﻿1
00:00:49,375 --> 00:00:50,916
‫ربکای عزیزم:

2
00:00:52,250 --> 00:00:54,875
‫می‌دونم کلی سوال داری.

3
00:00:56,041 --> 00:00:57,250
‫منم همینطور.

4
00:00:57,416 --> 00:01:00,541
‫هر چی باشه، زندگی یه رازه.

5
00:01:01,125 --> 00:01:02,250
‫ولی اگه فقط یه جواب

6
00:01:02,375 --> 00:01:04,166
‫برای تمام معماهای بزرگ جهان باشه،

7
00:01:04,375 --> 00:01:06,000
‫یه راز برای خوشبختی باشه،

8
00:01:06,166 --> 00:01:08,500
‫به نظرم اون جواب خیلی ساده‌ست...

9
00:01:10,625 --> 00:01:11,916
‫گوسفند.

10
00:01:15,041 --> 00:01:16,541
‫نه، جدی می‌گم.

11
00:01:16,666 --> 00:01:18,125
‫واقعاً گوسفنده.

12
00:01:20,375 --> 00:01:22,166
‫باشه، اومدم.

13
00:01:35,250 --> 00:01:36,500
‫تو نامه قبلیت،

14
00:01:36,625 --> 00:01:38,666
‫ازم پرسیدی که هیچ‌کدوم از
‫گوسفندام خاص هستن یا نه.

15
00:01:38,875 --> 00:01:40,791
‫خب، همه‌شون خاصن.

16
00:01:40,916 --> 00:01:43,375
‫برای همین رو هر کدومشون یه اسم گذاشتم.

17
00:01:43,583 --> 00:01:45,583
‫برای مثال:

18
00:01:45,625 --> 00:01:47,500
‫اینا قوچ‌های دوقلوی پرسروصدا هستن

19
00:01:47,625 --> 00:01:49,500
‫که اسمشونو گذاشتم رانی و رجی.

20
00:01:50,000 --> 00:01:53,291
‫و سر ریچفیلد خیلی مغرور و باشکوه.

21
00:01:54,125 --> 00:01:55,875
‫ابری، پشمالوترینشون.

22
00:01:56,000 --> 00:01:58,541
‫این یکی یه خورده پرادعاست.

23
00:01:58,666 --> 00:02:01,000
‫زورا، کنجکاوترین‌شون.

24
00:02:01,500 --> 00:02:04,125
‫ماپل، صبورترین.

25
00:02:04,875 --> 00:02:06,791
‫و پشم‌چشم...

26
00:02:07,125 --> 00:02:09,750
‫خب، چون اسم بهتری به ذهنم نرسید.

27
00:02:10,041 --> 00:02:13,000
‫و، خب، می‌دونم گفتم همه‌شون خاصن،

28
00:02:13,166 --> 00:02:14,875
‫اما باید اعتراف کنم

29
00:02:15,000 --> 00:02:17,875
‫که دو تا از گوسفندام
‫از همه خاص‌ترن.

30
00:02:18,541 --> 00:02:19,625
‫یکی سباستینه.

31
00:02:19,791 --> 00:02:21,250
‫بزرگ‌ترین قوچم،

32
00:02:21,375 --> 00:02:23,875
‫و مثل خودم، یه جورایی گوشه‌گیره.

33
00:02:24,416 --> 00:02:27,041
‫دیر یا زود می‌ذاره می‌ره.

34
00:02:27,375 --> 00:02:30,500
‫و دیر یا زود هم برمی‌گرده.

35
00:02:34,000 --> 00:02:36,666
‫و در آخر، لیلی.

36
00:02:37,125 --> 00:02:38,666
‫باهوش‌ترین گوسفندم.

37
00:02:38,875 --> 00:02:40,375
‫اونی که انگار همیشه می‌دونه

38
00:02:40,500 --> 00:02:42,000
‫تو سرم چی می‌گذره

39
00:02:42,166 --> 00:02:44,375
‫و تو دلم چه حسی دارم.

40
00:02:44,541 --> 00:02:46,041
‫بیشتر از بقیه،

41
00:02:46,166 --> 00:02:48,250
‫اون برام همون آرامشی رو میاره

42
00:02:48,375 --> 00:02:49,875
‫که فقط چوپانا درکش می‌کنن.

43
00:02:50,041 --> 00:02:51,500
‫آرامشی که از

44
00:02:51,666 --> 00:02:54,375
‫مراقبت از مهربون‌ترین موجودات

45
00:02:54,500 --> 00:02:56,125
‫روی زمین به دست میاد.

46
00:03:01,416 --> 00:03:03,791
‫هر روز با رسیدگی به سلامتیشون شروع می‌شه.

47
00:03:05,916 --> 00:03:07,666
‫حسابی بهشون غذا می‌دم...

48
00:03:08,416 --> 00:03:09,666
‫و تر و تمیزشون می‌کنم.

49
00:03:11,541 --> 00:03:14,291
‫تمام تلاشمو می‌کنم تا سرگرمشون کنم.

50
00:03:14,500 --> 00:03:17,500
‫♪ وقتی بیدار می‌شم خب
‫می‌دونم که قراره... ♪

51
00:03:17,625 --> 00:03:20,291
‫♪ قراره همون مردی باشم
‫که کنار تو بیدار می‌شه ♪

52
00:03:22,000 --> 00:03:23,875
‫و حواسم هست که داروهاشونو بخورن،

53
00:03:24,000 --> 00:03:26,125
‫که فکر می‌کنم اگه زبون داشتن...

54
00:03:26,250 --> 00:03:27,750
‫می‌گفتن ازش لذت می‌برن.

55
00:03:27,916 --> 00:03:30,750
‫وقت داروت رسیده رفیق.
‫بفرما.

56
00:03:31,041 --> 00:03:32,625
‫و وقتی کارام تموم می‌شه

57
00:03:32,750 --> 00:03:35,250
‫و خورشید تو آسمون پایین می‌ره،

58
00:03:35,375 --> 00:03:37,541
‫یه کتاب انتخاب می‌کنم تا براشون بلند بخونم.

59
00:03:37,750 --> 00:03:42,000
‫رمان‌های کارآگاهی، معمایی،
‫جنایی. همه اونایی که دوست دارم.

60
00:03:42,166 --> 00:03:43,291
‫«من می‌دونم کی

61
00:03:43,291 --> 00:03:44,916
‫رادنی هالینگزهد به قتل رسید،

62
00:03:45,125 --> 00:03:48,375
‫و می‌دونم قاتل واقعی کی بوده.»

63
00:03:48,500 --> 00:03:50,083
‫دوست دارم وانمود کنم

64
00:03:50,166 --> 00:03:51,666
‫که اونا هم با داستان همراه می‌شن.

65
00:03:52,250 --> 00:03:55,375
‫اما ته دلم می‌دونم که،
‫هر چقدر هم خاص باشن،

66
00:03:55,500 --> 00:03:56,666
‫هنوزم...

67
00:03:57,166 --> 00:03:59,375
‫گوسفندن.

68
00:03:59,500 --> 00:04:00,791
‫نه، دیگه کافیه.

69
00:04:01,375 --> 00:04:02,791
‫زود باشین، همه‌تون برید.

70
00:04:03,000 --> 00:04:05,041
‫آخرشو فردا می‌خونم.

71
00:04:11,250 --> 00:04:13,500
‫آخه چرا اونجا قطعش کرد؟!

72
00:04:13,625 --> 00:04:15,083
‫تازه می‌خواست بگه

73
00:04:15,125 --> 00:04:16,125
‫قاتل کی بوده!

74
00:04:16,250 --> 00:04:18,041
‫این یه شکنجه‌ست! کار خدمتکار بود، مگه نه؟

75
00:04:18,250 --> 00:04:19,750
‫معلومه که کار خدمتکار بود.

76
00:04:19,916 --> 00:04:22,750
‫نه، نه، نه، کار باغبون بود.

77
00:04:22,875 --> 00:04:25,625
‫همه‌ش چمنا رو می‌زنه
‫ولی هیچی نمی‌خوره؟

78
00:04:25,750 --> 00:04:27,125
‫آره. مشکوکه.

79
00:04:27,250 --> 00:04:28,666
‫دیوونه شدید؟ کار دکتر بود.

80
00:04:28,875 --> 00:04:30,625
‫عمراً. کار اون عمه ترسناکه بود.

81
00:04:30,791 --> 00:04:33,750
‫عمه ترسناکه مال سه
‫تا داستان پیش بود، نابغه.

82
00:04:33,875 --> 00:04:35,625
‫چطور ممکنه پدر و مادرمون یکی باشه؟!

83
00:04:35,791 --> 00:04:37,291
‫اوه، باز شروع شد.

84
00:04:37,500 --> 00:04:39,125
‫درسته.

85
00:04:39,250 --> 00:04:40,875
‫اوه، دوباره شروع کردن.

86
00:04:41,000 --> 00:04:43,625
‫همه‌تون اشتباه می‌کنید.

87
00:04:43,750 --> 00:04:46,291
‫من دو فصل پیش فهمیدم داستان چیه.

88
00:04:46,416 --> 00:04:47,916
‫اوهوم، اوهوم. خدمتکار، نه؟

89
00:04:48,125 --> 00:04:49,250
‫خدمتکار نیست.

90
00:04:49,416 --> 00:04:52,500
‫برادرزاده‌ش، برتی هالینگزهد.

91
00:04:52,625 --> 00:04:55,000
‫ولی لیلی، مگه کارآگاه ثابت نکرد

92
00:04:55,125 --> 00:04:56,833
‫که همه مدارک علیه برتی هالینگزهد

93
00:04:57,000 --> 00:04:59,250
‫توسط قاتل واقعی جعل شده بود؟

94
00:04:59,416 --> 00:05:00,625
‫دقیقاً.

95
00:05:00,791 --> 00:05:02,250
‫متوجه نمی‌شی؟

96
00:05:02,375 --> 00:05:06,250
‫برای اینکه گیر نیفته،
‫خودش مدارک رو جعل کرده.

97
00:05:08,791 --> 00:05:11,541
‫قاتل واقعی همون برتی هالینگزهد بود.

98
00:05:12,875 --> 00:05:14,041
‫چرا این کارو کردی؟

99
00:05:15,541 --> 00:05:18,375
‫جورج فردا داستان رو تموم می‌کنه.

100
00:05:18,500 --> 00:05:19,750
‫خودتون می‌بینید.

101
00:05:23,166 --> 00:05:25,000
‫من هنوزم فکر می‌کنم کار خدمتکاره.

102
00:05:25,291 --> 00:05:27,625
‫«برتی همه چیز رو درباره اون قانون می‌دونست

103
00:05:28,000 --> 00:05:30,625
‫که می‌گفت هیچ‌کس رو نمی‌شه دو بار

104
00:05:30,750 --> 00:05:32,000
‫برای یه جرم محاکمه کرد.

105
00:05:32,125 --> 00:05:34,625
‫پس، برای فرار از محکومیت،

106
00:05:34,750 --> 00:05:36,791
‫خودش مدارک رو جعل کرد.

107
00:05:37,416 --> 00:05:41,875
‫برتی هالینگزهد قاتل واقعی بود.»

108
00:05:47,375 --> 00:05:49,750
‫الان بیشتر گوسفندام انگار روزشونو

109
00:05:49,875 --> 00:05:50,916
‫یا با غذا خوردن می‌گذرونن،

110
00:05:51,125 --> 00:05:52,916
‫یا به غذا خوردن فکر می‌کنن.

111
00:05:53,500 --> 00:05:55,875
‫اما سه تا بره شیطون و پرجنب‌وجوش دارم

112
00:05:56,000 --> 00:05:57,375
‫که انرژیشون تمومی نداره.

113
00:05:57,875 --> 00:06:00,125
‫موجودات کوچولوی شاد و بی‌خیال

114
00:06:00,250 --> 00:06:02,125
‫که تو بهار به دنیا اومدن.

115
00:06:02,500 --> 00:06:06,250
‫راستش، تقریباً همه بره‌ها
‫تو بهار به دنیا میان.

116
00:06:06,791 --> 00:06:11,000
‫و بعد، یه بره هم دارم
‫که تو زمستون به دنیا اومده.

117
00:06:11,125 --> 00:06:12,291
‫هان؟

118
00:06:12,416 --> 00:06:14,375
‫اوه. سلام.

119
00:06:16,791 --> 00:06:18,000
‫- من دیزی‌ام.
‫- من الیورم.

120
00:06:18,125 --> 00:06:20,125
‫- من پیکلزم.
‫- اسم تو چیه؟

121
00:06:20,250 --> 00:06:22,375
‫من اسم ندارم.

122
00:06:22,500 --> 00:06:24,166
‫می‌خوای با ما بازی کنی؟

123
00:06:24,625 --> 00:06:26,250
‫نه! کیش!

124
00:06:27,000 --> 00:06:29,750
‫نباید با اون بره زمستونی بازی کنید.

125
00:06:29,916 --> 00:06:32,541
‫اون به این گله تعلق نداره.

126
00:06:33,375 --> 00:06:36,125
‫بنا به دلایلی که فقط برای یه گوسفند منطقیه،

127
00:06:36,250 --> 00:06:37,791
‫یه گله اغلب اوقات...

128
00:06:37,916 --> 00:06:39,625
‫بره‌ای که تو زمستون به
‫دنیا اومده رو طرد می‌کنه.

129
00:06:39,750 --> 00:06:40,875
‫طوری نیست. اوه، بیا اینجا.

130
00:06:41,000 --> 00:06:42,625
‫فقط به این خاطر که یه بره زمستونی...

131
00:06:42,750 --> 00:06:44,375
‫- متفاوته.
‫- چیزی نیست.

132
00:06:44,500 --> 00:06:47,125
‫اوه، همینه. آفرین.

133
00:06:55,750 --> 00:06:57,041
‫یه سوال.

134
00:06:57,250 --> 00:06:59,666
‫چرا جورج همیشه
‫با اون بره اینقدر مهربونه؟

135
00:06:59,875 --> 00:07:01,541
‫جورج که گوسفند نیست.

136
00:07:01,750 --> 00:07:04,625
‫هیچ‌کس چیزی درباره
‫بره‌های زمستونی بهش یاد نداده.

137
00:07:16,666 --> 00:07:18,041
‫اوه، و یه چیز دیگه،

138
00:07:18,166 --> 00:07:19,291
‫اگه دعوتم رو قبول می‌کنی،

139
00:07:19,375 --> 00:07:22,250
‫باید بدونی که من نزدیک یه شهر
‫به اسم دنبروک زندگی می‌کنم.

140
00:07:22,625 --> 00:07:24,750
‫آدمای خاص خودش رو داره.

141
00:07:24,916 --> 00:07:26,000
‫مثلاً...

142
00:07:26,208 --> 00:07:27,291
‫کیلب، اونم یه چوپانه.

143
00:07:27,291 --> 00:07:28,125
‫صبح بخیر خانم‌ها.

144
00:07:28,250 --> 00:07:29,250
‫ازش خوشم نمیاد.

145
00:07:29,416 --> 00:07:30,875
‫هم، قصاب.

146
00:07:31,041 --> 00:07:32,916
‫اصلاً ازش خوشم نمیاد.

147
00:07:33,125 --> 00:07:34,500
‫بث، مسافرخونه‌دار.

148
00:07:34,666 --> 00:07:35,791
‫از من خوشش نمیاد.

149
00:07:36,000 --> 00:07:37,500
‫دلم می‌خواد اون مردو بکشم.

150
00:07:37,625 --> 00:07:40,625
‫تیم، پلیس.

151
00:07:40,750 --> 00:07:41,791
‫یه احمق.

152
00:07:42,000 --> 00:07:43,250
‫و کشیش هیلکوت،

153
00:07:43,375 --> 00:07:45,750
‫که فکر می‌کنه چوپان آدم‌هاست.

154
00:07:45,916 --> 00:07:49,000
‫رابطه پیچیده‌ای با هم داریم.

155
00:07:49,166 --> 00:07:51,416
‫خوانش امروز ما...

156
00:07:51,541 --> 00:07:53,250
‫مثل بره گمشده هست.

157
00:08:04,000 --> 00:08:05,750
‫جورج، اومدی به ما ملحق بشی؟

158
00:08:06,500 --> 00:08:09,041
‫همه تو خونه خداوند جا دارن.

159
00:08:10,000 --> 00:08:11,250
‫حتی قصاب‌ها؟

160
00:08:17,750 --> 00:08:19,625
‫نیومدم به شما ملحق بشم.

161
00:08:20,625 --> 00:08:22,250
‫اومدم بدهیم رو تسویه کنم.

162
00:08:28,916 --> 00:08:30,500
‫جورج پیر دوست‌داشتنی.

163
00:08:32,750 --> 00:08:34,125
‫جورج پیر دوست‌داشتنی.

164
00:08:34,500 --> 00:08:36,375
‫حرف در مورد آدما بسه.

165
00:08:36,750 --> 00:08:38,916
‫می‌خوام با گله‌م آشنا بشی.

166
00:08:39,125 --> 00:08:41,250
‫اونا مشتاق دیدنت هستن.

167
00:08:42,291 --> 00:08:44,000
‫منم همین‌طور.

168
00:08:44,666 --> 00:08:46,375
‫لطفاً زود بیا.

169
00:08:49,416 --> 00:08:51,041
‫با عشق، جورج.

170
00:08:58,291 --> 00:08:59,375
‫ابری؟

171
00:08:59,500 --> 00:09:01,000
‫- هوم؟
‫- یه سوال دارم.

172
00:09:01,166 --> 00:09:02,750
‫گل قاصدک مژه‌هام رو

173
00:09:02,875 --> 00:09:03,875
‫مثل مژه‌های تو قشنگ می‌کنه؟

174
00:09:04,000 --> 00:09:06,541
‫نه، برای مژه‌ها هیچ کاری نمی‌کنه.

175
00:09:06,750 --> 00:09:08,750
‫ولی برای پشم معجزه می‌کنه.

176
00:09:08,916 --> 00:09:10,250
‫به پشم‌چشم نگاه کن.

177
00:09:10,375 --> 00:09:12,000
‫اون فقط قاصدک می‌خوره.

178
00:09:12,125 --> 00:09:14,791
‫- اوه، پس اینا همونن؟
‫- آره.

179
00:09:15,000 --> 00:09:17,625
‫باید یه‌کم از اون قاصدک‌ها
‫رو برای سباستین نگه داریم.

180
00:09:17,750 --> 00:09:18,875
‫چند روزه که غیبش زده.

181
00:09:19,041 --> 00:09:20,041
‫کی اهمیت می‌ده؟

182
00:09:20,125 --> 00:09:22,666
‫از وقتی جورج اونو از
‫خدا می‌دونه کجا آورده اینجا،

183
00:09:22,875 --> 00:09:24,875
‫همه‌ش تو اون شهر ول می‌گرده.

184
00:09:25,000 --> 00:09:26,250
‫بذار گرسنه بمونه.

185
00:09:26,416 --> 00:09:28,250
‫فقط به خاطر اینکه اون به ما اهمیت نمی‌ده

186
00:09:28,375 --> 00:09:30,250
‫دلیل نمی‌شه که ما بهش اهمیت ندیم.

187
00:09:30,416 --> 00:09:32,666
‫سباستین عضوی از گله ماست.

188
00:09:32,916 --> 00:09:35,416
‫اوه، اوه، نگاه کنین! کیلب اومد!

189
00:09:38,291 --> 00:09:39,625
‫هاپوها!

190
00:09:39,791 --> 00:09:40,791
‫هاپوها، هاپوها،

191
00:09:40,916 --> 00:09:43,750
‫هاپوها، هاپوها، هاپوها.

192
00:09:45,500 --> 00:09:47,541
‫کیلب! اینجا!

193
00:09:47,750 --> 00:09:50,750
‫اوه، همیشه عاشق بوش بودم.

194
00:09:50,916 --> 00:09:52,375
‫به خاطر ژاکت‌های پشمیشه.

195
00:09:52,500 --> 00:09:55,625
‫خیلی قشنگ رنگ شدن.

196
00:09:55,875 --> 00:09:57,166
‫- می‌تونم بیام تو؟
‫- برو پی کارت!

197
00:09:57,291 --> 00:09:58,500
‫دارم میام تو.

198
00:09:59,000 --> 00:10:03,041
‫خیلی جدید و خوشگل و براقه.

199
00:10:03,500 --> 00:10:05,541
‫تو هم به همون چیزی فکر
‫می‌کنی که من فکر می‌کنم؟

200
00:10:05,875 --> 00:10:08,250
‫- دلم می‌خواد بکوبم بهش!
‫- بدجور دلم می‌خواد بکوبم بهش!

201
00:10:08,375 --> 00:10:10,375
‫رجی! رانی!

202
00:10:11,750 --> 00:10:12,750
‫ما قبلاً در این باره حرف زدیم.

203
00:10:12,875 --> 00:10:15,416
‫ما به چیزی نمی‌کوبیم مگه اینکه...؟

204
00:10:15,625 --> 00:10:17,250
‫مگه اینکه یه دلیل موجه

205
00:10:17,375 --> 00:10:18,750
‫برای کوبیدن داشته باشیم.

206
00:10:18,875 --> 00:10:19,875
‫آفرین.

207
00:10:20,041 --> 00:10:22,500
‫این سومین باریه که کیلب این ماه میاد اینجا.

208
00:10:22,666 --> 00:10:23,666
‫فقط یه چیز می‌تونه باشه

209
00:10:23,791 --> 00:10:25,250
‫که اون تو ممکنه در موردش حرف بزنن.

210
00:10:25,375 --> 00:10:27,000
‫قاطی کردن گله‌ها.

211
00:10:27,125 --> 00:10:29,041
‫- قاطی کردن گله‌ها!
‫- گوسفندای جدید.

212
00:10:29,250 --> 00:10:31,000
‫- مراتع جدید!
‫- هاپوها؟

213
00:10:31,125 --> 00:10:32,500
‫دارم بهش فکر می‌کنم!

214
00:10:32,625 --> 00:10:35,250
‫بهت یه فرصت دادم
‫و تو بهم دروغ گفتی، کیلب!

215
00:10:35,375 --> 00:10:36,541
‫دیگه هم برنگرد.

216
00:10:44,250 --> 00:10:46,875
‫انگار قرار نیست گله‌ها رو قاطی کنیم.

217
00:10:48,625 --> 00:10:49,875
‫خیلی خوشحال بودم.

218
00:10:50,041 --> 00:10:51,666
‫ولی الان ناراحت و دمغم.

219
00:10:51,875 --> 00:10:53,416
‫می‌خوام فراموش کنم این اتفاق افتاده!

220
00:10:53,625 --> 00:10:55,625
‫راست می‌گی. خیلی ضدحاله.

221
00:10:55,750 --> 00:10:57,000
‫خب بچه‌ها؟

222
00:10:57,166 --> 00:11:00,000
‫ما انتخاب می‌کنیم که کل ملاقات کیلب رو

223
00:11:00,125 --> 00:11:01,125
‫با شمردن تا سه فراموش کنیم.

224
00:11:01,250 --> 00:11:02,916
‫یک. دو...

225
00:11:03,125 --> 00:11:06,041
‫پس ماپل چی؟
‫اون نمی‌تونه چیزا رو فراموش کنه.

226
00:11:06,250 --> 00:11:07,041
‫چرا نمی‌تونه؟

227
00:11:07,250 --> 00:11:08,666
‫ماپل طفلکی.

228
00:11:08,875 --> 00:11:10,875
‫اون با یه مشکل وحشتناک به دنیا اومده.

229
00:11:11,166 --> 00:11:12,500
‫برخلاف بقیه ما،

230
00:11:12,625 --> 00:11:14,625
‫نمی‌تونه انتخاب کنه که چیزا رو فراموش کنه.

231
00:11:14,750 --> 00:11:15,875
‫آها، آره.

232
00:11:16,000 --> 00:11:18,250
‫ماپل، وقتی ما فراموش کردیم،

233
00:11:18,375 --> 00:11:20,500
‫لطفاً بهمون یادآوری نکن
‫که همچین اتفاقی افتاده.

234
00:11:20,666 --> 00:11:23,125
‫مطمئنید؟ واقعاً اونقدرام بد نبود.

235
00:11:23,291 --> 00:11:25,375
‫نه. ولی اونقدرام خوب نبود.

236
00:11:25,500 --> 00:11:26,541
‫پس چه کاریه؟

237
00:11:27,250 --> 00:11:28,250
‫آماده‌اید؟

238
00:11:28,625 --> 00:11:29,625
‫یک.

239
00:11:30,125 --> 00:11:31,166
‫دو.

240
00:11:31,500 --> 00:11:32,625
‫سه.

