﻿1
00:00:11,291 --> 00:00:13,708
‫ماه‌ها بعد از اعدام آرکادیو،

2
00:00:14,541 --> 00:00:16,833
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا
‫زمانی که دیگه چیزی نمونده بود

3
00:00:16,916 --> 00:00:19,874
‫به مرز غربی برسه دستگیر شد.

4
00:00:21,416 --> 00:00:25,041
‫از بین 21 مردی که در جنگ
‫همراهیش کردن، یک نفر جون سالم به در برد،

5
00:00:25,958 --> 00:00:27,583
‫سرهنگ گرینلدو مارکز.

6
00:00:41,333 --> 00:00:43,916
‫- دستت چی شده؟
‫- یه سوختگی ساده‌ست.

7
00:00:44,499 --> 00:00:46,458
‫پسرت آئورلیانو خوزه خیلی گنده‌ست.

8
00:00:48,041 --> 00:00:50,124
‫آئورلیانو.

9
00:00:52,708 --> 00:00:55,124
‫- پسرمون کجاست؟
‫- اون کجاست؟

10
00:00:55,999 --> 00:00:57,583
‫- آئورلیانو!
‫- برگردین!

11
00:00:58,916 --> 00:01:00,458
‫مامان، برو خونه!

12
00:01:01,124 --> 00:01:04,958
‫از مقامات اجازه بگیر
‫که بیای زندان ملاقاتم.

13
00:01:05,041 --> 00:01:06,041
‫آئورلیانو!

14
00:01:11,374 --> 00:01:12,749
‫زنده باد سرهنگ بوئندیا!

15
00:01:12,833 --> 00:01:14,541
‫زنده باید سرهنگ بوئندیا!

16
00:01:16,958 --> 00:01:18,458
‫آئورلیانو!

17
00:01:18,541 --> 00:01:20,166
‫مسخره‌بازی کافیه!

18
00:01:20,999 --> 00:01:24,541
‫اینجا چیزی واسه دیدن نیست، لعنتی!
‫همه برن خونه‌هاشون!

19
00:01:32,083 --> 00:01:35,416
‫واسه اینکه برای مردم شهر
‫درس عبرت بشه، سرهنگ آئورلیانو بوئندیا

20
00:01:35,499 --> 00:01:37,166
‫در ماکوندو محکوم می‌شه.

21
00:01:45,124 --> 00:01:48,708
‫باید سرهنگ آئورلیانو بوئندیا رو ببینم.
‫اون پسرمه. بذارین برم داخل.

22
00:01:49,374 --> 00:01:53,249
‫- فرمانده! دارم می‌گم بذار برم داخل.
‫- بذارید بیاد.

23
00:02:04,833 --> 00:02:06,291
‫اومدم پسرم رو ببینم،

24
00:02:07,249 --> 00:02:09,208
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا.

25
00:02:10,208 --> 00:02:11,041
‫خانم،

26
00:02:12,583 --> 00:02:15,958
‫منظورت «آقای» بوئندیاست؟

27
00:02:17,208 --> 00:02:18,208
‫هرچی که شما بگین.

28
00:02:18,958 --> 00:02:20,458
‫همین که بتونم ببینمش کافیه.

29
00:02:21,083 --> 00:02:24,541
‫منتظریم دولت حکمش رو تأیید کنه.

30
00:02:29,333 --> 00:02:30,208
‫چه حکمی؟

31
00:02:32,958 --> 00:02:34,166
‫حکم اعدام.

32
00:02:36,833 --> 00:02:40,333
‫در حال حاضر دستور داریم
‫توی انفرادی نگهش داریم.

33
00:02:43,124 --> 00:02:44,708
‫با این حال میرم داخل.

34
00:02:47,541 --> 00:02:50,374
‫اگه دستور اینه،
‫می‌تونی بهم شلیک کنی.

35
00:02:54,374 --> 00:02:55,624
‫بفرستینش داخل.

36
00:03:29,874 --> 00:03:33,416
‫بهت نگفتم که اسم دختر بزرگ آرکادیو رو
‫رمدیوس گذاشتیم.

37
00:03:37,249 --> 00:03:39,332
‫اون خواست اسمش رو اورسولا بذاریم،

38
00:03:40,374 --> 00:03:42,624
‫ولی این اسم یادآور رنج‌های زیادیه.

39
00:03:47,332 --> 00:03:48,999
‫نه، اینو بهم نگفته بودی.

40
00:03:49,916 --> 00:03:51,207
‫ولی خودم می‌دونستم.

41
00:03:54,541 --> 00:03:56,916
‫تو با چشم‌های باز به دنیا اومدی...

42
00:04:02,082 --> 00:04:03,374
‫و با کنجکاوی و بدون هیچ ترسی...

43
00:04:05,332 --> 00:04:07,541
‫به همه‌چی نگاه می‌کردی.

44
00:04:09,207 --> 00:04:10,499
‫یادم نرفته.

45
00:04:14,207 --> 00:04:16,541
‫همچنین نگاه غمگینت...

46
00:04:18,499 --> 00:04:20,624
‫بعد اینکه تو و آمارانتا رو ترک کردم

47
00:04:23,249 --> 00:04:25,374
‫و بدون برادرت برگشتم رو فراموش نمی‌کنم.

48
00:04:31,457 --> 00:04:33,082
‫هنوز اون نگاه آزارم میده.

49
00:04:39,082 --> 00:04:41,207
‫احساس می‌کنم همه‌ی اینا رو زندگی کردم...

50
00:04:46,332 --> 00:04:47,874
‫ولی نمی‌تونم لحظه‌ی مرگم رو ببینم.

51
00:04:49,499 --> 00:04:51,916
‫انگار پیش‌آگاهی رهام کرده.

52
00:04:57,041 --> 00:04:58,707
‫منم برات یه چیزی دارم.

53
00:05:03,416 --> 00:05:05,624
‫اینا شعرهایی هستن که
‫واسه رمدیوس نوشتم.

