﻿1
00:01:55,166 --> 00:01:57,666
‫نمی‌دونم داری چیکار می‌کنی، ‫ولی باید حرف بزنیم.

2
00:01:57,791 --> 00:01:59,916
‫دارم یه سلاح خورشیدی طراحی می‌کنم.

3
00:02:02,541 --> 00:02:03,666
‫یه چی؟

4
00:02:04,458 --> 00:02:06,250
‫نیازی به باروت نداره.

5
00:02:06,750 --> 00:02:08,333
‫فکر فوق‌العاده‌ایه.

6
00:02:08,458 --> 00:02:11,083
‫- واسه کی فوق‌العاده‌ست؟
هر ارتشی.

7
00:02:11,125 --> 00:02:13,125
‫اگه بتونم یه مدل کاربردی بسازم،

8
00:02:14,250 --> 00:02:15,958
‫می‌تونم به دولت بفروشمش.

9
00:02:16,625 --> 00:02:20,083
‫واقعا امیدوارم یه روز بتونی ‫این ایده‌های عالی‌ای که

10
00:02:21,125 --> 00:02:22,583
‫فقط خودت درکشون می‌کنی رو بفروشی.

11
00:02:41,083 --> 00:02:43,083
‫کولی‌ها در ماه مارس برگشتن.

12
00:03:16,666 --> 00:03:17,666
‫حیرت‌آوره.

13
00:03:18,333 --> 00:03:20,791
‫تو یه مخترع واقعی هستی.

14
00:03:22,916 --> 00:03:24,916
‫فکر می‌کردم دیگه هیچوقت نمی‌بینمت.

15
00:03:26,083 --> 00:03:28,041
‫دنیا جای بزرگیـه، خوزه آرکادیو.

16
00:03:30,083 --> 00:03:31,958
‫سفر کردن زمان می‌بره.

17
00:03:33,791 --> 00:03:35,791
‫باور کن، بخشی از برنامه‌ام

18
00:03:37,291 --> 00:03:38,541
‫دوباره دیدن تو بود.

19
00:03:40,416 --> 00:03:42,166
‫ولی نشونم بده. ‫یادم بده.

20
00:03:45,666 --> 00:03:48,416
‫اورسولا نمی‌خواد جلوی بچه‌هامون ‫حرفی از این بزنم

21
00:03:50,416 --> 00:03:52,041
‫ولی من به این نتیجه رسیدم

22
00:03:53,333 --> 00:03:55,791
‫که دنیا مثل پرتقال گِرده.

23
00:04:04,791 --> 00:04:06,333
‫تو هم فکر می‌کنی من دیوونه‌ام؟

24
00:04:06,916 --> 00:04:08,708
‫اتفاقا برعکس، رفیق.

25
00:04:09,541 --> 00:04:11,583
‫همیشه می‌دونستم که تو واقعا روشن فکری.

26
00:04:14,666 --> 00:04:16,541
‫واسه همین هم یه چیزی برات آوردم.

27
00:04:18,833 --> 00:04:20,541
‫بخاطر نشون دادن تحسینش،

28
00:04:21,916 --> 00:04:25,666
‫ظهر همون روز، ملکیادس هدیه‌ای ‫به خوزه آرکادیو داد

29
00:04:34,958 --> 00:04:37,708
‫- بابا، مامان منو فرستاد تا بهت بگم...
برو بیرون.

30
00:04:46,333 --> 00:04:47,375
‫اینجا چی‌ان؟

31
00:04:48,083 --> 00:04:50,125
‫این؟ ‫این کیمیاگریـه.

32
00:04:51,833 --> 00:04:54,625
‫- کیمیاگری؟ ‫
قدیمی‌ترین علم تاریخ.

33
00:04:56,208 --> 00:05:00,583
‫یه آزمایشگاه راه می‌ندازیم
‫تا بتونی با عناصر آزمایش انجام بدی.

34
00:05:02,333 --> 00:05:03,333
‫کدوم عناصر؟

35
00:05:05,083 --> 00:05:07,208
‫همونایی که دنیای ما رو می‌سازن.

36
00:05:07,833 --> 00:05:10,833
‫آمونیاک. سرب. جیوه.

