﻿1
00:00:00,020 --> 00:00:03,760
‫- یه جاسوس تو مدرسه‌مونه؟
‫- من با بی‌نام‌ها نیستم. دارن برام پاپوش درست می‌کنن.

2
00:00:04,100 --> 00:00:06,220
‫پدرم یه مکالمه‌ی ساختگی راه انداخت که رد گم کنه.

3
00:00:06,220 --> 00:00:08,700
‫نمی‌خوان ما با هم کار کنیم.
‫از چیزی که قراره پیدا کنیم می‌ترسن.

4
00:00:08,700 --> 00:00:11,340
‫مادربزرگ، درباره‌ی والدین واقعیم چی می‌دونی؟

5
00:00:11,340 --> 00:00:12,700
‫هیچی نمی‌دونم.

6
00:00:12,700 --> 00:00:13,860
‫فکر می‌کنی بهت دروغ گفته؟

7
00:00:13,860 --> 00:00:16,220
‫همه‌تون سه روز می‌رید خونه.

8
00:00:16,220 --> 00:00:18,900
‫لاکت داره هر کاری می‌کنه که نفهمم اسمشون چیه.

9
00:00:18,900 --> 00:00:20,980
‫پیداش کردم.

10
00:00:23,460 --> 00:00:24,940
‫کجا داری منو می‌بری، ایوری؟

11
00:00:24,940 --> 00:00:26,060
‫بهتره سریع تموم شه.

12
00:00:26,060 --> 00:00:29,020
‫اولین گروه سرویس‌های کروکزیت آماده‌ست...

13
00:00:29,020 --> 00:00:31,300
‫بیرون منتظرن که همین الان تو رو با خودشون ببرن.

14
00:00:31,300 --> 00:00:33,500
‫سه روز بی‌دغدغه، دور از قیافه‌ت.

15
00:00:33,500 --> 00:00:35,420
‫بهم اعتماد کن، واسه فرار لحظه‌شماری می‌کنم.

16
00:00:35,420 --> 00:00:37,060
‫ولی قبلش باید اینو ببینی.

17
00:00:39,860 --> 00:00:41,740
‫این چیزیه که دارن قایمش می‌کنن.

18
00:00:41,740 --> 00:00:43,060
‫ولاسکز و بابات.

19
00:00:47,180 --> 00:00:48,940
‫والدینم.

20
00:00:48,940 --> 00:00:51,620
‫اینم مدرک اینکه همه‌ چی یه سرپوش‌گذاری بزرگه.

21
00:00:51,620 --> 00:00:54,820
‫می‌خوام از کروکزیت استفاده کنم
‫تا بالاخره حقیقت رو از زبون بابام بشنوم.

22
00:00:54,820 --> 00:00:56,820
‫آره، موفق باشی.

23
00:00:56,820 --> 00:00:59,300
‫اینجا حقیقت هیچ ارزشی نداره.

24
00:01:00,420 --> 00:01:02,500
‫ولی من از زبون مادربزرگم حقیقت رو می‌گیرم.

25
00:01:02,500 --> 00:01:06,540
‫همون مادربزرگی که درباره اون سکه
‫و والدینت بهت دروغ گفت؟

26
00:01:06,540 --> 00:01:08,820
‫جرأت نداره تو روم دروغ بگه.

27
00:01:08,820 --> 00:01:10,140
‫ولی بابات...

28
00:01:12,540 --> 00:01:14,940
‫اینجا خالی میشه.

29
00:01:14,940 --> 00:01:16,340
‫اونوقت قشنگ گیرش می‌ندازم.

30
00:01:17,900 --> 00:01:19,400
‫دیگه جایی واسه قایم شدن نداره.

31
00:01:21,420 --> 00:01:22,940
‫آخرین فراخوان برای کلک‌بازها.

32
00:01:22,940 --> 00:01:24,420
‫ماشین‌هاتون منتظره.

33
00:01:24,420 --> 00:01:26,260
‫بجنب.

34
00:01:26,260 --> 00:01:30,020
‫همه دارن میرن خونه.
‫اگه الان برم، کسی شک نمی‌کنه.

35
00:01:30,020 --> 00:01:32,020
‫هنوز نمی‌تونی بری.

36
00:01:32,020 --> 00:01:33,420
‫همه نگاه‌ها رو آمیراست.

37
00:01:33,420 --> 00:01:36,140
‫کسی به من شک نداره، ولی هر چی بیشتر بمونم...

38
00:01:36,140 --> 00:01:39,460
‫مأموریتت تموم نشده.
‫هنوز یه تیکه از پازل باقی مونده.

39
00:01:39,460 --> 00:01:43,220
‫یه درخواست ویژه از طرف کامیلیون.

40
00:01:43,220 --> 00:01:45,660
‫هر چی بگی.

41
00:01:45,660 --> 00:01:48,220
‫آزمون‌های اصلی در راهه.
‫اونا خیلی سخت‌گیرن که

42
00:01:48,220 --> 00:01:50,300
‫کی رو وارد کروک‌هیون کنن.

43
00:01:50,300 --> 00:01:53,140
‫واسه همین اون به هویت و
‫یه کارت بیومتریک نیاز داره.

44
00:01:53,140 --> 00:01:56,700
‫اگه موفق بشم چی؟ می‌تونم برگردم خونه؟

45
00:01:56,700 --> 00:01:59,900
‫کامیلیون رو بفرست تو کروک‌هیون،
‫اون‌وقت اونم تو رو میاره بیرون.

46
00:02:06,820 --> 00:02:08,220
‫گابریل!

47
00:02:08,220 --> 00:02:10,060
‫سرویس داره میره.

48
00:02:10,060 --> 00:02:13,540
‫این آخرین فرصتته که از جزیره بری بیرون.

49
00:02:13,540 --> 00:02:17,340
‫آمیرا. انگار داری در جهت مخالف میری.

50
00:02:17,340 --> 00:02:19,220
‫نه، در واقع تصمیم گرفتم بمونم.

51
00:02:19,220 --> 00:02:21,260
‫دلیل خاصی داره؟

52
00:02:21,260 --> 00:02:23,380
‫آره. می‌خوام ثابت کنم کی برام پاپوش درست کرده...

53
00:02:23,380 --> 00:02:24,900
‫واسه همین باید گابریل رو پیدا کنم.

54
00:02:24,900 --> 00:02:26,220
‫برات پاپوش درست کردن؟

55
00:02:26,220 --> 00:02:27,780
‫آره، معلومه که درست کردن.

56
00:02:27,780 --> 00:02:30,140
‫فرض می‌کنم مدرک خیلی محکمی داری.

57
00:02:30,140 --> 00:02:33,300
‫- دارم روش کار می‌کنم.
‫- خوبه. خوبه.

58
00:02:33,300 --> 00:02:35,220
‫کروکزیت خوبی داشته باشی.

59
00:02:39,660 --> 00:02:42,100
‫هورا!

60
00:02:42,100 --> 00:02:46,020
‫- دوباره کنار هم.
‫- عجب حس خوبی داره.

61
00:02:46,020 --> 00:02:48,540
‫گببستر! گوشیتو بده من رفیق.

62
00:02:48,540 --> 00:02:52,420
‫- شماره‌هامونو رد و بدل کنیم.
‫- خب، یادت رفته که من ندارم؟

63
00:02:52,420 --> 00:02:54,060
‫آخه اصلاً چطوری سر می‌کنی؟

64
00:02:54,060 --> 00:02:56,980
‫اگه تو کروکزیت بخوایم بهت زنگ بزنیم چی؟

65
00:02:56,980 --> 00:02:59,420
‫چرا باید بخواید؟
‫فکر کردم کل هدف کروکزیت اینه که

66
00:02:59,420 --> 00:03:01,500
‫بتونیم از دست همدیگه راحت بشیم.

67
00:03:01,500 --> 00:03:03,620
‫خب، بعضی‌هامون به اون خوش‌شانسی نیستیم.

68
00:03:03,620 --> 00:03:06,060
‫من گیر اون دوقلوهای احمق افتادم.

69
00:03:06,060 --> 00:03:07,460
‫بیا.

70
00:03:07,460 --> 00:03:09,420
‫دستت رو بده به من.

71
00:03:10,740 --> 00:03:12,620
‫شماره‌تو بده بهش.

72
00:03:12,620 --> 00:03:15,900
‫اگه ذره‌ای رحم تو وجودت هست، یه زنگ بزن.

73
00:03:15,900 --> 00:03:17,580
‫احتمالاً نیاز میشه نجاتم بدی.

74
00:03:17,580 --> 00:03:18,820
‫یا یه وکیل جور کنی.

75
00:03:19,940 --> 00:03:23,940
‫قبل از اینکه برید، یه هشدار دوستانه.

76
00:03:23,940 --> 00:03:28,260
‫مریت‌ها باید همیشه داستان پوششی‌شون رو حفظ کنن.

77
00:03:28,260 --> 00:03:31,620
‫یادتون باشه، شما تو آکادمی سنت جود هستید.

78
00:03:31,620 --> 00:03:34,500
‫تحت هیچ شرایطی کلک‌باز‌ها نباید

79
00:03:34,500 --> 00:03:36,900
‫مهارت‌های خاصشون رو تو دنیای بیرون استفاده کنن.

80
00:03:36,900 --> 00:03:40,300
‫چون باور کنید، ما حتماً می‌فهمیم.

81
00:03:40,300 --> 00:03:41,340
‫خوش بگذره.

82
00:03:47,460 --> 00:03:50,020
‫داری برمی‌گردی پیش عمو آندری؟

83
00:03:50,020 --> 00:03:51,700
‫آره.

