:55,320
‫بیاید اینجا، آره.

516
00:30:58,440 --> 00:31:01,760
‫کیلب، ما داریم کار رو پیش می‌بریم. اوضاع خوبه.

517
00:31:03,600 --> 00:31:05,440
‫آخرین ردیف، لیسا.

518
00:31:06,200 --> 00:31:09,200
‫ایول! کار جوی بهاری تموم شد!

519
00:31:10,520 --> 00:31:12,440
‫آفرین، کارت عالی بود.

520
00:31:14,560 --> 00:31:16,520
‫لیسا داره شگفت‌انگیز عمل می‌کنه،
‫اشتباه برداشت نکنین.

521
00:31:16,520 --> 00:31:19,600
‫اما دلم واسه صدای جرمی از پشت بی‌سیم تنگ شده.

522
00:31:19,760 --> 00:31:22,680
‫حرفام خیلی احساساتی و اینا شده.

523
00:31:23,040 --> 00:31:24,720
‫دلم واسه مهارتش تنگ نشده.

524
00:31:24,760 --> 00:31:27,240
‫دلم واسه این تنگ شده که به عنوان یه دوست
‫اینجا باشه، که این کار رو با هم انجام بدیم.

525
00:31:27,240 --> 00:31:28,680
‫این کار ماست.

526
00:31:34,520 --> 00:31:37,120
‫[جمعه: واکسیناسیون گوسفندان]

527
00:31:37,520 --> 00:31:38,960
‫برو! یالا برین.

528
00:31:39,480 --> 00:31:41,320
‫بیاین اینجا، یالا بچه‌ها. برین.

529
00:31:46,480 --> 00:31:48,000
‫نه، نه، صبر کن، صبر کن!

530
00:32:00,680 --> 00:32:03,280
‫بزها، بزها، بزها. آره!

531
00:32:03,880 --> 00:32:05,120
‫یالا، پسرا.

532
00:32:05,320 --> 00:32:06,400
‫بریم، بریم.

533
00:32:14,000 --> 00:32:17,080
‫اولین درخت‌های سیب مزرعه‌ی دیدلی اسکوات.

534
00:32:18,800 --> 00:32:22,320
‫[شنبه: گزارش‌گیری محصولات]

535
00:32:22,560 --> 00:32:25,440
‫پس این اولین مزرعه‌ایه
‫که توش از ربات کشاورز استفاده کردیم،

536
00:32:25,440 --> 00:32:27,560
‫و جایی که بذرهای کمتری پاشیدیم.

537
00:32:27,640 --> 00:32:30,240
‫چون اونا با هم رقابت نمی‌کردن،

538
00:32:30,240 --> 00:32:33,080
‫در واقع در نهایت تبدیل به
‫پربازده‌ترین قسمت مزرعه شدن.

539
00:32:33,080 --> 00:32:35,400
‫مثلاً اگه یه سگ صدتا توله داشته باشه،

540
00:32:35,400 --> 00:32:36,840
‫همه‌شون شیر کمتری گیرشون میاد.

541
00:32:36,840 --> 00:32:39,320
‫در حالی که اگه فقط ده تا توله‌سگ داشته باشه،

542
00:32:39,400 --> 00:32:41,000
‫شیر بهتری می‌خورن.

543
00:32:41,000 --> 00:32:43,400
‫چه اتفاقی داره میفته؟
‫چرا داریم درباره‌ی توله‌سگ‌ها حرف می‌زنیم؟

544
00:32:51,360 --> 00:32:54,360
‫[دوشنبه: جابجایی غلات]

545
00:32:55,080 --> 00:32:56,760
‫تمام اینا باید برن.

546
00:32:56,760 --> 00:32:58,800
‫تا بتونیم گندم دوروم رو بذاریم اینجا،

547
00:32:58,800 --> 00:33:02,160
‫چون مجبور شدیم گاوهایی رو که
‫مشکوک به سل هستن اینجا قرنطینه کنیم،

548
00:33:02,160 --> 00:33:04,600
‫همون‌جایی که معمولاً گندم دوروم رو میذاشتیم.

549
00:33:09,320 --> 00:33:10,840
‫هی، هی، هی، هی.

550
00:33:13,240 --> 00:33:14,560
‫اوه خدای من!

551
00:33:17,280 --> 00:33:20,280
‫[سه‌شنبه: جابجایی حیوان]

552
00:33:21,040 --> 00:33:22,800
‫ریچارد. ریچارد هم.

553
00:33:23,280 --> 00:33:25,040
‫مرد خوب، جیمز بور.

554
00:33:26,320 --> 00:33:28,040
‫اوه، حالا گند زدی.

555
00:33:30,080 --> 00:33:31,280
‫بلدی الاغ سوار بشی؟

556
00:33:31,280 --> 00:33:33,000
‫معلومه که بلدم، واسه همین ساخته شدن.

557
00:33:33,000 --> 00:33:34,400
‫فکر می‌کردم ساخته شدن تا بار بکشن.

558
00:33:34,400 --> 00:33:36,360
‫تا حالا مریم و مسیح رو ندیدی؟

559
00:33:36,360 --> 00:33:37,680
‫مریم سوار الاغ بود.

560
00:33:37,680 --> 00:33:39,360
‫آره خب، اون تنبل بود.

561
00:33:43,640 --> 00:33:44,840
‫گوسفندها می‌گن: «اونا دیگه چی هستن؟»

562
00:33:44,840 --> 00:33:47,440
‫الاغ‌ها می‌گن: «اونا دیگه چی هستن؟»

563
00:33:49,760 --> 00:33:51,560
‫گوسفندها، بس کنین!

564
00:33:51,760 --> 00:33:52,760
‫نه!

565
00:34:02,720 --> 00:34:06,240
‫[چهارشنبه و پنجشنبه: برداشت گندم دوروم]

566
00:34:13,840 --> 00:34:15,400
‫کیلب؟

567
00:34:16,240 --> 00:34:17,320
‫جرمی؟

568
00:34:19,600 --> 00:34:21,360
‫من برگشتم!

569
00:34:21,520 --> 00:34:22,720
‫برگشتی!

570
00:34:23,600 --> 00:34:24,840
‫می‌تونم ببینمت!

571
00:34:26,520 --> 00:34:27,680
‫من برگشتم.

572
00:34:27,680 --> 00:34:29,000
‫اوه. برگشتم.

573
00:34:29,000 --> 00:34:31,240
‫لامصب دردناک بود.

574
00:34:31,400 --> 00:34:33,080
‫ببین چطوری داری می‌پری!

575
00:34:33,080 --> 00:34:34,120
‫اوه...

576
00:34:35,280 --> 00:34:36,560
‫باسنم...

577
00:34:36,920 --> 00:34:37,920
‫من برگشتم.

578
00:34:37,960 --> 00:34:39,480
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم.

579
00:34:39,480 --> 00:34:41,120
‫- آره؟
‫- قوی‌ام، آره، نه، قوی‌ام.

580
00:34:41,120 --> 00:34:42,480
‫اوضاع چطور پیش رفت، خوب بود؟

581
00:34:42,480 --> 00:34:45,200
‫نمی‌دونم که جواب داده یا نه تا...

582
00:34:45,200 --> 00:34:46,240
‫احتمالاً تا نوامبر.

583
00:34:46,240 --> 00:34:49,000
‫اوه، بسیار خب. یعنی فقط باید
‫مثل آزمایش خون‌های عمومی انجامش بدی؟

584
00:34:49,000 --> 00:34:50,640
‫آره، اونا آزمایش خون
‫و این‌جور چیزها رو انجام می‌دن.

585
00:34:50,640 --> 00:34:52,320
‫می‌دونی، پروستات،

586
00:34:52,840 --> 00:34:54,280
‫۱۰ درصدش مُرده.

587
00:34:54,320 --> 00:34:56,120
‫- اوه، بسیار خب.
‫- اون ۱۰ درصدی که توش سرطان بود.

588
00:34:56,120 --> 00:34:57,360
‫اون یعنی چی؟

589
00:34:57,360 --> 00:35:00,200
‫اونا از سونوگرافی استفاده می‌کنن، پس...

590
00:35:00,200 --> 00:35:02,480
‫تا حالا توی یه روز آفتابی یه ذره‌بین رو
‫روی یه تیکه کاغذ گرفتی؟

591
00:35:02,480 --> 00:35:03,480
‫آره، آره.

592
00:35:03,480 --> 00:35:04,800
‫آره، می‌تونی اون نقطه‌ی کوچیک رو بسازی.

593
00:35:04,800 --> 00:35:07,160
‫یا روی کسی که داره آفتاب می‌گیره انجامش بدی،
‫فقط واسه خنده.

594
00:35:07,160 --> 00:35:09,680
‫آره، خب من این کار رو نمی‌کنم،
‫اما من یه کشاورز جوون نیستم.

595
00:35:09,680 --> 00:35:12,560
‫به هر حال، اونا همون کار رو می‌کنن،
‫اما با امواج صوتی.

596
00:35:12,640 --> 00:35:13,920
‫پس اونا امواج صوتی رو می‌گیرن

597
00:35:13,920 --> 00:35:15,880
‫و بعد اونا رو به سمت سرطان هدایت می‌کنن

598
00:35:15,880 --> 00:35:16,920
‫و نابودش می‌کنن.

599
00:35:17,440 --> 00:35:18,960
‫تنها مشکلی که دارم اینه که،

600
00:35:18,960 --> 00:35:21,240
‫- می‌دونی پروستات کجاست؟
‫- آره، آره.

601
00:35:21,240 --> 00:35:23,320
‫وقتی این‌طوری ایستادم خوبم.

602
00:35:23,720 --> 00:35:26,440
‫و وقتی توی یه صندلی راحتی می‌شینم هم خوبم.

603
00:35:26,720 --> 00:35:28,480
‫اما اگه روی صندلی‌ای باشی که این‌طوری باشه.

604
00:35:28,480 --> 00:35:31,440
‫یکم حساس شده؟

605
00:35:31,960 --> 00:35:34,440
‫وقتی دستشویی می‌کنی، توی وضعیت من،

606
00:35:34,760 --> 00:35:38,280
‫با یه جیغ زیر و سوزناک همراهه.

607
00:35:40,080 --> 00:35:42,880
‫- درد داره؟
‫- اووف، آره. آره.

