﻿1
00:00:09,416 --> 00:00:13,291
‫« زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in»

2
00:01:23,541 --> 00:01:24,375
‫سلام؟

3
00:01:25,125 --> 00:01:27,500
‫خوزه آرکادیو بوئندیا اینجا زندگی می‌کنه؟

4
00:01:28,375 --> 00:01:29,416
‫بله.

5
00:01:29,500 --> 00:01:30,916
‫چی شده، آمارانتا؟

6
00:01:33,375 --> 00:01:34,166
‫صبح بخیر.

7
00:01:35,000 --> 00:01:37,166
‫ربکا صبح یکشنبه رسید.

8
00:01:39,291 --> 00:01:43,625
‫یه سفر سخت رو از مانور با چندتا دباغ شروع کرده بود

9
00:01:44,500 --> 00:01:46,750
‫که وظیفه داشتن ربکا رو

10
00:01:46,791 --> 00:01:48,791
‫همراه با استخون‌های والدینش برسونن...

11
00:01:49,500 --> 00:01:50,375
‫چی نوشته؟

12
00:01:50,500 --> 00:01:52,875
‫که از اقوام دور ماست.

13
00:01:53,500 --> 00:01:55,416
‫دختر نیکانور اولیوی فراموش نشدنی

14
00:01:55,500 --> 00:01:57,625
‫و همسر محترمش، ربکا مونتیل.

15
00:01:58,166 --> 00:01:59,291
‫دختر کی؟

16
00:02:00,125 --> 00:02:03,750
‫...ولی نتونسته بودن توضیح بدن کی ازشون
‫همچین چیزی خواسته بود.

17
00:02:07,500 --> 00:02:08,625
‫اسمت چیه؟

18
00:02:14,041 --> 00:02:15,000
‫گشنته؟

19
00:02:25,750 --> 00:02:28,250
‫آئورلیانو، آرکادیو میاد تو اتاق تو بمونه.

20
00:02:28,375 --> 00:02:30,875
‫- باشه.
‫- ویزیتاسیون، یه حموم آماده کن.

21
00:02:36,416 --> 00:02:38,875
‫میشه من برم تو اتاق آئورلینا بمونم؟

22
00:02:38,916 --> 00:02:41,916
‫نه، آرکادیو بزرگ شده و می‌تونه بره
‫اتاق اون بمونه.

23
00:02:42,625 --> 00:02:44,875
‫یکی از لباس‌های قدیمیت رو برام بیار.

24
00:02:44,916 --> 00:02:45,750
‫ولی...

25
00:02:46,625 --> 00:02:49,500
‫وقتی خونه ما پر مَرده، خوب میشه
‫یه خانم دیگه بهمون اضافه بشه.

26
00:02:49,625 --> 00:02:51,541
‫خواهر کسیه که می‌تونی باهاش درد و دل کنی.

27
00:02:51,625 --> 00:02:52,500
‫فهمیدی؟

28
00:02:53,166 --> 00:02:54,000
‫کمکم کن.

29
00:03:11,000 --> 00:03:12,500
‫لباس رو بیار، آمارانتا!

30
00:03:15,791 --> 00:03:16,625
‫استخون بود؟

31
00:03:17,541 --> 00:03:19,666
‫آره. یه عالمه.

32
00:03:21,250 --> 00:03:22,541
‫دیگه حرفم رو تکرار نمی‌کنم.

33
00:03:23,041 --> 00:03:23,875
‫بیا بریم.

34
00:03:31,375 --> 00:03:33,916
‫خونه ما از کِی تا حالا یتیم‌خونه شده؟

35
00:03:37,791 --> 00:03:39,875
‫انگار آرکادیو کافی نبود.

36
00:03:47,750 --> 00:03:52,875
‫آئورلیانو با صبوری اسامی کل
‫قدیس‌ها رو براش خوند،

37
00:03:53,000 --> 00:03:56,000
‫ولی به هیچکدومشون واکنشی نشون نداد.

38
00:03:57,500 --> 00:03:58,375
‫لوسیا.

39
00:04:02,500 --> 00:04:03,375
‫دوروتیا.

40
00:04:06,291 --> 00:04:07,125
‫اینس.

41
00:04:08,250 --> 00:04:09,750
‫شاید کر و لاله.

42
00:04:09,875 --> 00:04:12,375
‫بیاید عین مامانش، ربکا صداش کنیم.

43
00:04:12,416 --> 00:04:13,250
‫به همین سادگی.

44
00:04:13,750 --> 00:04:14,791
‫حالا بذارید غذاش رو بخوره.

45
00:04:53,250 --> 00:04:54,125
‫بچه‌ها!

46
00:04:57,375 --> 00:04:59,375
‫اگه مامان ببیندتون چی؟

47
00:05:03,416 --> 00:05:04,416
‫برید بخوابید.

48
00:05:07,125 --> 00:05:08,666
‫هنوز خوابم نمیاد.

49
00:05:08,750 --> 00:05:09,625
‫دروغ میگی.

50
00:05:10,625 --> 00:05:12,416
‫از اون دختر عجیبه می‌ترسی.

51
00:05:13,000 --> 00:05:16,541
‫نخیرم. تو هم شبیهشی. یه بچه یتیم.

52
00:05:17,125 --> 00:05:18,041
‫آمارانتا!

53
00:05:21,916 --> 00:05:23,416
‫میشه تو اتاق تو بخوابم؟

54
00:05:24,166 --> 00:05:25,875
‫برو تو اتاق خودت. هیچی نمیشه.

55
00:05:34,250 --> 00:05:35,250
‫تو چی؟

56
00:05:40,375 --> 00:05:41,625
‫بیا. بیا بریم.

57
00:05:45,750 --> 00:05:47,041
‫می‌دونی این چیه؟

58
00:05:48,125 --> 00:05:49,125
‫آرمادیلو؟

59
00:05:50,875 --> 00:05:52,666
‫با حرف «آ» شروع میشه.

60
00:05:53,541 --> 00:05:54,750
‫عین اسم خودت.

61
00:05:56,166 --> 00:05:57,041
‫«آ.»

