﻿1
00:00:13,888 --> 00:00:16,349
« زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in»

2
00:00:18,852 --> 00:00:21,271
‫ایناکو، بیا بو کن.

3
00:00:24,357 --> 00:00:26,985
‫بوش عین پارساله!

4
00:00:27,068 --> 00:00:30,196
‫بوی سیب می‌ده،
‫ولی یه‌کم ترش و شیرین‌تره.

5
00:00:30,280 --> 00:00:32,407
‫عاشق این بوئم!

6
00:00:32,490 --> 00:00:34,117
‫غافل‌گیرم کردی.

7
00:00:34,200 --> 00:00:35,994
‫تو استاد کارگاهمون می‌شی.

8
00:00:36,077 --> 00:00:38,788
‫آره. می‌خوام استاد کارگاهمون بشم!

9
00:00:38,872 --> 00:00:42,208
‫در این صورت، بهتره به درگاه ایزدان
‫دعا کنی.

10
00:00:42,709 --> 00:00:44,419
‫ایزدان؟

11
00:00:46,880 --> 00:00:51,009
‫اگه ایزدان محصولمون رو متبرک نکنن،
‫اصلا به درد نمی‌خوره.

12
00:00:51,092 --> 00:00:55,388
‫دل آدم رو عین ماه کامل روشن نمی‌کنه.

13
00:00:55,472 --> 00:00:57,891
‫دل باایمان مهمه.

14
00:00:58,975 --> 00:01:01,394
‫خودت رو وقفش کن، تلاش کن...

15
00:01:01,478 --> 00:01:04,647
‫و در نهایت، در حین عبادت
‫به ایزدان اعتماد کن.

16
00:01:05,565 --> 00:01:08,318
‫راز تولید نوشیدنی خوب همینه.

17
00:01:08,902 --> 00:01:09,944
‫درسته!

18
00:01:12,238 --> 00:01:14,449
‫مادر، حالت خوبه؟

19
00:01:14,532 --> 00:01:16,618
‫آره، چیزیم نیست.

20
00:01:17,118 --> 00:01:19,871
‫- حالا بیا دستم رو بگیر.
‫- باشه.

21
00:01:22,957 --> 00:01:25,376
‫جریان چیه؟ چرا تو تاریکی نشستی؟

22
00:01:25,877 --> 00:01:30,006
‫می‌خواستم ببینم اسناد
‫تولید نوشیدنی مامان کجاست.

23
00:01:30,840 --> 00:01:33,760
‫آها، آره. کجا گذاشتیشون؟

24
00:01:34,344 --> 00:01:36,221
‫این هم نیست.

25
00:01:39,140 --> 00:01:43,061
‫ایناکو، تو می‌خوای استاد کارگاه بشی؟

26
00:01:45,271 --> 00:01:46,272
‫آره.

27
00:01:50,318 --> 00:01:51,945
‫مطمئنم می‌تونی.

28
00:01:53,279 --> 00:01:54,155
‫آره!

29
00:01:54,656 --> 00:01:55,782
‫چیکار می‌کنین؟

30
00:01:56,449 --> 00:01:58,785
‫دنبال یادداشت‌های مامان می‌گشتم...

31
00:01:58,868 --> 00:02:00,829
‫به چه دردی می‌خوره؟

32
00:02:01,704 --> 00:02:05,458
‫ازدواجت با خانواده میزویی هماهنگ شده!

33
00:02:05,542 --> 00:02:06,751
‫پدر!

34
00:02:10,713 --> 00:02:12,132
‫امان از دستت.

35
00:02:18,221 --> 00:02:19,681
‫نائکو.

36
00:02:20,223 --> 00:02:22,892
‫کاش اینجا بودی...

37
00:03:48,853 --> 00:03:52,899
‫[قسمت چهار: دختر پر اراده]

38
00:03:57,362 --> 00:04:01,157
‫ما قرن بیستم رو
‫به عصر برق تبدیل می‌کنیم.

39
00:04:02,450 --> 00:04:04,410
‫برق اینه؟

40
00:04:05,578 --> 00:04:07,080
‫رویای سیروکو اینه؟

41
00:04:07,163 --> 00:04:11,626
‫الان مال منه!

42
00:04:11,709 --> 00:04:14,921
‫اون پسرک عوضی چه مرگشه؟!

43
00:04:20,051 --> 00:04:22,470
‫یه مشت خط‌خطی بیش نبود.

44
00:04:22,553 --> 00:04:23,930
‫خودم دیدم!

