﻿1
00:00:06,166 --> 00:00:11,166
« زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in»

2
00:00:11,166 --> 00:00:14,041
‫«صد سال تنهایی»

3
00:00:51,416 --> 00:00:53,250
‫این یک تلاش خسته‌کننده بود،

4
00:00:54,000 --> 00:00:56,333
‫اما در تاریخ تعیین شده برای مراسم،

5
00:00:56,375 --> 00:00:58,875
‫رمدیوس به اندازه هر یک از خواهرانش

6
00:00:58,875 --> 00:01:00,666
‫در امور دنیا ماهر بود.

7
00:01:14,250 --> 00:01:15,250
‫ربکا

8
00:01:16,500 --> 00:01:19,958
‫حتی نامه‌های پیترو هم نمی‌تونن
‫زیبایی تو رو به درستی توصیف کنن.

9
00:01:20,708 --> 00:01:21,708
‫جولیا؟

10
00:01:26,000 --> 00:01:27,208
‫پیترو کجاست؟

11
00:01:27,458 --> 00:01:29,916
‫می‌خوام قبل از عروسی ببینمش.

12
00:01:30,958 --> 00:01:34,000
‫این لباس رو که واسه عروسی نمی‌پوشی، درسته؟

13
00:01:46,250 --> 00:01:47,250
‫اینجا.

14
00:01:49,708 --> 00:01:55,250
‫نباید زندگی رو در همه‌جا
‫تحت سلطه قرار داد.

15
00:01:58,458 --> 00:01:59,458
‫زندگی.

16
00:02:06,333 --> 00:02:08,041
‫امروز نه، خوزه آرکادیو.

17
00:02:08,833 --> 00:02:09,833
‫امروز نه.

18
00:02:37,875 --> 00:02:39,833
‫ازدواج بخش آسونشه.

19
00:02:40,125 --> 00:02:41,625
‫آروم باش.

20
00:03:12,333 --> 00:03:15,166
‫آئورلیانو، حلقه رو بگیر.
‫بعد از من تکرار کن.

21
00:03:15,833 --> 00:03:16,833
‫من، آئو...

22
00:03:18,833 --> 00:03:20,583
‫حلقه افتاد.

23
00:04:00,958 --> 00:04:02,291
‫از اون روز به بعد

24
00:04:03,250 --> 00:04:04,708
‫متانت طبیعی و آرامشی که

25
00:04:04,708 --> 00:04:09,208
‫رمدیوس همیشه در برابر
‫ناملایمات داشت آشکار شد.

26
00:04:09,958 --> 00:04:12,583
‫من، آئورلیانو بوئندیا، تو را...

27
00:04:13,625 --> 00:04:15,791
‫من، آئورلیانو بوئندیا، تو را...

28
00:04:15,833 --> 00:04:17,916
‫رمدیوس موسکوته، به عنوان همسرم برمی‌گزینم.

29
00:04:17,958 --> 00:04:19,916
‫رمدیوس موسکوته، به عنوان همسرم برمی‌گزینم.

30
00:04:19,958 --> 00:04:21,583
‫قول میدهم باوفا باشم...

31
00:04:21,583 --> 00:04:23,166
‫قول میدهم باوفا باشم...

32
00:04:23,208 --> 00:04:24,958
‫تا وقتی مرگ ما را از هم جدا کند.

33
00:04:25,083 --> 00:04:26,750
‫تا وقتی مرگ ما را از هم جدا کند.

34
00:04:30,458 --> 00:04:32,666
‫من، رمدیوس موسکوته، تو را

35
00:04:32,708 --> 00:04:35,083
‫آئورلیانو بوئندیا، به عنوان شوهرم برمی‌گزینم.

36
00:04:36,333 --> 00:04:39,041
‫قول میدهم باوفا باشم

37
00:04:39,083 --> 00:04:41,750
‫در بیماری و سلامت

38
00:04:41,833 --> 00:04:43,541
‫تا وقتی مرگ ما را از هم جدا کند.

39
00:04:45,833 --> 00:04:46,875
‫چیکار کردی؟

40
00:04:46,875 --> 00:04:49,166
‫بذارید الگویی واسه همگی ما باشه.

41
00:04:49,458 --> 00:04:52,333
‫تا همه چیز در مسیر درست بمونه،

42
00:04:53,833 --> 00:04:57,166
‫درست مثل جناب آپولینار موسکوته
‫که ما رو به ماکوندو آورد.

43
00:04:58,833 --> 00:05:01,333
‫من اکنون شما رو زن و شوهر اعلام می‌کنم.

44
00:05:12,458 --> 00:05:14,875
‫- از هیچ تلاشی دریغ نکردن.
‫- آره.

45
00:05:15,375 --> 00:05:18,958
‫اینا خونواده‌های مارکز و ویزبال هستن.

46
00:05:21,958 --> 00:05:22,958
‫شب بخیر.

47
00:05:24,375 --> 00:05:26,583
‫می‌دونم شما برخی از بنیانگذاران هستید.

48
00:05:26,583 --> 00:05:28,958
‫همینطوره. گرینلدو مارکز.

49
00:05:28,958 --> 00:05:29,958
‫خوشبختم از آشنایی‌تون.

50
00:05:30,083 --> 00:05:33,333
‫پدر نیکانور رینا این افتخار رو به ما دادن

51
00:05:33,458 --> 00:05:37,375
‫که فعالیت‌های معنوی‌شون رو در سانتا مارتا
‫رها کنن تا در اینجا کنار ما باشن.

52
00:05:37,375 --> 00:05:40,000
‫خانم موسکوته، نیاز نیست اینو بگی.

53
00:05:40,041 --> 00:05:42,208
‫باور کنید، من باعث افتخارمه.

