﻿1
00:00:52,719 --> 00:00:54,387
‫خودم رو درست‌حسابی معرفی نکردم.

2
00:00:59,184 --> 00:01:00,894
‫من رئیس شرکت ساخت و ساز ته‌سان،

3
00:01:01,770 --> 00:01:02,896
‫لی چانگ‌وون هستم.

4
00:01:17,327 --> 00:01:19,621
‫انگار خوب بلدی یه سری چیزا رو پیدا کنی،

5
00:01:19,704 --> 00:01:21,873
‫پس باید بپرسم توی گروه ته‌سان دنبال چی می‌گردی؟

6
00:01:22,916 --> 00:01:25,919
‫متاسفانه دنبال هرچی که هستی،
‫اینجا پیداش نمی‌کنی.

7
00:01:26,878 --> 00:01:27,879
‫دلم برات می‌سوزه.

8
00:01:29,672 --> 00:01:31,883
‫نه، از قبل پیداش کردم.

9
00:01:32,550 --> 00:01:35,595
‫شما صندوق ذخیره ترو ولیو رو کنترل می‌کنین.

10
00:01:35,678 --> 00:01:36,721
‫دست بردار.

11
00:01:37,597 --> 00:01:38,848
‫منظورت چیه؟

12
00:01:40,391 --> 00:01:44,145
‫رئیس سو رو از سر راه برداشتی،

13
00:01:44,229 --> 00:01:47,607
‫حالا هم داری کاری می‌کنی که
‫نتونم از پول خودم استفاده کنم.

14
00:01:48,233 --> 00:01:49,943
‫می‌دونم نباید این‌طور باشه،

15
00:01:50,527 --> 00:01:53,238
‫ولی دارم کم‌کم ازت متنفر می‌شم.

16
00:01:54,948 --> 00:01:57,158
‫همین که باهاش مثل یک دشمن برخورد کنم،

17
00:01:57,242 --> 00:01:58,785
‫باید با صندوق ذخیره خداحافظی کنم.

18
00:01:59,452 --> 00:02:02,330
‫پس نمیشه که من همون کاریو بکنم

19
00:02:03,081 --> 00:02:05,834
‫که رئیس سو براتون انجام می‌داد؟

20
00:02:08,795 --> 00:02:09,629
‫چطوره که شما...

21
00:02:10,588 --> 00:02:13,800
‫بذارید من دست‌راست‌تون بشم؟

22
00:02:19,889 --> 00:02:21,432
‫دست‌راست من؟

23
00:02:22,016 --> 00:02:23,017
‫من از پس کارهام خوب برمیام.

24
00:02:23,101 --> 00:02:24,644
‫این که مشخصه.

25
00:02:24,727 --> 00:02:27,397
‫تو با کاشت عتقیه‌ها خودت رو رئیس کردی.

26
00:02:27,480 --> 00:02:29,691
‫برنامه‌ریزیت، اجرا و بازیگریت...

27
00:02:29,774 --> 00:02:31,693
‫خودم خوب می‌دونم چقدر تحسین‌برانگیزی.

28
00:02:31,776 --> 00:02:33,820
‫من کارم رو بهتر از رئیس سو انجام میدم.

29
00:02:33,903 --> 00:02:36,948
‫رئیس سو خزانه‌دار من بود.

30
00:02:37,740 --> 00:02:40,368
‫واریز، برداشت،

31
00:02:40,451 --> 00:02:42,662
‫و جابجایی پول اینور اونور.

32
00:02:42,745 --> 00:02:44,664
‫خزانه‌دار من فقط یه وظیفه داره.

33
00:02:45,540 --> 00:02:47,000
‫از پول من محافظت کنه.

34
00:02:49,043 --> 00:02:50,086
‫فقط...

35
00:02:51,045 --> 00:02:51,963
‫همین؟

36
00:02:54,340 --> 00:02:56,426
‫ولی اصلا کار ساده‌ای نیست.

37
00:02:56,509 --> 00:02:57,427
‫اینجا...

38
00:02:57,510 --> 00:03:00,763
‫پر از مفت‌خورهاییه که دارن
‫صندوق ذخیره‌ی من رو بالا می‌کشن.

39
00:03:00,847 --> 00:03:03,433
‫همیشه از آدم یه تقاضایی دارن.

40
00:03:04,601 --> 00:03:07,604
‫چطوره اول یه فرصت بهم بدی،
‫بعد تصمیم بگیری؟

41
00:03:08,188 --> 00:03:09,230
‫چطور می‌تونم بهت اعتماد کنم؟

42
00:03:10,440 --> 00:03:12,567
‫تو خودت اومدی تا صندوق رو بالا بکشی.

43
00:03:13,776 --> 00:03:18,114
‫من تازه همین امروز متوجه شدم
‫که اون صندوق صاحب داره.

44
00:03:18,698 --> 00:03:19,782
‫و اگر صاحبی وجود داره،

45
00:03:20,491 --> 00:03:21,910
‫اگه بخوام یه لقمه هم نصیبم بشه،

46
00:03:23,161 --> 00:03:25,580
‫باید خودم رو بهش بچسبونم.

47
00:03:27,081 --> 00:03:29,667
‫باشه. هرجور مایلی.

48
00:03:29,751 --> 00:03:33,713
‫باید یه کاری کنی ازت خوشم بیاد تا
‫بهت اعتماد کنم و کلید رو بهت بدم.

49
00:03:34,422 --> 00:03:36,174
‫من با هرکسی کار نمی‌کنم.

50
00:03:48,603 --> 00:03:52,190
‫باورم نمیشه که رئیس اینجا،
‫همون پنت‌هاوس‌نشین عوضی بود.

51
00:03:52,273 --> 00:03:54,192
‫تو که اونو می‌پرستیدی.

52
00:03:54,692 --> 00:03:57,403
‫شرکت ته‌سان واقعا خیلی بزرگه.

53
00:03:59,405 --> 00:04:02,951
‫فقط وایسا و ببین چطور اون کلید رو ازت می‌گیرم.

54
00:04:08,581 --> 00:04:12,752
‫»» ترجمه از سیروس فخری ««

55
00:04:14,587 --> 00:04:16,381
‫از وقت شام گذشته،

56
00:04:16,464 --> 00:04:18,841
‫ولی هیچکس خونه نیومده.

57
00:04:18,925 --> 00:04:21,844
‫توی قرارداد من تهیه شام نوشته نشده.

58
00:04:21,928 --> 00:04:23,471
‫لعنتی.

59
00:04:23,554 --> 00:04:25,390
‫باورم نمیشه با این سن و سال
‫دارم از اینکارا می‌کنم.

60
00:04:26,224 --> 00:04:28,059
‫هی،بیا یه چیزی بخور.

61
00:04:29,060 --> 00:04:30,353
‫باشه!

62
00:04:31,521 --> 00:04:35,358
‫بعد خوابی که کردی،
‫چقدر انرژی داری.

63
00:04:36,067 --> 00:04:38,236
‫- ممنونم.
‫- نوش جان.

64
00:04:47,328 --> 00:04:48,162
‫همسرش؟

65
00:04:48,746 --> 00:04:50,623
‫چرا تو همسر رئیس شدی؟

66
00:04:50,707 --> 00:04:52,959
‫لعنتی، این مدت داشتی چه غلطی می‌کردی؟

67
00:04:53,543 --> 00:04:55,295
‫هاجونگ، آروم باش.

68
00:04:55,920 --> 00:04:57,964
‫آقای پارک درواقع موکل من...

69
00:04:58,047 --> 00:04:58,923
‫موکل؟

70
00:05:00,550 --> 00:05:01,551
‫اینطوری نمیشه.

71
00:05:01,634 --> 00:05:04,053
‫این موضوع رو از طریق مؤسسه‌ی حقوقی‌تون پیگیری می‌کنم.

72
00:05:04,137 --> 00:05:07,015
‫تو آزمون وکالت رو قبول نشدی تا
‫خودتو جای همسر الکی یکی جا بزنی.

73
00:05:07,098 --> 00:05:09,058
‫چرا دارن استعدادت رو اینطوری هدر میدن؟

74
00:05:09,142 --> 00:05:11,436
‫زودباش. بریم باهاشون حرف بزنیم.

75
00:05:11,519 --> 00:05:13,062
‫نه، خواهر.

76
00:05:13,146 --> 00:05:14,689
‫بیا. عجله کن.

77
00:05:15,398 --> 00:05:16,232
‫هاجونگ...

78
00:05:17,817 --> 00:05:18,735
‫هاجونگ...

79
00:05:19,569 --> 00:05:21,195
‫من وکیل نیستم.

80
00:05:24,574 --> 00:05:26,576
‫چی داری میگی؟

81
00:05:27,285 --> 00:05:28,828
‫وکیل نیستی؟

82
00:05:29,746 --> 00:05:30,872
‫بریم.

83
00:05:32,874 --> 00:05:33,958
‫نیستم.

84
00:05:36,085 --> 00:05:37,211
‫کانگ هاری.

85
00:05:37,920 --> 00:05:39,797
‫اگه وکیل نیستی، پس چی هستی؟

86
00:05:39,881 --> 00:05:41,674
‫پس چی هستی؟

87
00:05:42,175 --> 00:05:44,469
‫بگو ببینم! چی هستی؟

88
00:05:46,804 --> 00:05:49,682
‫مامان...یعنی، هاری.
‫بیا یه چیزی بخور.

89
00:05:53,811 --> 00:05:55,229
‫خدای من.

90
00:05:55,313 --> 00:05:57,940
‫پدرشوهرت برات شام درست کرده.

91
00:05:58,024 --> 00:06:00,276
‫حداقل تظاهر کن یه لقمه می‌خوری.

92
00:06:00,360 --> 00:06:02,862
‫اشتها ندارم.
‫بدون من بخورین.

93
00:06:03,529 --> 00:06:06,366
‫پس حداقل بیا یکم تخم‌مرغ بخور...

94
00:06:07,742 --> 00:06:10,161
‫هی، نباید همه‌ش رو خودت بخوری.

95
00:06:11,120 --> 00:06:14,624
‫پروتئین برای رشد بچه‌ها خیلی مهمه.

96
00:06:16,084 --> 00:06:17,585
‫باشه. بخور.

97
00:06:19,170 --> 00:06:21,005
‫تو سوپ هم نمی‌خوری، نه؟

98
00:06:22,048 --> 00:06:23,674
‫چه بویی.

99
00:06:26,010 --> 00:06:27,428
‫من میرم خونه.

100
00:06:30,264 --> 00:06:31,849
‫به سلامت.

101
00:06:32,642 --> 00:06:35,019
‫مارمولک، اون چش شده؟

102
00:06:35,728 --> 00:06:38,981
‫نمی‌دونم. از وقتی رفت دنبال این بچه،
‫همینطوری مثل زامبی بود.

103
00:06:39,482 --> 00:06:41,609
‫اون فرورفتگی روی مبل رو می‌بینی؟

104
00:06:41,692 --> 00:06:43,861
‫کل روز اونجا نشسته بود،

105
00:06:43,945 --> 00:06:46,072
‫مات و مبهوت به بیرون پنجره زل زده بود.

106
00:06:46,155 --> 00:06:48,282
‫گیونگ‌بوک، اتفاقی براش افتاده؟

107
00:06:50,493 --> 00:06:53,496
‫فقط یکم زمان می‌خواد تا تنها باشه.

108
00:06:53,996 --> 00:06:56,082
‫یعنی اینم نمی‌دونی؟

109
00:06:58,626 --> 00:07:01,379
‫اگه این چیزا رو می‌دونست که الان زن داشت، نه؟

110
00:07:01,462 --> 00:07:02,588
‫گیونگ‌بوک چه بزرگ شده.

111
00:07:04,340 --> 00:07:06,342
‫یونگ‌جو، کجایی؟

112
00:07:06,426 --> 00:07:08,428
‫تک و تنها نشستم بیرون.

113
00:07:08,928 --> 00:07:10,847
‫بهتره زود خودتو برسونی.

114
00:07:20,606 --> 00:07:22,191
‫خدمات نیابتی؟

115
00:07:23,734 --> 00:07:25,862
‫شوخیت گرفته دیگه، آره؟

116
00:07:25,945 --> 00:07:27,155
‫ممکن نیست واقعی باشه.

117
00:07:28,865 --> 00:07:31,784
‫بهم گفتن باید نقش همسر پارک هه‌کانگ رو بازی کنم.

118
00:07:35,288 --> 00:07:36,205
‫چطور...

119
00:07:38,916 --> 00:07:40,668
‫- چطور...
‫- هاجونگ.

120
00:07:42,628 --> 00:07:45,548
‫چطور تونستی منو اینطوری فریب بدی؟

121
00:07:46,716 --> 00:07:49,385
‫خودمو کشتم تا تو بتونی وکیل بشی.

122
00:07:49,469 --> 00:07:51,846
‫چطور تونستی اینکارو باهام بکنی؟

123
00:07:52,805 --> 00:07:54,098
‫من که ازت اینو نخواستم.

124
00:07:55,641 --> 00:07:58,853
‫بس کن دیگه.
‫خسته شدم ازبس اینو شنیدم.

125
00:08:00,563 --> 00:08:01,981
‫دیگه هیچ‌کاری برام انجام نده.

126
00:08:02,064 --> 00:08:03,816
‫می‌دونم برات سخته،

127
00:08:03,900 --> 00:08:06,319
‫پس برای همین دیگه هیچ‌کاری برام انجام نده.

128
00:08:13,743 --> 00:08:14,660
‫بدترین خواهر دنیایی.

129
00:08:19,332 --> 00:08:20,791
‫واقعا بی‌شرمی.

130
00:08:21,459 --> 00:08:22,376
‫تو...

131
00:08:24,045 --> 00:08:25,755
‫به همه‌چی گند زدی.

132
00:08:29,717 --> 00:08:30,843
‫خانم کانگ.

