﻿1
00:00:01,400 --> 00:00:02,680
‫ساکا طلسم ماست.

2
00:00:02,760 --> 00:00:04,920
‫کسی که ما رو به جلو می‌بره.

3
00:00:05,640 --> 00:00:08,280
‫می‌تونید ببینید که یه آدم معمولی نیست.
‫اون بهترینه.

4
00:00:08,360 --> 00:00:10,200
‫حداقل پنج ساله که

5
00:00:10,240 --> 00:00:12,120
‫یه حرفه‌ای درجه یک بوده.

6
00:00:12,240 --> 00:00:13,880
‫- بازی‌ساز...
‫- کاپیتان کردنش...

7
00:00:13,960 --> 00:00:15,880
‫- گلزن...
‫- حرکت هوشمندانه‌ای بود...

8
00:00:15,960 --> 00:00:17,240
‫و ستاره‌پسر.

9
00:00:17,240 --> 00:00:18,320
‫بوکایو ساکا رو دوست دارم.

10
00:00:18,400 --> 00:00:20,600
‫ولی فکر می‌کنم فرمش یه کم افت کرده.

11
00:00:20,680 --> 00:00:21,720
‫در اون پنج سال،

12
00:00:21,720 --> 00:00:23,400
‫اساساً هیچ موفقیتی نداشت.

13
00:00:23,520 --> 00:00:25,720
‫- آمارش خوب نیست.
‫- اونقدرها هم خوب نبوده.

14
00:00:25,800 --> 00:00:26,960
‫خیلی مصدوم شده.

15
00:00:27,040 --> 00:00:28,880
‫هنوز به سوال لیگ قهرمانان جواب نداده.

16
00:00:28,960 --> 00:00:30,400
‫بیست و دو سال از آخرین قهرمانی‌شون

17
00:00:30,480 --> 00:00:32,280
‫در لیگ برتر می‌گذره، این بار در دسترسشونه.

18
00:00:32,360 --> 00:00:34,440
‫من حتی یه رهبر تو زمین
‫برای آرسنال نمی‌بینم.

19
00:00:34,520 --> 00:00:36,640
‫انتظار گل یا پاس گل در هر بازی هست.

20
00:00:36,720 --> 00:00:37,720
‫اون فوق‌العاده بوده.

21
00:00:37,800 --> 00:00:39,520
‫چیز زیادی نمی‌تونیم از این بچه بخوایم.

22
00:00:39,600 --> 00:00:40,840
‫همه چیز الان روی دوششه.

23
00:00:40,920 --> 00:00:41,920
‫ساکا!

24
00:00:44,520 --> 00:00:46,160
‫من خیلی به افتخار

25
00:00:46,200 --> 00:00:48,320
‫و موفقیت و جام‌ها برای...

26
00:00:49,240 --> 00:00:50,680
‫باشگاه و کشور نزدیک بودم.

27
00:00:53,080 --> 00:00:54,880
‫باید اون سطح بالاتر رو پیدا کنم.

28
00:00:57,520 --> 00:00:58,640
‫تیری آنری،

29
00:00:58,680 --> 00:01:01,040
‫یکی از بهترین بازیکنانی بوده
‫که تا حالا فوتبال بازی کرده.

30
00:01:02,200 --> 00:01:03,560
‫اون به سطوحی رسید که

31
00:01:03,640 --> 00:01:05,400
‫من هنوز آرزوش رو دارم.

32
00:01:08,720 --> 00:01:10,240
‫اون آرزوهای زیادی داره،

33
00:01:10,360 --> 00:01:11,640
‫آرزوهای بزرگ.

34
00:01:12,680 --> 00:01:15,640
‫این پسر فکر می‌کنه می‌تونه
‫پنج عمر رو تو یه عمر جا بده.

35
00:01:16,760 --> 00:01:19,360
‫[تولامی بنسون - نامزد بوکایو]

36
00:01:19,480 --> 00:01:21,320
‫یه چیزی که پدرش بهش یاد داد

37
00:01:21,400 --> 00:01:25,040
‫این بود که در هر جایی که هستی بهترین باش.

38
00:01:25,120 --> 00:01:26,920
‫پس فشاری که به خودش

39
00:01:27,000 --> 00:01:29,280
‫و دنیا و هر کاری که می‌کنه وارد می‌کنه،

40
00:01:29,360 --> 00:01:31,720
‫هیچوقت نمی‌تونم ادعا کنم که درک می‌کنم.

41
00:01:33,320 --> 00:01:35,280
‫راستش اون کاملاً آسیب‌پذیره.

42
00:01:37,400 --> 00:01:39,240
‫آنری این رو تشخیص می‌ده.

43
00:01:39,760 --> 00:01:41,960
‫اون می‌تونه نفوذ کنه
‫و مکالماتی با بوکایو داشته باشه

44
00:01:42,000 --> 00:01:43,680
‫که هیچکس دیگه‌ای نمی‌تونه داشته باشه.

45
00:01:44,800 --> 00:01:46,960
‫خیلی واسش ارزش داره.
‫خیلی وقته که پیشش بوده.

46
00:01:47,040 --> 00:01:49,560
‫حس می‌کنم شاید به اندازه‌ای
‫که من پیشش بودم، اونم بوده.

47
00:01:50,160 --> 00:01:52,560
‫همدیگه رو درک می‌کنن، همدیگه رو می‌فهمن.

48
00:01:55,520 --> 00:01:57,320
‫مثل یه آینه‌ست.

49
00:01:58,600 --> 00:02:00,520
‫می‌تونن ساعت‌ها باهمدیگه حرف بزنن.

50
00:02:00,600 --> 00:02:02,440
‫و هر بار مثل

51
00:02:02,480 --> 00:02:04,280
‫یه تجربه عمیق و ژرفه.

52
00:02:05,200 --> 00:02:06,680
‫این براش خیلی خوبه.

53
00:02:09,280 --> 00:02:10,880
‫فقط اینکه می‌دونم از کجا اومدم...

54
00:02:14,880 --> 00:02:16,960
‫اینکه می‌دونم چه چیزی لازم بود
‫تا به اینجا برسم،

55
00:02:17,760 --> 00:02:19,680
‫رویای من اینه که یه میراث داشته باشم،

56
00:02:19,760 --> 00:02:21,240
‫جام ببرم،

57
00:02:22,000 --> 00:02:23,160
‫تاریخ‌سازی کنم.

58
00:02:24,040 --> 00:02:26,000
‫این لحظه رو دیگه دوباره به دست نمیارم.

59
00:02:26,880 --> 00:02:29,280
‫[الان وقتشه]

60
00:02:32,760 --> 00:02:37,760
‫«ترجمه از خشایار»

61
00:02:38,360 --> 00:02:40,920
‫[بوکایو همیشه به حمایت دهکده‌ش تکیه داشته.]

62
00:02:42,240 --> 00:02:44,320
‫[در حالی که لحظه سرنوشت‌ساز
‫دوران حرفه‌ایش نزدیک می‌شه،]

63
00:02:44,320 --> 00:02:46,520
‫[سراغ تنها کسی می‌ره که می‌دونه
‫این لحظه چه چیزی می‌طلبه.]

64
00:02:46,600 --> 00:02:47,920
‫آقا رو ببین.

65
00:02:49,240 --> 00:02:50,520
‫منتظر کی هستی؟

66
00:02:50,600 --> 00:02:52,080
‫- منتظر تو.
‫- اوه، واقعاً؟

67
00:02:57,800 --> 00:02:58,840
‫برنج جولوف رو می‌شناسی؟

68
00:02:59,360 --> 00:03:01,360
‫می‌دونی مال کجاست؟
‫سنگال.

69
00:03:01,520 --> 00:03:03,920
‫نه، بیا این بحث رو ادامه ندیم.

70
00:03:03,960 --> 00:03:05,200
‫مال سنگاله.

71
00:03:05,760 --> 00:03:07,880
‫- ولی تو چطور می‌دونی؟
‫- باید این چیزها رو بدونی.

72
00:03:07,960 --> 00:03:09,440
‫نه، ولی چطور اینقدر مطمئنی؟

73
00:03:09,520 --> 00:03:11,520
‫جولوف یه کلمه ولوفیه.

74
00:03:11,600 --> 00:03:13,640
‫ولوف، زبانیه که تو سنگال صحبت می‌کنن.

75
00:03:13,800 --> 00:03:15,160
‫- جدی؟
‫- اوهوم.

76
00:03:16,080 --> 00:03:18,440
‫- آموزش بده...
‫- باید این رو بدونی. منظورم اینه،

77
00:03:18,520 --> 00:03:20,960
‫- همون برنج، لوبیا، پلانتینه.
‫- آره...

78
00:03:21,040 --> 00:03:22,560
‫مثل غذای کارائیب.

79
00:03:22,640 --> 00:03:24,600
‫اون غذای مورد علاقته؟ کارائیب؟

80
00:03:24,680 --> 00:03:26,560
‫وقتی نوبت به غذا می‌رسه،

81
00:03:26,640 --> 00:03:28,440
‫هیچی بهتر از

82
00:03:28,880 --> 00:03:30,360
‫غذای مادرم نیست.

83
00:03:30,440 --> 00:03:32,680
‫خاطراتم رو زنده می‌کنه.

84
00:03:32,760 --> 00:03:34,240
‫- اینطوری بود.
‫- آره.

85
00:03:35,640 --> 00:03:37,000
‫- رسید.
‫- آره!

86
00:03:38,120 --> 00:03:39,680
‫هوم.

87
00:03:41,240 --> 00:03:42,280
‫من با مامانم بزرگ شدم.

88
00:03:42,360 --> 00:03:43,360
‫بابام فرق داشت.

89
00:03:43,400 --> 00:03:45,560
‫بابام بیشتر انضباطی بود
‫که برای رسیدن به سطحی...

90
00:03:45,640 --> 00:03:47,600
‫که هیچوقت

91
00:03:47,640 --> 00:03:50,440
‫فکر نمی‌کردم بهش برسم، نیاز داشتی.

92
00:03:50,520 --> 00:03:52,720
‫اون از این نظر سخت‌گیر بود.

93
00:03:52,800 --> 00:03:55,240
‫- آره.
‫- برای من، تحسین کردن بابام

94
00:03:55,840 --> 00:03:57,680
‫از هر کسی که می‌خواست

95
00:03:57,720 --> 00:03:59,440
‫باهام حرف بزنه سخت‌تر بود.

96
00:03:59,560 --> 00:04:01,960
‫بابای منم همینطور بود، خیلی سخت‌گیر.

97
00:04:02,040 --> 00:04:05,080
‫هر روز هل می‌ده، هر روز.

98
00:04:05,160 --> 00:04:07,200
‫- ولی الان چی می‌گه؟
‫- الان؟

99
00:04:07,280 --> 00:04:08,480
‫آره.

100
00:04:08,520 --> 00:04:09,920
‫اگه یه بازی داشته باشم

101
00:04:10,000 --> 00:04:12,440
‫و یه موقعیت داشته باشم که
‫فکر کنه می‌تونستم بهتر عمل کنم،

102
00:04:12,520 --> 00:04:15,480
‫بهم می‌گه. «بی، فلان و بهمان».
‫درباره هیچ چیز دیگه‌ای حرف نمی‌زنه.

103
00:04:15,560 --> 00:04:16,880
‫- واقعاً؟
‫- «وقتی اونجا رسیدی،

104
00:04:16,960 --> 00:04:18,280
‫چرا فریبش ندادی؟

105
00:04:18,360 --> 00:04:20,480
‫بعدش می‌خوره زمین و تو گل می‌زنی».

106
00:04:20,520 --> 00:04:22,440
‫چون ازش متنفره.
‫چیزی که از همه بیشتر بدش میاد

107
00:04:22,520 --> 00:04:24,080
‫اینه که شوت بزنم و توپ گرفته بشه.

108
00:04:24,160 --> 00:04:27,160
‫و یک سیو فوق‌العاده دیگه توسط دوناروما!

109
00:04:27,240 --> 00:04:29,040
‫وقتی زیاد لگد می‌خورم، شکایت می‌کنه.

110
00:04:29,120 --> 00:04:30,320
‫«اگه لگدت زد،

111
00:04:30,400 --> 00:04:32,080
‫تو هم باید محکم بزنیش».

112
00:04:32,160 --> 00:04:33,920
‫- منم می‌گم، «گوش کن...»
‫- اون جواب نمی‌ده.

113
00:04:34,000 --> 00:04:36,280
‫- اینطوری جواب نمی‌ده.
‫- شاید قدیم‌ها،

114
00:04:36,360 --> 00:04:39,280
‫- ولی الان دیگه نه.
‫- اینطوری جواب نمی‌ده. اون گفت، «آره».

115
00:04:39,360 --> 00:04:41,800
‫هر بار که این اتفاق می‌افته،
‫بلافاصله بهش فکر می‌کنم.

116
00:04:42,400 --> 00:04:44,720
‫من همیشه با خودم می‌گفتم،
‫«یه دقیقه صبر کن».

117
00:04:44,800 --> 00:04:46,480
‫ببین، بابام سخت‌گیر بود.

118
00:04:47,000 --> 00:04:48,680
‫ولی ببین الان کجایی.

119
00:04:49,160 --> 00:04:50,520
‫تو برای فرانسه بازی می‌کنی.

120
00:04:51,400 --> 00:04:52,760
‫برای آرسنال بازی می‌کنی.

121
00:04:53,600 --> 00:04:55,520
‫چیزی که سخت بود،
‫قبل از رسیدن به اینجا بود.

