﻿1
00:00:21,874 --> 00:00:26,708
« زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in»

2
00:00:43,291 --> 00:00:48,416
‫کوسه‌های سفید بزرگ در مناطق معتدل
‫و گرمسیریِ سراسر جهان یافت می‌شوند.

3
00:00:48,416 --> 00:00:50,041
‫آن‌ها آب‌های خنک‌تر را ترجیح می‌دهند

4
00:00:50,041 --> 00:00:53,916
‫و اغلب در نقاطی دیده می‌شوند که
‫شکارهایی نظیر کلونیِ فُک‌ها زیاد باشند.

5
00:00:53,916 --> 00:00:55,208
‫سلام بچه‌ها. دارین چی‌کار...

6
00:00:55,208 --> 00:00:56,916
‫- آخ! برای چی بود؟
‫- چی؟

7
00:00:56,916 --> 00:00:58,374
‫چرا زدی توی صورتم؟

8
00:00:58,416 --> 00:01:00,624
‫من یه گربه‌ام. گربه‌ها این کار رو می‌کنن.

9
00:01:00,666 --> 00:01:03,499
‫- آره، ولی چرا؟
‫- نمی‌دونم. یکی از کارهامه.

10
00:01:03,499 --> 00:01:04,749
‫- یکی از کارهاته؟
‫- آره.

11
00:01:04,749 --> 00:01:06,124
‫- صحیح.
‫- همین‌طوری یه کارهایی می‌کنم.

12
00:01:06,166 --> 00:01:07,166
‫من نمی‌کنم.

13
00:01:07,166 --> 00:01:09,583
‫هیچ کاری نمی‌کنم.
‫شعارم اینه: بخور، دستشویی کن، بمیر.

14
00:01:09,583 --> 00:01:11,249
‫- بخور؟ تو آشغال می‌خوری؟
‫- نه.

15
00:01:11,249 --> 00:01:14,041
‫«بخور» «ویرگول» «دستشویی کن» و «بمیر».

16
00:01:14,041 --> 00:01:16,166
‫- ولی آشغال هم می‌خوری.
‫- آره تا حالا خوردم.

17
00:01:16,874 --> 00:01:17,791
‫اینم خورده.

18
00:01:17,791 --> 00:01:20,583
‫- آره، در واقع لیس زدیم، مگه نه؟
‫- آره، یه تیکۀ گُنده بود! چسبید.

19
00:01:20,583 --> 00:01:21,999
‫- کم‌کم تموم شد. به‌به!
‫- آره.

20
00:01:21,999 --> 00:01:24,208
‫رفت توی شیکم عزیزم.

21
00:01:24,208 --> 00:01:25,708
‫- وای خدا.
‫- خدایا!

22
00:01:26,791 --> 00:01:28,416
‫داریم یه مستند دربارۀ کوسه‌ها می‌بینیم.

23
00:01:28,458 --> 00:01:30,208
‫لامصبا خیلی پوست‌کلفتن.

24
00:01:30,624 --> 00:01:33,208
‫می‌دونی خطرناک‌ترین حیوونِ روی زمین چیه، نه؟

25
00:01:33,208 --> 00:01:34,999
‫- تابلوئه. کوسه.
‫- نه.

26
00:01:35,041 --> 00:01:36,166
‫- چی؟
‫- نه.

27
00:01:36,166 --> 00:01:37,749
‫- چی می‌تونه حریفِ کوسه بشه؟
‫- خب...

28
00:01:37,749 --> 00:01:39,874
‫- نهنگ قاتل.
‫- نه، نه، گوش بدید.

29
00:01:39,874 --> 00:01:41,874
‫- آدم.
‫- کدوم آدم؟

30
00:01:41,874 --> 00:01:44,624
‫آره، کدوم آدمی که مثل احمق‌ها
‫توی دریا به این‌ور و اون‌ور شنا می‌کنه

31
00:01:44,624 --> 00:01:46,541
‫از یه نهنگ قاتل خطرناک‌تره؟

32
00:01:46,541 --> 00:01:49,249
‫- یا کوسه.
‫- منظورم یه آدم خاص نیست.

33
00:01:49,249 --> 00:01:51,333
‫منظورم این نیست. منظورم انسان‌هاست.

34
00:01:51,333 --> 00:01:53,791
‫- خیلی‌خب.
‫- از اون لحاظ می‌گم «آدم». بشریت!

35
00:01:53,791 --> 00:01:58,416
‫مردها و زن‌ها، البته بیشتر مردها،
‫خطرناک‌ترین حیوونن

36
00:01:58,416 --> 00:02:00,583
‫چون دارن سیاره رو نابود می‌کنن.

37
00:02:00,624 --> 00:02:03,916
‫- یعنی می‌خوان کل موجودات زنده رو بکُشن، حتی خودشون رو.
‫- پس لعنت بهشون. گور بابای آدما.

38
00:02:03,916 --> 00:02:05,708
‫- خیلی‌خب.
‫- کِی نابودش می‌کنن؟

39
00:02:05,708 --> 00:02:07,749
‫تاریخ دقیقش رو نمی‌دونم.

