﻿1
00:00:05,130 --> 00:00:07,090
‫- من داوسونم.
‫- منم جگرم.

2
00:00:07,132 --> 00:00:10,468
‫- ما فقط یدک‌کش‌ها رو اوراق نمی‌کنیم.
‫- دوباره هم آماده‌ی فروششون می‌کنیم.

3
00:00:10,468 --> 00:00:12,345
‫ولی اول از همه،
‫دوست داریم حسابی تمیزشون کنیم.

4
00:00:12,387 --> 00:00:14,097
‫برقشون بندازیم.

5
00:00:16,516 --> 00:00:18,143
‫خیلی‌خب، بیا... بیا...

6
00:00:18,226 --> 00:00:19,519
‫وای!

7
00:00:19,602 --> 00:00:21,896
‫داره می‌ره توش؟

8
00:00:21,938 --> 00:00:24,023
‫- فکر نکنم.
‫- منم فکر نکنم.

9
00:00:24,065 --> 00:00:26,985
‫پسر، باید این مبل رو
‫حسابی تر و تمیز کنیم.

10
00:00:27,152 --> 00:00:30,071
‫وای، برای خریدار جدید
‫خیلی عالی می‌شه.

11
00:00:30,155 --> 00:00:32,407
‫اینم از بانوی خوش‌آمدگو، آره.

12
00:00:32,490 --> 00:00:34,617
‫یه‌جورایی طرح فضای
‫باز پیاده شده.

13
00:00:34,701 --> 00:00:36,661
‫- اوه، دیگه تهویه هم داریم!
‫- آره!

14
00:00:36,745 --> 00:00:38,663
‫عالی شد!

15
00:00:39,372 --> 00:00:40,373
‫آره!

16
00:00:40,832 --> 00:00:42,459
‫اگه فکر کردین اون کار
‫دیوونه‌بازی بود...

17
00:00:42,459 --> 00:00:44,502
‫صبر کنید تا
‫قیمت‌هامون رو ببینید!

18
00:00:46,087 --> 00:00:49,048
‫♪ بزرگ‌تر شدیم ولی
‫هیچ فرقی نکرده ♪

19
00:00:51,384 --> 00:00:56,514
‫♪ از بچگی همیشه
‫پشت همدیگه بودیم ♪

20
00:00:56,598 --> 00:01:01,394
‫♪ نمی‌خوام توی
‫آلبرتا بمیرم ♪

21
00:01:02,937 --> 00:01:07,233
‫♪ نمی‌خوام بمیرم تا
‫وقتی حالم بهتر بشه ♪

22
00:01:08,818 --> 00:01:13,656
‫♪ نمی‌خوام توی
‫آلبرتا بمیرم ♪

23
00:01:13,740 --> 00:01:15,700
‫♪ ولی هیچ‌وقت هم
‫از اینجا نمی‌رم ♪

24
00:01:15,783 --> 00:01:19,037
‫♪ پس می‌خوام تا ابد زنده بمونم ♪

25
00:01:22,081 --> 00:01:24,501
‫[قطعات کاروان بروبچ خرفت]
‫‏[قسمت دوم]‏

26
00:01:33,718 --> 00:01:36,179
‫و همون‌طور که می‌بینین،
‫این طرف‌ها کرکره‌ای نگه نمی‌داریم.

27
00:01:38,348 --> 00:01:40,725
‫چند باری دستم رو
‫با کاتر عمودبر بریدم.

28
00:01:40,808 --> 00:01:42,810
‫جالب بود،
‫کارم به بخیه کشید.

29
00:01:42,894 --> 00:01:44,520
‫ولی باعث نمی‌شه
‫بی‌خیال نوشیدنی بشم.

30
00:01:46,022 --> 00:01:47,398
‫- ترسا؟
‫- بله.

31
00:01:47,440 --> 00:01:49,984
‫- اوضاع چطور پیش می‌ره؟
‫- رسیده به شش صفحه.

32
00:01:50,026 --> 00:01:51,903
‫- اوه، ایول.
‫- مثل آب خوردنه.

33
00:01:51,903 --> 00:01:52,737
‫ایول.

34
00:01:56,491 --> 00:01:59,410
‫بیا از اول شروع کنیم.
‫بریم داخل طویله.

35
00:01:59,494 --> 00:02:02,705
‫بابا خیلی خیلی خیلی دلش
‫می‌خواد کار ورودی تموم بشه.

36
00:02:02,789 --> 00:02:04,707
‫می‌خواد وقتی مردم میان تو،
‫یه نمایش باحال ببینن.

37
00:02:04,791 --> 00:02:08,878
‫سرمایه‌گذاری روی
‫این خانه‌ی وحشت ترسناک بود.

38
00:02:08,962 --> 00:02:11,756
‫خب، تقریباً داریم همه‌ی
‫تخم‌مرغ‌هامون رو می‌ذاریم توی یه سبد...

39
00:02:11,839 --> 00:02:14,175
‫و امیدواریم برای ماه
‫اکتبر همه‌چیز خوب پیش بره.

40
00:02:14,300 --> 00:02:17,595
‫این بحران مالی بدجوری
‫کارمون رو تحت فشار قرار داده.

41
00:02:17,637 --> 00:02:19,847
‫خیلی دلم می‌خواد
‫یه نفر رو بذارم اون تو.

42
00:02:19,931 --> 00:02:23,101
‫طرف می‌دوه طرفشون و زهره‌ترکشون
‫می‌کنه تا برن سمت دستشویی،

43
00:02:23,184 --> 00:02:26,479
‫توی دستشویی هم یکی دیگه دوباره
‫می‌ترسونه‌شون تا برگردن عقب.

44
00:02:26,479 --> 00:02:28,439
‫کم‌وبیش همه چی رو
‫باید از صفر شروع کنیم.

45
00:02:30,024 --> 00:02:32,360
‫۲۰ تا اتاق داریم
‫که ساخت هر کدومش...

46
00:02:32,402 --> 00:02:34,195
‫حداقل ۳ هزار
‫دلار آب می‌خوره.

47
00:02:34,237 --> 00:02:37,407
‫یعنی حداقل باید ۶۰
‫هزار دلار خرج کنیم...

48
00:02:37,532 --> 00:02:40,284
‫تا این خانه‌ی وحشت رو
‫به شکلی که می‌خوایم دربیاریم.

49
00:02:40,368 --> 00:02:43,121
‫برای همین، خب،
‫الان دستمون خالیه.

50
00:02:43,162 --> 00:02:44,789
‫- حسابی خالیه.
‫- دستمون حسابی خالیه.

51
00:02:49,377 --> 00:02:50,837
‫می‌خوام برم کم رو پیدا کنم،

52
00:02:50,920 --> 00:02:53,381
‫چون باید یه سری وسایل رو
‫برای ارسال بسته‌بندی کنه.

53
00:02:53,464 --> 00:02:56,300
‫هر روز خدا کارم شده
‫پیدا کردن این آقا.

54
00:02:56,384 --> 00:03:00,096
‫در فصل شلوغی کار،
‫کل روز رو توی خانه‌ی وحشته.

55
00:03:00,179 --> 00:03:03,599
‫واقعاً عالیه!
‫من که خیلی پایه‌شم.

56
00:03:06,060 --> 00:03:08,771
‫کم؟ هی، کم؟

57
00:03:11,941 --> 00:03:13,901
‫هی کم! کم.

58
00:03:13,985 --> 00:03:14,944
‫- سلام.
‫- اوه، سلام.

59
00:03:15,028 --> 00:03:16,362
‫- سلام.
‫- نظرت چیه؟

60
00:03:16,446 --> 00:03:18,614
‫- وای!
‫- اینم از طویله.

61
00:03:18,698 --> 00:03:21,617
‫عالیه. خوشحالم که
‫داره بهت خوش می‌گذره،

62
00:03:21,659 --> 00:03:23,995
‫ولی یه سری بسته‌های
‫ارسالی داریم...

63
00:03:24,037 --> 00:03:25,913
‫- که باید آماده بشن.
‫- راست می‌گی، حق با توئه.

64
00:03:25,955 --> 00:03:27,874
‫فعلاً پولمون
‫از اونجا درمیاد.

65
00:03:27,874 --> 00:03:29,208
‫- صبح‌ها بیا سراغم.
‫- باشه.

66
00:03:29,250 --> 00:03:31,294
‫- فردا صبح، کارها رو راست‌وریس می‌کنم.
‫- عالیه.

67
00:03:31,419 --> 00:03:33,629
‫این کاری بود که اصلاً دلم
‫نمی‌خواست انجامش بدم.

68
00:03:33,880 --> 00:03:37,216
‫چرا وقتی همین الانش
‫سختی می‌کشیم،

69
00:03:37,258 --> 00:03:38,885
‫باید روی یه چیز دیگه
‫سرمایه‌گذاری کنیم؟

70
00:03:38,968 --> 00:03:42,096
‫چرا؟ ولی من همیشه همینم،
‫می‌پرسم چرا؟

71
00:03:42,180 --> 00:03:44,056
‫اون‌ها هم فقط
‫می‌گن: «چه اشکالی داره؟»

72
00:03:45,266 --> 00:03:47,602
‫اینجا قراره بشه کلیسا.

73
00:03:47,685 --> 00:03:50,062
‫دوباره می‌خواید
‫کلیسا درست کنید؟

74
00:03:50,104 --> 00:03:51,147
‫باید کلیسا بسازیم.
‫اینجا هم قراره سیرک بشه.

75
00:03:51,147 --> 00:03:53,357
‫آخه همه تا سر حد مرگ
‫از دلقک‌ها می‌ترسن.

76
00:03:54,859 --> 00:03:56,944
‫مردم از ترس دلقک‌ها
‫خودشون رو خیس می‌کنن.

77
00:03:57,028 --> 00:03:58,237
‫باشه.

78
00:03:58,321 --> 00:03:59,864
‫این بخش جذابشه.

79
00:03:59,906 --> 00:04:02,950
‫- اوه، وای!
‫- پل ترابیتیا.

80
00:04:03,075 --> 00:04:05,077
‫- خیلی باحاله.
‫- خیلی‌خب.

81
00:04:05,161 --> 00:04:08,289
‫خب، حالا می‌رسیم
‫به بحث امنیت کل ماجرا.

