﻿1
00:00:07,007 --> 00:00:07,882
‫من داوسونم.

2
00:00:07,966 --> 00:00:08,925
‫منم جگرم.

3
00:00:09,009 --> 00:00:11,553
‫- و با هم آشغال‌های کاروان رو...
‫- ...به پول نقد تبدیل می‌کنیم.

4
00:00:13,346 --> 00:00:15,056
‫روشنش کن بریم!

5
00:00:19,686 --> 00:00:21,062
‫گازش رو بگیر داداش،
‫گازش رو بگیر!

6
00:00:21,146 --> 00:00:23,773
‫آره، همینه!

7
00:00:23,857 --> 00:00:25,191
‫به پیش، بچه‌ها!

8
00:00:35,160 --> 00:00:37,120
‫اگه فکر کردین این کار
‫دیوانه‌وار بود...

9
00:00:37,203 --> 00:00:39,205
‫صبر کنید تا
‫قیمت‌هامون رو ببینید.

10
00:00:39,289 --> 00:00:43,084
‫ما برادریم و صاحب مغازه‌ی قطعات
‫کاروان بروبچ خرفتیم.

11
00:00:43,126 --> 00:00:43,752
‫برو!

12
00:00:43,793 --> 00:00:46,963
‫ما صاحب بزرگ‌ترین کسب‌وکار
‫اوراقی کاروان توی دنیاییم.

13
00:00:47,047 --> 00:00:49,299
‫اوه، این یکی بدجور
‫پوسیده‌ست.

14
00:00:49,340 --> 00:00:51,134
‫درست وسط
‫وگرویل در آلبرتا،

15
00:00:51,134 --> 00:00:53,803
‫که خونه‌ی تخم‌ مرغ عید پاک
‫اوکراینی پیسانکا هم هست.

16
00:00:53,803 --> 00:00:56,514
‫خوب گفتم؟

17
00:00:56,765 --> 00:01:00,226
‫کاروان‌های دست‌دوم رو می‌خریم،
‫اوراقشون می‌کنیم و قطعاتشون رو می‌فروشیم.

18
00:01:00,310 --> 00:01:03,271
‫خلاصه، عملاً هر چیزی که
‫از یه کاروان دربیاد رو می‌فروشیم.

19
00:01:03,354 --> 00:01:04,564
‫تور بزرگ!

20
00:01:04,564 --> 00:01:07,442
‫این دستگاه رو ۱۵۰۰ دلار
‫خریدیم و وقتی کارمون...

21
00:01:07,442 --> 00:01:09,986
‫با اوراق و فروش قطعات تموم بشه،
‫در نهایت حدود...

22
00:01:10,028 --> 00:01:11,905
‫۱۴ هزار دلار گیرمون میاد.

23
00:01:12,030 --> 00:01:13,907
‫مواظب سرت باش!

24
00:01:13,948 --> 00:01:16,409
‫بروبچ خرفت فقط با من
‫و داوسون شروع شد.

25
00:01:16,409 --> 00:01:18,953
‫بعدش اولین ویدیومون رو ساختیم.

26
00:01:22,582 --> 00:01:25,043
‫- بیاین از ما خرید کنید!
‫- بروبچ خرفت!

27
00:01:25,710 --> 00:01:27,921
‫و توی فضای مجازی
‫حسابی سر و صدا کرد.

28
00:01:28,004 --> 00:01:30,715
‫و الان یه جورایی شده
‫یه کسب‌وکار بزرگ‌تر،

29
00:01:30,799 --> 00:01:32,884
‫طوری که حس می‌کنیم
‫آدم‌بزرگ‌های واقعی شدیم.

30
00:01:32,967 --> 00:01:33,802
‫ایول!

31
00:01:33,885 --> 00:01:36,679
‫پارسال دو و نیم میلیون
‫دلار فروش داشتیم.

32
00:01:36,763 --> 00:01:38,765
‫و می‌دونید چیه؟
‫بدجور کار می‌کنیم.

33
00:01:38,848 --> 00:01:40,767
‫فکر کنم برای همینه
‫که به اینجایی که الان هستیم رسیدیم.

34
00:01:40,850 --> 00:01:42,143
‫مواظب اون طرف باش!

35
00:01:42,227 --> 00:01:44,646
‫اگه خراب کنی،
‫از حقوقت کم می‌شه.

36
00:01:44,729 --> 00:01:47,732
‫و با اینکه خیلی سخت کار می‌کنیم،
‫خیلی هم اهل حال و تفریحیم.

37
00:01:47,816 --> 00:01:48,691
‫وای، پسر!

38
00:01:50,652 --> 00:01:52,403
‫تعریف ما از کار و تفریح...

39
00:01:52,445 --> 00:01:53,947
‫یه جورایی با هم یکی شده.

40
00:01:56,616 --> 00:01:59,077
‫- برو سراغش، جیم.
‫- یا خدا!

41
00:01:59,160 --> 00:02:01,454
‫این یه کسب‌وکار خانوادگیه.
‫خب، ما دو تا شروعش کردیم،

42
00:02:01,496 --> 00:02:02,789
‫ولی خیلی زود طوری شد که...

43
00:02:02,872 --> 00:02:04,707
‫مامان و بابام هم
‫وارد کار شدن.

44
00:02:04,874 --> 00:02:06,793
‫تمام روز، هر روز، اینجا...

45
00:02:06,876 --> 00:02:08,294
‫عملاً خر تو خره.

46
00:02:08,378 --> 00:02:11,005
‫بابام همه‌چی رو ردیف می‌کنه.
‫اگه به خاطر اون نبود،

47
00:02:11,089 --> 00:02:13,675
‫خدایی اینجا می‌شد
‫یه فاجعه‌ی تمام عیار.

48
00:02:13,716 --> 00:02:15,593
‫من رسماً گندکاری
‫همه ‌رو اینجا جمع می‌کنم.

49
00:02:15,718 --> 00:02:17,804
‫مامانمون هم مدیریت بحران رو
‫به عهده داره.

50
00:02:17,887 --> 00:02:20,598
‫کنار کپسول پروپان سیگار می‌کشی... عالیه!

51
00:02:20,682 --> 00:02:22,725
‫زندگیمون کلاً دیوانه‌واره.

52
00:02:22,809 --> 00:02:23,643
‫خیلی باحاله،

53
00:02:23,643 --> 00:02:26,146
‫این‌که می‌تونم با محبوب‌ترین
‫کس‌هام تو دنیا مشغول این کار باشم.

54
00:02:26,229 --> 00:02:28,356
‫شک ندارم خانواده‌مون معرکه‌ست.

55
00:02:28,398 --> 00:02:29,482
‫آره، خیلی باحاله.

56
00:02:29,566 --> 00:02:30,108
‫و راستش،
‫کل کارمندامون هم مثل خانوادمونن.

57
00:02:30,108 --> 00:02:31,651
‫و راستش،
‫کل کارمندامون هم مثل خانوادمونن.

58
00:02:31,651 --> 00:02:34,529
‫- تنها کاری که بلدی حرف زدنه.
‫- هی، هی، هی. جیم!

59
00:02:34,612 --> 00:02:35,989
‫داوسون؟

60
00:02:36,030 --> 00:02:38,324
‫الان زمان خیلی مهمی
‫برای کسب‌وکارمونه.

61
00:02:38,366 --> 00:02:39,367
‫جگر؟

62
00:02:39,450 --> 00:02:42,370
‫یا باید در جا بزنیم،
‫یا از موانع رد بشیم...

63
00:02:42,453 --> 00:02:43,496
‫و کلی پول بزنیم جیب.

64
00:02:43,580 --> 00:02:44,789
‫جالبه.

65
00:02:44,873 --> 00:02:47,000
‫جالب نیست،
‫یه آشغال تمام‌عیاره.

66
00:02:47,083 --> 00:02:48,585
‫اوه!

67
00:02:48,668 --> 00:02:49,794
‫نقشه‌ی دومی نداریم،

68
00:02:49,794 --> 00:02:52,297
‫چون دیپلم ندارم و هیچ‌کس هم
‫بعد از این کار استخدامم نمی‌کنه،

69
00:02:52,338 --> 00:02:54,174
‫پس فقط باید
‫این کاسبی رو بچسبیم.

70
00:02:54,257 --> 00:02:55,925
‫ایول!

71
00:02:56,009 --> 00:02:58,553
‫خیلی بالاتر از چیزی رفت
‫که فکرش رو می‌کردم.

72
00:02:58,636 --> 00:03:01,681
‫تمام هست و نیستمون رو گذاشتیم پاش.
‫یا موفق می‌شیم یا کلاً نابود می‌شیم.

73
00:03:02,849 --> 00:03:03,975
‫خیلی باحاله.

74
00:03:04,684 --> 00:03:05,935
‫[وگرویل]

75
00:03:05,935 --> 00:03:08,897
‫♪ بزرگ‌تر شدیم،
‫ولی هیچ فرقی نکرده ♪

76
00:03:11,274 --> 00:03:16,321
‫♪ از بچگی همیشه هوای
‫همدیگه رو داشتیم ♪

77
00:03:16,404 --> 00:03:21,451
‫♪ نمی‌خوام توی
‫آلبرتا بمیرم ♪

78
00:03:22,744 --> 00:03:27,040
‫♪ نمی‌خوام بمیرم، تا
‫وقتی حالم بهتر بشه ♪

79
00:03:28,625 --> 00:03:33,755
‫♪ نمی‌خوام توی
‫آلبرتا بمیرم ♪

80
00:03:33,838 --> 00:03:35,506
‫♪ ولی هیچ‌وقت هم
‫از اینجا نمی‌رم ♪

81
00:03:35,590 --> 00:03:38,343
‫♪ پس می‌خوام
‫تا ابد زنده بمونم ♪

82
00:03:41,930 --> 00:03:44,682
‫[قطعات کاروان بروبچ خرفت]
‫‏[قسمت اول]‏

83
00:04:07,580 --> 00:04:08,748
‫عالیه.