62
00:05:59,750 --> 00:06:01,125
‫این حرف رو بلدی؟

63
00:06:02,750 --> 00:06:03,625
‫«ب؟»

64
00:06:05,000 --> 00:06:05,791
‫آفرین.

65
00:06:07,125 --> 00:06:08,500
‫آرکادیو، وقت خوابه.

66
00:06:11,375 --> 00:06:12,625
‫فردا ادامه میدیم.

67
00:06:15,250 --> 00:06:16,166
‫شب بخیر.

68
00:06:21,875 --> 00:06:24,916
‫حس نمی‌کنی وقتی بابات از خونه بیرون نمیره،
‫به اندازه کافی بدبختی داریم؟

69
00:06:40,375 --> 00:06:41,916
‫می‌تونیم شکم یه نفر دیگه رو سیر کنیم.

70
00:06:43,791 --> 00:06:45,416
‫لب به هیچی نزده.

71
00:06:46,291 --> 00:06:47,125
‫حتی یه گاز.

72
00:06:48,166 --> 00:06:51,250
‫آروم باش. گشنه‌ش شد میاد پیشت.

73
00:06:52,666 --> 00:06:54,375
‫نگران ربکا نیستم.

74
00:06:55,875 --> 00:06:56,875
‫نگران آئورلیانو هستم.

75
00:07:01,875 --> 00:07:05,041
‫از وقتی داداشش رفته، از اون آزمایشگاه لعنتی
‫نیومده بیرون.

76
00:07:08,125 --> 00:07:09,791
‫انگار از بیرون رفتن می‌ترسه.

77
00:07:21,000 --> 00:07:22,416
‫بیا اینجا، آئورلیانو!

78
00:07:24,166 --> 00:07:26,125
‫بیا با بابات قهوه بنوش.

79
00:07:31,500 --> 00:07:32,291
‫صبح بخیر.

80
00:07:33,750 --> 00:07:34,625
‫صبح بخیر.

81
00:07:46,500 --> 00:07:50,125
‫می‌دونی، هم سن تو که بودم،
‫با مامانت آشنا شده بودم.

82
00:07:51,416 --> 00:07:54,250
‫کل مردم شهر می‌دونستن قراره با هم
‫ازدواج کنیم.

83
00:07:55,875 --> 00:07:57,625
‫ولی خودمون حالیمون نبود.

84
00:08:00,625 --> 00:08:01,541
‫من که حالیم نبود.

85
00:08:07,000 --> 00:08:09,500
‫بگو ببینم، چرا کل روز تو اتاقت می‌مونی؟

86
00:08:10,500 --> 00:08:12,666
‫ماهی‌هایی که درست می‌کنی رو می‌فروشی؟

87
00:08:17,500 --> 00:08:19,250
‫برو یه کم قدم بزن، آئورلیانو.

88
00:08:20,750 --> 00:08:23,416
‫نمی‌تونی کل روز خودت رو تو اتاق حبس کنی.

89
00:08:25,791 --> 00:08:26,916
‫دیگ به دیگ میگه روت سیاه.

90
00:08:29,750 --> 00:08:31,750
‫مامانت گفت این حرف رو بهم بزنی؟

91
00:08:33,750 --> 00:08:34,625
‫نه.

92
00:08:39,125 --> 00:08:40,875
‫ولی ما شبیه هم نیستیم.

93
00:08:43,500 --> 00:08:46,375
‫من قبل از اینکه خودم رو حبس کنم،
‫زندگی خوبی رو تجربه کردم.

94
00:08:47,500 --> 00:08:48,875
‫اگه تلاش‌های من نبودن،

95
00:08:50,000 --> 00:08:51,500
‫ماکوندویی وجود نداشت.

96
00:08:52,666 --> 00:08:53,625
‫یا تو.

97
00:08:54,250 --> 00:08:55,750
‫یا هر چی که تا حالا دیدی.

98
00:09:09,250 --> 00:09:12,375
‫برو قدم بزن.
‫ماهی‌هات قرار نیست جایی برن.

99
00:09:20,375 --> 00:09:21,541
‫- عصر بخیر.
‫- عصر بخیر.

100
00:09:23,250 --> 00:09:24,625
‫یک لیتر اسید.

101
00:09:33,291 --> 00:09:34,875
‫و یه مقدار ورق طلا.

102
00:09:45,375 --> 00:09:46,625
‫خیلی ممنون.

103
00:09:50,916 --> 00:09:53,625
‫آمارانتا، ربکا! غذا حاضره!

104
00:09:53,666 --> 00:09:56,375
‫یو. آ.

105
00:09:56,500 --> 00:09:58,875
‫- اینجا نه، آرکادیو. برو یه قاشق بردار.
‫- یو.

106
00:10:00,166 --> 00:10:02,166
‫کاتارو! برو ربکا رو بیار!

107
00:10:04,750 --> 00:10:05,750
‫کمک می‌خوای؟

108
00:10:06,500 --> 00:10:08,250
‫نه. داره تموم میشه.

109
00:10:20,166 --> 00:10:23,375
‫چته تو؟
‫نمی‌بینی این مدل مو چقدر به آمارانتا میاد؟

110
00:10:38,625 --> 00:10:40,000
‫یه روز گذشته، ربکا.

111
00:10:41,041 --> 00:10:42,041
‫بخور.

112
00:10:43,291 --> 00:10:44,125
‫ربکا.

113
00:10:45,500 --> 00:10:48,291
‫همه می‌دونن بهترین سوپ سیب‌زمینی شیرین
‫شهر رو ما می‌پزیم.

114
00:10:48,791 --> 00:10:49,625
‫امتحانش کن.

115
00:11:03,375 --> 00:11:04,875
‫تا غذات رو تموم نکنی همینجا می‌مونی.

116
00:11:22,500 --> 00:11:23,750
‫بخور، دخترم.

117
00:11:39,750 --> 00:11:43,916
‫می‌تونی به خودت گشنگی بدی،
‫ولی حق نداری غذای ما رو تلف کنی.

118
00:11:44,000 --> 00:11:45,666
‫کاتارو! بردار ببرش!