133
00:08:36,307 --> 00:08:37,725
‫گریه می‌کردی؟

134
00:08:50,488 --> 00:08:51,697
‫آقای پارک.

135
00:08:54,450 --> 00:08:57,662
‫رسما خواهرم منو بزرگ کرده.

136
00:08:59,080 --> 00:09:01,040
‫قبلا فکر می‌کردم این چیز کاملا عادی‌ایه،

137
00:09:01,874 --> 00:09:04,001
‫اما حالا برام مثل یک نعمت دست‌نیافتنیه.

138
00:09:06,003 --> 00:09:08,214
‫منم یه همچین دِینی دارم.

139
00:09:10,675 --> 00:09:12,510
‫یه نفر هست

140
00:09:12,593 --> 00:09:15,555
‫که منو زیر بال و پرش گرفت
‫و بجای پدرم ازم مراقبت کرد.

141
00:09:18,140 --> 00:09:19,183
‫اون...

142
00:09:20,268 --> 00:09:22,103
‫درعوض کاراش، چیزی ازم نمی‌خواد،

143
00:09:23,521 --> 00:09:25,439
‫ولی من باز می‌خوام دِینم رو بهش ادا کنم.

144
00:09:27,275 --> 00:09:28,985
‫نه بخاطر اینکه احساس می‌کنم بهش مدیونم،

145
00:09:30,194 --> 00:09:31,362
‫بلکه چون از ته دل قدردانم.

146
00:09:33,990 --> 00:09:35,491
‫واقعا به دل می‌نشست.

147
00:09:37,994 --> 00:09:38,828
‫حالا،

148
00:09:40,037 --> 00:09:41,539
‫داشتن همچین دِینی به یک شخص

149
00:09:42,373 --> 00:09:45,793
‫به آدم انگیزه ادامه دادن میده؟

150
00:09:48,045 --> 00:09:48,921
‫درست میگی.

151
00:09:51,007 --> 00:09:53,801
‫ولی الان،

152
00:09:53,884 --> 00:09:57,096
‫حتی مطمئن نیستم که رویاهام
‫برای خودمه...

153
00:09:57,179 --> 00:09:58,973
‫یا برای خواهرمه.

154
00:09:59,724 --> 00:10:02,935
‫الان دیگه شکست من،
‫انگار شکست برای خواهرمه.

155
00:10:04,020 --> 00:10:05,896
‫مگه شکست خوردن چیز بدیه؟

156
00:10:07,398 --> 00:10:09,066
‫چرا باید شکست بخورم؟

157
00:10:09,692 --> 00:10:12,320
‫بعضی چیزها را فقط بعد از شکست بهتر می‌فهمی.

158
00:10:13,362 --> 00:10:16,657
‫اونوقته که یه چیزایی رو می‌بینی
‫که قبلش اصلا نمی‌تونستی ببینی.

159
00:10:17,658 --> 00:10:20,745
‫بعد شکستت چی دیدی؟

160
00:10:26,459 --> 00:10:27,376
‫آدما رو.

161
00:10:28,210 --> 00:10:29,962
‫آدمایی که دارن از من مراقبت می‌کنن،

162
00:10:30,630 --> 00:10:32,340
‫و آدمایی که من باید ازشون مراقبت کنم.

163
00:10:37,720 --> 00:10:42,433
‫پس تو هم باید ببینی بعد از شکست،
‫چه چیزی پیش چشمت آشکار می‌شه.

164
00:10:47,480 --> 00:10:50,316
‫چرا یهو اینقدر خفن شدی
‫و حرفای عارفانه می‌زنی؟

165
00:10:52,401 --> 00:10:53,819
‫[یونگ‌جو]

166
00:10:53,903 --> 00:10:55,571
‫وای، یادم رفت.
‫یونگ‌جو هست.

167
00:10:56,530 --> 00:10:58,074
‫چیکار کنم؟

168
00:11:00,660 --> 00:11:02,953
‫[بازداشتگاه مرکزی سئول]

169
00:11:03,037 --> 00:11:06,540
‫بازداشتی شماره 3417، پارک یونگ‌مان در درمانگاهه.

170
00:11:06,624 --> 00:11:08,668
‫بخاطر سلامتی ایشون،
‫کسی حق ملاقات نداره.

171
00:11:20,346 --> 00:11:21,889
‫[آقای سون، رئیس‌پلیس سئول]

172
00:11:30,523 --> 00:11:32,441
‫ای عوضی. مگه عقلت رو ازدست دادی؟

173
00:11:32,525 --> 00:11:34,527
‫چطور جرات کردی بیای اینجا؟

174
00:11:34,610 --> 00:11:37,488
‫اول یونگ‌مان رو با قرار وثیقه‌ی پزشکی آزاد کنید.

175
00:11:37,571 --> 00:11:40,241
‫- پول بزودی آماده میشه.
‫- اینطوری کار جلو نمیره.

176
00:11:40,324 --> 00:11:41,575
‫اول پول رو بیار.

177
00:11:41,659 --> 00:11:43,703
‫اون بیماره!

178
00:11:43,786 --> 00:11:45,204
‫آدمای پیر همیشه بیمارن.

179
00:11:48,207 --> 00:11:49,625
‫اگه یه مو از سرش کم بشه،

180
00:11:50,835 --> 00:11:52,086
‫اونوقت باید با ده میلیاردت خداحافظی کنی.

181
00:11:52,169 --> 00:11:54,380
‫دیوونه شدی؟

182
00:11:55,548 --> 00:11:57,425
‫چطور جرات می‌کنی منو تهدید کنی؟

183
00:11:57,508 --> 00:11:59,051
‫بازم برگشتی به دوران اراذل بودنت؟

184
00:11:59,135 --> 00:12:00,469
‫لعنتی.

185
00:12:01,721 --> 00:12:02,972
‫کثافت عوضی.

186
00:12:13,315 --> 00:12:14,275
‫آقای پارک.

187
00:12:15,401 --> 00:12:16,569
‫پارک هه‌کانگ.

188
00:12:17,236 --> 00:12:18,404
‫خودت رو جمع‌وجور کن.

189
00:12:24,160 --> 00:12:25,202
‫من نمی‌تونم آزادش کنم.

190
00:12:26,454 --> 00:12:28,664
‫ولی اجازه میدم بیرون درمان بشه.

191
00:12:28,748 --> 00:12:29,665
‫بقیه چیزا،

192
00:12:29,749 --> 00:12:31,792
‫بعد اینکه پول رو آوردی، بحث می‌کنیم.

193
00:13:03,532 --> 00:13:06,577
‫یعنی اون دستِ پشت‌پرده،
‫رئیس شرکت ساخت‌وسازه؟

194
00:13:07,912 --> 00:13:09,246
‫این دیگه کیه.

195
00:13:09,330 --> 00:13:11,791
‫داره پول صندوق مجتمعی رو بالا می‌کشه
‫که خودش ساخته؟

196
00:13:12,625 --> 00:13:13,709
‫چقدر خلاقانه‌س.

197
00:13:13,793 --> 00:13:16,462
‫ولی بهتر نیست اینو گزارش بدیم؟

198
00:13:17,046 --> 00:13:19,381
‫چطوره بری گزارش همه‌مون رو بدی؟

199
00:13:20,341 --> 00:13:22,384
‫اه، ما هم می‌خواستیم همون کار رو بکنیم.
‫ببخشید.

200
00:13:22,468 --> 00:13:24,929
‫رئیس، الان برنامه‌ت چیه؟

201
00:13:26,055 --> 00:13:27,097
‫اول،

202
00:13:27,890 --> 00:13:30,518
‫من قراره خزانه‌دار لی چانگ‌وون بشم.

203
00:13:30,601 --> 00:13:32,478
‫- چی؟
‫- خزانه‌دارش؟

204
00:13:32,561 --> 00:13:33,395
‫آره.

205
00:13:33,479 --> 00:13:38,025
‫برای دزدیدن پول صندوق،
‫به کلیدش نیاز داری.

206
00:13:38,108 --> 00:13:41,946
‫ولی آخه لی چانگ‌وون بهت
‫چنین مقامی رو میده؟

207
00:13:42,655 --> 00:13:44,490
‫برای همین باید مطمئن بشم
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشته باشه.

208
00:13:45,699 --> 00:13:47,493
‫اول بریم رئیس سو رو ببینیم.

209
00:13:47,993 --> 00:13:49,411
‫برید دنبالش بگردید.

210
00:13:49,495 --> 00:13:50,913
‫- چشم.
‫- باشه.

211
00:14:07,221 --> 00:14:08,722
‫[اطلاعیه‌ی دریافت مرسوله]

212
00:14:15,938 --> 00:14:16,814
‫این چیه؟

213
00:14:17,731 --> 00:14:18,899
‫صورتحساب کارت بانکی‌اش.

214
00:14:20,776 --> 00:14:23,070
‫ولی اخیرا هیچ تراکنشی نداشته.

215
00:14:23,737 --> 00:14:25,781
‫قبلا از این کارت برای همه‌چی استفاده می‌کرد.

216
00:14:27,116 --> 00:14:30,119
‫مشخصه چه اتفاقی افتاده.

217
00:14:30,828 --> 00:14:31,787
‫منظورت چیه؟

218
00:14:32,580 --> 00:14:33,539
‫درست مثل خودمه.

219
00:14:33,622 --> 00:14:35,249
‫منم نمی‌تونم از کارت بانکیم استفاده کنم.

220
00:14:35,833 --> 00:14:38,669
‫نمی‌تونی موقعیت مکانیش رو ردیابی کنی؟

221
00:14:38,752 --> 00:14:40,880
‫نمی‌تونم.
‫موبایلش خاموشه.

222
00:14:40,963 --> 00:14:43,966
‫چی؟ واقعا دقیقا داره
‫مثل خودم عمل می‌کنه.

223
00:14:44,550 --> 00:14:46,176
‫منم حتی نمی‌تونم موبایلم رو روشن کنم.

224
00:14:46,260 --> 00:14:47,887
‫فقط می‌ذارمش یه جای گرم

225
00:14:47,970 --> 00:14:50,848
‫و ازش برای اتو کشیدن لباس‌هام استفاده می‌کنم.

226
00:14:50,931 --> 00:14:52,725
‫خوش به حالت.

227
00:14:53,392 --> 00:14:54,560
‫صبر کنین.

228
00:14:54,643 --> 00:14:56,770
‫رئیس سو رفته سفر خارج؟

229
00:14:56,854 --> 00:14:58,355
‫نمی‌دونم.

230
00:14:58,439 --> 00:15:00,441
‫فقط یه پیام برامون فرستاد
‫که داره میره اونور آب.

231
00:15:00,524 --> 00:15:02,276
‫بهمون خیانت کرد.

232
00:15:02,359 --> 00:15:05,571
‫بعد گندی که بالا آورد،
‫خودش رفت اونور آب.

233
00:15:05,654 --> 00:15:06,989
‫اصلا فراموشش کن.

234
00:15:08,240 --> 00:15:11,577
‫ما تصمیم گرفتیم از الان
‫طرف رئیس جدید باشیم،

235
00:15:11,660 --> 00:15:15,414
‫پس لطفا پیش آقای پارک
‫تعریف ما رو بکنین.

236
00:15:17,207 --> 00:15:18,834
‫می‌تونین روی من حساب کنین.

237
00:15:18,918 --> 00:15:21,462
‫من دست‌راست هه‌کانگ هستم.

238
00:15:21,545 --> 00:15:23,297
‫واقعا؟

239
00:15:23,380 --> 00:15:25,883
‫چیز دیگه‌ای هم میل دارین؟

240
00:15:29,595 --> 00:15:30,679
‫پس میشه یه سفارش...

241
00:15:30,763 --> 00:15:33,098
‫فنجان بزرگ چای دیگه داشته باشم؟

242
00:15:34,224 --> 00:15:36,602
‫ممکنه افزایش ناگهانی قند خون حالت رو به هم بزنه.

243
00:15:36,685 --> 00:15:38,103
‫آب بخورین.
‫لطفا بجاش یکم آب خورین.

244
00:15:38,187 --> 00:15:39,647
‫یه فنجان بزرگ آب بیارید.

245
00:15:39,730 --> 00:15:41,899
‫لطفا یه فنجان چای دیگه بدید.

246
00:15:42,733 --> 00:15:43,943
‫- از اینم.
‫- همینطور کیک برنجی.

247
00:15:44,026 --> 00:15:45,778
‫کیک برنجی هم بیارید.

248
00:15:48,739 --> 00:15:50,699
‫- رئیس سو؟
‫- بله.

249
00:15:51,367 --> 00:15:54,328
‫اون معمولا اینجا چه کاری انجام می‌داد؟

250
00:15:55,287 --> 00:15:57,247
‫می‌خوام از کاری که اون انجام داد درس بگیرم

251
00:15:57,331 --> 00:15:59,249
‫و ببینم من به‌عنوان رئیس چه تصمیمی باید بگیرم...

252
00:15:59,333 --> 00:16:00,584
‫خدایا.

253
00:16:02,252 --> 00:16:04,755
‫فقط فکر کردن به اون عوضی

254
00:16:04,838 --> 00:16:07,967
‫باعث میشه فشار خونم بالا بره
‫و سردرد بگیرم.

255
00:16:08,050 --> 00:16:11,679
‫یجوری رفتار می‌کرد که انگار
‫پادشاه ترو ولیو بود...

256
00:16:11,762 --> 00:16:12,680
‫پادشاه؟

257
00:16:15,057 --> 00:16:18,644
‫اگه تمام کارهای بدش رو بنویسم،

258
00:16:18,727 --> 00:16:21,605
‫به اندازه‌ی یک رمان بلند حرف برای گفتن هست.

259
00:16:21,689 --> 00:16:25,484
‫حتی نمی‌دونم از کجا باید شروع کنم.

260
00:16:25,567 --> 00:16:27,528
‫درسته. از مسخره‌ترین کارش شروع می‌کنم.

261
00:16:27,611 --> 00:16:31,031
‫با پول شارژ ساختمان آب معدنی می‌خرید.