54
00:05:06,374 --> 00:05:07,291
‫بهم قول بده که...

55
00:05:09,291 --> 00:05:10,541
‫بسوزونی‌شون.

56
00:05:12,666 --> 00:05:14,374
‫نمی‌خوام کسی اونا رو بخونه.

57
00:05:22,749 --> 00:05:23,874
‫بریم، خانم.

58
00:05:36,207 --> 00:05:37,291
‫خداحافظی نکن.

59
00:05:40,166 --> 00:05:43,957
‫به‌خاطر من التماس کسی رو نکن
‫و خودتو خوار و خفیف نکن.

60
00:05:45,166 --> 00:05:46,291
‫این جنگه.

61
00:05:48,541 --> 00:05:52,207
‫به‌جاش وانمود کن اونا
‫چند وقت پیش اعدامم کردن.

62
00:06:23,249 --> 00:06:24,957
‫امشب چطوری، فرمانده؟

63
00:06:33,082 --> 00:06:34,082
‫عصر بخیر.

64
00:06:46,291 --> 00:06:47,249
‫جناب،

65
00:06:47,332 --> 00:06:49,124
‫ما دنبال دردسر نیستیم.

66
00:06:50,416 --> 00:06:52,874
‫من و افسرانم فقط دنبال نوشیدنی

67
00:06:53,999 --> 00:06:55,416
‫و خوش‌گذرونی هستیم.

68
00:07:01,082 --> 00:07:04,832
‫هیچ‌کس نمی‌خواد با کسی که
‫به اعدام محکوم شده دمخور بشه.

69
00:07:05,915 --> 00:07:07,165
‫بدشانسی میاره.

70
00:07:07,249 --> 00:07:09,457
‫شورشیان محکوم می‌شن.

71
00:07:12,624 --> 00:07:13,457
‫شاید.

72
00:07:16,165 --> 00:07:17,707
‫ولی همه می‌گن

73
00:07:18,749 --> 00:07:21,874
‫سربازهایی که
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا

74
00:07:22,582 --> 00:07:25,290
‫و سایر افراد جوخه‌اش رو
‫اعدام کنن،

75
00:07:26,290 --> 00:07:27,290
‫به هر قیمتی که شده...

76
00:07:29,415 --> 00:07:31,707
‫یکی پس از دیگری به قتل می‌رسن.

77
00:07:31,790 --> 00:07:33,332
‫دیر یا زود.

78
00:07:34,999 --> 00:07:37,207
‫حتی اگه واسه قایم شدن
‫به انتهای دنیا برن.

79
00:07:54,499 --> 00:07:55,374
‫گوش کنید.

80
00:07:57,999 --> 00:08:00,124
‫من هیچ خصومتی با سرهنگ ندارم.

81
00:08:01,040 --> 00:08:02,832
‫راستش من شجاعتش رو تحسین می‌کنم،

82
00:08:03,874 --> 00:08:06,124
‫ولی اگه دولت دستور بده،

83
00:08:07,707 --> 00:08:09,207
‫مجبوریم اجراش کنیم.

84
00:08:11,332 --> 00:08:12,249
‫این وظیفه‌مونه.

85
00:08:23,749 --> 00:08:24,582
‫دعا کن که...

86
00:08:28,915 --> 00:08:31,290
‫هرگز همچین دستوری ندن، فرمانده.

87
00:09:24,832 --> 00:09:26,332
‫ببخشید، فرمانده.

88
00:09:32,207 --> 00:09:33,040
‫به این زودی؟

89
00:09:50,999 --> 00:09:52,249
‫گرینلدو مارکز...

90
00:09:54,332 --> 00:09:57,124
‫به هفت سال حبس محکوم شدی.

91
00:10:19,999 --> 00:10:22,249
‫من و تو زیاد خوش‌شانس نیستیم.

92
00:10:22,332 --> 00:10:24,832
‫اونا به‌دلیل شورش
‫به مرگ محکومت کردن.

93
00:10:26,373 --> 00:10:30,415
‫طبق دستورات نوشته‌شده در تلگراف
‫اعدام باید فوراً انجام بشه.

94
00:10:31,123 --> 00:10:32,623
‫خبر خوبیه.

95
00:10:34,832 --> 00:10:37,040
‫بالاخره توی ماکوندو تلگراف داریم.

96
00:11:17,165 --> 00:11:19,165
‫اون احساس ترس یا دلتنگی نداشت،

97
00:11:19,832 --> 00:11:23,373
‫ولی از اینکه این مرگ مصنوعی
‫بهش اجازه نمیده چیزهای زیادی که

98
00:11:23,457 --> 00:11:27,040
‫ناتمام رها کرده بود رو ببینه،
‫با تمام وجود عصبانی بود.

99
00:11:56,457 --> 00:11:58,415
‫قبل از مرگت
‫حرفی برای گفتن نداری، سرهنگ بوئندیا؟

100
00:12:00,082 --> 00:12:02,165
‫هنگام مواجه با جوخه‌ی آتش،

101
00:12:02,915 --> 00:12:05,457
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا

102
00:12:05,540 --> 00:12:07,707
‫آن بعد از ظهر دور که پدرش اون رو

103
00:12:07,790 --> 00:12:10,373
‫برای کشف یخ برده بود رو به یاد آورد.

104
00:12:11,290 --> 00:12:14,832
‫دوباره خودش رو پسربچه‌ای کوچک دید

105
00:12:14,915 --> 00:12:17,748
‫که شلوارک پوشیده
‫و کراوات زده.

106
00:12:18,998 --> 00:12:21,415
‫و به خوزه آرکادیو بوئندیا فکر کرد،

107
00:12:21,498 --> 00:12:24,207
‫کسی که در اون لحظه
‫زیر طلوع غم‌انگیز درخت شاه‌بلوط

108
00:12:24,790 --> 00:12:27,207
‫داشت به اون فکر می‌کرد.

