﻿1
00:00:53,541 --> 00:00:54,625
‫[دادیار]

2
00:00:58,500 --> 00:00:59,875
‫کی بهت این حق رو داده؟

3
00:01:02,500 --> 00:01:04,041
‫کی این حق رو بهت داده؟!

4
00:01:05,375 --> 00:01:08,250
‫از دیدنت خوشحالم.
‫من آپولینار موسکوته هستم...

5
00:01:11,375 --> 00:01:13,291
‫و به‌عنوان دادیار منصوب شدم.

6
00:01:15,750 --> 00:01:18,125
‫ما از چند تیکه کاغذ فرمان نمی‌بریم.

7
00:01:18,875 --> 00:01:22,625
‫ما اینجا نیازی به مقامات نداریم چون
‫چیزی واسه حکمرانی وجود نداره.

8
00:01:23,166 --> 00:01:25,125
‫باید بهت اخطار بدم که من مسلحم.

9
00:01:58,125 --> 00:01:59,791
‫ترجیح میدم زنده نگهت دارم

10
00:02:00,375 --> 00:02:03,000
‫تا اینکه بذارم مرگت
‫روی وجدانم سنگینی کنه.

11
00:02:47,875 --> 00:02:50,791
‫وقتی اورسولا
‫گسترش خونه رو برعهده گرفت،

12
00:02:51,500 --> 00:02:54,416
‫از اونا خواست که یه اتاق مخصوص
‫واسه ملکیادس بسازن

13
00:02:55,375 --> 00:02:59,500
‫تا ساعت‌ها اونجا مشغولِ
‫پر کردن کاغذ با خط‌خطی‌های ادبیش باشه.

14
00:03:03,041 --> 00:03:04,000
‫آرکادیو...

15
00:03:07,625 --> 00:03:08,750
‫سال‌ها بعد،

16
00:03:09,375 --> 00:03:13,125
‫آرکادیو لرزشی که وقتی ملکیادس
‫مجبورش کرد به چند صفحه از

17
00:03:13,166 --> 00:03:15,791
‫نوشته‌های مرموزش گوش بده رو
‫به یاد آورد،

18
00:03:16,500 --> 00:03:18,500
‫که البته ازشون
‫سر درنمی‌آورد،

19
00:03:19,500 --> 00:03:23,375
‫ولی اونا در واقع
‫پیش‌بینی مرگش بودن.

20
00:04:42,291 --> 00:04:45,375
‫[خیابان خلوت]

21
00:04:45,500 --> 00:04:50,916
‫تصویر رمدیوس مدام در
‫تصورات آئورلیانو به تصویر کشیده می‌شد.

22
00:04:52,250 --> 00:04:55,750
‫یه احساس فیزیکی بود
‫که حین راه رفتن اذیتش می‌کرد،

23
00:04:56,500 --> 00:04:58,500
‫مثل اینکه سنگ‌ریزه‌ای توی کفشش باشه.

24
00:05:01,875 --> 00:05:02,875
‫تکون بخورید!

25
00:05:18,500 --> 00:05:21,791
‫سعی کردیم با زبون خوش حالیش کنیم.
‫الان دیگه باید از راه سختش بفهمه.

26
00:05:22,375 --> 00:05:24,791
‫هر چیزی که بخواین،
‫من در خدمت‌تون هستم.

27
00:05:24,875 --> 00:05:27,125
‫می‌دونید که می‌تونید روی من
‫و پسرم حساب کنید.

28
00:05:27,166 --> 00:05:28,291
‫روی همه‌مون.

29
00:05:28,375 --> 00:05:29,291
‫می‌دونم.

30
00:05:30,375 --> 00:05:31,541
‫اون تنها نیست.

31
00:05:32,666 --> 00:05:34,875
‫با خودش سرباز آورده.

32
00:05:36,875 --> 00:05:38,500
‫و همسر و دخترهاش.

33
00:05:40,666 --> 00:05:41,625
‫موسکوته!

34
00:05:42,750 --> 00:05:44,125
‫خودتو نشون بده!

35
00:05:51,625 --> 00:05:53,125
‫چی می‌خوای، بوئندیا؟

36
00:05:53,625 --> 00:05:54,666
‫خوب گوش کن.

37
00:05:55,375 --> 00:05:59,166
‫تقریباً سی سال پیش،
‫من و این افراد این شهر رو پیدا کردیم.

38
00:05:59,250 --> 00:06:01,666
‫جاده ساختیم، خیابون‌ها رو آماده کردیم،

39
00:06:01,750 --> 00:06:03,166
‫خونه ساختیم

40
00:06:04,250 --> 00:06:07,166
‫و تموم اینا رو
‫بدون کمک از دولت انجام دادیم.

41
00:06:07,875 --> 00:06:09,625
‫می‌خوایم این وضع
‫همین‌طور که هست باقی بمونه.

42
00:06:11,166 --> 00:06:14,125
‫اگه بخوای می‌تونی اینجا بمونی.

43
00:06:15,750 --> 00:06:18,875
‫نه به این خاطر که
‫واسه محافظت از خودت اوباش مسلح داری،

44
00:06:20,625 --> 00:06:23,875
‫بلکه داریم ملاحظه‌ی
‫همسر و دخترهات رو می‌کنیم.

45
00:06:30,541 --> 00:06:32,375
‫فقط دو شرط داره.

46
00:06:33,666 --> 00:06:36,125
‫هرکسی خونه‌اش رو
‫اون‌جوری که دوست داره رنگ کنه

47
00:06:36,250 --> 00:06:38,166
‫و سربازهات امروز از اینجا برن.

48
00:06:41,041 --> 00:06:43,000
‫و کی نظم و قانون رو اجرا می‌کنه؟

49
00:06:46,875 --> 00:06:47,750
‫خودمون.