608
00:35:43,080 --> 00:35:45,120
‫آره. تا حالا سوند بهت وصل کردن؟

609
00:35:45,120 --> 00:35:46,120
‫به طرز عجیبی نه.

610
00:35:46,720 --> 00:35:49,720
‫- این کار رو نکن، اصلاً خوب نیست.
‫- من ختنه شدم.

611
00:35:49,720 --> 00:35:51,680
‫آره، اینا مثل هم نیستن.

612
00:35:51,680 --> 00:35:52,680
‫اوه...

613
00:35:55,880 --> 00:35:58,200
‫چون واسه برداشت گندم دوروم برگشته بودم،

614
00:35:58,200 --> 00:36:01,520
‫دیگه نیازی نبود لیسا حمل غلات رو انجام بده،

615
00:36:02,600 --> 00:36:04,480
‫اما اون‌قدر از این کار خوشش اومده بود

616
00:36:04,480 --> 00:36:07,280
‫که یکی از تراکتورهای کیلب رو کش رفته بود

617
00:36:07,480 --> 00:36:09,960
‫و مثل همیشه سر کار حاضر شده بود.

618
00:36:11,480 --> 00:36:14,920
‫قبلاً هیچ‌وقت این کار رو نکرده بودیم.
‫که هر دومون غلات رو حمل کنیم.

619
00:36:15,800 --> 00:36:17,640
‫ما تیم اول هستیم.

620
00:36:17,840 --> 00:36:20,560
‫با برگشتن جرمی، ما حالا تیم دومیم.

621
00:36:21,720 --> 00:36:23,400
‫دلم واسه همه‌ی اینا تنگ شده بود.

622
00:36:33,520 --> 00:36:36,480
‫این واقعاً و کاملاً مزخرفه.

623
00:36:37,000 --> 00:36:40,520
‫خب می‌تونم با چشم‌های خودم ببینم که مزخرفه.

624
00:36:40,680 --> 00:36:42,600
‫کمباین چی می‌گه؟

625
00:36:43,040 --> 00:36:46,120
‫۰.۲ تن در هکتار.

626
00:36:46,320 --> 00:36:48,840
‫- یک پنجم تن در هکتار؟
‫- آره.

627
00:36:49,800 --> 00:36:53,640
‫میانگینش شش یا هفته و ما ۰.۲ می‌گیریم.

628
00:36:54,280 --> 00:36:56,440
‫یا خود خدا.

629
00:36:58,080 --> 00:37:02,320
‫حدود یک سال و نیم طول می‌کشه
‫تا کمباین رو پر کنه.

630
00:37:04,200 --> 00:37:05,880
‫بعد از یه عمر،

631
00:37:05,920 --> 00:37:09,200
‫کیلب بالاخره آماده‌ی خالی کردن بار بود.

632
00:37:10,560 --> 00:37:13,960
‫لیسا، کجایی؟ من تا یه دقیقه‌ی دیگه پر می‌شم.

633
00:37:14,240 --> 00:37:16,520
‫عالیه. آره، توی راهم.

634
00:37:23,320 --> 00:37:26,320
‫لیسا، بعد از این ردیف،
‫توی مسیر برگشت بیا پایین، باشه؟

635
00:37:26,320 --> 00:37:27,320
‫دریافت شد.

636
00:37:28,000 --> 00:37:29,760
‫کیلب...

637
00:37:29,920 --> 00:37:33,040
‫خب من مشکلی ندارم،
‫فقط برام سؤاله که چرا لیسا رو

638
00:37:33,040 --> 00:37:34,720
‫واسه این کار انتخاب کردی و منو نکردی؟

639
00:37:34,840 --> 00:37:37,400
‫راستشو بگم چون اون توی این کار از تو بهتره.

640
00:37:37,400 --> 00:37:38,480
‫جدی؟

641
00:37:38,640 --> 00:37:40,480
‫لیسا، بیا بریم روی کانال ۶

642
00:37:40,480 --> 00:37:42,880
‫جرمی هم می‌تونه روی کانال ۵ بمونه.

643
00:37:51,760 --> 00:37:54,240
‫آفرین، لیسا. بازم عالی بود.

644
00:37:54,680 --> 00:37:55,960
‫اوه خدای من.

645
00:37:56,120 --> 00:37:58,040
‫داری شوخی می‌کنی. همه‌اش همین بود؟

646
00:37:58,200 --> 00:38:00,680
‫همه‌اش همین بود. دیوانه‌کننده‌ست.

647
00:38:02,240 --> 00:38:04,800
‫هی، صبر کن، کارمون توی این مزرعه تموم شد؟

648
00:38:04,800 --> 00:38:06,800
‫آره، کار این مزرعه تموم شد، رفیق.

649
00:38:06,920 --> 00:38:09,560
‫پس من کاملاً بی‌مصرف بودم؟

650
00:38:10,000 --> 00:38:13,200
‫اما ازت ممنونم که اومدی،
‫این واسم خیلی ارزش داره.

651
00:38:13,600 --> 00:38:14,600
‫باشه...

652
00:38:16,440 --> 00:38:18,880
‫وقتی رفتیم به مزرعه‌ی بعدی...

653
00:38:24,400 --> 00:38:28,960
‫مردی رسید که حالا می‌تونستم
‫خاطرات پزشکی رو باهاش به اشتراک بذارم.

654
00:38:29,760 --> 00:38:31,360
‫- جرالد.
‫- جرمی!

655
00:38:32,400 --> 00:38:34,360
‫حالت چطوره؟ الان خوبی؟

656
00:38:34,360 --> 00:38:36,120
‫آره، من... اون عمل رو داشتم.

657
00:38:36,320 --> 00:38:37,360
‫آره، عالیه.

658
00:38:37,520 --> 00:38:40,240
‫و الان فقط باید امیدوار باشیم
‫که جواب داده باشه. هنوز معلوم نیست.

659
00:38:40,240 --> 00:38:42,440
‫اما می‌دونی چیه. سوند.

660
00:38:42,920 --> 00:38:44,440
‫اوه خدای من.

661
00:38:44,840 --> 00:38:46,360
‫می‌دونی چیه؟

662
00:38:47,640 --> 00:38:49,680
‫چهار تا پنج سالی می‌شه،

663
00:38:49,880 --> 00:38:52,320
‫دستم رو بردم پایین تا بکشمش بالا.

664
00:38:52,320 --> 00:38:54,680
‫من فقط... مدام می‌گفت
‫«بینگ، بینگ، بینگ»، مگه نه؟

665
00:38:54,680 --> 00:38:56,480
‫پوست رو به کل می‌کشه عقب.

666
00:38:56,480 --> 00:38:57,560
‫اوه خدای من.

667
00:39:04,120 --> 00:39:06,320
‫صادقانه بگم، نه، اون بدترین چیز بود.

668
00:39:06,400 --> 00:39:08,560
‫الان ۷۰ درصد پر شده، لیسا.

669
00:39:08,760 --> 00:39:09,720
‫دریافت شد.

670
00:39:09,720 --> 00:39:11,760
‫قراره توی باسنت آمپول بزنن،

671
00:39:11,760 --> 00:39:13,400
‫و چندتا هم اونجا؟

672
00:39:13,400 --> 00:39:14,880
‫- ها؟
‫- بهت می‌گن.

673
00:39:14,880 --> 00:39:16,040
‫واقعاً؟

674
00:39:20,320 --> 00:39:22,200
‫من بهشون می‌گم نون‌های کراس داغ.

675
00:39:27,640 --> 00:39:28,640
‫آره.

676
00:39:29,200 --> 00:39:30,800
‫لیسا، آماده‌ای؟

677
00:39:31,000 --> 00:39:32,680
‫آره، دارم میام سراغت.

678
00:39:32,800 --> 00:39:35,800
‫به طرز خنده‌داری...

679
00:39:36,000 --> 00:39:37,040
‫صبر کن.

680
00:39:37,240 --> 00:39:39,800
‫اوه، لعنت بهش! اون بازم این کار رو کرد.

681
00:39:45,360 --> 00:39:48,760
‫نقشه‌ی کیلب و لیسا تمام روز ادامه داشت

682
00:39:48,920 --> 00:39:51,560
‫با وجود تمام تلاش‌های من واسه خراب کردنش.

683
00:39:53,600 --> 00:39:57,160
‫من تمام مدت قراره کنار کیلب رانندگی کنم

684
00:39:57,360 --> 00:39:59,240
‫و بعد اون مجبور می‌شه

685
00:39:59,400 --> 00:40:03,240
‫که بذرهاش رو توی تریلر من خالی کنه.

686
00:40:03,440 --> 00:40:06,040
‫اینو می‌خوای چیکار کنی، لیسا؟

687
00:40:12,120 --> 00:40:13,240
‫اوه، صبر کن.

688
00:40:14,840 --> 00:40:15,840
‫شرمنده.

689
00:40:16,520 --> 00:40:18,200
‫جرمی بار می‌خواد!

690
00:40:18,360 --> 00:40:20,400
‫لیسا قراره راهش رو ببنده!

691
00:40:23,120 --> 00:40:24,640
‫لیسا، بی‌خیال.

692
00:40:26,040 --> 00:40:28,120
‫بیخیال، بچه‌ها!

693
00:40:43,800 --> 00:40:45,200
‫صبح روز بعد،

694
00:40:45,200 --> 00:40:47,760
‫به شدت می‌خواستم یکم حمل غلات انجام بدم

695
00:40:47,920 --> 00:40:51,680
‫اما اول از همه، باید
‫یه سر به بیمارستان حیوانات می‌زدم.

696
00:40:53,960 --> 00:40:56,040
‫دوباره دراز کشیدی.

697
00:40:56,240 --> 00:40:58,760
‫البته، سرت بالاست، این خوبه.

698
00:40:59,880 --> 00:41:02,240
‫یالا، می‌تونی با یکم ذات‌الریه مبارزه کنی.

699
00:41:02,240 --> 00:41:03,440
‫من که کردم.

700
00:41:04,480 --> 00:41:05,800
‫اوه، بلند شو.

701
00:41:06,280 --> 00:41:08,160
‫خوبه، خوبه.

702
00:41:10,320 --> 00:41:11,720
‫اندگیم.

703
00:41:13,640 --> 00:41:16,480
‫اوه، ببین. امروز چطوری؟

704
00:41:21,320 --> 00:41:23,480
‫گاو خوب. گاو خوب.