119
00:13:33,291 --> 00:13:34,125
‫ربکا؟

120
00:13:42,666 --> 00:13:43,541
‫ربکا.

121
00:13:49,541 --> 00:13:50,791
‫بگیرینش!

122
00:14:02,333 --> 00:14:03,208
‫بمون سر جات!

123
00:14:12,708 --> 00:14:15,291
‫تکون نخور!

124
00:14:18,333 --> 00:14:20,166
‫شاید باید استراحت کنیم، خانم.

125
00:14:20,291 --> 00:14:22,666
‫اگه حرف شنوی نداره، آدمش می‌کنم!

126
00:14:23,333 --> 00:14:25,416
‫برو سر به بیابون بذار.

127
00:14:26,416 --> 00:14:27,583
‫چی گفت؟

128
00:14:28,458 --> 00:14:31,041
‫- که برو سر به...
‫- برید بیرون!

129
00:14:36,333 --> 00:14:37,583
‫یه قاشق، ربکا.

130
00:14:39,416 --> 00:14:40,791
‫یه قاشق بخور تا ولت کنم.

131
00:14:44,458 --> 00:14:45,916
‫چی واسه از دست دادن داری؟

132
00:14:46,666 --> 00:14:48,416
‫می‌خوام حالت خوب باشه.

133
00:15:25,791 --> 00:15:26,666
‫ممنون،

134
00:15:27,833 --> 00:15:28,666
‫مامان.

135
00:15:30,916 --> 00:15:31,791
‫عزیزدلم.

136
00:15:39,666 --> 00:15:42,083
‫می‌خوای قصه‌ی خروس رو بشنوی؟

137
00:15:42,666 --> 00:15:43,708
‫آره.

138
00:15:43,791 --> 00:15:45,333
‫نپرسیدم که بگی «آره.»

139
00:15:45,416 --> 00:15:49,291
‫پرسیدم می‌خوای قصه‌ی خروس رو بشنوی یا نه.

140
00:15:50,083 --> 00:15:50,916
‫پس نه.

141
00:15:51,666 --> 00:15:53,916
‫نگفتم بگی «پس نه.»

142
00:15:54,041 --> 00:15:57,958
‫پرسیدم می‌خوای قصه‌ی خروس رو بشنوی یا نه.

143
00:15:58,041 --> 00:16:00,916
‫دست بردار، ربکا. اذیتشون نکن.

144
00:16:03,041 --> 00:16:03,916
‫یه بشقاب دیگه؟

145
00:16:03,958 --> 00:16:04,791
‫بازم؟

146
00:16:07,666 --> 00:16:10,708
‫ممنون، مامان. تو نمی‌خوری، آبجی؟

147
00:16:10,791 --> 00:16:13,166
‫بهترین سوپ سیب‌زمینی شیرین ماکوندوئه.

148
00:16:13,208 --> 00:16:15,416
‫جدی؟ توش خاک هم ریختی؟

149
00:16:15,958 --> 00:16:16,833
‫آمارانتا!

150
00:16:17,333 --> 00:16:18,166
‫بخور.

151
00:16:23,416 --> 00:16:24,291
‫بخور دیگه.

152
00:16:44,416 --> 00:16:45,458
‫کاتارو.

153
00:16:47,541 --> 00:16:48,791
‫صدا رو شنیدی؟

154
00:16:50,916 --> 00:16:53,708
‫حتماً یه حیوون وارد آغل شده.

155
00:17:00,708 --> 00:17:03,291
‫کاتارو، پاشو. پاشو.

156
00:17:50,916 --> 00:17:51,708
‫ربکا؟

157
00:17:55,416 --> 00:17:58,458
‫ویزیتاسیون و کاتارو در چشم‌هاش

158
00:17:59,291 --> 00:18:01,291
‫علائم بیماری وحشتناکی رو دیدن.

159
00:18:09,083 --> 00:18:11,666
‫کاتارو دیگه در خونه دیده نشد.

160
00:18:15,541 --> 00:18:17,541
‫طاعون بی‌خوابی.

161
00:18:19,416 --> 00:18:22,291
‫خیلی وقته از شهرت اومدی بیرون.

162
00:18:22,333 --> 00:18:23,916
‫این مزخرفات رو فراموش کن.

163
00:18:25,041 --> 00:18:26,541
‫مزخرف نیست، قربان.

164
00:18:28,166 --> 00:18:29,166
‫ویزیتاسیون...

165
00:18:38,166 --> 00:18:39,041
‫نه!

166
00:18:41,708 --> 00:18:43,541
‫انگشتت رو نزن داخلش.

167
00:18:43,583 --> 00:18:45,291
‫به نظرم داری بزرگش می‌کنی.

168
00:18:46,958 --> 00:18:48,333
‫بزرگش نمی‌کنم.

169
00:18:49,333 --> 00:18:50,166
‫خانم، گوش کنید!

170
00:18:50,791 --> 00:18:53,541
‫وقتی این طاعون به سر خانواده بیاد،

171
00:18:54,791 --> 00:18:56,083
‫دیگه کسی نمی‌خوابه.

172
00:19:00,916 --> 00:19:03,458
‫ویزیتاسیون، اینا همه‌ش خرافاته.

173
00:19:03,958 --> 00:19:07,708
‫اگه درست هم بود و دیگه قرار نبود بخوابیم،
‫عالی میشد که.

174
00:19:09,083 --> 00:19:10,666
‫بیشتر از زندگی لذت می‌بردیم.

175
00:19:12,083 --> 00:19:13,916
‫کارمون که تموم شد، برو میدون.

176
00:19:14,708 --> 00:19:16,333
‫هوای تازه برات خوبه.

177
00:19:19,833 --> 00:19:21,416
‫آبنبات طرح حیوون!

178
00:19:22,958 --> 00:19:25,541
‫آبنبات طرح حیوون!

179
00:20:01,208 --> 00:20:05,208
‫خانواده بوئندیا احساس خطر نکرده بودن،
‫تا روز سوم بی‌خوابی.

180
00:20:39,833 --> 00:20:42,333
‫با اینهمه وقت بیداری چه کارهایی میشه کرد.