50
00:06:49,916 --> 00:06:51,666
‫اینجا انقدر آرامش داریم

51
00:06:51,750 --> 00:06:55,375
‫که حتی هیچ‌کدوم‌مون
‫به مرگ طبیعی نمردیم.

52
00:06:56,791 --> 00:06:58,750
‫حتی قبرستون نداریم.

53
00:07:00,125 --> 00:07:01,041
‫قول شرف؟

54
00:07:03,000 --> 00:07:04,375
‫قول دشمنت

55
00:07:05,375 --> 00:07:07,541
‫چون من و تو هنوز دشمن هم هستیم.

56
00:07:13,875 --> 00:07:17,500
‫[هتل جیکوب]
‫[سال تأسیس 1880]

57
00:07:52,250 --> 00:07:54,375
‫آمپارو، یه پیاز بردار.

58
00:07:54,416 --> 00:07:55,250
‫چشم، خانم.

59
00:08:01,250 --> 00:08:02,625
‫این یکی پوسیده.

60
00:08:02,750 --> 00:08:04,000
‫خانم موسکوته.

61
00:08:05,125 --> 00:08:07,500
‫اورسولا ایگواران هستم،
‫همسر آقای بوئندیا.

62
00:08:09,416 --> 00:08:11,625
‫شوهرت باید
‫در مورد شوهر من بهت گفته باشه.

63
00:08:12,125 --> 00:08:14,125
‫اونا شروع بدی داشتن،

64
00:08:15,125 --> 00:08:18,416
‫ولی من و تو می‌تونیم
‫شروع متفاوتی داشته باشیم، این‌طور فکر نمی‌کنی؟

65
00:08:21,375 --> 00:08:24,625
‫خانم اورسولا، شنیدم شما
‫خونه‌ی بسیار زیبایی در شهر دارین.

66
00:08:24,666 --> 00:08:28,166
‫درِ خونه‌ی من همیشه بازه.
‫هر وقت خواستی، تشریف بیار.

67
00:08:28,250 --> 00:08:29,625
‫ممنونم.

68
00:08:29,666 --> 00:08:32,250
‫از دیدن‌تون خوشحال شدم، خانم اورسولا.

69
00:08:32,375 --> 00:08:34,250
‫همچنین، خانم موسکوته.

70
00:08:37,750 --> 00:08:39,000
‫- بیا.
‫- پولشون رو میدم.

71
00:08:39,125 --> 00:08:41,666
‫- نمی‌خواد، خانم. هدیه‌ست.
‫- ممنونم.

72
00:09:01,625 --> 00:09:04,500
‫اگه اون راجع‌به این بفهمه،
‫دیگه عمراً بذاره رنگش رو ببینم.

73
00:09:05,000 --> 00:09:08,250
‫بهش بگو اون دوربین رو فراموش کرده بود...

74
00:09:10,500 --> 00:09:11,791
‫و منم دادمش به تو.

75
00:09:34,375 --> 00:09:36,250
‫به جاودانگی دست پیدا کردم.

76
00:09:39,791 --> 00:09:40,625
‫[وبا]

77
00:09:40,750 --> 00:09:43,125
‫«باید تسلیم پیچیده‌ترین سخنانِ...

78
00:09:43,166 --> 00:09:47,000
‫نالایق‌ترین کارکنان بخش دفترداری شد...»

79
00:09:48,541 --> 00:09:49,625
‫بفرمایید داخل.

80
00:09:49,750 --> 00:09:51,375
‫ممنونم که دعوت‌مون کردین.

81
00:09:53,166 --> 00:09:54,541
‫براتون هدیه آوردیم.

82
00:09:54,625 --> 00:09:55,875
‫ممنونم.

83
00:09:55,916 --> 00:09:59,791
‫دخترهام درست می‌کنن.
‫رومیزی‌ها بی‌نظیرن.

84
00:09:59,875 --> 00:10:02,291
‫مطمئنم همین‌طوره. ویزیتاسیون.

85
00:10:02,375 --> 00:10:05,166
‫لطفا واسه خانواده‌ی موسکوته
‫شیرینی و نون ببر.

86
00:10:06,000 --> 00:10:06,791
‫کیه؟

87
00:10:09,875 --> 00:10:11,750
‫خانم موسکوته و دخترهاشون.

88
00:10:18,500 --> 00:10:20,125
‫اینجا سالن پذیراییه.

89
00:10:20,166 --> 00:10:21,125
‫زیباست.

90
00:10:22,000 --> 00:10:24,666
‫واسه اینکه خونه‌مون این شکلی بشه
‫خیلی زحمت می‌کشم.

91
00:10:25,166 --> 00:10:28,541
‫مشخصه.
‫خونه‌داری می‌تونه خیلی سخت باشه.

92
00:10:28,625 --> 00:10:32,500
‫همین‌طوره. اینا دخترانم
‫آمارانتا و ربکا هستن.

93
00:10:32,625 --> 00:10:33,875
‫- خوشبختم.
‫- خوش اومدین.

94
00:10:34,000 --> 00:10:34,875
‫از دیدن‌تون خوشحالم.

95
00:10:35,000 --> 00:10:37,125
‫بیا به لئونور و دخترهاش
‫اطراف رو نشون بدیم.

96
00:10:37,166 --> 00:10:38,666
‫- خوش اومدین.
‫- ممنونم.

97
00:10:40,500 --> 00:10:41,875
‫پیانولا!

98
00:10:42,000 --> 00:10:43,625
‫آره، ولی تنظیم نیست.

99
00:10:47,791 --> 00:10:49,791
‫[پیترو کرسپی]

100
00:10:50,750 --> 00:10:51,625
‫میاین؟

101
00:10:53,916 --> 00:10:56,541
‫واقعاً خونه‌ی زیبایی دارین، خانم اورسولا.

102
00:10:57,041 --> 00:10:57,875
‫ممنونم.

