﻿1
00:00:13,596 --> 00:00:15,890
‫اگه زندگی هرکسی یه ژانری داشت،

2
00:00:16,391 --> 00:00:19,310
‫مال شما چی بود؟

3
00:00:23,982 --> 00:00:27,152
‫«فیلم نوآر» با اون دنیای تاریک و زیرزمینیش؟
‫(فیلم‌های کلاسیک جنایی و معمایی آمریکا)

4
00:00:29,404 --> 00:00:32,741
‫یه فیلم مهیج پر از جنایت‌های پنهان؟

5
00:00:38,121 --> 00:00:40,999
‫یا یه کمدی رمانتیک؟

6
00:00:48,965 --> 00:00:50,300
‫دستور چیه، قربان؟

7
00:00:56,014 --> 00:00:59,184
‫هر ژانری که باشه،
‫مطمئنم زندگی همه جذابه.

8
00:01:01,394 --> 00:01:03,980
‫اما چرا مال من باید این‌جوری می‌شد؟

9
00:01:04,064 --> 00:01:05,857
‫شما فراموشی دارین.

10
00:01:05,940 --> 00:01:09,319
‫شما یه مورد کاملا کلاسیک
‫از فراموشی تجزیه‌ای دارین،

11
00:01:09,402 --> 00:01:12,322
‫یعنی جزئیات مهم زندگی‌تون رو فراموش کردین

12
00:01:12,405 --> 00:01:15,158
‫مثل اسم، سن یا شغلتون.

13
00:01:15,241 --> 00:01:18,828
‫این همون فراموشیه
‫که اغلب توی سریال‌ها‎‌ و فیلم‌ها می‌بینین.

14
00:01:18,912 --> 00:01:19,913
‫دقیقا.

15
00:01:20,872 --> 00:01:22,248
‫- ببخشید؟
‫- این...

16
00:01:22,916 --> 00:01:24,375
‫واقعا ممکنه؟

17
00:01:26,044 --> 00:01:29,422
‫چطور ممکنه هیچی یادم نیاد؟

18
00:01:29,506 --> 00:01:31,716
‫به اندازه‌ای که توی سریال‌ها می‌بینین
‫رایج نیست، اما...

19
00:01:31,800 --> 00:01:33,551
‫و معمولا توی سریال‌ها‎‌ چی میشه؟

20
00:01:35,011 --> 00:01:38,139
‫خب، اونا معمولا بیدار میشن،
‫رو به نفر بغلی‌شون می‌کنن،

21
00:01:38,223 --> 00:01:40,475
‫و با یه نگاه معصوم و خالی می‌پرسن،

22
00:01:40,558 --> 00:01:41,851
‫«تو کی هستی؟»

23
00:01:41,935 --> 00:01:43,061
‫یه چیزی تو این مایه‌ها.

24
00:01:43,645 --> 00:01:44,646
‫و اون کجاست؟

25
00:01:44,687 --> 00:01:48,483
‫کسی که باید با نگاه معصوم
‫ازش بپرسم «تو کی هستی؟»

26
00:01:48,566 --> 00:01:51,236
‫متاسفانه، هیچ‌کس نیست.

27
00:01:51,319 --> 00:01:52,362
‫هیچ‌کس؟

28
00:01:52,946 --> 00:01:56,866
‫دو هفته پیش که آوردنتون اینجا، بیهوش بودین.

29
00:01:56,950 --> 00:01:59,369
‫تنها و افتاده روی زمین پیداتون کردن،

30
00:01:59,452 --> 00:02:01,371
‫و بدنتون پر از نشونه‌های جراحت بود.

31
00:02:01,454 --> 00:02:05,166
‫و ما نتونستیم از اثر انگشتتون
‫برای شناسایی استفاده کنیم، پس...

32
00:02:09,379 --> 00:02:10,880
‫این دیگه چیه؟

33
00:02:10,964 --> 00:02:13,842
‫وقتی پیداتون کردن،
‫اثر انگشتتون آسیب دیده بود.

34
00:02:13,925 --> 00:02:16,761
‫بدون اثر انگشت، ما نتونستیم شناسایی‌تون کنیم،

35
00:02:16,845 --> 00:02:18,805
‫واسه همین هیچ راهی برای
‫تماس با خانواده‌تون نداشتیم.

36
00:02:18,888 --> 00:02:22,267
‫خب نباید یه تحقیقاتی انجام می‌شد؟

37
00:02:22,350 --> 00:02:24,811
‫پلیس سعی کرد بفهمه چی شده،

38
00:02:24,894 --> 00:02:27,981
‫اما شما توی یه جاده دورافتاده
‫بدون دوربین مداربسته پیدا شدین.

39
00:02:28,064 --> 00:02:30,191
‫و اونا هیچ اثر انگشت سالمی

40
00:02:30,275 --> 00:02:33,820
‫روی لباس‌ها و کفش‌هایی که موقع
‫پیدا شدنتون تنتون بود، پیدا نکردن.

41
00:02:33,903 --> 00:02:35,363
‫خیلی‌خب، وایسا.

42
00:02:35,446 --> 00:02:36,739
‫پس خلاصه‌اش اینه که

43
00:02:37,824 --> 00:02:40,994
‫من دو هفته پیش توی جاده پیدا شدم
‫و آورده شدم اینجا.

44
00:02:41,494 --> 00:02:42,871
‫شما نتونستین منو شناسایی کنین.

45
00:02:42,871 --> 00:02:44,914
‫تحقیقات تصادف هم به بن‌بست رسید.

46
00:02:44,998 --> 00:02:46,541
‫و منم حافظه‌ام رو از دست دادم؟

47
00:02:47,667 --> 00:02:48,960
‫خلاصه‌تون بی‌نقص بود.

48
00:02:49,043 --> 00:02:50,420
‫خب حالا باید چیکار کنم؟

49
00:02:50,503 --> 00:02:52,547
‫خیلی عالی می‌شد اگه حافظه‌تون برمی‌گشت...

50
00:02:52,630 --> 00:02:54,215
‫اگه برنگرده چی؟

51
00:02:54,299 --> 00:02:55,300
‫اگه برنگرده؟

52
00:02:55,341 --> 00:02:57,468
‫شما به عنوان یه فرد ناشناس طبقه‌بندی میشین،

53
00:02:57,552 --> 00:02:59,304
‫و بعد از اینکه درمان شدین،

54
00:02:59,387 --> 00:03:01,806
‫به یه مرکز دولتی فرستاده میشین.

55
00:03:06,436 --> 00:03:07,812
‫پس ساده‌اش اینه که

56
00:03:08,563 --> 00:03:10,732
‫من توی یه دردسر کوفتی بغرنج افتادم.

57
00:03:10,815 --> 00:03:13,193
‫شما واقعا توی خلاصه‌سازی مهارت دارین.

58
00:03:14,444 --> 00:03:15,820
‫این نشونه خوبیه.

59
00:03:17,697 --> 00:03:23,703
‫«ترجمه از حـامـد»

60
00:03:28,249 --> 00:03:30,084
‫تو کی هستی؟

61
00:03:30,168 --> 00:03:33,296
‫بعد از اون تصادف وحشتناک
‫چطور از اینجا سر درآوردی؟

62
00:03:34,797 --> 00:03:39,010
‫چطور ممکنه که حتی
‫اسم خودت رو هم یادت نیاد؟

63
00:03:43,973 --> 00:03:44,974
‫اما...

64
00:03:46,726 --> 00:03:47,727
‫تو خوشگلی.

65
00:03:47,810 --> 00:03:49,020
‫این بدن رو ببین.

66
00:03:49,145 --> 00:03:50,021
‫عضله شکم؟ چرا تو عضله شکم داری؟

67
00:03:50,104 --> 00:03:51,981
‫باید بگم، توی همون نگاه اول،

68
00:03:51,981 --> 00:03:53,608
‫واقعا از چیزی که می‌بینم خوشم میاد.

69
00:03:53,691 --> 00:03:56,861
‫با این قیافه باید یه سلبریتی می‌شدی.

70
00:03:56,945 --> 00:03:58,446
‫چرا نشدی؟

71
00:03:58,571 --> 00:04:01,491
‫بقیه آدما تو رو می‌شناختن.

72
00:04:04,118 --> 00:04:06,246
‫تو کی بودی؟

73
00:04:06,663 --> 00:04:10,291
‫لعنتی، من کی بودم؟

74
00:04:10,375 --> 00:04:10,416
‫اوه، بیخیال!

75
00:04:10,416 --> 00:04:12,585
‫اوه، بیخیال!