37
00:05:11,458 --> 00:05:12,583
‫گوگرد.

38
00:05:14,333 --> 00:05:17,458
‫دوست من، کیمیاگری تسلط بر ماده‌

39
00:05:18,833 --> 00:05:22,958
‫و فوق‌العاده‌ترین و بزرگ‌ترین قدرتیه که
‫انسان می‌تونه داشته باشه.

40
00:05:25,333 --> 00:05:26,333
‫فراتر از این،

41
00:05:27,083 --> 00:05:28,250
‫فقط خدا وجود داره.

42
00:05:32,958 --> 00:05:33,958
‫آئورلیانو!

43
00:05:34,833 --> 00:05:36,125
‫آئورلیانو، بیا اینجا!

44
00:05:37,250 --> 00:05:38,500
‫آئورلیانو، بیا اینجا!

45
00:05:50,208 --> 00:05:53,500
‫درحالی که خوزه آرکادیو بوئندیا
‫خودش رو وقف کیمیاگری کرده بود،

46
00:05:54,958 --> 00:05:58,708
‫اورسولا یه کسب و کار آب‌نبات عالی راه انداخت.

47
00:05:59,833 --> 00:06:03,000
‫روزی دو بار فروخته می‌شدن
‫و دور چوب بالسا خشک می‌شدن.

48
00:06:03,416 --> 00:06:05,666
‫- تابلوی طعم رو سوار کن.
آب‌نبات!

49
00:06:07,791 --> 00:06:09,833
‫هی. خوزه آرکادیو کجاست؟

50
00:06:19,500 --> 00:06:24,833
‫کسایی که از زمان تاسیس ماکوندو
‫خوزه آرکادیو بوئندیا رو می‌شناختن

51
00:06:25,458 --> 00:06:29,583
‫از اینکه اون چقدر تحت تاثیر
ملکیادس عوض شده بود ‫ترسیده بودن.

52
00:06:30,833 --> 00:06:34,500
‫هر کیمیاگر تلاش می‌کنه ‫تا رازهای ماده رو کشف کنه،

53
00:06:34,583 --> 00:06:36,958
‫و بزرگترین مدرک تسلط اون

54
00:06:38,833 --> 00:06:39,958
‫تبدیل کردن

55
00:06:41,583 --> 00:06:43,125
‫فلزات پایه

56
00:06:45,125 --> 00:06:46,250
‫به طلاست.

57
00:06:48,708 --> 00:06:50,208
‫این ممکن نیست.

58
00:06:50,958 --> 00:06:54,208
‫اگه به این راحتی بود که ‫همه انجامش می‌دادن.

59
00:06:54,250 --> 00:06:55,708
‫ممکنه.

60
00:06:56,333 --> 00:06:57,958
‫برای یه کیمیاگر ممکنه.

61
00:07:05,083 --> 00:07:06,083
‫نگاه کن.

62
00:07:09,208 --> 00:07:11,250
‫مهارت و تمرین زیادی می‌طلبه،

63
00:07:11,750 --> 00:07:15,083
‫بنابراین توصیه می‌کنم ‫با یه چیز ساده‌تر شروع کنی.

64
00:07:19,958 --> 00:07:22,208
‫[تبدیل فلزات. دو برابر کردن طلا]

65
00:07:23,500 --> 00:07:26,708
‫چون ایده‌ی دو برابر کردن برام حیرت‌آوره.

66
00:07:26,833 --> 00:07:29,458
‫اورسولا، ملکیادس برای شام می‌مونه.

67
00:07:31,833 --> 00:07:34,458
‫هرچی بود بخور. ‫سفره‌ی ما همینیه که می‌بینی.

68
00:07:35,333 --> 00:07:37,750
‫نگران نباش، ممنونم. ‫من باید برم.

69
00:07:38,333 --> 00:07:40,208
‫تو اردوگاه منتظرم هستن.

70
00:07:40,250 --> 00:07:41,250
‫خانم.

71
00:07:42,958 --> 00:07:45,708
‫ملکیادس، من امشب شروع می‌کنم

72
00:07:46,666 --> 00:07:47,791
‫فردا می‌بینمت.