84
00:04:10,667 --> 00:04:14,128
‫عالیه، این کولر رو می‌برم
‫بیرون چون هوا خوب گرمه.

85
00:04:14,212 --> 00:04:16,297
‫ونتون رو مجهز می‌کنید،
‫نه؟ عالیه!

86
00:04:16,339 --> 00:04:18,591
‫چیز دیگه‌ای هم می‌خواید
‫یا فعلاً فقط پنجره‌ها؟

87
00:04:18,675 --> 00:04:19,968
‫فقط پنجره‌ها. ممنون.

88
00:04:22,512 --> 00:04:23,513
‫چه خبرا؟

89
00:04:23,554 --> 00:04:25,473
‫- داداشم!
‫- ای جان، چطوری پسر؟

90
00:04:25,473 --> 00:04:27,308
‫- دلم برات تنگ شده بود، پسر.
‫- از دیدنت خوشحالم.

91
00:04:27,308 --> 00:04:28,726
‫به مغازه خوش اومدی.

92
00:04:28,810 --> 00:04:30,228
‫به مغازه خوش اومدی!

93
00:04:30,311 --> 00:04:34,190
‫خب، شش روز برای به دنیا اومدن بچه‌ام
‫بیمارستان بودم.

94
00:04:34,274 --> 00:04:37,068
‫- خوشحالی برگشتی؟
‫- آره، خوشحالم که برگشتم.

95
00:04:37,110 --> 00:04:39,237
‫فکر کنم همیشه آرزوی داشتن
‫کسب‌وکار خودم رو داشتم.

96
00:04:39,320 --> 00:04:42,282
‫توی دبیرستان همه‌چی می‌فروختم، ماشین،

97
00:04:42,323 --> 00:04:45,118
‫قفل آیپدهای این و اون رو می‌شکوندم.
‫پس می‌دونستم قراره برم سراغ کاری...

98
00:04:45,159 --> 00:04:47,245
‫که خودم جیبم رو پر کنم.

99
00:04:47,245 --> 00:04:50,498
‫ولی واقعاً فکر نمی‌کردم
‫با هم بیایم سراغش،

100
00:04:50,581 --> 00:04:53,584
‫برای همین وقتی این‌طوری شد،
‫خیلی خوشحال شدم.

101
00:04:53,626 --> 00:04:56,713
‫خیلی سعی نکردم که
‫به پیام‌های همه جواب بدم.

102
00:04:56,713 --> 00:05:00,008
‫پیغام صوتیم رو گذاشتم:
‫«بچه‌ام به دنیا اومده،

103
00:05:00,091 --> 00:05:02,468
‫لطفاً دیگه زنگ نزنین.»

104
00:05:02,593 --> 00:05:04,679
‫من و اون همینیم که هستیم،

105
00:05:04,762 --> 00:05:07,890
‫فحش می‌دیم، نوشیدنی می‌خوریم،
‫سیگار می‌کشیم و می‌دونید چیه؟

106
00:05:07,932 --> 00:05:10,351
‫بابام همیشه می‌گفت خودتون باشین،
‫کسی که هستین.

107
00:05:10,435 --> 00:05:14,355
‫وقتی خوابم کم بود
‫و مراقب بچه بودم،

108
00:05:14,439 --> 00:05:16,733
‫یه آهنگ جدید برای
‫تیک‌تاک ساختم.

109
00:05:16,816 --> 00:05:19,652
‫- خب، بشنویم.
‫- نظرت رو در موردش بهم بگو.

110
00:05:19,736 --> 00:05:22,238
‫♪ اوضاع قاطیه
‫و کاروانت خراب شده ♪

111
00:05:22,322 --> 00:05:24,782
‫♪ دستشویی پره
‫و یخچالت کار نمی‌کنه ♪

112
00:05:24,866 --> 00:05:26,784
‫♪ این کاروان مسخره‌ست ♪

113
00:05:26,826 --> 00:05:27,869
‫قشنگه.

114
00:05:27,952 --> 00:05:30,663
‫هیچ‌وقت شغلی
‫به اون صورت نداشتیم.

115
00:05:30,705 --> 00:05:32,623
‫دانشگاه نرفتیم
‫و منم مدرسه‌ رو ول کردم.

116
00:05:32,623 --> 00:05:35,335
‫فکر کنم چیزی که ما رو از بیشتر
‫کسب‌وکارها متمایز می‌کنه اینه که...

117
00:05:35,418 --> 00:05:38,046
‫اکثر کسب‌وکارها راهی رو
‫می‌رن که بقیه رفتن.

118
00:05:38,129 --> 00:05:40,173
‫ما رسماً بی‌برنامه و در لحظه
‫پیش می‌ریم.

119
00:05:40,256 --> 00:05:41,549
‫توی گوگل و یوتیوب
‫سرچ می‌کنیم،

120
00:05:41,632 --> 00:05:43,760
‫چون اصلاً نمی‌دونیم
‫چه غلطی می‌کنیم.

121
00:05:44,427 --> 00:05:46,137
‫به مغازه خوش اومدین.

122
00:05:46,220 --> 00:05:48,306
‫بفرمایید تو.
‫اینم از راهروهای مغازه‌مون.

123
00:05:48,389 --> 00:05:49,932
‫اینجا بخش پنجره‌هامونه.

124
00:05:50,016 --> 00:05:54,187
‫آبگرمکن‌های کاروان رو داریم.
‫و بازم یخچال. درهای خونه‌های سیار،

125
00:05:54,187 --> 00:05:56,230
‫درهای یدک‌کش،
‫خلاصه هر دری که فکرش رو بکنید،

126
00:05:56,272 --> 00:05:57,648
‫احتمالاً داریم.

127
00:05:57,774 --> 00:05:58,983
‫- همه‌چی داریم.
‫- سیر تا پیاز.

128
00:05:59,025 --> 00:06:00,318
‫سیر تا پیاز.

129
00:06:00,401 --> 00:06:02,945
‫اول کار ریسک زیادی نداشتیم.

130
00:06:03,029 --> 00:06:06,199
‫خب، تهش در حد پول نوشیدنی
‫و سیگار می‌خواستیم.

131
00:06:06,282 --> 00:06:08,659
‫ولی حالا کارمند داریم، اگه...

132
00:06:08,701 --> 00:06:10,495
‫اگه به اندازه کافی
‫پول درنیاریم...

133
00:06:10,578 --> 00:06:12,705
‫نون بقیه مردم در خطره.

134
00:06:12,789 --> 00:06:14,624
‫- دیگه ریسک کار بالا رفته.
‫- درسته.

135
00:06:14,707 --> 00:06:16,584
‫- جیم اینجاست.
‫- جیم اینجاست!

136
00:06:16,667 --> 00:06:17,585
‫ایشون اوراق‌کارمونه.

137
00:06:17,668 --> 00:06:19,796
‫هستم، ولی میله‌ام، پسرها؟

138
00:06:24,175 --> 00:06:25,051
‫اول ایمنی.

139
00:06:28,429 --> 00:06:30,223
‫عملاً، یه کاروان میاد داخل،

140
00:06:30,264 --> 00:06:32,475
‫توی محوطه تحویلش می‌گیرم،
‫بعدش دیگه وقت خوش‌گذرونیه.

141
00:06:37,105 --> 00:06:38,356
‫عاشق نابود کردنشونم.

142
00:06:38,523 --> 00:06:39,690
‫هیچی بهتر از این نیست.

143
00:06:39,774 --> 00:06:40,983
‫برو بمیر، دوری!

144
00:06:41,067 --> 00:06:42,610
‫خودت برو بمیر، جیم.

145
00:06:42,693 --> 00:06:45,655
‫همکار محبوبم توی بروبچ خرفت، دوریه.

146
00:06:45,738 --> 00:06:48,324
‫نقش من اینجا مدیریت انباره.

147
00:06:48,408 --> 00:06:51,786
‫وسایل میاد پیش من و آنلاین
‫آگهیشون می‌کنم...

148
00:06:51,869 --> 00:06:55,706
‫و سعی می‌کنم پابه‌پای سرعت
‫اوراق کردن جیم پیش برم.

149
00:06:55,790 --> 00:06:56,833
‫برو بمیر، جیم.

150
00:06:56,916 --> 00:06:58,251
‫خودت برو بمیر!

151
00:06:59,460 --> 00:07:03,131
‫فحش دادن روزانه به جیم
‫لذت‌بخش‌ترین بخش روزمه.

152
00:07:03,214 --> 00:07:05,508
‫- خیلی‌خب، رفیق.
‫- خب، روزت خوش.

153
00:07:05,591 --> 00:07:08,594
‫حالا می‌رسیم به استاد
‫ارسال محموله‌ها.

154
00:07:08,678 --> 00:07:10,012
‫ترسا.

155
00:07:10,096 --> 00:07:10,930
‫یوهو!

156
00:07:11,013 --> 00:07:15,351
‫وظیفه من فرستادن
‫سفارش دقیق شماست.

157
00:07:15,435 --> 00:07:19,147
‫برداشتن،
‫بسته‌بندی و بعدش ارسال.

158
00:07:19,230 --> 00:07:21,065
‫اینم سیستم بایگانیمه.