705
00:41:26,040 --> 00:41:28,360
‫خوش‌شانسی که می‌تونی این کار رو بکنی.

706
00:41:29,800 --> 00:41:32,400
‫من نمی‌تونم این کار رو بکنم.
‫حداقل بدون جیغ زدن که نمی‌شه.

707
00:41:34,520 --> 00:41:36,200
‫بازم میام دیدنت.

708
00:41:38,480 --> 00:41:41,240
‫ملاقات تموم شد، رفتم تا به کیلب و لیسا ملحق بشم

709
00:41:41,400 --> 00:41:46,760
‫در حالی که داشتن آخرین مزرعه‌ی
‫سال ۲۰۲۵ رو برداشت می‌کردن.

710
00:41:50,160 --> 00:41:52,200
‫من الان دارم می‌رسم به مزرعه.
‫می‌خوای کجا باشم؟

711
00:41:52,200 --> 00:41:55,160
‫آره، نه، می‌خوام توی ضلع شرقی باشی.

712
00:41:55,240 --> 00:41:58,400
‫آره، ببین، لیسا دوباره توی صف زده جلو.

713
00:42:07,840 --> 00:42:10,200
‫- الو.
‫- الو. خوبی؟

714
00:42:11,080 --> 00:42:13,120
‫پس الان قطعاً درد زایمان داری؟

715
00:42:13,120 --> 00:42:15,160
‫- آره.
‫- بسیار خب.

716
00:42:15,360 --> 00:42:17,040
‫فاصله‌شون چقدره؟

717
00:42:17,040 --> 00:42:19,440
‫هر پنج دقیقه.

718
00:42:19,600 --> 00:42:21,800
‫باید فاصله‌شون چقدر باشه؟

719
00:42:22,360 --> 00:42:24,360
‫آره، بسیار خب. خداحافظ، خداحافظ.

720
00:42:25,280 --> 00:42:26,880
‫تایا درد زایمان داره.

721
00:42:28,080 --> 00:42:29,280
‫داری شوخی می‌کنی.

722
00:42:30,120 --> 00:42:31,400
‫نه.

723
00:42:32,040 --> 00:42:33,560
‫لعنتی، باید بری.

724
00:42:34,080 --> 00:42:37,000
‫نه، هنوز نه. سریع این مزرعه رو تموم می‌کنم.

725
00:42:38,600 --> 00:42:40,040
‫شما هم که شنیدین.

726
00:42:41,600 --> 00:42:43,720
‫یا خدا، رفیق، تبریک می‌گم.

727
00:42:44,360 --> 00:42:48,080
‫باورت می‌شه؟ با وجود اینکه تایا درد زایمان داره
‫اون می‌خواد به برداشت ادامه بده.

728
00:42:48,080 --> 00:42:50,920
‫می‌تونی بگی این بچه‌ی سومه، نه اولی؟

729
00:42:50,920 --> 00:42:54,640
‫می‌تونی بگی اون یه کشاورزه
‫و واسه شورا کار نمی‌کنه؟

730
00:42:55,360 --> 00:42:58,400
‫وسایلش رو جمع کرده؟
‫چطوری می‌ره بیمارستان؟

731
00:42:58,400 --> 00:43:01,240
‫خب، فعلاً فاصله‌ی بین انقباض‌ها پنج دقیقه‌ست.

732
00:43:01,240 --> 00:43:03,440
‫پس یکم وقت داره، واسه همین...

733
00:43:03,440 --> 00:43:04,640
‫کی پیششه؟

734
00:43:06,000 --> 00:43:07,320
‫هیچ‌کس.

735
00:43:09,800 --> 00:43:11,920
‫اون بعضی وقت‌ها شریک زندگیش رو

736
00:43:11,920 --> 00:43:15,120
‫با مثلاً گاوها قاطی می‌کنه.

737
00:43:15,480 --> 00:43:17,120
‫«اوه، گاوها خودشون از پسش برمیان.»

738
00:43:17,120 --> 00:43:21,120
‫آره، چون اونا هوش عاطفی زیادی ندارن

739
00:43:21,960 --> 00:43:24,680
‫و چیزهایی مثل اینو به یاد نمیارن.

740
00:43:25,640 --> 00:43:28,680
‫طبق تجربه‌ی من، خانم‌ها یادشون نمیره.

741
00:43:30,520 --> 00:43:33,920
‫من حساب کردم
‫نیم ساعت دیگه اینو تموم می‌کنم، رفیق.

742
00:43:34,200 --> 00:43:35,960
‫آره، فکر کنم تقریباً همین حدود باشه، آره.

743
00:43:35,960 --> 00:43:37,800
‫می‌دونی بچه‌ات چیه؟

744
00:43:37,800 --> 00:43:39,320
‫آره، یه پسر کوچولو.

745
00:43:39,560 --> 00:43:40,600
‫اسم انتخاب کردی؟

746
00:43:41,080 --> 00:43:42,080
‫آره.

747
00:43:42,640 --> 00:43:44,160
‫اسمش چیه، جرمی؟

748
00:43:44,200 --> 00:43:45,880
‫قطعاً جرمی نیست.

749
00:43:48,640 --> 00:43:50,520
‫درست کمتر از نیم ساعت بعد،

750
00:43:50,600 --> 00:43:54,560
‫پدر آینده داشت آخرین ردیفش رو تموم می‌کرد.

751
00:43:56,080 --> 00:43:57,080
‫تموم شد.

752
00:43:58,680 --> 00:44:00,240
‫یووهوو!

753
00:44:00,760 --> 00:44:03,240
‫برداشت ۲۰۲۵ تکمیل شد!

754
00:44:04,360 --> 00:44:07,200
‫و بیاید دیگه هیچ‌وقت تکرارش نکنیم.

755
00:44:12,840 --> 00:44:14,520
‫حسابی واست آرزوی موفقیت می‌کنم. موفق باشی.

756
00:44:14,520 --> 00:44:16,120
‫- خیلی ممنون.
‫- زود باش.

757
00:44:16,120 --> 00:44:17,520
‫بهتره برگردی.

758
00:44:17,520 --> 00:44:20,560
‫ما سعی می‌کنیم این قسمت رو حذف کنیم
‫که تو این واقعیت رو

759
00:44:20,560 --> 00:44:22,840
‫که زنت درد زایمان داشت نادیده گرفتی.

760
00:44:22,840 --> 00:44:25,840
‫- واست یه عکس می‌فرستم.
‫- سلام منو بهش برسون. آره، بفرست.

761
00:44:25,840 --> 00:44:27,040
‫و یه اسم.

762
00:44:29,360 --> 00:44:33,080
‫خب، امیدواریم بتونیم با یه بچه‌ی جدید
‫با یه پایان خوش تمومش کنیم.

763
00:44:35,320 --> 00:44:38,480
‫توی این چند هفته‌ی گذشته
‫لحظات شاد خیلی زیادی نداشتیم.

764
00:44:38,480 --> 00:44:40,200
‫این ممکنه یکیشون باشه.

765
00:44:51,040 --> 00:44:53,320
‫با وجود اینکه برداشت تموم شده بود،

766
00:44:53,720 --> 00:44:55,600
‫مسلماً نمی‌تونستیم استراحت کنیم،

767
00:44:56,280 --> 00:44:59,280
‫چون باید نتایج رو بررسی می‌کردیم...

768
00:45:01,720 --> 00:45:04,400
‫و کل مزرعه هنوز توی قرنطینه بود

769
00:45:04,480 --> 00:45:08,720
‫در حالی که ما منتظر دومین تست
‫روی گاو مشکوک به سل بودیم.

770
00:45:12,240 --> 00:45:16,120
‫با این حال، لحظه‌ای بود
‫که من بی‌صبرانه منتظرش بودم.

771
00:45:19,680 --> 00:45:22,440
‫چون هانا چند هفته‌ی گذشته رو صرف بررسیِ

772
00:45:22,440 --> 00:45:25,280
‫جمعیت پرندگان دیدلی اسکوات کرده بود

773
00:45:26,920 --> 00:45:29,840
‫و حالا آماده بود تا یافته‌هاش رو درمیون بذاره.

774
00:45:34,040 --> 00:45:35,640
‫یکم آمریکاییه.

775
00:45:36,040 --> 00:45:38,680
‫- این همه‌اش یکم آمریکاییه.
‫- یکم آمریکاییه، نه؟

776
00:45:38,680 --> 00:45:41,560
‫فکر می‌کردم قراره روی زمین بشینیم.

777
00:45:41,560 --> 00:45:43,600
‫- نوش جان.
‫- نه، من واسه این چرت‌وپرت‌ها خیلی پیرم.

778
00:45:43,600 --> 00:45:46,560
‫خب تو بررسی پرنده‌هات رو انجام دادی.

779
00:45:46,720 --> 00:45:48,040
‫انجام دادم. می‌خوای بدونی؟

780
00:45:48,040 --> 00:45:51,280
‫آره! واقعاً مشتاقم که بدونم.

781
00:45:52,000 --> 00:45:56,240
‫بسیار خب. پس این دایره‌های کوچیک
‫همه‌شون گونه‌های آوازه‌خون هستن.

782
00:45:56,320 --> 00:45:58,720
‫پس تو در امتداد تمام این پرچین‌ها
‫راه می‌ری و گوش می‌دی؟

783
00:45:58,720 --> 00:46:01,800
‫و هر بار که صدای گونه‌ای رو
‫می‌شنیدم که آواز می‌خونه،

784
00:46:02,280 --> 00:46:05,240
‫یه یادداشت کوچیک برمی‌داشتم
‫و به راه رفتن ادامه می‌دادم.

785
00:46:05,240 --> 00:46:06,880
‫- چرخ‌ریسک بزرگ، سهره جنگلی.
‫- آره.

786
00:46:06,880 --> 00:46:07,880
‫- توکای سیاه.
‫- آره.

787
00:46:07,880 --> 00:46:10,160
‫- بی‌تی؟ چرخ‌ریسک سرآبی؟ سینه سرخ.
‫- آره.

788
00:46:10,360 --> 00:46:11,480
‫- زردپره لیمویی.
‫- زردپره لیمویی.

789
00:46:11,480 --> 00:46:13,040
‫کبوتر جنگلی، چکاوک آسمانی.