262
00:16:32,908 --> 00:16:36,412
‫هر ماه با پول شارژ آب سفارش می‌داد،

263
00:16:36,495 --> 00:16:39,873
‫و وقتی به دفتر مدیریت تحویل داده می‌شد،

264
00:16:39,957 --> 00:16:43,794
‫نگهبان‌ها اون آب‌ها رو تا خونه‌اش می‌بردند.

265
00:16:44,336 --> 00:16:45,879
‫به خونه‌اش؟

266
00:16:45,963 --> 00:16:47,297
‫خداییش...

267
00:16:47,381 --> 00:16:50,217
‫آب که این‌قدرها هم گرون نیست.

268
00:16:50,300 --> 00:16:51,677
‫چقدر کارش ضایع بود؟

269
00:16:51,760 --> 00:16:54,304
‫مگه فکر کرده نگهبان‌ها نوکرشن؟

270
00:16:54,388 --> 00:16:55,472
‫همش بهشون دستور می‌داد.

271
00:16:55,556 --> 00:16:59,101
‫تو یه لول دیگه از قدرت سوءاستفاده می‌کرد.

272
00:17:00,811 --> 00:17:02,980
‫تازه می‌دونی کجاش خنده‌داره؟

273
00:17:03,772 --> 00:17:07,526
‫می‌دونستی نیروهای خدمات

274
00:17:07,609 --> 00:17:10,863
‫روی پشت‌بوم‌ها باغچه درست کرده‌ان؟

275
00:17:10,946 --> 00:17:13,949
‫نه. روی پشت‌بام‌ها باغچه داریم یعنی؟

276
00:17:14,533 --> 00:17:18,620
‫اولش فکر کردم فقط برای سرگرمی دارن اینکارو می‌کنن،

277
00:17:18,704 --> 00:17:21,081
‫برای همین چشمم رو، روی کارشون بستم.

278
00:17:21,165 --> 00:17:22,041
‫- ولی...
‫- خب؟

279
00:17:22,124 --> 00:17:24,126
‫معلوم شد که تمام سبزیجات

280
00:17:24,209 --> 00:17:26,545
‫حال از اون باغچه‌ها رو به خونه‌ی

281
00:17:26,628 --> 00:17:29,423
‫رئیس سو تحویل میدن.

282
00:17:30,716 --> 00:17:32,551
‫حتی از سمّ دفع آفات استفاده نمی‌کرد

283
00:17:32,634 --> 00:17:34,762
‫چون می‌خواستن سبزیجات کاملا ارگانیک باشه.

284
00:17:34,845 --> 00:17:37,765
‫و نیروهای خدمات هم
‫از ترس اخراج شدن جرئت اعتراض نداشتن.

285
00:17:37,848 --> 00:17:40,934
‫با وجود همه‌ی کارهای نظافت،
‫باز هم کشاورزی می‌کردن.

286
00:17:41,018 --> 00:17:43,062
‫این کجاش کار انسانی هست؟

287
00:17:43,145 --> 00:17:46,648
‫ولی وقتی داشت اینکارا رو انجام می‌داد،
‫شما هیچ اعتراضی نکردید؟

288
00:17:46,732 --> 00:17:48,984
‫چرا نکردم؟
‫ناسلامتی من جانگ سوک‌جین هستم.

289
00:17:49,068 --> 00:17:50,277
‫معلومه که اعتراض کردم.

290
00:17:50,360 --> 00:17:52,696
‫ولی اون کثافت حتی به روی خودش نیاورد.

291
00:17:53,947 --> 00:17:56,283
‫نمیشد که تا قیامت اعتراض کنم.

292
00:17:56,366 --> 00:17:59,078
‫ولی می‌دونی بدترین چیز

293
00:17:59,161 --> 00:18:00,245
‫رئیس سو چیه؟

294
00:18:01,080 --> 00:18:04,541
‫اون با هر چیزی که ساکنین

295
00:18:04,625 --> 00:18:06,960
‫درخواست یا پیشنهاد بدن، مخالفت می‌کنه.

296
00:18:07,044 --> 00:18:08,170
‫[سال 2021
‫جلسه‌ی انجمن ساکنان]

297
00:18:08,253 --> 00:18:10,422
‫چرا همش با تعمیرات مخالفت می‌کنین؟

298
00:18:11,090 --> 00:18:14,927
‫انگار شرکت ساختمانی
‫فکر کرده می‌تونه سرمون کلاه بذاره.

299
00:18:15,010 --> 00:18:17,763
‫ما باید یه کاری راجع این بکنیم، اینطور فکر نمی‌کنین؟

300
00:18:17,846 --> 00:18:19,556
‫- آره.
‫- درست میگه.

301
00:18:19,640 --> 00:18:22,726
‫متوجه منظورت هستم،

302
00:18:22,810 --> 00:18:24,770
‫ولی ما علیه یه شرکت خیلی بزرگ هستیم.

303
00:18:24,853 --> 00:18:28,607
‫می‌تونی تضمین بدی که اگه شکایت کنیم،
‫می‌تونیم توی دادگاه پیروز بشیم؟

304
00:18:28,690 --> 00:18:31,777
‫و اگه حرف و حدیث مشکلات ساختمان ما
‫به بیرون درز بکنه،

305
00:18:31,860 --> 00:18:33,487
‫ارزش املاک پایین میاد.

306
00:18:33,570 --> 00:18:35,030
‫مشکلی با این قضیه نداری؟

307
00:18:36,365 --> 00:18:38,742
‫یه رستوران غذای دریایی این نزدیکیا باز شده.

308
00:18:38,826 --> 00:18:42,538
‫موقع ناهار در اونجا،
‫توضیحات بیشتری بهتون میدم.

309
00:18:42,621 --> 00:18:43,914
‫پس لطفا فعلا بشینید.

310
00:18:52,089 --> 00:18:54,049
‫درهر صورت،

311
00:18:54,133 --> 00:18:57,803
‫رئیس سو خوب بلد بود یه کاری بکنه
‫تا کسی فکر شکایت به سرش نزنه.

312
00:18:58,762 --> 00:19:00,764
‫هر کدوم از نماینده‌های ساختمان که اعتراضی داشت،

313
00:19:00,848 --> 00:19:02,307
‫مدام آزار و اذیتش می‌کرد

314
00:19:02,391 --> 00:19:06,228
‫تا آخر سر وادارش کنه بی‌خیال بشه
‫و از اونجا نقل مکان کنه.

315
00:19:06,311 --> 00:19:11,358
‫بعدش افراد خودش رو جای اونا می‌ذاشت.

316
00:19:11,441 --> 00:19:14,444
‫شیاد کثیف.

317
00:19:14,528 --> 00:19:17,906
‫فقط فکر کردن به کارهاش
‫خونم رو به جوش میاره.

318
00:19:19,783 --> 00:19:21,201
‫اون جلوی شکایت از

319
00:19:21,285 --> 00:19:24,663
‫شرکت لی چانگ‌وون رو گرفت
‫و از پول‌هاش مراقبت کرد.

320
00:19:24,746 --> 00:19:27,958
‫خزانه‌دار من فقط یه وظیفه داره.

321
00:19:28,834 --> 00:19:30,127
‫از پول من محافظت کنه.

322
00:19:31,044 --> 00:19:32,880
‫فهمیدم باید چه کار کنم،

323
00:19:32,963 --> 00:19:35,382
‫اما این برای جلب اعتمادش و اینکه
‫منو جزو افرادش بدونه کافیه؟

324
00:19:38,260 --> 00:19:40,971
‫باید یه کارِ حسابی انجام بدم.

325
00:19:42,181 --> 00:19:44,141
‫یه کار بزرگ.

326
00:19:47,686 --> 00:19:48,896
‫سلام، خانم.

327
00:19:50,772 --> 00:19:52,024
‫سلام.

328
00:19:53,358 --> 00:19:54,735
‫رفته بودید خرید؟

329
00:19:56,778 --> 00:19:57,779
‫بله.

330
00:19:57,863 --> 00:20:00,741
‫ما توی مجتمع شماره 2 کار داریم،
‫با اجازه.

331
00:20:00,824 --> 00:20:03,160
‫خداحافظ.
‫مراقب خودتون باشین، خانم.

332
00:20:07,039 --> 00:20:08,665
‫عجب آدم سردیه.

333
00:20:10,125 --> 00:20:11,752
‫خب، اینم که تقصیر خودمه.

334
00:20:13,128 --> 00:20:15,172
‫بازم باید شب رو پیش یونگ‌جو بمونم؟

335
00:20:22,846 --> 00:20:23,931
‫نگه‌دار!

336
00:20:26,433 --> 00:20:27,559
‫بیرون رفته بودی؟

337
00:20:27,643 --> 00:20:28,936
‫رفتم سوپرمارکت.

338
00:20:29,436 --> 00:20:30,729
‫ماهی بدون استخون خریدم.

339
00:20:30,812 --> 00:20:34,566
‫آقای وانگ گفت بخاطر ضعف چشماش،
‫براش سخته استخوان‌ها رو جدا کنه.

340
00:20:35,234 --> 00:20:36,360
‫آقای وانگ کیه؟

341
00:20:37,527 --> 00:20:40,948
‫همونی که بهش مارمولک میگین
‫و باهاش بدرفتاری می‌کنین.

342
00:20:43,283 --> 00:20:46,161
‫واسه این کارها بهتره گنده‌بک رو بفرستی.

343
00:20:46,662 --> 00:20:49,706
‫می‌گفت ماهیِ بی‌استخوان،
‫ماهیِ واقعی نیست،

344
00:20:49,790 --> 00:20:51,708
‫برای همین نمی‌تونه به بچه بده بخوره.

345
00:20:51,792 --> 00:20:53,835
‫یه فلسفه‌ی عجیب‌وغریب براش داره.

346
00:20:53,919 --> 00:20:57,047
‫گنده‌بک وقتی پای غذا وسط باشه،
‫عقاید سفت‌وسختی داره.

347
00:20:57,547 --> 00:20:59,925
‫ولی زندگی اینقدرا پیچیده نیست.

348
00:21:00,008 --> 00:21:02,052
‫ما پول میدیم که راحت باشیم.

349
00:21:02,135 --> 00:21:03,136
‫مگه چه عیبی داره؟

350
00:21:09,476 --> 00:21:10,352
‫حالت خوبه؟

351
00:21:22,906 --> 00:21:24,074
‫عذر می‌خوام.

352
00:21:24,157 --> 00:21:26,618
‫آسانسور ساختمان 114 خراب شد.

353
00:21:26,702 --> 00:21:29,246
‫رئیس هم توی آسانسوره.
‫لطفا سریع حلش کنین.

354
00:21:29,329 --> 00:21:30,789
‫یه لحظه، خانم.

355
00:21:34,835 --> 00:21:35,794
‫منو ترسوند.

356
00:21:36,461 --> 00:21:39,464
‫شنیدم آسانسورها همیشه خراب میشن.

357
00:21:39,965 --> 00:21:42,509
‫ناسلامتی رئیس هستی.
‫نمی‌تونی اینو حل کنی؟

358
00:21:42,592 --> 00:21:43,885
‫می‌تونی همه‌شون رو جایگزین کنی.

359
00:21:43,969 --> 00:21:46,638
‫نمیشه از صندوق ذخیره بلندمدت
‫همینطور بی‌ملاحظه استفاده کرد.

360
00:21:47,347 --> 00:21:48,557
‫بی‌ملاحظه؟

361
00:21:48,640 --> 00:21:50,767
‫داری با پول، راحتی می‌خری.

362
00:21:51,351 --> 00:21:53,854
‫تصور کن هر روز بجای آسانسور
‫از پله‌ها استفاده کنی.

363
00:21:53,937 --> 00:21:56,523
‫همه از خداشونه که از صندوق خرج کنی.

364
00:21:57,357 --> 00:21:59,818
‫کره‌ای‌ها تحملِ هیچ سختی رو ندارن.

365
00:21:59,901 --> 00:22:02,696
‫برای راحتی بیشتر در زندگی‌شون
‫با کمال میل هزینه‌ش رو پرداخت می‌کنن.

366
00:22:03,363 --> 00:22:06,783
‫برای راحتی خودشون،
‫مثل من ماهی بدون استخوان می‌خرن.

367
00:22:12,080 --> 00:22:13,248
‫درست شد.

368
00:22:14,875 --> 00:22:15,709
‫بریم.

369
00:22:21,965 --> 00:22:23,258
‫[جلسه انجمن ساکنان]

370
00:22:23,342 --> 00:22:24,718
‫ممنون برای پیشنهاداتون.

371
00:22:24,801 --> 00:22:25,802
‫پس جمع‌بندی این شد،

372
00:22:25,886 --> 00:22:28,347
‫تعویض تجهیزات باشگاه مرکز اجتماع،

373
00:22:28,430 --> 00:22:31,391
‫خرید اسباب‌بازی برای کافه‌ی کودک،
‫کمک مالی به مرکز سالمندان،

374
00:22:31,475 --> 00:22:33,727
‫و رنگ‌آمیزی دوباره‌ی نمای ساختمان‌ها.

375
00:22:33,810 --> 00:22:36,146
‫بله، اینا پیشنهادات اصلی هستن.

376
00:22:36,229 --> 00:22:37,397
‫بسیارخب.

377
00:22:37,481 --> 00:22:39,274
‫پیشنهادهایی که مطرح کردید،

378
00:22:39,358 --> 00:22:40,984
‫همگی برای بهبود محیط مجتمع

379
00:22:41,068 --> 00:22:43,195
‫و ارتقای خدمات به ساکنانه.

380
00:22:43,278 --> 00:22:46,782
‫به نظر منم تمام اینا که گفتین ضروری هستن.

381
00:22:46,865 --> 00:22:49,534
‫ولی برای حل تمام این مشکلات،

382
00:22:49,618 --> 00:22:51,203
‫می‌دونین که به پول نیاز داریم، درسته؟

383
00:22:53,121 --> 00:22:54,498
‫همه‌چی پول نیاز داره.