82
00:04:08,414 --> 00:04:11,417
‫چیزیشون نمی‌شه. اگه کسی پاش به این پل گیر کنه،
‫یه احمق تمام‌عیاره.

83
00:04:13,377 --> 00:04:16,464
‫من فقط کلی کار می‌بینم
‫که باید انجام بشه.

84
00:04:16,506 --> 00:04:18,257
‫می‌دونم فرزه،

85
00:04:18,257 --> 00:04:21,219
‫امیدوارم ناراحتش نکرده
‫باشم یا نترسونده باشمش،

86
00:04:21,219 --> 00:04:23,346
‫ولی شاید همین باعث
‫بشه به خودش بیاد.

87
00:04:23,346 --> 00:04:25,640
‫خیلی‌خب، به نظرت از نظر مالی
‫چطور می‌شه؟

88
00:04:25,681 --> 00:04:27,058
‫چقدر برامون آب می‌خوره؟

89
00:04:27,141 --> 00:04:29,435
‫خب، امروز من و بچه‌ها
‫داشتیم حساب‌ و کتاب می‌کردیم،

90
00:04:29,519 --> 00:04:30,645
‫اون‌قدرها هم زیاد نمی‌شه.

91
00:04:32,772 --> 00:04:35,191
‫شاید ۴۰ هزار دلار،
‫بین ۲۰ تا ۴۰ هزار تا.

92
00:04:36,067 --> 00:04:37,318
‫جدی می‌گی؟

93
00:04:37,985 --> 00:04:39,487
‫فکر کنم حدوداً همین‌قدر بشه.

94
00:04:40,238 --> 00:04:41,113
‫باشه.

95
00:04:41,364 --> 00:04:43,824
‫حالا که این رو گفتی،
‫بدجوری استرس گرفتم.

96
00:04:44,909 --> 00:04:46,452
‫- من بهت استرس دادم؟
‫- آره.

97
00:04:48,079 --> 00:04:49,747
‫ولی یه کاریش می‌کنیم دیگه.

98
00:04:50,748 --> 00:04:51,874
‫داری گریه می‌کنی؟

99
00:04:51,958 --> 00:04:52,959
‫- نه.
‫- نه؟

100
00:04:53,626 --> 00:04:55,962
‫یک ماه بهم وقت بده.

101
00:04:56,671 --> 00:04:58,381
‫آره، خیلی کاره،
‫ولی خب، فکر کنم...

102
00:04:58,422 --> 00:05:00,258
‫از پسش برمیای، ولی...

103
00:05:00,299 --> 00:05:01,842
‫- آره.
‫- باشه.

104
00:05:01,968 --> 00:05:03,719
‫- کارها رو راست‌وریس می‌کنم.
‫- حله، حله.

105
00:05:03,803 --> 00:05:04,929
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب، خداحافظ.

106
00:05:05,680 --> 00:05:08,349
‫- می‌دونی بچه‌ها کجا رفتن؟
‫- اصلاً نمی‌دونم کدوم گوری‌ان.

107
00:05:12,937 --> 00:05:14,438
‫وقت سفر جاده‌ایه!

108
00:05:19,110 --> 00:05:20,903
‫خب، امروز قراره
‫بریم چی ببینیم؟

109
00:05:20,945 --> 00:05:22,697
‫- قضیه چیه؟
‫- یه یدک‌کش قلاب‌دار تمیز.

110
00:05:22,822 --> 00:05:24,240
‫فکر کنم خوراک بازفروش باشه.

111
00:05:24,323 --> 00:05:25,324
‫- خب...
‫- ببین.

112
00:05:26,158 --> 00:05:27,743
‫اوه، وای،
‫چه تر و تمیزه.

113
00:05:27,827 --> 00:05:29,745
‫- ببریمش مزایده.
‫- می‌دونی؟

114
00:05:29,787 --> 00:05:31,163
‫داری حسابی توی
‫این کار استاد می‌شی.

115
00:05:31,205 --> 00:05:32,540
‫می‌دونم. خیلی امیدوارم.

116
00:05:32,748 --> 00:05:34,208
‫فکر کنم بهترین، راحت‌ترین...

117
00:05:34,250 --> 00:05:36,627
‫و سریع‌ترین راه برای جور کردن
‫اون ۶۰ هزار دلار که لازم داریم،

118
00:05:36,627 --> 00:05:38,045
‫اینه که چند تا یدک‌کش خوب بخریم،

119
00:05:38,087 --> 00:05:40,131
‫تمیزشون کنیم
‫و بفرستیمشون به مزایده.

120
00:05:40,214 --> 00:05:42,633
‫باید مفت بخریم
‫و گرون بفروشیم.

121
00:05:48,014 --> 00:05:50,224
‫الان چقدر
‫براش می‌خوان؟

122
00:05:50,266 --> 00:05:53,853
‫فکر کنم بین ۲ تا ۳
‫هزار تا قیمت گذاشتن.

123
00:05:53,894 --> 00:05:55,896
‫- باشه.
‫- امیدوارم بتونیم با ۱۵۰۰ دلار برش داریم.

124
00:05:55,938 --> 00:05:56,772
‫باشه.

125
00:05:56,814 --> 00:05:59,650
‫مزایده بهترین راهه...

126
00:05:59,734 --> 00:06:01,944
‫تا یدک‌کش‌ها و کاروان‌ها رو
‫خیلی سریع بفروشیم.

127
00:06:01,986 --> 00:06:04,905
‫اگه می‌خواستیم خودمون بفروشیم،
‫باید همه‌چیز رو تست می‌کردیم.

128
00:06:04,905 --> 00:06:07,283
‫باید کلی وقت می‌ذاشتیم و بررسی
‫و تعمیرشون می‌کردیم.

129
00:06:07,366 --> 00:06:10,828
‫با مزایده، فقط می‌بریمشون اونجا،
‫مردم همون‌جوری که هست می‌خرن.

130
00:06:10,995 --> 00:06:14,123
‫باید این کار مزخرف رو بکنیم
‫تا پروژه‌ی پیاده‌روی وحشت راه بیفته.

131
00:06:14,123 --> 00:06:14,957
‫آره.

132
00:06:18,419 --> 00:06:20,337
‫اوه، خوبه. رسیدن.

133
00:06:20,671 --> 00:06:22,840
‫داوسون هستم، از دیدنت خوش‌وقتم.

134
00:06:22,882 --> 00:06:25,176
‫- منم خوش‌وقتم، آنیتا هستم.
‫- سلام داوسون. منم یوجین هستم.

135
00:06:25,217 --> 00:06:26,469
‫- داوسون، از دیدنت خوش‌وقتم.
‫- اوضاع چطوره؟

136
00:06:26,552 --> 00:06:29,513
‫خریدن یدک‌کش‌ها یه ریسک بزرگه؛
‫آدم یا می‌بره یا بدجوری می‌بازه.

137
00:06:29,597 --> 00:06:31,348
‫گاهی می‌بری،
‫ولی بیشتر اوقات می‌بازی.

138
00:06:31,432 --> 00:06:34,101
‫ولی همون بردها
‫خرجم رو درمیارن.

139
00:06:34,143 --> 00:06:36,353
‫وای!

140
00:06:36,437 --> 00:06:37,980
‫خب، یه نگاهی بهش بندازین.

141
00:06:38,064 --> 00:06:39,899
‫وای،
‫عجب تلویزیون تمیزی داره.

142
00:06:39,982 --> 00:06:41,859
‫کاملاً نوئه،
‫اصلاً استفاده نشده.

143
00:06:41,942 --> 00:06:43,319
‫این رو!

144
00:06:43,402 --> 00:06:44,987
‫فر هم کار می‌کنه.
‫کلاً یه بار ازش استفاده کردم.

145
00:06:45,029 --> 00:06:46,655
‫- چی پختی؟
‫- لازانیا.

146
00:06:46,655 --> 00:06:48,657
‫- لازانیا، اوه چه عالی!
‫- اوه!

147
00:06:48,783 --> 00:06:49,617
‫خیلی چسبید.

148
00:06:49,700 --> 00:06:52,411
‫عکس‌ها ممکنه آدم رو فریب بدن.
‫به نظرم بزرگ‌ترین مشکلی...

149
00:06:52,453 --> 00:06:55,247
‫که توی عکس‌ها نشون نمی‌دن،
‫پوسیدگی کف و دیوارهاست.

150
00:06:55,247 --> 00:06:56,916
‫برای همین، خب، خیلی وقت‌ها
‫پیش میاد که با خودمون می‌گیم:

151
00:06:56,957 --> 00:06:58,626
‫خب،
‫خوراک بازفروشه،

152
00:06:58,626 --> 00:07:01,378
‫ولی یادشون رفته عکس‌های
‫پوسیدگی رو بذارن.

153
00:07:01,462 --> 00:07:04,381
‫پنج سال گذشته توی زمین
‫یه کشاورز پارک بود...

154
00:07:04,465 --> 00:07:06,509
‫و زیرش هم پر از علف‌های
‫هرز بلند بود.

155
00:07:06,592 --> 00:07:08,427
‫آره، این جلوش حسابی
‫شل و پوسیده شده.

156
00:07:08,469 --> 00:07:09,678
‫گفتی دستشویی هم همین‌طوره؟

157
00:07:09,720 --> 00:07:12,389
‫آره، یه بخش‌هایی
‫از دستشویی هم به همین خرابیه.

158
00:07:12,473 --> 00:07:13,891
‫پسر، واقعاً حیف شد.

159
00:07:13,891 --> 00:07:15,851
‫یدک‌کش‌ها بدجوری
‫گولمون می‌زنن.

160
00:07:15,851 --> 00:07:18,229
‫خب... ولی می‌فهمم
‫چرا این کار رو می‌کنن.

161
00:07:18,270 --> 00:07:20,481
‫عکسایی رو برامون می‌فرستن
‫که فکر می‌کنن دوست داریم ببینیم.

162
00:07:20,481 --> 00:07:21,732
‫مثل فرستادن عکس یه خوراکی بدمزه‌ست،

163
00:07:21,774 --> 00:07:23,442
‫شاید خودشون فکر
‫کنن خوشمزه‌ست.

164
00:07:23,484 --> 00:07:24,735
‫ولی مهم مزه‌اشه.