40
00:02:07,749 --> 00:02:09,708
‫حالا تا سال‌های سال این اتفاق نمی‌افته.
‫ما تا اون‌موقع مُردیم.

41
00:02:09,708 --> 00:02:10,333
‫عالیه.

42
00:02:10,333 --> 00:02:12,208
‫تا اون‌موقع، راستش خیلی جالبه،

43
00:02:12,208 --> 00:02:14,124
‫تا اون‌موقع کل دنیا رو ربات‌ها اداره می‌کنن.

44
00:02:14,124 --> 00:02:17,583
‫اصلاً هم جالب نیست. هیچ‌کدوم از حرف‌هات
‫جالب نیستن. اینو یادت باشه.

45
00:02:17,583 --> 00:02:20,458
‫برات جالب نیست بدونی
‫ربات‌ها وقتی کنترل رو می‌گیرن دستشون چی‌کار می‌کنن؟

46
00:02:20,458 --> 00:02:21,583
‫- نه!
‫- گور بابای ربات‌ها!

47
00:02:21,583 --> 00:02:25,249
‫- آره، مگه چی‌کار می‌تونن بکنن؟
‫- عه، حالا برات جالب شد! پس می‌خوای بدونی.

48
00:02:25,249 --> 00:02:27,708
‫این ربات‌های لعنتی چی‌کار می‌تونن بکنن؟
‫بگو تا برامون جالب شه.

49
00:02:27,708 --> 00:02:30,583
‫- آب‌وهوا رو کنترل می‌کنن.
‫- آخه کدوم پدرسگی می‌گه «جالبه»؟

50
00:02:30,583 --> 00:02:33,499
‫کدوم پدرسگی از کلمۀ «جالبه» استفاده می‌کنه؟

51
00:02:33,499 --> 00:02:35,916
‫- «راستش خیلی جالبه...»
‫- اونم جلوی ما می‌گه!

52
00:02:35,916 --> 00:02:37,624
‫گور بابای هر چی رباته.

53
00:02:37,624 --> 00:02:39,374
‫- اونم توی لونۀ ما؟
‫- شما هیچی نمی‌دونین.

54
00:02:39,374 --> 00:02:42,499
‫ما نمی‌خوایم چیزی بدونیم!
‫این‌طوری تا الان زنده موندیم.

55
00:02:42,541 --> 00:02:44,624
‫من عاشق زندگیِ جاهلانه‌ام.

56
00:02:44,624 --> 00:02:46,708
‫- کله‌پوک باش و مغرور.
‫- آره.

57
00:02:46,708 --> 00:02:49,166
‫حرف زدن با شما همیشه
‫آگاه‌کننده و آموزنده‌ست.

58
00:02:49,208 --> 00:02:50,291
‫آموزش خصوصی خواستی بگو.

59
00:02:50,291 --> 00:02:53,083
‫- می‌خوای یه گربۀ رباتی بگیری برای خودت؟
‫- باشه. عالیه. عالیه.

60
00:02:53,083 --> 00:02:55,583
‫نه، من قرار نیست یه گربۀ رباتی بگیرم برای خودم.
‫ممنون!

61
00:02:55,583 --> 00:02:57,541
‫می‌رم خونه و ماهی سالمون می‌خورم.

62
00:02:57,541 --> 00:03:01,708
‫در حین جستجو برای یافتنِ شکار،
‫یکی از مرگبارترین مارهای جهان وارد می‌شود.

63
00:03:03,374 --> 00:03:04,458
‫یا خدا!

64
00:03:04,458 --> 00:03:06,708
‫آروم باشین. آروم باشین.
‫رفت. رفت.

65
00:03:06,708 --> 00:03:10,666
‫در میان بوته‌ها، موشی برای یافتن غذا
‫به دلِ تاریکی می‌زند.

66
00:03:10,666 --> 00:03:12,458
‫لعنت به این وضع!

67
00:03:12,458 --> 00:03:14,583
‫- یه لقمه‌ست، رفیق.
‫- به من باشه اول شکنجه‌ش می‌دم.

68
00:03:14,583 --> 00:03:15,874
‫نه، من درجا می‌خورمش.

69
00:03:15,874 --> 00:03:17,624
‫با دیدنش گشنه‌م شد.

70
00:03:17,624 --> 00:03:20,124
‫بیاید بریم قبرستون
‫و یه ناهاری برای خودمون جور کنیم.

71
00:03:20,624 --> 00:03:22,708
‫خدایا، ما به درگاه تو دعا می‌کنیم...

72
00:03:22,708 --> 00:03:24,166
‫ای بابا.

73
00:03:24,166 --> 00:03:27,624
‫این مسخره‌بازی‌ها چقدر طول می‌کشه؟
‫اون پدرسگ رو خاک کنین و گورتونو گم کنین.

74
00:03:27,624 --> 00:03:30,249
‫- همۀ موش‌های کوفتی رو فراری دادن.
‫- خواهرت، اولیو داره میاد.

75
00:03:30,291 --> 00:03:34,624
‫اون خواهر من نیست.
‫خواهر ناتنی یا فامیل یا یه همچین چیزیه.