122
00:04:55,600 --> 00:04:57,080
‫پس باید این رو بپذیری که مردم

123
00:04:57,120 --> 00:04:58,800
‫ازت می‌خوان کارهای بیشتری انجام بدی.

124
00:04:58,880 --> 00:05:00,480
‫به نظرم برعکسه.

125
00:05:00,520 --> 00:05:01,640
‫ مثلاً،

126
00:05:01,760 --> 00:05:03,640
‫وقتی بهترین گلزن تاریخ فرانسه

127
00:05:03,720 --> 00:05:05,400
‫و آرسنال شدی،

128
00:05:05,480 --> 00:05:06,600
‫همینطور لیگ برتر،

129
00:05:06,680 --> 00:05:08,480
‫به نظرم حفظ اون موقعیت،

130
00:05:08,560 --> 00:05:10,480
‫از رسیدن بهش سخت‌تره.

131
00:05:11,360 --> 00:05:13,040
‫با فشارها و انتظارات و...

132
00:05:13,160 --> 00:05:14,680
‫- آره، حتماً.
‫- یا موافق نیستی؟

133
00:05:15,920 --> 00:05:17,560
‫آره، حس می‌کنم تو هم همین وضعیت رو داشتی.

134
00:05:17,640 --> 00:05:19,280
‫ازت انتظار داشتن، فرانسه.

135
00:05:19,360 --> 00:05:21,040
‫آره، یه جورایی عجیب بود

136
00:05:21,120 --> 00:05:23,840
‫چون سال ۹۸، ما هیچ انتظاری نداشتیم.

137
00:05:25,600 --> 00:05:27,720
‫می‌دونی، وقتی خبرنگارها و بازیکنان سابق،

138
00:05:27,800 --> 00:05:29,000
‫لیست‌ها رو می‌دن؟

139
00:05:29,080 --> 00:05:31,280
‫- آره.
‫- من تو هیچکدوم نبودم.

140
00:05:31,360 --> 00:05:32,760
‫- توی «شایدها» هم نبودی؟
‫- هیچکدوم.

141
00:05:32,840 --> 00:05:34,200
‫هیچکس فکر نمی‌کرد برم.

142
00:05:34,280 --> 00:05:36,840
‫یه جورایی عجیب بود چون تو زیر ۱۷ می‌ری،

143
00:05:36,920 --> 00:05:40,040
‫زیر ۱۸، زیر ۱۹ و از ورزشگاه رد می‌شی.

144
00:05:40,240 --> 00:05:42,440
‫با خودم می‌گم،
‫«امیدوارم بتونم چند تا بلیط بگیرم».

145
00:05:50,200 --> 00:05:53,680
‫[جام جهانی ۱۹۹۸]

146
00:05:54,360 --> 00:05:55,720
‫اون اولین جام جهانیت بود

147
00:05:55,800 --> 00:05:56,800
‫- و قهرمان شدی؟
‫- آره.

148
00:05:56,880 --> 00:05:58,200
‫هی، دیوونه‌کننده‌ست.

149
00:05:58,280 --> 00:06:00,560
‫تأثیری که روی مردم فرانسه داشت.

150
00:06:00,640 --> 00:06:02,600
‫- آره.
‫- و دیدن مردم که می‌رفتن،

151
00:06:02,680 --> 00:06:05,520
‫بیش از یه میلیون نفر تو شانزلیزه رفتن...

152
00:06:05,600 --> 00:06:07,680
‫- گفتی یه میلیون نفر؟
‫- آره، خیلی بیشتر بود.

153
00:06:07,760 --> 00:06:11,440
‫بعضی‌ها گفتن آخرین باری
‫که شانزلیزه اینطوری بود،

154
00:06:11,520 --> 00:06:13,560
‫برای آزادی پاریس بود.

155
00:06:22,080 --> 00:06:25,360
‫یهو، اون موقع بود که
‫انتظار برای من شروع شد.

156
00:06:26,000 --> 00:06:27,960
‫چون انتظار نمی‌رفت قهرمان بشیم.

157
00:06:28,040 --> 00:06:29,960
‫- باشه، می‌فهمم، آره.
‫- اگه می‌دونی منظورم چیه.

158
00:06:30,040 --> 00:06:32,600
‫و سهو، حالا جام رو بذار عقب
‫و «بیا دوباره قهرمان بشیم».

159
00:06:32,680 --> 00:06:35,360
‫فرانسه صفر، سنگال یک.

160
00:06:35,440 --> 00:06:36,880
‫و بعد، «بیا دوباره قهرمان بشیم».

161
00:06:36,960 --> 00:06:39,120
‫ایتالیا قهرمان جهان شد.

162
00:06:39,200 --> 00:06:40,480
‫و بعد، «بیا دوباره قهرمان بشیم».

163
00:06:40,560 --> 00:06:43,280
‫ولی آفریقای جنوبی امروز
‫فرانسه رو شکست داده...

164
00:06:43,360 --> 00:06:44,760
‫و بعد دیگه هیچوقت قهرمان نمی‌شی.

165
00:06:45,560 --> 00:06:46,880
‫در طول راه،

166
00:06:47,080 --> 00:06:48,960
‫به عادت تبدیل می‌شه، عادی می‌شه

167
00:06:49,080 --> 00:06:51,960
‫و به سطحی می‌رسی که
‫نسبت به خوشحالی بی‌حس می‌شی.

168
00:06:52,520 --> 00:06:53,600
‫هیچوقت کافی نیست.

169
00:06:55,040 --> 00:06:58,000
‫همیشه می‌خواستم بدونم، قبلاً نپرسیدم.

170
00:06:58,080 --> 00:06:59,080
‫هوم؟

171
00:06:59,160 --> 00:07:02,680
‫خب، مسلما الان می‌تونستی
‫با دو تا قهرمانی اروپا روبروی من بشینی.

172
00:07:02,760 --> 00:07:04,480
‫دو تا قهرمانی اروپا، یه جام جهانی، آره.

173
00:07:04,520 --> 00:07:07,160
‫- دو تا فینال؟ یورو؟
‫- آره، دو تا فینال، مرد.

174
00:07:08,840 --> 00:07:09,840
‫و تو هیچکدوم رو نداری.

175
00:07:09,920 --> 00:07:11,000
‫باهات شوخی نمی‌کنم.

176
00:07:11,080 --> 00:07:13,600
‫فقط می‌گم چطور الان به مسابقات برمی‌گردی

177
00:07:13,680 --> 00:07:16,040
‫و با خودت فکر می‌کنی،
‫«باید یه چیزی ببریم»؟

178
00:07:16,120 --> 00:07:18,680
‫- چطور با خودت کنار میای با دونستن اینکه...
‫- اوهوم.

179
00:07:18,760 --> 00:07:21,720
‫بازی برای انگلستان چطوره
‫و فشار رسانه‌ها چیه؟

180
00:07:21,720 --> 00:07:23,080
‫چطور این کار رو می‌کنی؟

181
00:07:23,160 --> 00:07:25,000
‫وقتی پیراهن انگلستان رو می‌پوشی،

182
00:07:25,080 --> 00:07:26,920
‫از قبل انتظار هست، می‌دونی؟

183
00:07:27,040 --> 00:07:29,120
‫باید ببری، حتی اگه یه بازی دوستانه باشه.

184
00:07:29,200 --> 00:07:30,640
‫نمی‌تونی ۱-۰ ببری.

185
00:07:30,720 --> 00:07:32,160
‫وگرنه نابودت می‌کنن.

186
00:07:32,200 --> 00:07:34,880
‫به خصوص، وقتی مردم
‫درباره مسابقات یورو حرف می‌زنن

187
00:07:34,960 --> 00:07:36,840
‫و اتفاقی که دفعه قبل وقتی پنالتی زدم افتاد،

188
00:07:36,920 --> 00:07:38,000
‫اون بهش اضافه می‌شه.

189
00:07:38,080 --> 00:07:39,400
‫سنگینه.

190
00:07:42,000 --> 00:07:45,400
‫یک لحظه فوق‌العاده دیگه
‫در یک سال باورنکردنی.

191
00:07:45,440 --> 00:07:46,360
‫[سال ۲۰۲۰]

192
00:07:46,680 --> 00:07:48,720
‫اولین دعوت به تیم ملی انگلیس چه حسی داره؟

193
00:07:48,800 --> 00:07:50,080
‫وقتی فرود اومدم،

194
00:07:50,120 --> 00:07:52,760
‫حالت هواپیما رو خاموش کردم و یه پیام دیدم.

195
00:07:52,840 --> 00:07:56,760
‫«خوشحالیم که تأیید کنیم برای
‫تیم ملی انگلیس انتخاب شدی».

196
00:07:56,840 --> 00:07:59,240
‫و پنج دقیقه با شوک بهش خیره شدم.

197
00:07:59,320 --> 00:08:00,760
‫خیلی خوشحالم، می‌دونی؟

198
00:08:00,840 --> 00:08:03,200
‫باعث افتخاره که به تیم انگلیس دعوت بشم

199
00:08:03,240 --> 00:08:05,000
‫چون آرزوی این لحظه رو داشتم،

200
00:08:05,040 --> 00:08:06,600
‫پس خیلی خوشحالم.

201
00:08:06,720 --> 00:08:08,200
‫خانواده‌م خیلی خوشحالن

202
00:08:08,280 --> 00:08:10,960
‫و نمی‌تونیم با کلمات بیان کنیم
‫که چقدر خوشحالیم.

203
00:08:11,880 --> 00:08:14,880
‫الان رشد یه بازیکن جوان،
‫اگه تو لیگ برتر بازی می‌کنه،

204
00:08:15,000 --> 00:08:16,560
‫[ربکا جیمز - مدیربرنامه‌های بوکایو]

205
00:08:16,640 --> 00:08:18,640
‫تا وقتی که تجربه‌ش نکنه

206
00:08:18,680 --> 00:08:20,320
‫آماده‌سازی براش سخته.

207
00:08:21,560 --> 00:08:23,560
‫وقتی اولین بار بوکایو رو دیدم،

208
00:08:23,760 --> 00:08:26,160
‫حدوداً ۱۴ سال سن داشت.

209
00:08:26,960 --> 00:08:28,720
‫اون موقع برای آرسنال کار می‌کردم.

210
00:08:29,480 --> 00:08:31,240
‫همه از این استعداد جوانی که

211
00:08:31,280 --> 00:08:33,320
‫تو آکادمی بود هیجان‌زده بودن.

212
00:08:33,400 --> 00:08:34,880
‫روحیه‌ای خیلی کنجکاو

213
00:08:34,960 --> 00:08:36,240
‫و مهربون داشت،

214
00:08:36,280 --> 00:08:39,600
‫و به نظر مطمئن و با اعتماد به نفس می‌رسید.

215
00:08:40,360 --> 00:08:42,640
‫با این حال، انسان خیلی آروم و مهربونی بود.

216
00:08:43,320 --> 00:08:46,000
‫و بعد، وارد تیم اول شد.

217
00:08:47,920 --> 00:08:49,600
‫یک گل فوق‌العاده

218
00:08:49,680 --> 00:08:52,240
‫از نوجوان، بوکایو ساکا.

219
00:08:52,720 --> 00:08:53,880
‫می‌تونید ببینید که

220
00:08:53,960 --> 00:08:56,240
‫در معرض دید قرار گرفتن،
‫بیشتر و بیشتر می‌شه.

221
00:08:56,360 --> 00:08:59,040
‫درک این موضوع برای مردم سخته،
‫مگه اینکه تجربه‌ش کنن.

222
00:09:02,160 --> 00:09:03,960
‫من فقط می‌خواستم ازش در برابر

223
00:09:04,040 --> 00:09:06,760
‫بخش‌هایی از صنعت که کاملاً
‫چالش‌برانگیز هستن، محافظت کنم.

224
00:09:07,840 --> 00:09:09,360
‫باز هم ساکا!

225
00:09:09,400 --> 00:09:11,880
‫ستاره‌پسر به درخشش ادامه می‌ده!

226
00:09:12,040 --> 00:09:13,640
‫[یورو ۲۰۲۰]

227
00:09:13,760 --> 00:09:15,440
‫با حرکت به سمت یورو،

228
00:09:16,200 --> 00:09:18,120
‫می‌دونستم اگه خوب بازی کنه،

229
00:09:18,200 --> 00:09:20,840
‫تموم دنیاش اون تابستون عوض می‌شه.

230
00:09:21,400 --> 00:09:22,400
‫توپ دست کین هست.

231
00:09:22,480 --> 00:09:24,360
‫این فقط بازی برای باشگاهم نیست،

232
00:09:24,440 --> 00:09:25,960
‫می‌دونی؟ کل کشوره.

233
00:09:26,040 --> 00:09:27,960
‫ممکنه دست ساکا بیفته!

234
00:09:28,000 --> 00:09:32,280
‫اولین گل ملی در سطح بزرگسالان
‫برای بوکایو ساکا!

235
00:09:32,400 --> 00:09:34,400
‫انگلستان شانس قهرمانی اروپا رو داشت.

236
00:09:34,440 --> 00:09:35,680
‫قبلاً نبرده بودیم.

237
00:09:36,440 --> 00:09:39,480
‫و تقریباً حس مسئولیت می‌کنم تا

238
00:09:39,560 --> 00:09:41,640
‫همه اعتمادی که به من کردن رو جبران کنم.

239
00:09:41,720 --> 00:09:44,920
‫ساکا. تلاش برای متوقف کردنش.
‫استرلینگ وارد می‌شه.

240
00:09:45,600 --> 00:09:48,720
‫اینطوری بوکایو ساکا رو به خاطر می‌سپارید!

