﻿1
00:00:04,040 --> 00:00:06,320
‫امروز صبح، ما جنازه یه مرد جوون
‫دیگه رو هم پیدا کردیم.

2
00:00:06,400 --> 00:00:08,000
‫قطعا خصوصیات قتل سریالی رو داره.

3
00:00:09,240 --> 00:00:10,360
‫من توی اون خونه بودم.

4
00:00:10,360 --> 00:00:12,120
‫جیسون رو از اتاق‌خوابش برده بودن.

5
00:00:12,240 --> 00:00:13,600
‫از اتاق‌خوابش؟

6
00:00:13,680 --> 00:00:15,160
‫می‌خوام اون‌ها و استیون یه جا باشن...

7
00:00:15,160 --> 00:00:18,080
‫که کامل نظارتشون کنیم،
‫تا تیم جرم‌شناسی خونه رو بررسی می‌کنه.

8
00:00:18,560 --> 00:00:19,960
‫دیروز حال راب چطور بود؟

9
00:00:19,960 --> 00:00:21,520
‫ازش خواستم بریم سینما.

10
00:00:22,040 --> 00:00:23,120
‫بابا.

11
00:00:23,880 --> 00:00:26,120
‫ایشون آقای رایت هستن،
‫پدر راب.

12
00:00:26,520 --> 00:00:28,280
‫می‌تونم اسم پسرهایی که
‫در خطر هستن رو بدم.

13
00:00:28,280 --> 00:00:30,640
‫همه مدارس، همه شهرها.
‫همه‌جا هستن.

14
00:00:30,680 --> 00:00:32,080
‫می‌تونی فردا همراهم بیای شکار.

15
00:00:32,280 --> 00:00:34,680
‫این نشان‌دهنده مسمومیت احتمالی است.

16
00:00:35,760 --> 00:00:39,360
‫می‌تونه به این معنا باشه که سم
‫بهش داده شده. این توضیح می‌ده که...

17
00:00:39,640 --> 00:00:41,120
‫هدفون رو برمی‌دارم، باشه؟

18
00:00:43,040 --> 00:00:44,520
‫خیلی وقته هدفون گذاشتی؟

19
00:00:44,520 --> 00:00:45,840
‫لوسی به یکی از دخترها گفته بود...

20
00:00:45,840 --> 00:00:47,760
‫می‌خواد سم به خوردشون بده.

21
00:00:48,840 --> 00:00:50,600
‫- شد تو تا.
‫- برو خونه، پک.

22
00:00:50,600 --> 00:00:51,400
‫مامان...

23
00:00:51,440 --> 00:00:54,080
‫بهترین راه حفاظت از پسرتون
‫اینه که از فهرست مظنونین حذف بشه.

24
00:00:55,320 --> 00:00:57,000
‫حرف زدن شکل دیگه‌ای از درمانه.

25
00:00:57,640 --> 00:00:59,520
‫- کارآگاه.
‫- اوون؟

26
00:01:01,920 --> 00:01:03,760
‫اوون، حرف بزن.
‫چه خبره؟

27
00:01:28,280 --> 00:01:29,760
‫اوون، صدام رو می‌شنوی؟

28
00:01:42,200 --> 00:01:44,240
‫وای، خدایا! وای، خدایا! اوون!

29
00:01:45,160 --> 00:01:46,320
‫اوون!

30
00:01:47,080 --> 00:01:48,120
‫گلوریا!

31
00:01:49,120 --> 00:01:50,320
‫گلوریا، وایسا!

32
00:01:50,640 --> 00:01:52,320
‫- اوون! اوون!
‫- گلوریا؟

33
00:01:54,160 --> 00:01:55,600
‫اوون! اوون!

34
00:01:56,840 --> 00:01:59,200
‫وای، خدایا! وای، خدایا!

35
00:01:59,200 --> 00:02:00,960
‫کمکم کن! نفس می‌کشه.

36
00:02:02,840 --> 00:02:04,240
‫روی زخم فشار بذار.

37
00:02:06,280 --> 00:02:08,320
‫وای، خدایا. کمکم کن. کمکم کن.

38
00:02:08,400 --> 00:02:09,960
‫کمکم کن، التماس می‌کنم کمکم کن.

39
00:02:10,920 --> 00:02:12,000
‫فشارش بده، سفت.

40
00:02:12,240 --> 00:02:14,760
‫نمی‌دونم، ولی کمک می‌خوام،
‫خواهش می‌کنم.

41
00:02:17,800 --> 00:02:20,600
‫همینه. همینه.
‫به... به نفس کشیدن ادامه بده.

42
00:02:20,800 --> 00:02:22,000
‫تا می‌تونی فشار بده.

43
00:02:22,440 --> 00:02:24,520
‫باشه؟ من زنگ می‌زنم کمک بیاد.

44
00:02:24,520 --> 00:02:25,960
‫فقط... فقط نفس...

45
00:02:25,960 --> 00:02:27,360
‫به کدام خدمات نیاز دارین؟

46
00:02:27,360 --> 00:02:30,360
‫من کارآگاه مونیکا کندی هستم.
‫کادر پزشکی و نیروی پشتیبانی نیاز دارم.

47
00:02:31,600 --> 00:02:35,200
‫من ملک کیلماردون هستم،
‫در کارس او بلاریگ.

48
00:02:35,600 --> 00:02:37,360
‫- منتظر باشین.
‫- خواهش می‌کنم عجله کن!

49
00:02:37,360 --> 00:02:38,840
‫- کمک!
‫- الان برمی‌گردم.

50
00:02:39,880 --> 00:02:43,280
‫خوبه. فقط... همینطور نفس بکش.
‫خواهش می‌کنم.

51
00:02:43,720 --> 00:02:45,880
‫پانزده دقیقه با اونجا فاصله هست.

52
00:02:45,880 --> 00:02:47,960
‫- آیا در خطر آنی هستین؟
‫- نمیان؟!

53
00:02:47,960 --> 00:02:49,200
‫دارن میان، گلوریا.

54
00:03:34,200 --> 00:03:36,760
‫من می‌تونم تایید کنم که دیشب،

55
00:03:36,760 --> 00:03:39,840
‫مرد جوان سومی نیز مورد حمله قرار گرفت،
‫توسط فردی که...

56
00:03:39,880 --> 00:03:42,840
‫ما معتقدیم عامل قتل‌های...

57
00:03:42,840 --> 00:03:45,320
‫جیسون مورگان و رابرت رایت بوده.

58
00:03:45,880 --> 00:03:49,320
‫قربانی در حال حاضر
‫در وضعیت بحرانی قرار داره.

59
00:03:50,200 --> 00:03:52,720
‫تحقیقات ما،
‫ما رو به این باور رسونده که قاتل،

60
00:03:52,840 --> 00:03:57,280
‫مردان نوجوان و بیست و چندساله
‫رو هدف قرار می‌ده.

61
00:03:58,000 --> 00:03:59,520
‫ما متوجه هستیم که...

62
00:03:59,520 --> 00:04:02,320
‫نگرانی قابل‌توجه‌ای در سطح
‫جامعه وجود خواهد داشت،

63
00:04:02,320 --> 00:04:06,080
‫ولی می‌خوام به شما اطمینان بدم
‫که ما در حال پیشرفت هستیم،

64
00:04:06,200 --> 00:04:07,800
‫و این قاتل رو دستگیر خواهیم کرد.

65
00:04:07,880 --> 00:04:09,680
‫«ما؟» پررو.

66
00:04:09,720 --> 00:04:12,560
‫نصیحت ما اینه که هوشیار باشین،

67
00:04:12,800 --> 00:04:14,800
‫از عزیزانتون حفاظت کنین...

68
00:04:15,440 --> 00:04:16,720
‫آره، بسه.

69
00:04:18,520 --> 00:04:21,640
‫- هیتلی عاشق کانون توجه بودنه، هان؟
‫- نه، اون همچین آدمی نیست.

70
00:04:21,960 --> 00:04:23,800
‫نه؟ انگار با شیرجه پرید جلوی مطبوعات.