76
00:03:34,624 --> 00:03:37,041
‫- خوبین؟
‫- انقدر خنگ و پخمه‌ست که نگو!

77
00:03:37,041 --> 00:03:39,332
‫- به کی می‌گی خنگ؟
‫- حالا تو دردسر افتادی.

78
00:03:39,374 --> 00:03:43,416
‫نه، واقعاً براش سؤال شد.
‫روحش هم خبر نداره که به کی گفتم خنگ.

79
00:03:43,416 --> 00:03:45,457
‫اوه. عجب! چقدر خنگه.

80
00:03:45,457 --> 00:03:46,624
‫کی؟

81
00:03:46,624 --> 00:03:48,749
‫- سلام بچه‌ها. تسلیت می‌گم.
‫- چی؟

82
00:03:48,791 --> 00:03:51,124
‫- خب، از آشناهاتون بود؟
‫- نه.

83
00:03:51,707 --> 00:03:54,999
‫فقط یه بی‌عرضۀ مُرده‌ست که با خاکسپاریش
‫همۀ موش‌ها رو فراری داده.

84
00:03:55,582 --> 00:03:57,249
‫عه، پس اومدین شکار.

85
00:03:57,249 --> 00:04:01,124
‫من الان یه کنسرو مرغ و خرگوش
‫با سسِ گوشتِ غلیظ و کلسیمِ اضافه‌شده خوردم.

86
00:04:01,749 --> 00:04:02,624
‫واقعاً؟

87
00:04:02,624 --> 00:04:05,832
‫بعدش رفتی جلوی مامانی نشستی
‫تا یه‌کم موهاتو برس بکشه؟

88
00:04:05,832 --> 00:04:08,582
‫- بعدش پودینگ هم خوردی؟
‫- موقع برس کشیدن پودینگ خوردم.

89
00:04:08,582 --> 00:04:10,332
‫- وای خدا.
‫- خدای من!

90
00:04:10,332 --> 00:04:12,666
‫بعضی وقتا یه‌کم دردناک می‌شه،
‫این‌طوری دردش رو کم می‌کنه.

91
00:04:12,666 --> 00:04:14,624
‫«من پانس هستم. توی یه خونۀ بزرگ زندگی می‌کنم،

92
00:04:14,624 --> 00:04:17,249
‫و مامانی و بابایی دوستم دارن
‫و بهم سسِ گوشت می‌دن.»

93
00:04:17,249 --> 00:04:18,332
‫پودینگ هم می‌خوری؟

94
00:04:18,332 --> 00:04:20,666
‫- «نی‌نی کوچولوئم. پودینگ می‌خوام.»
‫- آره.

95
00:04:20,666 --> 00:04:22,541
‫سوسولِ عوضی.

96
00:04:22,541 --> 00:04:24,166
‫- پس حتماً خوشمزه بوده.
‫- آره، بود.

97
00:04:24,166 --> 00:04:26,457
‫چطوره شما دوتا گورتون رو گم کنید
‫و برید با هم ازدواج کنید؟

98
00:04:26,666 --> 00:04:27,624
‫خوبه.

99
00:04:27,666 --> 00:04:29,499
‫نه. نه، ممنون.

100
00:04:29,999 --> 00:04:33,124
‫- عه، خیلی‌خب.
‫- آره، روالش این نیست.

101
00:04:33,124 --> 00:04:34,624
‫خدای من.

102
00:04:36,957 --> 00:04:37,832
‫جان فلچر.

103
00:04:38,207 --> 00:04:38,916
‫[جان فلچر]

104
00:04:38,916 --> 00:04:40,541
‫متولد ۱۹۴۰.

105
00:04:40,999 --> 00:04:43,666
‫- پیرمردِ عوضی.
‫- تو دوست داری چطوری بمیری؟

106
00:04:43,957 --> 00:04:44,957
‫خوش‌گذرونی؟

107
00:04:44,957 --> 00:04:47,666
‫- آخه چطوری از اون می‌میری؟
‫- نمی‌دونم. وقتی پرسیدی هول کردم.

108
00:04:47,707 --> 00:04:49,749
‫- می‌خوای بهش فکر کنی؟
‫- آره، پشیمون شدم.

109
00:04:49,749 --> 00:04:50,957
‫خیلی‌خب، پس چی؟

110
00:04:51,916 --> 00:04:53,166
‫پارکینسون.

111
00:04:53,707 --> 00:04:54,707
‫- اولیو.
‫- چیه؟

112
00:04:54,707 --> 00:04:57,166
‫- تو دوست داری چطوری بمیری؟
‫- اوه. آممم...

113
00:04:57,166 --> 00:05:00,416
‫فکر کنم اگه می‌دونستم مریضم،
‫احتمالاً خودم رو می‌کُشتم.

114
00:05:00,416 --> 00:05:03,374
‫- چطوری؟
‫- نمی‌دونم. مثلاً خودم رو از یه ساختمون مینداختم پایین.

115
00:05:03,374 --> 00:05:04,999
‫خب اون‌طوری که چیزی‌ت نمی‌شه.