76
00:04:18,675 --> 00:04:19,842
‫[بیمارستان ساندول]

77
00:04:19,926 --> 00:04:21,761
‫[یک هفته بعد]

78
00:04:24,347 --> 00:04:25,556
‫این روزا،

79
00:04:26,224 --> 00:04:30,061
‫مراکز دولتی اون‌قدرها هم بد نیستن.

80
00:04:30,144 --> 00:04:30,979
‫درسته.

81
00:04:31,062 --> 00:04:33,356
‫شنیدم حتی به پناهنده‌های کره شمالی آموزش میدن

82
00:04:33,439 --> 00:04:35,400
‫و کمکشون می‌کنن کار پیدا کنن.

83
00:04:35,483 --> 00:04:38,444
‫بهش به عنوان یه فرصت
‫واسه شروع دوباره زندگی نگاه کن.

84
00:04:38,528 --> 00:04:41,364
‫برو و سعی کن بفهمی توی چی استعداد داری.

85
00:04:41,447 --> 00:04:42,699
‫ترسیدم.

86
00:04:42,782 --> 00:04:44,909
‫خیلی‌خب، بیاید هر چیزی رو امتحان کنیم.

87
00:04:44,993 --> 00:04:47,203
‫من حافظه‌ام رو به خاطر ضربه به سر از دست دادم،

88
00:04:47,203 --> 00:04:48,538
‫پس اگه دوباره تحریکش کنم،

89
00:04:48,538 --> 00:04:49,789
‫شاید حافظه‌ام برگرده.

90
00:04:49,872 --> 00:04:51,457
‫همینه. آفرین دختر.

91
00:04:52,583 --> 00:04:54,127
‫دوباره سرحال شد.

92
00:04:54,210 --> 00:04:55,545
‫بادام زمینی می‌خوری؟

93
00:05:00,383 --> 00:05:02,427
‫وای خدا!

94
00:05:02,510 --> 00:05:03,970
‫- اوه نه!
‫- خدای من، عزیزم.

95
00:05:04,053 --> 00:05:05,054
‫وای.

96
00:05:08,141 --> 00:05:09,684
‫انگار داره به هوش میاد.

97
00:05:09,767 --> 00:05:12,312
‫باید یکم این دیوونه‌بازی‌ها رو کم کنی.

98
00:05:12,395 --> 00:05:15,732
‫چرا باید اون‌طوری سرت رو بکوبی به دیوار؟

99
00:05:16,607 --> 00:05:18,609
‫یا باید یک ساعت صبر می‌کردی
‫بعد این کارو می‌کردی.

100
00:05:18,693 --> 00:05:19,527
‫چی؟

101
00:05:19,610 --> 00:05:21,279
‫یه کم بعد از اینکه از هوش رفتی،

102
00:05:21,362 --> 00:05:24,032
‫یه نفر اومد اینجا.

103
00:05:24,532 --> 00:05:26,117
‫نامزدت.

104
00:05:27,535 --> 00:05:29,620
‫کسی که واقعا تو رو می‌شناسه

105
00:05:29,704 --> 00:05:31,789
‫بالاخره اومد سراغت!

106
00:05:32,290 --> 00:05:33,291
‫واقعا؟

107
00:05:33,291 --> 00:05:36,919
‫ظاهرا نامزدت بدجور دنبالت می‌گشته.

108
00:05:37,962 --> 00:05:39,380
‫واقعا؟

109
00:05:39,464 --> 00:05:40,590
‫خب کجاست؟

110
00:05:40,673 --> 00:05:43,426
‫- این کسی که میگین نامزدمه؟
‫- عجله نکن. الان پیداش میشه.

111
00:05:44,635 --> 00:05:48,306
‫نامزدت یه مرد جوون و هیکلیه.

112
00:05:48,306 --> 00:05:49,724
‫یه آدم فوق‌العاده جذاب.

113
00:05:50,475 --> 00:05:52,352
‫فکر کردم بازیگره.

114
00:05:54,729 --> 00:05:56,439
‫خیلی خوش‌شانسی، مگه نه؟

115
00:05:56,939 --> 00:05:58,149
‫دقیقا تایپ من بود.

116
00:05:58,232 --> 00:05:59,442
‫خدا رو شکر.

117
00:06:01,444 --> 00:06:02,737
‫البته.

118
00:06:03,237 --> 00:06:06,115
‫با این قیافه‌ی خوب، محاله که مجرد باشم.

119
00:06:07,241 --> 00:06:10,244
‫بالاخره می‌تونم بفهمم کی هستم.

120
00:06:11,037 --> 00:06:14,290
‫خیلی سختی کشیدی، عزیزم.

121
00:06:17,377 --> 00:06:19,337
‫صدای پای یکی رو می‌شنوم.

122
00:06:29,138 --> 00:06:30,139
‫خدای من...

123
00:06:33,976 --> 00:06:35,978
‫زدم تو خال.

124
00:06:38,689 --> 00:06:39,690
‫مادربزرگ.

125
00:06:41,359 --> 00:06:42,568
‫اومدی.

126
00:06:43,694 --> 00:06:45,571
‫این نوه‌ی منه.

127
00:06:47,323 --> 00:06:48,908
‫اون یه مدله.

128
00:06:48,991 --> 00:06:50,993
‫- سلام کن.
‫- از دیدنتون خوشحالم.

129
00:06:53,037 --> 00:06:55,164
‫صدای پای یکی دیگه رو می‌شنوم.

130
00:07:13,891 --> 00:07:16,519
‫شنیدی، آره؟ که یکی اومده سراغت.

131
00:07:18,146 --> 00:07:19,564
‫بگیم بیاد؟

132
00:07:21,649 --> 00:07:23,192
‫بیا داخل.

133
00:07:29,991 --> 00:07:32,869
‫[باشگاه مشت‌زنی هونگ]

134
00:07:42,336 --> 00:07:43,337
‫این

135
00:07:44,172 --> 00:07:47,175
‫بوکسور شلخته و ژولیده دیگه کیه؟

136
00:07:54,140 --> 00:07:57,435
‫چرا این آدم ژولیده جلوم ایستاده؟

137
00:07:59,312 --> 00:08:00,396
‫گو اون‌سه.

138
00:08:03,024 --> 00:08:06,027
‫واقعا هیچی یادت نمیاد؟
‫نمی‌دونی من کی‌ام؟

139
00:08:08,029 --> 00:08:09,697
‫آره، دلم می‌خواد یادم نیاد.

140
00:08:13,284 --> 00:08:14,285
‫منم.

141
00:08:15,244 --> 00:08:16,245
‫نه.

142
00:08:17,079 --> 00:08:17,955
‫جانگ ته‌ها.

143
00:08:18,039 --> 00:08:19,040
‫نه.

144
00:08:20,333 --> 00:08:21,334
‫خواهش می‌کنم.

145
00:08:22,001 --> 00:08:23,169
‫نامزدت.

146
00:08:29,258 --> 00:08:30,384
‫تاثیرگذاره، نه؟

147
00:08:31,219 --> 00:08:34,263
‫میگه سه هفته تمام، تمام بیمارستان‌های

148
00:08:34,764 --> 00:08:37,808
‫سئول، گیونگی و کل منطقه پایتخت رو
‫گشته تا پیدات کنه.

149
00:08:38,851 --> 00:08:41,979
‫شنیده بودم جذابه...

150
00:08:42,480 --> 00:08:44,065
‫که شبیه بازیگراست...

151
00:08:45,066 --> 00:08:47,193
‫شونه‌هاش به پهنای در طویله‌ست.

152
00:08:47,276 --> 00:08:49,070
‫مثل جوونی‌های بک ایل‌سوب.

153
00:08:49,070 --> 00:08:50,571
‫به نظر من که شبیه پارک گون‌هیونگه.

154
00:08:50,655 --> 00:08:53,658
‫پارک توی جوونیاش دقیقا همین شکلی بود.

155
00:09:00,998 --> 00:09:03,417
‫پس خلاصه‌اش اینه که

156
00:09:04,293 --> 00:09:06,295
‫اسم من گو اون‌سه‌ست.

157
00:09:06,462 --> 00:09:07,463
‫درمورد سن هم

158
00:09:08,297 --> 00:09:09,173
‫۳۳ سالمه.

159
00:09:09,257 --> 00:09:12,176
‫توی یه مغازه تافی‌فروشی، پاره‌وقت تافی درست می‌کنم،

160
00:09:12,260 --> 00:09:15,596
‫و دو ساله که با تو که یه مربی بوکس هستی، نامزدم،

161
00:09:15,680 --> 00:09:19,016
‫و با هم زندگی می‌کنیم،
‫و حتی قراره به‌زودی ازدواج کنیم؟

162
00:09:32,572 --> 00:09:34,991
‫خب، چیکار کنم؟
‫من هیچ‌کدوم رو باور نمی‌کنم.