790
00:46:13,040 --> 00:46:14,360
‫به هر حال، نکته اینه که:

791
00:46:14,360 --> 00:46:16,680
‫یه مزرعه‌ی متوسط با پرنده‌های متوسط

792
00:46:16,680 --> 00:46:19,160
‫بین ۲۰ تا ۳۵ گونه پرنده داره.

793
00:46:19,560 --> 00:46:21,440
‫و تو... تادادا!

794
00:46:21,600 --> 00:46:23,120
‫- چهل و پنج گونه؟
‫- آره.

795
00:46:23,120 --> 00:46:25,640
‫- ما ۴۵ پرنده‌ی مختلف داریم؟
‫- آره.

796
00:46:25,960 --> 00:46:26,960
‫جل‌الخالق.

797
00:46:27,080 --> 00:46:28,840
‫اما این حتی بهترین قسمتش هم نیست.

798
00:46:28,840 --> 00:46:31,720
‫- خدایا، بهتر هم می‌شه.
‫- پشت ورق رو نگاه کن.

799
00:46:32,000 --> 00:46:33,000
‫تادادا!

800
00:46:33,600 --> 00:46:37,440
‫این نقشه‌برداری قلمروی کل جمعیت زردپره مزرعه

801
00:46:37,440 --> 00:46:38,920
‫توی مزرعه‌ی توئه، چون من...

802
00:46:38,920 --> 00:46:40,720
‫و قبل از اینکه بیای اینجا هیچ‌وقت
‫صدای یه زردپره مزرعه رو نشنیده بودی؟

803
00:46:40,720 --> 00:46:43,200
‫نه. خب من واسه این پرنده‌ها گریه می‌کردم.

804
00:46:43,200 --> 00:46:47,320
‫این رفقا بین ۸۳ تا ۸۶ درصد
‫از کل جمعیتشون رو از دست دادن.

805
00:46:47,320 --> 00:46:49,840
‫توی ایرلند کاملاً منقرض شدن.

806
00:46:50,040 --> 00:46:52,520
‫بخش‌هایی از این کشور هست
‫که اونا کاملاً ازش رفتن.

807
00:46:52,520 --> 00:46:55,800
‫پس این مکان یه جای کوچیک خیلی خاصه.

808
00:46:56,000 --> 00:46:58,360
‫و داشتنِ بیشتر از ۱۰ زردپره مزرعه

809
00:46:58,520 --> 00:47:01,440
‫یه جورایی توی محدوده‌ی برنده‌شدن جام قرار می‌گیره.

810
00:47:01,640 --> 00:47:03,720
‫و ما یک، دو، سه... ما پنج تا داریم.

811
00:47:03,720 --> 00:47:06,040
‫- نه، شما ۱۹ تا دارین.
‫- ما ۱۹ تا داریم؟

812
00:47:06,120 --> 00:47:08,080
‫شما ۱۹ تا دارین. هوپ!

813
00:47:08,600 --> 00:47:09,560
‫پس این...

814
00:47:09,560 --> 00:47:11,240
‫چیزی که داری می‌گی اینه که

815
00:47:11,240 --> 00:47:14,360
‫این مزرعه جزو چند درصد برتر واسه پرنده‌هاست؟

816
00:47:14,520 --> 00:47:16,920
‫آره، این همون چیزیه که خیلی هیجان‌انگیزه.

817
00:47:17,120 --> 00:47:19,880
‫پس چی کم داریم؟

818
00:47:20,080 --> 00:47:23,120
‫من می‌خوام قبل از اینکه بمیرم
‫پرواز دسته‌جمعی سارها رو ببینم.

819
00:47:23,120 --> 00:47:24,720
‫بسیار خب ببین، من فقط می‌رم و می‌گم سلام، سارها.

820
00:47:24,720 --> 00:47:26,560
‫خب، منظورم رو می‌فهمی.
‫هر کاری از دستمون برمیاد...

821
00:47:26,560 --> 00:47:28,280
‫تا قبل از مردنت چقدر وقت داریم؟

822
00:47:28,280 --> 00:47:29,320
‫نمی‌دونم.

823
00:47:29,600 --> 00:47:31,840
‫خب، بهم خبر بده،
‫چون اون یه برنامه‌ی بلندمدته.

824
00:47:31,840 --> 00:47:34,880
‫- جدی؟
‫- توی بستر مرگت، قسمت آخر برنامه.

825
00:47:34,880 --> 00:47:36,040
‫اوه...

826
00:47:38,600 --> 00:47:40,280
‫اوه، می‌تونم مورد آخر رو بهت نشون بدم؟

827
00:47:40,280 --> 00:47:43,640
‫فکر کردم یه کاری بکنم
‫که توش یه پرنده رو ربط بدم

828
00:47:43,800 --> 00:47:47,560
‫به تو، کیلب، چارلی و لیسا،
‫به دلایلی، دلیل دارم.

829
00:47:47,560 --> 00:47:48,560
‫بفرما.

830
00:47:49,160 --> 00:47:52,120
‫- تمام اینا رو خودت کشیدی؟
‫- می‌دونم، خیلی ضایع هستم.

831
00:47:52,120 --> 00:47:55,680
‫تو رو آخر می‌گم. چارلی
‫خیلی شبیه یه کبک خاکستریه.

832
00:47:55,680 --> 00:47:57,720
‫یه جورایی اون حس‌وحال
‫یه نجیب‌زاده‌ی انگلیسی رو داره.

833
00:47:57,720 --> 00:47:59,560
‫درسته. اون مثل یه سرهنگ می‌ایسته.

834
00:47:59,560 --> 00:48:01,640
‫- آره!
‫- وقتی بی‌حرکته، شبیه یکی از اونا می‌شه.

835
00:48:01,640 --> 00:48:04,480
‫و اون یه صورت کاملاً متقارن و گرد داره

836
00:48:04,480 --> 00:48:05,560
‫- مثل کبک.
‫- آره.

837
00:48:05,560 --> 00:48:07,680
‫کیلب، به خاطر مدل موهاش و اینکه بوره.

838
00:48:07,680 --> 00:48:09,360
‫اون یه جورایی پادشاه قلعه‌ی مزرعه‌ست.

839
00:48:09,360 --> 00:48:12,120
‫فکر می‌کنی کیلب یه زردپره لیموییه؟
‫نمی‌شه فقط بگیم یه زردپره موقرمزه؟

840
00:48:12,120 --> 00:48:14,600
‫آره، قطعاً، می‌تونی عوضش کنی.
‫زردپره موقرمز.

841
00:48:14,600 --> 00:48:16,600
‫لیسا... دلیجه.

842
00:48:16,800 --> 00:48:19,040
‫فوق‌العاده زیبا، به هیچ‌کس باج نمی‌ده.

843
00:48:19,040 --> 00:48:20,720
‫اون مثل یه دلیجه‌ست.

844
00:48:20,760 --> 00:48:23,040
‫- و بعد این یکی.
‫- چکاوک آسمانی.

845
00:48:23,200 --> 00:48:25,280
‫گنجینه‌ی ملی و احمق.

846
00:48:25,400 --> 00:48:27,920
‫می‌تونم صداشون رو همه‌جای مزرعه بشنوم.

847
00:48:27,920 --> 00:48:29,000
‫خیلی پر سروصدا هستن.

848
00:48:29,000 --> 00:48:31,400
‫آره. من از اینکه یه چکاوک آسمانی باشم
‫خیلی خوشم میاد.

849
00:48:31,560 --> 00:48:34,440
‫درباره‌ی بخش «گنجینه‌ی ملی» مطمئن نیستم.

850
00:48:36,160 --> 00:48:38,360
‫- اوه، خب.
‫- به هر حال، بابتش ازت ممنونم، هانا.

851
00:48:38,360 --> 00:48:42,160
‫این واقعاً قلبم رو سرشار از شادی کرد.

852
00:48:42,920 --> 00:48:45,200
‫ممنون که منو توی مزرعه‌ات پذیرفتی.

853
00:48:47,280 --> 00:48:50,240
‫درست به‌موقع. تازه شروع کردن به خوندن.

854
00:48:50,400 --> 00:48:52,880
‫- چی؟ کی؟ چی شد؟
‫- چکاوک‌های آسمانی.

855
00:48:53,240 --> 00:48:54,240
‫دارن صدا می‌زنن.

856
00:48:54,240 --> 00:48:57,040
‫اونا می‌گن: «ازت ممنونیم، جرمی!»

857
00:49:06,480 --> 00:49:11,440
‫متأسفانه، خوشحالیم بابت
‫پرنده‌های دیدلی اسکوات خیلی کوتاه بود

858
00:49:12,160 --> 00:49:15,120
‫چون خیلی زود وقتش رسید که گاو باردارمون

859
00:49:15,280 --> 00:49:17,320
‫دومین تست سلش رو انجام بده...

860
00:49:18,840 --> 00:49:22,440
‫که قرار بود توسط یکی از همکارهای دیلوین انجام بشه،

861
00:49:22,840 --> 00:49:23,920
‫سام.

862
00:49:24,120 --> 00:49:25,640
‫- سلام، جرمی.
‫- سام.

863
00:49:25,640 --> 00:49:27,040
‫دیلوین هنوز نیستش، آره؟

864
00:49:27,040 --> 00:49:28,240
‫دیلوین نیستش.

865
00:49:28,440 --> 00:49:33,200
‫سام با یادآوری محدودیت فعلی سل ما شروع کرد.

866
00:49:33,520 --> 00:49:34,960
‫اگه اون امروز بره،

867
00:49:35,120 --> 00:49:38,080
‫بقیه‌ی گله باید توی یه ماه آینده دوباره تست بشن

868
00:49:38,080 --> 00:49:40,480
‫و بعد احتمالاً دوباره ۶۰ روز بعد.

869
00:49:40,480 --> 00:49:43,240
‫پس مزرعه‌ی شما تا اون زمان تحت محدودیت قرار داره.

870
00:49:43,240 --> 00:49:46,440
‫به نظر من تست یکم بی‌نظمه.

871
00:49:47,040 --> 00:49:48,120
‫به چه دلیل؟

872
00:49:48,120 --> 00:49:50,920
‫- اون موچین‌ها رو همرات داری؟
‫- آره.

873
00:49:50,920 --> 00:49:52,360
‫پس تو یه غده پیدا می‌کنی،

874
00:49:52,840 --> 00:49:54,440
‫کاری که می‌کنی اینه.