84
00:03:51,700 --> 00:03:56,180
‫تو چی؟ مادربزرگت می‌دونه داری میای؟

85
00:03:56,180 --> 00:03:57,660
‫قراره سورپرایز بشه.

86
00:04:10,100 --> 00:04:15,260
‫خوب گوش کنید.
‫بقیه، برید آماده بشید واسه سرویس بعدی.

87
00:04:32,900 --> 00:04:36,220
‫کمی بی‌کله‌گی نیست؟ اینکه بذاریم آزادانه بچرخن.

88
00:04:36,220 --> 00:04:38,580
‫اونا شاگردای ما هستن، نه زندانی‌هامون.

89
00:04:38,580 --> 00:04:40,300
‫خب، حداقل تشخیص چهره

90
00:04:40,300 --> 00:04:42,700
‫یعنی می‌تونیم به صورت زنده ردیابیشون کنیم.

91
00:04:42,700 --> 00:04:45,140
‫می‌خوام تک‌تک مریت‌ها تحت نظارت دائم باشن.

92
00:04:45,140 --> 00:04:47,340
‫نباید حتی برای یه ثانیه ازشون چشم برداریم.

93
00:05:08,460 --> 00:05:11,260
‫مادربزرگ؟

94
00:05:31,420 --> 00:05:34,620
‫مادربزرگ؟!

95
00:05:48,660 --> 00:05:51,660
‫پنلوپه.
‫بیا تو. لازم نیست در بزنی.

96
00:05:51,660 --> 00:05:54,180
‫می‌خوام چند تا سوال مستقیم ازت بپرسم
‫و ممنون می‌شم

97
00:05:54,180 --> 00:05:57,300
‫- جواب‌های مستقیم بدی.
‫- البته. ولی چون مهمون داریم،

98
00:05:57,300 --> 00:05:59,020
‫شاید بهتر باشه بذاریم واسه بعد؟

99
00:05:59,020 --> 00:06:00,660
‫داشتم توضیح می‌دادم که

100
00:06:00,660 --> 00:06:02,580
‫در طول کروکزیت، اینجا دیگه مدرسه نیست.

101
00:06:02,580 --> 00:06:06,580
‫اینجا خونه‌ی ماست.
‫یعنی نیکی و آمیرا حالا مهمون‌های ما هستن.

102
00:06:06,580 --> 00:06:09,220
‫- چرا هنوز اینجان؟
‫- مامان و بابای من هر دو سر کارن،

103
00:06:09,220 --> 00:06:12,260
‫و بابات گفت می‌تونم بمونم.
‫امیدوارم مشکلی نداشته باشی.

104
00:06:12,260 --> 00:06:15,300
‫تازه فهمیدم این بهترین فرصته
‫که برای آزمون‌ها تمرین کنم.

105
00:06:15,300 --> 00:06:17,540
‫می‌دونی، ما سه تا لگسی
‫کل اینجا رو واسه خودمون داریم...

106
00:06:17,540 --> 00:06:19,820
‫این واقعاً فرصتیه که بهتر همدیگه رو بشناسیم.

107
00:06:19,820 --> 00:06:23,380
‫می‌دونم که هر کاری از دستت برمیاد می‌کنی
‫تا کاری کنی که جفتشون

108
00:06:23,380 --> 00:06:24,900
‫احساس راحتی کنن.

109
00:06:27,340 --> 00:06:29,140
‫هی! اید هستم. یا درگیر

110
00:06:29,140 --> 00:06:32,780
‫کار و بارم یا گوشیم شارژ نداره
‫چون اد شارژرم رو کش رفته.

111
00:06:32,780 --> 00:06:35,860
‫می‌دونی وقتی صدای بیپ رو شنیدی
‫باید چیکار کنی.

112
00:06:35,860 --> 00:06:38,580
‫آره، گوشیت رو جواب بده، اید!
‫همه چیز مادربزرگم قطع شده.

113
00:06:38,580 --> 00:06:42,060
‫نه گرمایشی، نه برق، نه آب.

114
00:06:42,060 --> 00:06:45,580
‫و برای درست کردن قبض‌هاش به کمکت نیاز دارم.

115
00:06:45,580 --> 00:06:49,260
‫ببین، اگه نتونم اینو حل کنم، امکان نداره برگردم.

116
00:06:49,260 --> 00:06:52,100
‫و...

117
00:06:52,100 --> 00:06:54,860
‫سلام؟ کسی اونجاست؟

118
00:06:57,980 --> 00:06:59,540
‫گابریل!

119
00:06:59,540 --> 00:07:03,180
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

120
00:07:07,620 --> 00:07:10,900
‫راستش، چیزی نیست که بخوای نگرانش باشی.

121
00:07:10,900 --> 00:07:12,820
‫فقط یه سوءتفاهم کوچیکه.

122
00:07:12,820 --> 00:07:15,860
‫ولی سوءتفاهم نیست، هست؟

123
00:07:15,860 --> 00:07:17,580
‫قبض‌هات رو پرداخت نکردی.

124
00:07:19,100 --> 00:07:23,780
‫خب... یه هفته یا ده روزی بود ماه پیش

125
00:07:23,780 --> 00:07:27,140
‫که یکم مریض بودم. الان خوبم.

126
00:07:27,140 --> 00:07:30,940
‫ولی باعث شد نتونم مثل همیشه کار کنم،
‫واسه همین

127
00:07:30,940 --> 00:07:33,540
‫آقای مرسیه حقوقم رو یکم کم کرد.

128
00:07:33,540 --> 00:07:35,940
‫- یه کم؟
‫- راستش...

129
00:07:35,940 --> 00:07:37,220
‫چقدر، مادربزرگ؟

130
00:07:39,340 --> 00:07:41,620
‫کل اون ماه. هزار تا.

131
00:07:41,620 --> 00:07:44,340
‫به خاطر اینکه مریض بودی هزار تا ازت دزدید؟

132
00:07:44,340 --> 00:07:46,860
‫- دزدی نبود، عزیزم.
‫- ولی دست کمی هم نداشت.

133
00:07:46,860 --> 00:07:48,620
‫و من اصلاً خبر نداشتم مریضی.

134
00:07:48,620 --> 00:07:50,700
‫چرا این همه راز رو ازم قایم می‌کنی؟

135
00:07:50,700 --> 00:07:53,460
‫قایم نمی‌کنم! همینه دیگه.

136
00:07:53,460 --> 00:07:55,420
‫دیگه هیچ‌چیزی رو ازت پنهون نکردم.

137
00:07:55,420 --> 00:07:56,660
‫الکی میگی.

138
00:07:56,660 --> 00:07:59,780
‫پشت تلفن وقتی درباره
‫والدین واقعیم ازت پرسیدم، گفتی

139
00:07:59,780 --> 00:08:01,060
‫نمی‌دونی کی هستن.

140
00:08:02,820 --> 00:08:03,860
‫ولی داشتی دروغ می‌گفتی.

141
00:08:20,700 --> 00:08:24,540
‫نیکی، نمی‌خوام بی‌ادبی کنم
‫ولی چطور یه لگسی هستی و با یه کار

142
00:08:24,540 --> 00:08:27,380
‫ساده مشکل داری؟
‫مگه بقیه ما روی تخت‌خوابمون

143
00:08:27,380 --> 00:08:29,540
‫قفل نداشتیم؟

144
00:08:29,540 --> 00:08:32,580
‫اگه وقتی سه تامون هستیم اینطوری باشم،

145
00:08:32,580 --> 00:08:35,060
‫تو آزمون‌ها چطوری می‌خوام باشم؟
‫قراره جلوی

146
00:08:35,060 --> 00:08:37,300
‫کل مجتمع کلک‌بازها آبروی خودمو ببرم.

147
00:08:37,300 --> 00:08:39,420
‫کل مجتمع کلک‌بازها نیست.

148
00:08:39,420 --> 00:08:41,780
‫فقط ۲۰ نفر یا همین حدودا هستن.

149
00:08:43,740 --> 00:08:45,260
‫و این ۲۰ نفر کین؟

150
00:08:45,260 --> 00:08:47,100
‫افراد مهم. والدین.

151
00:08:47,100 --> 00:08:49,900
‫و سیسمن خودش تک‌تک مهمون‌ها رو چک می‌کنه.

152
00:08:49,900 --> 00:08:52,820
‫والدین تو میان، نیکی؟

153
00:08:52,820 --> 00:08:54,500
‫مادرم امیدوارم بیاد.

154
00:08:54,500 --> 00:08:57,860
‫اگه بتونه اسمش رو توی لیست مهمون‌ها رد کنه.
‫تو چطور، آمیرا؟

155
00:08:57,860 --> 00:09:01,220
‫نه. نه، خانواده‌ی من اینجا محبوب نیستن.

156
00:09:01,220 --> 00:09:04,380
‫با توجه به اینکه همه فکر می‌کنن برادرم با بی‌نام‌هاست.

157
00:09:04,380 --> 00:09:06,060
‫و نصف مدرسه فکر می‌کنن منم هستم.

158
00:09:06,060 --> 00:09:09,700
‫هنوز نمی‌فهمم چرا سیسمن
‫اونطوری تو رو با خودش کشید برد.

159
00:09:09,700 --> 00:09:13,740
‫یکی داره برام پاپوش درست می‌کنه.

160
00:09:13,740 --> 00:09:16,820
‫ولی اگه تصمیم گرفته ولت کنه،
‫حتماً سیسمن فکر می‌کنه بی‌گناهی.