73
00:07:48,416 --> 00:07:50,083
‫متاسفانه امکانش نیست.

74
00:07:50,583 --> 00:07:51,916
‫داریم وسایل‌مون رو جمع می‌کنیم.

75
00:07:52,708 --> 00:07:53,916
‫سحر حرکت می‌کنیم.

76
00:07:54,541 --> 00:07:56,666
‫ولی ما تازه آزمایشات رو شروع کردیم.

77
00:07:57,208 --> 00:08:00,916
‫می‎دونم، ولی تو تمام چیزهایی که برای
ادامه دادن نیاز داری ‫رو در اختیار داری.

78
00:08:02,666 --> 00:08:03,666
‫منو لازم نداری.

79
00:08:07,041 --> 00:08:08,041
‫ولی نگران نباش،

80
00:08:08,583 --> 00:08:10,416
‫قول میدم برگردم، دوست من.

81
00:08:45,583 --> 00:08:47,875
‫داره اون طرفی میره!

82
00:08:55,833 --> 00:08:58,458
‫برو اونطرف، آئورلیانو! ‫بدو.

83
00:09:52,541 --> 00:09:53,541
‫سوال کن.

84
00:09:54,416 --> 00:09:55,708
‫خوزه آرکادیو بوئندیا.

85
00:09:57,833 --> 00:09:58,833
‫بردار.

86
00:10:03,125 --> 00:10:05,041
‫اون دنیا رو طور دیگه‌ای می‌بینه.

87
00:10:08,333 --> 00:10:10,791
‫اون مردی پرشور با وسواس فکریه.

88
00:10:10,916 --> 00:10:13,583
‫ولی خدا رو شکر کن که
‫تو فکر چیزهای بد دیگه‌ای نیست،

89
00:10:13,666 --> 00:10:15,916
‫وگرنه همیشه‌ی خدا تو کافه‌ی کاتارینو بود.

90
00:10:22,750 --> 00:10:24,500
‫[تبدیل فلزات. دو برابر کردن طلا]

91
00:10:37,833 --> 00:10:39,833
‫نگو که سکه‌ها رو برداشتی.

92
00:10:40,875 --> 00:10:42,875
‫من فرمول رو مرحله به مرحله دنبال کردم.

93
00:10:43,458 --> 00:10:44,708
‫کدوم فرمول؟

94
00:10:45,583 --> 00:10:47,875
‫یه فرایند علمی برای دو برابر کردن طلا.

95
00:10:49,708 --> 00:10:52,000
‫اون مایع غلیظ به نظرت شبیه طلاست؟

96
00:10:52,958 --> 00:10:54,458
‫شاید بتونم جداش کنم.

97
00:10:54,958 --> 00:10:57,833
‫باید یکم گوگرد بیشتر و سرب کمتری استفاده کنم.

98
00:10:57,875 --> 00:11:00,583
‫چطور تونستی بدون اینکه ازم بپرسی ‫این کارو کنی؟

99
00:11:00,625 --> 00:11:03,333
‫اون سکه‌ها برای کسب و کار آب‌نبات منن.

100
00:11:05,833 --> 00:11:06,833
‫کدوم کسب و کار؟

101
00:11:08,083 --> 00:11:10,375
‫علاوه بر اینکه هیچ کاری ‫برای این خانواده نمی‌کنی،

102
00:11:10,458 --> 00:11:13,333
‫به خودت جرات میدی
‫همون اندک چیزی که داریم رو هم از بین ببری.

103
00:11:15,500 --> 00:11:18,000
‫من تک تک گرم‌های طلا رو برمی‌گردونم.

104
00:11:18,875 --> 00:11:19,875
‫قول میدم.

105
00:11:21,500 --> 00:11:24,583
‫نه. نمی‌خوام طلا رو برگردونی.

106
00:11:25,458 --> 00:11:27,833
‫ازت می‌خوام به خانواده‌ات رسیدگی کنی،

107
00:11:27,875 --> 00:11:30,583
‫به بچه‌هات که به امون خدا ول شدن.

108
00:11:30,625 --> 00:11:32,333
‫عین وحشی‌ها شدن. ‫نگاهشون کن.

109
00:11:48,458 --> 00:11:49,458
‫خوزه آرکادیو.