54
00:05:42,625 --> 00:05:45,041
‫- حالتون چطوره؟
‫- از آشنایی‌تون خوشحالم. ایزابل.

55
00:05:45,083 --> 00:05:47,000
‫نظرتون درمورد شهر چیه؟

56
00:05:47,000 --> 00:05:48,166
‫همونطور که تصور می‌کنید

57
00:05:48,208 --> 00:05:50,708
‫الان با حضور خداوند بهتر هم شده.

58
00:05:52,083 --> 00:05:53,375
‫- همراه من بیاید.
‫- ممنون.

59
00:05:53,375 --> 00:05:55,000
‫فکر کرده کیه؟

60
00:05:55,000 --> 00:05:56,250
‫آروم باش. آروم باش.

61
00:06:27,583 --> 00:06:30,541
‫خانم اورسولا، نمی‌تونم تصور کنم به تنهایی
‫چه کارها و تلاش‌هایی

62
00:06:30,583 --> 00:06:32,958
‫برای حفظ این خانواده انجام دادید.

63
00:06:36,083 --> 00:06:38,625
‫خوشبختانه با کار و تلاش
‫بیگانه نیستم، جناب نیکانور.

64
00:06:38,625 --> 00:06:39,625
‫قطعا.

65
00:06:41,083 --> 00:06:43,666
‫هنوز هردوتون رو دعا می‌کنم.

66
00:07:14,458 --> 00:07:15,875
‫مادرم کجاست؟

67
00:07:29,166 --> 00:07:31,833
‫ما وقتی که باید بمیریم نمی‌میریم،
‫بلکه زمانی که بتونیم می‌میریم.

68
00:07:31,833 --> 00:07:34,750
‫ما وقتی که باید بمیریم نمی‌میریم،
‫بلکه زمانی که بتونیم می‌میریم.

69
00:07:36,166 --> 00:07:38,208
‫ما وقتی که باید بمیریم نمی‌میریم،
‫بلکه زمانی که بتونیم می‌میریم.

70
00:07:38,291 --> 00:07:40,125
‫ما وقتی که باید بمیریم نمی‌میریم...

71
00:07:40,416 --> 00:07:41,833
‫بلکه زمانی که بتونیم می‌میریم.

72
00:07:41,916 --> 00:07:43,291
‫بلکه زمانی که بتونیم می‌میریم.

73
00:07:43,541 --> 00:07:46,416
‫رمدیوس خودشو به کار خسته‌کننده و طاقت‌فرسای

74
00:07:46,458 --> 00:07:49,083
‫مراقبت از خوزه آرکادیو بوئندیا مشغول کرد.

75
00:07:49,458 --> 00:07:53,208
‫موها و ریشش رو از شپش پاک می‌کرد.

76
00:07:54,333 --> 00:07:56,166
‫و در ماه‌های آخرش

77
00:07:57,166 --> 00:07:59,083
‫تونست باهاش ارتباط برقرار کنه.

78
00:07:59,083 --> 00:08:00,666
‫متوس؟ ترس؟

79
00:08:02,291 --> 00:08:03,958
‫ازش نمی‌ترسی؟

80
00:08:09,666 --> 00:08:13,166
‫مورچه‌ها، اگه از اینور بیاید
‫هیچکس شما رو نمی‌بینه.

81
00:08:13,208 --> 00:08:14,958
‫ولی اگه از اون مسیر برید...

82
00:08:15,666 --> 00:08:16,666
‫مراقب باش.

83
00:08:23,416 --> 00:08:24,708
‫متوجه منظورم شدین؟

84
00:08:26,916 --> 00:08:30,916
‫ورودش نسیم شادی رو به خانواده بوئندیا آورد.

85
00:08:31,041 --> 00:08:32,291
‫رمدیوس، بیا اینجا.

86
00:08:32,333 --> 00:08:34,541
‫می‌خوایم درست کردن آبنبات رو یاد بگیریم.

87
00:08:43,791 --> 00:08:45,416
‫صبح بخیر، دنیا.

88
00:08:45,708 --> 00:08:49,125
‫اون شبیه گردبادی از تندرستی
‫در امتداد راهروها بود.

89
00:08:49,166 --> 00:08:50,875
‫صبح بخیر، خوزه آرکادیو.

90
00:08:50,875 --> 00:08:52,458
‫صبح بخیر، رمدیوس.

91
00:09:03,166 --> 00:09:04,708
‫صبح بخیر، ویزیتاسیون.

92
00:09:04,708 --> 00:09:05,750
‫صبح بخیر.

93
00:09:18,166 --> 00:09:19,875
‫صبح بخیر، اورسولا خانم.

94
00:09:21,041 --> 00:09:22,708
‫صبح بخیر، فرزندم.

95
00:09:43,416 --> 00:09:50,291
‫آئورلیانو انگیزه‌ای رو که برای
‫زندگی نیاز داشت در اون پیدا کرد.

96
00:09:58,416 --> 00:09:59,875
‫تو درستش کردی؟

97
00:10:01,791 --> 00:10:03,500
‫اینجا فضای خصوصیه.

98
00:10:05,791 --> 00:10:07,458
‫عذر می‌خوام، آرکادیو.

99
00:10:07,541 --> 00:10:09,750
‫گفتم شاید یکم قهوه بخوای.

100
00:10:12,791 --> 00:10:13,833
‫اون...

101
00:10:13,916 --> 00:10:14,875
‫ممنون.

102
00:10:14,916 --> 00:10:18,291
‫آخرین کسی بود که آرکادیو
‫قبل از مردن بهش فکر می‌کرد.

103
00:10:34,541 --> 00:10:36,250
‫رمدیوس، تکون نخور.

104
00:11:10,708 --> 00:11:14,833
‫بهت نگفتم چون نمی‌خواستم
‫ازدواجت رو خراب کنه.