159
00:07:21,149 --> 00:07:23,693
‫اگه توی بروبچ خرفت
‫کار نمی‌کردم،

160
00:07:23,734 --> 00:07:26,737
‫احتمالاً توی ماری‌جوانافروشی
‫ کار می‌کردم،

161
00:07:26,821 --> 00:07:29,907
‫ولی اون‌قدرها هم کیف نمی‌داد.

162
00:07:29,949 --> 00:07:32,326
‫خب،
‫نمی‌خوام معتاد بشم.

163
00:07:32,410 --> 00:07:33,744
‫حالا می‌خواید بیاید دیدن...

164
00:07:33,786 --> 00:07:35,413
‫رئیس بزرگ.

165
00:07:35,413 --> 00:07:37,457
‫- این مامانمونه.
‫- آخی.

166
00:07:37,457 --> 00:07:39,792
‫ستون اصلی که همه‌چی رو
‫سرپا نگه می‌داره.

167
00:07:39,876 --> 00:07:42,128
‫تمام سعیم رو می‌کنم.
‫کار با این بچه‌ها خیلی کیف داره.

168
00:07:42,211 --> 00:07:44,964
‫من مامان «قطعات کاروان
‫بروبچ خرفت» هستم.

169
00:07:45,047 --> 00:07:47,675
‫اول از همه و همیشه
‫مامان جگر...

170
00:07:47,675 --> 00:07:49,010
‫و داوسونم.

171
00:07:49,093 --> 00:07:51,888
‫- ا... این قهوه رو.
‫- ببین چه قشنگ خشک شده.

172
00:07:51,929 --> 00:07:53,347
‫بعد ازم می‌خواید
‫بشورمش.

173
00:07:53,473 --> 00:07:54,599
‫پاک می‌شه، قول می‌دم.

174
00:07:54,640 --> 00:07:56,350
‫- آره، خیلی‌خب.
‫- فقط باید بذاری خیس بخوره.

175
00:07:56,434 --> 00:07:58,978
‫اصلاً فکرشم می‌کردم مامان
‫و بابامون برای ما کار کنن؟

176
00:07:59,061 --> 00:08:00,062
‫نه، ولی می‌دونستم...

177
00:08:00,104 --> 00:08:02,982
‫مامان و بابام بخش خیلی
‫بزرگی از زندگیمون بودن.

178
00:08:03,065 --> 00:08:06,110
‫تک‌تک چیزهایی که بلدم رو
‫یا بابام یا مامانم یادم دادن.

179
00:08:06,194 --> 00:08:08,821
‫- ترسا، حواست باشه محکم بگیری!
‫- باید پاهام رو جمع کنم!

180
00:08:08,863 --> 00:08:09,822
‫آماده‌ای؟

181
00:08:09,864 --> 00:08:12,492
‫- موزیک لازمه، مگه نه، بابا؟
‫- موزیک صد درصد لازمه.

182
00:08:13,701 --> 00:08:17,121
‫کَم پشت میکروفونه.
‫پشت میکروفون و همین‌جا توی جمع!

183
00:08:18,122 --> 00:08:19,582
‫این بابامونه!

184
00:08:19,624 --> 00:08:21,918
‫همه‌کاره‌ی اینجا خودشه.

185
00:08:22,001 --> 00:08:23,836
‫هرچی بلدیم رو اون
‫یادمون داده...

186
00:08:23,878 --> 00:08:25,713
‫پس بدون اون
‫بدجور کارمون زار بود.

187
00:08:25,796 --> 00:08:26,923
‫- آره.
‫- سعیم رو می‌کنم.

188
00:08:28,466 --> 00:08:30,676
‫راز اداره‌ی یه کسب‌وکار موفق؟

189
00:08:30,760 --> 00:08:32,512
‫می‌شه یه لحظه برم بیرون؟

190
00:08:36,390 --> 00:08:39,602
‫این شعارمونه. همین رو دنبال می‌کنیم.
‫[بعضی‌ها آرزو می‌کنن اتفاقی بیفته، ما خودمون دست به کار می‌شیم.]

191
00:08:40,144 --> 00:08:41,771
‫می‌شه برام بخونیش؟

192
00:08:42,313 --> 00:08:43,147
‫نه.

193
00:08:43,731 --> 00:08:45,650
‫می‌شه خواهشاً برام بخونیش؟

194
00:08:45,775 --> 00:08:46,776
‫نه.

195
00:08:47,193 --> 00:08:50,530
‫خب بچه‌ها. کم‌کم جلسه‌ی
‫شروع تابستون رو شروع می‌کنیم.

196
00:08:50,613 --> 00:08:52,406
‫دوری،
‫برای جلسه‌ی تیمی آماده‌ای؟

197
00:08:52,490 --> 00:08:53,783
‫- جلسه‌ی تیمی؟
‫- آره، آره.

198
00:08:53,866 --> 00:08:54,867
‫- محکم‌تر.
‫- باشه، بیا!

199
00:08:54,951 --> 00:08:58,538
‫جلسه‌ی تیمی اینجا
‫خیلی غیر عادیه.

200
00:08:58,621 --> 00:09:00,289
‫سالی یک بار، اونم شاید.

201
00:09:00,373 --> 00:09:01,916
‫معمولاً فی‌البداهه
‫پیش می‌بریم.

202
00:09:02,833 --> 00:09:05,169
‫خب،
‫اینم جلسه‌ی شروع تابستونمون.

203
00:09:05,336 --> 00:09:07,463
‫فقط قراره
‫یه مرور کلی داشته باشیم...

204
00:09:07,463 --> 00:09:09,298
‫که توی تابستون چه اتفاقاتی
‫ممکنه پیش بیاد...

205
00:09:09,340 --> 00:09:10,716
‫و چی کار باید بکنیم.

206
00:09:10,758 --> 00:09:12,760
‫- چی؟
‫- خیلی چندشه.

207
00:09:12,802 --> 00:09:14,971
‫چرا این‌قدر چندشه؟ تمیز شده،
‫اوراق شده، تست هم شده.

208
00:09:15,012 --> 00:09:16,722
‫- باشه...
‫- باشه.

209
00:09:16,764 --> 00:09:18,599
‫خیلی‌خب،
‫قضیه در همین حد جدیه.

210
00:09:18,599 --> 00:09:22,520
‫به جگر می‌گیم مدیرعامل،
‫چون بدون جگر،

211
00:09:22,603 --> 00:09:25,064
‫مجموعه‌ی بروبچ خرفت
‫اصلاً کار نمی‌کرد.

212
00:09:25,147 --> 00:09:27,984
‫جگر رو زیاد نمی‌بینم.
‫همه‌اش تو دفترشه.

213
00:09:28,025 --> 00:09:30,403
‫نمی‌دونم اون‌جا چی‌کار می‌کنه.
‫ادای کار کردن درمیاره.

214
00:09:30,486 --> 00:09:32,905
‫خب اول از همه، بچه‌ها،
‫می‌خوایم به داوسون خوش‌آمد بگیم...

215
00:09:32,989 --> 00:09:35,658
‫که تازه بچه‌دار شده.

216
00:09:35,741 --> 00:09:38,536
‫داوسون دست راستشه و کل...

217
00:09:38,619 --> 00:09:40,705
‫کارهای پشت پرده رو
‫انجام می‌ده.

218
00:09:40,788 --> 00:09:43,708
‫داوسون اون زشته‌ست،
‫تنها چیزی که می‌دونم همینه.

219
00:09:43,791 --> 00:09:47,211
‫خب، فکر کنم مورد اولمون،

220
00:09:47,253 --> 00:09:49,797
‫چون گروه فیلم‌برداری این‌جان،

221
00:09:49,880 --> 00:09:53,259
‫اینه که دیگه سیگار
‫و نوشیدنی سر کار ممنوعه.

222
00:09:54,218 --> 00:09:55,469
‫اوه...

223
00:09:58,598 --> 00:10:01,350
‫شوخی کردم بابا!
‫می‌تونید سیگار بکشید!

224
00:10:01,434 --> 00:10:02,768
‫می‌تونید سیگار بکشید!

225
00:10:02,852 --> 00:10:05,855
‫- ای بابا.
‫- جیم آماده بود استعفا بده.

226
00:10:07,898 --> 00:10:09,942
‫بدون نوشیدنی و سیگار،

227
00:10:09,984 --> 00:10:11,152
‫نمی‌تونم کار کنم.

228
00:10:11,152 --> 00:10:14,196
‫دولت هم حق نداره بهم بگه تو مغازه‌ی
‫خودم سیگار نکشم و نوشیدنی نخورم...

229
00:10:14,196 --> 00:10:16,991
‫و این قانون معرکه‌ست.

230
00:10:17,825 --> 00:10:20,745
‫خب، مسائل مالی.

231
00:10:20,828 --> 00:10:25,082
‫اگه امسال رو با پارسال مقایسه
‫کنیم، ۳۰ درصد افت داشتیم.

232
00:10:25,166 --> 00:10:26,292
‫عقبیم.

233
00:10:26,375 --> 00:10:28,294
‫ این‌که ۳۰ درصد
‫افت فروش داشتیم،

234
00:10:28,377 --> 00:10:29,837
‫واقعاً نگران‌کننده‌ست.

235
00:10:29,920 --> 00:10:32,256
‫بدتر از همه اینه که
‫کسب‌وکارمون دائمی نیست...

236
00:10:32,340 --> 00:10:33,924
‫که همیشه درآمد داشته باشیم.

237
00:10:33,966 --> 00:10:34,925
‫فقط تابستون کار می‌کنیم،

238
00:10:34,925 --> 00:10:37,678
‫پس اگه ۳۰ درصد عقب باشید و نتونید
‫برای زمستون پس‌انداز کنید،

239
00:10:37,720 --> 00:10:38,846
‫رسماً کارتون ساخته‌ست.

