﻿1
00:00:30,613 --> 00:00:36,202
« زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in»

2
00:00:47,005 --> 00:00:51,217
‫تا پنج روز دیگه، موزان میاد.

3
00:00:57,474 --> 00:01:00,226
‫منو طعمه کن...

4
00:01:00,935 --> 00:01:03,730
‫و سرِ موزان رو برام بزن.

5
00:01:07,484 --> 00:01:11,362
‫چرا فکر می‌کنی میاد؟

6
00:01:14,365 --> 00:01:19,621
‫حسم می‌گه. دلیل خاصی نداره.

7
00:01:20,246 --> 00:01:23,708
‫بقیۀ بچه‌ها...

8
00:01:23,708 --> 00:01:30,632
‫عمراً قبول نمی‌کردن که از من به‌عنوان طعمه استفاده بشه.

9
00:01:31,424 --> 00:01:35,762
‫این کار رو فقط می‌تونم به تو بسپرم، گیومی.

10
00:01:38,014 --> 00:01:41,351
‫اون حتی با قطع شدن سرش هم نمی‌میره.

11
00:01:43,603 --> 00:01:50,527
‫فکر کنم تنها چیزی که
‫می‌تونه موزان رو نابود کنه، نور خورشیده.

12
00:01:51,611 --> 00:01:54,531
‫وقتی قطع کردنِ سرش...

13
00:01:54,531 --> 00:01:57,075
‫جونش رو نمی‌گیره،

14
00:01:57,283 --> 00:02:01,162
‫درگیری‌تون تا طلوع آفتاب،
‫یه مبارزۀ استقامتی می‌شه.

15
00:02:02,455 --> 00:02:03,623
‫فهمیدم.

16
00:02:05,125 --> 00:02:08,002
‫مطیع خواستۀ شما هستم، استاد.

17
00:02:11,714 --> 00:02:13,216
‫ممنونم.

18
00:02:18,763 --> 00:02:26,396
‫فقط امیدوارم که دیگه هیچ‌کدوم از

19
00:02:26,563 --> 00:02:29,482
‫بچه‌های عزیزم نَمیرن.

20
00:02:47,500 --> 00:02:51,171
‫فکر کردید گیرم انداختید؟

21
00:02:52,922 --> 00:02:56,676
‫حالا همه‌تون می‌رید جهنم!

22
00:02:56,676 --> 00:02:58,761
‫شما شکارچی‌های شیطان خیلی رو مُخید!

23
00:02:58,761 --> 00:03:01,931
‫امشب همه‌تون رو تا نفر آخر قتل‌عام می‌کنم!

24
00:03:06,519 --> 00:03:09,147
‫موزان، اونی که قراره بره جهنم، تویی!

25
00:03:09,606 --> 00:03:11,524
‫نمی‌ذارم فرار کنی!

26
00:03:12,150 --> 00:03:16,487
‫اگه می‌تونی نذار!

27
00:03:16,487 --> 00:03:19,032
‫کامادو تانجیرو!

28
00:03:21,326 --> 00:03:23,286
‫قطعاً شکستت می‌دم!

29
00:03:24,829 --> 00:03:26,956
‫کیبوتسوجی موزان!

30
00:03:26,956 --> 00:03:32,253
‫[قلعۀ بی‌نهایت - بخش اول: بازگشت آکازا]

31
00:03:38,801 --> 00:03:40,386
‫اینجا دیگه کجاست؟

32
00:03:41,429 --> 00:03:43,389
‫بالا، پایین، چپ، راست، همه‌چیز قاتی‌پاتیه.

33
00:03:44,599 --> 00:03:48,311
‫این با «هنر خون شیطانِ» دشمن درست شده؟

34
00:03:50,855 --> 00:03:53,358
‫دقیق نمی‌دونم چه خبره،

35
00:03:53,358 --> 00:03:55,860
‫ولی می‌دونم خانم تامایو داره جلوی موزان مقاومت می‌کنه.

36
00:03:57,237 --> 00:04:00,823
‫با این حال، نمی‌دونم چقدر می‌تونه دَووم بیاره.

37
00:04:03,284 --> 00:04:05,203
‫آروم باش، کانروجی!

38
00:04:06,287 --> 00:04:07,330
‫باشه!

39
00:04:07,330 --> 00:04:08,665
‫نزدیک من بمون.

40
00:05:03,594 --> 00:05:07,181
‫باید هرچه زودتر خودم رو
‫به موزان برسونم و کارش رو تموم کنم.

41
00:05:07,932 --> 00:05:09,600
‫هرچه زودتر!

42
00:05:17,775 --> 00:05:18,901
‫انتهاش رو دیدم.

43
00:05:19,360 --> 00:05:21,404
‫اگه بخورم زمین، می‌میرم.

44
00:05:21,404 --> 00:05:23,614
‫باید با یه تکنیک، مسیر سقوطم رو عوض کنم

45
00:05:23,614 --> 00:05:26,284
‫و یه جایی توی این راه، یه ساختمون رو بگیرم.

46
00:05:29,329 --> 00:05:30,705
‫تعادلم به هم خورده.

47
00:05:30,705 --> 00:05:33,333
‫به‌خاطر سقوط نمی‌تونم گارد بگیرم.

48
00:06:22,632 --> 00:06:24,008
‫حالت خوبه؟

49
00:06:25,885 --> 00:06:28,471
‫آره! ممنون!

50
00:06:30,056 --> 00:06:31,099
‫تو نجاتم...

51
00:06:33,351 --> 00:06:36,020
‫تنفس آب، فرم اول:

52
00:06:36,020 --> 00:06:37,480
‫ضربۀ سطح آب!

53
00:06:39,899 --> 00:06:41,359
‫تانجیرو!

54
00:07:03,131 --> 00:07:04,799
‫تنفس آب...

55
00:07:04,799 --> 00:07:06,134
‫فرم ششم:

56
00:07:06,134 --> 00:07:07,802
‫فرم سوم:

57
00:07:09,554 --> 00:07:11,013
‫گرداب!

58
00:07:11,222 --> 00:07:12,723
‫رقص روان!

59
00:07:20,565 --> 00:07:22,567
‫گیو فوق‌العاده‌ست.

60
00:07:23,109 --> 00:07:26,404
‫از یه حرکت کوچیکم
‫فهمید می‌خوام از چه تکنیکی استفاده کنم،

61
00:07:26,404 --> 00:07:30,408
‫بعد خودش هم از یه تکنیک استفاده کرد،
‫و حواسش بود که با هم برخورد نکنیم.

62
00:07:30,992 --> 00:07:32,743
‫خیلی خفنه.

63
00:07:33,327 --> 00:07:35,913
‫حتی نمی‌تونم حسش رو از چهره‌ش بفهمم.

64
00:07:38,541 --> 00:07:42,378
‫احتمالاً اینجا همون مخفیگاه شیطان‌هاست
‫که شینازوگاوا و ایگورو

65
00:07:42,378 --> 00:07:44,255
‫در موردش حرف می‌زدن.

66
00:07:47,341 --> 00:07:48,759
‫اگه این‌طور باشه،

67
00:07:48,759 --> 00:07:51,888
‫پس هدف کیبوتسوجی از جمع کردن ما در اینجا اینه که

68
00:07:51,888 --> 00:07:54,599
‫کل دسته، حتی هاشیراها رو نابود کنه.

69
00:07:56,142 --> 00:08:00,062
‫از اینجا به بعد، باید خیلی بیشتر احتیاط کنیم.

70
00:08:00,938 --> 00:08:01,898
‫باشه.

71
00:08:03,816 --> 00:08:04,775
‫بریم!

72
00:08:04,775 --> 00:08:05,610
‫چشم!

73
00:08:05,693 --> 00:08:06,652
‫[قدم‌قدم]

74
00:08:17,413 --> 00:08:20,249
‫تنفس مار، فرم پنجم:

75
00:08:27,256 --> 00:08:29,008
‫مار خزنده.

76
00:08:31,928 --> 00:08:35,890
‫به کانروجی نزدیک نشو، آشغال.

77
00:08:37,475 --> 00:08:40,019
‫ایگورو! تو محشری!

78
00:08:41,103 --> 00:08:41,938
‫آسیب ندیدی؟

79
00:08:41,938 --> 00:08:42,980
‫نه!

80
00:08:42,980 --> 00:08:43,814
‫بیا بریم.

81
00:08:43,814 --> 00:08:44,941
‫باشه!

82
00:09:05,753 --> 00:09:06,712
‫توکیتو!

83
00:09:13,886 --> 00:09:16,305
‫تعداد شیطان‌ها به‌طرز عجیبی زیاده.

84
00:09:16,305 --> 00:09:19,725
‫به نظر میاد قدرتی در حد یه رده‌پایین بهشون داده شده.

85
00:09:19,725 --> 00:09:23,396
‫می‌خوان خسته‌مون کنن.

86
00:09:28,818 --> 00:09:30,736
‫ارباب چی شد؟

87
00:09:31,153 --> 00:09:33,364
‫فوت کردن.

88
00:09:34,657 --> 00:09:36,909
‫پایان باشکوهی بود.

89
00:09:38,369 --> 00:09:43,749
‫بعید می‌دونم همچین اشتباهی کرده باشه
‫که بذاره یه شیطان پیداش کنه.

90
00:09:44,208 --> 00:09:45,918
‫خودش رو طعمه کرد؟

91
00:09:46,877 --> 00:09:51,090
‫آره. می‌دونست خیلی از عمرش نمونده.

92
00:09:57,888 --> 00:09:59,473
‫ارباب...

93
00:10:06,272 --> 00:10:10,359
‫وقتی بعد از حملۀ یه شیطان

94
00:10:10,359 --> 00:10:13,362
‫در آستانۀ مرگ بودم،

95
00:10:13,362 --> 00:10:15,656
‫تمام مدت پیشم موند.

96
00:10:17,950 --> 00:10:22,622
‫برای بقیۀ اعضا هم توی روزهای سختشون همین کار رو می‌کرد.

97
00:10:24,749 --> 00:10:26,542
‫دقیقاً مثل یه پدر.

98
00:10:28,502 --> 00:10:30,671
‫آره، می‌دونم.

99
00:10:31,547 --> 00:10:33,883
‫موزان نه فقط برادرِ بزرگم،

100
00:10:33,883 --> 00:10:36,594
‫حتی کسی که برامون مثل پدر بود رو هم کشت.

101
00:10:37,261 --> 00:10:40,097
‫ای... موزان!

102
00:10:40,264 --> 00:10:42,725
‫کاری می‌کنم اون زجر بکِشه.

103
00:10:42,725 --> 00:10:44,852
‫جهنم واقعی رو بهش نشون می‌دم.

104
00:10:45,853 --> 00:10:47,521
‫نگران نباش.

105
00:10:51,942 --> 00:10:54,987
‫همۀ ما همین حس رو داریم.

106
00:11:01,869 --> 00:11:03,579
‫ارباب...

107
00:11:05,831 --> 00:11:07,625
‫نتونستم ازش محافظت کنم.

108
00:11:23,265 --> 00:11:26,352
‫شما حشره‌های موذی که یکی‌یکی دارید می‌خزید بیرون...

109
00:11:29,563 --> 00:11:31,857
‫بیاید جلو!

110
00:11:31,857 --> 00:11:34,318
‫همه‌تون رو می‌کُشم!

111
00:11:43,786 --> 00:11:47,123
‫حملۀ گراز!

112
00:11:49,583 --> 00:11:52,002
‫دوباره افتادم!

113
00:11:52,211 --> 00:11:53,212
‫بگیرید که اومد!

114
00:11:53,212 --> 00:11:56,590
‫اتفاقی سر از یه جای خیلی پرت درآوردم،

115
00:11:56,799 --> 00:11:58,843
‫ولی با این‌همه شیطانی که
‫از در و دیوار داره میاد...

116
00:11:58,843 --> 00:12:03,681
‫بهترین فرصته تا تمریناتم رو محک بزنم!

117
00:12:13,733 --> 00:12:15,568
‫اینجا دیگه چه خراب‌شده‌ایه؟

118
00:12:15,568 --> 00:12:16,861
‫اینجا قلعۀ شیطان‌هاست؟

119
00:12:16,861 --> 00:12:18,279
‫بقیه کجان؟

120
00:12:18,946 --> 00:12:20,114
‫داداش بزرگه...

121
00:12:21,449 --> 00:12:23,492
‫امیدوارم حالش خوب باشه.

122
00:12:28,289 --> 00:12:30,124
‫یه صدایی شنیدم.

123
00:12:30,708 --> 00:12:33,043
‫شاید نزدیک باشه.

124
00:12:38,591 --> 00:12:40,634
‫نمی‌بخشمش.

125
00:12:41,886 --> 00:12:45,556
‫هیچ‌وقت اون عوضی رو نمی‌بخشم.

126
00:13:09,872 --> 00:13:11,624
‫بوی خون میاد.

127
00:13:20,591 --> 00:13:22,259
‫اینجا کجاست؟

128
00:13:41,570 --> 00:13:43,739
‫عه، کسی اومده؟

129
00:13:44,448 --> 00:13:47,535
‫وای! یه دختر!

130
00:13:47,743 --> 00:13:51,497
‫جَوون و خوشمزه به نظر میای.

131
00:13:51,956 --> 00:13:55,835
‫بعداً از ناکیمه تشکر می‌کنم.

132
00:14:10,975 --> 00:14:16,313
‫شینوبو... از دستۀ شیطان‌کش‌ها بیا بیرون.

133
00:14:17,815 --> 00:14:21,026
‫داری تمام تلاشت رو می‌کنی.

134
00:14:21,026 --> 00:14:24,029
‫می‌دونم داری نهایت تلاشت رو می‌کنی،

135
00:14:24,780 --> 00:14:27,241
‫ولی به نظرم تو...

136
00:14:32,872 --> 00:14:36,876
‫دلم می‌خواد یه دختر معمولی باشی و شاد زندگی کنی...

137
00:14:37,459 --> 00:14:40,629
‫و اون‌قدر عمر کنی که پیر بشی.

138
00:14:42,590 --> 00:14:45,426
‫تا همین‌جا هم خیلی کارها کردی.

139
00:14:45,426 --> 00:14:48,345
‫نه! هیچ‌وقت بی‌خیال نمی‌شم!

140
00:14:48,345 --> 00:14:51,223
‫انتقامت رو می‌گیرم!

141
00:14:51,223 --> 00:14:53,601
‫بگو! چه‌جور شیطانی بود؟

142
00:14:53,601 --> 00:14:55,561
‫کی این بلا رو سرت آورد؟!

143
00:14:56,228 --> 00:14:58,397
‫آبجی کانائه، بهم بگو!

144
00:14:58,397 --> 00:14:59,857
‫خواهش می‌کنم!

145
00:15:00,441 --> 00:15:01,734
‫بعد از همۀ این اتفاق‌ها،

146
00:15:01,734 --> 00:15:04,737
‫عمراً بتونم یه زندگی عادی داشته باشم!

147
00:15:04,904 --> 00:15:06,614
‫آبجی!

148
00:15:11,076 --> 00:15:15,456
‫یه شیطان بود که انگار از سر تا پاش غرق خون بود.

149
00:15:17,249 --> 00:15:20,711
‫سلام. خوشحالم از دیدنت.

150
00:15:20,711 --> 00:15:23,422
‫اسم من «دوما»ست.

151
00:15:23,422 --> 00:15:26,550
‫چه شب قشنگی.

152
00:15:28,093 --> 00:15:30,930
‫با یه لبخند معصومانه، بدون هیچ غمی.

153
00:15:31,722 --> 00:15:35,017
‫آروم و مهربون حرف می‌زد.

154
00:15:36,435 --> 00:15:39,897
‫کمـ... کمک...

155
00:15:39,897 --> 00:15:41,607
‫کمکم کنید!

156
00:15:41,649 --> 00:15:43,025
‫هیس!

157
00:15:43,067 --> 00:15:45,110
‫دارم با ایشون حرف می‌زنم.

158
00:15:50,115 --> 00:15:51,784
‫حالت خوبه؟

159
00:15:53,202 --> 00:15:54,703
‫چقدر فرزی.

160
00:15:54,912 --> 00:15:56,664
‫هاشیرا هستی؟

161
00:16:05,089 --> 00:16:09,134
‫اهمیت نده. بذارش همون‌جا.

162
00:16:09,134 --> 00:16:11,387
‫بعداً با خیال راحت می‌خورمش.

163
00:16:14,682 --> 00:16:21,605
‫سلاحی که استفاده می‌کنه یه جفت بادبزن تیزه.

164
00:16:24,233 --> 00:16:28,654
‫من بنیان‌گذار «آیین بهشت ابدی»‌ام.

165
00:16:28,654 --> 00:16:32,658
‫وظیفۀ منه که همراه با پیروانم
‫خوشبختی رو پیدا کنم.

166
00:16:32,658 --> 00:16:35,703
‫بعداً اون دختر رو هم یه‌جوری می‌بلعم
‫که هیچ اثری ازش نمونه.

167
00:16:36,829 --> 00:16:40,874
‫پس اون شیطانیه که خواهرم رو کشته.

168
00:16:42,418 --> 00:16:44,503
‫با همدیگه خوشبختی رو پیدا کنین؟

169
00:16:44,503 --> 00:16:46,255
‫مسخره‌ست!

170
00:16:46,630 --> 00:16:49,967
‫اون خودش مایل نبود
‫و التماس می‌کرد یه نفر کمکش کنه.

171
00:16:50,134 --> 00:16:52,302
‫برای همین کمکش کردم.

172
00:16:52,636 --> 00:16:57,433
‫حالا دیگه نه دردی می‌کشه، نه رنجی داره،

173
00:16:57,433 --> 00:16:59,393
‫نه می‌ترسه.

174
00:16:59,601 --> 00:17:02,604
‫همه از مرگ می‌ترسن،

175
00:17:02,604 --> 00:17:05,482
‫برای همین من می‌خورمشون.

176
00:17:05,482 --> 00:17:09,945
‫این‌طوری می‌تونن با من به زندگی ادامه بدن.
‫تا ابد توی وجودم هستن.

177
00:17:10,821 --> 00:17:15,284
‫من احساسات، خون و گوشت پیروانم رو کاملاً می‌پذیرم،

178
00:17:15,284 --> 00:17:18,037
‫و از این راه، به خوشبختی ابدی می‌رسونم

179
00:17:18,037 --> 00:17:20,456
‫و اونا رو به جایگاه بهتری هدایت می‌کنم.

180
00:17:21,040 --> 00:17:24,001
‫تو دیوونه‌ای.

181
00:17:24,001 --> 00:17:26,420
‫مغزت عیب کرده؟

182
00:17:26,420 --> 00:17:28,547
‫واقعاً حالم رو به هم می‌زنی.

183
00:17:31,050 --> 00:17:34,887
‫بار اوله که همو می‌بینیم، ولی خیلی باهام بَدی.

184
00:17:34,887 --> 00:17:36,555
‫فهمیدم.

185
00:17:36,930 --> 00:17:38,682
‫طفلکی.

186
00:17:38,682 --> 00:17:41,560
‫حتماً چیز دردناکی رو تجربه کردی.

187
00:17:41,769 --> 00:17:44,730
‫من به حرف‌هات گوش می‌دم. می‌تونی بهم بگی.

188
00:17:46,231 --> 00:17:49,318
‫معلومه که دردناکه!

189
00:17:49,318 --> 00:17:52,529
‫تو بودی که خواهرم رو کشتی!

190
00:17:52,529 --> 00:17:55,532
‫این لباس برات آشنا نیست؟

191
00:18:08,712 --> 00:18:10,130
‫آهان!

192
00:18:10,130 --> 00:18:13,425
‫همون دختری که تنفس گل داشت؟

193
00:18:13,425 --> 00:18:16,804
‫خیلی مهربون و بانمک بود.

194
00:18:16,804 --> 00:18:19,807
‫چون آفتاب در اومد، نتونستم ببلعمش.

195
00:18:19,807 --> 00:18:21,266
‫یادم میاد.

196
00:18:21,266 --> 00:18:23,685
‫خیلی دلم می‌خواست بخورمش.

197
00:18:25,771 --> 00:18:28,982
‫تنفس حشره، رقص نیش زنبور:

198
00:18:28,982 --> 00:18:30,442
‫بال‌زدن حقیقی.

199
00:18:31,151 --> 00:18:32,986
‫عجب ضربۀ خارق‌العاده‌ای.

200
00:18:32,986 --> 00:18:34,905
‫نتونستم با دستم جلوش رو بگیرم.

201
00:18:36,907 --> 00:18:38,325
‫هنر خون شیطان:

202
00:18:39,743 --> 00:18:42,371
‫نیلوفر یخ‌زده.

203
00:18:42,955 --> 00:18:43,914
‫سرده!

204
00:18:43,914 --> 00:18:46,792
‫هوا انقدر سرده که داره ریه‌هام رو پاره می‌کنه!

205
00:18:48,919 --> 00:18:51,130
‫تو سریعی. خیلی سریع.

206
00:18:51,672 --> 00:18:53,841
‫ولی چه حیف.

207
00:18:53,841 --> 00:18:57,010
‫تکنیک‌های فروکننده نمی‌تونن شیطان‌ها رو بکُُشن.

208
00:19:00,222 --> 00:19:02,141
‫گردنم رو هدف بگیر.

209
00:19:02,141 --> 00:19:04,476
‫باید سرم رو قطع کنی.

210
00:19:07,062 --> 00:19:09,940
‫درسته، ضربه مستقیم نمی‌تونه بکشتت.

211
00:19:09,940 --> 00:19:11,567
‫ولی سم چطور؟

212
00:19:16,071 --> 00:19:20,284
‫به‌زودی می‌فهمم این سم
‫روی یه رده‌بالا جواب می‌ده یا نه.

213
00:19:21,577 --> 00:19:24,413
‫آبجی‌، خواهش می‌کنم...

214
00:19:24,997 --> 00:19:26,290
‫آبجی!

215
00:19:28,375 --> 00:19:30,294
‫این سم...

216
00:19:30,294 --> 00:19:35,716
‫از اونی که توی «کوه رویی» استفاده کردی قوی‌تره.

217
00:19:36,758 --> 00:19:39,845
‫می‌دونستم!
‫داشتن به هم اطلاعات می‌دادن.

218
00:19:39,845 --> 00:19:41,889
‫سم هم خوبی داره، هم بَدی.

219
00:19:41,889 --> 00:19:49,396
‫اربابم گفت تو ترکیباتش رو برای هر شیطان تغییر می‌دی.

220
00:19:56,528 --> 00:20:02,618
‫نگاه کن. انگار تونستم اثر سم رو از بین ببرم.

221
00:20:02,618 --> 00:20:04,161
‫شرمنده.

222
00:20:04,161 --> 00:20:07,414
‫به زحمت افتادی تا روی من امتحانش کنی.

223
00:20:08,415 --> 00:20:13,670
‫وقتی شمشیرت رو غلاف می‌کنی، یه صدای خاصی می‌ده.

224
00:20:14,171 --> 00:20:17,799
‫همون‌موقع ترکیبش رو عوض می‌کنی؟

225
00:20:19,134 --> 00:20:20,552
‫چقدر باحاله!

226
00:20:21,261 --> 00:20:26,183
‫مسموم شدن جالبه! ممکنه بهش اعتیاد پیدا کنم!

227
00:20:26,183 --> 00:20:28,393
‫به نظرت ترکیب بعدی اثر می‌کنه؟

228
00:20:28,936 --> 00:20:30,771
‫امتحانش کن!

229
00:20:37,069 --> 00:20:38,654
‫باشه.

230
00:20:39,321 --> 00:20:40,948
‫دوباره امتحان می‌کنم.

231
00:20:40,948 --> 00:20:42,282
‫هر چی نباشه...

232
00:20:45,619 --> 00:20:48,455
‫تا الان همه‌چیز رو پیش‌بینی کرده بودم.

233
00:20:50,457 --> 00:20:52,417
‫تغییر ترکیب سَم‌ت تموم شد؟

234
00:20:52,417 --> 00:20:54,628
‫هر وقت آماده بودی بیا.

235
00:20:58,590 --> 00:21:01,468
‫من گفتم امتحانش کن،

236
00:21:03,095 --> 00:21:06,056
‫ولی استفاده از یه تکنیک تکراری یه‌کمی خسته‌کننده‌ست.

237
00:21:21,238 --> 00:21:24,908
‫ها؟ از قبل کندتره.

238
00:21:25,409 --> 00:21:26,535
‫با این وضع...

239
00:21:26,535 --> 00:21:29,538
‫تنفس حشره، رقص خرمگس:

240
00:21:29,538 --> 00:21:31,373
‫ضربۀ فریبنده!

241
00:21:39,589 --> 00:21:42,676
‫وای، ضربه خوردم.

242
00:21:42,676 --> 00:21:45,470
‫تونستی حمله‌م رو دفع کنی.

243
00:21:45,470 --> 00:21:48,682
‫فوق‌العاده‌ست!
‫واقعاً تحت‌تأثیر قرار گرفتم.

244
00:21:48,682 --> 00:21:51,685
‫این نتیجۀ زحمات سخت و طاقت‌فرساته.

245
00:21:51,685 --> 00:21:53,979
‫بازم حمله کن.

246
00:21:53,979 --> 00:21:57,941
‫زود باش، حملۀ بعدی‌ت رو بکن
‫قبل از اینکه سم از بین بره.

247
00:21:57,941 --> 00:22:00,277
‫دست خودم نیست، دلم می‌خواد

248
00:22:00,277 --> 00:22:02,446
‫کسی رو که داره تمام تلاشش رو می‌کنه، تشویق کنم.