45
00:04:24,597 --> 00:04:26,641
‫ولی اون پسرک عوضی
‫یه ماه کامل ساخت...

46
00:04:27,392 --> 00:04:30,645
‫وایستا ببینم. اون کاتالوگ جعلی بود، مگه نه؟

47
00:04:31,312 --> 00:04:32,188
‫باید باشه.

48
00:04:32,272 --> 00:04:33,856
‫باید یه نسخه اصلی هم باشه.

49
00:04:33,940 --> 00:04:36,484
‫وگرنه اون پسرک...

50
00:04:37,402 --> 00:04:39,696
‫برام لباس بیار!
‫می‌ریم پیش اون پسرک!

51
00:04:42,740 --> 00:04:44,409
‫دو هیاشی‌آمه!

52
00:04:44,492 --> 00:04:45,576
‫ممنون!

53
00:04:45,660 --> 00:04:47,662
‫- ممنون.
‫- ممنون.

54
00:04:50,373 --> 00:04:51,916
‫خیلی خوشمزه است.

55
00:04:52,000 --> 00:04:55,169
‫پس نوشیدنی مشهور
‫خنک‌شده با بخار هیاشی‌آمه همینه!

56
00:04:55,253 --> 00:04:57,171
‫خوب شد از اون دکه رد شدیم.

57
00:04:57,255 --> 00:04:59,007
‫این سوروگایا یوکان هم خوشمزه است.

58
00:05:01,759 --> 00:05:05,430
‫با خودش برد جنگ
‫تا بتونه این رو بنویسه.

59
00:05:06,014 --> 00:05:09,225
‫من بقیه ایده‌های تو کاتالوگ رو هم می‌سازم.

60
00:05:10,476 --> 00:05:12,895
‫بعدش عصر برق...

61
00:05:15,440 --> 00:05:16,816
‫کیهاچی!

62
00:05:17,317 --> 00:05:20,528
‫بیا موفقیت ماه کامل برقی رو
‫جشن بگیریم.

63
00:05:20,611 --> 00:05:22,613
‫الان وقتش نیست.

64
00:05:23,197 --> 00:05:28,119
‫نباید بذاریم هیاشی‌آمه گرم بشه
‫و به ایزدان غذا توهین کنیم.

65
00:05:31,956 --> 00:05:34,292
‫شیرین، تازه و خوشمزه است، مگه نه؟

66
00:05:37,503 --> 00:05:38,755
‫لابد دیگه.

67
00:05:39,630 --> 00:05:43,009
‫کاتالوگ اصلی کجاست پسرک جرقه‌ای؟

68
00:05:43,092 --> 00:05:45,887
‫- میزویی؟
‫- تو چرا اومدی اینجا پسر خوشگله؟

69
00:05:46,596 --> 00:05:48,348
‫- اصلیه رو بده من!
‫- ها؟!

70
00:05:49,432 --> 00:05:50,641
‫پیداش کن ایزو!

71
00:05:51,142 --> 00:05:52,226
‫- چشم آقا.
‫- آهای!

72
00:05:52,310 --> 00:05:53,728
‫کم نذار!

73
00:05:54,395 --> 00:05:56,272
‫- یوسوکه؟
‫- این دیگه چه...

74
00:05:56,898 --> 00:05:57,774
‫یوسوکه!

75
00:05:58,483 --> 00:05:59,817
‫ولم کنین عوضی‌ها!

76
00:06:00,902 --> 00:06:03,071
‫- خروجی از اون طرفه!
‫- خروجی از اون طرفه!

77
00:06:03,154 --> 00:06:04,739
‫به من دستور ندین!

78
00:06:04,822 --> 00:06:08,076
‫یوسوکه، این‌ها احتمالا
‫قبلا ارتشی بودن.

79
00:06:08,159 --> 00:06:10,661
‫من تنهایی نمی‌تونم ازت دفاع کنم.

80
00:06:13,247 --> 00:06:14,874
‫- لعنت بهت!
‫- اون چشه؟

81
00:06:14,957 --> 00:06:16,000
‫- مامان!
‫- وای.

82
00:06:16,084 --> 00:06:17,043
‫وای نه!

83
00:06:17,126 --> 00:06:19,170
‫خطرناکه!

84
00:06:19,670 --> 00:06:21,672
‫- ای وای...
‫- آهای...

85
00:06:21,756 --> 00:06:23,091
‫حالت خوبه؟

86
00:06:23,174 --> 00:06:24,842
‫عه، همون آقائه است!

87
00:06:25,843 --> 00:06:27,929
‫ارباب جوان نیشیکیاست!