71
00:04:23,960 --> 00:04:25,760
‫- من ازش خواستم.
‫- چی؟

72
00:04:26,360 --> 00:04:27,480
‫چرا؟

73
00:04:33,360 --> 00:04:34,840
‫من خوش ندارم که...

74
00:04:34,840 --> 00:04:37,520
‫چهره تحقیقات
‫یه قاتل سریالی فعال باشم.

75
00:04:37,800 --> 00:04:40,480
‫فکر کردم تو هم نخوای،
‫چون به تیپ قربانی‌هاش می‌خوری.

76
00:04:40,920 --> 00:04:42,360
‫فکر کنم زیادی سنم براش بالا است.

77
00:04:43,160 --> 00:04:45,840
‫من هم تا دیشب همین رو
‫درباره اوون می‌گفتم.

78
00:04:47,760 --> 00:04:49,800
‫تا اینجا، فقط گروه خونی اوون.

79
00:04:50,120 --> 00:04:52,520
‫نصف شیوه کار اون اینجا پیدا نیست.

80
00:04:52,840 --> 00:04:55,600
‫هیچ اثری از مواد مخدر نیست،
‫نه اینجا و نه در سیستم اوون.

81
00:04:55,600 --> 00:04:56,640
‫کار خودشه.

82
00:04:57,760 --> 00:04:59,160
‫چاقوی خودش رو نیاورده بود.

83
00:05:00,600 --> 00:05:01,640
‫خواستم گفته باشم.

84
00:05:01,880 --> 00:05:04,440
‫تیم جرم‌شناسی ضبطش کرد.
‫فکر کنم چاقو رو از آشپزخونه برداشته بود.

85
00:05:04,440 --> 00:05:06,240
‫با چاقویی که توی دسته ناقصه یکیه.

86
00:05:12,560 --> 00:05:15,240
‫یه فرصت داری که ضربه مرگبار
‫به یه نفر بزنی.

87
00:05:15,240 --> 00:05:16,600
‫کجا رو هدف می‌گیری؟

88
00:05:18,040 --> 00:05:19,280
‫سرخرگ‌ها.

89
00:05:19,760 --> 00:05:23,280
‫اینجا، اینجا، اینجا.

90
00:05:23,320 --> 00:05:24,680
‫شاید بریدن مچ دست.

91
00:05:28,280 --> 00:05:29,880
‫زخم‌های اوون هیچ‌کدوم از این‌ها نبودن.

92
00:05:30,080 --> 00:05:32,360
‫زخم‌های گردن و دستش
‫از دفاع بودن.

93
00:05:32,600 --> 00:05:35,680
‫زخم اصلی اینجا بود،
‫پهلوش.

94
00:05:36,760 --> 00:05:37,960
‫منظورت چیه؟

95
00:05:39,440 --> 00:05:41,080
‫قاتل ما با بدن انسان آشنایی داره.

96
00:05:42,200 --> 00:05:44,360
‫اگه می‌خواست با چاقو اوون رو بکشه،
‫می‌کشتش.

97
00:05:48,200 --> 00:05:51,320
‫- اوون چاقو رو برده بود بالا.
‫- اوون؟ چرا؟

98
00:05:51,880 --> 00:05:52,880
‫ترسیده بود.

99
00:05:53,480 --> 00:05:55,480
‫بهم زنگ زد.
‫می‌خواست یه چیزی بهم بگه.

100
00:05:56,440 --> 00:05:59,360
‫اوون به شخصیت‌شناسی بقیه
‫قربانی‌ها نمی‌خوره.

101
00:05:59,360 --> 00:06:00,800
‫بی‌خیال بابا، نزدیکه.

102
00:06:00,840 --> 00:06:03,200
‫نزدیک برای قاتل ما کافی نیست.

103
00:06:05,440 --> 00:06:08,120
‫اوون از بقیه قربانی‌ها بزرگ‌تره،
‫آسیب‌دیده است.

104
00:06:09,040 --> 00:06:10,880
‫عمدی یا غیرعمد،
‫قبلا آدم کشته.

105
00:06:10,880 --> 00:06:12,240
‫ما فکر می‌کردم مظنونه.

106
00:06:14,280 --> 00:06:15,640
‫اگه تهدید بود چی؟

107
00:06:16,880 --> 00:06:18,080
‫تهدید؟

108
00:06:20,280 --> 00:06:23,760
‫- فکر می‌کنی اوون می‌دونست قاتل کیه؟
‫- قاتل وارد می‌شه.

109
00:06:25,840 --> 00:06:27,760
‫سم و نوشیدنی معمولا قدم بعدی‌اش هستن،

110
00:06:27,760 --> 00:06:29,720
‫ولی می‌شنوه که اوون به من زنگ می‌زنه،

111
00:06:29,880 --> 00:06:31,400
‫و اون لحظه دستپاچه می‌شه.

112
00:06:32,640 --> 00:06:34,640
‫از پشت می‌ره سمت اوون.

113
00:06:36,640 --> 00:06:38,360
‫می‌دونه که وقتش تنگه،

114
00:06:38,360 --> 00:06:40,880
‫ولی اونقدر وقت داره که
‫از قتل لذت ببره.

115
00:06:44,080 --> 00:06:47,560
‫ولی اوون چیزخور نشده،
‫برخلاف بقیه سست نیست.

116
00:06:50,640 --> 00:06:52,040
‫پس وقتی خفه‌اش می‌کنه،

117
00:06:52,840 --> 00:06:54,160
‫اوون هنوز مقاومت می‌کنه.

118
00:06:55,720 --> 00:06:57,440
‫دست‌هاش رو آزاد می‌کنه...

119
00:06:57,960 --> 00:07:00,360
‫که چاقو رو برداره، احتمالا از جیبش.

120
00:07:01,240 --> 00:07:03,280
‫و اوون سعی می‌کنه
‫دست‌های قاتل رو بزنه،

121
00:07:03,280 --> 00:07:05,120
‫و اون موقع است که گردن خودش
‫زخمی می‌شه.

122
00:07:05,120 --> 00:07:07,080
‫ولی قاتل بهش چیره می‌شه...

123
00:07:07,120 --> 00:07:09,080
‫و چاقو رو فرو می‌کنه پهلوی اوون.

124
00:07:09,120 --> 00:07:11,640
‫- اوهوم.
‫- خون می‌ریزه.

125
00:07:11,680 --> 00:07:14,520
‫چندشش می‌شه.
‫همه‌چی اشتباه پیش رفته.

126
00:07:14,520 --> 00:07:16,720
‫خون از بین تخته‌های کف زمین
‫نشت می‌کنه.

127
00:07:16,720 --> 00:07:18,640
‫من دارم از جاده میام...

128
00:07:18,640 --> 00:07:22,080
‫پس محکم می‌چسبه،
‫می‌خواد اوون بمیره.

129
00:07:22,520 --> 00:07:24,240
‫ولی من خیلی نزدیکم و...

130
00:07:24,480 --> 00:07:26,600
‫اون باید بدونه که اوون حتما مرده.

131
00:07:26,680 --> 00:07:28,400
‫ولی من الان داخل خونه‌ام...

132
00:07:28,400 --> 00:07:29,880
‫و گلوریا داره داد می‌زنه،

133
00:07:29,880 --> 00:07:32,360
‫پس مجبوره ولش کنه
‫و اگه من نمی‌اومدم بالا،

134
00:07:32,400 --> 00:07:34,920
‫- از پله‌ها نمی‌اومدم و در...
‫- مون... مونیکا.

135
00:08:00,200 --> 00:08:01,280
‫خب؟

136
00:08:01,800 --> 00:08:05,400
‫خبر خوب. کار تیم جرم‌شناسی تمومه.
‫می‌تونین برین خونه.

137
00:08:08,320 --> 00:08:09,440
‫خونه؟

138
00:08:09,440 --> 00:08:12,080
‫اوهوم. برین وسایلتون رو جمع کنین.

139
00:08:13,160 --> 00:08:14,960
‫یه افسر هست که شما رو برسونه.

140
00:08:17,360 --> 00:08:18,200
‫هی.

141
00:08:19,160 --> 00:08:22,000
‫- یه دونه از قرص‌هات رو بخور. باشه؟
‫- اوهوم.

142
00:08:23,320 --> 00:08:24,480
‫من حلش می‌کنم.