240
00:10:38,929 --> 00:10:41,390
‫الان در صنعت
‫کاروان‌سازی چه خبره؟

241
00:10:41,474 --> 00:10:44,101
‫نمی‌دونم. مردم وسعشون
‫می‌رسه برن اردو؟

242
00:10:44,185 --> 00:10:45,853
‫مردم یدک‌کش‌هاشون رو
‫تعمیر می‌کنن؟

243
00:10:45,936 --> 00:10:50,107
‫رقیب داریم؟ نمی‌دونم. ولی
‫جگر یه راهی براش پیدا می‌کنه.

244
00:10:50,191 --> 00:10:53,361
‫خب، با این حساب، داوسون،
‫باید یه راهی پیدا کنی...

245
00:10:53,402 --> 00:10:54,528
‫که یدک‌کش‌های
‫بیشتری ردیف کنی.

246
00:10:54,570 --> 00:10:56,614
‫آره، اگه بتونیم اون
‫محوطه رو دوباره پر کنیم،

247
00:10:56,614 --> 00:10:58,574
‫این واقع‌بینانه‌ترین هدفمونه.

248
00:10:58,658 --> 00:11:00,409
‫این‌طوری تا آخر فصل
‫محوطه‌مون پر از...

249
00:11:00,451 --> 00:11:02,244
‫یدک‌کش‌های قابل اوراق می‌شه...

250
00:11:02,286 --> 00:11:04,246
‫که بتونیم زمستون رو هم
‫باهاشون سر کنیم.

251
00:11:04,372 --> 00:11:07,458
‫ما مثل خرسیم،
‫باید برای زمستون توت جمع کنیم.

252
00:11:07,458 --> 00:11:09,794
‫بعید می‌دونم خرس‌ها
‫با خودشون توت ببرن به غارهاشون،

253
00:11:09,794 --> 00:11:12,088
‫ولی اگه اوضاع این‌طوریه،
‫باید تا جایی که می‌تونیم...

254
00:11:12,129 --> 00:11:15,299
‫- توت جمع کنیم.
‫- خرس‌ها توت می‌برن به غارها!

255
00:11:21,639 --> 00:11:23,474
‫[آلبرتا، شهرستان وایلدرز]

256
00:11:23,516 --> 00:11:25,434
‫خب، محوطه‌مون رسماً خالیه.

257
00:11:25,518 --> 00:11:27,770
‫دلیل اصلی
‫این اوضاع هم همینه.

258
00:11:27,853 --> 00:11:29,438
‫آره، کم و بیش هیچی نیست.

259
00:11:29,522 --> 00:11:30,773
‫پس عملاً،

260
00:11:30,815 --> 00:11:33,651
‫به نظرم باید تا جایی که
‫می‌تونیم یدک‌کش بیاریم...

261
00:11:33,693 --> 00:11:35,277
‫که اوراق کنیم و بفروشیم.

262
00:11:35,403 --> 00:11:37,363
‫تو هماهنگی‌هاش رو بکن،
‫بعد بزنیم به دل جاده...

263
00:11:37,405 --> 00:11:38,781
‫و این محوطه‌ی
‫خراب‌شده رو پر کنیم.

264
00:11:38,823 --> 00:11:39,740
‫داشتم بچه‌دار می‌شدم،

265
00:11:39,782 --> 00:11:42,618
‫برای همین در وظایفم، پیگیری
‫یدک‌کش‌ها، خیلی کم‌کاری کردم.

266
00:11:42,702 --> 00:11:44,036
‫الو.

267
00:11:44,120 --> 00:11:47,373
‫سلام، داوسون هستم از قطعات
‫کاروان بروبچ خرفت.

268
00:11:47,456 --> 00:11:50,960
‫ایمیل داده بودید در مورد
‫یدک‌کشی که شاید می‌خواستید بفروشید.

269
00:11:51,043 --> 00:11:54,547
‫نمی‌تونم همین‌طوری برم
‫یه جایی و یدک‌کش‌ها رو عمده بخرم،

270
00:11:54,630 --> 00:11:58,926
‫باید کل استان رو زیر و رو
‫کنم تا با مردم حرف بزنم،

271
00:11:58,968 --> 00:11:59,885
‫معامله کنم.

272
00:11:59,927 --> 00:12:01,971
‫همه چیزش کار می‌کنه؟

273
00:12:02,012 --> 00:12:04,849
‫خب، به نظرت بیشتر به درد
‫اوراق کردن می‌خوره یا...؟

274
00:12:04,932 --> 00:12:06,851
‫اوراق یعنی تیکه‌تیکه‌اش
‫می‌کنیم برای قطعاتش...

275
00:12:06,934 --> 00:12:10,062
‫و بازفروش یعنی می‌تونیم سالم
‫به عنوان یه یدک‌کش کامل بفروشیمش.

276
00:12:10,146 --> 00:12:12,648
‫عالیه داداش،
‫حتماً می‌خرمش...

277
00:12:12,732 --> 00:12:15,192
‫بعد هماهنگ می‌کنیم
‫کی بیایم ببریمش.

278
00:12:15,276 --> 00:12:17,820
‫کلی یدک‌کش توی حیاط‌های
‫مردم افتاده که...

279
00:12:17,862 --> 00:12:19,029
‫دارن می‌پوسن.

280
00:12:19,029 --> 00:12:21,699
‫حکم معدن طلا رو داره،
‫پس اگه بتونیم، می‌ریم دنبالش،

281
00:12:21,782 --> 00:12:24,243
‫میاریمش مغازه، هم
‫از قطعاتش سود می‌کنیم،

282
00:12:24,285 --> 00:12:27,163
‫هم از بازفروشش،
‫این‌طوری کاسبیمون حفظ می‌شه.

283
00:12:36,964 --> 00:12:39,341
‫سفر جاده‌ای در آلبرتا!

284
00:12:41,510 --> 00:12:43,220
‫تخم‌مرغ پیسانکا!

285
00:12:44,346 --> 00:12:45,681
‫آلبرتا!

286
00:12:46,056 --> 00:12:47,224
‫ساسکاچوان!

287
00:12:52,396 --> 00:12:54,774
‫♪ کاروانم سوراخ داره ♪

288
00:12:54,774 --> 00:12:56,400
‫♪ جگر گلم،
‫خیلی داغونه ♪

289
00:12:56,484 --> 00:12:58,319
‫♪ کاروانم سوراخ داره ♪

290
00:12:58,360 --> 00:13:00,029
‫♪ این یدک‌کش داغونه ♪

291
00:13:00,154 --> 00:13:02,198
‫♪ پس یه‌کم چسب درزگیر
‫بزن بهش، داوسون ♪

292
00:13:02,198 --> 00:13:04,283
‫♪ تا نپوسه ♪

293
00:13:04,366 --> 00:13:06,118
‫♪ چسب درزگیر
‫بزن بهش داوسون ♪

294
00:13:06,202 --> 00:13:08,245
‫♪ بروبچ خرفت درزگیرهای
‫مشتی‌ای می‌فروشن ♪

295
00:13:10,706 --> 00:13:12,208
‫- دور زدن باهات حال می‌ده.
‫- آره.

296
00:13:12,249 --> 00:13:13,167
‫مناظر مختلفی می‌بینم.

297
00:13:13,292 --> 00:13:14,585
‫مناظر مختلفی می‌بینیم.

298
00:13:14,668 --> 00:13:16,587
‫راستش دارم می‌رم سمت هر چیزی که...

299
00:13:16,629 --> 00:13:18,464
‫به نظرم خوب میاد،
‫تا تعمیرش کنیم،

300
00:13:18,547 --> 00:13:21,759
‫بفروشیمش و پول مفت دربیاریم
‫تا خرج‌های تابستون رو جور کنیم.

301
00:13:21,842 --> 00:13:25,596
‫موردهای خوبی برای بازفروش پیدا کردم،
‫فقط امیدوارم چشمش نزنم.

302
00:13:25,679 --> 00:13:27,139
‫- حالا می‌بینیم.
‫- ای بابا.

303
00:13:27,223 --> 00:13:29,725
‫بدترین حالتش اینه که قطعات هم لازم بشه،
‫پس به درک،

304
00:13:29,809 --> 00:13:31,185
‫به امتحانش می‌ارزه.

305
00:13:31,393 --> 00:13:33,354
‫چطوری؟
‫[دهکده‌ی آرمنا]

306
00:13:33,395 --> 00:13:34,980
‫جگر هستم، خوش‌وقتم.

307
00:13:34,980 --> 00:13:37,149
‫- خوش‌وقتم.
‫- داوسون هستم، خوش‌وقتم.

308
00:13:37,233 --> 00:13:38,859
‫- سلام بچه‌ها!
‫- سلام، چطوری؟

309
00:13:38,943 --> 00:13:42,488
‫خیلی مشتاقم ببینمش.
‫نقشه‌های عجیبی براش دارم.

310
00:13:42,613 --> 00:13:43,739
‫- جداً؟
‫- آره.

311
00:13:43,823 --> 00:13:46,116
‫خب، شنیدیم یه چیزی برامون داری.
‫چی داری؟

312
00:13:46,200 --> 00:13:48,702
‫خب، این یدک‌کش رو برای شما پسرها دارم،
‫اگه بپسندید.

313
00:13:48,744 --> 00:13:51,580
‫اوه، یه یدک‌کش چادری کوچولو!
‫خب، همه مارک کوگار رو دوست دارن، مگه نه؟

314
00:13:51,622 --> 00:13:53,958
‫این شاید تنها کوگاری باشه
‫که تا حالا بردم خونه،

315
00:13:53,958 --> 00:13:55,709
‫البته اگه معامله‌مون جور بشه.