103
00:10:59,875 --> 00:11:01,916
‫این راهروی بگونیاست.

104
00:11:11,500 --> 00:11:13,375
‫اونا اتاق دخترها هستن.

105
00:11:16,291 --> 00:11:17,875
‫و آشپزخونه اونجاست.

106
00:11:21,041 --> 00:11:21,875
‫بفرمایید.

107
00:11:23,250 --> 00:11:24,125
‫ممنونم.

108
00:11:35,250 --> 00:11:36,791
‫انبار غله‌مون اونجاست.

109
00:11:40,000 --> 00:11:40,875
‫قشنگه.

110
00:11:41,375 --> 00:11:42,291
‫خودت درستش کردی؟

111
00:11:44,875 --> 00:11:46,500
‫- و اینجا...
‫- خوشت اومده؟

112
00:11:50,750 --> 00:11:52,666
‫و اون آزمایشگاه خوزه آرکادیوئـه.

113
00:11:53,250 --> 00:11:54,041
‫بیا.

114
00:11:54,791 --> 00:11:55,666
‫مال تو.

115
00:11:59,250 --> 00:12:00,666
‫رمدیوس، از اونجا بیا بیرون.

116
00:12:02,125 --> 00:12:03,000
‫ممنونم.

117
00:12:13,500 --> 00:12:14,750
‫اون روز بعد از ظهر،

118
00:12:15,875 --> 00:12:18,125
‫آئورلیانو صبرش رو

119
00:12:18,166 --> 00:12:20,666
‫که وادارش می‌کرد منتظر فرصتی
‫برای دیدن اون باشه رو از دست داد...

120
00:12:22,750 --> 00:12:25,750
‫و خونه پر از عشق شد.

121
00:12:36,000 --> 00:12:39,125
‫ربکای عزیزم.
‫نمی‌تونم از فکر کردن بهت دست بردارم.

122
00:12:40,291 --> 00:12:42,125
‫نمی‌تونم از رؤیای تو دست بردارم.

123
00:12:53,000 --> 00:12:55,916
‫رمدیوس در هوای خواب‌آلود
‫ساعت دو بعد از ظهر.

124
00:12:56,500 --> 00:12:59,291
‫رمدیوس در نفس‌های آرام گل رز.

125
00:12:59,375 --> 00:13:03,000
‫پیتروی عزیزم،
‫روزهام دیگه مثل سابق نیست.

126
00:13:03,125 --> 00:13:05,166
‫تموم فکر و ذکرم
‫برگشت به ماکوندوئه.

127
00:13:05,875 --> 00:13:09,125
‫رمدیوس، همه‌جا.

128
00:13:10,125 --> 00:13:11,625
‫رمدیوس، تا ابد.

129
00:13:39,916 --> 00:13:42,875
‫رمدیوس، همه‌جا.

130
00:13:46,500 --> 00:13:49,375
‫از آخرین باری که نامه‌ات
‫به دستم رسیده، روزها می‌گذره.

131
00:13:49,416 --> 00:13:50,666
‫دوباره می‌بینمت؟

132
00:13:55,000 --> 00:13:55,875
‫آمپارو!

133
00:13:57,541 --> 00:13:59,125
‫پستچی هنوز نیومده.

134
00:15:05,125 --> 00:15:06,791
‫آئورلیانو. بهمون بگو.

135
00:15:08,375 --> 00:15:10,666
‫کدوم زنی
‫تو رو به این حال و روز انداخته؟

136
00:15:10,750 --> 00:15:12,250
‫حال و روز؟

137
00:15:12,750 --> 00:15:13,791
‫حال و روزت افتضاحه.

138
00:15:15,625 --> 00:15:17,125
‫پشت طعنه‌ی اون،

139
00:15:17,666 --> 00:15:20,416
‫آئورلیانو به درک عمیقی رسید.

140
00:15:21,750 --> 00:15:25,000
‫نه تنها شکش در مورد مردونگیش،

141
00:15:26,791 --> 00:15:31,041
‫بلکه دردی که ماه‌ها به دلش
‫سنگینی می‌کرد رو پشت سر گذاشت.

142
00:15:42,541 --> 00:15:43,375
‫چی شده؟

143
00:15:45,250 --> 00:15:47,500
‫باز داره خاک می‌خوره.

144
00:16:16,291 --> 00:16:17,125
‫«عزیزم...»

145
00:16:23,666 --> 00:16:25,000
‫«دوستت دارم...»

146
00:16:25,041 --> 00:16:26,166
‫منم دوستت دارم.

147
00:16:44,125 --> 00:16:45,000
‫این چیه؟

148
00:16:48,000 --> 00:16:49,875
‫این نامه‌ها چطور
‫سر از اینجا درآوردن؟

149
00:17:02,791 --> 00:17:03,791
‫آب آوردم.

150
00:17:08,500 --> 00:17:09,625
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

151
00:17:13,375 --> 00:17:14,375
‫یارو ایتالیاییه اونا رو فرستاده.

152
00:17:17,375 --> 00:17:19,375
‫«ربکا، ربکای عزیزم.»

153
00:17:21,250 --> 00:17:24,000
‫«نمی‌دونم کِی عازم می‌شم یا
‫کِی می‌رسم،

154
00:17:24,125 --> 00:17:27,500
‫نمی‌دونم این واقعیه یا فقط یه خوابه.»

155
00:17:29,250 --> 00:17:33,375
‫«هر تصمیمی که می‌گیرم
‫با تصمیم قبلیم مغایرت داره.»

156
00:17:34,416 --> 00:17:38,666
‫«با وجود تموم ایده‌هایی که در روحم می‌جوشه،
‫تصمیم گرفتم به ماکوندو بیام

157
00:17:38,750 --> 00:17:41,000
‫و ازت خواستگاری کنم.»

158
00:17:42,666 --> 00:17:46,000
‫«در نامه‌ی بعدیم
‫تاریخ دقیقش رو می‌گم.»