181
00:20:52,583 --> 00:20:55,958
‫- تو کل میدون درخت بادوم می‌کاریم!
‫- درسته، رفیق.

182
00:21:21,541 --> 00:21:25,625
‫ترسناک‌ترین ویژگی بیماری بی‌خوابی نبود،

183
00:21:26,875 --> 00:21:29,125
‫چون بدن احساس بی‌حالی نمی‌کرد...

184
00:21:29,875 --> 00:21:30,875
‫بابا.

185
00:21:31,375 --> 00:21:35,041
‫اون چیز رو...

186
00:21:36,291 --> 00:21:37,125
‫بله؟

187
00:21:40,750 --> 00:21:46,375
‫...بلکه تغییری تدریجی به یه شرایط بحرانی بود.

188
00:21:51,500 --> 00:21:52,625
‫فراموشی.

189
00:21:54,375 --> 00:21:56,750
‫[درخت بادام]

190
00:21:56,791 --> 00:21:59,000
‫آئورلیانو یه فرمولی ساخت

191
00:21:59,875 --> 00:22:03,125
‫که ازشون در برابر فراموشی محافظت می‌کرد.

192
00:22:07,291 --> 00:22:09,916
‫[دیوار]

193
00:22:10,000 --> 00:22:11,500
‫[سندان]

194
00:22:11,625 --> 00:22:14,000
‫بنابراین، به زندگی در واقعیتی ادامه دادن
‫که داشت از دستشون می‌رفت.

195
00:22:14,125 --> 00:22:14,916
‫[زغال]

196
00:22:16,000 --> 00:22:17,125
‫واقعیتی که ساخته شده از کلمات بود...

197
00:22:17,250 --> 00:22:18,875
‫[پرنده: موجود کوچک و بال‌دار با اعضای پردار]

198
00:22:18,916 --> 00:22:20,750
‫[اجاق: پخت غذا برای خانواده، غذا را باید گرم کرد]

199
00:22:20,875 --> 00:22:24,000
‫...که وقتی معنی کلمات رو فراموش می‌کردن،
‫اون واقعیت هم از دست می‌رفت.

200
00:22:24,041 --> 00:22:25,666
‫[آسیاب چکشی: ذرت رو بذار داخل و با چکش فشارش بده]

201
00:22:25,750 --> 00:22:28,625
‫اسامی و کاربرد وسایل رو فراموش می‌کردن.

202
00:22:28,666 --> 00:22:29,541
‫[چاقوی کشتن خوک]

203
00:22:29,625 --> 00:22:31,750
‫[تخم مرغ: ماده غذایی به دست آمده از مرغ]

204
00:22:31,875 --> 00:22:33,625
‫[برای روشن کردن شمع از آتش استفاده کنید]

205
00:22:33,666 --> 00:22:36,000
‫[در خیابون بالا نیارید]
‫[مردم عصبانی میشن]

206
00:22:36,041 --> 00:22:37,791
‫[روشنایی خیابون]

207
00:22:40,625 --> 00:22:41,916
‫[هر روز صبح گاو رو بدوشید]

208
00:22:42,000 --> 00:22:43,791
‫[قبل از آماده کردن قهوه با شیر، شیر رو بجوشونید]

209
00:22:50,250 --> 00:22:52,750
‫رفیق، اوضاع داره از کنترل خارج میشه.

210
00:22:56,041 --> 00:22:56,875
‫تو کی هستی؟

211
00:22:58,166 --> 00:23:00,125
‫من رو نمی‌شناسی، برادر؟

212
00:23:00,166 --> 00:23:01,416
‫دزدی!

213
00:23:01,500 --> 00:23:07,500
‫دزد!

214
00:23:11,375 --> 00:23:13,416
‫ایزابل، آروم باش. اون شوهرته!

215
00:23:14,875 --> 00:23:16,000
‫ولم کن!

216
00:23:41,125 --> 00:23:42,041
‫کاتارینو!

217
00:23:42,333 --> 00:23:43,416
‫مشتری‌ها حق دارن بنوشن دیگه!

218
00:23:53,708 --> 00:23:56,833
‫[خدا وجود دارد]

219
00:23:56,916 --> 00:23:59,916
‫اورسولا! بچه‌ها رو بردار!

220
00:24:00,041 --> 00:24:01,041
‫هی، بوئندیا!

221
00:24:05,083 --> 00:24:08,291
‫شاید اون خروست بتونه یه لطفی در حق زنت بکنه.

222
00:24:09,416 --> 00:24:12,958
‫برو از خونه یه اسلحه بردار.
‫می‌خوام بکشمت.

223
00:24:15,583 --> 00:24:16,541
‫پرودنسیو؟

224
00:24:17,666 --> 00:24:23,208
‫در نهایت، طاعون بی‌خوابی باعث شد مردم
‫خودشون رو فراموش کنن،

225
00:24:23,291 --> 00:24:26,041
‫در حدی که وارد بحران حماقتی شدن که
‫راه نجاتی ازش نبود.

226
00:24:26,166 --> 00:24:29,166
‫خوزه آرکادیو! چه خبره؟

227
00:24:30,416 --> 00:24:31,208
‫تو کی هستی؟

228
00:24:39,166 --> 00:24:40,416
‫کولی شده.

229
00:24:50,916 --> 00:24:52,416
‫برو خونه و به بابات بگو.

230
00:25:18,208 --> 00:25:21,000
‫ملکیادس که کل ابزار فراطبیعیش رو از دست داده بود،

231
00:25:22,083 --> 00:25:24,083
‫برگشت به ماکوندو.

232
00:25:26,708 --> 00:25:28,708
‫مرگ رو تجربه کرده بود،

233
00:25:30,083 --> 00:25:33,250
‫اما برگشته بود چون تحمل تنهایی نداشت.

234
00:25:40,083 --> 00:25:41,375
‫[در]

235
00:25:46,500 --> 00:25:48,958
‫[صندلی]

236
00:26:07,583 --> 00:26:09,250
‫دنبال کسی می‌گردی؟

237
00:26:54,333 --> 00:26:55,458
‫اینجا کجاست؟

238
00:26:57,500 --> 00:26:59,500
‫آزمایشگاه کیمیات.