241
00:09:50,840 --> 00:09:53,040
‫ولی هیچکس نمی‌تونست

242
00:09:53,280 --> 00:09:55,400
‫نتیجه فینال رو پیش‌بینی کنه.

243
00:09:56,240 --> 00:09:57,800
‫برای اولین بار،

244
00:09:57,880 --> 00:10:00,520
‫جام با ضربات پنالتی تعیین خواهد شد.

245
00:10:00,600 --> 00:10:03,520
‫در واقع، از سال ۱۹۷۶ تاکنون.

246
00:10:05,920 --> 00:10:07,520
‫پنالتی‌ها، مردم همیشه می‌گن،

247
00:10:07,560 --> 00:10:09,480
‫«من این کار رو می‌کردم».
‫نخیر، نمی‌کردی.

248
00:10:10,120 --> 00:10:12,240
‫نمی‌کردی چون هیچوقت تو اون موقعیت نبودی.

249
00:10:13,240 --> 00:10:14,720
‫اون راه رو بری.

250
00:10:15,640 --> 00:10:16,720
‫تنها.

251
00:10:24,880 --> 00:10:26,200
‫و پیکفورد سیو می‌کنه!

252
00:10:26,280 --> 00:10:28,400
‫اگه هیچوقت تو زندگیت پنالتی نزدی،

253
00:10:28,480 --> 00:10:29,840
‫لطفاً حرف نزن.

254
00:10:29,920 --> 00:10:31,760
‫چون شماها نمی‌دونید چطوریه.

255
00:10:35,760 --> 00:10:37,720
‫بعد از سه پنالتی، ۲-۲.

256
00:10:38,200 --> 00:10:40,560
‫نمی‌دونید چه تأثیری می‌تونه
‫روی حرفه‌تون بذاره.

257
00:10:43,040 --> 00:10:45,120
‫پیکفورد پایین رفت تا جلوش رو بگیره!

258
00:10:45,200 --> 00:10:47,680
‫و همچنین چه تأثیری می‌تونه
‫روی ذهنتون بذاره.

259
00:10:48,400 --> 00:10:51,120
‫ایتالیا فعلاً جلوئه.

260
00:10:51,200 --> 00:10:52,960
‫ولی حالا نوبت این نوجوونه،

261
00:10:53,000 --> 00:10:55,720
‫بوکایو ساکا، یکی از جوان‌ترین بازیکنانی که

262
00:10:55,800 --> 00:10:57,720
‫تا حالا در جام ملت‌های اروپا بازی کرده.

263
00:10:57,800 --> 00:10:59,160
‫باید الان گل بزنه

264
00:10:59,240 --> 00:11:00,640
‫تا انگلستان رو زنده نگه داره.

265
00:11:00,960 --> 00:11:03,880
‫وقتی می‌رفتم سمت توپ،
‫باور داشتم که گل می‌زنم، می‌دونی؟

266
00:11:03,960 --> 00:11:06,160
‫اون اعتماد به نفس رو تو خودت داری،

267
00:11:06,200 --> 00:11:08,160
‫وگرنه حتی توپ رو هم برنمی‌داشتی

268
00:11:08,280 --> 00:11:10,120
‫یا نمی‌گفتی که می‌خوای پنالتی بزنی.

269
00:11:10,200 --> 00:11:11,680
‫اگه یادم باشه،

270
00:11:11,720 --> 00:11:13,400
‫تو خونه تو آشپزخونه بودم.

271
00:11:13,480 --> 00:11:15,640
‫وقتی رفتی که بزنی، گفتم، «نه!»

272
00:11:15,720 --> 00:11:18,680
‫و خودم رو دیدم که
‫تو یک‌چهارم نهایی بلند شدم

273
00:11:18,760 --> 00:11:21,040
‫تا در برابر ایتالیا پنالتی بزنم.

274
00:11:21,760 --> 00:11:23,160
‫[جام جهانی ۱۹۹۸]

275
00:11:24,160 --> 00:11:26,600
‫و یادمه که ۲۰ سالم بود.

276
00:11:26,680 --> 00:11:28,680
‫یادم نمیاد

277
00:11:28,760 --> 00:11:30,320
‫تو ورزشگاه چی می‌گذشت.

278
00:11:31,480 --> 00:11:32,960
‫انگار غش کرده بودم.

279
00:11:34,200 --> 00:11:35,800
‫- می‌دونستم کجا می‌خوام بزنم...
‫- آره.

280
00:11:35,880 --> 00:11:37,360
‫و نمی‌خواستم عوضش کنم.

281
00:11:43,920 --> 00:11:46,560
‫تنها چیزی که می‌دونم اینه که
‫وقتی توپ رفت تو، شنیدم، «آره!»

282
00:11:46,640 --> 00:11:49,160
‫- آره. آره.
‫- این چیزیه که یادم میاد.

283
00:11:52,640 --> 00:11:54,320
‫وقتی دیدم داری می‌ری اونجا...

284
00:11:56,680 --> 00:11:59,640
‫حتی با اینکه شخصاً
‫اونقدر تو رو نمی‌شناختم...

285
00:12:01,200 --> 00:12:02,760
‫فقط به این فکر می‌کردم...

286
00:12:02,840 --> 00:12:04,400
‫«لطفاً خرابش نکن».

287
00:12:06,120 --> 00:12:07,200
‫«لطفاً خرابش نکن».

288
00:12:14,760 --> 00:12:16,000
‫و گل نمی‌شه!

289
00:12:16,080 --> 00:12:19,880
‫و ایتالیا قهرمان اروپا می‌شه.

290
00:12:23,120 --> 00:12:25,320
‫بوکایو ساکای بیچاره

291
00:12:25,320 --> 00:12:27,160
‫پنالتی مهم رو خراب می‌کنه.

292
00:12:31,200 --> 00:12:33,160
‫این یکی قراره مدتی آزار بده.

293
00:12:47,160 --> 00:12:49,560
‫احتمالاً بدترین حسی بود که تا حالا داشتم.

294
00:12:49,640 --> 00:12:50,640
‫اون لحظه،

295
00:12:50,720 --> 00:12:51,960
‫من رو عوض کرد.

296
00:12:52,040 --> 00:12:54,120
‫برمی‌گردی رختکن و نمی‌تونی...

297
00:12:54,680 --> 00:12:56,280
‫یعنی سرت پایینه و نمی‌تونی...

298
00:12:56,360 --> 00:12:58,160
‫- نمی‌تونی نگاه کنی، آره.
‫- به مردم نگاه کنی،

299
00:12:58,200 --> 00:12:59,800
‫- این بدترین حس دنیاست.
‫- آره.

300
00:12:59,880 --> 00:13:01,200
‫می‌دونی یه تورنمنت بزرگه؟

301
00:13:01,280 --> 00:13:03,560
‫شش هفته اونجایی. سخته، حجم مسافرت،

302
00:13:03,640 --> 00:13:05,440
‫آماده‌سازی، جلسات تمرین.

303
00:13:05,520 --> 00:13:06,680
‫و بعد...

304
00:13:06,760 --> 00:13:08,160
‫انگار بگی، «بچه‌ها،

305
00:13:08,240 --> 00:13:09,600
‫شرمنده، پسر».

306
00:13:12,920 --> 00:13:14,160
‫ما اینجا به عنوان یه تیم هستیم.

307
00:13:14,240 --> 00:13:15,680
‫می‌دونی، با هم پیروز می‌شید.

308
00:13:16,400 --> 00:13:18,120
‫ولی متاسفانه، وقتی می‌بازید...

309
00:13:19,880 --> 00:13:21,320
‫بعضی وقت‌ها تنها می‌بازید.

310
00:13:22,760 --> 00:13:24,280
‫تو اون لحظه خاص،

311
00:13:24,320 --> 00:13:26,120
‫دیدنش سخت بود، انگار،

312
00:13:26,440 --> 00:13:28,720
‫چطور می‌خوای این رو جبران کنی،

313
00:13:28,760 --> 00:13:30,680
‫چطور می‌خوای از این برگردی.

314
00:13:32,760 --> 00:13:34,640
‫می‌دونستم که اون یه بچه خیلی قویه.

315
00:13:34,720 --> 00:13:36,680
‫ولی اگه نتونه از نظر ذهنی بهبود پیدا کنه،

316
00:13:36,760 --> 00:13:38,000
‫احتمالاً باید بازنشسته بشه،

317
00:13:38,080 --> 00:13:39,560
‫احتمالاً دیگه نمی‌تونه بازی کنه.

318
00:13:41,040 --> 00:13:42,120
‫من فقط

319
00:13:42,200 --> 00:13:44,560
‫یه غم عظیم حس کردم چون می‌دونستم

320
00:13:44,640 --> 00:13:46,560
‫که با نژادپرستی همراه می‌شه.

321
00:13:46,640 --> 00:13:48,760
‫سه بازیکنی که پنالتی‌ها رو

322
00:13:48,840 --> 00:13:50,520
‫در ضربات پنالتی اضافی خراب کردن،

323
00:13:50,600 --> 00:13:54,400
‫مارکوس راشفورد، جیدون سانچو و بوکایو ساکا،

324
00:13:54,480 --> 00:13:57,920
‫بعد از بازی مورد حمله
‫نژادپرستانه آنلاین قرار گرفتن.

325
00:13:59,960 --> 00:14:01,560
‫حقش این نبود.

326
00:14:01,640 --> 00:14:03,480
‫[چطور گل نکرد؟
‫آبرورزی - باید برگرده خونه‌ش]

327
00:14:03,560 --> 00:14:05,440
‫از اتفاقی که می‌افتاد خبر داشتم.

328
00:14:06,680 --> 00:14:09,080
‫اون همه منفی‌گری، نفرت، نژادپرستی.

329
00:14:11,120 --> 00:14:12,960
‫سعی نکردم عمداً برم بخونمشون.

330
00:14:13,640 --> 00:14:15,080
‫ولی به چشمم می‌خورد.

331
00:14:15,880 --> 00:14:17,960
‫باز هم روی من تأثیر داشت.

332
00:14:19,640 --> 00:14:21,520
‫داشتم نگاه می‌کردم چه خبره،

333
00:14:21,640 --> 00:14:24,360
‫و هیچ شکی نداشتم که

334
00:14:24,440 --> 00:14:26,000
‫چه حسی داره.

335
00:14:27,320 --> 00:14:30,080
‫از یه آدم سیاه‌پوست می‌پرسی که
‫درباره این قضیه چی فکر می‌کنه.

336
00:14:30,160 --> 00:14:31,760
‫واقعاً باید بهتون بگم؟

337
00:14:32,360 --> 00:14:34,560
‫این رو به عنوان یه امر عادی قبول می‌کنی،

338
00:14:34,640 --> 00:14:35,760
‫اینطوریه.

339
00:14:35,840 --> 00:14:39,680
‫ازش عبور می‌کنی. چرا از وقتی کوچیکیم
‫باید خودمون رو وفق بدیم که عبور کنیم؟

340
00:14:39,760 --> 00:14:41,280
‫می‌دونی، پنالتی رو خراب می‌کنی،

341
00:14:41,360 --> 00:14:44,560
‫و رنگ پوستت چه ربطی به اون قضیه داره؟

342
00:14:44,640 --> 00:14:47,080
‫واسه همین باهاش تماس گرفتم

343
00:14:47,360 --> 00:14:49,600
‫چون می‌تونستم درست باهاش همذات‌پنداری کنم.

344
00:14:50,680 --> 00:14:52,280
‫اون لحظه، برای من،

345
00:14:52,320 --> 00:14:53,640
‫وقتی اسمت رو دیدم،

346
00:14:53,680 --> 00:14:55,840
‫چون خیلی‌ها بهم پیام می‌دن،
‫بهم پیام می‌دن،

347
00:14:55,920 --> 00:14:58,240
‫وقتی اسمت رو دیدم، یه جور
‫هیجان کوچیکی برام داشت، می‌دونی؟

348
00:14:58,280 --> 00:14:59,360
‫برام انرژی مثبت داشت.

349
00:14:59,440 --> 00:15:01,800
‫چون احتیاجی نداشتی
‫با من تماس بگیری، می‌دونی؟

350
00:15:01,880 --> 00:15:03,600
‫با خودم گفتم، «وای، پسر».

351
00:15:03,680 --> 00:15:05,120
‫و فقط یه پیام نبود،

352
00:15:05,160 --> 00:15:07,360
‫یه پیام تشریفاتی نبود که
‫«سرت رو بالا بگیر».

353
00:15:07,440 --> 00:15:08,920
‫می‌دونی، به خاطر چیزی بود که گفتی.

354
00:15:10,440 --> 00:15:12,960
‫«همین که پا پیش گذاشتی،
‫خودش نشون می‌ده یه برنده‌ای.

355
00:15:13,040 --> 00:15:15,520
‫سخت‌ترین کار این بود که
‫خودت رو در معرض خطر قرار بدی.

356
00:15:15,600 --> 00:15:17,160
‫همه قرار نیست این کار رو بکنن».

357
00:15:19,560 --> 00:15:22,160
‫رفتم خونه و خانواده‌م دورم بودن.

358
00:15:22,200 --> 00:15:24,800
‫[یازدهم جولای ۲۰۲۱: مثل یک مرد ایستادی.
‫شجاعت بی‌نهایتی می‌خواست.]

359
00:15:24,800 --> 00:15:26,560
‫[این تو رو قوی‌تر می‌کنه،
‫بازیکنی بهتر از قبل.]