143
00:08:31,400 --> 00:08:32,600
‫آره.

144
00:09:01,680 --> 00:09:04,080
‫اخه کی همچین چیزی رو می‌ذاره
‫توی کمد لباس؟

145
00:09:07,160 --> 00:09:09,080
‫«به درون خود رجوع کن.»

146
00:09:09,480 --> 00:09:11,960
‫«حقیقت در درون انسان سکنا دارد.»

147
00:09:11,960 --> 00:09:14,080
‫یارو خیلی عجیبه.
‫چرت و پرت محضه.

148
00:09:14,800 --> 00:09:18,600
‫- یا یه نقل قول که ١٨٠٠ سال قدمت داره.
‫- هان؟

149
00:09:20,240 --> 00:09:22,280
‫فلوطین. فیلسوف یونانی.

150
00:09:23,480 --> 00:09:25,880
‫دیگه چی گوهرهایی
‫از مطالعات کلاسیک یاد گرفتی؟

151
00:09:26,000 --> 00:09:27,920
‫وایسا. عه، عه. چیکار می‌کنی؟

152
00:09:35,920 --> 00:09:37,120
‫یه هدیه بود.

153
00:09:37,120 --> 00:09:40,000
‫- به نظرت از طرف قاتل بوده؟
‫- داره بازی‌مون می‌ده.

154
00:09:42,920 --> 00:09:47,080
‫«حقیقت... درون انسان سکنا داره.»

155
00:09:48,240 --> 00:09:49,400
‫لعنتی.

156
00:10:02,120 --> 00:10:03,160
‫خدایا.

157
00:10:06,360 --> 00:10:07,680
‫جیسون مورگان.

158
00:10:17,040 --> 00:10:18,080
‫راب رایت.

159
00:10:23,080 --> 00:10:25,760
‫اون... اون نیکوله.
‫برادر جیسون، آره؟

160
00:10:27,640 --> 00:10:28,920
‫پس اون هم قربانیه؟

161
00:10:29,280 --> 00:10:31,160
‫کل این مدت، گم‌شده نبود.

162
00:10:34,240 --> 00:10:35,560
‫این دیگه کیه؟

163
00:11:23,600 --> 00:11:25,320
‫- یعنی چی؟
‫- روباه.

164
00:11:26,920 --> 00:11:28,400
‫به شکارها می‌رسن.

165
00:11:33,240 --> 00:11:34,640
‫کی شکار یادت داد؟

166
00:11:36,520 --> 00:11:39,240
‫- بابات؟
‫- اوهوم.

167
00:11:43,960 --> 00:11:45,400
‫بابای تو بهت شکار یاد نداد؟

168
00:11:45,480 --> 00:11:47,480
‫بابای من؟ نه.

169
00:11:48,720 --> 00:11:50,680
‫تنها جایی که شکار می‌رفت
‫کوچه پس‌کوچه بود.

170
00:11:52,000 --> 00:11:56,040
‫- می‌رفت بازار موادبازها.
‫- فکر کردی تو باغ نیستم؟

171
00:12:08,040 --> 00:12:09,400
‫شاید بابام شکار یادم داده باشه،

172
00:12:10,520 --> 00:12:11,920
‫ولی واسه دل خودم شکار می‌کنم.

173
00:12:13,040 --> 00:12:17,440
‫صبرش.
‫تماشا کردن. انتظار کشیدن.

174
00:12:19,600 --> 00:12:24,400
‫بعدا می‌تونم آماده‌سازی رو یادت بدم،
‫یکی از این‌ها رو بپزی.

175
00:12:24,560 --> 00:12:27,120
‫- خونه خودت؟
‫- غذای خوبی می‌شه.

176
00:12:28,800 --> 00:12:31,480
‫به خاطر حرفیه که پلیس توی اخبار
‫درباره پسرها گفتن؟

177
00:12:32,680 --> 00:12:34,760
‫- من ضعیف نیستم.
‫- اسکات...

178
00:12:34,760 --> 00:12:36,320
‫می‌تونم از خودم مراقبت کنم.

179
00:12:37,320 --> 00:12:39,840
‫- به تنها بودن عادت دارم.
‫- باشه.

180
00:13:06,720 --> 00:13:08,960
‫دکترها می‌گن علائم واکنش نشون داده.

181
00:13:10,240 --> 00:13:12,160
‫آره، با بوق دستگاه حرف می‌زنه.

182
00:13:14,360 --> 00:13:16,000
‫اوون دیشب به من زنگ زد.

183
00:13:18,360 --> 00:13:20,520
‫- بهت زنگ زد؟
‫- آره، واسه همین اونجا بودم.

184
00:13:20,800 --> 00:13:24,160
‫اوون می‌خواست باهام حرف بزنه.
‫فکر کنم کسی که بهش حمله کرد رو می‌شناخت.

185
00:13:29,440 --> 00:13:31,000
‫این توی کمد لباسش بود.

186
00:13:37,280 --> 00:13:39,320
‫این چهار عکس داخلش بودن.

187
00:13:42,320 --> 00:13:45,120
‫این عکس راب رایته.
‫همونطور که می‌دونی، به قتل رسیده.

188
00:13:48,560 --> 00:13:51,280
‫این جیسون مورگانه.
‫باز هم، به قتل رسیده.

189
00:13:53,320 --> 00:13:54,920
‫ولی این، این مهمه.

190
00:13:54,920 --> 00:13:57,520
‫این نیکول مورگانه،
‫برادر بزرگ‌تر جیسون.

191
00:13:57,920 --> 00:13:59,640
‫همه‌شون فرزندهای کارکنان تو هستن.

192
00:14:02,240 --> 00:14:03,400
‫می‌دونی این کیه؟

193
00:14:04,520 --> 00:14:07,840
‫- اون هم پسر یکی از کارکنان توئه؟
‫- نمی‎‌دونم، شاید.

194
00:14:08,840 --> 00:14:10,040
‫فکر کنم اوون می‌دونه.

195
00:14:11,400 --> 00:14:13,280
‫نگاهش کن.
‫اون قربانی این ماجرا است.

196
00:14:15,960 --> 00:14:17,680
‫می‌دونی، از همه پرونده‌هایی که
‫دستم بوده،

197
00:14:17,760 --> 00:14:20,240
‫کلی پدر و مادر دیدم
‫که بچه‌هاشون رو دوست ندارن.

198
00:14:21,560 --> 00:14:24,200
‫تو نه.
‫می‌دونم تو اوون رو دوست داری.

199
00:14:25,400 --> 00:14:27,880
‫همچنین می‌دونم برای حفاظت ازش
‫همه تلاشت رو می‌کنی.

200
00:14:27,880 --> 00:14:29,040
‫ببین، من تو جهنم هستم.

201
00:14:29,040 --> 00:14:31,560
‫شاید حس جهنم داشته باشه،
‫ولی استیون رایت و بتانی مورگان...

202
00:14:31,560 --> 00:14:33,120
‫حاضرن التماس کنن که
‫جاشون باهات عوض بشه.

203
00:14:35,040 --> 00:14:36,560
‫گلوریا، این پسرها مردن.

204
00:14:38,120 --> 00:14:41,280
‫تصمیم تو برای کمک نکردن به من
‫یعنی به یه قاتل کمک می‌کنی، نه به اوون.

205
00:14:41,280 --> 00:14:43,040
‫و پسرهای دیگه‌ای هم به خاطر این می‌میرن،

206
00:14:43,400 --> 00:14:45,720
‫شاید این پسر،
‫و من باید به پدر و مادرش بگم...

207
00:14:45,720 --> 00:14:48,040
‫که تو برای من مانع‌تراشی کردی.

208
00:14:48,760 --> 00:14:50,400
‫مامان... مامان.

209
00:14:50,920 --> 00:14:53,080
‫اوون؟ اوون، عزیزم.
‫چیزی نیست. من اینجام.

210
00:14:53,080 --> 00:14:54,120
‫- مامان.
‫- اوون، اوون.

211
00:14:54,120 --> 00:14:56,320
‫- سعی داره مخابره کنه.
‫- ازش...