159
00:18:14,000 --> 00:18:17,375
‫آمارانتا هم
‫از درد عشق یک‌طرفه می‌سوخت.

160
00:18:17,500 --> 00:18:18,875
‫آمارانتا، در رو باز کن.

161
00:18:20,666 --> 00:18:22,000
‫خودشو توی حمام حبس کرد

162
00:18:23,125 --> 00:18:26,666
‫و می‌خواست از عذاب عشقی مأیوس‌کننده
‫خلاص بشه.

163
00:18:34,625 --> 00:18:36,291
‫آمارانتا، چیزی شده؟

164
00:18:37,750 --> 00:18:39,750
‫آمارانتا، لطفاً در رو باز کن.

165
00:18:58,500 --> 00:19:00,250
‫اون واسه آمارانتا هم نامه می‌نوشته؟

166
00:19:03,291 --> 00:19:04,125
‫نه.

167
00:19:05,291 --> 00:19:06,666
‫آمارانتا براش نامه نوشته...

168
00:19:08,666 --> 00:19:10,125
‫ولی هیچ‌وقت اونا رو نفرستاده.

169
00:19:12,791 --> 00:19:15,250
‫کاش هرگز اون پیانولای کوفتی رو نمی‌خریدم.

170
00:19:33,500 --> 00:19:34,291
‫یکی دیگه.

171
00:19:39,500 --> 00:19:40,291
‫و یکی دیگه.

172
00:19:44,125 --> 00:19:45,250
‫چند تا هستن؟

173
00:19:46,000 --> 00:19:46,791
‫بالای ده تا.

174
00:19:48,291 --> 00:19:49,125
‫اوناهاش.

175
00:19:56,500 --> 00:19:57,291
‫موسکوته.

176
00:19:59,291 --> 00:20:00,166
‫بوئندیا.

177
00:20:03,041 --> 00:20:04,041
‫یه قراری داشتیم.

178
00:20:04,625 --> 00:20:05,750
‫و من سر حرفم موندم.

179
00:20:06,625 --> 00:20:09,375
‫قبول کردی که هیچ‌کس
‫خونه‌اش رو آبی رنگ نزنه.

180
00:20:09,500 --> 00:20:10,291
‫نه، جناب.

181
00:20:10,916 --> 00:20:12,250
‫کاملاً واضح اینو گفتی:

182
00:20:12,291 --> 00:20:15,541
‫«هرکسی باید اون‌جور که می‌خواد
‫خونه‌اش رو رنگ بزنه.»

183
00:20:15,625 --> 00:20:16,541
‫و اونا هم دارن همین کار رو می‌کنن.

184
00:20:16,625 --> 00:20:19,416
‫داری می‌گی تو هیچ ربطی
‫به این قضیه نداری؟

185
00:20:19,500 --> 00:20:21,500
‫دولت رایگان رنگ میده.

186
00:20:21,541 --> 00:20:22,625
‫منم تحویل می‌گیرم.

187
00:20:23,250 --> 00:20:24,500
‫اونا هم آزادن که انتخاب کنن.

188
00:20:25,750 --> 00:20:26,541
‫عصر بخیر.

189
00:20:32,291 --> 00:20:33,791
‫آدم می‌تونه چقدر بدشانس باشه؟

190
00:20:34,375 --> 00:20:35,166
‫چی شده؟

191
00:20:36,750 --> 00:20:37,625
‫موسکوته.

192
00:20:39,000 --> 00:20:41,125
‫فکر کرده می‌تونه مسخره‌مون کنه.

193
00:20:46,791 --> 00:20:47,791
‫چی شده؟

194
00:20:49,125 --> 00:20:50,291
‫پسرم، چی شده؟

195
00:20:54,750 --> 00:20:55,750
‫من عاشق شدم.

196
00:20:58,250 --> 00:20:59,666
‫باز کسی خودزنی کرده؟

197
00:21:00,541 --> 00:21:01,500
‫معلومه که نه.

198
00:21:08,041 --> 00:21:09,500
‫عاشق رمدیوس موسکوته شدم.

199
00:21:18,750 --> 00:21:21,250
‫عاشق دختر دشمنم شدی؟

200
00:21:24,375 --> 00:21:25,500
‫عشق بیماریه.

201
00:21:28,750 --> 00:21:29,625
‫بیا.

202
00:21:30,791 --> 00:21:31,625
‫بیا.

203
00:21:37,750 --> 00:21:39,125
‫اونم دوستت داره؟

204
00:21:40,125 --> 00:21:40,916
‫نمی‌دونم.

205
00:21:41,750 --> 00:21:42,916
‫بهش نگفتم.

206
00:21:43,875 --> 00:21:46,125
‫پس این عشق زودگذر رو فراموش کن، پسرم.

207
00:21:47,041 --> 00:21:48,416
‫زودگذر نیست.

208
00:21:49,000 --> 00:21:51,625
‫احساسم واقعیه
‫و می‌خوام باهاش ازدواج کنم.

209
00:21:51,666 --> 00:21:54,166
‫دخترهاش دخترهای خوبی هستن،
‫خوزه آرکادیو.

210
00:21:54,250 --> 00:21:56,375
‫تو با پدرشون مشکل داری،
‫نه با اونا.

211
00:21:56,500 --> 00:21:59,375
‫آپولینار موسکوته
‫هرگز عضوی از این خانواده نمی‌شه.

212
00:22:05,875 --> 00:22:07,250
‫خانواده‌مون به این دلیل وجود داره

213
00:22:08,375 --> 00:22:11,750
‫که تو و مامان جرئتش رو داشتین
‫جلوی پدر و مادرتون وایسین.