165
00:07:24,777 --> 00:07:26,487
‫- بخش کشوییش کار می‌کنه؟
‫- نه.

166
00:07:26,570 --> 00:07:29,114
‫توی عکس بزرگ و باشکوه
‫و تمیز به نظر می‌رسه.

167
00:07:29,156 --> 00:07:31,200
‫ولی وقتی می‌رسیم اونجا
‫و مزه‌اش می‌کنیم...

168
00:07:31,283 --> 00:07:33,577
‫می‌بینیم اون‌قدری که فکر
‫می‌کردیم مالی نبوده.

169
00:07:33,702 --> 00:07:35,621
‫- ولی به هر حال دیگه رفتیم اونجا.
‫- آره، به هر حال رفتیم اونجا.

170
00:07:35,663 --> 00:07:37,289
‫دیگه راه برگشتی نیست،
‫مگه نه؟

171
00:07:37,289 --> 00:07:38,916
‫پس فقط می‌بندیمش به ماشین.

172
00:07:38,999 --> 00:07:41,377
‫ممنون رفقا.
‫خیلی ممنونم.

173
00:07:41,418 --> 00:07:42,378
‫- فروخته شد.
‫- عالیه.

174
00:07:45,506 --> 00:07:47,883
‫هر وقت شک داشتی،
‫فقط تخته‌گاز برو جلو.

175
00:07:47,967 --> 00:07:49,718
‫- تخته‌گاز برو. جرئتش رو داشته باش...
‫- و برو جلو.

176
00:07:49,718 --> 00:07:51,845
‫...یدک‌کش‌ها رو بخر،
‫همین‌طوری پول در میاری.

177
00:07:51,845 --> 00:07:53,806
‫یدک‌کش رو گرفتیم!

178
00:07:58,602 --> 00:08:01,647
‫یدک‌کش اون‌ پشت
‫خوب چیزیه.

179
00:08:01,689 --> 00:08:04,692
‫با یه‌کم کار،
‫می‌شه بازسازیش کرد و فروختش.

180
00:08:05,401 --> 00:08:06,944
‫پول خوبی توشه.

181
00:08:15,035 --> 00:08:17,079
‫ببین الان چطوری نشستی.

182
00:08:18,831 --> 00:08:20,165
‫ببین من چطوری نشستم.

183
00:08:20,207 --> 00:08:22,001
‫دستت رو ببین.

184
00:08:23,002 --> 00:08:24,920
‫- اوه!
‫- وای، بِلـه!

185
00:08:25,045 --> 00:08:26,714
‫- سلام!
‫- چه خبرا؟

186
00:08:26,714 --> 00:08:28,674
‫- خوشحالم می‌بینمت! چطوری؟
‫- سلام!

187
00:08:28,716 --> 00:08:30,551
‫تو توی وگرویل
‫چی کار می‌کنی؟

188
00:08:30,634 --> 00:08:32,052
‫بل خواهرمونه.

189
00:08:32,094 --> 00:08:34,722
‫از همون روزی که به دنیا اومده،
‫خواهرمون بوده.

190
00:08:37,516 --> 00:08:38,350
‫چی؟

191
00:08:39,268 --> 00:08:41,020
‫نمی‌دونم، بامزه بود.

192
00:08:41,061 --> 00:08:42,771
‫وقتی بچه‌تر بودم،
‫ازم خوششون نمیومد.

193
00:08:42,813 --> 00:08:45,482
‫چون بچه‌ی آخر بود،
‫همیشه باحال‌ترین اسباب‌بازی‌ها...

194
00:08:45,482 --> 00:08:47,109
‫مال اون بود.

195
00:08:47,109 --> 00:08:49,445
‫تقصیر من نبود که هر وقت
‫می‌رفتیم سوپرمارکت،

196
00:08:49,528 --> 00:08:51,405
‫مامان و بابام برام عروسک‌های
‫مانستر های می‌خریدن.

197
00:08:51,447 --> 00:08:52,906
‫من اصلاً نمی‌خواستم،
‫خودشون می‌خریدن.

198
00:08:53,115 --> 00:08:54,616
‫می‌خواستم بیام ببینمتون...

199
00:08:54,658 --> 00:08:57,161
‫و در مورد اتفاقاتی که توی
‫زندگیم افتاده باهاتون حرف بزنم.

200
00:08:57,161 --> 00:08:58,912
‫- انگار یه جلسه‌ی...
‫- گذشتن از...

201
00:08:58,996 --> 00:09:01,165
‫...یه جلسه‌ی جدی داریم.

202
00:09:01,248 --> 00:09:03,000
‫بل صد هزار دلار بهمون داد،

203
00:09:03,083 --> 00:09:05,252
‫پول این خانه‌ی وحشت رو
‫با بهره‌ی سنگین بهمون داد.

204
00:09:05,336 --> 00:09:07,129
‫- خیلی عالیه.
‫- بل نزول‌خوار.

205
00:09:07,129 --> 00:09:08,756
‫بل نزول‌خوار،
‫معرکه‌ست. خب، امیدوارم،

206
00:09:08,839 --> 00:09:10,090
‫پولت رو پس بگیری، بل.

207
00:09:10,174 --> 00:09:12,134
‫امیدوارم ساخت خانه‌ی
‫وحشت رو به‌موقع تموم کنیم.

208
00:09:12,217 --> 00:09:14,011
‫وگرنه هم کار ما
‫تمومه، هم کار اون.

209
00:09:14,094 --> 00:09:15,596
‫آره، بدجور.

210
00:09:15,679 --> 00:09:17,848
‫خب آره، آخر هفته
‫غرفه‌ی موقتم رو داشتم.

211
00:09:17,931 --> 00:09:19,141
‫چطور پیش رفت؟

212
00:09:19,224 --> 00:09:22,061
‫خیلی خوب بود.
‫فقط آیس ماچا لاته می‌فروختم.

213
00:09:22,144 --> 00:09:23,354
‫اصلاً ماچا چی هست؟

214
00:09:23,437 --> 00:09:24,521
‫چای سبز آسیاب‌شده.

215
00:09:25,022 --> 00:09:27,232
‫چرا بهش می‌گن ماچا؟
‫چرا نمی‌گن چای؟

216
00:09:27,316 --> 00:09:30,027
‫خب ماچاست دیگه،
‫بهش چای سبز هم می‌گن.

217
00:09:30,527 --> 00:09:31,487
‫چای سبز ماچا.

218
00:09:33,030 --> 00:09:36,325
‫بل با ما فرق داره،
‫چون نگاهش به...

219
00:09:36,408 --> 00:09:37,785
‫زندگی متفاوته، گمونم.

220
00:09:37,868 --> 00:09:39,703
‫تنها راهی که
‫می‌تونم توصیفش کنم،

221
00:09:39,745 --> 00:09:40,996
‫نمی‌دونم برای بقیه...

222
00:09:41,080 --> 00:09:43,373
‫منطقیه یا نه،
‫ولی به نظرم خیلی ونکووریه.

223
00:09:44,833 --> 00:09:48,295
‫خودم تا حالا نرفتم اونجا،
‫ولی اگه برم ونکوور،

224
00:09:48,378 --> 00:09:50,214
‫آدم‌های زیادی مثل بل می‌بینم.

225
00:09:51,548 --> 00:09:54,635
‫دوست داری غرفه‌ی موقت بزنی
‫یا می‌خوای یه جا ثابت باشی؟

226
00:09:54,718 --> 00:09:56,678
‫بعد از چند بار تجربه،
‫نظرت چیه؟

227
00:09:56,762 --> 00:09:58,639
‫ترجیح می‌دم حداقل یه...

228
00:09:58,722 --> 00:10:01,683
‫- جا برای خودم داشته باشم، چون...
‫- چون اون‌وقت همه‌چی مرتبه.

229
00:10:01,725 --> 00:10:04,269
‫دقیقاً، دقیقاً. الان
‫خیلی همه‌چی به هم ریخته‌ست.

230
00:10:04,269 --> 00:10:06,855
‫یه فکری دارم.
‫چطوره به جای غرفه،

231
00:10:06,939 --> 00:10:10,234
‫با یه کاروان که شده
‫یه دکه‌ی سیار ماچا،

232
00:10:10,275 --> 00:10:13,153
‫بری جاهای مختلف کار کنی؟

233
00:10:13,195 --> 00:10:14,696
‫- باحال می‌شه.
‫- حرف نداره.

234
00:10:14,738 --> 00:10:17,574
‫- اون‌وقت واقعاً کار سیار می‌کنی.
‫- راحت میام و می‌رم.

235
00:10:17,658 --> 00:10:20,536
‫- میای...
‫- یا میای اینجا...

236
00:10:20,661 --> 00:10:22,454
‫- و می‌زنی بیرون!
‫- اوه! نگه می‌داری.

237
00:10:22,496 --> 00:10:24,623
‫پارک می‌کنم، غرفه می‌زنم،
‫جمع می‌کنم و می‌رم.

238
00:10:24,706 --> 00:10:26,667
‫وای! این خودش
‫یه ویدئوی جدید تیک‌تاکه.

239
00:10:26,750 --> 00:10:29,086
‫- باند هم می‌خوای؟
‫- آره.

240
00:10:29,127 --> 00:10:31,338
‫آهنگ ژاپنی خاصی
‫برای ماچا هست؟

241
00:10:31,421 --> 00:10:33,173
‫چون اگه بشنوم می‌گم: اووه!

242
00:10:33,215 --> 00:10:34,758
‫- اووه!
‫- فکر نکنم این فازی باشه که...

243
00:10:34,758 --> 00:10:36,760
‫دنبالشم،
‫ولی فکر خوبیه.

244
00:10:36,802 --> 00:10:38,554
‫- خب.
‫- چی به ماچا می‌خوره؟

245
00:10:38,720 --> 00:10:40,597
‫شاید آهنگ‌های فرانک اوشن...

246
00:10:40,681 --> 00:10:42,558
‫اوه...

247
00:10:42,850 --> 00:10:44,101
‫خیلی‌خب.

248
00:10:44,142 --> 00:10:46,478
‫اگه می‌شه، سعی کنیم طبق
‫برندینگ خودم پیش بریم.