241
00:11:35,291 --> 00:11:36,875
‫- ابری؟
‫- هوم؟

242
00:11:37,000 --> 00:11:38,125
‫یه سوال.

243
00:11:38,291 --> 00:11:40,000
‫گل قاصدک مژه‌هام رو

244
00:11:40,125 --> 00:11:41,125
‫مثل مژه‌های تو قشنگ می‌کنه؟

245
00:11:41,250 --> 00:11:43,625
‫نه، برای مژه‌ها هیچ کاری نمی‌کنه.

246
00:11:43,791 --> 00:11:47,000
‫ولی برای پشم معجزه می‌کنه.

247
00:11:57,000 --> 00:11:58,000
‫من خوبم.

248
00:12:11,500 --> 00:12:13,416
‫خوب می‌شم، قول می‌دم.

249
00:12:13,625 --> 00:12:14,625
‫فقط...

250
00:12:15,750 --> 00:12:17,000
‫نمی‌دونم.

251
00:12:20,625 --> 00:12:22,375
‫خب، چون امیدوار بودم

252
00:12:22,500 --> 00:12:24,250
‫اوضاع به زودی تغییر کنه.

253
00:12:25,500 --> 00:12:28,125
‫اما تو لازم نیست نگران باشی.

254
00:12:28,250 --> 00:12:29,625
‫مشکلی برات پیش نمیاد.

255
00:12:30,875 --> 00:12:32,875
‫منم حالم خوب می‌شه.

256
00:13:04,125 --> 00:13:05,125
‫سلام.

257
00:13:05,291 --> 00:13:08,166
‫اوه. سلام، سلام. خبر جالبی هست؟

258
00:13:08,375 --> 00:13:12,916
‫برای دوشنبه پست زیادی نداریم.
‫فقط قبض و خرت و پرت.

259
00:13:13,041 --> 00:13:15,000
‫جورج. داره برای کی نامه می‌فرسته؟

260
00:13:15,125 --> 00:13:17,500
‫خب، نباید چیزی بگم، اما...

261
00:13:18,375 --> 00:13:21,750
‫خانمی به اسم ربکا همپستد. تو آمریکا.

262
00:13:22,375 --> 00:13:23,708
‫هر کی که هست، الان چند ماهه

263
00:13:23,750 --> 00:13:25,541
‫دارن به هم نامه می‌دن.

264
00:13:25,916 --> 00:13:27,041
‫و...

265
00:13:27,250 --> 00:13:28,375
‫بیا.

266
00:13:28,791 --> 00:13:29,875
‫بوش کن.

267
00:13:30,416 --> 00:13:31,916
‫کاغذ با بوی گل رز.

268
00:13:32,250 --> 00:13:33,375
‫اینا نامه‌های عاشقانه‌ست.

269
00:13:33,500 --> 00:13:34,625
‫باورت می‌شه؟

270
00:13:34,750 --> 00:13:38,750
‫جورج هاردی بدعنق، یه پیرمرد رمانتیک لوسه.

271
00:13:38,875 --> 00:13:40,500
‫کی فکرشو می‌کرد.

272
00:13:42,625 --> 00:13:44,250
‫جورج احساساتی.

273
00:13:44,416 --> 00:13:45,416
‫آره.

274
00:13:45,791 --> 00:13:47,291
‫- مراقب خودت باش.
‫- آره، تو هم همینطور.

275
00:13:47,291 --> 00:13:48,375
‫خداحافظ!

276
00:13:50,041 --> 00:13:51,375
‫- سلام! سلام!
‫- سلام!

277
00:13:51,500 --> 00:13:53,250
‫من تازه از شهر

278
00:13:53,375 --> 00:13:54,625
‫برای جشنواره فرهنگی دنبروک اومدم.

279
00:13:54,625 --> 00:13:56,250
‫اوه، عالیه.

280
00:13:56,541 --> 00:13:58,000
‫همینجاست.

281
00:13:58,791 --> 00:14:00,125
‫دنبالم بیا.

282
00:14:00,541 --> 00:14:02,416
‫اینجاست؟

283
00:14:02,875 --> 00:14:06,541
‫به جشنواره فرهنگی دنبروک خوش اومدی.

284
00:14:09,125 --> 00:14:10,291
‫[آثار هنری اصیل - اثر بث پنوک]

285
00:14:10,625 --> 00:14:11,791
‫شوخیت گرفته.

286
00:14:12,000 --> 00:14:14,750
‫چی؟ این میراث شهر ماست.

287
00:14:15,375 --> 00:14:16,375
‫چی...

288
00:14:17,291 --> 00:14:20,000
‫این چیه... بازگشت... بازگشت به از؟

289
00:14:20,375 --> 00:14:22,375
‫آره، بهترین فیلمیه که تا حالا ساخته شده.

290
00:14:22,750 --> 00:14:25,250
‫و اون در فاصله ۶۵ کیلومتری
‫این جاده فیلم‌برداری کردن.

291
00:14:25,625 --> 00:14:28,416
‫خیلیا موافقن که از فیلم اصلی بهتره.

292
00:14:28,791 --> 00:14:29,791
‫تا حالا ندیدمش.

293
00:14:30,000 --> 00:14:32,125
‫کی «بازگشت به از» رو ندیده؟

294
00:14:32,250 --> 00:14:36,250
‫ببخشید. آخه چرا باید
‫برای این یه بنر گنده بزنی؟

295
00:14:36,375 --> 00:14:37,416
‫می‌خوام مردم بیان.

296
00:14:37,541 --> 00:14:39,250
‫بدون آدم که جشنواره نمی‌شه.

297
00:14:39,750 --> 00:14:42,916
‫اوه نه، این اصلاً جشنواره نیست.

298
00:14:43,125 --> 00:14:45,250
‫نه. فقط چند تا میزه.

299
00:14:46,375 --> 00:14:48,625
‫داری به من می‌گی چطور کارمو اداره کنم؟

300
00:14:49,250 --> 00:14:50,250
‫نه.

301
00:14:51,250 --> 00:14:53,000
‫حق با شماست. معذرت می‌خوام.

302
00:14:53,750 --> 00:14:55,625
‫انگار بد شروع کردیم.

303
00:14:55,750 --> 00:14:57,041
‫ام...

304
00:14:57,166 --> 00:14:58,375
‫اسم من الیوت متیوزه.

305
00:14:59,166 --> 00:15:00,416
‫من خبرنگار روزنامه گزت هستم.

306
00:15:02,250 --> 00:15:03,791
‫خبرنگار تازه‌کار.

307
00:15:06,666 --> 00:15:08,875
‫باشه. خب. من تو بخش ترحیم کار می‌کنم.

308
00:15:09,000 --> 00:15:12,041
‫اما خیلی وقته دنبال یه
‫خبر واقعی می‌گردم،

309
00:15:12,250 --> 00:15:16,250
‫و سردبیر بخش گزارش‌ها اینو داد بهم:

310
00:15:17,000 --> 00:15:18,875
‫جشنواره فرهنگی دنبروک.

311
00:15:19,000 --> 00:15:21,750
‫- خب؟ انگار رویاییه.
‫- آره، خیلی باحاله.

312
00:15:21,916 --> 00:15:26,250
‫من که با نوشتن در مورد این
‫ترفیع نمی‌گیرم، می‌گیرم؟ نه.

313
00:15:26,625 --> 00:15:28,875
‫- چه حیف.
‫- هوم...

314
00:15:29,000 --> 00:15:30,500
‫ده تا. نقد.

315
00:15:30,875 --> 00:15:31,916
‫برای چی؟

316
00:15:32,125 --> 00:15:33,875
‫- پول ورودی.
‫- پول ورودی.

317
00:15:34,375 --> 00:15:35,375
‫اوه...

318
00:15:37,166 --> 00:15:38,250
‫ده تا.

319
00:15:38,416 --> 00:15:39,750
‫بگیر...

320
00:15:40,416 --> 00:15:41,625
‫همه‌شو بگیر.

321
00:15:42,750 --> 00:15:44,000
‫فقط...

322
00:15:45,125 --> 00:15:46,291
‫چه آدم عجیب‌غریبی.

323
00:16:05,375 --> 00:16:08,541
‫جورج کجاست؟ داستان شبانه‌مون چی شد؟

324
00:16:08,750 --> 00:16:10,041
‫تا الان دیگه باید می‌اومد بیرون.

325
00:16:12,625 --> 00:16:15,916
‫اوه، اون صدا چیزی نیست
‫که ازش بترسید.

326
00:16:16,125 --> 00:16:17,250
‫سر ریچفیلد؟

327
00:16:17,375 --> 00:16:20,416
‫بله، وقتشه که بهتون بگم، بره‌های کوچولو،

328
00:16:20,750 --> 00:16:24,000
‫چون رسم دنیا همینه.

329
00:16:24,166 --> 00:16:27,416
‫همه اون ابرا یه زمانی گوسفند بودن،

330
00:16:27,541 --> 00:16:28,875
‫درست مثل من و شما.

331
00:16:29,041 --> 00:16:32,375
‫و وقتی می‌بینن
‫زمین خیلی خشک شده،

332
00:16:32,541 --> 00:16:34,791
‫شروع به رقصیدن می‌کنن.

333
00:16:35,000 --> 00:16:36,875
‫صداهای بلند و مهیبی می‌دن

334
00:16:37,000 --> 00:16:38,916
‫وقتی با لگد بارون رو از آسمون می‌ریزن پایین

335
00:16:39,125 --> 00:16:42,000
‫تا علف‌ها و شبدرها رشد کنن.

336
00:16:42,166 --> 00:16:44,250
‫همه گوسفندا ابر می‌شن؟

337
00:16:44,375 --> 00:16:46,916
‫آره، پیکلز. همه‌مون.

338
00:16:47,125 --> 00:16:49,125
‫منم یه روز ابر می‌شم،

339
00:16:49,250 --> 00:16:51,375
‫درست مثل پدر و مادرم قبل از من.

340
00:16:51,666 --> 00:16:53,166
‫هرچند...

341
00:16:53,291 --> 00:16:55,166
‫به دلایلی،

342
00:16:55,291 --> 00:16:56,625
‫یادم نمیاد چطوری بود

343
00:16:56,791 --> 00:16:59,125
‫وقتی پدر و مادرم تبدیل به ابر شدن.

344
00:16:59,250 --> 00:17:02,041
‫ماپل، تو که همه‌چیز یادته.

345
00:17:02,416 --> 00:17:05,291
‫اون روز باید خیلی
‫فوق‌العاده بوده باشه، مگه نه؟

346
00:17:06,000 --> 00:17:07,291
‫ام...

347
00:17:11,125 --> 00:17:13,541
‫خب، آره. البته.

348
00:17:13,750 --> 00:17:15,041
‫اونا خداحافظی کردن

349
00:17:15,166 --> 00:17:17,500
‫و با شادی تو آسمون شناور شدن و رفتن،

350
00:17:17,666 --> 00:17:20,500
‫تبدیل به دو تا ابر پشمالوی خوشگل شدن

351
00:17:20,625 --> 00:17:23,250
‫و دارن از بالا به همه‌مون

352
00:17:23,500 --> 00:17:24,750
‫با عشق نگاه می‌کنن.

353
00:17:26,000 --> 00:17:27,125
‫برای همیشه.

354
00:17:28,791 --> 00:17:30,000
‫ممنون.

355
00:17:30,875 --> 00:17:31,875
‫اوهوم...

356
00:17:34,041 --> 00:17:35,625
‫و اینم از این!

357
00:17:36,000 --> 00:17:38,166
‫دقیقاً همون‌طور که باید باشه.

358
00:17:40,000 --> 00:17:41,166
‫آره.

359
00:17:41,500 --> 00:17:44,500
‫همه‌چیز دقیقاً همون‌طوره که باید باشه.

360
00:18:29,375 --> 00:18:31,166
‫نیمه پر لیوان اینه که،

361
00:18:31,291 --> 00:18:34,250
‫تو بهترین موقع رو برای
‫سر در آوردن از اینجا انتخاب کردی.

362
00:18:34,625 --> 00:18:37,416
‫الان جشنواره فرهنگی دنبروکه!

363
00:18:37,875 --> 00:18:40,875
‫ای خوش‌شانس!

364
00:18:41,000 --> 00:18:43,500
‫خب، من آخر هفته پیش با خواهرم رفتم،

365
00:18:43,625 --> 00:18:45,000
‫و یه‌کم پنیر محلی خوردیم.

366
00:18:45,166 --> 00:18:47,166
‫و خیلی بهتر از هر چیزی بود که

367
00:18:47,375 --> 00:18:50,291
‫می‌تونی تو اون پنیرفروشی‌های
‫باکلاس شهر بخری.

368
00:18:50,500 --> 00:18:51,750
‫خواهرم گفت که من...

369
00:18:51,875 --> 00:18:53,250
‫اونو دیدی؟

370
00:18:54,000 --> 00:18:55,250
‫چیو؟

371
00:19:33,625 --> 00:19:35,125
‫هورا! بیدار شدی!

372
00:19:35,291 --> 00:19:36,750
‫من چند بار ازتون خواستم

373
00:19:36,875 --> 00:19:38,291
‫که این کار رو نکنید.

374
00:19:38,416 --> 00:19:39,416
‫یادمون رفت!

375
00:19:39,625 --> 00:19:41,250
‫یادمون رفت.

376
00:19:41,416 --> 00:19:42,500
‫معلومه که یادتون رفت.

377
00:19:42,625 --> 00:19:43,625
‫اونو ببین!

378
00:19:43,791 --> 00:19:45,708
‫- صبر کن منم بیام!
‫- وایسا، یواش‌تر!

379
00:19:49,666 --> 00:19:50,916
‫♪ وقتی بیدار می‌شم ♪

380
00:19:53,166 --> 00:19:55,875
‫♪ قراره همون مردی باشم
‫که کنارت بیدار می‌شه... ♪

381
00:19:59,541 --> 00:20:01,625
‫لیلی؟ داری...؟

382
00:20:02,000 --> 00:20:04,500
‫فکر کنم یه بازیه. تکون نخور.

383
00:20:04,625 --> 00:20:07,375
‫اولین نفری که تکون بخوره باخته.

384
00:20:20,166 --> 00:20:22,125
‫اون بازی نمی‌کنه.

385
00:20:22,291 --> 00:20:25,500
‫پس، داره چیکار می‌کنه؟

386
00:20:26,875 --> 00:20:27,875
‫ام...

387
00:20:28,375 --> 00:20:29,500
‫لیلی.

388
00:20:29,875 --> 00:20:31,000
‫اون...

389
00:20:31,791 --> 00:20:33,250
‫اون مرده.

390
00:20:33,750 --> 00:20:35,625
‫جورج مرده.

391
00:20:36,041 --> 00:20:38,500
‫چی...؟ منظورت چیه که مرده؟

392
00:20:39,541 --> 00:20:40,916
‫این که واقعی نیست.

393
00:20:41,125 --> 00:20:43,000
‫فقط تو کتاباست.

394
00:20:46,916 --> 00:20:48,375
‫واقعیه؟

395
00:20:52,416 --> 00:20:54,291
‫آدما می‌میرن؟

396
00:20:56,500 --> 00:20:58,791
‫اونم تبدیل به ابر می‌شه؟

397
00:20:59,875 --> 00:21:03,125
‫نه. فقط گوسفندا اونجوری می‌شن.

398
00:21:32,750 --> 00:21:34,125
‫- «مرده»؟
‫- «مرده»؟

399
00:21:34,291 --> 00:21:35,625
‫این یه چیز واقعیه؟

400
00:21:36,125 --> 00:21:37,666
‫انگار که واقعیه.

401
00:21:37,875 --> 00:21:39,750
‫یعنی گوسفندا هم ممکنه بمیرن؟

402
00:21:39,875 --> 00:21:42,791
‫نه، پیکلز، ما تبدیل به ابر می‌شیم، اما...

403
00:21:43,000 --> 00:21:44,250
‫جورج نمی‌تونه بمیره.

404
00:21:44,416 --> 00:21:47,000
‫من داروم رو لازم دارم. من ارف دارم.

405
00:21:47,125 --> 00:21:48,125
‫ارف چیه؟

406
00:21:48,291 --> 00:21:49,541
‫این ارفه.

407
00:21:51,375 --> 00:21:52,375
‫چقدر چندشه!

408
00:21:52,541 --> 00:21:55,500
‫فکر نکنم هیچ‌کدومتون بفهمید دارم چی می‌گم.

409
00:21:56,041 --> 00:21:57,750
‫جورج دیگه نیست.

410
00:21:57,875 --> 00:21:59,666
‫اون دیگه هیچ‌وقت برنمی‌گرده.

411
00:21:59,875 --> 00:22:02,541
‫اما جورج چوپان ما بود.
‫حالا ما چی‌کار کنیم؟

412
00:22:02,750 --> 00:22:04,750
‫آره، تو باهوش‌ترین گوسفند دنیایی، لیلی.

413
00:22:04,875 --> 00:22:05,916
‫به ما بگو چی‌کار کنیم!

414
00:22:06,125 --> 00:22:08,375
‫فقط یه کار هست که می‌تونیم بکنیم.

415
00:22:09,500 --> 00:22:11,125
‫باید جورج رو فراموش کنیم.

416
00:22:11,250 --> 00:22:14,000
‫چی؟ اما لیلی، اون جورج بود.
‫ما نمی‌تونیم همین‌طوری به یاد...

417
00:22:14,166 --> 00:22:17,500
‫به یاد آوردنش خیلی
‫دردناکه. من نمی‌تونم انجامش بدم.

418
00:22:17,666 --> 00:22:18,750
‫اون راست می‌گه.

419
00:22:18,875 --> 00:22:21,416
‫گوسفندا قرار نیست همچین
‫احساساتی داشته باشن.

420
00:22:21,625 --> 00:22:24,500
‫ما باید انتخاب کنیم که فراموش کنیم.

421
00:22:25,750 --> 00:22:28,250
‫با شماره سه.

422
00:22:28,375 --> 00:22:29,500
‫اما صبر کنید. این کارو...

423
00:22:29,666 --> 00:22:30,666
‫یک.

424
00:22:30,875 --> 00:22:32,250
‫نه، خواهش می‌کنم این کارو نکنید! این جورجه!

425
00:22:32,625 --> 00:22:33,625
‫دو.

426
00:22:33,791 --> 00:22:35,875
‫شما هیچی رو فراموش نمی‌کنید.

427
00:22:37,250 --> 00:22:38,250
‫سباستین.

428
00:22:38,416 --> 00:22:40,625
‫واقعاً فکر کردین می‌ذارم

429
00:22:40,750 --> 00:22:42,875
‫چوپانم رو به این راحتی فراموش کنین؟

430
00:22:43,000 --> 00:22:44,875
‫اون چوپان ما بود، سباستین.

431
00:22:45,041 --> 00:22:46,500
‫همه‌مون دوستش داشتیم.

432
00:22:46,750 --> 00:22:48,750
‫تحملش خیلی دردناکه.

433
00:22:49,250 --> 00:22:51,000
‫و ما قراره فراموش کنیم.

434
00:22:51,125 --> 00:22:53,125
‫نه، نمی‌کنید.

435
00:22:53,291 --> 00:22:56,041
‫شما به یادش میارید چون کار درستیه.

436
00:22:56,250 --> 00:22:57,666
‫چون عادلانه‌ست.

437
00:22:58,000 --> 00:22:59,166
‫عادل کیه؟

438
00:22:59,375 --> 00:23:01,541
‫نه، نه... منظورم عدالته.

439
00:23:02,500 --> 00:23:03,500
‫عدالت کیه؟

440
00:23:03,666 --> 00:23:06,041
‫عـدالـت. عدالت.

441
00:23:06,250 --> 00:23:08,625
‫یعنی خوب‌ها نباید
‫از دست بدها آسیب ببینن.

442
00:23:08,750 --> 00:23:11,125
‫ضعیف‌ها نباید از دست قوی‌ها آسیب ببینن.

443
00:23:11,250 --> 00:23:14,125
‫و یه دوست هیچ‌وقت نباید فراموش بشه.

444
00:23:14,541 --> 00:23:17,500
‫جورج یه بار در حق من عدالت رو نشون داد.

445
00:23:17,875 --> 00:23:19,791
‫حالا اونم در عوض لیاقتش رو داره.

446
00:23:20,000 --> 00:23:21,125
‫درست می‌گه.

447
00:23:21,250 --> 00:23:23,250
‫جورج همیشه با من خیلی مهربون بود.

448
00:23:23,375 --> 00:23:24,375
‫با همه‌تون.

449
00:23:24,541 --> 00:23:27,041
‫برای همینه که شما رو فقط
‫برای پشمتون پرورش داد.

450
00:23:27,250 --> 00:23:28,875
‫مگه آدما برای چی گوسفند پرورش می‌دن؟

451
00:23:29,000 --> 00:23:30,208
‫هیچ دلیل دیگه‌ای نداره. فقط برای پشم.

452
00:23:30,250 --> 00:23:31,250
‫فقط برای اون پشمای دوست‌داشتنی.

453
00:23:31,375 --> 00:23:32,625
‫اوه! من یه سوال دارم.

454
00:23:32,916 --> 00:23:34,375
‫معنی زندگی آدما چیه

455
00:23:34,500 --> 00:23:36,750
‫اگه قراره یه روزی تو یه
‫چشم به هم زدن تموم بشه؟

456
00:23:36,875 --> 00:23:38,375
‫اصلاً چرا آدما اینجا هستن؟

457
00:23:38,500 --> 00:23:39,833
‫و کی اون‌ها رو آفریده؟
‫و کی ما رو آفریده؟

458
00:23:39,875 --> 00:23:40,666
‫و داخل یه درخت چیه

459
00:23:40,791 --> 00:23:42,083
‫و ماه تو طول روز کجا می‌ره؟

460
00:23:42,125 --> 00:23:44,375
‫و چرا جورج به قتل رسید؟

461
00:23:44,500 --> 00:23:47,000
‫«به قتل رسید»؟
‫منظورت از «به قتل رسید» چیه؟

462
00:23:47,125 --> 00:23:48,291
‫تو قصه‌های شبانه،

463
00:23:48,416 --> 00:23:49,875
‫آدمای مرده همیشه به قتل می‌رسن.

464
00:23:50,041 --> 00:23:51,125
‫نه، نه، زورا.

465
00:23:51,291 --> 00:23:53,666
‫اونا همه‌ش الکیه. این واقعیه.

466
00:23:53,875 --> 00:23:54,916
‫مگه نه، لیلی؟

467
00:23:55,125 --> 00:23:56,166
‫آره، دقیقاً.

468
00:23:56,291 --> 00:23:58,500
‫هیچ دلیلی وجود نداره
‫که فکر کنیم جورج...

469
00:24:00,125 --> 00:24:01,625
‫کلاهش.

470
00:24:19,125 --> 00:24:21,125
‫من اومده بودم تا چند
‫تا برگه رو بدم امضا کنه

471
00:24:21,250 --> 00:24:22,625
‫و این‌طوری پیداش کردم.

472
00:24:23,875 --> 00:24:25,291
‫می‌خوای چند کلمه‌ای حرف بزنی؟

473
00:24:25,500 --> 00:24:26,291
‫نه.

474
00:24:29,625 --> 00:24:30,750
‫کیلب.

475
00:24:32,791 --> 00:24:34,666
‫قصاب اینجا چیکار می‌کنه؟

476
00:24:36,875 --> 00:24:38,125
‫پنج.

477
00:24:39,000 --> 00:24:40,041
‫شش.

478
00:24:41,416 --> 00:24:42,791
‫اون گوسفندا رو می‌خواد.

479
00:24:44,625 --> 00:24:46,250
‫پونزده.

480
00:24:47,750 --> 00:24:49,291
‫شونزده.

481
00:24:49,791 --> 00:24:51,250
‫لیلی. داری چیکار می‌کنی؟

482
00:24:51,375 --> 00:24:53,125
‫ممکنه چیزی نباشه...

483
00:24:53,250 --> 00:24:54,291
‫اما همه‌ش

484
00:24:54,416 --> 00:24:56,250
‫به کلاه و بارونی جورج فکر می‌کنم.

485
00:24:56,416 --> 00:24:57,625
‫کدوم کلاه و بارونی؟

486
00:24:57,750 --> 00:24:58,625
‫دقیقاً.

487
00:24:58,750 --> 00:25:01,041
‫اون تو طوفان اومد
‫بیرون. چرا اونا رو نپوشید؟

488
00:25:01,250 --> 00:25:02,500
‫مگه اینکه...

489
00:25:02,625 --> 00:25:04,625
‫قلاب بگیر برم بالا.