161
00:09:16,820 --> 00:09:21,660
‫نه. اگه دست سیسمن بود،
‫الان هنوز باید حبس می‌بودم.

162
00:09:21,660 --> 00:09:23,380
‫این بابات بود که حرفش رو رد کرد.

163
00:09:29,900 --> 00:09:34,980
‫اون زمان توی یه هتل شیک خدمتکار بودم.

164
00:09:36,220 --> 00:09:41,020
‫یه شب، یه زوج با یه بچه اومدن.

165
00:09:42,020 --> 00:09:47,380
‫تو با اون چشم‌های درشت قهوه‌ایت بهم خندیدی
‫و من دیگه نتونستم فراموشت کنم.

166
00:09:47,380 --> 00:09:51,220
‫زنه گفت، حتماً ازت خوشش اومده...
‫اون هیچ‌وقت به غریبه‌ها لبخند نمی‌زنه.

167
00:09:51,220 --> 00:09:53,020
‫اون شب اونا می‌خواستن برن بیرون،

168
00:09:53,020 --> 00:09:55,780
‫گفتن می‌تونی یکم مراقبش باشی؟
‫۵۰ پوند بهم داد.

169
00:09:55,780 --> 00:09:56,900
‫۵۰ پوند؟

170
00:09:56,900 --> 00:09:58,340
‫خب، باشه، خیلی ممنون.

171
00:10:00,020 --> 00:10:02,860
‫کل شب رو باهات نشستم

172
00:10:02,860 --> 00:10:04,900
‫ولی اونا هیچ‌وقت برنگشتن.

173
00:10:04,900 --> 00:10:09,380
‫واسه همین وقتی داشتن دنبال والدینت می‌گشتن،
‫تو رو با خودم بردم خونه.

174
00:10:09,380 --> 00:10:12,980
‫ولی معلوم شد اسم‌هایی که باهاش
‫ثبت‌نام کرده بودن واقعی نبوده.

175
00:10:12,980 --> 00:10:14,860
‫هیچ‌وقت اسم واقعی‌شون رو نفهمیدی؟

176
00:10:14,860 --> 00:10:17,060
‫نه.

177
00:10:17,060 --> 00:10:22,340
‫خلاصه، یه روز شد یه هفته، بعد یه ماه و...

178
00:10:24,820 --> 00:10:28,420
‫فکر می‌کردم دیگه از سن مادر شدن من گذشته.

179
00:10:28,420 --> 00:10:30,060
‫با این قضیه کنار اومده بودم.

180
00:10:31,980 --> 00:10:36,300
‫خیلی تلاش کردم که عاشقت نشم.

181
00:10:38,620 --> 00:10:42,980
‫ولی شکست خوردم، مگه نه؟
‫بدجور هم شکست خوردم.

182
00:10:42,980 --> 00:10:46,060
‫پس منو به فرزندی قبول کردی؟

183
00:10:46,060 --> 00:10:50,380
‫خب، در نهایت، یه پلیس

184
00:10:50,380 --> 00:10:52,460
‫اومد که تو رو ببره

185
00:10:52,460 --> 00:10:54,340
‫و من داغون شدم

186
00:10:54,340 --> 00:10:57,140
‫و تو داشتی از ته دل گریه می‌کردی و...

187
00:11:00,660 --> 00:11:07,100
‫خب، پلیسه دلش برای هر دومون سوخت.

188
00:11:07,100 --> 00:11:11,140
‫گفت که چطور خودش توی پرورشگاه
‫بزرگ شده، چطور درست نیست

189
00:11:11,140 --> 00:11:16,420
‫وقتی می‌بینه چه مادر خوبی برات هستم
‫ما رو از هم جدا کنه، و...

190
00:11:16,420 --> 00:11:19,700
‫گفت ممکنه به خاطر این کار
‫شغلم رو از دست بدم.

191
00:11:19,700 --> 00:11:24,740
‫ولی، خب، اون ما رو از سیستم حذف کرد

192
00:11:24,740 --> 00:11:27,700
‫و تو رو به من داد.

193
00:11:31,380 --> 00:11:33,380
‫پس هیچ‌وقت قانونی منو به فرزندی قبول نکردی؟

194
00:11:35,780 --> 00:11:37,860
‫تو مال منی، عزیزم.

195
00:11:37,860 --> 00:11:40,460
‫هیچ‌وقت، هیچ‌وقت به این شک نکن.

196
00:11:42,780 --> 00:11:44,260
‫ولی نه از نظر قانون.

197
00:11:46,540 --> 00:11:49,580
‫برای همینه که تمام عمرم رو با ترس و لرز گذروندم

198
00:11:49,580 --> 00:11:52,060
‫هر جا که آدما کنجکاو می‌شدن، نقل مکان کنم.

199
00:11:52,060 --> 00:11:53,660
‫همیشه منتظر این بودم که در رو بزنن.

200
00:11:53,660 --> 00:11:55,860
‫واسه همین بود که باید نامرئی می‌موندیم.

201
00:11:55,860 --> 00:11:57,500
‫همه‌چی نقدی.

202
00:11:57,500 --> 00:11:59,700
‫بدون هیچ قرارداد.

203
00:11:59,700 --> 00:12:02,660
‫پس واسه همینه که باید برای مرسیه‌ها کار کنی.

204
00:12:07,140 --> 00:12:12,300
‫خیلی وقته که از این روز وحشت داشتم.

205
00:12:13,500 --> 00:12:17,020
‫ولی حالا تموم شده.
‫و آسمون که به زمین نیومده، مگه نه؟

206
00:12:21,860 --> 00:12:24,620
‫این من و تو هستیم در برابر دنیا.

207
00:12:24,620 --> 00:12:26,180
‫درست نمی‌گم، مادربزرگ؟

208
00:13:05,600 --> 00:13:07,200
‫[دفتر مرکزی مرسیه]

209
00:13:08,260 --> 00:13:11,180
‫ببخشید. باید با آقای مرسیه صحبت کنم.

210
00:13:13,180 --> 00:13:17,900
‫اون یه اشتباه جدی کرده و باید جبرانش کنه.

211
00:13:17,900 --> 00:13:22,660
‫فکر کردی اولین نفری هستی
‫که با یه داستان اشک‌آور میای اینجا؟

212
00:13:22,660 --> 00:13:26,620
‫شنبه‌ست. آقای مرسیه اینجا نیست.

213
00:13:26,620 --> 00:13:29,700
‫و حتی اگه بود هم، کارای خیلی مهم‌تری داره

214
00:13:29,700 --> 00:13:34,220
‫که به غرغر امثال تو گوش بده.

215
00:13:34,220 --> 00:13:37,460
‫بزن به چاک... گمشو برو.

216
00:13:49,620 --> 00:13:51,740
‫چه عجب، فرصت شد حرف بزنیم.

217
00:13:51,740 --> 00:13:53,260
‫میز برای چی چیده شده...؟

218
00:13:53,260 --> 00:13:55,740
‫زمان‌بندی عالیه، خانم‌ها. پنج دقیقه تاخیر.

219
00:13:55,740 --> 00:13:58,300
‫هیچی بی‌ادبانه‌تر از مهمون وقت‌شناس نیست.

220
00:13:58,300 --> 00:14:00,540
‫راحت باشید.

221
00:14:00,540 --> 00:14:02,620
‫همون‌طور که می‌بینید، من آماده‌م.

222
00:14:02,620 --> 00:14:05,260
‫جکی رو برای آخر هفته مرخص کردم، پس متاسفانه

223
00:14:05,260 --> 00:14:07,780
‫مجبورید دستپخت منو تحمل کنید.
‫بین خودتون حرف بزنید.

224
00:14:07,780 --> 00:14:10,100
‫برم پیش‌غذاها رو از آشپزخونه بیارم.

225
00:14:24,900 --> 00:14:30,380
‫خب... تا الان کروکزیت‌تون رو چطور گذروندید؟

226
00:14:31,580 --> 00:14:34,940
‫داریم برای آزمون‌ها مرور می‌کنیم.
‫مخصوصاً نفوذ.

227
00:14:34,940 --> 00:14:36,780
‫درست نمی‌گم، آمیرا؟

228
00:14:36,780 --> 00:14:39,420
‫متأسفانه کلی عقب‌موندگی دارم که باید جبران کنم.

229
00:14:39,420 --> 00:14:40,740
‫خیلی متواضعی، نیکی.

230
00:14:40,740 --> 00:14:42,780
‫مطمئنم استعدادهای پنهان داری.

231
00:14:42,780 --> 00:14:46,100
‫البته استعداد اصلی تو توی فریب‌کاریه، نه؟

232
00:14:46,100 --> 00:14:48,220
‫درست مثل مادرم.

233
00:14:48,220 --> 00:14:51,300
‫اون خیلی راحت می‌تونه... غیب بشه.

234
00:14:51,300 --> 00:14:53,140
‫درست نمی‌گم، پدر؟

235
00:14:53,140 --> 00:14:56,420
‫اون یه استعداد نسلیه. خیلی بهش افتخار می‌کنیم.

236
00:14:56,420 --> 00:14:58,540
‫قزل‌آلا چطوره؟ یکم بی‌مزه نیست؟

237
00:14:58,540 --> 00:15:01,740
‫عالیه، آقای لاکت.
‫کجا یاد گرفتید این‌ طوری آشپزی کنید؟

238
00:15:01,740 --> 00:15:05,460
‫خب، یه بار با یه آتش‌افروز سیسیلی هم‌سلول بودم.

239
00:15:05,460 --> 00:15:07,340
‫توی کباب کردن ماهی نابغه بود.

240
00:15:07,340 --> 00:15:09,700
‫البته یه عادت داشت که می‌سوزوندش.