88
00:06:28,429 --> 00:06:31,599
‫تو اون خلافکارهای خیابونی رو
‫با ما دشمن کردی!

89
00:06:31,682 --> 00:06:33,851
‫تو جنگ تحت فرمان من بودن.

90
00:06:33,935 --> 00:06:37,021
‫گفتن دنبال کار می‌گردن،
‫من هم براشون پیدا کردم.

91
00:06:37,105 --> 00:06:40,066
‫خودت رو به اون راه نزن!
‫چرا سد راه من شدی؟

92
00:06:40,733 --> 00:06:44,153
‫یوسوکه، تو ماه کامل رو دیدی، مگه نه؟

93
00:06:48,282 --> 00:06:51,327
‫چطوره یه مدت ببینی
‫اوضاع چطور پیش می‌ره؟

94
00:06:54,497 --> 00:06:55,706
‫ولش کن!

95
00:07:02,380 --> 00:07:05,800
‫رئیس! ارباب جوان...

96
00:07:05,883 --> 00:07:07,802
‫اینجا خیلی تاریکه.

97
00:07:08,386 --> 00:07:10,805
‫- این مغازه می‌ره...
‫- کیهاچی!

98
00:07:10,888 --> 00:07:14,809
‫نیشیکیا مغازه‌ایه
‫که از قدیم تو کار بافت نیشیجین بوده!

99
00:07:16,894 --> 00:07:18,521
‫ارباب جوان!

100
00:07:19,105 --> 00:07:21,023
‫خیلی ممنون.

101
00:07:21,107 --> 00:07:24,444
‫تصور این که کارگاه موموکاوا
‫به دردسر افتاده...

102
00:07:25,111 --> 00:07:28,364
‫چی به سر مالک جوان اومده؟

103
00:07:28,448 --> 00:07:30,825
‫- حتی تو راه اینجا...
‫- مامان.

104
00:07:30,908 --> 00:07:32,785
‫فقط همین رو می‌گه.

105
00:07:33,703 --> 00:07:35,663
‫مسئله شرم‌آوریه.

106
00:07:36,372 --> 00:07:39,208
‫خانم رئیسمون که معمولا
‫کار رو اداره می‌کنه...

107
00:07:39,292 --> 00:07:41,794
‫اخیرا خودش رو تو اتاقش حبس کرده.

108
00:07:41,878 --> 00:07:44,046
‫اتفاقی افتاده؟

109
00:07:44,672 --> 00:07:50,052
‫راستش، وقتی خانم رئیس
‫واسه بحث کاری رفته بود بیرون،

110
00:07:50,136 --> 00:07:54,557
‫شوهرش قبل از این که برگرده
‫سکته کرد و از دنیا رفت.

111
00:07:54,640 --> 00:07:57,101
‫تقصیر اون که نبود.

112
00:07:57,185 --> 00:08:00,563
‫با این حال، از اون به بعد
‫روحیه‌اش خراب شده.

113
00:08:01,147 --> 00:08:01,981
‫ایناگو؟

114
00:08:02,064 --> 00:08:04,734
‫نتونست موقع مرگ عزیزش
‫کنارش باشه.

115
00:08:04,817 --> 00:08:06,611
‫وای مامان...

116
00:08:06,694 --> 00:08:08,905
‫حالش رو درک می‌کنم!

117
00:08:14,035 --> 00:08:16,704
‫- نمی‌تونین بیاین تو!
‫- نیشیکیا!

118
00:08:16,787 --> 00:08:21,292
‫وقتش نرسیده اون کارگرهای قدیمی رو
‫اخراج کنی...

119
00:08:21,375 --> 00:08:23,669
‫و دستگاه‌های بافندگی بخار ما رو نصب کنی؟

120
00:08:23,753 --> 00:08:25,838
‫اگه نصب کنی، دیگه بدهی نداری!

121
00:08:25,922 --> 00:08:28,299
‫اون‌جوری مجبور نیستی مغازه‌ات رو تعطیل کنی.

122
00:08:28,883 --> 00:08:33,262
‫من هم وقت ندارم که واسه این مسائل
‫تلف کنم!

123
00:08:33,346 --> 00:08:35,932
‫مدیر بخش میزویی.

124
00:08:36,015 --> 00:08:38,309
‫- بچه پولدار!
‫- پسرک جرقه‌ای!

125
00:08:38,935 --> 00:08:40,394
‫کاتالوگ اصلی کجاست؟

126
00:08:40,978 --> 00:08:43,648
‫امکان نداره با خط‌خطی
‫ماه کامل ساخته باشی.