105
00:11:15,916 --> 00:11:18,291
‫می‌دونم یه مشکله، آئورلیانو.

106
00:11:19,541 --> 00:11:20,958
‫ولی من الانشم دوتا پسر دارم.

107
00:11:20,958 --> 00:11:22,666
‫اون حقشه یه خونواده داشته باشه.

108
00:11:25,916 --> 00:11:26,916
‫اشکال نداره.

109
00:11:27,916 --> 00:11:29,583
‫ازش مواظبت می‌کنم.

110
00:11:32,166 --> 00:11:35,041
‫ولی نباید بی‌خبر میومدی.

111
00:12:04,416 --> 00:12:06,666
‫چیزی نیست.

112
00:12:11,041 --> 00:12:12,041
‫عزیزم.

113
00:12:18,416 --> 00:12:19,416
‫آئورلیانو.

114
00:12:36,583 --> 00:12:38,291
‫چطور تونستی، آئورلیانو؟

115
00:12:41,333 --> 00:12:44,541
‫واسه قبل از خواستگاریم از رمدیوس بود.

116
00:12:44,541 --> 00:12:46,000
‫مهم نیست!

117
00:12:51,833 --> 00:12:54,125
‫مجبورش می‌کنی یه بچه نامشروع رو بزرگ کنه؟

118
00:12:55,458 --> 00:12:56,833
‫چی گفتی؟

119
00:13:02,666 --> 00:13:05,000
‫اون پسر اسم بوئندیا روشه.

120
00:13:07,958 --> 00:13:10,041
‫خوب گوش بده، اورسولا ایگواران،

121
00:13:10,791 --> 00:13:15,041
‫هرگز بهت اجازه نمیدم اونجور که
‫با آرکادیو رفتار کردی باهاش رفتار کنی!

122
00:13:16,208 --> 00:13:17,208
‫باشه.

123
00:13:19,166 --> 00:13:21,625
‫ببینیم اون و پدر و مادرش چی میگن

124
00:13:21,625 --> 00:13:23,583
‫وقتی بفهمن که تو یه پسر داری.

125
00:13:25,041 --> 00:13:26,041
‫خواهیم دید.

126
00:13:28,541 --> 00:13:29,583
‫خواهیم دید.

127
00:13:32,666 --> 00:13:34,500
‫اون اسم داره؟

128
00:13:34,541 --> 00:13:36,750
‫اسم من و برادرم روشه.

129
00:13:37,541 --> 00:13:38,750
‫آئورلیانو خوزه.

130
00:13:42,833 --> 00:13:45,708
‫نیکانور رو راضی می‌کنم
‫فردا اونو غسل تعمید بده.

131
00:13:45,708 --> 00:13:48,541
‫تا وقتی لطف خدا شاملمون بشه
‫و این مثل راز بمونه،

132
00:13:48,541 --> 00:13:51,458
‫گمون نکنم مشکلی پیش بیاد. موافقی؟

133
00:13:53,666 --> 00:13:54,666
‫موافقم.

134
00:13:59,666 --> 00:14:02,166
‫به ملکوت الهی خوش اومدی.

135
00:14:03,041 --> 00:14:04,291
‫همینه.

136
00:14:17,583 --> 00:14:18,791
‫محکم بگیرش.

137
00:14:23,333 --> 00:14:25,583
‫تا کی توی شهر هستید، پدر؟

138
00:14:25,583 --> 00:14:29,041
‫می‌خوایم از این موقعیت استفاده کنیم
‫و برنامه‌ی عروسی‌مون رو بچینیم.

139
00:14:29,041 --> 00:14:30,833
‫نیاز به عجله نیست، عزیزم.

140
00:14:30,916 --> 00:14:33,416
‫پدر نیکانور تصمیم گرفته بمونه.

141
00:14:35,708 --> 00:14:39,750
‫چیزی که اینجا وسط ناکجاآباد
‫بدست آوردید باورنکردنیه، خانم اورسولا.

142
00:14:39,791 --> 00:14:41,166
‫چیزی که منو متعجب می‌کنه

143
00:14:41,666 --> 00:14:43,916
‫اینه که در مدت 30 سال از تأسیسش

144
00:14:43,916 --> 00:14:46,333
‫هیچکس به فکر ساخت کلیسا نیفتاده.

145
00:14:47,583 --> 00:14:49,708
‫راستش هیچوقت نیازی به کلیسا

146
00:14:49,708 --> 00:14:51,500
‫واسه مذاکره با خدا نداشتیم، جناب نیکانور.

147
00:14:51,541 --> 00:14:54,250
‫خداوند مذاکره نمی‌کنه، خانم.

148
00:14:54,250 --> 00:14:56,166
‫توی کتاب‌های مقدس این به وضوح بیان شده.

149
00:14:56,708 --> 00:15:01,541
‫هیچوقت فکر کردین که اون طاعون
‫وحشتناک چندسال پیش

150
00:15:02,041 --> 00:15:04,708
‫مجازات الهی بخاطر زندگی در گناه بوده؟

151
00:15:05,291 --> 00:15:08,125
‫می‌خواید اورسولا از طرف
‫تمام ماکوندو جواب بده؟

152
00:15:08,166 --> 00:15:10,791
‫نه، نه، به هیچ وجه. ابداً.

153
00:15:11,708 --> 00:15:14,583
‫دیشب یه معبد رو توی خواب دیدم.

154
00:15:15,291 --> 00:15:18,000
‫بزرگ‌ترین معبد توی کشور بود

155
00:15:18,166 --> 00:15:20,916
‫با پنجره‌های شیشه‌ای رنگی
‫از کف زمین تا سقف،

156
00:15:20,916 --> 00:15:22,666
‫مجسمه‌ی قدیس‌ها به اندازه انسان،

157
00:15:23,541 --> 00:15:25,041
‫و یه ارگ.