360
00:15:26,600 --> 00:15:28,880
‫من رو دوباره بلند کردن

361
00:15:28,920 --> 00:15:31,080
‫و کمک کردن دوباره شروع کنم.

362
00:15:31,120 --> 00:15:32,680
‫این خیلی بهم کمک کرد.

363
00:15:33,760 --> 00:15:35,360
‫بازیکن‌های بزرگ هم قبلاً

364
00:15:35,440 --> 00:15:37,360
‫پنالتی رو از دست دادن.

365
00:15:37,480 --> 00:15:39,520
‫مهم اینه که چطور بهش غلبه کنی

366
00:15:39,600 --> 00:15:41,160
‫و بذاری حاشیه‌ها کم بشن،

367
00:15:41,240 --> 00:15:43,080
‫بعد می‌تونی خودت رو جمع و جور کنی.

368
00:15:48,800 --> 00:15:50,600
‫من تو یک ساعت

369
00:15:50,640 --> 00:15:52,280
‫دویست پوند بُردم.

370
00:15:54,840 --> 00:15:55,960
‫بهشون بگو چقدر خوشحالی.

371
00:15:56,040 --> 00:15:57,520
‫چون می‌دونی چقدر براش زحمت کشیدم؟

372
00:15:58,480 --> 00:15:59,720
‫وای، خدای من!

373
00:16:01,200 --> 00:16:03,000
‫نمی‌دونم. ما تو زندگی خیلی جوان بودیم.

374
00:16:03,080 --> 00:16:05,440
‫اون ۱۷ سالش بود.
‫من ۱۷ سالم بود، داشتم ۱۸ می‌شدم.

375
00:16:06,480 --> 00:16:08,920
‫همه چیز اطرافمون خیلی سریع تغییر کرد.

376
00:16:09,000 --> 00:16:10,880
‫گمونم ما همدیگه رو حفظ کردیم،

377
00:16:10,960 --> 00:16:12,520
‫و از هم محافظت کردیم،

378
00:16:12,560 --> 00:16:14,160
‫و مایه ثبات همدیگه بودیم.

379
00:16:15,440 --> 00:16:17,080
‫اون بچه کوچولویی بود که

380
00:16:17,080 --> 00:16:19,200
‫فقط می‌خواست فوتبال بازی کنه.

381
00:16:19,680 --> 00:16:21,240
‫ولی فکر می‌کنم الان خیلی بیشتر از اونه.

382
00:16:21,320 --> 00:16:22,880
‫می‌خواد تو نقش‌های رهبری باشه.

383
00:16:22,960 --> 00:16:25,640
‫می‌خواد فضای بیشتری تو فوتبال اشغال کنه.

384
00:16:25,720 --> 00:16:27,880
‫می‌خواد خیلی کارهای بیشتری انجام بده.

385
00:16:27,920 --> 00:16:30,280
‫فکر کنم این چیزیه که
‫بعضی وقت‌ها نگرانم می‌کنه. یعنی...

386
00:16:30,640 --> 00:16:34,400
‫مثلاً، ممکنه جایی به نقطه‌ای برسه که
‫خدای نکرده دیگه ته بکشه،

387
00:16:34,480 --> 00:16:36,160
‫چون همیشه فشار زیادی

388
00:16:36,880 --> 00:16:38,240
‫به خودش میاره.

389
00:16:39,520 --> 00:16:42,000
‫به نوعی مجبور شدم به این آدم تبدیل بشم

390
00:16:42,080 --> 00:16:45,240
‫که دیگه زندگی رو اونقدر معصومانه نمی‌دید.

391
00:16:46,880 --> 00:16:49,600
‫وقتی هدف خودت رو پیدا می‌کنی،
‫تبدیل به یه رهبر می‌شی.

392
00:16:49,680 --> 00:16:51,640
‫پس شاید به نظر برسه که تحت فشاره،

393
00:16:51,760 --> 00:16:53,280
‫ولی رهبرها کارشون همینه.

394
00:16:53,600 --> 00:16:54,760
‫نمی‌تونن آروم باشن.

395
00:16:55,920 --> 00:16:58,280
‫پس، همیشه برای اون همینطوری می‌شه.

396
00:16:59,520 --> 00:17:02,200
‫به خاطر همینه که قهرمانان بزرگ دیوانه‌ان.

397
00:17:02,280 --> 00:17:05,240
‫دیوونه‌ان چون هر کاری می‌کنن
‫تا دوباره شکست نخورن.

398
00:17:05,320 --> 00:17:07,760
‫اونا هر شکستی رو به خاطر می‌سپارن.

399
00:17:08,560 --> 00:17:11,360
‫انتظاری که روی دوشش هست رو می‌بینی،

400
00:17:11,440 --> 00:17:13,240
‫و می‌بینی که چقدر دوست داره برنده بشه.

401
00:17:13,960 --> 00:17:15,040
‫این مسئله شخصیه.

402
00:17:15,960 --> 00:17:18,520
‫اون می‌خواد نه فقط به تیم،

403
00:17:18,600 --> 00:17:20,880
‫به خودش، بلکه به مردم تقدیم کنه.

404
00:17:21,600 --> 00:17:22,880
‫فکر می‌کنم در طول فصل،

405
00:17:23,000 --> 00:17:24,720
‫ یه جورایی کاملاً پرانرژی‌ام،

406
00:17:24,800 --> 00:17:25,880
‫خیلی متمرکزم.

407
00:17:25,960 --> 00:17:28,840
‫جایی که شادی رو پیدا می‌کنم،
‫بیشتر از طریق مردم،

408
00:17:28,920 --> 00:17:31,440
‫خانواده‌م، نامزدم و دوست‌هام هست.

409
00:17:31,520 --> 00:17:33,920
‫به خصوص تو تابستون، می‌دونی؟
‫وقتی که می‌تونی استراحت کنی.

410
00:17:36,160 --> 00:17:38,000
‫وقتی می‌بینم که یه کم خسته‌ست،

411
00:17:38,600 --> 00:17:39,880
‫می‌دونیم کِی عقب‌نشینی کنیم.

412
00:17:40,880 --> 00:17:43,040
‫ما یه سنگر کوچیک داریم

413
00:17:43,040 --> 00:17:44,800
‫و اونجا می‌مونیم.

414
00:17:45,600 --> 00:17:46,840
‫حباب ما،

415
00:17:46,920 --> 00:17:49,160
‫به معنای واقعی فقط
‫دوستان، خانواده و خودمونیم.

416
00:17:49,800 --> 00:17:51,680
‫سال‌هاست که دوستان یکسانی داره.

417
00:17:51,680 --> 00:17:53,360
‫دوستان فوق‌العاده‌ای داره.

418
00:17:56,600 --> 00:17:58,480
‫اولین خاطره من ازش،
‫[ریس ویلیامز]

419
00:17:58,560 --> 00:17:59,960
‫احتمالاً تو حیاط مدرسه بود،

420
00:18:00,040 --> 00:18:02,000
‫دوران «ادوارد بیتام».
‫[بهترین دوست دوران کودکی]

421
00:18:02,080 --> 00:18:03,480
‫فوتبال بازی کردن،

422
00:18:03,560 --> 00:18:05,000
‫جنجال به پا کردن.

423
00:18:06,680 --> 00:18:08,840
‫هیچوقت خودنمایی نمی‌کرد،

424
00:18:08,920 --> 00:18:11,000
‫همیشه حلقه دوستانش رو خیلی کوچک

425
00:18:11,080 --> 00:18:12,520
‫و متواضع نگه می‌داشت.

426
00:18:12,680 --> 00:18:14,520
‫جای تعجب نداره که الان به کجا رسیده.

427
00:18:14,680 --> 00:18:17,600
‫به نظرم مردم فکر می‌کنن که اون آدم ساکتیه.
‫[ازری کنسا]

428
00:18:17,640 --> 00:18:18,800
‫منم همینطور فکر می‌کردم،

429
00:18:18,840 --> 00:18:20,520
‫نمی‌خوام دروغ بگم،

430
00:18:20,600 --> 00:18:22,080
‫تا اینکه باهاش حرف زدم.

431
00:18:22,160 --> 00:18:25,480
‫همون اول متوجه شدم که
‫یه دوست خوب برام می شه.

432
00:18:26,720 --> 00:18:28,080
‫اون شخصیتی داره که

433
00:18:28,120 --> 00:18:30,320
‫هر کسی کنارش حس راحتی می‌کنه.

434
00:18:30,680 --> 00:18:32,120
‫بعضی وقت‌ها فوتبال،

435
00:18:32,200 --> 00:18:34,080
‫می‌تونه زندگیت رو بگیره.

436
00:18:34,160 --> 00:18:35,720
‫اگه از نظر ذهنی براش آماده نباشی،

437
00:18:35,800 --> 00:18:37,200
‫می‌تونه بهت آسیب بزنه.

438
00:18:37,320 --> 00:18:40,240
‫مهمه چون باید کسایی رو
‫داشته باشی که تو رو درک کنن

439
00:18:40,280 --> 00:18:42,760
‫و تو رو فقط در نورافکن نبینن.

440
00:18:42,840 --> 00:18:44,720
‫تو رو برای چیزی که واقعاً هستی می‌بینن.

441
00:18:44,800 --> 00:18:47,520
‫این یکی از بهترین بخش‌های دوستیش هست،

442
00:18:47,600 --> 00:18:51,080
‫وقتی می‌تونی فوتبال رو فقط
‫برای اون عصر کنار بذاری.

443
00:18:51,720 --> 00:18:53,520
‫باید روی بازی تمرکز کنی.

444
00:18:53,600 --> 00:18:54,800
‫داداش، یالا دیگه.

445
00:19:00,960 --> 00:19:02,240
‫یو.

446
00:19:02,320 --> 00:19:03,760
‫منم تو رو دوست دارم.

447
00:19:03,840 --> 00:19:04,840
‫داری خرابش می‌کنی.

448
00:19:04,920 --> 00:19:06,440
‫تموم، دیگه حرفی ندارم.

449
00:19:06,520 --> 00:19:08,760
‫- راستش رو بهشون گفتی؟
‫- معلومه.

450
00:19:10,000 --> 00:19:12,680
‫نه کل حقیقت رو، ولی
‫آره، راستش رو بهشون گفتم.

451
00:19:12,720 --> 00:19:14,600
‫- خوبه، خوبه، خوبه.
‫- چیزی که لازم بود بدونن گفتم.

452
00:19:14,640 --> 00:19:16,080
‫چون خیلی جدی گرفتی.

453
00:19:16,160 --> 00:19:19,400
‫اون آموزش رسانه می‌دید؟
‫یا این... همه اون چیزها؟

454
00:19:20,760 --> 00:19:22,880
‫فقط خودم بودم،
‫راستش رو می‌گفتم، خودم بودم؟

455
00:19:22,960 --> 00:19:24,560
‫- خودت بودی؟
‫- آره، داداش.

456
00:19:27,160 --> 00:19:29,720
‫فکر می‌کنم اون یه وجود مهربونه.
‫قلب مهربونی داره.

457
00:19:30,840 --> 00:19:32,560
‫و واقعاً همینطوره، جعلی نیست.

458
00:19:33,080 --> 00:19:35,680
‫و فکر می‌کنم فقط می‌خواد تا وقتی زنده‌ست،

459
00:19:35,720 --> 00:19:37,960
‫تا جای ممکن به بقیه نیکی کنه.

460
00:19:38,880 --> 00:19:41,440
‫وقتی کسی اینقدر قوی و آماده

461
00:19:41,520 --> 00:19:43,480
‫برای تلاش و تقدیم خودش
‫به بخش‌های مختلف داریم،

462
00:19:43,560 --> 00:19:45,000
‫در درون، انگار

463
00:19:45,040 --> 00:19:47,920
‫می‌دونی احتمالاً خیلی آسیب‌پذیر هستن
‫و می‌دونی که

464
00:19:48,000 --> 00:19:51,360
‫به خودشون به اندازه کافی اهمیت نمیدن،
به بخش‌هایی از وجودشون اهمیت می‌دن،

465
00:19:51,440 --> 00:19:54,120
‫ولی هیچوقت به فکر خودشون نیستن.

466
00:19:59,000 --> 00:20:01,720
‫خوب بازی کردن با گل زدن فرق داره.

467
00:20:05,160 --> 00:20:06,840
‫بعضی وقت‌ها حمل کردنش

468
00:20:06,880 --> 00:20:08,240
‫سنگینه، مگه نه؟

469
00:20:08,320 --> 00:20:10,040
‫می‌بینی،یه ساعت مونده.
‫سی دقیقه مونده،

470
00:20:10,120 --> 00:20:12,000
‫با خودت می‌گی،
‫«خب، هنوز گل نزدم». انگار...

471
00:20:12,080 --> 00:20:13,520
‫- آره.
‫- دیگه مثل قبل بازی نمی‌کنی.

472
00:20:13,600 --> 00:20:15,040
‫- آره.
‫- بعضی وقت‌ها عجله می‌کنی.

473
00:20:15,120 --> 00:20:16,240
‫- آره.
‫- چون خیلی وقته که

474
00:20:16,320 --> 00:20:17,440
‫- توپ دستت نیومده.
‫- می‌فهمم.

475
00:20:17,520 --> 00:20:19,200
‫حس می‌کنم یه نقشی دارم

476
00:20:19,240 --> 00:20:20,640
‫که تفاوت ایجاد کنم، می‌دونی؟

477
00:20:20,720 --> 00:20:22,640
‫چه با گل زدن،

478
00:20:23,600 --> 00:20:25,160
‫چه با پاس گل دادن.