110
00:11:50,666 --> 00:11:51,666
‫آئورلیانو.

111
00:11:53,541 --> 00:11:54,541
‫بیاید اینجا.

112
00:12:04,166 --> 00:12:05,166
‫بیاید تو.

113
00:12:22,458 --> 00:12:24,416
‫از عصر اون روز به بعد،

114
00:12:24,458 --> 00:12:26,708
‫خوزه آرکادیو بوئندیا وقت
گرانبهاش رو در اختیارشون گذاشت.

115
00:12:27,583 --> 00:12:30,208
‫- بهشون خوندن و نوشتن یاد داد.
صبور باشید.

116
00:12:30,916 --> 00:12:33,916
‫- شگفتی‌های دنیا رو توضیح داد... ‫
یکی گرفتم!

117
00:12:33,958 --> 00:12:37,916
‫محدودیت‌های تخیل‌شون رو به شدت فرا برد.

118
00:12:39,416 --> 00:12:41,166
‫اینطوری پسرها یاد گرفتن

119
00:12:41,208 --> 00:12:43,916
‫که امکانش هست پیاده از دریای اژه رد بشن.

120
00:12:43,958 --> 00:12:45,041
‫در جنوب آفریقا

121
00:12:45,166 --> 00:12:48,541
‫که میشه جزیره به جزیره ‫تا بندر سالونیک رفت.

122
00:12:48,666 --> 00:12:50,958
‫تنها سرگرمی‌شون نشستن و فکر کردن بود.

123
00:13:06,291 --> 00:13:07,291
‫بُر بزن.

124
00:13:18,791 --> 00:13:21,000
‫آروم باش، خوزه آرکادیو. ‫درد نداره.

125
00:13:21,875 --> 00:13:22,875
‫سه‌تا کارت بردار.

126
00:13:31,125 --> 00:13:32,166
‫چی می‌گن؟

127
00:13:36,125 --> 00:13:38,250
‫که تو مثل یه تندباد شکست‌ناپذیر میشی.

128
00:14:00,958 --> 00:14:03,375
‫پرتوهای خورشید در عدسی همگرا می‌شن،

129
00:14:05,083 --> 00:14:07,333
‫بنابراین هدف شروع به سوزاندن می‌کنه.

130
00:14:17,333 --> 00:14:19,666
‫تنها با تمرکز بر یک نقطه،

131
00:14:20,291 --> 00:14:22,416
‫پرتوهای خورشید می‌تونن هدف رو بسوزونن.

132
00:14:45,166 --> 00:14:47,416
‫- خودشه!
مامان!

133
00:14:51,791 --> 00:14:53,291
‫دیدی، اورسولا؟

134
00:14:53,416 --> 00:14:54,416
‫موفق شدیم.

135
00:14:55,791 --> 00:14:56,791
‫کار می‌کنه.

136
00:14:59,041 --> 00:15:00,833
‫سال‌ها بعد،

137
00:15:00,916 --> 00:15:03,458
‫قبل از اینکه یک افسر ارتش ‫دستور آتش بده،

138
00:15:04,041 --> 00:15:07,416
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا
‫یاد اون عصر گرم ماه مارسی افتاد

139
00:15:07,541 --> 00:15:09,791
‫که پدرش درسش رو متوقف کرد

140
00:15:10,291 --> 00:15:13,166
‫و صدای برگشتن کولی‌ها به روستا رو شنید.

141
00:15:13,666 --> 00:15:14,666
‫ملکیادس.

142
00:15:16,625 --> 00:15:18,291
‫بیاید!

143
00:15:18,291 --> 00:15:19,291
‫بیاید نزدیک‌تر.

144
00:15:20,041 --> 00:15:23,916
‫جدیدترین کشف حکیمان ممفیس رو ببینید!

145
00:15:55,000 --> 00:15:58,000
‫نفس سردی از صندوق بیرون زد.

146
00:15:58,750 --> 00:16:01,541
‫یک قطعه‌ی بزرگ و شفاف

147
00:16:02,250 --> 00:16:04,875
‫با سوزن‌های داخلی بی‌نهایتی توش بود

148
00:16:04,916 --> 00:16:09,541
‫که نور غروب خورشید
‫توش به ستارگان رنگین تبدیل شده بود.