158
00:15:25,083 --> 00:15:27,291
‫یه ارگ مثل ارگ نوتردام.

159
00:15:28,708 --> 00:15:31,125
‫قبلا سهم خودمون رو انجام دادیم.

160
00:15:31,791 --> 00:15:34,833
‫بیاید امیدوار باشیم که
‫بقیه شهر هم مشارکت کنن.

161
00:15:36,791 --> 00:15:39,541
‫به لطف خدا و کمک همه

162
00:15:39,708 --> 00:15:43,041
‫احتمالا می‌تونیم تا سه سال دیگه افتتاحش کنیم.

163
00:15:43,041 --> 00:15:45,458
‫ربکا از همه خوش‌شانس‌تر میشه.

164
00:15:46,083 --> 00:15:48,916
‫عروسیت اولین مراسمی میشه
‫که توی اون کلیسا برگزار میشه.

165
00:15:48,916 --> 00:15:49,916
‫نه!

166
00:15:52,666 --> 00:15:54,166
‫منو ببخشید، پدر.

167
00:15:54,458 --> 00:15:57,375
‫باعث افتخاره که توی اون کلیسا ازدواج کنیم،

168
00:15:57,416 --> 00:15:59,791
‫ولی دلیلی نمی‌بینم که
‫اون همه مدت صبر کنیم.

169
00:15:59,791 --> 00:16:02,000
‫اونجوری ازدواج‌تون توسط خداوند متبرک میشه.

170
00:16:02,041 --> 00:16:03,041
‫درست میگه.

171
00:16:03,916 --> 00:16:05,958
‫- رمدیوس و آئورلیانو متبرک نشدن؟
‫- ربکا.

172
00:16:05,958 --> 00:16:07,666
‫چرا باید سه سال صبر کنیم؟

173
00:16:07,666 --> 00:16:09,125
‫آئورلیانو همینجا ازدواج کرد.

174
00:16:09,166 --> 00:16:13,041
‫چون همه توی این خونواده
‫یک‌شبه محافظه‌کار شدن.

175
00:16:16,791 --> 00:16:18,125
‫چی گفتی؟

176
00:16:19,958 --> 00:16:21,500
‫گفتم که همه...

177
00:16:21,541 --> 00:16:23,250
‫دهنت رو ببند!

178
00:16:26,916 --> 00:16:30,083
‫ما اینجا همه‌چیزو
‫با همدیگه ساختیم، جناب نیکانور.

179
00:16:31,166 --> 00:16:34,833
‫مطمئنم که اون کلیسا خیلی زود آماده میشه.

180
00:16:35,958 --> 00:16:38,541
‫و تا دلتون بخواد وقت داریم

181
00:16:38,541 --> 00:16:40,833
‫تا ترتیب مراسم ازدواجی که
‫لایقش هستید رو بدیم.

182
00:16:56,041 --> 00:16:57,583
‫حق با رمدیوس بود.

183
00:16:58,583 --> 00:17:00,291
‫مرد باسوادی هستی.

184
00:17:02,041 --> 00:17:04,625
‫کی بهت یاد داده که اینطوری
‫وارد یه اتاق بشی؟

185
00:17:04,666 --> 00:17:05,833
‫بدون دعوت.

186
00:17:05,916 --> 00:17:07,625
‫ما موسکوته‌ها کنجکاویم.

187
00:17:12,041 --> 00:17:13,416
‫چی می‌خوای؟

188
00:17:13,541 --> 00:17:14,541
‫آرکادیو،

189
00:17:14,958 --> 00:17:17,583
‫دولت بهمون منابع داده

190
00:17:17,625 --> 00:17:19,458
‫تا یه مدرسه توی ماکوندو بسازیم،

191
00:17:19,458 --> 00:17:21,208
‫ولی هنوز معلمی پیدا نکردم

192
00:17:21,208 --> 00:17:25,125
‫که بخواد تمام وقت اینجا بمونه
‫و حواسش به اون تشکیلات باشه.

193
00:17:25,791 --> 00:17:27,625
‫ببین، من دنبال کار

194
00:17:27,625 --> 00:17:29,750
‫یا اینکه به کسی پاسخگو باشم نیستم.

195
00:17:29,791 --> 00:17:31,541
‫اونقدر کار و مشغله دارم

196
00:17:31,541 --> 00:17:33,833
‫که نمی‌تونم خودمو مشغول اون کارا بکنم.

197
00:17:34,541 --> 00:17:35,833
‫نظرت چیه؟

198
00:18:25,416 --> 00:18:27,583
‫هنوز منتظر یه عذرخواهی‌ام.

199
00:18:29,541 --> 00:18:31,125
‫کجا میری؟

200
00:18:32,666 --> 00:18:34,416
‫حالا یه اتاق اضافی دارید.

201
00:18:38,416 --> 00:18:40,416
‫نمی‌خواد چیزی بگی.

202
00:18:42,541 --> 00:18:44,500
‫خیلی وقت پیش باید می‌رفتم.

203
00:19:30,416 --> 00:19:32,083
‫- عذر می‌خوام.
‫- دکتر، تروخدا.

204
00:19:32,083 --> 00:19:34,166
‫نمی‌دونم درمورد چه مدرکی صحبت می‌کنی.

205
00:19:34,166 --> 00:19:35,833
‫هرکسی می‌تونه ادعا کنه که دکتره.

206
00:19:35,833 --> 00:19:37,916
‫یکم احترام بذار.
‫نمی‌دونم چی می‌خوای.

207
00:19:37,916 --> 00:19:39,291
‫مدارک افتتاح این مغازه.