127
00:08:43,731 --> 00:08:45,608
‫تو استعداد اون رو نداری!

128
00:08:45,691 --> 00:08:47,401
‫خواهش می‌کنم بس کن!

129
00:08:50,154 --> 00:08:53,741
‫گمون کنم بهت گفته بودم
‫عین عروس خانواده میزویی رفتار کن.

130
00:08:53,824 --> 00:08:58,246
‫اشتباه می‌کنی که می‌گی
‫کیهاچی استعداد نداره!

131
00:08:58,329 --> 00:09:00,706
‫سازه‌های برقیش حرف ندارن!

132
00:09:00,790 --> 00:09:05,086
‫من به لطف کیهاچی،
‫مادرم رو تو بهشت دیدم!

133
00:09:05,169 --> 00:09:06,003
‫چی؟

134
00:09:06,629 --> 00:09:07,922
‫راست می‌گه؟

135
00:09:08,673 --> 00:09:11,425
‫مطمئنم اگه خانم رئیس
‫بتونه شوهرش رو...

136
00:09:11,509 --> 00:09:15,304
‫واقعا ببینه، حالش بهتر می‌شه!

137
00:09:15,388 --> 00:09:16,889
‫آره! بدون شک!

138
00:09:16,973 --> 00:09:20,142
‫اون‌جوری دستگاه بافندگی بخار
‫لازم نداریم.

139
00:09:20,226 --> 00:09:22,186
‫- مگه نه ارباب جوان؟
‫- بابا!

140
00:09:22,270 --> 00:09:25,606
‫خواهش می‌کنم!
‫بذار رئیسمون رو ببینه!

141
00:09:25,690 --> 00:09:26,941
‫- خواهش می‌کنم!
‫- خواهش می‌کنم!

142
00:09:27,024 --> 00:09:28,067
‫- مامان!
‫- خواهش می‌کنم!

143
00:09:28,150 --> 00:09:30,027
‫ها؟

144
00:09:31,946 --> 00:09:33,823
‫می‌گه با مرده‌ها دیدار کرده؟

145
00:09:34,323 --> 00:09:36,909
‫درست حدس زده بودم، کاتالوگ اصلی...

146
00:09:36,993 --> 00:09:40,746
‫ولی اگه اون پسرک ماه کامل رو
‫با برق پیشرفته ساخته...

147
00:09:41,497 --> 00:09:42,582
‫امکان نداره.

148
00:09:48,671 --> 00:09:50,881
‫- به یکی بگو پسره رو تحت‌نظر بگیره!
‫- چشم!

149
00:09:53,342 --> 00:09:54,635
‫وان؟

150
00:09:55,595 --> 00:09:57,680
‫شماره نه، چشمه آب‌گرم برقی.

151
00:09:57,763 --> 00:10:02,018
‫جاری شدن الکتریسیته تو آب
‫بدن رو سالم‌تر می‌کنه.

152
00:10:02,101 --> 00:10:03,102
‫شگفت‌انگیزه.

153
00:10:03,185 --> 00:10:09,442
‫آره. خیلی مشتاقم با مرده‌ها دیدار کنم،
‫ولی شاید خانم رئیس با این خوشحال بشه.

154
00:10:09,525 --> 00:10:10,526
‫عین رویا می‌مونه!

155
00:10:10,610 --> 00:10:11,694
‫کیهاچی؟

156
00:10:16,365 --> 00:10:17,742
‫هنوز می‌سوزه.

157
00:10:17,825 --> 00:10:21,662
‫من رو ببخش کیهاچی.
‫همه‌اش به‌خاطر حرف منه.

158
00:10:21,746 --> 00:10:24,373
‫شاید این سه باشه و هشت نباشه.

159
00:10:24,457 --> 00:10:26,542
‫- بده ببینم.
‫- آره.

160
00:10:28,169 --> 00:10:30,087
‫کدومشونه؟

161
00:10:30,713 --> 00:10:31,881
‫به درد نمی‌خوره.

162
00:10:31,964 --> 00:10:34,800
‫جوهرش خیلی پخش شده
‫و نمی‌شه درست خوندش.

163
00:10:34,884 --> 00:10:38,471
‫ها؟ چشمه آب‌گرم برقی چی می‌شه؟

164
00:10:38,554 --> 00:10:41,223
‫نباید آدم مسن رو به خطر بندازم.

165
00:10:41,307 --> 00:10:45,936
‫ولی در اون صورت خانم رئیس
‫همین‌جوری می‌مونه.