490
00:25:08,041 --> 00:25:09,125
‫چی؟

491
00:25:09,500 --> 00:25:11,625
‫گفتم، کاش می‌تونستم اینو فراموش کنم.

492
00:25:14,750 --> 00:25:16,500
‫چیزی می‌بینی؟

493
00:25:18,416 --> 00:25:20,916
‫من همه‌چی رو می‌بینم.

494
00:25:36,125 --> 00:25:37,500
‫ببخشید؟

495
00:25:37,666 --> 00:25:38,750
‫صبح بخیر.

496
00:25:38,875 --> 00:25:41,125
‫ببخشید، تو هنوز
‫تو شهر چیکار می‌کنی؟

497
00:25:41,250 --> 00:25:43,125
‫ماشینم مشکل پیدا کرد. این کیه؟

498
00:25:43,500 --> 00:25:45,916
‫اسمش جورج هاردیه.
‫یه چوپانه.

499
00:25:46,250 --> 00:25:47,625
‫چی شده؟

500
00:25:47,750 --> 00:25:49,250
‫احتمالاً حمله قلبی بوده.

501
00:25:49,416 --> 00:25:51,750
‫متأسفانه خبر دندون‌گیری برای تو نیست.

502
00:25:52,125 --> 00:25:54,916
‫مگه اینکه چیز غیرعادی‌ای
‫در کار باشه. درسته؟

503
00:25:55,125 --> 00:25:56,875
‫نه. من همه‌جا رو گشتم.

504
00:25:57,041 --> 00:25:59,000
‫اطراف کاروان رو گشتم.

505
00:26:00,000 --> 00:26:01,541
‫زیر کاروان.

506
00:26:01,750 --> 00:26:03,666
‫داخل کاروان چی؟

507
00:26:07,166 --> 00:26:08,166
‫ام...

508
00:26:09,000 --> 00:26:10,500
‫ارزش نگاه کردن رو داره.

509
00:26:11,375 --> 00:26:13,291
‫اوه، شاید بهتر باشه که...

510
00:26:14,625 --> 00:26:15,625
‫چی؟

511
00:26:15,791 --> 00:26:17,625
‫اثر انگشت هست دیگه، نه؟

512
00:26:18,666 --> 00:26:21,541
‫درسته. تحلیل جرم.

513
00:26:22,250 --> 00:26:23,250
‫آره.

514
00:26:32,125 --> 00:26:34,375
‫خب، همه‌چیز مرتب به نظر می‌رسه.

515
00:26:34,500 --> 00:26:36,000
‫صبر کن، وایسا، وایسا.

516
00:26:37,041 --> 00:26:38,750
‫چرا باید مردی که داره سکته قلبی می‌کنه

517
00:26:38,875 --> 00:26:41,875
‫همین‌طوری پا شه بره بیرون؟

518
00:26:42,166 --> 00:26:43,875
‫احتمالاً وقتی اتفاق افتاده بیرون بوده.

519
00:26:44,041 --> 00:26:45,875
‫نه، نه. همین‌جا اتفاق افتاده.

520
00:26:46,541 --> 00:26:48,291
‫صندلیش رو انداخته زمین.

521
00:26:52,125 --> 00:26:53,625
‫و تنها هم نبوده.

522
00:26:53,916 --> 00:26:55,625
‫و تنها هم نبوده.

523
00:26:57,750 --> 00:26:59,000
‫بی‌خیال، رفیق.

524
00:26:59,541 --> 00:27:01,000
‫یه سکته قلبی بوده.

525
00:27:01,166 --> 00:27:03,166
‫به نظرم داری عمداً
‫این حقیقت رو نادیده می‌گیری

526
00:27:03,250 --> 00:27:05,041
‫که مدارکی هست که خلاف اینو نشون می‌ده.

527
00:27:05,166 --> 00:27:08,250
‫داری چی می‌گی؟ می‌گی
‫من می‌ترسم این یه قتل باشه؟

528
00:27:08,625 --> 00:27:09,625
‫می‌ترسی؟

529
00:27:10,375 --> 00:27:11,375
‫خواهش می‌کنم.

530
00:27:11,541 --> 00:27:13,750
‫کاش تو دنبروک یه قتل اتفاق می‌افتاد.

531
00:27:13,875 --> 00:27:15,166
‫کاش روزی یه قتل داشتیم.

532
00:27:15,375 --> 00:27:16,916
‫هیچ‌چیزی بیشتر از این منو خوشحال نمی‌کرد.

533
00:27:18,875 --> 00:27:23,000
‫ببین، می‌دونم برای شغل مهمت
‫تو روزنامه به یه خبر نیاز داری.

534
00:27:23,166 --> 00:27:24,625
‫اما متأسفم...

535
00:27:27,750 --> 00:27:30,416
‫جورج هاردی به قتل نرسیده.

536
00:27:31,250 --> 00:27:32,625
‫جورج هاردی به قتل رسیده.

537
00:27:34,041 --> 00:27:36,416
‫پلیسه گفت قتله؟

538
00:27:36,625 --> 00:27:38,750
‫نه. پلیسه گفت حمله قلبی بوده.

539
00:27:38,875 --> 00:27:39,875
‫اما اون اشتباه می‌کنه.

540
00:27:40,000 --> 00:27:43,291
‫آها. پس واقعاً قتل نیست.

541
00:27:43,500 --> 00:27:47,375
‫فقط یه حدس الکیه
‫که یه حیوون طویله زده.

542
00:27:48,375 --> 00:27:50,041
‫خیلی خب.

543
00:27:50,750 --> 00:27:52,625
‫یه نفر اومده پیش جورج

544
00:27:52,750 --> 00:27:54,791
‫که اون‌قدر خوب می‌شناختش
‫که بهش یه نوشیدنی تعارف کرده.

545
00:27:55,000 --> 00:27:56,541
‫بعدش حالش بد شده.

546
00:27:56,750 --> 00:27:59,750
‫اینکه مهمونش به کسی خبر نداده

547
00:27:59,875 --> 00:28:01,500
‫نشون می‌ده که خودش مقصر بوده،

548
00:28:01,666 --> 00:28:05,125
‫و نبود هیچ جای زخم و جراحتی نشونه‌ی سمه.

549
00:28:05,416 --> 00:28:07,750
‫لکه سبز علفی روی دستش

550
00:28:07,875 --> 00:28:09,375
‫نشون‌دهنده یه درگیریه.

551
00:28:09,625 --> 00:28:11,291
‫قاتل فرار کرده.

552
00:28:11,500 --> 00:28:14,750
‫جورج تسلیم سم شده و مرده.

553
00:28:17,166 --> 00:28:18,375
‫من هیچ‌وقت حدس نمی‌زنم.

554
00:28:19,166 --> 00:28:20,541
‫- هوم...
‫- هیچ امیدی

555
00:28:20,666 --> 00:28:22,375
‫به پلیسه نیست. اونا همیشه

556
00:28:22,375 --> 00:28:23,375
‫تو قصه‌های شبانه همین‌طورن.

557
00:28:23,500 --> 00:28:25,666
‫برای همینه که یه نفر دیگه باید بیاد

558
00:28:25,791 --> 00:28:26,875
‫و معما رو حل کنه.

559
00:28:27,041 --> 00:28:28,125
‫کی؟

560
00:28:28,416 --> 00:28:29,916
‫جورج به ما غذا داد.

561
00:28:30,125 --> 00:28:32,250
‫جورج از ما مراقبت کرد.

562
00:28:32,375 --> 00:28:34,250
‫جورج ما رو دوست داشت.

563
00:28:34,750 --> 00:28:36,166
‫ما همه‌چیزمون رو مدیون اونیم.

564
00:28:36,625 --> 00:28:38,250
‫منظورت چیه؟

565
00:28:38,375 --> 00:28:40,916
‫چوپان ما به قتل رسیده.

566
00:28:41,125 --> 00:28:43,875
‫و ما باید این معما رو حل کنیم.

567
00:28:48,250 --> 00:28:49,250
‫کجاش خنده‌داره؟

568
00:28:49,375 --> 00:28:51,541
‫اوه، وای.

569
00:28:52,375 --> 00:28:53,750
‫اول از همه...

570
00:28:53,916 --> 00:28:56,250
‫شما گوسفندید!

571
00:28:56,625 --> 00:28:57,750
‫داره در مورد تو حرف می‌زنه.

572
00:28:57,875 --> 00:29:02,250
‫همه‌تون فکر می‌کنین اون‌قدر
‫باهوشین که یه جنایت رو حل کنین؟

573
00:29:02,375 --> 00:29:05,750
‫می‌دونین آدما به آدمای خنگی

574
00:29:05,875 --> 00:29:07,125
‫که نمی‌تونن درست فکر کنن چی می‌گن؟

575
00:29:07,291 --> 00:29:08,291
‫اردک!

576
00:29:08,500 --> 00:29:09,291
‫گوسفند!

577
00:29:09,500 --> 00:29:12,250
‫و تو. «باهوش‌ترین گوسفند دنیا.»

578
00:29:12,416 --> 00:29:15,166
‫«کجای این دنیا» رو تا حالا دیدی؟

579
00:29:15,500 --> 00:29:18,250
‫اینجا رو؟ و اونجا رو؟

580
00:29:18,625 --> 00:29:19,666
‫برو بابا.

581
00:29:19,875 --> 00:29:21,250
‫برین سر همون یونجه

582
00:29:21,375 --> 00:29:23,916
‫و قاصدک‌هاتون و چرت‌زدن‌هاتون

583
00:29:24,125 --> 00:29:26,875
‫و پرونده‌های قتل رو
‫بذارین به عهده آدما.

584
00:29:28,375 --> 00:29:30,875
‫خب. شروع کنیم؟

585
00:29:33,000 --> 00:29:36,625
‫دنبال سرنخ بگردین.
‫به هیچ مدرکی هم دست نزنین.

586
00:29:38,791 --> 00:29:41,625
‫و صحنه‌ی جرم رو هم نخورین!

587
00:29:43,000 --> 00:29:44,250
‫هی، این چیه؟

588
00:29:44,416 --> 00:29:47,500
‫بچه‌ها! ممکنه من داخل یه سرنخ باشم!

589
00:29:47,625 --> 00:29:48,875
‫آخ!

590
00:29:49,000 --> 00:29:51,375
‫اوه، خدای من. آهای!

591
00:29:51,500 --> 00:29:53,500
‫باشه، کلاً بی‌خیال سرنخ‌ها بشین.

592
00:29:53,625 --> 00:29:57,125
‫کسی شب قتل چیزی ندید؟

593
00:29:57,250 --> 00:29:58,750
‫من دیدم.

594
00:29:59,875 --> 00:30:01,916
‫من تو رو دیدم، سباستین.

595
00:30:03,000 --> 00:30:04,166
‫سباستین این کارو کرده!

596
00:30:04,375 --> 00:30:05,875
‫قاتل!

597
00:30:06,416 --> 00:30:08,375
‫درسته. کار من بود.

598
00:30:08,541 --> 00:30:10,625
‫رفتم تو از دری که ازش رد نمی‌شم،

599
00:30:10,750 --> 00:30:12,541
‫نشستم رو صندلی‌ای که نمی‌تونه منو نگه داره

600
00:30:12,750 --> 00:30:14,791
‫و چوپان خودم رو بی‌دلیل کشتم

601
00:30:15,000 --> 00:30:16,291
‫با فشار دادن

602
00:30:16,416 --> 00:30:18,875
‫چند قطره سم تو لیوانش

603
00:30:19,125 --> 00:30:20,875
‫با این.

604
00:30:21,041 --> 00:30:22,916
‫- پر بیراه نمی‌گه.
‫- چی شده؟

605
00:30:22,916 --> 00:30:25,250
‫هیچ‌کدومتون هیچ آدمی دیدین؟

606
00:30:26,000 --> 00:30:27,750
‫من روح جورج رو دیدم.

607
00:30:29,000 --> 00:30:30,791
‫- نه، ندیدی.
‫- چرا دیدم.

608
00:30:32,875 --> 00:30:35,041
‫روحش از بدنش بلند شد.

609
00:30:35,250 --> 00:30:38,625
‫تو تاریکی خیلی خوب
‫نمی‌تونستم ببینمش،

610
00:30:38,750 --> 00:30:41,041
‫ولی بوی جورج رو می‌داد و...

611
00:30:41,250 --> 00:30:42,625
‫بس کن، بره زمستونی،

612
00:30:42,750 --> 00:30:44,500
‫الان وقت این حرفا نیست.

613
00:30:44,541 --> 00:30:47,250
‫ناقوس؟ ولی همین ۲ روز پیشم ناقوس زدن که.

614
00:30:47,541 --> 00:30:50,375
‫ناقوس می‌زنن تا اهالی
‫شهر رو دور هم جمع کنن.

615
00:30:50,500 --> 00:30:51,750
‫در مورد جورجه.

616
00:30:51,916 --> 00:30:53,000
‫معلومه!

617
00:30:53,125 --> 00:30:54,500
‫تو قصه‌های شب،

618
00:30:54,625 --> 00:30:57,625
‫همیشه یه تجمع هست
‫تا خبر قتل رو بدن.

619
00:30:57,791 --> 00:30:59,750
‫و همیشه‌ هم قاتل بینشونه.

620
00:30:59,875 --> 00:31:01,875
‫ما هم باید بریم اونجا.

621
00:31:02,000 --> 00:31:04,166
‫فکر می‌کنین اون‌قدر شجاعین
‫که از خونه بزنین بیرون؟

622
00:31:04,375 --> 00:31:06,166
‫هیچ‌کدومتون تا حالا از
‫این علفزار بیرون نرفتین.

623
00:31:06,375 --> 00:31:08,791
‫سم‌هاتون تا حالا
‫به چیزی جز علف نخورده.

624
00:31:09,000 --> 00:31:10,791
‫مگه بیرون رفتن از خونه چقدر سخته؟

625
00:31:11,000 --> 00:31:12,375
‫ما که نمی‌ترسیم.

626
00:31:17,750 --> 00:31:19,750
‫- ماپل، اون چیه؟
‫- فکر کنم جاده باشه.

627
00:31:19,875 --> 00:31:20,875
‫ولی جنسش از چیه؟

628
00:31:21,000 --> 00:31:22,375
‫خب علف که نیست، اینو مطمئنم.

629
00:31:22,375 --> 00:31:23,500
‫لیلی؟

630
00:31:24,000 --> 00:31:25,000
‫بله!

631
00:31:25,166 --> 00:31:26,625
‫داری میای؟

632
00:31:26,791 --> 00:31:28,500
‫من فقط...

633
00:31:28,791 --> 00:31:30,875
‫شماها برین.

634
00:31:31,000 --> 00:31:33,166
‫چرا داری داد می‌زنی؟

635
00:31:33,375 --> 00:31:35,625
‫من که فقط چند قدم باهات فاصله دارم.

636
00:31:37,375 --> 00:31:39,041
‫ولی انگار خیلی دوری.

637
00:31:39,250 --> 00:31:42,666
‫فقط کافیه از جاده رد بشی.

638
00:31:55,375 --> 00:31:57,875
‫نه. نه، نمی‌تونم.

639
00:31:58,041 --> 00:31:59,375
‫غیرممکنه.

640
00:32:14,125 --> 00:32:15,791
‫تقصیر تو نیست.

641
00:32:16,000 --> 00:32:17,500
‫ما همینیم که هستیم.

642
00:32:20,375 --> 00:32:24,250
‫شاید اگه من و تو با هم رد بشیم...

643
00:32:26,125 --> 00:32:27,416
‫به خاطر جورج؟

644
00:32:29,250 --> 00:32:30,875
‫به خاطر جورج.

645
00:32:31,875 --> 00:32:33,166
‫با هم.

646
00:32:44,541 --> 00:32:46,916
‫- می‌خوام برگردم.
‫- منم همین‌طور. به راهت ادامه بده.

647
00:32:50,291 --> 00:32:53,250
‫تونستیم! از خونه زدیم بیرون!

648
00:32:53,416 --> 00:32:55,625
‫دیدی؟ گوسفندها هم از پس یه کارایی برمیان.

649
00:32:55,750 --> 00:32:58,291
‫در واقع، هر کاری از دستمون برمیاد.

650
00:32:58,500 --> 00:32:59,875
‫آفرین بابا.

651
00:33:00,000 --> 00:33:02,166
‫فقط ۳ کیلومتر دیگه مونده.

652
00:33:02,375 --> 00:33:04,000
‫کاری نداره که.

653
00:33:04,625 --> 00:33:06,750
‫الان چند کیلومتر مونده؟

654
00:33:07,375 --> 00:33:09,041
‫اعتراف می‌‌کنم که تحت‌تأثیر قرار گرفتم.

655
00:33:09,250 --> 00:33:11,125
‫شماها معمای قتل رو حل نمی‌کنین،

656
00:33:11,250 --> 00:33:13,500
‫ولی حداقل یه ذره از دنیا رو می‌بینین.

657
00:33:13,666 --> 00:33:15,750
‫معلومه که معما رو حل می‌کنم.

658
00:33:15,875 --> 00:33:18,000
‫تا همین امشب حلش می‌کنم.

659
00:33:18,375 --> 00:33:19,500
‫جورج ده‌ها تا از این

660
00:33:19,625 --> 00:33:21,166
‫قصه‌های شب رو برامون خونده.

661
00:33:21,166 --> 00:33:22,250
‫اونا از

662
00:33:22,375 --> 00:33:23,916
‫قوانین خیلی ساده‌ای پیروی می‌کنن.

663
00:33:24,125 --> 00:33:25,291
‫ماپل؟

664
00:33:26,041 --> 00:33:27,875
‫هان؟ آها. یک!

665
00:33:28,041 --> 00:33:30,250
‫قاتل همیشه به صحنه جرم برمی‌گرده.

666
00:33:30,375 --> 00:33:32,250
‫- دو!
‫- پلیس همیشه

667
00:33:32,375 --> 00:33:33,375
‫فکر می‌کنه کار یه ولگرده.

668
00:33:33,500 --> 00:33:35,166
‫آره، همیشه پای یه ولگرد رو وسط می‌کشن.

669
00:33:35,166 --> 00:33:36,000
‫سه.

670
00:33:36,125 --> 00:33:39,375
‫یه آدم غیرمنتظره از راه می‌رسه
‫و همه‌چی رو عوض می‌کنه.

671
00:33:39,500 --> 00:33:40,375
‫چهار!

672
00:33:40,500 --> 00:33:43,375
‫مقتول مهم‌ترین سرنخه.

673
00:33:43,666 --> 00:33:46,000
‫خیلی خب، این‌که ساده‌ست.

674
00:33:46,125 --> 00:33:48,125
‫ولی متوجه می‌شین که دنیای واقعی

675
00:33:48,250 --> 00:33:51,250
‫یه خرده از کتاب پیچیده‌تره.

676
00:33:51,375 --> 00:33:52,541
‫حالا که حرفش شد...

677
00:33:52,750 --> 00:33:55,291
‫به دنبروک خوش اومدین.

678
00:33:55,666 --> 00:33:56,916
‫اینجا کجاست؟

679
00:33:57,125 --> 00:34:00,000
‫اینجا کلیساست، جایی که
‫یه نفر به اسم «خدا» توش زندگی می‌کنه.

680
00:34:00,166 --> 00:34:01,166
‫خدا کیه؟

681
00:34:01,375 --> 00:34:02,666
‫یه خرده گیج‌کننده‌ست.

682
00:34:02,875 --> 00:34:04,250
‫خدا یه چوپانه.

683
00:34:04,416 --> 00:34:05,875
‫پس می‌تونه چوپان ما باشه؟

684
00:34:06,000 --> 00:34:08,625
‫نه. چون یه بره‌ هم هست.

685
00:34:08,750 --> 00:34:09,541
‫چی؟

686
00:34:09,666 --> 00:34:11,375
‫تازه نامرئی هم هست.

687
00:34:11,541 --> 00:34:12,791
‫و جنسش هم از نونه.

688
00:34:13,000 --> 00:34:14,375
‫و همه چی رو سد می‌کنه.

689
00:34:14,500 --> 00:34:16,416
‫سد می‌سازه. مثل یه سگ آبی؟

690
00:34:16,625 --> 00:34:17,625
‫آره.

691
00:34:17,750 --> 00:34:21,250
‫پس خدا یه بره/سگ آبی بزرگ
‫و نامرئیه که از نون درست شده؟

692
00:34:21,416 --> 00:34:23,375
‫آره. یکشنبه‌ها هم می‌خورنش.

693
00:34:24,375 --> 00:34:25,625
‫طفلکی.

694
00:34:26,000 --> 00:34:27,291
‫می‌دونم قرار بود برگردم،

695
00:34:27,500 --> 00:34:29,125
‫ولی انگار به پست

696
00:34:29,250 --> 00:34:31,125
‫اولین معمای قتل تو
‫یه شهر کوچیک خوردم.

697
00:34:31,250 --> 00:34:33,041
‫من دیگه باید برم، باید برم.

698
00:34:33,250 --> 00:34:35,041
‫بیاین. از اینجا ما رو نمی‌بینن.

699
00:34:35,250 --> 00:34:37,625
‫همین الانم دارن شما رو می‌بینن
‫و برای هیچ‌کسم مهم نیست.

700
00:34:37,750 --> 00:34:40,125
‫برای صدمین بار می‌گم، شماها گوسفندین.

701
00:34:40,250 --> 00:34:42,625
‫اهالی دنبروک.

702
00:34:43,000 --> 00:34:44,541
‫می‌دونم شایعاتی هست

703
00:34:44,666 --> 00:34:47,500
‫که مرگ جورج هاردی مشکوک بوده.

704
00:34:47,666 --> 00:34:50,041
‫ولی من اجازه ندارم
‫درباره‌ی مسمومیتش نظری بدم،

705
00:34:50,166 --> 00:34:51,416
‫تا وقتی که تحقیقات...

706
00:34:51,416 --> 00:34:53,375
‫چی! جورج به قتل رسیده؟

707
00:34:54,250 --> 00:34:55,375
‫گندش بزنن.

708
00:34:55,500 --> 00:34:57,750
‫ببخشید، چه نوع سمی؟

709
00:34:57,916 --> 00:34:58,916
‫گوش کنین.

710
00:34:59,500 --> 00:35:02,000
‫جورج با چیزی به اسم تاکسین مسموم شده.

711
00:35:02,250 --> 00:35:03,916
‫که تو میوه‌های درخت سرخدار پیدا می‌شه.

712
00:35:04,041 --> 00:35:06,375
‫و این درخت‌ها، این دور و بر درمیان؟

713
00:35:08,125 --> 00:35:10,625
‫درست همون‌جاست.

714
00:35:10,750 --> 00:35:12,375
‫پس کار یکی از خودمونه.

715
00:35:12,500 --> 00:35:13,791
‫نه، نه. نه. نه.

716
00:35:14,000 --> 00:35:17,041
‫بی‌خیال. تقریباً صد در صد
‫می‌شه گفت کار یه ولگرد بوده.

717
00:35:21,791 --> 00:35:23,500
‫اینا چشونه؟

718
00:35:43,666 --> 00:35:45,125
‫افسر دری؟

719
00:35:46,000 --> 00:35:47,291
‫افسر دری.

720
00:35:48,250 --> 00:35:49,291
‫بله.

721
00:35:49,625 --> 00:35:52,250
‫چی...؟ من همون شخصم.

722
00:35:52,375 --> 00:35:55,125
‫لیدیا هارباتل؟ هارباتل و بلوم؟

723
00:35:55,375 --> 00:35:56,166
‫امروز با هم صحبت کردیم.

724
00:35:56,291 --> 00:35:58,875
‫من وکیل مرحوم جورج هاردی هستم.

725
00:35:59,000 --> 00:36:01,500
‫درسته. و شما؟

726
00:36:01,666 --> 00:36:03,625
‫من ربکا همپستد هستم.

727
00:36:03,791 --> 00:36:05,541
‫من... دختر جورج هستم.

728
00:36:05,666 --> 00:36:07,041
‫اون دختر داشته؟

729
00:36:07,166 --> 00:36:08,875
‫جورج دختر داره؟

730
00:36:09,375 --> 00:36:14,000
‫یه آدم غیرمنتظره از راه می‌رسه
‫و همه‌چی رو عوض می‌کنه.

731
00:36:15,541 --> 00:36:16,958
‫این شماره تلفن شماست،

732
00:36:17,000 --> 00:36:18,250
‫اون پایین صفحه.

733
00:36:18,416 --> 00:36:20,250
‫برای همین بهتون زنگ زدم.

734
00:36:20,416 --> 00:36:22,000
‫من همیشه در حال کارآگاهی کردنم.