208
00:19:39,333 --> 00:19:40,708
‫من به تو هیچی نمیدم!

209
00:19:40,708 --> 00:19:42,333
‫توی تمام این باتلاق بزرگ

210
00:19:42,333 --> 00:19:45,875
‫هیچکس تا حالا از من جواز دولتی
‫واسه طبابتم نخواسته.

211
00:19:45,916 --> 00:19:51,916
‫پس تا وقتی با یه قانون مدنی نیومدید
‫و قانونی بهم نشون ندادید

212
00:19:51,958 --> 00:19:53,750
‫که منو مجبور به نشون دادن چیزی

213
00:19:53,791 --> 00:19:55,583
‫غیر از گواهی تاییدم کنه،

214
00:19:55,583 --> 00:19:58,208
‫ازتون می‌خوام از اینجا برید.

215
00:19:58,541 --> 00:19:59,916
‫کار و کاسبی منو بیخیال شید.

216
00:19:59,958 --> 00:20:01,916
‫دارید مشتری‌های منو می‌پرونید.

217
00:20:02,833 --> 00:20:04,458
‫ببخشید مزاحم شدیم.

218
00:20:11,416 --> 00:20:14,208
‫چند وقتی میشد که هیچکس
‫جلوشون نایستاده بود.

219
00:20:14,208 --> 00:20:16,375
‫خب قطعا نیازه که یه نفر

220
00:20:16,416 --> 00:20:18,375
‫حق و حقوقشون رو بهشون یادآوری کنه.

221
00:20:20,166 --> 00:20:23,416
‫من دکتر آلریو نوگوئرا هستم، هومئوپات.

222
00:20:24,166 --> 00:20:25,958
‫- خوشبختم.
‫- آرکادیو.

223
00:20:26,791 --> 00:20:28,166
‫مدیر مدرسه.

224
00:20:30,416 --> 00:20:31,416
‫گندت بزنن.

225
00:20:32,583 --> 00:20:36,041
‫مسئولیت بزرگی در قبال اون بچه‌ها داری.

226
00:20:38,166 --> 00:20:39,875
‫اگه یه وقت خواستی صحبت کنی

227
00:20:39,916 --> 00:20:42,041
‫یا اگه نیاز به دارو داشتی

228
00:20:42,083 --> 00:20:43,833
‫می‌دونی کجا پیدام کنی.

229
00:20:46,666 --> 00:20:48,583
‫[مدرسه دولتی]

230
00:21:17,166 --> 00:21:18,958
‫حتی اگه فقط موقتی باشه

231
00:21:19,958 --> 00:21:24,375
‫مدرسه آرکادیو رو از بار سنگین
‫تلخی‌های قدیمی خانواده رها کرد.

232
00:21:26,666 --> 00:21:27,708
‫کیمیاگری...

233
00:21:29,666 --> 00:21:35,541
‫کیمیاگری همواره دل‌مشغولی
‫باهوش‌ترین مردان تاریخ بوده،

234
00:21:36,708 --> 00:21:40,833
‫چون اونا به دنبال کشف سنگ افسانه‌ای فلاسفه بودن.

235
00:21:41,083 --> 00:21:43,666
‫سنگ فلاسفه...

236
00:21:46,333 --> 00:21:49,666
‫از لحنت مشخصه که اصلا نمی‌دونی چیه.

237
00:21:50,416 --> 00:21:53,083
‫مشکل اینه که گنزالز هیچوقت هیچی رو نمی‌دونه.

238
00:21:53,083 --> 00:21:54,791
‫هیچوقت هیچی رو نمی‌دونه.

239
00:21:55,791 --> 00:21:58,583
‫خب پس بیا بالا
‫و روی تخته سیاه توضیح بده، روهاس.

240
00:21:58,583 --> 00:22:00,291
‫نه، خب منم نمی‌دونم.

241
00:22:03,833 --> 00:22:06,916
‫مهم‌ترین چیز اینه که راهت رو گم نکنی.

242
00:22:07,333 --> 00:22:08,875
‫بس کن، خوزه آرکادیو.

243
00:22:09,416 --> 00:22:12,291
‫اگه مجبوری صحبت کنی
‫یه چیزی بگو که من متوجه بشم.

244
00:22:17,208 --> 00:22:18,583
‫ممنون، فرزندم.

245
00:22:19,583 --> 00:22:20,791
‫از هردوتون ممنونم.

246
00:22:23,083 --> 00:22:24,083
‫بیا.

247
00:22:31,708 --> 00:22:32,750
‫چی شده؟

248
00:22:44,291 --> 00:22:45,333
‫چی شده؟

249
00:22:49,958 --> 00:22:50,958
‫آئورلیانو...

250
00:22:52,916 --> 00:22:55,416
‫الان چندماهه که ازدواج کردین.

251
00:22:56,166 --> 00:22:58,166
‫به نظرت جریان از چه قراره؟

252
00:23:05,041 --> 00:23:07,333
‫آئورلیانو خوزه قراره خواهر یا برادر داشته باشه؟

253
00:23:24,208 --> 00:23:26,625
‫میشه با همدیگه یه سفید درست کنید؟

254
00:23:26,708 --> 00:23:28,750
‫نمی‌دونیم دختره یا پسر،

255
00:23:28,791 --> 00:23:31,916
‫ولی خوب میشه اگه عمه‌هاش
‫اولین کادوش رو درست کنن.

256
00:23:35,041 --> 00:23:39,708
‫محبتی که این زوج در خانواده‌هاشون
‫برانگیخته بودن به حدی عمیق بود

257
00:23:39,708 --> 00:23:43,500
‫که وقتی رمدیوس اعلام کرد بارداره
‫و قراره بچه‌دار بشه،

258
00:23:43,666 --> 00:23:46,500
‫حتی ربکا و آمارانتا هم اعلام آتش‌بس کردن.