875
00:49:54,480 --> 00:49:57,480
‫یه غده روی گردن گاو هست.

876
00:49:57,680 --> 00:50:00,520
‫و تو می‌ری سمتش و فشارش می‌دی، آره؟

877
00:50:00,520 --> 00:50:02,440
‫و بعد بهت می‌گه غده چقدر بزرگه،

878
00:50:02,440 --> 00:50:05,240
‫چون اینجا یه قسمت اندازه‌گیری هست، آره؟

879
00:50:05,240 --> 00:50:08,880
‫اما اگه اونو محکم بکشی پایین یا محکم نکشی،

880
00:50:09,040 --> 00:50:10,680
‫یه عدد متفاوت به دست میاری.

881
00:50:10,680 --> 00:50:13,160
‫و گاو داره این کار رو می‌کنه
‫درحالی که تو سعی می‌کنی انجامش بدی.

882
00:50:13,160 --> 00:50:15,000
‫و بعد تو فقط می‌گی، «خب، اینجا یه...»

883
00:50:15,000 --> 00:50:17,840
‫و فقط کافیه یه میلی‌متر فرق کنه.

884
00:50:17,840 --> 00:50:20,920
‫ما مجبوریم یه گاو رو از دست بدیم،
‫کل مزرعه رو تعطیل کنیم،

885
00:50:20,920 --> 00:50:22,920
‫و اینطوریه که اندازه‌گیری می‌شه.

886
00:50:23,000 --> 00:50:24,800
‫نیاز به تمرین زیادی داره.

887
00:50:25,000 --> 00:50:27,720
‫خب، من هنوزم فکر می‌کنم یکم بی‌نظمه.

888
00:50:28,600 --> 00:50:32,320
‫با این وجود، این همون تستی بود
‫که ما مجبور بودیم انجام بدیم.

889
00:50:32,960 --> 00:50:34,960
‫اون گاو خیلی خیلی قشنگیه.

890
00:50:35,160 --> 00:50:36,800
‫و دوقلو حامله‌ست.

891
00:50:36,800 --> 00:50:38,480
‫چند وقته حاملست؟

892
00:50:38,840 --> 00:50:41,040
‫- کی قراره زایمان کنه؟
‫- پنج ماه.

893
00:50:41,240 --> 00:50:44,040
‫- کی می‌فهمیم؟
‫- حدود یه دقیقه‌ی دیگه.

894
00:50:44,200 --> 00:50:45,760
‫اوه، خدای بزرگ.

895
00:50:49,560 --> 00:50:51,440
‫دختر خوب. دختر خوب.

896
00:51:00,720 --> 00:51:02,600
‫باید به نمودار نگاه کنم.

897
00:51:08,480 --> 00:51:12,320
‫خب من امروز هر دو غده رو دوباره اندازه‌گیری کردم،
‫روی هر دو، بالا و پایین.

898
00:51:12,360 --> 00:51:13,560
‫این مال دفعه‌ی قبله؟

899
00:51:13,560 --> 00:51:16,680
‫آره، دفعه‌ی قبل اینجا ۷ و ۹ هست.
‫7 میلیمتر و 9 میلیمتر.

900
00:51:17,480 --> 00:51:20,000
‫این بار، ۱۱ میلیمتر و ۱۴ میلیمتره.

901
00:51:20,160 --> 00:51:21,840
‫پس من به نمودارم نگاه می‌کنم...

902
00:51:23,960 --> 00:51:25,240
‫اون...

903
00:51:27,760 --> 00:51:29,320
‫بازم آی‌آرـه.

904
00:51:30,520 --> 00:51:31,520
‫چی؟

905
00:51:32,040 --> 00:51:33,400
‫این یعنی چی؟

906
00:51:33,480 --> 00:51:36,520
‫- بازم نامشخص.
‫- شرمنده، بازم نامشخص.

907
00:51:36,520 --> 00:51:38,440
‫- اون توی طویله می‌مونه؟
‫- نه.

908
00:51:38,520 --> 00:51:40,440
‫نه. اون... اون...

909
00:51:40,640 --> 00:51:43,520
‫به این معنیه که اون باید بره،

910
00:51:43,920 --> 00:51:46,840
‫چون عملاً دوبار نامشخص بوده.

911
00:51:47,680 --> 00:51:48,760
‫- آره.
‫- این قطعیه؟

912
00:51:48,760 --> 00:51:50,800
‫آره، اون دوبار نامشخص بوده
‫پس باهاش طوری رفتار می‌شه...

913
00:51:50,800 --> 00:51:53,720
‫پس با وجود اینکه نامشخص بوده
‫باید سلاخی بشه؟

914
00:51:53,720 --> 00:51:56,320
‫آره، امروز باهاش به عنوان
‫یه مورد آلوده رفتار می‌شه.

915
00:51:56,480 --> 00:51:58,560
‫- مشکلی که داری...
‫- این مثل اینه که...

916
00:51:58,560 --> 00:52:01,080
‫من هیچ‌کدوم از این قوانین رو نمی‌فهمم.

917
00:52:01,240 --> 00:52:03,600
‫به نظر من این مثل یه هیئت منصفه‌ی بلاتکلیفه.

918
00:52:03,760 --> 00:52:05,840
‫می‌دونی، شش به شش می‌شن

919
00:52:06,040 --> 00:52:07,240
‫و بعد قاضی می‌گه،

920
00:52:07,240 --> 00:52:10,080
‫«این نامشخصه، پس ما باید اعدامت کنیم.»

921
00:52:10,080 --> 00:52:11,080
‫این...

922
00:52:11,120 --> 00:52:13,240
‫این دقیقاً همون اتفاقیه که اینجا داره میفته.

923
00:52:13,240 --> 00:52:15,400
‫می‌تونم یه سوال ازت بپرسم؟

924
00:52:15,560 --> 00:52:18,640
‫می‌تونیم اونو اینجا نگه داریم
‫تا گوساله‌هاش رو به دنیا بیاره

925
00:52:18,720 --> 00:52:20,440
‫و آیا گوساله‌ها هم سل خواهند داشت؟

926
00:52:20,440 --> 00:52:21,920
‫سوال خوبیه.

927
00:52:21,920 --> 00:52:23,440
‫آره، یکی از دلایلی که پرسیدم
‫چند وقته حاملست این بود...

928
00:52:23,440 --> 00:52:25,120
‫اگه توی ماه آخرش بود،

929
00:52:25,120 --> 00:52:28,160
‫فکر کنم این گزینه رو می‌دادن
‫که اونو واسه زایمان اینجا نگه دارین،

930
00:52:28,160 --> 00:52:30,200
‫اما چون فقط پنج ماهه حاملست،

931
00:52:30,200 --> 00:52:32,880
‫اونو می‌برن واسه سلاخی، آره.

932
00:52:33,200 --> 00:52:34,440
‫اوه، لعنت...

933
00:52:36,000 --> 00:52:39,400
‫- آدم امیدوار می‌شه...
‫- عجب سالی. عجب سالی! واقعاً.

934
00:52:39,440 --> 00:52:41,280
‫یا خود خدا!

935
00:52:42,400 --> 00:52:43,920
‫چرا ملت کشاورزی می‌کنن؟

936
00:52:46,160 --> 00:52:47,160
‫چرا؟

937
00:52:49,960 --> 00:52:52,000
‫بسیار خب. ممنون، سام.

938
00:53:00,880 --> 00:53:05,280
‫صبح روز بعد خودمو آماده کردم
‫واسه یه لحظه‌ی دیگه‌ای که ازش وحشت داشتم،

939
00:53:05,920 --> 00:53:10,560
‫چون چارلی حالا آمار و ارقام
‫برداشت خشکسالی‌زده‌ی ما رو داشت.

940
00:53:11,200 --> 00:53:12,200
‫خب

941
00:53:12,680 --> 00:53:14,760
‫این چیزیه که انتظارش رو داشتیم.

942
00:53:14,760 --> 00:53:17,240
‫- ۳۷،۰۰۰ پوند.
‫- این پیش‌بینی بود.

943
00:53:17,400 --> 00:53:21,640
‫اما این شامل هزینه‌ی
‫اجاره‌ی ربات کشاورز یا ربات مالچ‌پاش

944
00:53:21,640 --> 00:53:23,640
‫یا نصب این سیستم نمی‌شه، نه؟

945
00:53:23,640 --> 00:53:25,360
‫- آره.
‫- اوه، می‌شه؟

946
00:53:25,800 --> 00:53:28,640
‫این مقداری بود که فکر می‌کردیم
‫از کشاورزی به دست میاریم.

947
00:53:28,640 --> 00:53:31,440
‫۳۷،۸۰۰ پوند، فکر می‌کردی می‌شه...

948
00:53:31,600 --> 00:53:32,560
‫آره.

949
00:53:32,560 --> 00:53:34,080
‫که می‌تونست سال خیلی خوبی باشه.

950
00:53:34,080 --> 00:53:35,680
‫اگه ورق بزنی...

951
00:53:39,520 --> 00:53:40,520
‫آره.

952
00:53:40,600 --> 00:53:44,520
‫پس هزینه‌ی کشاورزی امسال ۵،۱۵۲ پوند بوده.

953
00:53:44,680 --> 00:53:46,320
‫این یه مدل گفتنشه.

954
00:53:46,320 --> 00:53:48,200
‫«جرمی، تو ۵،۱۵۲ پوند ضرر کردی.»

955
00:53:48,920 --> 00:53:49,920
‫آره.

956
00:53:51,240 --> 00:53:53,640
‫- و این به آب‌وهوا ربط داره.
‫- آره.

957
00:53:53,640 --> 00:53:57,400
‫پس ما به خاطر خشکسالی ۳۰ درصد کمتر از چیزی
‫که انتظار داشتی گندم برداشت کردیم.

958
00:53:57,400 --> 00:53:59,320
‫ما تقریباً ۴۰ درصد کمتر جو داشتیم،

959
00:53:59,320 --> 00:54:01,960
‫۴۵ درصد دوروم کمتر از چیزی که
‫بودجه‌بندی کرده بودیم.

960
00:54:02,160 --> 00:54:03,400
‫پس محصولات کمتر بودن.

961
00:54:03,400 --> 00:54:06,160
‫خب این لامصب واقعاً ناامیدکننده‌ست، چارلی.