214
00:22:13,541 --> 00:22:19,000
‫نمی‌تونی خرافات مزخرف پدربزرگ‌
‫و مادربزرگت رو

215
00:22:19,041 --> 00:22:21,916
‫با خطری که موسکوته
‫برای ماکوندو به ارمغان میاره مقایسه کنی!

216
00:22:22,000 --> 00:22:23,000
‫کافیه!

217
00:22:27,625 --> 00:22:29,166
‫من ازش خواستگاری می‌کنم.

218
00:22:33,166 --> 00:22:34,875
‫چه با رضایت شما
‫و چه بدون رضایت شما.

219
00:22:38,541 --> 00:22:39,791
‫خوزه آرکادیو بوئندیا...

220
00:22:42,625 --> 00:22:43,875
‫تو که یه پسر از دست دادی.

221
00:22:45,375 --> 00:22:47,041
‫می‌خوای یکی دیگه رو هم از دست بدی؟

222
00:22:57,250 --> 00:23:00,625
‫اگه قراره بذاریم آئورلیانو
‫با دختر موسکوته ازدواج کنه،

223
00:23:01,375 --> 00:23:03,875
‫پس باید بذاریم ربکا با کرسپی ازدواج کنه.

224
00:23:18,750 --> 00:23:22,416
‫ربکا به‌محض اینکه
‫از این توافق باخبر شد، بهبود پیدا کرد...

225
00:23:24,166 --> 00:23:26,375
‫و برای نامزدش نامه‌ی شادی نوشت

226
00:23:26,500 --> 00:23:28,916
‫که رضایت پدر و مادرش رو به دست آورده.

227
00:23:30,416 --> 00:23:34,250
‫آمارانتا وانمود کرد که
‫این تصمیم رو پذیرفته.

228
00:24:57,625 --> 00:25:01,000
‫آئورلیانو، می‌خوای با کدوم یکی از دخترهام
‫ازدواج کنی؟

229
00:25:07,166 --> 00:25:08,041
‫رمدیوس.

230
00:25:12,500 --> 00:25:13,875
‫منظورت آمپاروئه؟

231
00:25:16,375 --> 00:25:17,250
‫نه، جناب.

232
00:25:18,250 --> 00:25:19,250
‫رمدیوس.

233
00:25:21,541 --> 00:25:24,625
‫دولورس، می‌شه لطفاً
‫رمدیوس رو بیاری؟

234
00:25:33,000 --> 00:25:34,000
‫مشکلی پیش اومده؟

235
00:25:34,750 --> 00:25:36,625
‫من شش دختر دم بخت دارم،

236
00:25:36,666 --> 00:25:40,041
‫ولی چشم آئورلیانو
‫اونی رو گرفته که هنوز عروسک‌بازی می‌کنه.

237
00:25:40,125 --> 00:25:41,000
‫چی؟

238
00:25:43,375 --> 00:25:44,375
‫چه خبر شده؟

239
00:25:46,000 --> 00:25:47,125
‫از اتاق برید بیرون.

240
00:25:49,666 --> 00:25:50,541
‫همه‌تون!

241
00:25:51,416 --> 00:25:52,250
‫الان!

242
00:25:56,416 --> 00:25:57,750
‫بذار خودم حلش کنم.

243
00:25:58,666 --> 00:26:01,375
‫خانم اورسولا،
‫می‌شه باهاتون صحبت کنم؟

244
00:26:01,875 --> 00:26:02,750
‫تنهایی.

245
00:26:15,500 --> 00:26:16,666
‫ما اصلاً نمی‌دونستیم.

246
00:26:18,250 --> 00:26:20,625
‫- از خدامونه که با هم فامیل بشیم.
‫- آره.

247
00:26:20,666 --> 00:26:23,375
‫- ولی اون هنوز سنش کمه.
‫- متوجهم.

248
00:26:24,375 --> 00:26:26,916
‫اگه می‌دونستیم که پسرم
‫اونو انتخاب کرده،

249
00:26:27,000 --> 00:26:28,250
‫نمی‌اومدیم اینجا.

250
00:26:41,250 --> 00:26:43,791
‫می‌ذاریم رمدیوس با آئورلیانو ازدواج کنه،

251
00:26:43,875 --> 00:26:47,416
‫ولی منتظر می‌مونیم
‫تا اون به سن ازدواج برسه.

252
00:26:49,750 --> 00:26:51,000
‫به یک شرط.

253
00:26:52,250 --> 00:26:53,041
‫چه شرطی؟

254
00:26:54,125 --> 00:26:56,541
‫عروسی باید توی کلیسا برگزار بشه.

255
00:26:58,500 --> 00:27:00,625
‫ماکوندو همیشه شهر سکولاری بوده.

256
00:27:01,250 --> 00:27:04,875
‫من اتحادی که زیر چتر
‫نعمت‌های پرودگار نباشه رو قبول نمی‌کنم.

257
00:27:05,750 --> 00:27:08,791
‫اگه می‌خواین توی
‫کلیسا ازدواج کنیم،

258
00:27:10,000 --> 00:27:11,125
‫اشکالی نداره.

259
00:27:29,500 --> 00:27:32,250
‫ملکیادس، به نصیحتت نیاز دارم.

260
00:27:34,166 --> 00:27:39,750
‫اون دادیار احمق
‫می‌خواد کلیسا رو به ماکوندو بیاره.

261
00:27:47,250 --> 00:27:48,916
‫آخه ما کِی به کشیش نیاز داشتیم؟

262
00:27:49,666 --> 00:27:50,500
‫کِی؟

263
00:27:55,666 --> 00:27:56,541
‫ملکیادس؟

264
00:28:18,750 --> 00:28:19,541
‫کولی؟

265
00:28:21,375 --> 00:28:22,875
‫چند روزه که این‌جوریه.

266
00:28:24,625 --> 00:28:25,750
‫از کِی؟

267
00:28:26,500 --> 00:28:28,000
‫از وقتی اون کتاب رو تموم کرد.