259
00:23:48,458 --> 00:23:50,250
‫ولی تو قول دادی، آقا.

260
00:23:50,291 --> 00:23:52,708
‫داریم درمورد خونه‌ی خدا صحبت می‌کنیم.

261
00:23:52,708 --> 00:23:55,375
‫پدر، اگه خدا بدهکاریش رو به ما صاف کرده بود

262
00:23:55,375 --> 00:23:56,791
‫تا الان تمومش کرده بودیم.

263
00:23:56,791 --> 00:24:00,208
‫اگه نتونم کلیسا رو افتتاح کنم، چطوری باید
‫درخواست عشریه کنم که پولت رو بدم؟

264
00:24:00,208 --> 00:24:01,833
‫پول تو رو باید از عشریه بدم.
‫(عشریه: یک دهم محصول يا درآمد كه به كليسا داده میشود)

265
00:24:01,875 --> 00:24:03,416
‫از چی؟ عشریه؟

266
00:24:03,416 --> 00:24:04,916
‫آره، درسته.

267
00:24:07,666 --> 00:24:10,541
‫- چند وقته که اینجوره؟
‫- یک ماه.

268
00:24:10,791 --> 00:24:12,958
‫انگار پولشون تموم شده.

269
00:24:13,416 --> 00:24:15,541
‫خداوند با ترکه یا تازیانه مجازات نمی‌کنه.

270
00:24:15,541 --> 00:24:17,666
‫بیاید کاشی‌هارو بچینیم. آروم.

271
00:24:17,708 --> 00:24:20,125
‫نمی‌خوام چیزی بیفته رو سرم.

272
00:24:38,208 --> 00:24:39,333
‫چی شده؟

273
00:24:39,791 --> 00:24:42,500
‫هیچی. همه چیز مرتبه، خانم اورسولا.

274
00:25:34,458 --> 00:25:40,583
‫خداوند، رحم کن.

275
00:25:45,875 --> 00:25:47,666
‫بقیه بخاطر این رفتن که خداوند

276
00:25:47,666 --> 00:25:51,750
‫بی‌احترامی به نماینده‌اش رو
‫توهین شخصی برداشت نکنه.

277
00:25:51,791 --> 00:25:54,041
‫اکنون شاهد

278
00:25:55,541 --> 00:25:59,750
‫اثبات غیرقابل انکار قدرت خداوند خواهید بود.

279
00:26:01,375 --> 00:26:03,791
‫پسری که بهش کمک می‌کرد

280
00:26:04,500 --> 00:26:06,833
‫یک فنجان شکلات غلیظ واسش آورد

281
00:26:06,875 --> 00:26:09,541
‫که بدون وقفه و یک‌نفس اونو نوشید.

282
00:26:31,541 --> 00:26:33,250
‫واقعیه؟

283
00:26:56,791 --> 00:27:00,416
‫هیچکس در منشاء الهی اون نمایش شک نکرد...

284
00:27:03,000 --> 00:27:04,875
‫به جز خوزه آرکادیو بوئندیا.

285
00:27:07,125 --> 00:27:08,875
‫خیلی ساده‌ست.

286
00:27:11,000 --> 00:27:14,375
‫اون حالت چهارم ماده رو کشف کرده.

287
00:27:18,000 --> 00:27:19,000
‫تکذیبش می‌کنم.

288
00:27:20,375 --> 00:27:23,250
‫این بدون شک وجود خداوند رو ثابت می‌کنه.

289
00:27:26,625 --> 00:27:28,541
‫حقه‌های جادوییت

290
00:27:28,541 --> 00:27:30,500
‫منو فریب نمیده.

291
00:27:32,875 --> 00:27:35,416
‫تا وقتی یه عکس داگرئوتایپ از خدا نبینم،

292
00:27:36,375 --> 00:27:39,125
‫نیرنگ‌های تورو باور نمی‌کنم.

293
00:27:43,125 --> 00:27:44,416
‫چی گفت؟

294
00:27:46,875 --> 00:27:48,333
‫داره چی میگه؟

295
00:27:48,875 --> 00:27:52,500
‫گفت که همیشه می‌خواسته یه
‫عکس داگرئوتایپ از خدا ببینه.

296
00:27:55,416 --> 00:27:57,916
‫بنابراین کشف شد

297
00:27:58,750 --> 00:28:01,583
‫که سخنان نامفهوم و اهریمنی
‫خوزه آرکادیو بوئندیا به زبان لاتینـه.

298
00:28:01,625 --> 00:28:04,625
‫- خانم اورسولا، میشه باهاتون صحبت کنم؟
‫- بیا.

299
00:28:05,791 --> 00:28:07,750
‫باید استراحت کنی.

300
00:28:08,541 --> 00:28:10,625
‫فقط می‌خواستم یه چیزی بگم.

301
00:28:12,000 --> 00:28:14,916
‫می‌بینید که من هرکاری می‌تونستم انجام دادم

302
00:28:15,000 --> 00:28:17,666
‫تا ایمان رو واسه مردم ماکوندو بیارم.

303
00:28:18,875 --> 00:28:21,250
‫اگه کمک‌ها به همین وضع ادامه داشته باشه

304
00:28:21,250 --> 00:28:23,791
‫اون کلیسا رو سه‌ساله تموم نمی‌کنم.

305
00:28:23,791 --> 00:28:25,666
‫ممکنه تا 10 سال طول بکشه.

306
00:28:27,250 --> 00:28:30,041
‫واسه همین می‌خواستم ازتون بخوام
‫که اگه میشه کمکم کنید

307
00:28:30,041 --> 00:28:31,708
‫و با مردم صحبت کنید، یا...