163
00:09:35,074 --> 00:09:38,536
‫واسه شروع، چطور ممکنه توی ۳۳ سالگی
‫یه شغل درست و حسابی نداشته باشم؟

164
00:09:38,619 --> 00:09:41,622
‫تو یه نویسنده جویای نام رمان‌های اینترنتی بودی
‫که هیچ‌وقت موفق نشدی.

165
00:09:41,664 --> 00:09:44,959
‫واسه همین از یک ماه پیش شروع کردی
‫به کار کردن توی تافی‌فروشی مادربزرگم.

166
00:09:45,293 --> 00:09:48,546
‫خب مدرکی داری که ثابت کنه ما با هم هستیم؟

167
00:09:59,640 --> 00:10:00,808
‫هی، بیخیال.

168
00:10:00,891 --> 00:10:04,395
‫این مدرک اصلا نشون نمیده که ما با هم هستیم.

169
00:10:04,478 --> 00:10:07,940
‫اینا می‌تونن دو تا توریست رهگذر باشن
‫که اتفاقی با هم عکس گرفتن.

170
00:10:09,942 --> 00:10:11,152
‫عکس دیگه‌ای هم داری؟

171
00:10:11,360 --> 00:10:13,988
‫- فقط همین یکیه.
‫- دیدی؟

172
00:10:14,071 --> 00:10:16,574
‫وقتی دو سال با هم نامزد بودیم
‫چطور همچین چیزی ممکنه؟

173
00:10:16,657 --> 00:10:21,037
‫گوشیم رو توی این سه هفته که
‫دربه‌در دنبالت می‌گشتم، گم کردم.

174
00:10:22,038 --> 00:10:24,582
‫- تمام عکسامون توش بود.
‫- انتظار داری اینو باور کنم؟

175
00:10:24,665 --> 00:10:26,792
‫اگه گوشیت رو داشتیم خیلی کمک می‌کرد،

176
00:10:27,376 --> 00:10:29,670
‫اما همون‌طور که می‌دونی،
‫تو رو بدون هیچی پیدا کردن.

177
00:10:29,754 --> 00:10:34,175
‫اصلا نمی‌دونم بعد از اینکه رفتی
‫دیدن دوستت چه اتفاقی واست افتاد،

178
00:10:34,925 --> 00:10:36,093
‫اما فعلا

179
00:10:37,887 --> 00:10:39,555
‫فقط خوشحالم که زنده‌ای.

180
00:10:43,851 --> 00:10:45,061
‫تو

181
00:10:45,561 --> 00:10:48,314
‫معمولا سر و صورتت رو نمی‌شوری؟

182
00:10:54,487 --> 00:10:55,488
‫اوه، من...

183
00:10:55,529 --> 00:10:58,574
‫خب، ماشینم توی راه خراب شد،

184
00:10:58,574 --> 00:11:00,868
‫واسه همین مجبور شدم با عجله تعمیرش کنم.

185
00:11:00,951 --> 00:11:02,370
‫اصلاح هم نمی‌کنی؟

186
00:11:02,453 --> 00:11:03,496
‫اصلاح؟

187
00:11:03,996 --> 00:11:06,707
‫اخیرا سرم یه کم شلوغ بوده.

188
00:11:10,419 --> 00:11:11,587
‫باشه، فهمیدم.

189
00:11:11,671 --> 00:11:15,049
‫میشه حداقل با خانواده‌ام تماس بگیری؟

190
00:11:16,133 --> 00:11:17,259
‫تو خانواده نداری.

191
00:11:18,678 --> 00:11:19,512
‫من خانواده ندارم؟

192
00:11:19,595 --> 00:11:21,764
‫توی پرورشگاه بزرگ شدی.

193
00:11:27,353 --> 00:11:29,063
‫وایسا ببینم.

194
00:11:29,146 --> 00:11:31,732
‫یعنی من هیچ خانواده‌ای ندارم،

195
00:11:32,233 --> 00:11:34,902
‫گوشیم رو گم کردم،
‫پس شماره هیچ‌کدوم از دوستام رو ندارم،

196
00:11:34,985 --> 00:11:37,238
‫و یه نویسنده‌ی جویای نام رمان‌های اینترنتی‌ام،

197
00:11:37,238 --> 00:11:39,115
‫پس هیچ همکاری هم ندارم.

198
00:11:39,824 --> 00:11:41,742
‫پس، به عبارت دیگه،

199
00:11:41,826 --> 00:11:44,453
‫تو تنها کسی هستی که توی کل دنیا دارم؟

200
00:11:44,662 --> 00:11:45,705
‫درسته؟

201
00:11:46,956 --> 00:11:49,959
‫همون‌طور که گفتم، توی خلاصه‌سازی مهارت داری.

202
00:11:55,631 --> 00:11:58,384
‫اگه حرفاتون تموم شد، می‌تونین برین خونه.

203
00:11:58,467 --> 00:12:01,721
‫می‌تونین بقیه درمانتون رو
‫به صورت سرپایی انجام بدین.

204
00:12:03,723 --> 00:12:05,933
‫می‌تونم یه لحظه باهاتون صحبت کنم؟

205
00:12:06,434 --> 00:12:07,518
‫البته، بله.

206
00:12:10,479 --> 00:12:13,149
‫باید بری صورتت رو بشوری یا یه کاری بکنی.

207
00:12:18,446 --> 00:12:20,781
‫چطور می‌تونین به همین راحتی
‫باور کنین که اون نامزدمه

208
00:12:20,781 --> 00:12:22,158
‫و بذارین منو ببره خونه؟

209
00:12:22,241 --> 00:12:24,618
‫ما با پلیس چک کردیم،

210
00:12:24,702 --> 00:12:28,831
‫و کسی که اون دنبالش می‌گشت
‫کاملا با مشخصات شما مطابقت داشت.

211
00:12:29,957 --> 00:12:32,626
‫اون حتی از خال‌های مثلثی
‫روی پشت شما هم مطلع بود.

212
00:12:32,710 --> 00:12:34,670
‫دقیقا درست گفت.

213
00:12:34,754 --> 00:12:36,005
‫خال‌های پشتم؟

214
00:12:36,088 --> 00:12:38,424
‫آره، همه‌مون موقع درمانتون اونا رو دیدیم.

215
00:12:38,424 --> 00:12:39,925
‫یه سری خال به شکل مثلث هست.

216
00:12:40,009 --> 00:12:43,721
‫و خالی که اون بالا قرار داره
‫رنگش یکم متفاوته.

217
00:12:43,804 --> 00:12:45,389
‫میشه گفت سبزرنگه.

218
00:12:45,473 --> 00:12:48,058
‫اون حتی اینم درست گفت.

219
00:12:49,602 --> 00:12:53,689
‫راستشو بخواید، این‌جور جزئیات چیزایی هستن

220
00:12:53,773 --> 00:12:55,524
‫که فقط یه نامزد ازش خبر داره.

221
00:12:56,609 --> 00:12:58,569
‫با این حال، چطور می‌تونین بذارین من

222
00:12:58,652 --> 00:13:00,738
‫با یه غریبه کاملا ناشناس برم...

223
00:13:00,821 --> 00:13:03,324
‫اگه باورش ندارین، می‌تونین باهاش نرین.

224
00:13:04,283 --> 00:13:06,285
‫می‌تونین همین‌جا منتظر پلیس بمونین

225
00:13:06,368 --> 00:13:09,371
‫تا شما رو ببره به یه مرکز دولتی.

226
00:13:09,371 --> 00:13:09,497
‫راست میگه. اونا به شکل مثلثن
‫و رنگ یکیشون فرق داره.

227
00:13:09,497 --> 00:13:11,457
‫راست میگه. اونا به شکل مثلثن
‫و رنگ یکیشون فرق داره.

228
00:13:12,374 --> 00:13:13,375
‫پس،

229
00:13:13,459 --> 00:13:15,961
‫هر چیزی که اون یارو گفت حقیقت داره؟

230
00:13:22,051 --> 00:13:24,386
‫خیلی‌خب، فعلا باهاش میرم.

231
00:13:24,887 --> 00:13:28,057
‫کی می‌دونه؟ شاید برگشتن به جایی
‫که زندگی می‌کردم، حافظه‌م رو برگردونه.