239
00:27:01,208 --> 00:27:02,208
‫آزمایشگاه من؟

240
00:27:17,583 --> 00:27:18,458
‫ملکیادس!

241
00:27:20,458 --> 00:27:21,833
‫فکر کردم مُردی.

242
00:27:24,875 --> 00:27:25,708
‫بشین.

243
00:27:27,833 --> 00:27:28,833
‫ولی چرا؟

244
00:27:41,708 --> 00:27:44,250
‫[ستون]

245
00:28:42,833 --> 00:28:45,208
‫[زیاد موندن در معرض خورشید عصبانیم می‌کنه]

246
00:29:23,083 --> 00:29:26,083
‫[صندلی]

247
00:29:35,208 --> 00:29:39,458
‫[دوات]

248
00:30:14,333 --> 00:30:16,500
‫یعنی میگی این می‌تونه زمان رو ثبت کنه؟

249
00:30:17,125 --> 00:30:18,625
‫ولی چطوری، ملکیادس؟

250
00:30:18,708 --> 00:30:20,125
‫غیرممکنه.

251
00:30:21,750 --> 00:30:23,958
‫صبور باش، خوزه آرکادیو.

252
00:30:24,458 --> 00:30:26,250
‫با چشم‌های خودت می‌بینی.

253
00:30:26,958 --> 00:30:27,833
‫اورسولا!

254
00:30:28,583 --> 00:30:30,458
‫- ما حاضریم!
‫- اومدم!

255
00:30:34,333 --> 00:30:35,500
‫آئورلیانو! بیا اینجا!

256
00:30:37,833 --> 00:30:42,208
‫آئورلیانو از بس سریع بزرگ شد که
‫دیگه لباس‌های پدرش رو می‌پوشید،

257
00:30:43,875 --> 00:30:48,000
‫و صدای نفسش به سختی از کارگاه مشترکش
‫با ملکیادس شنیده میشد.

258
00:30:49,833 --> 00:30:51,750
‫ربکا دختر زیبایی بود.

259
00:30:52,375 --> 00:30:57,333
‫پوستی صاف، چشم‌هایی درشت و دست‌هایی
‫جادویی داشت

260
00:30:57,833 --> 00:31:01,458
‫که انگار می‌تونستن با نخ‌های نامرئی، طرح‌های
‫گلدوزی زیبایی خلق کنن.

261
00:31:01,500 --> 00:31:02,583
‫ربکا، بیا اینجا!

262
00:31:04,875 --> 00:31:06,708
‫آمارانتا صورت ساده‌ای داشت،

263
00:31:07,458 --> 00:31:09,458
‫ولی ذات خاصی داشت،

264
00:31:09,583 --> 00:31:12,583
‫با همون نزاکت‌های رفتاری پترونیلا،
‫مادربزرگ مرحومش.

265
00:31:12,708 --> 00:31:13,833
‫آمارانتا، بدو!

266
00:31:15,250 --> 00:31:17,875
‫با اینکه آرکادیو قد و هیکل پدرش رو داشت...

267
00:31:17,958 --> 00:31:18,833
‫آرکادیو!

268
00:31:19,708 --> 00:31:23,250
‫...اما شبیه بچه‌ها می‌موند، و یه سری‌ها
‫می‌گفتن خلق حساسی داره.

269
00:31:27,208 --> 00:31:28,083
‫خوبه.

270
00:31:29,958 --> 00:31:31,750
‫یه لحظه... خوبه.

271
00:31:34,250 --> 00:31:36,708
‫ویزیتاسیون مگه به سایز خودت برات
‫شلوار ندوخته بود؟

272
00:31:36,750 --> 00:31:38,083
‫چند ماه پیش چرا.

273
00:31:39,458 --> 00:31:40,583
‫برو لباست رو عوض کن.

274
00:31:42,208 --> 00:31:43,750
‫برو. خوزه آرکادیو.

275
00:31:46,333 --> 00:31:47,208
‫چیه؟

276
00:31:48,125 --> 00:31:48,958
‫چی؟

277
00:31:49,875 --> 00:31:51,625
‫شبیه یه ژنرال وحشت‌زده شدی.

278
00:32:01,875 --> 00:32:02,875
‫تو چی؟

279
00:32:03,750 --> 00:32:04,625
‫من نه.

280
00:32:05,125 --> 00:32:09,125
‫اگه این زمان رو ثبت می‌کنه،
‫من دوست ندارم به عنوان یه جوک به خاطر سپرده بشم.

281
00:32:12,500 --> 00:32:13,333
‫تکون نخورید.

282
00:32:26,833 --> 00:32:28,458
‫خیلی خب. گرفتیم.

283
00:32:55,333 --> 00:32:56,125
‫آرکادیو.

284
00:32:57,958 --> 00:33:00,333
‫برو مغازه عرب‌ها جیوه بخر.

285
00:33:02,000 --> 00:33:03,458
‫می‌خوای کمکم کنی؟

286
00:33:04,208 --> 00:33:05,083
‫البته.

287
00:33:19,750 --> 00:33:21,125
‫عجله نکن. مراقب باش.

288
00:33:23,458 --> 00:33:24,458
‫یه کم دیگه.

289
00:33:26,208 --> 00:33:27,833
‫- الان حله.
‫- الان؟

290
00:33:29,125 --> 00:33:30,500
‫- الان.
‫- زیباست.

291
00:33:31,333 --> 00:33:32,208
‫قدم بعدی.

292
00:33:33,583 --> 00:33:36,250
‫اینجاش رو باید دقت کنی.

293
00:33:36,333 --> 00:33:37,333
‫یواش...

294
00:33:43,083 --> 00:33:44,083
‫اینم از این.

295
00:33:44,958 --> 00:33:45,958
‫خانواده‌تون.

296
00:33:50,375 --> 00:33:51,500
‫بیاید خشکش کنیم.

297
00:33:53,833 --> 00:33:56,958
‫اگه این بتونه زمان و فضا...