479
00:20:25,720 --> 00:20:27,680
‫- باشه، ولی...
‫- فقط عقب برگشتن و توپ رو نگه داشتن

480
00:20:27,680 --> 00:20:28,840
‫یا اینجور چیزها، کافی نیست.

481
00:20:28,880 --> 00:20:31,040
‫- کافی نیست.
‫- می‌دونم. منم همینطور بودم.

482
00:20:31,080 --> 00:20:32,840
‫ولی خیلی سخت نگیر...

483
00:20:32,920 --> 00:20:36,360
‫- اگه من... بذار یه سوال برعکس بپرسم.
‫- باشه.

484
00:20:36,440 --> 00:20:39,080
‫نُه بازی، تو از نظر دفاعی فوق‌العاده بودی.

485
00:20:39,440 --> 00:20:40,800
‫نگه داشتن توپ،

486
00:20:40,840 --> 00:20:42,360
‫همراه کردن هم‌تیمی‌ها،

487
00:20:42,440 --> 00:20:43,520
‫ولی تو ۹ بازی

488
00:20:43,600 --> 00:20:46,080
‫گل نزدی. فقط تو یک بازی از ده تا گل زدی.

489
00:20:46,880 --> 00:20:48,920
‫بعد راضی می‌شدی و با خودت می‌گفتی،
‫«باشه...»

490
00:20:49,000 --> 00:20:51,040
‫- من هیچوقت راضی نبودم.
‫- می‌دونی منظورم چیه؟

491
00:20:51,120 --> 00:20:53,360
‫- می‌دونم، ولی...
‫- می‌دونی به عنوان مهاجم ما رو

492
00:20:53,400 --> 00:20:54,680
‫- با چی قضاوت می‌کنن؟
‫- معلومه،

493
00:20:54,720 --> 00:20:56,920
‫الان بیشتر از هر زمان دیگه‌ای
‫بر اساس آمار قضاوت می‌شن.

494
00:20:57,000 --> 00:20:59,680
‫- اونم تو ذهنت هست.
‫- دارم درباره تو و مغزت حرف می‌زنم.

495
00:20:59,760 --> 00:21:02,080
‫- دفاع کردم، کمک کردم...
‫- ولی برای تو کافی نیست.

496
00:21:02,160 --> 00:21:03,560
‫- کافی نیست.
‫- می‌دونم، ولی مهمه.

497
00:21:03,640 --> 00:21:04,840
‫این رو می‌گی،

498
00:21:04,920 --> 00:21:08,320
‫ولی حس می‌کنم یکی از
‫بزرگ‌ترین سلاح‌ها و ابرقدرت‌هات

499
00:21:08,400 --> 00:21:09,880
‫ذهنیت تو بود

500
00:21:10,000 --> 00:21:11,560
‫که کافی نیست.

501
00:21:11,680 --> 00:21:13,120
‫چقدر حس می‌کنی که

502
00:21:13,200 --> 00:21:14,840
‫این تعادل کار می‌کنه؟ انگار...

503
00:21:15,000 --> 00:21:16,680
‫خب، نمی‌دونم. این چیزیه که بهت می‌گم.

504
00:21:16,760 --> 00:21:19,240
‫- امتحانش کن، چون من انجام ندادم.
‫- باشه.

505
00:21:19,720 --> 00:21:21,320
‫من اونجوری برنامه‌ریزی نشده بودم.

506
00:21:23,000 --> 00:21:26,240
‫برنامه‌م این بود به چیزهایی
‫که انجام ندادم فکر کنم.

507
00:21:27,680 --> 00:21:29,240
‫وقتی جوون بودم یاغی بودم.

508
00:21:29,320 --> 00:21:32,040
‫- فقط به سمت بازیکن‌ها می‌دویدم.
‫- آره.

509
00:21:32,680 --> 00:21:33,920
‫سریع و خشن.

510
00:21:34,560 --> 00:21:36,760
‫برای من، تو ذهنم، این چیزیه که

511
00:21:36,760 --> 00:21:38,680
‫برای بردن بهش احتیاج داری.

512
00:21:39,720 --> 00:21:41,560
‫ولی بازم از زندگی ناراحت بودم.

513
00:21:43,400 --> 00:21:46,280
‫این یکی از چیزایی بود که نمی‌دونستم،
‫چی باعث خوشحالیم می‌شه؟

514
00:21:46,360 --> 00:21:48,200
‫اگه به خودت اجازه ندی

515
00:21:48,240 --> 00:21:49,920
‫از چیزی خوشحال باشی،

516
00:21:50,080 --> 00:21:52,080
‫ذهنت تو رو به جاهایی می‌بره

517
00:21:52,160 --> 00:21:54,600
‫که هیچ نوری نمی‌بینی.

518
00:21:56,800 --> 00:21:59,200
‫وقتی جوون‌تر بودم به اندازه‌ی کافی

519
00:21:59,280 --> 00:22:01,720
‫برای فهمیدنش آماده نبودم.
‫بنابراین به خودم گفتم،

520
00:22:01,800 --> 00:22:04,160
‫«سعی کن خوشحال باشی
‫و تصویر بزرگ رو ببینی.

521
00:22:04,240 --> 00:22:07,440
‫- نه فقط یه تصویر».
‫- نه، دقیقاً می‌فهمم

522
00:22:07,520 --> 00:22:08,720
‫- چی می‌گی.
‫- فقط برای تو.

523
00:22:09,480 --> 00:22:12,200
‫خیلی وقت‌ها، برای پیدا کردن

524
00:22:12,240 --> 00:22:14,800
‫خوشحالی و رضایت تقلا می‌کنم چون...

525
00:22:15,760 --> 00:22:18,920
‫یعنی همیشه به چیزایی فکر می‌کنم
‫که انجام ندادم، کاری که باید بعدش بکنم.

526
00:22:21,080 --> 00:22:22,320
‫هنوز هیچی برای

527
00:22:22,400 --> 00:22:23,640
‫آرسنال به دست نیاوردم.

528
00:22:23,720 --> 00:22:25,400
‫- ولی چرا شادی باید از بین بره؟
‫- نمی‌دونم.

529
00:22:25,480 --> 00:22:27,040
‫من حس مسئولیت می‌کنم که...

530
00:22:27,120 --> 00:22:28,960
‫- آره، ولی...
‫- به باشگاه برگردم،

531
00:22:29,040 --> 00:22:31,480
‫چقدر رو من سرمایه‌گذاری کردن،
‫هواداران، کادر و اعتمادشون.

532
00:22:31,560 --> 00:22:32,720
‫اگه بهت بگم،

533
00:22:32,960 --> 00:22:34,520
‫مثلاً ۱۵ سال پیش،

534
00:22:34,880 --> 00:22:36,680
‫که توی این موقعیت می‌بودی،

535
00:22:37,040 --> 00:22:39,400
‫فکر می‌کنی بوکایو کوچولو

536
00:22:39,440 --> 00:22:41,200
‫به بوکایوی الان چی می‌گفت؟

537
00:22:45,720 --> 00:22:49,560
‫[گرینفورد - غرب لندن]

538
00:22:50,920 --> 00:22:52,320
‫اینجا خونه‌مه، پسر.

539
00:22:54,720 --> 00:22:56,720
‫فقط بچه درونم رو یادمه که

540
00:22:56,840 --> 00:22:58,680
‫تو این خیابون‌ها بالا و پایین می‌رفت.

541
00:23:00,120 --> 00:23:01,800
‫فکر کنم وقتی دبستانی بودم،

542
00:23:01,800 --> 00:23:03,120
‫- لباس فوتبال می‌پوشیدم.
‫- واقعاً؟

543
00:23:03,200 --> 00:23:04,920
‫آرسنال، نیوکاسل،

544
00:23:05,000 --> 00:23:06,800
‫- منچستریونایتد...
‫- هر...

545
00:23:07,960 --> 00:23:09,200
‫هر لباسی؟

546
00:23:09,800 --> 00:23:11,240
‫همه لباس‌ها رو داشتم.

547
00:23:16,040 --> 00:23:17,640
‫از وقتی رفتم دیگه برنگشتم.

548
00:23:18,480 --> 00:23:19,840
‫الان هفت سال می‌شه.

549
00:23:24,600 --> 00:23:26,080
‫کدومه؟

550
00:23:26,160 --> 00:23:27,920
‫این یکی. مستقیم باید بری.

551
00:23:29,480 --> 00:23:30,560
‫راهش همینه.

552
00:23:32,960 --> 00:23:35,000
‫وای، خدای من!

553
00:23:35,640 --> 00:23:37,640
‫نگاه کن، تابلوی «بازی با توپ ممنوع».

554
00:23:40,240 --> 00:23:43,160
‫ما کل روز فوتبال بازی می‌کردیم.

555
00:23:45,480 --> 00:23:46,720
‫باورم نمی‌شه.

556
00:23:48,120 --> 00:23:50,720
‫من در برابر داداشم و بابام بازی می‌کردیم.

557
00:23:52,160 --> 00:23:54,760
‫ولی اونا هر دو از من بزرگ‌تر،
‫قوی‌تر، هیکل‌تر بودن.

558
00:23:54,760 --> 00:23:56,080
‫این چیزی بود که بهم انگیزه داد،

559
00:23:56,120 --> 00:23:57,640
‫تلاش برای بهتر شدن از اونا.

560
00:23:57,760 --> 00:23:59,280
‫تا وقتی نمی‌بردم،

561
00:23:59,440 --> 00:24:00,800
‫نمی‌رفتیم تو.

562
00:24:02,680 --> 00:24:04,160
‫بعضی وقت‌ها

563
00:24:04,200 --> 00:24:05,640
‫شش ساعت بازی می‌کردیم.

564
00:24:06,000 --> 00:24:07,920
‫اگه برنده نشه، نمی‌ریم تو.

565
00:24:08,240 --> 00:24:09,880
‫توپ رو همه جا شوت می‌کنه.

566
00:24:09,960 --> 00:24:11,680
‫همیشه می‌خواد فوتبال بازی کنه.

567
00:24:12,240 --> 00:24:14,520
‫اگه تو حیاط خونه‌شون فوتبال بازی نمی‌کرد،

568
00:24:14,600 --> 00:24:15,800
‫جلوی خونه

569
00:24:15,880 --> 00:24:17,440
‫با بقیه همسایه‌ها

570
00:24:17,560 --> 00:24:19,120
‫تو اون بن‌بست کوچیک بودیم.

571
00:24:19,200 --> 00:24:22,880
‫اون تکه چمن خیلی خطرناک بود
‫چون ماشین‌ها

572
00:24:22,960 --> 00:24:25,600
‫با توپ‌های فوتبال که سرگردان بودن
‫برخورد می‌کردن.

573
00:24:25,720 --> 00:24:27,000
‫پنج، شش سالگی،

574
00:24:27,040 --> 00:24:28,600
‫بوکایو خیلی محکم به توپ ضربه می‌زد

575
00:24:28,680 --> 00:24:30,280
‫که می‌رفت همه پنجره‌ها رو می‌شکست.

576
00:24:30,360 --> 00:24:31,880
‫مادرم اونجا آشپزی می‌کرد.

577
00:24:31,960 --> 00:24:33,440
‫توپ از اون پنجره رد شد.

578
00:24:35,720 --> 00:24:37,480
‫تق، تق، تق، همیشه.

579
00:24:37,560 --> 00:24:38,840
‫چیزی بهت نگفت؟

580
00:24:38,920 --> 00:24:40,200
‫خیلی عصبانی بود،

581
00:24:40,240 --> 00:24:42,920
‫ولی من بازم این کار رو می‌کردم،
‫بارها و بارها.

582
00:24:43,000 --> 00:24:44,680
‫اون فقط هفت سالش بود،

583
00:24:44,760 --> 00:24:48,240
‫به اون حیاط پشتی، گرینفورد سلتیک بردمش

584
00:24:48,360 --> 00:24:51,320
‫و مربی گفت که اون بخشی از تیم الف می‌شه.

585
00:24:51,960 --> 00:24:53,960
‫یادمه بعضی از بازیکن‌ها اومدن،

586
00:24:54,040 --> 00:24:56,960
‫به من گفتن، «این پسر تو آینده
‫تو لیگ برتر بازی می‌کنه».

587
00:24:58,120 --> 00:24:59,800
‫اون از هفت سالگی

588
00:24:59,880 --> 00:25:01,960
‫تا امروز همیشه بوکایو بوده.

589
00:25:02,040 --> 00:25:04,840
‫ما همزمان تو آکادمی بودیم.

590
00:25:05,400 --> 00:25:07,080
‫فقط این بچه رو یادمه

591
00:25:07,080 --> 00:25:09,360
‫که مدام شوت می‌زد
‫[آرتور اوکونکو]

592
00:25:09,400 --> 00:25:10,760
‫و شوت می‌زد...
‫[دروازه‌بان رکسهام]

593
00:25:11,040 --> 00:25:13,000
‫آره، یه بازیکن فوق‌العاده بود.

594
00:25:14,240 --> 00:25:17,520
‫وقتی به ما بلیط می‌دادن تا بریم
‫آرسنال رو تو ورزشگاه امارات ببینیم،

595
00:25:17,600 --> 00:25:20,960
‫همه بازیکن‌های جوان رو پشت
‫نیمکت تیم اول می‌نشوندن.

596
00:25:21,040 --> 00:25:23,280
‫یعنی مات و مبهوت می‌موندی.

597
00:25:23,360 --> 00:25:26,720
‫یادمه که سر چوبا جیغ می‌کشیدم،
‫چون اون از آکادمی اومده بود.