249
00:10:52,693 --> 00:10:57,781
‫خریدن این ساختمان جدید وسط
‫شلوغ‌ترین فصل کاروان‌ها در تابستون،

250
00:10:57,865 --> 00:10:59,992
‫برای راه انداختن
‫یه کسب‌وکار دیگه،

251
00:11:00,075 --> 00:11:04,329
‫رسماً دیوونگیه.
‫راستش با ترسا موافقم.

252
00:11:04,371 --> 00:11:07,374
‫معلوم هست چه غلطی می‌کنیم؟
‫همین الانشم کلی سرمون شلوغه،

253
00:11:07,457 --> 00:11:10,961
‫ولی قبلاً این کار رو کردیم
‫و دلمون براش تنگ شده. پس انجامش می‌دیم.

254
00:11:12,880 --> 00:11:14,006
‫خیلی‌خب.

255
00:11:18,093 --> 00:11:20,971
‫الان چه ماهیه، ژوئیه؟
‫دو ماه و نیم وقت دارم...

256
00:11:21,013 --> 00:11:23,890
‫که این جا رو از صفر
‫به صد برسونم.

257
00:11:23,932 --> 00:11:25,767
‫قراره با تمام
‫توان کار کنم.

258
00:11:27,686 --> 00:11:31,398
‫فقط باید تمام تمرکزم رو
‫بذارم روی این کار...

259
00:11:31,481 --> 00:11:34,067
‫و بقیه هم باید
‫بهم فضا بدن.

260
00:11:34,484 --> 00:11:35,360
‫همین.

261
00:11:35,444 --> 00:11:36,570
‫دلم براتون تنگ می‌شه بچه‌ها.

262
00:11:37,362 --> 00:11:38,196
‫شایدم نشه!

263
00:11:42,784 --> 00:11:45,662
‫راستش به نظرم کوچک‌ترین
‫کاروانی که دارید عالیه.

264
00:11:45,704 --> 00:11:47,789
‫نمی‌خوام سخت‌گیری کنم،
‫چون بهم لطف می‌کنین.

265
00:11:47,831 --> 00:11:49,958
‫- محوطه رو یه نگاه می‌ندازیم.
‫- باشه، حله.

266
00:11:50,000 --> 00:11:51,918
‫- خودت می‌دونی چی خوبه.
‫- هر کدوم رو خواستی بردار.

267
00:11:51,918 --> 00:11:53,920
‫دلیلی که کاروان
‫ماچا رو می‌سازیم...

268
00:11:53,962 --> 00:11:56,006
‫این نیست که بل صد هزار
‫دلار بهمون قرض داد.

269
00:11:56,048 --> 00:11:57,549
‫دلیلش اینه که بل خواهرمونه...

270
00:11:57,633 --> 00:11:59,968
‫و برای همدیگه هر کاری می‌کنیم.
‫عضو خانواده‌مونه.

271
00:11:59,968 --> 00:12:01,678
‫- این رو.
‫- آره.

272
00:12:01,762 --> 00:12:04,264
‫نباید ظاهر الانش رو ببینی.

273
00:12:04,306 --> 00:12:05,182
‫آماده‌ای؟

274
00:12:07,476 --> 00:12:10,562
‫- لولاها رو یه‌کم روغن‌کاری می‌کنیم.
‫- آره، لازمه.

275
00:12:10,645 --> 00:12:13,231
‫‏- یا شاید همین صدای جیرجیر مشتری جذب کنه! ‏
‫‏- اوه!‏

276
00:12:13,273 --> 00:12:14,691
‫یه جور صدا دادن آوازگونه.

277
00:12:14,733 --> 00:12:16,693
‫فقط یادت باشه،
‫همه‌چی قابل تعمیره.

278
00:12:16,693 --> 00:12:17,819
‫‏- برو تو.‏
‫‏- بهتون اعتماد دارم.‏

279
00:12:17,903 --> 00:12:20,364
‫طبیعتاً یه‌سری خرده‌کاری داره، ولی...

280
00:12:20,447 --> 00:12:21,448
‫امروزیه.

281
00:12:21,531 --> 00:12:24,034
‫ظاهر باحالی داره.

282
00:12:24,659 --> 00:12:26,453
‫نمی‌دونم توی ذهنت چی می‌گذره.

283
00:12:26,495 --> 00:12:27,788
‫وقتی همه فکر می‌کنن قراره پیدات بشه،

284
00:12:27,788 --> 00:12:30,457
‫‏- می‌خوای چطور پیدات بشه؟
‫‏- چی‌کار می‌کنین؟

285
00:12:30,457 --> 00:12:32,084
‫یه کاروان ماچا درست می‌کنیم.

286
00:12:32,125 --> 00:12:33,585
‫دنبال یه کاروان برای بل می‌گردیم.

287
00:12:33,668 --> 00:12:35,879
‫آره، قشنگه.
‫ولی چطوری می‌خواد بکسلش کنه؟

288
00:12:35,962 --> 00:12:38,507
‫باید یه وانت بخره.
‫شاید بعد بشه.

289
00:12:38,590 --> 00:12:40,509
‫تازه یه ماشین گلف ۱۹۸۷ خریدم.

290
00:12:40,550 --> 00:12:42,302
‫یه قلاب بهش ببند و تموم.

291
00:12:42,386 --> 00:12:44,429
‫یا یه کاروان
‫موتوردار می‌خری...

292
00:12:44,429 --> 00:12:46,515
‫و همه‌جا باهاش می‌ری و خلاص،

293
00:12:46,598 --> 00:12:50,227
‫هیچ‌کس گوش نمی‌کنه.
‫حقیقت محض اینه که...

294
00:12:50,227 --> 00:12:52,854
‫به بقیه یه سری چیز می‌گم،
‫ولی تا وقتی...

295
00:12:52,938 --> 00:12:55,899
‫گندش درنیاد متوجه نمی‌شن؛ بعدش می‌گن: «اوه،
‫شاید باید انجامش می‌دادیم.»

296
00:12:55,982 --> 00:12:58,819
‫خب، حالا این رو ببین.

297
00:12:58,902 --> 00:13:00,487
‫معرکه‌ست.

298
00:13:01,530 --> 00:13:03,240
‫عمراً!

299
00:13:03,323 --> 00:13:05,367
‫- نه، گوش کن!
‫- بابا؟!

300
00:13:05,367 --> 00:13:07,369
‫‏- نه گوش کن! صبر کن!‏
‫‏- صحبت از اندازه‌اشه.

301
00:13:07,452 --> 00:13:09,287
‫ببخشید، ولی همین الان می‌گم نه.

302
00:13:09,371 --> 00:13:12,040
‫‏- این خیلی بزرگه.‏
‫‏- اتفاقاً من فکر می‌کردم این بهترینشونه.‏

303
00:13:12,124 --> 00:13:14,709
‫بچه‌ها، این غول‌پیکره.
‫اگه بخوام...

304
00:13:14,793 --> 00:13:17,796
‫توی بازارها غرفه بزنم و جابه‌جا بشم،
‫محدودیت طول وجود داره.

305
00:13:17,838 --> 00:13:20,757
‫کسب‌وکارت چیه؟
‫من با هر چی بخوای ردیفم.‏

306
00:13:20,757 --> 00:13:22,134
‫- آره، کدومش؟
‫- هر چی باشه می‌سازیم.

307
00:13:22,217 --> 00:13:24,052
‫- بالاخره باید انتخاب کنی.
‫- اون سفیده.

308
00:13:24,136 --> 00:13:25,637
‫‏- همون رو می‌خوای؟
‫‏- آره... می‌خوامش.‏

309
00:13:25,720 --> 00:13:26,805
‫خب، برام مهم نیست.

310
00:13:26,805 --> 00:13:28,598
‫خودتون تصمیم
‫بگیرین و بهم خبر بدین.

311
00:13:28,640 --> 00:13:31,685
‫‏- عالی شد، حتماً بابا.‏
‫‏- باشه، آفرین. آفرین بل.‏

312
00:13:34,980 --> 00:13:36,773
‫‏[فقط مخصوص ورود کارکنان]‏

313
00:13:40,861 --> 00:13:41,736
‫خیلی‌خب.

314
00:13:41,820 --> 00:13:43,697
‫قضیه‌ی اون سنگ توالت چیه؟

315
00:13:43,780 --> 00:13:47,200
‫فک نکنم کسی این رو بخواد.

316
00:13:47,242 --> 00:13:48,618
‫کلاً لغوش کنیم؟

317
00:13:48,618 --> 00:13:49,786
‫‏- آره به نظرم.‏
‫‏- باشه.‏

318
00:13:50,620 --> 00:13:52,289
‫بین ساعت سه و چهار میاد.

319
00:13:52,372 --> 00:13:55,375
‫می‌خوای روی درب فریزر علامت
‫بزنی که آماده‌ی تحویله؟

320
00:13:55,417 --> 00:13:56,585
‫‏- آره. ‏
‫‏- عالیه.‏

321
00:13:56,626 --> 00:13:58,461
‫کلی کار ریخته سرم.

322
00:13:58,628 --> 00:14:01,590
‫باید کاروان‌ها رو ببرم حراجی،
‫برای حراجی آماده‌شون کنم.

323
00:14:01,673 --> 00:14:03,800
‫هنوز باید کاروان
‫ماچای بل رو هم بسازیم.

324
00:14:03,842 --> 00:14:05,719
‫پیاده‌روی
‫وحشت هم باید تموم بشه.

325
00:14:06,386 --> 00:14:08,221
‫می‌دونید چیه؟
‫همه‌چی استرس‌زا شده.

326
00:14:08,263 --> 00:14:10,682
‫این‌قدر کار زیاده و آدم این‌قدر
‫به همه چی فکر می‌کنه...

327
00:14:10,765 --> 00:14:12,726
‫که عملاً قفل می‌کنه و از پا در میاد.

328
00:14:12,809 --> 00:14:15,729
‫اون‌وقت باید بشینه. و خودم معمولاً
‫لیست اولویت درست می‌کنم،

329
00:14:15,854 --> 00:14:18,315
‫الان بین کاروان ماچا،

330
00:14:18,398 --> 00:14:19,816
‫خانه‌ی وحشت و حراجی،

331
00:14:19,858 --> 00:14:21,693
‫حراجی از همه مهم‌تره،

332
00:14:21,776 --> 00:14:24,112
‫باید کاروان‌ها رو برسونیم اونجا.
‫بعدش باید روی کاروان ماچا...