116
00:05:04,999 --> 00:05:06,874
‫- منظورت چیه؟
‫- با پا میای روی زمین، مگه نه؟

117
00:05:06,874 --> 00:05:10,666
‫ما فقط نُه‌تا جون داریم.
‫دفعۀ دهمی که بپرم، کارم تمومه.

118
00:05:10,666 --> 00:05:13,999
‫باشه، ولی هیچ‌کدوم از جون‌هات رو استفاده نمی‌کنی که!
‫چون همیشه با پا میای روی زمین.

119
00:05:13,999 --> 00:05:17,916
‫- اگه ده بار بپرم پایین، دفعۀ دهم...
‫- سعی کن با صورت بیای روی زمین!

120
00:05:17,916 --> 00:05:20,582
‫- سعی کن با صورت نکبتت بیای روی زمین!
‫- فکر نکنم بتونیم.

121
00:05:20,582 --> 00:05:22,874
‫- معلومه که می‌تونیم. نه،غیرممکنه.
‫- نه، غریزه‌ست.

122
00:05:22,874 --> 00:05:25,541
‫این‌طور نیست. اگه می‌خواستی خودت رو بکُشی...

123
00:05:25,541 --> 00:05:28,249
‫یعنی می‌گی اگه می‌رفتم بالای یه ساختمون
‫و می‌خواستم خودم رو بکُشم،

124
00:05:28,249 --> 00:05:30,416
‫اگه می‌خواستم هم نمی‌تونستم با صورت بیام روی زمین؟

125
00:05:30,416 --> 00:05:31,666
‫غریزه‌ست.

126
00:05:31,666 --> 00:05:35,207
‫- تو فکر می‌کنی اگه بخوای، می‌تونی با صورت بیای روی زمین؟
‫- آره. آره، آره. راحته.

127
00:05:35,207 --> 00:05:36,874
‫- مثل آب خوردن.
‫- چطوری؟ چی‌کار می‌کنی؟

128
00:05:36,874 --> 00:05:38,999
‫- با سر شیرجه می‌زنم.
‫- باید پاهات رو ببندی.

129
00:05:38,999 --> 00:05:42,166
‫باشه، پاهام رو ببند. هر کاری می‌خوای بکن.
‫فقط منو از اون ساختمون هُل بده.

130
00:05:42,166 --> 00:05:45,124
‫پس باید دست‌وپاتو ببندیم،
‫بعد یکی هُلت بده؟

131
00:05:45,124 --> 00:05:48,416
‫- آره.
‫- مثل یه بوقلمونِ آماده برای فِر، دست‌وپابسته!

132
00:05:48,416 --> 00:05:51,124
‫- اگه پاهات بسته باشه چطوری می‌پری؟
‫- می‌گم هُلم بدن.

133
00:05:51,124 --> 00:05:52,749
‫- من هُلت می‌دم.
‫- اینکه دیگه خودکشی نیست!

134
00:05:52,749 --> 00:05:54,832
‫ولی دوست داری لحظۀ آخر هُلت بدن؟

135
00:05:54,832 --> 00:05:57,874
‫این‌طوری که ندونی کِی قراره اتفاق بیفته.
‫یه‌کم غافلگیرکننده باشه.

136
00:05:57,874 --> 00:06:00,957
‫چی؟ اون بالا دست‌وپام بسته شده باشه؟
‫کجاش غافلگیرکننده‌ست؟

137
00:06:00,957 --> 00:06:02,957
‫- تو دوست داری چطوری بمیری؟
‫- توی یه دعوای شدید.

138
00:06:02,957 --> 00:06:07,124
‫- با یه عالمه سگ یا یه همچین چیزی؟
‫- من هر کی بیاد جلوم رو حریفم.

139
00:06:07,124 --> 00:06:09,416
‫سگ‌ها، ایگواناها.

140
00:06:09,416 --> 00:06:11,207
‫- آره.
‫- میرکت‌های کوفتی.
‫(جانوری شبیه سنجاب)

141
00:06:11,207 --> 00:06:13,291
‫- آره.
‫- می‌خوای بدونی چطوری؟ تق!

142
00:06:13,291 --> 00:06:15,832
‫- آره!
‫- خیلی پیش میاد که حیوون‌ها گم می‌شن، رفیق.

143
00:06:15,832 --> 00:06:19,207
‫اگه می‌خوای عکست بره روی یه تیر چراغ‌برق،
‫با یه صورتِ غمگین که داره به همه نگاه می‌کنه،

144
00:06:19,249 --> 00:06:22,457
‫روی یه تیکه کاغذ، با چندتا شماره تلفن
‫که پایینشه و توی هوا تکون می‌خوره، بیا پیش خودم.

145
00:06:22,457 --> 00:06:24,957
‫- خشونت هیچ‌وقت چیزی رو حل نمی‌کنه.
‫- معلومه که می‌کنه.

146
00:06:24,957 --> 00:06:28,291
‫عه واقعاً گُنده‌لات؟
‫کِی خشونت تونسته چیزی رو حل کنه؟

147
00:06:28,291 --> 00:06:30,957
‫خب، وقتی که می‌خوای یکی رو تا می‌خوره بزنی،
‫و همین کارم می‌کنی.