598
00:25:26,800 --> 00:25:29,040
‫یعنی ما سه نفر بودیم،
‫همه برای پیراهنش جیغ می‌کشیدیم.

599
00:25:29,760 --> 00:25:31,640
‫بعدش اون پیراهن رو درآورد، پرتش کرد.

600
00:25:31,720 --> 00:25:34,640
‫و قسم می‌خورم، اون یکی از بهترین
‫روزهای زندگیم به عنوان یه بچه بود.

601
00:25:34,720 --> 00:25:36,680
‫فقط شادی محض.

602
00:25:37,000 --> 00:25:38,480
‫ما خودمون رو توی اون می‌دیدیم.

603
00:25:39,560 --> 00:25:41,840
‫این بازیکن‌ها رو می‌بینی که دارن
‫رویای تو رو انجام می‌دن.

604
00:25:41,920 --> 00:25:44,760
‫و می‌دونی، فکر می‌کنم اون
‫لحظه‌ست که به این فکر می‌کنی

605
00:25:44,840 --> 00:25:46,200
‫اگه تو می‌تونستی، چی؟

606
00:25:51,320 --> 00:25:53,240
‫ولی برای بابام، یه ضرورت بود

607
00:25:53,320 --> 00:25:55,400
‫که من یه بازیکن حرفه‌ای بشم.

608
00:25:55,480 --> 00:25:57,200
‫وقتی من رو دید، اولین چیزی بود که بهم گفت.

609
00:25:57,280 --> 00:26:00,040
‫نگفت زشتم یا خوشگلم

610
00:26:00,120 --> 00:26:02,480
‫یا پیشونیم خیلی بزرگه.

611
00:26:02,560 --> 00:26:05,720
‫فقط گفت، «این پسر
‫فوتبالیست خوبی می‌شه».

612
00:26:05,800 --> 00:26:07,400
‫همین رو گفت.

613
00:26:07,480 --> 00:26:09,000
‫چون بابام فوتبال رو دوست داره.

614
00:26:09,080 --> 00:26:11,440
‫پس حدس می‌زنم چون خودش نتونست،

615
00:26:11,560 --> 00:26:15,000
‫می‌دونی؟ مثل اینکه گفت،
‫«آه، بهترین کار اینه که تو انجامش بدی».

616
00:26:15,040 --> 00:26:16,600
‫می‌دونی، بابام خیلی روی

617
00:26:16,640 --> 00:26:18,640
‫موفقیت من و داداشم اصرار داشت،

618
00:26:18,680 --> 00:26:22,040
‫می‌خواست من یه فوتبالیست بشم،
‫ولی می‌خواست هر چی می‌خوام باشم.

619
00:26:23,560 --> 00:26:26,080
‫فکر می‌کرد تو سطح
‫خیلی بالایی فوتبال بازی کنه.

620
00:26:26,160 --> 00:26:27,280
‫آرسنال بهترین بود.

621
00:26:28,320 --> 00:26:29,360
‫خیلی سخت بود.

622
00:26:29,440 --> 00:26:32,440
‫رسیدن به آرسنال از جایی که زندگی می‌کردیم
‫حدود دو یا سه ساعت طول می‌کشید.

623
00:26:32,520 --> 00:26:34,320
‫هر کاری که انجام می‌دادم رو ول می‌کردم

624
00:26:34,400 --> 00:26:35,720
‫تا ببرمش تمرین،

625
00:26:35,760 --> 00:26:37,520
‫حتی وقتی خسته یا مریض بودم.

626
00:26:38,440 --> 00:26:40,200
‫ما رو مقابل پسرهای بزرگ‌تر قرار دادن.

627
00:26:41,040 --> 00:26:42,480
‫احتمالاً چهار سال بزرگ‌تر.

628
00:26:42,520 --> 00:26:44,440
‫واسه همین برای دلگرمی تو زمین،
‫به من نگاه می‌کرد

629
00:26:44,480 --> 00:26:47,000
‫می‌گفتم، «پسر، اگه اونجا اتفاقی بیفته،

630
00:26:47,040 --> 00:26:48,160
‫می‌پرم تو زمین.

631
00:26:48,240 --> 00:26:49,400
‫من اینجام.

632
00:26:49,440 --> 00:26:50,840
‫برو بازی کن».

633
00:26:51,480 --> 00:26:53,120
‫می‌دونی، اونا واقعاً، واقعاً، واقعاً

634
00:26:53,200 --> 00:26:56,040
‫زندگیشون رو کنار گذاشتن
‫تا من رو به فوتبال ببرن.

635
00:26:56,120 --> 00:26:57,120
‫برمی‌گشتن،

636
00:26:57,160 --> 00:26:58,320
‫غذا حاضر بود.

637
00:26:58,760 --> 00:27:00,800
‫حس می‌کردم تقریباً توی این
‫قضیه با من هستن، می‌دونی؟

638
00:27:00,880 --> 00:27:02,160
‫مثل اینکه تقریباً...

639
00:27:02,240 --> 00:27:04,480
‫اگه می‌تونستن با من توپ بزنن،
‫انجامش می‌دادن.

640
00:27:05,280 --> 00:27:07,240
‫این خاطرات رو زنده می‌کنه، می‌دونی؟

641
00:27:07,320 --> 00:27:08,400
‫کلی خاطره.

642
00:27:09,880 --> 00:27:11,480
‫«ببخشید، مامان، اگه دیره.

643
00:27:11,560 --> 00:27:14,400
‫ولی برنج جولوف، پلانتین و مرغ خوب می‌شد».

644
00:27:14,480 --> 00:27:16,280
‫و اون گفت،
‫«برای برنج جولوف خیلی دیر شده.

645
00:27:16,360 --> 00:27:18,360
‫برنج سفید با لوبیا، خورش فلفل درست کردم،

646
00:27:18,440 --> 00:27:21,200
‫ولی خیلی تند نیست، اِفو و مرغ».

647
00:27:21,280 --> 00:27:22,960
‫و من فقط جواب دادم،

648
00:27:23,040 --> 00:27:24,240
‫«صبح حرف می‌زنیم».

649
00:27:25,720 --> 00:27:27,920
‫- حتی ممنون هم نگفتی؟ هیچی.
‫- هیچی!

650
00:27:28,560 --> 00:27:31,160
‫هی، مامان، ببخشید،
‫این کارم زشت بود.

651
00:27:38,280 --> 00:27:39,520
‫صبح یا عصر

652
00:27:39,600 --> 00:27:41,520
‫بهش پیام می‌دادم

653
00:27:41,600 --> 00:27:43,400
‫«روزت چطور بود؟»

654
00:27:44,040 --> 00:27:47,360
‫یه آیه از کتاب مقدس پیدا می‌کردم
‫تا باهاش به اشتراک بذارم،

655
00:27:47,440 --> 00:27:48,720
‫تا حمایتش کنم،

656
00:27:49,080 --> 00:27:50,640
‫دلگرمش کنم.

657
00:27:51,720 --> 00:27:55,080
‫فقط خداست که
‫در هیچ کاری محدود نیست.

658
00:27:55,600 --> 00:27:57,880
‫و چیزی نیست که نتونه انجام بده.

659
00:27:58,480 --> 00:27:59,800
‫پس ایمان داشته باش.

660
00:28:02,760 --> 00:28:03,760
‫الو؟

661
00:28:04,080 --> 00:28:05,120
‫سلام.

662
00:28:05,160 --> 00:28:06,320
‫این دوچرخه رو یادته؟

663
00:28:06,520 --> 00:28:07,600
‫آره، دوچرخه‌ت.

664
00:28:07,640 --> 00:28:09,040
‫هنوز اینجاست.

665
00:28:10,480 --> 00:28:12,160
‫وای، خدای من.

666
00:28:12,240 --> 00:28:13,440
‫نگه‌ش داشتن.

667
00:28:13,520 --> 00:28:14,920
‫باغچه رو ببین.

668
00:28:15,000 --> 00:28:16,480
‫باغچه الان کوچیکه.

669
00:28:16,560 --> 00:28:17,920
‫آره، الان خیلی کوچیکه.

670
00:28:18,680 --> 00:28:19,760
‫آشپزخونه چطوره؟

671
00:28:20,760 --> 00:28:21,840
‫آشپزخونه؟

672
00:28:24,600 --> 00:28:26,680
‫- آره.
‫- پس همه عوض شده؟

673
00:28:29,480 --> 00:28:30,920
‫مامانم خانواده رو خوب تغذیه می‌کرد.

674
00:28:32,280 --> 00:28:34,800
‫بابام هم کار می‌کرد،
‫کار می‌کرد، کار می‌کرد.

675
00:28:34,920 --> 00:28:37,400
‫من و داداشم واقعاً نمی‌فهمیدیم.

676
00:28:37,720 --> 00:28:39,120
‫برای زندگی کردن.

677
00:28:40,600 --> 00:28:42,760
‫وقتی بچه‌ای، بی‌دغدغه زندگی می‌کنی،

678
00:28:42,840 --> 00:28:44,560
‫بی‌استرس،

679
00:28:44,840 --> 00:28:46,160
‫فقط آزاد.

680
00:28:48,480 --> 00:28:50,680
‫می‌فهمی، تیمت خیلی خوبه،

681
00:28:50,720 --> 00:28:52,520
‫ولی فقط چندتامون موفق می‌شیم.

682
00:28:52,600 --> 00:28:54,920
‫و مربی‌ها، این رو برامون واضح کردن.

683
00:28:55,440 --> 00:28:57,000
‫و اون موقع تو ذهنم گفتم،

684
00:28:57,360 --> 00:28:58,920
‫«واقعاً می‌خوام من باشم».

685
00:29:00,280 --> 00:29:01,480
‫گفتم، «بوکایو،

686
00:29:01,560 --> 00:29:04,080
‫اگه واقعاً می‌خوای با تیم اول بازی کنی،

687
00:29:04,160 --> 00:29:06,320
‫باید در کاری که می‌کنی بهترین باشی».

688
00:29:06,400 --> 00:29:09,080
‫گفت، «بابا، من بهترین می‌شم».

689
00:29:09,160 --> 00:29:11,800
‫[بابا، من بهترین می‌شم]

690
00:29:13,880 --> 00:29:15,680
‫[اول ژانویه ۲۰۱۹]

691
00:29:15,760 --> 00:29:19,280
‫اول ژانویه بود و برامون خیلی مهم بود،
‫براش خیلی مهم بود.

692
00:29:20,080 --> 00:29:21,120
‫رفت تو زمین

693
00:29:21,160 --> 00:29:22,880
‫و اصلاً پاش به توپ نخورد.

694
00:29:24,000 --> 00:29:25,480
‫در حالی که بقیه می‌خندیدن

695
00:29:25,520 --> 00:29:27,040
‫و می‌گفتن پاش به توپ نخورد،

696
00:29:27,160 --> 00:29:29,280
‫ما چیزهای بزرگ‌تر و بهتری براش دیدیم،

697
00:29:29,400 --> 00:29:30,840
‫و اون شروع کار بود.

698
00:29:36,000 --> 00:29:37,360
‫هر بار که با ماشین میای،

699
00:29:37,440 --> 00:29:39,080
‫به محض اینکه ورزشگاه رو می‌بینم،

700
00:29:39,160 --> 00:29:41,240
‫یه شادی یا هیجانی می‌گیرم، می‌دونی؟

701
00:29:41,320 --> 00:29:44,000
‫وقتی همه هواداران رو
‫بیرون ورزشگاه با هم می‌بینم،

702
00:29:44,080 --> 00:29:46,680
‫می‌دونی، روز مسابقه‌ست. وقت بازیه.

703
00:29:46,760 --> 00:29:47,880
‫ورزشگاه هایبری،

704
00:29:47,920 --> 00:29:49,400
‫از خیابان آونل می‌ری پایین،

705
00:29:49,440 --> 00:29:52,240
‫- همه رو اونجا می‌بینی.
‫- آره.

706
00:29:52,280 --> 00:29:53,560
‫- همه هوادارها؟
‫- آره.

707
00:29:54,960 --> 00:29:56,640
‫- هی! خیلی خوب بود!
‫- حتماً عالی بوده.

708
00:29:56,720 --> 00:29:57,720
‫- عالی.
‫- آره، خوب بود.

709
00:29:59,480 --> 00:30:00,920
‫- آره.
‫- اون ورزشگاه من بود.

710
00:30:01,000 --> 00:30:02,800
‫[هایبری - ورزشگاه سابق آرسنال]

711
00:30:04,840 --> 00:30:06,680
‫بازی کردن اونجا مثل این بود که...

712
00:30:06,760 --> 00:30:08,320
‫همیشه این حس رو دارم

713
00:30:08,400 --> 00:30:09,920
‫که همه چی درست می‌شه.

714
00:30:10,000 --> 00:30:13,080
‫آرسنال ۳-۲ پیش افتاد.
‫تیری آنری یه گل دیگه زد.

715
00:30:13,200 --> 00:30:15,120
‫- خوب بود، پسر.
‫- فوق‌العاده‌ست.

716
00:30:15,200 --> 00:30:17,640
‫فوق‌العاده‌ست.
‫یه کم دلت براش تنگ نمی‌شه؟

717
00:30:17,720 --> 00:30:20,320
‫- دلم برای رقابت تنگ شده.
‫- آره....

718
00:30:20,400 --> 00:30:21,920
‫دلم برای بازی کردن تنگ شده.

719
00:30:21,960 --> 00:30:23,840
‫دلم برای بخش رقابتیش تنگ شده.

720
00:30:23,920 --> 00:30:25,040
‫نبرد.