241
00:15:09,700 --> 00:15:11,820
‫خودت گرفتیش؟ توی دریاچه؟

242
00:15:11,820 --> 00:15:14,460
‫این‌بار نه. سپردمش به باغبان‌ها.

243
00:15:14,460 --> 00:15:17,820
‫نخواستی از قلاب آزادشون کنی؟

244
00:15:17,820 --> 00:15:19,500
‫اون‌وقت همه‌مون گشنه می‌موندیم.

245
00:15:19,500 --> 00:15:21,820
‫زیاد طرفدار آب نیستم.

246
00:15:21,820 --> 00:15:24,500
‫با اینکه همیشه از ماهی‌گیری خوشم می‌اومد.

247
00:15:24,500 --> 00:15:26,660
‫یه حس خاصی داره؛ گذاشتن طعمه،

248
00:15:26,660 --> 00:15:28,740
‫منتظر موندن واسه اینکه ماهی کوچولو نوک بزنه،

249
00:15:28,740 --> 00:15:31,420
‫و بعد بالا کشیدنش.

250
00:15:31,420 --> 00:15:34,100
‫مطمئن نیستم اون‌قدر صبر داشته باشم.

251
00:15:34,100 --> 00:15:36,100
‫ترجیح میدم کس دیگه‌ای برام بگیرتش.

252
00:15:47,900 --> 00:15:48,940
‫مادربزرگ؟

253
00:15:54,540 --> 00:15:57,380
‫گیبستر! جالوف آوردیم!

254
00:15:57,380 --> 00:15:59,340
‫معرکه‌ست!

255
00:15:59,340 --> 00:16:01,140
‫دوستات تصمیم گرفتن غافلگیرت کنن.

256
00:16:01,140 --> 00:16:04,020
‫- قشنگ نیست؟
‫- خیلی دلم برات تنگ شده بود، رفیق.

257
00:16:13,140 --> 00:16:16,420
‫نیکی، یادم بنداز چرا برای کروکزیت نرفتی خونه.

258
00:16:16,420 --> 00:16:17,940
‫مامان و بابام هر دو سر کارن.

259
00:16:17,940 --> 00:16:22,700
‫راستی، خونه‌تون کجاست؟
‫هیچ‌وقت نشنیدم درباره خانواده‌ت حرف بزنی.

260
00:16:22,700 --> 00:16:27,260
‫راستش رو بخوای، خانواده‌ی هیچ‌کس
‫به اندازه‌ی تو دهن‌به‌دهن نمی‌چرخه.

261
00:16:27,260 --> 00:16:29,780
‫بیچاره. نباید آسون باشه.

262
00:16:29,780 --> 00:16:32,540
‫عکس داری؟ شاید توی اتاقت؟

263
00:16:32,540 --> 00:16:35,260
‫- می‌دونی که ندارم، آمیرا.
‫- از کجا باید بدونم؟

264
00:16:35,260 --> 00:16:37,020
‫چون دزدکی وارد اتاق من شدی.

265
00:16:41,060 --> 00:16:42,780
‫نمی‌خواستم چیزی بگم.

266
00:16:42,780 --> 00:16:45,780
‫ولی بوی خیلی خاصی میدی.

267
00:16:45,780 --> 00:16:48,940
‫عود. من نسبت به بو خیلی حساسم.

268
00:16:48,940 --> 00:16:52,220
‫دزدکی رفتی تو اتاقش؟ چرا؟

269
00:16:52,220 --> 00:16:53,260
‫تمرین نفوذ.

270
00:16:53,260 --> 00:16:56,220
‫اون قفل‌های آموزشی خوبن
‫ولی هیچی جای تمرین واقعی رو نمی‌گیره.

271
00:16:56,220 --> 00:16:58,940
‫این نشون‌دهنده‌ی ابتکار خوب توئه، آمیرا.

272
00:16:58,940 --> 00:17:01,020
‫ممنونم، آقای لاکت.

273
00:17:01,020 --> 00:17:03,820
‫پس چرا اتاقت این‌قدر خالیه، نیکی؟

274
00:17:03,820 --> 00:17:06,340
‫حتی یه وسیله شخصی هم دیده نمیشه.

275
00:17:06,340 --> 00:17:08,700
‫والدین من هر دو از استادان این کاره‌ان.

276
00:17:08,700 --> 00:17:11,260
‫تقریباً هیچ عکسی ازشون وجود نداره.

277
00:17:11,260 --> 00:17:13,140
‫خیلی ریسکش بالاست.

278
00:17:13,140 --> 00:17:16,220
‫ولی مادر منم استاده و من عکساشو دارم.

279
00:17:16,220 --> 00:17:20,700
‫خوبه، وگرنه یادم نمی‌موند چه شکلیه.

280
00:17:20,700 --> 00:17:22,060
‫خیلی هم زمان نگذشته.

281
00:17:22,060 --> 00:17:23,100
‫ماه‌ها گذشته!

282
00:17:25,100 --> 00:17:26,900
‫نمی‌خواید راجب یه چیز دیگه حرف بزنیم؟

283
00:17:26,900 --> 00:17:31,420
‫میشه نه؟ چطوره یه بار برای همیشه طفره نریم

284
00:17:31,420 --> 00:17:33,860
‫یا فریب ندیم یا چیزی رو پنهان نکنیم؟

285
00:17:33,860 --> 00:17:38,220
‫چطوره برای یک‌بار هم که شده
‫یه گفتگوی صادقانه داشته باشیم؟

286
00:17:38,220 --> 00:17:39,940
‫ما کلک‌بازیم.

287
00:17:39,940 --> 00:17:41,540
‫به صداقت بیش از حد بها داده شده.

288
00:17:45,100 --> 00:17:46,940
‫پس لطفاً درباره سنت جود بهم بگو.

289
00:17:46,940 --> 00:17:48,460
‫گابریل چیزی بهم نمیگه.

290
00:17:51,380 --> 00:17:53,460
‫یعنی، چی بگم؟

291
00:17:53,460 --> 00:17:58,820
‫یه مدرسه‌ی کاملاً معمولیه.

292
00:17:58,820 --> 00:17:59,860
‫درست نمی‌گم، اد؟

293
00:18:01,780 --> 00:18:03,580
‫آره.

294
00:18:03,580 --> 00:18:07,420
‫برنامه درسی‌مون کاملاً عادیه و تأکیدش

295
00:18:07,420 --> 00:18:10,020
‫بیشتر روی کارهای عملیه تا تئوری.

296
00:18:10,020 --> 00:18:13,020
‫عملی، مثل چی...؟

297
00:18:14,220 --> 00:18:16,740
‫خب چطور پیدام کردید؟

298
00:18:16,740 --> 00:18:18,340
‫آسون نبود.

299
00:18:18,340 --> 00:18:22,060
‫چند تا سرنخ کوچیک از تحقیق و تفحص دقیقی که روی

300
00:18:22,060 --> 00:18:24,620
‫- تو و مادربزرگت انجام دادیم داشتیم.
‫- چرا گوشیت رو جواب ندادی؟

301
00:18:24,620 --> 00:18:26,980
‫کسی شماره‌ی مخفی رو جواب نمیده.

302
00:18:26,980 --> 00:18:28,700
‫همه اینو می‌دونن.

303
00:18:28,700 --> 00:18:32,580
‫پس فکر می‌کنی از پسش برمیای؟
‫قبض‌هاش رو درست کنی؟

304
00:18:33,780 --> 00:18:36,180
‫ببخشید، گیبستر.

305
00:18:36,180 --> 00:18:39,300
‫یه هفته طول می‌کشه
‫و خیلی مشکوک به نظر می‌رسه.

306
00:18:39,300 --> 00:18:41,700
‫پس تمام این راه رو اومدی فقط که بگی نه.

307
00:18:41,700 --> 00:18:43,460
‫گفته بودی دیگه برنمی‌گردی.

308
00:18:43,460 --> 00:18:45,420
‫ولی بدون گیبستر، دار و دسته‌ای وجود نداره.

309
00:18:46,660 --> 00:18:48,660
‫پس چی کار می‌تونیم بکنیم؟

310
00:18:50,100 --> 00:18:53,660
‫خب، یه راه هست که بتونی کمک کنی.

311
00:18:53,660 --> 00:18:56,740
‫ولی نمی‌دونم پایه‌ش هستید یا نه.

312
00:18:56,740 --> 00:19:00,780
‫نمی‌دونم اون داد و بیداد سبک‌سرانه چی بود،

313
00:19:00,780 --> 00:19:03,780
‫ولی ترسیدم جلوی مهمونا آبرومون بره.

314
00:19:03,780 --> 00:19:06,860
‫چطور نقش یه خانواده‌ی شاد رو
‫بازی کنم وقتی داری

315
00:19:06,860 --> 00:19:08,820
‫درباره‌ی همه‌ چی بهم دروغ میگی؟

316
00:19:08,820 --> 00:19:11,540
‫مامان. آمیرا. گابریل.

317
00:19:11,540 --> 00:19:14,060
‫و هرچی به حقیقت نزدیک‌تر میشم،
‫تو سریع‌تر داری

318
00:19:14,060 --> 00:19:15,700
‫ازش فرار می‌کنی.

319
00:19:15,700 --> 00:19:17,940
‫چطوری قراره به حرفات اعتماد کنم؟

320
00:19:17,940 --> 00:19:21,140
‫چطور قراره یه جواب درست و حسابی ازت بگیرم؟

321
00:19:26,740 --> 00:19:27,980
‫بهتره باهام بیای.