149
00:16:09,625 --> 00:16:12,000
‫بزرگ‌ترین الماس دنیا.

150
00:16:12,041 --> 00:16:13,041
‫نه، آقا.

151
00:16:13,750 --> 00:16:15,000
‫این یخه.

152
00:16:22,666 --> 00:16:25,041
‫این اختراع بزرگ دوران ماست.

153
00:16:26,250 --> 00:16:28,375
‫اگه می‌خوای بهش دست بزنی ‫باید پنج ریال بدی.

154
00:17:04,250 --> 00:17:05,250
‫داره جوش میاد.

155
00:17:07,875 --> 00:17:10,875
‫این قرن‌ها مخفی مونده بود.

156
00:17:11,000 --> 00:17:16,375
‫[اقلیدس مشهور]

157
00:17:16,416 --> 00:17:17,750
‫شربتی که

158
00:17:18,666 --> 00:17:20,000
‫شما رو

159
00:17:20,916 --> 00:17:22,375
‫نامرئی می‌کنه.

160
00:17:26,000 --> 00:17:29,416
‫ببخشید، آقا. ‫شما ملکیادسِ کیمیاگر رو می‌شناسید؟

161
00:17:29,500 --> 00:17:30,916
‫ملکیادس

162
00:17:32,041 --> 00:17:33,875
‫در سواحل سنگاپور جان باخت.

163
00:17:38,000 --> 00:17:39,333
‫این نمی‌تونه حقیقت داشته باشه.

164
00:17:39,375 --> 00:17:40,708
‫ملکیادس باید

165
00:18:40,750 --> 00:18:41,916
‫ملکیادس مُرده.

166
00:18:55,791 --> 00:18:58,625
‫ساعت دو بامداد یک پنجشنبه در ماه ژانویه،

167
00:18:59,125 --> 00:19:00,250
‫آمارانتا به دنیا اومد.

168
00:19:01,500 --> 00:19:05,416
‫[نمایش‌ها]

169
00:19:19,875 --> 00:19:20,875
‫چی شده؟

170
00:19:21,375 --> 00:19:22,375
‫هیچی.

171
00:19:25,500 --> 00:19:26,500
‫خوزه آرکادیو.

172
00:19:28,166 --> 00:19:29,166
‫بذار بخوابم!

173
00:19:48,916 --> 00:19:51,875
‫خوزه آرکادیو اشتهاش رو از دست داده بود
‫و نمی‌تونست بخوابه.

174
00:19:54,375 --> 00:19:58,666
‫اون خیلی آشفته بود
‫و چنان دنیا کینه‌توزانه نیشش زده بود

175
00:20:00,291 --> 00:20:04,166
‫که یه شب از تختش بیرون رفت
‫تا در ازدحام نمایشگاه بگرده

176
00:20:05,291 --> 00:20:07,291
‫و اونجا آرامشی پیدا کنه.

177
00:20:10,916 --> 00:20:12,583
‫زود باشید، بچه‌ها. ‫بیدار شید.

178
00:20:15,666 --> 00:20:16,916
‫داداشت کجاست؟

179
00:20:17,791 --> 00:20:18,958
‫برنگشته.

180
00:20:44,291 --> 00:20:45,458
‫اون یه کولی شده.

181
00:20:50,416 --> 00:20:52,416
‫برو. برو خونه.

182
00:20:53,166 --> 00:20:54,541
‫به بابات بگو.

183
00:21:14,750 --> 00:21:19,625
‫چند ساعت بعد، خوزه آرکادیو بوئندیا
‫گروهی از مردان مجهز رو جمع کرده بود.

184
00:21:37,166 --> 00:21:41,666
‫بعد از سه روز جستجوی بی‌فایده، برگشتن.

185
00:22:40,791 --> 00:22:42,000
‫به مدت چند هفته،

186
00:22:42,041 --> 00:22:46,041
‫خوزه آرکادیو بوئندیا اجازه داد ‫دلواپسی بهش غلبه کنه.

187
00:23:17,000 --> 00:23:19,250
‫نقره بین خطوط بهتره.