249
00:22:08,660 --> 00:22:11,079
‫همینه! به کارِت ادامه بده!

250
00:22:13,957 --> 00:22:18,253
‫از بچگی، همیشه مهربون و باهوش بودم.

251
00:22:19,004 --> 00:22:24,551
‫همیشه به نیازمندها کمک می‌کردم و خوشحالشون می‌کردم.

252
00:22:24,551 --> 00:22:26,720
‫چون وظیفه‌م بود.

253
00:22:28,180 --> 00:22:31,683
‫توی چشمای این بچه رنگین‌کمانه.

254
00:22:31,683 --> 00:22:35,771
‫موهای خاکستری روشن نشونۀ پاکی‌شه.

255
00:22:36,229 --> 00:22:38,690
‫این بچه خیلی خاصه.

256
00:22:38,690 --> 00:22:41,651
‫اعتقاد دارم که حتی می‌تونه صدای ایزدها رو بشنوه.

257
00:22:43,320 --> 00:22:47,074
‫پدر و مادرم دیگه حسابی از دست رفته بودن.

258
00:22:47,741 --> 00:22:49,159
‫اگه احمق نبودن،

259
00:22:49,159 --> 00:22:52,996
‫فرقۀ مسخرۀ «آیین بهشت» رو درست نمی‌کردن.

260
00:22:53,622 --> 00:22:56,083
‫دلم براشون می‌سوخت،

261
00:22:56,124 --> 00:22:59,252
‫برای همین همیشه باهاشون راه می‌اومدم.

262
00:23:00,295 --> 00:23:03,173
‫من حتی یه‌بار هم صدای ایزدها رو نشنیدم.

263
00:23:04,216 --> 00:23:05,384
‫اولش،

264
00:23:05,384 --> 00:23:08,220
‫همه بهم تعظیم می‌کردن
‫و ازم می‌خواستن براشون دعا کنم.

265
00:23:08,220 --> 00:23:10,347
‫همین گیجم کرد.

266
00:23:11,264 --> 00:23:13,141
‫وقتی بزرگ‌ترها گریه‌کنون میان پیش یه بچه،

267
00:23:13,183 --> 00:23:17,771
‫و می‌گن درد دارن،
‫و می‌پرسن باید چی‌کار کنن، خیلی سخته.

268
00:23:17,771 --> 00:23:20,816
‫ناخودآگاه نگران می‌شم که نکنه مشکل روانی داشته باشن.

269
00:23:21,817 --> 00:23:25,404
‫بعد از اینکه داستان‌های خسته‌کنندۀ زندگی‌شون رو
‫تعریف می‌کردن،

270
00:23:25,904 --> 00:23:29,741
‫تعظیم می‌کردن و می‌گفتن تنها خواسته‌شون اینه که
‫اونا رو به بهشت راهنمایی کنم.

271
00:23:30,826 --> 00:23:32,411
‫گریه‌م می‌گرفت.

272
00:23:33,328 --> 00:23:34,746
‫چقدر ترحم‌انگیز.

273
00:23:35,497 --> 00:23:38,041
‫چیزی به اسم بهشت وجود نداره.

274
00:23:38,917 --> 00:23:42,921
‫اون فقط یه افسانه‌ست که آدما با تخیلاتشون ساختن.

275
00:23:43,922 --> 00:23:46,341
‫بوداها و بُت‌ها هم وجود ندارن.

276
00:23:46,967 --> 00:23:52,431
‫با اینکه ده‌ها سال زندگی کرده بودن،
‫نمی‌تونستن یه چیز ساده رو بفهمن.

277
00:23:53,265 --> 00:23:55,600
‫وقتی می‌میری، فقط تبدیل به هیچ می‌شی.

278
00:23:56,017 --> 00:23:58,186
‫دیگه هیچ حسی نداری.

279
00:23:59,312 --> 00:24:02,774
‫قلبت از کار می‌افته. مغزت از کار می‌افته.

280
00:24:02,774 --> 00:24:04,985
‫می‌پوسی و به زمین برمی‌گردی.

281
00:24:05,735 --> 00:24:08,947
‫این سرنوشت حتمیِ هر موجود زنده‌ایه.

282
00:24:11,199 --> 00:24:14,244
‫نمی‌تونستن یه چیز به این سادگی رو بپذیرن.

283
00:24:14,870 --> 00:24:17,080
‫حتماً خیلی سخته که احمق باشی.

284
00:24:18,206 --> 00:24:21,835
‫می‌خواستم این آدمای بیچاره رو خوشحال کنم.

285
00:24:21,835 --> 00:24:23,462
‫می‌خواستم بهشون کمک کنم.

286
00:24:24,296 --> 00:24:28,758
‫برای همین به دنیا اومدم.

287
00:24:36,308 --> 00:24:37,809
‫این پنجمی‌شه.

288
00:24:37,809 --> 00:24:39,394
‫اینم فایده‌ای نداشت.

289
00:24:39,394 --> 00:24:40,979
‫اثر نکرد.

290
00:24:40,979 --> 00:24:44,024
‫داره تأثیرش کمتر و کمتر می‌شه.

291
00:24:44,024 --> 00:24:47,736
‫چندبار دیگه می‌تونی سم رو ترکیب کنی؟

292
00:24:47,736 --> 00:24:50,572
‫نفس کشیدن برات سخت شده؟

293
00:24:50,572 --> 00:24:53,533
‫داری زیاد عرق می‌کنی. حالت خوبه؟

294
00:24:54,117 --> 00:24:57,454
‫پس قدرت یه رده‌بالا اینه.

295
00:24:57,996 --> 00:25:00,040
‫سم من اصلاً کار نمی‌کنه.

296
00:25:00,832 --> 00:25:03,627
‫سرعتش توی مقاوم‌سازیِ بدنش، غیرطبیعیه.

297
00:25:06,296 --> 00:25:08,715
‫علتش اینه که کیسه‌های هواییِ توی ریه‌هات
‫دارن از بین می‌رن.

298
00:25:10,550 --> 00:25:12,135
‫حتماً سختت شده.

299
00:25:12,135 --> 00:25:15,472
‫آخه چند لحظه پیش، هنر خون شیطان من رو تنفس کردی.

300
00:25:17,599 --> 00:25:22,395
‫اون خون یخ‌زده‌ش رو تبدیل به مه کرد
‫و با بادبزن‌هاش پخشش کرد.

301
00:25:23,021 --> 00:25:26,525
‫اینجا نفس کشیدنِ خالی هم داره خطرناک می‌شه.

302
00:25:33,990 --> 00:25:38,119
‫از حملات پی‌درپی استفاده می‌کنم تا
‫مقدار زیادی سم بهش تزریق کنم!

303
00:25:38,995 --> 00:25:42,082
‫تنفس حشره، رقص سنجاقک:

304
00:25:48,797 --> 00:25:50,674
‫شش‌ضلعی چشم‌مرکب!

305
00:25:53,468 --> 00:25:57,264
‫وای، واقعاً فرزی.

306
00:25:57,264 --> 00:26:00,767
‫شاید سریع‌ترین هاشیرایی باشی که تا حالا دیدم.

307
00:26:04,646 --> 00:26:07,023
‫زخم خوردم؟

308
00:26:09,192 --> 00:26:10,402
‫به‌جای استفاده از سم،

309
00:26:10,402 --> 00:26:13,113
‫باید سرم رو قطع می‌کردی.

310
00:26:13,113 --> 00:26:15,657
‫اگه انقدر سریعی، شاید پیروز می‌شدی.

311
00:26:17,576 --> 00:26:18,827
‫شایدم نه.

312
00:26:18,827 --> 00:26:21,621
‫چون ریزه‌میزه‌ای.

313
00:26:24,708 --> 00:26:28,336
‫چرا دستای من انقدر کوچیکن؟

314
00:26:29,754 --> 00:26:32,924
‫چرا قدم بلندتر نشد؟

315
00:26:34,801 --> 00:26:38,471
‫اگه فقط یه‌کم قدبلندتر بودم،

316
00:26:38,471 --> 00:26:41,391
‫می‌تونستم سرش رو بزنم؟

317
00:26:42,350 --> 00:26:48,106
‫اگه دست و پاهام بلندتر بود و عضلۀ بیشتری داشتم،

318
00:26:48,106 --> 00:26:49,941
‫برام یه مزیت محسوب می‌شد.

319
00:26:52,527 --> 00:26:57,657
‫خواهرم با اینکه از من بلندتر بود، اندام ظریفی داشت.

320
00:26:59,367 --> 00:27:01,911
‫به هیمه‌جیما حسودیم می‌شه.

321
00:27:02,662 --> 00:27:07,000
‫وقتی اون برای کمک میاد، همه احساس آرامش می‌کنن.

322
00:27:10,879 --> 00:27:16,676
‫می‌دونم خواهرم می‌خواست چی بگه.

323
00:27:20,096 --> 00:27:24,142
‫چی شد؟ دیگه نمی‌تونی ادامه بدی، آره؟

324
00:27:24,142 --> 00:27:25,769
‫خب پس.

325
00:27:29,189 --> 00:27:32,400
‫«تو احتمالاً از اون شیطان شکست می‌خوری.»

326
00:27:33,026 --> 00:27:37,113
‫می‌خواست این رو بگه، ولی حرفش رو خورد.

327
00:27:37,989 --> 00:27:39,658
‫خودت رو جمع‌وجور کن.

328
00:27:45,622 --> 00:27:47,707
‫نمی‌ذارم گریه کنی.

329
00:27:48,792 --> 00:27:50,794
‫آبجی...

330
00:27:50,794 --> 00:27:52,379
‫پاشو.

331
00:27:52,379 --> 00:27:55,382
‫نمی‌تونم. خون زیادی از دست دادم.

332
00:27:55,382 --> 00:27:59,260
‫ریۀ چپم سوراخ شده و نمی‌تونم نفس بکشم.

333
00:27:59,886 --> 00:28:01,721
‫اینا مهم نیست.

334
00:28:02,222 --> 00:28:03,598
‫پاشو،

335
00:28:03,598 --> 00:28:06,059
‫هاشیرای حشره، کوچو شینوبو.

336
00:28:08,228 --> 00:28:11,022
‫وقتی تصمیم می‌گیری شکستش بدی،
‫باید شکستش بدی.

337
00:28:11,022 --> 00:28:13,233
‫وقتی تصمیم می‌گیری پیروز شی،
‫باید پیروز شی.

338
00:28:14,484 --> 00:28:16,945
‫هر طور شده باید شکستش بدی.

339
00:28:17,487 --> 00:28:21,157
‫مگه به من و کانائو قول ندادی؟

340
00:28:23,702 --> 00:28:25,161
‫کانائو...

341
00:28:28,039 --> 00:28:29,791
‫شرمنده، شرمنده.

342
00:28:29,791 --> 00:28:32,419
‫چون زخم عمیقی نبود، حتماً داری درد می‌کشی.

343
00:28:37,215 --> 00:28:41,094
‫من باور دارم که از پسش برمیای. پس تمام تلاشت رو بکن.

344
00:28:47,976 --> 00:28:49,060
‫می‌تونی وایستی؟

345
00:28:49,060 --> 00:28:52,147
‫وایستادی، عجب!

346
00:28:52,147 --> 00:28:55,650
‫تو واقعاً انسانی؟

347
00:28:56,151 --> 00:29:00,655
‫با اینکه استخوون ترقوه، ریه و دنده‌هات رو بریدم...

348
00:29:01,114 --> 00:29:03,366
‫با این جثۀ ریزت

349
00:29:03,366 --> 00:29:08,037
‫و با این‌همه خون‌ریزی، باید تا الان می‌مردی.

350
00:29:08,913 --> 00:29:10,248
‫دیدی؟

351
00:29:10,248 --> 00:29:13,376
‫خون توی ریه‌هات داره خرخر می‌کنه.

352
00:29:13,376 --> 00:29:16,463
‫دردش باید غیرقابل‌تصور باشه.

353
00:29:16,463 --> 00:29:19,215
‫الان سریع سرت رو جدا می‌کنم.

354
00:29:19,215 --> 00:29:20,592
‫پس به خودت فشار نیار.

355
00:29:21,384 --> 00:29:25,096
‫دیگه کار از کار گذشته. انقدر لجباز نباش.

356
00:29:25,096 --> 00:29:28,099
‫اگه قراره جایی رو هدف بگیرم،
‫باید گردنش رو هدف بگیرم.

357
00:29:28,099 --> 00:29:31,478
‫اگه سم رو به گردنش تزریق کنم، شانس پیروزی دارم!

358
00:29:32,187 --> 00:29:35,857
‫تنفس حشره، رقص هزارپا:

359
00:29:35,982 --> 00:29:37,317
‫هوم؟

360
00:29:37,609 --> 00:29:39,611
‫حرکت زیگزاگ صدپا.

361
00:30:02,509 --> 00:30:05,470
‫از هر طرف داره حمله می‌کنه.

362
00:30:05,970 --> 00:30:08,264
‫قدم‌هاش اون‌قدر قویه که
‫می‌تونه یه پل رو از وسط نصف کنه.

363
00:30:11,100 --> 00:30:13,978
‫سریعه و مدام حمله می‌کنه.

364
00:30:20,193 --> 00:30:21,528
‫چقدر پایین!

365
00:30:34,833 --> 00:30:37,043
‫یه زمانی اعتقاد داشتم که

366
00:30:38,002 --> 00:30:44,801
‫جادۀ خوشبختی تا دوردست‌ها و تا بی‌نهایت ادامه داره.

367
00:30:48,346 --> 00:30:50,515
‫وقتی خوشبختی‌مون نابود شد،

368
00:30:51,182 --> 00:30:56,771
‫فهمیدم که روی یه لایۀ نازک شیشه‌ای قرار داره.

369
00:30:59,899 --> 00:31:04,112
‫و درست همون‌طور که ما نجات پیدا کردیم،

370
00:31:05,113 --> 00:31:07,740
‫خوشبختی‌هایی هستن که هنوز نابود نشدن.

371
00:31:07,740 --> 00:31:14,539
‫برای همین می‌خواستم قوی‌تر بشم
‫و از اون خوشبختی محافظت کنم.

372
00:31:16,124 --> 00:31:20,086
‫این قولی بود که به هم دادیم.

373
00:31:22,255 --> 00:31:28,052
‫«بیا با همدیگه تا جایی که می‌تونیم
‫شیطان‌ها رو شکست بدیم.»

374
00:31:30,972 --> 00:31:36,394
‫نمی‌ذاریم کس دیگه‌ای
‫اتفاقاتی که برای ما افتاد رو تجربه کنه.

375
00:31:45,111 --> 00:31:46,905
‫حتی اگه ضعیف باشیم...

376
00:31:50,658 --> 00:31:53,161
‫حتی اگه نتونیم سر شیطان اصلی رو قطع کنیم...

377
00:31:53,912 --> 00:31:57,290
‫اگه یه شیطان رو شکست بدیم،
‫می‌تونیم ده‌ها نفر رو نجات بدیم.

378
00:31:57,957 --> 00:32:00,418
‫و اگه یه رده‌بالا رو شکست بدیم،

379
00:32:00,418 --> 00:32:03,296
‫می‌تونیم صدها نفر رو نجات بدیم.

380
00:32:04,839 --> 00:32:07,050
‫بحث این نیست که می‌تونیم یا نمی‌تونیم.

381
00:32:08,635 --> 00:32:10,970
‫یه کارهایی هست که باید انجامشون بدیم.

382
00:32:16,351 --> 00:32:17,977
‫عصبانی هستی؟

383
00:32:19,854 --> 00:32:21,189
‫آره.

384
00:32:21,189 --> 00:32:24,943
‫عصبانی‌ام، تانجیرو.

385
00:32:25,568 --> 00:32:31,658
‫من همیشه خیلی عصبانی بودم.

386
00:32:34,202 --> 00:32:36,037
‫پدر و مادرم کشته شدن.

387
00:32:37,622 --> 00:32:39,415
‫خواهرم کشته شد.

388
00:32:40,959 --> 00:32:43,878
‫و غیر از کانائو، بقیۀ تسوگوکوهام کشته شدن.

389
00:32:45,421 --> 00:32:47,423
‫حتی اون دخترا...

390
00:32:47,966 --> 00:32:50,218
‫کاشکی...

391
00:32:50,218 --> 00:32:53,763
‫اگه شیطان‌ها خانواده‌شون رو نمی‌کشتن،

392
00:32:53,763 --> 00:32:56,641
‫الان داشتن خوش و خرّم زندگی‌شون رو می‌کردن.

393
00:32:59,435 --> 00:33:02,647
‫این واقعاً اعصابم رو خرد می‌کنه.

394
00:33:02,647 --> 00:33:05,149
‫دیگه بسه، آشغال!

395
00:33:06,192 --> 00:33:09,696
‫چرا سم روش اثر نمی‌کنه؟

396
00:33:10,363 --> 00:33:11,990
‫کثافت!

397
00:33:23,334 --> 00:33:24,669
‫قابل تحسینه!

398
00:33:24,669 --> 00:33:26,212
‫خیلی تلاش کردی!

399
00:33:26,212 --> 00:33:28,673
‫تحت‌تأثیر قرار گرفتم.

400
00:33:28,673 --> 00:33:31,843
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم یه دختر ضعیف تا این حد پیش بره.

401
00:33:32,802 --> 00:33:34,971
‫با اینکه به اندازۀ خواهرت بااستعداد نیستی

402
00:33:34,971 --> 00:33:37,390
‫ولی به‌عنوان یه شکارچیِ شیطان، کارِت خوب بوده.

403
00:33:38,182 --> 00:33:41,019
‫معجزه‌ست که تا الان نمردی.

404
00:33:43,604 --> 00:33:47,358
‫با اینکه همه‌چیز دنیا کاملاً بی‌معنیه،
‫انقدر احمقی که بازم تلاش می‌کنی!

405
00:33:47,942 --> 00:33:49,944
‫ظرافت انسان‌ها همینه!

406
00:33:49,944 --> 00:33:52,363
‫زیبایی انسان‌ها همینه!

407
00:33:53,364 --> 00:33:56,075
‫لیاقتش رو داری که ببلعمت.

408
00:33:57,118 --> 00:33:59,620
‫بیا تا ابد با هم زندگی کنیم!

409
00:34:02,915 --> 00:34:06,836
‫حرف آخری داری؟ می‌شنوم.

410
00:34:11,549 --> 00:34:14,385
‫برو به جهنم!

411
00:34:19,599 --> 00:34:20,725
‫استاد!

412
00:34:52,256 --> 00:34:54,634
‫اونم باید اینجا باشه.

413
00:34:55,301 --> 00:34:59,555
‫اونم دیر یا زود باید با من روبه‌رو بشه.

414
00:35:06,562 --> 00:35:10,316
‫ما معمولاً ناخودآگاه باور داریم
‫آدمایی که دوستشون داریم،

415
00:35:10,316 --> 00:35:11,984
‫کسایی که برامون عزیزن،

416
00:35:11,984 --> 00:35:14,695
‫فردا و پس‌فردا هم پیشمون هستن.

417
00:35:15,363 --> 00:35:19,283
‫ولی این چیزی جز یه آرزو نیست.

418
00:35:19,283 --> 00:35:21,035
‫تنفس گل!

419
00:35:21,828 --> 00:35:25,581
‫هیچ‌وقت همچین چیزی رو
‫برای کسی تضمین نکردن و قولش رو به کسی ندادن.

420
00:35:25,581 --> 00:35:26,791
‫فرم چهارم:

421
00:35:28,292 --> 00:35:30,336
‫هانانگوروموی زرشکی!

422
00:35:36,592 --> 00:35:39,303
‫نزدیک بود ها.

423
00:35:43,141 --> 00:35:45,434
‫با این حال، نمی‌دونم چرا،

424
00:35:47,019 --> 00:35:52,441
‫ولی خودمون رو قانع می‌کنیم که
‫اونا به زندگی کردن در کنار ما ادامه می‌دن.

425
00:35:55,528 --> 00:36:00,825
‫لطفاً وقتی وسط جذب کردن هستم،
‫سعی نکن من رو زخمی کنی.

426
00:36:09,458 --> 00:36:11,002
‫عه!

427
00:36:11,460 --> 00:36:13,796
‫می‌بینم که گول نمی‌خوری.

428
00:36:14,755 --> 00:36:18,885
‫به‌خاطر اینه که این دختره با دست بهت علامت داد؟

429
00:36:19,468 --> 00:36:22,346
‫در مورد قدرت‌های من بهت گفت؟

430
00:36:22,972 --> 00:36:26,184
‫تحسین‌برانگیزه. فقط یه لحظه بود.

431
00:36:26,184 --> 00:36:30,438
‫با اینکه بی‌فایده بود،
‫داشت تمام تلاشش رو می‌کرد.

432
00:36:33,191 --> 00:36:36,068
‫ولی در هر صورت...

433
00:36:36,652 --> 00:36:40,114
‫امشب شب قشنگیه.

434
00:36:41,490 --> 00:36:46,412
‫عجب غذاهای لذیذی دارن پشت‌سرهم میان.

435
00:36:47,455 --> 00:36:53,002
‫واقعاً چه شب قشنگیه.

436
00:37:07,225 --> 00:37:10,394
‫اونجایی، مگه نه؟ خودت رو نشون بده.

437
00:37:11,103 --> 00:37:13,231
‫می‌دونم اونجایی.

438
00:37:16,275 --> 00:37:21,405
‫وقتی با ارشدت صحبت می‌کنی،
‫مراقب لحن حرف زدنت باش.

439
00:37:22,156 --> 00:37:25,451
‫می‌بینم که یه‌کم پیشرفت کردی.

440
00:37:25,451 --> 00:37:30,331
‫ولی هنوز مثل همیشه لاغرمُردنی هستی.

441
00:37:35,044 --> 00:37:39,340
‫پارسال دوست امسال آشنا، زنیتسو.

442
00:37:41,968 --> 00:37:45,846
‫کایگاکو، حالا که تبدیل به شیطان شدی،

443
00:37:46,389 --> 00:37:49,892
‫دیگه نمی‌تونم به دیدِ ارشدم بهت نگاه کنم.

444
00:38:03,197 --> 00:38:05,908
‫تنفس آب، فرم نهم:

445
00:38:07,493 --> 00:38:09,787
‫جریان آب پاشان، متلاطم!

446
00:38:12,290 --> 00:38:13,541
‫حواست رو جمع کن!

447
00:38:13,541 --> 00:38:14,750
‫باشه!

448
00:38:15,793 --> 00:38:17,670
‫این قلمرو خطرناکه.

449
00:38:18,212 --> 00:38:22,049
‫انگار خود ساختمون‌ها مثل موجودات زنده نبض دارن!

450
00:38:22,633 --> 00:38:25,469
‫دارن سعی می‌کنن من رو از گیو جدا کنن.

451
00:38:26,345 --> 00:38:29,056
‫باید بقیۀ اعضا رو پیدا کنیم

452
00:38:29,056 --> 00:38:31,767
‫و بدون اینکه از هم جدا بشیم، یه‌راست بریم سراغ موزان.

453
00:38:39,442 --> 00:38:43,321
‫گزارش مرگ! کوچو شینوبو کشته شد!

454
00:38:43,821 --> 00:38:48,242
‫توی مبارزه با رده‌بالای دوم کشته شد!

455
00:39:29,408 --> 00:39:30,826
‫اون کاغذه...

456
00:39:30,826 --> 00:39:33,496
‫که روی گردن کلاغه‌ست، چیه؟

457
00:39:33,496 --> 00:39:35,623
‫سرعت خبررسانی‌ش به‌طرز عجیبی بالاست.

458
00:39:40,002 --> 00:39:41,921
‫شینوبو مُرده.

459
00:39:41,921 --> 00:39:44,256
‫نباید از روی ناامیدی سرمون رو بندازیم پایین.

460
00:39:44,256 --> 00:39:46,842
‫به این فکر کنید که قدم بعدی چیه.

461
00:39:47,426 --> 00:39:48,552
‫چشم.

462
00:39:50,888 --> 00:39:54,642
‫وضعیت هاشیراها و بقیۀ اعضا چطوره؟

463
00:39:56,018 --> 00:39:59,814
‫در مرکز لایه‌های چهلم عمودی و دوازدهم افقی،

464
00:40:01,524 --> 00:40:06,445
‫نیروهای ما در حال حاضر درگیر مبارزه
‫با بیشتر از ده‌تا شیطان هستن.

465
00:40:13,160 --> 00:40:17,456
‫و اون‌طرف دیوار،
‫بیشتر از سی‌تا شیطان دیگه دارن نزدیک می‌شن.

466
00:40:23,879 --> 00:40:28,509
‫چشم‌های یوشیرو می‌تونن
‫هنر خون شیطان رو ببینن.

467
00:40:28,509 --> 00:40:31,804
‫تکنیک‌هایی که برای چشم انسان نامرئی هستن.

468
00:40:32,805 --> 00:40:34,682
‫این نورها که شدت‌هاشون متفاوته

469
00:40:34,682 --> 00:40:38,394
‫احتمالاً نشون‌دهندۀ قدرت هر هنر خون شیطانه.

470
00:40:39,186 --> 00:40:42,314
‫این ساختمون‌هایی که حرکت می‌کنن
‫و مثل یه موجود زنده نبض و ضربان دارن...

471
00:40:42,314 --> 00:40:45,443
‫اینا هم تجلی همون تکنیک هستن.

472
00:40:45,985 --> 00:40:48,446
‫و به‌صورت بی‌پایانی ادامه داره.