268
00:28:33,125 --> 00:28:34,416
‫وقتی مُردم...

269
00:28:37,416 --> 00:28:40,041
‫تا سه روز جیوه بسوزون.

270
00:28:42,416 --> 00:28:44,125
‫دوست من، چی داری می‌گی؟

271
00:29:04,125 --> 00:29:07,666
‫فردا ببرش رودخونه.
‫حواست باشه خوب حموم کنه.

272
00:29:09,625 --> 00:29:11,000
‫آب براش خوبه.

273
00:29:30,166 --> 00:29:31,041
‫ملکیادس؟

274
00:29:34,916 --> 00:29:35,791
‫ملکیادس!

275
00:29:39,250 --> 00:29:40,250
‫ملکیادس!

276
00:29:46,666 --> 00:29:47,541
‫ملکیادس!

277
00:29:55,541 --> 00:29:56,416
‫ملکیادس!

278
00:29:59,333 --> 00:30:01,958
‫- ملکیادس!
‫- ملکیادس!

279
00:30:07,291 --> 00:30:08,416
‫ملکیادس!

280
00:30:11,625 --> 00:30:12,541
‫ملکیادس!

281
00:30:13,458 --> 00:30:14,250
‫ملکیادس!

282
00:30:17,416 --> 00:30:19,916
‫هرگز به‌خاطر این بی‌احتیاطی نمی‌بخشمت.

283
00:30:20,541 --> 00:30:21,666
‫ملکیادس!

284
00:30:26,500 --> 00:30:28,000
‫ملکیادس!

285
00:30:30,500 --> 00:30:32,208
‫ملکیادس!

286
00:30:35,416 --> 00:30:37,125
‫ملکیادس!

287
00:30:52,541 --> 00:30:54,041
‫پیداش کردیم!

288
00:30:54,166 --> 00:30:55,041
‫اینجا!

289
00:31:15,916 --> 00:31:17,833
‫کمکم کنید ببریمش آزمایشگاه.

290
00:31:18,541 --> 00:31:20,833
‫منتظر چی هستین؟! زود باشین دیگه!

291
00:31:47,291 --> 00:31:51,166
‫آقای خوزه آرکادیو،
‫به‌عنوان مسئول این شهر

292
00:31:51,291 --> 00:31:54,541
‫وظیفه دارم بهتون اطلاع بدم
‫که دفن نکردن جسد مردی که غرق‌شده

293
00:31:54,583 --> 00:31:55,916
‫سلامت عموم رو به خطر می‌ندازه.

294
00:31:55,958 --> 00:31:57,541
‫ملکیادس نمُرده!

295
00:31:58,791 --> 00:31:59,666
‫اون جاویدانه.

296
00:32:01,291 --> 00:32:04,291
‫خودش فرمولی داد
‫که باهاش می‌شه دوباره زنده‌اش کرد.

297
00:32:15,041 --> 00:32:16,166
‫یک، دو، سه!

298
00:32:18,416 --> 00:32:19,791
‫آرکادیو، تنور.

299
00:32:20,833 --> 00:32:22,083
‫جیوه!

300
00:33:11,958 --> 00:33:12,791
‫خوزه آرکادیو...

301
00:33:17,416 --> 00:33:18,666
‫خوزه آرکادیو، دست نگه دار.

302
00:33:20,291 --> 00:33:21,166
‫خواهش می‌کنم.

303
00:33:22,333 --> 00:33:24,833
‫وقتشه ملکیادس در آرامش بخوابه.

304
00:33:48,416 --> 00:33:52,458
‫زمان متوقف شده
‫و ابدیت آغاز شده.

305
00:33:53,666 --> 00:33:55,083
‫ما از آب می‌آیم.

306
00:33:56,333 --> 00:34:01,458
‫زمان متوقف شده
‫و ابدیت آغاز شده.

307
00:34:21,041 --> 00:34:22,541
‫زمان متوقف شده

308
00:34:23,583 --> 00:34:25,291
‫و ابدیت آغاز شده، ملکیادس.

309
00:35:52,916 --> 00:35:55,041
‫آرکادیو هرگز نمی‌فهمه

310
00:35:56,041 --> 00:35:58,916
‫زنی که ظاهر شد تا بهش دلداری بده

311
00:36:00,083 --> 00:36:01,583
‫مادر واقعیش بوده.

312
00:37:35,416 --> 00:37:36,666
‫- ربکا.
‫- پیترو.

313
00:37:38,666 --> 00:37:40,166
‫این هدیه برای توئه.

314
00:37:42,916 --> 00:37:46,291
‫یک، دو، سه.

315
00:37:49,166 --> 00:37:50,166
‫بالرین.

316
00:38:00,083 --> 00:38:01,041
‫دوستش داری؟

317
00:38:08,041 --> 00:38:08,833
‫بفرمایید.

318
00:38:14,541 --> 00:38:15,333
‫اون عصبانیه.

319
00:38:18,916 --> 00:38:19,916
‫زود برمی‌گردم.

320
00:38:38,041 --> 00:38:39,166
‫دوشیزه آمارانتا.

321
00:38:41,791 --> 00:38:42,666
‫چیه؟

322
00:38:43,333 --> 00:38:44,458
‫امیدوارم حالتون خوب باشه.

323
00:38:45,166 --> 00:38:48,416
‫خواستم بهتون بگم که
‫دارم با برادرم برونو مغازه‌ی فروشِ...

324
00:38:48,458 --> 00:38:50,291
‫ابزار موسیقی باز می‌کنم.

325
00:38:53,166 --> 00:38:54,041
‫خب که چی؟

326
00:38:54,666 --> 00:38:56,291
‫می‌تونم شما رو به ایشون معرفی کنم.

327
00:39:06,666 --> 00:39:08,916
‫قسم می‌خورم که هرگز
‫با خواهرم ازدواج نمی‌کنی.