333
00:14:24,154 --> 00:14:26,448
‫و بعدش هم خانه‌ی وحشت کار کنیم،

334
00:14:26,448 --> 00:14:28,116
‫که الان که بهش فکر می‌کنم،

335
00:14:28,158 --> 00:14:29,784
‫لیست اولویت افتضاحیه.

336
00:14:29,868 --> 00:14:31,953
‫باید برعکس می‌بود.
‫گندش بزنن!

337
00:14:33,955 --> 00:14:35,498
‫خب بچه‌ها.

338
00:14:35,582 --> 00:14:37,167
‫‏- صبح به‌خیر.‏
‫‏- صبح به‌خیر.‏

339
00:14:37,250 --> 00:14:38,710
‫صبح به‌خیر!

340
00:14:38,793 --> 00:14:41,922
‫امیدوارم همه با خودتون
‫قهوه آورده باشین.

341
00:14:42,005 --> 00:14:44,466
‫- داوسون، اوضاع چطوره؟
‫- خوبه.

342
00:14:44,549 --> 00:14:46,676
‫- پیشرفت کردیم.
‫- دیشب کنزی من رو خونه تنها...

343
00:14:46,718 --> 00:14:48,428
‫‏- پیش ریکی گذاشت.
‫‏- اوه!‏

344
00:14:48,428 --> 00:14:51,681
‫آخر شب بهم پیام داد. توی پارکینگ داشت
‫روی یه دستگاه پخش موزیک کار می‌کرد.

345
00:14:51,765 --> 00:14:53,558
‫اوه، آره.

346
00:14:53,642 --> 00:14:56,811
‫بعد گفتم: «کی پیش ریکیه؟»
‫اونم گفت...

347
00:14:56,895 --> 00:15:00,106
‫‏«اوه، با گوشی کارم
‫باهاش تماس تصویری گرفتم!»‏

348
00:15:00,190 --> 00:15:01,441
‫این شد مانیتورت؟

349
00:15:01,524 --> 00:15:03,610
‫آره، مانیتورم همین بود!

350
00:15:03,693 --> 00:15:07,405
‫هی، جواب داد دیگه. جواب می‌ده.
‫خب، پس اوضاع داوسون خوبه.

351
00:15:07,447 --> 00:15:09,032
‫چه خوب که بل دیروز یه سری زد.

352
00:15:09,074 --> 00:15:10,283
‫آره خوب بود که بل سر زد.

353
00:15:10,283 --> 00:15:12,535
‫واقعاً چسبید که توی وگرویل دیدیمش.

354
00:15:12,661 --> 00:15:17,123
‫انگار پسرها دارن براش
‫یه کاروان ماچا می‌سازن.

355
00:15:17,165 --> 00:15:20,126
‫آره، یه شغل جدید راه انداخته،
‫ماچا می‌فروشه.

356
00:15:20,210 --> 00:15:22,003
‫- ماچا چیه؟
‫- چای سبزه.

357
00:15:22,087 --> 00:15:24,214
‫‏- همون چمن آسیاب‌شده‌ست!‏
‫‏- یه نوشیدنی مد...‏

358
00:15:24,255 --> 00:15:26,675
‫...مخلوط با پوست درخت
‫که می‌ریزن توی مخلوط‌کن.

359
00:15:26,675 --> 00:15:29,010
‫‏- ماچا همینه.‏
‫‏- یه نوشیدنی سالم پرطرفداره.‏

360
00:15:29,052 --> 00:15:32,472
‫عالیه.
‫نگرانی من فقط... زمانه.

361
00:15:33,723 --> 00:15:35,517
‫یه راهی پیدا می‌کنیم
‫که عملیش کنیم.

362
00:15:35,558 --> 00:15:38,853
‫که عالیه، عاشق اینم که
‫براش همچین کاری می‌کنید.

363
00:15:38,937 --> 00:15:41,064
‫- واقعاً کار قشنگیه.
‫- فقط زمان‌بندیش افتضاحه.

364
00:15:41,147 --> 00:15:42,690
‫‏- آره، زمان‌بندی بدیه! ‏
‫‏- آره.

365
00:15:42,732 --> 00:15:45,068
‫خب، در رابطه با موضوع زمان،

366
00:15:45,110 --> 00:15:47,946
‫برای هزینه‌های خانه‌ی وحشت،

367
00:15:48,029 --> 00:15:49,656
‫باید ساختمون رو
‫می‌خریدیم و حالا...

368
00:15:49,697 --> 00:15:51,199
‫باید پول وسایل
‫داخلش رو بدیم.

369
00:15:51,241 --> 00:15:53,410
‫تنها راه چاره‌مون
‫برای این موضوع،

370
00:15:53,451 --> 00:15:55,703
‫اینه که کاروان‌های
‫بیشتری ببریم حراجی،

371
00:15:55,703 --> 00:15:57,247
‫که قبلاً هم جواب داده بود.

372
00:15:57,288 --> 00:16:00,834
‫می‌دونم کلی کار سرمون ریخته،
‫ولی امروز باید...

373
00:16:00,834 --> 00:16:02,877
‫کاروان‌ها رو تمیز کنیم
‫تا ببریمشون حراجی.

374
00:16:03,002 --> 00:16:05,713
‫من برای کاروان‌ها
‫کمکی نمی‌کنم.

375
00:16:05,797 --> 00:16:07,757
‫من کمک می‌کنم. هستم.

376
00:16:07,799 --> 00:16:09,759
‫اگه نوشیدنی باشه، منم هستم.

377
00:16:09,884 --> 00:16:12,637
‫اوه!

378
00:16:12,720 --> 00:16:15,223
‫برای جیم نوشیدنی بیارین!

379
00:16:15,932 --> 00:16:17,600
‫خب، بریم سراغ تمیزکاری.

380
00:16:17,684 --> 00:16:19,269
‫‏- باشه، باشه.‏
‫‏- جیم هم نوشیدنی می‌خواد.‏

381
00:16:19,352 --> 00:16:21,020
‫آره، برای جیم نوشیدنی بیارین!

382
00:16:22,313 --> 00:16:24,899
‫‏- عالیه. کی سطل می‌خواد؟
‫‏- کی سطل می‌خواد؟

383
00:16:29,279 --> 00:16:31,281
‫رفیق، این‌ها برق میفتن.

384
00:16:31,322 --> 00:16:33,199
‫- کف‌ها رو ببین.
‫- سطل پر از کف شده.

385
00:16:58,725 --> 00:17:00,810
‫‏- بابا، اینجایی؟ ‏
‫‏- آره.‏

386
00:17:01,311 --> 00:17:02,478
‫چه خبرا؟

387
00:17:03,146 --> 00:17:06,065
‫خب، بیا تو .

388
00:17:07,692 --> 00:17:09,777
‫خیلی ذوق داشتم
‫این کاروان رو درست کنم.

389
00:17:09,861 --> 00:17:13,823
‫به فکر بودم برای بل باحالش
‫کنم و ببینم ازش استفاده می‌شه.

390
00:17:13,907 --> 00:17:16,326
‫ولی رسماً داغونه.

391
00:17:17,744 --> 00:17:18,745
‫چرا این‌قدر داغونه؟

392
00:17:19,204 --> 00:17:22,332
‫همه‌اش فلزه و پشتش
‫چوب پوسیده‌ست.

393
00:17:22,624 --> 00:17:26,377
‫‏- یه آشغال اروپاییه.‏
‫‏- اوه، بابا!‏

394
00:17:26,461 --> 00:17:27,754
‫خب هست دیگه.

395
00:17:27,837 --> 00:17:30,465
‫یه‌کم ناراحت‌کننده‌ست،
‫کاروان من و کنزی بود.

396
00:17:30,548 --> 00:17:33,134
‫چند سال پیش گفتم می‌خوام
‫این کاروان رو تعمیر کنم...

397
00:17:33,217 --> 00:17:35,803
‫و حالا انگار
‫داره می‌ره اوراقی.

398
00:17:37,180 --> 00:17:38,640
‫آشغاله.

399
00:17:39,057 --> 00:17:41,893
‫خب، پس کلاً قیدش رو می‌زنم.

400
00:17:43,645 --> 00:17:44,729
‫جالبه...

401
00:17:46,064 --> 00:17:48,942
‫خداییش حسابی احساساتی شدم،

402
00:17:49,025 --> 00:17:51,736
‫حتی بچگی‌هام هم مامانم
‫میومد توی اتاقم...

403
00:17:51,819 --> 00:17:53,363
‫و یه بسته
‫آدامس رو می‌انداخت دور،

404
00:17:53,446 --> 00:17:55,907
‫منم می‌گفتم: «ننداز،
‫آدامس محبوبم بود!»

405
00:17:55,990 --> 00:17:58,451
‫همچین خبری نیست. پس...

406
00:17:58,534 --> 00:17:59,827
‫خیلی جالبه.

407
00:18:00,119 --> 00:18:02,747
‫جالب نیست،
‫یه آشغال تمام‌عیاره.

408
00:18:03,873 --> 00:18:06,709
‫اگه به دردمون نمی‌خوره،
‫پیشنهادم اینه که...‏

409
00:18:06,793 --> 00:18:09,712
‫یه روز بهم وقت بدی تا شاید
‫یه چیز خفن‌تر پیدا کنم.

410
00:18:09,754 --> 00:18:12,382
‫باید یه فکری بکنیم و یه کاروان
‫باحال برای بل جور کنیم.

411
00:18:12,382 --> 00:18:14,050
‫راستش تنها چیزیه
‫که برام مهمه.

412
00:18:14,092 --> 00:18:15,802
‫تا وقتی بتونیم
‫کاری کنیم که...

413
00:18:15,885 --> 00:18:19,138
‫بگه: «خیلی باحاله و عاشقشم»،
‫دیگه هیچی برام مهم نیست.

414
00:18:19,222 --> 00:18:22,558
‫- نبرش اوراقی.
‫- نمی‌ره اوراقی.

415
00:18:22,642 --> 00:18:24,143
‫خب، می‌فروشیمش.

416
00:18:24,227 --> 00:18:26,646
‫- باشه. خب، پس تکلیفمون مشخصه.
‫- خیلی‌خب.

417
00:18:28,272 --> 00:18:29,190
‫اه.