384
00:22:54,581 --> 00:22:55,540
‫مشکل پوله.

385
00:22:56,208 --> 00:22:59,169
‫برای همین پیشنهاد میدم برای راحتی
‫الان و آینده مجتمع مسکونی‌مون

386
00:22:59,878 --> 00:23:03,006
‫صندوق ذخیره تعمیرات رو افزایش صد درصدی بدیم.

387
00:23:03,090 --> 00:23:04,758
‫چی؟ صد درصد؟

388
00:23:04,841 --> 00:23:05,967
‫صد درصد؟

389
00:23:07,302 --> 00:23:08,804
‫صد درصد زیاد نیست؟

390
00:23:11,973 --> 00:23:14,601
‫چی؟ صد درصد افزایش؟

391
00:23:14,684 --> 00:23:16,353
‫چش شده؟

392
00:23:16,436 --> 00:23:18,939
‫با خودش چی فکر کرده؟

393
00:23:19,022 --> 00:23:21,149
‫خیلی غافلگیرم کرد.

394
00:23:21,233 --> 00:23:23,860
‫باعث شد برای جلسه‌ی بعدی مشتاق بشم.

395
00:23:26,696 --> 00:23:27,572
‫بله، بفرمایید.

396
00:23:28,323 --> 00:23:30,283
‫نمی‌شه همه‌ی پیشنهادهای امروز رو

397
00:23:30,367 --> 00:23:33,370
‫با پول صندوق ذخیره‌ای که الان داریم اجرا کنیم؟

398
00:23:33,453 --> 00:23:35,997
‫این مجتمع تقریبا ده سال سن داره.

399
00:23:36,081 --> 00:23:37,666
‫رفته رفته تعمیرات بیشتری لازم میشه.

400
00:23:37,749 --> 00:23:40,377
‫اگه برای هرچیزی از صندوق ذخیره استفاده کنیم،

401
00:23:40,460 --> 00:23:42,170
‫دیگه چیزی برامون نمی‌مونه.

402
00:23:42,796 --> 00:23:45,257
‫برای بهبود محیط زندگی

403
00:23:45,340 --> 00:23:47,968
‫و اجرای طرح‌های تعمیرات در آینده،

404
00:23:48,051 --> 00:23:51,179
‫افزایش سهم صندوق ذخیره اجتناب‌ناپذیره.

405
00:23:52,889 --> 00:23:53,807
‫عذر می‌خوام.

406
00:23:53,890 --> 00:23:56,768
‫متوجه حرفاتون میشم،

407
00:23:56,852 --> 00:23:58,979
‫ولی اگه قراره شارژ ساختمان افزایش پیدا کنه،

408
00:23:59,062 --> 00:24:01,648
‫- باید آروم آروم اینکار صورت بگیره.
‫- دقیقا.

409
00:24:01,731 --> 00:24:04,985
‫یهو که نمیشه صد درصد بیاد روش.

410
00:24:05,068 --> 00:24:07,195
‫- این دیگه خیلی زیاده.
‫- آره.

411
00:24:08,321 --> 00:24:09,573
‫از زمان سکونت در این مجتمع،

412
00:24:09,656 --> 00:24:12,367
‫مبلغ صندوق ذخیره هیچ‌وقت افزایش پیدا نکرده.

413
00:24:12,451 --> 00:24:15,704
‫اگر تورم رو هم در نظر بگیریم،
‫مبلغش روی کاغذ تغییری نکرده،

414
00:24:15,787 --> 00:24:18,748
‫اما ارزش واقعی‌ش هر سال کمتر شده.

415
00:24:19,332 --> 00:24:20,459
‫ساده بگم،

416
00:24:20,542 --> 00:24:24,087
‫هر سال روی شارژ تخفیف هم گرفتین.

417
00:24:24,171 --> 00:24:28,049
‫خب، اشتباه نمیگین،

418
00:24:28,133 --> 00:24:29,050
‫ولی بازم...

419
00:24:29,134 --> 00:24:31,261
‫ما توی یه مجتمع مسکونی بزرگی زندگی می‌کنیم.

420
00:24:31,344 --> 00:24:34,514
‫حتی یه تعمیر جزئی هم
‫برای خودش پروژه بزرگی محسوب میشه.

421
00:24:35,098 --> 00:24:36,641
‫با صندوق ذخیره‌ای که الان داریم،

422
00:24:36,725 --> 00:24:39,186
‫نمی‌تونیم برای تعمیر و نگهداری آینده
‫آمادگی داشته باشیم.

423
00:24:40,270 --> 00:24:42,355
‫ولی الان که مشکل فوری نداریم.

424
00:24:42,439 --> 00:24:44,608
‫افزایش صد درصدی خیلی زیاده.

425
00:24:44,691 --> 00:24:45,650
‫منم همینو میگم.

426
00:24:46,776 --> 00:24:49,696
‫ولی رئیس پارک هم چیز بدی نمیگه.

427
00:24:50,530 --> 00:24:52,407
‫مجتمع‌های آپارتمانی شبیه ما هم وجود داره،

428
00:24:52,491 --> 00:24:54,951
‫ولی شارژ اونا خیلی بیشتر از ماست.

429
00:24:56,119 --> 00:24:58,497
‫- آره.
‫- درسته.

430
00:25:01,333 --> 00:25:02,751
‫منم موافقم.

431
00:25:02,834 --> 00:25:06,171
‫با گذشت زمان، مشکلات بیشتر و بیشتری پدیدار میشه،

432
00:25:06,838 --> 00:25:09,466
‫پس ایده بدی نیست که از الان
‫براش آماده بشیم.

433
00:25:09,549 --> 00:25:10,717
‫- درسته؟
‫- بله.

434
00:25:12,636 --> 00:25:13,929
‫درست میگین.

435
00:25:14,012 --> 00:25:17,641
‫اگه قبل این افزایشی نداشته،
‫بنظرم الان دیگه وقتشه.

436
00:25:17,724 --> 00:25:20,852
‫طی سال‌ها، هزینه‌ها افزایش پیدا کرده.

437
00:25:20,936 --> 00:25:24,272
‫ولی بازم به نظر من
‫افزایش صد درصدی زیاد هست.

438
00:25:24,356 --> 00:25:26,525
‫بله. متوجه دلیل مخالفت شما هستم.

439
00:25:26,608 --> 00:25:28,860
‫برای همین مایلم که

440
00:25:29,528 --> 00:25:31,821
‫همین آخرهفته از ساکنان رای‌گیری کنیم.

441
00:25:32,322 --> 00:25:35,075
‫رای‌گیری ساکنان.
‫چه فکر خوبی.

442
00:25:36,284 --> 00:25:38,203
‫آینده‌نگره.

443
00:25:42,082 --> 00:25:45,085
‫ولی واقعا با افزایش شارژ صندوق ذخیره موافقی؟

444
00:25:45,168 --> 00:25:46,378
‫معلومه که موافق نیستم!

445
00:25:47,420 --> 00:25:48,797
‫پس چی میگی؟

446
00:25:49,297 --> 00:25:51,341
‫باید دلش رو به دست بیاریم.

447
00:25:51,424 --> 00:25:53,969
‫واسه اینکه پیشش یه اعتباری بدست بیاریم
‫باید بهش نشون بدیم

448
00:25:54,052 --> 00:25:56,137
‫که ما هم طرف اون هستیم.

449
00:25:57,222 --> 00:25:59,766
‫ولی اگه واقعا شارژ رو افزایش بده چی؟

450
00:25:59,849 --> 00:26:01,518
‫حرف از افزایش صد درصدیه.

451
00:26:01,601 --> 00:26:04,604
‫نمی‌تونه.
‫قراره رای‌گیری بشه.

452
00:26:04,688 --> 00:26:06,898
‫ساکنان که دیوونه نیستن.

453
00:26:06,982 --> 00:26:08,942
‫چرا باید با چنین چیزی موافقت کنن؟

454
00:26:09,025 --> 00:26:12,153
‫پس فقط الکی وانمود می‌کنیم
‫که با طرح اون موافقیم،

455
00:26:12,237 --> 00:26:14,573
‫- بعد علیه‌ش رای میدیم.
‫- دقیقا.

456
00:26:17,659 --> 00:26:20,579
‫درخواست افزایش صد درصدی شارژ صندوق؟

457
00:26:22,455 --> 00:26:24,457
‫این نقشه‌ایه که کشیدی؟

458
00:26:24,541 --> 00:26:25,917
‫یه رای‌گیری بی‌فایده؟

459
00:26:26,001 --> 00:26:28,587
‫رئیس، این واقعا با عقل جور درنمیاد.

460
00:26:28,670 --> 00:26:29,754
‫غیرممکنه.

461
00:26:29,838 --> 00:26:32,173
‫پول یه مرغ کامل به‌علاوه یه پرس توپک پنیریه.

462
00:26:32,674 --> 00:26:34,217
‫خیلی زیاده.

463
00:26:34,301 --> 00:26:35,468
‫فقط صبر کنین.

464
00:26:36,970 --> 00:26:38,638
‫در نهایت، بیش از نصف ساکنین

465
00:26:39,556 --> 00:26:41,308
‫بهش رای مثبت میدن.

466
00:26:47,897 --> 00:26:49,357
‫کی میای خونه؟

467
00:26:50,108 --> 00:26:51,776
‫هروقت تونستم.

468
00:26:51,860 --> 00:26:52,986
‫ای عوضی.

469
00:26:54,237 --> 00:26:55,655
‫بهت گفتم اینو نپوش.

470
00:26:56,239 --> 00:26:58,617
‫- بازم اینو پوشیدی؟
‫- مامان، کلی آدم اینجاست.

471
00:27:00,869 --> 00:27:01,870
‫چی شد؟

472
00:27:01,953 --> 00:27:03,788
‫چی شد؟ یهو متوقف شد؟

473
00:27:03,872 --> 00:27:06,291
‫این کار می‌کنه؟
‫آهای؟

474
00:27:07,334 --> 00:27:08,627
‫آقای چوی!

475
00:27:09,419 --> 00:27:11,129
‫آسانسور متوقف شد.

476
00:27:12,631 --> 00:27:14,507
‫[آسانسور در دست تعمیر است]

477
00:27:20,305 --> 00:27:22,682
‫چرا آخه یه سیگار کشیدن هم اینقدر سخته؟

478
00:27:25,894 --> 00:27:28,480
‫مامان، پام درد می‌کنه.

479
00:27:28,563 --> 00:27:30,065
‫پای منم درد می‌کنه.

480
00:27:30,148 --> 00:27:31,358
‫کولم کن!

481
00:27:32,484 --> 00:27:33,443
‫دیرمون شده!
‫زودباش.

482
00:27:33,526 --> 00:27:36,029
‫- واسه مهدکودک دیرم میشه.
‫- خیلی‌خب!

483
00:27:36,112 --> 00:27:37,697
‫رسیدیم.

484
00:27:38,573 --> 00:27:39,699
‫باورم نمیشه!

485
00:27:41,076 --> 00:27:43,119
‫- چرا کارمون هر روز این شده؟
‫- خیلی سریع می‌دوی.

486
00:27:44,120 --> 00:27:46,122
‫بله. ساختمان 107؟ خیلی متاسفیم.

487
00:27:46,206 --> 00:27:47,582
‫الان درحال بررسی هستیم.

488
00:27:47,666 --> 00:27:49,584
‫بله. شرکت تعمیرات داره میاد.

489
00:27:49,668 --> 00:27:50,919
‫ساختمان 212 هم خراب شده؟

490
00:27:51,002 --> 00:27:52,504
‫اگه میشه لطفا صبر کنین...

491
00:27:52,587 --> 00:27:55,757
‫اولین باره که یهو این همه آسانسور خراب میشه.

492
00:27:56,299 --> 00:27:58,718
‫شرکت تعمیرات بازم جواب نمیده؟

493
00:28:00,011 --> 00:28:01,137
‫- بازم باهاشون تماس بگیر.
‫- باشه.

494
00:28:03,098 --> 00:28:05,016
‫ما تمام سعی خودمون رو می‌کنیم

495
00:28:05,100 --> 00:28:06,226
‫تا سریع مشکل رو حل کنیم.

496
00:28:06,309 --> 00:28:08,311
‫- زودباش دیگه.
‫- پس کِی؟

497
00:28:10,313 --> 00:28:13,817
‫اگه شماها لطف کنین و برگردین،

498
00:28:13,900 --> 00:28:15,985
‫ما سریع‌تر می‌تونیم مشکل رو حل کنیم.

499
00:28:16,069 --> 00:28:18,363
‫- یه کاری برای این آسانسورها بکنین.
‫- دوستان.

500
00:28:18,446 --> 00:28:20,281
‫- خواهش می‌کنم.
‫- چطور می‌خواین اینو درست کنین؟

501
00:28:20,365 --> 00:28:22,325
‫اصلا به وظیفه‌ی خودتون عمل می‌کنین؟

502
00:28:22,409 --> 00:28:24,285
‫خونه‌ی ما طبقه 28‌ام هست.

503
00:28:24,369 --> 00:28:27,163
‫میشه قبل اومدن بچه‌هام
‫آسانسور رو درست کنین؟

504
00:28:27,247 --> 00:28:30,250
‫دوستان، منم ساکن همینجام.

505
00:28:30,333 --> 00:28:31,543
‫منم مجبور شدم از پله استفاده کنم.

506
00:28:31,626 --> 00:28:34,754
‫اگه بهمون فرصت بدید،
‫در سریع‌ترین زمان ممکن حلش می‌کنیم.

507
00:28:34,838 --> 00:28:36,881
‫آقای چوی، سریع یه جلسه بذارید.

508
00:28:36,965 --> 00:28:38,341
‫چشم.

509
00:28:40,427 --> 00:28:41,928
‫الان مشکل ما این نیست.