109
00:12:41,790 --> 00:12:42,707
‫سربازان.

110
00:12:44,123 --> 00:12:45,082
‫آماده.

111
00:12:55,790 --> 00:12:56,873
‫هدف بگیرید.

112
00:13:44,832 --> 00:13:45,748
‫شلیک نکنید.

113
00:13:48,915 --> 00:13:49,748
‫سربازان،

114
00:13:50,332 --> 00:13:51,623
‫اسلحه‌هاتون رو بیارید پایین.

115
00:13:56,540 --> 00:13:58,498
‫تو فرستاده‌ی عنایت الهی هستی.

116
00:14:03,331 --> 00:14:04,165
‫آزادش کنید!

117
00:14:08,331 --> 00:14:09,623
‫آزادش کنید!

118
00:14:34,498 --> 00:14:36,373
‫من در خدمت شما هستم، سرهنگ بوئندیا.

119
00:14:49,831 --> 00:14:52,040
‫به انقلاب خوش اومدی، کارنیسرو.

120
00:15:08,915 --> 00:15:11,498
‫حالا تو عنایت الهی هستی.

121
00:15:15,956 --> 00:15:17,831
‫یکی باید نجاتت می‌داد.

122
00:15:20,706 --> 00:15:22,331
‫دیگه خودتو به کُشتن نده.

123
00:15:23,748 --> 00:15:25,040
‫نمیام دنبالت.

124
00:15:28,665 --> 00:15:32,123
‫هیچ‌کس از مداخله‌ی اون
‫برای جلوگیری از حکم اعدام خبر نداشت.

125
00:15:52,373 --> 00:15:56,748
‫فرمانده روکه و افرادش
‫به‌همراه سرهنگ آئورلیانو بوئندیا

126
00:15:56,831 --> 00:16:00,623
‫برای ملحق شدن به نیروهای انقلابی
‫ویکتوریانو مدینا حرکت کردن.

127
00:16:05,040 --> 00:16:06,123
‫اینو گوش کن.

128
00:16:07,123 --> 00:16:09,206
‫«بعد از سال‌ها درگیری،

129
00:16:09,290 --> 00:16:13,540
‫دولت برای اولین بار
‫با سیاستمداران لیبرال دیدار خواهد کرد

130
00:16:13,623 --> 00:16:16,665
‫تا در مورد شرایط آتش‌بس احتمالی
‫مذاکره کنند.»

131
00:16:22,790 --> 00:16:24,873
‫تو اینو پیش‌بینی کرده بودی، خوزه آرکادیو.

132
00:16:26,790 --> 00:16:30,373
‫واسه دونستن اینکه این سیاست
‫آفتی بیش نیست نیاز به پیش‌آگاهی نداشتی.

133
00:16:44,706 --> 00:16:45,540
‫و مابقیه؟

134
00:16:46,206 --> 00:16:48,873
‫پسرهام دارن
‫با نیروهای لیبرال مبارزه می‌کنن، جناب.

135
00:16:48,956 --> 00:16:51,081
‫همراه برادر شما، سرهنگ بوئندیا.

136
00:16:51,915 --> 00:16:52,998
‫خب که چی؟

137
00:16:53,998 --> 00:16:54,956
‫آخه...

138
00:16:55,498 --> 00:16:58,665
‫ما تنهاییم و نمی‌تونیم
‫تموم محصولات رو برداشت کنیم.

139
00:16:59,165 --> 00:17:01,290
‫لطفاً زمان بیشتری بهمون بدین.

140
00:17:07,665 --> 00:17:09,040
‫بهشون بگو شلیک نکنن

141
00:17:09,540 --> 00:17:10,998
‫و برگردن سر کار.

142
00:17:37,498 --> 00:17:38,331
‫درد داره؟

143
00:17:42,789 --> 00:17:43,789
‫آره.

144
00:17:58,623 --> 00:17:59,456
‫عمه،

145
00:17:59,998 --> 00:18:01,914
‫می‌شه امشب پیشت بمونم؟

146
00:18:07,831 --> 00:18:10,581
‫آئورلیانو خوزه،
‫باید عادت کنی تنها بخوابی.

147
00:18:11,081 --> 00:18:13,289
‫آخرین باره. قول میدم.

148
00:18:16,248 --> 00:18:17,248
‫باشه.

149
00:19:14,498 --> 00:19:16,789
‫دوباره، سه ضربدر سه؟

150
00:19:16,873 --> 00:19:18,956
‫سه ضربدر سه می‌شه

151
00:19:20,581 --> 00:19:21,539
‫نُه.

152
00:19:57,414 --> 00:19:59,789
‫ربکا گفت که چیزی در موردش نمی‌دونسته.

153
00:20:02,373 --> 00:20:04,289
‫باور کردن این داستان سخت بود،

154
00:20:04,373 --> 00:20:06,289
‫ولی هیچ داستان
‫قابل قبول دیگه‌ای وجود نداشت

155
00:20:06,373 --> 00:20:09,331
‫و هیچ‌کس نمی‌تونست تصور کنه
‫که چرا ربکا مردی که

156
00:20:09,414 --> 00:20:11,123
‫خوشبختش کرده بود رو کُشته.

157
00:20:12,289 --> 00:20:15,789
‫شاید این تنها معمایی بود که
‫هیچ‌وقت در ماکوندو حل نشد.

158
00:20:19,164 --> 00:20:22,248
‫ربکا درهای خونه‌اش رو بست
‫و خودش رو زنده‌زنده...

159
00:20:24,039 --> 00:20:26,164
‫با پوسته‌ای ضخیم از حقارت دفن کرد

160
00:20:26,248 --> 00:20:29,164
‫که هیچ تلاش زمینی‌ای
‫قادر به شکستنش نبود.

161
00:21:04,831 --> 00:21:06,622
‫سرهنگ، اونا منتظرمونن.