473
00:40:51,365 --> 00:40:53,325
‫چه قدرت فوق‌العاده‌ای.

474
00:40:54,577 --> 00:40:58,581
‫این قلعۀ شیطانی می‌تونه تا بی‌نهایت گسترش پیدا کنه.

475
00:41:02,251 --> 00:41:06,505
‫ما به قلعه‌ای کشیده شدیم
‫که توش بی‌نهایت شیطان وجود داره.

476
00:41:10,676 --> 00:41:14,305
‫ولی ما بدون برنامه‌ریزی به اینجا کشیده نشدیم.

477
00:41:14,847 --> 00:41:18,642
‫پدر با دقت برای امروز، آماده شده بود.

478
00:41:19,435 --> 00:41:21,687
‫با استفاده از گیومی به‌عنوان نقطۀ اتکا،

479
00:41:21,687 --> 00:41:25,316
‫هاشیراها رو طوری چید که بتونن هر لحظه حمله کنن.

480
00:41:25,316 --> 00:41:28,402
‫به کلاغ‌های کاسوگای وظیفه داد
‫تا اعضای پراکنده رو به هم مرتبط کنن،

481
00:41:28,402 --> 00:41:31,906
‫تا نقاط جداافتاده رو تبدیل به خط کنن،
‫و منتظر لحظۀ مناسب موند.

482
00:41:33,199 --> 00:41:36,619
‫با کمک خانم تامایو و یوشیرو،

483
00:41:36,619 --> 00:41:41,373
‫پدر و مادرمون، همراه با خواهرهامون،

484
00:41:41,373 --> 00:41:46,754
‫جونشون رو فدا کردن تا این نقشه تکمیل بشه.

485
00:41:49,965 --> 00:41:53,511
‫ما حق نداریم توی این نبرد شکست بخوریم.

486
00:41:59,808 --> 00:42:05,022
‫پنج نیروی عظیم
‫داره توی این فضای وسیع، ساطع می‌شه

487
00:42:05,022 --> 00:42:07,691
‫جوری که انگار دارن قدرتشون رو به رخ می‌کشن.

488
00:42:07,691 --> 00:42:09,985
‫اینا باید رده‌بالاها باشن.

489
00:42:10,736 --> 00:42:14,782
‫یکی‌شون دقیقاً همون‌جاست
‫که آخرین بار شینوبو اونجا دیده شد.

490
00:42:15,282 --> 00:42:16,408
‫یه رده‌بالا!

491
00:42:16,408 --> 00:42:19,787
‫آگاتسوما با رده‌بالای ششم روبه‌رو شده!

492
00:42:19,787 --> 00:42:20,913
‫رده‌بالا؟!

493
00:42:20,913 --> 00:42:22,540
‫عضو دیگه‌ای هم پیشش هست؟

494
00:42:22,540 --> 00:42:25,251
‫نه نیست. آگاتسوما اونجا تنهاست.

495
00:42:25,251 --> 00:42:27,962
‫عضو ردۀ «هینوئه»
‫به تنهایی حریف یه رده‌بالا نمی‌شه.

496
00:42:27,962 --> 00:42:29,463
‫فوراً نیروی کمکی بفرستید!

497
00:42:36,095 --> 00:42:38,305
‫ذره‌ای عوض نشدی.

498
00:42:38,305 --> 00:42:43,143
‫کوچیک و رقت‌انگیزی.
‫هنوز مثل همیشه ضعیفی.

499
00:42:43,644 --> 00:42:45,813
‫هدفت این نیست که هاشیرا بشی؟

500
00:42:46,313 --> 00:42:48,816
‫ببینم، زنیتسو...

501
00:42:49,650 --> 00:42:53,821
‫می‌تونی از فرم‌های دیگه‌ای به‌جز فرم اول استفاده کنی؟

502
00:42:54,780 --> 00:42:58,617
‫از اینکه گذاشتنت تهِ لیست رده‌بالاها
‫و فقط یه جایگاه خالی رو پر کردی،

503
00:42:58,617 --> 00:43:00,869
‫خیلی خوشحال به نظر می‌رسی.

504
00:43:01,954 --> 00:43:03,497
‫عه؟

505
00:43:04,623 --> 00:43:07,751
‫حالا دیگه زبون‌درازی می‌کنی، ها؟

506
00:43:08,335 --> 00:43:11,171
‫چرا تبدیل به یه شیطان شدی؟

507
00:43:12,214 --> 00:43:13,424
‫تو که...

508
00:43:13,424 --> 00:43:15,801
‫چرا باید جانشین «تنفس برق»،

509
00:43:15,801 --> 00:43:17,344
‫یه شیطان کوفتی بشه؟!

510
00:43:18,596 --> 00:43:19,763
‫ها؟

511
00:43:20,055 --> 00:43:22,308
‫به‌خاطر اینکه تو شیطان شدی،

512
00:43:22,308 --> 00:43:23,642
‫پدربزرگ...

513
00:43:25,269 --> 00:43:27,438
‫پدربزرگ هاراگیری کرد!

514
00:43:28,439 --> 00:43:32,401
‫گوش کن! اون تنهایی شکم خودش رو پاره کرد!

515
00:43:33,527 --> 00:43:35,654
‫هیچ‌کس اونجا نبود تا ضربۀ آخر رو بهش بزنه!

516
00:43:36,739 --> 00:43:40,451
‫وقتی شکمت رو پاره می‌کنی
‫و کسی نیست که کار رو سریع تموم کنه،

517
00:43:40,451 --> 00:43:43,287
‫یه مرگ کُند و زجرآور رو تجربه می‌کنی!

518
00:43:43,787 --> 00:43:48,542
‫اون خواست با درد بمیره
‫و خنجر رو توی گلو یا قلب خودش فرو نکرد!

519
00:43:48,542 --> 00:43:52,171
‫همه‌ش هم به‌خاطر این بود که
‫یکی از مبارزانِ تنفس برق، شیطان شد!

520
00:43:53,505 --> 00:43:55,758
‫برام مهم نیست.

521
00:43:55,799 --> 00:43:58,594
‫خب که چی؟

522
00:43:58,594 --> 00:44:02,640
‫باید ناراحت بشم؟ باید اظهار پشیمانی کنم؟

523
00:44:02,640 --> 00:44:07,519
‫کسی که ارزشم رو نمی‌فهمه، برام هیچ اهمیتی نداره.

524
00:44:07,519 --> 00:44:11,315
‫من همیشه و تحت هر شرایطی، طرف کسایی‌ام

525
00:44:11,315 --> 00:44:14,568
‫که عیار من رو می‌شناسن.

526
00:44:16,362 --> 00:44:20,616
‫به دَرَک که اون پیرمرد با درد و زجر مُرده.

527
00:44:20,616 --> 00:44:23,744
‫هر چی نباشه بعد از اون‌همه زحمتی که براش کشیدم،

528
00:44:23,744 --> 00:44:26,038
‫بازم نخواست من رو جانشین خودش کنه،

529
00:44:26,038 --> 00:44:29,667
‫و به‌جاش، میراثش رو مشترکاً با تو
‫در اختیار من گذاشت.

530
00:44:29,667 --> 00:44:31,335
‫پیرمرد عوضی!

531
00:44:32,127 --> 00:44:34,254
‫درسته که قبلاً یه هاشیرا بوده،

532
00:44:34,254 --> 00:44:37,966
‫ولی یه پیرمرد خرفت به هیچ دردم نمی‌خوره.

533
00:44:42,805 --> 00:44:45,933
‫پدربزرگ خرفت نبود.

534
00:44:45,933 --> 00:44:49,019
‫اگه من آشغالم، پس تو تفاله‌ای.

535
00:44:49,478 --> 00:44:51,522
‫من فقط می‌تونم از فرم اول استفاده کنم،

536
00:44:51,522 --> 00:44:54,525
‫تو از همۀ فرم‌ها می‌تونی استفاده کنی به‌جز فرم اول.

537
00:44:55,109 --> 00:44:59,655
‫دلم برای پدربزرگ می‌سوزه که
‫کلاً یه جانشین لایق نداشت!

538
00:44:59,655 --> 00:45:03,826
‫من رو با خودت یکی نکن!

539
00:45:03,826 --> 00:45:06,829
‫تنفس برق، فرم چهارم:

540
00:45:06,829 --> 00:45:08,038
‫رعد دوردست!

541
00:45:16,130 --> 00:45:18,507
‫خیلی کندی، تفاله!

542
00:45:24,054 --> 00:45:25,597
‫زخمی شدم.

543
00:45:25,597 --> 00:45:26,724
‫چقدر فرزه!

544
00:45:26,724 --> 00:45:28,434
‫اون...

545
00:45:28,434 --> 00:45:32,020
‫جوری حرکت می‌کنه که انگار یه آدم دیگه‌ست.

546
00:45:34,148 --> 00:45:36,442
‫اشتباه نمی‌کنم.

547
00:45:46,827 --> 00:45:51,081
‫زانو زدن جلوی کسی که قدرت بی‌همتایی داره،
‫اصلاً خجالت‌آور نیست.

548
00:45:52,124 --> 00:45:55,502
‫مهم اینه که زنده بمونم،
‫بقیه‌ش یه‌جوری درست می‌شه.

549
00:45:57,504 --> 00:46:00,466
‫تا وقتی نَمیرم، شکست نخوردم.

550
00:46:01,133 --> 00:46:04,386
‫حتی اگه صورتم رو به خاک بمالم...

551
00:46:04,386 --> 00:46:06,346
‫حتی اگه خونه‌م رو از دست بدم...

552
00:46:06,346 --> 00:46:08,766
‫حتی اگه آب گل‌آلود بخورم...

553
00:46:08,766 --> 00:46:11,977
‫حتی اگه به‌خاطر دزدی پول، نفرین بشم...

554
00:46:12,644 --> 00:46:16,440
‫تا وقتی که به زندگی کردن ادامه بدم،
‫یه روزی می‌تونم پیروز بشم.

555
00:46:16,440 --> 00:46:18,108
‫برنده می‌شم.

556
00:46:18,108 --> 00:46:21,028
‫من با این باور، زندگی‌م رو ادامه دادم.

557
00:46:22,863 --> 00:46:24,656
‫می‌خوای...

558
00:46:25,532 --> 00:46:28,619
‫برای رسیدن به قدرت بیشتر، تبدیل به شیطان بشی؟

559
00:46:29,328 --> 00:46:32,706
‫اگه اربابم تو رو بپذیره،

560
00:46:32,706 --> 00:46:35,459
‫می‌تونی یکی از ما بشی.

561
00:46:39,713 --> 00:46:45,344
‫هر چی یه شمشیرزن، قوی‌تر باشه،
‫تبدیل شدنش به شیطان بیشتر طول می‌کشه.

562
00:46:46,011 --> 00:46:49,056
‫برای من سه روز طول کشید.

563
00:46:50,057 --> 00:46:53,936
‫کسی که می‌تونه از تکنیک تنفس استفاده کنه،
‫برای تبدیل شدن به شیطان

564
00:46:53,936 --> 00:46:59,149
‫باید مقدار زیادی خون از ارباب بگیره.

565
00:47:00,108 --> 00:47:02,319
‫و هر از گاهی...

566
00:47:02,319 --> 00:47:06,907
‫کسایی هستن که ساختار بدنشون اجازه نمی‌ده شیطان بشن.

567
00:47:07,658 --> 00:47:10,744
‫ولی تو چطور؟

568
00:47:14,748 --> 00:47:16,917
‫باید قدردان این خون باشی.

569
00:47:17,417 --> 00:47:21,672
‫نباید حتی یه قطره‌ش هم هدر بره.

570
00:47:22,464 --> 00:47:24,925
‫اگه هدرش بدی،

571
00:47:24,925 --> 00:47:30,180
‫سر و بدنت باید با چشم‌ گریون از هم خداحافظی کنن.

572
00:47:35,269 --> 00:47:38,814
‫اون ترس باعث شد تا سلول‌های

573
00:47:38,814 --> 00:47:41,900
‫کل بدنم فریاد بزنن و به گریه بیفتن.

574
00:47:46,572 --> 00:47:48,657
‫در مقایسه با اون،

575
00:47:48,657 --> 00:47:52,119
‫این جوجه هیچی نیست.

576
00:47:52,661 --> 00:47:56,331
‫شاید یه‌کم قوی شده باشه، ولی در حد یه رده‌بالا نیست.

577
00:47:57,040 --> 00:48:00,586
‫آگاتسوما زنیتسو آشغالی بیش نیست.

578
00:48:00,586 --> 00:48:03,088
‫همیشه داره عر می‌زنه.

579
00:48:03,088 --> 00:48:05,966
‫یه آدم بی‌لیاقت و بزدل.

580
00:48:05,966 --> 00:48:09,928
‫کمکم کنید! افتادم توی چاله!

581
00:48:09,928 --> 00:48:12,389
‫پام پیچ خورد!

582
00:48:13,015 --> 00:48:18,729
‫و اون پیرمرد عوضی گفت من و این آشغال،
‫با هم جانشین می‌شیم.

583
00:48:19,187 --> 00:48:21,231
‫اینو بگیر، کایگاکو.

584
00:48:21,857 --> 00:48:23,734
‫پدربزرگ!

585
00:48:24,359 --> 00:48:27,237
‫این خیلی بزرگ نیست؟

586
00:48:27,696 --> 00:48:29,489
‫- پدربزرگ، کوچیکش کن.
‫- من و تو مثل همیم؟

587
00:48:29,489 --> 00:48:31,700
‫- غر نزن!
‫- من و تو مثل همیم؟

588
00:48:33,535 --> 00:48:36,204
‫عمراً اگه باشیم!

589
00:48:37,706 --> 00:48:40,417
‫خب معلومه که باید می‌مُرد!

590
00:48:40,417 --> 00:48:42,836
‫نه فقط اون، تو هم همین‌طور!

591
00:48:42,836 --> 00:48:45,213
‫جفت‌تون باید گور به گور شید!

592
00:48:46,340 --> 00:48:49,593
‫من فقط می‌تونستم فرم اول رو یاد بگیرم،

593
00:48:50,135 --> 00:48:53,722
‫ولی تو همه فرم‌ها رو یاد گرفتی به‌جز فرم اول.

594
00:48:55,724 --> 00:48:57,768
‫برای همین...

595
00:48:57,768 --> 00:49:03,273
‫پدربزرگ ما رو با هم جانشین‌های تنفس برق کرد.

596
00:49:05,067 --> 00:49:06,735
‫ولی تو...

597
00:49:07,653 --> 00:49:11,573
‫فقط برای اینکه اینو نپذیری، تبدیل به یه شیطان شدی.

598
00:49:14,284 --> 00:49:15,202
‫داره میاد!

599
00:49:15,202 --> 00:49:17,746
‫تنفس برق، فرم دوم:

600
00:49:18,580 --> 00:49:20,082
‫روح برنج!

601
00:49:22,209 --> 00:49:24,836
‫پنج حملۀ پیاپی با یه نفس توی یه چشم‌به‌هم‌زدن.

602
00:49:28,048 --> 00:49:29,883
‫پس آدم هم خوردی!

603
00:49:29,883 --> 00:49:33,095
‫دیگه نمی‌تونی فرق بین درست و غلط رو تشخیص بدی، نه؟!

604
00:49:33,095 --> 00:49:35,639
‫خیلی هم خوب درست رو از غلط تشخیص می‌دم.

605
00:49:37,140 --> 00:49:38,517
‫چیه؟

606
00:49:38,517 --> 00:49:41,603
‫مگه تو سوگلی اون پیرمرد نبودی؟

607
00:49:42,646 --> 00:49:48,318
‫چرا زودتر بهم نشون نمی‌دی
‫اون پیرمرد با اون‌همه لطف و مهربونی چی بهت یاد داده؟

608
00:49:52,155 --> 00:49:53,532
‫یالا!

609
00:49:53,532 --> 00:49:55,659
‫جلوی خودت رو نگیر!

610
00:49:55,659 --> 00:49:58,078
‫با تمام قدرتت بهم حمله کن!

611
00:50:04,251 --> 00:50:05,919
‫تنفس برق،

612
00:50:08,255 --> 00:50:09,715
‫فرم اول:

613
00:50:11,883 --> 00:50:13,593
‫آذرخش و صاعقه.

614
00:50:19,641 --> 00:50:24,771
‫فکر کردی از همچین فرم ساده‌ای
‫که مثل احمق‌ها مستقیم میای سمتم...

615
00:50:24,771 --> 00:50:26,398
‫ضربه می‌خورم؟

616
00:50:28,191 --> 00:50:31,403
‫تنفس برق، فرم سوم:

617
00:50:31,403 --> 00:50:32,988
‫رگبار رعد!

618
00:50:38,618 --> 00:50:41,204
‫یه حملۀ موج‌دارِ در حالِ چرخش!

619
00:50:41,204 --> 00:50:42,706
‫چی شد؟

620
00:50:42,706 --> 00:50:44,958
‫همه‌ش همین بود؟!

621
00:50:46,293 --> 00:50:48,628
‫تنفس برق، فرم اول:

622
00:50:48,628 --> 00:50:50,547
‫آذرخش و صاعقه، هشت‌لایه!

623
00:50:55,135 --> 00:50:56,970
‫فایده نداره!

624
00:50:58,138 --> 00:51:01,308
‫تنفس برق، فرم پنجم:

625
00:51:03,560 --> 00:51:05,145
‫صاعقۀ حرارتی!

626
00:51:06,855 --> 00:51:08,231
‫چطور بود؟

627
00:51:08,857 --> 00:51:12,444
‫این بُرّندگی شمشیر منه که با هنر خون شیطان ترکیب شده.

628
00:51:12,903 --> 00:51:17,741
‫یه حمله بُرّنده که پوست و گوشتت رو
‫می‌شکافه و می‌سوزونه.

629
00:51:18,450 --> 00:51:22,204
‫درست و غلط چیه؟ درست یعنی اونایی که
‫من رو درست ارزیابی می‌کنن و ارزشم رو می‌دونن.

630
00:51:22,746 --> 00:51:25,957
‫غلط هم یعنی اونایی که من رو دست‌کم می‌گیرن.

631
00:51:26,583 --> 00:51:30,003
‫حالا فهمیدی؟ این قدرت منه!

632
00:51:30,545 --> 00:51:32,881
‫منی که تبدیل به یه شیطان شده!

633
00:51:33,381 --> 00:51:35,550
‫چه یه لایه باشه چه هشت‌لایه،

634
00:51:35,550 --> 00:51:38,470
‫اگه تنها کاری که می‌تونی بکنی همینه،
‫پس جانشین اعلام کردنت...

635
00:51:38,470 --> 00:51:40,514
‫یه اشتباه بزرگ بود!

636
00:51:47,562 --> 00:51:51,733
‫پس جوابت اینه، ها؟

637
00:51:53,235 --> 00:51:55,278
‫می‌دونستم.

638
00:51:55,278 --> 00:51:57,030
‫می‌دونستم، ولی بازم...

639
00:52:02,160 --> 00:52:06,373
‫زنیتسو، عمرت به سر رسیده!

640
00:52:06,373 --> 00:52:08,375
‫تنفس برق،

641
00:52:09,459 --> 00:52:10,961
‫فرم ششم:

642
00:52:19,803 --> 00:52:22,305
‫غرش و صاعقه!

643
00:52:22,305 --> 00:52:26,226
‫ضربه‌هایی که خوردی به شکافتن بدنت ادامه می‌دن!

644
00:52:26,226 --> 00:52:30,230
‫قدرت من رو توی چشم‌ها و گوشتت حک کن!

645
00:52:30,230 --> 00:52:33,733
‫من شیطان شدم و از تنفس برق فراتر رفتم!

646
00:52:37,821 --> 00:52:41,449
‫من خیلی خاصم! با تو فرق دارم!

647
00:52:41,449 --> 00:52:44,202
‫با همه‌تون فرق دارم!

648
00:52:44,661 --> 00:52:48,206
‫حالا معلوم شد
‫که پیرمرد دربارۀ تو کاملاً اشتباه می‌کرده!

649
00:52:52,544 --> 00:52:55,172
‫از کایگاکو یاد بگیرید!

650
00:52:55,714 --> 00:52:58,925
‫مثل ارشدتون باشید!

651
00:52:59,342 --> 00:53:01,219
‫توی تنفس برق،

652
00:53:01,219 --> 00:53:04,055
‫فرم اول پایه و اساس همۀ فرم‌هاست، مگه نه؟

653
00:53:04,055 --> 00:53:06,725
‫اگه نتونی از فرم اول استفاده کنی، در نهایت...

654
00:53:06,725 --> 00:53:09,144
‫می‌دونی دیگه؟

655
00:53:09,144 --> 00:53:13,023
‫حتی اگه بتونی از فرم‌های دیگه استفاده کنی،
‫ارزش خاصی نداره.

656
00:53:13,023 --> 00:53:17,152
‫با این حال، اون کایگاکو خیلی مغروره.

657
00:53:17,152 --> 00:53:19,654
‫اون نمی‌تونه هاشیرا بشه.

658
00:53:19,654 --> 00:53:21,781
‫احتمالاً به‌زودی هم می‌میره.

659
00:53:22,866 --> 00:53:24,826
‫برای چی می‌زنی؟

660
00:53:26,411 --> 00:53:29,247
‫شنیدم یه عضو رده‌بالاتر رو زدی.

661
00:53:29,873 --> 00:53:32,209
‫دردسر درست نکن، آشغال!

662
00:53:32,792 --> 00:53:36,379
‫واقعاً مایۀ ننگه که یکی مثل تو رو اینجا داریم.

663
00:53:38,840 --> 00:53:43,553
‫کاملاً می‌تونم درک کنم که کایگاکو از من متنفره.

664
00:53:43,553 --> 00:53:46,056
‫هر چی نباشه، منم ازش متنفرم.

665
00:53:47,182 --> 00:53:51,061
‫ولی من از صمیم قلب بهت احترام می‌ذاشتم.

666
00:53:51,770 --> 00:53:54,981
‫تو حسابی تلاش می‌کردی و واقعاً متعهد بودی.

667
00:53:55,607 --> 00:53:59,694
‫همیشه ازت الگو می‌گرفتم.

668
00:54:00,528 --> 00:54:03,490
‫تو خاص بودی.

669
00:54:04,532 --> 00:54:08,828
‫برای من و پدربزرگ،
‫خاص و مهم بودی.

670
00:54:09,829 --> 00:54:13,375
‫ولی این برات کافی نبود.

671
00:54:13,959 --> 00:54:18,797
‫همیشه حس می‌کردم که از درون، ناراضی هستی.

672
00:54:21,007 --> 00:54:25,720
‫جعبۀ شادی توی قلبت سوراخه.

673
00:54:27,138 --> 00:54:29,683
‫و شادی‌های درونش مدام داره می‌ریزه بیرون.

674
00:54:31,184 --> 00:54:34,104
‫اگه اون سوراخ رو پیدا نکنی و نبندیش،

675
00:54:34,104 --> 00:54:35,981
‫هیچ‌وقت راضی نمی‌شی.

676
00:54:38,692 --> 00:54:41,736
‫پدربزرگ، شرمنده‌ام.

677
00:54:42,779 --> 00:54:44,447
‫راه ما...

678
00:54:45,907 --> 00:54:47,200
‫از هم جدا شده.

679
00:54:58,837 --> 00:55:00,672
‫هنوز جون براش مونده؟

680
00:55:10,682 --> 00:55:12,183
‫چه خبره؟

681
00:55:19,983 --> 00:55:23,320
‫من رو ببخش، ارشد.

682
00:55:43,048 --> 00:55:46,259
‫تنفس برق، فرم هفتم:

683
00:55:49,679 --> 00:55:51,639
‫هونویکازوچی نو کامی.

684
00:55:59,147 --> 00:56:02,901
‫من... نتونستم ببینمش.

685
00:56:02,901 --> 00:56:05,445
‫اون چه تکنیکی بود؟

686
00:56:05,945 --> 00:56:07,572
‫خیلی سریع بود.

687
00:56:07,572 --> 00:56:09,240
‫من اون فرم رو نمی‌شناسم.

688
00:56:09,240 --> 00:56:10,867
‫از چی استفاده کرد؟!

689
00:56:11,409 --> 00:56:14,037
‫لعنتی! گندش بزنن!

690
00:56:14,037 --> 00:56:16,998
‫می‌دونستم! اون پیرمرد به تو بیشتر توجه داشت!

691
00:56:16,998 --> 00:56:20,377
‫فقط به تو یاد داد،
‫به من یاد نداد!

692
00:56:20,377 --> 00:56:21,836
‫اشتباه می‌کنی.

693
00:56:24,172 --> 00:56:26,758
‫پدربزرگ همچین آدمی نبود.

694
00:56:27,717 --> 00:56:30,345
‫این فرم خودمه.

695
00:56:30,970 --> 00:56:33,932
‫فرمی که خودم ساختمش.

696
00:56:34,933 --> 00:56:36,309
‫با این تکنیک...

697
00:56:37,185 --> 00:56:42,232
‫آرزو داشتم یه روزی بتونم کنارت بجنگم.

698
00:56:45,902 --> 00:56:48,154
‫گفت فرم هفتم؟

699
00:56:48,905 --> 00:56:52,325
‫از تنفس برق، که فقط شش‌تا فرم داره،

700
00:56:52,325 --> 00:56:54,536
‫یه فرم هفتم ساخته؟

701
00:56:55,537 --> 00:56:57,038
‫اون ساخته؟

702
00:56:57,038 --> 00:56:59,416
‫همون پسری که فقط می‌تونه از فرم اول استفاده کنه؟

703
00:57:00,583 --> 00:57:03,545
‫همونی که یه آشغال عوضی بود که
‫همیشه از من پایین‌تر بود؟

704
00:57:05,130 --> 00:57:07,924
‫غیرقابل تحمله! غیرقابل تحمله!