735
00:36:22,166 --> 00:36:24,000
‫هوم... ولی شما کارآگاه نیستین، مگه نه؟

736
00:36:24,000 --> 00:36:25,000
‫می‌دونم، ولی...

737
00:36:25,125 --> 00:36:27,250
‫شما این مدرک رو پیدا کردین
‫که همین‌طوری ول شده بوده

738
00:36:27,375 --> 00:36:29,041
‫روی میز توی یه کاروان نقلی.

739
00:36:29,166 --> 00:36:30,458
‫این اسمش فقط «دقت کردن» هست، مگه نه؟

740
00:36:30,625 --> 00:36:31,416
‫خب...

741
00:36:31,541 --> 00:36:33,166
‫پس شما این مدرک رو

742
00:36:33,291 --> 00:36:36,000
‫دفعه‌ی دومی که رفتین تو کاروان
‫آقای هاردی متوجهش شدین؟

743
00:36:36,125 --> 00:36:37,208
‫درسته.

744
00:36:37,250 --> 00:36:39,041
‫برای همین، مجبور شدم برگردم اونجا،

745
00:36:39,166 --> 00:36:40,458
‫و صحنه رو خوب بگردم.

746
00:36:40,875 --> 00:36:44,000
‫نوار پلیس رو هم کشیدم.
‫از اونی که فکر می‌کردم چسبناک‌تر بود.

747
00:36:44,125 --> 00:36:45,750
‫اصلاً برام مهم نیست، برای بقیه هم مهم نیست.

748
00:36:45,875 --> 00:36:48,500
‫خوندیش؟ اصلاً نگاهش کردی؟

749
00:36:48,666 --> 00:36:50,666
‫نه. به من ربطی نداره.

750
00:36:50,875 --> 00:36:52,416
‫اتفاقاً دقیقاً به تو ربط داره.

751
00:36:52,916 --> 00:36:54,916
‫من امروز بعدازظهر وصیت‌نامه رو می‌خونم.

752
00:36:55,041 --> 00:36:56,625
‫اسم این افراد توش اومده،

753
00:36:56,750 --> 00:36:58,875
‫پس حتماً حواست باشه که اونجا باشن.

754
00:36:59,000 --> 00:37:03,000
‫کشیش هیلکوت، کیلب مرو...

755
00:37:03,166 --> 00:37:04,625
‫اینا رو یادداشت کن.

756
00:37:04,750 --> 00:37:08,500
‫کشیش هیلکوت،
‫کیلب مرو، بث پنوک،

757
00:37:08,666 --> 00:37:13,125
‫هم گیلیارد، تو، و ربکا همپستد.

758
00:37:13,291 --> 00:37:15,416
‫من تو مسافرخونه‌ی پارتریج می‌مونم.

759
00:37:16,000 --> 00:37:18,625
‫راس ساعت ۵:۰۰ بعدازظهر خوندن
‫وصیت‌نامه رو همون‌جا انجام می‌دیم.

760
00:37:18,750 --> 00:37:20,875
‫۵:۰۰ بعدازظهر. ساعت ۱۷.

761
00:37:21,000 --> 00:37:24,166
‫می‌دونی، من بهت گفتم
‫که ربکا تو آمریکا زندگی می‌کنه

762
00:37:24,291 --> 00:37:26,375
‫ولی الان اینجا تو دنبروکه،

763
00:37:26,500 --> 00:37:29,541
‫اونم درست همون روزی که
‫به من گفتی پدرش فوت کرده.

764
00:37:29,750 --> 00:37:31,666
‫یعنی از قبل تو این کشور بوده،

765
00:37:31,791 --> 00:37:32,791
‫همون شبی که پدرش کشته شده.

766
00:37:32,916 --> 00:37:34,500
‫ولی تو متوجه این قضیه نشدی، نه؟

767
00:37:35,750 --> 00:37:36,791
‫چرا.

768
00:37:37,125 --> 00:37:39,625
‫نه. یعنی آره. معلومه که متوجه شدم.

769
00:37:40,041 --> 00:37:42,500
‫این اولین قتل توئه، مگه نه؟

770
00:37:42,625 --> 00:37:43,666
‫چی؟

771
00:37:44,750 --> 00:37:46,541
‫فکر می‌کنی من کشتمش؟

772
00:37:50,041 --> 00:37:52,000
‫اوه. اوه.

773
00:37:52,750 --> 00:37:56,250
‫آها، منظورت اولین پرونده‌ی قتلمه.

774
00:37:57,250 --> 00:38:00,541
‫خب، الان دیگه همه‌چی
‫رو دوش توئه، افسر دری.

775
00:38:00,875 --> 00:38:02,000
‫ساعت ۵:۰۰ می‌بینمت.

776
00:38:02,125 --> 00:38:03,791
‫ساعت ۵:۰۰ می‌بینمتون، دوشیزه هارباتل.

777
00:38:04,000 --> 00:38:05,250
‫خانم هارباتل.

778
00:38:07,500 --> 00:38:09,625
‫ما باید خودمون رو برسونیم
‫به مراسم وصیت‌نامه خوندن.

779
00:38:10,250 --> 00:38:11,791
‫اینجا مسافرخونه‌ی پارتریجه.

780
00:38:12,000 --> 00:38:14,000
‫من بعضی وقتا اینجا گل می‌خورم.

781
00:38:14,166 --> 00:38:17,500
‫هر چند، نمی‌دونم هیچ‌کدوم
‫از اینا چه اهمیتی قراره داشته باشه.

782
00:38:17,625 --> 00:38:18,916
‫تو قصه‌های شب،

783
00:38:19,041 --> 00:38:20,041
‫همیشه یه وصیت‌نامه هست،

784
00:38:20,166 --> 00:38:23,375
‫و آدمایی هم که تو وصیت‌نامه هستن
‫همیشه همون مظنونین هستن.

785
00:38:25,875 --> 00:38:27,166
‫باید قیافه‌هاشون رو ببینم.

786
00:38:27,375 --> 00:38:28,166
‫چرا؟

787
00:38:28,375 --> 00:38:30,166
‫چون آدم‌ها معمولاً دروغ می‌گن،

788
00:38:30,291 --> 00:38:31,875
‫و می‌تونی اینو تو چشماشون بخونی.

789
00:38:32,000 --> 00:38:33,250
‫دقیقاً.

790
00:38:33,791 --> 00:38:34,791
‫هوم...

791
00:38:34,875 --> 00:38:36,500
‫ماپل، تا ما روی این پنجره کار می‌کنیم،

792
00:38:36,625 --> 00:38:38,375
‫یه چرخی بزن ببین
‫پنجره‌ی بهتری پیدا می‌کنی یا نه.

793
00:38:38,416 --> 00:38:39,500
‫حله.

794
00:38:40,166 --> 00:38:41,500
‫شروع کنیم؟

795
00:38:43,875 --> 00:38:46,125
‫درباره‌ی مادر واقعیت چی می‌دونی؟

796
00:38:46,250 --> 00:38:49,916
‫تو نامه‌هاش نوشته بود که
‫مادرم سر زایمان من فوت کرده.

797
00:38:50,125 --> 00:38:51,500
‫و اینکه خودش اون موقع خیلی جوون...

798
00:38:51,625 --> 00:38:53,000
‫و خیلی وحشت‌زده و خیلی هم بی‌پول بوده...

799
00:38:54,500 --> 00:38:56,416
‫برای همین منو داده به فرزندخوندگی.

800
00:38:57,000 --> 00:38:58,250
‫توسط کلیسا.

801
00:39:00,000 --> 00:39:01,000
‫ام...

802
00:39:01,041 --> 00:39:03,000
‫منم یه سؤال دارم.

803
00:39:03,125 --> 00:39:05,250
‫ببخشید رفیق...

804
00:39:05,500 --> 00:39:07,000
‫از دیدنتون خوشحالم.

805
00:39:07,125 --> 00:39:08,875
‫الان فهمیدم،

806
00:39:09,625 --> 00:39:10,875
‫به تنهایی،

807
00:39:11,041 --> 00:39:12,875
‫که تو نمی‌تونستی امروز

808
00:39:13,000 --> 00:39:14,875
‫از آمریکا رسیده باشی اینجا، مگه نه؟

809
00:39:15,041 --> 00:39:18,166
‫یعنی دیشب هم تو این کشور بودی

810
00:39:18,375 --> 00:39:21,416
‫وقتی که جورج... به قتل رسید.

811
00:39:21,875 --> 00:39:23,625
‫قصد اتهام زدن و اینا ندارم،

812
00:39:23,750 --> 00:39:25,166
‫ولی خب... درسته؟

813
00:39:25,541 --> 00:39:27,500
‫خیلی هوشمندانه‌ست، کارآگاه.

814
00:39:27,625 --> 00:39:29,875
‫نه، من... من کارآگاه نیستم.

815
00:39:30,041 --> 00:39:31,791
‫فقط یه افسرم...

816
00:39:32,000 --> 00:39:34,791
‫که همیشه در حال کاراگاهیه.

817
00:39:35,291 --> 00:39:38,416
‫خب، من... من...

818
00:39:39,250 --> 00:39:40,375
‫تو این کشور بودم،

819
00:39:40,500 --> 00:39:42,750
‫ولی تا امروز هیچ‌وقت نیومده بودم دنبروک.

820
00:39:43,291 --> 00:39:45,166
‫سؤال بعدی:

821
00:39:45,375 --> 00:39:46,875
‫تو نامزد

822
00:39:47,000 --> 00:39:48,250
‫داری؟

823
00:39:48,375 --> 00:39:50,541
‫دیدن این صحنه واقعاً سخته.

824
00:39:50,750 --> 00:39:52,625
‫چی؟ این یه سؤال استاندارده

825
00:39:52,750 --> 00:39:56,500
‫که هر بازپرسی تو این شرایط می‌پرسه.

826
00:39:56,666 --> 00:39:58,625
‫چقدر جالب که پرسیدی. ما تازگی...

827
00:39:58,750 --> 00:39:59,750
‫تازگی جدا شدیم.

828
00:40:00,250 --> 00:40:01,500
‫اوه، نه.

829
00:40:02,875 --> 00:40:04,250
‫تو هم همون چیزی رو می‌بینی که من می‌بینم؟

830
00:40:04,416 --> 00:40:05,500
‫دختره.

831
00:40:05,625 --> 00:40:07,791
‫صورتش خوشحاله...

832
00:40:08,000 --> 00:40:10,666
‫ولی چشماش ترسیده.

833
00:40:10,875 --> 00:40:13,500
‫خب، دیشب دقیقاً چه ساعتی رسیدی؟

834
00:40:13,666 --> 00:40:16,250
‫حدود ۷ شب رسیدم و...

835
00:40:18,125 --> 00:40:19,125
‫ببخشید.

836
00:40:20,750 --> 00:40:22,208
‫- عیب نداره.
‫- قرار بود

837
00:40:22,250 --> 00:40:23,541
‫امروز ببینمش. و الان...

838
00:40:23,625 --> 00:40:25,000
‫خیلی به هم ریخته‌م.

839
00:40:27,041 --> 00:40:28,916
‫- اوه، ممنون.
‫- بفرمایید. بفرمایید.

840
00:40:29,125 --> 00:40:30,541
‫ممنون.

841
00:40:31,000 --> 00:40:32,875
‫عیب نداره. خیلی ممنون.

842
00:40:33,291 --> 00:40:34,875
‫پنجره، پنجره، پنجره.

843
00:40:35,000 --> 00:40:36,791
‫اگه من پنجره بودم کجا می‌رفتم؟

844
00:40:36,916 --> 00:40:38,625
‫اوه!

845
00:40:38,750 --> 00:40:39,916
‫سبزیجات.

846
00:40:40,125 --> 00:40:43,000
‫سلام. فقط یه هویج کوچولو.

847
00:40:44,250 --> 00:40:48,000
‫وای. وای، نه. وای نه نه نه.

848
00:40:48,375 --> 00:40:50,125
‫اون بهم گفت که یه برادر دارم،

849
00:40:50,250 --> 00:40:52,125
‫راستش یه برادر دوقلو...

850
00:40:52,250 --> 00:40:54,166
‫که فکر کنم فرستاده بودنش... آفریقای جنوبی؟

851
00:40:54,375 --> 00:40:57,750
‫یه برادر اهل آفریقای جنوبی
‫که هیچ‌وقت ندیدیش. این عالیه.

852
00:40:58,250 --> 00:40:59,875
‫و شما کی هستی؟

853
00:41:00,625 --> 00:41:02,416
‫من الیوت متیوز هستم.

854
00:41:02,541 --> 00:41:03,708
‫دارم این خبر رو پوشش می‌دم برای...

855
00:41:03,750 --> 00:41:05,125
‫برام مهم نیست. برو بیرون.

856
00:41:06,375 --> 00:41:08,250
‫خب، راستش، به‌عنوان یه روزنامه‌نگار، من...

857
00:41:08,375 --> 00:41:11,875
‫هیچ حق و حقوقی نداری. برو بیرون.

858
00:41:12,250 --> 00:41:13,041
‫باشه.

859
00:41:13,166 --> 00:41:14,875
‫یواشکی دید زدن هم ممنوع.

860
00:41:15,041 --> 00:41:17,000
‫من می‌رم تو «سوییت ریاست‌جمهوری»،

861
00:41:17,125 --> 00:41:19,541
‫تا از اون همه امکانات لوکسش لذت ببرم.

862
00:41:19,750 --> 00:41:20,875
‫لیلی!

863
00:41:21,375 --> 00:41:23,000
‫لیلی، سباستین!

864
00:41:23,166 --> 00:41:24,500
‫کمک!

865
00:41:26,875 --> 00:41:30,166
‫آقای ون ویورن، لیدیا هارباتل هستم.

866
00:41:30,291 --> 00:41:31,291
‫صدام رو می‌شنوید؟

867
00:41:31,416 --> 00:41:33,166
‫بله. ارتباط خیلی خوبه. ممنون.

868
00:41:33,250 --> 00:41:35,916
‫آقای ون ویورن پسر آقای هاردی هستن،

869
00:41:36,125 --> 00:41:40,500
‫و تو آفریقای جنوبی زندگی می‌کنن،
‫برای همین تلفنی به ما ملحق شدن.

870
00:41:40,666 --> 00:41:43,916
‫خب، آقای هاردی یه کپی از وصیت‌نامه‌ش رو

871
00:41:44,041 --> 00:41:46,750
‫حدود ۲ ماه پیش برام فرستاد.

872
00:41:47,625 --> 00:41:51,125
‫اما این اون وصیت‌نامه‌ای
‫نیست که امروز می‌خوام بخونم.

873
00:41:51,250 --> 00:41:52,416
‫یه وصیت‌نامه جدید نوشته.

874
00:41:52,750 --> 00:41:54,375
‫- اونو من پیداش کردم.
‫- هیس.

875
00:41:54,500 --> 00:41:56,750
‫تاریخش مال ۳ روز قبل از مرگشه.

876
00:41:56,916 --> 00:42:01,000
‫معلومه. همیشه یه وصیت‌نامه جدید هست.

877
00:42:01,416 --> 00:42:04,375
‫«این آخرین وصیت‌نامه

878
00:42:04,500 --> 00:42:05,750
‫آقای جورج هاردیه.

879
00:42:06,250 --> 00:42:08,750
‫شما ۷ نفر رو اینجا جمع کردم

880
00:42:08,875 --> 00:42:12,750
‫چون با هر کدومتون یه کار نیمه‌تموم دارم.

881
00:42:12,916 --> 00:42:15,791
‫در حق بعضی‌هاتون بدی کردم،

882
00:42:16,000 --> 00:42:19,125
‫و بعضی‌هاتون در حق من بدی کردین.

883
00:42:19,541 --> 00:42:22,750
‫الان در بین شما، تو همین اتاق،

884
00:42:22,916 --> 00:42:26,416
‫یه احمق، یه چوپان بد،

885
00:42:26,625 --> 00:42:30,000
‫یه بره بهاری، یه بره زمستونی،

886
00:42:30,166 --> 00:42:31,500
‫یه قربانی،

887
00:42:33,000 --> 00:42:34,291
‫و ۲ تا قاتل حضور دارن.»

888
00:42:34,500 --> 00:42:35,666
‫۲ تا قاتل؟!

889
00:42:35,875 --> 00:42:37,041
‫به من می‌گه چوپان بد.

890
00:42:37,250 --> 00:42:38,458
‫از کجا باید اینو می‌فهمیدم؟

891
00:42:38,500 --> 00:42:39,916
‫حداقل می‌دونیم احمق کیه.

892
00:42:40,125 --> 00:42:42,250
‫من گوسفند فرانسوی پرورش
‫می‌دم. بهترین نژادیه که وجود داره.

893
00:42:42,375 --> 00:42:43,916
‫و قضیه یه قربانی دیگه چیه؟

894
00:42:44,125 --> 00:42:45,416
‫پس نفر بعدی یکی از ماست.

895
00:42:45,625 --> 00:42:47,125
‫یکی از ما می‌تونه قاتل باشه.

896
00:42:47,250 --> 00:42:48,333
‫چرا جای خوش و بش

897
00:42:48,416 --> 00:42:50,916
‫سؤال نمی‌پرسی؟

898
00:42:52,000 --> 00:42:53,375
‫۲ تا قاتل؟

899
00:42:53,500 --> 00:42:55,375
‫یه بره زمستونی.

900
00:42:58,500 --> 00:43:00,125
‫«این چیزیه که براتون به جا می‌ذارم.»

901
00:43:00,250 --> 00:43:01,375
‫هی! هی!

902
00:43:03,875 --> 00:43:06,250
‫«این چیزیه که براتون به جا می‌ذارم.»

903
00:43:07,000 --> 00:43:10,250
‫این آگاهی که شما رو
‫همون‌طوری که واقعاً بودین شناختم.

904
00:43:11,125 --> 00:43:14,416
‫«و برای بیشترتون، این
‫تنها چیزیه که گیرتون میاد.»

905
00:43:14,916 --> 00:43:17,125
‫منظورش چیه که این تنها
‫چیزیه که گیرمون میاد؟

906
00:43:17,250 --> 00:43:18,750
‫پس من اینجا چی‌کار می‌کنم؟

907
00:43:18,875 --> 00:43:20,375
‫بشین و خفه شو، هم.

908
00:43:21,041 --> 00:43:22,125
‫نمی‌شینم.

909
00:43:22,250 --> 00:43:23,875
‫نه، این خط بعدی وصیت‌نامه‌ست.

910
00:43:24,000 --> 00:43:25,875
‫«بشین و خفه شو، هم.»

911
00:43:26,500 --> 00:43:28,250
‫- اوه...
‫- انگار جورج

912
00:43:28,375 --> 00:43:30,375
‫تورو خیلی خوب می‌شناخته.

913
00:43:31,000 --> 00:43:32,125
‫یه کم شخصیت داشته باش.

914
00:43:32,250 --> 00:43:33,541
‫- دهنتو ببند.
‫- تو دهنتو ببند.

915
00:43:33,750 --> 00:43:36,000
‫«به پسرم، پیتر ون ویورن،

916
00:43:36,166 --> 00:43:40,416
‫۳۰۰ جریب زمینی که در حال حاضر به
‫کیلب مرو اجاره داده شده رو می‌بخشم.»

917
00:43:40,625 --> 00:43:42,000
‫اوه، خیلی لطف کرد.

918
00:43:42,166 --> 00:43:44,250
‫«به دخترم، ربکا همپستد،

919
00:43:44,375 --> 00:43:48,166
‫۳۰۰ جریب زمین مجاور که بهش می‌گم خونه،

920
00:43:48,375 --> 00:43:53,625
‫شامل کاروانم، طویله‌م، وسایلشون
‫و گوسفندام رو می‌بخشم.»

921
00:43:53,791 --> 00:43:55,000
‫تو وصیت‌نامه قبلی،

922
00:43:55,125 --> 00:43:57,750
‫آقای هاردی باقی‌مونده دارایی‌ش رو

923
00:43:57,875 --> 00:43:58,875
‫به یه خیریه بخشیده بود،

924
00:43:59,000 --> 00:44:00,750
‫یعنی انجمن حمایت از حیوانات.

925
00:44:01,500 --> 00:44:04,875
‫اما تو وصیت‌نامه جدید،
‫این پاراگراف این‌طوریه:

926
00:44:05,041 --> 00:44:07,875
‫«من باقی‌مونده دارایی‌هام رو واگذار می‌کنم

927
00:44:08,000 --> 00:44:10,250
‫به دخترم، ربکا همپستد.»

928
00:44:10,416 --> 00:44:12,875
‫آره، زیاد ذوق نکن. اون مرد هیچی نداشت.

929
00:44:13,041 --> 00:44:17,875
‫خب، راستش یه دستگاه کودپاش خراب هست،

930
00:44:18,000 --> 00:44:20,875
‫۳ تا کیسه کود از پیش خریداری‌شده...

931
00:44:21,000 --> 00:44:22,416
‫می‌تونه خیلی به درد بخور باشه.

932
00:44:22,625 --> 00:44:25,125
‫و یه حساب بانکی

933
00:44:25,250 --> 00:44:27,000
‫به مبلغ تقریباً...

934
00:44:27,125 --> 00:44:28,291
‫۳۰ میلیون دلار.

935
00:44:29,375 --> 00:44:30,791
‫گفت ۳۰ میلیون؟

936
00:44:31,000 --> 00:44:33,875
‫پس، ما انگیزه‌مون رو پیدا کردیم.

937
00:44:34,625 --> 00:44:36,375
‫۳۰ میلیون؟ چه‌جوری؟

938
00:44:36,500 --> 00:44:39,500
‫۲ سال پیش، جورج هاردی یه دارو ساخت

939
00:44:39,625 --> 00:44:42,916
‫برای یه بیماری گوسفندی به اسم ارف.

940
00:44:43,125 --> 00:44:44,875
‫- ارف؟
‫- ارف.

941
00:44:45,000 --> 00:44:46,333
‫پس داری می‌گی اون خمیر آبیه

942
00:44:46,375 --> 00:44:47,916
‫که همیشه درست می‌کرد، دارو بوده؟

943
00:44:47,916 --> 00:44:48,916
‫حق امتیازش رو

944
00:44:49,041 --> 00:44:51,916
‫به یه شرکت بزرگ کشاورزی فروخت به مبلغ...

945
00:44:52,041 --> 00:44:53,375
‫۳۰ میلیون.

946
00:44:54,500 --> 00:44:55,500
‫برای ارف.

947
00:45:00,666 --> 00:45:01,875
‫هوم؟

948
00:45:07,625 --> 00:45:09,250
‫- یکی اون بیرونه.
‫- تیم.

949
00:45:09,416 --> 00:45:11,625
‫برو سراغش. برو! برو.

950
00:45:24,750 --> 00:45:26,625
‫هی‌ هی! هی!

951
00:45:37,000 --> 00:45:38,750
‫من خوبم. من خوبم.

952
00:45:39,750 --> 00:45:40,625
‫وای، برگشت!

953
00:45:52,666 --> 00:45:53,666
‫[برای خانم ربکا همپستد]

954
00:45:56,833 --> 00:45:58,250
‫بندازش بیرون!

955
00:45:58,458 --> 00:46:00,333
‫بیرون!

956
00:46:03,958 --> 00:46:07,583
‫لیلی، پنجره رو پیدا کردم.

957
00:46:08,625 --> 00:46:10,458
‫بیا. پسر خوب.

958
00:46:10,583 --> 00:46:11,833
‫بیا.

959
00:46:15,125 --> 00:46:16,458
‫این گوسفندا اگه چوپان نداشته باشن،

960
00:46:16,500 --> 00:46:18,458
‫همین‌طوری به وحشی‌بازی ادامه می‌دن.

961
00:46:18,708 --> 00:46:19,708
‫مخصوصاً اون گنده‌هه.

962
00:46:21,125 --> 00:46:23,208
‫جورج اونو از یه جشنواره گرفت.

963
00:46:23,500 --> 00:46:25,083
‫عملاً وحشیه.

964
00:46:30,208 --> 00:46:33,750
‫صبر کن، تیم! می‌خوای بیانیه‌ای بدی؟

965
00:46:33,958 --> 00:46:36,583
‫نه. نه. نظری ندارم. بهم بگو افسر.

966
00:46:36,708 --> 00:46:38,958
‫سرنخ چی؟ هیچ سرنخی داری؟

967
00:46:39,083 --> 00:46:40,583
‫بله. آره، یه عالمه سرنخ دارم،

968
00:46:40,708 --> 00:46:42,833
‫و کاملاً اوضاع تحت کنترلمه.

969
00:46:44,208 --> 00:46:48,375
‫ببین. من به یه خبر نیاز دارم.
‫تو هم باید یه نفر رو دستگیر کنی.