212
00:14:56,320 --> 00:14:57,960
‫- ازش فاصله بگیر.
‫- این پسر رو می‌شناسی؟

213
00:14:57,960 --> 00:15:00,120
‫- کمک می‌کنی؟
‫- بهت گفتم ازش فاصله بگیر!

214
00:15:00,120 --> 00:15:00,920
‫برو بیرون!

215
00:15:03,440 --> 00:15:05,920
‫چیزی نیست، عزیزم.
‫چیزی نیست. من اینجام.

216
00:15:09,520 --> 00:15:12,680
‫اون هم خواستی خفه کنی؟
‫با دیلون صحبت کردم.

217
00:15:13,480 --> 00:15:16,160
‫عکس رو توی بانک اطلاعاتی
‫افراد مفقودشده چک کردم.

218
00:15:16,160 --> 00:15:18,720
‫تا اینجا، مشابه نداشتیم.
‫سوابق جوانان هم همینطور.

219
00:15:20,000 --> 00:15:23,200
‫یه قاتل سریالی اون بیرونه که
‫روش کارش هر شب حمله کردنه،

220
00:15:23,320 --> 00:15:26,680
‫که یعنی فقط ده ساعت وقت داریم
‫قربانی بعدی‌اش رو شناسایی کنیم.

221
00:15:26,680 --> 00:15:29,440
‫می‌دونم، می‌دونم. ولی مگه اینکه
‫معجزه بشه و اوون یهو به هوش بیاد...

222
00:15:29,440 --> 00:15:30,840
‫اون یه چیزی می‌دونه.

223
00:15:31,960 --> 00:15:33,040
‫قهوه‌ات رو بخور.

224
00:15:34,760 --> 00:15:36,200
‫حواست جمع. داره میاد.

225
00:15:41,240 --> 00:15:42,960
‫- من پسرم رو دوست دارم.
‫- می‌دونم.

226
00:15:43,880 --> 00:15:45,200
‫اون یه هیولا نیست.

227
00:15:46,320 --> 00:15:47,440
‫کمکم کن اثباتش کنم.

228
00:15:55,560 --> 00:15:58,200
‫- اون مال اوونه؟
‫- فکر کنم.

229
00:15:58,920 --> 00:15:59,960
‫کجا بود؟

230
00:16:01,200 --> 00:16:03,040
‫زیر تختش.
‫دیشب پیداش کردم.

231
00:16:03,280 --> 00:16:04,640
‫خیلی خب. روشنش کردی؟

232
00:16:22,640 --> 00:16:24,760
‫- لپ‌تاپت شارژ داره؟
‫- طبیعتا.

233
00:16:24,760 --> 00:16:26,040
‫خوبه. سوار شو.

234
00:16:27,200 --> 00:16:30,000
‫- من؟
‫- باید یه گوشی رو برای ما هک کنی.

235
00:16:30,000 --> 00:16:32,400
‫- باشه. خیلی خب.
‫- عجله کن.

236
00:16:34,520 --> 00:16:37,600
‫یعنی چی؟ یه نفر که اوون نمی‌شناخت
‫براش گوشی فرستاده؟

237
00:16:37,600 --> 00:16:39,960
‫- آره.
‫- بعد شروع کردن به صحبت؟

238
00:16:39,960 --> 00:16:44,640
‫اوهوم. خیلی هم احساسی.
‫داره اوون رو گول می‌زنه.

239
00:16:44,640 --> 00:16:47,800
‫بهش حس منتخب بودن می‌ده،
‫حس ویژه بودن.

240
00:16:48,520 --> 00:16:50,760
‫تشویقش می‌کنه: «جنایتت رو قبول کن.»

241
00:16:50,760 --> 00:16:52,880
‫«تو می‌‌دونی گرفتن جون آدم چه حسی داره.»

242
00:16:52,880 --> 00:16:54,960
‫به پسرهای کارخونه چوب‌بری
‫اشاره نکرده؟

243
00:16:54,960 --> 00:16:57,520
‫نه. اوون قرار بود ملاقاتش کنه
‫تا کمکش کنه.

244
00:16:57,560 --> 00:16:59,320
‫- نوشته برای چه کاری؟
‫- ننوشته.

245
00:16:59,720 --> 00:17:01,680
‫وای، ولی نگاه.
‫اوون پیشنهادش رو رد می‌کنه.

246
00:17:02,040 --> 00:17:04,600
‫خرگوش، گوشی.
‫همه‌اش یه آزمایش بود.

247
00:17:05,920 --> 00:17:07,200
‫اون تنها کار نمی‌کنه.

248
00:17:07,240 --> 00:17:09,040
‫نه، آدم‌های بی‌گناه رو می‌کشه،

249
00:17:09,160 --> 00:17:12,160
‫و به آدم‌هایی که مثل خودش فکر می‌کنن
‫پیشنهاد همدستی می‌ده.

250
00:17:12,680 --> 00:17:14,360
‫یا حداقل فکر می‌کرد هم‌فکرش هستن.

251
00:17:14,360 --> 00:17:17,960
‫پس اوون به تله نمی‌افته
‫و قاتل سعی می‌کنه اون رو بکشه؟

252
00:17:22,480 --> 00:17:24,600
‫[انجیل مقدس]

253
00:17:36,680 --> 00:17:38,600
‫دیدم بارکلی رفت.

254
00:17:46,280 --> 00:17:47,400
‫داری می‌ری؟

255
00:17:49,880 --> 00:17:50,880
‫تو نمی‌ری؟

256
00:17:52,720 --> 00:17:54,440
‫آماده نیستم که به اون خونه برگردم.

257
00:18:00,000 --> 00:18:04,400
‫به نظرت من چون برمی‌گردم...
‫آدم سردی هستم؟

258
00:18:04,440 --> 00:18:06,680
‫نه. بتانی...

259
00:18:08,440 --> 00:18:10,840
‫یه ذره سردی هم تو وجود تو نیست.

260
00:18:14,000 --> 00:18:15,600
‫تا به حال دعا کردی؟

261
00:18:19,680 --> 00:18:23,400
‫پدرم هرگز با خدا میونه خوبی نداشت.

262
00:18:25,040 --> 00:18:28,280
‫در همچین زمان‌هایی،
‫حتما باعث آسایشه.

263
00:18:28,600 --> 00:18:30,040
‫حضور خدا...

264
00:18:30,040 --> 00:18:31,480
‫برای مدت‌ها...

265
00:18:33,040 --> 00:18:34,640
‫می‌تونستم حسش کنم.

266
00:18:36,840 --> 00:18:39,080
‫اون... اون... اون بهم گوش می‌داد.

267
00:18:41,040 --> 00:18:43,840
‫ولی از جیسون به بعد...

268
00:18:45,600 --> 00:18:46,760
‫هیچی احساس نمی‌کنم.

269
00:18:47,840 --> 00:18:50,400
‫و وقتی با خدا صحبت می‌کنم
‫دیگه بهم گوش نمی‌ده.

270
00:18:50,680 --> 00:18:53,600
‫- اگه هیچوقت پیشم نبود چی؟
‫- نه، نه، نه.

271
00:18:53,600 --> 00:18:56,120
‫من باور داشتم که خدا
‫نیکول رو به من برمی‌گردونه.

272
00:18:58,080 --> 00:19:01,800
‫این... این... این امید رو حفظ کرد
‫که پسرم هنوز زنده است.

273
00:19:01,960 --> 00:19:03,200
‫ولی کل اون مدت...

274
00:19:05,080 --> 00:19:06,240
‫من اشتباه می‌کردم.

275
00:19:08,200 --> 00:19:11,800
‫می‌شه نشونم بدی
‫چطور با خدا صحبت می‌کنی؟

276
00:20:41,920 --> 00:20:44,120
‫ردیفه. به سلامت.

277
00:20:54,960 --> 00:20:56,240
‫هاپ، هاپ.

278
00:21:01,400 --> 00:21:03,640
‫توله سگ کوچولو نبودن.

279
00:21:05,200 --> 00:21:06,520
‫بذار حدس بزنم.

280
00:21:08,480 --> 00:21:09,920
‫سگ‌های جنگی بودن.

281
00:21:12,000 --> 00:21:15,400
‫برای این کار می‌شه برات
‫یه حکم پنج ساله برید.