705
00:57:07,924 --> 00:57:10,718
‫نمی‌تونم اینو بپذیرم!

706
00:57:10,718 --> 00:57:14,556
‫چطور ممکنه از یکی مثل اون شکست بخورم؟

707
00:57:15,515 --> 00:57:18,101
‫حس می‌کنم دارم دیوونه می‌شم.

708
00:57:19,686 --> 00:57:20,854
‫صبر کن ببینم.

709
00:57:21,771 --> 00:57:23,815
‫نه، من شکست نخوردم.

710
00:57:23,815 --> 00:57:26,192
‫اون آشغال به‌خاطر سقوط می‌میره.

711
00:57:26,192 --> 00:57:29,070
‫شرط می‌بندم دیگه جونی براش نمونده.

712
00:57:29,737 --> 00:57:32,157
‫اونم با من می‌میره.

713
00:57:33,783 --> 00:57:38,455
‫کسی که هیچ‌وقت چیزی به بقیه نمی‌ده،
‫نمی‌تونه چیزی هم ازشون بگیره.

714
00:57:39,956 --> 00:57:44,794
‫در نهایت، اینکه فقط خواسته‌هات رو بگی و
‫در عوض کاری نکنی، باعث می‌شه دستت خالی بمونه.

715
00:57:44,794 --> 00:57:47,630
‫چون نمی‌تونی هیچ‌چیزی خلق کنی.

716
00:57:49,257 --> 00:57:52,135
‫چقدر رقت‌انگیزه که تنها بمیری.

717
00:58:14,365 --> 00:58:15,742
‫اینجا کجاست؟

718
00:58:24,042 --> 00:58:25,543
‫پدربزرگ!

719
00:58:28,254 --> 00:58:32,175
‫ببخشید، نتونستم با کایگاکو کنار بیام.

720
00:58:32,175 --> 00:58:36,638
‫بهش نامه می‌نوشتم، ولی هیچ‌وقت جواب نمی‌داد.

721
00:58:37,639 --> 00:58:38,973
‫اگه من نبودم،

722
00:58:38,973 --> 00:58:41,935
‫شاید کایگاکو هم این‌طوری نمی‌شد.

723
00:58:41,935 --> 00:58:44,646
‫واقعاً شرمنده‌ام! من رو ببخشید!

724
00:58:45,146 --> 00:58:47,941
‫ببخشید که نتونستم لطفتون رو جبران کنم!

725
00:58:47,941 --> 00:58:52,695
‫می‌خواستم وقتی هنوز زنده بودین
‫منم یه هاشیرا بشم، ولی...

726
00:58:52,695 --> 00:58:54,155
‫ببخشید!

727
00:58:54,155 --> 00:58:55,907
‫پدربزرگ، شرمنده‌ام!

728
00:58:59,744 --> 00:59:01,871
‫حالا از من متنفرید؟

729
00:59:02,455 --> 00:59:04,874
‫لطفاً یه چیزی بگید، پدربزرگ!

730
00:59:06,543 --> 00:59:08,586
‫لعنتی! این چیه؟

731
00:59:08,586 --> 00:59:10,213
‫دور پاهام پیچیده.

732
00:59:11,548 --> 00:59:14,509
‫پدربزرگ، من... من...

733
00:59:16,844 --> 00:59:18,596
‫لعنتی!

734
00:59:20,473 --> 00:59:22,141
‫زنیتسو.

735
00:59:29,691 --> 00:59:33,653
‫تو مایۀ افتخار و خوشحالیِ منی.

736
00:59:56,718 --> 00:59:59,304
‫حالش چطوره؟ می‌شه نجاتش داد؟

737
00:59:59,304 --> 01:00:02,432
‫من می‌شناسمش! یه کاری بکن!

738
01:00:02,432 --> 01:00:04,183
‫التماست می‌کنم!

739
01:00:04,183 --> 01:00:06,477
‫فقط دهنت رو ببند، موراتا.

740
01:00:06,477 --> 01:00:09,147
‫تو فقط سر بارِ بقیه‌ای.

741
01:00:09,147 --> 01:00:12,025
‫حواست به اطرافمون باشه تا بهمون حمله نشه.

742
01:00:13,401 --> 01:00:15,570
‫هی! رتبه‌ت چنده؟!

743
01:00:15,570 --> 01:00:18,114
‫اگه پایین‌تر باشی نمی‌بخشمت!

744
01:00:18,698 --> 01:00:22,160
‫من یه شیطانم، رتبه کیلویی چنده؟

745
01:00:23,036 --> 01:00:24,871
‫یه بندآورندۀ خون شیطانی بهش زدم،

746
01:00:24,871 --> 01:00:29,626
‫ولی اگه این ترک‌های روی صورتش بیشتر بشن،
‫تا خودِ چشماش رو می‌شکافن.

747
01:00:30,376 --> 01:00:31,919
‫صدام رو می‌شنوی؟

748
01:00:36,132 --> 01:00:38,885
‫کسی رو که همین‌جوریشم حالش بده نترسون!

749
01:00:38,885 --> 01:00:42,221
‫از منعقدکننده هم استفاده کردم، ولی خون‌ریزی بند نمیاد.

750
01:00:42,221 --> 01:00:43,514
‫این حرف رو نزن!

751
01:00:43,514 --> 01:00:45,600
‫حالت خوب می‌شه! تو نجات پیدا می‌کنی!

752
01:00:45,600 --> 01:00:47,393
‫نمی‌ذاریم بمیری!

753
01:00:47,393 --> 01:00:48,478
‫طاقت بیار، آگاتسوما!

754
01:00:48,478 --> 01:00:50,146
‫طاقت بیار! طاقت بیار!

755
01:00:50,855 --> 01:00:56,944
‫رده‌بالایی که باهاش جنگیدی
‫هنوز به تکنیک‌ها و قابلیت‌هاش مسلط نشده بود.

756
01:00:56,944 --> 01:00:59,197
‫عجب آدم خوش‌شانسی هستی.

757
01:00:59,739 --> 01:01:02,992
‫اگه یک سال دیگه باهاش می‌جنگیدی، درجا کشته می‌شدی.

758
01:01:05,036 --> 01:01:09,207
‫دیگه این حرف‌های ناامیدکننده رو نزن!

759
01:01:15,713 --> 01:01:18,675
‫من که حرف بدی نزدم.

760
01:01:20,968 --> 01:01:22,220
‫چیه؟

761
01:01:22,428 --> 01:01:25,264
‫این سروصداهای تو
‫باعث شد یه شیطان بیاد سراغمون.

762
01:01:26,933 --> 01:01:28,601
‫تو براش بهترین هدفی.

763
01:01:30,103 --> 01:01:32,188
‫آهای! یوشیرو بودی، آره؟

764
01:01:32,188 --> 01:01:34,107
‫آگاتسوما رو به تو می‌سپرم!

765
01:01:34,107 --> 01:01:35,692
‫حمله!

766
01:01:38,528 --> 01:01:40,988
‫ارشد جان، زود باش شکستش بده.

767
01:01:40,988 --> 01:01:43,366
‫تیکه میندازی؟ بعداً حالتو می‌گیرم!

768
01:01:43,366 --> 01:01:44,409
‫لعنتی!

769
01:01:46,285 --> 01:01:48,705
‫تنفس آب، فرم دوم:

770
01:01:48,705 --> 01:01:50,081
‫چرخ آب!

771
01:01:50,081 --> 01:01:51,749
‫بگیر که اومد!

772
01:01:53,167 --> 01:01:56,421
‫من می‌رم دور می‌زنم! شما اون‌طرف رو پوشش بدید!

773
01:02:13,146 --> 01:02:16,315
‫خیلی بَده. اونا با هم روبه‌رو می‌شن.

774
01:02:19,527 --> 01:02:22,155
‫به هیچ رده‌بالایی برنمی‌خوریم.

775
01:02:22,155 --> 01:02:24,866
‫هنوز خیلی راه مونده تا برسیم به موزان؟

776
01:02:24,866 --> 01:02:26,868
‫حال بقیه خوبه؟

777
01:02:29,871 --> 01:02:31,539
‫شینوبو...

778
01:02:32,415 --> 01:02:34,417
‫حتماً پیروز می‌شیم.

779
01:02:34,417 --> 01:02:37,336
‫همه‌مون پیروز می‌شیم.

780
01:02:40,173 --> 01:02:41,674
‫این لرزش چیه؟

781
01:02:42,508 --> 01:02:43,760
‫گیو!

782
01:02:43,760 --> 01:02:45,178
‫وایستا!

783
01:02:45,178 --> 01:02:46,554
‫آروم باش.

784
01:02:48,473 --> 01:02:50,767
‫هنوز کسی داره می‌جنگه؟

785
01:02:50,767 --> 01:02:52,935
‫قراره دوباره کسی بمیره؟

786
01:02:58,608 --> 01:03:01,027
‫نه، موضوع این نیست.

787
01:03:01,027 --> 01:03:03,070
‫داره میاد این‌طرف؟

788
01:03:05,698 --> 01:03:08,242
‫این بو برام آشناست.

789
01:03:16,667 --> 01:03:17,502
‫بالاست!

790
01:03:17,502 --> 01:03:18,461
‫تانجیرو، برو عقب!

791
01:03:23,174 --> 01:03:25,259
‫مشتاق دیدار!

792
01:03:26,886 --> 01:03:33,100
‫تعجب می‌کنم که موجود ضعیفی مثل تو
‫هنوز زنده‌ست.

793
01:03:34,393 --> 01:03:37,271
‫کامادو تانجیرو!

794
01:03:39,398 --> 01:03:42,318
‫آکازا!

795
01:04:14,934 --> 01:04:19,981
‫به احتمال زیاد، توی این پیلۀ گوشتی،

796
01:04:19,981 --> 01:04:24,193
‫داره اون دارویی که
‫شیطان‌ها رو دوباره به انسان تبدیل می‌کنه، تجزیه می‌کنه.

797
01:04:24,819 --> 01:04:26,821
‫کیبوتسوجی موزان...

798
01:04:26,821 --> 01:04:31,242
‫هر جور شده باید تو رو نابود کنیم.

799
01:04:32,243 --> 01:04:35,830
‫ولی با این حال، هر کاری هم بکنم...

800
01:04:43,838 --> 01:04:47,341
‫آخرش منم جذب می‌شم.

801
01:04:48,175 --> 01:04:52,471
‫لطفاً... یه نفر زودتر بیاد.

802
01:04:53,472 --> 01:04:54,891
‫خواهش می‌کنم...

803
01:05:09,280 --> 01:05:11,490
‫طبق تئوری پدر،

804
01:05:11,490 --> 01:05:14,660
‫اگه موزان بمیره، بقیۀ شیطان‌ها هم نابود می‌شن.

805
01:05:16,245 --> 01:05:19,999
‫این یعنی کیبوتسوجی موزان هنوز زنده‌ست.

806
01:05:21,584 --> 01:05:25,963
‫احتمالاً قدرتش رو خانم تامایو مهار کرده.

807
01:05:26,964 --> 01:05:29,091
‫چون‌که سرکوب شده...

808
01:05:29,091 --> 01:05:31,719
‫به دیدِ یوشیرو واکنشی نشون نمی‌ده.

809
01:05:32,762 --> 01:05:35,973
‫قبل از اینکه قدرتش برگرده،

810
01:05:35,973 --> 01:05:38,434
‫هر طور شده باید شکستش بدیم.

811
01:05:40,394 --> 01:05:45,858
‫ولی بازم، توی این قلعۀ بی‌نهایت...

812
01:05:46,359 --> 01:05:50,488
‫واقعاً می‌تونیم کیبوتسوجی موزان رو پیدا کنیم؟

813
01:05:55,826 --> 01:06:00,623
‫نیازی به عجله نیست.
‫دارید خوب پیش می‌رید.

814
01:06:02,667 --> 01:06:05,795
‫بالأخره سر و کله‌ش پیدا می‌شه.

815
01:06:06,545 --> 01:06:09,090
‫اینکه اومده پیش من،
‫حرفم رو ثابت می‌کنه.

816
01:06:11,342 --> 01:06:15,972
‫کیبوتسوجی موزان همین‌جوریه.

817
01:06:21,519 --> 01:06:23,729
‫متوجهم، پدر.

818
01:06:24,313 --> 01:06:26,482
‫حتماً تا آخرش ادامه می‌دم.

819
01:06:28,484 --> 01:06:31,988
‫تا وقتی اعضامون جون و قوای جنگیدن دارن...

820
01:06:31,988 --> 01:06:34,240
‫باید پیداش کنیم و کارش رو تموم کنیم.

821
01:06:45,418 --> 01:06:47,086
‫سپرشون بشید!

822
01:06:47,086 --> 01:06:48,337
‫ما خط رو نگه می‌داریم

823
01:06:48,337 --> 01:06:52,049
‫و نمی‌ذاریم هاشیراها خسته بشن!

824
01:06:52,049 --> 01:06:52,925
‫برید!

825
01:06:52,925 --> 01:06:54,468
‫لطفاً به جلو حرکت کنید!

826
01:06:55,011 --> 01:06:57,179
‫هاشیرای سنگ، زود باشید برید!

827
01:06:57,179 --> 01:06:58,264
‫شماها...

828
01:07:06,772 --> 01:07:09,275
‫لطفاً کیبوتسوجی رو برامون شکست بدید!

829
01:07:09,275 --> 01:07:10,776
‫ما روی شما حساب کردیم!

830
01:07:11,402 --> 01:07:13,029
‫متوجه شدم.

831
01:07:13,029 --> 01:07:15,656
‫اینجا رو به شما می‌سپرم.

832
01:07:15,656 --> 01:07:16,991
‫توکیتو!

833
01:07:18,534 --> 01:07:22,788
‫وقتشه هر چی توی تمرینات هاشیرا یاد گرفتیم رو نشون بدیم!

834
01:07:31,130 --> 01:07:33,507
‫از همه‌تون ممنونم.

835
01:07:34,133 --> 01:07:37,970
‫پدر، همه دارن تمام تلاش‌شون رو می‌کنن.

836
01:07:37,970 --> 01:07:42,933
‫[تأیید شد که چند نفر مجروح شده‌اند.]
‫[شیطان‌ها هم همچنان حضور دارند.]

837
01:07:48,355 --> 01:07:49,982
‫گریه نکن.

838
01:07:50,566 --> 01:07:52,526
‫نباید دست از کار بکشی.

839
01:07:53,110 --> 01:07:55,362
‫ما شکست نمی‌خوریم.

840
01:07:57,156 --> 01:07:58,282
‫چشم.

841
01:08:01,494 --> 01:08:04,747
‫ارباب «کریا» واقعاً تحسین‌برانگیزه.

842
01:08:05,915 --> 01:08:09,335
‫با اینکه داغِ از دست دادنِ پدرش هنوز تازه‌ست،

843
01:08:09,335 --> 01:08:11,504
‫فرماندهی دسته رو به عهده گرفته

844
01:08:12,254 --> 01:08:15,674
‫و مصممه تا وظیفه‌ش رو انجام بده.

845
01:08:17,051 --> 01:08:19,762
‫تو هم موافقی، رنگوکو؟

846
01:08:21,013 --> 01:08:22,598
‫درست می‌گی.

847
01:08:24,225 --> 01:08:30,231
‫اگه بچه‌های به این کوچیکی همچین شجاعتی دارن،
‫منم جونم رو برای محافظت ازشون می‌ذارم،

848
01:08:31,232 --> 01:08:33,776
‫همون‌طور که کیوجورو این کار رو کرد

849
01:08:33,776 --> 01:08:39,490
‫تا مایۀ ننگِ خاندانِ رنگوکو نشم!

850
01:08:52,503 --> 01:08:55,464
‫به نظر میاد داره زجر می‌کشه.

851
01:08:56,799 --> 01:08:59,051
‫همون‌طور که بهم گفته شده بود،
‫از دارویی استفاده کردم

852
01:08:59,093 --> 01:09:03,681
‫که تامایو، شیطانی که
‫با ارباب همکاری می‌کرد، داده بود،

853
01:09:03,722 --> 01:09:05,432
‫ولی...

854
01:09:07,059 --> 01:09:12,815
‫نزوکو واقعاً دوباره انسان می‌شه؟

855
01:09:13,399 --> 01:09:16,402
‫اگه نزوکو دوباره انسان بشه،

856
01:09:16,402 --> 01:09:19,780
‫کل نقشه‌های موزان خراب می‌شه.

857
01:09:19,780 --> 01:09:21,824
‫اون‌همه تلاشش توی این هزار و چند سال...

858
01:09:21,824 --> 01:09:26,287
‫و آرزوش برای رسیدن به یه فرم بی‌نقص از بین می‌ره.

859
01:09:26,287 --> 01:09:31,208
‫دوباره باید از اول
‫برای غلبه بر نور خورشید تلاش کنه.

860
01:09:33,169 --> 01:09:36,714
‫تنها شیطانی که توی این سال‌ها

861
01:09:36,714 --> 01:09:39,466
‫و در تمام این قرن‌ها

862
01:09:39,466 --> 01:09:42,344
‫با نور خورشید نسوخته، نزوکوئه.

863
01:09:57,818 --> 01:10:03,240
‫کلمۀ «مرحلۀ آخر» مدام میاد توی ذهنم.

864
01:10:06,535 --> 01:10:12,082
‫هر بار که بهش فکر می‌کنم، از درون می‌لرزم
‫و قلبم تندتر می‌زنه.

865
01:10:12,958 --> 01:10:17,421
‫این نبرد طولانی شاید بالأخره امشب تموم بشه.

866
01:10:18,214 --> 01:10:23,052
‫باورم نمی‌شه هنوز زنده‌ام و شاهدش هستم.

867
01:10:24,136 --> 01:10:25,721
‫تانجیرو...

868
01:10:25,721 --> 01:10:26,889
‫وقتی بهش فکر می‌کنم،

869
01:10:26,889 --> 01:10:30,809
‫از وقتی خواهرت رو که تبدیل به یه شیطان شده بود آوردی،

870
01:10:31,435 --> 01:10:37,399
‫حس می‌کردم چرخ‌دنده‌های بزرگی دارن می‌چرخن.

871
01:10:38,859 --> 01:10:45,074
‫اگه هر چیزی که تا الان با جنگ و مبارزه به دست اومده
‫یه ماشین بزرگ باشه،

872
01:10:45,699 --> 01:10:51,747
‫پس وقتی دوتا چرخ‌دندۀ کوچیک،
‫یعنی تو و نزوکو سر جاشون قرار گرفتن،

873
01:10:52,373 --> 01:10:57,711
‫وضعیتی که یه زمان متوقف شده بود،
‫یهو شروع کرد به حرکت و تغییر.

874
01:11:00,881 --> 01:11:03,384
‫خودتو نباز، نزوکو.

875
01:11:04,802 --> 01:11:07,471
‫خودتو نباز، تانجیرو.

876
01:11:08,514 --> 01:11:11,642
‫شما نباید شکست بخورید.

877
01:11:12,101 --> 01:11:13,477
‫هینوکامی کاگورا:

878
01:11:13,978 --> 01:11:15,187
‫چرخ آتشین!

879
01:11:18,023 --> 01:11:19,692
‫یالا! یالا! یالا!

880
01:11:19,692 --> 01:11:22,236
‫اگه نتونم دستش رو بِبُرم، پس نمی‌تونم سرش رو هم بزنم.

881
01:11:28,951 --> 01:11:30,202
‫موفق شدم.

882
01:11:30,411 --> 01:11:31,996
‫حمله‌ش رو هم جاخالی دادم.

883
01:11:31,996 --> 01:11:34,498
‫این یعنی می‌تونم باهاش بجنگم.

884
01:11:34,498 --> 01:11:37,793
‫نتونستم گردنش رو هدف بگیرم، ولی دفعۀ بعد...

885
01:11:38,961 --> 01:11:40,546
‫هینوکامی کاگورا:

886
01:11:40,546 --> 01:11:41,880
‫رنگین‌کمان کاذب.

887
01:11:57,021 --> 01:11:58,605
‫تانجیرو...

888
01:11:58,605 --> 01:12:01,442
‫تکنیک‌هات رو تا حد فوق‌العاده‌ای تقویت کردی.

889
01:12:02,735 --> 01:12:07,489
‫اغراق نیست اگه بگم قدرتت در حد یه هاشیراست.

890
01:12:08,073 --> 01:12:11,410
‫جلوی رده‌بالای سوم داری خیلی خوب می‌جنگی.

891
01:12:17,499 --> 01:12:21,378
‫توی اون روز برفی، غرق در ناامیدی بودی،

892
01:12:21,920 --> 01:12:28,093
‫سرت رو پایین انداخته بودی، در حالی که چیزی
‫جز اشک و التماس برای جون خواهرت برات نمونده بود.

893
01:12:36,018 --> 01:12:38,187
‫ولی الان می‌تونی بجنگی.

894
01:12:39,313 --> 01:12:44,401
‫پس نه جونت رو از دست می‌دی نه عزت‌نفست رو.

895
01:12:46,236 --> 01:12:49,031
‫«این پسر ضعیف نیست.»

896
01:12:49,031 --> 01:12:51,241
‫«بهش توهین نکن.»

897
01:12:51,241 --> 01:12:55,329
‫حالا اعتراف می‌کنم حرف‌های کیوجورو حقیقت داشت.

898
01:12:55,788 --> 01:12:58,499
‫تو قطعاً ضعیف نبودی.

899
01:12:58,499 --> 01:13:00,417
‫برات احترام قائلم.

900
01:13:04,004 --> 01:13:06,256
‫پیاده‌سازی تکنیک.

901
01:13:10,844 --> 01:13:13,430
‫شروع کنیم؟

902
01:13:14,139 --> 01:13:16,308
‫وقتشه یه‌کم تفریح کنیم.

903
01:14:02,646 --> 01:14:05,899
‫تنفس آب، فرم سوم:

904
01:14:05,899 --> 01:14:07,568
‫رقص روان!

905
01:14:08,402 --> 01:14:10,404
‫پس تو هاشیرای آب هستی.

906
01:14:10,404 --> 01:14:12,322
‫عالیه!

907
01:14:12,322 --> 01:14:14,992
‫پنجاه سالی می‌شه که با امثال تو روبه‌رو نشدم.

908
01:14:23,041 --> 01:14:25,878
‫مرگ ویرانگر، آشوب!

909
01:14:28,088 --> 01:14:30,924
‫تنفس آب، فرم یازدهم:

910
01:14:31,800 --> 01:14:33,218
‫آرامش مرگبار.

911
01:14:38,140 --> 01:14:40,767
‫تا حالا اون تکنیک رو ندیده بودم.

912
01:14:40,767 --> 01:14:45,772
‫آخرین هاشیرای آبی که کشتم، ازش استفاده نکرد.

913
01:14:45,772 --> 01:14:48,859
‫هینوکامی کاگورا: خورشید خروشان!

914
01:14:51,153 --> 01:14:52,321
‫غیبش زد؟

915
01:14:53,113 --> 01:14:54,364
‫پشتمه!

916
01:14:54,364 --> 01:14:56,366
‫هینوکامی کاگورا: رنگین‌کمانِ کاذ...

917
01:14:57,284 --> 01:15:00,204
‫تنفس آب، فرم دوم:

918
01:15:00,204 --> 01:15:01,622
‫چرخ آب.

919
01:15:13,967 --> 01:15:15,511
‫هینوکامی کاگورا:

920
01:15:16,803 --> 01:15:18,222
‫رقص شعله!

921
01:15:18,222 --> 01:15:20,516
‫مرگ ویرانگر، نوع پا:

922
01:15:20,516 --> 01:15:22,643
‫تاج‌شکن!

923
01:15:23,352 --> 01:15:25,521
‫موفق شدم... با شمشیرم دفاعش کردم.

924
01:15:29,900 --> 01:15:31,318
‫بهم خراش انداخت؟

925
01:15:31,318 --> 01:15:34,279
‫فقط یه‌ذره! اون‌وقت چنین قدرتی داشت؟!

926
01:15:38,659 --> 01:15:40,118
‫چه تمیز!

927
01:15:41,912 --> 01:15:45,374
‫عجب شمشیرزنیِ بی‌نقصی! واقعاً بی‌نظیره!

928
01:15:45,374 --> 01:15:48,752
‫اسمت رو بگو! اسمت چیه؟

929
01:15:48,752 --> 01:15:50,337
‫می‌خوام یادم بمونه.

930
01:15:52,506 --> 01:15:55,259
‫یه شیطان لیاقت شنیدن اسمم رو نداره.

931
01:15:55,259 --> 01:15:58,303
‫از حرف زدن متنفرم، پس با من حرف نزن.

932
01:15:59,221 --> 01:16:03,350
‫که این‌طور! از حرف زدن متنفری؟!

933
01:16:03,350 --> 01:16:05,602
‫خب، من عاشق حرف زدنم.

934
01:16:05,602 --> 01:16:07,729
‫قراره اسمت رو

935
01:16:07,729 --> 01:16:09,690
‫بارها و بارها بپرسم!

936
01:16:15,862 --> 01:16:19,074
‫مرگ ویرانگر، نوع پا:

937
01:16:19,074 --> 01:16:21,535
‫رگبار انفجاری!

938
01:16:34,006 --> 01:16:35,382
‫گیو!

939
01:16:36,925 --> 01:16:41,430
‫فهمیدم، پس اسمش گیوئه.