166
00:10:46,020 --> 00:10:48,814
‫شاید گزینه‌های دیگه‌ای باشه، ولی...

167
00:10:50,024 --> 00:10:51,942
‫ما هم داشتیم گریه می‌کردیم.

168
00:10:52,943 --> 00:10:56,072
‫من می‌دونم از دست دادن عزیز چه حسی داره.

169
00:10:56,155 --> 00:10:58,866
‫- کیهاچی...
‫- ها؟ آها...

170
00:10:59,784 --> 00:11:03,788
‫مامانت چه‌جور آدمی بود ایناگو؟

171
00:11:06,624 --> 00:11:08,751
‫مادر من...

172
00:11:10,419 --> 00:11:13,839
‫وقتی پای تولید نوشیدنی وسط بود
‫خیلی سخت‌گیر بود.

173
00:11:14,340 --> 00:11:17,635
‫ولی بیرون کارگاه، مهربون بود...

174
00:11:17,718 --> 00:11:20,971
‫و من و خواهرم رو زیاد بغل می‌کرد.

175
00:11:21,806 --> 00:11:24,850
‫نوشیدنی مامانم خیلی محبوب بود...

176
00:11:24,934 --> 00:11:28,104
‫و پدرم همیشه مشغول تحویل دادنش بود.

177
00:11:28,187 --> 00:11:31,982
‫کارگاهمون هم اون موقع
‫سرزنده‌تر از الان بود.

178
00:11:32,775 --> 00:11:37,196
‫ولی بعدش، مامانم با دود و غبار مریض شد...

179
00:11:37,279 --> 00:11:38,948
‫و زمستون اون سال...

180
00:11:41,784 --> 00:11:43,577
‫حتی هنوز هم بهش فکر می‌کنم.

181
00:11:43,661 --> 00:11:46,622
‫می‌خواستم بیشتر باهاش حرف بزنم،

182
00:11:47,123 --> 00:11:50,793
‫از تولید نوشیدنی بگم،
‫بگم کجا سفر کنم یا...

183
00:11:51,419 --> 00:11:53,629
‫می‌خواستم راجع به خیلی چیزها
‫باهاش صحبت کنم.

184
00:11:54,130 --> 00:11:56,757
‫واسه همین می‌خوام خانم رئیس
‫خوب بشه...

185
00:11:56,841 --> 00:12:00,553
‫و هرچقدر می‌تونه با رئیس جوان
‫و بقیه صحبت کنه!

186
00:12:00,636 --> 00:12:01,554
‫ایناگو...

187
00:12:01,637 --> 00:12:03,764
‫تو ماه کامل رو ساختی!

188
00:12:03,848 --> 00:12:07,518
‫باید به خانم رئیس کمک کنی
‫با رئیس دیدار کنه!

189
00:12:07,601 --> 00:12:10,521
‫من بهت باور دارم کیهاچی!

190
00:12:13,607 --> 00:12:15,526
‫[کاتالوگ برق قرن بیستم]

191
00:12:16,360 --> 00:12:20,406
‫همون‌طور که گفتم، دیدار با کسی
‫که از دنیا رفته غیرممکنه.

192
00:12:21,574 --> 00:12:22,575
‫ولی...

193
00:12:23,075 --> 00:12:27,747
‫وقتی چیزی جز غم در انتظارش نیست
‫نمی‌تونم دست رو دست بذارم.

194
00:12:27,830 --> 00:12:29,290
‫کیهاچی!

195
00:12:31,167 --> 00:12:32,168
‫خیلی‌خب.

196
00:12:33,544 --> 00:12:36,881
‫هماهنگ می‌کنن برن پیش خانم رئیس
‫و خوشحالش کنن!

197
00:12:36,964 --> 00:12:39,341
‫دیروز گفتی از پسش بر نمیای.

198
00:12:39,425 --> 00:12:40,259
‫بر نمیام!

199
00:12:40,342 --> 00:12:41,802
‫- چی؟
‫- ولی بر میام!

200
00:12:41,886 --> 00:12:44,764
‫- عه، واقعا؟
‫- عمرا. چه‌جوری؟

201
00:12:45,264 --> 00:12:47,475
‫- می‌خوای بشنوی؟
‫- من می‌خوام بشنوم!

202
00:12:47,975 --> 00:12:51,145
‫طبق کاتالوگ برق،
‫با تبدیل الکتریسیته...

203
00:12:51,228 --> 00:12:54,064
‫من هم تمام تلاشم رو می‌کنم.