970
00:46:48,500 --> 00:46:49,958
‫عالی نمی‌شد

971
00:46:50,083 --> 00:46:52,458
‫اگه حداقل برای یه بارم که
‫شده بهت احترام می‌ذاشتن؟

972
00:46:52,625 --> 00:46:55,333
‫هی. مردم بهم احترام می‌ذارن.

973
00:46:57,000 --> 00:47:00,208
‫اگه این پرونده رو حل کنی،
‫تبدیل به یه قهرمان می‌شی.

974
00:47:03,500 --> 00:47:05,250
‫می‌تونیم با هم کار کنیم.

975
00:47:06,833 --> 00:47:07,833
‫می‌تونم کمک کنم.

976
00:47:07,958 --> 00:47:10,625
‫دیشب وقتی ماشینم داشت بکسل می‌شد،

977
00:47:10,833 --> 00:47:12,333
‫حدود ساعت ۹ شب نور یه چراغ‌قوه رو

978
00:47:12,458 --> 00:47:13,750
‫نزدیک مزرعه جورج دیدم.

979
00:47:14,583 --> 00:47:16,500
‫خیلی خب. خیلی خب.

980
00:47:17,083 --> 00:47:18,458
‫با قضیه می‌خونه.

981
00:47:18,750 --> 00:47:22,208
‫پزشکی قانونی گفت جورج
‫بین ساعت ۸ تا ۱۱ مرده.

982
00:47:25,083 --> 00:47:26,875
‫تو از جسد عکس گرفتی، مگه نه؟

983
00:47:27,000 --> 00:47:28,583
‫چون واقعاً باید این کارو می‌کردم.

984
00:47:28,708 --> 00:47:32,583
‫من... من کلی عکس گرفتم.
‫همه‌شون رو برات می‌فرستم.

985
00:47:34,375 --> 00:47:35,583
‫نظرت چیه...

986
00:47:36,208 --> 00:47:38,875
‫افسر قهرمان؟

987
00:47:43,333 --> 00:47:45,333
‫و بعدش گفت یه احمق،

988
00:47:45,458 --> 00:47:46,958
‫یه قربانی، ۲ تا قاتل...

989
00:47:47,083 --> 00:47:48,500
‫من هنوزم فکر می‌کنم کار خدمتکاره.

990
00:47:48,708 --> 00:47:50,333
‫هیچ خدمتکاری در کار نیست!

991
00:47:50,458 --> 00:47:51,625
‫اون یه قصه بود،

992
00:47:51,750 --> 00:47:53,416
‫و حتی تو اون قصه هم کار خدمتکاره نبود.

993
00:47:53,500 --> 00:47:54,583
‫دیگه حرف خدمتکار رو نزن!

994
00:47:54,708 --> 00:47:56,500
‫از دست گوسفندا.

995
00:47:56,708 --> 00:48:00,333
‫کیلب چوپانِ جدید ما میشه،
‫مگه نه، لیلی؟

996
00:48:00,458 --> 00:48:01,458
‫البته.

997
00:48:01,583 --> 00:48:04,208
‫ما... فقط باید صبر کنیم
‫تا این معما حل بشه.

998
00:48:04,375 --> 00:48:05,375
‫یه سوال دارم.

999
00:48:05,583 --> 00:48:07,333
‫چرا تو هنوز معما رو حل نکردی، لیلی؟

1000
00:48:07,625 --> 00:48:08,500
‫تو معماهای

1001
00:48:08,500 --> 00:48:09,916
‫قصه‌های قبل خواب رو فورا حل می‌کنی.

1002
00:48:10,208 --> 00:48:13,916
‫می‌دونم، ولی دنیای واقعی پیچیده‌تر...

1003
00:48:13,958 --> 00:48:16,458
‫از... کتابه.

1004
00:48:17,125 --> 00:48:18,500
‫کتاب.

1005
00:48:19,333 --> 00:48:21,166
‫شاید جواب همین باشه.

1006
00:48:21,333 --> 00:48:23,833
‫فقط باید برم داخلِ کاروان جورج و...

1007
00:48:23,833 --> 00:48:24,958
‫نگاه کنید.

1008
00:48:27,208 --> 00:48:28,958
‫ربکاست؟

1009
00:48:30,583 --> 00:48:32,500
‫دنبال چی می‌گرده؟

1010
00:48:59,083 --> 00:49:00,833
‫اسمت چیه؟

1011
00:49:01,333 --> 00:49:03,208
‫دختر جورجه؟

1012
00:49:03,375 --> 00:49:06,458
‫بوی اونو میده.
‫اما به اون شباهت نداره.

1013
00:49:06,583 --> 00:49:08,458
‫مطمئنم زمستون دنیا اومده.

1014
00:49:08,583 --> 00:49:10,750
‫واسه همین جورج نمی‌خواست
‫این دور و اطراف باشه.

1015
00:49:11,041 --> 00:49:14,458
‫حالا فهمیدم. بره زمستونی.
‫همه‌چی رو ثابت می‌کنه.

1016
00:49:14,500 --> 00:49:15,583
‫کار ربکاست!

1017
00:49:15,750 --> 00:49:16,875
‫قاتل!

1018
00:49:17,083 --> 00:49:18,333
‫مطمئن نیستیم!

1019
00:49:18,500 --> 00:49:19,333
‫می‌دونستم!

1020
00:49:19,458 --> 00:49:20,791
‫همینو می‌خواستم بگم.

1021
00:49:20,833 --> 00:49:22,208
‫بلافاصله گفتم که ربکا،

1022
00:49:22,208 --> 00:49:23,083
‫فکر کنم اون دردسرساز باشه.

1023
00:49:23,125 --> 00:49:24,625
‫من از همون اول گفتم.

1024
00:49:24,708 --> 00:49:26,083
‫سباستین؟

1025
00:49:27,583 --> 00:49:28,958
‫لیلی؟

1026
00:49:29,083 --> 00:49:31,083
‫در موردِ کاروان جورج چیزی گفتی؟

1027
00:49:31,333 --> 00:49:32,958
‫و اینکه یه کتاب وجود داره؟

1028
00:49:34,041 --> 00:49:36,458
‫خیلی‌خب. آخرین کتابی که جورج واسه ما خوند

1029
00:49:36,458 --> 00:49:38,625
‫در مورد این بود که چطور
‫لیست مظنون‌ها رو کاهش بدیم.

1030
00:49:38,625 --> 00:49:41,583
‫باید اون کتاب رو پیدا کنم
‫و به مامور پلیس بدم.

1031
00:49:41,708 --> 00:49:44,250
‫اگه خوش‌شانس باشیم،
‫می‌خونه و یه چیزی دستگیرش میشه.

1032
00:49:44,500 --> 00:49:46,041
‫عه! عه! من! من!

1033
00:49:46,083 --> 00:49:47,208
‫- من برم!
‫- نه، نه. زورا!

1034
00:49:47,250 --> 00:49:49,208
‫من می‌خوام کاراگاه بشم!
‫بذار من برم!

1035
00:49:49,333 --> 00:49:52,000
‫خب، باشه.
‫فقط باید اون کتابی رو پیدا کنی

1036
00:49:52,000 --> 00:49:53,416
‫که جورج واسمون می‌خوند

1037
00:49:53,416 --> 00:49:55,458
‫و یه فصلش درباره‌ی
‫ابزار قتل، انگیزه و فرصت بود.

1038
00:49:55,625 --> 00:49:57,458
‫یه سوال دارم. فصل چیه؟

1039
00:49:57,666 --> 00:49:58,541
‫مهم نیست.

1040
00:49:58,583 --> 00:50:00,250
‫کتابی رو پیدا کن
‫که روی جلدش عکس قطار داره.

1041
00:50:00,291 --> 00:50:01,791
‫یه سوال. قطار چیه؟

1042
00:50:01,875 --> 00:50:03,583
‫یه صف بلند و بالا از کاروان‌هاست.

1043
00:50:03,583 --> 00:50:04,416
‫یه سوال.

1044
00:50:04,416 --> 00:50:06,291
‫وایسا ببینم.
‫پشم‌چشم، چیکار می‌کنی؟

1045
00:50:06,458 --> 00:50:07,666
‫هیچ‌کس جلو نیاد.

1046
00:50:07,708 --> 00:50:10,791
‫من این کتاب رو
‫با حس بویایی قویم پیدا می‌کنم.

1047
00:50:12,333 --> 00:50:15,333
‫عه، چند تا گوجه پیدا کردم.
‫می‌تونید نوش‌جان کنید.

1048
00:50:16,583 --> 00:50:17,750
‫بجنب، پشم‌چشم.

1049
00:50:17,750 --> 00:50:18,833
‫امید همه به توئه.

1050
00:50:18,958 --> 00:50:20,250
‫نه، ابدا.

1051
00:50:20,625 --> 00:50:22,875
‫این آخرین کتابی بود
‫که جورج دست زده، ها؟

1052
00:50:23,041 --> 00:50:24,666
‫آره؟ نه، هویجه.

1053
00:50:24,708 --> 00:50:25,833
‫خدای من.

1054
00:50:25,958 --> 00:50:27,583
‫اگه یادم موند، بعدا می‌خورمش.

1055
00:50:29,291 --> 00:50:30,375
‫هه‌هه!

1056
00:50:31,625 --> 00:50:33,083
‫دنبال همین می‌گردید؟

1057
00:50:33,125 --> 00:50:34,750
‫نه!
‫[جوک‌های احمقانه گوسفندی]

1058
00:50:34,958 --> 00:50:36,958
‫اوه. این یکی چی؟

1059
00:50:37,666 --> 00:50:40,250
‫خودشه!
‫پشم‌چشم، پیداش کردی!

1060
00:50:40,416 --> 00:50:41,666
‫شک داشتی؟

1061
00:50:41,708 --> 00:50:43,250
‫اگه اشتباه نکنم لیلی هستی، آره؟

1062
00:50:43,458 --> 00:50:45,916
‫هر چی نباشه، من کاراگاهِ گوسفندم.

1063
00:51:04,458 --> 00:51:07,166
‫[اداره پلیس]

1064
00:51:13,625 --> 00:51:14,625
‫همم؟

1065
00:51:20,541 --> 00:51:22,541
‫[قتل در تقاطع]

1066
00:51:32,625 --> 00:51:34,708
‫این بالا خیلی قشنگه.

1067
00:51:35,250 --> 00:51:37,083
‫ولی یه‌کم دلگیره.

1068
00:51:40,583 --> 00:51:42,958
‫راستی، کتاب رو به پلیس دادم

1069
00:51:43,000 --> 00:51:44,750
‫تا کمک کنه پرونده رو حل کنه.

1070
00:51:50,083 --> 00:51:51,708
‫جشنواره چیه؟

1071
00:51:52,625 --> 00:51:55,208
‫چیزی نیست.
‫برگرد پیش گله‌ات.

1072
00:51:55,875 --> 00:51:57,458
‫گله‌مون.

1073
00:52:02,833 --> 00:52:04,250
‫موسیقیه.

1074
00:52:05,000 --> 00:52:07,583
‫جشنواره یعنی موسیقی.

1075
00:52:08,583 --> 00:52:09,750
‫و سوارکاری.

1076
00:52:11,250 --> 00:52:16,000
‫هر روز بچه‌ها می‌اومدن
‫و منو نوازش می‌کردن و بهم غذا می‌دادن.

1077
00:52:16,458 --> 00:52:18,333
‫خیلی دوست داشتم.

1078
00:52:18,666 --> 00:52:21,000
‫تا اینکه خیلی بزرگ شدم.

1079
00:52:22,208 --> 00:52:24,333
‫و وقتی شب می‌شد،

1080
00:52:25,041 --> 00:52:26,958
‫مردهای جشنواره می‌اومدن

1081
00:52:26,958 --> 00:52:28,583
‫و منو توی یه دایره می‌بردن.

1082
00:52:30,208 --> 00:52:33,875
‫و توی اون دایره، یه سگ بود.

1083
00:52:36,041 --> 00:52:38,208
‫و منو مجبور می‌‌کردن مبارزه کنم.

1084
00:52:40,625 --> 00:52:43,083
‫انقدر مبارزه کنم تا خونم جاری بشه.

1085
00:52:45,083 --> 00:52:46,958
‫بعد یه شب...

1086
00:52:47,958 --> 00:52:49,375
‫اون منو پیدا کرد.

1087
00:53:02,125 --> 00:53:03,958
‫بهشون پول داد...

1088
00:53:04,833 --> 00:53:06,083
‫و منو برد.

1089
00:53:08,750 --> 00:53:12,583
‫و جشنواره همینیـه که گفتم.

1090
00:53:15,958 --> 00:53:19,666
‫اما چطوری تو همچین جای وحشتناکی سر درآوردی؟

1091
00:53:19,708 --> 00:53:21,583
‫چرا با گله‌ات نبودی؟

1092
00:53:22,250 --> 00:53:24,416
‫فکر می‌کردم لیلی، کاراگاه بزرگ گوسفندی،

1093
00:53:24,458 --> 00:53:26,333
‫تا الان این موضوع رو فهمیده باشه.

1094
00:53:28,708 --> 00:53:30,291
‫پس تو بـ...

1095
00:53:30,333 --> 00:53:34,708
‫دیر یا زود،
‫بره زمستونی تصمیم می‌گیره بره.

1096
00:53:51,916 --> 00:53:54,208
‫اینجایی! آره!

1097
00:53:56,000 --> 00:53:58,208
‫اوه، امیدوارم گرسنه‌ات باشه، تیم.

1098
00:53:58,333 --> 00:53:59,250
‫گرسنه‌ات شده؟

1099
00:54:01,541 --> 00:54:02,583
‫سلام؟

1100
00:54:03,375 --> 00:54:06,583
‫هر دفعه که یه اتفاق جالب

1101
00:54:06,625 --> 00:54:08,583
‫توی این پرونده رخ میده،

1102
00:54:09,708 --> 00:54:11,125
‫اون‌ها ظاهر میشن.

1103
00:54:17,208 --> 00:54:18,750
‫دیوونه شدی.

1104
00:54:19,250 --> 00:54:21,958
‫پاک عقل‌تو از دست دادی،
‫و هیچ کاری هم نکردی! تیم!

1105
00:54:21,958 --> 00:54:25,500
‫نگو هیچ کاری نکردم.

1106
00:54:26,833 --> 00:54:30,250
‫«کی جورج رو کشت؟»

1107
00:54:30,666 --> 00:54:32,458
‫اسم پنج تا مظنون توی وصیت‌نامه اومده.
‫[جورج]

1108
00:54:32,666 --> 00:54:36,375
‫هر آدمی جورج رو کشته
‫به سه چیز نیاز داشته.

1109
00:54:36,416 --> 00:54:40,125
‫ابزار قتل، انگیزه، فرصت.

1110
00:54:40,625 --> 00:54:42,958
‫ایول! کتاب رو خونده!

1111
00:54:43,083 --> 00:54:45,583
‫بیا دونه به دونه بررسی کنیم، خب؟

1112
00:54:45,708 --> 00:54:49,083
‫ابزار قتل.
‫توکسینِ موجود در میوه درخت سرخدار.

1113
00:54:49,208 --> 00:54:52,208
‫چند تا درخت سرخدار
‫در سراسر زمین کلیسا قرار داره.

1114
00:54:52,333 --> 00:54:54,500
‫بنابراین همه ابزار لازم رو داشتن.

1115
00:54:54,625 --> 00:54:57,208
‫انگیزه.
‫چرا باید جورج رو بکشن؟

1116
00:54:57,333 --> 00:54:59,000
‫واضح‌ترین انگیزه ممکن رو ربکا داره.

1117
00:54:59,125 --> 00:55:01,208
‫ولی بقیه هم ممکنه
‫دلیل خاص خودشونو داشته باشن.

1118
00:55:01,333 --> 00:55:02,708
‫چی رو پنهان می‌کنن؟

1119
00:55:02,833 --> 00:55:06,208
‫فرصت.
‫این افراد عذر موجه دارن؟

1120
00:55:06,333 --> 00:55:09,583
‫ابزار، انگیزه، فرصت.

1121
00:55:09,708 --> 00:55:11,458
‫هر آدمی که این سه تا رو
‫داشته باشه، پیدا کنیم،

1122
00:55:11,500 --> 00:55:14,416
‫اونوقت مسموم‌کننده‌ی دنبروک رو پیدا کردیم.

1123
00:55:17,541 --> 00:55:20,416
‫تیم، واقعا سنگ تموم گذاشتی.

1124
00:55:20,416 --> 00:55:23,041
‫آره، خب، یه جورایی...

1125
00:55:24,458 --> 00:55:25,875
‫شبونه به ذهنم رسید.

1126
00:55:27,375 --> 00:55:30,625
‫خیلی‌خب. شروع کنیم.

1127
00:55:30,875 --> 00:55:32,333
‫هم.

1128
00:55:32,458 --> 00:55:34,833
‫و توی وصیت‌نامه‌ی جورج
‫تو کجا قرار داری؟

1129
00:55:35,458 --> 00:55:37,083
‫احتمالا قاتل باشم.

1130
00:55:38,416 --> 00:55:40,916
‫اون گیاه‌خوار بود.

1131
00:55:41,250 --> 00:55:42,916
‫اینکه یه زن گیاه‌خوار باشه رو
‫می‌تونم چشم‌پوشی کنم.

1132
00:55:42,916 --> 00:55:44,875
‫اما یه مرد گیاه‌خوار باشه؟

1133
00:55:45,250 --> 00:55:46,958
‫چندش آوره.

1134
00:55:47,208 --> 00:55:48,208
‫بث.

1135
00:55:48,625 --> 00:55:52,291
‫نامه‌ای که جورج واسه ربکا نوشته بود.
‫دست شما چیکار می‌کرد؟

1136
00:55:52,291 --> 00:55:55,041
‫شاید برای اولین بار در تاریخ

1137
00:55:55,083 --> 00:55:56,375
‫اداره پست اشتباه کرده باشه.

1138
00:55:56,416 --> 00:55:58,958
‫و روز قبل اینکه جورج بمیره،

1139
00:55:59,750 --> 00:56:02,208
‫به من گفتی که می‌تونی
‫«اون مرد رو بکشی.»

1140
00:56:02,208 --> 00:56:03,833
‫من قاتل نیستم. من قربانی‌ام.

1141
00:56:03,958 --> 00:56:05,125
‫و همین یه حرف رو دارم.

1142
00:56:05,166 --> 00:56:06,458
‫از حق و حقوقم به خوبی باخبرم!

1143
00:56:06,708 --> 00:56:07,958
‫کیلب.

1144
00:56:08,083 --> 00:56:09,625
‫صبحی که جنازه جورج رو پیدا کردی،

1145
00:56:09,750 --> 00:56:12,208
‫گفتی که یه سری اسناد واسش می‌بردی.

1146
00:56:12,333 --> 00:56:14,041
‫آره، اجاره‌نامه‌مو لغو کرده بود.

1147
00:56:14,458 --> 00:56:17,083
‫می‌دونی، می‌خواستم یه پیشنهاد بهش بدم
‫که تجدید نظر کنه.

1148
00:56:17,333 --> 00:56:18,583
‫اما زهی خیال باطل.

1149
00:56:19,833 --> 00:56:23,875
‫صبر کن. جورج اجاره‌نامه‌تو لغو کرد.
‫دلیلش چی بود؟

1150
00:56:24,333 --> 00:56:27,458
‫خودتون وصیت‌نامه‌ رو خوندید.
‫ظاهرا چوپان بدی‌ام.

1151
00:56:27,583 --> 00:56:29,000
‫هیلکوت.

1152
00:56:29,041 --> 00:56:30,875
‫جورج یه بار هم به کلیسای شما نیومده بود.

1153
00:56:31,083 --> 00:56:34,291
‫و یه‌دفعه، یه روز قبل مرگش
‫به کلیسا میاد

1154
00:56:34,458 --> 00:56:36,291
‫و کمک مالی چشم‌گیری می‌کنه.

1155
00:56:38,458 --> 00:56:39,291
‫چرا؟

1156
00:56:39,791 --> 00:56:41,333
‫چرا منِ بدبخت همیشه پایینم؟

1157
00:56:41,583 --> 00:56:43,166
‫- هیس!
‫- آخ!

1158
00:56:43,208 --> 00:56:46,000
‫جورج چند مدت پیش اومد
‫و داستانِ کلیسا رو تعریف کرد

1159
00:56:46,041 --> 00:56:48,208
‫که بچه‌های اونو برای سرپرستی
‫به افراد دیگه داده بود.

1160
00:56:48,458 --> 00:56:49,958
‫ولی وقتی دوباره سرپا شد،

1161
00:56:50,083 --> 00:56:52,000
‫شروع کرد به دنبال اون‌ها گشتن.

1162
00:56:52,333 --> 00:56:54,250
‫کلیسا بهش نمی‌گفت اون‌ها کجا هستن.

1163
00:56:54,833 --> 00:56:56,458
‫ظاهرا سیاست سخت‌گیرانه‌ای دارن.

1164
00:56:57,083 --> 00:57:00,416
‫و خب، ازم پرسید
‫برای اینکه واسش اطلاعات جور کنم

1165
00:57:00,458 --> 00:57:04,083
‫چه چیزی نیاز دارم.

1166
00:57:04,333 --> 00:57:06,208
‫و اگه کلیسا بویی ببره،

1167
00:57:06,208 --> 00:57:07,583
‫ممکن بود خلع لباس بشم.

1168
00:57:07,708 --> 00:57:09,958
‫- اوغ.
‫- منظورش اینه اخراج می‌شد.

1169
00:57:10,083 --> 00:57:11,083
‫اوهوم.

1170
00:57:11,125 --> 00:57:12,750
‫اما اون پول تو جیبِ من نمیرفت.

1171
00:57:12,875 --> 00:57:15,458
‫ای کلیسا شدیدا به تعمیرات نیاز داره.

1172
00:57:16,500 --> 00:57:20,375
‫جورج دست از پا درازتر اومد پیش من،
‫و من ازش سوء استفاده کردم.

1173
00:57:21,333 --> 00:57:23,083
‫کیلب چوپان بدی نیست.

1174
00:57:25,875 --> 00:57:26,875
‫منم.

1175
00:57:26,958 --> 00:57:28,583
‫و ربکا.

1176
00:57:28,708 --> 00:57:29,958
‫خانم همپستد.

1177
00:57:31,416 --> 00:57:33,750
‫از جشنواره فرهنگی دنبروک لذت می‌برید؟

1178
00:57:35,833 --> 00:57:37,833
‫بله. به شدت.

1179
00:57:39,333 --> 00:57:41,083
‫خیلی راحته.
‫سوال‌های ساده‌ای دارم.

1180
00:57:41,750 --> 00:57:43,833
‫در ساعت هشت شب تا یازده

1181
00:57:43,875 --> 00:57:45,500
‫شبِ قتل کجا بودید؟

1182
00:57:46,500 --> 00:57:48,583
‫هتل بودم، نزدیک فرودگاه.

1183
00:57:48,708 --> 00:57:51,333
‫اتاقمو تحویل گرفتم
‫و تلویزیون می‌دیدم.

1184
00:57:51,458 --> 00:57:52,458
‫- همم.
‫- خوابم نمی‌برد.

1185
00:57:52,625 --> 00:57:54,375
‫- پرواز زده شده بودم. می‌دونید؟
‫- آره.

1186
00:57:54,791 --> 00:57:56,208
‫چی نگاه می‌کردید؟

1187
00:57:58,208 --> 00:58:00,500
‫شبکه اخبار شبانه‌روزی.

1188
00:58:01,375 --> 00:58:05,375
‫- شبکه اخبار شبانه‌روزی.
‫- شبکه اخبار شبانه‌روزی.

1189
00:58:05,625 --> 00:58:08,083
‫خیلی‌خب. چیزه...
‫حرفی باقی نمی‌مونه.

1190
00:58:08,208 --> 00:58:09,541
‫روز خوبی داشته باشید، خانم همپستد.

1191
00:58:09,875 --> 00:58:11,875
‫همچنین. خدانگهدار.

1192
00:58:12,958 --> 00:58:14,833
‫یا باید بگم خانم کرمپفز؟

1193
00:58:20,833 --> 00:58:24,833
‫چستیتی کرمپفز اسم واقعی شماست، درسته؟

1194
00:58:25,416 --> 00:58:27,250
‫و احیانا می‌تونید فکر کنید

1195
00:58:27,250 --> 00:58:29,041
‫چرا یه نفر باید اسم‌شو

1196
00:58:29,083 --> 00:58:30,125
‫از چستیتی کرمپفز عوض کنه؟

1197
00:58:30,166 --> 00:58:32,875
‫درسته.
‫ولی سابقه‌تو درآوردم.