322
00:19:34,140 --> 00:19:37,220
بوی دردسر میده

323
00:19:37,220 --> 00:19:38,900
‫صد در صد.

324
00:19:38,900 --> 00:19:42,220
‫می‌دونستم یه همچین چیزی پیش میاد.

325
00:19:42,220 --> 00:19:43,540
‫به نیرو کمکی نیاز داری.

326
00:19:46,660 --> 00:19:48,980
‫می‌زنیم به دفتر مرسیه‌ها.
‫میریم تو بخش حقوق و دستمزد.

327
00:19:48,980 --> 00:19:51,220
‫هزار تایی که از مادربزرگ دزدیدن رو برمی‌گردونیم.

328
00:19:51,220 --> 00:19:52,700
‫بعد هم می‌زنیم بیرون.

329
00:19:52,700 --> 00:19:56,260
‫اونا مخصوصاً هشدار داده بودن
‫که از مهارت‌هامون استفاده نکنیم.

330
00:19:56,260 --> 00:19:58,820
‫از کجا قراره بفهمن؟

331
00:19:58,820 --> 00:20:00,580
‫چون همه‌جا چشم دارن!

332
00:20:00,580 --> 00:20:03,340
‫تازه فرق هست بین دزدکی رفتن توی مدرسه

333
00:20:03,340 --> 00:20:05,980
‫با یه سرقت واقعی.

334
00:20:05,980 --> 00:20:09,020
‫دقیقاً، رفیق. این دیگه فقط بحث امتیاز نیست.

335
00:20:09,020 --> 00:20:10,620
‫داریم یه اشتباه بزرگ رو جبران می‌کنیم.

336
00:20:10,620 --> 00:20:13,700
‫و گابریل هم می‌تونه برگرده به کروک‌هیون.

337
00:20:13,700 --> 00:20:16,700
‫من پایه‌م.

338
00:20:16,700 --> 00:20:18,060
‫انگیزه وسیله رو توجیه می‌کنه.

339
00:20:21,420 --> 00:20:22,460
‫نقشه چیه؟

340
00:20:27,020 --> 00:20:31,060
‫اول از همه، باید به
‫مانیتورهای امنیتی‌شون دسترسی پیدا کنیم.

341
00:20:31,060 --> 00:20:32,900
‫این نباید خیلی سخت باشه.

342
00:20:32,900 --> 00:20:35,100
‫فقط سیگنال رو ایزوله می‌کنیم،
‫تصویر رو کپی می‌کنیم و رو حالت لوپ می‌ذاریم،

343
00:20:35,100 --> 00:20:36,580
‫دقیقاً مثل کاری که تو کتابخونه کردیم.

344
00:20:41,700 --> 00:20:43,340
‫یه نگهبان هست.

345
00:20:43,340 --> 00:20:47,380
‫آدم باحالیه. شکموئه.

346
00:20:48,580 --> 00:20:49,660
‫سفارش غذا رسید!

347
00:20:51,940 --> 00:20:53,780
‫زودباش، زودباش، زودباش.

348
00:20:56,300 --> 00:20:58,900
‫هی رفیق. اسمت چیه؟

349
00:20:58,900 --> 00:21:01,180
‫من چیزی سفارش ندادم.

350
00:21:01,180 --> 00:21:03,340
‫شاید کس دیگه‌ای تو ساختمونه؟

351
00:21:03,340 --> 00:21:06,220
‫هیچ‌کس دیگه‌ای اینجا نیست.
‫پس گمشو برو.

352
00:21:08,100 --> 00:21:10,020
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

353
00:21:10,020 --> 00:21:11,660
‫ما... لوپش کردیم!

354
00:21:13,340 --> 00:21:15,380
‫ببین رفیق، من یه وظیفه دارم.

355
00:21:15,380 --> 00:21:20,020
‫این ماهی و چیپس بزرگ رو بدم به این آدرس.

356
00:21:20,020 --> 00:21:21,860
‫پس دارم همینو انجام میدم.

357
00:21:24,380 --> 00:21:27,220
‫حیفه ماهی به این خوبی حروم شه، نه؟

358
00:21:27,220 --> 00:21:29,340
‫بگیرش، مهمون من.

359
00:21:29,340 --> 00:21:30,380
‫بزن به چاک.

360
00:21:52,620 --> 00:21:54,940
‫خوش اومدید به مرسیه‌ها.
‫از این طرف.

361
00:21:54,940 --> 00:21:56,740
‫بخش حسابداری طبقه ششمه!

362
00:21:56,740 --> 00:21:59,780
‫طبقه شش؟
‫حتماً می‌تونیم با آسانسور بریم، نه؟!

363
00:22:14,460 --> 00:22:15,940
‫کجا داریم می‌ریم؟

364
00:22:38,060 --> 00:22:40,260
‫از کی تا حالا یه غار تنهایی داشتی؟

365
00:22:40,260 --> 00:22:42,340
‫از سن تو. و وقتی داشتم دنبال مامانت می‌گشتم،

366
00:22:42,340 --> 00:22:44,820
‫می‌اومدیم اینجا، ما...

367
00:22:44,820 --> 00:22:46,660
‫نه! بس کن! بس کن!

368
00:22:46,660 --> 00:22:48,220
‫خیلی اطلاعات دادی، دیگه نگو.

369
00:22:48,220 --> 00:22:50,460
‫فکر کردم دنبال اطلاعاتی.

370
00:22:50,460 --> 00:22:52,220
‫مگه واسه همین اینجا نیستیم؟

371
00:22:52,220 --> 00:22:55,060
‫که بتونی درباره آمیرا ازم بپرسی؟

372
00:23:04,700 --> 00:23:07,020
‫- اون جاسوسه؟
‫- دلیلی ندارم که این فکر رو کنم.

373
00:23:07,020 --> 00:23:09,140
‫- ولی اون مدارک...
‫- قرائن و شواهد ناقصه.

374
00:23:09,140 --> 00:23:12,900
‫- کارت دزدیده شده‌ی باغبان؟
‫- تو کارت اتاق مدارک رو دزدیدی.

375
00:23:12,900 --> 00:23:15,540
‫وارد کتابخونه شدی. شبکه کلک‌بارها رو هک کردی.

376
00:23:15,540 --> 00:23:17,140
‫پس اگه کسی جاسوس باشه، پنلوپه...

377
00:23:17,140 --> 00:23:18,620
‫آمیرا میگه دارن واسش پاپوش می‌سازن.

378
00:23:20,260 --> 00:23:22,100
‫اینجا باعث میشه همه به هم شک کنن.

379
00:23:24,300 --> 00:23:25,980
‫یا نکنه باورش کردی؟

380
00:23:28,340 --> 00:23:29,380
‫به نظرم چرته.

381
00:23:32,140 --> 00:23:35,100
‫مثل تماس ساختگیت با مامان.

382
00:23:35,100 --> 00:23:39,260
‫- چی باعث شد فکر کنی ساختگیه؟
‫- می‌دونم که اون تو عملیات گم شده!

383
00:23:39,260 --> 00:23:41,460
‫پس چطوری تونستی همین‌طوری بهش زنگ بزنی؟

384
00:23:41,460 --> 00:23:44,260
‫و چطوری اون مکالمه دقیقاً همون چیزی بود

385
00:23:44,260 --> 00:23:46,180
‫که من شنیدمش؟

386
00:23:46,180 --> 00:23:48,380
‫چون می‌خواستم بشنویش.

387
00:23:48,380 --> 00:23:51,300
‫چون اون‌همه زحمت کشیدی
‫و برام شنود گذاشتی، می‌خواستم

388
00:23:51,300 --> 00:23:54,540
‫یه چیزی بهت بدم.
‫امیدوار بودم تئوری‌های توطئه‌ت رو

389
00:23:54,540 --> 00:23:56,740
‫تموم کنه، ولی خب، الان اینجاییم.

390
00:23:56,740 --> 00:23:58,580
‫من رو دست‌کم نگیر.

391
00:23:58,580 --> 00:24:01,220
‫اگه می‌خواستم دست‌کم بگیرمت، اصلاً اینجا نبودیم.

392
00:24:09,380 --> 00:24:11,780
‫اون با یه سیم‌کارت یک‌بار مصرف بهم زنگ زد.

393
00:24:11,780 --> 00:24:14,220
‫محلش ثبت نشده چون ماهیت ماموریتش یعنی اینکه

394
00:24:14,220 --> 00:24:16,940
‫اگه غیر از این کار می‌کرد، جونش به خطر می‌افتاد...

395
00:24:16,940 --> 00:24:18,260
‫ماهیت ماموریتش؟

396
00:24:19,900 --> 00:24:22,380
‫منظورت اینه که برای دستگیری لئوپارد؟

397
00:24:25,540 --> 00:24:27,540
‫[طبقه ششم - حسابداری]

398
00:24:35,060 --> 00:24:36,940
‫چقدر طول می‌کشه به بخش حسابداری دسترسی پیدا کنیم؟

399
00:24:36,940 --> 00:24:39,340
‫حدود ده دقیقه. شاید بیشتر.

400
00:24:46,460 --> 00:24:47,580
‫برگرد رو دوربین یک.

401
00:24:50,860 --> 00:24:53,020
‫حتماً مانیتورش رو لوپ کردن.

402
00:24:53,020 --> 00:24:55,660
‫اگه این‌قدر اشتباه نبود، بهشون افتخار می‌کردم.

403
00:24:55,660 --> 00:24:57,020
‫کاسپین باید اینو ببینه.