940
01:16:44,975 --> 01:16:46,685
‫هینوکامی کاگورا:

941
01:16:46,685 --> 01:16:49,646
‫مرگ ویرانگر، هسته‌ی هشت‌لایه‌ی شیطان!

942
01:16:49,646 --> 01:16:51,523
‫استخوان‌های سوزان، آفتاب تابستون!

943
01:17:06,997 --> 01:17:09,124
‫حرکات خوبی بود.

944
01:17:09,124 --> 01:17:13,003
‫تو این مدت کم، به طرز فوق‌العاده‌ای تمرین کردی.

945
01:17:13,003 --> 01:17:14,963
‫تحسینت می‌کنم.

946
01:17:14,963 --> 01:17:19,635
‫البته کیوجورو هم کارش رو خوب انجام داد.

947
01:17:19,635 --> 01:17:23,805
‫اون شب یه ضعیفِ به‌تمام‌معنا بودی

948
01:17:23,805 --> 01:17:25,557
‫و روی زمین غلت می‌زدی.

949
01:17:25,557 --> 01:17:28,226
‫چیزی بیشتر از یه علف هرز نبودی.

950
01:17:28,226 --> 01:17:32,147
‫ولی حالا خودت رو ببین!

951
01:17:32,147 --> 01:17:34,441
‫رشدت حیرت‌انگیزه!

952
01:17:34,441 --> 01:17:36,902
‫واقعاً خوشحالم.

953
01:17:36,943 --> 01:17:39,112
‫حس می‌کنم قلبم تند می‌زنه.

954
01:17:41,615 --> 01:17:45,369
‫خوب شد که کیوجورو اون شب مُرد.

955
01:17:48,038 --> 01:17:52,334
‫اگه زنده می‌موند، شاید دیگه قوی‌تر نمی‌شد.

956
01:17:52,334 --> 01:17:54,628
‫چون به ارزش‌های احمقانه‌ای چسبیده بود،

957
01:17:54,670 --> 01:17:57,714
‫مثلاً اینکه می‌خواست انسان بمونه.

958
01:17:58,882 --> 01:18:00,592
‫چی گفتی؟

959
01:18:07,641 --> 01:18:10,977
‫تو… دیگه یه کلمه هم نگو.

960
01:18:14,731 --> 01:18:17,567
‫دیگه یه کلمه هم درباره‌ی رنگوکو نگو.

961
01:18:18,694 --> 01:18:22,572
‫چرا؟ دارم ازش تعریف می‌کنم.

962
01:18:22,572 --> 01:18:26,201
‫هم از تو، هم از کیوجورو.

963
01:18:26,201 --> 01:18:29,913
‫نه، داری توهین می‌کنی.

964
01:18:29,913 --> 01:18:32,332
‫فقط داری نفرت پراکنی می‌کنی.

965
01:18:32,332 --> 01:18:33,917
‫به همه.

966
01:18:35,085 --> 01:18:37,671
‫اشتباه فهمیدی، تانجیرو.

967
01:18:37,671 --> 01:18:42,426
‫من فقط از ضعیف‌ها متنفرم.

968
01:18:42,968 --> 01:18:47,097
‫فقط به آدم‌های ضعیف نفرت پراکنی می‌کنم.

969
01:18:47,764 --> 01:18:49,808
‫درسته.

970
01:18:49,808 --> 01:18:52,811
‫ضعیف‌ها حالم رو به هم می‌زنن.

971
01:18:53,270 --> 01:18:54,855
‫ازشون چندشم میشه.

972
01:18:56,148 --> 01:19:00,527
‫حذف شدن ضعیف‌ها چیزی نیست جز قانون طبیعت.

973
01:19:01,528 --> 01:19:04,573
‫هرچی داری میگی از بیخ‌ و بن اشتباهه.

974
01:19:08,076 --> 01:19:10,495
‫همین که الان اینجا وایسادی،

975
01:19:10,495 --> 01:19:11,997
‫خودش گواهه.

976
01:19:13,498 --> 01:19:16,376
‫همه ضعیف به دنیا میان، مثل یه نوزاد بی‌دفاع.

977
01:19:16,376 --> 01:19:19,004
‫همه‌مون اولش برای زنده موندن
‫به کمک یکی نیاز داریم.

978
01:19:19,588 --> 01:19:21,715
‫تو هم همین‌طور بودی، آکازا.

979
01:19:22,924 --> 01:19:25,218
‫شاید یادت نباشه،

980
01:19:25,218 --> 01:19:26,720
‫ولی وقتی نوزاد بودی،

981
01:19:26,720 --> 01:19:29,431
‫یکی ازت مراقبت کرد و کمکت کرد،

982
01:19:29,890 --> 01:19:31,475
‫برای همینه که امروز زنده‌ای.

983
01:19:36,354 --> 01:19:39,608
‫قوی‌ها باید از ضعیف‌ها
‫محافظت کنن و بهشون کمک کنن.

984
01:19:39,608 --> 01:19:41,818
‫بعد ضعیف‌ها قوی‌تر می‌شن،

985
01:19:41,818 --> 01:19:45,071
‫تا یه روز اون‌ها هم به نوبت
‫از یکی دیگه محافظت کنن.

986
01:19:45,530 --> 01:19:47,574
‫قانون طبیعت اینه.

987
01:19:48,325 --> 01:19:52,454
‫آکازا، نمی‌تونم طرز فکرت رو قبول کنم.

988
01:19:52,454 --> 01:19:56,124
‫دیگه نمی‌ذارم هر غلطی خواستی بکنی!

989
01:20:01,046 --> 01:20:03,340
‫حالا فهمیدم.

990
01:20:06,218 --> 01:20:10,514
‫از ته وجودم نمی‌تونم این یارو رو تحمل کنم.

991
01:20:11,473 --> 01:20:14,976
‫حتی حالا که قوی شده، این حس از بین نمیره.

992
01:20:19,689 --> 01:20:24,152
‫هرچی می‌خوای بگو، همه اولش یه نوزادن.

993
01:20:24,736 --> 01:20:28,031
‫از بقیه کمک میگیری و کم‌کم یاد میگیری.

994
01:20:28,907 --> 01:20:31,910
‫خودت رو با بقیه مقایسه نکن.

995
01:20:31,910 --> 01:20:35,330
‫تو همیشه با خودت می‌جنگی.

996
01:20:35,956 --> 01:20:40,001
‫مهم اینه که از دیروزت قوی‌تر بشی.

997
01:20:41,211 --> 01:20:44,673
‫اگه ده یا بیست سال همین کار رو ادامه بدی،

998
01:20:44,673 --> 01:20:51,429
‫آدم فوق‌العاده‌ای می‌شی.
‫بعدش هم به بقیه کمک می‌کنی.

999
01:20:59,187 --> 01:21:00,146
‫چی؟

1000
01:21:00,146 --> 01:21:02,315
‫همین‌طوری تو هوا ضربه زد.

1001
01:21:08,238 --> 01:21:13,660
‫تانجیرو، واقعاً چندش‌آوری.

1002
01:21:14,744 --> 01:21:17,372
‫مرگ ویرانگر، نوع خردکننده:

1003
01:21:17,372 --> 01:21:19,666
‫بیدِ درخشانِ ده‌هزار برگ!

1004
01:21:22,836 --> 01:21:24,880
‫سرعتش باورنکردنیه.

1005
01:21:24,880 --> 01:21:27,757
‫نه، قضیه فقط سرعت نیست.

1006
01:21:27,757 --> 01:21:30,302
‫این حس و این دقت

1007
01:21:30,302 --> 01:21:31,428
‫این...

1008
01:21:35,682 --> 01:21:38,101
‫مرگ ویرانگر، نوع پا:

1009
01:21:38,101 --> 01:21:38,935
‫پایین!

1010
01:21:41,313 --> 01:21:43,607
‫هزار چرخِ سیاره‌ی پرنده!

1011
01:21:49,154 --> 01:21:51,865
‫حتی اگه حرکاتش رو پیش‌بینی کنم
‫و جلوی حملاتش رو بگیرم،

1012
01:21:51,865 --> 01:21:55,076
‫بازم نمی‌تونم کاملاً جلوی آسیب رو بگیرم،
‫چون قدرت ضرباتش خیلی زیاده.

1013
01:21:55,076 --> 01:21:57,162
‫همه‌ی فن‌هاش دقت فوق‌العاده‌ای دارن.

1014
01:21:57,162 --> 01:22:00,498
‫مثل عقربه‌ی قطب‌نما، با دقتی بی‌نقص
‫به هر شکافی ضربه می‌زنه.

1015
01:22:03,293 --> 01:22:05,587
‫هر ضربه‌اش مستقیم نقاط حیاتیم رو هدف می‌گیره،

1016
01:22:05,587 --> 01:22:07,923
‫انگار آهن‌ربا جذبشون می‌کنه.

1017
01:22:07,923 --> 01:22:09,341
‫ولی چطوری؟

1018
01:22:09,341 --> 01:22:10,550
‫چی می‌تونه باشه؟

1019
01:22:11,051 --> 01:22:13,803
‫دقیقاً به چی واکنش نشون میده؟

1020
01:22:13,803 --> 01:22:15,847
‫یادت بیار و فکر کن.

1021
01:22:17,223 --> 01:22:18,975
‫حتماً یه چیزی هست.

1022
01:22:18,975 --> 01:22:22,354
‫اگه رفتارها و حرف‌های آکازا تا الان رو کنار هم بذارم

1023
01:22:25,732 --> 01:22:28,735
‫هینوکامی کاگورا: سراب خورشیدی!

1024
01:22:39,454 --> 01:22:41,706
‫چه فن جالبی.

1025
01:22:41,706 --> 01:22:45,460
‫تیغه‌ای که مطمئن بودم جاخالی دادم، انگار بلندتر شد.

1026
01:22:45,460 --> 01:22:47,963
‫دقیقاً چطوری شمشیرت رو چرخوندی؟

1027
01:22:47,963 --> 01:22:51,216
‫نوک تیغه‌ات مثل سراب گرما موج برداشت.

1028
01:22:51,216 --> 01:22:52,467
‫چه جالب!

1029
01:23:03,645 --> 01:23:06,731
‫هینوکامی کاگورا: رقص!

1030
01:23:09,234 --> 01:23:10,360
‫اوضاع بده.

1031
01:23:11,319 --> 01:23:12,570
‫الان می‌شکنه‌اش.

1032
01:23:17,492 --> 01:23:19,411
‫کله‌ی خوبی زدی!

1033
01:23:20,620 --> 01:23:23,373
‫ول کن! شمشیرم رو ول کن!

1034
01:23:24,749 --> 01:23:28,378
‫فایده نداره. ولش نمی‌کنه.

1035
01:23:40,432 --> 01:23:42,183
‫گیو!

1036
01:23:45,770 --> 01:23:48,231
‫حالا دیگه عصبانی شدم.

1037
01:23:48,231 --> 01:23:51,026
‫کمرم بدجوری درد می‌کنه.

1038
01:23:51,693 --> 01:23:54,904
‫واقعاً من رو خیلی دور پرت کردی،

1039
01:23:54,904 --> 01:23:56,823
‫رده‌بالای سوم.

1040
01:23:59,743 --> 01:24:04,289
‫ترجیح میدم تا کاملاً ضروری نباشه،
‫شمشیرم رو نکشم،

1041
01:24:04,289 --> 01:24:08,626
‫و دوست ندارم برای سرگرمی
‫با کسی مبارزه‌ی تمرینی کنم.

1042
01:24:09,836 --> 01:24:11,755
‫ولی حالا،

1043
01:24:11,755 --> 01:24:15,216
‫بعد از مدت‌ها با حریفی روبه‌رو شدم
‫که قدرتش طاقت‌فرساست.

1044
01:24:15,216 --> 01:24:19,137
‫و تو همین مدت کوتاه، حس می‌کنم حواسم تیزتر میشه.

1045
01:24:20,430 --> 01:24:23,266
‫غرایزی که مدت‌ها سرکوبشون کرده بودم
‫دارن با تکون شدید بیدار می‌شن

1046
01:24:23,266 --> 01:24:26,895
‫و من رو به جایی می‌کشونن که قدرتمندها ایستادن.

1047
01:24:27,604 --> 01:24:30,565
‫یه نبرد مرگ و زندگی تا این حد

1048
01:24:31,107 --> 01:24:34,486
‫می‌تونه قدرت آدم رو به نهایتش برسونه.

1049
01:24:34,486 --> 01:24:36,112
‫حالا فهمیدم.

1050
01:24:39,741 --> 01:24:41,242
‫گیو سان

1051
01:24:58,176 --> 01:24:59,844
‫علامت درآورد؟

1052
01:24:59,844 --> 01:25:01,054
‫سرعتش

1053
01:25:01,054 --> 01:25:02,430
‫بیشتر شد!

1054
01:25:07,060 --> 01:25:08,895
‫تنفس آب، فرم چهارم:

1055
01:25:08,895 --> 01:25:10,563
‫موج تهاجمی.

1056
01:25:24,702 --> 01:25:26,621
‫هر دوشون سریعن.

1057
01:25:26,621 --> 01:25:29,415
‫با اینکه سرعت گیو بیشتر شده،

1058
01:25:29,415 --> 01:25:31,626
‫آکازا خیلی زود خودش رو باهاش وفق داد.

1059
01:25:33,878 --> 01:25:36,548
‫همین‌قدر زور داری؟!

1060
01:25:45,640 --> 01:25:47,225
‫بیشتر!

1061
01:25:47,225 --> 01:25:49,269
‫ادامه بده!

1062
01:26:18,089 --> 01:26:22,802
‫فرم دهم: جریان پیوسته!

1063
01:26:38,902 --> 01:26:42,071
‫فرم هفتم: موج فروکننده‌ی قطره‌ای!

1064
01:26:42,071 --> 01:26:45,366
‫مرگ ویرانگر، آشوب!

1065
01:26:55,919 --> 01:26:58,338
‫گیو! آکازا!

1066
01:27:00,298 --> 01:27:02,091
‫آروم باش!

1067
01:27:05,720 --> 01:27:08,223
‫فکر کن. دستپاچه نشو.

1068
01:27:08,223 --> 01:27:10,475
‫هیچ‌وقت دست از فکر کردن نکش.

1069
01:27:12,352 --> 01:27:15,980
‫چرا حملات آکازا این‌قدر دقیقن،
‫انگار آهن‌ربا روی هدف قفل می‌کنه؟

1070
01:27:16,940 --> 01:27:20,902
‫چرا حتی به حمله از پشت
‫یا نقطه‌ی کور هم واکنش نشون میده؟

1071
01:27:21,819 --> 01:27:23,238
‫فکر کن!

1072
01:27:27,617 --> 01:27:30,286
‫روحیه جنگندگی‌ات خوب پرورش پیدا کرده.

1073
01:27:30,286 --> 01:27:32,747
‫به قلمرو برترین‌ها نزدیک شده.

1074
01:27:35,917 --> 01:27:37,835
‫توی مبارزه‌اش با رنگوکو،

1075
01:27:37,835 --> 01:27:41,047
‫آکازا از روحیه جنگندگی حرف زد.

1076
01:27:43,049 --> 01:27:44,926
‫روحیه جنگندگی چیه؟

1077
01:27:44,926 --> 01:27:47,804
‫همون‌طور که من با بویایی چیزها رو حس می‌کنم،

1078
01:27:48,388 --> 01:27:51,099
‫آکازا هم با روحیه جنگندگی چیزی رو حس می‌کنه؟

1079
01:28:05,238 --> 01:28:09,701
‫جایی که حریف می‌خواد ضربه بزنه، مورمور میشه.

1080
01:28:09,701 --> 01:28:13,162
‫پس برای همین متوجه حمله‌ی گیوتارو شدی.

1081
01:28:13,162 --> 01:28:15,498
‫با اینکه از پشت بود، فوق‌العاده عمل کردی.

1082
01:28:17,375 --> 01:28:20,378
‫پوست من از بیشتر آدم‌ها جون‌سخت‌تره.

1083
01:28:20,378 --> 01:28:22,046
‫فرقی نداره از پشت باشه،

1084
01:28:22,046 --> 01:28:25,383
‫اگه کسی نگاهم کنه، حسش می‌کنم.

1085
01:28:25,383 --> 01:28:26,884
‫انجامش بده و نشونم بده!

1086
01:28:28,094 --> 01:28:29,345
‫باشه!

1087
01:28:34,309 --> 01:28:35,977
‫داری به شونه‌ی راستم نگاه می‌کنی.

1088
01:28:35,977 --> 01:28:37,729
‫وای! درست گفتی.

1089
01:28:38,396 --> 01:28:41,065
‫مخصوصاً اگه یکی با قصد کشتن زل بزنه،

1090
01:28:41,107 --> 01:28:42,400
‫فوری می‌فهمم.

1091
01:28:42,400 --> 01:28:45,653
‫هرچیزی که تهدید باشه، حس متفاوتی داره.

1092
01:28:45,653 --> 01:28:48,197
‫قصد کشتن مثل سوزن‌هایی می‌مونه

1093
01:28:48,197 --> 01:28:49,991
‫که توی پوستم فرو میرن.

1094
01:28:50,825 --> 01:28:54,871
‫درسته، اینوسکه با پوست حساسش
‫چیزهای نادیدنی رو حس می‌کرد،

1095
01:28:54,871 --> 01:28:57,623
‫چون حسابی تقویتش کرده بود.

1096
01:28:58,207 --> 01:29:01,127
‫بعدش درباره‌ی چی حرف زدیم؟

1097
01:29:02,045 --> 01:29:03,588
‫اون موقع...

1098
01:29:03,588 --> 01:29:05,256
‫ولی از طرف دیگه،

1099
01:29:05,256 --> 01:29:07,342
‫کسی که قصد کشتن نداره

1100
01:29:07,383 --> 01:29:10,094
‫یا تهدید نیست، سخت حس میشه.

1101
01:29:10,094 --> 01:29:12,096
‫مثل اون پیرزن کوچولو!

1102
01:29:12,722 --> 01:29:16,601
‫اون پیرزنِ خونه‌ای که نشان گل ویستریا داشت،
‫وحشتناک بود.

1103
01:29:17,477 --> 01:29:19,896
‫تا به خودم اومدم

1104
01:29:21,230 --> 01:29:24,942
‫پشت سرم نشسته بود و کوفته‌ی برنجی آورده بود.

1105
01:29:25,568 --> 01:29:28,738
‫پیرزن صداش نکن، بگو بانو.

1106
01:29:28,738 --> 01:29:29,655
‫بانوی پیرزن!

1107
01:29:29,655 --> 01:29:30,823
‫هی!

1108
01:29:30,823 --> 01:29:32,617
‫خودمم همین فکر رو کردم.

1109
01:29:32,617 --> 01:29:34,827
‫اگه بدون هیچ قصد کشتنی نزدیک بشم،

1110
01:29:34,827 --> 01:29:35,912
‫هیچ‌کس متوجه نمیشه.

1111
01:29:35,912 --> 01:29:38,831
‫اون‌وقت کسی نیست که نتونم بکشمش.

1112
01:29:41,084 --> 01:29:43,378
‫ولی اون فقط چون قصد نداشت

1113
01:29:43,419 --> 01:29:46,339
‫بهت صدمه بزنه، متوجهش نشدی، نه؟

1114
01:29:46,923 --> 01:29:51,135
‫فکر نکنم بشه بدون قصد کشتن
‫یه شیطان رو از پا درآورد.

1115
01:29:52,428 --> 01:29:55,139
‫آره، راست میگی.

1116
01:29:55,139 --> 01:29:57,934
‫یه ضربه‌ی نصفه‌نیمه و بدون قصد کشتن

1117
01:29:57,934 --> 01:30:01,229
‫اصلاً نمی‌تونه گردن سفت یه شیطان رو قطع کنه.

1118
01:30:02,355 --> 01:30:04,565
‫گفت‌وگوی احمقانه‌ای بود،

1119
01:30:04,565 --> 01:30:07,443
‫ولی حس می‌کنم معنایی پشتش بود.

1120
01:30:09,487 --> 01:30:13,074
‫این روحیه جنگندگی‌ای که آکازا حس می‌کنه دقیقاً چیه؟

1121
01:30:13,074 --> 01:30:14,951
‫توی ادراک اون چه شکلیه؟

1122
01:30:14,951 --> 01:30:16,869
‫با قصد کشتن فرق داره؟

1123
01:30:16,869 --> 01:30:18,538
‫اراده‌ی جنگیدنه؟

1124
01:30:18,538 --> 01:30:19,997
‫مدتیه که تمرین کردی؟

1125
01:30:19,997 --> 01:30:21,374
‫یا مقدار تمریناته؟

1126
01:30:22,625 --> 01:30:25,670
‫شبیه همون چیزیه که من با بویایی
‫حرکات رو پیش‌بینی می‌کنم؟

1127
01:30:27,255 --> 01:30:31,551
‫راهی هست که قطب‌نمای مبارزه‌ی آکازا رو گمراه کنم؟

1128
01:30:41,477 --> 01:30:43,771
‫هینوکامی کاگورا: رقص!

1129
01:30:46,274 --> 01:30:48,484
‫کاملاً بی‌دفاعی،

1130
01:30:48,943 --> 01:30:50,486
‫تانجیرو!

1131
01:30:53,322 --> 01:30:54,574
‫ضربه می‌خورم!

1132
01:31:07,795 --> 01:31:08,963
‫روحیه جنگندگی.

1133
01:31:08,963 --> 01:31:10,256
‫آهن‌ربا.

1134
01:31:10,256 --> 01:31:11,716
‫قطب‌نما.

1135
01:31:12,175 --> 01:31:13,426
‫حس.

1136
01:31:13,426 --> 01:31:14,469
‫قصد کشتن.

1137
01:31:14,469 --> 01:31:15,803
‫غیرممکن.

1138
01:31:16,596 --> 01:31:18,514
‫قلمرو برترین‌ها.

1139
01:31:19,223 --> 01:31:21,058
‫فهمیدم.

1140
01:31:22,768 --> 01:31:24,020
‫یادم اومد.

1141
01:31:40,995 --> 01:31:41,537
‫بابا!

1142
01:31:41,537 --> 01:31:44,415
‫وقتی هینوکامی کاگورا رو انجام میدی،

1143
01:31:44,415 --> 01:31:46,334
‫به چی فکر می‌کنی؟

1144
01:31:46,959 --> 01:31:48,836
‫اگه برات سخته،

1145
01:31:48,878 --> 01:31:50,963
‫از سال دیگه من جات رو می‌گیرم.

1146
01:31:51,506 --> 01:31:53,674
‫نگران سلامتیت هستم.

1147
01:31:55,218 --> 01:31:57,803
‫ممنونم، تانجیرو.

1148
01:31:57,803 --> 01:32:00,389
‫ولی توی چند سال گذشته

1149
01:32:00,431 --> 01:32:03,684
‫هیچ‌وقت حس نکردم این حرکت سخته.

1150
01:32:04,393 --> 01:32:06,062
‫می‌دونم عجیبه.

1151
01:32:06,062 --> 01:32:09,690
‫وقتی تازه یادگیری کاگورا رو
‫از پدربزرگت شروع کرده بودم،

1152
01:32:09,690 --> 01:32:13,694
‫از الان جوون‌تر، سالم‌تر و قوی‌تر بودم.

1153
01:32:13,694 --> 01:32:17,031
‫ولی اون موقع نفس‌نفس می‌زدم
‫و خیلی به زحمت می‌افتادم.

1154
01:32:20,409 --> 01:32:21,994
‫سالی یه بار،

1155
01:32:21,994 --> 01:32:25,748
‫اول سال نو، خاندان کامادو کاگورا اجرا می‌کنن،

1156
01:32:26,499 --> 01:32:31,504
‫آیینی طاقت‌فرسا که نسل‌هاست
‫از غروب تا طلوع ادامه داره.

1157
01:32:32,505 --> 01:32:35,091
‫هر دوازده فرم رقص

1158
01:32:35,091 --> 01:32:39,637
‫باید تا سپیده‌دم صدها، هزاران
‫و ده‌ها هزار بار تکرار بشن.

1159
01:32:42,557 --> 01:32:46,978
‫فکر کنم دلیلش این بود که
‫حرکات اضافه‌ی زیادی انجام می‌دادم.

1160
01:32:46,978 --> 01:32:51,566
‫چیزی که اهمیت داره، تنفس و حرکت درسته.

1161
01:32:52,191 --> 01:32:57,071
‫باید با کمترین حرکت، بیشترین نیرو رو وارد کنی.

1162
01:32:57,071 --> 01:33:02,535
‫وقتی این کار رو بکنی، ذهنت کم‌کم شفاف میشه.

1163
01:33:03,911 --> 01:33:05,204
‫شفاف؟

1164
01:33:06,205 --> 01:33:07,999
‫اوایل کار،

1165
01:33:07,999 --> 01:33:13,212
‫باید حرکات و حس‌های مربوط بهشون رو یاد بگیری.

1166
01:33:13,713 --> 01:33:15,423
‫حواس پنج‌گانه‌ات رو باز کن.

1167
01:33:15,423 --> 01:33:17,341
‫از تک‌تک بخش‌های بدنت

1168
01:33:17,341 --> 01:33:21,053
‫تا آخرین رگش آگاه باش.

1169
01:33:23,180 --> 01:33:26,183
‫این بخش واقعاً دردناکه.

1170
01:33:26,183 --> 01:33:29,353
‫حس می‌کنی هرچقدر هم تلاش کنی،

1171
01:33:29,395 --> 01:33:31,439
‫دیگه نمی‌تونی جلوتر بری.