316
00:13:55,793 --> 00:13:57,461
‫توش که قشنگه.

317
00:13:57,545 --> 00:13:59,380
‫خب، یه ذره آب
‫رفته داخلش...

318
00:13:59,421 --> 00:14:01,340
‫ولی بیرونش خیلی خفنه.

319
00:14:01,423 --> 00:14:03,008
‫اینا این پشت ملافه‌های کاملاً نوئن؟

320
00:14:03,092 --> 00:14:05,177
‫اگه معامله‌مون بشه،
‫هنوزم می‌خوایشون؟

321
00:14:05,219 --> 00:14:06,720
‫آخه این‌ها آکبند آکبندن.

322
00:14:06,720 --> 00:14:09,807
‫- بیا این آفتاب‌گیر رو بدیم پایین.
‫- آره.

323
00:14:11,100 --> 00:14:12,101
‫بزن!

324
00:14:13,936 --> 00:14:15,563
‫وای، مثل روز اولشه،
‫ببین.

325
00:14:15,604 --> 00:14:18,440
‫خب، کی تو تخفیف گرفتن
‫برای یدک‌کش از همه بهتره؟

326
00:14:18,524 --> 00:14:21,735
‫راستش داوسون بیشترین
‫معامله‌ها رو می‌کنه.

327
00:14:21,861 --> 00:14:25,447
‫نمی‌دونم لزوماً بهترین قیمت‌ها رو
‫برای یدک‌کش می‌گیره یا نه.

328
00:14:25,489 --> 00:14:28,993
‫من بدون شک بهترین کسم که
‫واسه یدک‌کش قیمت خوبی بگیرم.

329
00:14:28,993 --> 00:14:30,661
‫می‌فهمم چرا
‫این‌طوری فکر می‌کنه.

330
00:14:30,703 --> 00:14:32,621
‫فقط فکر نمی‌کنم به اندازه
‫من فروشنده‌ی خوبی باشه.

331
00:14:32,663 --> 00:14:34,373
‫البته نظر شخصیمه.

332
00:14:34,415 --> 00:14:36,000
‫خب، چقدر مد نظرته، رفیق؟

333
00:14:36,000 --> 00:14:38,168
‫توی فکر حدود ۲
‫هزار تا بودم.

334
00:14:38,294 --> 00:14:40,963
‫آره، چقدر براش
‫می‌خوای؟

335
00:14:41,630 --> 00:14:42,923
‫شاید ۲۵۰۰ تا؟

336
00:14:43,465 --> 00:14:44,967
‫- عالیه.
‫- آره.

337
00:14:45,050 --> 00:14:47,970
‫جا می‌زنه.
‫داوسون مشخصاً رودربایستی داره...

338
00:14:48,053 --> 00:14:50,806
‫و بیشتر براش مهمه
‫که طرف راضی بره،

339
00:14:50,848 --> 00:14:53,934
‫تا این‌که بخواد به بهترین
‫سود برسه.

340
00:14:54,059 --> 00:14:56,812
‫- خب به نظرتون چقدر می‌ارزه؟
‫- راستش نمی‌دونم.

341
00:14:56,812 --> 00:14:58,647
‫منتظر بودم ببینم
‫اول خودت چی می‌گی.

342
00:14:58,647 --> 00:15:00,065
‫خب... ۱۵۰ تا؟

343
00:15:00,566 --> 00:15:02,067
‫۱۵۰ تا خیلی کمه.

344
00:15:02,151 --> 00:15:04,111
‫خب پس، باشه.

345
00:15:04,194 --> 00:15:06,030
‫۵۰۰ تا؟

346
00:15:06,113 --> 00:15:07,156
‫- خوبه؟
‫- عالیه.

347
00:15:07,239 --> 00:15:09,575
‫این عجیب‌ترین چونه‌زنی‌ایه
‫که تا حالا داشتم.

348
00:15:11,327 --> 00:15:15,039
‫حس می‌کنم قبلاً بهتر بودم
‫و الان زیادی مهربون شدم.

349
00:15:15,122 --> 00:15:19,043
‫یا جوگیر می‌شم یا می‌گم: «ای وای،
‫چه معامله‌ی خوبی!»

350
00:15:19,084 --> 00:15:22,546
‫شاید دارم اون مهارت فروشندگیم، اون
‫شگرد خاصم رو از دست می‌دم.

351
00:15:22,671 --> 00:15:25,466
‫زشته این رو می‌پرسم،
‫ولی ۱۵۰۰ تا قبوله؟

352
00:15:25,549 --> 00:15:28,010
‫یه‌کم کم‌تر از چیزیه
‫که می‌خواستم ولی...

353
00:15:28,093 --> 00:15:30,888
‫ردش می‌کنی بره،
‫جاتم باز می‌شه.

354
00:15:30,888 --> 00:15:33,974
‫- نه، با همینم مشکلی ندارم بچه‌ها.
‫- عالیه، خب تمومه، معامله شد.

355
00:15:34,058 --> 00:15:35,809
‫تمومش کن بره داداش،
‫ممنونم.

356
00:15:35,893 --> 00:15:39,897
‫پای چونه‌زنی که میاد وسط،
‫جگر استادشه.

357
00:15:39,980 --> 00:15:42,441
‫من معامله‌ها رو پیدا می‌کنم،
‫جگر تمومشون می‌کنه.

358
00:15:42,524 --> 00:15:44,443
‫- ۱۵۰۰ تا.
‫- عالیه، دمت گرم.

359
00:15:44,485 --> 00:15:45,819
‫- برای من که خوبه.
‫- عالیه.

360
00:15:50,240 --> 00:15:51,492
‫به چیزی نزنی.

361
00:15:51,617 --> 00:15:52,743
‫خداحافظ، یدک‌کش.

362
00:16:02,670 --> 00:16:05,381
‫یا خدا!

363
00:16:05,464 --> 00:16:07,216
‫باید می‌بستیمش!

364
00:16:07,591 --> 00:16:09,718
‫[شرق، وگرویل]

365
00:16:13,806 --> 00:16:15,015
‫وای!

366
00:16:17,601 --> 00:16:19,269
‫لاستیک در اومد!

367
00:16:20,020 --> 00:16:24,274
‫وای، کلاً... ای بابا!
‫رسماً افتاد.

368
00:16:24,358 --> 00:16:26,318
‫- مغازه اونجاست. ولش کن.
‫- باشه،

369
00:16:26,360 --> 00:16:27,778
‫ولی نمی‌خوام
‫خرابش کنم داداش،

370
00:16:27,778 --> 00:16:28,362
‫چیزی نیست.

371
00:16:28,445 --> 00:16:31,573
‫کلاً ماجراجویی مزخرفی بود.
‫دیگه چی می‌خواد بشه مگه؟

372
00:16:32,324 --> 00:16:33,492
‫به درک!

373
00:16:47,006 --> 00:16:48,215
‫آها، همینه.

374
00:16:48,298 --> 00:16:49,425
‫آره بابا.

375
00:16:49,508 --> 00:16:50,926
‫برو بریم.

376
00:16:52,177 --> 00:16:54,596
‫خب، محوطه رسماً کیپ
‫تا کیپ پر شده داداش.

377
00:16:54,638 --> 00:16:58,017
‫حدود ۱۰ تا داریم که می‌شه دوباره فروخت.
‫مثلاً این برندهای پیلگریم و اسپورتس‌من خوبن.

378
00:16:58,100 --> 00:17:00,894
‫مطمئنم مثل آب خوردن
‫۶۰ هزار تا درمیاریم.

379
00:17:00,978 --> 00:17:03,605
‫راستش از این ۱۰ تا راحت
‫و سریع پول درمیاریم،

380
00:17:03,647 --> 00:17:07,401
‫باقیشم باشه برای قطعات. هم قطعات
‫داریم، هم بازفروش سریع.

381
00:17:07,484 --> 00:17:09,236
‫به نظرت قراره چقدر پول دربیاریم؟

382
00:17:09,319 --> 00:17:12,072
‫ماجرا از این قراره.
‫فکر نمی‌کنم کافی باشه.

383
00:17:12,156 --> 00:17:14,199
‫می‌دونی چقدر جون کندم
‫اینا رو جور کنم؟

384
00:17:14,241 --> 00:17:16,952
‫- داس، همون‌طور که گفتم، بهت افتخار می‌کنم.
‫- مشکلی نیست، داریم پول درمیاریم،

385
00:17:16,994 --> 00:17:19,496
‫- ولی مگه چقدر دیگه لازم داریم؟
‫- خیلی بیشتر.

386
00:17:20,039 --> 00:17:21,582
‫خب، گندش بزنن، باشه.

387
00:17:22,124 --> 00:17:25,252
‫خیلی‌خب، این جوابی نبود
‫که انتظارش رو داشتم، ولی...

388
00:17:25,335 --> 00:17:27,171
‫ببین، من وظیفه‌ام رو
‫انجام دادم.

389
00:17:27,212 --> 00:17:28,756
‫حالا تو می‌تونی اون
‫فکر بزرگت رو رو کنی.

390
00:17:28,839 --> 00:17:31,050
‫باشه، باشه، بسپرش به من،
‫دوباره ردیفش می‌کنم.

391
00:17:31,133 --> 00:17:34,219
‫سال‌هاست بهشون
‫می‌گم پول بیشتر بره به درک.

392
00:17:34,303 --> 00:17:36,430
‫فقط پوله.
‫زمان رفته رو که نمی‌شه خرید.

393
00:17:38,807 --> 00:17:40,267
‫چطوری، رفیق؟

394
00:17:40,350 --> 00:17:41,518
‫کارش تمومه.

395
00:17:41,602 --> 00:17:43,562
‫هر روز همین آش
‫و همین کاسه‌ست.