148
00:06:30,957 --> 00:06:32,457
‫- تق! مشکل حل می‌شه.
‫- آره!

149
00:06:32,457 --> 00:06:34,416
‫اینکه بگی «تق»
‫دلیل بر این نیست که حق با توئه.

150
00:06:34,416 --> 00:06:36,374
‫ای بابا. آره.
‫صرفاً آخر یه جمله گفتی «تق».

151
00:06:36,374 --> 00:06:41,207
‫خب، آقای تحصیل‌کردۀ دانشگاهِ چرت‌وپرت،
‫به دانشگاهِ زندگی خوش اومدی.

152
00:06:41,207 --> 00:06:44,374
‫دانشگاهِ عالی‌ایه. توی جدول رده‌بندی کجاست؟
‫احتمالاً پایین‌پایینا.

153
00:06:44,374 --> 00:06:48,124
‫«دارم حسابی حالت رو می‌گیرم، آره؟»
‫بگیر که اومد. تق!

154
00:06:48,124 --> 00:06:50,791
‫- کار تمومه.
‫- می‌خوای چه کاری رو تموم کنی؟

155
00:06:50,791 --> 00:06:52,207
‫کارِ اصلی رو!

156
00:06:52,207 --> 00:06:54,291
‫حرفم اینه که این‌طوری می‌افتی توی چرخۀ خشونت.

157
00:06:54,291 --> 00:06:55,207
‫- آره.
‫- آره.

158
00:06:55,207 --> 00:06:57,207
‫- خیلی‌خب، تو هم همینو می‌خوای، آره؟
‫- عالیه.

159
00:06:57,207 --> 00:06:59,415
‫- هی، چی‌کار می‌کنی؟
‫- زمین تازه کنده شده.

160
00:06:59,457 --> 00:07:01,957
‫- نمی‌شه جلوش مقاومت کرد.
‫- اون تازه توی قبرش سرد شده، رفیق.

161
00:07:01,999 --> 00:07:03,915
‫پس این‌طوری گرم می‌شه، مگه نه؟

162
00:07:06,915 --> 00:07:08,332
‫نگاه کن.

163
00:07:08,374 --> 00:07:09,915
‫راحت می‌شه روش مانور داد.

164
00:07:10,082 --> 00:07:12,749
‫- تموم شد. عالی بود.
‫- اصلاً کار درستی نبود.

165
00:07:12,749 --> 00:07:15,374
‫- بی‌احترامی کردی.
‫- خوب کرد. آدما آشغالن.

166
00:07:15,374 --> 00:07:17,915
‫نه، نیستن. همه‌شون نه.
‫بعضی‌هاشون عالی‌ان.

167
00:07:17,915 --> 00:07:20,915
‫«اتنبرو». «ملاله».
‫یا مثلاً صاحب‌های من.

168
00:07:20,915 --> 00:07:22,957
‫صاحب‌ها؟ صاحب‌ها؟
‫ببین چی داری می‌گی!

169
00:07:22,957 --> 00:07:25,749
‫اونا صاحب‌های من هستن.
‫برام کلی پول دادن، منم قدردانشونم.

170
00:07:25,749 --> 00:07:29,040
‫وگرنه الان توی پناهگاه بودم،
‫یا بدتر از اون، مثل شماها بی‌خانمان بودم.

171
00:07:29,082 --> 00:07:31,082
‫و خیلی هم باهام خوب رفتار می‌کنن، آره دیگه.

172
00:07:31,082 --> 00:07:34,749
‫اونا آزادی‌ت رو ازت گرفتن
‫و انداختن توی سطل آشغال. این «رفتار خوبه»؟

173
00:07:34,749 --> 00:07:37,290
‫اصلاً هم آزادی‌م محدود نشده.
‫ممنون! زندگی‌م هدفمندتر شده.

174
00:07:37,915 --> 00:07:40,082
‫این ناراحت‌کننده‌ست. خیلی ناراحت‌کننده‌ست.

175
00:07:40,082 --> 00:07:42,332
‫مثل سندرم استکهلم می‌مونه، نه؟

176
00:07:42,332 --> 00:07:44,332
‫تو یه‌جورایی یه بردۀ قاچاق‌شده‌ای،

177
00:07:44,332 --> 00:07:46,540
‫و با اینکه اون پدرسگ‌ها، زدن ناقصت کردن

178
00:07:46,540 --> 00:07:49,749
‫بهت پودینگ می‌دن،
‫و تو یهو می‌گی: «وای، ممنون. ممنون.»

179
00:07:49,749 --> 00:07:51,624
‫خب وقتی یکی بهت پودینگ می‌ده باید چی بگی؟

180
00:07:51,665 --> 00:07:54,082
‫در ضمن، یه نصیحت بهت بکنم «آقای همه‌چی‌دون»،

181
00:07:54,082 --> 00:07:56,707
‫به هر کی بگی «پدرسگ» دیگه بهت پودینگ نمی‌ده.

182
00:07:59,207 --> 00:08:00,332
‫ولمون کن بابا!