298
00:33:58,958 --> 00:34:00,458
‫و هر چیزی که اون وسط هست رو نشون بده،

299
00:34:02,333 --> 00:34:04,208
‫پس میشه باهاش خدا رو دید.

300
00:34:08,958 --> 00:34:12,875
‫می‌دونستم عاشقش میشی، ولی
‫حتی فکرش رو هم نکن.

301
00:34:12,958 --> 00:34:14,250
‫نحوه استفاده‌ش رو یادم بده.

302
00:34:14,750 --> 00:34:15,750
‫یادم بده!

303
00:34:15,833 --> 00:34:16,708
‫باشه.

304
00:34:17,208 --> 00:34:18,125
‫شیشه رو خشک کن.

305
00:34:19,333 --> 00:34:20,125
‫اول چیکار کنم؟

306
00:34:20,625 --> 00:34:22,458
‫- تمیزش کن.
‫- تمیزکاری.

307
00:34:22,583 --> 00:34:24,208
‫- این شیشه ماست.
‫- خب.

308
00:34:24,875 --> 00:34:27,208
‫سفید، قرمز و مشکی، به ترتیب.

309
00:34:29,250 --> 00:34:30,375
‫یواش.

310
00:34:33,125 --> 00:34:35,458
‫خوبه. سفید کافیه.

311
00:34:42,875 --> 00:34:43,750
‫فیلتر مشکی.

312
00:34:45,583 --> 00:34:47,458
‫در عکس داگرئوتایپ خانوادگی،

313
00:34:48,708 --> 00:34:50,375
‫تنها عکس خانوادگی،

314
00:34:51,833 --> 00:34:54,500
‫آئورلیانو نگاه پیشگویانه‌ای رو داشت

315
00:34:54,583 --> 00:34:58,208
‫که چند سال بعد هنگام رویارویی با
‫جوخه آتش دوباره تجربه کرد...

316
00:35:01,250 --> 00:35:04,458
‫اما هنوز خطر آینده خودش رو حس نکرده بود.

317
00:35:07,083 --> 00:35:08,708
‫- ببین.
‫- هی، ببین.

318
00:35:09,750 --> 00:35:11,750
‫آئورلیانو! بیا اینجا!

319
00:35:13,125 --> 00:35:16,333
‫رفیق گلم. آفتاب از کدوم طرف دراومده اومدی بیرون!

320
00:35:16,458 --> 00:35:19,333
‫گرینلدو، اون رو باید من بگم که این وقت
‫صبح سرحال می‌بینمت.

321
00:35:19,458 --> 00:35:21,625
‫اذیتش نکن. بالاخره اومده بیرون.

322
00:35:21,708 --> 00:35:23,083
‫چطوری؟

323
00:35:23,208 --> 00:35:24,333
‫خوبم، تو چی؟

324
00:35:24,458 --> 00:35:25,708
‫منم خوبم.

325
00:35:26,583 --> 00:35:27,708
‫روغنت تموم شده؟

326
00:35:28,708 --> 00:35:30,500
‫خب می‌دونی، یه سری از ماها شاغلیم.

327
00:35:30,583 --> 00:35:34,333
‫وقتی نمی‌تونی با دوستات یه لیوان بنوشی،
‫اینهمه کار کردن به چه دردت می‌خوره؟

328
00:35:38,833 --> 00:35:41,083
‫کاتارینو! ببین کی اومده!

329
00:35:41,208 --> 00:35:44,708
‫آئورلیانو، پسر گلم!
‫چشم ما روشن!

330
00:35:44,833 --> 00:35:47,333
‫- کاتارینو.
‫- راحت باش.

331
00:35:47,458 --> 00:35:48,583
‫خانواده چطورن؟

332
00:35:48,625 --> 00:35:49,583
‫خوبن، تو چطوری؟

333
00:35:49,625 --> 00:35:50,583
‫منم خوبم.

334
00:35:50,708 --> 00:35:53,000
‫- سلامم رو به بابات برسون.
‫- چشم.

335
00:35:53,083 --> 00:35:54,375
‫سه لیوان نوشیدنی بی‌زحمت.

336
00:36:09,500 --> 00:36:10,291
‫چته؟

337
00:36:11,500 --> 00:36:12,375
‫هیچی.

338
00:36:13,666 --> 00:36:14,500
‫خوبی؟

339
00:36:15,000 --> 00:36:15,875
‫آره.

340
00:36:16,875 --> 00:36:19,166
‫آرکادیو، برو تو کارگاه کتاب بخون.

341
00:36:19,666 --> 00:36:20,666
‫خیلی خسته‌م.

342
00:36:28,625 --> 00:36:29,541
‫آئورلیانو...

343
00:36:33,166 --> 00:36:35,041
‫چون خیلی وقته گذشته زیاد یادم نیست،

344
00:36:37,041 --> 00:36:39,000
‫ولی ویزیتاسیون همیشه می‌گفت

345
00:36:39,875 --> 00:36:42,750
‫از چند ماه قبلش می‌دونستی ربکا قراره بیاد.

346
00:36:45,041 --> 00:36:46,000
‫راست می‌گفت؟

347
00:36:47,666 --> 00:36:48,500
‫آره.

348
00:36:55,166 --> 00:36:56,625
‫می‌دونستی منم قراره بیام؟

349
00:37:04,000 --> 00:37:04,875
‫هر کسی،

350
00:37:05,500 --> 00:37:08,166
‫هر آدمی توی این دنیا تنهاست.

351
00:37:11,416 --> 00:37:14,625
‫اگه بفهمی پدر و مادرت کی هستن،
‫فرقی به حالت نمی‌کنه.

352
00:37:20,333 --> 00:37:23,750
‫انگار مغز تب‌دار شوهرش روش تاثیر گذاشته بود،

353
00:37:24,958 --> 00:37:27,333
‫تصمیم گرفت خونه رو بزرگتر کنه.

354
00:37:27,458 --> 00:37:28,375
‫خیلی خب، پسرها!

355
00:37:29,250 --> 00:37:32,625
‫یه اتاق نهارخوری می‌خوام، با یه میز دوازده نفره.