396
00:17:43,771 --> 00:17:45,522
‫سال‌هاست دارم جون می‌کنم.

397
00:17:48,067 --> 00:17:51,945
‫رسماً ریخت‌وپاش همه رو این‌جا جمع می‌کنم،
‫واقعاً!

398
00:17:52,029 --> 00:17:55,074
‫خب، بیشتر عمرم
‫در حوزه‌ی نفت کار کردم.

399
00:17:55,115 --> 00:17:56,575
‫آماده‌ی بازنشستگی بودم.

400
00:17:56,617 --> 00:17:59,703
‫اومدم برای یک هفته
‫کمک کنم و ۷ سال بعد...

401
00:18:00,704 --> 00:18:03,832
‫...هنوزم این‌جام
‫و این خود حقیقته.

402
00:18:03,957 --> 00:18:06,418
‫برنامه اولیه‌ام این بود
‫که اسباب‌کشی کنم به مکزیک.

403
00:18:06,502 --> 00:18:10,464
‫خودم تنهایی یه هفته با پرواز رفتم
‫اونجا تا اوضاع رو بررسی کنم.

404
00:18:10,547 --> 00:18:14,134
‫ولی ظرف سه روز، حوصله‌ام سر رفت،
‫دلم برای خانواده‌ام تنگ شد و...

405
00:18:14,218 --> 00:18:17,471
‫خلاصه که آره،
‫رفتن به اونجا کلاً منتفی شد.

406
00:18:17,554 --> 00:18:18,847
‫فکر کنم همین‌جا گیر افتادم.

407
00:18:18,931 --> 00:18:23,227
‫این مکان و کلاً هر جای دیگه‌ای
‫روزانه اعصابم رو خرد می‌کنه.

408
00:18:23,310 --> 00:18:25,479
‫بابا الان، گمونم...
‫هشت ساله...

409
00:18:25,521 --> 00:18:28,023
‫که می‌خواد بازنشسته بشه،
‫ولی هیچ‌وقت وقتش نرسیده.

410
00:18:28,023 --> 00:18:31,652
‫خیلی دلم می‌خواد بازنشسته بشه و هر کاری
‫از دستم بربیاد می‌کنم تا بازنشسته بشه،

411
00:18:31,735 --> 00:18:34,530
‫ولی بابامون اصلاً
‫نمی‌تونه یه جا آروم بگیره.

412
00:18:35,114 --> 00:18:37,449
‫اگه بابام بازنشسته می‌شد
‫و می‌رفت خونه‌ی سالمندان،

413
00:18:37,533 --> 00:18:39,910
‫کل خونه‌ی سالمندان رو
‫از نو بازسازی می‌کرد.

414
00:18:39,910 --> 00:18:41,662
‫انگار باید کار کنه،
‫فکر کنم اگه...

415
00:18:41,662 --> 00:18:43,622
‫- کار نکنه می‌میره.
‫- آره، صددرصد.

416
00:18:44,790 --> 00:18:46,166
‫فقط بحث به چالش
‫کشیدن خود آدمه.

417
00:18:46,166 --> 00:18:48,127
‫وقت یه تغییر
‫و یه کار جدیده،

418
00:18:48,210 --> 00:18:51,713
‫یه کار هیجان‌انگیز،
‫وگرنه همه‌چی تکراری و خسته‌کننده می‌شه.

419
00:18:52,339 --> 00:18:54,049
‫بابا مرد تغییره.

420
00:18:54,091 --> 00:18:56,426
‫پس باید یه راهی پیدا کنیم
‫که بابا رو همین‌جا نگه داریم،

421
00:18:56,468 --> 00:18:57,928
‫مشغول نگهش داریم
‫و خوشحالش کنیم.

422
00:18:57,970 --> 00:19:00,180
‫تا وقتی روی یه چیز
‫جدید کار کنه، خوشحاله.

423
00:19:00,222 --> 00:19:02,599
‫- پس این بزرگ‌ترین هدفمونه.
‫- آره، هدف بزرگمون همینه.

424
00:19:04,434 --> 00:19:07,729
‫راستش این ساختمان
‫خوراک باباست.

425
00:19:07,813 --> 00:19:09,857
‫چهار ساله دست‌نخورده افتاده.
‫[فروشی]

426
00:19:09,940 --> 00:19:12,192
‫بلند کن! وای،
‫سعی دارم ببینم!

427
00:19:12,234 --> 00:19:14,319
‫وای خدا، اون تو
‫چطور به نظر می‌رسه؟

428
00:19:14,361 --> 00:19:15,863
‫کلی آشغال‌وپاشغال
‫اون توئه.

429
00:19:15,904 --> 00:19:17,698
‫پاهات داره
‫می‌خوره به گردنم.

430
00:19:17,739 --> 00:19:19,616
‫گردن تو هم
‫داره می‌خوره به پاهام.

431
00:19:20,033 --> 00:19:22,369
‫ای خدا، وای!

432
00:19:22,452 --> 00:19:25,038
‫نمی‌دونم. پول خیلی زیادیه.

433
00:19:25,080 --> 00:19:26,957
‫- روبه‌روی خیابون محوطه‌ست.
‫- می‌دونم.

434
00:19:27,082 --> 00:19:29,835
‫برای همین به نظرم
‫اینجا واقعاً می‌تونه...

435
00:19:29,918 --> 00:19:34,631
‫خفن‌ترین خونه‌ی وحشت بشه.
‫بابا ذوق‌زده می‌شه.

436
00:19:34,965 --> 00:19:37,092
‫بریم عقب‌تر.
‫خب، حالا برگشتیم به عقب.

437
00:19:37,176 --> 00:19:39,928
‫- خیلی قبل‌تر. بچه‌تر بودیم.
‫- بچه بودیم، خیلی کوچولو.

438
00:19:40,012 --> 00:19:43,765
‫۱۷ سال پیش، سال ۲۰۰۸،
‫بابامون پیاده‌روی وحشت رو...

439
00:19:43,807 --> 00:19:48,103
‫روی زمین خانوادگیمون
‫راه انداخت و حسابی معرکه شد.

440
00:19:48,228 --> 00:19:50,189
‫من و ترسا، خواهر و برادرم،

441
00:19:50,272 --> 00:19:52,941
‫یه شب روی ایوون بودیم
‫و با خودمون گفتیم:

442
00:19:53,025 --> 00:19:55,194
‫باید این مسیر
‫دوچرخه‌سواری رو...

443
00:19:55,235 --> 00:19:57,696
‫تزیین کنیم و ببینیم
‫کسی میاد یا نه.

444
00:19:57,779 --> 00:20:01,158
‫رفتیم سوپرمارکت و دو هزار دلار
‫خرج جنس‌های ارزون‌قیمت کردیم.

445
00:20:04,161 --> 00:20:05,787
‫و آمبولانس‌ و ماشین‌های تصادفی...

446
00:20:05,913 --> 00:20:08,665
‫اضافه کردیم، پل ساختیم،
‫معدن زغال‌سنگ ساختیم.

447
00:20:10,209 --> 00:20:13,045
‫یهو دیدیم ۲۰ نفر اومدن
‫توی ورودی خونه‌مون.

448
00:20:13,086 --> 00:20:14,838
‫جا خوردیم،
‫دیدیم واقعاً مردم دارن میان!

449
00:20:14,922 --> 00:20:16,673
‫سه سال بعد
‫اون‌قدر شلوغ شد که...‏

450
00:20:16,715 --> 00:20:18,675
‫توی محله خودمون هم
‫نمی‌تونستیم پارک کنیم.

451
00:20:18,759 --> 00:20:20,969
‫شهرداری مجبور شد
‫مردم رو با اتوبوس بیاره.

452
00:20:21,053 --> 00:20:24,556
‫شبی نزدیک به ۴۰۰۰ نفر
‫بازدیدکننده داشتیم.

453
00:20:24,640 --> 00:20:25,724
‫دست‌وبالمون تنگه،

454
00:20:25,766 --> 00:20:28,727
‫دست‌وبالمون تنگه
‫و خرج خیلی زیادیه،

455
00:20:28,810 --> 00:20:30,854
‫ولی فکر می‌کنم باید
‫این کار رو بکنیم.

456
00:20:30,938 --> 00:20:34,900
‫قبلاً پیاده‌روی وحشت رو راه انداختیم،
‫اگه دقیقاً همون‌قدر آدم بیاد،

457
00:20:34,983 --> 00:20:37,736
‫می‌تونیم فقط ظرف یک ماه ۱۸۰
‫هزار دلار به جیب بزنیم.

458
00:20:37,819 --> 00:20:40,739
‫همه‌چیز رو جبران نمی‌کنه،
‫ولی یعنی سال بعدش...

459
00:20:40,864 --> 00:20:43,909
‫دیگه می‌رسیم به سود سود.
‫اون وقت رسماً افتادیم رو دور.

460
00:20:43,951 --> 00:20:46,578
‫شاید بیشتر هم بشه،
‫مثلاً ۲۵۰ هزار دلار در بیاریم.

461
00:20:46,662 --> 00:20:49,957
‫- شایدم هیچ‌کس نیاد و ضرر کنیم.
‫- یا شایدم ورشکست بشیم.

462
00:20:50,040 --> 00:20:51,667
‫- یه ورشکستگی تمام‌عیار.
‫- ورشکستگی کامل.

463
00:20:51,750 --> 00:20:52,709
‫ولی باید امتحانش کنیم.

464
00:20:57,589 --> 00:21:01,176
‫سه، انتاریو، یکی از دو قلم.

465
00:21:04,554 --> 00:21:06,515
‫جیم،
‫امروز باید یه یخچال تحویل بگیرم.