183
00:08:00,332 --> 00:08:02,749
‫- باز چی شده؟
‫- آخی، یه بچه کوچولوئه.

184
00:08:02,749 --> 00:08:04,374
‫- بکُشیمش؟
‫- آره، و بخوریمش.

185
00:08:04,374 --> 00:08:06,540
‫نه! گم شدی، عزیزم؟

186
00:08:06,540 --> 00:08:07,249
‫آره.

187
00:08:07,290 --> 00:08:11,374
‫از خونه دور شدم،
‫و نمی‌دونم چطوری برگردم اونجا.

188
00:08:11,374 --> 00:08:13,665
‫- کجا زندگی می‌کنی؟
‫- اگه می‌دونست که گم نمی‌شد، مگه نه؟

189
00:08:13,665 --> 00:08:17,082
‫خفه شو. شاید آدرسش رو بدونه
‫ولی راه رو بلد نباشه، احمق گاگول.

190
00:08:17,082 --> 00:08:18,457
‫آدرست رو می‌دونی؟

191
00:08:20,124 --> 00:08:20,957
‫نه.

192
00:08:22,082 --> 00:08:23,874
‫آخی، گریه نکن.

193
00:08:23,874 --> 00:08:25,874
‫ما خونه‌ت رو پیدا می‌کنیم.

194
00:08:25,874 --> 00:08:28,332
‫خیلی‌خب، اون از اون سمت اومد،
‫پس بیاید از اون‌طرف بریم.

195
00:08:28,332 --> 00:08:29,624
‫ما وقتِ این کارها رو نداریم.

196
00:08:29,624 --> 00:08:32,957
‫دقیقاً، ما ناسلامتی یه باندیم.
‫مؤسسۀ پیداکردنِ بچه‌گربه‌های گمشده که نیستیم.

197
00:08:32,957 --> 00:08:36,832
‫دقیقاً. هر گربه‌ای باید به فکر خودش باشه، مگه نه؟
‫توی این دنیا، قانون جنگل حاکمه.

198
00:08:36,832 --> 00:08:38,624
‫پس باید تحمل کنی.

199
00:08:38,624 --> 00:08:41,832
‫آخه اون خیلی کوچولوئه،
‫ولی شماها بزرگ و قوی هستین.

200
00:08:42,207 --> 00:08:44,749
‫آره. آره.

201
00:08:44,749 --> 00:08:47,290
‫اون... بی‌راه نمی‌گه، بچه‌ها.

202
00:08:47,290 --> 00:08:50,332
‫پس باید این پدرسوخته رو برسونیم خونه.

203
00:08:51,624 --> 00:08:54,749
‫♪ دارم به سمت مرکز شهر می‌رم، تندتند راه می‌رم ♪

204
00:08:54,749 --> 00:08:57,040
‫♪ چهره‌ها از جلوم رد می‌شن و من راهیِ خونه‌ام ♪

205
00:09:01,665 --> 00:09:04,832
‫♪ مات و مبهوت به جلو خیره شدم ♪
‫♪ فقط دارم راهم رو می‌رم ♪

206
00:09:04,832 --> 00:09:09,082
‫♪ دارم از بین جمعیت عبور می‌کنم ♪

207
00:09:13,374 --> 00:09:14,790
‫♪ و من بهت نیاز دارم ♪

208
00:09:15,957 --> 00:09:17,207
‫♪ و دلم برات تنگ شده ♪

209
00:09:18,582 --> 00:09:21,707
‫♪ و حالا برام سؤال شده ♪

210
00:09:22,040 --> 00:09:26,874
‫♪ اگه می‌تونستم برم روی هوا ♪

211
00:09:26,874 --> 00:09:31,749
‫♪ به نظرت زمان منو نادیده می‌گرفت؟ ♪

212
00:09:31,749 --> 00:09:36,457
‫♪ چون می‌دونی که حاضر بودم هزار کیلومتر پیاده بیام ♪

213
00:09:36,457 --> 00:09:40,249
‫♪ اگه فقط می‌تونستم تو رو ببینم ♪

214
00:09:42,040 --> 00:09:43,540
‫♪ امشب ♪

215
00:09:52,249 --> 00:09:54,832
‫- مغازه‌ها رو یادته؟
‫- نه خیلی.

216
00:09:54,832 --> 00:09:56,124
‫- وای!
‫- چی...؟

217
00:09:58,374 --> 00:10:00,499
‫یا خدا!

218
00:10:00,499 --> 00:10:03,499
‫عجب!
‫فقط یه خیاره. فقط یه خیاره.

219
00:10:03,499 --> 00:10:05,165
‫همه آروم باشن، خب؟

220
00:10:05,165 --> 00:10:07,207
‫اَه! چرا همه‌جا رو خیس کردی؟

221
00:10:07,207 --> 00:10:08,790
‫- برای دفاع بود.
‫- مگه تو راسویی؟

222
00:10:08,790 --> 00:10:11,124
‫- بوش که شبیهِ اونه.
‫- نه، اتفاقاً گربه‌ام.