282
00:21:16,520 --> 00:21:18,000
‫جلوه خوبی نیست...

283
00:21:19,080 --> 00:21:22,000
‫که یه پدر سوگدار سگ جنگی می‌فروشه.

284
00:21:23,320 --> 00:21:24,920
‫ولی درآمد خوبی داره.

285
00:21:35,200 --> 00:21:36,280
‫چی می‌‎خوای؟

286
00:21:37,040 --> 00:21:39,120
‫زندگی با حقوق پلیس سخته.

287
00:21:48,480 --> 00:21:51,000
‫یه ماشین گشت میاد من رو برداره...

288
00:21:51,000 --> 00:21:52,280
‫که برگردم آزمایشگاه.

289
00:21:52,280 --> 00:21:54,880
‫اگه اینجا کاری ندارین
‫من می‌رم سراغ بقیه داده‌ها.

290
00:21:54,880 --> 00:21:55,880
‫آره. کارت خوب بود.

291
00:21:59,760 --> 00:22:00,600
‫دو؟

292
00:22:01,440 --> 00:22:03,920
‫این چیه؟
‫تعداد بیشتر، امنیت بیشتر، مونیکا؟

293
00:22:04,360 --> 00:22:05,720
‫خرابکاری‌اش رو برات تعریف کرده؟

294
00:22:06,560 --> 00:22:09,480
‫- همه شهرها، همه مدارس.
‫- چی؟

295
00:22:09,480 --> 00:22:12,200
‫دیشب گفتی اسامی قربانی‌های
‫بالقوه رو بهم می‌دی.

296
00:22:12,880 --> 00:22:13,760
‫جدی؟

297
00:22:14,800 --> 00:22:17,440
‫اون فرصت دیگه از دست رفت.
‫من دیگه اعتمادی به تو ندارم.

298
00:22:17,440 --> 00:22:19,960
‫- دیوونه‌ای.
‫- چیه، تو بهش اعتماد داری؟

299
00:22:19,960 --> 00:22:22,520
‫بی‌چون‌وچرا.
‫به هر دلیلی، اون به تو اعتماد داره،

300
00:22:22,520 --> 00:22:24,680
‫تنها دلیلی که الان اینجا ایستادم همینه.

301
00:22:29,760 --> 00:22:30,800
‫اون رو می‌شناسی؟

302
00:22:31,280 --> 00:22:34,000
‫- قربانی اخیره؟ اونی که تو اخبار گفتن؟
‫- نه.

303
00:22:36,680 --> 00:22:38,000
‫در خطره؟

304
00:22:40,600 --> 00:22:41,960
‫احتمالا قربانی بعدیه.

305
00:22:45,520 --> 00:22:47,840
‫خب، از بچه‌های من نیست.

306
00:22:50,600 --> 00:22:51,640
‫همین؟

307
00:22:53,680 --> 00:22:55,240
‫منتظر فرش قرمزی؟

308
00:22:56,360 --> 00:22:58,080
‫من تنها کسی نیستم که کارش اینه.

309
00:23:10,400 --> 00:23:11,840
‫کسی دعوت بود و نفهمیدم؟

310
00:23:11,880 --> 00:23:13,800
‫اون‌ها پلیس هستن، جیمز.

311
00:23:13,800 --> 00:23:16,880
‫- کارآگاه مونیکا کندی.
‫- وای، سلام. سلام... وای.

312
00:23:16,880 --> 00:23:18,720
‫- مونیکا کندی.
‫- بله.

313
00:23:18,880 --> 00:23:21,480
‫- و قراره یه عکس نشونت بده.
‫- عه، باشه.

314
00:23:21,720 --> 00:23:22,560
‫عکس، عالیه.

315
00:23:23,960 --> 00:23:25,040
‫از بچه‌های توئه؟

316
00:23:25,920 --> 00:23:28,920
‫آره. آره، توی... فهرست منه.

317
00:23:29,040 --> 00:23:30,200
‫اسمش چیه؟

318
00:23:30,360 --> 00:23:32,520
‫اجازه بدین پرونده‌اش رو بیارم.

319
00:23:32,520 --> 00:23:34,840
‫وای، مایکل،
‫می‌شه کامپیوتر تو رو قرض بگیرم؟

320
00:23:34,840 --> 00:23:36,480
‫کامپیوتر من یه کم قاطی کرده.

321
00:23:37,440 --> 00:23:39,720
‫- حتما.
‫- حله. ببخشید. با اجازه.

322
00:23:44,560 --> 00:23:45,600
‫خیلی خب.

323
00:23:47,520 --> 00:23:48,760
‫این هم از این.

324
00:23:50,280 --> 00:23:53,040
‫الکساندر آلن، یا زندی. زندی.

325
00:23:55,360 --> 00:23:58,640
‫اصول اخلاقی حفظ اطلاعات
‫این وسط چی می‌شه؟

326
00:23:59,000 --> 00:24:01,640
‫حفاظت از اطلاعات الان کوچیک‌ترین
‫مشکلیه که زندی داره.

327
00:24:03,560 --> 00:24:04,680
‫باشه.

328
00:24:06,200 --> 00:24:10,000
‫خب، در حال حاضر توی یه اقامتگاه حمایتیه...

329
00:24:10,000 --> 00:24:11,320
‫که خودم براش ردیف کردم.

330
00:24:12,400 --> 00:24:14,040
‫آکادمی ابرکریگ.

331
00:24:14,760 --> 00:24:16,200
‫همه ما اخبار رو دیدیم.

332
00:24:16,560 --> 00:24:19,280
‫کل جامعه‌مون الان روزهای حساسی
‫رو می‌گذرونه.

333
00:24:19,840 --> 00:24:22,360
‫پس خیلی مهمه که مراقب خودمون باشیم...

334
00:24:29,200 --> 00:24:31,240
‫و هوای همدیگه رو داشته باشیم.

335
00:24:31,240 --> 00:24:32,680
‫خوبی، غریبه؟

336
00:24:35,200 --> 00:24:36,920
‫- آب‌نبات نعنایی؟
‫- زندی؟

337
00:24:38,240 --> 00:24:39,320
‫تمرکز کن.

338
00:24:51,240 --> 00:24:53,120
‫مدرسه تایید کرد که زندی اونجا است،

339
00:24:53,120 --> 00:24:55,360
‫و تا ما برسیم از کلاس بیرون میارنش.

340
00:24:56,400 --> 00:24:59,080
‫این چیه؟ کورسوی امید؟

341
00:25:01,720 --> 00:25:04,360
‫با این حال،
‫تصادف‌ها دارن پشت هم ردیف می‌شن.

342
00:25:05,080 --> 00:25:08,040
‫می‌تونی تمی رو اضافه کنی.
‫با راب کار می‌کرد.

343
00:25:08,040 --> 00:25:12,640
‫مدرسه‌اش با این زندی یکی بوده.
‫کارمندهای مک‌لنان هم که بدیهیه.

344
00:25:12,640 --> 00:25:15,080
‫تازه بماند که سه تا از قربانی‌ها...

345
00:25:15,080 --> 00:25:16,920
‫یه تیم خدمات اجتماعی مشترک داشتن.

346
00:25:17,800 --> 00:25:19,560
‫باز داری به مایکل اتهام می‌زنی؟

347
00:25:20,120 --> 00:25:21,920
‫یادت رفت همین الان کمکمون کرد؟

348
00:25:21,960 --> 00:25:24,880
‫خوب می‌دونم.
‫فقط دارم حقایق مشکوک رو کنار هم می‌ذارم.

349
00:25:24,880 --> 00:25:26,240
‫مثلا این...

350
00:25:27,080 --> 00:25:29,160
‫مثلا همین قضیه جذب همدست،
‫ماجراش چیه؟

351
00:25:29,160 --> 00:25:31,680
‫باید مغز خر خورده باشی که
‫توی این تله بیفتی.

352
00:25:32,120 --> 00:25:33,360
‫به شوخی نگیرش.

353
00:25:33,360 --> 00:25:36,320
‫واقعا واسه آدم عاقل باورکردنی نیست.
‫[امشب میای خونه؟]

354
00:25:41,960 --> 00:25:44,360
‫امیدوارم هیچوقت بلایی سرت نیاد، کرافورد.