510
00:28:42,011 --> 00:28:43,680
‫چطور به طبقات بالا بریم؟

511
00:28:44,180 --> 00:28:47,350
‫[انجمن ساکنان
‫جلسه‌ی رسیدگی به خرابی آسانسور]

512
00:28:47,434 --> 00:28:48,768
‫چطور می‌خواین حلش کنین؟

513
00:28:49,561 --> 00:28:52,313
‫لطفا همگی آروم باشید.

514
00:28:52,397 --> 00:28:54,357
‫اول بذارید حرف‌های رئیس رو بشنویم.

515
00:28:55,942 --> 00:28:57,110
‫راستش رو بگم،

516
00:28:57,193 --> 00:29:00,447
‫به‌خاطر اعتصاب در کارخانه‌ی خارج از کشور،

517
00:29:00,530 --> 00:29:02,615
‫می‌گن رسیدن قطعات یک سال طول می‌کشه.

518
00:29:03,533 --> 00:29:05,952
‫- چطور می‌تونیم یکسال صبر کنیم؟
‫- اصلا منطقی نیست!

519
00:29:06,035 --> 00:29:07,328
‫چطور میشه یک سال تمام صبر کرد؟

520
00:29:07,412 --> 00:29:09,205
‫رئیس پارک، یه کاری بکنین.

521
00:29:09,289 --> 00:29:11,499
‫داریم با شرکت‌های کره‌ای حرف می‌زنیم

522
00:29:11,583 --> 00:29:13,752
‫تا ببینیم کسی این قطعات رو داره یا نه،

523
00:29:13,835 --> 00:29:15,086
‫پس لطفا یکم بیشتر منتظر بمونین.

524
00:29:16,087 --> 00:29:18,381
‫همیشه ازمون می‌خواین صبر کنیم.

525
00:29:18,465 --> 00:29:20,258
‫- چقدر دیگه باید صبر کنیم؟
‫- درسته.

526
00:29:20,341 --> 00:29:22,218
‫برای اونایی که طبقات پایین هستن
‫مشکلی پیش نمیاد،

527
00:29:22,302 --> 00:29:24,804
‫ولی کسانی که در طبقات بالا
‫زندگی می‌کنن، نمیشه تحمل کنن.

528
00:29:24,888 --> 00:29:26,973
‫خیلی مسخره هست!

529
00:29:27,056 --> 00:29:29,559
‫مادرم از بالا رفتن از پله‌ها از پا درمیاد!

530
00:29:35,356 --> 00:29:36,816
‫به همین دلیله که

531
00:29:36,900 --> 00:29:39,235
‫پیشنهاد می‌کنم همه‌ی آسانسورها تعویض بشن

532
00:29:39,319 --> 00:29:42,447
‫تا جلوی خرابی‌های مکرر

533
00:29:43,114 --> 00:29:45,450
‫و هرگونه مشکل ایمنی در آینده گرفته بشه.

534
00:29:47,327 --> 00:29:48,536
‫باورم نمیشه.

535
00:29:48,620 --> 00:29:50,747
‫- گفتن از انجامش آسون‌تره.
‫- عذر می‌خوام...

536
00:29:50,830 --> 00:29:51,998
‫- وقت و پول زیادی می‌خواد.
‫- آره....

537
00:29:53,124 --> 00:29:56,127
‫این کار هزینه زیادی داره.

538
00:29:56,211 --> 00:29:57,378
‫چطور هزینه‌ش رو میدین؟

539
00:29:57,462 --> 00:29:59,798
‫با صندوق ذخیره فعلی، این کار شدنیه؟

540
00:29:59,881 --> 00:30:00,840
‫درست میگین.

541
00:30:01,883 --> 00:30:03,927
‫صندوق ذخیره‌مون کافی نیست.

542
00:30:04,803 --> 00:30:07,680
‫درحال حاضر توی صندوق
‫حدود هفده میلیارد داریم،

543
00:30:07,764 --> 00:30:11,518
‫ولی برای جایگزینی تمام آسانسورها
‫برآورد ما اینکه نزدیک به بیست میلیارد

544
00:30:11,601 --> 00:30:13,436
‫هزینه خواهد داشت.

545
00:30:13,520 --> 00:30:14,771
‫بیست میلیارد؟

546
00:30:14,854 --> 00:30:16,231
‫خدای من!

547
00:30:16,314 --> 00:30:19,526
‫- پس باید ما بقیه‌‍ش رو بپردازیم.
‫- رئیس پارک.

548
00:30:20,360 --> 00:30:23,988
‫شما احتمالا اینو نمی‌دونین،

549
00:30:24,072 --> 00:30:28,827
‫ولی آسانسورها خیلی وقته که همش خراب میشن.

550
00:30:28,910 --> 00:30:31,371
‫از همون سال اول که به اینجا اومدیم، همینطوری بودن.

551
00:30:31,454 --> 00:30:32,914
‫- دقیقا.
‫- درسته.

552
00:30:32,997 --> 00:30:36,167
‫این بار دیگه باید قطعا ازشون شکایت کنیم.

553
00:30:36,251 --> 00:30:37,836
‫بیاین از شرکت سازنده شکایت کنیم.

554
00:30:38,628 --> 00:30:39,963
‫باید همینکارو بکنیم.

555
00:30:41,965 --> 00:30:43,132
‫شکایت؟

556
00:30:44,217 --> 00:30:46,761
‫دوره‌ی گارانتیِ رفع عیب دیگه به پایان رسیده.

557
00:30:47,345 --> 00:30:50,014
‫می‌دونم که باعث ناراحتی‌تون میشه،
‫ولی باید زودتر از اینا شکایت می‌کردید.

558
00:30:50,098 --> 00:30:51,224
‫تا الان ساکت موندید،

559
00:30:51,307 --> 00:30:54,310
‫ولی بعد اینگه گارانتی رفع عیب تموم شده،
‫می‌خواین ازش شکایت کنین.

560
00:30:54,394 --> 00:30:56,479
‫فقط این‌طور برداشت می‌کنن
‫که دارین قشقرق به پا می‌کنین.

561
00:30:56,563 --> 00:30:58,815
‫تازشم، ما علیه یه شرکت بزرگ هستیم.

562
00:30:58,898 --> 00:31:03,152
‫برای مقابله با ما، بهترین وکیل‌های
‫کره رو استخدام می‌کنن.

563
00:31:03,236 --> 00:31:05,280
‫و اگه دعوای حقوقی رو ببازیم،

564
00:31:05,363 --> 00:31:08,324
‫اون‌وقت همه‌مون باید هزینه‌ی سنگین
‫اون شکایت رو پرداخت کنیم.

565
00:31:08,408 --> 00:31:09,951
‫مایل هستین چنین ریسکی بکنین؟

566
00:31:14,706 --> 00:31:16,082
‫- سردرد گرفتم.
‫- خدایا...

567
00:31:16,833 --> 00:31:18,626
‫پس چه پیشنهادی میدین؟

568
00:31:20,044 --> 00:31:21,921
‫صمیمانه از شما درخواست می‌کنم

569
00:31:22,005 --> 00:31:25,341
‫بپذیرید که افزایش سهم صندوق ذخیره اجتناب‌ناپذیره.

570
00:31:26,634 --> 00:31:29,429
‫اون صندوق ذخیره لعنتی...

571
00:31:29,512 --> 00:31:30,972
‫باید پول بیشتری بدیم؟

572
00:31:35,810 --> 00:31:39,939
‫دوستان، حاضر هستین برای راحتی خودتون
‫در حد پول یه مرغ هزینه کنین؟

573
00:31:40,023 --> 00:31:42,317
‫یا می‌خواین همچنان
‫با ترس سوار آسانسوری بشین

574
00:31:42,400 --> 00:31:44,277
‫که هر لحظه ممکنه از کار بیفته؟

575
00:31:45,486 --> 00:31:46,738
‫انتخاب شما...

576
00:31:47,989 --> 00:31:49,365
‫آینده‌تون رو تغییر میده.

577
00:31:53,453 --> 00:31:55,496
‫من که رای مثبت میدم.

578
00:31:55,997 --> 00:31:58,750
‫حالا قرار نیست که پول صندوق ذخیره رو بالا بکشن.

579
00:31:58,833 --> 00:32:01,002
‫بالاخره خرج خود مجتمع میشه دیگه.

580
00:32:02,795 --> 00:32:04,547
‫نه، نمی‌تونم غذاتون رو تحویل بدم.

581
00:32:04,631 --> 00:32:07,008
‫من طبقه همکف هستم.
‫لطفا بیاین پایین.

582
00:32:09,510 --> 00:32:10,678
‫واحد 2802 هست.

583
00:32:11,888 --> 00:32:12,889
‫مرسی.

584
00:32:14,223 --> 00:32:16,935
‫چون آشپزی دوست ندارم،
‫از بیرون غذا سفارش میدم،

585
00:32:17,018 --> 00:32:19,228
‫ولی این بالا و پایین کردنا
‫داره زانوهام رو نابود می‌کنه.

586
00:32:20,104 --> 00:32:22,023
‫بهرحال من رای مثبت میدم.

587
00:32:22,106 --> 00:32:25,985
‫چطور افراد مسن می‌تونن اینطوری زندگی کنن؟

588
00:32:26,069 --> 00:32:28,237
‫- خدای من...
‫- یه لحظه.

589
00:32:28,321 --> 00:32:30,865
‫مامان، بیا یه لحظه استراحت کنیم.

590
00:32:30,949 --> 00:32:32,575
‫خدایا، زانوهام...

591
00:32:36,579 --> 00:32:39,123
‫الان مشکل ما پول نیست.

592
00:32:41,751 --> 00:32:43,044
‫مراقب باشید.

593
00:32:43,127 --> 00:32:45,421
‫شنیدید که قراره شارژ صندوق ذخیره رو دو برابر کنن؟

594
00:32:45,505 --> 00:32:46,839
‫آره.

595
00:32:47,465 --> 00:32:49,175
‫دو برابر شدنش برام سخت میشه.

596
00:32:50,343 --> 00:32:52,637
‫ما فقط اینجا مستاجریم.

597
00:32:52,720 --> 00:32:54,806
‫حتی اگه پول رو بدیم و آسانسورها رو عوض کنن،

598
00:32:54,889 --> 00:32:57,558
‫می‌تونیم موقع رفتن از اینجا،
‫تمام پول‌مون رو پس بگیریم.

599
00:32:58,226 --> 00:32:59,978
‫ما چیزی ازدست نمیدیم.

600
00:33:01,312 --> 00:33:02,188
‫خوشحالی؟

601
00:33:02,271 --> 00:33:04,107
‫الان خوشحالی که اجاره‌نشین هستیم؟

602
00:33:04,607 --> 00:33:05,984
‫آره، خوشحالم.

603
00:33:08,987 --> 00:33:11,072
‫چرا آسانسورها درست بعد اینکه

604
00:33:11,155 --> 00:33:12,949
‫رئیس پارک انتخاب شد، خراب شدن؟

605
00:33:13,032 --> 00:33:14,617
‫لعنت به اون آسانسورها.

606
00:33:16,077 --> 00:33:18,204
‫اگه اوضاع به همین منوال پیش بره،
‫دیگه کسی حرفش رو جدی نمی‌گیره.

607
00:33:18,871 --> 00:33:19,914
‫ساعت چنده؟

608
00:33:21,457 --> 00:33:23,418
‫خدایا. زمان رای‌گیری تموم شد؟

609
00:33:40,727 --> 00:33:41,853
‫ساعت چنده؟

610
00:33:42,854 --> 00:33:44,689
‫ساعت 6:30 هست.

611
00:33:45,189 --> 00:33:46,274
‫رای‌گیری ساعت شش بسته شد.

612
00:33:46,357 --> 00:33:48,359
‫نتایج باید فورا مشخص میشد.

613
00:33:48,860 --> 00:33:50,403
‫چرا هنوز نتایج رو اعلام نکردن؟

614
00:33:55,199 --> 00:33:57,827
‫خودم به دفتر میرم و بررسی می‌کنم.

615
00:33:59,412 --> 00:34:01,414
‫از دفتر مدیریت هستم.

616
00:34:01,497 --> 00:34:03,124
‫حالا نتیجه‌ی رای‌گیری

617
00:34:03,207 --> 00:34:07,420
‫درباره‌ی افزایش شارژ صندوق ذخیره‌ی
‫تعمیرات بلندمدت رو اعلام می‌کنیم.

618
00:34:07,503 --> 00:34:11,132
‫از 7.237 خانوار که در رای‌گیری شرکت کردند،

619
00:34:11,215 --> 00:34:13,593
‫52.7 درصد موافق،

620
00:34:13,676 --> 00:34:16,637
‫- و 47.3 درصد مخالف بودند.
‫- موفق شدیم.

621
00:34:16,721 --> 00:34:19,432
‫با درخواست افزایش شارژ صندوق ذخیره موافقت شد.

622
00:34:32,153 --> 00:34:33,446
‫صندوق ذخیره دو برابر شد.

623
00:34:34,155 --> 00:34:35,948
‫وای!

624
00:34:36,032 --> 00:34:38,367
‫صندوق ذخیره دو برابر شد.

625
00:34:41,287 --> 00:34:43,790
‫افزایش سهم صندوق ذخیره‌ی تعمیرات بلندمدت،

626
00:34:43,873 --> 00:34:47,502
‫از همین ماه در شارژ ساختمان اعمال می‌شه.

627
00:34:47,585 --> 00:34:50,630
‫از شما خواهشمندیم از ما حمایت و همکاری کنید.

628
00:34:50,713 --> 00:34:52,965
‫- ممنونم.
‫- پارک هه‌کانگ بی‌نظیره.

629
00:34:53,674 --> 00:34:57,345
‫واقعا استعداد خوبی داره.

630
00:34:57,428 --> 00:35:00,098
‫واقعا تونست صندوق ذخیره رو دوبرابر کنه.

631
00:35:00,681 --> 00:35:01,891
‫بنظر میاد...

632
00:35:02,683 --> 00:35:04,435
‫یه جایگزین...