962
00:54:06,160 --> 00:54:07,960
‫- آره.
‫- ناامیدکننده‌ست.

963
00:54:08,080 --> 00:54:10,040
‫آخه سال اول خیلی افسرده‌کننده بود،

964
00:54:10,040 --> 00:54:12,760
‫وقتی که ما ۱۴۴ پوند سود کردیم،

965
00:54:13,400 --> 00:54:16,520
‫اما حالا توی سال ششم هستیم
‫و داریم ۵،۰۰۰ پوند ضرر می‌دیم.

966
00:54:16,560 --> 00:54:17,560
‫آره.

967
00:54:17,560 --> 00:54:18,960
‫و ما امسال این کار رو خیلی عالی انجام دادیم.

968
00:54:18,960 --> 00:54:22,600
‫آره، خب همینجاش واقعاً آزاردهنده‌ست. می‌دونی...

969
00:54:22,720 --> 00:54:25,760
‫می‌دونم. همه‌ی اینا،
‫همه‌ی تکنولوژی‌ای که به کار گرفتیم.

970
00:54:25,760 --> 00:54:28,000
‫دقیقاً. محصولات خیلی خوب کاشته شدن.

971
00:54:28,000 --> 00:54:30,600
‫با بذرکاری دقیق، کودپاشی دقیق،

972
00:54:30,600 --> 00:54:33,400
‫فهمیدن اینکه خاک خوبمون کجاست،
‫خاک بدمون کجاست.

973
00:54:33,400 --> 00:54:35,080
‫تغذیه کاملاً درست بود.

974
00:54:35,200 --> 00:54:38,040
‫منظورم اینه که همه‌چیز عالی بود.

975
00:54:38,240 --> 00:54:41,040
‫- آره.
‫- پس حتی وقتی که همه‌چیز رو...

976
00:54:41,080 --> 00:54:42,320
‫- آره.
‫- درست انجام می‌دی،

977
00:54:42,480 --> 00:54:46,040
‫و بهترین و جدیدترین تکنولوژی‌ها رو به کار می‌گیری،

978
00:54:46,200 --> 00:54:47,880
‫- ۵،۰۰۰ پوند ضرر می‌کنی.
‫- آره.

979
00:54:48,240 --> 00:54:51,920
‫آره، فقط به این دلیل ساده
‫که واسه ۱۵ هفته بارون نمی‌باره.

980
00:54:55,280 --> 00:54:56,320
‫آخه

981
00:54:56,520 --> 00:55:00,440
‫من حالا مجبورم ۷۰،۰۰۰ پوند
‫از پول خودم رو بهت بدم

982
00:55:01,000 --> 00:55:04,000
‫تا پول بذر و کود واسه سال آینده رو بدم...

983
00:55:04,000 --> 00:55:05,000
‫آره.

984
00:55:05,000 --> 00:55:08,760
‫و به هر حال ممکنه آب‌وهوا بیاد
‫و همه‌چیز رو خراب کنه.

985
00:55:08,920 --> 00:55:12,320
‫من دارم ۷۰،۰۰۰ پوند شرط می‌بندم
‫که سال آینده هوا خوب باشه.

986
00:55:12,440 --> 00:55:14,920
‫در واقع به ۷۵ تا نیاز دارم، چون ۵ تا ضرر کردیم.

987
00:55:17,560 --> 00:55:19,160
‫بسیار خب، چارلی، ممنون که

988
00:55:19,240 --> 00:55:21,880
‫با اخبار همیشه شادت اومدی پیشم.

989
00:55:23,320 --> 00:55:24,320
‫همم...

990
00:55:26,160 --> 00:55:30,000
‫در واقع فکر می‌کردم یر به یر می‌شیم.
‫فکر نمی‌کردم ضرر بدیم.

991
00:55:31,720 --> 00:55:32,720
‫خب...

992
00:55:33,200 --> 00:55:34,880
‫نیمه پر لیوان رو ببین:

993
00:55:35,280 --> 00:55:38,600
‫مجبور نیستیم هیچ پولی به ریچل ریوز بدیم.

994
00:55:43,640 --> 00:55:45,920
‫معمولاً، یه برداشت ضعیف

995
00:55:45,920 --> 00:55:48,920
‫به اخبار بد اون سال پایان می‌ده...

996
00:55:50,800 --> 00:55:52,080
‫اما این دفعه نه،

997
00:55:52,080 --> 00:55:55,880
‫چون ما هنوز باید تماشا می‌کردیم
‫که گاو باردار مشکوک به سل‌مون

998
00:55:56,040 --> 00:55:57,680
‫به سمت کشتارگاه می‌ره.

999
00:56:01,520 --> 00:56:05,120
‫- این واسه وقتیه که تازه به دنیا اومده بود!
‫- آره، این واسه وقتیه که تازه به دنیا اومده بود.

1000
00:56:05,120 --> 00:56:09,280
‫اون اولین... اون اولین گاو ماست
‫و یادمه که ازش عکس گرفتم.

1001
00:56:09,280 --> 00:56:10,680
‫- خدایا، خوشگله، مگه نه؟
‫- آره.

1002
00:56:10,680 --> 00:56:11,880
‫اون به‌طرز باشکوهی...

1003
00:56:11,880 --> 00:56:13,960
‫اولین گوساله‌ی دیدلی اسکواته.

1004
00:56:14,800 --> 00:56:17,680
‫- و فکر کنم اسمش رو پاپی گذاشتیم.
‫- درسته.

1005
00:56:22,920 --> 00:56:24,920
‫دختر خوب. آروم. آروم.

1006
00:56:39,680 --> 00:56:41,600
‫نمی‌تونم درکش کنم.

1007
00:56:41,880 --> 00:56:44,280
‫به نظرم سیستم مشکل داره.

1008
00:56:45,760 --> 00:56:48,000
‫زمان کووید، اونا یه واکسن رو در عرض چقدر ساختن؟

1009
00:56:48,000 --> 00:56:50,680
‫۱۲ ماه بعد از اینکه اولین بار شناسایی شد؟

1010
00:56:51,320 --> 00:56:53,400
‫سل گاوی قرن‌هاست که وجود داره

1011
00:56:53,400 --> 00:56:55,480
‫و هنوز هیچ چیزی اختراع نکردن.

1012
00:56:55,480 --> 00:56:57,000
‫من باورم نمی‌شه.

1013
00:56:57,120 --> 00:57:00,480
‫می‌دونی، اگه تو یه دامدار باشی
‫که گوشت یا لبنیات تولید می‌کنی، ۶۵ سالته،

1014
00:57:00,480 --> 00:57:02,360
‫با سل گاوی بزرگ شدی،

1015
00:57:02,360 --> 00:57:04,360
‫اونو می‌گیری و بعد می‌ره و میاد و می‌ره

1016
00:57:04,360 --> 00:57:05,920
‫و تو یه جورایی بهش عادت می‌کنی.

1017
00:57:05,920 --> 00:57:09,160
‫اما من توی این کار تازه‌کارم.
‫من تازه‌کارم، می‌دونید؟

1018
00:57:09,320 --> 00:57:12,200
‫- حس مزخرفیه.
‫- نه، این نیست که حس مزخرفیه.

1019
00:57:12,200 --> 00:57:15,480
‫من واقعاً عصبانی‌ام، چون من اینو قبول نمی‌کنم.

1020
00:57:15,960 --> 00:57:18,840
‫من قبول ندارم که تست گرفتن کار منطقی‌ایه

1021
00:57:19,280 --> 00:57:22,880
‫و من باور ندارم که این کشتار راه‌حلش باشه.

1022
00:57:22,960 --> 00:57:26,680
‫و من باور نمی‌کنم که علم نتونه بفهمه

1023
00:57:26,840 --> 00:57:28,520
‫چطوری گاوها رو واکسینه کنه.

1024
00:57:28,720 --> 00:57:30,320
‫- من هیچ‌کدوم از اینا رو باور نمی‌کنم.
‫- مسلماً همچنین...

1025
00:57:30,320 --> 00:57:32,080
‫- چون من تازه‌کارم...
‫- آره، آره.

1026
00:57:32,080 --> 00:57:35,560
‫می‌دونی، همه، تو،
‫حتی تو با این سنت، و تو،

1027
00:57:35,560 --> 00:57:38,040
‫و هر دامداری که باهاش حرف زدم می‌گه،

1028
00:57:38,040 --> 00:57:40,760
‫«خب، می‌دونی، این فقط یکی از اون
‫واقعیت‌های زندگی کشاورزیه.»

1029
00:57:40,760 --> 00:57:44,320
‫و من به عنوان یه تازه‌کار اینجا ایستادم
‫و می‌گم، «چطوری ممکنه؟»

1030
00:57:44,320 --> 00:57:45,520
‫چطوری ممکنه؟

1031
00:57:52,240 --> 00:57:56,000
‫دردسرهای آغل قرنطینه هنوز تموم نشده بود،

1032
00:57:56,480 --> 00:57:58,560
‫چون با وجود تمام داروها،

1033
00:57:58,560 --> 00:58:01,560
‫گوساله‌ی بیمار ما بهتر نمی‌شد.

1034
00:58:02,840 --> 00:58:06,120
‫و این یعنی مجبور شدیم
‫به یه دامپزشک دیگه زنگ بزنیم،

1035
00:58:06,280 --> 00:58:07,320
‫شارلوت.

1036
00:58:08,440 --> 00:58:10,560
‫امروز حالش خیلی خوب نیست.

1037
00:58:11,440 --> 00:58:14,680
‫همین الان می‌تونی ببینی،
‫گوش‌هاش پایینه و تنفسش تند شده

1038
00:58:14,680 --> 00:58:16,280
‫و سرفه می‌کرده و...

1039
00:58:16,280 --> 00:58:18,560
‫پس فکر می‌کنی با یه بیماری به دنیا اومده؟

1040
00:58:18,560 --> 00:58:21,200
‫چون ما همه‌چیز رو امتحان کردیم
‫و هر کاری از دستمون برمیومد انجام دادیم.

1041
00:58:21,200 --> 00:58:24,400
‫به نظر می‌رسه که یه مقدار
‫نقص در انتقال ایمنی غیرفعال داشته،

1042
00:58:24,400 --> 00:58:25,960
‫که اساساً به این معنیه که...