355
00:25:44,680 --> 00:25:45,600
‫چی؟

356
00:25:45,760 --> 00:25:48,040
‫امیدوارم هیچوقت شک نکنی...

357
00:25:48,040 --> 00:25:49,800
‫که صالا واسه چی به این دنیا اومدی؛

358
00:25:49,880 --> 00:25:51,440
‫واسه اینکه مدام به پوچی خودت
‫فکر کنی.

359
00:25:51,440 --> 00:25:52,760
‫- واقعا به همین امید دارم.
‫- بهت برخورد...؟

360
00:25:52,800 --> 00:25:55,520
‫واقعا امیدوارم وقتی به ته خط رسیدی...

361
00:25:55,520 --> 00:25:57,160
‫و واسه یه ذره امید
‫به در و دیوار می‌زنی،

362
00:25:57,400 --> 00:25:59,520
‫و یه نفر پیدا می‌شه
‫و یه کورسوی امید بهت نشون می‌ده،

363
00:25:59,520 --> 00:26:01,080
‫تو خیلی رراحت بهش پوزخند بزنی و بگی:

364
00:26:01,080 --> 00:26:03,920
‫«نه بابا، باید مغز خر خورده باشی
‫که خام این لطف و محبت بشی.»

365
00:26:05,280 --> 00:26:07,600
‫اینقدر صفر و صدی نباش.
‫این اتفاق ممکنه واسه هر کسی بیفته.

366
00:26:09,160 --> 00:26:11,200
‫- ببین، شرمنده‌ام اگه...
‫- فقط رانندگی کن.

367
00:26:14,480 --> 00:26:16,520
‫[امیدوارم.]

368
00:26:20,920 --> 00:26:23,440
‫یه روز دیگه
‫و یه تماس دیگه از پلیس.

369
00:26:23,760 --> 00:26:25,200
‫این دفعه چیه، زندی؟

370
00:26:30,920 --> 00:26:32,320
‫تم‌تم چطوره، آقا؟

371
00:26:32,840 --> 00:26:34,120
‫حالش خوبه؟

372
00:26:34,120 --> 00:26:37,040
‫می‌گم... می‌تونم باهاش گپ بزنم،

373
00:26:37,640 --> 00:26:38,720
‫از این حال و هوا دربیاد.

374
00:26:45,560 --> 00:26:47,600
‫آقای وارد. پلیس‌ها رسیدن.

375
00:26:47,600 --> 00:26:50,640
‫پلیس‌ها رسیدن. عالیه.
‫اومدم.

376
00:26:52,480 --> 00:26:55,360
‫- آقا، من هیچکاری نکردم!
‫- حالا می‌بینیم.

377
00:26:55,360 --> 00:26:56,600
‫بهتره همینجا بمونی.

378
00:26:57,560 --> 00:26:58,480
‫لعنتی!

379
00:27:34,560 --> 00:27:37,680
‫سلام. شما همون پلیس‌هایی هستین
‫که دیشب هتل بودن.

380
00:27:37,680 --> 00:27:40,280
‫کارآگاه کندی، کرافورد.
‫شما پدر تمی هستی.

381
00:27:40,760 --> 00:27:44,280
‫از بدشانسی‌اش مدیر مدرسه‌اش هم هستم،
‫کایل وارد.

382
00:27:44,520 --> 00:27:46,400
‫- حالش چطوره؟
‫- حالش چطوره؟

383
00:27:46,960 --> 00:27:49,000
‫حقیقتش اون به طرز ترسناکی مقاومه.

384
00:27:49,360 --> 00:27:51,880
‫حتی با حاضر شدنش سر کلاس،
‫من رو هم متعجب کرد.

385
00:27:52,960 --> 00:27:54,240
‫- زندی.
‫- اوهوم.

386
00:27:54,480 --> 00:27:55,480
‫از این سمت.

387
00:28:07,840 --> 00:28:10,600
‫- روال عادیه؟
‫- این؟ عمرا.

388
00:28:10,680 --> 00:28:12,560
‫پشت تلفن خیلی لحنتون
‫خیلی جدی به نظر می‌رسید.

389
00:28:13,280 --> 00:28:14,920
‫و زندی هم یه کم...

390
00:28:43,640 --> 00:28:44,480
‫هوی!

391
00:28:45,320 --> 00:28:47,320
‫- چه مرگته، زندی؟
‫- زهره‌ترک شدی؟

392
00:28:47,320 --> 00:28:50,120
‫- گم شو.
‫- آره، مثلا همین رو می‌خوای.

393
00:28:51,120 --> 00:28:53,280
‫عجب، انکارش هم نمی‌کنه.

394
00:28:53,440 --> 00:28:55,920
‫- چی می‌خوای؟
‫- نمی‌دونم.

395
00:28:55,920 --> 00:28:57,200
‫دیدم از مدرسه رفتی.

396
00:28:57,840 --> 00:29:00,200
‫با خودم گفتم:
‫«یعنی تامی وارد داره کجا می‌ره؟»

397
00:29:03,080 --> 00:29:05,920
‫بین تو و راب خبری بود؟

398
00:29:08,880 --> 00:29:10,080
‫دلت پیشش گیره؟

399
00:29:11,560 --> 00:29:13,560
‫فکر می‌کردم امروز رو بتونم تحمل کنم.

400
00:29:15,040 --> 00:29:16,120
‫شاید بتونی...

401
00:29:17,280 --> 00:29:19,440
‫اگه یه چیز قوی‌تر از آب‌نبات نعناع بزنی.

402
00:29:21,640 --> 00:29:23,880
‫- چیزی داری؟
‫- آره.

403
00:29:24,320 --> 00:29:26,520
‫- آره؟
‫- آره، یکی رو می‌شناسم که جنس داره.

404
00:29:33,240 --> 00:29:34,480
‫یه لحظه.

405
00:29:41,920 --> 00:29:43,160
‫آنتن نمی‌ده.

406
00:29:45,400 --> 00:29:46,560
‫خیلی خب، اینجا منتظر بمون.

407
00:29:47,040 --> 00:29:49,840
‫بهتره تنها برم.
‫یارو خیلی رو حریم خصوصیش حساسه.

408
00:29:50,600 --> 00:29:52,560
‫- مطمئنی؟
‫- آره.

409
00:29:53,160 --> 00:29:54,240
‫تم‌تم!

410
00:30:06,800 --> 00:30:08,800
‫تمی از مدرسه رفته.

411
00:30:09,000 --> 00:30:12,000
‫چندتا از دانش‌آموزها دیدن
‫که زندی پشت سر تمی رفت تو جنگل.

412
00:30:12,000 --> 00:30:14,160
‫ردیابش نشون می‌ده که هنوز اونجا است.

413
00:30:14,160 --> 00:30:16,480
‫اگه زندی پیشش باشه، اون پسره...

414
00:30:17,280 --> 00:30:19,680
‫چیکار کرده؟
‫تمی تو خطره؟

415
00:30:19,680 --> 00:30:21,760
‫- چون با تمام...
‫- کایل، بذار ما به کارمون برسیم.

416
00:30:21,760 --> 00:30:23,200
‫تمی رو سالم برمی‌گردونیم پیشت.

417
00:30:24,040 --> 00:30:27,040
‫نمی‌تونم اینجا بمونم.
‫می‌رم دنبالش.

418
00:30:27,160 --> 00:30:28,640
‫یه لحظه صبر کن، من هم میام.

419
00:30:30,440 --> 00:30:31,720
‫بگو یه تیم جستجو بفرستن به محل.

420
00:30:31,720 --> 00:30:33,400
‫اینجا بمون و وقتی اومدن باهاشون هماهنگ شو.

421
00:30:33,400 --> 00:30:36,200
‫طول می‌کشه.
‫پشت در که منتظر نیستن.

422
00:30:36,240 --> 00:30:38,160
‫هر چی زودتر اقدام کنی،
‫زودتر می‌رسن اینجا.

423
00:30:38,280 --> 00:30:41,120
‫هلیکوپتر، سگ‌های ردیاب. هر چی...
‫هر چی سریع‌تر می‌رسه.