308
00:28:31,750 --> 00:28:35,500
‫ما نباید چنین مسئولیتی رو
‫روی دوش خانم اورسولا بذاریم، پدر.

309
00:28:35,500 --> 00:28:37,875
‫خدا می‌دونه هرچیزی چه موقع اتفاق می‌افته.

310
00:28:37,875 --> 00:28:39,291
‫آمین.

311
00:28:39,375 --> 00:28:41,291
‫و عجله واسه چیه؟

312
00:28:54,166 --> 00:28:55,875
‫بعدا می‌بینمتون، خانم.

313
00:28:56,375 --> 00:28:58,166
‫داری بچه‌هارو دیوونه می‌کنی.

314
00:28:58,166 --> 00:29:00,708
‫حالا ازم می‌خوان واسشون کتاب‌های شیمی بخرم.

315
00:29:00,750 --> 00:29:01,625
‫جدی؟

316
00:29:01,625 --> 00:29:04,416
‫آره. شغلت رو تبریک میگم.

317
00:29:04,500 --> 00:29:06,208
‫- ممنون.
‫- بریم.

318
00:29:20,750 --> 00:29:23,666
‫بدون دونستن راز اصل و نسبشون،

319
00:29:24,875 --> 00:29:26,541
‫به دنبالش می‌گشت

320
00:29:27,500 --> 00:29:30,500
‫و اونو با رد بوی دودش پیدا می‌کرد،

321
00:29:31,500 --> 00:29:34,291
‫بدون اینکه واقعاً بدونه
‫چطوری بهش نزدیک بشه.

322
00:29:39,291 --> 00:29:40,291
‫یکی دیگه؟

323
00:29:46,375 --> 00:29:47,375
‫ممنون.

324
00:29:49,000 --> 00:29:50,000
‫بفرما.

325
00:29:52,875 --> 00:29:53,875
‫ماتیلده!

326
00:30:00,875 --> 00:30:02,875
‫دیگه دوست نیستیم یا چی؟

327
00:30:02,875 --> 00:30:04,833
‫منم همین واسم سوال بود.

328
00:30:05,291 --> 00:30:08,500
‫مدتی میشه که نیومدی خونه‌مون.

329
00:30:09,166 --> 00:30:12,541
‫بعد از اون حادثه‌ی خوزه آرکادیو
‫اصلا وقت نداشتم.

330
00:30:12,541 --> 00:30:13,666
‫درک می‌کنم.

331
00:30:14,166 --> 00:30:15,666
‫همگی دلتنگشیم.

332
00:30:18,250 --> 00:30:21,166
‫باورتون میشه با نیکانور
‫شروع به حرف زدن کرد؟

333
00:30:21,875 --> 00:30:23,541
‫اگه اون نبود

334
00:30:23,583 --> 00:30:25,875
‫نمی‌فهمیدیم داره چی میگه.

335
00:30:27,041 --> 00:30:28,916
‫تمام روز مشغول صحبت کردن بودن،

336
00:30:29,500 --> 00:30:31,208
‫درست مثل وقتی که با تو صحبت می‌کرد.

337
00:30:33,375 --> 00:30:35,083
‫نیکانور مرد خوبیه.

338
00:30:35,250 --> 00:30:37,583
‫اورسولا، سعی داری چی بگی؟

339
00:30:39,375 --> 00:30:41,500
‫یه وقتایی فکر می‌کنم این وصلت با موسکوته‌ها

340
00:30:41,500 --> 00:30:45,291
‫باعث شده این شهری که با خوزه
‫آرکادیو ساختیم رو فراموش کنی.

341
00:30:50,166 --> 00:30:53,083
‫متأسفانه خوزه آرکادیو به یه درخت بسته شده.

342
00:30:54,125 --> 00:30:56,000
‫من الان مراقب خونواده هستم.

343
00:30:58,250 --> 00:31:00,791
‫حافظه‌ام سرجاشه، گرینلدو.

344
00:31:01,291 --> 00:31:05,541
‫همونطور که می‌دونم شما دونفر
‫وسط عروسی آئورلیانو رفتید،

345
00:31:05,541 --> 00:31:07,625
‫اینم می‌دونم که موسکوته‌ها

346
00:31:07,666 --> 00:31:11,833
‫تنها کسایی بودن که وقتی خوزه آرکادیو
‫منو تنها گذاشت به دیدنم اومدن.

347
00:31:12,666 --> 00:31:14,375
‫از دیدنتون خوشحال شدم.

348
00:31:16,500 --> 00:31:17,500
‫عذر می‌خوام.

349
00:31:28,000 --> 00:31:29,666
‫هیچوقت نفهمیدم...

350
00:31:31,625 --> 00:31:34,625
‫رقابت بین دو حریف

351
00:31:35,125 --> 00:31:37,291
‫که اصول یکسانی دارن، واسه چیه.

352
00:31:46,875 --> 00:31:48,583
‫چطور ممکنه که

353
00:31:50,416 --> 00:31:52,250
‫تورو به یه درخت بسته باشن؟

354
00:31:54,041 --> 00:31:55,416
‫خیلی ساده‌ست.

355
00:31:58,375 --> 00:31:59,791
‫چون من دیوونه‌ام.

356
00:32:07,750 --> 00:32:09,750
‫کشیش که نگران ایمان خودش بود

357
00:32:10,250 --> 00:32:13,041
‫دیگه به دیدنش نیومد.

358
00:32:30,375 --> 00:32:32,208
‫حداقل یه قاشق، بچه.

359
00:32:32,916 --> 00:32:35,125
‫نباید اون بچه رو گرسنه بذاری.

360
00:33:11,166 --> 00:33:12,250
‫خانم اورسولا.