404
00:25:13,340 --> 00:25:15,700
‫پس این تئوری توطئه‌ست؟

405
00:25:15,700 --> 00:25:19,420
‫تو دستور حمله به لئوپارد رو دادی
‫و حالا اون دنبال انتقامه.

406
00:25:19,420 --> 00:25:22,060
‫داری تک‌تک کلک‌بازها رو به خطر میندازی...

407
00:25:22,060 --> 00:25:25,140
‫فکر کردی قبلش در خطر نبودیم؟
‫هیچ پشیمونی‌ای ندارم.

408
00:25:25,140 --> 00:25:27,700
‫دنیا بدون اون بی‌نهایت امن‌تر می‌شد.

409
00:25:27,700 --> 00:25:30,860
‫مامان چی؟
‫از اینکه فرستادیش پشیمون نیستی؟

410
00:25:30,860 --> 00:25:33,140
‫فرستادمش؟ فکر کردی این انتخاب من بود؟

411
00:25:33,140 --> 00:25:36,220
‫هر کاری از دستم برمیومد کردم که منصرفش کنم.

412
00:25:36,220 --> 00:25:37,820
‫ولی مادرت رو می‌شناسی دیگه.

413
00:25:37,820 --> 00:25:40,100
‫نه سال طول کشید
‫تا راضی بشه باهام ازدواج کنه.

414
00:25:40,100 --> 00:25:43,220
‫بالاخره راضی شد؛ اتفاقاً همین‌جا.

415
00:25:43,220 --> 00:25:46,980
‫اونم به اندازه تو کله‌شق و رو مخه.

416
00:25:46,980 --> 00:25:49,060
‫اون با وجود من رفت، نه به خاطر من.

417
00:25:49,060 --> 00:25:52,180
‫و اگه حقیقت رو بخوای بدونی، گاهی اینجا می‌شینم،

418
00:25:52,180 --> 00:25:55,140
‫و آرزو می‌کنم قایقش تو افق پیدا بشه، چون...

419
00:25:56,900 --> 00:25:57,940
‫چون دلم براش تنگ شده.

420
00:25:59,740 --> 00:26:01,180
‫دقیقاً به اندازه‌ای که تو دلتنگشی.

421
00:26:04,220 --> 00:26:08,140
‫می‌تونم باهاش حرف بزنم؟ لطفاً؟

422
00:26:08,140 --> 00:26:10,300
‫کاش می‌تونستی.

423
00:26:10,300 --> 00:26:13,620
‫ولی به دلایل امنیتی، من تنها رابطش هستم.

424
00:26:13,620 --> 00:26:18,100
‫و اگه براش نامه بنویسم،
‫می‌تونی به دستش برسونی؟

425
00:26:25,220 --> 00:26:28,740
‫چطور یه شرکت به این بزرگی
‫فقط سه نفر رو تو لیست حقوقش داره؟

426
00:26:28,740 --> 00:26:31,300
‫این چه تشکیلات داغونیه.

427
00:26:31,300 --> 00:26:34,980
‫اگه مادربزرگت تو سیستم نباشه،
‫نمی‌تونیم پولش رو پس بگیریم.

428
00:26:34,980 --> 00:26:36,820
‫چی؟ پس همه‌ش وقت تلف کردن بود؟

429
00:26:40,780 --> 00:26:42,900
‫قراردادی در کار نیست.

430
00:26:42,900 --> 00:26:45,620
‫معلومه که تو سیستم نیست.
‫نکته‌ش هم همینه.

431
00:26:45,620 --> 00:26:47,780
‫واسه همینه که مجبور شده براشون کار کنه.

432
00:26:47,780 --> 00:26:50,860
‫بدون کاغذبازی. فقط نقد.

433
00:26:50,860 --> 00:26:54,180
‫همینه! همه‌ چی با پول نقد انجام میشه.

434
00:26:54,180 --> 00:26:56,460
‫یعنی یه جایی تو این ساختمون...

435
00:26:56,460 --> 00:26:59,060
‫یه عالمه پول نقد هست.

436
00:26:59,060 --> 00:27:02,180
‫دفتر مرسیه. طبقه یازدهم. بریم.

437
00:27:05,140 --> 00:27:06,700
‫صبر کنید!

438
00:27:13,340 --> 00:27:15,340
‫[طبقه یازدهم - دفتر مدیرعامل]

439
00:27:15,780 --> 00:27:17,620
‫پول‌ها کجاست؟

440
00:27:23,420 --> 00:27:27,660
‫این دزدهای کوچولو. درست زیر بیخ گوش نگهبان.

441
00:27:27,660 --> 00:27:30,260
‫ببین. رد انگشت روی دیوار.

442
00:27:30,260 --> 00:27:31,500
‫چرا باید اونجا باشن؟

443
00:27:37,860 --> 00:27:39,100
‫وای.

444
00:27:39,100 --> 00:27:40,820
‫- ایولا!
‫- می‌تونی بازش کنی؟

445
00:27:40,820 --> 00:27:43,820
‫- اگه گوشی پزشکی داشتم آره.
‫- حالا باید برم اورژانس.

446
00:27:43,820 --> 00:27:46,380
‫اد، گوشیت چی؟ هندزفری‌ها.

447
00:27:46,380 --> 00:27:47,980
‫اگه صدا رو تا آخر زیاد کنی.

448
00:27:53,940 --> 00:27:56,060
‫اون یه رینولدز ۱۹۳۶ـه.

449
00:27:56,060 --> 00:27:58,660
‫جیا باید تو ۶ دقیقه بازش کنه.

450
00:27:58,660 --> 00:28:00,820
‫کدوم احمقی پیشنهاد داد کروکزیت برگزار کنیم؟

451
00:28:00,820 --> 00:28:02,740
‫تو، فقط تو.

452
00:28:02,740 --> 00:28:04,100
‫فکر کردی قراره چی بشه؟

453
00:28:04,100 --> 00:28:05,700
‫این نه.

454
00:28:05,700 --> 00:28:08,300
‫دارن چیکار می‌کنن؟ این یه گاوصندوقه؟

455
00:28:08,300 --> 00:28:10,780
‫- این سرقته؟
‫- پنلوپه، تو نباید اینجا باشی.

456
00:28:10,780 --> 00:28:12,980
‫چی...؟

457
00:28:12,980 --> 00:28:14,420
‫اون چیه؟

458
00:28:19,700 --> 00:28:22,140
‫اینا... بی‌نام‌ها هستن، مگه نه؟

459
00:28:22,140 --> 00:28:23,540
‫یکی باید بهشون هشدار بده!

460
00:28:23,540 --> 00:28:24,940
‫برو بیرون، همین الان! برو بیرون!

461
00:28:24,940 --> 00:28:27,420
‫پنلوپه، بیرون! زود باش.

462
00:28:27,420 --> 00:28:28,900
‫کد قرمز داریم.

463
00:28:28,900 --> 00:28:30,740
‫تکرار می‌کنم، کد قرمز داریم.

464
00:28:30,740 --> 00:28:32,100
‫بیرون!

465
00:28:35,900 --> 00:28:37,340
‫سیسمن، لطفاً جواب بده.

466
00:28:37,340 --> 00:28:38,580
‫نیروی کمکی فوری لازمه.

467
00:28:42,420 --> 00:28:46,220
‫این کد قرمزه.
‫چهار تا کلک باز در خطر فوری هستن.

468
00:28:46,220 --> 00:28:48,780
‫تکرار می‌کنم، خطر فوری.

469
00:28:48,780 --> 00:28:52,980
‫کد قرمز. چهار کلک‌باز در خطر جدی.

470
00:28:52,980 --> 00:28:54,420
‫لطفاً جواب بده!

471
00:29:12,040 --> 00:29:14,040
‫[در دفتر آقای مرسیه بازه]

472
00:29:31,620 --> 00:29:33,220
‫صبر کنید.

473
00:29:33,220 --> 00:29:34,260
‫وایسید.

474
00:29:35,500 --> 00:29:37,980
‫اومدیم اینجا که پولی که مرسیه بدهکاره رو برداریم.

475
00:29:37,980 --> 00:29:41,220
‫بیشتر از اون برداریم، دیگه خودمون دزدیم.

476
00:29:41,220 --> 00:29:44,220
‫لعنت! بعضی وقتا، آدم بودن درد داره.

477
00:29:50,380 --> 00:29:52,180
‫هزار پوند.

478
00:29:52,180 --> 00:29:54,300
‫بدون شما بچه‌ها نمی‌تونستم انجامش بدم.

479
00:29:54,300 --> 00:29:56,060
‫معلومه!

480
00:30:02,420 --> 00:30:04,340
‫تماس ناشناس؟

481
00:30:04,340 --> 00:30:05,380
‫رد کن!

482
00:30:09,180 --> 00:30:10,220
‫نگهبانه.

483
00:30:16,340 --> 00:30:18,860
‫خداحافظ، وایولت.

484
00:30:18,860 --> 00:30:19,980
‫سلام، کامیلیون.

485
00:30:35,460 --> 00:30:38,180
‫تیم تخلیه کجاست؟ زود باشید!

486
00:30:47,460 --> 00:30:49,420
‫برو، برو، برو!

487
00:30:52,140 --> 00:30:53,460
‫نه!

488
00:31:10,060 --> 00:31:13,660
‫پنلوپه؟ میگه اون داره زنگ میزنه.

489
00:31:13,660 --> 00:31:15,860
‫فکر کنم یعنی با تو کار داره.

490
00:31:18,300 --> 00:31:21,020
‫- سلام.
‫- باید همین الان برید بیرون!

491
00:31:21,020 --> 00:31:22,260
‫از کجا؟

492
00:31:22,260 --> 00:31:23,940
‫من دارم کنار مادربزرگم ریلکس می‌کنم.