418
00:18:49,419 --> 00:18:51,295
‫این تحفه چیه اینجا؟

419
00:18:51,379 --> 00:18:54,632
‫این یدک‌کش جدید ماچاست.

420
00:18:54,716 --> 00:18:56,759
‫- وای.
‫- خیلی‌خب، عالیه!

421
00:18:56,843 --> 00:18:59,595
‫اندازه‌اش چه کوچیک و دقیقه.

422
00:18:59,679 --> 00:19:00,888
‫از کجا پیداش کردی؟

423
00:19:00,972 --> 00:19:03,808
‫خب، حدود یک ساعت
‫فاصله داشت.

424
00:19:03,891 --> 00:19:06,602
‫- ۲۵۰۰ دلار آگهیش کرده بودن.
‫- چقدر دادی؟

425
00:19:06,686 --> 00:19:08,062
‫- هزار دلار.
‫- لعنت بهت!

426
00:19:08,146 --> 00:19:10,606
‫آره، معامله‌ی خوبی بود.
‫معامله‌ی خوب و خرید سریع.

427
00:19:10,690 --> 00:19:13,109
‫دقیقاً خوراک ماچاست.

428
00:19:13,192 --> 00:19:16,362
‫من اصلاً ماچا نمی‌خورم،
‫درست هم نمی‌دونم چی هست،

429
00:19:16,446 --> 00:19:18,364
‫ولی به نظرم
‫این خوراک ماچاست.

430
00:19:18,906 --> 00:19:20,158
‫داد می‌زنه خوراک ماچاست!

431
00:19:20,324 --> 00:19:22,201
‫وقت ماچاست!

432
00:19:22,243 --> 00:19:23,494
‫بریم سر و تهش رو هم بیاریم.

433
00:19:25,663 --> 00:19:28,291
‫خوب گفتی!

434
00:19:28,374 --> 00:19:31,377
‫به نظرم بخاطر این قضیه افتضاح یدک‌کش
‫که باهاش شروع کردیم...

435
00:19:31,419 --> 00:19:32,920
‫و سردرگمی‌هایی که داشتیم،

436
00:19:32,962 --> 00:19:34,589
‫باید تا الان
‫یه کاروان می‌ساختیم،

437
00:19:34,589 --> 00:19:37,008
‫پس الان حسابی وقتمون تنگه
‫تا سریع تمومش کنیم.

438
00:19:38,759 --> 00:19:41,053
‫کی این دوربین فیلم‌برداری رو
‫گذاشته اینجا؟

439
00:19:43,097 --> 00:19:45,475
‫حواسشون بهت هست.

440
00:19:45,516 --> 00:19:47,685
‫آره،‌ زیر نظرم.

441
00:19:47,768 --> 00:19:49,645
‫بوقش کار می‌کنه!

442
00:19:51,314 --> 00:19:53,649
‫[لویدمینستر، ۳ کیلومتر به شرق،
‫ادمونتون، ۸.۵ کیلومتر به غرب]

443
00:20:00,531 --> 00:20:03,201
‫امروز کاروان‌ها رو
‫می‌بریم مرکز آلن بی. اولسن...

444
00:20:03,201 --> 00:20:06,037
‫و فکر کنم سود خیلی خوبی
‫به جیب بزنیم. امیدوارم.

445
00:20:06,078 --> 00:20:07,747
‫- سلام، اوضاع چطوره؟
‫- چطوری؟

446
00:20:07,788 --> 00:20:09,707
‫- خوبم، تو چطوری؟
‫- خوب، خوبم.

447
00:20:09,707 --> 00:20:12,043
‫- امروز چی برامون آوردی؟
‫- چند تا یدک‌کش مشتی.

448
00:20:12,043 --> 00:20:14,921
‫این یکی برند کوسته و تر و تمیزه.
‫چقدر پای کوست پول دادی؟

449
00:20:15,004 --> 00:20:19,425
‫حدوداً ۲۵۰۰ دلار پاش دادم.
‫امیدوارم بین ۸ تا ۱۰ هزار بفروشمش.

450
00:20:19,634 --> 00:20:22,303
‫کاروان چادری یه‌جورایی عجیبه،
‫تا حالا امتحانش نکرده بودم،

451
00:20:22,303 --> 00:20:24,430
‫امیدوارم بتونیم باهاش
‫۳ یا ۴ هزار دلار سود کنیم.

452
00:20:24,513 --> 00:20:26,474
‫- برای این چقدر دادی؟
‫- ۱۵۰۰ دلار.

453
00:20:26,557 --> 00:20:30,394
‫امیدوارم ۵ هزار تا در بیاریم
‫و واسه برند سالم هم، خدا می‌دونه.

454
00:20:30,519 --> 00:20:33,356
‫- ببین چه فضایی داره!
‫- هزار دلار پاش دادم.

455
00:20:33,356 --> 00:20:36,067
‫و امیدواریم ۳، ۴ هزار تا بشه.
‫ببینیم چی پیش میاد.

456
00:20:36,067 --> 00:20:38,110
‫و امیدوارم
‫کل پولی که...

457
00:20:38,194 --> 00:20:40,905
‫قراره خرج پیاده‌روی وحشت کنیم
‫و شایدم اصلاً عملی نشه، جبران بشه.

458
00:20:41,030 --> 00:20:43,741
‫- ببین چه کف‌پوش خوشگلی داره.
‫- نگاش کن. برق می‌زنه!

459
00:20:43,824 --> 00:20:44,909
‫وای!

460
00:20:44,992 --> 00:20:47,119
‫این یکی از مشتی‌ترین
‫چیزهاییه که تا حالا دیدم!

461
00:20:51,374 --> 00:20:53,459
‫‏[بروبچ خرفت،
‫قطعات کاروان نو و دست‌دوم]‏

462
00:20:57,922 --> 00:21:01,092
‫دارم کف‌پوش آلونک
‫ماچا رو می‌زنم.

463
00:21:10,393 --> 00:21:13,312
‫پروژه‌های پسرها
‫همیشه میفته گردن من.

464
00:21:14,063 --> 00:21:16,232
‫معمولاً روالش همین‌طوریه.

465
00:21:16,315 --> 00:21:19,944
‫یه فکر بکری به سرشون می‌زنه،
‫بعد ولش می‌کنن به امون خدا...

466
00:21:20,069 --> 00:21:22,279
‫و من می‌مونم و حوضم.

467
00:21:22,321 --> 00:21:24,615
‫یدک‌کش ماچا،
‫فکر بکری بود،

468
00:21:24,657 --> 00:21:27,368
‫این‌که به یاد خواهرشون
‫بودن هم خیلی قشنگ بود.

469
00:21:27,451 --> 00:21:31,414
‫فقط زمان‌بندیش افتضاح بود،
‫چون اینم یه باری شد روی دوشمون...

470
00:21:31,497 --> 00:21:35,251
‫که اصلاً و ابداً
‫نیازی بهش نداشتیم،

471
00:21:35,334 --> 00:21:38,421
‫ولی چون دخترمه،
‫ردیفش می‌کنم.

472
00:21:38,504 --> 00:21:39,588
‫خب، باید ردیفش کنم.

473
00:21:40,297 --> 00:21:42,842
‫رک بگم، دیگه سنم برای
‫این کارها بالا رفته.

474
00:21:46,554 --> 00:21:48,514
‫خوبه، خوشحالم که
‫اونجا پارکشون کردن.

475
00:21:48,889 --> 00:21:52,059
‫حالا که اینجاییم،
‫چون معمولاً یدک‌کش‌ها رو نمی‌فروشیم،

476
00:21:52,143 --> 00:21:53,894
‫مگه توی حراجی باشه،
‫باید یه ویدیو...

477
00:21:53,978 --> 00:21:55,479
‫برای فضای مجازی بسازیم.
‫بگیم بچه‌ها،

478
00:21:55,521 --> 00:21:57,565
‫توی حراجی یدک‌کش‌های
‫مشتی‌ای داریم.

479
00:21:57,565 --> 00:21:59,233
‫- بیاین یه نگاهی بهشون بندازین.
‫- بعدش هم...

480
00:21:59,233 --> 00:22:01,527
‫پیشنهاددهنده‌های بیشتری
‫از شبکه‌های اجتماعی...

481
00:22:01,569 --> 00:22:03,154
‫چون می‌فهمن
‫این یدک‌کش‌ها اینجان.

482
00:22:03,195 --> 00:22:04,405
‫- فکر بدی نیست.
‫- باشه.

483
00:22:06,282 --> 00:22:08,576
‫خب،
‫حالا کت‌وشلوار بپوشیم.

484
00:22:08,576 --> 00:22:11,120
‫یه بار می‌خواستیم
‫یه ویدیوی تیک‌تاک بسازیم...

485
00:22:11,120 --> 00:22:13,748
‫و گفتیم می‌دونی چی کار کنیم
‫که خنده‌داره؟

486
00:22:13,831 --> 00:22:16,917
‫این‌که ادای اون آدم‌های
‫حرفه‌ای رو دربیاریم...

487
00:22:17,001 --> 00:22:19,253
‫که همه سعی دارن شبیهشون باشن.

488
00:22:19,295 --> 00:22:21,589
‫ولی یه سری کت‌وشلوار
‫مسخره پیدا کردیم.

489
00:22:21,672 --> 00:22:22,923
‫خب، شما صاحب کاروانید...

490
00:22:23,007 --> 00:22:25,092
‫و شاید ادعاهای جدی‌ای
‫به گوشتون خورده باشه...

491
00:22:25,176 --> 00:22:28,345
‫مبنی بر این‌که ما در مغازه‌ی بروبچ خرفت
‫کسب‌وکار حرفه‌ای نداریم.

492
00:22:28,387 --> 00:22:31,432
‫و اون ویدیو یهو حدود ۸۰
‫هزار تا بازدید خورد...

493
00:22:31,432 --> 00:22:33,225
‫و گفتیم: ‏«وای،
‫عجب چیزی شد!»‏

494
00:22:33,434 --> 00:22:35,352
‫اینجا کاملاً
‫تر و تمیز کار می‌کنیم.

495
00:22:35,436 --> 00:22:37,980
‫توی یخچالمون اصلاً
‫نوشیدنی خاصی نداریم.