328
00:39:10,208 --> 00:39:13,208
‫باید از جنازه‌ام رد بشی.

329
00:40:06,041 --> 00:40:08,541
‫آمارانتا پیترو رو
‫به این تهدید کرد که خودش رو می‌کُشه.

330
00:40:12,541 --> 00:40:14,708
‫فکر کنم نیازه ببرمش مسافرت.

331
00:40:17,916 --> 00:40:21,208
‫شاید اگه افراد جدیدی رو ببینه،
‫قلب شکسته‌اش التیام پیدا کنه.

332
00:40:29,208 --> 00:40:30,666
‫من نگران تو هستم.

333
00:40:33,166 --> 00:40:35,541
‫نمی‌خوام الان تنهات بذارم.

334
00:40:36,916 --> 00:40:38,208
‫نگران من نباش.

335
00:40:39,791 --> 00:40:41,041
‫خوب می‌شم.

336
00:40:42,541 --> 00:40:44,458
‫اولویت اینه که
‫از فاجعه جلوگیری کنیم.

337
00:41:05,333 --> 00:41:06,166
‫مراقب باش.

338
00:41:16,291 --> 00:41:17,791
‫خیلی امیدوار نشو.

339
00:41:18,541 --> 00:41:22,250
‫حتی اگه مجبور بشم بکُشمت،
‫نمی‌ذارم ازدواج کنی.

340
00:41:37,291 --> 00:41:38,125
‫مراقب باشید.

341
00:42:20,041 --> 00:42:20,875
‫مرگ.

342
00:42:23,375 --> 00:42:24,250
‫مرگ؟

343
00:42:26,791 --> 00:42:29,375
‫معنی کارت‌ها اونی نیست که
‫روشون نوشته شده.

344
00:42:31,416 --> 00:42:33,166
‫پس معنیش چیه؟

345
00:42:33,250 --> 00:42:34,250
‫یعنی خوشحال می‌شم؟

346
00:42:36,916 --> 00:42:37,791
‫می‌شی...

347
00:42:39,625 --> 00:42:41,625
‫ولی خوشحالی مسالمت‌آمیزی نیست.

348
00:42:43,791 --> 00:42:46,416
‫مثل طوفان،
‫زندگیت رو زیرورو می‌کنه.

349
00:42:47,916 --> 00:42:48,916
‫بابا.

350
00:42:49,000 --> 00:42:50,750
‫ظهر بخیر، آقای بوئندیا.

351
00:42:52,500 --> 00:42:53,875
‫ملکیادس رو ندیدین؟

352
00:42:57,750 --> 00:42:59,250
‫ببین پیترو چی بهم داده.

353
00:43:21,375 --> 00:43:25,416
‫حیوان ماشینی شگفت‌انگیز و ارزشمندی که
‫پیترو کرسپی خریده بود

354
00:43:26,625 --> 00:43:30,916
‫سنگینی مرگ ملکیادس
‫در خوزه آرکادیو بوئندیا رو تسکین داد

355
00:43:32,125 --> 00:43:35,500
‫و اون رو به یاد گذشته‌ها انداخت
‫که یک کیمیاگر بود.

356
00:43:37,375 --> 00:43:38,875
‫نوعی نقشه...

357
00:43:39,416 --> 00:43:41,416
‫آئورلیانو هم

358
00:43:42,041 --> 00:43:45,541
‫قید کارگاه رو زد
‫تا به رمدیوس جوان آموزش بده.

359
00:43:48,750 --> 00:43:51,625
‫توی خانواده‌ام من تنها
‫کسی هستم که به سن قانونی رسیدم،

360
00:43:52,250 --> 00:43:55,416
‫گرچه پسر بزرگم آوریل 21ساله می‌شه.

361
00:43:55,500 --> 00:43:58,500
‫- همه‌شون بچه‌های شمان؟
‫- پس چی! همه‌شون فرزند خودمن.

362
00:43:58,625 --> 00:43:59,916
‫وابستگی سیاسی؟

363
00:44:01,291 --> 00:44:03,666
‫خوزه آرکادیو تونست

364
00:44:03,750 --> 00:44:06,791
‫بالرین چرخنده رو
‫به مکانیسم ساعت متصل کنه

365
00:44:07,500 --> 00:44:09,875
‫و اسباب‌بازی سه روز بی‌وقفه

366
00:44:10,000 --> 00:44:12,750
‫با ریتم موسیقی خودش میچرخید.

367
00:44:12,875 --> 00:44:13,666
‫سه روز.

368
00:44:15,916 --> 00:44:17,750
‫سه روزه که کار می‌کنه.

369
00:44:18,375 --> 00:44:20,375
‫می‌دونی این یعنی چی؟

370
00:44:21,625 --> 00:44:23,500
‫این اکتشاف اون رو بیشتر از

371
00:44:23,541 --> 00:44:26,000
‫هر پروژه‌ی مضحک دیگه‌اش هیجان‌زده کرد.

372
00:44:27,291 --> 00:44:31,250
‫در نبود اورسولا،
‫اون غرق در تصوراتش شد.

373
00:44:31,750 --> 00:44:33,625
‫پوستش پوسته‌پوسته شد.

374
00:44:34,500 --> 00:44:36,125
‫موهاش تبدیل به برگ شد.

375
00:44:37,250 --> 00:44:38,041
‫آپولوی بیچاره.

376
00:44:38,875 --> 00:44:41,791
‫آپولو بالاخره فهمید که
‫اون هرگز عاشقش نمی‌شه

377
00:44:41,875 --> 00:44:44,791
‫و زنش نمی‌شه،
‫ولی این قول رو بهش داد.

378
00:44:44,875 --> 00:44:47,416
‫از اون لحظه به بعد،
‫اون درختش می‌شه.

379
00:44:48,750 --> 00:44:49,791
‫گوش کن، موسکوته.