162
00:21:07,414 --> 00:21:08,414
‫حالتون خوبه؟

163
00:21:10,831 --> 00:21:12,622
‫داشتم به برادرم فکر می‌کردم.

164
00:21:15,206 --> 00:21:18,039
‫دو شب خوابش رو می‌دیدم
‫و الان چراش رو فهمیدم.

165
00:21:21,872 --> 00:21:24,581
‫رهبران منطقه رو خبر کردیم

166
00:21:25,206 --> 00:21:29,331
‫تا در روز سرنوشت‌ساز کشورمون
‫از حزب لیبرال حمایت کنن!

167
00:21:31,289 --> 00:21:35,372
‫دولت محافظه‌کار قبول کرده مذاکره کنه

168
00:21:36,747 --> 00:21:38,372
‫و ما باید به این دعوت پاسخ بدیم.

169
00:21:38,456 --> 00:21:40,289
‫باید بهشون شلیک کنیم!

170
00:21:40,372 --> 00:21:42,539
‫- درسته!
‫- بیاین به مبارزه ادامه بدیم!

171
00:21:42,622 --> 00:21:45,039
‫آقایون!

172
00:21:45,622 --> 00:21:48,747
‫این تنها راه
‫واسه پایان دادن به این جنگه.

173
00:21:49,872 --> 00:21:52,622
‫- با توافق کردن.
‫- چه توافقی؟

174
00:21:53,122 --> 00:21:56,789
‫هر توافقی که لازم باشه.
‫اولیش رفتن به پایتخت...

175
00:21:56,872 --> 00:21:58,331
‫برای مثال...

176
00:21:58,414 --> 00:22:01,456
‫نمایندگی لیبرال
‫در کنگرۀ جمهوری‌خواهان و

177
00:22:01,539 --> 00:22:03,372
‫و سایر مناصب دولتی.

178
00:22:03,456 --> 00:22:05,497
‫این چیزیه که شما می‌خواین!

179
00:22:07,164 --> 00:22:10,247
‫آقایون، آینده‌ی کلمبیا در خطره.

180
00:22:10,747 --> 00:22:14,081
‫برای رسیدن به همچین مذاکراتی،
‫باید جنگ رو کنار بذاریم.

181
00:22:14,164 --> 00:22:16,289
‫ما دست از جنگ نمی‌کشیم، لعنتی!

182
00:22:17,789 --> 00:22:18,622
‫شدنی نیست.

183
00:22:20,747 --> 00:22:22,164
‫چیزی که در خطره...

184
00:22:24,956 --> 00:22:26,497
‫عزت مردم ماست.

185
00:22:27,997 --> 00:22:29,539
‫و این قابل مذاکره نیست.

186
00:22:33,122 --> 00:22:34,747
‫اگه این آتش‌بس رو امضا کنید،

187
00:22:35,872 --> 00:22:38,539
‫ما هم براتون درخواستِ

188
00:22:39,956 --> 00:22:40,997
‫نمایندگی منطقه‌ای می‌کنیم.

189
00:22:41,581 --> 00:22:42,497
‫سرهنگ.

190
00:22:48,164 --> 00:22:49,206
‫اینجا، سرهنگ.

191
00:22:58,497 --> 00:22:59,331
‫زمانی امضا می‌کنیم...

192
00:23:00,789 --> 00:23:03,122
‫که چیز بیشتری
‫برای ارائه به مردم داشته باشید.

193
00:23:04,997 --> 00:23:07,997
‫در حال حاضر،
‫به مبارزات خودمون ادامه می‌دیم.

194
00:23:08,081 --> 00:23:08,914
‫درسته.

195
00:23:13,081 --> 00:23:15,247
‫برای حمایت از شورش لیبرال...

196
00:23:15,747 --> 00:23:16,872
‫برید عقب، خانم.

197
00:23:19,581 --> 00:23:22,997
‫...حکومت ملی
‫شما رو به مرگ محکوم می‌کنه!

198
00:23:23,872 --> 00:23:24,747
‫آماده!

199
00:23:27,539 --> 00:23:28,372
‫هدف بگیرید!

200
00:23:29,664 --> 00:23:31,622
‫زنده باد حزب لیبرال!

201
00:23:40,581 --> 00:23:43,331
‫این گونه شد که افسانه‌ی
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا شروع شد.

202
00:23:43,414 --> 00:23:48,122
‫زنده باید سرهنگ بوئندیا!

203
00:23:48,206 --> 00:23:52,622
‫[تالار شهر هویکان]

204
00:23:54,039 --> 00:23:57,414
‫طی سال‌ها، سرهنگ تونست
‫بیش از هزار نفر رو مسلح کنه

205
00:23:57,497 --> 00:23:59,747
‫و علیه دولت اعلام جنگ کرد.

206
00:24:04,664 --> 00:24:06,081
‫زنده باید انقلاب.

207
00:24:36,705 --> 00:24:37,539
‫سرهنگ.

208
00:24:40,955 --> 00:24:42,122
‫من اول اتفاقی بهش خوردم.

209
00:24:42,205 --> 00:24:45,080
‫بعد اون ازم انتقام گرفت
‫و حسابی عذابم داد.

210
00:24:51,997 --> 00:24:52,872
‫این‌طور نیست.

211
00:24:52,955 --> 00:24:56,455
‫من فقط با کسی ازدواج می‌کنم که
‫واقعاً عاشقشم.

212
00:24:57,205 --> 00:24:58,705
‫هرگز جور دیگه‌ای نبوده، رفیق.

213
00:25:01,039 --> 00:25:04,205
‫برای فداکاری‌هامون در جنگ
‫این‌جوری ازمون تشکر می‌کنن.

214
00:25:04,289 --> 00:25:05,372
‫[تحت تعقیب،
‫زنده یا مرده‌اش فرقی نداره]

215
00:25:10,664 --> 00:25:14,414
‫اگه لیبرال‌ها قراره
‫تسلیم اون کثافت‌های محافظه‌کار بشن،

216
00:25:18,372 --> 00:25:20,289
‫پس ما سراغ اونا هم می‌ریم.