466
00:21:06,598 --> 00:21:09,393
‫نمی‌دونم می‌تونی بری
‫برام تحویل بگیری...

467
00:21:09,393 --> 00:21:11,061
‫و بزنیش به برق یا نه.

468
00:21:11,103 --> 00:21:12,521
‫ساعت ۵ بعدازظهر؟

469
00:21:13,855 --> 00:21:17,359
‫بدترین بخشش آگهی کردن
‫توالت‌های دست‌دومه.

470
00:21:17,442 --> 00:21:20,404
‫جیم دستش رو کرد اون
‫تو و برام تمیزش کرد.

471
00:21:20,487 --> 00:21:21,863
‫منم فقط آگهیش کردم.

472
00:21:21,947 --> 00:21:24,616
‫دیگه حتی توشون رو
‫نگاه هم نمی‌کنم.

473
00:21:27,119 --> 00:21:28,495
‫صبح بخیر.

474
00:21:29,162 --> 00:21:30,956
‫ببینید کی امروز
‫اومده دیدنمون.

475
00:21:31,039 --> 00:21:33,125
‫وای خدای من، سلام!

476
00:21:33,208 --> 00:21:37,421
‫وای خدایا، سلام رفیق!
‫دلت برام تنگ شده بود؟

477
00:21:38,005 --> 00:21:40,549
‫آره!

478
00:21:40,590 --> 00:21:42,884
‫- حالت چطوره، کنزی؟
‫- خوبم.

479
00:21:42,884 --> 00:21:45,929
‫به نظرم بچه‌دار شدن
‫اتفاق خیلی قشنگیه.

480
00:21:46,013 --> 00:21:48,015
‫فکر نکنم می‌تونستم کنزی رو
‫از این بیشتر دوست داشته باشم،

481
00:21:48,056 --> 00:21:49,725
‫چون مثل کوه پشتمه.

482
00:21:49,808 --> 00:21:52,394
‫و حالا یه تکه از وجود
‫جفتمون رو داریم،

483
00:21:52,477 --> 00:21:54,062
‫که خیلی حس باحالیه.

484
00:21:54,104 --> 00:21:54,646
‫نمی‌دونم،

485
00:21:54,646 --> 00:21:57,983
‫حس می‌کنم این یه شروع قشنگ برای
‫یه آینده‌ی کاملاً متفاوته...

486
00:21:58,025 --> 00:22:00,068
‫که حالا هر دوتامون
‫با هم توش شریکیم.

487
00:22:00,193 --> 00:22:03,322
‫گفتن امروز
‫یه مهمون ویژه داریم؟

488
00:22:03,405 --> 00:22:05,240
‫سلام!

489
00:22:05,324 --> 00:22:08,410
‫- اوه، ببینید، جیم!
‫- بالاخره با این کوچولو آشنا شدم.

490
00:22:08,493 --> 00:22:11,913
‫اون چیه‌؟ قراره بهت یاد بده
‫چطوری از برج آب بری بالا،

491
00:22:11,913 --> 00:22:12,622
‫ریکی.

492
00:22:12,622 --> 00:22:14,541
‫- جناب آقای جیم کری!
‫- نه، فقط موتور خاکیه.

493
00:22:15,125 --> 00:22:16,585
‫ریکی اومده مغازه!

494
00:22:18,420 --> 00:22:21,631
‫- یه هدیه برای ریکی گرفتم.
‫- چی گرفتی؟

495
00:22:23,425 --> 00:22:26,762
‫- اولین تفنگ ساچمه‌ای زندگیش!
‫- وای خدا!

496
00:22:26,845 --> 00:22:29,806
‫امروز که بری خونه،
‫کل ورودی پر از پرنده می‌شه.

497
00:22:31,058 --> 00:22:34,478
‫و از طرف دوری...
‫وای خدای من!

498
00:22:34,561 --> 00:22:38,732
‫وای!

499
00:22:38,815 --> 00:22:40,275
‫مرکز، مرکز، واحد ۱۹.

500
00:22:40,317 --> 00:22:42,694
‫ریک بزرگ صحبت می‌کنه
‫از امدادخودروی ریک بزرگ.

501
00:22:43,236 --> 00:22:46,990
‫اومدم اون کاروان رو ببرم.

502
00:22:47,157 --> 00:22:50,619
‫حسابی به مامان و بابام
‫افتخار می‌کنم و خیلی بهشون مدیونم،

503
00:22:50,660 --> 00:22:53,830
‫مخصوصاً الان که خودم
‫بچه‌دار شدم و می‌بینم...

504
00:22:53,955 --> 00:22:56,291
‫...بابا بودن چه زحمتی داره.
‫وای.

505
00:22:56,375 --> 00:22:58,960
‫بابا شدی، آره.
‫یادم رفته بود بابا شدی.

506
00:22:59,044 --> 00:23:00,879
‫نمی‌دونم، انگار... خب،

507
00:23:00,962 --> 00:23:03,632
‫مامان و بابایی بهترین از این‌ها
‫گیرم نمیومد...

508
00:23:03,715 --> 00:23:06,259
‫و اگه هزار بار دیگه‌ام به دنیا بیام،
‫بازم همین‌ها رو انتخاب می‌کنم.

509
00:23:06,301 --> 00:23:08,678
‫- خیلی قشنگه، معرکه‌ست، عاشقشم.
‫- آره.

510
00:23:08,970 --> 00:23:11,390
‫خب، بهترین بخشش کار
‫کردن با خانواده‌امه.

511
00:23:12,057 --> 00:23:14,851
‫اون‌ها، تمام بچه‌هام،

512
00:23:14,893 --> 00:23:17,896
‫احترام زیادی
‫برای بقیه قائلن.

513
00:23:17,979 --> 00:23:22,776
‫خیلی کارهای احمقانه و خنده‌دار می‌کنن،
‫ولی احترام می‌ذارن.

514
00:23:23,402 --> 00:23:25,779
‫آره، برای همینه اشک
‫توی چشمام جمع شده.

515
00:23:27,531 --> 00:23:29,658
‫به نظرت پسرها بهت
‫افتخار می‌کنن؟

516
00:23:30,158 --> 00:23:33,662
‫خب، دوطرفه‌ست.
‫گور باباتون، بچه‌ها!

517
00:23:33,829 --> 00:23:35,330
‫این بخش رو
‫نمی‌تونید پخش کنید!

518
00:23:36,706 --> 00:23:38,708
‫ریکی بابی!

519
00:23:38,792 --> 00:23:41,253
‫زهره‌ترکش کردین!

520
00:23:41,294 --> 00:23:43,588
‫چرا همه سر من داد می‌زنن؟

521
00:23:43,713 --> 00:23:47,467
‫بدون بابا کارمون توی قطعات کاروان
‫بروبچ خرفت تموم بود.

522
00:23:47,509 --> 00:23:50,846
‫پس باید هر کاری از دستمون
‫برمیاد بکنیم...

523
00:23:50,846 --> 00:23:52,681
‫تا همین‌جا نگهش داریم
‫و خوشحالش کنیم،

524
00:23:52,681 --> 00:23:54,516
‫چون بدون اون، کارمون تمومه.

525
00:23:55,434 --> 00:23:56,393
‫چه خبره؟

526
00:23:56,435 --> 00:23:58,437
‫- می‌ریم قدم بزنیم.
‫- می‌ریم قدم بزنیم.

527
00:23:58,437 --> 00:23:59,896
‫اوه، می‌خواید دوباره
‫برید نگاهش کنید؟

528
00:23:59,938 --> 00:24:01,648
‫به نظرم باید دوباره
‫یه نگاهی بهش بندازیم.

529
00:24:01,731 --> 00:24:03,984
‫من هنوزم می‌گم خرید خوبیه.

530
00:24:04,067 --> 00:24:06,027
‫چهار ساله دارم بهتون می‌گم.

531
00:24:06,111 --> 00:24:07,988
‫خب، حدس بزن چی شده بابا!

532
00:24:08,071 --> 00:24:10,615
‫خانوادگی پولامون رو
‫گذاشتیم روی هم.

533
00:24:10,699 --> 00:24:13,660
‫- خریدیمش؟ مال خودمونه؟
‫- کلیدش دست خودمونه!

534
00:24:13,702 --> 00:24:15,537
‫- ایولا!
‫- کلیدش دست خودمونه.

535
00:24:15,537 --> 00:24:17,539
‫- یه چیز جدید.
‫- بیا بریم ببینیمش.

536
00:24:17,622 --> 00:24:21,126
‫برای کاری که می‌خوایم،
‫عالی می‌شه.

537
00:24:21,126 --> 00:24:24,087
‫ببین چقدر وسایل جا گذاشتن.
‫سریع مایه‌دار می‌شیم!

538
00:24:24,171 --> 00:24:26,673
‫پنج دلار، پنج دلار.

539
00:24:26,756 --> 00:24:29,092
‫هر چی اینجاست الان دیگه
‫واقعاً مال خودمونه،

540
00:24:29,092 --> 00:24:30,927
‫که فکر کردن بهش هم خیلی عجیبه.

541
00:24:30,969 --> 00:24:33,597
‫بخشی از معامله بود،
‫همه‌ی این وسایل هم روش بود.

542
00:24:33,680 --> 00:24:36,433
‫خب، پس باید دست‌به‌کار بشیم،
‫یه خانه‌ی وحشت...

543
00:24:36,516 --> 00:24:38,935
‫- داریم که باید بسازیم و کلاً سه ماه وقت داریم.
‫- عالیه، من هستم!

544
00:24:38,935 --> 00:24:39,769
‫آره بابا!

545
00:24:39,978 --> 00:24:43,648
‫خیلی هیجان‌زده‌ام...
‫ساختن و خلق کردن، کیف می‌ده.