223
00:10:11,124 --> 00:10:14,040
‫هر جا که دلم بخواد کارمو می‌کنم.
‫تعیین‌کنندۀ قلمرو و مالکیته.

224
00:10:14,040 --> 00:10:15,999
‫- پس اصولاً الان دیگه مال منه.
‫- چی مال توئه؟

225
00:10:16,582 --> 00:10:18,499
‫ای بابا!

226
00:10:18,540 --> 00:10:22,374
‫یا خدا. همه یه‌کم آروم بگیرین.

227
00:10:23,290 --> 00:10:24,290
‫بیاید بریم.

228
00:10:30,665 --> 00:10:31,790
‫رخصت می‌دی؟

229
00:10:31,790 --> 00:10:32,748
‫بفرما.

230
00:10:35,290 --> 00:10:37,165
‫- کارِت خوب بود.
‫- آره، دمت گرم.

231
00:10:37,207 --> 00:10:39,040
‫کیش! کیش! برید ببینم!

232
00:10:39,040 --> 00:10:40,123
‫- خفه شو!
‫- آره!

233
00:10:40,123 --> 00:10:41,832
‫- برو بمیر.
‫- کثافت.

234
00:10:43,832 --> 00:10:46,165
‫- چرا اون گلدون رو انداختی؟
‫- اون یه گربه‌ست.

235
00:10:46,165 --> 00:10:48,290
‫- خب که چی؟
‫- خب یعنی یه‌کم عوضیه.

236
00:10:48,290 --> 00:10:52,040
‫- منم یه‌کم عوضی‌ام؟
‫- هنوز نه، ولی پتانسیلش رو داری.

237
00:10:52,040 --> 00:10:53,415
‫آره، با ما بگرد.

238
00:10:54,915 --> 00:10:55,790
‫گشنمه.

239
00:10:55,832 --> 00:10:57,998
‫همه‌مون گشنه‌ایم. بهش عادت کن.

240
00:10:57,998 --> 00:10:59,457
‫خب، راستش من نیستم.

241
00:10:59,498 --> 00:11:01,498
‫آره، گفتی دیگه. غذا خوردی.

242
00:11:01,498 --> 00:11:02,373
‫آره، خوردم.

243
00:11:02,415 --> 00:11:05,582
‫راستش، ۹ دقیقۀ دیگه،
‫اون ظرف غذای تایمردارم باز می‌شه

244
00:11:05,623 --> 00:11:07,915
‫و یه‌کم غذای خشک و شیر می‌خورم.

245
00:11:07,915 --> 00:11:09,498
‫چرا غذات تایمر داره؟

246
00:11:09,540 --> 00:11:11,373
‫خب، خانواده امشب خونه نیستن، رفتن پیش رفقا.

247
00:11:11,373 --> 00:11:12,457
‫اونا غذام رو می‌ذارن،

248
00:11:12,498 --> 00:11:14,915
‫و من از دریچۀ مخصوصِ گربه‌ها می‌رم تو،
‫صبر می‌کنم غذام باز بشه،

249
00:11:14,915 --> 00:11:16,832
‫بعدش توی یه خونۀ بزرگ، خالی و
‫دوست‌داشتنی چرت می‌زنم.

250
00:11:16,832 --> 00:11:19,415
‫صبر کن، صبر کن،
‫خونه‌ت الان خالیه؟

251
00:11:19,415 --> 00:11:21,873
‫- با یه عالمه غذای گربه؟
‫- و یه دریچۀ مخصوصِ گربه‌ها هم داره؟

252
00:11:21,915 --> 00:11:23,373
‫آره، چطور؟

253
00:11:24,915 --> 00:11:28,123
‫یه‌کم از سالمون رو نگه دارید.
‫آخه باید یواش‌ هضمش کنید.

254
00:11:28,123 --> 00:11:29,623
‫خیلی‌خب.

255
00:11:29,623 --> 00:11:31,082
‫- فردا می‌بینمت.
‫- چِندش!

256
00:11:31,082 --> 00:11:32,748
‫- کثافت.
‫- خیلی ممنون، بچه‌ها.

257
00:11:32,748 --> 00:11:34,790
‫- حالا تا صبح گرسنه می‌مونم. خداحافظ.
‫- خداحافظ.

258
00:11:34,790 --> 00:11:37,915
‫- شب بخیر، پدرسگ.
‫- خیلی‌خب، حواست به دریچه باشه! حواست به دریچه باشه!

259
00:11:45,332 --> 00:11:47,665
‫هی. اون رفیقمه. رالفی!

260
00:11:48,040 --> 00:11:49,415
‫- گاس!
‫- هی!

261
00:11:49,415 --> 00:11:51,290
‫- رالفی!
‫- نه!

262
00:11:53,998 --> 00:11:55,665
‫راننده حتی واینستاد.

263
00:11:55,957 --> 00:11:57,415
‫نه.

264
00:11:57,415 --> 00:12:00,415
‫مجبور نیستن.
‫هر چی نباشه، اون فقط یه گربه‌ست.

265
00:12:00,748 --> 00:12:02,373
‫آدما به ما اهمیتی نمی‌دن.