1198
00:58:32,916 --> 00:58:35,458
‫و دست بر قضا، یه زمان،

1199
00:58:35,583 --> 00:58:37,500
‫همدست یه مجرم سابقه‌دار بودید.

1200
00:58:37,625 --> 00:58:39,166
‫توی چندین فقره جعل دست داشتید.

1201
00:58:39,500 --> 00:58:41,041
‫حتی با اون حساب مشترک داشتی.

1202
00:58:41,083 --> 00:58:42,458
‫خیلی‌خب. آدمی رو نمی‌شناسم

1203
00:58:42,458 --> 00:58:43,791
‫که از رابطه گذشته‌اش پشیمون نباشه.

1204
00:58:43,833 --> 00:58:46,083
‫و روحمم خبر نداشت.
‫و این قضیه واسه سه سال پیشه.

1205
00:58:46,125 --> 00:58:49,333
‫خیلی‌خب. پس اخیرا جدا نشدید.

1206
00:58:49,375 --> 00:58:51,083
‫- اسمت هم واقعی نیست.
‫- یه الگو می‌بینم.

1207
00:58:51,083 --> 00:58:53,000
‫یه الگو ظاهر شده.

1208
00:58:53,041 --> 00:58:55,083
‫خب یه سوال.

1209
00:58:55,083 --> 00:58:56,458
‫تابه‌حال تو زمین کلیسا

1210
00:58:56,500 --> 00:58:57,750
‫به درخت سرخدار نزدیک شدید؟

1211
00:58:57,791 --> 00:58:59,416
‫نه. ابدا.

1212
00:58:59,708 --> 00:59:02,666
‫و مزرعه‌ی جورج چی؟

1213
00:59:03,708 --> 00:59:05,000
‫اونجا بودید؟

1214
00:59:06,208 --> 00:59:07,250
‫هرگز.

1215
00:59:08,625 --> 00:59:10,000
‫کیلب اجاره‌نامه داشت...

1216
00:59:10,125 --> 00:59:11,958
‫ولی بث گفت...

1217
00:59:12,083 --> 00:59:13,458
‫چرا ربکا دروغ گفت؟

1218
00:59:13,583 --> 00:59:15,083
‫و گیاه‌خوار چیه؟

1219
00:59:15,208 --> 00:59:16,583
‫چطور جور درمیاد؟

1220
00:59:16,708 --> 00:59:19,333
‫فکر کن، گوسفند خرفت، فکر کن!

1221
00:59:19,458 --> 00:59:22,708
‫انقدر مغزتو درگیر نکن، لیلی.
‫تابلوئه کار دختره‌ست.

1222
00:59:22,833 --> 00:59:24,125
‫معلومه زیر سر ربکاست!

1223
00:59:24,250 --> 00:59:25,125
‫راست میگه.

1224
00:59:25,166 --> 00:59:26,791
‫نه، کار اون نیست!

1225
00:59:27,458 --> 00:59:29,958
‫شما اونو نمی‌شناسید. اون مهربونه.

1226
00:59:30,083 --> 00:59:33,833
‫بوی جورج رو میده،
‫و جورج منو دوست داشت.

1227
00:59:33,958 --> 00:59:36,708
‫دوستت داشت؟
‫هیچ‌کس بره‌ی زمستونه رو دوست نداره.

1228
00:59:36,833 --> 00:59:39,500
‫بره‌های زمستونه هوای همو دارن.

1229
00:59:39,708 --> 00:59:40,958
‫روال‌شونه.

1230
00:59:41,000 --> 00:59:43,541
‫صبر کن. الان چی گفتی؟

1231
00:59:43,875 --> 00:59:46,541
‫گفتم جورج منو دوست داشت.

1232
00:59:46,583 --> 00:59:48,708
‫نه. قبلِ این.

1233
00:59:48,833 --> 00:59:52,250
‫گفتی ربکا بوی جورج رو می‌داد.

1234
00:59:52,500 --> 00:59:54,333
‫یکی دیگه هم این حرفو زده بود.

1235
00:59:54,875 --> 00:59:56,625
‫یه نفرِ اشتباه.

1236
00:59:56,750 --> 00:59:57,750
‫کی؟

1237
00:59:59,333 --> 01:00:00,833
‫تو.

1238
01:00:00,958 --> 01:00:02,208
‫چی، من گفتم؟

1239
01:00:02,333 --> 01:00:04,083
‫منظورت چیه، من؟

1240
01:00:04,208 --> 01:00:05,333
‫کار ابریه!

1241
01:00:05,458 --> 01:00:07,250
‫قاتل!

1242
01:00:07,375 --> 01:00:10,583
‫نه. اما یه چیزی رو قایم کرده.

1243
01:00:10,708 --> 01:00:12,375
‫- درست میگم، ابری؟
‫- چی...

1244
01:00:12,375 --> 01:00:15,583
‫دیشب گفتی که ربکا
‫بوی جورج رو می‌داد.

1245
01:00:15,708 --> 01:00:18,375
‫اما اون خیلی دور بود،
‫محال ممکن بود

1246
01:00:18,416 --> 01:00:19,666
‫- بدونی چه بویی میده.
‫- اما...

1247
01:00:19,666 --> 01:00:22,750
‫مگه اینکه قبلا ربکا اینجا اومده باشه.

1248
01:00:25,125 --> 01:00:27,958
‫ولی خیلی قشنگه.

1249
01:00:27,958 --> 01:00:29,583
‫چی خیلی قشنگه؟

1250
01:00:30,208 --> 01:00:31,666
‫آ...

1251
01:00:32,333 --> 01:00:34,000
‫وسیله بی انتها.

1252
01:00:38,208 --> 01:00:39,750
‫می‌بینید؟

1253
01:00:39,875 --> 01:00:43,458
‫خیلی قشنگه و تمومی نداره.

1254
01:00:43,583 --> 01:00:45,000
‫چندین ساعت نگاهش کردم،

1255
01:00:45,041 --> 01:00:48,000
‫و همین‌طور دور خودم می‌چرخیدم.

1256
01:00:48,208 --> 01:00:50,333
‫ابری. ابری!

1257
01:00:50,458 --> 01:00:52,208
‫اینو از کجا آوردی؟

1258
01:00:54,833 --> 01:00:56,583
‫ربکا اون شب اینجا بود.

1259
01:00:57,291 --> 01:00:59,625
‫شبی که جورج کشته شد.

1260
01:01:01,625 --> 01:01:03,125
‫بیدار شدم و گرسنه‌ام بود،

1261
01:01:03,125 --> 01:01:05,625
‫سمتِ علفزار رفتم و اونو دیدم.

1262
01:01:05,875 --> 01:01:07,416
‫و منو دید و گفت،

1263
01:01:07,541 --> 01:01:09,083
‫«چقدر تو خوشگلی.»
‫چون واقعا هم خوشگلم.

1264
01:01:09,083 --> 01:01:10,958
‫خب، من خوشگل‌ترین گوسفند دنیام.

1265
01:01:11,166 --> 01:01:12,875
‫و... منو نوازش کرد،

1266
01:01:12,875 --> 01:01:14,541
‫و این وسیله افتاد، پس من...

1267
01:01:14,583 --> 01:01:15,833
‫اوه.

1268
01:01:15,875 --> 01:01:17,458
‫تصمیم گرفتم که...

1269
01:01:18,083 --> 01:01:20,125
‫اون باید واسه من باشه.

1270
01:01:20,250 --> 01:01:22,875
‫پس الان وسیله داریم.

1271
01:01:23,000 --> 01:01:25,125
‫گوسفندها وسیله ندارن!

1272
01:01:25,250 --> 01:01:26,333
‫می‌دونم اما...

1273
01:01:27,333 --> 01:01:28,583
‫تمومی نداره.

1274
01:01:29,708 --> 01:01:31,500
‫و حل شد.

1275
01:01:31,625 --> 01:01:32,833
‫کار ربکاست.

1276
01:01:32,958 --> 01:01:33,833
‫قاتل!

1277
01:01:33,958 --> 01:01:37,333
‫یه فلز براق چیزی رو حل نمی‌کنه.

1278
01:01:37,458 --> 01:01:39,833
‫البته که حل می‌کنه.
‫مدرک حساب میشه.

1279
01:01:39,958 --> 01:01:42,500
‫مدرک، ها؟ مدرکِ چی؟

1280
01:01:42,625 --> 01:01:45,333
‫اون به مامور پلیس گفت
‫که اصلا اینجا نبوده،

1281
01:01:45,458 --> 01:01:47,083
‫اما دیشب اینجا بود

1282
01:01:47,208 --> 01:01:49,375
‫و شبی که جورج به قتل رسید.

1283
01:01:49,500 --> 01:01:52,083
‫اون دروغگوئه، جاعله...
‫و اون بـ...

1284
01:01:52,958 --> 01:01:54,833
‫اون چیه؟

1285
01:01:54,958 --> 01:01:55,958
‫بگو.

1286
01:01:56,833 --> 01:01:58,875
‫تو از همون اول که اومد چشم دیدنشو نداشتی.

1287
01:01:59,000 --> 01:01:59,833
‫همه‌تون همین بودید!

1288
01:01:59,958 --> 01:02:01,708
‫دلیلش چیه؟

1289
01:02:01,833 --> 01:02:04,583
‫چون دست بر قضا
‫تو زمستون بدنیا اومده.

1290
01:02:05,750 --> 01:02:08,833
‫بدترین جرم دنیا.

1291
01:02:08,958 --> 01:02:10,458
‫نشنیدید؟

1292
01:02:10,583 --> 01:02:12,208
‫هیچ‌کس تو رو نمی‌خواد.

1293
01:02:12,208 --> 01:02:14,083
‫لیاقت هیچی رو نداری!

1294
01:02:16,041 --> 01:02:19,250
‫این حرفیـه که بره زمستونه
‫بارها و بارها می‌شنوه،

1295
01:02:19,250 --> 01:02:20,583
‫تا اینکه یه روز،

1296
01:02:21,208 --> 01:02:23,583
‫باور می‌کنه حقیقت داره.

1297
01:02:23,791 --> 01:02:25,875
‫- سباستین...
‫- کار اون نیست.

1298
01:02:25,875 --> 01:02:27,083
‫ولی از کجا مطمئنی؟

1299
01:02:27,083 --> 01:02:29,583
‫چون تو چشماش نگاه کردم.

1300
01:02:29,833 --> 01:02:31,333
‫چون مشخصه.

1301
01:02:32,333 --> 01:02:34,125
‫اما واسه تو نه.

1302
01:02:34,250 --> 01:02:35,583
‫نه.

1303
01:02:35,708 --> 01:02:38,333
‫یه گله گوسفندِ مسخره قانع نمیشن.

1304
01:02:39,833 --> 01:02:41,708
‫ما گله‌ی تو هستیم.

1305
01:02:43,458 --> 01:02:45,083
‫بهت گفتم.

1306
01:02:45,208 --> 01:02:46,958
‫من گله‌ای ندارم.

1307
01:02:48,708 --> 01:02:49,958
‫هیچ‌وقت نداشتم.

1308
01:02:52,958 --> 01:02:54,083
‫لیلی.

1309
01:02:54,875 --> 01:02:57,208
‫با وسیله بی انتها چیکار کنیم؟

1310
01:03:01,208 --> 01:03:02,625
‫البته!

1311
01:03:02,750 --> 01:03:03,875
‫راننده!

1312
01:03:07,875 --> 01:03:08,958
‫چیه؟

1313
01:03:11,708 --> 01:03:12,833
‫چیه؟

1314
01:03:15,375 --> 01:03:16,375
‫هی!

1315
01:03:19,375 --> 01:03:20,708
‫بیا. هی!

1316
01:03:22,750 --> 01:03:23,833
‫هی!

1317
01:03:25,458 --> 01:03:27,083
‫برگرد!

1318
01:03:27,208 --> 01:03:28,583
‫کلاه منه!

1319
01:03:29,583 --> 01:03:30,833
‫وایسا! وایسا!

1320
01:04:02,333 --> 01:04:04,125
‫ممنون. دستت درد نکنه.

1321
01:04:08,083 --> 01:04:09,500
‫دست همه‌تون درد نکنه.

1322
01:04:20,458 --> 01:04:22,208
‫فکر می‌کنم وسیله شما رو پیدا کردم.

1323
01:04:23,375 --> 01:04:24,833
‫با بقیه‌شون جور درمیاد.

1324
01:04:26,458 --> 01:04:28,083
‫حتما از دستم دراومده.
‫ممنونم...

1325
01:04:28,083 --> 01:04:30,083
‫تو چمنزار جورج پیدا کردم.

1326
01:04:30,833 --> 01:04:33,000
‫می‌دونی، همون جایی که اصلا نرفتی؟

1327
01:04:34,583 --> 01:04:37,208
‫برای تفتیش اتاقت حکم گرفتم.

1328
01:04:39,666 --> 01:04:40,958
‫دنبال چی می‌گردید؟

1329
01:04:41,000 --> 01:04:42,791
‫نمی‌دونم.

1330
01:04:54,291 --> 01:04:56,000
‫پس هیچ‌وقت نزدیک درخت سرخدار نشدی؟

1331
01:04:56,000 --> 01:04:57,000
‫می‌دونستم.

1332
01:04:57,083 --> 01:04:59,458
‫نه. اصلا.

1333
01:04:59,583 --> 01:05:01,458
‫تیم، تیم، باید حرفمو باور کنی.

1334
01:05:01,583 --> 01:05:03,375
‫افسر دری.

1335
01:05:04,208 --> 01:05:07,333
‫افسر دری، قسم می‌خورم.

1336
01:05:07,458 --> 01:05:09,458
‫من بابامو نکشتم.

1337
01:05:09,583 --> 01:05:11,291
‫ربکا همپستد،

1338
01:05:11,333 --> 01:05:13,833
‫تو به جرم قتل جورج هاردی بازداشتی.

1339
01:05:21,083 --> 01:05:22,416
‫بازجویی از مظنون،

1340
01:05:22,458 --> 01:05:26,750
‫چستیتی کرمپفز،
‫با نام ربکا همپستد هم شناخته می‌شود.

1341
01:05:27,750 --> 01:05:30,458
‫خانم کرمپفز، میشه تایید کنید
‫از حقوق‌تون جهت حضور وکیل

1342
01:05:30,458 --> 01:05:32,208
‫چشم‌پوشی می‌کنید؟

1343
01:05:32,333 --> 01:05:35,708
‫بله. واسم مهم نیست.
‫آماده‌ام همه‌چی رو بگم.

1344
01:05:35,958 --> 01:05:38,166
‫بسیار خب.
‫با این سوال شروع می‌کنیم.

1345
01:05:38,708 --> 01:05:41,041
‫آیا در شب قتل جورج هاردی

1346
01:05:41,083 --> 01:05:42,708
‫در ملکِ اون حضور داشتید؟

1347
01:05:43,708 --> 01:05:44,833
‫بله.

1348
01:05:45,333 --> 01:05:48,541
‫خیلی‌خب، پس اون لبخندهای قشنگ و...

1349
01:05:48,583 --> 01:05:50,083
‫«اوه، تو خیلی باهوشی، کاراگاه.»

1350
01:05:50,083 --> 01:05:52,333
‫همه‌اش ادا بود. آره؟

1351
01:05:52,583 --> 01:05:54,333
‫موضوع اینجاست از وقتی سروکله‌ات پیدا شده

1352
01:05:54,333 --> 01:05:55,333
‫یه حرف راست نزدی.

1353
01:05:56,458 --> 01:05:58,958
‫نامه‌ها. اون قسمت حقیقت داشت.

1354
01:05:59,541 --> 01:06:01,375
‫نوشته بود که بیشتر از ۲۰ سال

1355
01:06:01,375 --> 01:06:02,500
‫دنبالم می‌گشته،

1356
01:06:02,541 --> 01:06:05,541
‫و اینکه داشته همه‌چی رو
‫راست و ریس می‌کرده،

1357
01:06:05,750 --> 01:06:07,500
‫و حتی یه نسخه از وصیت‌نامه‌شو واسم فرستاد.

1358
01:06:07,750 --> 01:06:09,583
‫وصیت‌نامه‌ای که سی میلیون گیرت میاد

1359
01:06:09,583 --> 01:06:11,958
‫یا وصیت‌نامه‌ای که
‫چند تا گوسفند بهت میرسه؟

1360
01:06:12,083 --> 01:06:14,083
‫نه، وصیت‌نامه‌ای که پول نداشت.

1361
01:06:15,958 --> 01:06:17,958
‫گفت می‌خواد منو ببینه.

1362
01:06:18,083 --> 01:06:19,083
‫پس...

1363
01:06:20,125 --> 01:06:21,458
‫با پرواز اومدی،

1364
01:06:21,583 --> 01:06:25,583
‫و بعد شب قتل به مزرعه‌اش اومدی.

1365
01:06:26,958 --> 01:06:28,250
‫و بعد چی شد؟

1366
01:06:29,958 --> 01:06:31,000
‫حرف زدیم.

1367
01:06:31,125 --> 01:06:32,208
‫درباره‌ی چی؟

1368
01:06:34,083 --> 01:06:35,000
‫گوسفند.

1369
01:06:35,833 --> 01:06:37,625
‫درباره گوسفند حرف زدیم.

1370
01:06:37,750 --> 01:06:39,708
‫و اسامی‌شون.

1371
01:06:39,833 --> 01:06:42,583
‫گفت همه گوسفندا باید اسم داشته باشن.

1372
01:06:42,875 --> 01:06:46,791
‫و به چشم هر کدوم نگاه می‌کرد
‫و واسشون اسم می‌ذاشت.

1373
01:06:47,250 --> 01:06:49,458
‫و می‌خواست یه روز به من برسن.

1374
01:06:51,833 --> 01:06:52,958
‫منو انتخاب کرد.

1375
01:06:54,708 --> 01:06:57,333
‫ولی ببین، من کودن نیستم.

1376
01:06:57,625 --> 01:07:00,375
‫شبی که به قتل رسید،
‫من با اون تنها بودم.

1377
01:07:00,500 --> 01:07:03,333
‫و وصیت‌نامه‌ی جدید و اون همه پول

1378
01:07:03,458 --> 01:07:05,500
‫و اتفاقات گذشته‌ی زندگیم؟

1379
01:07:05,625 --> 01:07:08,500
‫چاره‌ای جز دروغ گفتن نداشتم.

1380
01:07:10,208 --> 01:07:11,833
‫باید حرفمو باور کنی.

1381
01:07:13,500 --> 01:07:15,583
‫«من دروغ گفتم، پس حرفمو باور کن.»

1382
01:07:17,333 --> 01:07:18,333
‫درسته؟

1383
01:07:21,833 --> 01:07:25,833
‫صبح، به دادگاه شهرستان اعزام میشی

1384
01:07:25,958 --> 01:07:28,458
‫و به صورت رسمی به قتل عمدِ

1385
01:07:28,583 --> 01:07:29,750
‫جورج هاردی متهم میشی.

1386
01:07:43,625 --> 01:07:45,708
‫پس کار اون بود.

1387
01:07:49,083 --> 01:07:50,458
‫پول.

1388
01:07:50,666 --> 01:07:52,250
‫آدم‌ها برای رسیدن به پول،
‫دست به هر کاری میزنن.

1389
01:07:53,083 --> 01:07:56,458
‫ظاهرا، جورج هاردی
‫بره اشتباهی رو انتخاب کرده بود.

1390
01:07:58,333 --> 01:08:00,500
‫خوب شد صحبتش پیش اومد،
‫ون ویورن قبول کرد

1391
01:08:00,541 --> 01:08:03,041
‫گوسفند و زمینشو به کیلب مرو بفروشه،

1392
01:08:03,083 --> 01:08:06,208
‫و فردا ظهر کارهای اداری‌شو انجام میدیم.

1393
01:08:07,333 --> 01:08:08,333
‫خوبه.

1394
01:08:09,000 --> 01:08:11,166
‫اشتباه قضاوتت کردم، افسر.

1395
01:08:11,708 --> 01:08:12,750
‫آره.

1396
01:08:12,875 --> 01:08:15,083
‫انگار همچین هم احمق نیستی.

1397
01:08:16,125 --> 01:08:17,125
‫آفرین.

1398
01:08:56,208 --> 01:08:57,500
‫لیلی؟

1399
01:08:58,708 --> 01:09:01,458
‫اینجا چیکار می‌کنی؟ حالت خوبه؟

1400
01:09:01,666 --> 01:09:04,791
‫آره. خوب چیه، عالی‌ام. خوشحالم.

1401
01:09:04,833 --> 01:09:06,083
‫ربکا رو دستگیر کردن.

1402
01:09:06,208 --> 01:09:08,083
‫فردا، کیلب چوپان جدیدمون میشه.

1403
01:09:08,208 --> 01:09:09,583
‫عالیه.

1404
01:09:09,708 --> 01:09:11,125
‫البته اون همه‌چی رو انکار کرد،

1405
01:09:11,250 --> 01:09:13,583
‫ولی من درست گفتم
‫و سباستین اشتباه کرد.

1406
01:09:15,375 --> 01:09:18,083
‫کار ربکا بود، درسته؟

1407
01:09:18,208 --> 01:09:19,458
‫البته که کار اون بود.

1408
01:09:19,583 --> 01:09:20,708
‫ممنون.

1409
01:09:20,833 --> 01:09:22,750
‫چون تو گفتی کار اون بود.

1410
01:09:23,583 --> 01:09:24,458
‫چی؟

1411
01:09:24,708 --> 01:09:26,583
‫خب، تو همیشه زودتر از بقیه می‌فهمی

1412
01:09:26,583 --> 01:09:28,000
‫قصه‌ها چطوری تموم میشه.

1413
01:09:28,125 --> 01:09:29,375
‫بهت اعتماد دارم.

1414
01:09:29,500 --> 01:09:31,458
‫اما اون‌ها قصه بود.

1415
01:09:31,583 --> 01:09:34,250
‫این آدم واقعیه.
‫اگه من...

1416
01:09:34,375 --> 01:09:35,375
‫لیلی، نگاه کن.

1417
01:09:35,458 --> 01:09:38,375
‫چمنزار کیلب اون سمت حصاره.

1418
01:09:38,500 --> 01:09:41,000
‫نظرت چیه بریم و گله جدیدمون رو ببینیم؟

1419
01:09:41,833 --> 01:09:44,250
‫اما تابه‌حال به چمنزار کیلب نرفتیم.

1420
01:09:44,375 --> 01:09:47,250
‫خب، قبلا هم هیچ‌وقت
‫از خیابون رد نشدیم.

1421
01:09:47,375 --> 01:09:48,375
‫زود باش.

1422
01:09:58,833 --> 01:10:01,000
‫انگار وسط ابر هستیم.

1423
01:10:01,125 --> 01:10:03,000
‫فکر می‌کنی اشتباه اومدیم؟

1424
01:10:03,125 --> 01:10:04,583
‫فکر نمی‌کنم.

1425
01:10:07,250 --> 01:10:08,500
‫سلام؟

1426
01:10:27,500 --> 01:10:29,208
‫سلام!

1427
01:10:29,583 --> 01:10:31,458
‫اسم من لیلیه.

1428
01:10:31,583 --> 01:10:33,958
‫و ایشون ماپله.

1429
01:10:34,333 --> 01:10:36,583
‫ما از اون سمتِ چمنزار اومدیم.

1430
01:10:37,958 --> 01:10:40,083
‫کیلب قراره چوپان ما هم باشه.

1431
01:10:44,375 --> 01:10:45,500
‫چی؟

1432
01:10:53,208 --> 01:10:54,250
‫فرار کنید.

1433
01:10:54,375 --> 01:10:56,208
‫چی؟ ولی من...

1434
01:11:02,250 --> 01:11:02,791
‫همم.

1435
01:11:02,833 --> 01:11:06,625
‫شاید بهتر بود اینجا نمی‌اومدیم.

1436
01:11:07,000 --> 01:11:08,250
‫باید بریم.

1437
01:11:08,375 --> 01:11:10,083
‫آ... باشه.

1438
01:11:10,208 --> 01:11:11,583
‫از کدوم طرف برگردیم؟

1439
01:11:11,708 --> 01:11:13,333
‫فکر کنم اون‌طرف؟

1440
01:11:18,000 --> 01:11:19,750
‫نگاه کن! نور می‌بینم.

1441
01:11:23,333 --> 01:11:24,958
‫باید آغل کیلب باشه.

1442
01:11:26,083 --> 01:11:28,208
‫اینجا جامون امنه.