217
00:25:31,414 --> 00:25:33,247
‫- ببخشید، سرهنگ.
‫- بیا داخل.

218
00:25:51,414 --> 00:25:53,497
‫آشغال، می‌خوای منو بکُشی؟

219
00:26:38,164 --> 00:26:39,955
‫همونجا یه جنگ دیگه شروع شد.

220
00:26:47,705 --> 00:26:48,539
‫بفرمایید.

221
00:26:49,289 --> 00:26:51,914
‫افراد سرهنگ آئورلیانو بوئندیا اون رو

222
00:26:51,997 --> 00:26:56,164
‫رئیس نیروهای انقلابی کارائیب اعلام کردن
‫و بهش لقب ژنرال دادن.

223
00:26:59,955 --> 00:27:02,039
‫اون این سِمَت رو پذیرفت
‫ولی از ارتقای درجه امتناع کرد

224
00:27:02,122 --> 00:27:04,997
‫و شهادت داد تا زمانی که
‫رژیم محافظه‌کار قدرت رو به دست داره،

225
00:27:05,080 --> 00:27:07,539
‫هرگز این عنوان رو قبول نمی‌کنه.

226
00:28:05,955 --> 00:28:06,788
‫سرهنگ.

227
00:28:12,955 --> 00:28:15,205
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا.

228
00:28:23,538 --> 00:28:25,330
‫ژنرال خوزه راکل مونکادا.

229
00:28:28,705 --> 00:28:31,413
‫همه‌ی سیاستمدارها
‫سروته یه کرباسن، مونکادا.

230
00:28:32,705 --> 00:28:36,372
‫تنها تفاوتش اینه که لیبرال‌ها
‫ساعت 5 به کلیسا میرن

231
00:28:36,455 --> 00:28:38,788
‫و محافظه‌کارها ساعت 8.

232
00:28:41,247 --> 00:28:42,080
‫درسته.

233
00:28:44,622 --> 00:28:47,622
‫به همین خاطره که این جنگ منطقی نیست.

234
00:28:48,663 --> 00:28:51,747
‫سایر رهبران لیبرال
‫دارن با دولت مذاکره می‌کنن.

235
00:28:52,413 --> 00:28:54,288
‫و می‌خوان امضا کنن، آئورلیانو.

236
00:28:55,580 --> 00:28:56,872
‫اونا خسته شدن.

237
00:28:57,372 --> 00:28:58,788
‫بیش از ده سال گذشته.

238
00:28:59,413 --> 00:29:01,955
‫ده سال دیگه
‫یا هر چقدر که طول بکشه مبارزه می‌کنیم

239
00:29:02,038 --> 00:29:03,872
‫تا مردم بتونن واسه سرنوشت خودشون
‫تصمیم بگیرن.

240
00:29:04,622 --> 00:29:07,288
‫از اینکه اونا برامون تصمیم بگیرن خسته شدیم.

241
00:29:07,372 --> 00:29:09,372
‫جفت‌مون می‌دونیم که تو داری

242
00:29:09,455 --> 00:29:12,080
‫واسه توجیه کاری که
‫حزبت باهات کرد مبارزه می‌کنی.

243
00:29:16,122 --> 00:29:17,080
‫اونم هست.

244
00:29:18,080 --> 00:29:19,163
‫انکارش نمی‌کنم.

245
00:29:20,455 --> 00:29:24,538
‫رهبران لیبرال باید دوباره
‫ما رو به‌عنوان ارتشی مشروع به رسمیت بشناسن.

246
00:29:25,205 --> 00:29:27,205
‫ما یه مشت یاغی نیستیم.

247
00:29:27,288 --> 00:29:30,122
‫پس انقدر به مردم بی‌گناه
‫حمله نکن، آئورلیانو.

248
00:29:30,705 --> 00:29:32,955
‫داری واسه خودت دشمن می‌گیری.

249
00:29:35,330 --> 00:29:36,872
‫چرا اومدی اینجا، مونکادا؟

250
00:29:38,038 --> 00:29:40,872
‫فرستادنت اینجا که بهم رشوه بدی
‫یا تهدیدم کنی؟

251
00:29:42,205 --> 00:29:43,997
‫کسی منو نفرستاده کاری کنم.

252
00:29:45,038 --> 00:29:47,788
‫واسه خداحافظی اومدم
‫چون دارم جبهه رو ترک می‌کنم.

253
00:29:48,538 --> 00:29:51,080
‫اونا منو به‌عنوان رئیس نظامیان
‫و غیرنظامیان مانکودو منصوب کردن.

254
00:29:57,538 --> 00:29:59,247
‫من از مردمت مراقبت می‌کنم.

255
00:29:59,747 --> 00:30:00,955
‫قول میدم.

256
00:30:02,330 --> 00:30:05,455
‫تو یکی از محترم‌ترین مردانی هستی که
‫می‌شناسم، خوزه راکل.

257
00:30:07,955 --> 00:30:09,122
‫ولی با این وجود...

258
00:30:12,622 --> 00:30:14,288
‫همچنان یه محافظه‌کاری.

259
00:30:25,122 --> 00:30:26,622
‫صبحونه آماده‌ست.

260
00:30:29,205 --> 00:30:32,288
‫آئورلیانو سگاندو، خوزه آرکادیو سگاندو!

261
00:30:32,913 --> 00:30:35,122
‫دوقلوها انقدر شبیه به هم و تخس بودن

262
00:30:35,205 --> 00:30:38,122
‫که حتی خانواده‌شون
‫اونا رو از هم تشخیص نمی‌داد.

263
00:30:39,122 --> 00:30:41,330
‫- صبح بخیر، مادربزرگ.
‫- صبح بخیر، مادربزرگ.

264
00:30:41,413 --> 00:30:44,163
‫صبح بخیر.
‫اونجا بشین، آئورلیانو سگاندو.