232
00:13:34,688 --> 00:13:36,273
‫من قبلا اینو می‌پوشیدم؟

233
00:13:36,857 --> 00:13:38,484
‫واقعا چنین چیز خزی رو می‌پوشیدم؟

234
00:13:49,078 --> 00:13:51,038
‫باید اینا رو هفته‌ای سه بار بخوری...

235
00:13:51,121 --> 00:13:53,249
‫منظورم اینه که روزی سه بار.

236
00:13:58,295 --> 00:13:59,630
‫خب حالا چی؟

237
00:14:00,381 --> 00:14:01,507
‫میریم خونه؟

238
00:14:02,716 --> 00:14:03,717
‫آره.

239
00:14:13,143 --> 00:14:14,478
‫وایسا.

240
00:14:15,062 --> 00:14:16,689
‫چرا داریم میریم اونجا و سئول نمیریم؟

241
00:14:16,772 --> 00:14:17,857
‫ما توی سئول زندگی نمی‌کنیم.

242
00:14:18,983 --> 00:14:20,609
‫مسخره‌بازی در نیار.

243
00:14:20,693 --> 00:14:22,444
‫شاید یادم نیاد کی هستم،

244
00:14:22,528 --> 00:14:25,489
‫اما نقشه متروی سئول رو تا خط ۹ یادمه.

245
00:14:25,573 --> 00:14:26,949
‫ما قبلا توی سئول زندگی می‌کردیم،

246
00:14:26,949 --> 00:14:28,993
‫اما دو ماه پیش رفتیم به گوجین.

247
00:14:29,076 --> 00:14:30,703
‫ما... چی؟

248
00:14:31,287 --> 00:14:32,955
‫گوجین دیگه کدوم قبرستونیه؟

249
00:14:33,289 --> 00:14:34,498
‫زادگاه من.

250
00:14:48,470 --> 00:14:50,556
‫[باشگاه مشت‌زنی هونگ]

251
00:15:01,108 --> 00:15:03,986
‫[روستای تافی گوجین]

252
00:15:14,747 --> 00:15:16,832
‫[روستای تافی گوجین]

253
00:15:22,379 --> 00:15:24,048
‫برنج عالی دراومده!

254
00:15:25,925 --> 00:15:27,301
‫یالا، بهتر از اینم می‌تونی.

255
00:15:27,927 --> 00:15:29,929
‫- برنجش خوب نیست؟
‫- ته‌ها، برگشتی؟

256
00:15:30,512 --> 00:15:31,513
‫بله، خانم.

257
00:15:32,723 --> 00:15:34,600
‫مراقب باشین.

258
00:15:52,993 --> 00:15:55,788
‫[تافی برنجی سنتی منطقه گوجین]

259
00:16:21,939 --> 00:16:22,940
‫سلام.

260
00:16:23,440 --> 00:16:25,275
‫- سلام.
‫- سلام!

261
00:16:26,276 --> 00:16:27,486
‫- حتما خودشه.
‫- این همونه؟

262
00:16:31,031 --> 00:16:32,032
‫چی...

263
00:16:32,658 --> 00:16:34,159
‫این زن‌های خشن دیگه کی‌ان؟

264
00:16:37,871 --> 00:16:41,083
‫اگه می‌دونستم امروز این‌قدر خوش‌شانسم
‫که روی ماهت رو می‌بینم،

265
00:16:41,166 --> 00:16:43,460
‫عینکم رو می‌زدم.

266
00:16:43,961 --> 00:16:45,295
‫خودشه، نه؟

267
00:16:45,379 --> 00:16:47,756
‫همسر آینده‌ات که باهات از سئول اومده؟

268
00:16:47,840 --> 00:16:49,008
‫آره.

269
00:16:50,259 --> 00:16:52,302
‫سلام کن. اونا اهل این روستان.

270
00:16:55,848 --> 00:16:56,849
‫شما منو می‌شناسین؟

271
00:16:56,932 --> 00:16:59,143
‫چرا، مگه آدم معروفی چیزی هستی؟

272
00:16:59,226 --> 00:17:01,061
‫- از کجا باید بشناسیمت؟
‫- نمی‌شناسین؟

273
00:17:01,145 --> 00:17:03,105
‫تا حالا منو این اطراف ندیدین؟
‫ظاهرا من اینجا زندگی می‌کنم.

274
00:17:03,188 --> 00:17:05,691
‫خب، مسئله همینه دیگه، نه؟

275
00:17:05,774 --> 00:17:07,484
‫تو تقریبا دو ماه پیش اومدی اینجا،

276
00:17:07,484 --> 00:17:09,403
‫اما این اولین باریه که بهمون افتخار دادی.

277
00:17:09,486 --> 00:17:11,780
‫پس چطور می‌تونستیم تو رو دیده باشیم؟

278
00:17:13,032 --> 00:17:16,368
‫عذر می‌خوام. ما خیلی درگیر بودیم.

279
00:17:16,452 --> 00:17:18,454
‫جزئیات رو بعدا واستون میگم.

280
00:17:18,537 --> 00:17:19,997
‫- باشه.
‫- همین کارو بکن.

281
00:17:20,873 --> 00:17:22,249
‫حالا می‌تونین برین.

282
00:17:22,332 --> 00:17:23,959
‫سر راهم وایسادین.

283
00:17:29,715 --> 00:17:31,216
‫من دیگه میرم...

284
00:17:33,510 --> 00:17:34,970
‫پس از سر راهم برین کنار.

285
00:17:43,979 --> 00:17:44,980
‫ته‌ها،

286
00:17:46,148 --> 00:17:47,149
‫این چشه؟

287
00:17:51,987 --> 00:17:53,030
‫ته‌ها.

288
00:17:53,113 --> 00:17:54,364
‫اون...

289
00:17:54,865 --> 00:17:55,908
‫ای وای، ته‌ها.

290
00:17:59,912 --> 00:18:03,791
‫وای، عجب شخصیتی داره.

291
00:18:03,874 --> 00:18:05,793
‫این یکی اصلا یه دختر معمولی نیست، نه؟

292
00:18:05,876 --> 00:18:06,710
‫قطعا نه.

293
00:18:06,794 --> 00:18:08,962
‫مشخصه از اون بچه‌های بی‌ادب نسل زدـه

294
00:18:08,962 --> 00:18:10,923
‫که ادب رو بوسیدن گذاشتن کنار.

295
00:18:11,090 --> 00:18:14,551
‫من و اون تا صد سال سیاه آبمون توی یه جوب نمیره.

296
00:18:29,108 --> 00:18:30,442
‫- سلام، من...
‫- سونگ‌ول.

297
00:18:30,526 --> 00:18:33,570
‫بهت که گفتم، نه؟
‫اون هیچی یادش نمیاد.

298
00:18:36,156 --> 00:18:39,159
‫تو منو می‌شناسی؟ من واقعا اینجا کار می‌کردم؟

299
00:18:42,830 --> 00:18:44,915
‫و این یارو چی؟ واقعا نامزد منه؟

300
00:18:51,755 --> 00:18:54,758
‫خواهش می‌کنم هر چی ازم می‌دونی رو بهم بگو.

301
00:18:55,968 --> 00:18:57,594
‫یالا، فقط بهم بگو.

302
00:18:57,594 --> 00:19:00,097
‫لازم نیست نگران اون باشی.

303
00:19:01,431 --> 00:19:04,434
‫اون نمی‌تونه حرف بزنه. «آفازی» داره.
‫(زبان‌پریشی، نوعی اختلال زبانی)

304
00:19:05,435 --> 00:19:08,147
‫اسمش کیم سونگ‌وله، و اهل کره شمالیه.

305
00:19:09,773 --> 00:19:12,734
‫نمی‌تونه حرف بزنه،
‫اما می‌تونه خوب بشنوه و بخونه،

306
00:19:12,818 --> 00:19:15,320
‫واسه همین مشکلی توی برقراری ارتباط نداره.

307
00:19:21,493 --> 00:19:23,620
‫ببخشید، خانم.

308
00:19:24,121 --> 00:19:25,539
‫خانم، من واقعا...

309
00:19:25,622 --> 00:19:26,999
‫صداتو بیار پایین، پیرزن!

310
00:19:26,999 --> 00:19:29,084
‫برو بیرون و تافی مک بزن.

311
00:19:30,043 --> 00:19:31,753
‫عذر می‌خوام.

312
00:19:31,962 --> 00:19:33,797
‫الان چی گفتی؟

313
00:19:33,881 --> 00:19:35,382
‫مادربزرگم زوال عقل داره.

314
00:19:35,465 --> 00:19:37,134
‫قصد توهین نداشت...

315
00:19:37,217 --> 00:19:38,093
‫نه، اون نه.