1043
00:58:25,960 --> 00:58:28,480
‫انسان‌ها تمام پروتئینشون و

1044
00:58:28,640 --> 00:58:31,720
‫آنتی‌بادی‌هایی که سیستم ایمنی رو می‌سازه،
‫از زهدان مادر می‌گیرن،

1045
00:58:31,720 --> 00:58:35,760
‫در حالی که توی گاوها اونو فقط از طریق
‫آغوز که همون شیر اوله می‌گیرن.

1046
00:58:35,760 --> 00:58:38,000
‫پس فکر می‌کنم شروع نسبتاً سختی داشته.

1047
00:58:38,000 --> 00:58:40,680
‫پس بقیه‌ی گوساله‌ها تمام آغوزش رو خوردن؟

1048
00:58:40,680 --> 00:58:41,960
‫- آره.
‫- تا وقتی که اون یاد گرفت

1049
00:58:41,960 --> 00:58:43,880
‫یا اون‌قدر قوی شد که بره بالا،

1050
00:58:43,880 --> 00:58:45,680
‫- دیگه چیزی نمونده بود.
‫- کاملاً از دستش داد.

1051
00:58:45,680 --> 00:58:47,320
‫- لعنتی.
‫- پس این یعنی

1052
00:58:47,320 --> 00:58:48,520
‫که در معرض هر ویروسی که قرار بگیره،

1053
00:58:48,520 --> 00:58:50,560
‫هیچ نوع ایمنی در برابرش ایجاد نمی‌کنه.

1054
00:58:50,560 --> 00:58:53,960
‫با وجود اینکه هر کاری می‌تونستیم
‫با آنتی‌بیوتیک و مسکن براش کردیم،

1055
00:58:53,960 --> 00:58:55,280
‫اون نمی‌تونه باهاش بجنگه.

1056
00:58:55,280 --> 00:58:56,960
‫پس حالا باید چیکار کنیم؟

1057
00:58:57,360 --> 00:58:59,760
‫راستش، فکر کنم باید مهربون باشیم

1058
00:58:59,840 --> 00:59:03,160
‫و اونو از درد و رنجش خلاص کنیم
‫و تصمیم بگیریم که مرگ راحتی بهش بدیم.

1059
00:59:04,240 --> 00:59:05,600
‫واقعاً متأسفم.

1060
00:59:06,160 --> 00:59:08,880
‫روند این مرگ راحت که میگی چطوریه؟

1061
00:59:08,880 --> 00:59:11,480
‫در واقع با تزریق بیش از حد یه داروی آرام‌بخشه،

1062
00:59:11,480 --> 00:59:15,400
‫پس تنفس و ضربان قلبش رو کند می‌کنه
‫و در نهایت متوقف می‌شه.

1063
00:59:15,400 --> 00:59:17,600
‫اما مادرش قراره چه واکنشی نشون بده؟

1064
00:59:17,600 --> 00:59:18,600
‫بستگی داره.

1065
00:59:18,640 --> 00:59:20,480
‫بعضی‌ها فکر می‌کنن براشون خوبه

1066
00:59:20,480 --> 00:59:23,000
‫که رفتنشون رو ببینن تا بفهمن
‫که دیگه کار از کار گذشته.

1067
00:59:25,600 --> 00:59:27,080
‫بیا، عزیزم.

1068
00:59:27,080 --> 00:59:28,320
‫سلام، عشقم.

1069
00:59:29,120 --> 00:59:30,120
‫دختر خوب.

1070
00:59:30,960 --> 00:59:32,880
‫دختر خوب. همینه.

1071
00:59:33,080 --> 00:59:35,680
‫اشکالی نداره. چیزی نیست. حالت خوبه.

1072
00:59:35,760 --> 00:59:37,200
‫بیچاره.

1073
00:59:38,560 --> 00:59:40,960
‫یالا، عشقم. می‌دونم. همینه.

1074
00:59:41,360 --> 00:59:43,080
‫- دختر خوب.
‫- سرش رو چطوری نگه دارم؟

1075
00:59:43,080 --> 00:59:46,400
‫این‌طوری عالیه. من گوشش رو می‌دم کنار.

1076
00:59:48,120 --> 00:59:49,240
‫آماده‌ای؟

1077
00:59:49,320 --> 00:59:51,120
‫خب، آره...

1078
00:59:52,640 --> 00:59:54,160
‫اوه، عزیزم.

1079
00:59:54,320 --> 00:59:57,400
‫بسیار خب. عجب دختر خوبی.

1080
00:59:57,600 --> 00:59:59,200
‫می‌چرخونمش اون سمتی

1081
00:59:59,200 --> 01:00:01,960
‫تا بتونیم بریم سراغ اون یکی رگش.

1082
01:00:07,360 --> 01:00:08,360
‫دختر خوب.

1083
01:00:11,000 --> 01:00:12,120
‫مُرد.

1084
01:00:12,280 --> 01:00:13,880
‫- تموم کرد؟
‫- آره.

1085
01:00:15,520 --> 01:00:16,720
‫آفرین، مامان.

1086
01:00:18,840 --> 01:00:21,160
‫خسته نباشید، بچه‌ها. این کار هیچ‌وقت آسون نیست.

1087
01:00:22,200 --> 01:00:23,360
‫- ممنون، شارلوت.
‫- خواهش می‌کنم.

1088
01:00:23,360 --> 01:00:25,040
‫- ممنون.
‫- مراقب خودتون باشین.

1089
01:00:43,440 --> 01:00:47,440
‫با وجود اینکه احساس می‌کردیم
‫هیچ چیزی نداریم که بابتش جشن بگیریم،

1090
01:00:47,600 --> 01:00:51,560
‫گروه دیدلی اسکوات توی یه مزرعه
‫به اسم «بیگ کوایت» دور هم جمع شدن

1091
01:00:53,320 --> 01:00:56,200
‫واسه پیک‌نیک سنتی پایان سالمون.

1092
01:00:58,880 --> 01:01:03,680
‫این بار ناهار پیتزاهای تمام‌انگلیسی بود
‫که حالا توی کافه درست می‌کردیم.

1093
01:01:04,480 --> 01:01:06,440
‫بفرمایید، یکم پیتزا بخور، جرالد.

1094
01:01:06,440 --> 01:01:08,440
‫کی بازم کوفته‌ می‌خواد؟

1095
01:01:08,640 --> 01:01:10,720
‫و بعد از اینکه خوردن رو تموم کردیم،

1096
01:01:10,840 --> 01:01:14,560
‫شروع کردیم به صحبت کردن درباره‌ی «سال وحشتناک»مون.

1097
01:01:15,760 --> 01:01:19,280
‫پس ما سال رو شروع کردیم
‫و من بیماری قلبی عروقی داشتم.

1098
01:01:19,400 --> 01:01:21,640
‫و با سرطانم تمومش کردیم.

1099
01:01:22,160 --> 01:01:25,040
‫و بعد، این وسط، ریچل ریوز رو داشتیم.

1100
01:01:25,720 --> 01:01:28,480
‫و بعد خشکسالی داشتیم،

1101
01:01:29,320 --> 01:01:30,560
‫محصولات ناامیدکننده.

1102
01:01:31,920 --> 01:01:34,080
‫و حالا سل داریم.

1103
01:01:34,640 --> 01:01:37,840
‫خب من نتیجه‌ی تست سل رو نمی‌دونم.

1104
01:01:38,040 --> 01:01:39,680
‫پس نتیجه چیه؟

1105
01:01:39,680 --> 01:01:41,360
‫همونی که گوساله‌ی دوقلو داشت؟

1106
01:01:41,400 --> 01:01:43,320
‫- اونی که دوقلو داشت.
‫- اوه نه.

1107
01:01:43,440 --> 01:01:46,840
‫شما... صادقانه بگم، همه‌چیز، جرالد، کل سال.

1108
01:01:47,040 --> 01:01:50,880
‫می‌دونی این اولین سالیه
‫که ما عملاً توی مزرعه ضرر دادیم؟

1109
01:01:50,880 --> 01:01:52,920
‫- جدی؟
‫- آره.

1110
01:01:53,120 --> 01:01:55,520
‫اما می‌تونیم تا هر چقدر که دلمون می‌خواد

1111
01:01:57,200 --> 01:02:00,480
‫روی تمام اتفاقات بدی که
‫توی مزرعه افتاده تمرکز کنیم،

1112
01:02:00,480 --> 01:02:02,400
‫فکر کنم احتمالاً حالا بهتر باشه،

1113
01:02:02,400 --> 01:02:03,960
‫در پایان یه سال دیگه،

1114
01:02:03,960 --> 01:02:07,600
‫روی چیزهای خوبی که اتفاق افتادن تمرکز کنیم.

1115
01:02:15,040 --> 01:02:16,000
‫توله‌سگ‌ها.

1116
01:02:16,000 --> 01:02:17,480
‫- توله‌سگ‌ها خوب بودن.
‫- آره.

1117
01:02:17,480 --> 01:02:19,600
‫- اون کلی توله‌سگ آورد.
‫- کارش عالی بود.

1118
01:02:19,600 --> 01:02:21,720
‫- کارش بی‌نظیر بود.
‫- کیلب بچه‌دار شد.

1119
01:02:21,720 --> 01:02:22,760
‫یه بچه‌ی دیگه.

1120
01:02:23,040 --> 01:02:24,040
‫این خوبه؟

1121
01:02:24,040 --> 01:02:25,040
‫شاید!

1122
01:02:25,160 --> 01:02:28,040
‫من می‌خوام گوسفندهای ایزی‌کر رو هم
‫به این لیست اضافه کنم.

1123
01:02:28,200 --> 01:02:30,080
‫اون یه مورد خوب بود... آره، نه.

1124
01:02:30,120 --> 01:02:31,280
‫تو حتی چندتاشون رو خریدی.

1125
01:02:31,280 --> 01:02:33,040
‫- تو، با وجود اینکه گفتی...
‫- ۳۰ تا خریدم.

1126
01:02:33,040 --> 01:02:35,440
‫- «اوه، گوسفندهای لعنتی، از گوسفند متنفرم.»
‫- نه، من از گوسفند متنفرم،

1127
01:02:35,440 --> 01:02:37,920
‫فکر می‌کنم اونا خیلی مزخرفن،
‫اما گوسفندهای ایزی‌کر شگفت‌انگیزن.

1128
01:02:37,920 --> 01:02:39,200
‫- آره.
‫- بره‌های ایزی‌کر...