265
00:30:46,455 --> 00:30:47,538
‫آئورلیانو خوزه.

266
00:30:48,830 --> 00:30:49,997
‫آئورلیانو خوزه!

267
00:30:50,830 --> 00:30:54,830
‫آئورلیانو خوزه که مثل پدرش قدبلند بود
‫دیگه برای خودش مردی شده بود.

268
00:30:59,247 --> 00:31:00,205
‫بله، مادربزرگ؟

269
00:31:00,955 --> 00:31:02,913
‫برو رمدیوس و عمه آمارانتا رو بیار.

270
00:31:02,997 --> 00:31:04,663
‫صبحونه سرد می‌شه.

271
00:31:46,080 --> 00:31:46,913
‫عصر بخیر.

272
00:31:48,455 --> 00:31:50,705
‫خانم اورسولا ایگواران د بوئندیا؟

273
00:31:52,580 --> 00:31:54,663
‫- بله.
‫- اجازه بدین خودم رو معرفی کنم.

274
00:31:54,746 --> 00:31:57,496
‫من ژنرال خوزه راکل مونکادا هستم.
‫در خدمت شمام.

275
00:31:58,955 --> 00:31:59,955
‫چی نیاز دارید؟

276
00:32:00,955 --> 00:32:04,330
‫من به‌عنوان رئیس جدید نظامیان
‫و غیرنظامیان مانکودو منصوب شدم

277
00:32:04,413 --> 00:32:06,455
‫و واقعاً باعث افتخارمه که

278
00:32:06,538 --> 00:32:10,330
‫شما اطراف شهرتون رو بهم نشون بدین.

279
00:32:23,621 --> 00:32:27,080
‫سربازها خیلی به ماکوندو خسارت زدن، ژنرال.

280
00:32:27,163 --> 00:32:29,121
‫چه لیبرال‌ها و چه محافظه‌کارها.

281
00:32:29,205 --> 00:32:30,038
‫می‌دونم.

282
00:32:31,538 --> 00:32:34,913
‫مأموریت من محافظت از این شهره،
‫صرف نظر از هر حزبی.

283
00:32:34,996 --> 00:32:36,996
‫من این قول رو به سرهنگ بوئندیا دادم.

284
00:32:40,996 --> 00:32:42,413
‫با پسرم حرف زدی؟

285
00:32:43,413 --> 00:32:44,246
‫بله.

286
00:32:45,038 --> 00:32:47,038
‫قبل اینکه بیام اینجا دیدمش.

287
00:32:48,996 --> 00:32:50,121
‫دستگیرش کردن؟

288
00:32:50,913 --> 00:32:53,830
‫نه، اون با افرادشه
‫و داره ارتش شورشی رو رهبری می‌کنه.

289
00:32:56,746 --> 00:32:57,705
‫ما دشمنیم.

290
00:32:58,246 --> 00:32:59,246
‫دشمن‌های شخصی.

291
00:33:01,205 --> 00:33:04,038
‫ولی دشمن مشترکی داریم
‫که ازمون قدرتمندتره.

292
00:33:05,163 --> 00:33:06,246
‫بی‌عدالتی.

293
00:33:06,830 --> 00:33:10,246
‫بی‌عدالتی طبق منافع
‫رنگ عوض می‌کنه، ژنرال.

294
00:33:10,746 --> 00:33:12,955
‫الان دیگه وعده و وعیدها

295
00:33:13,038 --> 00:33:15,663
‫مثل دوران همه‌گیری بی‌خوابی
‫پوچ و توخالی‌ان.

296
00:33:16,330 --> 00:33:17,371
‫خانم اورسولا،

297
00:33:17,455 --> 00:33:19,121
‫من برای پسرتون احترام قائلم

298
00:33:19,955 --> 00:33:22,455
‫و با همون احترام
‫با ماکوندو رفتار می‌کنم.

299
00:33:22,538 --> 00:33:24,038
‫بهتون قول میدم.

300
00:33:24,788 --> 00:33:26,288
‫امیدوارم، ژنرال.

301
00:33:28,830 --> 00:33:31,621
‫ماکوندو دیگه طاقت نداره
‫برای این جنگ تلفات بده.

302
00:33:32,705 --> 00:33:33,788
‫عصرتون بخیر.

303
00:33:41,080 --> 00:33:42,913
‫در حالی که سرهنگ آئورلیانو بوئندیا

304
00:33:42,996 --> 00:33:46,413
‫داشت مخفیانه از مسیرهای
‫باریک براندازی دائمی عبور می‌کرد،

305
00:33:46,496 --> 00:33:51,163
‫ژنرال مونکادا افسران غیرمسلح رو
‫جایگزین سربازان کرد

306
00:33:51,246 --> 00:33:53,080
‫و فضایی مطمئن ایجاد کرد

307
00:33:53,163 --> 00:33:56,580
‫که باعث شد مردم به جنگ
‫به چشم کابوسی مضحک از گذشته نگاه کنن.

308
00:33:57,538 --> 00:34:01,330
‫هیچ پرچمی نباید
‫بالاتر از کرامت انسانی باشه.

309
00:34:01,955 --> 00:34:05,288
‫برای همین همه در ماکوندو باید
‫حقوق برابری داشته باشن.

310
00:34:05,996 --> 00:34:07,538
‫فرصت‌های برابر.

311
00:34:08,705 --> 00:34:10,955
‫این چیزیه که بنیان‌گذارانش
‫همیشه می‌خواستن.

312
00:34:12,080 --> 00:34:15,913
‫و اولین قدم
‫برای تبدیل این هدف به واقعیت

313
00:34:17,038 --> 00:34:20,038
‫تضمین آموزش عمومیه.

314
00:34:31,830 --> 00:34:35,121
‫باید اعتراف کنم که فکرش رو نمی‌کردم
‫سر قولتون بمونید

315
00:34:36,705 --> 00:34:40,413
‫یا اونقدی زنده باشم که ببینم ماکوندو
‫مثل دوران خوزه آرکادیو شده.