1443
01:11:31,625 --> 01:11:32,875
‫همم.

1444
01:11:33,000 --> 01:11:35,583
‫فکر نمی‌کنم اینجا آغل باشه.

1445
01:11:36,708 --> 01:11:38,458
‫- شاید بهتره...
‫- صبر کن.

1446
01:11:39,958 --> 01:11:41,291
‫این چیه؟

1447
01:11:42,958 --> 01:11:45,250
‫لیلی، نرو. باید از اینجا بریم.

1448
01:11:48,833 --> 01:11:50,625
‫چرا این گوسفنده این شکلیه؟

1449
01:11:51,416 --> 01:11:53,833
‫چه بلایی سرشون میاره؟

1450
01:11:56,333 --> 01:11:57,833
‫کیلب؟

1451
01:11:59,208 --> 01:12:00,208
‫اون...

1452
01:12:01,000 --> 01:12:01,833
‫اون...

1453
01:12:03,125 --> 01:12:05,083
‫اوه. سلام سگ‌ها.

1454
01:12:07,458 --> 01:12:08,625
‫مشکل‌شون چیه؟

1455
01:12:10,333 --> 01:12:12,333
‫ما نباید اینجا باشیم.

1456
01:12:13,750 --> 01:12:15,125
‫فرار کن!

1457
01:12:26,375 --> 01:12:27,750
‫سریع‌تر، لیلی!

1458
01:12:27,875 --> 01:12:29,958
‫نمی‌تونم! موفق نمیشم!

1459
01:12:42,166 --> 01:12:43,416
‫سباستین.

1460
01:12:58,750 --> 01:12:59,750
‫نه!

1461
01:13:14,208 --> 01:13:15,333
‫سباستین.

1462
01:13:15,458 --> 01:13:17,916
‫اوه، خدا رو شکر اومدی.
‫فکر کردم ما...

1463
01:13:20,583 --> 01:13:21,583
‫سباستین؟

1464
01:13:22,833 --> 01:13:24,125
‫سباستین، بلند شو!

1465
01:13:27,083 --> 01:13:28,125
‫لیلی.

1466
01:13:30,375 --> 01:13:32,208
‫نـ... نمی‌تونم.

1467
01:13:33,500 --> 01:13:34,833
‫چرا نمی‌تونی؟

1468
01:13:34,958 --> 01:13:36,458
‫نـ... نمی‌فـ...

1469
01:13:42,125 --> 01:13:43,833
‫لیلی.

1470
01:13:43,958 --> 01:13:45,208
‫داره می‌میره.

1471
01:13:45,333 --> 01:13:46,458
‫چی؟

1472
01:13:47,208 --> 01:13:49,541
‫نه، گوسفندا نمی‌میرن.

1473
01:13:49,708 --> 01:13:51,333
‫ما به ابر تبدیل میشیم.

1474
01:13:51,458 --> 01:13:55,583
‫ابر شو، سباستین. ابر شو.

1475
01:13:58,958 --> 01:14:00,250
‫کاش می‌تونستم.

1476
01:14:01,666 --> 01:14:03,750
‫نباید برمی‌گشتی.

1477
01:14:04,583 --> 01:14:06,500
‫چرا برگشتی؟

1478
01:14:06,625 --> 01:14:07,833
‫مجبور بودم.

1479
01:14:08,875 --> 01:14:10,333
‫تو عضو گله‌ی من هستی.

1480
01:14:17,875 --> 01:14:19,958
‫اونو می‌بینم.

1481
01:14:21,250 --> 01:14:22,958
‫جورج رو می‌بینم.

1482
01:14:33,833 --> 01:14:34,833
‫نه.

1483
01:14:41,000 --> 01:14:41,833
‫کیلب‌ـه.

1484
01:14:41,958 --> 01:14:43,541
‫باید بریم.

1485
01:14:43,583 --> 01:14:44,583
‫بجنب، لیلی!

1486
01:14:56,375 --> 01:14:58,625
‫بیدار بشید!
‫همگی بیدار بشید!

1487
01:14:58,750 --> 01:15:00,708
‫- بیدار بشید!
‫- بیدار بشید!

1488
01:15:00,833 --> 01:15:02,125
‫- بیدار بشید!
‫- بیدار بشید!

1489
01:15:02,250 --> 01:15:03,958
‫دنبالم بیاید!

1490
01:15:04,083 --> 01:15:05,625
‫- دنبالش برید!
‫- دنبالش برید!

1491
01:15:05,625 --> 01:15:06,458
‫دنبالش برید!

1492
01:15:06,583 --> 01:15:07,833
‫دنبالش برید!

1493
01:15:14,833 --> 01:15:16,583
‫ایست!

1494
01:15:16,708 --> 01:15:19,500
‫نایستید! باید بریم! همین الان!

1495
01:15:19,625 --> 01:15:22,000
‫بریم؟ چی داری میگی؟

1496
01:15:23,083 --> 01:15:25,083
‫سباستین مُرده.

1497
01:15:25,208 --> 01:15:27,958
‫ولی تو گفتی ما به ابر تبدیل میشیم.

1498
01:15:28,083 --> 01:15:29,583
‫اشتباه کردم.

1499
01:15:29,708 --> 01:15:31,083
‫ما می‌میریم.

1500
01:15:31,208 --> 01:15:33,333
‫مردنِ سباستین رو دیدم.

1501
01:15:33,458 --> 01:15:37,375
‫و اگه امشب نریم،
‫ما هم می‌میریم.

1502
01:15:38,458 --> 01:15:40,458
‫کیلب گوسفندا رو غذا می‌کنه و...

1503
01:15:40,583 --> 01:15:44,125
‫بس کن!
‫این حرف‌های وحشتناک رو نزن!

1504
01:15:44,250 --> 01:15:46,583
‫این چیزا رو فراموش می‌کنم.
‫همین الان فراموش می‌کنم!

1505
01:15:46,708 --> 01:15:48,125
‫- نه، نمی‌تونی!
‫- چرا؟

1506
01:15:48,250 --> 01:15:50,583
‫چرا باید بخوام همچین چیز
‫وحشتناکی یادم بمونه؟

1507
01:15:50,708 --> 01:15:52,125
‫چون حقیقت داره!

1508
01:15:52,250 --> 01:15:54,458
‫اگه یادم نمونه، حقیقت نداره.

1509
01:15:54,583 --> 01:15:55,583
‫- یک.
‫- صبر کن!

1510
01:15:55,625 --> 01:15:56,458
‫دو.

1511
01:15:56,458 --> 01:15:58,875
‫رانی، رجی، لطفا. شجاع باشید.

1512
01:15:59,000 --> 01:16:00,250
‫سه!

1513
01:16:03,458 --> 01:16:04,708
‫سلام لیلی.

1514
01:16:05,458 --> 01:16:06,750
‫یه سوال.

1515
01:16:06,875 --> 01:16:08,458
‫این بیرون چیکار می‌کنیم؟

1516
01:16:08,583 --> 01:16:10,583
‫خوشم نمیاد.
‫برگردیم چمنزار.

1517
01:16:10,625 --> 01:16:12,000
‫برمی‌‌گردیم چمنزار.

1518
01:16:12,375 --> 01:16:15,958
‫نه! نه! لطفا نرید!

1519
01:16:19,458 --> 01:16:22,083
‫سباستین در موردِ ما راست می‌گفت.

1520
01:16:22,208 --> 01:16:25,333
‫ما یه مشت گوسفند احمق و ترسو هستیم.

1521
01:16:27,083 --> 01:16:31,958
‫امشب اولین بار نبود
‫که مردن یه گوسفند رو می‌دیدم، نه؟

1522
01:16:32,583 --> 01:16:33,583
‫نه.

1523
01:16:33,625 --> 01:16:35,708
‫چند بار فراموش کردم؟

1524
01:16:37,250 --> 01:16:38,750
‫تعدادش از دستم در رفته.

1525
01:16:39,583 --> 01:16:43,250
‫این همه مدت، این بار رو
‫تنهایی به دوش می‌کشیدی؟

1526
01:16:44,375 --> 01:16:45,375
‫آره.

1527
01:16:45,958 --> 01:16:47,833
‫تمام اتفاقات بد رو یادم میاد.

1528
01:16:48,625 --> 01:16:51,083
‫ولی اتفاقات خوب هم یادمه.

1529
01:16:52,958 --> 01:16:55,750
‫چهره مادرم رو یادم میاد.

1530
01:16:55,875 --> 01:16:59,000
‫دوست‌های قدیمی‌مو یادمه
‫و اینکه چقدر منو دوست داشتن.

1531
01:16:59,125 --> 01:17:01,625
‫و تو سباستین رو یادت می‌مونه.

1532
01:17:04,083 --> 01:17:05,583
‫درد داره.

1533
01:17:05,708 --> 01:17:07,500
‫خاطرات نابودت می‌کنه.

1534
01:17:08,333 --> 01:17:09,458
‫می‌دونم.

1535
01:17:09,583 --> 01:17:12,458
‫اما اگه فراموش کنی،
‫نمی‌تونی بقیه رو نجات بدی

1536
01:17:12,458 --> 01:17:14,375
‫و خون سباستین هدر میره.

1537
01:17:15,458 --> 01:17:17,083
‫کیلب فردا میاد دنبالت،

1538
01:17:17,208 --> 01:17:19,375
‫و پشتِ چوپان جدیدت میری

1539
01:17:19,500 --> 01:17:22,583
‫درست مثل بقیه
‫گوسفندهای احمق و ترسو.

1540
01:17:23,250 --> 01:17:25,833
‫و... همه‌مون می‌میریم.

1541
01:17:27,583 --> 01:17:30,583
‫متاسفم، لیلی. متاسفم.

1542
01:17:30,708 --> 01:17:34,458
‫ولی این حافظه‌ی ماست
‫که یاد و خاطره عزیزانمونو زنده نگه می‌داره.

1543
01:17:55,208 --> 01:17:56,875
‫ببخشید، سباستین.

1544
01:17:58,333 --> 01:18:00,458
‫من مثل تو قوی نیستم.

1545
01:18:02,958 --> 01:18:05,333
‫یک. دو.

1546
01:18:05,333 --> 01:18:07,333
‫شاید تو باهوش‌ترین گوسفند دنیا باشی،

1547
01:18:07,458 --> 01:18:09,583
‫ولی ماپل از همه داناتره.

1548
01:18:13,500 --> 01:18:14,875
‫منم عزیزمو از دست دادم.

1549
01:18:16,458 --> 01:18:17,875
‫می‌دونم دردناکه.

1550
01:18:18,458 --> 01:18:21,958
‫ولی با گذشت زمان،
‫فقط چیزهای خوب به یاد می‌مونه.

1551
01:18:22,750 --> 01:18:25,250
‫تو... واقعا اینجا هستی؟

1552
01:18:26,000 --> 01:18:27,583
‫البته.

1553
01:18:27,708 --> 01:18:29,875
‫چون منو یادت نرفته.
‫فهمیدی چطوریه؟

1554
01:18:30,000 --> 01:18:32,083
‫خب، آره،

1555
01:18:32,208 --> 01:18:34,208
‫اما دیگه مهم نیست.
‫کیلب قراره...

1556
01:18:34,333 --> 01:18:36,958
‫کیلب به گله‌ی من دست نمیزنه

1557
01:18:37,083 --> 01:18:38,750
‫چون تو قراره نجات‌شون بدی.

1558
01:18:39,458 --> 01:18:40,458
‫اما چطوری؟

1559
01:18:40,583 --> 01:18:42,250
‫تو راه و روششو فهمیدی.

1560
01:18:43,333 --> 01:18:45,958
‫لیلی، اگه عامل اصلی رو پیدا کنی،

1561
01:18:46,083 --> 01:18:48,583
‫گله به ربکا میرسه
‫و همه‌تون نجات پیدا می‌کنید.

1562
01:18:48,708 --> 01:18:51,375
‫اما اگه عامل اصلی رو پیدا نکنم چی؟

1563
01:18:51,625 --> 01:18:54,125
‫خوبه من این همه قصه واست خوندم.

1564
01:18:54,125 --> 01:18:55,708
‫همه‌شون قوانین خیلی ساده‌ای دارن.

1565
01:18:55,833 --> 01:18:57,833
‫ولی قانون هیچ کمکی نکرد.

1566
01:18:57,875 --> 01:19:00,125
‫پلیس می‌دونه کار یه آدم آواره نبود.

1567
01:19:00,125 --> 01:19:02,166
‫هر آدمی ممکنه به صحنه جرم برگشته باشه.

1568
01:19:02,208 --> 01:19:04,625
‫ربکا یه‌دفعه سر و کله‌اش پیدا شد و...

1569
01:19:04,750 --> 01:19:05,750
‫و؟

1570
01:19:08,083 --> 01:19:10,958
‫قربانی مهم‌ترین سرنخ پرونده‌ست.

1571
01:19:13,375 --> 01:19:16,750
‫لکه علفی روی دستش.

1572
01:19:16,875 --> 01:19:19,333
‫خیلی قشنگ رنگ شدن.

1573
01:19:19,458 --> 01:19:20,958
‫بره اشتباهی رو انتخاب کرده.

1574
01:19:21,083 --> 01:19:22,958
‫من روح جورج رو دیدم.

1575
01:19:24,833 --> 01:19:26,083
‫آفرین دخترم.

1576
01:19:34,750 --> 01:19:37,083
‫- کار ربکا نیست!
‫- لیلی، آروم باش.

1577
01:19:37,208 --> 01:19:38,958
‫فهمیدم کار کیه.
‫و اگه بتونم ثابت کنم...

1578
01:19:39,083 --> 01:19:40,750
‫- چیو ثابت کنی؟
‫- لکه‌ی علف نبود.

1579
01:19:40,750 --> 01:19:42,375
‫- و چطوری باید...
‫- وایسا، وایسا، وایسا.

1580
01:19:42,375 --> 01:19:43,708
‫مگه اینکه... آره!

1581
01:19:43,833 --> 01:19:46,208
‫اوه، ولی من خیلی گنده‌ام. جا نمیشم.

1582
01:19:46,333 --> 01:19:47,583
‫من همه‌جا جا میشم.

1583
01:19:49,875 --> 01:19:52,333
‫و من یادم نرفته.

1584
01:19:54,333 --> 01:19:56,208
‫پاتو بذار توی قوطی.

1585
01:19:58,583 --> 01:20:01,333
‫حالا اون یکی پا.

1586
01:20:05,250 --> 01:20:07,250
‫خیلی‌خب. وقتشه بریم.

1587
01:20:16,583 --> 01:20:19,083
‫آفرین. از اینجا برو.

1588
01:21:12,458 --> 01:21:14,750
‫اینجا شهر عجیبیه.

1589
01:21:16,375 --> 01:21:18,958
‫به نظرت جواب میده؟

1590
01:21:19,083 --> 01:21:22,000
‫نمی‌دونم. تنها کاری که
‫از دست ما برمیاد اینه که صبر کنیم.

1591
01:21:24,583 --> 01:21:28,333
‫صبح قبل اینکه جورج بمیره،
‫بهت چی گفت؟

1592
01:21:29,333 --> 01:21:31,833
‫دیدم یه چیزی تو گوش‌ـت گفت.

1593
01:21:32,875 --> 01:21:37,083
‫گفت بره زمستونه بهترین بره‌ست.

1594
01:21:51,208 --> 01:21:53,250
‫- هی رانی.
‫- بله؟

1595
01:21:53,583 --> 01:21:57,083
‫تابه‌حال این حس بهت دست داده
‫که یه چیزی رو فراموش کردی؟

1596
01:21:57,458 --> 01:22:00,416
‫منظورت حرفیه که لیلی
‫دیشب سعی داشت به ما بگه،

1597
01:22:00,458 --> 01:22:01,625
‫اما تصمیم گرفتیم فراموش کنیم

1598
01:22:01,666 --> 01:22:03,583
‫چون خیلی ترسیده بودیم؟

1599
01:22:04,166 --> 01:22:06,458
‫خب، نترسیده بودیم.
‫این حرف‌ها چیه، ترس چیه؟

1600
01:22:06,458 --> 01:22:08,541
‫ولی آره. درسته.

1601
01:22:08,750 --> 01:22:09,875
‫باید چیکار کنیم، داداش؟

1602
01:22:10,000 --> 01:22:11,708
‫نمی‌دونم، ولی نمیشه کاری نکنیم،

1603
01:22:11,833 --> 01:22:13,750
‫پس باید... یه کاری کنیم!

1604
01:22:14,750 --> 01:22:15,625
‫خیلی باهوشی.

1605
01:22:15,750 --> 01:22:18,333
‫خب، یالا! ما بره هستیم؟

1606
01:22:18,458 --> 01:22:20,958
‫یا قوچ هستیم؟

1607
01:22:33,958 --> 01:22:35,000
‫کی این کار رو کرده؟

1608
01:22:35,625 --> 01:22:37,875
‫یه بره از پنجره اومد.

1609
01:22:38,000 --> 01:22:41,000
‫یه بره از پنجره اومد.

1610
01:22:41,125 --> 01:22:42,333
‫تازه بدتر میشه.

1611
01:22:43,208 --> 01:22:45,708
‫از بره‌ای که از پنجره اومده بدتر نمیشه.

1612
01:22:46,583 --> 01:22:48,458
‫مطمئنم

1613
01:22:49,083 --> 01:22:53,083
‫اون بره از یه گوسفند دیگه دستور می‌گرفت.

1614
01:22:55,666 --> 01:22:56,458
‫صحیح.

1615
01:23:01,750 --> 01:23:03,000
‫یعنی چی؟

1616
01:23:09,083 --> 01:23:10,833
‫یعنی...

1617
01:23:13,833 --> 01:23:14,833
‫هیچی.

1618
01:23:15,958 --> 01:23:17,083
‫هیچی!

1619
01:23:17,708 --> 01:23:18,708
‫اون‌ها گوسفندن.

1620
01:23:20,208 --> 01:23:21,208
‫گوسفند هستن.

1621
01:24:04,208 --> 01:24:06,458
‫اگه برگه اعزام رو امضا کنی، راه میفتیم.

1622
01:24:06,583 --> 01:24:07,625
‫باشه.

1623
01:24:09,583 --> 01:24:11,208
‫جواب نداد.

1624
01:24:11,333 --> 01:24:12,875
‫بهش وقت بده.

1625
01:24:15,583 --> 01:24:16,583
‫افسر دری.

1626
01:24:17,958 --> 01:24:19,083
‫فرم.

1627
01:24:24,958 --> 01:24:26,375
‫این کار رو نکن.

1628
01:24:54,208 --> 01:24:56,125
‫وایسا! وایسا!

1629
01:24:58,083 --> 01:25:00,458
‫کار اون نیست. کار اون نیست.

1630
01:25:01,583 --> 01:25:03,083
‫ولی فهمیدم کار کیه.

1631
01:25:03,208 --> 01:25:04,708
‫می‌دونم کی جورج هاردی رو کشته.

1632
01:25:10,333 --> 01:25:11,333
‫خانم هارباتل.

1633
01:25:12,875 --> 01:25:13,875
‫نـ... نه، نه، نه!

1634
01:25:14,125 --> 01:25:18,833
‫فهمیدم من احمقم،
‫اما شاید دیگه نباشم.

1635
01:25:20,250 --> 01:25:22,833
‫از وقتی که ربکا همپستد به دنبروک اومد،

1636
01:25:22,875 --> 01:25:24,458
‫مظنون اصلی پرونده بود.

1637
01:25:24,958 --> 01:25:26,875
‫بیشترین انگیزه رو داشت.

1638
01:25:26,916 --> 01:25:27,916
‫بعلاوه، دروغ گفته بود.

1639
01:25:28,083 --> 01:25:30,250
‫شب قتل تو مزرعه جورج بود.

1640
01:25:30,375 --> 01:25:32,708
‫دقیقا همون چیزی که
‫قاتل روی اون حساب باز کرده بود.

1641
01:25:32,958 --> 01:25:34,875
‫قاتلی که اصلا ذهنِ ما سمت اون نرفت

1642
01:25:34,958 --> 01:25:37,750
‫چون اصلا اون رو مظنون حساب نکردیم.

1643
01:25:38,083 --> 01:25:41,541
‫تنها آدمی تو وصیت‌نامه جورج

1644
01:25:41,750 --> 01:25:43,708
‫که عذر موجه داشت.

1645
01:25:43,833 --> 01:25:45,375
‫یه عذر بی‌عیب و نقص.

1646
01:25:45,500 --> 01:25:47,250
‫عذر اینکه اصلا توی کشور نبوده.

1647
01:25:47,375 --> 01:25:48,875
‫- منظورت این نیست که...
‫- دقیقا.

1648
01:25:49,125 --> 01:25:50,333
‫پیتر ون ویورن.

1649
01:25:50,333 --> 01:25:51,750
‫- از آفریقای جنوبی.
‫- از آفریقای جنوبی.

1650
01:25:51,750 --> 01:25:54,458
‫ربکا، گفتی که جورج یه نسخه
‫از وصیت‌نامه‌شو واست فرستاده بود.

1651
01:25:54,625 --> 01:25:58,000
‫ولی مطمئنم یه نسخه هم
‫واسه داداشت فرستاده بود،

1652
01:25:58,083 --> 01:26:00,666
‫که اونم یه‌کم تحقیق کرده بود
‫و فهمیده بود

1653
01:26:00,708 --> 01:26:02,250
‫دارایی جورج چقدره،

1654
01:26:02,375 --> 01:26:05,083
‫و تصمیم گرفت اون ۳۰ میلیون رو به جیب بزنه

1655
01:26:05,125 --> 01:26:06,875
‫حتی اگه به معنی کشتنِ اون باشه.

1656
01:26:08,458 --> 01:26:10,833
‫اما یه مشکل بزرگ داشت.

1657
01:26:11,083 --> 01:26:12,083
‫انگیزه!

1658
01:26:12,708 --> 01:26:13,916
‫من می‌خواستم بگم.

1659
01:26:14,000 --> 01:26:16,500
‫خب، تو طوری حرف زدی
‫که انگار من قاتلم.

1660
01:26:18,458 --> 01:26:19,458
‫انگیزه!

1661
01:26:20,083 --> 01:26:23,250
‫اگه مقتول برای تو ثروت کلانی بجا بذاره،

1662
01:26:23,375 --> 01:26:24,833
‫اونوقت تو مظنون اصلی محسوب میشی.

1663
01:26:25,291 --> 01:26:27,250
‫ولی اگه ارث رو به خواهرت بده

1664
01:26:27,375 --> 01:26:29,041
‫و بابت جرم محکوم بشه...

1665
01:26:29,083 --> 01:26:30,791
‫ارث و میراث به‌طور خودکار به...

1666
01:26:30,833 --> 01:26:31,833
‫نزدیک‌ترین خویشاوند میرسه!

1667
01:26:31,833 --> 01:26:34,083
‫میشه لطفا تمومش کنی؟
‫الان فرصت طلایی منه.

1668
01:26:34,083 --> 01:26:35,125
‫معذرت می‌خوام.

1669
01:26:35,750 --> 01:26:37,541
‫به نزدیک‌ترین خویشاوند میرسه!

1670
01:26:37,750 --> 01:26:39,791
‫تنها سوالی که باقی می‌مونه...

1671
01:26:40,416 --> 01:26:41,875
‫اینه که کجا قایم شده؟

1672
01:26:42,000 --> 01:26:43,625
‫دنبال کی می‌گردم؟

1673
01:26:43,791 --> 01:26:46,500
‫آدمی که جلوی چشم قایم شده.

1674
01:26:46,958 --> 01:26:49,000
‫یه نفر که اسمشو عوض کرده.

1675
01:26:49,708 --> 01:26:53,041
‫برای مثال، چستیتی کرمپفز...

1676
01:26:53,583 --> 01:26:55,625
‫شده ربکا همپستد.

1677
01:26:56,041 --> 01:26:57,625
‫و پیتر ون ویورن...

1678
01:26:57,625 --> 01:26:59,208
‫و پیتر ون ویورن...

1679
01:27:01,375 --> 01:27:03,125
‫شده الیوت متیوز.

1680
01:27:03,250 --> 01:27:04,583
‫- نه!
‫- عه!

1681
01:27:05,750 --> 01:27:07,583
‫روحِ جورج.

1682
01:27:09,083 --> 01:27:10,583
‫فکرشو نمی‌کردم.

1683
01:27:11,833 --> 01:27:13,583
‫تیم، داری آبروی خودتو می‌بری.

1684
01:27:14,208 --> 01:27:16,583
‫من آفریقای جنوبی زندگی نمی‌کنم.
‫من تو همین کشور زندگی می‌کنم،

1685
01:27:16,583 --> 01:27:17,750
‫و برای یه روزنامه کار می‌کنم...