1172
01:33:31,939 --> 01:33:35,318
‫ولی وقتی چیزهای زیادی یاد گرفتی و جذبشون کردی،

1173
01:33:35,318 --> 01:33:38,613
‫قدم بعدی اینه که موارد اضافی رو کنار بذاری.

1174
01:33:38,613 --> 01:33:42,575
‫فقط چیزهایی رو نگه می‌داری
‫که برای اون حرکت ضروریه

1175
01:33:42,575 --> 01:33:43,784
‫و بقیه رو می‌بندی.

1176
01:33:45,077 --> 01:33:46,495
‫می‌بندم؟

1177
01:33:47,038 --> 01:33:49,415
‫وقتی کسی واقعاً می‌خواد با دقت گوش بده،

1178
01:33:49,415 --> 01:33:51,626
‫معمولاً چشم‌هاش رو می‌بنده، نه؟

1179
01:33:52,084 --> 01:33:53,502
‫درست مثل همونه.

1180
01:33:53,502 --> 01:33:55,963
‫فقط چیزی رو انتخاب می‌کنی

1181
01:33:55,963 --> 01:33:58,841
‫که همون لحظه واقعاً لازمه.

1182
01:33:59,342 --> 01:34:02,303
‫در نهایت می‌تونی تک‌تک رگ‌ها

1183
01:34:02,303 --> 01:34:04,180
‫و عضلات بدنت رو باز و بسته کنی،

1184
01:34:04,180 --> 01:34:09,060
‫به همون سرعت و راحتی پلک زدن.

1185
01:34:10,353 --> 01:34:15,316
‫وقتی به اون مرحله برسی،
‫مسیری آکنده از شفافیت باز میشه.

1186
01:34:17,401 --> 01:34:19,820
‫وقتی ذهنت شفاف بشه،

1187
01:34:19,820 --> 01:34:23,366
‫کم‌کم دنیای شفاف رو می‌بینی.

1188
01:34:23,366 --> 01:34:24,992
‫ولی اون قلمروییه

1189
01:34:24,992 --> 01:34:30,373
‫که فقط با درد و تلاش با تمام وجودت
‫می‌تونی بهش برسی.

1190
01:34:30,373 --> 01:34:32,583
‫من هم می‌تونم به اونجا برسم؟

1191
01:34:33,834 --> 01:34:37,004
‫اگه با پشتکار به تلاشت ادامه بدی.

1192
01:34:37,755 --> 01:34:39,840
‫بیا. آماده شدن.

1193
01:34:39,840 --> 01:34:41,008
‫ممنون.

1194
01:34:44,970 --> 01:34:47,890
‫ده روز قبل از اینکه پدرم به‌خاطر بیماری از دنیا بره،

1195
01:34:47,890 --> 01:34:52,395
‫یه خرس توی کوه کناری
‫به آدم‌ها حمله کرد و خوردشون.

1196
01:34:53,437 --> 01:34:58,734
‫دور خونه آتیش روشن کردیم
‫و طناب‌هایی زنگوله‌دار بستیم.

1197
01:35:17,169 --> 01:35:18,754
‫تانجیرو.

1198
01:35:22,925 --> 01:35:24,427
‫بله؟

1199
01:35:25,678 --> 01:35:27,054
‫با من بیا.

1200
01:36:16,061 --> 01:36:19,106
‫می‌دونم گرسنه‌ای و دلم برات می‌سوزه.

1201
01:36:19,106 --> 01:36:22,401
‫ولی نمی‌ذارم نزدیک‌تر بیای.

1202
01:36:23,569 --> 01:36:26,781
‫به کسی که بخواد به
‫خانواده‌ام صدمه بزنه،

1203
01:36:26,781 --> 01:36:29,533
‫هیچ رحمی نمی‌کنم.

1204
01:36:29,742 --> 01:36:32,203
‫اگه به هشدارم توجه نکنی،

1205
01:36:35,289 --> 01:36:37,917
‫جونت رو می‌گیرم.

1206
01:36:49,470 --> 01:36:53,098
‫سر خرس که به کلفتی بدن یه آدم بود،

1207
01:36:53,098 --> 01:36:56,352
‫همراه با صدای زنگوله‌ها روی زمین افتاد.

1208
01:36:58,187 --> 01:37:00,231
‫نتونستم با چشم‌هام حرکتش رو دنبال کنم،

1209
01:37:00,231 --> 01:37:05,069
‫ولی فکر کنم توی یه چشم به هم زدن دو بار ضربه زد.

1210
01:37:07,238 --> 01:37:08,823
‫وگرنه،

1211
01:37:08,823 --> 01:37:11,909
‫قطع کردن سرش با تبری به اون اندازه غیرممکن بود.

1212
01:37:13,410 --> 01:37:16,205
‫بوش حتی یه ذره هم تغییر نکرد.

1213
01:37:16,747 --> 01:37:21,043
‫قبل و بعد از قطع کردن سر خرس
‫نه ترسید، نه جا خورد،

1214
01:37:21,043 --> 01:37:22,837
‫و حتی قصد کشتن هم از خودش ساطع نکرد.

1215
01:37:30,302 --> 01:37:32,137
‫خوب نگاه کردی؟

1216
01:37:33,389 --> 01:37:36,267
‫چیزی رو که الان دیدی فراموش نکن.

1217
01:37:39,186 --> 01:37:42,857
‫پدر اهل این نبود که بی‌دلیل قدرتش رو به رخ بکشه.

1218
01:37:43,482 --> 01:37:45,234
‫بعدها بود که فهمیدم

1219
01:37:45,860 --> 01:37:49,697
‫اون روز بهم درس داده بود.

1220
01:37:50,531 --> 01:37:54,159
‫تا بتونم با دیدن حرکاتش دنیای شفاف رو ببینم.

1221
01:37:54,159 --> 01:37:55,953
‫از روی حرکاتش.

1222
01:37:58,122 --> 01:38:03,294
‫پدربزرگ هم حتماً همین
‫کار رو براش کرده بود

1223
01:38:03,294 --> 01:38:04,837
‫و قبل از اون هم پدرِ پدربزرگ.

1224
01:38:06,922 --> 01:38:09,550
‫هیچ‌وقت تسلیم نشو.

1225
01:38:09,550 --> 01:38:12,136
‫به فکر کردن ادامه بده.

1226
01:38:12,136 --> 01:38:15,806
‫تا بالاخره با تلاش بی‌وقفه

1227
01:38:15,806 --> 01:38:17,850
‫هر مانعی رو از سر راهت برداری.

1228
01:38:19,643 --> 01:38:21,645
‫فهمیدم، پدر.

1229
01:38:21,645 --> 01:38:23,230
‫برای همین اون موقع

1230
01:38:23,689 --> 01:38:27,693
‫تونستم از اون ضربه‌ی اجتناب‌ناپذیر
‫و آهن‌ربایی آکازا جاخالی بدم.

1231
01:38:30,946 --> 01:38:35,367
‫اون حمله احتمالاً همون لحظه من رو می‌کشت.

1232
01:38:36,035 --> 01:38:38,746
‫من و گیو نوبتی حمله می‌کردیم

1233
01:38:38,746 --> 01:38:41,248
‫تا چند لحظه فرصت کنیم نفسی تازه کنیم.

1234
01:38:41,248 --> 01:38:45,127
‫حتی جلوی ضربه‌هایی رو گرفت
‫که ممکن بود من رو بکشن.

1235
01:38:45,127 --> 01:38:46,962
‫ولی اون لحظه،

1236
01:38:46,962 --> 01:38:49,089
‫حتی اون هم به‌موقع نمی‌رسید.

1237
01:38:50,257 --> 01:38:51,800
‫بااین‌حال،

1238
01:38:51,800 --> 01:38:55,763
‫نمی‌دونم چرا فکر نکردم که غیرممکنه.

1239
01:38:56,680 --> 01:38:59,016
‫فقط برای یه لحظه حسش کردم.

1240
01:38:59,016 --> 01:39:00,851
‫اینکه می‌تونم وارد

1241
01:39:02,519 --> 01:39:03,854
‫اون دنیا بشم.

1242
01:39:08,233 --> 01:39:10,235
‫دنیای شفاف.

1243
01:39:12,821 --> 01:39:15,824
‫می‌تونستم داخل بدنش رو ببینم.

1244
01:39:17,117 --> 01:39:20,746
‫درست مثل وقتی بود
‫که هانتنگو قلبش رو مخفی کرده بود.

1245
01:39:21,413 --> 01:39:23,874
‫نمی‌دونم دیدمش یا بوش رو حس کردم.

1246
01:39:28,963 --> 01:39:30,339
‫جاخالی بده.

1247
01:39:30,339 --> 01:39:33,300
‫بقیه‌ی حواسم رو بستم
‫و فقط روی جاخالی دادن تمرکز کردم.

1248
01:39:33,801 --> 01:39:37,513
‫بدنم از همیشه سریع‌تر حرکت کرد.

1249
01:39:39,306 --> 01:39:42,726
‫وقتی وارد دنیای شفافی شدم که پدر درباره‌اش گفته بود،

1250
01:39:42,726 --> 01:39:45,896
‫سرعتم به‌شدت بیشتر شد
‫و حرکاتش رو سریع‌تر پیش‌بینی کردم.

1251
01:39:48,065 --> 01:39:50,067
‫کاملاً واضح می‌دیدم

1252
01:39:50,067 --> 01:39:52,736
‫که ریه‌هاش حرکت می‌کنن و خونش جریان داره.

1253
01:39:53,278 --> 01:39:58,492
‫انقباض عضلات رو سریع‌تر
‫و واضح‌تر درک می‌کردم.

1254
01:40:02,371 --> 01:40:04,790
‫آکازا احتمالاً روحیه جنگندگی‌ام رو حس می‌کنه،

1255
01:40:04,832 --> 01:40:06,709
‫ ولی اگه خاموشش کنم،

1256
01:40:06,709 --> 01:40:08,711
‫شاید بتونم سرش رو هدف بگیرم.

1257
01:40:21,765 --> 01:40:23,517
‫درونش رو ببین.

1258
01:40:23,517 --> 01:40:24,893
‫درونش رو ببین!

1259
01:40:28,272 --> 01:40:31,859
‫انگار همه‌ی فنون آب رو استفاده کردی.

1260
01:40:32,443 --> 01:40:35,029
‫دیگه بسه، گیو.

1261
01:40:35,612 --> 01:40:37,573
‫تمومش کنیم.

1262
01:40:37,573 --> 01:40:40,492
‫خیلی خوب دوام آوردی و تا اینجا رسیدی!

1263
01:40:42,161 --> 01:40:43,829
‫غیرممکنه.

1264
01:40:43,829 --> 01:40:46,165
‫تیغه‌ای که تاب دادم

1265
01:40:47,833 --> 01:40:49,585
‫از کنار بهش ضربه زد

1266
01:40:51,253 --> 01:40:53,505
‫و شکستش؟

1267
01:40:53,505 --> 01:40:54,882
‫خداحافظ.

1268
01:41:24,995 --> 01:41:28,332
‫دستش رو قطع کرد و جلوی حمله رو گرفت.

1269
01:41:28,332 --> 01:41:31,960
‫صدای نفس کشیدنش فرق کرده،
‫ظاهر موها و چشم‌هاش هم همین‌طور.

1270
01:41:33,337 --> 01:41:35,631
‫تانجیرو نجاتم داد.

1271
01:41:37,257 --> 01:41:39,218
‫تک‌تک سلول‌های بدنم،

1272
01:41:39,218 --> 01:41:44,223
‫حتی تک‌تک تارهای موهام میگن همین الان بکشمش.

1273
01:41:45,682 --> 01:41:48,811
‫یه چیزی توی وجودش تغییر کرده.

1274
01:41:50,104 --> 01:41:51,605
‫خطرناکه.

1275
01:41:53,190 --> 01:41:56,068
‫حواسش به تانجیروئه.

1276
01:41:56,068 --> 01:41:58,195
‫این یه فرصته.

1277
01:42:02,574 --> 01:42:05,327
‫توسعه‌ی فن، فرم نهایی:

1278
01:42:05,911 --> 01:42:08,205
‫پس‌تابِ آشفته‌ی نقره‌ای‌آبی!

1279
01:42:11,583 --> 01:42:13,961
‫سرعت حملاتش دوباره داره بیشتر میشه!

1280
01:42:13,961 --> 01:42:15,796
‫قدرتشون هم داره بیشتر میشه!

1281
01:42:16,255 --> 01:42:19,466
‫می‌تونم با آرامش مرگبار جلوشون رو بگیرم؟

1282
01:42:41,488 --> 01:42:44,491
‫پس منظور پدر همین بود.

1283
01:42:44,491 --> 01:42:48,287
‫این همون دنیای شفافه.

1284
01:42:56,753 --> 01:42:58,213
‫چطور بگم؟

1285
01:42:58,213 --> 01:42:59,715
‫عجیبه.

1286
01:42:59,715 --> 01:43:02,384
‫زمان داره آهسته می‌گذره.

1287
01:43:04,261 --> 01:43:08,765
‫نه، همه‌چیز انگار آهسته حرکت می‌کنه.

1288
01:43:15,397 --> 01:43:16,940
‫نمی‌شد ازش فرار کرد.

1289
01:43:16,982 --> 01:43:19,860
‫تقریباً هم‌زمان صد ضربه خوردم.

1290
01:43:20,861 --> 01:43:24,865
‫حتی با آرامش مرگبار هم
‫نتونستم جلوی همه‌شون رو بگیرم.

1291
01:43:26,950 --> 01:43:28,493
‫باورنکردنیه.

1292
01:43:28,493 --> 01:43:30,996
‫تحت‌تأثیر قرار گرفتم که هنوز زنده‌ای.

1293
01:43:31,496 --> 01:43:34,625
‫انگار یه جوری از ضربه‌ی مرگبار جاخالی دادی.

1294
01:43:35,250 --> 01:43:39,254
‫مثل کیوجورو و تانجیرو نمیر.

1295
01:43:39,254 --> 01:43:42,216
‫تو هم شیطان شو، گیو.

1296
01:43:44,176 --> 01:43:47,638
‫متوجه نشده که تانجیرو پشت سرشه؟

1297
01:43:48,096 --> 01:43:50,933
‫- حضورش رو محو کرده؟
‫- نمی‌تونی انکار کنی که

1298
01:43:50,933 --> 01:43:54,603
‫- یه فرصته.
‫- از پیدا کردن حریفی خوشحال شدی
‫ که می‌تونستی با تمام قدرت

1299
01:43:54,603 --> 01:43:55,354
‫- تانجیرو، از پا درش بیار!
‫- باهاش بجنگی، مگه نه؟

1300
01:43:55,354 --> 01:43:57,773
‫- اگه هنوز می‌تونی حرکت کنی، انجامش بده!
‫- باهاش بجنگی، مگه نه؟

1301
01:43:57,773 --> 01:44:01,276
‫قبل از اینکه متوجهت بشه، سرش رو هدف بگیر!

1302
01:44:01,693 --> 01:44:05,155
‫آکازا! همین الان سرت رو قطع می‌کنم!

1303
01:44:10,994 --> 01:44:13,413
‫چه احمقی! صداش زد و خبرش کرد!

1304
01:44:14,373 --> 01:44:16,124
‫هنوز زنده‌ست؟

1305
01:44:16,416 --> 01:44:20,587
‫حتی بعد از اینکه آخرین حملاتم بهش خورد؟

1306
01:44:20,587 --> 01:44:22,631
‫خب، مهم نیست.

1307
01:44:22,631 --> 01:44:24,091
‫هر حمله‌ای که باشه،

1308
01:44:24,091 --> 01:44:27,469
‫عقربه‌ی قطب‌نمای مرگ ویرانگرم پیداش می‌کنه.

1309
01:44:27,469 --> 01:44:30,514
‫هرچی روحیه جنگندگی‌ی حریفم قوی‌تر باشه،

1310
01:44:30,555 --> 01:44:33,433
‫عقربه‌ی قطب‌نما هم
‫شدیدتر واکنش نشون میده.

1311
01:44:37,104 --> 01:44:38,563
‫چی؟

1312
01:44:39,064 --> 01:44:41,942
‫این حضور عجیب چیه؟

1313
01:44:42,401 --> 01:44:46,822
‫انگار به یه موجود کاملاً متفاوت تبدیل شده.

1314
01:44:48,198 --> 01:44:50,200
‫روحیه جنگندگی‌اش ناپدید شده؟

1315
01:44:50,200 --> 01:44:51,910
‫هیچ روحیه جنگندگی‌ای نداره!

1316
01:44:51,910 --> 01:44:53,954
‫آروم باش!

1317
01:44:53,954 --> 01:44:54,913
‫داره میاد!

1318
01:45:01,295 --> 01:45:05,299
‫هینوکامی کاگورا: دگرگونی غروب خورشید.

1319
01:45:27,279 --> 01:45:30,324
‫امکان نداره

1320
01:45:37,122 --> 01:45:39,291
‫توی این چند صد سال، هیچ انسانی

1321
01:45:39,291 --> 01:45:42,878
‫بدون روحیه جنگندگی ندیده بودم.

1322
01:45:43,503 --> 01:45:49,343
‫حتی یه نوزاد هم روحیه جنگندگی‌ی ضعیفی داره، ولی اون

1323
01:45:49,343 --> 01:45:53,680
‫روحیه جنگندگی‌اش توی اون لحظه کاملاً ناپدید شد.

1324
01:45:57,517 --> 01:45:59,686
‫انگار با چیزی روبه‌رو شده بودم

1325
01:45:59,686 --> 01:46:01,938
‫که اصلاً نباید وجود داشته باشه.

1326
01:46:01,938 --> 01:46:04,733
‫حواسم کاملاً به‌هم ریخت.

1327
01:46:04,733 --> 01:46:07,444
‫قطب‌نمام واکنشی نشون نداد.

1328
01:46:09,821 --> 01:46:12,741
‫ولی مشکل این نیست.

1329
01:46:12,741 --> 01:46:14,451
‫توی مبارزه،

1330
01:46:14,451 --> 01:46:17,704
‫باید فوراً هر موقعیت غیرمنتظره‌ای رو

1331
01:46:17,829 --> 01:46:19,790
‫که برای اولین بار باهاش روبه‌رو می‌شی،

1332
01:46:19,831 --> 01:46:21,625
‫بفهمی و بهش واکنش نشون بدی.

1333
01:46:21,792 --> 01:46:24,002
‫من از پسش برمیام.

1334
01:46:25,295 --> 01:46:27,631
‫یا حداقل این‌طور فکر می‌کردم

1335
01:46:28,590 --> 01:46:31,843
‫ولی توی همین نبرد کوتاه،

1336
01:46:31,843 --> 01:46:35,889
‫اون چیزی رو درک کرد و از سرعت من فراتر رفت.

1337
01:46:36,473 --> 01:46:38,850
‫حاصل قرن‌ها هنر رزمی

1338
01:46:38,850 --> 01:46:43,230
‫رو در نبردی رودررو و کاملاً منصفانه درهم شکست.

1339
01:46:43,897 --> 01:46:48,610
‫توی چشم‌هاش نه نفرت بود و نه خشم.

1340
01:46:48,610 --> 01:46:51,405
‫نه قصد کشتن داشت، نه روحیه جنگندگی.

1341
01:46:51,988 --> 01:46:55,325
‫شاید چیزی که چشم‌هاش میدید،

1342
01:46:55,325 --> 01:46:59,371
‫همون قلمرو برترینی بود که دنبالش می‌گشتم.

1343
01:47:00,956 --> 01:47:03,500
‫چیزی جز حالت بی‌خویشی نبود.

1344
01:47:05,585 --> 01:47:10,340
‫مبهم حس کرده بودم که چنین حالتی وجود داره،

1345
01:47:10,966 --> 01:47:15,095
‫ولی حتی الان هم هنوز نتونستم بهش برسم.

1346
01:47:24,438 --> 01:47:25,939
‫هنوز نه!

1347
01:47:25,939 --> 01:47:28,024
‫هنوز می‌تونم بجنگم!

1348
01:47:28,024 --> 01:47:30,944
‫هنوز می‌تونم قوی‌تر بشم!

1349
01:47:36,783 --> 01:47:39,870
‫داره سعی می‌کنه سرش رو دوباره وصل کنه؟

1350
01:47:48,962 --> 01:47:50,714
‫نمی‌تونم

1351
01:47:52,757 --> 01:47:54,843
‫اینجا بمیرم.

1352
01:47:57,429 --> 01:47:59,639
‫قوی‌تر میشم!

1353
01:48:02,434 --> 01:48:05,353
‫باید از همه قوی‌تر بشم!

1354
01:48:05,770 --> 01:48:07,522
‫قوی‌تر!

1355
01:48:09,774 --> 01:48:13,153
‫و باز هم قوی‌تر!

1356
01:48:22,454 --> 01:48:24,122
‫سرش ناپدید شد.

1357
01:48:24,122 --> 01:48:25,540
‫تموم شد.

1358
01:48:27,083 --> 01:48:28,710
‫بردیم.

1359
01:48:33,632 --> 01:48:35,300
‫سرم گیج میره.

1360
01:48:36,968 --> 01:48:39,262
‫عضلاتم دارن می‌پرن

1361
01:48:39,262 --> 01:48:41,515
‫بدنم دیگه به آخر خط رسیده.

1362
01:48:43,892 --> 01:48:45,685
‫خوبی، تانجیـ...

1363
01:48:47,479 --> 01:48:50,232
‫بدنش داره ادامه میه.

1364
01:48:50,232 --> 01:48:52,984
‫وای نه، اوضاع بده.

1365
01:48:53,401 --> 01:48:54,236
‫تانـ...

1366
01:49:05,539 --> 01:49:08,583
‫هنوز می‌تونه حرکت کنه. بدنش ناپدید نشده.

1367
01:49:08,583 --> 01:49:11,002
‫زخم گردنش داره بسته میشه.

1368
01:49:14,005 --> 01:49:15,924
‫سرم داره دور می‌گیره.

1369
01:49:28,478 --> 01:49:31,231
‫امکان نداره! غیرممکنه!

1370
01:49:31,231 --> 01:49:33,316
‫بعد از قطع شدن سرش نمُرد.

1371
01:49:33,733 --> 01:49:35,527
‫شرط خاصی برای کشتنش هست؟

1372
01:49:35,527 --> 01:49:37,654
‫مثل گیوتارو و داکی؟

1373
01:49:37,654 --> 01:49:38,738
‫نه، این نیست.

1374
01:49:38,738 --> 01:49:41,074
‫می‌بینم که سرش ناپدید شده.

1375
01:49:41,074 --> 01:49:43,243
‫داره تغییر می‌کنه.

1376
01:49:43,243 --> 01:49:45,912
‫آکازا داره به یه چیز دیگه تبدیل میشه.

1377
01:49:52,877 --> 01:49:54,838
‫داره مثل موزان میشه.

1378
01:49:54,838 --> 01:49:57,215
‫سرش دیگه نقطه‌ضعفش نیست.

1379
01:49:57,882 --> 01:49:59,926
‫مبارزه تموم نشده.

1380
01:49:59,926 --> 01:50:02,095
‫مبارزه

1381
01:50:02,637 --> 01:50:03,805
‫تانجیرو!

1382
01:50:03,805 --> 01:50:05,599
‫بیهوش شد؟

1383
01:50:05,599 --> 01:50:07,058
‫معلومه.

1384
01:50:07,058 --> 01:50:09,394
‫خیلی وقته که از حدش فراتر رفته.

1385
01:50:19,237 --> 01:50:22,490
‫تنفس آب، فرم چهارم:

1386
01:50:24,951 --> 01:50:26,536
‫موج تهاجمی!

1387
01:50:31,291 --> 01:50:33,209
‫داره بازسازی میشه؟

1388
01:50:33,209 --> 01:50:36,421
‫با اینکه سرش رو از دست داده،
‫این‌قدر سریع بازسازی میشه!

1389
01:51:00,528 --> 01:51:03,239
‫با گوش چپم هیچی نمی‌شنوم.

1390
01:51:03,281 --> 01:51:05,325
‫دست راستم رو حس نمی‌کنم.

1391
01:51:06,534 --> 01:51:10,038
‫هنوز قدرت دارم، ولی تا کِی؟

1392
01:51:18,922 --> 01:51:20,465
‫صبر کن!

1393
01:51:20,924 --> 01:51:25,595
‫من… هنوز زنده‌ام.

1394
01:51:26,429 --> 01:51:28,723
‫اگه می‌خوای تانجیرو رو بکشی،

1395
01:51:28,723 --> 01:51:30,934
‫اول باید من رو شکست بدی!

1396
01:51:35,021 --> 01:51:37,357
‫روحی شکست‌ناپذیر.

1397
01:51:37,357 --> 01:51:41,945
‫هرچقدر هم اوضاع وخیم باشه، هیچ‌وقت نمی‌شکنه.

1398
01:51:42,570 --> 01:51:45,407
‫ما سامورایی نیستیم.

1399
01:51:45,407 --> 01:51:47,409
‫شمشیر حمل نمی‌کنیم.

1400
01:51:47,409 --> 01:51:50,912
‫ولی توی قلب‌هامون شمشیر داریم.

1401
01:51:52,163 --> 01:51:55,083
‫ولی توی قلب‌هامون شمشیر داریم.

1402
01:51:56,209 --> 01:51:59,879
‫ما فقط از مشت‌هامون استفاده می‌کنیم.

1403
01:52:01,423 --> 01:52:04,634
‫چه دردسری.

1404
01:52:15,145 --> 01:52:16,521
‫بس کن.