188
00:23:20,875 --> 00:23:21,875
‫حالا می‌بینی.

189
00:23:31,541 --> 00:23:32,875
‫نگران نباش.

190
00:23:34,250 --> 00:23:35,750
‫برادرت برمی‌گرده.

191
00:23:38,541 --> 00:23:39,541
‫بیا.

192
00:23:40,375 --> 00:23:41,375
‫چکش رو بردار.

193
00:23:46,791 --> 00:23:49,250
‫باید با چکش زدن نقره رو شکل بدی.

194
00:23:52,750 --> 00:23:53,750
‫از پایین.

195
00:24:34,041 --> 00:24:36,291
‫وقتشه همه‌چی برگردونیم سر جاشون.

196
00:24:45,916 --> 00:24:48,041
‫بابا؟

197
00:24:49,166 --> 00:24:50,166
‫سبد!

198
00:24:51,375 --> 00:24:53,541
‫- بابا! ‫
اینها خواص ماده هستن.

199
00:24:53,625 --> 00:24:56,125
‫اگه درکش کنی، چیزِ خارق‌العاده‌ای نیست.

200
00:25:00,875 --> 00:25:02,291
‫در دوران حبسش،

201
00:25:03,541 --> 00:25:06,500
‫خوزه آرکادیو بوئندیا از ته دل آرزو می‌کرد

202
00:25:06,541 --> 00:25:10,166
‫معجزه‌ای که می‌خواست ‫تبدیل فلزات به طلا نباشه

203
00:25:11,625 --> 00:25:13,125
‫بلکه برگشت اورسولا باشه.

204
00:25:44,541 --> 00:25:46,000
‫بابا! ‫اونجا رو ببین.

205
00:25:56,416 --> 00:25:58,625
‫پنج ماه بعد، اورسولا برگشت.

206
00:25:58,666 --> 00:26:00,625
‫مامانته. برو.

207
00:26:00,750 --> 00:26:03,125
‫از اون طرف باتلاق بزرگ اومده بود،

208
00:26:03,166 --> 00:26:06,000
‫که اونجا شهرهایی بود ‫که هر ماه نامه دریافت می‌کردن

209
00:26:06,625 --> 00:26:08,750
‫و در رفاه زندگی می‌کردن.

210
00:26:18,000 --> 00:26:19,250
‫خوزه آرکادیو کجاست؟

211
00:26:23,916 --> 00:26:25,625
‫اصلا کولی‌ها رو پیدا نکردم.

212
00:26:27,416 --> 00:26:29,166
‫و هیچکس چیزی درموردش نمی‌دونست.

213
00:26:58,666 --> 00:27:01,375
‫همه‌شون می‌خواستن این روستای شگفت‌انگیز

214
00:27:01,916 --> 00:27:03,625
‫در میان باتلاق بزرگ رو ببینن.

215
00:27:05,000 --> 00:27:06,000
‫تو موفق شدی.

216
00:27:06,916 --> 00:27:09,916
‫تو مسیرهایی رو پیدا کردی که
‫ماکوندو رو به دنیا متصل می‌کنه.

217
00:27:15,125 --> 00:27:17,541
‫می‌خوام تو رو به ویزیتاسیون و کاتارو معرفی کنم.

218
00:27:18,750 --> 00:27:20,666
‫اونا در طول سفر همراهیم کردن.

219
00:27:21,375 --> 00:27:22,875
‫قراره پیش ما زندگی کنن.

220
00:27:27,916 --> 00:27:28,916
‫خوش اومدید.

221
00:27:29,000 --> 00:27:30,041
‫آقا، چطورید؟

222
00:27:34,291 --> 00:27:35,500
‫چطورید، آقا؟

223
00:27:35,625 --> 00:27:36,625
‫خوش اومدی.

224
00:27:48,875 --> 00:27:49,875
‫مراقب باش.

225
00:28:31,583 --> 00:28:32,708
‫اون بچه‌ی کیه؟

226
00:28:34,666 --> 00:28:35,666
‫بچه‌ی منه.

227
00:28:37,083 --> 00:28:38,083
‫یه پسر بچه‌ست.