1686
01:27:17,791 --> 01:27:18,791
‫می‌دونم.

1687
01:27:18,958 --> 01:27:20,750
‫فکر می‌کنم چند وقت میشه که

1688
01:27:20,750 --> 01:27:24,041
‫با اسم و فامیل الیوت متیوز
‫توی کشور زندگی می‌کنی.

1689
01:27:24,083 --> 01:27:25,458
‫لهجه گرفتی.

1690
01:27:26,125 --> 01:27:28,333
‫جورج بهت گفته بود

1691
01:27:28,916 --> 01:27:30,625
‫ربکا به دیدنش میاد، مگه نه؟

1692
01:27:31,250 --> 01:27:34,500
‫یه فرصت بی‌نظیر
‫تا واسش پاپوش بدوزی

1693
01:27:34,541 --> 01:27:37,750
‫فقط یه دلیل لازم داشتی
‫تا به دنبروک بیای.

1694
01:27:38,583 --> 01:27:40,375
‫مثل جشنواره فرهنگی.

1695
01:27:40,958 --> 01:27:42,500
‫نقشه‌ات ساده بود.

1696
01:27:43,166 --> 01:27:44,166
‫اول...

1697
01:27:44,375 --> 01:27:46,708
‫همه جا جار بزن
‫که داری از دنبروک میری.

1698
01:27:46,958 --> 01:27:50,458
‫بعد هم مشکل ماشین رو بهونه کردی تا برگردی.

1699
01:27:52,458 --> 01:27:54,000
‫بعدش همون شب،

1700
01:27:54,333 --> 01:27:56,000
‫بعد اینکه ربکا رفت...

1701
01:27:56,125 --> 01:27:58,583
‫کاری که به خاطرش اومده بودی رو انجام دادی.

1702
01:28:01,083 --> 01:28:03,250
‫بیا تو، بیا تو، بیا تو.

1703
01:28:09,333 --> 01:28:10,333
‫پیتر.

1704
01:28:10,500 --> 01:28:12,166
‫باباتو مسموم کردی...

1705
01:28:14,000 --> 01:28:16,125
‫و یه وصیت‌نامه جدید گذاشتی.

1706
01:28:19,500 --> 01:28:22,041
‫اما بابات از چیزی که
‫فکر می‌کردی، قوی‌تر بود.

1707
01:28:23,541 --> 01:28:25,000
‫مشاجره شکل گرفت.

1708
01:28:33,375 --> 01:28:35,916
‫اما در نهایت برنده شدی.

1709
01:28:36,708 --> 01:28:38,708
‫تنها کاری که باید می‌کردی
‫این بود که مطمئن بشی

1710
01:28:38,750 --> 01:28:40,750
‫تقصیرا گردن خواهرت بیفته.

1711
01:28:40,875 --> 01:28:42,541
‫زرنگ‌بازی درآوردی.

1712
01:28:43,208 --> 01:28:45,166
‫روزی که خانم هارباتل وصیت‌نامه رو خوند،

1713
01:28:45,166 --> 01:28:46,666
‫می‌دونستی تو رو بیرون می‌کنه.

1714
01:28:48,625 --> 01:28:50,291
‫آقای ون ویورن،

1715
01:28:50,416 --> 01:28:52,916
‫لیدیا هارباتل هستم.
‫صدای منو می‌شنوید؟

1716
01:28:53,041 --> 01:28:54,083
‫بله.

1717
01:28:54,125 --> 01:28:55,375
‫صدای شما رو واضح دارم. ممنون.

1718
01:28:55,416 --> 01:28:56,875
‫جا سازی میوه‌های سرخدار،

1719
01:28:56,875 --> 01:28:59,333
‫توی اتاقِ ربکا عین آب خوردن بود.

1720
01:28:59,791 --> 01:29:01,291
‫مسافرخونه شهرستان.

1721
01:29:01,375 --> 01:29:03,125
‫قفل‌‌های ساده‌ای داره.

1722
01:29:04,333 --> 01:29:06,291
‫تقریبا عالی بود، الیوت.

1723
01:29:06,333 --> 01:29:07,791
‫اما چیزی که متوجه نشدی

1724
01:29:07,791 --> 01:29:09,666
‫و چیزی که تا الان نفهمیدم

1725
01:29:09,791 --> 01:29:11,500
‫اینه که یه سرنخ جا گذاشتی.

1726
01:29:12,500 --> 01:29:14,125
‫دست‌های جورج.

1727
01:29:14,250 --> 01:29:16,000
‫دست‌های جورج.

1728
01:29:17,541 --> 01:29:20,958
‫یه دستش آبی بود، یه دستش سبز.

1729
01:29:21,000 --> 01:29:23,791
‫رنگِ آبی منطقی بود.
‫با اون رنگ ثروتشو بدست آورده بود.

1730
01:29:23,833 --> 01:29:26,041
‫ولی رنگ سبز؟
‫دلیل رنگ سبز چی بود؟

1731
01:29:26,833 --> 01:29:29,750
‫و بعد چند تا از دوستان...

1732
01:29:30,125 --> 01:29:32,875
‫چند تا از دوستان که
‫کاراگاه‌های خیلی خوبی هستن...

1733
01:29:36,750 --> 01:29:37,875
‫منو به فکر واداشتن.

1734
01:29:39,125 --> 01:29:40,875
‫آبی و زرد.

1735
01:29:41,125 --> 01:29:44,958
‫رنگ آبی و زرد ترکیب بشه
‫رنگ سبز بدست میاد.

1736
01:29:45,125 --> 01:29:48,166
‫مثل لکه سبز رنگی
‫که روی دستِ جورج دیدم.

1737
01:29:48,166 --> 01:29:49,750
‫مثل رنگ سبزی

1738
01:29:49,750 --> 01:29:51,958
‫روی روکش بالشت آبی رنگ مسافرخونه

1739
01:29:52,000 --> 01:29:55,375
‫که شبی که جورج رو به قتل رسوندی،
‫روی اون خوابیدی!

1740
01:29:56,666 --> 01:29:58,125
‫اون شب هر دو دست جورج

1741
01:29:58,166 --> 01:30:00,541
‫به خاطر دارو، آبی بود.

1742
01:30:00,583 --> 01:30:04,083
‫ولی بعد با همون دست
‫موهای یه نفر رو گرفت.

1743
01:30:04,958 --> 01:30:08,791
‫آدمی که از رنگ موی زرد بنجل
‫و ارزون‌قیمت استفاده کرده

1744
01:30:08,833 --> 01:30:10,666
‫که تو بارون یه‌کم رنگ میده،

1745
01:30:10,666 --> 01:30:13,166
‫دست جورج رو به رنگ سبز درمیاره.

1746
01:30:13,625 --> 01:30:17,041
‫آدمی که با عجله، قبل اینکه
‫به دنبروک بیاد، موهاشو طلایی کرده

1747
01:30:17,083 --> 01:30:20,041
‫چون نمی‌خواسته کسی حتی یه لحظه فکر کنه

1748
01:30:20,250 --> 01:30:22,875
‫که به خواهر یا پدرش شباهت داره.

1749
01:30:23,625 --> 01:30:24,750
‫درست نمیگم، پیتر؟

1750
01:30:24,875 --> 01:30:25,666
‫آره!

1751
01:30:25,791 --> 01:30:26,791
‫نه!

1752
01:30:27,375 --> 01:30:30,291
‫نه، مضحکه و اصلا نمی‌تونی اثبات کنی.

1753
01:30:30,333 --> 01:30:32,583
‫پس ناراحت نمیشی...

1754
01:30:33,250 --> 01:30:34,375
‫اگه اینو بردارم.

1755
01:30:38,791 --> 01:30:39,875
‫ابدا.

1756
01:30:41,291 --> 01:30:44,458
‫باید اعتراف کنم
‫رنگ موهای من طبیعی نیست.

1757
01:30:44,750 --> 01:30:46,250
‫ولی باید اینو هم اعتراف کنم

1758
01:30:46,291 --> 01:30:49,416
‫که دندونامو بلیچینگ کردم
‫و موهای سینه‌مو زدم.

1759
01:30:49,625 --> 01:30:51,666
‫مطمئنم گیاه‌خوار هم هست.

1760
01:30:52,000 --> 01:30:54,708
‫پس اگه اون‌قدر پررو و چشم‌سفیدی
‫که به خاطر رنگ کردن مو

1761
01:30:54,750 --> 01:30:56,166
‫به من تهمت قتل بزنی،

1762
01:30:56,291 --> 01:30:58,125
‫نمی‌تونی منو دادگاهی کنی.

1763
01:30:58,250 --> 01:31:00,375
‫من تو رو به دادگاه می‌کشونم.

1764
01:31:04,875 --> 01:31:06,291
‫اشتباه فهمیدی.

1765
01:31:06,375 --> 01:31:08,875
‫من کاری به رنگ مو ندارم.

1766
01:31:09,000 --> 01:31:10,166
‫دی‌ان‌ای‌‌تو می‌خوام.

1767
01:31:12,291 --> 01:31:14,750
‫اگه تو پسر جورج هاردی باشی،

1768
01:31:14,875 --> 01:31:17,125
‫پس تو پیتر ون ویورن هستی،

1769
01:31:17,416 --> 01:31:21,125
‫و تو قاتل اصلی هستی.

1770
01:31:22,250 --> 01:31:23,250
‫گرفتمت.

1771
01:31:24,375 --> 01:31:25,375
‫گرفتمت.

1772
01:31:31,541 --> 01:31:33,000
‫آفرین، تیم.

1773
01:31:36,125 --> 01:31:37,791
‫اوه! اوه.

1774
01:31:39,166 --> 01:31:40,375
‫هی!

1775
01:31:43,916 --> 01:31:44,666
‫لیلی!

1776
01:31:44,666 --> 01:31:46,666
‫رانی! رجی! اومدید!

1777
01:31:46,791 --> 01:31:47,875
‫آره!

1778
01:31:48,500 --> 01:31:49,500
‫چرا؟

1779
01:31:51,916 --> 01:31:53,541
‫هی! وایسا! وایسا!

1780
01:31:53,583 --> 01:31:57,541
‫چون دلیل موجه‌ای واسه کوبیدن وجود داره.

1781
01:31:57,666 --> 01:31:58,500
‫ممنون.

1782
01:31:58,500 --> 01:31:59,750
‫- بالاخره!
‫-‌آره!

1783
01:32:19,416 --> 01:32:20,625
‫عشق است عدالت؟

1784
01:32:20,750 --> 01:32:23,125
‫نه. عشق است خودمون.

1785
01:32:23,250 --> 01:32:24,250
‫آره!

1786
01:32:28,000 --> 01:32:31,500
‫چندین میلیون ثروت داشت!
‫شنیدین؟ چندین میلیون!

1787
01:32:31,625 --> 01:32:32,875
‫من پسرشم.

1788
01:32:33,000 --> 01:32:34,875
‫اون پول‌ها باید به من میرسید.

1789
01:32:42,750 --> 01:32:44,041
‫می‌دونم اهل آمریکاست،

1790
01:32:44,041 --> 01:32:45,041
‫ولی می‌دونستم اون بی‌گناهه.

1791
01:32:45,125 --> 01:32:46,541
‫خب، این‌طور نیست.

1792
01:32:47,625 --> 01:32:48,625
‫اوه.

1793
01:32:49,166 --> 01:32:50,166
‫ببین.

1794
01:32:50,250 --> 01:32:54,291
‫از طرفِ اداره پلیس دنبروک،

1795
01:32:54,416 --> 01:32:56,500
‫از صمیم قلب عذرخواهی می‌کنیم.

1796
01:32:56,625 --> 01:32:59,500
‫اداره پلیس اینجا جز تو کارمند دیگه‌ای داره؟

1797
01:33:00,125 --> 01:33:01,125
‫نه.

1798
01:33:02,125 --> 01:33:03,875
‫من می‌خوام عذرخواهی کنم.

1799
01:33:05,666 --> 01:33:06,666
‫ممنون.

1800
01:33:12,125 --> 01:33:13,250
‫اوه.

1801
01:33:15,750 --> 01:33:16,750
‫نگاه کن.

1802
01:33:18,166 --> 01:33:19,166
‫بره پنجره‌ای؟

1803
01:33:20,625 --> 01:33:22,375
‫بره پنجره‌ای.

1804
01:33:24,125 --> 01:33:26,333
‫فکر کنم... یه‌مدت اینجا می‌مونی؟

1805
01:33:26,375 --> 01:33:28,041
‫می‌دونی، تازه از زندان آزاد شدم،

1806
01:33:28,083 --> 01:33:31,208
‫پس ممکنه...
‫یه‌کم وقت بخوام.

1807
01:33:36,250 --> 01:33:38,125
‫امیدوارم بمونی.

1808
01:33:38,750 --> 01:33:39,750
‫شاید.

1809
01:33:44,625 --> 01:33:45,791
‫ربکا.

1810
01:33:46,416 --> 01:33:49,625
‫ربکا. خواستم بگم
‫هر چقدر عذرخواهی کنم، کافی نیست.

1811
01:34:16,875 --> 01:34:18,375
‫مهمون ما باشید.

1812
01:34:20,250 --> 01:34:21,250
‫ممنون.

1813
01:34:24,666 --> 01:34:26,750
‫صبر کن.

1814
01:34:31,500 --> 01:34:33,416
‫ببخشید.

1815
01:34:35,875 --> 01:34:37,250
‫اینو دیدم.

1816
01:34:37,791 --> 01:34:41,041
‫تو کیف پستچی بود و خب...

1817
01:34:41,291 --> 01:34:42,750
‫نمی‌دونستم دخترش هستی.

1818
01:34:42,750 --> 01:34:45,791
‫و من اون کاغذهای
‫با رایحه رز رو واسش خریدم، پس...

1819
01:34:46,375 --> 01:34:47,750
‫می‌تونی تصور کنی.

1820
01:34:47,875 --> 01:34:49,375
‫عاشقش بودی؟

1821
01:34:50,750 --> 01:34:52,041
‫خب...

1822
01:34:52,750 --> 01:34:55,208
‫و اون عاشقِ...

1823
01:34:55,416 --> 01:34:56,458
‫سعی‌شو کرد.

1824
01:34:57,250 --> 01:34:59,791
‫ولی جورج عاشق مادرت بود.

1825
01:34:59,916 --> 01:35:02,750
‫و تو قلب اون جا برای آدم دیگه‌ای نبود.

1826
01:35:04,250 --> 01:35:06,666
‫خیلی دوست داشتم بدونم چه شکلیه.

1827
01:35:06,791 --> 01:35:08,375
‫اما الان دیگه لازم نیست.

1828
01:35:10,291 --> 01:35:12,500
‫کاش بیشتر درباره مادرم
‫ازش سوال می‌پرسیدم.

1829
01:35:14,625 --> 01:35:15,916
‫حتی اسمشو نمی‌دونم.

1830
01:35:16,500 --> 01:35:17,500
‫لیلی.

1831
01:35:18,291 --> 01:35:19,750
‫اسمش لیلی بود.

1832
01:35:26,000 --> 01:35:29,041
‫البته که وصیت‌نامه جعلی معتبر نیست.

1833
01:35:29,166 --> 01:35:32,125
‫ولی بازم گوسفندها و تمام زمین‌های اونو
‫به ارث می‌بری.

1834
01:35:32,166 --> 01:35:33,000
‫خانم همپستد.

1835
01:35:33,041 --> 01:35:34,208
‫- بازم خوبه.
‫- باشه.

1836
01:35:34,500 --> 01:35:35,541
‫ببخشید مزاحم شدیم.

1837
01:35:36,500 --> 01:35:38,625
‫می‌دونید، من و هم

1838
01:35:38,666 --> 01:35:40,583
‫ما سعی داشتیم یه تجارت جدید راه بندازیم.

1839
01:35:40,750 --> 01:35:43,125
‫- حمایت بانک رو داریم.
‫- بله.

1840
01:35:43,250 --> 01:35:44,416
‫و خلاصه اینکه قصد داریم

1841
01:35:44,458 --> 01:35:46,666
‫زمین و گوسفندهای پدرت رو ازت بخریم.

1842
01:35:47,500 --> 01:35:48,500
‫دو تا قاتل.

1843
01:35:48,500 --> 01:35:49,791
‫- جانم؟
‫- ها؟

1844
01:35:50,041 --> 01:35:51,250
‫بابام فهمیده بود

1845
01:35:51,250 --> 01:35:53,000
‫توی زمین اون گوسفندها رو می‌کشید.

1846
01:35:53,625 --> 01:35:55,416
‫شما دو قاتل هستید.

1847
01:35:55,541 --> 01:35:57,416
‫خب، دو تاجر.

1848
01:35:57,541 --> 01:35:59,625
‫که پیشنهاد معقولی میدن.

1849
01:35:59,750 --> 01:36:00,750
‫آره.

1850
01:36:00,875 --> 01:36:02,375
‫اصلا اسم‌هاشونو می‌دونید؟

1851
01:36:02,625 --> 01:36:03,500
‫ها؟

1852
01:36:03,541 --> 01:36:05,166
‫اسم‌هاشونو به من گفت.

1853
01:36:05,416 --> 01:36:07,625
‫یکی‌شون لیلیه.

1854
01:36:09,750 --> 01:36:11,000
‫و ماپل.

1855
01:36:11,125 --> 01:36:13,666
‫و اون گوسفند بزرگ پشمالو... اسمش ابریه.

1856
01:36:13,791 --> 01:36:15,166
‫گفت خیلی ادا و اطوار داره.

1857
01:36:15,333 --> 01:36:17,916
‫و اونی که پشم
‫جلوی چشم‌هاشو گرفته، پشم‌چشمه،

1858
01:36:18,000 --> 01:36:19,916
‫که به نظرم خیلی تابلو بود،
‫ولی گفت

1859
01:36:19,958 --> 01:36:21,291
‫«هی، هیچ‌وقت شکایتی نشده.»

1860
01:36:21,375 --> 01:36:23,541
‫- آره، ببینید خانم همپستد...
‫- هاردی هستم.

1861
01:36:24,250 --> 01:36:26,500
‫ربکا هاردی. اسم‌مو عوض می‌کنم.

1862
01:36:26,875 --> 01:36:29,041
‫من تو کار تغییر اسم نیستم.

1863
01:36:29,166 --> 01:36:30,750
‫متاسفم خانم هاردی، ولی موفق باشید.

1864
01:36:30,875 --> 01:36:32,166
‫- اوه.
‫- خداحافظ.

1865
01:36:33,666 --> 01:36:34,666
‫صبر کن.

1866
01:36:35,250 --> 01:36:37,625
‫اگه بخوام چند تا گوسفند دیگه بخرم، چی؟

1867
01:36:38,166 --> 01:36:40,375
‫بانک هوای منو هم داره؟

1868
01:36:41,541 --> 01:36:44,500
‫لیلی، چطور تونستی حل کنی؟

1869
01:36:44,625 --> 01:36:46,541
‫البته که حلش کرد.

1870
01:36:46,666 --> 01:36:48,625
‫اون باهوش‌ترین گوسفند دنیاست.

1871
01:36:48,750 --> 01:36:52,791
‫خب. فکر می‌کردم باهوش‌ترین هستم، اما نیستم.

1872
01:36:52,916 --> 01:36:54,041
‫اشتباه کردم.

1873
01:36:54,166 --> 01:36:56,083
‫باید به حرف بره زمستونی گوش می‌دادم
‫وقتی که گفت

1874
01:36:56,166 --> 01:36:58,500
‫روح جورج رو دیده،
‫ولی در عوض من...

1875
01:37:07,166 --> 01:37:09,125
‫بیاید. بیاید.

1876
01:37:20,125 --> 01:37:21,791
‫اسمت چیه؟ خواهر و برادر داری؟

1877
01:37:21,791 --> 01:37:24,625
‫چند وقته اینجایی؟ هزار تا سوال دارم.

1878
01:37:24,750 --> 01:37:26,875
‫اوه! ببخشید.

1879
01:37:29,625 --> 01:37:31,250
‫صورتت کجاست؟

1880
01:37:34,041 --> 01:37:36,041
‫تو ارف داری.

1881
01:37:36,166 --> 01:37:38,000
‫من ارف دارم!

1882
01:37:44,500 --> 01:37:45,500
‫لیلی.

1883
01:38:14,291 --> 01:38:17,375
‫[راهنمای پرورش گوسفند]

1884
01:38:59,000 --> 01:39:00,500
‫«فصل اول.»

1885
01:39:02,875 --> 01:39:06,541
‫«این باور رایج وجود دارد
‫که در میان همه‌ی حیوانات مزرعه،

1886
01:39:06,666 --> 01:39:08,291
‫گوسفندها با اختلاف احمق‌ترین هستند.

1887
01:39:12,000 --> 01:39:13,750
‫ولی در حقیقت، واقعیت ندارد.

1888
01:39:14,791 --> 01:39:16,583
‫گوسفند نه تنها باهوش است،

1889
01:39:16,625 --> 01:39:18,375
‫بلکه نیز الهام‌بخش است.

1890
01:39:18,500 --> 01:39:21,625
‫یک شعر کودکان از صدها سال پیش آغاز می‌شود.

1891
01:39:21,750 --> 01:39:23,791
‫بو پیپ کوچولو گوسفندشو گم کرده.

1892
01:39:23,916 --> 01:39:25,666
‫و نمی‌دونه کجا پیداشون کنه.

1893
01:39:25,791 --> 01:39:28,125
‫ولی تنهاشون بذار و اون‌ها برمی‌گردن.

1894
01:39:28,916 --> 01:39:31,041
‫دم‌شون رو تکون میدن.

1895
01:39:38,125 --> 01:39:39,916
‫این بالا خیلی قشنگه.

1896
01:39:40,875 --> 01:39:42,416
‫ولی یه‌کم دلگیره.

1897
01:39:46,125 --> 01:39:47,166
‫جورج.

1898
01:39:48,500 --> 01:39:50,125
‫اسم توئه.

1899
01:39:51,000 --> 01:39:53,250
‫همه گوسفندها باید اسم داشته باشن.

1900
01:39:55,875 --> 01:39:57,041
‫جورج.

1901
01:39:58,125 --> 01:39:59,125
‫همم؟

1902
01:40:07,166 --> 01:40:10,375
‫«یه گله گوسفند بامزه، پشمالو

1903
01:40:10,500 --> 01:40:13,041
‫و بانمک و سفید.

1904
01:40:13,166 --> 01:40:15,416
‫اغلب فکر می‌کردن
‫همه‌ی گوسفندها این شکلی هستن.

1905
01:40:16,125 --> 01:40:18,833
‫ولی یه گله گوسفند، در حقیقت شامل حیوون‌هایی

1906
01:40:18,875 --> 01:40:21,500
‫با ویژگی‌ها و...

1907
01:40:21,625 --> 01:40:23,000
‫شخصیت‌های مختلف میشه.

1908
01:40:26,375 --> 01:40:28,666
‫یه عده مهربون هستن،
‫یه عده خون‌گرم

1909
01:40:28,791 --> 01:40:30,625
‫و یه عده گوشه‌گیر.

1910
01:40:30,750 --> 01:40:33,291
‫باهوش و کودن.
‫خجالتی و خودنما.

1911
01:40:33,416 --> 01:40:36,375
‫- سلام، اسمت چیه؟
‫- اسم من جورجه.

1912
01:40:36,500 --> 01:40:37,708
‫سلام جورج!

1913
01:40:37,750 --> 01:40:39,333
‫«این حیوانات آرام تقریبا

1914
01:40:39,375 --> 01:40:41,000
‫در تمام فرهنگ‌های بشری
‫جایگاه ویژه‌ای داشتن،

1915
01:40:41,125 --> 01:40:43,666
‫به‌طور مکرر در زبان و تصاویر

1916
01:40:43,791 --> 01:40:46,125
‫به‌عنوان نمادهای عشق، معصومیت
‫و صلح بازنمایی شدند.

1917
01:40:46,791 --> 01:40:48,416
‫اون‌ها هم مثل آدم‌ها،

1918
01:40:48,458 --> 01:40:50,958
‫حس تعلق رو بیشتر از هر چیزی دوست دارن.

1919
01:40:52,250 --> 01:40:55,000
‫به خودشون اجازه میدن متعلق به ما باشن.

1920
01:40:55,750 --> 01:40:57,125
‫و می‌فهمیم...

1921
01:40:58,250 --> 01:41:00,125
‫به اون‌ها تعلق داریم.

1922
01:48:36,916 --> 01:48:38,625
‫من هنوز که هنوزه فکر می‌کنم
‫کار خدمتکار باشه.