633
00:35:04,519 --> 00:35:07,980
‫خیلی بهتری پیدا کردم.

634
00:35:10,274 --> 00:35:12,193
‫ببخشید که درخواست ملاقات فوری دادم.

635
00:35:12,944 --> 00:35:15,404
‫همه‌ی شرکت‌های مدیریت
‫زیرمجموعه‌ی خودتونه، درسته؟

636
00:35:15,488 --> 00:35:18,741
‫اه، سعی داشتم اینو مخفی نگه دارم.

637
00:35:18,825 --> 00:35:19,784
‫فهمیدی؟

638
00:35:19,867 --> 00:35:21,994
‫با شرکت تعمیرات آسانسور تماس بگیرید.

639
00:35:22,620 --> 00:35:23,621
‫چرا؟

640
00:35:23,704 --> 00:35:25,206
‫باید تمام آسانسورها رو از کار بندازم.

641
00:35:25,289 --> 00:35:26,290
‫چرا؟

642
00:35:26,374 --> 00:35:27,875
‫من با رئیس سو فرق دارم.

643
00:35:27,959 --> 00:35:29,961
‫فقط نگه داشتن پول که جذابیتی نداره.

644
00:35:30,545 --> 00:35:31,838
‫بهت که گفتم،

645
00:35:31,921 --> 00:35:34,006
‫نگه داشتنش هم کار سختیه.

646
00:35:34,090 --> 00:35:35,466
‫من می‌خوام بیشترش کنم،

647
00:35:35,550 --> 00:35:37,135
‫نه اینکه فقط ازش محافظت کنم.

648
00:35:39,137 --> 00:35:40,346
‫پول منو میگی؟

649
00:35:50,022 --> 00:35:52,608
‫آقای پارک، طبق خواسته‌ی شما عمل کردم.

650
00:35:53,359 --> 00:35:54,819
‫ولی این کارت یه قمار بزرگ نیست؟

651
00:35:55,403 --> 00:35:57,196
‫اگه باشه، روی چی شرط می‌بندین؟

652
00:35:59,198 --> 00:36:00,116
‫من روی چیزی که...

653
00:36:00,199 --> 00:36:03,911
‫بهم مربوط نیست، شرط نمیبندم.

654
00:36:04,579 --> 00:36:05,580
‫قمار...

655
00:36:05,663 --> 00:36:08,416
‫برای آدمای درمونده هست.

656
00:36:11,169 --> 00:36:13,379
‫حتما خیلی مضطرب هستی.

657
00:36:16,132 --> 00:36:17,884
‫خیلی ترسوتر از اونی هستین که فکر می‌کردم.

658
00:36:19,594 --> 00:36:23,097
‫من بازی که ازش مطمئن نباشم رو شروع نمی‌کنم.

659
00:36:25,516 --> 00:36:26,684
‫چه پسر خفنی.

660
00:36:38,571 --> 00:36:41,616
‫چرا پارک هه‌کانگ هر بار دلم رو می‌لرزونه؟

661
00:36:42,325 --> 00:36:43,826
‫این بده.

662
00:36:44,493 --> 00:36:45,578
‫اه، درسته.

663
00:36:45,661 --> 00:36:47,413
‫باید کاری که خواست رو بکنم.

664
00:36:47,997 --> 00:36:49,582
‫قبلا با شرکت تماس گرفتم.

665
00:36:49,665 --> 00:36:52,335
‫دوباره آسانسورها رو راه می‌اندازن.

666
00:36:53,336 --> 00:36:54,253
‫ولی...

667
00:36:54,837 --> 00:36:58,174
‫اگه اونا رو تعویض نکنین،
‫ساکنین همینطور ساکت نمی‌شینن.

668
00:37:01,052 --> 00:37:03,721
‫پارک هه‌کانگ گفت بیست میلیارد نیاز داریم

669
00:37:03,804 --> 00:37:06,432
‫پس تا وقتی به این عدد برسه،
‫اونا صبر میکنن.

670
00:37:06,515 --> 00:37:08,142
‫و بعدش،

671
00:37:08,226 --> 00:37:10,770
‫می‌تونیم یه دلیل دیگه برای عقب انداختنش پیدا کنیم.

672
00:37:11,354 --> 00:37:12,897
‫آدما زود فراموش می‌کنن.

673
00:37:14,023 --> 00:37:14,857
‫درسته.

674
00:37:16,025 --> 00:37:18,277
‫- یه چیز دیگه هم هست.
‫- بگو.

675
00:37:18,361 --> 00:37:22,490
‫پارک هه‌کانگ برای ملاقات شخصی به اداره پلیس رفت.

676
00:37:23,241 --> 00:37:25,576
‫رئیس بخش تحقیقات، سون ده‌اون.

677
00:37:26,077 --> 00:37:28,996
‫اون بود که به قمارخونه پارک هه‌کانگ
‫در گانگنام حمله کرد.

678
00:37:30,414 --> 00:37:32,667
‫پس چرا باید یواشکی همو ببینن؟

679
00:37:32,750 --> 00:37:34,502
‫به نظر میاد رئیس سون،

680
00:37:34,585 --> 00:37:37,630
‫پارک یونگ‌مان، رئیس سابق
‫گروه اوسیس رو گروگان گرفته.

681
00:37:37,713 --> 00:37:40,299
‫اون بود که پارک هه‌کانگ رو وارد بازی کرد.

682
00:37:40,383 --> 00:37:43,135
‫پارک یونگ‌مان الان در بازداشتگاهه.

683
00:37:47,014 --> 00:37:49,976
‫پس برای همین پارک هه‌کانگ به پول نیاز داشت.

684
00:37:50,059 --> 00:37:51,602
‫تا رئیس‌ش رو بیرون بیاره.

685
00:37:52,103 --> 00:37:53,229
‫ولی قربان،

686
00:37:53,813 --> 00:37:57,400
‫رئیس سون با کمیسر ارتباط داره.

687
00:37:58,818 --> 00:37:59,777
‫کمیسر؟

688
00:37:59,860 --> 00:38:03,447
‫همون کمیسری که دربه‌در
‫به دنبال پیوستن به باشگاه ماست؟

689
00:38:04,240 --> 00:38:05,449
‫بله، درسته.

690
00:38:09,036 --> 00:38:11,414
‫اوضاع داره جالب میشه.

691
00:38:12,623 --> 00:38:13,499
‫آقای کیم.

692
00:38:14,834 --> 00:38:19,171
‫الان قراره صندوق ذخیره‌مون دو برابر بشه.

693
00:38:20,339 --> 00:38:23,092
‫پس یه موضوع دیگه هست که
‫باید بهش رسیدگی بشه.

694
00:38:23,759 --> 00:38:26,804
‫پنج دقیقه دیگه راه می‌افتیم.

695
00:38:37,982 --> 00:38:40,818
‫رئیس پارک چه فکری توی سرشه؟

696
00:38:42,111 --> 00:38:43,321
‫ممکنه اون...

697
00:38:45,865 --> 00:38:48,909
‫مطلع باشه که توی
‫صندوق ذخیره هیچ پولی نیست؟

698
00:38:50,328 --> 00:38:52,413
‫نه. از روی کاغذها نمی‌تونه بفهمه.

699
00:39:02,798 --> 00:39:03,924
‫ای بابا.

700
00:39:05,134 --> 00:39:07,219
‫این وقت شب هم کار می‌کنین.

701
00:39:11,599 --> 00:39:13,559
‫هاجونگ، میشه چند لحظه
‫باهاتون صحبت کنم؟

702
00:39:14,894 --> 00:39:16,479
‫آقای چوی، لطفا بشینید.

703
00:39:16,562 --> 00:39:18,230
‫ما یه خانواده‌ایم.

704
00:39:18,314 --> 00:39:19,607
‫زودباش. بشین.

705
00:39:26,530 --> 00:39:28,991
‫موضوع چیه؟

706
00:39:29,075 --> 00:39:31,202
‫داریم روی مشکل آسانسورها...

707
00:39:31,285 --> 00:39:32,912
‫قضیه این نیست.

708
00:39:34,288 --> 00:39:35,790
‫قربان...

709
00:39:36,874 --> 00:39:37,958
‫پس موضوع چیه؟

710
00:39:39,126 --> 00:39:41,170
‫اومدم که یه چیزی رو...

711
00:39:42,338 --> 00:39:43,714
‫به شماها رک و راست بگم.

712
00:39:45,299 --> 00:39:48,052
‫من واقعا از دفتر حسابی که مرتب کردی خوشم اومده،

713
00:39:48,135 --> 00:39:49,762
‫خانم کانگ.

714
00:39:50,429 --> 00:39:53,265
‫حتی منم متوجه کم و کاستی نمیشم.

715
00:39:58,479 --> 00:39:59,563
‫اون منم...

716
00:40:00,523 --> 00:40:02,108
‫کسی که پول صندوق ذخیره رو بالا میکشه.

717
00:40:11,117 --> 00:40:13,911
‫با این واکنش‌تون منو خجالت‌زده کردید.

718
00:40:14,495 --> 00:40:15,955
‫نیومدم که شما رو بترسونم.

719
00:40:16,038 --> 00:40:18,207
‫متاسفم اگه شوکه‌تون کردم.

720
00:40:19,458 --> 00:40:20,835
‫موضوع اینکه،

721
00:40:21,836 --> 00:40:24,713
‫خانم کانگ، از کارتون خیلی راضی هستم.

722
00:40:25,840 --> 00:40:28,008
‫ولی شنیدم قصد خروج داشتین.

723
00:40:31,095 --> 00:40:34,640
‫چیزی باعث ناراحتی‌تون شده؟

724
00:40:38,436 --> 00:40:39,770
‫حقوق‌تون کمه؟

725
00:40:40,646 --> 00:40:42,481
‫نه، موضوع این نیست.

726
00:40:42,565 --> 00:40:43,649
‫یا اینکه...

727
00:40:43,732 --> 00:40:46,986
‫چطوره به تیم مالی شرکت ساختمانی ته‌سان ملحق بشین؟

728
00:40:47,736 --> 00:40:49,613
‫محل کارش خیلی بهتر از اینجاست

729
00:40:49,697 --> 00:40:52,324
‫و می‌تونی با افتخار به خانواده‌ت بگی
‫که توی یه شرکت بزرگ کار می‌کنی.

730
00:40:53,242 --> 00:40:54,118
‫نظرت چیه؟

731
00:40:56,787 --> 00:40:57,830
‫خانم کانگ.

732
00:40:58,539 --> 00:41:01,834
‫الان دارم بهتون یه کار پیشنهاد میدم.

733
00:41:01,917 --> 00:41:05,504
‫بهتون حقوق دو برابر الانتون رو میدم.

734
00:41:05,588 --> 00:41:06,630
‫چرا جواب نمیدین؟

735
00:41:07,339 --> 00:41:08,924
‫ازتون سوال پرسید.

736
00:41:18,809 --> 00:41:20,686
‫[متاسفم، هاجونگ]

737
00:41:20,769 --> 00:41:24,523
‫پس باید نقاشیِ خانواده‌ت رو بکشی؟

738
00:41:25,024 --> 00:41:25,900
‫آره.

739
00:41:27,234 --> 00:41:28,527
‫بذار ببینم...

740
00:41:31,864 --> 00:41:33,532
‫چرا کل روز داری آه می‌کشی؟

741
00:41:33,616 --> 00:41:35,868
‫تو یه خانم جوان هستی که
‫کلی زندگی و آینده پیش‌روته.

742
00:41:37,286 --> 00:41:40,789
‫اون آینده‌ای که قرار بود داشته باشیم،
‫الان تبدیل به یه کلاف درهم شده.

743
00:41:42,166 --> 00:41:44,168
‫تو که گفتی حرفه‌ای هستی.

744
00:41:44,835 --> 00:41:47,630
‫باید بچسبی که نقش خودت و به بچه‌ت کمک کنی
‫تکالیفش رو انجام بده.

745
00:41:47,713 --> 00:41:50,174
‫بعضی‌وقتا، مامان‌ها هم افسرده میشن.

746
00:41:50,257 --> 00:41:52,134
‫ازدست تو و اون زبونِ تیزت...

747
00:41:54,887 --> 00:41:56,555
‫تادا. این باباست، پارک هه‌کانگ.

748
00:41:56,639 --> 00:41:58,057
‫خیلی شبیه اون شده، نه؟

749
00:41:58,140 --> 00:42:00,768
‫پارک هه‌کانگ یکم خوشتیپ‌تر از اینا نیست؟

750
00:42:03,771 --> 00:42:06,690
‫حتی وقتی افسرده‌ای هم
‫باید حتما بهش تذکر بدی؟

751
00:42:07,733 --> 00:42:10,694
‫می‌دونی که برای بچه‌های هفت‌ساله،
‫درست بودنِ چیزها خیلی مهمه.

752
00:42:11,403 --> 00:42:12,404
‫خدای من.

753
00:42:15,407 --> 00:42:16,325
‫می‌دونی،

754
00:42:16,992 --> 00:42:19,036
‫از آدم‌هایی که توی کاری خوب نیستن، خوشم نمیاد.

755
00:42:19,119 --> 00:42:21,705
‫بهتره تکلیف مدرسه‌ت رو براساس حقایق جلو ببریم.

756
00:42:21,789 --> 00:42:22,998
‫باشه.

757
00:42:25,084 --> 00:42:26,710
‫چه رنگی استفاده کنیم؟

758
00:42:30,381 --> 00:42:32,925
‫نمی‌خوای بری خونه؟
‫ساعت از شش گذشته.

759
00:42:34,843 --> 00:42:36,303
‫امروز اضافه‌کاری می‌کنم.

760
00:42:36,387 --> 00:42:37,221
‫اضافه‌کاری؟

761
00:42:37,846 --> 00:42:39,390
‫آقای پارک مجبورت کرده اضافه‌کاری کنی؟

762
00:42:39,473 --> 00:42:42,560
‫خدا بگم چیکارش کنه.
‫به اداره کار گزارشش رو بده.