380
00:44:50,375 --> 00:44:54,666
‫ما اینجا وابستگی سیاسی نداریم.
‫من نیازی به سرشماری نمی‌بینم.

381
00:44:54,750 --> 00:44:58,000
‫- همه همدیگه رو می‌شناسیم.
‫- این دستور دولته.

382
00:45:02,500 --> 00:45:03,416
‫خوزه آرکادیو؟

383
00:45:04,666 --> 00:45:05,625
‫خوزه آرکادیو؟

384
00:45:08,250 --> 00:45:11,125
‫پدرزن پسرت پاش رو از گلیمش درازتر کرده.

385
00:45:11,916 --> 00:45:15,250
‫شرمنده ولی اینکه دخترش داره
‫با آئورلیانو ازدواج می‌کنه،

386
00:45:15,375 --> 00:45:17,875
‫این حق رو بهش نمیده که
‫هر غلطی خواست انجام بده.

387
00:45:18,000 --> 00:45:19,875
‫باید به این قضیه خاتمه بدی.

388
00:45:24,500 --> 00:45:25,666
‫امروز چندشنبه‌ست؟

389
00:45:26,250 --> 00:45:27,375
‫سه‌شنبه. چطور؟

390
00:45:30,250 --> 00:45:31,750
‫منم داشتم به همین فکر می‌کردم...

391
00:45:34,875 --> 00:45:36,291
‫ولی هنوز دوشنبه‌ست.

392
00:46:10,250 --> 00:46:14,791
‫نبود اورسولا
‫باعث شد خونه بزرگ و خالی به نظر برسه.

393
00:46:42,791 --> 00:46:43,791
‫پرودنسیو.

394
00:46:45,500 --> 00:46:46,750
‫پرودنسیو ایلار.

395
00:46:48,500 --> 00:46:50,250
‫چی شد که انقدر دور شدی؟

396
00:46:54,000 --> 00:46:56,625
‫نیاز به هم‌صحبت
‫باعث شد دنبالت بگردم.

397
00:46:57,625 --> 00:46:59,416
‫دشمن عزیز من.

398
00:47:00,541 --> 00:47:02,000
‫خیلی طول کشید.

399
00:47:08,041 --> 00:47:11,125
‫ماکوندو برای مردگان ناشناخته بود

400
00:47:11,166 --> 00:47:13,875
‫تا اینکه شهر با مرگ اولین نفر
‫مواجه شد.

401
00:47:15,041 --> 00:47:16,000
‫ملکیادس.

402
00:47:17,000 --> 00:47:19,000
‫با یه نقطه‌ی سیاه کوچیک...

403
00:47:21,791 --> 00:47:23,125
‫روی نقشه‌ی مرگ علامت زده بود.

404
00:48:12,000 --> 00:48:12,875
‫بابا...

405
00:48:17,875 --> 00:48:18,875
‫مامان...

406
00:48:23,250 --> 00:48:24,041
‫بابا...

407
00:48:27,750 --> 00:48:28,625
‫مامان...

408
00:48:29,750 --> 00:48:31,125
‫ببخشید، آقای بوئندیا.

409
00:48:32,375 --> 00:48:33,916
‫- همه‌چی روبه‌راهه؟
‫- بابا...

410
00:48:37,250 --> 00:48:38,041
‫پرودنسیو...

411
00:48:39,875 --> 00:48:40,875
‫ملکیادس...

412
00:48:42,750 --> 00:48:45,666
‫همه‌شون در مرگ تنهای تنهان.

413
00:49:02,666 --> 00:49:03,750
‫امروز چندشنبه‌ست؟

414
00:49:04,625 --> 00:49:05,416
‫پنجشنبه.

415
00:49:07,291 --> 00:49:08,791
‫هنوز دوشنبه‌ست.

416
00:49:10,125 --> 00:49:12,375
‫ماشین زمان خراب شده

417
00:49:14,000 --> 00:49:16,375
‫و اورسولا و آمارانتا خیلی از خونه دورن.

418
00:49:48,125 --> 00:49:48,916
‫کافیه!

419
00:49:50,250 --> 00:49:51,500
‫زمان متوقف شده،

420
00:49:51,541 --> 00:49:53,375
‫و ابدیت آغاز شده!

421
00:49:54,666 --> 00:49:57,750
‫- کمک!
‫- ولی انسان زاده نشد...

422
00:50:07,916 --> 00:50:10,541
‫ما زاده شدیم که بمیریم!

423
00:50:10,625 --> 00:50:12,500
‫- چه خبر شده؟!
‫- همسایه‌ها رو خبر کن!

424
00:50:12,625 --> 00:50:15,541
‫- تا تبدیل به...
‫- کمک! کمکمون کنید!

425
00:50:18,250 --> 00:50:21,375
‫...مواد آلی بشیم!

426
00:50:21,416 --> 00:50:22,750
‫آقای بوئندیا!

427
00:50:25,750 --> 00:50:26,791
‫کافیه!

428
00:51:08,291 --> 00:51:11,041
‫دست نگه دار!

429
00:51:14,125 --> 00:51:15,666
‫آروم باش.

430
00:52:51,125 --> 00:52:53,375
‫ما زاده شدیم که بمیریم.

431
00:52:58,041 --> 00:52:59,791
‫که تبدیل به...

432
00:53:48,875 --> 00:53:50,625
‫و ابدیت آغاز شد.

433
00:53:54,666 --> 00:53:57,875
‫ولی انسان برای جاودانگی زاده نشده.

434
00:53:59,625 --> 00:54:02,625
‫ما زاده شدیم که بمیریم.

435
00:54:04,750 --> 00:54:07,000
‫که تبدیل به مواد آلی بشیم.

436
00:54:08,291 --> 00:54:13,125
‫تا در دل مردم
‫به خاطرات و فراموشی تبدیل بشیم.