316
00:34:41,038 --> 00:34:42,413
‫اون دوران چه شکلی بود، خانم؟

317
00:34:43,496 --> 00:34:44,538
‫هیچ حزب

318
00:34:45,454 --> 00:34:46,413
‫یا سربازی وجود نداشت.

319
00:34:49,246 --> 00:34:50,996
‫نمی‌دونستیم ترس چیه

320
00:34:52,538 --> 00:34:55,704
‫و مردم خونه‌هاشون رو
‫هر رنگی که می‌خواستن می‌زدن.

321
00:34:57,788 --> 00:35:00,621
‫خوشحالم که می‌شنوم
‫در مسیر درستی هستیم.

322
00:35:01,121 --> 00:35:01,954
‫آره.

323
00:35:07,996 --> 00:35:09,579
‫خبری از آئورلیانو نشده؟

324
00:35:13,246 --> 00:35:14,079
‫نه.

325
00:35:16,871 --> 00:35:19,663
‫فقط امیدوارم آتش‌بس رو در نظر بگیره.

326
00:35:21,788 --> 00:35:24,038
‫مردان به جنگ عادت کردن.

327
00:35:26,204 --> 00:35:28,371
‫دیگه نمی‌تونن راه خروجی ازش پیدا کنن.

328
00:37:30,871 --> 00:37:32,288
‫پدربزرگت کجاست؟

329
00:37:33,496 --> 00:37:34,663
‫اون پشته.

330
00:37:35,288 --> 00:37:36,954
‫از صبح این‌جوریه.

331
00:37:52,454 --> 00:37:53,954
‫یه نامه به دستمون رسیده.

332
00:37:54,913 --> 00:37:56,163
‫از طرف آئورلیانوئه.

333
00:38:14,579 --> 00:38:16,454
‫باز بهش پیش‌آگاهی شده.

334
00:38:26,662 --> 00:38:31,787
‫[اورسولا، مامان،
‫خوب مراقب بابا باش]

335
00:38:31,871 --> 00:38:35,871
‫[چون اون قراره بمیره.
‫از طرف آئورلیانو ب.]

336
00:38:37,329 --> 00:38:39,371
‫خوزه آرکادیو بوئندیا

337
00:38:40,329 --> 00:38:43,246
‫با وجود قدرت زیادش،
‫تاب مقاومت نداشت.

338
00:38:44,287 --> 00:38:47,121
‫اون پیرمرد عظیم‌الجثه
‫که در معرض آفتاب و باران قرار داشت،

339
00:38:48,287 --> 00:38:49,996
‫به همه‌چی بی‌تفاوت بود.

340
00:39:20,621 --> 00:39:21,829
‫خواهی دید که سرنوشت‌شون هم

341
00:39:23,162 --> 00:39:25,287
‫به همدیگه گره می‌خوره.

342
00:39:29,496 --> 00:39:31,204
‫سعی کن بخوابی.

343
00:39:33,579 --> 00:39:35,454
‫بعد از ظهر امروز خیلی قشنگه.

344
00:39:36,871 --> 00:39:37,704
‫خنکه.

345
00:40:11,829 --> 00:40:13,037
‫صبر کن، عزیزم.

346
00:40:14,662 --> 00:40:16,412
‫هنوز خوابم نمیاد.

347
00:40:17,412 --> 00:40:21,787
‫خوزه آرکادیو بوئندیا
‫در رؤیای اتاق‌های بی‌پایان خودش رو تسلی داد.

348
00:40:22,454 --> 00:40:24,954
‫خواب دید که داره از تخت بلند می‌شه،

349
00:40:25,996 --> 00:40:29,329
‫در رو باز می‌کنه
‫و وارد اتاق دیگه‌ای می‌شه.

350
00:40:45,912 --> 00:40:46,954
‫پسرم.

351
00:41:21,621 --> 00:41:22,662
‫ملکیادس.

352
00:41:24,371 --> 00:41:25,496
‫دوست قدیمیم.

353
00:41:38,287 --> 00:41:39,704
‫و درست مثل تالاری از آینه‌ها

354
00:41:40,579 --> 00:41:42,329
‫به اتاق دیگه‌ای رفت

355
00:41:43,120 --> 00:41:45,870
‫تا اینکه یکی از نوادگانش رو
‫در یکی از اتاق‌ها پیدا کرد،

356
00:41:46,745 --> 00:41:48,370
‫آئورلیانو بابیلونیا،

357
00:41:48,454 --> 00:41:50,579
‫که سال‌ها بعد

358
00:41:50,662 --> 00:41:52,370
‫زمانی که زنده بود

359
00:41:54,037 --> 00:41:56,412
‫دست‌نوشته‌های ملکیادس رو می‌خوند.

360
00:42:01,787 --> 00:42:02,995
‫پرودنسیو.

361
00:42:43,829 --> 00:42:46,620
‫باران ملایمی از گل‌های کوچک زرد

362
00:42:46,704 --> 00:42:49,579
‫شبانه مانند طوفانی خاموش
‫در شهر بارید.

363
00:42:59,287 --> 00:43:01,954
‫گل‌های زرد سقف‌ها رو پوشوندن
‫و درها رو مسدود کردن.

364
00:43:07,079 --> 00:43:10,579
‫انقدر گل بارید که مجبور شدن
‫خیابان‌ها رو با بیل تمیز کنن

365
00:43:10,662 --> 00:43:12,870
‫تا تشییع جنازه انجام بشه.

366
00:44:53,495 --> 00:44:55,704
‫سال‌ها بعد از مرگ پدرش،

367
00:44:56,829 --> 00:44:57,912
‫در اول اکتبر،

368
00:44:59,162 --> 00:45:00,579
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا

369
00:45:00,662 --> 00:45:03,329
‫با هزاران مرد مسلح
‫به ماکوندو بازگشت

370
00:45:04,329 --> 00:45:07,579
‫و به پادگان دستور داده شد که
‫تا آخر مقاومت کنند.