721
00:30:25,120 --> 00:30:27,880
‫عاشق وقتی‌ام که به چالش
‫کشیده می‌شم، من رو بهتر می‌کنه.

722
00:30:28,680 --> 00:30:31,240
‫پس وقتی اولین بار لیگ برتر رو فتح کردی...

723
00:30:32,120 --> 00:30:33,480
‫بعدش چی کار کردی؟

724
00:30:34,880 --> 00:30:35,960
‫هیچی.

725
00:30:37,920 --> 00:30:39,200
‫هیچی؟

726
00:30:39,280 --> 00:30:40,680
‫پس داری بهم می‌گی لیگ رو بردی و...

727
00:30:40,760 --> 00:30:41,920
‫چی کار می‌کنی؟ کجا می‌ری؟

728
00:30:42,000 --> 00:30:43,560
‫- خب، یعنی...
‫- من مثل بقیه نیستم.

729
00:30:43,680 --> 00:30:45,720
‫فقط می‌گم که بیرون نرفتم.

730
00:30:46,720 --> 00:30:48,000
‫لذت نبردم.

731
00:30:51,160 --> 00:30:54,440
‫ولی با فکر کردن به همه اون
‫چیزایی که درباره‌ش حرف زدیم،

732
00:30:54,560 --> 00:30:55,800
‫تو شادی رو کجا پیدا کردی؟

733
00:30:57,760 --> 00:31:00,400
‫گمونم خشنود کردن بابام و هم‌تیمی‌هام

734
00:31:00,480 --> 00:31:03,000
‫منبع خوشحالیم بود. مال تو چی؟

735
00:31:03,880 --> 00:31:04,960
‫نمی‌دونم.

736
00:31:06,080 --> 00:31:07,600
‫شاید این کافی نیست.

737
00:31:07,640 --> 00:31:09,240
‫ولی وقتی بچه بودم، می‌دونی،

738
00:31:09,360 --> 00:31:10,480
‫اون حیاط خونه

739
00:31:10,560 --> 00:31:11,960
‫بهترین جای دنیا بود.

740
00:31:12,040 --> 00:31:13,320
‫اون مثل ورزشگاه امارات خودم بود.

741
00:31:13,400 --> 00:31:16,040
‫همونطور که بزرگ می‌شی،
‫می‌دونی، دنیا به طور طبیعی،

742
00:31:16,120 --> 00:31:17,920
‫همه اونا رو ازت می‌گیره، می‌دونی؟

743
00:31:18,000 --> 00:31:20,920
‫پس این چیزیه که می‌گم.
‫درباره بازی هم گفتم.

744
00:31:21,000 --> 00:31:22,280
‫وقتی جوون بودی،

745
00:31:22,320 --> 00:31:23,680
‫زندگیت رو می‌دیدی.

746
00:31:24,160 --> 00:31:25,400
‫چیزها رو تصور می‌کردی.

747
00:31:25,480 --> 00:31:27,280
‫پس بیشتر از چشم‌هات،

748
00:31:27,360 --> 00:31:29,200
‫از مغزت استفاده می‌کردی.

749
00:31:32,200 --> 00:31:34,720
‫برای من، بهترین گلی که
‫می‌تونی بزنی گلی هست که

750
00:31:34,760 --> 00:31:37,160
‫قبلاً توی ذهنت دیدی
‫و بعد اجراش می‌کنی.

751
00:31:37,560 --> 00:31:40,520
‫تنها یه احتمال وجود داره که زمین بی‌نهایته.

752
00:31:44,360 --> 00:31:46,680
‫این یه رویکرد متفاوت برای بازی کردنه.

753
00:31:47,200 --> 00:31:50,080
‫پس اول و مهم‌تر از همه،
‫آزادی کلید انجام اون کاره.

754
00:31:50,760 --> 00:31:53,320
‫اگه با چشم‌هات به موقعیت
‫نگاه کنی، ۱۰ نفر رو می‌بینی.

755
00:31:53,400 --> 00:31:55,280
‫یعنی انگار جرات نمی‌کنی بری تو.

756
00:31:55,800 --> 00:31:57,480
‫یعنی راهی نیست که گل بزنم.

757
00:31:58,080 --> 00:31:59,560
‫انگار خلاقیت رو می‌کشی.

758
00:32:00,360 --> 00:32:03,200
‫ولی حالا، اگه شروع کنی
‫با مغزت به بازی نگاه کنی،

759
00:32:03,280 --> 00:32:06,520
‫چطور ازت رد بشم؟ می‌دونی،
‫چطور می‌تونم شماها رو شکست بدم؟

760
00:32:06,600 --> 00:32:09,640
‫به خودت نمی‌گی، «نمی‌تونم انجامش بدم».

761
00:32:12,560 --> 00:32:15,320
‫فکر کنم این چیزیه که باعث می‌شه
‫مردم قدرت رو بدونن و بهت احترام بذارن،

762
00:32:15,360 --> 00:32:18,080
‫چون بعضی از کارهایی که
‫سعی می‌کردی انجام بدی...

763
00:32:18,960 --> 00:32:21,560
‫حتی اون گلی که زدی وقتی
‫توپ رو بلند کردی و والی زدی.

764
00:32:22,040 --> 00:32:23,960
‫- کی حتی همچین چیزی رو امتحان می‌کنه؟
‫- خب...

765
00:32:24,040 --> 00:32:25,600
‫می‌دونی چی می‌گم؟

766
00:32:25,680 --> 00:32:27,360
‫تو آزادی خودت رو می‌سازی، می‌دونی؟

767
00:32:27,440 --> 00:32:29,200
‫داری کاری رو می‌کنی که دوست داری.

768
00:32:31,720 --> 00:32:35,880
‫ولی به خاطر سروصداهای بیرون و تو ذهنت،

769
00:32:35,960 --> 00:32:38,960
‫ارتباط با بچه درونت رو از دست می‌دی.

770
00:32:39,040 --> 00:32:42,000
‫و من همیشه می‌گم بهترین مکالمه‌ای
‫که می‌تونی داشته باشی،

771
00:32:42,040 --> 00:32:43,440
‫با خودته.

772
00:32:43,520 --> 00:32:45,440
‫می‌خوای با خودت روراست باشی؟

773
00:32:47,200 --> 00:32:49,480
‫این پسر چیزهای زیادی داره که بهت بگه...

774
00:32:50,640 --> 00:32:52,200
‫درباره اینکه الان چطوره.

775
00:33:05,760 --> 00:33:08,160
‫آه! ورزشگاه امارات.

776
00:33:09,080 --> 00:33:11,480
‫رفیق، کمتر روزی پیش میاد که
‫تیری آنری تو شهر باشه، پسر.

777
00:33:11,520 --> 00:33:13,600
‫بی‌خیال، پسر.
‫اونا برای تو اومدن، نه برای من.

778
00:33:13,680 --> 00:33:15,720
‫نه، حرف‌های مسخره نزن.

779
00:33:19,800 --> 00:33:23,480
‫اولین باری که اینجا اومدی رو یادته؟

780
00:33:24,240 --> 00:33:26,400
‫یادمه. برای تور ورزشگاه اومده بودم.

781
00:33:27,080 --> 00:33:28,840
‫یادمه با پیراهن

782
00:33:28,920 --> 00:33:31,560
‫همه بازیکن‌هایی که اون موقع
‫اینجا بودن، عکس گرفتم.

783
00:33:31,600 --> 00:33:33,080
‫فکر کنم اونجا بود،

784
00:33:33,760 --> 00:33:34,960
‫دقیقاً همونجا.

785
00:33:35,680 --> 00:33:37,560
‫خیلی خوشحال، خیلی مفتخر بودم که اینجام.

786
00:33:37,640 --> 00:33:39,640
‫تا اون موقع، هیچوقت تا این اندازه

787
00:33:39,720 --> 00:33:41,760
‫به یک بازیکن حرفه‌ای نزدیک نشده بودم.

788
00:33:43,720 --> 00:33:45,600
‫حالا من تو اون رختکن می‌شینم

789
00:33:45,680 --> 00:33:48,600
‫و بعضی وقت‌ها بچه‌ها اونجان
‫و با پیراهن من عکس می‌گیرن.

790
00:33:49,440 --> 00:33:52,200
‫وقتی به جایی که هستی فکر می‌کنی،
‫واقعاً باورکردنی نیست.

791
00:33:52,920 --> 00:33:54,560
‫ولی دوست ندارم زیاد این کار رو بکنم،

792
00:33:54,640 --> 00:33:57,760
‫می‌دونی، چون دوست ندارم
‫احساس راحتی و رضایت کامل کنم.

793
00:33:58,880 --> 00:34:00,320
‫بیا بریم بیرون. راه رو بلد نیستم.

794
00:34:00,400 --> 00:34:01,400
‫راه رو بلدی.

795
00:34:01,480 --> 00:34:02,680
‫اینجا رو می‌شناسی.

796
00:34:04,560 --> 00:34:08,320
‫وقتی به بعضی از لحظاتی که اینجا داشتم
‫فکر می‌کنم، واقعاً باورکردنی نیست.

797
00:34:09,000 --> 00:34:10,120
‫تو دوران کودکی،

798
00:34:10,200 --> 00:34:12,320
‫رونالدو یکی از بازیکن‌های مورد علاقم بود.

799
00:34:12,560 --> 00:34:15,560
‫یه بار مجبور شدم ازش تو یه کرنر
‫مراقبت کنم، دیوانه‌کننده بود.

800
00:34:16,080 --> 00:34:17,200
‫هیچ شانسی نداشتم.

801
00:34:18,080 --> 00:34:20,840
‫بعد پرید و تقریباً تو آسمون بود.

802
00:34:21,120 --> 00:34:22,920
‫فقط باید متمرکز می‌شدم، می‌دونی؟

803
00:34:23,040 --> 00:34:26,040
‫چون توی ذهنت می‌ری
‫و شروع به فکر کردن می‌کنی.

804
00:34:26,920 --> 00:34:28,240
‫اون رو تماشا می‌کردم،

805
00:34:28,280 --> 00:34:29,800
‫می‌خواستم به اونجا برسم.

806
00:34:30,640 --> 00:34:33,960
‫و فقط اینه که بدونی از کجا اومدم،

807
00:34:35,760 --> 00:34:36,960
‫و حالا من تو زمینم.

808
00:34:41,800 --> 00:34:43,720
‫- چه شماره‌ای؟ هفت؟
‫- جایگاه هفت.

809
00:34:43,800 --> 00:34:46,200
‫وقتی گل می‌زنم،
‫به بالا نگاه می‌کنم، به خانواده‌م،

810
00:34:46,960 --> 00:34:49,080
‫صورت‌هاشون رو می‌بینم
‫که به من خیلی افتخار می‌کنن.

811
00:34:49,840 --> 00:34:50,840
‫قشنگه، مرد.

812
00:34:50,920 --> 00:34:52,080
‫آره، قشنگه.

813
00:34:52,160 --> 00:34:53,600
‫اون حیاط کوچیکت رو دیدیم.

814
00:34:53,960 --> 00:34:55,240
‫حالا، این حیاط بزرگته.

815
00:34:55,320 --> 00:34:56,640
‫- «حیاط بزرگ»؟
‫- هست.

816
00:34:58,560 --> 00:34:59,720
‫تقریباً، آره.

817
00:35:00,920 --> 00:35:02,720
‫می‌تونی تفاوت زمین رو ببینی.

818
00:35:06,000 --> 00:35:07,600
‫وقتی جوونی،

819
00:35:09,000 --> 00:35:10,240
‫همه چیز مثبته.

820
00:35:10,320 --> 00:35:11,320
‫تو چمن داشتی.

821
00:35:11,360 --> 00:35:13,560
‫من روی بتن و خاک بازی کردم.

822
00:35:14,960 --> 00:35:17,280
‫- و کاملاً ازش راضی بودی؟
‫- چی؟

823
00:35:17,760 --> 00:35:19,680
‫- آره.
‫- روی زانو می‌لغزیدم.

824
00:35:20,600 --> 00:35:21,800
‫- لغزش زانو؟
‫- روی خاک؟

825
00:35:21,880 --> 00:35:23,120
‫- آره!
‫- چی؟

826
00:35:23,200 --> 00:35:24,520
‫وقتی بچه‌ای، از این کارها می‌کنی.

827
00:35:25,360 --> 00:35:27,600
‫- نه، وحشتناکه، مرد.
‫- آره، ولی روز بعدش،

828
00:35:27,680 --> 00:35:28,720
‫دوباره می‌ری بازی می‌کنی.

829
00:35:28,800 --> 00:35:30,600
‫- معلومه، معلومه.
‫- منظورم همینه.

830
00:35:30,680 --> 00:35:31,680
‫درسته.

831
00:35:31,760 --> 00:35:33,520
‫آره، هیچی نمی‌تونست اون موقع جلوت رو بگیره.

832
00:35:33,600 --> 00:35:35,520
‫- هیچی نمی‌تونست جلوی بازیت رو بگیره.
‫- نه، هیچی.

833
00:35:35,560 --> 00:35:36,760
‫ولی حالا،

834
00:35:37,880 --> 00:35:40,720
‫برای بازی فوتبال، همه چیز باید کامل باشه.

835
00:35:41,200 --> 00:35:42,920
‫- آره، خیلی عوض شده.
‫- آره.

836
00:35:43,360 --> 00:35:45,800
‫ولی حدس می‌زنم وقتی اون سن هستی،
‫واقعاً خوب نمی‌دونی،

837
00:35:46,600 --> 00:35:49,760
‫انگار وقتی بازیکن حرفه‌ای می‌شی،
‫چه چیزهایی به همراه داره، می‌دونی؟

838
00:35:53,720 --> 00:35:56,520
‫تو هر چیزی که برای بردن هست رو بُردی.