204
00:12:54,148 --> 00:12:55,149
‫تسلیم نمی‌شم!

205
00:12:59,987 --> 00:13:03,741
‫- تو راه خونه غذا بخوریم؟
‫- من یه چیز کبابی با بخار می‌خوام.

206
00:13:03,824 --> 00:13:06,327
‫من باید برم نیشیکیا.

207
00:13:08,078 --> 00:13:13,501
‫«نامو آمیدا بوتسو»

208
00:13:13,584 --> 00:13:17,004
‫خانم، لطفا به حرف من گوش بدین.

209
00:13:17,087 --> 00:13:19,924
‫«نامو آمیدا بوتسو»

210
00:13:28,390 --> 00:13:29,350
‫لعنتی!

211
00:13:31,060 --> 00:13:35,564
‫چه‌جوری می‌خوام ارتعاشات صوتی رو
‫به الکتریسیته تبدیل کنم؟

212
00:13:38,734 --> 00:13:42,530
‫اگه بتونم با ارتعاشات
‫یه دکمه درست کنم...

213
00:13:48,536 --> 00:13:50,788
‫خواهش می‌کنم خانم!

214
00:13:52,289 --> 00:13:54,375
‫لطفا بذار به حال خودم باشم.

215
00:14:05,803 --> 00:14:07,721
‫صدام رو منتقل نمی‌کنه.

216
00:14:08,639 --> 00:14:09,807
‫کار نمی‌کنه.

217
00:14:12,560 --> 00:14:15,980
‫خواهش می‌کنم نگران من نباش.

218
00:14:18,357 --> 00:14:19,942
‫ببخشید مزاحمتون شدم.

219
00:14:27,825 --> 00:14:29,326
‫- ها؟
‫- ها؟

220
00:14:44,633 --> 00:14:47,511
‫کربن مقاومت الکتریسیتی رو
‫تغییر می‌ده...

221
00:14:48,178 --> 00:14:49,305
‫خیلی‌خب.

222
00:14:49,388 --> 00:14:51,348
‫حالا می‌تونم به کار بندازمش.

223
00:14:58,856 --> 00:15:01,483
‫لطفا از اتاقتون بیاین بیرون خانم.

224
00:15:01,567 --> 00:15:04,153
‫خواهش می‌کنم اگه می‌شه بیاین بیرون!

225
00:15:09,825 --> 00:15:10,951
‫همه‌چی آماده است؟

226
00:15:11,035 --> 00:15:12,328
‫آره.

227
00:15:12,411 --> 00:15:15,956
‫فقط باید منتظر بمونیم
‫تا ایناگو بیاردش اینجا.

228
00:15:16,040 --> 00:15:18,208
‫باز اومدی اینجا؟

229
00:15:18,709 --> 00:15:22,463
‫من می‌خوام همین‌جا بمونم
‫و واسه عزیز از دست رفته‌ام دعا کنم.

230
00:15:23,047 --> 00:15:25,966
‫همه منتظر شمان خانم.

231
00:15:27,259 --> 00:15:29,720
‫تو چرا نگران منی؟

232
00:15:29,803 --> 00:15:32,932
‫به تو چه ربطی داره؟

233
00:15:33,015 --> 00:15:36,727
‫من نمی‌خوام پیشمونی داشته باشین!

234
00:15:37,895 --> 00:15:40,564
‫همین‌جوریش هر روز پشیمونم!

235
00:15:41,357 --> 00:15:44,526
‫من سه سال پیش مادرم رو از دست دادم!

236
00:15:46,779 --> 00:15:49,531
‫خیلی چیزها بود که می‌خواستم
‫راجع بهشون باهاش حرف بزنم.

237
00:15:50,824 --> 00:15:55,454
‫ولی هنوز بچه بودم
‫و هیچی سرم نمی‌شد.

238
00:15:55,537 --> 00:16:00,042
‫تا بخواد بالاخره سرم بشه،
‫دیگه نتونستم ببینمش.

239
00:16:02,002 --> 00:16:02,920
‫خانم!

240
00:16:03,003 --> 00:16:08,133
‫خواهش می‌کنم بیاین بیرون
‫و کلی با رئیس جوان و بقیه حرف بزنین!

241
00:16:08,217 --> 00:16:13,097
‫نمی‌خوام شما یا رئیس جوان
‫از چیزی پشیمون بشین!

242
00:16:13,180 --> 00:16:14,515
‫حتی یه کوچولو هم خوبه!

243
00:16:14,598 --> 00:16:16,475
‫خواهش می‌کنم!