316
00:19:38,177 --> 00:19:39,511
‫«پیرزن»؟

317
00:19:39,595 --> 00:19:42,723
‫چرا باید بهم بگی پیرزن؟

318
00:19:42,806 --> 00:19:44,683
‫چرا باید بهم بگی پیر؟

319
00:19:44,766 --> 00:19:46,810
‫اگه قراره اون‌قدر بلند داد بزنی،

320
00:19:46,810 --> 00:19:48,437
‫باید خواننده می‌شدی.

321
00:19:48,520 --> 00:19:50,397
‫خدای من، داری گوشام رو کر می‌کنی.

322
00:19:50,898 --> 00:19:53,150
‫عزیزم، این پیرزن رو ببر بیرون.

323
00:19:59,948 --> 00:20:01,909
‫عجب زنیکه دیوونه‌ایه.

324
00:20:05,412 --> 00:20:07,623
‫یکیشون زوال عقل داره، اون یکی هم آفازی.

325
00:20:09,166 --> 00:20:10,834
‫واقعا کسی نیست که بتونم ازش بپرسم؟

326
00:20:10,918 --> 00:20:13,253
‫بیا فعلا بریم خونه.
‫باید یه کم استراحت کنی.

327
00:20:15,214 --> 00:20:18,217
‫منظورت از «خونه»، همون خونه‌ایه
‫که قبلا توش زندگی می‌کردیم، نه؟

328
00:20:34,399 --> 00:20:35,609
‫اینجا خونه‌ی ماست.

329
00:20:41,823 --> 00:20:42,824
‫خب...

330
00:20:48,497 --> 00:20:49,498
‫وایسا ببینم.

331
00:20:51,041 --> 00:20:52,042
‫یه لحظه صبر کن.

332
00:20:52,376 --> 00:20:54,378
‫چرا داره بهم پارس می‌کنه؟

333
00:20:55,545 --> 00:20:56,838
‫اگه من قبلا اینجا زندگی می‌کردم،

334
00:20:56,838 --> 00:20:58,924
‫باید دمش رو تکون می‌داد و می‌دوید سمتم.

335
00:20:59,007 --> 00:21:02,219
‫چرا داره جوری بهم پارس می‌کنه
‫که انگار کاملا غریبه‌ام؟

336
00:21:03,929 --> 00:21:05,180
‫این سگ ما نیست.

337
00:21:07,849 --> 00:21:09,184
‫گداخل اون لونه بود.

338
00:21:09,810 --> 00:21:10,936
‫سگ‌های روستا همین‌طوری‌ان.

339
00:21:10,978 --> 00:21:12,854
‫اینور و اونور پرسه می‌زنن

340
00:21:12,938 --> 00:21:15,774
‫و اگه از یه لونه سگ خوششون بیاد
‫همون‌جا می‌خوابن و غذا می‌خورن.

341
00:21:16,316 --> 00:21:18,443
‫این چند روز گذشته رو اینجا مونده.

342
00:21:20,153 --> 00:21:20,988
‫جدی میگی؟

343
00:21:21,071 --> 00:21:22,990
‫خوشبختانه زیاد پارس نمی‌کنه.

344
00:21:22,990 --> 00:21:24,366
‫بعد از چند تا واق‌واق ساکت میشه.

345
00:21:27,327 --> 00:21:28,912
‫دارم دیوونه میشم.

346
00:21:29,871 --> 00:21:31,248
‫اصلا با عقل جور درنمیاد.

347
00:21:54,938 --> 00:21:57,316
‫گل، گل، گل، و بازم گل.

348
00:21:57,316 --> 00:21:58,483
‫همه‌جا پر از گله.

349
00:21:59,526 --> 00:22:02,738
‫نکنه این پتو سه نسل توی این خانواده چرخیده؟

350
00:22:02,821 --> 00:22:05,782
‫- این تازه خریداری شده...
‫- امکان نداره کسی واسه این پول داده باشه.

351
00:22:08,243 --> 00:22:09,703
‫این تخت دیگه چیه؟

352
00:22:17,169 --> 00:22:18,879
‫چقدر شبیه سریال‌ها‎‌ی آبکی قدیمیه.

353
00:22:23,967 --> 00:22:25,260
‫این سوپ مرغه؟

354
00:22:25,344 --> 00:22:27,679
‫چرا توی لوسیون، قارچ گانودرما هست؟

355
00:22:28,847 --> 00:22:31,058
‫این واقعا گرون بود...

356
00:22:35,562 --> 00:22:36,730
‫من مطمئنم.

357
00:22:37,481 --> 00:22:38,482
‫من اینجا زندگی نمی‌کردم.

358
00:22:39,232 --> 00:22:40,359
‫چرا چنین فکری می‌کنی؟

359
00:22:40,442 --> 00:22:44,446
‫چون حتی از یکی از چیزای
‫توی این خونه هم خوشم نمیاد.

360
00:22:45,447 --> 00:22:46,823
‫تو از چیزهای ظاهری متنفر بودی،

361
00:22:46,907 --> 00:22:48,784
‫واسه همین وقتی اومدیم اینجا بازسازی نکردیم...

362
00:22:48,867 --> 00:22:52,329
‫من همون دختری‌ام که لباس بیمارستانش رو کوتاه کرد.

363
00:22:52,412 --> 00:22:55,916
‫داری میگی من از چیزهای ظاهری متنفر بودم
‫در حالی که عاشق این بودم که به خودم برسم؟

364
00:22:57,376 --> 00:23:00,420
‫و چطور هیچ‌کدوم از وسایل تو
‫توی اتاق خواب نیست؟

365
00:23:00,504 --> 00:23:02,172
‫اگه قرار بوده ازدواج کنیم،

366
00:23:02,172 --> 00:23:04,007
‫حتما باید یه اتاق مشترک می‌داشتیم.

367
00:23:05,384 --> 00:23:07,219
‫وقتی فهمیدم توی چه وضعیتی هستی،

368
00:23:07,302 --> 00:23:09,471
‫تمام وسایلم رو بردم اونجا.

369
00:23:09,554 --> 00:23:12,140
‫واسه تو، مثل این می‌مونه که
‫کنار مردی که تازه دیدی بخوابی.

370
00:23:12,224 --> 00:23:13,600
‫خیلی عجیب می‌شد.

371
00:23:14,810 --> 00:23:17,104
‫- پس باملاحظگی کردی؟
‫- آره.

372
00:23:22,317 --> 00:23:24,027
‫اسمت جانگ ته‌هاست، درسته؟

373
00:23:25,487 --> 00:23:26,321
‫آقای جانگ ته‌ها.

374
00:23:26,405 --> 00:23:29,199
‫بهم بگو چطوری با هم آشنا شدیم.

375
00:23:29,282 --> 00:23:31,201
‫باور کردن این چیزا واسم سخته،

376
00:23:31,201 --> 00:23:32,536
‫پس از اول شروع کن.

377
00:23:32,619 --> 00:23:35,372
‫یه قرار بدون آشنایی قبلی؟
‫یا تو قدم اول رو برداشتی؟

378
00:23:35,455 --> 00:23:41,086
‫باید بدونم چطور و چرا با تو هم‌خونه شدم.

379
00:23:49,428 --> 00:23:51,012
‫ما توی کوهستان با هم آشنا شدیم.

380
00:23:54,558 --> 00:23:56,143
‫به چی نگاه می‌کنی؟

381
00:24:30,177 --> 00:24:32,596
‫می‌تونین به راهتون ادامه بدین. من گرفتمش.

382
00:24:45,984 --> 00:24:48,111
‫داری باهام شوخی می‌کنی؟

383
00:24:48,195 --> 00:24:50,780
‫من فقط به خاطر اینکه یه وزغ گرفتی عاشقت شدم؟

384
00:24:50,864 --> 00:24:53,450
‫تو دست از سرم برنمی‌داشتی و دنبالم بودی.

385
00:24:53,533 --> 00:24:55,785
‫وایسا، وایسا. چی گفتی؟

386
00:24:55,869 --> 00:24:57,954
‫من دنبال تو بودم؟ برعکس نبود؟

387
00:24:58,455 --> 00:25:01,291
‫گفتی اگه باهات نیام بیرون
‫خودت رو می‌کشی، واسه همین قبول کردم.

388
00:25:01,374 --> 00:25:04,544
‫یه روز با وسایلت پیدات شد،
‫واسه همین شروع کردیم به زندگی کردن با همدیگه.

389
00:25:04,628 --> 00:25:06,963
‫اصرار داشتی که نمی‌تونی بدون من زندگی کنی،

390
00:25:06,963 --> 00:25:08,548
‫پس تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم.