839
00:35:57,560 --> 00:35:58,720
‫«ما» همه چی رو بردیم.

840
00:36:00,280 --> 00:36:01,360
‫خیلی خاصه، مرد.

841
00:36:02,520 --> 00:36:03,920
‫وقتی اینجا می‌شینم،

842
00:36:04,080 --> 00:36:05,640
‫می‌دونی، بعد از دوران ورزشیم،

843
00:36:06,480 --> 00:36:09,000
‫می‌خوام یه میراث به جا بذارم،
‫میراثی که بهش افتخار کنم

844
00:36:09,080 --> 00:36:11,000
‫و این یعنی به دست آوردن

845
00:36:11,080 --> 00:36:12,680
‫هر جامی که بشه.

846
00:36:12,760 --> 00:36:14,760
‫حتی یه رهبر تو زمین برای آرسنال نمی‌بینم.

847
00:36:15,400 --> 00:36:16,720
‫نه، باختن...

848
00:36:16,800 --> 00:36:18,440
‫تو برنامه نیست.

849
00:36:18,520 --> 00:36:20,080
‫همه چیز الان روی دوششه.

850
00:36:20,160 --> 00:36:22,000
‫ولی تو ذهنمه.

851
00:36:22,080 --> 00:36:24,680
‫- خیلی مصدوم شده.
‫- غیرقابل بحثه...

852
00:36:24,720 --> 00:36:26,240
‫فکر می‌کنم فرمش یه کم افت کرده.

853
00:36:26,320 --> 00:36:28,000
‫همیشه به چیزایی فکر می‌کنم که انجام ندادم.

854
00:36:28,040 --> 00:36:30,680
‫تو اون پنج سال، اساساً هیچ موفقیتی نداشته.

855
00:36:30,760 --> 00:36:32,560
‫- آمارش خوب نیست.
‫- اونقدرها هم خوب نبوده.

856
00:36:32,640 --> 00:36:33,960
‫بس کن.

857
00:36:34,800 --> 00:36:35,920
‫زیاد فکر نکن،

858
00:36:36,000 --> 00:36:37,120
‫فقط بازی کن.

859
00:36:37,200 --> 00:36:38,560
‫هیچوقت نمی‌دونی که

860
00:36:39,040 --> 00:36:41,360
‫دوباره تو فینال بازی می‌کنی یا نه.

861
00:36:41,480 --> 00:36:42,800
‫و هیچوقت نمی‌دونی که

862
00:36:42,880 --> 00:36:44,920
‫دوباره گل می‌زنی یا نه.

863
00:36:45,040 --> 00:36:46,520
‫الان وقتشه.

864
00:36:47,200 --> 00:36:49,960
‫- چون وقتی تموم شد...
‫- آره؟

865
00:36:50,040 --> 00:36:51,720
‫وقت تموم شده.

866
00:36:52,240 --> 00:36:53,480
‫آره، درسته.

867
00:36:53,560 --> 00:36:54,760
‫درسته.

868
00:36:56,160 --> 00:36:57,640
‫می‌دونی، الان داری می‌نویسیش،

869
00:36:57,720 --> 00:37:00,360
‫داری تاریخ و داستان خودت رو می‌نویسی.

870
00:37:00,440 --> 00:37:02,560
‫ولی فراموش نکن که تو لحظه زندگی کنی.

871
00:37:02,640 --> 00:37:04,240
‫بعضی وقت‌ها توی

872
00:37:04,840 --> 00:37:06,800
‫ذهن رقابت‌جوی خودت گیر می‌کنی

873
00:37:06,880 --> 00:37:08,680
‫و جایی که می‌خوای بری،

874
00:37:08,760 --> 00:37:12,480
‫و خوشحالی خودت و جایی که
‫هستی رو فراموش می‌کنی.

875
00:37:13,120 --> 00:37:14,320
‫آره.

876
00:37:14,400 --> 00:37:17,520
‫سلامتی داری. نامزدت فوق‌العاده‌ست.

877
00:37:17,600 --> 00:37:19,120
‫خانواده‌ت فوق‌العاده‌ست.

878
00:37:19,200 --> 00:37:20,880
‫تو زندگی، چی کم داری؟

879
00:37:20,920 --> 00:37:22,600
‫به خاطر همین
‫اون سوال رو زودتر ازت پرسیدم،

880
00:37:22,640 --> 00:37:27,120
‫اونجا خودت رو به عنوان
‫بوکایوی کوچولو دیدی که می‌دوید؟

881
00:37:27,160 --> 00:37:29,240
‫فراموش می‌کنی، می‌دونی؟

882
00:37:29,280 --> 00:37:32,880
‫اون خوشحالی واقعی که وقتی بچه بودی.

883
00:37:33,000 --> 00:37:36,040
‫مامانت، بابات مطمئن می‌شن که خوشحال باشی،

884
00:37:36,120 --> 00:37:39,520
‫ولی اگه بتونی به اون
‫بوکایوی کوچولو متصل باشی،

885
00:37:39,600 --> 00:37:40,840
‫چیزیت نمی‌شه.

886
00:37:41,640 --> 00:37:44,120
‫خب، چطور به اون

887
00:37:44,840 --> 00:37:46,640
‫جایگاه ذهنی برمی‌گردی؟

888
00:37:46,920 --> 00:37:49,000
‫باید همیشه همراهت باشه.

889
00:37:49,400 --> 00:37:50,680
‫شادی.

890
00:37:53,120 --> 00:37:54,480
‫بوکایو رو

891
00:37:55,000 --> 00:37:56,280
‫یادمه.

892
00:37:57,360 --> 00:37:59,080
‫اون خیلی کوچیک بود.

893
00:37:59,160 --> 00:38:01,040
‫تعطیلات رفته بودیم نیجریه

894
00:38:01,640 --> 00:38:03,720
‫و با برادرش فوتبال بازی می‌کرد.

895
00:38:07,400 --> 00:38:08,760
‫یه تلویزیون رو شکوند.

896
00:38:09,960 --> 00:38:12,920
‫ولی واقعاً سرزنشش نکردیم
‫چون کارش همینه.

897
00:38:14,480 --> 00:38:16,080
‫قبلاً پنجره‌های خونه رو می‌شکوند.

898
00:38:16,680 --> 00:38:18,400
‫تلویزیون یکی رو شکوند.

899
00:38:19,120 --> 00:38:21,720
‫واسه همین کم کم فهمیدیم که این هدفشه.

900
00:38:21,800 --> 00:38:22,920
‫پس تشویقش کردیم.

901
00:38:23,920 --> 00:38:27,000
‫به خاطر همین از سن کم،
‫خیلی خیلی محکم شوت می‌زد.

902
00:38:36,680 --> 00:38:38,120
‫هر وقت تو زمین باشه،

903
00:38:38,720 --> 00:38:40,200
‫مثل ماهی تو آبه.

904
00:38:44,120 --> 00:38:46,760
‫همیشه بهش می‌گفتیم که فقط یک نفر

905
00:38:46,840 --> 00:38:48,600
‫از هر یک میلیون، می‌تونه فوتبالیست بشه.

906
00:38:49,520 --> 00:38:51,240
‫پس خیلی، خیلی سخته.

907
00:38:53,280 --> 00:38:55,640
‫پیشش نشستیم و گفتیم،

908
00:38:55,960 --> 00:38:57,480
‫«توی این راه فراز و نشیب هست.

909
00:38:57,920 --> 00:38:59,480
‫وقتی در اوجی، وقتی در افتی.

910
00:38:59,520 --> 00:39:00,920
‫ولی وقتی در افت هستی،

911
00:39:01,040 --> 00:39:04,280
‫باید ببینی چه درسی می‌خوای ازش بگیری

912
00:39:04,360 --> 00:39:06,960
‫و بعد با همون درس، دوباره اوج بگیری».

913
00:39:16,240 --> 00:39:18,960
‫از همون بچگی، از فوتبال بازی کردن...

914
00:39:19,480 --> 00:39:20,880
‫کلی لذت می‌برد.

915
00:39:26,440 --> 00:39:28,680
‫واسه همین خیلی روی بوکایو
‫وقت و انرژی گذاشتیم.

916
00:39:29,680 --> 00:39:32,320
‫خیلی سرمایه‌گذاری کردیم تا بتونه بازی کنه.

917
00:39:33,680 --> 00:39:35,240
‫براش مهم نبود کجا بازی کنه.

918
00:39:35,320 --> 00:39:37,280
‫اون فقط از اینکه یه نفر

919
00:39:37,360 --> 00:39:39,600
‫واقعاً بهش به چشم یه بازیکن لایق

920
00:39:39,680 --> 00:39:41,440
‫برای سطح بالا نگاه کرده،

921
00:39:41,520 --> 00:39:42,840
‫خیلی خوشحاله.

922
00:39:43,800 --> 00:39:46,280
‫پس هر بار که تو زمینه،
‫نهایت تلاش خودش رو می‌کنه.

923
00:39:49,480 --> 00:39:51,040
‫رویایی که به حقیقت پیوسته.

924
00:39:51,120 --> 00:39:53,240
‫از هشت سالگی به باشگاه ملحق شدم،

925
00:39:53,320 --> 00:39:55,720
‫همیشه آرزوی بازی
‫در ورزشگاه امارات رو داشتم.

926
00:39:55,760 --> 00:39:58,280
‫اسم کاملش اولوووبوکایومی هست

927
00:39:58,320 --> 00:40:01,480
‫که یعنی «خداوند به شادی من افزوده است».

928
00:40:01,520 --> 00:40:02,880
‫[خداوند به شادی من افزوده است]

929
00:40:07,680 --> 00:40:11,360
‫به روش‌های مختلف این کار رو می‌کنه،
‫تا به مردم شادی بده.

930
00:40:11,720 --> 00:40:14,000
‫- ساکا!
‫- ساکا!

931
00:40:14,480 --> 00:40:17,240
‫اون الگوی ما و الهام‌بخش ماست.

932
00:40:17,320 --> 00:40:20,640
‫و این به ما امید می‌ده که شاید یه روز
‫بتونیم یه بازیکن حرفه‌ای بشیم.

933
00:40:22,840 --> 00:40:25,000
‫درک اون اسم...

934
00:40:27,480 --> 00:40:29,160
‫بهش کمک می‌کنه که شادی بده...

935
00:40:30,960 --> 00:40:32,400
‫و شادی داشته باشه.

936
00:40:36,400 --> 00:40:38,560
‫این لحظه رو هیچوقت دوباره به دست نمیارم.

937
00:40:39,040 --> 00:40:43,640
‫[الان وقتشه]

938
00:40:44,800 --> 00:40:46,280
‫برات تو جام جهانی

939
00:40:46,320 --> 00:40:47,480
‫آرزوی موفقیت می‌کنم،

940
00:40:47,600 --> 00:40:48,840
‫به جز وقتی با فرانسه بازی کنی.

941
00:40:49,160 --> 00:40:50,760
‫انگلیس واسم مهم نیست.

942
00:40:50,840 --> 00:40:52,520
‫از چی حرف می‌زنی؟

943
00:40:52,600 --> 00:40:55,120
‫می‌دونم آنری انگلیسی به نظر میاد، ولی هی،

944
00:40:55,200 --> 00:40:56,480
‫واقع‌گرا باش، پسر.

945
00:40:56,480 --> 00:40:58,360
‫- اون لندنیه. اهل لندنه.
‫- ببین...

946
00:40:58,440 --> 00:41:01,560
‫دوستش دارم، ولی هی، می‌دونی تو
‫جام جهانی از کی حمایت می‌کنم.

947
00:41:03,040 --> 00:41:04,640
‫واسم مهم نیست!

948
00:41:05,200 --> 00:41:09,720
‫«ترجمه از خشایار»

949
00:41:10,120 --> 00:41:12,040
‫بوی مرغ سویا رو حس می‌کنه...

950
00:41:13,920 --> 00:41:15,880
‫خب، قضیه چیه؟

951
00:41:21,040 --> 00:41:22,040
‫تق!

952
00:41:24,880 --> 00:41:28,000
‫وقتی بچه بودی، شنا بلد بودی؟

953
00:41:28,080 --> 00:41:29,120
‫- آره.
‫- آره؟

954
00:41:29,200 --> 00:41:30,640
‫- آره.
‫- کجا یاد گرفتی، تو مدرسه؟

955
00:41:30,720 --> 00:41:32,000
‫بابام من رو انداخت تو آب.

956
00:41:32,080 --> 00:41:33,760
‫نه، وحشتناکه، مرد.

957
00:41:33,840 --> 00:41:35,160
‫- ولی کدوم آب؟
‫- تو کارائیب،

958
00:41:35,240 --> 00:41:36,360
‫من رو گذاشت پشتش.

959
00:41:36,400 --> 00:41:38,120
‫ما شاید...

960
00:41:38,160 --> 00:41:39,760
‫قسم می‌خورم، ۲۰۰ متر شنا کردیم.

961
00:41:39,840 --> 00:41:41,440
‫- چی؟
‫- بعد من رو پرت کرد.

962
00:41:41,480 --> 00:41:42,520
‫گفت، «برگرد پیش من».

963
00:41:42,600 --> 00:41:43,720
‫اینجوری یاد گرفتم، پسر.

964
00:41:43,840 --> 00:41:44,840
‫بعد تو فقط...

965
00:41:44,920 --> 00:41:46,760
‫نمی‌دونم چیکار می‌کردم، ولی برگشتم.