424
00:30:41,120 --> 00:30:42,200
‫هیتلی هزینه‌اش رو می‌ده؟

425
00:30:42,240 --> 00:30:44,680
‫چک امضا کردن راحت‌تر از اینه
‫که یه مراسم ختم دیگه شرکت کنیم.

426
00:30:44,840 --> 00:30:46,240
‫- ایوان؟
‫- می‌شنوم.

427
00:30:46,440 --> 00:30:48,360
‫ایوان، باید نیروهای کمکی رو بفرستی.

428
00:30:48,360 --> 00:30:50,200
‫شماره آژانس فضایی لهستان
‫رو هم بهم بده.

429
00:30:50,200 --> 00:30:51,680
‫خیلی خب، لوسی.

430
00:30:55,920 --> 00:30:57,160
‫یادته چی درباره...

431
00:30:57,160 --> 00:30:59,920
‫سم ریختن تو شکم بقیه گفتی، لوسی؟

432
00:31:00,960 --> 00:31:05,160
‫این آقای مهربون فقط می‌خواد
‫چندتا سوال ازت بپرسه، باشه؟

433
00:31:10,200 --> 00:31:11,360
‫سلام.

434
00:31:21,000 --> 00:31:22,360
‫عاشق این رنگ‌هام.

435
00:31:24,080 --> 00:31:25,960
‫خیلی قشنگ هستن، لوسی.

436
00:31:31,240 --> 00:31:32,480
‫خونه هم نقاشی می‌کشی؟

437
00:31:34,480 --> 00:31:35,480
‫لگو.

438
00:31:36,320 --> 00:31:37,640
‫لگو؟

439
00:31:38,960 --> 00:31:40,080
‫من عاشق لگو هستم.

440
00:31:44,840 --> 00:31:46,120
‫خونه همه چیز خوبه؟

441
00:31:46,400 --> 00:31:47,800
‫بهش فکر می‌کنی...

442
00:31:48,400 --> 00:31:51,200
‫کلمه‌ای هست که به ذهنت می‌رسه؟

443
00:31:54,120 --> 00:31:56,600
‫آهان. باشه.

444
00:31:58,640 --> 00:31:59,880
‫مامانت چی؟

445
00:32:00,560 --> 00:32:03,040
‫- اون یه افسر پلیسه.
‫- اوهوم.

446
00:32:04,520 --> 00:32:08,360
‫اون... اون بود که قضیه سم رو بهت گفت؟

447
00:32:10,800 --> 00:32:11,880
‫نه؟

448
00:32:15,720 --> 00:32:17,000
‫خانمه می‌گه.‌

449
00:32:19,840 --> 00:32:22,240
‫چی؟ این خانم مو قرمز؟

450
00:32:23,200 --> 00:32:26,040
‫نه، یه خانم که توی هدفون حرف می‌زنه.

451
00:32:27,520 --> 00:32:28,760
‫باشه.

452
00:32:31,400 --> 00:32:34,440
‫خب... خانمه چی گفت؟

453
00:32:37,800 --> 00:32:39,960
‫«توی شکم پسره سم بریز.»

454
00:33:06,280 --> 00:33:07,600
‫هنوزم آنتن نمی‌ده.

455
00:33:07,600 --> 00:33:10,000
‫- تمی!
‫- زندی؟

456
00:33:13,680 --> 00:33:15,560
‫قدیم‌ها خیلی اهل ماجراجویی بودیم.

457
00:33:16,720 --> 00:33:18,880
‫دل طبیعت!

458
00:33:19,920 --> 00:33:23,480
‫ولی... تمی حدود یه سال پیش...

459
00:33:24,800 --> 00:33:26,400
‫یه لغزشی داشت.

460
00:33:27,520 --> 00:33:29,600
‫- قابل درک بود.
‫- چطور مگه؟

461
00:33:30,680 --> 00:33:32,240
‫وای، آره.

462
00:33:33,720 --> 00:33:36,800
‫- مامانش رو از دست داد.
‫- متوجه‌ام.

463
00:33:37,560 --> 00:33:39,320
‫باید دوران سختی بوده باشه،
‫واسه هر دوتاتون.

464
00:33:40,880 --> 00:33:43,880
‫- ارزیابی درستیه.
‫- متاسفم.

465
00:33:46,440 --> 00:33:47,720
‫از اون سمت؟

466
00:34:24,320 --> 00:34:26,680
‫- بالاخره پیدات کردم!
‫- بابا!

467
00:34:29,640 --> 00:34:33,080
‫- مونیکا؟ قضیه چیه؟
‫- بگو ببینم قضیه خودت چیه؟

468
00:34:33,080 --> 00:34:34,880
‫جیم می‌شی؟ مدرسه رو می‌پیچونی؟

469
00:34:35,480 --> 00:34:37,920
‫- زندی کو؟ بهت آسیب زد؟
‫- نه.

470
00:34:38,440 --> 00:34:40,400
‫ولت کرده؟ آره، گذاشته رفته!

471
00:34:40,440 --> 00:34:41,920
‫- زندی هیچ کار اشتباهی نکرده.
‫- بس کن.

472
00:34:44,800 --> 00:34:46,480
‫- سلام.
‫- تو چرا اینجایی؟

473
00:34:46,480 --> 00:34:47,680
‫من باید زندی رو پیدا کنم.

474
00:34:47,880 --> 00:34:50,240
‫- ببین، تقصیر من بود.
‫- ما فقط نگرانش هستیم.

475
00:34:50,240 --> 00:34:52,760
‫ما فقط می‌خوایم پیداش کنیم.
‫می‌دونی کجا است؟

476
00:34:54,920 --> 00:34:56,400
‫براش دردسر درست نمی‌کنین که؟

477
00:35:00,440 --> 00:35:02,960
‫- رفت ماریجوانا بخره.
‫- خب، می‌دونی کجا؟

478
00:35:04,520 --> 00:35:08,160
‫گفت همین نزدیکیه.
‫گفت بهتره خودش تنها بره.

479
00:35:08,160 --> 00:35:10,120
‫احتمالا رفته مجتمع دلاور.

480
00:35:13,720 --> 00:35:16,520
‫- مثل ماجرای رابه؟
‫- من فقط می‌خوام زندی رو پیدا کنم.

481
00:35:16,520 --> 00:35:17,880
‫شماره‌اش رو داری؟

482
00:35:17,880 --> 00:35:21,600
‫شبکه‌های اجتماعی‌اش رو دارم
‫ولی مونیکا، گوشی‌اش،

483
00:35:22,400 --> 00:35:25,120
‫همونی که باهاش با فروشنده در ارتباط بود،
‫قدیمی بود.

484
00:35:25,720 --> 00:35:27,840
‫شبیه... شبیه گوشی مخفی بود.

485
00:35:29,680 --> 00:35:31,640
‫الان دیگه تو و پدرت رو می‌رسونیم خونه،
‫باشه؟

486
00:35:33,000 --> 00:35:34,880
‫- به بابام که چیزی نمی‌گی، نه؟
‫- نه، نمی‌گم.

487
00:35:35,560 --> 00:35:37,120
‫ولی یه راز کوچولو.

488
00:35:37,920 --> 00:35:40,800
‫کاش با پدر و مادرم خیلی صادق‌تر بودم.

489
00:36:14,160 --> 00:36:15,960
‫- پیداشون کردی؟
‫- فقط تمی رو.

490
00:36:15,960 --> 00:36:18,840
‫ظاهرا زندی رفته همین نزدیکی
‫ماریجوانا جور کنه،

491
00:36:18,840 --> 00:36:20,360
‫احتمالا از مجتمع دلاور.

492
00:36:45,280 --> 00:36:48,920
‫رویت احتمالی الکساندر آلن
‫در خیابان جفرسون.

493
00:36:48,920 --> 00:36:50,160
‫پنجره رو بده پایین.

494
00:36:52,520 --> 00:36:54,240
‫سلام!
‫دنده عقب، دنده عقب.

495
00:36:54,840 --> 00:36:56,600
‫سلام. ببخشید.