391
00:25:08,632 --> 00:25:10,675
‫وایسا. همین‌جا نگهش دار.

392
00:25:11,468 --> 00:25:12,844
‫ببین، آقای جانگ ته‌ها.

393
00:25:12,928 --> 00:25:14,804
‫فقط به این خاطر که من هیچی یادم نمیاد

394
00:25:14,804 --> 00:25:16,806
‫دلیل نمیشه بتونی از خودت داستان سرهم کنی.

395
00:25:16,890 --> 00:25:19,935
‫تا الان هیچ‌کدوم از حرفات رو باور نکردم،

396
00:25:20,018 --> 00:25:22,145
‫و این یکی از همه غیرقابل‌باورتره.

397
00:25:22,229 --> 00:25:23,271
‫ادامه بدم؟

398
00:25:23,355 --> 00:25:26,149
‫نه، ممنون. می‌خوای منو سکته بدی؟

399
00:25:27,108 --> 00:25:30,445
‫پس یه کم استراحت کن. ماشین رو
‫می‌برم باشگاه و زود برمی‌گردم.

400
00:25:48,380 --> 00:25:50,882
‫[باشگاه مشت‌زنی هونگ]

401
00:25:50,966 --> 00:25:52,884
‫خیلی‌خب، خوبه!

402
00:25:52,968 --> 00:25:53,969
‫یه بار دیگه.

403
00:25:55,470 --> 00:25:58,139
‫یک، دو! دوباره.

404
00:25:58,223 --> 00:25:59,599
‫دوباره، یک، دو!

405
00:25:59,683 --> 00:26:00,684
‫خوبه!

406
00:26:01,226 --> 00:26:02,435
‫چی شده؟

407
00:26:03,770 --> 00:26:05,063
‫پیراهنت هنوز نیمه‌خشکه.

408
00:26:05,647 --> 00:26:06,648
‫پاشو.

409
00:26:07,065 --> 00:26:08,066
‫وایسا سر پا!

410
00:26:12,988 --> 00:26:13,989
‫واسه امروز کافیه.

411
00:26:15,240 --> 00:26:16,116
‫ممنون، قربان.

412
00:26:16,199 --> 00:26:18,285
‫خون‌هایی که موقع مبارزه ازت جاری میشه،

413
00:26:18,368 --> 00:26:20,370
‫همون عرق‌هاییه که موقع تمرین نریختی.

414
00:26:20,412 --> 00:26:22,831
‫فردا یه عالمه عرق می‌ریزم.

415
00:26:23,707 --> 00:26:24,708
‫هر چی تو بگی.

416
00:26:28,503 --> 00:26:29,504
‫اینجایی.

417
00:26:29,588 --> 00:26:30,589
‫بله، قربان.

418
00:26:31,673 --> 00:26:32,966
‫سلام، مربی.

419
00:26:33,049 --> 00:26:34,050
‫کارت خوب بود، پیل‌سونگ.

420
00:26:36,052 --> 00:26:37,887
‫- قربان، من دیگه میرم.
‫- باشه.

421
00:26:37,971 --> 00:26:39,639
‫- برو.
‫- باشه. خدانگهدار.

422
00:26:39,723 --> 00:26:41,516
‫- هی، تا خونه رو بدو.
‫- چشم، قربان!

423
00:26:48,231 --> 00:26:50,358
‫هی، چطور پیش رفت؟

424
00:26:50,442 --> 00:26:51,943
‫بی‌دردسر برش گردوندی؟

425
00:26:54,571 --> 00:26:56,656
‫به نظر نمیاد حرفامو باور کرده باشه.

426
00:26:57,699 --> 00:26:58,575
‫معلومه.

427
00:26:58,658 --> 00:27:01,578
‫حتما به زندگی لوکس توی سئول عادت داشته.

428
00:27:01,661 --> 00:27:05,040
‫حتما یه چیزی درونش
‫در برابر روستا مقاومت می‌کنه.

429
00:27:05,999 --> 00:27:07,000
‫به نظرت

430
00:27:07,959 --> 00:27:08,960
‫مشکلی پیش نمیاد؟

431
00:27:11,296 --> 00:27:13,840
‫تحت هیچ شرایطی نباید گیر بیفتیم.

432
00:27:17,302 --> 00:27:19,679
‫[سه هفته قبل]

433
00:27:39,157 --> 00:27:40,492
‫اینجا رزرو شده،

434
00:27:40,492 --> 00:27:42,369
‫واسه همین نمی‌تونین اینجا پارک کنین.
‫لطفا جابجا بشین.

435
00:27:43,578 --> 00:27:45,121
‫- تو حتما اینجا تازه واردی.
‫- ببخشید؟

436
00:27:45,872 --> 00:27:47,999
‫بله. شما حتما زیاد به
‫دفتر دادستانی رفت و آمد دارین

437
00:27:48,083 --> 00:27:50,001
‫که متوجه تغییر تیم امنیتی شدین.

438
00:27:50,585 --> 00:27:52,671
‫حدود سه ساله که رفت و آمد دارم.

439
00:27:53,254 --> 00:27:54,923
‫آخر هفته ماشینم رو عوض کردم،

440
00:27:54,923 --> 00:27:56,257
‫واسه همین هنوز ثبت نشده.

441
00:27:56,841 --> 00:27:59,052
‫- اما اینجا جای پارک منه.
‫- ببخشید؟

442
00:28:00,178 --> 00:28:03,515
‫من مرتب به اینجا رفت و آمد دارم،
‫پس لطفا قیافه‌م رو یادت بمونه.

443
00:28:06,226 --> 00:28:10,271
‫من دادستان گو جی‌وون
‫از دپارتمان مبارزه با فساد هستم.

444
00:28:13,942 --> 00:28:17,529
‫و اینم بهترین دادستان ما،
‫دادستان گو جی‌وون.

445
00:28:17,612 --> 00:28:19,572
‫ایشون رو توی مراسم افتتاحیه دیدین، درسته؟

446
00:28:19,656 --> 00:28:23,493
‫بله. چطور می‌تونم کسی با همچین
‫حضور منحصربه‌فردی رو فراموش کنم؟

447
00:28:26,287 --> 00:28:28,998
‫من ویژگی‌های استثنایی دیگه ای هم دارم، رئیس.

448
00:28:30,208 --> 00:28:32,794
‫به زودی اونا رو توی کارم خواهید دید.

449
00:28:34,754 --> 00:28:36,297
‫[شب دوستی کُره و آمریکا]

450
00:28:40,176 --> 00:28:41,177
‫با اجازه‌تون...

451
00:28:41,678 --> 00:28:44,305
‫آقای شهردار، ایشون نامزد من هستن.

452
00:28:44,305 --> 00:28:45,306
‫چه خوب.

453
00:28:45,515 --> 00:28:48,184
‫سلام، من گو جی‌وون از دفتر دادستانی هستم.

454
00:28:48,268 --> 00:28:49,769
‫بله، درباره شما زیاد شنیدم.

455
00:28:49,769 --> 00:28:51,604
‫یه دادستان مبارزه با فساد، درسته؟

456
00:28:51,688 --> 00:28:54,691
‫مبارزه با فساد؟
‫شما باید یکی از نخبگان باشین.

457
00:28:55,775 --> 00:28:59,237
‫ایشون رئیس بک سانگ‌گیل
‫از شرکت «میرا اِدن» هستن.

458
00:29:00,113 --> 00:29:01,114
‫کاملا در جریانم.

459
00:29:04,659 --> 00:29:06,911
‫به نظرم معرفی مهمونتون خیلی به یاد موندنی بود.

460
00:29:11,458 --> 00:29:12,125
‫خوشحالم از آشنایی‌تون.

461
00:29:13,877 --> 00:29:15,712
‫خب دیگه تنهاتون می‌ذارم.

462
00:29:16,713 --> 00:29:18,173
‫- زود برمی‌گردم.
‫- باشه.

463
00:29:22,385 --> 00:29:26,514
‫شهردار و رئیس بک بین ساعت ۱۰ تا ۱۰:۱۰
‫از محل خارج میشن.

464
00:29:26,598 --> 00:29:28,475
‫من فقط شهردار رو تا محل جشن همراهی می‌کنم.

465
00:29:28,558 --> 00:29:32,228
‫برنامه رسمی اینه که
‫راننده‌ی شهردار اونو ببره خونه.

466
00:29:32,729 --> 00:29:36,065
‫اما اون به جای اینکه بره خونه،
‫قراره با کسی تماس بگیره؟

467
00:29:37,275 --> 00:29:38,276
‫نگران نباش.