356
00:37:32,708 --> 00:37:34,250
‫فهمیدین؟ خوبه.

357
00:37:34,333 --> 00:37:36,333
‫برو. بیاید.

358
00:37:36,958 --> 00:37:38,208
‫همین اتاق.

359
00:37:39,083 --> 00:37:42,458
‫می‌خوام این اتاق با لوازم ساخت وین دکور بشه

360
00:37:42,500 --> 00:37:45,833
‫تا بتونیم مهم‌ترین مراسمات ناحیه رو
‫اینجا برگزار کنیم.

361
00:37:45,958 --> 00:37:47,208
‫می‌فهمن؟

362
00:37:51,583 --> 00:37:52,458
‫بیاید دنبالم.

363
00:37:59,000 --> 00:38:01,500
‫مریضی‌ها. خسته شدم از بس جارو کشیدم.

364
00:38:10,875 --> 00:38:13,125
‫نُه اتاق، هر پنجره به روی حیاط باشه.

365
00:38:13,208 --> 00:38:16,083
‫هم دستشویی مردونه می‌خوام هم زنونه

366
00:38:16,208 --> 00:38:17,958
‫با یه آشپزخونه‌ی دو اجاقه.

367
00:38:18,083 --> 00:38:19,458
‫- فهمیدین؟
‫- بله.

368
00:38:27,250 --> 00:38:28,833
‫برو! تکون نخور!

369
00:38:32,375 --> 00:38:33,208
‫وایسا!

370
00:39:33,791 --> 00:39:34,583
‫سلام.

371
00:39:36,458 --> 00:39:39,416
‫- شما اورسولا ایگواران بوئندیا هستید؟
‫- بله.

372
00:39:41,666 --> 00:39:43,291
‫پیترو کرسپی. خوشبختم.

373
00:39:43,333 --> 00:39:45,583
‫سفارشتون رو از پایتخت آوردم.

374
00:40:04,708 --> 00:40:06,791
‫بفرمایید لیموناد، آقای کرسپی.

375
00:40:06,833 --> 00:40:08,416
‫خیلی ممنون، خانم.

376
00:40:10,166 --> 00:40:12,041
‫چقدر طول می‌کشه؟

377
00:40:15,333 --> 00:40:18,791
‫خانم، مطمئن نیستم.
‫ساز پیچیده‌ایه.

378
00:40:19,666 --> 00:40:21,166
‫یه مقدار طول می‌کشه.

379
00:40:24,208 --> 00:40:26,416
‫خانم‌ها، شرمنده. شما رو ندیده بودم.

380
00:40:28,083 --> 00:40:31,333
‫سلام. پیترو کرسپی. خوشبختم.

381
00:40:33,166 --> 00:40:34,416
‫من ربکا هستم.

382
00:40:34,541 --> 00:40:36,791
‫من آمارانتا بوئندیا هستم.
‫خوشبختم.

383
00:40:38,166 --> 00:40:38,958
‫خوش اومدید.

384
00:40:40,166 --> 00:40:41,166
‫لطف دارید.

385
00:40:50,208 --> 00:40:52,166
‫خب چقدر طول می‌کشه، آقای...

386
00:40:52,208 --> 00:40:55,083
‫خانم، حدود یک هفته.

387
00:40:56,583 --> 00:40:59,208
‫خب؟ با دعای خیر شما،

388
00:41:00,416 --> 00:41:02,541
‫می‌تونم اجرا رو به دخترهاتون یاد بدم.

389
00:41:03,041 --> 00:41:06,166
‫بهتون گفته بودن سفارشتون کلاس اجرا هم داره؟

390
00:41:07,583 --> 00:41:10,208
‫که اینطور. نیاز نیست.

391
00:41:10,791 --> 00:41:11,958
‫خیلی ممنون.

392
00:41:12,458 --> 00:41:14,291
‫- خواهش می‌کنم.
‫- ولی خیلی خوب میشه، مامان.

393
00:41:14,333 --> 00:41:17,041
‫گفتی می‌خوایم مهمونی خونه‌نویی بدیم که.

394
00:41:17,666 --> 00:41:19,458
‫و مجلس اجرا می‌گیریم.

395
00:41:23,166 --> 00:41:23,958
‫باشه.

396
00:41:25,208 --> 00:41:27,291
‫آرکادیو از کنارتون تکون نمی‌خوره.

397
00:41:28,666 --> 00:41:30,041
‫حواستون جمع باشه.

398
00:41:30,916 --> 00:41:31,791
‫چشم.

399
00:41:32,666 --> 00:41:34,416
‫بسیارخب. بذارید آقا کارش رو انجام بده.

400
00:41:38,666 --> 00:41:43,666
‫وقتی خوزه آرکادیو به دنبال رد نامرئی اما
‫حاضر در همه‌جای خداوند بود...

401
00:41:46,583 --> 00:41:48,208
‫پیترو کارش رو با

402
00:41:48,291 --> 00:41:51,541
‫زحمتی مثل آئورلیانو در کارگاهش انجام می‌داد.

403
00:42:29,666 --> 00:42:31,041
‫چی شده، خوزه آرکادیو؟

404
00:42:32,916 --> 00:42:34,958
‫از همینجا ناراحتیت رو حس می‌کنم.

405
00:42:35,958 --> 00:42:37,041
‫پیداش نمی‌کنم.

406
00:42:39,458 --> 00:42:40,708
‫دنبال چی می‌گردی؟

407
00:42:44,458 --> 00:42:46,291
‫با عقل جور درنمیاد.

408
00:42:47,083 --> 00:42:48,916
‫من از کل ماکوندو عکاسی کردم،

409
00:42:49,583 --> 00:42:51,541
‫ولی خدا خودش رو نشون نداده.

410
00:42:53,916 --> 00:42:55,041
‫دوست عزیزم،

411
00:42:56,708 --> 00:42:58,416
‫باورت به خدا این شکلیه؟

412
00:43:00,041 --> 00:43:01,958
‫بیاید با این حالت شروع کنیم.

413
00:43:02,041 --> 00:43:04,041
‫شونه‌ها رو شل کنید.