1405
01:52:22,777 --> 01:52:24,195
‫کیه؟

1406
01:52:29,993 --> 01:52:33,705
‫هاکوجی، خواهش می‌کنم بس کن.

1407
01:52:36,750 --> 01:52:38,501
‫ولم کن.

1408
01:52:38,501 --> 01:52:40,378
‫دستم رو ول کن!

1409
01:52:40,920 --> 01:52:43,089
‫تو کی هستی؟

1410
01:52:44,841 --> 01:52:47,343
‫دیگه بسه.

1411
01:52:48,094 --> 01:52:50,305
‫بریم اون دنیا.

1412
01:52:51,055 --> 01:52:56,311
‫نه. باید بکشمشون.

1413
01:52:57,687 --> 01:52:59,689
‫چرا؟

1414
01:53:00,273 --> 01:53:03,693
‫باید قوی‌تر بشم.

1415
01:53:04,194 --> 01:53:06,863
‫هرکی سد راهم بشه، می‌کشمش.

1416
01:53:08,198 --> 01:53:10,074
‫آخه چرا؟

1417
01:53:10,825 --> 01:53:13,828
‫چرا می‌خوای قوی بشی؟

1418
01:53:15,538 --> 01:53:17,123
‫چون

1419
01:53:17,749 --> 01:53:23,004
‫اگه قوی نباشم، نمی‌تونم برای پدرم

1420
01:53:25,298 --> 01:53:27,759
‫دارو ببرم.

1421
01:53:29,636 --> 01:53:31,971
‫اگه قوی‌تر نشم،

1422
01:53:34,140 --> 01:53:38,061
‫نمی‌تونم کیف پول مردم رو بدزدم و فرار کنم.

1423
01:53:39,312 --> 01:53:44,067
‫اگه قوی‌تر نشم،
‫وقتی تلافی کنن، نمی‌تونم شکستشون بدم.

1424
01:53:44,859 --> 01:53:46,945
‫اگه قوی‌تر نشم،

1425
01:53:46,945 --> 01:53:50,448
‫دادرس دستگیرم می‌کنه و مجازاتم می‌کنه.

1426
01:53:53,868 --> 01:53:57,956
‫روی هر دستت سه خط خال‌کوبی جیب‌بری داری.

1427
01:53:58,414 --> 01:54:00,750
‫یه بار دیگه تکرارش کنی، دست‌هات رو می‌بُریم.

1428
01:54:08,758 --> 01:54:10,969
‫بخواب روی زمین، بچه‌پررو!

1429
01:54:10,969 --> 01:54:13,221
‫اگه می‌خوای، پس انجامش بده!

1430
01:54:13,221 --> 01:54:16,015
‫اگه دست‌هام رو ببُری، هنوز پاهام رو دارم!

1431
01:54:16,015 --> 01:54:18,393
‫با پاهام جیب‌بری می‌کنم!

1432
01:54:18,393 --> 01:54:21,354
‫دفعه‌ی بعد نمی‌ذارم بگیریم!

1433
01:54:23,898 --> 01:54:27,485
‫فقط یازده سالته و بارها مرتکب جرم شدی،

1434
01:54:27,485 --> 01:54:31,197
‫صد ضربه شلاقی رو تحمل کردی
‫که حتی مردهای بالغ رو بیهوش می‌کنه،

1435
01:54:31,197 --> 01:54:32,907
‫ولی هنوزم سرکشی می‌کنی.

1436
01:54:33,783 --> 01:54:35,702
‫تو انسان نیستی!

1437
01:54:35,702 --> 01:54:37,829
‫هرچی می‌خوای بگو!

1438
01:54:37,829 --> 01:54:40,498
‫درسته. من انسان نیستم.

1439
01:54:40,498 --> 01:54:43,960
‫میگن از همون لحظه‌ای که به دنیا اومدم دندون داشتم.

1440
01:54:43,960 --> 01:54:44,669
‫گستاخ!

1441
01:54:44,669 --> 01:54:46,004
‫بچه‌پررو!

1442
01:54:46,004 --> 01:54:48,923
‫برام مهم نیست انسان نباشم! عوضی!

1443
01:54:50,091 --> 01:54:56,097
‫[دفتر دادرس مینامی‌ماچی]

1444
01:54:58,558 --> 01:55:02,312
‫هاکوجی!

1445
01:55:02,312 --> 01:55:04,522
‫وقتی شنید دوباره دستگیر شدی،

1446
01:55:04,522 --> 01:55:07,859
‫پدرت خودش رو دار زد و مُرد!

1447
01:55:08,526 --> 01:55:10,945
‫مُرده!

1448
01:55:15,950 --> 01:55:17,869
‫هاکوجی عزیزم.

1449
01:55:18,995 --> 01:55:21,205
‫درست زندگی کن.

1450
01:55:21,748 --> 01:55:23,875
‫هنوز می‌تونی از نو شروع کنی.

1451
01:55:31,132 --> 01:55:36,346
‫یعنی فقیرها حتی حق زندگی هم ندارن؟

1452
01:55:41,351 --> 01:55:42,810
‫پدر

1453
01:55:45,104 --> 01:55:48,775
‫لعنت به این دنیا.

1454
01:55:51,861 --> 01:55:55,865
‫همه‌شون برن به درک.

1455
01:55:59,702 --> 01:56:03,081
‫چرا این آدم‌های فاسد باید زنده بمونن،

1456
01:56:03,081 --> 01:56:06,542
‫ولی پدر من باید می‌مُرد؟!

1457
01:56:07,001 --> 01:56:09,253
‫اون سربار نبود.

1458
01:56:09,253 --> 01:56:11,547
‫چرا باید عذرخواهی می‌کرد؟

1459
01:56:11,547 --> 01:56:14,676
‫پدرم هیچ کار اشتباهی نکرده بود.

1460
01:56:17,178 --> 01:56:19,639
‫حتی می‌تونستم مجازات دزدی رو هم تحمل کنم.

1461
01:56:19,639 --> 01:56:21,432
‫دردی برام نداشت.

1462
01:56:21,432 --> 01:56:23,393
‫حتی اگه بی‌رحمانه شلاقم می‌زدن

1463
01:56:23,393 --> 01:56:25,311
‫حتی اگه استخون‌هام رو می‌شکستن

1464
01:56:25,311 --> 01:56:27,313
‫به‌خاطر پدرم تحملش می‌کردم.

1465
01:56:27,313 --> 01:56:28,648
‫حتی برای صدها سال.

1466
01:56:28,648 --> 01:56:31,442
‫توبه کن! شرافتمندانه کار کن!

1467
01:56:32,026 --> 01:56:35,071
‫خفه شو، عوضی!

1468
01:56:35,071 --> 01:56:37,240
‫پول کافی ندارم.

1469
01:56:37,240 --> 01:56:39,909
‫می‌دونی که دارو گرونه.

1470
01:56:41,285 --> 01:56:44,789
‫پدرم هر روز لاغرتر می‌شد.

1471
01:56:46,082 --> 01:56:49,585
‫استخون‌هاش کم‌کم از پشتش بیرون می‌زدن.

1472
01:56:49,585 --> 01:56:52,839
‫فقط می‌خواستم غذای مقوی‌تری بهش بدم.

1473
01:56:55,091 --> 01:56:57,593
‫با خوشحالی به جاش می‌مُردم.

1474
01:57:00,054 --> 01:57:02,223
‫اگه به‌خاطر پدرم بود.

1475
01:57:08,396 --> 01:57:12,275
‫اگه به‌خاطر پدرم بود!

1476
01:57:20,366 --> 01:57:23,703
‫خیلی خوب مبارزه می‌کنی.

1477
01:57:23,703 --> 01:57:27,290
‫صدام کردن چون نزدیک بود یه بچه کشته بشه،

1478
01:57:27,290 --> 01:57:30,626
‫ولی تو با دست خالی هفت مرد بالغ رو بیهوش کردی.

1479
01:57:31,210 --> 01:57:33,713
‫استعداد داری.

1480
01:57:33,713 --> 01:57:37,341
‫بدون اینکه حتی سلاحی برداری،
‫مردهای بالغ رو شکست دادی.

1481
01:57:37,341 --> 01:57:40,011
‫واقعاً پسر فوق‌العاده‌ای هستی.

1482
01:57:42,013 --> 01:57:44,390
‫این یارو کیه؟

1483
01:57:44,390 --> 01:57:46,851
‫دارم چی می‌بینم؟

1484
01:57:47,435 --> 01:57:49,812
‫این‌ها خاطرات منه؟

1485
01:57:49,812 --> 01:57:51,898
‫می‌خوای بیای باشگاه من؟

1486
01:57:51,898 --> 01:57:54,525
‫حتی یه شاگرد هم ندارم.

1487
01:57:54,525 --> 01:57:56,277
‫خفه شو، پیرمرد!

1488
01:57:56,277 --> 01:57:57,779
‫می‌کشمت!

1489
01:57:57,779 --> 01:57:59,280
‫اون خال‌کوبی‌ها...

1490
01:57:59,864 --> 01:58:02,116
‫مجرمی از ادو هستی، نه؟

1491
01:58:02,116 --> 01:58:04,452
‫پس از ادو تبعید شدی

1492
01:58:04,494 --> 01:58:06,829
‫و آخرش سر از اینجا درآوردی؟

1493
01:58:06,829 --> 01:58:08,956
‫که چی؟

1494
01:58:09,082 --> 01:58:11,584
‫هیچ ربطی به تو نداره!

1495
01:58:12,460 --> 01:58:15,046
‫اول از نو شروع کن، پسر.

1496
01:58:15,838 --> 01:58:17,423
‫پس بیا جلو!

1497
01:58:18,174 --> 01:58:19,425
‫تو...

1498
01:58:19,425 --> 01:58:22,345
‫بمیر، پیرمرد!

1499
01:58:40,363 --> 01:58:41,572
‫[دوجوی سوریو]

1500
01:58:41,572 --> 01:58:44,742
‫واقعاً جون‌سختی.

1501
01:58:44,742 --> 01:58:46,536
‫بعد از اون‌همه کتکی که خوردی،

1502
01:58:46,536 --> 01:58:49,080
‫کمتر از یه ساعت بعد بیدار شدی.

1503
01:58:49,580 --> 01:58:51,457
‫من کیزو هستم.

1504
01:58:51,457 --> 01:58:56,129
‫دوجوی هنر رزمی سوریو رو اداره می‌کنم
‫که مبارزه با دست خالیه،

1505
01:58:56,129 --> 01:58:59,257
‫ولی حتی یه شاگرد هم ندارم.

1506
01:58:59,757 --> 01:59:03,594
‫برای همین با کارهای متفرقه خرج زندگیم رو درمیارم.

1507
01:59:06,055 --> 01:59:08,975
‫اولین کاری که می‌خوام انجام بدی

1508
01:59:09,016 --> 01:59:11,644
‫مراقبت از دختر مریضمه.

1509
01:59:11,644 --> 01:59:14,689
‫چون باید برم سر کار، اون رو به تو می‌سپرم.

1510
01:59:15,606 --> 01:59:18,276
‫چند وقت پیش همسرم از پرستاری خسته شد

1511
01:59:18,317 --> 01:59:20,278
‫و خودش رو غرق کرد.

1512
01:59:21,362 --> 01:59:23,489
‫زندگی سخته.

1513
01:59:27,326 --> 01:59:30,246
‫واقعاً به‌خاطر بی‌عرضگی من،

1514
01:59:30,246 --> 01:59:32,874
‫هم همسرم و هم دخترم خیلی سختی کشیدن.

1515
01:59:35,418 --> 01:59:37,628
‫مطمئنی می‌خوای منِ مجرم

1516
01:59:37,628 --> 01:59:40,548
‫تنهایی از دخترت پرستاری کنم؟

1517
01:59:42,300 --> 01:59:46,512
‫من یه مدت پیش اون مجرم رو حسابی کتک زدم،

1518
01:59:46,512 --> 01:59:48,389
‫پس دیگه مشکلی نیست.

1519
01:59:51,017 --> 01:59:53,144
‫شبیه همن.

1520
02:00:00,443 --> 02:00:02,195
‫فهمیدم.

1521
02:00:03,905 --> 02:00:07,283
‫دلیل اینکه این‌قدر ازت بدم می‌اومد،

1522
02:00:07,283 --> 02:00:11,621
‫این بود که من رو یاد اون گذشته‌ی بی‌ارزش می‌انداختی.

1523
02:00:16,459 --> 02:00:19,045
‫این دخترم، کویوکیه.

1524
02:00:21,797 --> 02:00:23,966
‫چه گذشته‌ی مسخره‌ای.

1525
02:00:27,595 --> 02:00:29,764
‫مسخره...

1526
02:00:38,105 --> 02:00:41,651
‫هاکوجی، من رو ببخش.

1527
02:00:43,194 --> 02:00:44,779
‫حالت چطوره، کویوکی؟

1528
02:00:46,948 --> 02:00:48,574
‫می‌تونی بلند بشی؟

1529
02:00:51,327 --> 02:00:54,747
‫از امروز صبح بهتر به نظر میای.

1530
02:00:55,289 --> 02:00:56,624
‫فکر کنم حالم خوبه.

1531
02:01:00,461 --> 02:01:02,046
‫پس ایشون

1532
02:01:02,046 --> 02:01:03,464
‫اسمش...

1533
02:01:04,465 --> 02:01:07,385
‫خب، اسمش رو بهم نمی‌گه.

1534
02:01:07,385 --> 02:01:09,804
‫هی، همین‌طوری اونجا نایست.

1535
02:01:11,013 --> 02:01:12,431
‫اینجا بشین.

1536
02:01:14,308 --> 02:01:17,353
‫تا برگردم، سعی کن اسمش رو ازش بپرسی.

1537
02:01:28,698 --> 02:01:30,032
‫خب...

1538
02:01:32,201 --> 02:01:37,665
‫صورتت… اون زخم‌ها درد می‌کنن؟

1539
02:01:40,876 --> 02:01:43,004
‫خوب می‌شن.

1540
02:01:43,004 --> 02:01:45,881
‫نجات دادن… محافظت کردن...

1541
02:01:46,757 --> 02:01:51,554
‫زندگیم چیزی نبود جز یه مشت یاوه‌ی بی‌ارزش

1542
02:01:51,554 --> 02:01:53,889
‫و خیال‌بافی احمقانه.

1543
02:02:10,197 --> 02:02:11,991
‫ممنونم.

1544
02:02:13,409 --> 02:02:15,953
‫لازم نیست هر بار تشکر کنی.

1545
02:02:15,953 --> 02:02:18,164
‫فقط دوباره بخواب.

1546
02:02:19,623 --> 02:02:23,586
‫ببخشید که دردسر درست می‌کنم.

1547
02:02:23,586 --> 02:02:25,671
‫گفتم که اشکالی نداره.

1548
02:02:27,465 --> 02:02:30,134
‫ببندمش؟

1549
02:02:32,345 --> 02:02:34,388
‫همین‌طوری بذارش.

1550
02:02:36,515 --> 02:02:39,643
‫کویوکی واقعاً ضعیف و نحیف بود.

1551
02:02:40,686 --> 02:02:43,022
‫مجبور بودم تمام شب کنارش بمونم،

1552
02:02:43,022 --> 02:02:46,817
‫حوله‌ی روی پیشونیش رو عوض کنم
‫و ملحفه‌هاش رو براش عوض کنم،

1553
02:02:46,817 --> 02:02:49,236
‫مرتب بهش آب بدم،

1554
02:02:49,236 --> 02:02:50,821
‫و البته،

1555
02:02:50,821 --> 02:02:54,200
‫هر وقت باید به دستشویی می‌رفت، کولش کنم و ببرمش.

1556
02:02:57,411 --> 02:03:01,540
‫من همیشه از پدرم پرستاری می‌کردم.

1557
02:03:01,540 --> 02:03:05,044
‫بیشتر از آدم‌های معمولی طاقت داشتم،

1558
02:03:05,044 --> 02:03:07,129
‫پس خیلی هم سخت نبود.

1559
02:03:11,801 --> 02:03:14,178
‫برای همه‌چیز ببخشید.

1560
02:03:21,143 --> 02:03:23,979
‫چرا آدم‌هایی که از بیماری رنج می‌برن

1561
02:03:24,021 --> 02:03:26,273
‫همیشه عذرخواهی می‌کنن؟

1562
02:03:26,982 --> 02:03:29,735
‫به‌خاطر اینکه سربارن عذرخواهی می‌کنن.

1563
02:03:29,735 --> 02:03:33,030
‫به‌خاطر سرفه‌های پرسروصداشون عذرخواهی می‌کنن.

1564
02:03:33,030 --> 02:03:36,534
‫چون نمی‌تونن درست کار کنن، عذرخواهی می‌کنن.

1565
02:03:38,369 --> 02:03:41,372
‫اگه می‌تونستن، خودشون مراقب خودشون می‌شدن.

1566
02:03:41,372 --> 02:03:43,499
‫وقتی نمی‌تونن جلوی سرفه‌شون رو بگیرن،

1567
02:03:43,499 --> 02:03:46,335
‫حتماً دلشون می‌خواد عادی نفس بکشن.

1568
02:03:47,002 --> 02:03:51,424
‫خودشون بیشتر از همه عذاب می‌کشن.

1569
02:03:54,135 --> 02:03:56,762
‫برای همه‌چیز ببخشید.

1570
02:03:56,762 --> 02:04:01,392
‫به‌خاطر من نمی‌تونی بری تمرین کنی

1571
02:04:01,392 --> 02:04:03,644
‫یا خوش بگذرونی.

1572
02:04:04,603 --> 02:04:08,774
‫من هیچ‌وقت به خوش‌گذرونی فکر نمی‌کنم.

1573
02:04:08,774 --> 02:04:11,735
‫اوقات بیکاریم هم همین اطراف تمرین می‌کنم.

1574
02:04:11,735 --> 02:04:13,279
‫پس نگران نباش.

1575
02:04:14,697 --> 02:04:20,286
‫ولی گاهی باید استراحت کنی.

1576
02:04:20,286 --> 02:04:25,708
‫شنیدم امشب آتیش‌بازی دارن، پس بهتره بری.

1577
02:04:27,042 --> 02:04:28,961
‫این چطوره؟

1578
02:04:28,961 --> 02:04:31,338
‫وقتی سرگیجه‌ات بهتر شد،

1579
02:04:31,338 --> 02:04:34,467
‫کولت کنم و تا پای پل ببرمت؟

1580
02:04:39,722 --> 02:04:41,765
‫حتی اگه امروز نتونی بری،

1581
02:04:41,765 --> 02:04:44,935
‫سال بعد و سال بعدش هم آتیش‌بازی هست.

1582
02:04:44,935 --> 02:04:47,313
‫اون موقع می‌تونی بری.

1583
02:04:55,821 --> 02:04:59,700
‫تنها چیزی که موقع پرستاری ازش برام سخت بود،

1584
02:04:59,700 --> 02:05:04,914
‫این بود که کویوکی وسط حرف زدن
‫یه‌دفعه می‌زد زیر گریه.

1585
02:05:05,539 --> 02:05:08,542
‫احتمالاً از اینکه بستری بود دلش می‌گرفت،

1586
02:05:08,542 --> 02:05:12,004
‫ولی وقتی گریه می‌کرد، خیلی ناراحت می‌شدم.

1587
02:05:13,714 --> 02:05:16,217
‫[سوریو]

1588
02:05:27,394 --> 02:05:29,480
‫آها، فهمیدم.

1589
02:05:29,480 --> 02:05:31,649
‫پس «هاکو»ی هاکوجی اینه.

1590
02:05:31,649 --> 02:05:33,692
‫همون نویسه‌ی «کوما» در کوماینوئه.

1591
02:05:33,692 --> 02:05:35,194
‫حالا فهمیدم.

1592
02:05:35,194 --> 02:05:37,821
‫می‌دونستم، تو هم مثل منی.

1593
02:05:37,821 --> 02:05:41,033
‫باید چیزی برای محافظت کردن داشته باشی.

1594
02:05:41,033 --> 02:05:44,495
‫مثل کوماینو که از معبد محافظت می‌کنه.

1595
02:05:49,833 --> 02:05:52,628
‫ظاهراً دلیل اینکه استادم با وجود سامورایی نبودنش،

1596
02:05:52,628 --> 02:05:56,298
‫این زمین بزرگ و باشگاه رو در اختیار داشت،

1597
02:05:56,298 --> 02:06:00,177
‫این بود که پیرمردی رو
‫از دست راهزن‌ها نجات داده بود.

1598
02:06:00,177 --> 02:06:03,847
‫اون پیرمرد عمیقاً تحت‌تأثیر
‫سبک سوریو قرار گرفته بود.

1599
02:06:03,847 --> 02:06:09,144
‫چون وارثی نداشت، زمین و دوجوی قدیمی
‫رو به استادم بخشیده بود.

1600
02:06:12,106 --> 02:06:13,399
‫بااین‌حال،

1601
02:06:13,399 --> 02:06:16,735
‫آدم‌های دیگه‌ای هم بودن که
‫اون زمین رو برای خودشون می‌خواستن.

1602
02:06:16,735 --> 02:06:18,821
‫اون‌ها راضی نبودن.

1603
02:06:18,821 --> 02:06:24,201
‫دوجوی شمشیرزنی همسایه
‫دجوی سوریو رو آزار می‌داد.

1604
02:06:25,703 --> 02:06:30,624
‫برای همین دوجوی سوریو شاگرد جدیدی پیدا نمی‌کرد.

1605
02:06:37,756 --> 02:06:42,261
‫ولی با تمرین کردن اینجا و پرستاری از کویوکی،

1606
02:06:43,887 --> 02:06:47,182
‫قلبم نجات پیدا کرد.

1607
02:07:06,285 --> 02:07:10,372
‫سه سال گذشت و هجده‌ساله شدم.

1608
02:07:11,290 --> 02:07:13,250
‫کویوکی هم شانزده‌ساله شد.

1609
02:07:13,250 --> 02:07:15,753
‫تقریباً دیگه بستری نمی‌شد

1610
02:07:15,753 --> 02:07:18,631
‫و دوباره می‌تونست یه زندگی عادی داشته باشه.

1611
02:07:22,885 --> 02:07:25,054
‫هاکوجی، بیا اینجا.

1612
02:07:25,804 --> 02:07:26,847
‫بله.

1613
02:07:28,599 --> 02:07:30,100
‫قضیه اینه.

1614
02:07:30,100 --> 02:07:33,395
‫هاکوجی، این دوجو رو از من به ارث می‌بری؟

1615
02:07:33,937 --> 02:07:37,358
‫کویوکی هم گفت دوستت داره.

1616
02:07:46,950 --> 02:07:50,954
‫مُهر مجرم روی پیشونیم خورده بود،

1617
02:07:50,954 --> 02:07:53,499
‫پس واقعاً نمی‌تونستم آینده‌ام رو تصور کنم.

1618
02:07:55,084 --> 02:07:56,543
‫چه برسه به آینده‌ای

1619
02:07:56,543 --> 02:08:01,465
‫که توش کسی واقعاً دوستم داشته باشه.

1620
02:08:03,425 --> 02:08:07,638
‫ولی شاید همون‌طور که پدرم گفت،

1621
02:08:07,638 --> 02:08:10,974
‫از این به بعد می‌تونستم درست زندگی کنم؟

1622
02:08:12,226 --> 02:08:16,772
‫امید کمرنگی برای شروع دوباره
‫توی وجودم شکل گرفت

1623
02:08:16,772 --> 02:08:20,317
‫و اون‌قدر بزرگ شد که نمی‌تونستم مهارش کنم.

1624
02:08:26,615 --> 02:08:28,909
‫اون موقع،

1625
02:08:28,909 --> 02:08:34,164
‫حتی توی خواب هم نمی‌دیدم دو نفری که
‫می‌خواستم با جونم ازشون محافظت کنم،

1626
02:08:34,707 --> 02:08:37,251
‫مسموم بشن.

1627
02:08:42,256 --> 02:08:45,676
‫رفتم سر قبر پدرم.

1628
02:08:46,301 --> 02:08:49,471
‫بهش گفتم که می‌خوام ازدواج کنم.

1629
02:08:58,981 --> 02:09:02,484
‫قبل از تاریکی هوا به باشگاه برگشتم، ولی

1630
02:09:06,113 --> 02:09:08,824
‫حتی قبل از اینکه چیزی بشنوم، حالت تهوع گرفتم.

1631
02:09:09,783 --> 02:09:12,286
‫دیافراگمم می‌پرید

1632
02:09:12,286 --> 02:09:15,622
‫و حس شومی باعث شد مو به تنم سیخ بشه.

1633
02:09:18,208 --> 02:09:20,711
‫یکی توی چاه سم ریخته!

1634
02:09:21,295 --> 02:09:24,715
‫چون نمی‌تونستن در مبارزه‌ای منصفانه
‫تو یا کیزو رو شکست بدن،

1635
02:09:24,715 --> 02:09:27,050
‫این کار بی‌رحمانه رو کردن!

1636
02:09:27,050 --> 02:09:29,678
‫خیلی وحشتناکه، دیگه از حد گذروندن!

1637
02:09:29,678 --> 02:09:32,014
‫حتی کویوکی رو هم کشتن!

1638
02:09:34,808 --> 02:09:40,189
‫هر وقت عزیزترین آدم‌های زندگیم توی خطر بودن،

1639
02:09:40,189 --> 02:09:42,441
‫هیچ‌وقت کنارشون نبودم.

1640
02:09:51,366 --> 02:09:54,578
‫با اینکه قول داده بودم.