468
00:29:38,735 --> 00:29:41,821
‫این اطلاعات ارزشمندیه که نامزدم
‫که دستیاره تونسته واسم به دست بیاره.

469
00:29:43,156 --> 00:29:44,657
‫باید این کار رو به سرانجام برسونم.

470
00:30:30,954 --> 00:30:34,332
‫باید برای تصمیم نهایی
‫در مورد پیمانکار پروژه محله ایرنگ

471
00:30:34,833 --> 00:30:36,292
‫یه کم دیگه صبر کنی.

472
00:30:36,793 --> 00:30:39,128
‫چشمای زیادی روی این قضیه‌ست،

473
00:30:39,128 --> 00:30:41,422
‫واسه همین سخته که کارها رو سرعت ببخشیم.

474
00:30:45,218 --> 00:30:48,680
‫قبل از اینکه طوفان به پا کنیم،

475
00:30:48,763 --> 00:30:51,474
‫بهتره که خودت سریع به این موضوع رسیدگی کنی.

476
00:30:52,809 --> 00:30:55,520
‫ما که نمی‌خوایم بعد از طوفان
‫یه بارون شدید بیاد

477
00:30:57,146 --> 00:30:58,648
‫و ردای سلطنتیِ

478
00:31:00,233 --> 00:31:02,318
‫شهردار عزیزمون رو خیس کنه، مگه نه؟

479
00:31:47,280 --> 00:31:50,950
‫باید برای تصمیم نهایی
‫در مورد پیمانکار پروژه محله ایرنگ

480
00:31:51,034 --> 00:31:52,327
‫یه کم دیگه صبر کنی.

481
00:31:54,996 --> 00:31:56,623
‫دوباره همدیگه رو دیدیم، دادستان.

482
00:32:07,467 --> 00:32:08,801
‫انگار همین‌طوره.

483
00:32:09,510 --> 00:32:11,721
‫هرچند توی جای خیلی مجللی نیستیم.

484
00:32:15,808 --> 00:32:19,646
‫ما لحظه‌ی آخر از حضورتون باخبر شدیم،

485
00:32:21,230 --> 00:32:23,942
‫واسه همین ناچاراً
‫یه روی ناشایستمون رو نشون دادیم.

486
00:32:24,567 --> 00:32:27,570
‫اگه فرصتی واسه جبران بدین،
‫حسابی ازتون پذیرایی می‌کنیم.

487
00:32:29,906 --> 00:32:31,366
‫در مورد ساعتتون...

488
00:32:32,951 --> 00:32:35,453
‫سخاوتمندانه یه جایگزینش رو تقدیم می‌کنیم.

489
00:32:43,461 --> 00:32:47,090
‫گمونم فکر می‌کنین
‫دادستان‌های کُره شوخی و الکی‌ان.

490
00:32:48,967 --> 00:32:50,468
‫من مشکل مالی ندارم.

491
00:32:50,969 --> 00:32:53,262
‫واسه گذروندن زندگیم نیازی به پول کثیف تو ندارم.

492
00:32:59,519 --> 00:33:01,521
‫اگه منتظر بازرس‌هاتون هستین،

493
00:33:02,271 --> 00:33:04,065
‫آدمای من رفتن استقبالشون،

494
00:33:04,065 --> 00:33:05,858
‫پس نیازی نیست زیاد نگران باشین.

495
00:33:08,528 --> 00:33:10,697
‫خب، دادستان،

496
00:33:11,781 --> 00:33:13,241
‫حالا می‌خواین چیکار کنین؟

497
00:33:18,413 --> 00:33:19,998
‫پست‌فطرت روانی.

498
00:33:46,315 --> 00:33:47,316
‫واقعا؟

499
00:33:49,068 --> 00:33:50,737
‫شما بی‌شرفا می‌خواین...

500
00:33:52,155 --> 00:33:53,156
‫هی!

501
00:33:56,826 --> 00:33:57,827
‫چی...

502
00:34:28,441 --> 00:34:30,693
‫می‌دونی، راستش من دیگه فیلم تماشا نمی‌کنم.

503
00:34:31,819 --> 00:34:33,780
‫پایانش از قبل مشخصه،

504
00:34:33,863 --> 00:34:37,033
‫و هدر دادن اون‌همه وقت
‫فقط واسه تماشای اینکه تهش چی میشه...

505
00:34:40,036 --> 00:34:41,537
‫به نظرم واقعا احمقانه‌ست.

506
00:35:06,479 --> 00:35:08,231
‫به نظرم اصلا به خودت زحمت نده.

507
00:35:27,750 --> 00:35:29,252
‫هی! بیا اینجا، لعنتی!

508
00:35:33,005 --> 00:35:34,132
‫لعنتی!

509
00:36:03,244 --> 00:36:06,873
‫باید برای تصمیم نهایی
‫در مورد پیمانکار پروژه محله ایرنگ

510
00:36:06,956 --> 00:36:08,374
‫یه کم دیگه صبر کنی.

511
00:36:08,457 --> 00:36:10,251
‫چشمای زیادی روی این قضیه‌ست،

512
00:36:10,835 --> 00:36:13,171
‫واسه همین سخته که کارها رو سرعت ببخشیم.

513
00:36:15,464 --> 00:36:17,466
‫حالا باید چیکار کنیم؟

514
00:36:25,516 --> 00:36:28,227
‫[ناریتا، توکیو]
‫[فرود آمد]

515
00:37:26,494 --> 00:37:27,912
‫گزارش فروش به دستم رسید.

516
00:37:28,412 --> 00:37:29,914
‫به لطف شما، مدیر جانگ،

517
00:37:29,997 --> 00:37:32,792
‫بیزینس پاچینکو توی توکیو داره خوب پیش میره.

518
00:37:32,833 --> 00:37:33,834
‫به هیچ وجه.

519
00:37:36,921 --> 00:37:37,922
‫ته‌ها.

520
00:37:38,714 --> 00:37:39,715
‫بله، قربان؟

521
00:37:41,092 --> 00:37:42,093
‫تو اخیرا بهم گفتی

522
00:37:42,677 --> 00:37:45,137
‫که می‌خوای این دنیا رو پشت سر بذاری.

523
00:37:55,147 --> 00:37:56,148
‫می‌تونی بری.

524
00:37:58,734 --> 00:37:59,735
‫قربان؟

525
00:38:04,907 --> 00:38:09,203
‫این تو بودی که گوکراکپا، یه گروه
‫خلافکار زیرزمینی، رو تبدیل به میرا اِدن کردی.

526
00:38:09,287 --> 00:38:11,080
‫تو لیاقتش رو داری.

527
00:38:15,626 --> 00:38:16,627
‫قربان.

528
00:38:22,091 --> 00:38:25,052
‫فقط قبل از رفتنت آخرین کار رو واسم انجام بده.

529
00:38:26,595 --> 00:38:28,347
‫باید کلک یه دادستان رو بکَنیم.

530
00:38:29,056 --> 00:38:32,018
‫داریم در مورد یه دادستان حرف می‌زنیم،
‫پس ممکنه اوضاع بیریخت شه.

531
00:38:39,567 --> 00:38:41,861
‫به کسی نیاز دارم که بتونم بهش اعتماد کنم.

532
00:38:43,654 --> 00:38:46,782
‫بذارش به حساب یه هدیه خداحافظی به من.

533
00:38:47,825 --> 00:38:48,826
‫ته‌ها.

534
00:38:50,077 --> 00:38:51,537
‫می‌تونی این کارو واسم انجام بدی؟

535
00:39:08,929 --> 00:39:09,930
‫وضعیت فعلی؟

536
00:39:11,057 --> 00:39:12,391
‫تقریبا از هوش رفته.

537
00:39:51,138 --> 00:39:52,390
‫دستور چیه، قربان؟

538
00:40:01,649 --> 00:40:03,609
‫- فراموشش کن.
‫- چی؟

539
00:40:09,240 --> 00:40:11,826
‫رئیس بک ازم خواست
‫به این موضوع رسیدگی کنم.

540
00:40:13,786 --> 00:40:15,246
‫شما دستاتون رو کثیف نکنین.

541
00:40:17,039 --> 00:40:18,249
‫خودم انجامش میدم.

542
00:40:29,969 --> 00:40:31,387
‫[هونگ دویوپ]

543
00:40:36,434 --> 00:40:37,518
‫به کمکت نیاز دارم.

544
00:40:38,102 --> 00:40:39,645
‫باید یکی رو نجات بدم.