496
00:36:58,320 --> 00:37:01,360
‫سلام؟ زندی هستی، درسته؟

497
00:37:02,360 --> 00:37:03,240
‫چطور؟

498
00:37:04,320 --> 00:37:07,080
‫- می‌خواستم صحبت کنیم.
‫- بابت چی؟

499
00:37:07,840 --> 00:37:10,120
‫لطف کن و فقط یه دقیقه همینجا صبر کن.

500
00:37:13,480 --> 00:37:16,080
‫مرکز، مظنون پیاده داره فرار می‌کنه.
‫در حال تعقیبم.

501
00:38:24,520 --> 00:38:27,000
‫سلام زندی.
‫من کارآگاه کندی هستم.

502
00:38:27,120 --> 00:38:29,400
‫- نه، به خدا فقط ماریجوانا است.
‫- زندی، اشکالی نداره.

503
00:38:30,840 --> 00:38:33,080
‫تنها چیزی که برام مهمه تویی
‫و اینکه سلامت باشی.

504
00:38:36,880 --> 00:38:38,960
‫ندزدیمش.

505
00:38:38,960 --> 00:38:40,160
‫می‌دونم.

506
00:38:41,480 --> 00:38:43,120
‫از کجا پیداش کردی؟

507
00:38:44,520 --> 00:38:46,440
‫طبقه پایین توی یه پاکت بود،
‫اسمم روش بود.

508
00:38:46,960 --> 00:38:48,880
‫یه نکبتی شروع کرد به این گوشی
‫پیام فرستادن.

509
00:38:50,560 --> 00:38:52,800
‫- بهش جواب ندادی؟
‫- آره جون خودم، حتما.

510
00:38:52,800 --> 00:38:55,520
‫بلافاصله دست به کار شدم.
‫«آشنا بشیم داداش.»

511
00:38:56,320 --> 00:38:57,520
‫پس یعنی جواب ندادی.

512
00:38:57,520 --> 00:38:59,560
‫چرا باید با یه روانی چت می‌کردم؟

513
00:39:01,280 --> 00:39:04,160
‫- ولی گوشی رو نگه داشتی.
‫- البته. گوشی مفت.

514
00:39:05,960 --> 00:39:07,240
‫پیام‌هاش رو نادیده گرفتم.

515
00:39:08,840 --> 00:39:11,080
‫- واسه خودم استفاده‌اش کردم.
‫- برای چی؟

516
00:39:20,120 --> 00:39:24,200
‫زندی، ما یه سری کارها می‌کنیم
‫تا مطمئن بشیم جات امنه.

517
00:39:35,080 --> 00:39:36,920
‫قاتل باهاش در ارتباط بود؟

518
00:39:36,920 --> 00:39:39,040
‫زندی زرنگ‌تر از این بود که خام بشه.

519
00:39:39,040 --> 00:39:41,520
‫واسه پابلو اسکوبار بازی
‫از گوشی استفاده کرده.

520
00:39:41,520 --> 00:39:45,640
‫خلاف‌های خرده به کنار،
‫این خودش یه موفقیت کوچیکه.

521
00:39:47,000 --> 00:39:49,840
‫قاتل نتونست زندی رو به دام بندازه.

522
00:39:51,200 --> 00:39:52,920
‫چطور می‌تونی این رو
‫یه نکته منفی جلوه بدی؟

523
00:39:54,520 --> 00:39:57,640
‫کارآگاه کندی.
‫یه لحظه.

524
00:40:07,600 --> 00:40:08,680
‫بادوم هندی؟

525
00:40:09,400 --> 00:40:10,440
‫خب...

526
00:40:13,720 --> 00:40:17,200
‫مخفیانه رفتن تو اتاق،
‫راه انداختن بالگرد و گروه‌های جستجو.

527
00:40:17,200 --> 00:40:19,080
‫شیوه تحقیقاتی تو اینه؟

528
00:40:19,080 --> 00:40:20,560
‫جون یه آدم رو نجات دادم.
‫امیدوارم.

529
00:40:20,800 --> 00:40:23,840
‫مگه اینکه زندی صرفا
‫برای حواس پرتی بوده باشه.

530
00:40:26,360 --> 00:40:27,720
‫بی‌خیال، مونیکا.

531
00:40:27,720 --> 00:40:30,280
‫عکس توی شکم یه خرگوش خشک‌شده؟

532
00:40:30,280 --> 00:40:32,240
‫قاتل داره تو رو به بازی می‌گیره.

533
00:40:33,400 --> 00:40:35,200
‫فکر می‌کنی به ذهن خودم نرسیده بود؟

534
00:40:35,520 --> 00:40:38,680
‫توقع داشتی بی‌خیالش بشم؟
‫تا یه پسر دیگه هم بمیره؟

535
00:40:44,200 --> 00:40:45,800
‫آخرین‌باری که خوابیدی کی بود؟

536
00:40:50,280 --> 00:40:51,720
‫خونه نرفتی؟

537
00:40:54,160 --> 00:40:55,880
‫لوسی رو ندیدی، نه؟

538
00:40:58,360 --> 00:41:00,920
‫کی پیش اونه؟ آنجلا؟

539
00:41:03,200 --> 00:41:04,520
‫آمارشون رو درآوردی؟

540
00:41:07,320 --> 00:41:08,920
‫- فرقه نور سوزان؟
‫- اوهوم.

541
00:41:09,560 --> 00:41:11,920
‫- آره.
‫- خب؟

542
00:41:13,480 --> 00:41:15,440
‫رفتن به جزیره مال،

543
00:41:15,440 --> 00:41:16,800
‫تقریبا یه ماه پیش.

544
00:41:16,800 --> 00:41:18,280
‫- می‌دونستی؟
‫- نه.

545
00:41:19,440 --> 00:41:21,920
‫قرار بود یه یه سری افراد
‫چشم ازشون برندارن.

546
00:41:22,200 --> 00:41:23,920
‫یه غفلت اداری بود.

547
00:41:27,680 --> 00:41:29,320
‫چیز خوبیه، مونیکا.

548
00:41:32,720 --> 00:41:34,840
‫الان از لوسی دورتره.

549
00:41:36,840 --> 00:41:38,720
‫دارم آمار فیلی رو درمیارم.

550
00:41:38,720 --> 00:41:41,120
‫- ممکنه پیششون برگشته باشه؟
‫- نه.

551
00:41:43,120 --> 00:41:45,920
‫خواهش می‌کنم، مونیکا،
‫فاصله‌ات رو حفظ کن.

552
00:41:49,640 --> 00:41:51,760
‫آخرین‌باری که مسیرت به اون روانی‌ها خورد،

553
00:41:51,760 --> 00:41:53,720
‫شستشوی مغزیت دادن تا بهشون ملحق بشی.

554
00:41:54,280 --> 00:41:56,480
‫من از روز اول می‌دونستم
‫این پرونده به کجا ختم می‌شه،

555
00:41:56,520 --> 00:41:58,720
‫و می‌دونستم آخرش ازم می‌پرسی
‫کم میارم یا نه.

556
00:41:59,760 --> 00:42:01,960
‫- خب؟
‫- خب، چه فرقی داره؟

557
00:42:03,240 --> 00:42:05,960
‫هیچکس دیگه‌ای نیست که
‫از پس حل این پرونده بربیاد، نه؟

558
00:42:24,120 --> 00:42:27,520
‫نمی‌تونی مامان‌بزرگت رو هل بدی بیفته...

559
00:42:27,520 --> 00:42:28,520
‫از اتوبوس.

560
00:42:29,160 --> 00:42:30,240
‫دختر خوب.

561
00:42:30,520 --> 00:42:33,320
‫نمی‌تونی مامان‌بزرگت رو هل بدی بیفته
‫از اتوبوس. هل، هل.

562
00:42:33,320 --> 00:42:35,840
‫هل، هل.
‫تو اتوبوسی؟

563
00:43:29,840 --> 00:43:31,040
‫سلام مامان.

564
00:43:32,240 --> 00:43:33,280
‫نیکول؟

565
00:43:47,480 --> 00:43:48,400
‫الو؟

566
00:43:51,920 --> 00:43:53,480
‫کندی. الو؟

567
00:43:55,160 --> 00:43:56,280
‫الو؟