414
00:43:04,166 --> 00:43:05,333
‫اینقدر ضایع نباشید.

415
00:43:06,541 --> 00:43:08,916
‫دستتون رو ببرید جلو، و یادتون باشه...

416
00:43:09,041 --> 00:43:14,541
‫یک، دو، سه...

417
00:43:15,291 --> 00:43:16,416
‫حالا دو نفری.

418
00:43:20,250 --> 00:43:21,125
‫صدای چیه؟

419
00:43:46,875 --> 00:43:48,500
‫حتماً داخل پیانولاست.

420
00:43:51,041 --> 00:43:51,916
‫کی؟

421
00:43:53,041 --> 00:43:53,875
‫خدا.

422
00:43:55,500 --> 00:43:59,791
‫خوزه آرکادیو، حرفات با عقل جور درنمیاد.
‫نگران دخترهات نیستی؟

423
00:44:00,916 --> 00:44:01,875
‫- چرا نگرانشون باشم؟
‫- یعنی چی که چرا؟

424
00:44:04,708 --> 00:44:07,833
‫انگار یه سره نگران یه چیزی هستی، نه؟

425
00:44:08,500 --> 00:44:09,625
‫این پسره مگه آدمه.

426
00:44:30,208 --> 00:44:31,208
‫بانو آمارانتا.

427
00:44:35,125 --> 00:44:38,208
‫خانم اورسولا، بابت همه چی ممنونم.

428
00:44:38,250 --> 00:44:40,458
‫پذیراییتون فوق‌العاده بود. قول میدم برگردم.

429
00:45:31,458 --> 00:45:32,750
‫میای بخوابی؟

430
00:46:42,333 --> 00:46:43,500
‫چیکار کردی؟

431
00:46:46,500 --> 00:46:48,875
‫- می‌خواستم ببینم چجوری کار می‌کنه.
‫- دو روز مونده.

432
00:46:49,750 --> 00:46:51,708
‫کل دوستانمون دارن میان،

433
00:46:52,708 --> 00:46:54,083
‫با پسرهاشون،

434
00:46:54,583 --> 00:46:56,750
‫که دخترهات بتونن خواستگارهاشون رو ببینن.

435
00:46:57,583 --> 00:47:00,375
‫به نفعته تا اونموقع پیانولا رو درست کنی!

436
00:47:21,833 --> 00:47:25,708
‫حال شما؟ لطف کردید اومدید. ممنون.

437
00:47:25,750 --> 00:47:28,583
‫شب بخیر. ممنون. عزیزدلم!

438
00:47:28,708 --> 00:47:30,833
‫- ممنون. بفرمایید.
‫- اورسولا!

439
00:47:30,958 --> 00:47:33,750
‫حال شما؟ شب بخیر، بفرمایید.

440
00:47:33,833 --> 00:47:36,583
‫ویزیتاسیون، ازشون پذیرایی کن. خب؟

441
00:47:48,250 --> 00:47:50,416
‫سی سال از وقتی که

442
00:47:51,500 --> 00:47:53,500
‫از شهر رفتیم می‌گذره،

443
00:47:55,916 --> 00:47:57,916
‫و تصمیم گرفتیم یه شهر دیگه بسازیم.

444
00:48:01,375 --> 00:48:04,791
‫با دست خودمون و وسط ناکجاآباد،
‫اینجا رو ساختیم.

445
00:48:05,791 --> 00:48:08,125
‫نمی‌دونم اگه حمایت‌های شما در اون لحظات سخت نبود،

446
00:48:08,625 --> 00:48:11,500
‫من و خوزه آرکادیو الان کجا بودیم.

447
00:48:11,666 --> 00:48:13,000
‫نه، مگنیفیکو.

448
00:48:15,625 --> 00:48:18,000
‫ولی می‌خواستم به همه چیزی رو

449
00:48:19,291 --> 00:48:21,041
‫یادآوری کنم که خودم فراموش نکردم.

450
00:48:22,000 --> 00:48:23,500
‫چیزی که ما ساختیم متعلق به خودمونه،

451
00:48:25,416 --> 00:48:27,125
‫و باعث افتخاره که

452
00:48:28,291 --> 00:48:31,375
‫از طریق دخترهامون، تبدیل به یک خانواده بشیم.

453
00:48:31,875 --> 00:48:35,000
‫البته اگه پسرهاتون آماده‌ی اجرا باشن، درسته؟

454
00:48:36,916 --> 00:48:38,541
‫پس بیاید مراسم رو شروع کنیم!

455
00:49:37,166 --> 00:49:39,916
‫ربکا، افتخار میدی؟

456
00:49:56,125 --> 00:49:57,916
‫مشت‌های خاکی که می‌خورد باعث می‌شدن

457
00:49:58,000 --> 00:50:01,041
‫تنها مردی که لایق تحقیر شدنه

458
00:50:01,125 --> 00:50:02,750
‫بهش نزدیک‌تر و ازش مطمئن‌تر بشه.

459
00:50:38,000 --> 00:50:40,208
‫- اینجا منزل خانواده بوئندیاست؟
‫- بله، جناب.

460
00:50:45,583 --> 00:50:47,208
‫پیغام مهمیه.

461
00:50:47,958 --> 00:50:49,208
‫نامه دولتیه.

462
00:50:54,166 --> 00:50:55,791
‫کارمند دولت؟

463
00:50:55,875 --> 00:50:58,000
‫گفت نامه دولتیه.

464
00:51:00,041 --> 00:51:01,000
‫نامه؟

465
00:51:04,750 --> 00:51:07,041
‫باید خونه رو آبی کنیم.

466
00:51:09,416 --> 00:51:10,625
‫جدی؟ کی گفته؟

467
00:51:13,375 --> 00:51:16,916
‫دادیار ماکوندو، که توسط دولت کلمبیا فرستاده شده.

468
00:51:18,166 --> 00:51:19,250
‫دادیار؟

469
00:51:20,375 --> 00:51:21,666
‫کدوم دادیار؟

470
00:51:27,875 --> 00:51:29,875
‫آپولینار موسکوته کیه دیگه؟