545
00:40:47,069 --> 00:40:50,573
‫مطمئنم بک سانگ‌گیل تمام مراحل
‫این پروسه رو با دقت موشکافی می‌کنه،

546
00:40:51,157 --> 00:40:54,034
‫و در صورت لزوم، بطور غیرقانونی فیلم
‫دوربین‌های مداربسته ترافیکی رو گیر میاره.

547
00:40:54,118 --> 00:40:58,122
‫خوشبختانه، دقیقا یه جا
‫توی مسیر رسیدن به مقصد نهایی هست

548
00:40:58,205 --> 00:40:59,790
‫که نقطه کور دوربین‌های مداربسته‌ست.

549
00:41:48,631 --> 00:41:49,632
‫خیلی‌خب.

550
00:42:43,602 --> 00:42:45,688
‫گمونم هیچ ردی از خودت به جا نذاشتی.

551
00:42:47,147 --> 00:42:48,440
‫بله، قربان.

552
00:42:52,820 --> 00:42:53,862
‫کارت خوب بود.

553
00:43:02,288 --> 00:43:04,957
‫[بیمارستان ساندول]

554
00:43:06,458 --> 00:43:08,419
‫چطور ممکنه همچین اتفاقی بیفته؟

555
00:43:08,502 --> 00:43:11,046
‫اون بالاخره بعد از دو هفته بیدار شد...

556
00:43:15,259 --> 00:43:16,260
‫[ناشناس، زن، بیست و چند ساله]

557
00:43:16,302 --> 00:43:18,012
‫اما دچار فراموشی شده.

558
00:43:23,851 --> 00:43:25,686
‫از اونجایی که هیچ اثر انگشتی نداره،

559
00:43:25,769 --> 00:43:29,481
‫به عنوان فرد ناشناس ثبت میشه
‫و به یه مرکز دولتی منتقل میشه.

560
00:43:30,899 --> 00:43:32,318
‫این خیلی خطرناک نیست؟

561
00:43:32,401 --> 00:43:34,320
‫اون باید از دنیای بیرون دور نگه داشته بشه.

562
00:43:35,279 --> 00:43:39,742
‫توی این وضعیت،
‫امن‌ترین راه اینه که اونو پیش خودت نگه داری.

563
00:43:39,825 --> 00:43:43,370
‫اما واسه این کار، باید یه دلیل
‫موجه داشته باشی تا اونو ببری خونه.

564
00:43:43,454 --> 00:43:45,706
‫مثلا اگه جزو خانواده‌ش باشی.

565
00:43:45,789 --> 00:43:47,499
‫یا کسی که قراره باهاش تشکیل خانواده بده،

566
00:43:48,709 --> 00:43:50,127
‫مثلا یه نامزد.

567
00:44:01,096 --> 00:44:04,892
‫دکتر گفت احتمالا این
‫یه عارضه موقتی بعد از حادثه‌ست.

568
00:44:04,975 --> 00:44:08,479
‫قطعا وقتی که حالش بهتر بشه، حافظه‌ش برمی‌گرده.

569
00:44:11,190 --> 00:44:12,566
‫راستی،

570
00:44:14,234 --> 00:44:16,278
‫یه قایق قاچاق به مقصد ژاپن پیدا کردی؟

571
00:44:16,904 --> 00:44:18,906
‫کایتو دنبال دلال‌های محلی می‌گرده.

572
00:44:20,449 --> 00:44:21,325
‫خیلی‌خب، خوبه.

573
00:44:21,408 --> 00:44:25,037
‫به محض اینکه حافظه‌ش برگرده
‫و قایق آماده بشه، می‌فرستیمش بره.

574
00:44:25,120 --> 00:44:26,455
‫اون‌وقت همه‌چی تموم میشه.

575
00:44:26,955 --> 00:44:29,917
‫تا اون موقع باید همین‌جا نگهش داریم.

576
00:44:30,000 --> 00:44:31,210
‫پس فقط دندون رو جیگر بذار.

577
00:44:31,210 --> 00:44:33,253
‫یه مدت وانمود کن که نامزدشی.

578
00:44:36,715 --> 00:44:37,716
‫باشه.

579
00:44:41,512 --> 00:44:43,389
‫هی، زیاد نگران نباش.

580
00:44:43,472 --> 00:44:44,890
‫ما وسط ناکجاآبادیم،

581
00:44:44,973 --> 00:44:47,893
‫یه جای دورافتاده که سال‌هاست
‫هیچ‌چیزی توش تغییر نکرده.

582
00:44:47,976 --> 00:44:50,646
‫هیچ‌جایی امن‌تر از اینجا نیست.

583
00:44:55,234 --> 00:44:56,777
‫هر جور به قضیه نگاه می‌کنم،

584
00:44:58,112 --> 00:44:59,196
‫خیلی ناآشناست.

585
00:44:59,279 --> 00:45:02,616
‫درسته حافظه‌ام رو از دست دادم،
‫ولی حس ششمم رو که از دست ندادم.

586
00:45:02,700 --> 00:45:05,202
‫چطور ممکنه هر گوشه‌ی این خونه،

587
00:45:05,202 --> 00:45:07,913
‫حتی قاشق‌ها، این‌قدر غریبه به نظر برسن؟

588
00:45:11,333 --> 00:45:13,085
‫بیخیال.

589
00:45:13,168 --> 00:45:15,671
‫اگه حداقل اینا خوب بودن،

590
00:45:15,754 --> 00:45:18,757
‫این‌قدر کلافه نمی‌شدم. ای بابا.

591
00:45:22,553 --> 00:45:24,847
‫دقیقا چه تصادفی کرده بودم؟

592
00:45:38,485 --> 00:45:41,405
‫اون چیه؟ نکنه اون...

593
00:46:05,137 --> 00:46:06,263
‫داری چیکار می‌کنی؟

594
00:46:22,070 --> 00:46:23,155
‫نکنه

595
00:46:24,031 --> 00:46:25,657
‫حافظه‌ات برگشته؟

596
00:46:25,991 --> 00:46:26,867
‫چطور؟

597
00:46:26,950 --> 00:46:28,410
‫ترسیدی که نکنه

598
00:46:28,994 --> 00:46:30,078
‫حافظه‌ام برگرده؟

599
00:46:33,499 --> 00:46:35,834
‫متاسفانه حافظه‌ام برنگشته،

600
00:46:36,418 --> 00:46:38,003
‫اما یه چیزی دیدم.

601
00:46:44,009 --> 00:46:45,594
‫اینو توی حیاط پیدا کردم.

602
00:46:45,677 --> 00:46:48,430
‫گفتی چون یکی از اینا واسم گرفتی
‫عاشقت شدم،

603
00:46:48,514 --> 00:46:50,432
‫اما من اصلا ازش نمی‌ترسم.

604
00:46:51,433 --> 00:46:52,935
‫حتی می‌تونم به عنوان حیوون خونگی نگهش دارم.

605
00:46:53,018 --> 00:46:54,311
‫هی، میشه...

606
00:47:02,069 --> 00:47:03,070
‫چی شده؟

607
00:47:07,115 --> 00:47:09,076
‫گمونم ترست رو هم با حافظه‌ات از دست دادی.

608
00:47:09,159 --> 00:47:10,536
‫مسخره‌بازی در نیار.

609
00:47:14,206 --> 00:47:17,459
‫دکتر گفت ضربه به سر
‫می‌تونه باعث هر نوع عارضه‌ای بشه.

610
00:47:17,543 --> 00:47:19,461
‫تو نامزد من نیستی، مگه نه؟

611
00:47:19,545 --> 00:47:20,420
‫هستم.

612
00:47:20,504 --> 00:47:22,047
‫از داستانت کوتاه نمیای، نه؟

613
00:47:22,130 --> 00:47:23,382
‫من نامزدتم.

614
00:47:24,800 --> 00:47:26,009
‫که این‌طور.

615
00:47:26,677 --> 00:47:28,762
‫گفتی دو سال با هم نامزد بودیم؟

616
00:47:28,846 --> 00:47:29,680
‫آره.

617
00:47:29,763 --> 00:47:32,266
‫و از وقتی سئول بودیم، با هم زندگی می‌کردیم؟

618
00:47:32,933 --> 00:47:35,269
‫- آره.
‫- فرض کنیم که من دنبالت بودم.

619
00:47:35,352 --> 00:47:38,355
‫پس تو هم باید از من خوشت می‌اومد
‫که قبول کردی باهام زندگی کنی.

620
00:47:39,606 --> 00:47:40,607
‫آره.

621
00:47:41,024 --> 00:47:42,442
‫پس نباید با این مشکلی داشته باشی.

622
00:47:43,485 --> 00:47:48,490
« زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in»