493
00:31:23,940 --> 00:31:26,300
‫دقیقاً می‌دونم کجایی، و در خطر جدی هستید.

494
00:31:26,300 --> 00:31:28,260
‫- منظورت چیه؟
‫- منظورم اینه که فرار کنید!

495
00:31:40,740 --> 00:31:43,220
‫- زود باشید! زود باشید!
‫- چرا تکون نمی‌خوریم؟

496
00:31:45,620 --> 00:31:46,940
‫در!

497
00:32:01,180 --> 00:32:03,020
‫بکشش کنار!

498
00:32:19,460 --> 00:32:20,740
‫اینا چی می‌خوان؟

499
00:32:20,740 --> 00:32:22,660
‫اینا کین؟

500
00:32:22,660 --> 00:32:24,940
‫اونان، گابریل.

501
00:32:24,940 --> 00:32:26,100
‫بی‌نام‌ها هستن.

502
00:32:29,940 --> 00:32:31,300
‫پنلوپه، بهت گفتم برو بیرون.

503
00:32:31,300 --> 00:32:32,620
‫باید صفحه‌نمایش‌هات رو ببینم.

504
00:32:32,620 --> 00:32:35,260
‫یکی‌شون توی پذیرش منتظرته، گابریل.

505
00:32:35,260 --> 00:32:37,700
‫داره باهاشون حرف می‌زنه.

506
00:32:37,700 --> 00:32:39,660
‫اون یکی...

507
00:32:39,660 --> 00:32:42,340
‫...نمی‌تونم ببینمش.

508
00:32:42,340 --> 00:32:44,340
‫از پله‌ها می‌ریم.
‫از همون راهی که اومدیم برمی‌گردیم.

509
00:32:44,340 --> 00:32:46,340
‫نه، صبر کن! دید نداریم!

510
00:32:53,300 --> 00:32:55,300
‫گابریل، بزن بیرون!

511
00:33:03,780 --> 00:33:05,100
‫گابریل!

512
00:33:37,020 --> 00:33:40,140
‫گابریل، وقتی میگم آرنج چپت رو بکوب عقب،
‫به حرفم گوش کن...

513
00:33:40,140 --> 00:33:41,940
‫الان!

514
00:33:45,780 --> 00:33:47,420
‫یه مانیتور جلوی پاته.

515
00:33:47,420 --> 00:33:49,180
‫قاپش بزن و بچرخونش!

516
00:34:02,580 --> 00:34:03,620
‫داری چیکار می‌کنی؟

517
00:34:08,380 --> 00:34:11,340
‫می‌شناسمش. این برادر آمیر‌است.

518
00:34:12,740 --> 00:34:15,140
‫ایشان داوان.

519
00:34:21,340 --> 00:34:24,900
‫- بقیه زدن بیرون؟
‫- دارم سعی می‌کنم پیداشون کنم.

520
00:34:25,940 --> 00:34:27,460
‫گابریل! تله بود! بزن بیرون!

521
00:34:29,580 --> 00:34:31,660
‫- گابریل، برگرد!
‫- گابریل، بدو! بدو!

522
00:34:31,660 --> 00:34:33,060
‫ولشون کنید! اون کسی که می‌خواید منم.

523
00:34:33,060 --> 00:34:34,100
‫ازش دور شو.

524
00:34:38,020 --> 00:34:39,940
‫ولش کن!

525
00:34:39,940 --> 00:34:41,180
‫گابریل!

526
00:35:02,100 --> 00:35:04,300
‫زودباش، از این طرف! بزن بریم!

527
00:35:04,300 --> 00:35:05,340
‫پاشو!

528
00:35:07,780 --> 00:35:09,340
‫زودباش! بجنبید، بجنبید!

529
00:35:14,780 --> 00:35:16,620
‫بریم! بریم! بریم!

530
00:35:21,980 --> 00:35:23,580
‫وای!

531
00:35:27,420 --> 00:35:29,100
‫خطر رفع شد!

532
00:35:31,140 --> 00:35:35,420
‫خب، یه ذره زیادی نزدیک بود

533
00:35:35,420 --> 00:35:37,140
‫به خطر، عزیزم.

534
00:35:56,940 --> 00:35:58,740
‫خب، حالا.

535
00:35:58,740 --> 00:36:01,420
‫بی‌صبرانه منتظرم اینو به سیسمن بگم.

536
00:36:01,420 --> 00:36:02,660
‫می‌تونم توضیح بدم.

537
00:36:02,660 --> 00:36:04,540
‫شرط می‌بندم می‌تونی.

538
00:36:08,300 --> 00:36:12,060
‫بهتون هشدار دادیم از مهارت‌های کلک‌بازی‌تون استفاده نکنید.

539
00:36:12,060 --> 00:36:13,780
‫کاملاً واضح بودیم.

540
00:36:13,780 --> 00:36:15,180
‫آخه این همون چیزیه که براش آموزش دیدیم.

541
00:36:15,180 --> 00:36:16,780
‫انگیزه وسیله رو توجیه می‌کنه، مگه نه؟

542
00:36:16,780 --> 00:36:19,060
‫تازه آموزشتون شروع شده.

543
00:36:19,060 --> 00:36:20,820
‫عملیات‌ها باید مجوز داشته باشن.

544
00:36:20,820 --> 00:36:23,300
‫- ما خودسر نیستیم!
‫- قوانین کروک‌هیون واسه همینه...

545
00:36:23,300 --> 00:36:26,180
‫که امنیتتون رو حفظ کنیم.
‫این چیزیه که وقتی خودسرانه عمل می‌کنید پیش میاد!

546
00:36:26,180 --> 00:36:27,380
‫نمی‌تونستم همین‌طوری بشینم تماشا کنم.

547
00:36:27,380 --> 00:36:29,140
‫می‌تونستی بیای پیش ما، گابریل!

548
00:36:30,980 --> 00:36:32,700
‫اگه مرسیه‌ها اینو به تو ربط می‌دادن چی، هان؟

549
00:36:32,700 --> 00:36:35,780
‫اوضاع رو برای مادربزرگت ده برابر بدتر می‌کردی.

550
00:36:35,780 --> 00:36:38,540
‫ما مطمئن می‌شیم که اونا نتونن

551
00:36:38,540 --> 00:36:41,100
‫این کار رو به تو یا مادربزرگت ربط بدن.

552
00:36:41,100 --> 00:36:44,340
‫ولی خودتون رو انداختید توی خطر جدی؛
‫این نمی‌تونه بی‌مجازات بمونه.

553
00:36:44,340 --> 00:36:47,500
‫چون تلاش واسه دزدیده شدن
‫توسط بی‌نام‌ها به اندازه کافی تنبیه نبوده؟

554
00:36:50,020 --> 00:36:51,580
‫اونا اومدن سراغ من.

555
00:36:51,580 --> 00:36:55,020
‫چرا من؟ و از کجا می‌دونستن کجام؟

556
00:36:55,020 --> 00:36:56,740
‫می‌تونیم تو کروک‌هیون درباره‌ش حرف بزنیم.

557
00:36:56,740 --> 00:36:58,780
‫آره، ولی من برنمی‌گردم!

558
00:36:58,780 --> 00:37:00,300
‫تا وقتی مادربزرگم رو ندیدم نه.

559
00:37:04,100 --> 00:37:05,700
‫پنج دقیقه.

560
00:37:05,700 --> 00:37:08,340
‫بعدش باید بزنیم به چاک.

561
00:37:12,620 --> 00:37:16,420
‫ازم نافرمانی کردی، دور از چشم من
‫رفتی توی عملیات دخالت کردی.

562
00:37:16,420 --> 00:37:19,380
‫اگه نمی‌کردم، گابریل الان پیش بی‌نام‌ها بود.

563
00:37:19,380 --> 00:37:22,180
‫بدون شک. مادرت هم همین کار رو می‌کرد.

564
00:37:22,180 --> 00:37:25,340
‫همون‌طور که گفتم... کله‌شق و رو مخ.

565
00:37:25,340 --> 00:37:26,500
‫می‌رسونمش به دستش.

566
00:37:34,420 --> 00:37:35,700
‫چرا اومدن سراغش؟

567
00:37:37,900 --> 00:37:39,420
‫همه دانش‌آموزای ما هدفن.

568
00:37:41,820 --> 00:37:43,260
‫اون کیه؟

569
00:37:44,420 --> 00:37:47,700
‫و چرا اسم والدینش رو مخفی کردی؟

570
00:37:50,740 --> 00:37:52,180
‫باید درک کنی.

571
00:37:52,180 --> 00:37:56,140
‫تقصیر من نیست. من فقط کاری رو می‌کنم که بهم میگن.
‫اونا خانواده‌م رو تهدید کردن!

572
00:37:56,140 --> 00:37:58,500
‫یه دلیل بیار که چرا باید حرفتو باور کنم.

573
00:37:58,500 --> 00:38:00,260
‫چون ایشان هم همین‌طوریه.

574
00:38:00,260 --> 00:38:02,980
‫اونا دارن بر خلاف میلمون ازمون استفاده می‌کنن.

575
00:38:02,980 --> 00:38:06,060
‫تو ایشان رو نمی‌شناسی. کلک جرتیه.

576
00:38:06,060 --> 00:38:09,060
‫می‌فهمم. خودم هم بودم باور نمی‌کردم.

577
00:38:11,820 --> 00:38:15,060
‫- ثابتش کن.
‫- اگه بتونی باهاش حرف بزنی چی؟

578
00:38:15,060 --> 00:38:17,580
‫من احمق نیستم، نیکی.