1641
02:09:56,622 --> 02:09:59,124
‫واقعاً من رو می‌خوای؟

1642
02:10:01,376 --> 02:10:05,839
‫وقتی بچه بودیم، گفتی میریم آتیش‌بازی رو می‌بینیم.

1643
02:10:05,839 --> 02:10:07,674
‫یادت میاد؟

1644
02:10:09,384 --> 02:10:12,554
‫خب، آخه...

1645
02:10:13,889 --> 02:10:16,975
‫همون گفت‌وگوهای کوتاهی که با تو داشتم،

1646
02:10:16,975 --> 02:10:21,355
‫خیلی خوشحالم می‌کرد.

1647
02:10:22,815 --> 02:10:26,276
‫با اینکه اون سال نتونستم آتیش‌بازی رو ببینم،

1648
02:10:26,276 --> 02:10:31,365
‫گفتی سال بعد یا سال بعدش می‌تونم برم.

1649
02:10:32,241 --> 02:10:38,247
‫من حتی نمی‌تونستم تصور کنم
‫تا سال بعد یا سال بعدش زنده باشم.

1650
02:10:41,875 --> 02:10:43,794
‫مادرم هم همین‌طور بود.

1651
02:10:44,336 --> 02:10:48,257
‫نمی‌خواست مُردنم رو ببینه،

1652
02:10:48,257 --> 02:10:51,635
‫برای همین فکر کنم خودش رو کشت.

1653
02:10:51,635 --> 02:10:56,890
‫از طرفی می‌فهمیدم پدرم هم ته قلبش ناامید شده.

1654
02:10:57,766 --> 02:11:00,477
‫چون بیش‌ازحد ضعیف و نحیف بودم.

1655
02:11:01,520 --> 02:11:06,859
‫ولی تو می‌تونستی آینده‌ام رو ببینی.

1656
02:11:07,693 --> 02:11:10,112
‫انگار که کاملاً بدیهی بود.

1657
02:11:10,112 --> 02:11:14,199
‫از سال بعد و سال بعدش برام حرف می‌زدی.

1658
02:11:15,075 --> 02:11:17,578
‫خیلی خوشحال بودم.

1659
02:11:28,922 --> 02:11:31,842
‫آره، من تو رو می‌خوام.

1660
02:11:33,760 --> 02:11:38,348
‫شوهرم می‌شی؟

1661
02:11:46,315 --> 02:11:47,232
‫آره.

1662
02:11:47,983 --> 02:11:50,652
‫از همه قوی‌تر میشم

1663
02:11:51,069 --> 02:11:53,488
‫و تا آخر عمر ازت محافظت می‌کنم.

1664
02:11:58,035 --> 02:12:02,247
‫آخرش همه‌ش فقط حرف بود.

1665
02:12:02,247 --> 02:12:05,375
‫حتی نتونستم یه کار رو درست انجام بدم.

1666
02:12:17,804 --> 02:12:19,473
‫تو کی هستی؟

1667
02:12:20,807 --> 02:12:22,601
‫چه بی‌ادب!

1668
02:12:22,601 --> 02:12:25,062
‫تو از دوجوی سوریو...

1669
02:12:48,877 --> 02:12:51,964
‫بعد از مسموم شدن پدر و دختر دوجوی سوریو،

1670
02:12:51,964 --> 02:12:57,052
‫تنها شاگرد بازمانده به
‫باشگاهی شمشیرزنی همسایه حمله کرد

1671
02:12:57,052 --> 02:12:59,930
‫و شصت‌وهفت نفر رو کشت.

1672
02:12:59,930 --> 02:13:03,934
‫با دست خالی جمجمه‌هاشون رو خرد کرد
‫و اندام‌های داخلیشون رو از بین برد.

1673
02:13:03,934 --> 02:13:05,769
‫بیشتر اجساد

1674
02:13:05,769 --> 02:13:08,772
‫اون‌قدر له و متلاشی شده بودن که قابل‌شناسایی نبودن

1675
02:13:08,772 --> 02:13:11,692
‫و بخش‌های بزرگی از بدنشون گم شده بود.

1676
02:13:11,692 --> 02:13:16,113
‫فک‌ها، مغزها، چشم‌ها، دست‌وپاها
‫و دل‌وروده‌ها پاشیده بودن

1677
02:13:16,113 --> 02:13:18,365
‫و به سقف و دیوارها چسبیده بودن.

1678
02:13:18,365 --> 02:13:19,992
‫صحنه‌ای جهنمی بود.

1679
02:13:19,992 --> 02:13:22,953
‫عامل این جنایت، انسان معمولی نیست.

1680
02:13:46,476 --> 02:13:50,397
‫سروصدای زیادی درباره‌ی ظاهر شدن شیطانی
‫در جایی به پا شده بود

1681
02:13:50,397 --> 02:13:53,442
‫من که یادم نمیاد شیطانی به اونجا فرستاده باشم.

1682
02:13:53,442 --> 02:13:56,570
‫این‌همه زحمت کشیدم و تا اینجا اومدم،

1683
02:13:56,570 --> 02:13:59,239
‫ولی معلوم شد فقط یه انسان معمولیه.

1684
02:13:59,239 --> 02:14:01,575
‫چه حوصله‌سربر.

1685
02:14:02,576 --> 02:14:03,910
‫برو کنار.

1686
02:14:04,578 --> 02:14:05,412
‫می‌کشمت.

1687
02:14:10,542 --> 02:14:15,464
‫دارم به ساختن دوازده شیطان قدرتمند فکر می‌کنم.

1688
02:14:16,214 --> 02:14:20,927
‫می‌تونی این مقدار خونی رو که بهت میدم تحمل کنی؟

1689
02:14:22,888 --> 02:14:28,143
‫هیچ… چیز

1690
02:14:28,143 --> 02:14:33,732
‫دیگه هیچ‌چیز… برام مهم نیست.

1691
02:14:48,747 --> 02:14:51,875
‫به شیطان تبدیل شدم و خاطراتم رو از دست دادم،

1692
02:14:51,875 --> 02:14:54,920
‫و دوباره دنبال قدرت رفتم.

1693
02:15:10,393 --> 02:15:11,770
‫بیشتر!

1694
02:15:11,770 --> 02:15:14,022
‫ادامه بده!

1695
02:15:17,859 --> 02:15:23,865
‫دیگه چیزی از اونچه می‌خواستم
‫ازش محافظت کنم، باقی نمونده بود.

1696
02:15:26,952 --> 02:15:32,958
‫واقعاً هم نمی‌خواستم توی دنیایی
‫بدون خانواده‌ام به زندگی ادامه بدم.

1697
02:15:36,545 --> 02:15:41,591
‫بااین‌حال، بیش از صد سال بی‌دلیل به کشتن ادامه دادم.

1698
02:15:42,634 --> 02:15:47,347
‫چه داستان رقت‌انگیز و حقیری،

1699
02:15:48,682 --> 02:15:51,184
‫که هیچ معنایی نداره.

1700
02:15:56,565 --> 02:15:58,608
‫حتی اگه بمیرم،

1701
02:15:58,608 --> 02:16:01,987
‫نمی‌تونم به جایی برم که اون‌ها رفتن.

1702
02:16:03,446 --> 02:16:08,493
‫چطور جرئت کردی اون گذشته رو یادم بیاری؟

1703
02:16:10,245 --> 02:16:12,455
‫انسان‌ها

1704
02:16:12,455 --> 02:16:15,500
‫فقط موجوداتی نرم، شکننده و ضعیفن.

1705
02:16:16,376 --> 02:16:22,382
‫راحت می‌میرن. می‌شکنن. ناپدید می‌شن.

1706
02:16:25,886 --> 02:16:27,804
‫هنوز نمُرده؟

1707
02:16:27,804 --> 02:16:29,723
‫مسخره‌ست!

1708
02:16:30,932 --> 02:16:33,393
‫باید همین الان کارش رو تموم کنم.

1709
02:16:34,603 --> 02:16:38,565
‫اگه الان بازسازی بشه، دیگه فرصت بعدی نداریم.

1710
02:16:44,821 --> 02:16:47,616
‫وسط مبارزه بیهوش شدم.

1711
02:16:49,367 --> 02:16:50,869
‫سرش

1712
02:16:50,869 --> 02:16:53,288
‫سرش داره بازسازی میشه.

1713
02:16:54,831 --> 02:16:56,833
‫با اینکه چند لحظه پیش قطعش کردم.

1714
02:17:02,756 --> 02:17:05,467
‫مرگ ویرانگر، نوع نابودی.

1715
02:17:06,343 --> 02:17:08,345
‫بس کن!

1716
02:17:08,345 --> 02:17:11,306
‫هنوز می‌تونه حرکت کنه؟!

1717
02:17:11,306 --> 02:17:13,516
‫هرچند بار هم که لازم باشه، سرش رو قطع می‌کنم

1718
02:17:13,516 --> 02:17:14,517
‫و پیروز میشم.

1719
02:17:14,517 --> 02:17:17,229
‫من و گیو آکازا رو شکست میدیم.

1720
02:17:20,732 --> 02:17:22,359
‫شمشیرم

1721
02:17:23,652 --> 02:17:25,987
‫از دستم سُر خورد.

1722
02:17:26,988 --> 02:17:28,615
‫نتونستم نگهش دارم.

1723
02:17:37,582 --> 02:17:39,125
‫از نو شروع کن

1724
02:17:40,460 --> 02:17:41,628
‫پسر.

1725
02:17:44,589 --> 02:17:47,259
‫از ضعیف‌ها متنفرم.

1726
02:17:48,927 --> 02:17:53,682
‫ضعیف‌ها منصفانه مبارزه نمی‌کنن.

1727
02:17:53,848 --> 02:17:56,017
‫به جاش توی چاه سم میریزن.

1728
02:17:56,559 --> 02:17:58,270
‫چندش‌آوره.

1729
02:17:59,437 --> 02:18:05,694
‫ضعیف‌ها صبر ندارن و با اولین سختی
‫تسلیم ناامیدی می‌شن.

1730
02:18:07,862 --> 02:18:10,824
‫با دست‌هایی که برای محافظت بودن، آدم کشتم.

1731
02:18:12,450 --> 02:18:16,204
‫سبک ارزشمند سوریوی استادم رو به خون آلوده کردم.

1732
02:18:17,163 --> 02:18:19,833
‫حتی نتونستم آخرین خواسته‌ی پدرم رو عملی کنم.

1733
02:18:22,711 --> 02:18:27,132
‫درسته، کسی که می‌خواستم بکشمش

1734
02:18:32,679 --> 02:18:34,097
‫وای نه، اوضاع بده!

1735
02:18:34,097 --> 02:18:35,849
‫شمشیرم پرت شد.

1736
02:18:37,559 --> 02:18:39,728
‫با مشت نمیشه متوقفش کرد.

1737
02:18:50,322 --> 02:18:54,659
‫آکازا می‌خواد از نوع نابودی‌ای
‫استفاده کنه که علیه رنگوکو به کار برد.

1738
02:18:57,746 --> 02:19:01,207
‫گیو رو از محدوده‌ی حمله بیرون می‌برم.

1739
02:19:05,670 --> 02:19:07,839
‫به من اهمیت نده!

1740
02:19:13,219 --> 02:19:15,221
‫باید اون ضعیفی...

1741
02:19:17,724 --> 02:19:22,187
‫ که ازش متنفرم رو بکشم!

1742
02:20:05,105 --> 02:20:07,857
‫خودش این کار رو با خودش کرد.

1743
02:20:10,402 --> 02:20:12,904
‫چرا به خودش حمله کرد؟

1744
02:20:13,446 --> 02:20:14,906
‫چرا؟

1745
02:20:18,076 --> 02:20:19,369
‫برای یه لحظه،

1746
02:20:19,911 --> 02:20:22,372
‫بوی قدردانی از آکازا حس کردم.

1747
02:20:23,665 --> 02:20:25,667
‫چرا لبخند زد؟

1748
02:20:29,921 --> 02:20:32,465
‫دیگه بسه! تمومش کن!

1749
02:20:32,465 --> 02:20:34,592
‫بازسازی نشو!

1750
02:20:35,552 --> 02:20:37,595
‫مبارزه تموم شده.

1751
02:20:37,595 --> 02:20:39,681
‫من باختم.

1752
02:20:41,349 --> 02:20:44,769
‫توی اون لحظه به‌طور کامل شکست خوردم.

1753
02:20:44,769 --> 02:20:49,190
‫فن باشکوهی بود، منصفانه و شرافتمندانه.

1754
02:20:50,650 --> 02:20:54,863
‫حرکاتم رو بی‌نقص خوند و توی آخرین لحظه چرخید،

1755
02:20:54,863 --> 02:20:58,533
‫و قبل از اینکه حمله‌ام رو اجرا کنم، ضربه زد.

1756
02:20:59,325 --> 02:21:01,161
‫تموم شد.

1757
02:21:01,995 --> 02:21:06,291
‫می‌خوام با سربلندی به جهنم برم.

1758
02:21:09,294 --> 02:21:11,421
‫می‌خواد کجا بره؟

1759
02:21:19,262 --> 02:21:20,889
‫متوقف شد.

1760
02:21:23,725 --> 02:21:25,393
‫پدر.

1761
02:21:26,895 --> 02:21:28,688
‫حالا حالت خوبه؟

1762
02:21:29,355 --> 02:21:31,149
‫دیگه عذاب نمی‌کشی؟

1763
02:21:32,525 --> 02:21:35,069
‫حالم خوبه، هاکوجی.

1764
02:21:36,070 --> 02:21:37,947
‫ممنونم.

1765
02:21:44,329 --> 02:21:46,164
‫ببخشید، پدر.

1766
02:21:46,664 --> 02:21:50,210
‫ببخشید، نتونستم از نو شروع کنم.

1767
02:21:50,210 --> 02:21:51,753
‫شکست خوردم.

1768
02:21:54,964 --> 02:21:56,883
‫مهم نیست.

1769
02:21:57,509 --> 02:21:59,844
‫هرچیزی هم که بشی

1770
02:21:59,844 --> 02:22:01,346
‫پسر، پسره.

1771
02:22:01,346 --> 02:22:03,264
‫شاگرد هم شاگرده.

1772
02:22:03,264 --> 02:22:05,558
‫حتی بعد از مرگ هم رهات نمی‌کنیم.

1773
02:22:07,018 --> 02:22:10,605
‫ولی نمی‌تونیم تو رو به بهشت ببریم.

1774
02:22:12,899 --> 02:22:14,484
‫استاد

1775
02:22:17,111 --> 02:22:21,115
‫مگه نمی‌خواستی قوی بشی؟

1776
02:22:21,115 --> 02:22:24,327
‫این پایان کارته؟

1777
02:22:24,327 --> 02:22:26,162
‫آکازا.

1778
02:22:27,914 --> 02:22:31,584
‫درسته. من قوی میشم.

1779
02:22:31,584 --> 02:22:33,461
‫می‌خوام قوی بشم.

1780
02:22:34,504 --> 02:22:36,714
‫که چی سرم رو قطع کرده؟

1781
02:22:36,714 --> 02:22:37,966
‫مبارزه تموم شده؟

1782
02:22:37,966 --> 02:22:39,884
‫مهم نیست!

1783
02:22:39,884 --> 02:22:42,637
‫همه‌شون رو می‌کشم.

1784
02:22:43,304 --> 02:22:46,182
‫هنوز می‌تونم قوی‌تر بشم.

1785
02:22:48,768 --> 02:22:52,397
‫باید به قولم عمل کنم.

1786
02:23:02,699 --> 02:23:06,619
‫هاکوجی، ممنونم.

1787
02:23:07,328 --> 02:23:09,289
‫به‌اندازه‌ی کافی تلاش کردی.

1788
02:23:13,668 --> 02:23:15,128
‫اشکالی نداره.

1789
02:23:15,795 --> 02:23:17,463
‫می‌تونی دیگه دست بکشی.

1790
02:23:17,463 --> 02:23:19,090
‫آکازا!

1791
02:23:29,058 --> 02:23:30,560
‫ببخشید!

1792
02:23:30,560 --> 02:23:33,896
‫ببخشید که نتونستم ازت محافظت کنم!

1793
02:23:33,896 --> 02:23:37,150
‫ببخشید وقتی بهم نیاز داشتی، کنارت نبودم!

1794
02:23:37,775 --> 02:23:40,695
‫نتونستم حتی به یه قولم عمل کنم!

1795
02:23:40,695 --> 02:23:42,238
‫من رو ببخش!

1796
02:23:42,238 --> 02:23:44,824
‫خواهش می‌کنم من رو ببخش!

1797
02:23:45,408 --> 02:23:47,368
‫ببخشید

1798
02:23:51,331 --> 02:23:56,252
‫خوشحالم که ما رو یادت اومد.

1799
02:23:57,211 --> 02:24:01,799
‫خوشحالم که دوباره همون هاکوجی قدیمی شدی.

1800
02:24:10,516 --> 02:24:13,811
‫خوش برگشتی، هاکوجی.

1801
02:24:17,690 --> 02:24:19,484
‫سلام، هاکوجی.

1802
02:24:19,901 --> 02:24:21,319
‫خوش برگشتی.

1803
02:24:29,869 --> 02:24:31,412
‫برگشتم.

1804
02:24:32,372 --> 02:24:34,040
‫بالاخره برگشتم.

1805
02:24:37,710 --> 02:24:41,881
‫خوش برگشتی، عزیزم.

1806
02:25:11,035 --> 02:25:12,704
‫ناپدید شد.

1807
02:25:24,257 --> 02:25:26,759
‫تموم شد.

1808
02:25:30,430 --> 02:25:31,931
‫زود باش

1809
02:25:32,557 --> 02:25:38,521
‫باید برم… پیش خانوم تامایو...

1810
02:25:46,237 --> 02:25:47,780
‫تانجیرو

1811
02:26:00,334 --> 02:26:05,631
‫تانجیرو و گیو رده‌بالای سوم رو شکست دادن!

1812
02:26:05,631 --> 02:26:11,137
‫به‌خاطر خستگی شدید از هوش رفتن!

1813
02:26:16,225 --> 02:26:21,814
‫تانجیرو و گیو رده‌بالای سوم رو شکست دادن!

1814
02:26:21,814 --> 02:26:23,232
‫پیروز شدن!

1815
02:26:30,239 --> 02:26:34,827
‫حضور آکازا ناپدید شد.

1816
02:26:37,288 --> 02:26:39,624
‫از پا درآمد.

1817
02:26:42,794 --> 02:26:44,337
‫آکازا.

1818
02:26:45,755 --> 02:26:49,550
‫مگه قرار نبود من رو شکست بدی؟

1819
02:26:51,844 --> 02:26:56,182
‫راهی براش باز شده بود تا به ارتفاعات بالاتری برسه،

1820
02:26:57,642 --> 02:27:01,062
‫ولی خودش رهاش کرد.

1821
02:27:07,902 --> 02:27:10,863
‫چه رقت‌انگیز و ضعیف.

1822
02:27:18,204 --> 02:27:19,747
‫اوه؟

1823
02:27:19,747 --> 02:27:24,085
‫ممکنه جناب آکازا مُرده باشه؟

1824
02:27:25,461 --> 02:27:30,049
‫برای لحظه‌ای حس عجیبی داشتم،
‫ولی احتمالاً خیالاتی شدم.

1825
02:27:31,008 --> 02:27:35,680
‫انگار جناب آکازا به موجود دیگه‌ای تبدیل شده بود.

1826
02:27:38,558 --> 02:27:41,143
‫ولی حالا که مُرده، فکر کنم هیچ‌وقت نمی‌فهمم.

1827
02:27:44,272 --> 02:27:47,275
‫خب، چی بود؟

1828
02:27:48,150 --> 02:27:50,152
‫آهان، یادم اومد.

1829
02:27:50,653 --> 02:27:53,072
‫اسمت رو پرسیدم.

1830
02:28:05,918 --> 02:28:11,507
‫تانجیرو و گیو رده‌بالای سوم رو شکست دادن!

1831
02:28:11,507 --> 02:28:12,717
‫پیروز شدن!

1832
02:28:13,426 --> 02:28:14,719
‫هیمه‌جیما!

1833
02:28:16,095 --> 02:28:18,014
‫آفرین، تومیوکا.

1834
02:28:18,639 --> 02:28:20,558
‫آفرین، کامادو.

1835
02:28:25,771 --> 02:28:29,483
‫تومیوکا و تانجیرو فوق‌العاده‌ان!

1836
02:28:29,483 --> 02:28:32,153
‫حالا نوبت ماست!

1837
02:28:32,612 --> 02:28:33,988
‫آره!

1838
02:28:48,669 --> 02:28:50,796
‫نمیری، آگاتسوما!

1839
02:28:56,218 --> 02:28:58,679
‫زود باش، وگرنه می‌زنمت!

1840
02:28:58,679 --> 02:28:59,847
‫شنیدی؟

1841
02:28:59,847 --> 02:29:03,809
‫قوی‌ترین شیطان رو نشونم بده!

1842
02:29:03,809 --> 02:29:05,603
‫فهمیدی؟

1843
02:29:05,603 --> 02:29:08,022
‫یورش گراز!

1844
02:29:08,022 --> 02:29:09,315
‫بزن بریم!

1845
02:29:09,315 --> 02:29:10,816
‫از این طرف!

1846
02:29:10,816 --> 02:29:14,236
‫اینجا یه حریف قدر داریم!

1847
02:29:20,534 --> 02:29:22,578
‫داداشی کجاست؟

1848
02:29:32,463 --> 02:29:34,507
‫یه رده‌بالا برام بیار!

1849
02:29:34,507 --> 02:29:35,883
‫رده‌بالا!

1850
02:29:35,883 --> 02:29:37,510
‫لعنتی!

1851
02:29:37,510 --> 02:29:40,137
‫فرار نکن!

1852
02:29:48,020 --> 02:29:53,192
‫مسیر دسترسی شمالی از طبقه‌ی هشتاد و هشتم،
‫موزان پیدا نشد.

1853
02:29:54,360 --> 02:29:58,864
‫جنوب شرقی، طبقه‌ی صد و بیست‌ و هفتم، موزان پیدا نشد.

1854
02:30:00,074 --> 02:30:02,785
‫کجاست؟ کجاست؟

1855
02:30:02,785 --> 02:30:03,953
‫کجا می‌تونه باشه؟

1856
02:30:04,829 --> 02:30:09,291
‫از طبقه‌ی نودم تا طبقه‌ی صدم، موزان پیدا نشد.

1857
02:30:11,544 --> 02:30:14,422
‫طبقه‌ی صد و سی ‌و سوم پاک‌سازی شد.

1858
02:30:14,422 --> 02:30:16,132
‫موزان پیدا نشد.

1859
02:30:17,466 --> 02:30:22,471
‫کلاغ‌هامون حتماً پیدات می‌کنن.

1860
02:30:22,930 --> 02:30:26,183
‫ذره‌ ذره‌ی این قلعه رو می‌گردیم

1861
02:30:26,183 --> 02:30:30,146
‫و هرجا باشی، شکارت می‌کنیم.

1862
02:30:45,494 --> 02:30:48,372
‫سازه‌ی چندلایه داره به شمال شرقی حرکت می‌کنه.

1863
02:30:48,372 --> 02:30:52,251
‫سازه‌های جدید به‌صورت عمودی و افقی
‫دارن حرکت می‌کنن

1864
02:30:52,251 --> 02:30:54,045
‫و روی هم قرار میگیرن

1865
02:30:58,049 --> 02:30:59,759
‫و با هم یکی می‌شن!

1866
02:31:06,307 --> 02:31:08,059
‫دیگه خیلی زیاده

1867
02:31:09,268 --> 02:31:10,728
‫نه.

1868
02:31:10,728 --> 02:31:13,773
‫نباید اینجا شکست بخوریم.

1869
02:31:14,523 --> 02:31:16,734
‫کلاغ‌ها، برید!

1870
02:31:16,734 --> 02:31:18,652
‫به‌سمت موزان!

1871
02:31:23,491 --> 02:31:26,452
‫شما شیطان‌کش‌ها حال ‌به‌هم‌زنید!

1872
02:31:26,452 --> 02:31:30,790
‫هیچ‌وقت به من نمی‌رسید.

1873
02:31:30,790 --> 02:31:34,960
‫شاید بعد از قطع کردن سر یه رده‌بالا
‫به خودتون افتخار کنید،

1874
02:31:34,960 --> 02:31:39,131
‫ولی تا وقتی من رو نکشید، هیچ ارزشی نداره.

1875
02:31:42,760 --> 02:31:48,766
‫بدون اینکه حتی چشم‌تون به من بیفته، بیهوده می‌میرید.

1876
02:31:48,766 --> 02:31:52,269
‫چنین سرنوشتی لایق احمق‌هایی مثل شماست.

1877
02:31:53,354 --> 02:31:58,442
‫از این لحظه به بعد،
‫کاری می‌کنم از زنده بودنتون پشیمون بشید.

1878
02:31:59,944 --> 02:32:03,864
‫از درد به خودتون بپیچید، عذاب بکشید
‫و توی ناامیدی دست‌وپا بزنید.

1879
02:32:03,864 --> 02:32:09,328
‫و امشب، شیطان‌کش‌ها

1880
02:32:09,328 --> 02:32:11,747
‫آخرین شب زندگی‌تون میشه!

1881
02:32:22,675 --> 02:32:24,385
‫نمیر.

1882
02:32:27,972 --> 02:32:30,057
‫گیو.

1883
02:32:36,897 --> 02:32:40,484
‫تانجیرو، حق نداری بمیری.

1884
02:32:40,734 --> 02:32:51,704
« زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in»