266
00:12:02,707 --> 00:12:05,373
‫آدما به هیچی جز خودشون اهمیت نمی‌دن.

267
00:12:05,873 --> 00:12:08,332
‫راستش رو بخوای،
‫حتی به همدیگه هم اهمیت نمی‌دن.

268
00:12:09,540 --> 00:12:10,832
‫ناراحت‌کننده‌ست.

269
00:12:11,165 --> 00:12:12,998
‫پیش میاد، بچه‌جون.

270
00:12:13,040 --> 00:12:16,915
‫به گمونم همه‌مون قراره در آینده
‫زیر ماشین لِه بشیم، مگه نه؟

271
00:12:16,915 --> 00:12:20,123
‫بهتر از اینه که از گشنگی
‫آروم‌آروم توی یه خرابه بمیری.

272
00:12:20,623 --> 00:12:22,582
‫یا با دردِ نارسایی کلیه.

273
00:12:22,832 --> 00:12:24,623
‫من این‌طوری می‌میرم؟

274
00:12:24,915 --> 00:12:26,457
‫نه.

275
00:12:26,832 --> 00:12:29,748
‫ما خونه‌ت رو پیدا می‌کنیم،
‫و وقتی که پیر شدی...

276
00:12:29,748 --> 00:12:33,665
‫می‌برنت دامپزشکی
‫و یه آمپول کُشندۀ باحال بهت می‌زنن.

277
00:12:33,665 --> 00:12:35,040
‫- عالیه.
‫- اوهوم.

278
00:12:35,040 --> 00:12:37,123
‫البته حالا حالاها نمی‌میری.

279
00:12:37,123 --> 00:12:39,373
‫مُردن چه حسی داره؟

280
00:12:39,623 --> 00:12:41,582
‫هیچ حسی نداره.

281
00:12:41,582 --> 00:12:44,748
‫مثل...
‫مثل حسیه که قبل از به دنیا اومدنت داشتی.

282
00:12:45,248 --> 00:12:49,957
‫حتی نمی‌فهمی که مُردی.
‫فقط بقیه می‌فهمن.

283
00:12:49,998 --> 00:12:52,082
‫پس دیگه هیچ‌وقت این گربه رو نمی‌بینید؟

284
00:12:52,123 --> 00:12:53,290
‫دقیقاً.

285
00:12:54,165 --> 00:12:56,082
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینیمش.

286
00:12:56,082 --> 00:12:58,540
‫البته احتمالاً فردا دوباره ببینیمش.

287
00:12:59,040 --> 00:13:01,290
‫چون رفتگرها تا پنجشنبه نمیان.

288
00:13:01,873 --> 00:13:03,998
‫مگه اینکه امشب یه روباه بخورتش.

289
00:13:39,373 --> 00:13:41,957
‫ببخشید که خونه‌ت رو پیدا نکردیم.
‫فردا پیداش می‌کنیم.

290
00:13:41,957 --> 00:13:45,748
‫- اگه فردا پیداش نکردیم چی؟
‫- خب، اون‌وقت پس‌فردا پیداش می‌کنیم.

291
00:13:45,748 --> 00:13:47,623
‫اگه پس‌فردا هم پیداش نکردیم چی؟

292
00:13:48,040 --> 00:13:50,040
‫دیگه بی‌خیال می‌شیم.

293
00:13:53,581 --> 00:13:54,623
‫شوخی کردم.

294
00:13:54,665 --> 00:13:58,623
‫انقدر می‌گردیم تا پیداش کنیم، خب؟
‫فقط شاد باش.

295
00:14:12,331 --> 00:14:13,915
‫هیچ‌جا خونۀ خودمون نمی‌شه.

296
00:14:13,915 --> 00:14:16,081
‫- شب بخیر.
‫- شب بخیر، رفیق.

297
00:14:16,581 --> 00:14:18,790
‫خب، تو اونجا می‌خوابی. باشه؟

298
00:14:18,790 --> 00:14:21,915
‫در حد هتل‌ها نیست،
‫ولی زنده نگهت می‌داره.

299
00:14:21,915 --> 00:14:22,998
‫ممنون.

300
00:14:35,123 --> 00:14:36,873
‫تاریکه.

301
00:14:36,873 --> 00:14:40,081
‫آره، تو گربه‌ای.
‫می‌تونی توی تاریکی هم ببینی.

302
00:14:40,081 --> 00:14:42,831
‫آره، ولی از چیزهایی که می‌بینم خوشم نمیاد.

303
00:14:42,831 --> 00:14:44,623
‫اینجا جای ترسناکیه.

304
00:14:44,623 --> 00:14:49,623
‫آره، زندگی بی‌رحمه،
‫ولی باید روی پای خودت وایستی، خب؟

305
00:14:50,123 --> 00:14:52,415
‫هیچ‌کس جز خودت نمی‌تونه کمکت کنه، بچه‌جون.

306
00:14:54,206 --> 00:14:55,415
‫باشه.

307
00:15:17,373 --> 00:15:18,873
‫ممنون، گاس.

308
00:15:26,498 --> 00:15:32,540
« زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in»