579
00:38:17,580 --> 00:38:19,420
‫این‌جوری باهاشون ارتباط می‌گیرم.

580
00:38:19,420 --> 00:38:21,060
‫یه خط مستقیمه.

581
00:38:25,660 --> 00:38:27,700
‫سیگنال نیست. اینجا نمی‌تونیم انجامش بدیم.

582
00:38:43,740 --> 00:38:46,100
‫گفتی با دوستام دارم میرم بیرون.

583
00:38:46,100 --> 00:38:49,380
‫دو ساعت بعد، میای خونه و قیافه‌ت این شکلیه.

584
00:38:49,380 --> 00:38:52,340
‫- خب، یکی سعی کرد خفتم کنه.
‫- نه، نکرد.

585
00:38:52,340 --> 00:38:55,140
‫باز افتادی تو کارهای قدیمیت.

586
00:38:55,140 --> 00:38:58,260
‫دردسر درست کردن. دزدی.

587
00:38:58,260 --> 00:38:59,940
‫این دفعه چقدر؟

588
00:39:06,900 --> 00:39:08,780
‫۱۰۰۰ پوند.

589
00:39:08,780 --> 00:39:11,260
‫ولی من ندزدیدم، پسش گرفتم.

590
00:39:11,260 --> 00:39:13,100
‫بازم دزدی حساب میشه!

591
00:39:14,660 --> 00:39:15,820
‫چه غلطی کردی؟

592
00:39:15,820 --> 00:39:17,580
‫آقای مرسیه هیچ‌وقت نمی‌فهمه که پول دست من بوده.

593
00:39:17,580 --> 00:39:19,540
‫مطمئن شدم که هیچ‌کس نفهمه.
‫ولی نمی‌تونستم کاری نکنم.

594
00:39:19,540 --> 00:39:20,740
‫نمی‌تونستم همین‌طوری ولت کنم که...

595
00:39:26,260 --> 00:39:27,980
‫باید برم.

596
00:39:32,340 --> 00:39:35,380
‫من تمام حقیقت رو درباره‌ی پدر و مادرت بهت نگفتم.

597
00:39:37,020 --> 00:39:41,740
‫می‌خواستم ازت محافظت کنم، ولی باید بدونی.

598
00:39:41,740 --> 00:39:44,260
‫پدر و مادرت کلک‌باز بودن.

599
00:39:44,260 --> 00:39:48,940
‫اون شبی که رفتن، داشتن یه کاری
‫انجام می‌دادن که یه جای کارش خراب شد.

600
00:39:48,940 --> 00:39:50,860
‫منظورت چیه که خراب شد؟

601
00:39:50,860 --> 00:39:53,780
‫همیشه می‌ترسیدم که نکنه...

602
00:39:53,780 --> 00:39:56,020
‫فکر می‌کردم اگه درست بزرگت کنم،

603
00:39:56,020 --> 00:39:58,380
‫توی راه راست نگه‌ت دارم...

604
00:39:58,380 --> 00:40:00,500
‫نمی‌تونم بذارم همون بلا سر تو هم بیاد.

605
00:40:00,500 --> 00:40:03,460
‫- نمی‌تونم.
‫- چه بلایی قراره سرم بیاد؟

606
00:40:03,460 --> 00:40:08,100
‫اون افسر پلیس، گفت اونا کشته شدن، عزیزم.

607
00:40:08,100 --> 00:40:09,940
‫کشته شدن؟

608
00:40:09,940 --> 00:40:13,780
‫واسه همینه که اون روزی که
‫سنت‌جود قبول شدی خیالم راحت شد،

609
00:40:13,780 --> 00:40:15,980
‫چون امیدوار بودم که نجاتت بده.

610
00:40:15,980 --> 00:40:18,100
‫نجاتت بده که عاقبتت مثل اونا نشه.

611
00:40:19,700 --> 00:40:21,100
‫ولی اونا چطور...؟

612
00:40:23,420 --> 00:40:24,460
‫کی این کار رو کرد؟

613
00:40:26,620 --> 00:40:29,100
‫اونا درگیر یه نوع جنگ شده بودن.

614
00:40:29,100 --> 00:40:30,140
‫یه باند رقیب.

615
00:40:34,940 --> 00:40:35,980
‫این؟

616
00:40:37,180 --> 00:40:40,100
‫صبح بعد از اینکه رفتن،
‫کنار گهواره‌ت پیداش کردم و نمی‌دونم

617
00:40:40,100 --> 00:40:41,860
‫چرا نگه‌ش داشتم.

618
00:40:41,860 --> 00:40:44,660
‫لابد فقط یه حس عاطفی بوده.

619
00:40:44,660 --> 00:40:46,380
‫معنی خاصی نداره.

620
00:40:54,180 --> 00:40:55,300
‫کجا داریم میریم؟

621
00:40:55,300 --> 00:40:58,380
‫دریاچه. یه نقطه‌ای وسطشه.

622
00:40:58,380 --> 00:41:00,220
‫چی، فکر کردی با تو سوار قایق میشم؟

623
00:41:00,220 --> 00:41:02,860
‫تنها جای جزیره‌ست که نمی‌تونن استراق سمع کنن.

624
00:41:02,860 --> 00:41:05,140
‫پس اگه می‌خوای با ایشان حرف بزنی...

625
00:41:05,140 --> 00:41:08,740
‫نه. نه، سوار قایق نمیشم،
‫پس می‌تونیم همین‌جا بهش زنگ بزنیم.

626
00:41:11,420 --> 00:41:14,100
‫تو که نمی‌تونی شنا کنی.

627
00:41:14,100 --> 00:41:17,620
‫در واقع، تو از آب‌های آزاد وحشت داری.

628
00:41:17,620 --> 00:41:21,300
‫توی پرونده‌ت هست، که باید بگم خیلی هم مفیده.

629
00:41:23,260 --> 00:41:26,140
‫جالبه که وقتی تو اتاق منی
‫فقط اون اسپری آبیه رو می‌زنی.

630
00:41:26,140 --> 00:41:28,940
‫چه بهتر، چون وقتی با هم اسپریشون کنی، خب...

631
00:41:28,940 --> 00:41:30,380
‫ممکنه باعث خواب‌آلودگی بشن.

632
00:41:30,380 --> 00:41:31,620
‫داری چیکار می‌کنی؟

633
00:41:38,180 --> 00:41:39,420
‫ولم کن.

634
00:41:40,740 --> 00:41:42,580
‫نیکی... واقعاً نمی‌خواستم مجبور بشم این کارو کنم.

635
00:41:42,580 --> 00:41:45,220
‫کاش مثل آدم باهام راه اومده بودی.

636
00:41:45,220 --> 00:41:48,380
‫می‌دونی گیر افتادن اینجا با شما کلک‌بازهای

637
00:41:48,380 --> 00:41:51,260
‫مقدس‌مآب چه حسی داره؟

638
00:41:51,260 --> 00:41:53,340
‫بالاخره دارم میرم بیرون،

639
00:41:53,340 --> 00:41:56,300
‫و اجازه نمیدم آمیرای عزیز کوچولو همه‌چی رو خراب کنه.

640
00:41:59,900 --> 00:42:01,820
‫خوب بخوابی، آمیرا.

641
00:42:01,820 --> 00:42:03,220
‫شب خوش.

642
00:42:10,580 --> 00:42:12,340
‫نگاه کن.

643
00:42:12,340 --> 00:42:15,420
‫اونا بهترین دوستایی بودن که تا حالا داشتم، هان؟

644
00:42:15,420 --> 00:42:17,460
‫بهترین کلک‌بازهایی که تا حالا دیدم.

645
00:42:17,460 --> 00:42:19,620
‫ولی استعدادشون زیادی درخشان بود.

646
00:42:19,620 --> 00:42:23,620
‫اونا تبدیل به تهدیدی شدن
‫که بی‌نام‌ها نمی‌تونستن نادیده‌ش بگیرن.

647
00:42:23,620 --> 00:42:25,060
‫اونا پدر و مادر من بودن.

648
00:42:26,460 --> 00:42:28,260
‫حق داشتم بدونم.

649
00:42:28,260 --> 00:42:31,220
‫- ولی تو و لاکت...
‫- ببین، ما سعی می‌کردیم ازت محافظت کنیم.

650
00:42:31,220 --> 00:42:34,020
‫فکر کردیم امن‌تره اگه هیچ‌کس ندونه تو کی هستی،

651
00:42:34,020 --> 00:42:36,740
‫- حتی خودت.
‫- ولی شما شکست خوردید.

652
00:42:36,740 --> 00:42:39,220
‫چرا اومدن سراغ من؟

653
00:42:39,220 --> 00:42:42,980
‫پسر آدریا و لوسیانو... تو یه کار ناتمومی.

654
00:42:42,980 --> 00:42:46,420
‫می‌دونی، تموم عمرم فکر می‌کردم این سکه شانسه.

655
00:42:46,420 --> 00:42:48,180
‫این یه هشدار بوده.

656
00:42:50,460 --> 00:42:51,500
‫آره.

657
00:42:53,420 --> 00:42:55,820
‫دوباره میان سراغم. این تموم نشده.

658
00:42:55,820 --> 00:42:57,500
‫نه، دوست من.

659
00:42:57,500 --> 00:42:59,380
‫این تازه اولشه.

660
00:43:19,580 --> 00:43:21,060
‫کمک!

661
00:43:27,780 --> 00:43:29,620
‫کمک!

662
00:43:30,440 --> 00:43:34,300
W W W . M O V I E S H O . C O M