496
00:22:38,063 --> 00:22:39,815
‫- حرفه‌ای هستیم.
‫- خیلی حرفه‌ای هستیم.

497
00:22:39,899 --> 00:22:40,941
‫ممنون که سر زدید.

498
00:22:41,025 --> 00:22:44,487
‫فکر کنم همون موقع بود که
‫شخصیت‌های برد و چد متولد شدن.

499
00:22:47,656 --> 00:22:49,742
‫- آره، بهش حس خوبی دارم.
‫- جداً؟

500
00:22:49,783 --> 00:22:51,202
‫به نظرم بیننده‌هامون
‫هم حس خوبی داشته باشن.

501
00:22:51,285 --> 00:22:52,286
‫اینطور فکر می‌کنی؟

502
00:22:52,453 --> 00:22:55,289
‫- خیلی‌خب، برو تو کارش!
‫- یدک‌کش خیلی خوبیه!

503
00:22:55,372 --> 00:22:56,540
‫یه بار دیگه حس بده!

504
00:22:56,624 --> 00:22:59,043
‫- یدک‌کش خیلی خوبیه!
‫- این شد یه چیزی.

505
00:22:59,126 --> 00:23:00,586
‫پسر، حالا شدیم فروشنده!

506
00:23:00,669 --> 00:23:03,756
‫این یکی خیلی جذابه.
‫مال مایه‌دارهاست.

507
00:23:03,839 --> 00:23:04,965
‫تمام امکانات رو داره، چد.

508
00:23:05,049 --> 00:23:07,885
‫وای، برد! لاستیک‌های نو!

509
00:23:07,968 --> 00:23:11,472
‫این‌ها چند تا یدک‌کش
‫خیلی خوب و روبه‌راه هستن.

510
00:23:11,555 --> 00:23:14,266
‫و این یدک‌کش‌های
‫دیگه پیش این یکی،

511
00:23:14,308 --> 00:23:15,601
‫رسماً یه مشت
‫آشغالن.

512
00:23:15,726 --> 00:23:17,770
‫پاشین بیاین یدک‌کش‌هامون
‫رو بخرین...

513
00:23:17,811 --> 00:23:19,522
‫تا پول سیگار
‫و نوشیدنیمون دربیاد.

514
00:23:19,605 --> 00:23:21,815
‫برد و چد آخرشن.
‫فروشنده‌های خفنی‌ان،

515
00:23:21,857 --> 00:23:24,860
‫آدم‌های معرکه‌ای‌ان،
‫احتمالاً جت‌اسکی‌سوار هم می‌رن...

516
00:23:24,860 --> 00:23:26,153
‫و بهشون اعتماد دارم،

517
00:23:26,237 --> 00:23:27,988
‫هیچ‌وقت به چد
‫و برد شک نکنید.

518
00:23:28,072 --> 00:23:31,742
‫- چد!
‫- برد، لاستیک‌های اون رو ببین، چد!

519
00:23:33,953 --> 00:23:36,997
‫اگه بخوام خودم و جگر رو
‫به یه زوج معروف تشبیه کنم،

520
00:23:37,039 --> 00:23:37,998
‫کدوم زوجه؟

521
00:23:38,082 --> 00:23:41,210
‫یه لحظه صبر کن،
‫بذار فکر کنم.

522
00:23:41,293 --> 00:23:44,296
‫نقش کیانو ریوز توی
‫ماجراهای تد چی بود؟

523
00:23:44,380 --> 00:23:46,382
‫داوسون برای اون زوج چه اسمی گذاشت؟

524
00:23:46,465 --> 00:23:50,219
‫یه‌جورایی،
‫احمق و احمق‌تر!

525
00:23:50,302 --> 00:23:52,388
‫صبر کن،
‫جیم کری کدومشونه؟ احمق؟

526
00:23:52,471 --> 00:23:54,223
‫داوسون احمقه، من احمق‌ترم.

527
00:23:54,306 --> 00:23:56,558
‫شایدم من احمق‌تر
‫باشم و اون احمق.

528
00:23:56,642 --> 00:23:58,560
‫جفتمون احمق‌تر-احمق‌تر داستانیم.

529
00:23:59,853 --> 00:24:02,815
‫فقط دو تا احمقیم که سعی داریم
‫راهمون رو توی زندگی پیدا می‌کنیم.

530
00:24:08,195 --> 00:24:09,989
‫خب، بیا درموردش فکر کنیم.

531
00:24:10,030 --> 00:24:13,158
‫امروز، یه روز حراجی خوب
‫چطوریه و یه روز بد چطوریه؟

532
00:24:13,200 --> 00:24:15,160
‫- انتظار چقدر رو داریم؟
‫- راستش من...

533
00:24:15,202 --> 00:24:18,872
‫۵۰ هزار تا عالی می‌شه.
‫اگه فقط ۱۰ یا ۲۰ تا بشه،

534
00:24:18,872 --> 00:24:20,499
‫حسابی ناراحت و دمغ می‌شم.

535
00:24:20,582 --> 00:24:22,251
‫- فقط لازمه جواب بده.
‫- می‌دونم.

536
00:24:22,334 --> 00:24:23,627
‫یه حراج آنلاینه.

537
00:24:23,711 --> 00:24:25,879
‫انگار به زودی نوبت همه‌شون می‌شه.

538
00:24:25,921 --> 00:24:27,881
‫خب. باشه، بریم سراغش.
‫بریم تو کارش.

539
00:24:27,965 --> 00:24:29,383
‫- چقدر وقت مونده؟
‫- اوه، ۵۶۰۰ تا!

540
00:24:29,466 --> 00:24:32,011
‫- شوخی می‌کنی!
‫- آره، بسته شد، فروختیم.

541
00:24:32,094 --> 00:24:33,470
‫زدیم تو گوشش،
‫تیک خورد.

542
00:24:33,554 --> 00:24:35,597
‫- باشه.
‫- جی فلایت هم تموم شد.

543
00:24:35,681 --> 00:24:37,516
‫حس می‌کنم پای
‫دستگاه شرط‌بندی‌ام.

544
00:24:37,599 --> 00:24:39,893
‫الان حسابی هیجان‌زده‌ام.

545
00:24:39,977 --> 00:24:44,231
‫این کاره‌ست دیگه.
‫داوسون به دستگاه‌های شرط‌بندی اعتیاد داره.

546
00:24:44,314 --> 00:24:47,568
‫هر وقت می‌ریم رستوران
‫و گوشه‌اش یه دستگاه شرط‌بندی هست،

547
00:24:47,651 --> 00:24:49,111
‫می‌بینید که
‫این شکلی زل می‌زنه:

548
00:24:49,653 --> 00:24:52,322
‫«خب بچه‌ها،
‫الان برمی‌گردم.»

549
00:24:52,406 --> 00:24:54,366
‫طوری حرف می‌زنه
‫انگار معتاد شرط‌بندی‌ام!

550
00:24:54,450 --> 00:24:57,703
‫واقعاً هم اهل شرط‌بندیه! اوه!
‫۹ هزار تا. مدل ۲۰۱۹.

551
00:24:57,745 --> 00:25:00,039
‫- وای، عالیه.
‫- ببین، دیگه فقط می‌ره بالاتر.

552
00:25:00,039 --> 00:25:01,665
‫- ۹۱۰۰ تا.
‫- ایول!

553
00:25:01,749 --> 00:25:03,542
‫ببین، منتظر همین بودیم.

554
00:25:03,625 --> 00:25:04,626
‫- ۹۳۰۰ تا!
‫- نه بابا!

555
00:25:04,752 --> 00:25:06,670
‫همه منتظر همین بودن،

556
00:25:06,712 --> 00:25:08,130
‫منم منتظر همین بودم!

557
00:25:08,213 --> 00:25:10,716
‫فراز و نشیب‌ها همینه دیگه،
‫نه؟ الان رسید به ۶ هزار تا!

558
00:25:10,799 --> 00:25:12,259
‫- امکان نداره! اوه، ۷ تا!
‫- آره!

559
00:25:12,342 --> 00:25:14,511
‫الان روی ۲ هزارتاست!

560
00:25:14,595 --> 00:25:16,847
‫- ولی اون یکی روی ۸ هزارتاست!
‫- آخیش!

561
00:25:16,930 --> 00:25:19,683
‫- داوسون پای دستگاه‌های شرط‌بندی.
‫- ای بابا...

562
00:25:19,767 --> 00:25:21,977
‫۹۵۰۰... ۹۸۰۰ تا.

563
00:25:22,060 --> 00:25:25,063
‫- حالا شد.
‫- ۱۰۵۰۰... ۱۱ هزار تا.

564
00:25:25,147 --> 00:25:26,815
‫- ۱۱ هزار تا؟
‫- ۱۱ هزار تا.

565
00:25:26,899 --> 00:25:28,901
‫- عاشق این کاره.
‫- عاشق حراجی‌ام!

566
00:25:28,984 --> 00:25:31,361
‫می‌شه گفت رسماً معتادشه.

567
00:25:32,738 --> 00:25:35,115
‫فروخته شد،
‫۱۲ هزار تا. تموم شد.

568
00:25:35,199 --> 00:25:37,159
‫الان چقدر شدیم؟ جمع کل.

569
00:25:38,035 --> 00:25:39,244
‫۴۲ هزار تا.

570
00:25:39,328 --> 00:25:40,871
‫عالیه.

571
00:25:40,954 --> 00:25:43,749
‫واقعاً امیدوار بودیم ۶۰ هزار تا
‫توی حراجی کاسب بشیم.

572
00:25:43,832 --> 00:25:47,544
‫با ۴۲ هزار تا تمومش کردیم.
‫به نظرم موفقیت خیلی بزرگیه.

573
00:25:47,669 --> 00:25:49,713
‫فقط لازمه ۱۸ هزار
‫دلار دیگه ردیف کنیم.

574
00:25:49,797 --> 00:25:52,257
‫نه، به نظرم اتفاق بزرگیه.
‫واقعاً بهش نیاز داشتیم.

575
00:25:52,299 --> 00:25:56,178
‫در اصل بیشتر هزینه‌های پیاده‌روی رو
‫از خرده‌ریزها درمیاریم.

576
00:25:56,261 --> 00:25:57,971
‫صددرصد. مشکلی ندارم.