1129
01:02:39,200 --> 01:02:41,320
‫- اونا عالین.
‫- آره، واقعاً خوبن.

1130
01:02:41,320 --> 01:02:43,080
‫نه، نه، اون خوب بود.

1131
01:02:43,520 --> 01:02:46,840
‫نقشه‌برداری زیرزمینی:
‫فکر می‌کنیم واقعاً مفیده.

1132
01:02:46,840 --> 01:02:48,960
‫و اگه سالی رو داشته باشیم
‫که هم بارون بباره و هم آفتاب باشه

1133
01:02:48,960 --> 01:02:50,720
‫به جای اینکه فقط یکیشون رو داشته باشیم،

1134
01:02:50,720 --> 01:02:53,440
‫می‌تونیم به نتایج معنی‌داری برسیم.

1135
01:02:53,440 --> 01:02:54,800
‫پس اونم خوب بود.

1136
01:02:54,880 --> 01:02:56,480
‫ربات کشاورز خوب بود.

1137
01:02:56,680 --> 01:02:58,600
‫- جدی؟
‫- آره. می‌دونم که ازش خوشت نیومد.

1138
01:02:58,600 --> 01:03:00,120
‫- من طرفدارشم.
‫- آره.

1139
01:03:00,200 --> 01:03:02,480
‫پس اینم از این،
‫داریم چیزهای خوب زیادی پیدا می‌کنیم.

1140
01:03:02,480 --> 01:03:04,160
‫چیز دیگه‌ای هم هست؟

1141
01:03:04,600 --> 01:03:06,040
‫کِی متوجه می‌شیم؟

1142
01:03:06,200 --> 01:03:08,120
‫- چی رو؟
‫- که آیا درمان جواب داده یا نه.

1143
01:03:08,120 --> 01:03:09,480
‫نمی‌دونم، امروز آزمایش خون دارم.

1144
01:03:09,480 --> 01:03:11,960
‫یه آزمایش خون می‌گیرن و بعدش متوجه می‌شیم.

1145
01:03:11,960 --> 01:03:13,680
‫تا چند هفته‌ی دیگه معلوم نمی‌شه.

1146
01:03:16,400 --> 01:03:18,640
‫یالا، شاد باشید. احتمالاً جواب داده.

1147
01:03:18,640 --> 01:03:20,440
‫به من زل نزن!

1148
01:03:22,000 --> 01:03:24,200
‫وقتی تو نبودی من حالم خیلی بد بود.

1149
01:03:24,200 --> 01:03:26,320
‫نه، فقط فکر می‌کردم،
‫«فاکتورم رو باید کجا بفرستم؟»

1150
01:03:26,320 --> 01:03:27,720
‫دقیقاً.

1151
01:03:39,480 --> 01:03:40,480
‫الو؟

1152
01:03:42,600 --> 01:03:44,400
‫نه، حتی خاموش هم نمی‌شه.

1153
01:03:44,400 --> 01:03:45,920
‫حتی خاموش هم نمی‌شه!

1154
01:03:45,920 --> 01:03:47,880
‫چطوری می‌شه گذاشتش روی سایلنت، جرالد؟

1155
01:03:47,880 --> 01:03:50,600
‫حتی خاموش هم نمی‌شه.

1156
01:03:50,800 --> 01:03:53,240
‫بهتره کار رو تموم کنیم.

1157
01:03:54,880 --> 01:03:56,360
‫تکنولوژی.

1158
01:03:56,520 --> 01:03:58,680
‫گندت بزنن.

1159
01:04:05,320 --> 01:04:06,800
‫باید صادق باشم،

1160
01:04:06,800 --> 01:04:09,760
‫ما اینجا برنامه‌ رو تموم کردیم،

1161
01:04:12,440 --> 01:04:16,200
‫اما صبح روز بعد،
‫تمام تیم فیلمبرداری رو برگردوندیم

1162
01:04:16,280 --> 01:04:18,800
‫چون چارلی گفت که یه خبرهایی داره.

1163
01:04:21,880 --> 01:04:23,320
‫یه نامه به دستم رسیده.

1164
01:04:26,960 --> 01:04:28,680
‫کالبدشکافی روی گاو.

1165
01:04:28,800 --> 01:04:29,800
‫آره.

1166
01:04:31,720 --> 01:04:33,400
‫باید دنبال چی بگردم؟

1167
01:04:33,560 --> 01:04:35,240
‫اونجا یه کادر کوچیک هست.

1168
01:04:35,400 --> 01:04:37,480
‫سه تا کلمه هست. دقیقاً.

1169
01:04:38,880 --> 01:04:40,560
‫«هیچ ضایعه‌ی قابل مشاهده‌ای نیست.»

1170
01:04:40,600 --> 01:04:42,720
‫آره. پس...

1171
01:04:42,920 --> 01:04:44,600
‫پس سل نداشته.

1172
01:04:45,080 --> 01:04:49,000
‫بعدش با دامپزشک صحبت کردم، کسی که واسه
‫آژانس سلامت حیوانات و گیاهان کار می‌کنه،

1173
01:04:49,160 --> 01:04:50,240
‫همون وزارت محیط زیست.

1174
01:04:50,240 --> 01:04:52,960
‫و اون گفت، «آره، ما نمونه‌برداری کردیم،

1175
01:04:53,000 --> 01:04:56,320
‫اما هیچ چیزی به طور قطعی نشون نداد
‫که اون سل داشته.»

1176
01:04:57,720 --> 01:05:00,800
‫پس اونا گاو باردار منو بی‌دلیل کشتن.

1177
01:05:02,520 --> 01:05:04,200
‫خب من اینو از کشاورزها شنیده بودم.

1178
01:05:04,200 --> 01:05:07,280
‫اونا همه‌شون... خب، نه همه،
‫اما خیلی‌هاشون گفتن.

1179
01:05:07,280 --> 01:05:09,760
‫«گاوهایی هستن که کشته می‌شن
‫درحالی که سل ندارن،»

1180
01:05:09,760 --> 01:05:11,480
‫و این اتفاق واسه ما افتاد.

1181
01:05:14,560 --> 01:05:18,160
‫شنیدی که میگن «خونم به جوش اومده»؟
‫من الان همینطورم.

1182
01:05:20,960 --> 01:05:22,920
‫فقط، می‌دونی...

1183
01:05:23,120 --> 01:05:25,800
‫امروز احساس می‌کنیم که همه‌چیز هدر رفته، نه؟

1184
01:05:26,960 --> 01:05:28,560
‫- اما...
‫- آیا این به این معنیه...

1185
01:05:28,560 --> 01:05:32,400
‫خب، این به این معنیه که
‫هیچ سلی توی مزرعه نیست، پس ما آزادیم.

1186
01:05:32,560 --> 01:05:35,680
‫نه. هنوز تعطیل هستیم...

1187
01:05:36,040 --> 01:05:39,400
‫هنوز توی فرآیندش هستیم،
‫هنوز توی پروسه‌اش هستیم.

1188
01:05:39,400 --> 01:05:42,040
‫اونا گاو منو کشتن، گاو باردار منو،

1189
01:05:43,120 --> 01:05:46,280
‫اونا توی گاو باردار رو نگاه کردن،
‫دیدن که سل نداره،

1190
01:05:46,280 --> 01:05:48,680
‫پس به جای اینکه بهمون نامه بنویسن که بگن،
‫«بسیار خب، شما آزادین که به کارتون ادامه بدین،»

1191
01:05:48,680 --> 01:05:50,960
‫حالا دارن می‌گن که نمی‌تونیم... هنوز...

1192
01:05:50,960 --> 01:05:51,920
‫- ما باید...
‫- توی قرنطینه‌ایم.

1193
01:05:51,920 --> 01:05:54,840
‫آره، طی ۶۰ روز آینده، یه تست دیگه داریم.

1194
01:05:56,080 --> 01:05:58,120
‫- و اون...
‫- کی وزارت محیط زیست رو اداره می‌کنه؟

1195
01:05:58,120 --> 01:06:00,040
‫مشکلشون چیه؟

1196
01:06:08,520 --> 01:06:09,520
‫خب...

1197
01:06:11,520 --> 01:06:13,200
‫اوضاع از این بدتر نمی‌شه.

1198
01:06:15,680 --> 01:06:18,680
‫[چهار روز بعد]

1199
01:06:24,640 --> 01:06:28,840
‫پس ما فصل ۵ رو در حالی شروع کردیم
‫که من روی تخت بیمارستان بودم،

1200
01:06:29,440 --> 01:06:31,880
‫و حالا در پایان فصل ۵ هستیم

1201
01:06:31,880 --> 01:06:33,840
‫و من دوباره روی تخت بیمارستانم.

1202
01:06:34,440 --> 01:06:37,840
‫بعضی از درمان‌ها یکم...
‫بهتره بگیم اشتباه پیش رفتن.

1203
01:06:37,840 --> 01:06:41,160
‫پس قراره یه مدت اینجا باشم.

1204
01:06:43,120 --> 01:06:45,200
‫ناشتا هستی؟
‫اوه هستی، می‌تونم علامتش رو ببینم.

1205
01:06:45,200 --> 01:06:46,400
‫من ناشتام، آره.

1206
01:06:46,400 --> 01:06:48,000
‫نمی‌دونم قراره چه اتفاقی بیفته.

1207
01:06:48,000 --> 01:06:51,000
‫اما ببینید، چیزی که می‌خواستم بگم این بود که...

1208
01:06:51,160 --> 01:06:53,080
‫اگه همه‌چیز با موفقیت پیش بره،

1209
01:06:53,080 --> 01:06:55,840
‫واسه فصل ۶ می‌بینمتون.

1210
01:06:56,000 --> 01:06:58,240
‫و اگه نه، که نمی‌بینمتون.

1211
01:07:02,160 --> 01:07:03,680
‫همگی مراقب خودتون باشین.

1212
01:07:05,000 --> 01:07:10,000
« زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in»

1213
01:07:12,000 --> 01:07:15,080
‫[افرادی که در این فصل تماشا کردید...]

1214
01:08:38,680 --> 01:08:45,280
‫[در مزرعه کلارکسون]

1215
01:08:48,480 --> 01:08:54,120
‫[و... سلام کنید به...]

1216
01:08:54,160 --> 01:08:59,800
‫[اشتون]