763
00:42:42,643 --> 00:42:45,062
‫نه، این اضافه‌کاری داوطلبانه‌س.

764
00:42:45,854 --> 00:42:47,731
‫تو که اصلا از کارت راضی نیستی.

765
00:42:47,815 --> 00:42:50,025
‫منظورت از «اضافه‌کاری دواطلبانه» چیه؟

766
00:42:52,444 --> 00:42:55,197
‫اگه می‌خوای همینطور آه بکشی،
‫بهتره بری خونه‌ی خودتون.

767
00:42:55,281 --> 00:42:58,158
‫یا حداقل به منم بگو چی شده.

768
00:42:59,118 --> 00:43:00,786
‫یه چیزی ذهنم رو درگیر کرده.

769
00:43:02,454 --> 00:43:04,456
‫عمو گنده‌بک...

770
00:43:23,100 --> 00:43:25,769
‫دارم به این فکر می‌کنم
‫برم جایی که حقوقش بیشتر باشه.

771
00:43:26,520 --> 00:43:27,396
‫تو...

772
00:43:29,773 --> 00:43:31,108
‫دوباره باید درس بخونی.

773
00:43:32,776 --> 00:43:34,653
‫بقیه کارها رو تموم کن

774
00:43:34,737 --> 00:43:36,447
‫و تمرکزت رو روی درس‌هات بذار.

775
00:43:36,530 --> 00:43:38,157
‫هر کاری لازم بشه برای
‫حمایت ازت انجام میدم.

776
00:43:38,240 --> 00:43:39,617
‫هاجونگ،

777
00:43:39,700 --> 00:43:41,994
‫فقط برو و زندگی خودت رو بکن.

778
00:43:42,077 --> 00:43:43,912
‫اینقدر نگران زندگی من نباش.

779
00:43:43,996 --> 00:43:46,040
‫چطور می‌تونی چنین حرفی بهم بزنی؟

780
00:43:46,123 --> 00:43:47,124
‫می‌تونم.

781
00:43:47,791 --> 00:43:49,418
‫باید بزنم.

782
00:43:49,501 --> 00:43:52,630
‫لطفا اینقدر زندگی خودت رو خراب نکن
‫تا منو حمایت کنی.

783
00:43:53,172 --> 00:43:54,256
‫کافیه.

784
00:43:55,007 --> 00:43:56,216
‫برگرد سر درس و مشقت.

785
00:43:56,300 --> 00:43:58,302
‫دوباره باید آزمون وکالت بدی.

786
00:43:58,385 --> 00:44:00,137
‫خودم اینو حل می‌کنم.

787
00:44:00,220 --> 00:44:01,055
‫هاری!

788
00:44:03,766 --> 00:44:05,976
‫خیلی متاسفم که بهت دروغ گفتم،

789
00:44:07,436 --> 00:44:08,896
‫ولی از این کارم استعفا نمیدم.

790
00:44:09,438 --> 00:44:10,439
‫چی؟

791
00:44:11,315 --> 00:44:12,274
‫آبجی.

792
00:44:16,028 --> 00:44:17,655
‫من نتونستم وکیل بشم.

793
00:44:24,161 --> 00:44:26,372
‫وقتشه تو هم اینو بپذیری.

794
00:44:29,041 --> 00:44:30,250
‫یکی بهم گفت

795
00:44:31,585 --> 00:44:34,380
‫آدم بعضی چیزا رو بعد از شکست می‌بینه.

796
00:44:36,465 --> 00:44:37,549
‫و من بعد شکستم...

797
00:44:38,926 --> 00:44:41,136
‫تورو دیدم.

798
00:44:41,220 --> 00:44:43,806
‫دیدم که زندگی‌ت به خاطر من گیر افتاده.

799
00:44:49,728 --> 00:44:51,647
‫- هاری، من...
‫- خیلی ازت ممنونم.

800
00:44:52,564 --> 00:44:54,733
‫واقعا قدردانتم که جوونیت رو

801
00:44:55,484 --> 00:44:57,069
‫بخاطر من از بین بُردی.

802
00:44:59,363 --> 00:45:01,615
‫و خیلی بابتش متاسفم.

803
00:45:07,496 --> 00:45:09,289
‫دوباره از اول شروع می‌کنم.

804
00:45:11,458 --> 00:45:13,377
‫خودم به رویام می‌رسم.

805
00:45:37,067 --> 00:45:38,694
‫من اصلا چرا اینجام؟!

806
00:45:41,655 --> 00:45:43,240
‫چرا باز داری گریه می‌کنی؟

807
00:45:48,704 --> 00:45:51,749
‫امروز طلبکارها حسابی بهم فشار آوردن.

808
00:45:56,128 --> 00:45:58,922
‫نگران من نباش و برو خونه.

809
00:46:23,906 --> 00:46:25,699
‫لطفا بذار امشب رو اینجا بمونم.

810
00:46:35,042 --> 00:46:36,835
‫رئیس، شما چرا...

811
00:46:39,046 --> 00:46:40,964
‫خانم کانگ، چرا شما...

812
00:46:41,048 --> 00:46:42,925
‫چی؟

813
00:46:46,470 --> 00:46:47,805
‫همه بیدار بشین.

814
00:46:48,305 --> 00:46:49,848
‫بیاین بیرون.

815
00:46:49,932 --> 00:46:51,141
‫- چیه؟
‫- چی شده؟

816
00:46:51,225 --> 00:46:52,392
‫همه بیاین بیرون!

817
00:46:52,476 --> 00:46:53,519
‫چیه؟

818
00:46:53,602 --> 00:46:56,230
‫- چت شده؟
‫- شما دوتا...

819
00:46:57,064 --> 00:46:58,106
‫- چیه؟
‫- شما دوتا...

820
00:46:58,190 --> 00:46:59,608
‫چته خب؟

821
00:47:00,692 --> 00:47:02,277
‫تظاهر می‌کنم چیزی ندیدم.

822
00:47:02,361 --> 00:47:04,321
‫- نه، از این خبرا نیست.
‫- سوءتفاهم شده.

823
00:47:04,404 --> 00:47:05,781
‫چه خبر شده؟

824
00:47:05,864 --> 00:47:07,407
‫چیه؟

825
00:47:07,491 --> 00:47:10,410
‫خانم کانگ الان از اون اتاق بیرون اومد.

826
00:47:12,412 --> 00:47:14,373
‫خب، چه اشکالی داره؟
‫یه امشب رو اینجا مونده.

827
00:47:14,456 --> 00:47:16,875
‫دیشب اضافه‌کاری کرده و خسته بوده.

828
00:47:16,959 --> 00:47:18,710
‫- چی دارین میگین؟
‫- چی دارین میگین؟

829
00:47:18,794 --> 00:47:21,797
‫رئیس، راستش رو بهمون بگو.

830
00:47:21,880 --> 00:47:23,048
‫تو واقعا...

831
00:47:23,131 --> 00:47:24,883
‫نه، انگار فقط ما اینجا اضافی بودیم.

832
00:47:24,967 --> 00:47:27,094
‫خب، بهمون می‌گفتین که واقعا ازهم خوشتون اومده.

833
00:47:27,177 --> 00:47:29,346
‫- بس کنین بابا.
‫- ای ابله...

834
00:47:29,429 --> 00:47:32,015
‫از یه خانواده موقتی داریم تبدیل به خانواده واقعی میشم.

835
00:47:33,016 --> 00:47:34,226
‫عاشق هم شدید.

836
00:47:34,309 --> 00:47:35,894
‫- عشق کیلو چنده!
‫- عشق کیلو چنده!

837
00:47:36,854 --> 00:47:38,605
‫بیاین تنهاشون بذاریم.

838
00:47:38,689 --> 00:47:40,524
‫- خیلی‌خب.
‫- زودباشین. بریم.

839
00:47:42,943 --> 00:47:43,777
‫اصلا هیچی نمی‌دونستم.

840
00:47:46,530 --> 00:47:47,573
‫چی؟

841
00:47:48,240 --> 00:47:49,825
‫- چرا...
‫- پس خداحافظ.

842
00:47:49,908 --> 00:47:51,451
‫شماها چتونه؟

843
00:47:51,535 --> 00:47:52,786
‫بعدا برمی‌گردیم.

844
00:47:55,289 --> 00:47:57,124
‫دکمه آسانسور رو بزن.

845
00:47:58,458 --> 00:47:59,459
‫بیا اینجا.

846
00:48:03,672 --> 00:48:04,506
‫خدایا.

847
00:48:23,233 --> 00:48:26,069
‫آقایون، یکم تنقلات آوردم.

848
00:48:26,153 --> 00:48:27,738
‫جمع بشین.

849
00:48:27,821 --> 00:48:29,656
‫باید خوشمزه باشه.

850
00:48:30,949 --> 00:48:32,200
‫درست به موقع اومدید.
‫گرسنه بودم.

851
00:48:32,284 --> 00:48:33,744
‫زودباشین.

852
00:48:37,664 --> 00:48:38,665
‫بسیارخب.

853
00:48:44,129 --> 00:48:46,924
‫اینا رو از یه رستوران خریدم که توی شبکه‌های اجتماعی
‫حسابی سر زبون‌ها افتاده.

854
00:48:47,507 --> 00:48:48,634
‫دو ساعت توی صف بودم.

855
00:48:52,179 --> 00:48:53,388
‫ارزشش رو داشت.

856
00:48:54,348 --> 00:48:55,849
‫اگه چیزی اضافه موند،
‫بذارید بسته‌بندیش کنم

857
00:48:55,933 --> 00:48:57,434
‫تا برای همسرم ببرم.

858
00:48:59,811 --> 00:49:01,772
‫آدم وقتی پیر میشه، باید با همسرش مهربون بشه.

859
00:49:01,855 --> 00:49:03,357
‫اون نقشه‌ی بازنشستگیته.

860
00:49:04,358 --> 00:49:06,109
‫حتما امروز توی مود خوبی بودی.

861
00:49:07,361 --> 00:49:08,487
‫همینطوره.

862
00:49:08,570 --> 00:49:10,781
‫ولی بخاطر شماها نیست.

863
00:49:11,531 --> 00:49:12,991
‫موقع خوردن گوش بدید لطفا.

864
00:49:13,533 --> 00:49:15,410
‫بعد از یه انتظار طولانی‌مدت،

865
00:49:16,411 --> 00:49:18,497
‫پروژه شهرک جدید اومان دوباره روی ریل افتاد.

866
00:49:18,580 --> 00:49:19,831
‫به امید موفقیتش.

867
00:49:25,671 --> 00:49:27,089
‫طبق قولم،

868
00:49:27,172 --> 00:49:30,634
‫دیگه از این به بعد جیبتون پر از پول می‌شه.

869
00:49:30,717 --> 00:49:32,636
‫پس با کی باید مهربون باشین؟

870
00:49:32,719 --> 00:49:34,221
‫آینده‌ی دوران بازنشستگیت

871
00:49:34,304 --> 00:49:37,182
‫با زنی که هر لحظه فقط بهت غر می‌زنه،
‫تضمین نمی‌شه.

872
00:49:38,183 --> 00:49:40,060
‫با پول تضمین میشه.

873
00:49:41,353 --> 00:49:43,855
‫از الان این منم که آینده‌تون رو تضمین می‌کنم،

874
00:49:44,439 --> 00:49:45,941
‫پس بهتره باهام مهربون باشین.

875
00:49:46,024 --> 00:49:46,942
‫اینطور فکر نمی‌کنین؟

876
00:49:47,442 --> 00:49:50,487
‫آره. تو از پسر خودمم بهتری.

877
00:49:52,406 --> 00:49:53,865
‫کارت عالی بود.

878
00:49:53,949 --> 00:49:56,368
‫خوبه که ساخت‌وساز دوباره راه افتاده، نه؟

879
00:49:56,451 --> 00:49:59,413
‫بله. خیلی خوبه.

880
00:50:02,499 --> 00:50:04,376
‫این‌که همه‌چیز رو حاضر و آماده بهت بدن.

881
00:50:09,381 --> 00:50:11,466
‫خیلی خوش‌شانس هستین که بدون هیچ زحمتی

882
00:50:12,050 --> 00:50:13,301
‫همه‌ی این‌ها نصیب‌تون شده.

883
00:50:14,344 --> 00:50:16,388
‫- زودباش.
‫- همگی بخورین.

884
00:50:17,973 --> 00:50:18,932
‫قربان.

885
00:50:19,766 --> 00:50:21,935
‫کمیسر کاک جوگان اومدن.

886
00:50:31,194 --> 00:50:32,612
‫چی شده؟

887
00:50:33,613 --> 00:50:37,617
‫این ریشه‌های ارزشمند جینسینگ رو
‫مخصوص شما تهیه کردم،

888
00:50:38,452 --> 00:50:40,620
‫امیدوارم جون و رمقتون رو برگردونه.

889
00:50:46,918 --> 00:50:48,837
‫جینسینگ به من نمی‌سازه.

890
00:50:48,920 --> 00:50:50,338
‫بدنم داغ می‌کنه.

891
00:50:51,089 --> 00:50:52,090
‫می‌تونی ببری‌شون.

892
00:50:52,883 --> 00:50:53,925
‫چی؟

893
00:50:55,260 --> 00:50:56,386
‫راستی،

894
00:50:57,054 --> 00:51:00,015
‫اون ده میلیارد به کجا رسید؟

895
00:51:01,224 --> 00:51:02,768
‫بله، خب...

896
00:51:03,268 --> 00:51:05,187
‫افرادم دارن آماده‌ش می‌کنن.

897
00:51:05,270 --> 00:51:07,647
‫افرادت؟ خودت نه؟

898
00:51:07,731 --> 00:51:09,357
‫خب،

899
00:51:09,441 --> 00:51:11,151
‫یه سری از دوستان دارن بهم کمک می‌کنن.