244
00:16:21,480 --> 00:16:25,359
‫منظورت چیه؟

245
00:16:26,151 --> 00:16:27,069
‫خانم!

246
00:16:28,404 --> 00:16:30,948
‫گمون کنم نمی‌خوای بیشتر پشیمون بشی.

247
00:16:31,448 --> 00:16:32,574
‫خیلی ممنون.

248
00:16:33,158 --> 00:16:36,286
‫پس هنوز آدم‌های راسخی چون تو هستن.

249
00:16:36,370 --> 00:16:38,330
‫من رو ببخشین.

250
00:16:39,081 --> 00:16:40,165
‫عیبی نداره.

251
00:16:40,249 --> 00:16:43,252
‫به لطف تو، می‌تونم بعد از یه مدت
‫واسه اولین بار از اتاقم بیام بیرون.

252
00:16:43,752 --> 00:16:45,087
‫خوشحالم.

253
00:16:45,170 --> 00:16:47,715
‫حالا می‌تونین رئیس رو ببینین.

254
00:16:48,215 --> 00:16:49,717
‫چی گفتی؟

255
00:16:50,551 --> 00:16:52,886
‫یه دستگاهی هست
‫که مایلم نشونتون بدم.

256
00:16:52,970 --> 00:16:54,972
‫منظورت این نیست که می‌تونم باهاش...

257
00:16:55,055 --> 00:16:58,058
‫آره! می‌تونین با رئیس صحبت کنین.

258
00:16:58,976 --> 00:17:01,603
‫با خودش؟ چنین چیزی وجود داره؟

259
00:17:01,687 --> 00:17:03,689
‫آره. بیاین بریم!

260
00:17:03,772 --> 00:17:07,234
‫آره. بیا زود بریم.

261
00:17:07,317 --> 00:17:08,819
‫- آخ!
‫- خانم!

262
00:17:08,902 --> 00:17:11,864
‫از بس نشسته بودم
‫بدنم خشک شده.

263
00:17:12,448 --> 00:17:15,200
‫نگران نباشین. من کمکتون می‌کنم.

264
00:17:17,870 --> 00:17:19,580
‫خانم، یه‌کم آروم‌تر!

265
00:17:19,663 --> 00:17:21,206
‫خانم!

266
00:17:24,293 --> 00:17:26,879
‫آخ! پام گرفته.

267
00:17:26,962 --> 00:17:28,005
‫ایناکو!

268
00:17:28,088 --> 00:17:30,924
‫چشم خانم...

269
00:17:31,884 --> 00:17:33,093
‫وای!

270
00:17:35,929 --> 00:17:37,973
‫لطفا اینجا بشینین.

271
00:17:54,239 --> 00:17:55,824
‫گوشتون رو بذارین اینجا.

272
00:17:55,908 --> 00:17:58,535
‫هر وقت آماده بودین این تو صحبت کنین.

273
00:18:05,125 --> 00:18:06,293
‫چیو.

274
00:18:12,966 --> 00:18:14,593
‫خودتی عزیزم؟

275
00:18:20,432 --> 00:18:24,645
‫تو خیلی ناگهانی از دنیا رفتی و من...

276
00:18:26,230 --> 00:18:28,732
‫من خیلی زحمت کشیدم...

277
00:18:28,816 --> 00:18:32,861
‫آخه قول داده بودیم این مغازه
‫بهترین مغازه کیوتو بشه.

278
00:18:32,945 --> 00:18:33,862
‫آره.

279
00:18:35,489 --> 00:18:38,158
‫تنهایی از پسش بر نمیام.

280
00:18:38,992 --> 00:18:41,161
‫خودم رو خسته کردم.

281
00:18:42,412 --> 00:18:47,084
‫تا به خودم بیام،
‫مغازه داشت از هم می‌پاشید.

282
00:18:48,627 --> 00:18:50,629
‫شرمنده‌ام.

283
00:18:55,050 --> 00:18:58,011
‫لازم نیست به خودت فشار بیاری.

284
00:18:58,679 --> 00:19:03,642
‫وقتی نیستی همه غمگینن.

285
00:19:34,339 --> 00:19:35,591
‫عزیزم...

286
00:19:36,800 --> 00:19:40,262
‫مهم نیست. به هر حال باز هم تلاش می‌کنم.

287
00:19:40,345 --> 00:19:44,725
‫مغازه‌مون مملو از خاطرات ارزشمند با توئه.

288
00:19:46,602 --> 00:19:47,978
‫ممنون.