228
00:28:38,666 --> 00:28:39,958
‫پدرش کیه؟

229
00:28:43,208 --> 00:28:44,333
‫خوزه آرکادیو.

230
00:28:46,083 --> 00:28:47,791
‫اومدم بدمش به شما.

231
00:28:48,666 --> 00:28:50,083
‫لابد شوخیت گرفته.

232
00:28:54,166 --> 00:28:55,666
‫ما عاشق همدیگه شدیم، اورسولا.

233
00:28:57,458 --> 00:28:58,541
‫امکان نداره.

234
00:29:00,500 --> 00:29:01,666
‫آروم باش، عزیزم.

235
00:29:03,000 --> 00:29:04,750
‫خودت به تنهایی بزرگش کن.

236
00:29:07,500 --> 00:29:08,500
‫نگاهش کن.

237
00:29:09,541 --> 00:29:10,541
‫نگاهش کن.

238
00:29:15,250 --> 00:29:16,791
‫چهره‌اش به والدین‌ ما رفته.

239
00:29:17,375 --> 00:29:20,250
‫اگه اون از خون بوئندیاست،
‫باید پیش خانواده‌اش بزرگ بشه.

240
00:29:20,291 --> 00:29:21,791
‫باشه. بچه رو قبول می‌کنم.

241
00:29:22,625 --> 00:29:24,500
‫اون هرگز نمی‌فهمه که کی به دنیاش آورده

242
00:29:24,625 --> 00:29:27,416
‫چون کاری که اون کرد ‫آبروی این خانواده رو برد.

243
00:29:30,750 --> 00:29:32,416
‫اینا شروطش هستن، پیلار.

244
00:29:48,583 --> 00:29:51,000
‫اسم خوزه آرکادیو رو روی بچه گذاشتن،

245
00:29:52,208 --> 00:29:55,000
‫ولی برای اینکه سردرگمی پیش نیاد
‫آرکادیو صداش می‌زدن.

246
00:30:13,375 --> 00:30:17,083
‫آئورلیانو ساعات خیلی زیادی رو
‫در آزمایشگاه می‌گذروند،

247
00:30:18,083 --> 00:30:21,583
‫و هنر نقره‌کاری رو با
آزمایش کردن زیاد یاد می‌گرفت.

248
00:30:28,458 --> 00:30:31,333
‫بلوغ نازکی صداش رو از بین برده بود.

249
00:30:32,208 --> 00:30:33,833
‫آدم ساکت

250
00:30:34,958 --> 00:30:36,875
‫و گوشه‌گیری شد.

251
00:30:40,333 --> 00:30:45,000
‫ولی قیافه‌ پر تنشی که در بدو تولد
بر صورت داشت ‫رو برگردونده بود.

252
00:30:55,875 --> 00:30:57,583
‫بیا بازی کنیم!

253
00:30:58,208 --> 00:30:59,208
‫زود باش.

254
00:30:59,833 --> 00:31:01,083
‫برو قایم شو!

255
00:31:01,833 --> 00:31:02,958
‫اون چیه؟

256
00:31:03,958 --> 00:31:04,958
‫فرار کن!

257
00:31:20,958 --> 00:31:21,958
‫فرار کن!

258
00:31:24,208 --> 00:31:25,333
‫اون چیه؟

259
00:31:27,625 --> 00:31:28,833
‫- فرار کن! ‫
فرار کن!

260
00:31:30,458 --> 00:31:31,458
‫فرار کن!

261
00:31:32,375 --> 00:31:33,375
‫برو قایم شو.

262
00:31:35,750 --> 00:31:36,750
‫فرار کن.

263
00:31:37,208 --> 00:31:38,208
‫اون چیه؟

264
00:31:42,333 --> 00:31:43,958
‫آرکادیو، آمارانتا.

265
00:31:44,000 --> 00:31:45,583
‫به زبان وایو حرف نزنید.

266
00:31:46,125 --> 00:31:47,833
‫گفتم اسپانیایی حرف بزنید.

267
00:31:50,708 --> 00:31:51,708
‫تو چت شده؟

268
00:31:55,708 --> 00:31:56,791
‫یکی داره میاد.

269
00:31:56,833 --> 00:32:01,791
« زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in»