546
00:24:43,773 --> 00:24:45,609
‫بریم که داشته باشیم.

547
00:24:46,485 --> 00:24:51,156
‫پسرها همیشه حواسشون پرت می‌شه.
‫همه‌اش مشغول خوش‌گذرونی‌ان.

548
00:24:52,866 --> 00:24:54,159
‫یا خدا!

549
00:24:56,703 --> 00:24:57,662
‫داوسون؟

550
00:25:02,542 --> 00:25:04,544
‫- کجا رفت؟
‫- حالا چی‌کار کنیم؟

551
00:25:05,754 --> 00:25:07,923
‫پسرها هیچ‌وقت بهم نمی‌گن
‫دارن چی‌کار می‌کنن،

552
00:25:07,923 --> 00:25:10,759
‫و فکر کنم چون
‫نمی‌خوان بفهمم.

553
00:25:18,600 --> 00:25:22,229
‫بابا توی این کاروانه؟

554
00:25:22,270 --> 00:25:25,649
‫وای خدا،
‫همین تازه اینجا رو خریدیم.

555
00:25:25,649 --> 00:25:27,526
‫فکر کنم داره اثاث‌کشی
‫می‌کنه اینجا.

556
00:25:27,734 --> 00:25:29,778
‫- چه خبره؟
‫- چطورید؟

557
00:25:29,861 --> 00:25:31,780
‫تابستون رو قراره
‫اینجا بمونی؟

558
00:25:31,821 --> 00:25:32,906
‫دارم میام اینجا زندگی کنم.

559
00:25:32,948 --> 00:25:34,533
‫مامان اصلاً قراره
‫ببینه‌ات یا نه؟

560
00:25:34,574 --> 00:25:37,619
‫عصرها و آخر هفته‌ها.

561
00:25:38,912 --> 00:25:40,455
‫سه ماه همین‌جام.

562
00:25:40,914 --> 00:25:44,334
‫راه‌اندازی خانه‌ی وحشت واقعاً
‫دیوانه‌وار به نظر می‌رسه.

563
00:25:44,417 --> 00:25:46,211
‫دفعه اول،
‫مردم فکر می‌کردن...

564
00:25:46,211 --> 00:25:48,004
‫داریم وقتمون رو تلف
‫می‌کنیم و رسماً دیوونه شدیم.

565
00:25:48,088 --> 00:25:50,382
‫ولی ما دیوونه‌بازی رو دوست داریم.
‫زنده نگهمون می‌داره.

566
00:25:50,465 --> 00:25:53,927
‫اینجا قراره ورودی
‫اصلی همه‌ی مشتری‌ها باشه.

567
00:25:53,969 --> 00:25:56,846
‫- باشه.
‫- می‌خوام سایه‌بانش طرح کافه‌های قدیمی باشه،

568
00:25:56,972 --> 00:25:59,182
‫- که خیلی خفن بشه.
‫- آره.

569
00:25:59,266 --> 00:26:01,309
‫الگوی من والت دیزنیه.

570
00:26:01,393 --> 00:26:05,730
‫به نظرم باید این اتاق رو
‫تبدیل کنیم به کلیسا.

571
00:26:05,814 --> 00:26:11,194
‫همه فکر می‌کردن دیزنی دیوونه
‫شده که می‌خواد شهربازی بسازه.

572
00:26:11,278 --> 00:26:13,655
‫اونم گفت گور باباتون
‫و کارش رو کرد.

573
00:26:13,738 --> 00:26:14,906
‫من عاشق همینم.

574
00:26:14,990 --> 00:26:17,409
‫- قایم بشی و یهو بپری بیرون و بترسونی.
‫- صددرصد.

575
00:26:17,492 --> 00:26:19,536
‫باحال‌ترین بخشش
‫ترسوندن مردمه.

576
00:26:19,619 --> 00:26:21,830
‫این‌که مردم از ترس
‫خودشون رو خیس کنن،

577
00:26:21,871 --> 00:26:23,790
‫که راستش خودمون هم
‫این کار رو کردیم.

578
00:26:23,790 --> 00:26:29,671
‫مثل تزریق یه دوز هروئین
‫و رفتن به فضاست.

579
00:26:29,754 --> 00:26:31,756
‫دقیقاً همینطوریه.

580
00:26:31,840 --> 00:26:33,675
‫البته تا حالا تزریق نکردم،
‫ولی حدس می‌زنم.

581
00:26:35,218 --> 00:26:37,012
‫بعدش می‌ریم سمت قسمت عقب،

582
00:26:37,095 --> 00:26:39,973
‫که فکر کنم خیلی
‫محشر می‌شه.

583
00:26:40,056 --> 00:26:41,516
‫این فضا قراره...

584
00:26:41,600 --> 00:26:43,184
‫...سیرک بشه.

585
00:26:43,226 --> 00:26:45,145
‫به فکری که اینجا یه چادر بزرگ بزنیم؟

586
00:26:45,145 --> 00:26:46,855
‫چون این یعنی
‫یه چادر لازم داریم.

587
00:26:46,938 --> 00:26:49,691
‫- دلقک هم لازم داریم.
‫- و آدمک‌های بیشتر.

588
00:26:49,774 --> 00:26:51,735
‫می‌دونی قیمت یکی
‫از اون چادرها چقدره؟

589
00:26:51,776 --> 00:26:54,029
‫در هر صورت، فقط وسایلش رو بگیرید،
‫خودم می‌سازمش.

590
00:26:54,029 --> 00:26:56,698
‫برای هر اتاق چقدر
‫می‌خوایم خرج کنیم؟

591
00:26:56,698 --> 00:27:00,118
‫چون اگه ۲۰ تا اتاق داشته باشیم
‫و هر کدوم سه هزار دلار بشه...

592
00:27:00,160 --> 00:27:02,704
‫برای پول درآوردن باید خرج کنیم،
‫پس فدای سرت.

593
00:27:02,787 --> 00:27:05,081
‫- راست می‌گی، نباید زشت از آب دربیاد.
‫- نباید سرتهش رو هم بیاریم.

594
00:27:05,081 --> 00:27:07,334
‫هر چقدر لازم
‫باشه خرج می‌کنیم.

595
00:27:07,417 --> 00:27:08,960
‫- پول زیادی می‌شه.
‫- می‌دونم.

596
00:27:09,002 --> 00:27:10,378
‫این چه حسابی بود کردی؟

597
00:27:10,378 --> 00:27:12,464
‫خب، ۲۰ تا اتاق ۳ هزاری،

598
00:27:12,464 --> 00:27:15,675
‫- تازه ۳ هزار حداقلشه، می‌شه ۶۰ هزار دلار.
‫- اگه حول‌وحوش ۵۰ تا تمومش کنیم،

599
00:27:15,675 --> 00:27:18,011
‫- خیلی عالی می‌شه.
‫- فقط هر کاری می‌کنی، به مامان چیزی نگو!

600
00:27:18,094 --> 00:27:20,388
‫- آره، آره.
‫- همین.

601
00:27:20,430 --> 00:27:22,140
‫آره، فقط...

602
00:27:22,140 --> 00:27:24,726
‫- باید رسید رو بدم بهش؟
‫- سندسازی می‌کنیم.

603
00:27:24,809 --> 00:27:26,936
‫- سندسازی می‌کنیم!
‫- سندسازی!

604
00:27:26,978 --> 00:27:29,981
‫من فقط حواسم به خریدن
‫ساختمون بود،

605
00:27:30,023 --> 00:27:32,817
‫برای همین الان جوری شده که می‌گم: «وای.
‫به بد مخمصه‌ای افتادیم.»

606
00:27:32,817 --> 00:27:35,445
‫وای.
‫این دیگه واقعاً...

607
00:27:35,528 --> 00:27:38,198
‫اصلاً فکر نمی‌کردم
‫این‌قدر گرون دربیاد.

608
00:27:38,281 --> 00:27:41,326
‫خب، فروشمون افت کرده،
‫باید یه خانه‌ی وحشت هم بسازیم،

609
00:27:41,368 --> 00:27:43,536
‫تازه تا اکتبر هم
‫باید تمومش کنیم.

610
00:27:43,536 --> 00:27:46,414
‫- رسماً بیچاره ایم
‫- بدجور به فنا رفتیم.

611
00:27:46,414 --> 00:27:48,917
‫بدجورِ بدجورِ بدجور به فنا رفتیم.

612
00:27:49,000 --> 00:27:51,252
‫به فنا!

613
00:27:51,336 --> 00:27:54,047
‫نمی‌دونم، نمی‌دونم.
‫تو هم بیچاره ای؟

614
00:27:54,130 --> 00:27:57,050
‫- خب حالا چی‌کار کنیم؟
‫- نمی‌دونم دیگه باید چی‌کار کنیم.

615
00:27:57,133 --> 00:27:58,343
‫بدجور به فنا رفتیم.

616
00:27:59,719 --> 00:28:03,098
‫♪ بزرگ‌تر شدیم،
‫ولی هیچ فرقی نکرده ♪

617
00:28:05,308 --> 00:28:10,230
‫♪ از بچگی همیشه
‫پشت همدیگه بودیم ♪

618
00:28:10,313 --> 00:28:15,110
‫♪ نمی‌خوام توی
‫آلبرتا بمیرم ♪

619
00:28:15,193 --> 00:28:17,195
‫♪ ولی هیچ‌وقت هم
‫از اینجا نمی‌رم ♪

620
00:28:17,237 --> 00:28:20,198
‫♪ پس می‌خوام
‫تا ابد زنده بمونم ♪

621
00:28:20,281 --> 00:28:25,286
‫