900
00:51:12,277 --> 00:51:13,695
‫پس داری ازشون اخاذی می‌کنی.

901
00:51:14,446 --> 00:51:17,199
‫اه، خدای من.

902
00:51:18,325 --> 00:51:20,035
‫اخاذی؟

903
00:51:20,118 --> 00:51:21,328
‫فقط دارن بهم کمک می‌کنن.

904
00:51:22,120 --> 00:51:25,749
‫در طول سال‌ها پلیس بودم،
‫روابط خوبی ساختم.

905
00:51:25,832 --> 00:51:28,251
‫اونوقت کدوم یکی از این روابطت

906
00:51:28,335 --> 00:51:30,670
‫داره برات ده میلیارد جور می‎کنه؟

907
00:51:33,799 --> 00:51:35,550
‫یکی که قبلا قمارخونه اداره می‌کرد.

908
00:51:35,634 --> 00:51:38,470
‫وقتی پای پول درآوردن وسط باشه،
‫کسی به گرد پاش نمی‌رسه.

909
00:51:40,639 --> 00:51:42,099
‫کسی که قمارخونه اداره می‎کنه؟

910
00:51:42,182 --> 00:51:43,266
‫بله.

911
00:51:48,563 --> 00:51:50,440
‫اسمش پارک هه‌کانگه.

912
00:51:51,149 --> 00:51:52,901
‫- پارک هو‌کوانگ
‫- نه.

913
00:51:53,527 --> 00:51:55,445
‫هه‌کانگ.

914
00:51:56,363 --> 00:51:58,198
‫- پارک هه‌کانگ؟
‫- بله.

915
00:51:59,116 --> 00:52:02,119
‫چطور چنین شخص مهمی رو می‌شناسی؟

916
00:52:03,954 --> 00:52:06,915
‫میشه بعدا به منم معرفی‌شون بکنی؟

917
00:52:08,416 --> 00:52:10,377
‫بله، حتما.

918
00:52:11,294 --> 00:52:13,338
‫اینم می‌ذارم برای شما.

919
00:52:37,070 --> 00:52:38,113
‫رئیس پارک.

920
00:52:38,196 --> 00:52:41,116
‫افزایش صد درصدی شارژ صندوق ذخیره...

921
00:52:41,700 --> 00:52:44,119
‫واقعا از دستاوردت تحت‌تاثیر قرار گرفتم.

922
00:52:44,202 --> 00:52:47,247
‫میشه بغلت کنم؟

923
00:52:54,546 --> 00:52:57,883
‫این روزها همه‌جوره داری منو خوشحال می‌کنی.

924
00:52:58,842 --> 00:53:00,093
‫خیلی هیجان‌زده شدم.

925
00:53:06,308 --> 00:53:08,018
‫اولین بارته اومدی پنت‌هاوس؟

926
00:53:08,101 --> 00:53:09,477
‫چیز خاصی نداره.

927
00:53:09,561 --> 00:53:10,645
‫سقفش بلنده،

928
00:53:10,729 --> 00:53:13,648
‫ولی جز این، هیچ فرق دیگه‌ای
‫با سایر خونه‌ها نداره.

929
00:53:14,566 --> 00:53:16,568
‫حالا بهتون ثابت شد که من

930
00:53:17,569 --> 00:53:18,653
‫از رئیس سو بهترم؟

931
00:53:20,906 --> 00:53:22,407
‫البته.

932
00:53:22,991 --> 00:53:24,492
‫حالا که به گذشته فکر می‌کنم،

933
00:53:24,576 --> 00:53:27,412
‫می‌بینم رئیس سو واقعا بدردنخور بود.

934
00:53:28,413 --> 00:53:29,414
‫خیلی بی‌عرضه بود.

935
00:53:30,248 --> 00:53:33,335
‫از آدمای بی‌عرضه بیش از هرچیزی بدم میاد.

936
00:53:34,085 --> 00:53:36,338
‫پس حالا اجازه میدی که

937
00:53:36,922 --> 00:53:38,131
‫خزانه‌دارتون بشم؟

938
00:53:39,299 --> 00:53:42,844
‫تو آدم عالی برای چنین سمتی هستی.

939
00:53:47,474 --> 00:53:48,767
‫روت حساب می‌کنم.

940
00:53:49,267 --> 00:53:52,395
‫به نظرم تیم عالی تشکیل میدیم.

941
00:53:52,479 --> 00:53:53,480
‫موافق نیستی؟

942
00:54:04,032 --> 00:54:06,576
‫راستش از این‌که به زحمتت انداختم،
‫واقعا احساس بدی دارم.

943
00:54:06,660 --> 00:54:10,247
‫تازه اومدی و هنوز فرصت نکردی
‫به کار عادت کنی،

944
00:54:10,997 --> 00:54:13,541
‫اما یه خواهش فوری ازت دارم.

945
00:54:14,334 --> 00:54:15,210
‫حتما.

946
00:54:15,710 --> 00:54:16,962
‫کار سختی نیست.

947
00:54:17,629 --> 00:54:19,881
‫فقط یکم پول از آقای کیم بگیر

948
00:54:19,965 --> 00:54:22,968
‫و به یک مجتمع مسکونی در گونام تحویل بده.

949
00:54:23,802 --> 00:54:27,639
‫راستش یه مجتمع دیگه‌س که
‫دارم ازش پول بالا می‌کشم.

950
00:54:28,765 --> 00:54:31,726
‫الان دارم پولی که بالا کشیدم رو برمی‌گردونم.

951
00:54:32,727 --> 00:54:36,106
‫به‌زودی حسابرسی داریم،
‫بعد از اون دوباره پسش می‌گیرم.

952
00:54:37,649 --> 00:54:38,733
‫متوجه شدم.

953
00:54:39,901 --> 00:54:43,655
‫راستش رئیس سو قبلا اینکارا رو انجام می‌داد.

954
00:54:43,738 --> 00:54:46,324
‫پس گمونم یه کار آموزشی برات باشه.

955
00:54:47,367 --> 00:54:48,618
‫روت حساب میکنم.

956
00:55:11,057 --> 00:55:13,059
‫- هی، گیونگ‌نام.
‫- رئیس.

957
00:55:13,143 --> 00:55:15,103
‫ما مخفیگاه رئیس سو رو پیدا کردیم

958
00:55:15,186 --> 00:55:17,522
‫و آخرین سیگنال موبایلش از ته‌گووون بود.

959
00:55:18,940 --> 00:55:20,525
‫- ته‌گووون؟
‫- بله.

960
00:55:21,109 --> 00:55:23,445
‫جه‌گیل دوربین‌های امنیتی اونجا رو هک کرد

961
00:55:24,070 --> 00:55:26,740
‫ولی اصلا ندید که از اونجا خارج شده باشه.

962
00:55:27,657 --> 00:55:29,659
‫به نظر می‌رسه رئیس سو دیگه از دور خارج شده.

963
00:55:30,535 --> 00:55:31,536
‫و...

964
00:55:31,619 --> 00:55:34,205
‫کل خانواده‌ش هم ناپدید شدن.

965
00:55:35,040 --> 00:55:36,291
‫- ناپدید شدن؟
‫- بله.

966
00:55:36,374 --> 00:55:39,794
‫وسایل‌شون سرجاشه ولی خود خانواده نیست.

967
00:55:39,878 --> 00:55:42,380
‫انگار که یه نفر اونا رو
‫از هستی پاک کرده.

968
00:55:43,214 --> 00:55:44,090
‫رئیس،

969
00:55:45,008 --> 00:55:46,593
‫خزانه‌دار لی چانگ‌وون شدن...

970
00:55:47,802 --> 00:55:49,054
‫کار خطرناکیه.

971
00:55:51,306 --> 00:55:54,184
‫از الان دیگه دنبال رئیس سو نباش.

972
00:55:54,267 --> 00:55:55,602
‫بسیارخب.

973
00:56:00,899 --> 00:56:02,317
‫ته‌گووون...

974
00:56:42,941 --> 00:56:44,401
‫[کیم هونگ‌هیون]

975
00:56:45,902 --> 00:56:47,070
‫[لی جه‌گو]

976
00:57:02,168 --> 00:57:04,587
‫[سو گانگ‌وون]

977
00:57:18,476 --> 00:57:21,062
‫برای درخت‌ها اسم گذاشتین.
‫قضیه چیه؟

978
00:57:23,398 --> 00:57:25,900
‫اونا اسم کسانیه که برای ته‌گووون فداکاری کردن.

979
00:57:26,568 --> 00:57:29,737
‫پس یجور درخت یادبود هستن.

980
00:57:34,409 --> 00:57:35,243
‫این ده میلیارده.

981
00:58:06,441 --> 00:58:07,692
‫من نمی‌تونم آزادش کنم.

982
00:58:07,775 --> 00:58:09,777
‫ولی اجازه میدم بیرون درمان بشه.

983
00:58:10,278 --> 00:58:11,112
‫بقیه چیزا،

984
00:58:11,196 --> 00:58:13,239
‫بعد اینکه پول رو آوردی، بحث می‌کنیم.

985
00:58:20,079 --> 00:58:21,664
‫[آقای سون، رئیس‌پلیس سئول]

986
00:58:23,750 --> 00:58:24,709
‫بله؟

987
00:58:24,792 --> 00:58:26,794
‫هی، آقای پارک.

988
00:58:26,878 --> 00:58:30,131
‫می‌دونستی پارک یونگ‌مان بیماری لاعلاج داشت؟

989
00:58:40,934 --> 00:58:42,810
‫هی، نمی‌تونی یهویی ترمز کنی.

990
00:58:49,150 --> 00:58:50,401
‫چی گفتی؟

991
00:58:53,196 --> 00:58:54,239
‫نمی‌دونستی؟

992
00:58:54,322 --> 00:58:55,949
‫می‌گن سرطان لوزالمعده داره.

993
00:58:56,032 --> 00:58:57,617
‫سه ماه توی این دنیاست.

994
00:58:58,451 --> 00:58:59,619
‫پس...

995
00:58:59,702 --> 00:59:02,121
‫اگه نمی‌خوای اونجا بمیره،
‫بهتره دست بجنبونی.

996
00:59:02,205 --> 00:59:03,248
‫ده میلیارد رو جور کن.

997
00:59:06,501 --> 00:59:09,504
‫یعنی کمیسر به پارک هه‌کانگ حمله کرد

998
00:59:09,587 --> 00:59:11,589
‫تا ده میلیارد وون به من بده،

999
00:59:11,673 --> 00:59:14,926
‫و به همین خاطر پارک هه‌کانگ
‫می‌خواست ده میلیارد وون

1000
00:59:15,510 --> 00:59:17,971
‫از صندوق ذخیره‌ی تعمیرات مجتمع ما برداره؟

1001
00:59:18,846 --> 00:59:20,390
‫آقای کیم،

1002
00:59:21,057 --> 00:59:25,311
‫فکر کردم می‌تونم پارک هه‌کانگ
‫کاربلد رو مفت به دست بیارم.

1003
00:59:26,354 --> 00:59:28,898
‫به پارک هه‌کانگ اعتماد دارین؟

1004
00:59:30,441 --> 00:59:32,443
‫می‌خوام برای اولین و آخرین بار امتحانش کنم....

1005
00:59:34,988 --> 00:59:37,574
‫تا ببینم میشه بهش اعتماد کرد یا نه.

1006
00:59:51,796 --> 00:59:54,882
‫دارم ده میلیارد رو برات میارم،
‫پس آزادش کن.

1007
00:59:54,966 --> 00:59:56,134
‫همین الان میام!

1008
01:00:05,143 --> 01:00:07,854
‫»» ترجمه از سیروس فخری ««

1009
01:00:31,961 --> 01:00:35,089
‫هی، می‌دونستی یه عده دارن مفت و مجانی
‫از سونای مجتمع ما استفاده می‌کنن؟

1010
01:00:35,173 --> 01:00:36,758
‫- ما برای ورود از کارت استفاده می‌کنیم.
‫- باورنکردنیه.

1011
01:00:36,841 --> 01:00:37,842
‫باید اینو ببینید.

1012
01:00:37,925 --> 01:00:39,802
‫شکایت درباره‌ی استفاده‌ی غیرمجاز از امکانات مجتمع.

1013
01:00:39,886 --> 01:00:42,805
‫- سیستم تشخیص چهره می‌خوان.
‫- دیگه نمی‌تونم اینکارو بکنم.

1014
01:00:42,889 --> 01:00:44,182
‫از صندوق ذخیره استفاده کنم؟

1015
01:00:44,265 --> 01:00:45,475
‫- نه.
‫- نه.

1016
01:00:45,558 --> 01:00:47,935
‫باید این آدما رو پیدا کنیم
‫و بهشون هشدار بدیم.

1017
01:00:48,019 --> 01:00:49,270
‫واحد اجاره‌ای هست.

1018
01:00:49,354 --> 01:00:51,981
‫«واحدهای اجاره‌ای رو افشا کنید»؟!
‫چه حرف مسخره‌ای.

1019
01:00:52,065 --> 01:00:54,275
‫مشکل واحدهای اجاره‌ای هستن.

1020
01:00:54,984 --> 01:00:57,445
‫- تداخل داره.
‫- خانم کانگ، امروز می‌تونید اضافه‌کاری بمونید؟

1021
01:00:57,528 --> 01:00:58,905
‫چرا پارک هه‌کانگ؟

1022
01:00:58,988 --> 01:01:02,617
‫پارک هه‌کانگ می‌تونه تصویر بزرگ‌تر رو ببینه.

1023
01:01:02,700 --> 01:01:03,743
‫میشه یه کاری برام انجام بدی؟

1024
01:01:03,826 --> 01:01:05,828
‫وقتی تموم بشه،
‫بهت ده میلیارد میدم.

1025
01:01:05,912 --> 01:01:07,830
‫بهتره عجله کنی،

1026
01:01:07,914 --> 01:01:11,292
‫چون اون ده میلیاردی که دنبالش هستی
‫هم دوام زیادی نداره.