371
00:45:07,662 --> 00:45:10,953
‫خانم‌ها و آقایون.
‫برگردید به خونه‌هاتون!

372
00:45:18,662 --> 00:45:21,328
‫از خودتون دفاع کنید!
‫اونا اینجان! مراقب باشید!

373
00:45:21,412 --> 00:45:24,745
‫بریم جلو. توپ رو ببر جلو!

374
00:45:26,828 --> 00:45:27,662
‫خیلی خوبه.

375
00:45:28,912 --> 00:45:29,870
‫خوزه راکل!

376
00:45:30,745 --> 00:45:32,287
‫خوزه راکل، چه خبر شده؟

377
00:45:32,787 --> 00:45:33,828
‫آئورلیانو.

378
00:45:34,370 --> 00:45:36,287
‫اون و ارتشش سپیده‌دم رسیدن.

379
00:45:40,870 --> 00:45:41,912
‫می‌خوای چی‌کار کنی؟

380
00:45:42,578 --> 00:45:43,662
‫اگه اونا بهمون حمله کنن،

381
00:45:44,162 --> 00:45:45,203
‫از خودمون دفاع می‌کنیم.

382
00:45:45,703 --> 00:45:48,412
‫مسلسل رو بیارید اینجا!
‫اون جلو هم ببرید.

383
00:45:49,537 --> 00:45:52,370
‫- همه‌چی آماده‌ست؟
‫- نمی‌دونم کدوم‌تون احمق‌ترید.

384
00:45:54,870 --> 00:46:01,037
‫[مدرسه‌ی دولتی]

385
00:46:20,912 --> 00:46:23,703
‫اورسولا احساس کرد
‫پسرش براش غریبه‌ست.

386
00:46:25,995 --> 00:46:28,453
‫صورتش مثل فلز سخت شده بود

387
00:46:29,162 --> 00:46:32,828
‫و اولین علائم مقاومت
‫در برابر دلتنگی رو نشون داد.

388
00:46:38,245 --> 00:46:39,078
‫آئورلیانو.

389
00:46:40,120 --> 00:46:40,995
‫مادر.

390
00:46:44,412 --> 00:46:46,120
‫می‌خوای به ماکوندو حمله کنی؟

391
00:46:47,328 --> 00:46:48,578
‫مسخره‌ست.

392
00:46:49,203 --> 00:46:50,537
‫راه دیگه‌ای نیست.

393
00:46:51,078 --> 00:46:53,037
‫باید حکومت رو سرنگون کنیم.

394
00:46:54,037 --> 00:46:55,328
‫آئورلیانو، خدای من.

395
00:46:57,745 --> 00:47:00,412
‫مدت‌ها بود که
‫همچین آرامشی نداشتیم.

396
00:47:02,453 --> 00:47:05,412
‫هیچ‌کس دیگه توی شهر
‫از سیاست حرف نمی‌زد.

397
00:47:07,995 --> 00:47:09,162
‫این کار رو نکن، پسرم.

398
00:47:21,495 --> 00:47:23,995
‫به مونکادا این انتخاب رو میدم
‫که تسلیم بشه.

399
00:47:24,745 --> 00:47:26,162
‫این از سرشونم زیاده.

400
00:47:26,912 --> 00:47:29,370
‫تو رهبر این یاغی‌ها هستی

401
00:47:29,453 --> 00:47:32,412
‫و می‌تونی انتخاب کنی که دوباره
‫ماکوندو رو درگیر جنگ نکنی!

402
00:47:33,037 --> 00:47:35,745
‫می‌دونی چند سال منتظر بودم

403
00:47:35,828 --> 00:47:38,162
‫تا ماکوندو رو برای هدف خودمون پس بگیرم؟

404
00:47:41,370 --> 00:47:42,245
‫نمی‌دونم.

405
00:47:46,412 --> 00:47:47,912
‫ولی چیزی که می‌دونم

406
00:47:49,328 --> 00:47:51,828
‫اینه که هنوز وقت داری
‫کار درست رو انجام بدی.

407
00:48:03,453 --> 00:48:06,953
‫[با مبارزه‌ی مسلحانه
‫به پیروزی خواهیم رسید]

408
00:48:08,995 --> 00:48:09,995
‫...مرحوم.

409
00:48:10,828 --> 00:48:14,578
‫خدای پسر، ناجی دنیا،
‫روح درگذشتگان رو مورد رحمت قرار بده.

410
00:48:17,037 --> 00:48:20,870
‫خدای پسر، ناجی دنیا،
‫روح درگذشتگان رو مورد رحمت قرار بده.

411
00:48:22,995 --> 00:48:25,995
‫ای حامل کلید مرگ و جهنم،

412
00:48:26,995 --> 00:48:28,162
‫التماست می‌کنیم...

413
00:48:29,787 --> 00:48:30,953
‫ناجی دنیا،

414
00:48:31,620 --> 00:48:34,412
‫روح درگذشتگان رو مورد رحمت قرار بده.

415
00:48:37,870 --> 00:48:40,578
‫ای تثلیث مقدس، خدای یکتا،

416
00:48:40,661 --> 00:48:42,078
‫خدا، پدر بهشت،

417
00:48:42,161 --> 00:48:44,536
‫روح درگذشتگان رو مورد رحمت قرار بده.

418
00:48:45,620 --> 00:48:48,828
‫ای حامل کلید مرگ و جهنم،

419
00:48:50,661 --> 00:48:51,745
‫التماست می‌کنیم.

420
00:49:11,870 --> 00:49:14,995
‫قسر در نرفتیم، خوزه آرکادیو بوئندیا.

421
00:49:19,036 --> 00:49:21,078
‫در نهایت یه هیولا به وجود آوردیم.

422
00:49:21,161 --> 00:49:24,120
‫حمله!