577
00:26:03,060 --> 00:26:04,853
‫‏[ماچای همزده]‏

578
00:26:04,895 --> 00:26:07,689
‫اصلاً نمی‌دونه انتظار چی رو داشته باشه.
‫خودمم تا حالا از اینا نساختم.

579
00:26:07,773 --> 00:26:10,776
‫اصلاً نمی‌دونستم
‫چه غلطی می‌کنم!

580
00:26:10,859 --> 00:26:13,779
‫خب، صورتی و برگ درخت‌ها،
‫توی فاز من نیست،

581
00:26:13,862 --> 00:26:15,489
‫ولی فکر کنم خوب
‫از آب در اومده.

582
00:26:15,822 --> 00:26:17,824
‫جالب می‌شه.

583
00:26:18,492 --> 00:26:21,537
‫فکر کنم از رنگ
‫برچسب‌ها خوشش نیاد.

584
00:26:22,287 --> 00:26:24,831
‫- تو از رنگش خوشت نمیاد.
‫- نه، فکر کنم اونم خوشش نیاد،

585
00:26:24,915 --> 00:26:26,500
‫دلش می‌خواد تیره‌تر باشن.

586
00:26:26,583 --> 00:26:29,044
‫حس می‌کنم الان بالا میارم!

587
00:26:29,127 --> 00:26:30,963
‫خب، بهمون اعتماد کن،
‫راهنماییت می‌کنیم.

588
00:26:31,046 --> 00:26:33,131
‫آره ولی واقعاً
‫ابروهام رو خراب می‌کنین.

589
00:26:33,215 --> 00:26:35,884
‫- نه، نه، خیلی هیجان‌انگیزه.
‫- آروم آروم بیا.

590
00:26:35,968 --> 00:26:37,678
‫خب، ولی حواستون باشه
‫ابروهام خراب نشن.

591
00:26:37,719 --> 00:26:39,263
‫ابروهات هنوز سالمن.

592
00:26:39,388 --> 00:26:43,016
‫آماده‌ی غافلگیری هیجان‌انگیز هستی؟

593
00:26:43,100 --> 00:26:45,227
‫- خب، فقط یه ثانیه اینجا وایستا.
‫- خیلی‌خب.

594
00:26:45,269 --> 00:26:46,895
‫می‌شه قبلش
‫ابروهام رو چک کنی؟

595
00:26:47,354 --> 00:26:49,314
‫- چیزیشون نمی‌شه.
‫- خب، آماده‌ای؟

596
00:26:49,398 --> 00:26:51,942
‫سه، دو، یک...

597
00:26:52,025 --> 00:26:53,860
‫- یوهو!
‫- ردیف شده!

598
00:26:53,902 --> 00:26:55,904
‫وای، خدای من!

599
00:26:55,988 --> 00:26:59,283
‫محشره!

600
00:26:59,324 --> 00:27:00,409
‫‏[بل حرف نداره]‏

601
00:27:00,409 --> 00:27:04,371
‫وای... خیلی‌خب، بچه‌ها،
‫اصلاً انتظار همچین چیزی رو نداشتم.

602
00:27:04,454 --> 00:27:06,707
‫همه‌اش کار باباست.

603
00:27:06,748 --> 00:27:08,834
‫- همه‌اش کار باباست!
‫- داری گریه می‌کنی؟

604
00:27:08,834 --> 00:27:10,335
‫چرا گریه می‌کنی؟

605
00:27:10,419 --> 00:27:12,713
‫آخه خیلی دوستتون دارم.

606
00:27:12,796 --> 00:27:15,632
‫- این یکی رو هم به آمار گریه‌ها اضافه کن.
‫- آره، آره.

607
00:27:15,716 --> 00:27:17,467
‫از دست این آمار گریه‌های کوفتی.

608
00:27:17,509 --> 00:27:19,261
‫فکر کنم بابا
‫در این سال‌ها...

609
00:27:19,303 --> 00:27:20,387
‫- احساساتی‌تر شده،
‫- درسته.

610
00:27:20,387 --> 00:27:23,598
‫وقتی بچه‌ بودم هیچ‌وقت گریه‌اش رو ندیده بودم،
‫ولی با گذشت زمان...

611
00:27:23,682 --> 00:27:26,893
‫چند تا گربه مردن و اونم
‫یه‌کم دل‌نازک شده.

612
00:27:26,977 --> 00:27:29,604
‫بعضی وقت‌ها که خونه‌ام
‫و طبقه پایین فیلم می‌بینن،

613
00:27:29,688 --> 00:27:31,023
‫قشنگ صدای گریه‌اش رو می‌شنوم.

614
00:27:31,106 --> 00:27:33,317
‫خیلی شیرینه. دلش خیلی پاکه.

615
00:27:33,400 --> 00:27:36,403
‫چند تا نوشیدنی می‌خوره،
‫یه‌کم اشک می‌ریزه،

616
00:27:36,486 --> 00:27:39,031
‫بعد دوباره می‌شه همون
‫آدم سرسخت همیشگی.

617
00:27:39,114 --> 00:27:41,158
‫چقدر قشنگ!

618
00:27:41,241 --> 00:27:44,244
‫باید یه تخته بذارید و آمار
‫گریه‌های بابا رو روش چوب‌خط بزنید.

619
00:27:44,328 --> 00:27:45,829
‫چرند محضه‌.

620
00:27:45,912 --> 00:27:49,499
‫اصلاً و ابداً انتظارش رو نداشتم.
‫پیش خودم می‌گفتم که خب،

621
00:27:49,583 --> 00:27:52,210
‫داغون از آب در نمیاد،
‫ولی می‌دونستم چقدر مشغول...

622
00:27:52,252 --> 00:27:54,921
‫جریان پیاده‌روی و تابستون
‫و کل کارهایی که دارن، هستن،

623
00:27:55,005 --> 00:27:57,424
‫برای همین انتظار داشتم فقط
‫یه یدک‌کش رنگ‌شده باشه...

624
00:27:57,507 --> 00:27:59,426
‫که بتونم ازش استفاده کنم.
‫نه یه همچین چیزی!

625
00:27:59,468 --> 00:28:00,886
‫همه‌اش رو خودت درست کردی؟

626
00:28:00,886 --> 00:28:03,805
‫- بابا همه‌اش رو خیلی سریع ساخت. خیلی سریع.
‫- چقدر طول کشید؟

627
00:28:04,306 --> 00:28:05,307
‫۵۰ ساعت.

628
00:28:05,348 --> 00:28:07,851
‫بعد از همچین کاری، برنامه‌ی
‫ پیاده‌روی وحشت...

629
00:28:07,934 --> 00:28:09,770
‫حتماً تا اکتبر راه میفته، نه؟

630
00:28:09,811 --> 00:28:12,606
‫با این همه گرفتاری و درگیری،
‫تا دیروقت کار کردم...

631
00:28:12,689 --> 00:28:15,525
‫و اون برنامه‌های تلویزیونی
‫که توی چهار روز همه‌چی رو ردیف می‌کنن،

632
00:28:15,525 --> 00:28:16,568
‫همه‌اش چرند محضه‌.

633
00:28:16,693 --> 00:28:18,612
‫جادوی تلویزیون، برو به درک.

634
00:28:18,862 --> 00:28:21,239
‫- بابا، باید امتحانش کنی.
‫- خیلی خوشمزه‌ست، بل.

635
00:28:21,281 --> 00:28:23,408
‫- عالیه.
‫- واقعاً خوشمزه‌ست.

636
00:28:23,492 --> 00:28:25,160
‫به‌به. خیلی خوشمزه‌ست.

637
00:28:25,243 --> 00:28:26,787
‫احتمالاً احساساتی بشم.

638
00:28:26,870 --> 00:28:29,331
‫فکر کنم واقعاً
‫از بابام...

639
00:28:29,372 --> 00:28:31,875
‫و هر کاری که
‫همیشه برام می‌کنه، ممنونم.

640
00:28:31,958 --> 00:28:34,669
‫فکر نمی‌کردم اشک من رو دربیارید،
‫پس مرسی.

641
00:28:35,253 --> 00:28:38,006
‫عاشق جفتتونم، عاشق همه‌تونم.

642
00:28:38,048 --> 00:28:41,051
‫- کارت عالی بود.
‫- عاشق خانواده‌مونم.

643
00:28:41,051 --> 00:28:43,637
‫- دستتون درد نکنه بچه‌ها.
‫- خیلی قشنگه.

644
00:28:43,845 --> 00:28:47,307
‫آره، شک ندارم
‫خانواده‌مون معرکه‌ست.

645
00:28:47,390 --> 00:28:48,892
‫آره، خیلی باحاله.

646
00:28:48,975 --> 00:28:52,771
‫همون‌طور که گفتم،
‫توی برنامه‌مون نبود، ولی دخترمه...

647
00:28:52,854 --> 00:28:57,108
‫و یه ماجراجویی جدیده،
‫چطور می‌شه انجامش نداد؟

648
00:28:59,486 --> 00:29:01,238
‫مگه این‌که بابا یا مامان
‫مزخرفی باشید،

649
00:29:01,321 --> 00:29:03,198
‫که خب بابا و مامان
‫مزخرف هم کم نیست.

650
00:29:03,198 --> 00:29:05,826
‫تنها انتقادی که دارم،
‫اینه که...

651
00:29:05,909 --> 00:29:08,245
‫اگه لوگوم رو دیده باشید،
‫سبز پررنگه،

652
00:29:08,286 --> 00:29:10,705
‫ولی اصلاً اشکالی نداره،
‫هیچ مشکلی نیست...

653
00:29:11,665 --> 00:29:15,210
‫♪ بزرگ‌تر شدیم،
‫ ولی هیچ فرقی نکرده ♪

654
00:29:17,587 --> 00:29:22,342
‫♪ از بچگی همیشه
‫پشت همدیگه بودیم ♪

655
00:29:22,425 --> 00:29:27,264
‫♪ نمی‌خوام توی
‫آلبرتا بمیرم ♪

656
00:29:27,305 --> 00:29:29,599
‫♪ ولی هیچ‌وقت هم
‫از اینجا نمی‌رم ♪

657
00:29:29,641 --> 00:29:32,936
‫♪ پس می‌خوام
‫تا ابد زنده بمونم ♪

658
00:29:33,061 --> 00:29:37,816
‫«مترجم: ریحانه»