361
00:33:13,000 --> 00:33:15,541
‫بیا بدون پنجره‌های رنگی یا زنگ‌ها،

362
00:33:15,541 --> 00:33:19,666
‫ربکا باید تا پایان ماه
‫واسه ازدواج توی محراب ایستاده باشه.

363
00:33:20,500 --> 00:33:22,166
‫واضحه، نیکانور؟

364
00:33:44,875 --> 00:33:49,166
‫آمارانتا با ترس و لرز منتظر اون لحظه بود.

365
00:34:25,500 --> 00:34:27,208
‫آروم. باریکلا.

366
00:34:42,791 --> 00:34:45,333
‫فکر می‌کنی پسره یا دختر؟

367
00:34:45,625 --> 00:34:48,875
‫نمی‌دونم، ولی یکی نیست، دوقلوئه.

368
00:34:50,250 --> 00:34:51,916
‫از کجا می‌دونی؟

369
00:34:53,125 --> 00:34:55,375
‫همونجور که قبل از رسیدن ربکا

370
00:34:55,375 --> 00:34:59,083
‫می‌دونستم با چشمای وحشت‌زده
‫از اون در میاد داخل.

371
00:34:59,125 --> 00:35:00,416
‫حرفمو باور نداری؟

372
00:35:00,458 --> 00:35:02,250
‫از مامانم بپرس. بهت میگه.

373
00:35:07,666 --> 00:35:08,666
‫میگل!

374
00:35:10,125 --> 00:35:11,291
‫کجا بودی؟

375
00:35:12,625 --> 00:35:13,625
‫چیه؟

376
00:35:26,750 --> 00:35:28,208
‫چی شده؟

377
00:35:29,875 --> 00:35:30,958
‫چی شده؟

378
00:35:31,666 --> 00:35:33,375
‫- میخاره.
‫- میخاره؟

379
00:35:37,875 --> 00:35:38,875
‫حالت چطوره؟

380
00:35:54,750 --> 00:35:55,750
‫پیلار!

381
00:35:56,500 --> 00:35:57,500
‫مدیر.

382
00:35:57,875 --> 00:35:59,666
‫میشه یه دقیقه صحبت کنیم؟

383
00:35:59,666 --> 00:36:01,083
‫پسرم توی دردسر افتاده؟

384
00:36:01,083 --> 00:36:02,416
‫نه، نه، به هیچ وجه.

385
00:36:02,666 --> 00:36:04,500
‫- میشه مواظبش باشی؟
‫- حتما.

386
00:36:04,750 --> 00:36:05,750
‫چی شده؟

387
00:36:06,916 --> 00:36:07,916
‫بیا داخل.

388
00:36:36,500 --> 00:36:38,458
‫اون بیدار دراز کشیده و منتظرش بود،

389
00:36:39,333 --> 00:36:43,875
‫به صدای جیرجیرک‌های بیدار
‫در ساعات بی‌پایان صبح زود گوش می‌داد

390
00:36:44,250 --> 00:36:47,416
‫و هر لحظه بیشتر متقاعد می‌شد
‫که پیلار اونو فریب داده.

391
00:37:16,916 --> 00:37:18,458
‫دکتر بیارید!

392
00:37:18,541 --> 00:37:19,541
‫مامان!

393
00:37:22,875 --> 00:37:24,208
‫عشقم!

394
00:37:25,958 --> 00:37:27,916
‫به من نگاه کن، نخواب.

395
00:37:27,958 --> 00:37:30,208
‫نخواب! نخواب!

396
00:37:30,250 --> 00:37:32,500
‫عشقم. عزیزم، نخواب.

397
00:37:32,500 --> 00:37:33,958
‫نخواب!

398
00:37:58,166 --> 00:37:59,916
‫امروز، بیش از هر زمان دیگر...

399
00:38:02,041 --> 00:38:05,583
‫با توجه به شرایط وحشتناکی
‫که ما را گرد هم می‌آورد...

400
00:38:07,791 --> 00:38:09,500
‫خدا را شکر می‌کنم...

401
00:38:11,125 --> 00:38:12,875
‫به خاطر حکمت بی پایانش...

402
00:38:15,875 --> 00:38:19,125
‫زیرا او به موقع درهای معبدش،

403
00:38:20,875 --> 00:38:23,375
‫درهای خانه‌اش را باز کرده

404
00:38:24,625 --> 00:38:26,250
‫تا بتوانیم اینجا

405
00:38:27,291 --> 00:38:28,291
‫درد

406
00:38:29,125 --> 00:38:31,208
‫و بار این مصیبت را رها کنیم.

407
00:38:37,541 --> 00:38:41,833
‫آمارانتا چنان از ته وجودش دعا کرده بود
‫که یه اتفاق ترسناک بیفته

408
00:38:41,875 --> 00:38:44,333
‫تا مجبور نشه ربکا رو مسموم کنه،

409
00:38:44,625 --> 00:38:47,541
‫که حالا در قبال مرگ رمدیوس احساس گناه می‌کرد

410
00:38:48,625 --> 00:38:51,250
‫و آئورلیانو خوزه رو به عنوان پسری

411
00:38:51,291 --> 00:38:53,875
‫که همراه تنهایی ابدیش باشه به فرزندی پذیرفت.

412
00:40:43,500 --> 00:40:47,333
‫اورسولا دستور یک دوره سوگواری
‫با درها و پنجره‌های بسته رو داد

413
00:40:48,000 --> 00:40:50,875
‫و به مدت یک سال بلند صحبت کردن رو ممنوع کرد.

414
00:42:16,791 --> 00:42:19,916
‫که جلسات گلدوزی دوباره شروع شد،

415
00:42:20,916 --> 00:42:25,083
‫و ناگهان یک تندباد در ساعت
‫دو بعد از ظهر در سمت خیابان رو باز کرد.

416
00:43:02,875 --> 00:43:07,875