289
00:19:50,063 --> 00:19:52,649
‫ممنون عزیزم.

290
00:19:52,733 --> 00:19:55,402
‫آقا!

291
00:20:01,241 --> 00:20:02,951
‫خدا جون.

292
00:20:04,244 --> 00:20:05,662
‫وضع این مغازه رو ببین.

293
00:20:07,289 --> 00:20:09,833
‫ظاهرا بدون من از پس کاری بر نمیاین.

294
00:20:14,213 --> 00:20:16,089
‫آکیرا! آکیرا کجاست؟

295
00:20:17,049 --> 00:20:18,467
‫مادر!

296
00:20:18,550 --> 00:20:21,970
‫همگی زود باشین
‫مغازه رو باز کنین.

297
00:20:22,054 --> 00:20:23,263
‫- چشم!
‫- چشم!

298
00:20:24,932 --> 00:20:27,017
‫ممنون ایناکو.

299
00:20:27,100 --> 00:20:28,143
‫خواهش می‌کنم.

300
00:20:28,894 --> 00:20:30,687
‫زود باشین، برین سر کارتون!

301
00:20:31,188 --> 00:20:32,898
‫دیدی چی شد ایناگو؟

302
00:20:33,565 --> 00:20:37,569
‫آره. صحبت با کسی که فوت شده
‫عین رویا می‌مونه!

303
00:20:37,653 --> 00:20:40,739
‫- ها؟
‫- من هم می‌خوام با مامانم صحبت کنم.

304
00:20:40,822 --> 00:20:42,324
‫غیرممکنه.

305
00:20:42,407 --> 00:20:44,326
‫ها؟ چرا؟

306
00:20:44,409 --> 00:20:47,162
‫رئیس جوان داشت صحبت می‌کرد.

307
00:20:47,746 --> 00:20:49,122
‫«دورآگاهی برقی»!

308
00:20:49,206 --> 00:20:51,667
‫می‌شه از راه دور هم
‫با بقیه صحبت کرد.

309
00:20:51,750 --> 00:20:55,254
‫ها؟ یعنی تو روح رئیس رو احضار نکردی؟

310
00:20:55,337 --> 00:20:56,755
‫جدی می‌پرسی؟

311
00:20:59,007 --> 00:21:01,093
‫اذیت نکن، من که توضیح داده بودم!

312
00:21:01,176 --> 00:21:02,636
‫ای بابا!

313
00:21:03,679 --> 00:21:04,680
‫به هر حال،

314
00:21:05,555 --> 00:21:07,724
‫حال خانم رئیس بهتر شده.

315
00:21:08,225 --> 00:21:11,228
‫همه‌اش به لطف کمک توئه کیهاچی.

316
00:21:11,311 --> 00:21:13,563
‫خیلی ازت ممنونم!

317
00:21:15,065 --> 00:21:17,192
‫چیزی نبود. خیلی شگفت‌انگیزه که...

318
00:21:17,276 --> 00:21:18,443
‫بسه!

319
00:21:18,527 --> 00:21:20,237
‫یادداشت‌های داداش بزرگم سیروکو...

320
00:21:23,323 --> 00:21:24,700
‫یوسوکه.

321
00:21:25,409 --> 00:21:27,619
‫گزارش نظارتی رو آوردم.

322
00:21:28,370 --> 00:21:30,789
‫شبح رئیس سابق نیشیکیا پدیدار شد...

323
00:21:30,872 --> 00:21:35,043
‫و با دستگاهی شبیه گرامافون
‫چند دقیقه صحبت کرد.

324
00:21:43,010 --> 00:21:44,678
‫اشتباهی نشده.

325
00:21:46,555 --> 00:21:50,017
‫کاتالوگ اصلی دست اون پسرک عوضیه.

326
00:21:50,517 --> 00:21:55,314
‫داداش کوچکت دوباره کاتالوگ برق رو
‫به واقعیت تبدیل کرده.

327
00:22:11,830 --> 00:22:17,336
‫فقط من و تو باید رازهای حقیقی
‫اون کاتالوگ رو بدونیم.

328
00:22:18,420 --> 00:22:19,713
‫مگه نه؟

329
00:22:27,054 --> 00:22:28,305
‫سیروکو.

330
00:22:30,807 --> 00:22:33,477
‫من کاتالوگ اصلی رو به دست میارم.

331
00:22:33,560 --> 00:22:38,231
‫قول بعدش دوباره با همدیگه
‫رویاهامون رو دنبال کنیم.

332
00:22:38,565 --> 00:22:41,651
« زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in»

